همهی ما حداقل یک بار این سؤال را از خودمان پرسیدهایم:
«بالاخره مدت زمان لاغری چقدره؟»
«چقدر طول میکشه تا نتیجه بگیرم؟»
«من کی واقعاً لاغر میشم؟»
در نگاه اول، این فقط یک سؤال ساده است. طبیعی هم هست. وقتی کسی تصمیم میگیرد وزن کم کند، اولین چیزی که ذهنش میخواهد بداند این است که چقدر باید صبر کند.
اما حقیقت اینجاست که سؤال دربارهی مدت زمان لاغری خیلی زود از یک کنجکاوی ساده، به یک فشار ذهنی جدی تبدیل میشود.
هر بار که روی ترازو میروی، هر بار که در آینه خودت را نگاه میکنی، هر بار که حس میکنی هنوز به جایی که میخواهی نرسیدهای، این سؤال پررنگتر میشود:
«پس چرا هنوز لاغر نشدم؟»
«مگه نباید تا الان نتیجه میگرفتم؟»
و درست از همین نقطه است که مسیر کاهش وزن برای خیلیها سختتر میشود. چون دیگر موضوع فقط رژیم و ورزش نیست. موضوع، ذهنی است که دارد مدام زمان تعیین میکند، قضاوت میکند، عجله دارد و از تو نتیجهی فوری میخواهد.
واقعیت این است که مدت زمان لاغری فقط به تعداد کالری، نوع تمرین یا برنامهی غذایی وابسته نیست. ذهن تو در این مسیر نقش بسیار مهمتری از چیزی دارد که معمولاً تصور میشود.
چرا سؤال درباره مدت زمان لاغری اینقدر مهم میشود؟
ذهن انسان از بلاتکلیفی خوشش نمیآید. دوست دارد بداند چه زمانی به نتیجه میرسد. دوست دارد آینده را کنترل کند. به همین دلیل وقتی تصمیم به لاغری میگیری، خیلی زود ذهنت شروع میکند به زمانبندی:
- تا یک ماه دیگر باید فلان مقدار کم کنم
- تا عید باید سایزم عوض شود
- تا تابستان باید کاملاً متناسب شوم
- تا فلان مهمانی باید همه متوجه تغییرم شوند
این زمانبندیها در ظاهر انگیزهبخش به نظر میرسند، اما در بسیاری از مواقع به یک دام ذهنی تبدیل میشوند. چون اگر نتیجه دقیقاً مطابق انتظار ذهن پیش نرود، ناامیدی، اضطراب و سرزنش شروع میشود.
در این حالت، سؤال «مدت زمان لاغری چقدره؟» دیگر از روی آگاهی نیست؛ از روی ترس است.
ترس از اینکه نکند دیر شود.
ترس از اینکه نکند نتوانی.
ترس از اینکه نکند باز هم مثل قبل شکست بخوری.
و همین ترسها میتوانند سرعت واقعی تغییر را کمتر کنند.

انتظار ذهنی؛ عامل پنهان در مدت زمان لاغری
در مسیر کاهش وزن، همه چیز فقط به عمل بیرونی ختم نمیشود. پشت هر رفتار غذایی، پشت هر تصمیم برای ورزش کردن یا نکردن، پشت هر رها کردن یا ادامه دادن، یک حالت ذهنی وجود دارد.
وقتی از مدت زمان لاغری صحبت میکنیم، باید به این نکته دقت کنیم که ذهن ما معمولاً دو نوع انتظار میسازد:
۱. انتظار سازنده
این نوع انتظار با امید، اشتیاق و اعتماد همراه است.
تو میدانی که مسیر زمان میبرد، اما از حرکت کردن خسته نمیشوی.
نتیجه را میخواهی، اما به خاطر دیرتر نتیجه گرفتن خودت را نابود نمیکنی.
در این حالت، ذهن همراه توست.
اگر در یک ماه کاهش سایز نداشتی، به هم نمیریزی.
اگر سرعت تغییر پایینتر از خواستهات بود، باز هم ادامه میدهی.
چون میدانی تغییر پایدار، زمان میخواهد.
۲. انتظار مخرب
این نوع انتظار با فشار، اضطراب و احساس کمارزشی همراه است.
در این حالت، تو فقط به نتیجه خیره شدهای.
هر روز خودت را چک میکنی، با دیگران مقایسه میکنی، عجله داری و از خودت ناراضی هستی.
در انتظار مخرب، مدت زمان لاغری برای ذهن تبدیل میشود به یک تهدید.
اگر زود نتیجه نگیری، ذهن شروع میکند به این پیامها:
- تو نمیتونی
- این روش جواب نمیده
- باز هم شکست خوردی
- پس بیخیال شو
اینجاست که میبینی مشکل فقط برنامهی غذایی نیست. مشکل اصلی، فشاری است که از درون میآید.
مدت زمان لاغری برای هر فرد یکسان نیست
یکی از بزرگترین اشتباهها این است که فکر کنیم برای همه یک نسخهی زمانی ثابت وجود دارد.
مثلاً اگر کسی در سه ماه لاغر شده، تو هم باید در همان مدت به همان نتیجه برسی. اگر کسی در شش ماه تغییر بزرگی کرده، تو هم باید همان مسیر را تکرار کنی.
اما حقیقت این است که مدت زمان لاغری به عوامل زیادی بستگی دارد:
- شرایط بدنی و حتی محیط زندگی
- میزان اضافهوزن
- سابقهی رژیمهای متعدد
- وضعیت هورمونی
- کیفیت خواب
- میزان استرس
- سبک زندگی
- و از همه مهمتر، وضعیت ذهنی و باورهای فرد
برای همین، مقایسه کردن مدت زمان لاغری خودت با دیگران، یکی از مخربترین کارهایی است که میتوانی انجام بدهی. چون تو فقط نتیجهی ظاهری دیگران را میبینی، نه داستان کامل پشت آن را.
بعضیها ممکن است سریع وزن کم کنند، اما نتوانند آن را نگه دارند. بعضیها آهستهتر پیش بروند، اما به یک تناسب پایدار برسند. مهم فقط رسیدن نیست؛ مهم این است که نتیجه باقی بماند.

یک باور خطرناک: «اگر لاغر شوم، همه چیز درست میشود»
خیلی وقتها سؤال دربارهی مدت زمان لاغری فقط دربارهی وزن نیست. پشت این سؤال، یک آرزوی بزرگتر پنهان شده است. ذهن بعضی افراد اینطور فکر میکند:
اگر لاغر شوم، اعتمادبهنفسم برمیگردد.
اگر لاغر شوم، رابطهام بهتر میشود.
اگر لاغر شوم، بالاخره خوشحال میشوم.
اگر لاغر شوم، زندگیام از این رو به آن رو میشود.
این باور در ظاهر انگیزه میدهد، اما در واقع فشار بسیار سنگینی ایجاد میکند. چون وقتی ذهن، لاغری را راهحل همهی مشکلات میبیند، مدت زمان لاغری هم برایش تبدیل به شمارش معکوس نجات میشود.
در چنین شرایطی، تو فقط دنبال کم کردن وزن نیستی؛ دنبال نجات کل زندگیات هستی.
و این یعنی هر روزی که نتیجه نمیگیری، حس میکنی زندگیات عقب افتاده است.
اما واقعیت زندگی اینگونه نیست.
لاغر شدن میتواند اتفاق بسیار خوبی باشد.
میتواند حال جسم و حتی بخشی از حال روان را بهتر کند.
اما قرار نیست بهتنهایی تمام مسائل زندگی را حل کند.
اگر کسی با این توهم جلو برود که بعد از رسیدن به وزن دلخواه، همه چیز کامل میشود، بعد از رسیدن به نتیجه هم ممکن است با یک ناامیدی عمیق روبهرو شود. و این یکی از دلایل مهم بازگشت وزن است.
باور دوم: «تا لاغر نشوم، زندگی ارزش ندارد»
این باور شاید همیشه با صدای بلند گفته نشود، اما در ذهن خیلیها فعال است.
نشانههایش هم واضح است:
- تا لاغر نشوم لباس خوب نمیخرم
- تا لاغر نشوم عکس نمیگیرم
- تا لاغر نشوم وارد رابطه نمیشوم
- تا لاغر نشوم از زندگی لذت نمیبرم
- تا لاغر نشوم خودم را دوست ندارم
وقتی ذهن به این نقطه میرسد، تمام ارزش زندگی را به عدد ترازو گره میزند. در این وضعیت، مدت زمان لاغری دیگر فقط یک مسیر سلامتی نیست؛ تبدیل میشود به زمان تعلیق زندگی.
فرد با خودش میگوید:
«فعلاً زندگی واقعی من شروع نشده.
بعد از لاغری شروع میشود.»
اما مشکل اینجاست که تا وقتی با وضعیت فعلی خودت در جنگ باشی، ذهنت مقاومت میکند.
تغییر پایدار از نفرت شروع نمیشود.
از پذیرش شروع میشود.
پذیرش به این معنا نیست که از شرایط فعلیات راضی بمانی و هیچ تغییری نکنی.
یعنی خودت را فقط به خاطر اضافهوزن، بیارزش ندانی.
یعنی در مسیر تغییر، حرمت خودت را حفظ کنی.

چرا بعضیها بعد از لاغر شدن دوباره چاق میشوند؟
این سؤال بسیار مهم است.
افراد زیادی هستند که سختی میکشند، وزن کم میکنند، حتی به تناسب اندام هم میرسند، اما بعد از مدتی دوباره به نقطهی قبل یا حتی بدتر برمیگردند.
یکی از علتهای اصلی این اتفاق، همین نگاه اشتباه به مدت زمان لاغری و نتیجهی لاغری است.
وقتی کسی تصور میکند که لاغر شدن باید برایش خوشبختی کامل، آرامش کامل و رضایت کامل بیاورد، بعد از رسیدن به وزن پایینتر متوجه میشود که زندگی هنوز همان زندگی است. هنوز هم چالش شغلی هست، مسئلهی عاطفی هست، اضطراب هست، تنهایی هست، فشار هست.
اگر ریشهی درگیریهای ذهنی حل نشده باشد، غذا دوباره تبدیل میشود به پناهگاه.
و اینجاست که بازگشت وزن شروع میشود.
پس در بسیاری از موارد، مشکل اصلی فقط چاقی نیست.
مشکل، معنایی است که ذهن به چاقی و لاغری داده است.
پاسخ واقعی به سؤال مدت زمان لاغری چیست؟
پاسخ صادقانه این است:
مدت زمان لاغری برای هر فرد متفاوت است، اما چیزی که این زمان را تعیین میکند فقط بدن نیست؛ ذهن هم هست.
اگر ذهنت پر از اضطرار، ناامیدی، مقایسه، توهم نجات کامل و نفرت از خود باشد، حتی بهترین برنامهها هم ممکن است به نتیجهی پایدار نرسند.
اما اگر ذهن تو در مسیر باشد، اگر با خودت به صلح رسیده باشی، اگر بدانی که لاغری بخشی از زندگی است نه تمام نجات، آن وقت حرکت طبیعیتر میشود.
ممکن است هنوز هم زمان ببرد، اما دیگر این زمان تو را نمیشکند.
تو در مسیر میمانی، چون فقط دنبال یک عدد نیستی؛ دنبال یک تغییر واقعی و ماندگار هستی.
جمعبندی
اگر بارها از خودت پرسیدهای «مدت زمان لاغری چقدر است؟» و هنوز هم جواب روشنی برایش پیدا نکردهای، شاید وقت آن رسیده که به جای تمرکز صرف بر رژیم و ورزش، سراغ ریشهی اصلی بروی؛ یعنی ذهنی که یا تو را جلو میبرد یا بارها از مسیر خارجت میکند.
واقعیت این است که بسیاری از افراد نه به خاطر نداشتن تلاش، بلکه به خاطر موانع ذهنی لاغری نتیجهی دلخواهشان را نمیگیرند. باورهای پنهان، ترس از شکست، عجله برای نتیجه، ناامیدی، فشار ذهنی و جنگ دائمی با خود، همان چیزهایی هستند که مسیر کاهش وزن را سخت، فرسایشی و طولانی میکنند.
دوره پاکسازی چاقی ذهن دقیقاً برای شکستن همین الگوها طراحی شده است. این آموزش به تو کمک میکند ذهنی را که سالها ناخواسته علیه تناسب اندام تو عمل کرده، دوباره تنظیم کنی. وقتی این موانع ذهنی کنار بروند، مسیر لاغری هم شفافتر میشود، هم سادهتر و هم ماندگارتر.
در این دوره یاد میگیری چگونه باورهای مخرب را شناسایی کنی، فشار ذهنی را کاهش بدهی، از چرخهی شکست و شروع دوباره بیرون بیایی و رابطهات را با خودت، بدنت و فرایند لاغری تغییر بدهی. این همان تغییری است که خیلیها نادیده میگیرند، اما دقیقاً همان چیزی است که میتواند نتیجهی تو را متحول کند.
این فقط یک آموزش نیست؛ یک شروع تازه است برای ساختن ذهنی که به جای متوقف کردن تو، حامی لاغری و آرامش تو باشد.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.69 از 26 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسیر یکی از بزرگترین اشتباهها این است که فکر کنیم برای همه یک نسخهی زمانی ثابت وجود دارد.مثلاً اگر کسی در سه ماه لاغر شده من هم باید در همان مدت به همان نتیجه برسم،اگر کسی در شش ماه تغییر بزرگی کرده، من هم باید همان مسیر را تکرار کنم.اما حقیقت این است که مدت زمان لاغری به عوامل زیادی بستگی دارد:شرایط بدن محیط زندگی میزان اضافه وزن رژیم های مختلف و سخت و دشواری سبک زندگی میزان استرس و اضطراب گوش کردن به اخبار و صبحت های منفی بحث کردن درباره جنگ سیاست هر چیز که حالم رو بد میکنه واحساس منفی وارد ذهنم کنم اینها همه باعث میشن که من مسیری که در پیش گرفتم درست انجام نشود وهر کاری انجام بدم نتیجه حاصل نشود پس من که نیمتوانم برای مردم و کشورم کاری کنم ولی میتوانم برای خودم کاری انجام بدم از کارهای که باعث احساس بد می شود انجام ندم یا به صبحت های بیهوده گوش نکنم در بحث های سیاسی شرکت نکنم سعی کنم چیزهای منفی وارد ذهنم نکنم درباره هر اتفاقی جنبه های مثبتش رو ببینم اگر من الان چاق هستم نباید فکر کنم که هر اتفاقیه خوبی وقتی رخ میده که من لاغر شوم همه زندگی را تعطیل کنم تا به تناسب اندام برسم باید از روزهای که شاد هستم یا در کنارخانواده جشن هست منم باید شاد باشم ودر اون جشن تولد ازدواج یا هر چیزی که باعث شادی وجود من می شود شرکت داشته باشم نگم وقتی لاغر شدم این کار رو انجام میدم یا اون کار رو انجام میدم چه چاق باشم چه لاغر باید به زندگی ادامه بدم وزندگی را زندگی کرد منتظر لاغری نمانیم، با همین چاق بودنم ۷تا بچه بزرگ کردمخونه درست کردم، برای یک شرکت بزرگ نهار و شام درست می کردم، خیلی کارها دیگر که انجام دادم بایدبرای لاغر شدن عجله نکنیم همین عجله کردن باعث میشه که آسیب ببینیم و از مسیر کاری که دارم انجام میدم منصرفشوم واگر لغزشی در مسیر که در پیش گرفتم پیش بیاد خسته ودل سرد نشوم یه مدتی که از آشنایی با سایت گذشته بود از اینکه جلوی آینه رد بشم و خودم رو در آینه ببینم خیلی اذیت بودم و دیدن سایز خودم ناراحت میشدم آینه را بر عکس کردم بعد از چند روز به دخترم گفت آینه رو ببره توی اتاقی خودش وهمه تلاشم رو می کردم به سایه م نگاه نکنم تا وقتی که دوری اول ورود به سر زمین لاغری رو خریداری کردم وبه جایی رسیدم که باید میثاق نامه را در آینه میخوندم اولین روز خیلی بهم سخت گذشت ولی کم کم برام عادی و بهش عادت کردم و الان باید اول میثاق نامه را بخوانم بعد شروع به تمرین فایل گوش کردن نوشتن کنم درست هست، که لاغری با ذهن کند پیش میرود ولی پایدارتر و ماندگار هست من نباید همه مشکلات را به چاقی پیوند بزنم درسته چاقی مشکلات زیادی دارد ولی نمی شود همه را به گردن چاقی انداخت بعضی از مشکلات به جنبه های دیگر زندگی هستن من نباید چاقی رو بهانه کنم برای بد زندگی کردن یا ناراحتی و ناامیدی بداخلاق و با اطرافیان درست رفتار نکردن باید با همین چاقی آدم با وجدان خوش اخلاق و رفتار درست داشتن وخیلی کارهای که با چاق بودن میتوانم انتخاب کنم و انجام بدم درباره سوالات دوستان واقعا برای همه ما چاقها پیش میاد ولی باید راه درستاستفاده کردن از فایل ها تمرینات مربوط به مسیر لاغر شدن را انجام داد من هم اول جرعت نوشته در سایت رو نداشتم ولی کم کم با فایل هایی خوب استاد فهمیدم که باید حتما در سایت دیدگاه بنویسم و دیدگاه دوستان را بخوانم و الان اگر یک روز انجام ندم فکر میکنم یه چیزی گران قیمت رو گم کردم با تشکر از استاد عزیز در پناه خدا باشید
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و تمامی همراهان
چه وقت لاغر میشم؟
این سوال رو ما خیلی تکرار میکنیم
وقتی رژیمهای دیگه لاغری رو داشتیم به ما میگفتن تو با این مقدار کالری در روز و این مقدار ورزش در هفته مقدار مشخصی رو وزن کم میکنی
اگه همین زمان رو در تعداد روزهایی که رژیم داشتیم ضرب کنید مشخص میشه که شما در مدت زمان مشخص شده چه میزان از وزن خودتون کم میشه
سعی و تلاش ما زیاد بود و خیلی همت داشتیم و فقط مسئله اینجا بود که در رژیمهای قبلی فقط با جسم ما کار داشتند نه با ذهن ما
از وقتی که به این سایت هدایت شدم دریافتم لاغری بجز از طریق ذهن امکان پذیر نیست
حالا با ورود به این سایت همان سوال همیشگی در ذهن ما ایجاد شده که من در چه مدت زمانی لاغر میشم
این مطلب دو بعد دارد
اگر این سوال باعث انگیزه ما میشود بسیار خوب است و ما موفق میشیم
اگر این سوال باعث دلسرد شدن ما از لاغری شود و انگیزه ما رو از بین ببرد برای ما نتیجه ای جز شکست ندارد
برای من باعث انگیزه بیشتری میشود و من مطمئن هستم فقط از این طریق لاغر میشوم وعجله ای هم ندارم
ولی خب اگر زودتر هم لاغر بشم خیلی خوشحال میشم
اشتباهات فکری فقط در باره لاغری نیستند
برای مثال هر یک از ما فکر میکردیم که اگه ازدواج کنیم دیگه همه مسائل زندگی حل میشه ازدواج کردیم دیدیم نه اینطور نبود
فک میکردیم من فقط شغلی داشته باشم دیگه هیچ غمی ندارم شاغل شدیم و دیدیم اینطور نبود
من سه فرزند دارم فکر میکردم اگه بچه ها شاغل بشن و ازدواج کنند دیگه همه مسائل من حل میشه اما اینطور نبود
حالا اگه فک کنیم من اگه لاغر شم تمام مشکلاتم حل میشه نه هرگز اینطور نخواهد بود
با لاغری در من ممکنه که مسئله پیش دیابت و چربی خون بالا من حل بشه و یا زانو دردم کم بشه اما دخلی بر تمام امور زندگی من نخواهد داشت
البته اینو بگم من از وقتی وارد این سایت شدم اعتماد به نفس م بالا رفته از این بابت خیلی خوشحالم
مطلب بعدی پذیرش وضعیت فعلی جسمی خودمون هست باید این اندام خودمون رو قبول داشته باشیم واز هیکل خودمون فراری نباشیم در واقع با خودمون در صلح باشیم وبا هیکل خودمون نچنگیم یعنی در واقع در آرامش باشیم
خود وضعیت اضطرار باعث میشه بدن چربی در خودش ذخیره کنه و نخواد لاغر بشیم
لازم به ذکر است که این نکته ذکر شده اخیر بسیار حائز اهمیت است
در فایل صوتی یکی از همراهان مطلبی رو پرسیدن مبنی بر اینکه ایشون دیدگاه نمینویسند و برای خودشو در دفتر خودشون می نویسند
پرسشگر خانم خودشون توضیح دادند که علت این موضوع این است که ایشون فکر میکنند دیدگاه های دیگران خیلی خوب نوشته شده
استاد باوقار ما توضیح دادند که خوب منم چیزی بلد نبودم که مطمئنا ایشون شکسته نفسی می فرمایند
خانم محترم من خودم وقتی شروع به نوشتن کردم که واقعا بلد نبودم چیزی بنویسم
یادمه که من در وقتی که که محصل بودم اصلا بلد نبودم انشا بنویسم یعنی در کل دروس نمره بالای داشتم فقط در انشا کمترین امتیاز رو میگرفتم
ریشه یابی نکردم بدونم که چرا من در انشا اینقدر ضعیف بودم
درحالی که از وقتی به این سایت هدایت شدم خداروشکر این توانایی رو دارم که بتونم دیدگاه بنویسم و مدال طلایی و مدال فنی دریافت کنم
منم به شما همراه گرامی توصیه میکنم حتما دیدگاه بنویسد تا این مطالب که میآموزیم در ذهنمون خوب جا بیفته و پایدار بشه تا بتونیم لاغری پایداری داشته باشیم
نشان های دریافت شده
سلام چرابراانجام هرکاری یاهرهدفی تمام ملاک ما رومیزاریم رولاغری ،من زمانی دانشگاه قبول شدم باهمین چاقی ، تونستم تودرس موفق بشم حتی سراغ اهدافم رفتم ،اصلا بخاطرچاقی ازهدف هام دست نکشیدم،یکی ازبستگانم بخاطرمشکل مالی ازدواج نمیکرد بقول خودش یهوتصمیم میگیره بره جلو وموفق شدخودش بعدهاگفت کاش زودترمیرفتم چرابخاطر درامدم ازازدواج فرارمیکردم ،یایکی ازدوستان گفتم چرالاغرنمیکنی بیاروش ذهنی گفت نه به اهدافم نرسم نمیرم سراغ لاغری ،درموردچاقی ،افرادی بودن بخاطراینکه خودشونو لاغرکنن به پای مرگ رفتن ،ماازچاقی خسته شدیم ازخداخواستیم راهی بمانشون بده،اونم روش ذهنی بود،این روش روبایدبهش متعهدبودوهرروز اموزش رودنبال کرد باید بنویسیم فقط باگوش دادنه نمیشه ذهن ما یک زمانی چاق بوده باکلی رفتاراشتباه الان ماباید وقتی یک فایل روگوش میدیم ویامتن رومیخونیم قسمت تمرین حتماباید انجام بشه چون وقتی مینویسیم یجورکد داریم میدیم به ذهن که ذهن من یادبگیره طبق این کد عمل کنه بیشترتناسب فکری ها ترس ازخوردن داشتن امااللن این ترس کمرنگ شده چون سال هاست بانگرش رزیمی زندگی کردیم من خودم اگرمقدارغذام بیشترمیشد میترسیدم فهمیدم ترس یجورمانع لاغری من بوده طبق گفته استادعذاقدرت چاقب نداره بله درسته قدرت دهن من هست که خیلی زیاده همش بافکرکردن نزاشیم دهن وجسم هماهنگ بشن وکارخودشونو انجام بدن،مسیرذهنی ارامه اما پرثمر چون مثل یک ساختمان که ازپایه محکم ساخته میشه ذهن ماهم اون افکاروباوررو پاک میکنه روش درست رواجرامیکنه اصلا نبایدمنتطرلاغری بود چرا مابایدزمان تعیین کنیم مانبایدتوکاردهن وجسم دخالت کنیم ماتکنیک رواجراکنیم بدن مامیدونه چجوری عمل کنه یا ازرفتن جلوایینه فراری بودنه اتفاقا بریم وخداروشکرکنیم داریم مسیردرست رو میریم ، تمام هم غم مااین نباشه فقط لاغربشیم بعدش تمام اهداف اجرامیشه نه هم دنبال اهداف باشیم هم بفکرسلامت وتناسب اندام ،من چندروزپیش دوستم اومدمنزل مادیدم ایشون لاغرکرده پرسیدم ازچه روشی استفاده کردی گفت رژیم گرفتم شب هاشام نمیخورم اگرگرسنم شداخرشب یه تیکه نون میخورم منم چیزی نگفتم بهش چون دیدم باشام نخوردن وکم خوردن فکرمیکنه لاغرمیشه گفتم موفق باشی هنوز افراد دنبال رژیمن ،باحدف شام وشیرینی وخیلی چیزا وزن وسایزکم میکنن اما بعدیه مدت دوباره چاقترمیشن بایدتغییرات ازدرون شروع بشه نه فشارجسم ،همش بخوردن نخوردن نبایدفکرکرد باید همون موقع تصمیم گرفت وبه ندای بدن گوش کرد،
💖 به نام خداوند بخشایندهی مهربان 💖
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز 🌷🙏
من سالهای زیادی از زندگیام را با یک حالت عجیب و فرساینده گذراندم؛ حسی که شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما در باطن، آرامش آدم را کمکم میخورد و تبدیل میشود به یک فشارِ ذهنیِ همیشگی. من سالها با **هر کار کوچکی** انتظار لاغر شدن داشتم، و حتی گاهی برعکسِ آن، با کوچکترین تغییری در رفتارم، از درون منتظر **چاق شدن** بودم 😔⚖️
این انتظار آنقدر در ذهنم پررنگ و قوی شده بود که کمکم دیگر شبیه یک فکر ساده نبود؛ بلکه تبدیل شده بود به **استرس**، به اضطراب، به یک نگرانی دائمی که همیشه در گوشهی ذهنم حضور داشت 🧠💭 هر وقت رژیم میگرفتم، مثل سیر و سرکه میجوشیدم که ببینم فردا وزنم چقدر میشود! انگار تمام روز و شبم در انتظارِ عددِ ترازو خلاصه میشد 😣⚖️
صبح که از خواب بیدار میشدم، قبل از اینکه حتی ذهنم آرام بگیرد، اولین فکری که میآمد این بود: «امروز وزنم کم شده یا نه؟» و وقتی فردا میرسید و میدیدم که وزنم بیشترِ اوقات تغییری نکرده، نهتنها آرام نمیشدم، بلکه این انتظارِ دائمی، باز هم بیشتر و بیشتر تبدیل به استرس میشد 💔 انگار خودِ انتظار، به جای اینکه من را به سمت لاغری ببرد، داشت آرامش مرا میگرفت و مانع میشد 💭😔
اما الان، با آشنایی با **لاغری با ذهن**، این انتظار در من شکل دیگری پیدا کرده است 🌿✨ دیگر انتظارِ من، انتظارِ پرتنش و اضطرابآلود نیست؛ بلکه تبدیل شده به **شور و شوق**، به امید، به یک حسِ خوب و آرام که میگوید: «من میدانم لاغر میشوم» 🌷🌟 دیگر موضوع این نیست که «کی» و «چقدر طول میکشد»؛ بلکه موضوع این است که من مسیر را میشناسم، به بدنم اعتماد دارم، و میدانم که این روند حتماً اتفاق میافتد.
البته واقعیت این است که هنوز هم گاهی آن فکرهای قدیمی در ذهنم ظاهر میشوند؛ گاهی میپرسند: «کی لاغر میشی؟ چقدر طول میکشه؟» اما حالا فرق من با قبل این است که به آنها قدرت نمیدهم 🌸 وقتی این افکار میآیند و میخواهند استرس وارد کنند، به خودم میگویم: **به من چه که کی لاغر میشم؟** من کار خودم را میکنم، من مسیرم را ادامه میدهم، من این ماجرا را به خدا و بدنم سپردهام 🤍🙏
و واقعاً همین جمله، برای من خیلی آرامبخش بوده است. اینکه بدانم بدنم بلد است چطور خودش را تنظیم کند، بدانم خداوند از من آگاهتر است، و بدانم که لازم نیست من مدام در کارِ بدن دخالت کنم 🌿✨ این نگاه، آرامآرام مرا از اضطراب دور کرده و به سمت اعتماد بیشتر برده است. من حالا باور دارم که **بدنم خودش بلد است مرا لاغر کند**، فقط کافی است من مزاحمش نباشم، فقط کافی است من با آرامش ادامه بدهم 💞
در ابتدا، این باور جدید شاید خیلی اثر نداشت. شاید ذهنم هنوز به همان الگوهای قدیمی چسبیده بود. اما من ادامه دادم. نوشتم، تمرین کردم، در سایت فعالیت کردم، و آنقدر این کارها را تکرار کردم که کمکم تبدیل شد به بخشی از زندگی روزمرهام 📝🌷 چیزی که اول برایم سخت و حتی گاهی خستهکننده بود، کمکم تبدیل شد به کاری راحت، طبیعی و آشنا. و این همان جادوی تکرارِ آگاهانه است ✨
حالا میفهمم که **انتظار لاغری** اگر با **ذوق و شوق** همراه باشد، انرژیبخش است، امید میدهد، و آدم را به جلو میبرد 🌈💫 اما اگر همین انتظار، با استرس و فشار ذهنی همراه شود، تبدیل میشود به یک بلای جانِ واقعی! چون آدم را خسته میکند، ناامید میکند، و حتی ممکن است باعث پرخوریهای مکرر هم بشود 😣🍪🍰 چرا؟ چون وقتی باور کنی تلاشهایت نتیجهای ندارد، کمکم انگیزهات را از دست میدهی و به سمت رفتارهای قبلی برمیگردی.
اما من امروز به یک چیز مهم رسیدهام: **قرار است با آرامش و صبوری لاغر شوم، پس لاغر میشوم** 🌷✨ این جمله برای من فقط یک جملهی زیبا نیست؛ یک اصل است، یک باور است، یک مسیر فکری تازه است که هر روز در ذهنم قویتر میشود 🤍
من قبلاً دقیقاً شبیه همان خانمی بودم که میگفتند در سایت نمینویسد چون به خودش اعتماد ندارد. من هم شاید از نظرِ نوشتن، **اعتماد به نفسِ نوشتن** داشتم، اما واقعیت این بود که تنبلی میکردم، جدی نمیگرفتم، و خیلی وقتها فقط گوش میدادم بدون اینکه چیزی بنویسم 🫣 فکر میکردم همین گوش دادن کافی است. اما حالا میدانم که نوشتن یک قدرت بزرگ دارد؛ نوشتن باعث میشود ذهن از حالت خاموش و منفعل خارج شود و وارد عمل شود ✍️🌟
الان که مینویسم، هم از دوستانم در دورهمی لاغری بازخورد خوب میگیرم، هم در درونم حس بسیار خوبی دارم؛ حس اینکه دارم یک کار مثبت، مفید و پیشرونده انجام میدهم 💖 نوشتن برای من فقط انتقال فکر نیست؛ بلکه یک تمرینِ ذهنی، یک قدم به سمت آگاهی، و یک نشانه از حرکت به جلو است 🌿
من واقعاً مطمئنم که این بار، هر کسی که قبلاً ننوشته و فقط شنیده، اگر شروع کند به نوشتن، حتماً مسیرش بهتر میشود و بیشتر با ذهنِ خودش ارتباط برقرار میکند 🌸 و من با تمام وجودم باور دارم که اگر کسی با خودش صادق باشد، به خودش اعتماد کند، و فقط انجامش بدهد، حتماً به نتیجه میرسد 💫
چون واقعاً **کی و چطور لاغر شدن** هیچوقت وظیفهی مستقیمِ ما نبوده و نیست. وظیفهی ما این نیست که مدام برای بدن نسخه بنویسیم یا روندش را کنترل کنیم. بدن باید کار خودش را انجام بدهد، ما فقط باید شرایط را برایش آرام، امن و مناسب نگه داریم 🌷🤍 و این یعنی: دخالت نکنیم، نترسیم، وسواس نداشته باشیم، و فقط در مسیر بمانیم ✨
من حالا بهتر از همیشه میفهمم که **آرامش، مهمتر از عجله است**. **اعتماد، مهمتر از کنترل است**. و **تداوم، مهمتر از هیجانِ لحظهای است** 🌿💖 اگر این سه چیز را داشته باشم، بدنم هم راه خودش را میرود، و من هم به مقصدی که میخواهم میرسم؛ بدون استرس، بدون ترس، بدون فشار، فقط با آگاهی و مهربانی نسبت به خودم 🌸✨
من امروز با دلِ روشن میگویم: من لایقِ آرامش هستم 🤍 من لایقِ تناسب هستم 🌷 من لایقِ این هستم که بدون جنگ و اضطراب، به اندامِ دلخواهم برسم 💫 و هر روزی که مینویسم، هر روزی که ادامه میدهم، هر روزی که به بدنم اعتماد میکنم، یک قدم دیگر به این رؤیای زیبا نزدیکتر میشوم 🌈🌟
نشان های دریافت شده
به نام خدایی مهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن ودوستان هممسیر
تو بخش جاقی هراشکالی که توز ندگی من ایجاد میشود من همه به چاقی رابط، میداد اویل ازدواجم و زندگی مشترک که وزن کمتربود این رابط دادن نداشتم
به برخورد خودم با اطرافم رابط،میدادم به بی عصبی فرد مقابل که قادر نیست خودش کنترال کنه ربط می دادم کلی موضاعات درست بود که اکه هم من و هم اپن فرد روی خودمون کار کرده بودیماموزش درست دیده بودیم اگاهی درست دیده بودیم این تضاد ایجاد نمی شد زندکی بهتر داشتیم
ولی توهردوخانواده منوهمسرم دوتضاد بزرگ بود که با برخوردهای این هر دوخانواده بیشتر میشد و این تضاد تو زندکی من نقش بیشتری داشت دوخانوداه باهش کنار امده بودن وقتی با هم بودن هبج اشکالی ایجاد نمیشد تازه بهش خوش میکزاشت ولی تو خونه مناین تصاد بی نهایت خودنمای می کرد وضعیت به شدت خراب میشد همسرم کلی انتظار بی مورد هم درباره من و هم درباره خانوده ام داشت که انتطارش تغیبر کل خانوده ام ومن طبق نطر ری اون بود
ولی خودش هیج تغیبر قبول نداشت که بابد انجام بده کم کم وزن من افرایش پیدا کرد تصاد وزتی دلیل بر علت شدوضعیت بدتر شد
این باور درمن ساخته شد با چاقی بیشتر وضعیت زندگی من خرابتر خواهد شد
واقعا شد دراثر جاقی زباد مشکلات بخش،های دیکه رو سر چاقی خالی شد درصورتی که چاقی این وسط،بود ولی ،مقصر اصلی ،و تنها نبود
کلی تلاش داشتم که با تغییر وزنم بخش های بیشتر اصلاح کنم این فکر باور تقویت شد با لاغری زندکی من معجزه پیدا خواهد کرد
به جای معجزه که وارد زندگیم بشه بیشتر شکست وارد زندکی من شد و این حس با حس های چاقی مخلوط شد و بازم لاغر شدن بیشتر با ازش کرد کنجی بود که باورش به جسم تو نگاه خودم مشکلات کوچک بزرک زندگی همه بی کم کاستی برطرف می شد و نیازبه هیچ تغیبر افکار رفتاری گفتاری و عمل کردی نبود خود لاغری این کارها قادر بود انجام بده فکری بود که تو مسیر یه زمانی در من بود قبول داشتم باید تغیبر کنم تو ذهنم می کفتم اول لاغر بشم خود به خود برطرف خواهد شد ولی نشد
تا زمانی که من اموزش عملی کردم وارد زندگیم کردم تغیبرات انجام دادم و تو هر بخش تغیبر ساخته شده بهش عمل کردم
حالا با اینکه هنور لاغر نشدم بازم اضافه وزن دارم ولی کلی مشکلات من کاهش چشم گیری پیدا کرده
انتظار حالی من زندکی بهتر با همین وضعیت هست انتطار لاغر شدن و زندکی متقاوت نیست با این راه مسیر اول به خودم یاد اور میشم لاغر بشم زندگی برام راحتر خواهد شد ولی تنها ترین راه نیست
بابد اول تغییر کنم از تغیبراتم تو عمل کرد استفاده کنم ازهمین امروزم اون لذت واقعی ببرم لاغری بیاد وضعیت بهتر از همین امروز نخواد بود اون حس من بازم بهتر از این زمان خواهد شد پس انقدر لاغری بالایی قله نمیبرم که تو ذهنم دست نیافتنی حساب بشه چیزی که دیگه راحت اسون ساده تو فکر شده بی نهایت سخت نشدنی مثل سابق نیست تو این بار تکرار دور ورد به سرزمبن لاغرها که با چندسال پیش انجام دادم تکرا داشتم ولی مثل روز اول طی ۳ سال نداشتم دیدکاه نوشتن انجام نمی دادم برای دل خودم انجام دادم ولی این بار از سال فبل دوره ورد به سرزمین لاغرها انجام دادم تداوام در مسیر نیاز ندبدم چند رز پیش تو فایلی ایده از صحیت شما داشتم بد از ۳ ماه فاصله بازم دارم اپن بحش با حس خوب انجام میدم تا اموزش لاغری هی تکمیل تر کنم اونکره ذهنی خودم باز کنم و دریافت بالاتر بره حسم بهتر بشه
دوم انتطار تو مسیر داریم انتظاری که من تقویت کنه و حسم بهتر کنه شوق ذوق برام بیشتر کنه
انتطاریکه حالم خراب استرس زیاد انگیزم کاهش بده امبد رو تخریب کنه این اصلا به کار من نمیاید ارزش نباید استفاده کنم با حالی خوب وانتطار سازنده به پیش برم توجه ازجسم بردارم به تجربه مسیرم بدم یه نکته جالب تومتن بود لاعری با ذهن زمانی کامل میشه که تجربه مسیر درحس حال خوب دریافت بشه
[ اینده حکم پذیر نیست اینده تجربه می خواهد ]
نیاز به تجربه داره تا لاغری با لذت درجسم ایجاد بشه سعی من افزایش،خنده شادی حس بهتر درکمال ارامش تو هرجنبه رندکی خودم هست
به نکته های ریز مسیر که به چشم می اید حتما توجه کنمکه حسمکاملتر بشه وحال دلم واقعی تر به پیش بره سطح احساس هی ببر بالا
پذیرش،وضعیت فعلی کاهش اضطراب در ذهن ورسیدن به صلح این بخش خیلی بهبود پیدا کرده اشتی وصلح بهتر صمیمی بهبود یافته پیدا کرده
تغییر واقعی فقط،با تلاش روی بدن ساخته نمیسه ذهن باید در مسیر باشه تادلاغری لا ارامش روح ذهنم انجام بشه هیج فشار حس نشه
در پناه ارامش الهی ساکن باشیم. امین
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
گام ۱۱۱
آیا منتظر لاغری شدن می تواند مانع موفقیت شود ؟
■□■□■□■□■
سلام و عرض احترام به دوستان با انگیزه و فوق العاده و استاد گرامی جناب عطار روشن در این دیدگاه قراره به سوالی که مطرح شد پاسخ داده بشه .…….
همه ما وقتی وارد مسیر لاغری میشیم مدام از خودمون میپرسیم پس من کی لاغر میشم و این سوال ساده یواش یواش تبدیل به یه درگیری ذهنی بزرگ میشه که بهش میگن انتظار لاغری و اگه این انتظار غلط باشه به جای انگیزه برامون فشار و استرس درست میکنه و ذهن مسیر رو برامون کند میکنه……
انتظار ما دو حالت داره یا بهمون ذوق و انگیزه و حرکت میده که یعنی یه انتظار سازندهست یا اینکه بهمون احساس فشار و بیارزشی و اضطرار وارد میکنه که یه جور استرس پنهانه و معیار تشخیص این دوتا اصلا زمان و عدد ترازو نیست بلکه فقط و فقط احساس قلبی ماست…….
بزرگترین اشتباه فکری ما اینه که فکر میکنیم اگه لاغر بشیم دیگه تمام مشکلات زندگیمون حل میشه و خوشبخت مطلق میشیم در حالی که زندگی ابعاد مختلفی مثل روح و عاطفه و شغل و روابط داره و لاغری فقط یکی از این بخشهاست و قرار نیست جای همهشون رو بگیره و معجزه کنه……
دلیل اینکه خیلیها بعد از لاغری دوباره به وزن قبلی برمیگردن همینه چون اونا فکر میکردن لاغری قراره نجاتدهنده کل زندگیشون باشه و وقتی میبینن با وجود لاغری هنوز چالشهای زندگی و مشکلات کاری و عاطفی سر جاشه انگیزه پوشالیشون فرو میریزه و دوباره برای رسیدن به آرامش موقت به خوردن پناه میبرن……
یه تجربه واقعی نشون داده که حتی اگه از وزن بالای صد کیلو شروع کنیم و باورهای غلطی مثل اینکه لاغری با ذهن خیلی طول میکشه رو کنار بذاریم میتونیم به یه تناسب اندام عالی و پایدار برسیم و حتی اون ترسهایی که ذهن از شل شدن پوست یا موندن جای چاقی برامون میسازه هم واقعی نیستن و با مسیر درست همه چیز عالی پیش میره…..
لاغری با ذهن یعنی همزمان که بدنمون داره متناسب میشه روانمون رو هم از قید و بندها آزاد کنیم و بفهمیم که بخشی از ناراحتیهای ما ریشه تو مسائل دیگه داره و نباید تمام ارزش زندگی و خوشبختیمون رو به لاغر شدن گره بزنیم چون اینجوری با آرامش بیشتری به هدفمون می رسیم
……
ما نباید فکر کنیم لاغری جای تمام جنبههای زندگی رو میگیره چون لاغری فقط یکی از قطعات پازل زندگی ماست و اگه همش بگیم تا لاغر نشم زندگی فایده نداره داریم جلوی لذت بردن و آرامش امروزمون رو میگیریم و با این فشار ذهنی ناخواسته مسیر تناسب اندام رو برای خودمون کند میکنیم……..
اصلیترین تمرین ما توی این مسیر اینه که وضعیت فعلیمون رو بپذیریم و اضطرار رو توی ذهنمون کم کنیم چون تا وقتی با خودمون در جنگ باشیم ذهن مقاومت میکنه درست مثل محیط کار که اگه بخوایم پیشرفت کنیم اول باید بتونیم توی همون وضعیت فعلی آرامش داشته باشیم ….
وقتی ما با وضعیت فعلیمون میجنگیم و مدام از خودمون بد میگیم و بداخلاقی میکنیم فقط داریم تغییر رو عقب میاندازیم چون ذهن توی حالت مقاومت قرار میگیره در حالی که مسیر تغییر واقعی همیشه از جاده آرامش میگذره و با جنگیدن به هیچجا نمیرسیم……
ما اگه میخوایم جایگاه شغلیمون بهتر بشه اول باید با شرایط فعلی صلح کنیم و بهترین نسخه خودمون باشیم تا فرصتها بیان سراغمون توی لاغری هم دقیقاً همینه اگه از دیدن خودمون بدمون بیاد یا آینه رو بپوشونیم یعنی داریم با هدفمون میجنگیم و با این کار مسیر رسیدن به تناسب رو میبندیم…….
تغییر واقعی فقط با تلاش بدنی ساخته نمیشه و حتماً باید ذهن هم توی این مسیر با ما همراه باشه وقتی انتظار ما از لاغری همراه با فشار و استرس نباشه و با خودمون به صلح برسیم حرکت ما خیلی روانتر و نتایجمون خیلی پایدارتر میشه و اینجوری یه نتیجه واقعی و موندگار میگیریم……