0

از زندگی کردن لذت ببرید (گام ۷)

زندگی کردن
اندازه متن

نمی‌توانید هدفی مقدس تر از تغییر کردن را در زندگی‌ تان جستجو نمایید!

سالهای زیادی از زندگیم را با مشکلات و مسائل مختلفی سپری کردم، سال های زیادی از عمرم را با ذهنی مملو از افکار و باورهای محدود کننده سپری کردم.

اما به لطف خدای مهربان در مسیری قرار گرفتم که زندگی من را دستخوش تغییرات بی شماری کرد، مسیری که قدم به قدم با شادی و آرامش و آگاهی بیشتر همراه بود و معنی زندگی کردن را برای من واضح کرد.

تغییر کردن، یکی از بنیادی‌ترین و ضروری‌ترین جنبه‌های زندگی کردن است. این جمله عمیق، به خوبی اهمیت تحول و دگرگونی را در مسیر رشد و تکامل انسان نشان می‌دهد.

چرا زندگی کردن مقدس است؟

تغییر، نشانه حیات است، موجودات زنده برای بقا و تکامل، ناگزیر به تغییر هستند. تغییر نکردن به معنای ایستایی و مرگ تدریجی است.

تغییر، فرصتی برای رشد است، هر تغییری، فرصتی برای یادگیری، تجربه و رشد شخصی است. با تغییر، می‌توانیم از محدودیت‌های خود فراتر رفته و به پتانسیل‌های نهفته خود دست یابیم.

تغییر، کلید موفقیت است، جهان پیرامون ما دائماً در حال تغییر است و برای موفقیت در این جهان، باید خودمان نیز تغییر کنیم.

تغییر، به ما معنا می‌دهد، تلاش برای تغییر و بهبود خود، به زندگی کردن ما معنا و هدف می‌دهد.

موانع زندگی کردن

آنچه مانع تجربه زندگی کردن انسان در جهان مادی می شود فقط محتوای ذهن او و نگرشی است که درباره زندگی کردن دارد. از آنجا که نگرش های ما درباره زندگی کردن به شکل الگوها از طریق گذشتگان در ذهن ما ایجاد شده است بنابراین طبیعی است که زندگی ما شباهت زیادی به والدین خودمان دارد.

برای تجربه زندگی کردن در دنیای مادی باید آنچه بعنوان الگو و نگرش ها در ذهن خود ذخیره کرده ایم را رها کنیم و سعی کنیم افکار و نگرش های منطبق با خواسته ها و علاقمندی هایمان را در ذهن خویش ایجاد کنیم.

به این صورت می توانیم متفاوت از آنچه تا کنون بوده ایم زندگی کردن را تجربه کنیم.

ترس از ناشناخته‌ها:

بسیاری از افراد از تغییر می‌ترسند، زیرا نمی‌دانند نتیجه آن چه خواهد بود. برای غلبه بر این ترس، می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق و قدم‌های کوچک، به سمت تغییر حرکت کرد.

عادت‌ها:

عادت‌ها، الگوهای رفتاری هستند که به مرور زمان در ما شکل می‌گیرند. برای داشتن تجربه متفاوت از زندگی کردن باید عادت های خود را تغییر دهیم.

برای تغییر عادت‌ها، باید اراده قوی، پشتکار و از همه مهمتر استمرار داشته باشیم.

محیط اطراف:

محیط اطراف ما، تأثیر زیادی بر رفتار و افکار ما دارد. برای ایجاد تغییر پایدار و خلق شرایط متفاوت برای زندگی کردن، باید محیط خود را نیز تغییر دهیم.

نداشتن انگیزه کافی:

بدون انگیزه، تغییر کردن بسیار دشوار است. برای ایجاد انگیزه، می‌توان اهداف مشخصی را برای زندگی کردن تعیین کرد و از مزایای رسیدن به آن اهداف و تاثیری که بر زندگی ما می گذارند آگاه شد.

چگونه تغییر می کنیم؟

  • خودشناسی: شناخت نقاط قوت و ضعف، باورها و ارزش‌ها، اولین قدم برای تغییر است.
  • هدف‌گذاری روشن: اهداف مشخص و قابل اندازه‌گیری، انگیزه ما را برای تغییر افزایش می‌دهند.
  • برنامه‌ریزی دقیق: با برنامه‌ریزی دقیق، می‌توانیم قدم به قدم به سمت اهداف خود حرکت کنیم.
  • پشتکار و صبر: تغییر، فرآیندی تدریجی است و نیاز به صبر و پشتکار دارد.
  • حمایت اطرافیان: حمایت خانواده و دوستان، می‌تواند در مسیر تغییر بسیار مؤثر باشد.

در نهایت، تغییر کردن یک انتخاب است. انتخابی که می‌تواند زندگی ما را متحول کند. با داشتن اراده قوی، برنامه‌ریزی مناسب و حمایت اطرافیان، می‌توانیم به هر تغییری که می‌خواهیم دست پیدا کنیم.

مهارت زندگی کردن

نکته بسیار مهمی که در زندگی من تغییرات زیادی ایجاد کرد تغییر نگاه به زندگی کردن بود، از زمانی که یاد گرفتم چگونه در زندگی روزمره با مسائلی که برایم رخ میدهد برخورد کنم به مرور تغییرات زیادی در زندگی من رخ داد و امروز میخوام درباره این موضوع بسیار مهم برای شما دوستان خوبم توضیج بدهم.

استفاده و بکار گیری این تکنیک فوق العاده میتواند شما را در مسیر تغییر زندگی بسیار توانمند کند، مسلما این تکنیک نیاز به تمرین و تکرار دارد و یک روز نمی توان در بکارگیری آن به درجه استادی رسید، اما به شما اطمینان می دهم اگر بیاموزید بر اساس توضیحات این فایل آموزشی عمل کنید به وضوح تغییرات زیادی را در زندگی خود مشاهده میکنید. به طوری که زندگی الان شما هیچ شباهتی با زندگی که در انتظار شماست نخواهد داشت.

طریقه برخورد ما با مسائل در زندگی تاثیر زیادی در شکل گیری لحظات آینده زندگی ما دارد، تاثیری که از مسائل زندگی در افکار و احساس ما ایجاد میشود شکل دهنده آینده ماست و ما میتوانیم با یادگیری چگونگی برخورد با مسائل زندگی تاثیر فوق العاده ای در شکل گیری آینده خود داشته باشیم.

شاید شما هم از آن دسته افرادی باشید که اعتقاد دارند سرنوشت آدمها در زندگی مشخص شده و راهی برای گریز یا تغییر آن نیست اما با تماشای این فایل توضیحی فوق العاده برای شما روشن خواهد شد که چنانچه بخواهید زندگی خود را تغییر دهید، مطمئنا قادر به انجام آن خواهید بود.

کاری که من با زندگی خودم انجام دادم و به لطف خدا در این چند ساله به دوستان زیادی که از دوره خدا هرگز دیر نمیکند استفاده کردند روش ساختن سرنوشت خود را آموزش دادم و نتایج عالی در زندگی خود کسب کردند.

به شما دوست خوبم پیشنهاد میکنم با دقت و به دفعات از این فایل فوق العاده استفاده کنید. هر بار که حرفهای گفته شده در این فایل را میشنوید برداشت شما از آن متفاوت و کامل از مرتبه قبل خواهد بود.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.51 از 85 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11255
110 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ناهید هلالی
      ۱۴۰۵/۰۲/۳۱ ۱۷:۴۲
      مدت عضویت: 102 روز
      امتیاز کاربر: 1410 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 192 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم 

      روز دوازدهم 

      من بارها واسه خودم چهله گذاشتم و خداروشکر توش موفق شدم و توانستم ۴۰ روز کنترل ذهن داشته باشم و نعمتها و اهدافم محقق شده بااین روش 

      الان هم روز دوازدهم از چهل روزم گذشته و هنوز  نفس میخات منو منصرف کنه یا جایی سرگرمم کنه ک روی خودم کار نکنم و بعد بگم وای امروز رو خودم درست کار نکرذم 

      همین بودن و فعالیت مثل خوندن کامنتها و نوشتن کامنت و گوش دادن ب همین فایلها ک ب انسان کلی ارامش میده و همین آرامشه ک منو هربار جلو برده 

      گاهی مواقع روی باورام کار میکنم لذت میبرم اما وقتشه بسپارم ب خدا توکلم راتقویت کنم و رها باشم که خودش خود بخود رخ بده 

      زندگی رو باید بتونم زندگی کنم چ بعضیا بخان چ نخان 

      الان چ شرایطی هست 

      هرکس از زندگیم رفته هرکی اومده 

      باید لذت ببرم اگر میخام مقاومتها رو بردارم و درمسیر جریان الهی باشم 

      ب اندازه ای ک از حاشیه دور شدم طی این سالها رشد کردم و ب اندازه ای وارد حاشیه شدم مانع ورود نعمتهاو ارامش وشادی شدم 

      کنترل ورودی ها بطور روزانه 

      دیده هام 

      شنیده هام 

      صحبتهام 

      نجوای روزانه درهمه کارها با خداوند و تجسم خاسته و اهداف  این همه چیزه 

      سپاس گذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۴/۰۱/۳۱ ۱۱:۴۰
      مدت عضویت: 2208 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 562 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم خوب زندگی کردن و خلق کردن 

      سلام خدای مهربون 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      از زندگی لذت ببریم 

      واقعا استاد چرا ما انسانها اینجوری هستیم چرا تو اتفاقها میمونیم منکه اینجوری هستم میگم حقم نبود من لایق این برخورد نبودم من مگه چکار کرده بودم که این رفتار با من داشتن مگه من خواهرسون نبودم مگه من دخترشون نبودم منکه بی ادبی بهشون نکردم 

      اینا باعث میشه من نگاهم به زندگی تغییر کنه اینا باعث میشه من نتونم از این لحظه زندگی از الانم لذت ببرم باعث میشن دیکه زندگی برای من معنا یی نداشته باشه باعث میشه من خودم از اونها دور کنم و باعث میشه من گاهی این موضوع یادم بیاد و بهش فکر کنم اعصابم خورد کنم و دیکه حوصله زندگی کردن نداشته باشم 

      ولی اگر من یاد بگیرم امروز زندگی کنم  امروز یه روز جدید من میخوام امروزم زندگی کنم میخوام از الانم از لحظه حالم لذت ببرم دیگه به اون حرفها فکر نمی‌کنم 

      طوریکه اون طرف حرفش و زد رفت شاید هم الان تو این دنیا نباشه زندگیش تموم شده باشه اما من اشتباهی که مرتکب میشم اینکه میگم چرا و چند تا چرا پشت سر هم برای من ایجاد میشه آخرشم میگم خوب منو دوست نداشته دیکه 

      و لی من دارم یاد میگیرم تو اتفاقات نمونم در اتفاقات گیر نکنم به اتفاقات توجه نکنم به الانم فکر کنم از الانم لذت ببرم میخوام غذا درست کنم با شوق و ذوق با عشق غذا درست کنم 

      من خیلی سعی کردم در لحظه حال زندگی کنم اما همش یادم میره تو در ذهن من نهادینه نشده که ذهنم به عادتم تبدیلش  کنه 

      ولی ناامید نمیشم ادامه میدم تمرینم ادامه میدم تا بالاخره به عادت من تبدیل بشه 

      تنها راهی که میتونم زندگی کنم با آرامش همین باید آگاهی‌ها رو عمل کنم باید یاد بگیرم هر چیزی که امروز در این فایل یاد گرفتم در طول روز زندگیش کنم 

      من در این فایل یاد گرفتم در لحظه حال زندگی کنم لحظه حال یعنی چی  یعنی توجه کردن به اون کاری که میخوای انجام بدی 

       و چقدر بد و زشت که درباره موضوعاتی ‌که دوست نداریم صحبت کنیم  هم زشته از این جهت که پشت سر دیگری حرف زدیم هم زشته چوم داریم به خداوند میگیم من از این اتفاق خیلی خوشم اومده خیلی لذت بردم لطفا در زندگی من بیشتر اتفاق بیافته 

      و خداو ند هم من هر درخواستی کنم اجابت میکنه پاسخ میده در نتیجه اتفاقات بد در شکل‌های مختلف وارد زندگی من میشه 

      ممکن یهو سرم درد بگیره ممکن یه چیزی خراب بشه ممکن بخورم زمین پاهام درد بگیره و….

      و اینکه من خدارو شکر میکنم که هر کسی هر رفتاری با من داره من جواب نمیدم فقط به حرفش گوش میدم نگاهش میکنم 

      و بعدا پیام خونه اگر غریبه باشه بگم چرا اینو نگفتم اون اینو گفت منم باید اینو میگفتم یا من باید حسابشو برسم پررو میشه خدارو شکر اینجوری فکر نمی‌کنم حتی اگر غریبه باشه 

      و خدایا به من کمک کن تا من یادم نره در ذهنم این آگاهی نهادینه بشه ‌که امروز باید زندگی کنم از لحظه لحظه اون لذت ببرم سپاسگزار خداوندم باشم در مورد هر چیزی که دوست ندارم وارد زندگیم بشه صحبت نکنم و گسترش ندم و تقاضا نکنم 

      خدایا تو را سپاس برای تک تک این کلمات که زندگی منو می‌سازه و خدایا سپاس برای وجود استادم که برای ما در نظر گرفتی و به او حرفاتو میزنی و استادم اون حرفها رو برای ما بیان کنه بینهایت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۴/۰۱/۲۳ ۱۱:۲۵
      مدت عضویت: 2208 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 753 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و خلق کردن و تغییر کردن 

      سلام خدای مهربون 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد من فکر میکردم در این قسمت مشکل ندارم یعنی نگاهم به زندگی نگاه خوبی 

      ولی شما امروز اشاره کردید که نمیشه همیشه اتفاقات خوب در زندگی ما رخ بده ما یه خانم فریبکار هم داریم که همیشه آتیش بیار معرکه هست 

      من پنج شنبه گذشته میخ استیم بریم شهرستان همسرم از صبح که بیدار شد عصبانی بود و عجله داشت که زودتر بره شهرستان گفتم حالا رسیدی الان شهرستان کجا میخوای بری باید در مسجد باز بشه که تو بری پس صبر کن 

      خلاصه اون عصبانی بود کل روز منو تلخ کرد چون تا می‌رفت یادم بره یه موضوع دیگه میومد وسط یه سری هم در اون باره غر میزد من مونده بودم که من چه فکری داشتم در اون همزمانی قرار گرفته بودم 

      خلاصه نه تنها اون روز بلکه فردای اون روزم تاثیر گذاشت 

      و اشکال من اینکه نگاهم نتونستم به خوبی در زندگی اصلاح کنم البته خیلی اصلاح کردم ولی هنوز تموم نشده 

      منم این نگاه دارن مثلا پنج شنبه بعد امروز شنبه است سالگرد داماد عموی منه پارسال در چنین روزی پدر من یه رفتاری با من داشت 

      که براتون تعریف کردم که الکی گفت کلید نیوردم و اینا الان یکسال داره میگذره من گاهی بادم میاد و سعی میکنم بهش فکر نکنم ولی اولش ناراحت میشم 

      وقتی در حسینیه بودم گفتن هفته بعد سالگرد فلانی یهو یه تغییر احساسی عجیبی تجربه کردم ناراحت شدم یادم افتاد به اون اتفاق و خانم فریبکار آتیش بیار معرکه میگفت آهان دیدی بابات پارسال اون کارو کرد امسال بچه هاش هم یاد گرفتن دست به یکی کردن تو رو پیچوندن 

      من یاد گرفته بودم که نباید در اتفاقات بمونم گیر کنم ولی یکم گیر کردم و سریع یادم افتاد گفتم ولش کن فورا به انگشهای دستم توجه کردم میگفتن من به خدا ایمان دارم 

      و حال خودم خوب کردم با اینکه پدر من بهشتی شدن با اینکه یکسال گذشته ولی گیر کردن هست 

      من امروز یاد گرفتم امروز زندگی کنم امروز یه روز جدید خداوند توجهی به دیروز  من نداره 

      من یاد گرفتم وقتی میخوام گیر کنم به یک موًولی و خانم فریبکار میاد وسط هیزم میریزه تو این آتیش شدتشو  زیاد میکنه من ناراحت میشم 

      نگاهم تغییر بدم به اون موضوع توجه نکنم دربارش فکر نکنم بیام به یه موضوع دیکه فکر کنم مثلا به گلهای قالی نگاه کنم هواسم پرت کنم به اینکه چطور این فرش بافته شده فکر کنم هواسم پرت کنم 

      امروزم یاد گرفتم وقتی اتفاقی میافته که باعث ناراحت شدن من میشه بهترین راه اینکه دربارش حرف نزنم و بهش فکر نکنم چون باعث رشد اون موضوع میشم 

      امروز یاد گرفتم وقتی من درباره یه موضوعی که باعث ناراحتیم شده فکر کنم حرف بزنم خداوند فکر میکنه من از این موضوع خیلی خوشم میاد و حرف زدن من درباره این موضوع یه جور درخواست دادن من دارم به خدای خودم میگم که خدایا من از این موضوع خیلی خوشم میاد لطفا از اون در زندگی من زیاد اتفاق بیافته 

      و خداوند هم پاسخ احساس من  میده اون  افزایش میده قانون سیستم خداوند به این شکل و برای همه یکسان 

      و واینکه باید از طبیعت و از زندگی بچه ها از زندگی افراد متناسب و افراد موفق درس بگیریم مثال پیدا کنیم برای حل مسئله خودمون 

      من هنوز این موضوع خوب درک نکردم کلی گاهی هم میتونم مثال پیدا کنم 

      بعد اینکه یاد بگیرم در مشکلات مسائل نمونم ازش عبور کنم بزرگ بشم که باعث رشد و پیشرفت من میشه 

      من الان چند دقیقه قبل این فایل گوش دادم بعدش تمرین نوشتم این بهترین راه که هم من فایل گوش کنم هم تمرین بنویسم 

      و اگر با تمرکز فایل گوش ندیدم نمیتونیم بعدش تمرین بنویسم چون این اتفاق بارها و بارها برای من رخ داده اعصابم خورد بوده اومدم فایل گوش کنم از اون موضوع رها بشم گوش دادم اونجا متوجه میشدم ولی بعدش انگار همه چیز یادم می‌رفت نمیتونستم تمرین بنویسم 

      و خدارو شکر میکنم این فایل با آرامش گوش دادم میخواستم اولین کاری که بعد از بیدار شدنم انجام دادم فایل گوش کردن تمرین نوشتن باشه چون میخواستم اول صبحی آگاهی‌های مناسب به ذهنم بدم 

      استاد این فایل خیلی دوست دارم و تصمیم گرفتم در پوشه فایلهای طلایی خودم قرار بدم 

      منم یه پوشه درست کردم در گوشی خودم بعنوان فایلهای طلایی و هر فایلی که دوست داشته باشم البته درک بهتری از اون دارم در اون پوشه قرار بدم البته اینم بگم این دوره هر فایلی خودش یک کلید موفقیت بینهایت سپاسگزارم برای تهیه این دوره ارزشمند و بینهایت سپاسگزارم برای تک تک کلماتی که به  من آموختید تا من هم بتونم تغییر کنم بینهایت سپاسگزارم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۳/۱۲/۲۵ ۱۷:۰۴
      مدت عضویت: 1311 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 427 کلمه

      و خدایی که در این نزدیکیست. 

      زندگی را باید زندگی کرد،این جمله به ظاهر ساده ست ولی وقتی میرم به درونش متوجه میشم خیلی حرفها درونش وجود داره،این جمله یعنی اینکه باید هر اتفاق به ظاهر بد میفته خیلی راحت و با آرامش کنار گذاشته بشه و از خدا بخوایم که دلمون رو آروم کنه.منم گاهی این افکار مزاحم رو ایستم که شب عروسیم فلان اتفاق افتاد،فلان مراسم اون اتفاق بد افتاد،یا همسرم فلان حرفو زد و جیگر منو خون کرد و حسابی با خودم در حال مرور خاطرات و حرفه‌ای گذشته بودم.خیلی نشخوار ذهنیم زیاد بود،همش دلم میخواست غرق گذشته بشم نه اینکه اتفاقات خوبش رو یادآوری کنم،دلم میخواست حرفها و اتفاقات تلخش رو مرور کنم،واقعا نمیدونم چرا اینجوری بودم؟؟همیشه هم در حال شکایت از زندگیم بود و از خدا میخواستم توی سن ۴۰ سالگی بمیرم و بعد خوشحال بودم از این افکارم و توی حرفها با اطرافیانم احساس غرور میکردم که افسردگی دادم،خیلی داغون بودم و فاز آدم بدبختها رو داشتم و جالب هم بود که هر روز توی بدبختی و افسردگی بیشتری داشتم دست و ما میزدم،هر کی از بدیهای زندگی متاهلی میگفت منم کنارش حرف برای گفتن داشتم.ازدواج و متاهل شدن رو راهی برای بسته شدن آرزوهام میدونستم و مدام همسرمو مقصر اتفاقات بد زندگیم میدونستم.خدایا شکرت که روزهای تلخ و احمقانه ی زندگیم تموم شد و هدایت شدم به مسیری که منو تشویق میکنه به زندگی و طول عمر بیشت،مدام به خودم میگم من تازه ۴۰ سالمه،من هنوز زندگی نکردم،من کلی کار دارم برای انجام دادن،قبلا اگر آدم‌های سالمند بالای ۸۰ یا ۹۰ سالو میدیدم فکر میکردم که چجوریه اینا از رندگی سیر نشدن و بدنشون سالمه؟؟ولی الان متوجه شدم که همش به این بستگی داره که اونا با عشق دارن زندگی میکنن،اونا از خدا طول همر خواستن و خدا هم بهشون داده،پس منم میتونم عمر بلند و مفیدی داشته باشم.میخوام مابقی عمرمو زندگی کنم و درگیر خاله زنک بازی‌ها نباشم.میخوام توی لحظه زندگی کنم.میخوام هر روزم با احساس خوب بگذره.میخوام خونه ی تمیز و قشنگم رو با عشق نظافت کنم و توی محل کارم با عشق کار کنم.میخوام زندگی کنم.مگه زندگی کردن چیه؟؟همین افکار خوبه،همین درگیری های روزمره ست،همین بالا و پایین شدنهاست پس باید همواره به چیزهای خوبی که هر روز دارم باهاشون میگذرونم دل ببندم تا زندگیم قشنگ تر و با حال خوب تر بگذره.الهی شکر.دلم نمیخواد اون روزای مریض و افسره م برگرده و حتی مرورشون کنم،من دارم یاد میگیرم با رفتن و آمدن به محل کارم در کنار همسرم با عشق نگاه کنم.لبخند بزنم و کارمو عالی انجام بدم تا روی خوش بیشتری از زندگی ببینم.الهی شکر.

      یا حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۳/۱۱/۲۷ ۰۰:۱۷
      مدت عضویت: 2558 روز
      امتیاز کاربر: 22130 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 737 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      وقت بخیر عزیزان 

      فراز و نشیب های زیادی در زندگی داریم .در زندگی افرادی که فکر می کنن که همیشه باشن .بخندن و فراز و نشیبی وجود نداشته باشه وجودنداره همچین زندگی .

      همیشه چالش هستش .پیشرفت های بشر همه از شکست خوردن ها و تلاش کردن بعدش بوجود میاد و کیفیت زندگی رو می بره بالاتر .

      زندگی شما با برخورد به موانع هست که می تونه پیشرفت کنن .اما بعضی وقتی به موانع می رسن می گن وای بدبخت شدین و دیگه نمی شن ولی افراد موفق وقتی به موانع برمی خورن به خدا توکل می کنن و سعی می کنن مانع و رد کنن و پیشرفت دارن .انسانی موفقه که از مانع رد بشن و یواش یواش زندگیش تغییر می کنه .گاهی مسایلی پیش میاد که مقصرش هم ما نباشیم و آدم کا روزش خراب می شن .

      مثلا ما هفته پیش رفته بودیم عروسی دختر خالم در مکزیک که یه ریزورت گرفته بودند که همه اونجا اتاق گرفته بودند و با هم بودن همه فامیل

       و ما شب اول که رسیدیم همسرم سعی کرد که اتاق ما و مامانم و نزدیک بهم بگیره  که راحت باشیم لی نشد هتلی گفت که یه جا دیگه رو بهمون می ده که دو تا اتاق جدا داره با دو تا حموم دستشویی که با همه 

      خلاصه شب اول می خواستم برم حموم دیدم آب سرده شیر دوشو هر چی می چرخوندم اینور اونور گفتم حتما جور دیگه اییه و من بلد نیستم همسرم و صدا زدم گفتم اینطوریه خلاصه زنگ زد اومدن گفتن تا صبح درست می کنیم دیگه منم یه خورده کلافه شده بودم چون می خواستم دوش بگیرم ولی نمی خواستم به همسرم هم فشار بیارم استرس بگیره چون هی مامانم می گفت می رم الان پدرشون و در میارم فلانی و می برم با خودم دفتر که حرف بزنه مگه این و اونجا هم یه هتل خیلی شیک بود . و خلاصه من گفتم حالا بریم صبحونه بخوریم صبح شد بازم درست نشده بود و بعد دیگه رفتیم لب استخر که همسرم گفت من می رم خونه دیگه همون موقع زنگ زد که باید اتاقمون و عوض کنیم بیاین یعنی می خوام بگم اگه قبلا بود من و همسرم فکر کنم تا آخر حالمون خراب می شد ولی خدا رو شکر تونستیم از مانع عبور کنیم وبه حرف دیگران هم گوش نکردیم و من اینو هی تکرار نکردم برای بقیه که می دیدیمشون ولی مامانم هی می گفت این همه پول گرفتن نه باید این ووو

      و اما من فقط نگاه کردم گفتم حالا اومدیم عروسی دیگه انقدر ایراد نگیرین از همه چی دو روزه آدم می خواد بخنده .منم سریع یاد گرفتم در بیشتر موارد 

      اونجایی هم که دست خودمون نیست دیگه باید رها کنیم و به خدا بسپریم فقط کمک از خدا می خوام بیشتر مواقع به کسی چیزی نمی گم می گم خدایا همیشه حمایتمون کردی هدایتمون کردی برات کاری نداره اینو هم درست کنی .

      اینو واقعا باید یاد بگیریم که در زمان حال زندگی کنیم و این خیلی زندگی و تغییر می ده .در زمان حال زندگی کنی و افکار مثبت بیشتری داشته

       باشیم تعادل اونها بهم می خوره .

      مثلا دیدم مامانم یه وقتها می گن که اره یه حرف‌هایی خیلی درد اوره تو قلب آدم می مونه والا به من هم همه خیلی از این حرفا زدن همه همینطورن ولی رها کردم آدم یادش نمی ره .ولی وقتی ذهنمون و پرورش می دیو ابعاد دیگه زندگی رو تحت تاثیر قرار می دن .هر چقدر ما سیستم زندگیمون و به سیستم خداوند نزدیک کنی. ما در زندگی موفق تر می شیم .طبیعت یه سیستم همیشه جاری خداونده .هر چقدر بلا سر طبیعت بیاری باز طبیعت ادامه می دن و می گذره .خداوند هیچ چیزی و متوقف نمی کنن .هیچ وقت به خاطر هیچ چیزی خداوند در روند جهان اختلال ایجاد نمی کنه ..

      باید یاد بگیریم زندگی و زندگی کنیم .باید بتونی ازش بگذری از هر چیزی که خوشت نیومد. هر روز یه روز جدیده .یاد بگیر توجه نکنی .اتفاقهای ناخوشایند و باید تکرار نکنی بازگو نکنی . سخته من ممکنه الان به کسی نگم ولی یه وقتها مرور می شه تو ذهنم می گم مثلا اون موقع اینجور رفتار کردیم حالا به خاطر همون رفتار الان اینجوری شده و.

      هر اتفاقی افتاد بگذرین .لحظات فعلی رو به خاطر گذشته خراب نکنین واقعا همینه بهتر که سعی کنیم مرور نکنیم و .اگر بهش فکر نکنی تاثیری در زندگیت نمی زارن و حالت و خراب نمی کنن .تلافی نکنید و خیلی مهمه کن نگاهمان نگاه صحیحی باشه . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۷ ۱۲:۲۹
      مدت عضویت: 835 روز
      امتیاز کاربر: 11516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 477 کلمه

      سلام ودورد بر استاد جانم 

      دیدن فایل های شما گوش دادن به صحبتهای ارزشمند تون چیزی بود که از همون روزی که من اولین فایل رو دیدم تغییر کردم ذهنم ورفتارام تغییر کردوهرروزی که گذشت بیشتر تغیرات ذهنی در خودم دیدم افرادی که در یک زندگی میمونن و درجا حالت راکت زندگی میکنن هیچوقت نمیتونن لذت تغییر رو بچشن

      زندگی یکنواخت داشتن وبدون چالش نمیتونه از ما انسانی محکم بسازه انسانی که شجاعت داشته باشه و بتونه شرایط رو تغییرش بده و ازش لذت ببره تامشکلات نباشن نمی‌تونیم از لذت بعدش که حل میشن لذت ببریم این قانون طبیعت هست که بعداز زمستون بهار میاد و از بهار لذت می‌بریم واقعا این تغییرات رو باید از طبیعت ببینیم که چطور فصل ها عوض میشن بدون هیچ اختلالی سروقت بهار میاد پاییز میاد وخداوند هیچوقت در روند روز و شب اختلالی بوجود نمیاره در هر شرایطی که باشه زندگی در جریان هست و ادامه داره و دنیا کاری به غم و اندوه ما نداره اون کار خودش رو انجام میده  گاهی اوقات ما با ماندن در گذشته ورنجشهایی که بهمون رسیده وسالهاازش گذشته ویادآوری کردن اون خاطرات فقط حال امروز خودمون خراب میکنیم وهیچ سودی هم ندارع 

      همانطور که ما در تناسب فکری به این نتیجه رسیدیم که ذهن درکی از گذشته و آینده ندارع ویادآوری خاطرات بد ذهن مارو تشویق می‌کنه که ما همونهایی که داریم در موردش فکر میکنیم رو تمایل به داشتنش داریم و بهمون میده وحال و احساس الان مارو خراب می‌کنه 

      باید ببخشم باید رها کنم باید بگذرم تا بتونم تغییر کنم و زندگی جدیدی بسازم و لذت بیشتری از نعمتهای خدا ببرم 

      همه چیز در جهان درحال تغییر کردن هست ماهم باید یاد بگیریم که فقط گذر کنیم 

      اتفاق های بد رو پی گیری نکنیم درباره اش حرف نزنیم وبه جهان هستی از خال بد خودمون کد ندیم 

      حتی در مورد بیماری هم همینطور هست من تجربه داشتم وقتی در مورد بیماری که داشتم داعم حرف زدم و برای دیگران تعریف کردم و بهش پرو بال دادم اون بیماری وسعت گرفته 

      خداروشکر از وقتی وارد این سایت فوق العاده شدم خیلی خوب میتونم کنترل احساسات و کنترل رفتارم رو داشته باشم 

      در مورد بیماری که اصلا بهش فکر نکردم ودرکمال ناباوری دیدم که خودش خوب شد و تموم شد 

      همین چند روز پیش یه خبری در باره گذشته برام اومد که من فقط در حد چند دقیقه حالم بد شد و بهش فکر کردم و خیلی خوب تونستم حالم رو خوب کنم و بهش فکر نکنم و از یادم رفت و تموم شد 

      اتفاقات و اخبار بد دیگه هرگز نمیتونه حالم رو بد کنه و تمام روز رو بهش فکر کنم 

      یاد گرفتم که از لحظه لحظه زندگی الآنم لذت ببرم و شکر گزاری کنم و بتونم حالم و احساسم رو خودم خوب کنم و حال خودم رو به حال دیگران گره نزنم استاد واقعا فایل عالی بود ازاون دسته فایلها که باید صدها بار گوش داد ودید و بهره برد سپاسگزارم از شما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شرمین امانی
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۶ ۰۷:۳۰
      مدت عضویت: 620 روز
      امتیاز کاربر: 10395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 147 کلمه

      سلام بر استاد گرامی و دوستان هم مسیر 

      واقعاً این قسمت خود من بودم چیزی که سالهاست درش گیر کردم خواهرم چرا اون حرف زد برادر شوهرم چرا اون رفتار کرد و تا مدتها حتی سالها بهش فک کردم در ذهنم مونده و در موردش حرف زدم و هر بار باعث شده باز از همون اتفاقات برام بیوفته من خدارو شاکرم که در این مسیر قرار گرفتم و فهمیدم باید گذشت و در موردش حرف نزد من حدود چن ماهی بود که ذاتا این تصمیم گرفته بودم این فایل شد تیر آخر و معجزه خدا بود که سر رهام قرار داد تا بر تصمیم خودم پایدار باشم بگذرم و از بدی ها و زشتی ها نگم.

      من سالهاست از رفتار خواهرم نسبت به خودم رنج می کشم و این باعث شد که بفهمیمم باید بگذرم به خاطر خودم و اصل زندگی مو بخاطر حرف و رفتار اون عقب نندازم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شرمین امانی
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۶ ۰۶:۴۹
      مدت عضویت: 620 روز
      امتیاز کاربر: 10395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 147 کلمه

      سلام بر استاد گرامی و دوستان هم مسیر 

      واقعاً این قسمت خود من بودم چیزی که سالهاست درش گیر کردم خواهرم چرا اون حرف زد برادر شوهرم چرا اون رفتار کرد و تا مدتها حتی سالها بهش فک کردم در ذهنم مونده و در موردش حرف زدم و هر بار باعث شده باز از همون اتفاقات برام بیوفته من خدارو شاکرم که در این مسیر قرار گرفتم و فهمیدم باید گذشت و در موردش حرف نزد من حدود چن ماهی بود که ذاتا این تصمیم گرفته بودم این فایل شد تیر آخر و معجزه خدا بود که سر راهم قرار داد تا بر تصمیم خودم پایدار باشم بگذرم و از بدی ها و زشتی ها نگم.

      من سالهاست از رفتار خواهرم نسبت به خودم رنج می کشم و این باعث شد که بفهمم باید بگذرم به خاطر خودم و اصل زندگی مو بخاطر حرف و رفتار اون عقب نندازم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بی همتا
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۴ ۲۱:۴۹
      مدت عضویت: 2385 روز
      امتیاز کاربر: 22363 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 184 کلمه

      آدم ها ذاتا عجول اند.من دقیقا همینطوری ام . و این ویژگی هستش که باعث میشه اقدامی نکنم و از دو جهت به من آسیب میزنه اگر کاری رو شروع کنم هرروز بهم میگه چرا نتیجه نگرفتی ،پس چرا لاغر نشدی ، چرا ثروتمند نشدی و وقتی هم که کاری انجام نمیدم همش میگه تو عقب موندی تز بقیه و یک‌ بازنده ای.هنوز یاد نگرفتم که بهش اهمیت ندم و این منو اذیت میکنه چون نتایجی که گرفتم رو نادیده می گیرم و همیشه به جنبه منفی اتفاقات فکر میکنم.و بخشی که استاد گفتن باید عمل کنی دقیقا درسته امروز مثالی رو شنیدم که خیلی جالبه ؛ اگر فقط فایل گوش بدی و تماشا کنی و تکرار و تمرین نداشته باشی مثل اینه که سردرد داشته باشی ولی فقط به قرص مسکن نگاه کنی و انتظار داشته باشی سردردت خوب بشه و همچین چیزی امکان نداره برای مسائل ذهنی یادگیری بخش کوچکی از مسیر هستش برای نتیجه گرفتن تمرین و تکرار بسیار اهمیت داره. هروقت فایلی از لاغری با ذهن گوش‌میکنم بعدش در آینه خودم رو چک می‌کنم یا انتظار دارم بقیه بگن لاغری شدی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار بی همتا
        ۱۴۰۳/۱۰/۰۶ ۱۳:۴۰
        مدت عضویت: 2385 روز
        امتیاز کاربر: 22363 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

        استاد من کامنتم ادامه داشت به خاطر ایموجی بقیه ش نیست؟

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 13 کلمه

          سلام و درود
          ایموجی ها به صورت خودکار از نوشته ها پاک میشه

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۴ ۰۹:۵۵
      مدت عضویت: 2203 روز
      امتیاز کاربر: 12525 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 521 کلمه

      سلامی به لطافت وطراوت صبح بارانی تهران خدمت شما استاد گرامی 

      صبحتون بخیر

      خداروبسیار شاکرم که بارون رحمتش به سرمون بارید ودوباره تهران نفس تازه کشید 

      استاد جان واقعا پاشنه آشیل من همین جاست یکی از نقاط ضعف منم همین خوب که فکر میکنم میبینم چقدر افکار راجب این دارم که فلان روز فلان همسایه فضولم چه حرفی زد ومنو ناراحت کرد 

      فلان فامیل عوضی فلان حرف زد وحرص منو درآورد حتی فلانی منو تحقیر کرد جوابش ندادم حیف شد یا اینا بماند وقتی مثلا پدرت باهات بد تا کنه وبا زبونش بهت فلان حرف بزنه از بقیه چه انتظاری داری 

      استاد جان من مدت ها بود چند سال با جاریم جنگیدم اما میدونید چی فهمیدم که درسته که آدم خیلی خوبی نیست اما مسببش خواهر شوهرم بود که مرتب حرفهای بدی از طرف اون راجب من میزد وبه گوشم میرسوند وبرعکس 

      تازه فهمیدم که این حرف شما چقدر به کار میاد اون نظر اون من اینجور فکر نمی‌کنم

      چقدر آدم راحت میکنه برفرض که از من خوشش نیاد نظر اون منکه از خودم خوشم میاد

      واینکه گیر نکنم در حرفها ونظرات  بقیه

      ازش بگذرم 

      چقدر قشنگ ودرست گفتین که مثل طبیعت باشیم 

      از مشکلات بگذریم از اتفاقات حادثه ها ودرست بعداز حادثه واتفاقات ومساله شروع به ترمیم کنیم 

      شروع به خوب کردن ودرست کردن وبرامون ذره ای ناراحت کننده نباشه 

      وکمک کننده ترین کار اینکه راجب مشکلات ومسائل حرف نزنیم اصلا مطرحش نکنیم  گوش نکنیم به مسائل بقیه زیاد پیش آدمها نریم الان شرایط جوری شده که متاسفانه ۹۹ درصد آدمها سمی شدن 

      مدام غر میزنن 

      دیر به دیر ببینمشون وراحت زندگی کنیم واینقدر کوتاه پیششون باشیم که وقت نکنن حرفهای بیخود بزنن 

      یعنی خودمون شده بزنیم به سر درد به بیاعصابی به کار داشتن وفرار کنیم 

      اگه میتونیم کنار هم آروم باشیم وخوش بگذرونیم بسم‌الله 

      اگه نمیتونیم نمونیم من یه دوست روانشناس دارم 

      بارها بهم گفته تو پتانسیل مشاورت از منم قوی تره

      اما من هر بار میگم بهش که اصلا من حوصله دردودل بقیه رو ندارم 

      من فقط دوست دارم یه عالم دوست مثبت امیدوار موفق داشته باشم 

      از اون دوست ها که میبینیشون میگی به به مثل آب گوارا دلچسبند مثل چای داغ وقندپهلو شیرین ودلگرم کننده هستن 

      مثل زندگی هستن 

      واقعا زندگی نعمت بزرگی قدرش نمیدونیم 

      هر روز که تغییر میکنم تازه متوجه زنده بودنم شدم تازه مفهوم زندگی کردن دریافتم چقدر عالیه که اینجام 

      باخودم عهد میبندم که یک هفته دیگه هم روز بیام اینجا فایل گوش بدم درس بگیرم با تمام وجودم عمل کنم تا تغییرات بیشتر ببینم 

      من به نظرم تغییرات کوچیک خیلی عالی هستن چون نشان‌دهنده وخبرآورنده از تغییر بزرگ میدن 

      من وقتی میبینم هنوز هیچی نشده رفتار اطرافیانم باهام بهتر شده رفتار خودم باخودم بهتر شده از نظر سلامتی بهتر شدم دیگه کمرم درد نمیگیره انرژیم بالاتر رفته روزمو بهتر شروع میکنم امروز هم به صورتم آب زدم هم عطر زدم به خودم هم دندونام نخ کشیدم وبا آب شستم  خودش کلی تو روحیه ام اثر گذاشت اصلا هدف مند شدم هر روز فایل گوش میدم  تمرین میکنم تکرار میکنم میخونم مینویسم وکارامم میکنم

      حتی کارای خونه رو هم بهتر انجام میدم وراحت تر به تمیزی خودم وخونه بیشتر اهمیت میدم یک هفته بود که حمام نرفته بودم ودیروز حمام رفتم خیلی هم عالی بود خوشحالم که اینطور دوباره سرزنده تر شدم وهر روز این سرزندگی بیشتر وبیشتر میشه

      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 10