0

رهایی از افکار منفی (قسمت چهارم)

رهایی از افکار منفی و احساس بد
اندازه متن

فايل رهایی از افکار منفی فوق العاده عالى بود و با توضيحات شفاف و كامل استاد عزيز, در ايجاد احساس خوب من تاثير خيلى خوبى داشت.

در واقع در اين فايلها, اينقدر حكمت و آگاهى هست كه بايد در آن انديشيد و نمى شه به سادگى از كنارش گذشت.

به لطف خداوند مهربان, در اين مسير, هر روز زندگيم, نو و تازه هست و شروعى دوباره است, و به لطف خداوند مهربان من در اين مسير, در روند تغيير هستم.

هنگامى كه اين فايل رو گوش مى دادم, خيلى چيزا به ذهنم مى اومد در باره اشتباهاتى كه داشتم, نگرانى هام, اما من ادامه ندادم و توبه كردم تا در احساس بد باقى نمونم.

من متاسفم و توبه مى كنم براى همه ى اشتباهاتى كه در زندگيم انجام داده ام.

حتى مواردى كه مدام در ذهنم مرور مى شد, رو, روى كاغذ نوشتم, انگارى از ذهنم خارج شون كردم و بعد احساس بهترى داشتم.

شيطان ( ذهن منفى بافم ) نمى خواد من در زندگيم جلو برم, اون مى خواد با استفاده از ايزار افكار منفى, من رو در گذشته ى خودم نگه داره و فكر كنم كه, چرا درست زندگى نكردم⁉️ چرا اين⁉️ چرا اون⁉️ و با اين چراااها سرگردان بشم تا نتونم به خدا اعتماد كنم و به مسير اصلىم بازگردم.

دلم خوش بود كه من مواد سمى نمى خورم اما غافل از اينكه افكار منفى هم در بدن واكنش شيميايى نشون مى دن.

سالها شيطان با فريب ذهنى, طورى وانمود مى كرد كه اونى كه بايد تغيير كنه, تو نيستى ! چرا من بايد تغيير كنم ‼️چرا تو‼️ تو كه خوبى, اون بَده ( اونا ) بايد تغيير كنه و تا اون ( اونا ) تغيير نكنه, هيچى درست نمى شه ! من خودمو سرزنش نمى كنم.

اما دريافتم كه ” من ” بايد تغيير مى كردم, تا جهانم تغيير كنه, و اينكه با ناآگاهى منتظر باشى كه ديگران تغيير كنند تا اوضاع عالى بشه, مثِ دور كوه چرخيدنه و تو و زندگى به جلو نمى رى‼️

خدا رو شكر و سپاس, در اين مسير هستم, من همه ى نگرانى هايم را رها مى كنم و به خدا مى سپارم.

من ذهن استدلالى خودمو با اعتماد به خدا, خاموش مى كنم, و نمى زارم برام دليل و برهان بياره و دنبال مقصر در زندگيم باشم. از وقتى كه در اين مسير هستم, اون سوالاتى كه جوابش برام مبهم بود, يكى يكى دريافت مى كنم, بارها شده بود كه به خدا مى گفتم, چرا من شاد نيستم, چرا از زندگيم, و از طبيعت زيبا لذت نمى برم! در حالى كه طبيعت من, شادى رو دوست داشت, و دريافتم كه بايد ذهنم رو خالى كنم از افكار منفى, از احساس گناه, از ترسها و نگرانى ها, از خشم ها و دلخورى ها از خودم و ديگران … اين موارد حجم زيادى از ذهنمو مسدود كرده‼️
❄️سوْال, شما كى مى خواى فصل بهار زندگى خودت رو ايجاد كنى⁉️

در پاسخ به اين سوْال, آرامش درونى دارم, بخاطرِ اينكه من در مسير تغيير هستم, و حتى امسال اولين پاييز و زمستان بهارى رو در اين مسير تجربه مى كنم و بسيار خرسندم. در اين مسير آگاه هستم كه خداوند مهربان نقشه ى خيلى خوبى براى زندگيم داره و شيطان ( ذهن منفى بافم ) با دليل و برهان و استدلالهاى ذهنى, مانع از اعتماد من به خدا مى شد.

اون نمى خواست كه من آگاه باشم كه مسيرى ديگه اى هم وجود داره كه منو به چيزاى خوب دعوت مى كنه. و در مجموع, به فرموده ى استاد عزيز در يكى از كليپاشون فرمودن, من نگران هيچى نيستم, همه چى براى من فوق العاده است. چقدر اين جمله حس خوبى به من مى ده و در موقع نگرانى, اونو تكرار مى كنم.

“نوشته خانم شادی عزیز در بخش نظرات این فایل”

قدیمی ترین خاطره ای که دارم. همیشه در اوج خوشی میاد و حالم رو بد میکنه مربوط به زمانی هستش که اول دبستان بودم.

با مادرم از مدرسه برمیگشتیم و من گفتم برای بازی به پارک بریم سوار تاب بودم و خیلی داشت بهم خوش میگذشت تا اینکه یه پسر بچه بدو بدو از خیلی نزدیک تابی که من سوارش بودم رد شد و من نتونستم خودم رو متوقف کنم و بهم برخورد کردیم و سرش زخمی شد.

با اینکه مقصر نبودم اما همیشه تصویرش جلوی چشممه همیشه که نه گاهی که خیلی خوشحالم در اوج خوشی میاد جلوی چشمم که تو آدم بدی هستی و با خودم میگم اون الان صد بار تا حالا اینجوری زمین خورده و خوب شده و تو هنوز ول کن نیستی.

در مورد انتخاب یک بار پدرم یک گوشی نو خریده بود برای خودش و گفت اگر تو میخوای بدم به تو و من قبول نکردم و چند وقت بعد گوشی گم شد خودم پشیمان بودم که چرا گوشی به این خوبی رو رد کردم و نخواستم و هی سرکوفت به خودم و برادرم هم مضاعف سرزنش که تو عقل نداری و فرصت ها تو به باد میدی.

که یک جور ترسی هم در من بوجود آورده تکرار این خاطرات و حرف ها که من همه کاری رو خراب میکنم.

وقتی با لاغری با ذهن آشنا شدم هیچ کس منو تحقیر نکرد ، نگفت چرا انقدر روش های سخت برای لاغر شدن انجام دادی ،نگفت چه خبرته انقدر چاقی و…….

تشویق شدم با هر پیشرفت تحسین شدم تا جاییکه یاد گرفتم خودم ، خودم را تشویق و تحسین کنم و اصلا انتظار تشویق و تحسین از دیگران نداشته باشم.

به این ترتیب اعتماد به نفسم بیشتر شد ، از افکار منفی رها شدم، نتایج بیرونی در زندگیم کسب کردم. هرروز شادتر شدم و لاغرتر.

از گذشته ام خجالت زده نیستم بلکه میدونم بهترین تصمیم ها را در آن لحظه ها اتخاذ کرد و به خودم افتخار میکنم که راهم را پیدا کردم و دارم ادامه میدم.

توانایی هایی که داشتم برایم واضح شد و احساس من تغییر کرد.

سوال کردن از خودتان را متوقف کنید و از خدا سوال کنید.

سوال به معنی درخواست کردن است.. درخواست کردن هم باید فقط از فردی قوی باشد پس از خدا سوال کن تا به سوی بهترین ها هدایت بشی و قوی تر از خداوند برای درخواست کردن چه کسی است؟ هیچ کس.

اگر میخوای طبقه ی خودت در جهان هستی را ارتقا بدی از خداوند درخواست کن و افکار منفی را رها کن.

برای حرکت به سمت خالص شدن باید اول افکار در دسترس شیطان را کاهش بدهی.

ذهن ما جهت را مشخص نمیکند ، مسیر را مشخص میکند. محتویات ذهن شما ،جهت را مشخص میکند و باید مواظب ورودی های خودمان باشیم چون جهت حرکت ما را مشخص میکند.

معجزه را از درون خودت شروع کن و جهت را عوض کن تا در مسیر نعمت ها و خوشبختی قرار بگیری.

عفونت روح ما ، افکار و محتویات ذهن ماست.. شک ، کینه ، حسادت ، دشنام ، غیبت ، ناامیدی ، گله وشکایت کردن ،فشار عصبی و……. میکروب های روح ما هستند. ما خلق نشدیم تا منبع آلودگی ها و عفونت های روحی باشیم. این ها خواست خداوند برای روح ما و زندگی ما نیست. از کودکان بیاموزیم که نمونه ای از روح پاک هستند.

نباید به افکار و اتفاقات منفی توجه کنیم. چرا همه ی ما همواره نگران اتفاقاتی هستیم که هنوز در زندگی ما رخ نداده اند؟ چون روح ما سرشار از عفونت شده. روح ما مریض شده و مقصر آن تنها خودمان هستیم و باید به فکر درمان و پیشگیری از عفونت های بیشتر باشیم اگر میخواهیم زندگی سالم و ایده آلی که در رویاهایمان است را تجربه کنیم.

پاک کردن این عفونت ها باعث نزدیکی ما به خداوند میشود و احساس میکنیم که در این جهان پشت و پناهی محکم داریم.

نگرانی هایت را به خدا بسپار و روحت را از عفونت خالی کن.افکار الهی را در مخزن خودت ذخیره کن تا خالص بشی.

خداوند همواره نعمت به سمت بندگان خودش روانه میکند اما برای دریافت این نعمات الهی ما باید فضای کافی در مخزن خود داشته باشیم.

از افکار منفی رها شو تا صلاحیت دریافت نعمات الهی پیدا کنی و منتظر باش تا هدایای الهی به تو برسد.

“نوشته من می توانم عزیز در بخش نظرات این فایل”

به شما دوست عزیزی که به هر طریقی با من و این مطلب مواجه شده اید توصیه میکنم فایل های رایگانی که به منظور تغییر زندگی قرار داده ام را با دقت گوش داده و به تمرینات آن عمل کنید و چنانچه احساس کردید توانایی آموزش های بیشتر و کاربری تر را دارم از محتوای آموزشی دوره شگفت انگیز خدا هرگز دیر نمی کند استفاده کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.46 از 68 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11087
63 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم حسین زاده
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۰ ۱۲:۳۲
      مدت عضویت: 873 روز
      امتیاز کاربر: 17915 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      سلام دوستان جان . من از این فایل یاد گرفتم که افکار منفی ذهنم رو بپذیرم ولی اون رو ادامه ندم. درسته الان یه فکر منفی تو ذهن منه من بهش گفتم این اتفاق تمام شده رفته تو ازش یه تجربه داری اون تجربه رو با خودت ببر . دفعه بعد هم باز تو با این موارد مشابه برخورد خواهی داشت پس ببین چی درسته دفعه بعد اون رو انجام بدی . اگه نمی دونی چه کار باید بکنی از کسی که فکر میکنی میتونه بهت کمک کنه حتما کمک بگیر . سعی میکنم تو اون موضوع گیر نکنم رها کن ببین بعدا میخوای چه کار درستی با فکر انجام بدی . به خودت فرصت بده تو شایسته بهترینها هستی . تو دوست داشتنی هستی . تو میتونی به همه خواستهات برسی . تو شگفت انگیزی . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۰۸/۱۰ ۱۴:۵۴
      مدت عضویت: 1411 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 438 کلمه

      با سلام خدمت شما استاد عزیزم ،

      از زمانی که شروع کردم به گوش دادن این فایل صوتی خوب حس عجیبی درونم شکل گرفت،

      آهنگی که بر روی این فایل گذاشته شده بسیار عالی و آرامش بخش است انسان را در خودش و افکارش فرو می‌برد،

      سال‌ها شیطان را در ذهنم رشد و پرورش دادم و از رفتارهای دیگران دلخور و کینه داشتم حتی بارها ع به آدم‌ها غیبت می‌کردم،

      و در نهایت خودم رو یک انسان گناهکار می‌تونستم چون همیشه رفتارهای بد انسان‌ها منو اذیت می‌کرد و باعث می‌شد که غیبتشون رو بکنم،

      همیشه دوست داشتم در خلوت و تنهایی خودم باشم و با انسان‌ها روبرو نشم زیرا که رفتار اونا بیش از اندازه برام مهم بود،

      جالب‌تر اینه که می‌دونستم این افکاری که دارم اشتباه و واقعاً می‌خواستم که تغییر کنم اما هیچ ایده‌ای برای شروع تغییر نداشتم،

      اما با شناسایی شیطان ذهنم تونستم به بعضی رفتارهای خودم تسلط پیدا کنم،رفتارهایی که منو از حال خوبم دور می‌کرد ترک کنم

      مثلاً همیشه احساس نداشته شدن رو می‌کردم و فکر می‌کردم همه آدم‌ها باید منو دوست داشته باشند،

      در صورتی که خودم به خودم اهمیت چندانی نمی‌دادم و خودم رو دوست نداشتم و از خودم و ظاهرم و حتی افکارم ناراضی بودم،

      اما ترمز یک چنین روزی در سال گذشته من از ته دلم خواستم و خدا رو صدا زدم تا از شر شیطان افکارم نجاتم بدهد و خدای مهربون لطفشو شامل حالم کرد و من رو به این سایت خوب هدایت کرد،

      الان که اینجا هستم و به مدت یک سال فعالیت کردم دیگه افکار منفی کمتری دارم و افکار مثبت پررنگ‌تری امروز که از خواب بیدار شدم واقعاً هیچ افکار منفی را برای انجام تمرین (افکار منفی )نوشتن نداشتم،

      برای همین احساس می‌کنم که من یک سال با خودم کلنجار رفتم تمرین کردم و با رها کردن افکار منفی شیطان ذهنم رو از بین بردم و اون رو کمرنگ کردم و چالش کردم،

      الان گاهی پیش میاد که افکارم منفی بشه و می‌خوام اون گاهی هم دیگه پیش نیاد،

      من به مدت ۴ هفته یادم نمیاد که راجع به گذشته انسان‌ها و یا رفتارشون حرفی زده باشم و یا گذشته خودم رو مرور کرده باشم و حال خودم رو بد کنم

      یاد گرفتم که اولویت زندگیم افکار درست بر اساس این باشد که دوست دارم چه احساسی را در طول روز داشته باشم نگران نباشم و ترسی از اتفاق‌های زندگی که به دست من‌ نیست نداشته باشم،

      توکل به خدا و اطمینان داشتن به خداوند نگران هیچ چیز نیستم و افکار منفی خودم را به حداقل رسوندم و کمرنگ کردم و از بین بردم و امروزه در حال حاضر احساس بسیار خوبی دارم و از خودم راضی و خودم رو دوست دارم ،

      من به انسانی که بهش تبدیل شدم افتخار می‌کنم،

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Zahra
      ۱۴۰۲/۰۷/۰۵ ۱۳:۲۵
      مدت عضویت: 1130 روز
      امتیاز کاربر: 10635 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 225 کلمه

      همیشه و بیشتر مواقع زندگیم از خودم پرسیدم که چرا من نمیتونم فلان شغل رو داشته باشم چرا من اراده انجام کاری رو ندارم چرا من  و توانایی هام رو کسی نمی بینم چرا من پارتی ندارم چرا من عرضه انجام کاری رو تا انتها ندارم؟ با این قبیل سوالها در ۳۸ سالعمر خودم رو هدر دادم و مخزن و ذهن خودم رو با افکار منفی  یا به گفته استاد با عفونت ها پر کردم و هر روز خودم رو سرزنش کردم این حرفها و نجواها حربه ی شیطان بوده شیطان ذهن منو مسموم کرده باید ذهنم را از این مسمومیت و ناخالصی پاک کنم و برای شروع این کار از امروز دیگه از خودم نمی پرسم چرا من؟ بهار زمانی برای من خواهد رسید که ناخالصی ها از ذهنم پاک شده باشه و همش از خدا بپرسم که چه راهی برای من بهتره؟یا چه کاری انجام بدم به صلاحم هست؟ از این به بعد خدا مشاورم میشه و هر چی گفت حتما انجامش میدم

      از امروز با هوشیاری بیشتری رفتار و فکر میکنم و مراقب افکار خودم هستم و هر فکر منفی رو نمیذارم وارد ذهنم بشه یا اگه بود مدت زیادی در ذهنم باقی بمونه چون این افکار ابزار شیطان هست 

      مراقب عفونت های روحم هستم و می‌خوام عفونت های قبلی رو درمان کنم وزندگی دوباره ای رو شروع کنم 

       امروز شروع بهار زندگی من هستش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۴/۱۹ ۱۱:۴۵
      مدت عضویت: 1244 روز
      امتیاز کاربر: 10905 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 515 کلمه

      سلام استاد از خداوند ممنونم که من را به سمت این فایل هدایت نمود 

      من از دیروز که در فایل قبلی برای اینکه کارها را بخدا بسپارم با ته دل از خداوند خواستم و گریه کردم درمحیط کار برای من آرامش ایجادکند و محبت و دوستی من را دردل همکاران قرار بدهد وخودم هم بدون هیچ کینه ای وارد محل کار شدم جالبه بدونید نزدیک به 3هفته بود که من مدیر و معاون را ندیده بودم و حتی عید غدیر هم را به مدیرمان که سید بود تبریک نگفته بودم چون ازش دلخور بودم و امروز صبح زود اولین تماس من مدیرکل بود و من را به اتاقش فرا خواند و برای یک موضوعی ازمن مشورت خواست و جالبه هدیه غید غدیر برای همکاران فقط یک 1000 هزاری و چند شکلات بوده و در اخر وقت فالوده یزدی به همکاران داده بودند . مدیر گفتند چرا به دیدن من نمیایی و من روراست گفتم که از همکاران به خاطر حرف و حدیثهای بیهوده کناره گیری میکنم و دلخورم چون بعداز برداشتن من از پست مدیریتی اخلاق تمام همکاران فکر میکنم با من عوض شده و مدیر گفتند این طور نیست شما خودت این طور برداشت میکنی (ذهن منفی باف ) جالب اینکه مدیر برای خودم و کل اعضای خانواده من یک اسکناس 2000 هزاری تومانی (12000تومان )دادند و با چندین بسته شکلات و در آخر برای من فالوده آورند و گفتند برای شما از قبل جا گذاشته بودم . به وااله از تعجب میخواستم گریه کنم چطور مدیری که ماهی یکبار هم از من سراغی نمیگرفت دیرور به فکر من بوده و برای من فالوده جا گذاشته . استاد عزیز من از شما بسیار ممنونم که من را با این مسیر آشنا کردید و چقدر در فایل گفتید که باید عفونتها را ازبین ببریم تا افکار مثبت جای آن را بگیرد و برای اولین بار کسی بهم گفت که  تمام مشکلات  زندگی من از بازگو کردن این جمله است .چرا من ؟ و از خودمان بارها این سوال را میکنیم و برای جواب فقط سرزنش و عدم اعتماد به نفس برای من دارد . و چرا از خداوند سوال نمیکنیم ؟که جواب تو بهترینی -تو اشرف مخلوقاتی – توخوشبختی را برایمان به ارمغان بیاورد 

      ذهن ما جهت را مشخص نمیکنه بلکه مسیر را مشخص میکنه 

      استاد چقدر این جمله مهم است که وقتی ذهن ما جهت سختیها باشد ذهن مارا به مسیر سختیها هدایت میکند پس باید به خداوند اعتماد و ایمان داشته باشیم و هرگز نگران بیماری – درامد -شغل و….نباشیم چون افراد منفی برای ذهن ما دقیقا مثل عفونت دربدن است و چون خداوند همیشه شادی را برای مومنان میخواهد نه غم و اندوه پس هرچه از خداوند برای ما برسد درآن خیر و برکت است پاک کردن این عفونت ها باعث نزدیکی ما به خداوند میشود و احساس میکنیم که در این جهان پشت و پناهی محکم داریم. ممنونم امروز بعد از چند ماه من به آرامش فکری رسیدم و عفونتها را از ذهنم پاک کردم انشاالله بتوانم در تمام مسیر زندگی اینها را عملی کنم 

      خیلی ممنون از شما استاد عزیز بابت این همه آگاهیهایی که من دادید .خداوند عمر با غزت به شما بدهد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ابراهیمی
      ۱۴۰۲/۰۱/۲۸ ۱۰:۳۹
      مدت عضویت: 1679 روز
      امتیاز کاربر: 8475 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,148 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم

       این فایل را چندین بار گوش دادم اما با هر بار گوش دادن انگار اولین بار بود و مطالب جدبدی کسب میکردم امروز هم یعنی روز دوشنبه ۱۴۰۲/۰۱/۲۸ از ساعت ۸ تا ۱۰ صبح آن را مرکر و تکرار کردم اما حس میکنم باز هم مطالب شگفت انگیز  بیشتری در دل این فایل است .

        با سوال کردن از محتویات مخزن ذهن و  سرزنش کردن خوددر مورد کارهای اشتباهی که انجام دادم  فقط و فقط خودم رو لنسان ضعیف و بی عرضه ای جلوه میدم ‌.

      متاسفانه این سرزنش کردن و سوال کردن از خودم فراوان در زندگی ام وجود داشته که بدون اینکه خودم متوجه باشم  مانع پیشرفت در تمام جنبه های زندگی ام شده..

      با هر سال بهار تصمیم گرفتم زندگی جدیدی شروع کنم اما باز بعد از چند روز به روال گذشته ادامه میدادم و برام ثابت میشد نمیتونم …

      با آمدن بهار باید درونت رو بهاری و نو کنی

      اگه بخوا عطر شکوفه های نعمتهای الهی زندگی ات رو خوش عطر و فرح بخش کنه باید بهار رو در وجود خودت پیدا کنی نه در پیرامون خودت .

      سالهاست که بهار رو در اطراف و پیرامون خودمون دیدبم و لذت بردیم از شگوفه زدن درختان از سرسبز بودن طبیعت اما جه فایده چه تغییری در زندگی من به وجود اومد ؟! در اینجا واقعا اهمیت اینکه  درون ما باید بهاری باشه رو درک کردم .

      هیچ علامت سوالی نباید در پیان کارهای خودت انجام بدی به دنبال دلیل آن نباش چون جوابی پیدا نمیکنی .

      بجای از خودت سوال کردن و سرزنش کردن از خدا سوال کن که چه چیز بهتری برات در نظر داره به دنبال راهی باش که نشانه هایی از خداوند باشه مسیرهایی رو میریم که از قبل آدرس آن در ذهن شما نوشته شده است پس آدرس جدید به مخرن ذهن بده و مسیر جدیدی رو ادامه بده .

      اخه چرامن ؟ جرا من؟ چرا من؟  این سوال را از ذهن خودت دور کن و بجای اون از خداوند بپرس چه راه های خوبی برات در نظر گرفته ؟ خیلیییی مهم که چه سوالاتی از خودت می پرسی  سوال کردن از خودت رو متوقف کن ، تجربه های تلخ رو از ذهن خودت دور کن باید دور کنی باید رهاکنی  و به جای آن از خدا سوال و درخواست کن.

      بایادگیری  رهایی از افکار منفی تمام مسیرهای موفقیت به روی شما باز میشود 

       خداوند در قرآن به مخلصون اشاره کرده افرادی که خالص هستند . خالص از نفوذ شیطان ،  خالص از هجوم  افکار منفی ، خالص از سرزنش کردن خود و دیگران ،.خالص از هر عملی که پسندیده نیست 

      محل حضور شیطان ذهن ماست و جایگه افکار منفی هم در ذهن ماست بنابراین شیطان میتونه از طریق افکار خودمون زنجیر اسارت در دام خودش رو ایجاد کنه .

      من اسارت  خودم در دام شیطان را از طریق افکار خودم به خوبی درک میکنم وآن را بارها و بارها تجربه کردم به گونه ای که از خودم سوال میکنم چرا اسیر این افکار شیطانی شدی و بیرون نمیکنی اما اینقدر خودم رو در این زمینه ضعیف میدونستم که شیطان خانم یا همون منفی باف مرتب پیروز میشد و شادی میکرد و من توجهی نداشتم 

       چقدر تشبیه قشنگی : اقکار منفی مانند حلقه هتی زنجیرن که شیطان میاد اون هار به هم می بافه و یکی از اون حلقه ها رو میکشه بیرون و شما رو مشغول اون میکنه .مثلا چرا فلانی این طور برخورد کرد چرا این حرف رو زد چرا  و چرا و چرا؟ با مرور این افکار حلقه ای از افکار منفی دور شما تنیده میشه و شما اسیر شیطان میشد .

      وای استاد من خیلیییی زیاد برام پیش اومده که نمیتونم حرکت کنم 

       شده که با این افکار یک هفته ده روز  افتادم و توان هیچ کاری مثل غذا درست کردن و ظرف شستن و مابقی کارهای خونه و بیرون رو نداشتم و فضای خونه تلخ تلخ میشد و قتی هم بلند میشدم بادخشم و عصبلنیت وووو چه زندگی وحشناکی . نمیدونستم چطور باید از این افکار خودم رو رها کنم خیلی خیلی خسته شده بودم چون شده بود کار هر روزم من یادم نمیاد کی از ته دل خندیدم و شاو بودم !!!!  

      شیطان از  فکر خودم علیه خودم استفاده می کند!!!

      هوشیار باش و افکار منفی را رها کن و ابزار شیطان را از تو ذهنت بربز بیرون. 

      ابزار شیطان یعنی مرور افکار منفی رو از ذهنت بریز بیرون . ابزار شیطان را از ذهنت بریز بیرون .

      عفونت روح و روان من این افکار منفی ووناخالصی در مخزن ذهن ناخودگاهم است.

      نکته بسیار مهم : ذهن ما طوری طراحی شده که ما رو هدایت کنه ذهن ما جهت رو مشخص نمیکنه بلکه مسیر رو مشخص می کنه. در هر جهتی حرکت کنی خوشبختی یا بدبختی ذهن شما رو به اون جهت هدایت میکند .

        زینب جان این خودت هستی که جهت رو مشخص میکنی پس با دریافت این آگاهی الهی از همین لحظه جهت زندگی را مشخص کن. 

      اولین قدم اینکه عفونت  روح خودت رو درمان کنی و درمان اون هم رهایی از افکار منفی و ابزار شیطان در مخزن ذهن می باشد . 

      هیچ کدام از ما خلق نشیدیم تا منبع آلودگیها و عفونتها باشیم .خشم ، اندوه، احساس گناه نمونه های از میکروب ها و عفونتهای مخزن ذهن ماست این صفات چیزهایی نیست که خدا برای ما در نظر گرفته اگه بخوای بهت ثابت بشه که این صفات خواست خداونبوده به بچه ها توجه کن  بچه ها حسادت نمیکنن غیبت نمیکنن احساس گناه ندارن احساس پشیمانی ندارن . این خودمون هستیم گه افکار منفی رو وارد مخزن میکنیم و 

      از کوزه همان طراوت که دراوست .

      بچه من هم به راحتی با دیدن من این صفات رو در مخزن ذهنش وارد میشه و روح و روانش عفونت میکنه عجب آگاهی!!!!!!! چقدر حیرت انگیز بیان شد!!!

      عفونت روح باعث میشه از خداوند دور بشم  نگرانی و  ترس از آینده  و ناراحتی از دیگران باعث افزایش عفونت در مخزن خودم میشم 

      عفونت روح و روانم که همان مرور افکار منفی است باعث میشه از خداوند دور لشم و احساس رها شدگی در دنیا به من دست بده و احساس میکنم خدا من رو فراموش کرده و من رو نمیبینه و مورد توجه اش نبستم با این احساس روز به روز مشکلات من بیشتر و از خدا دورتر و دورتر میشم .

      باید برای خالص شدن باید  خودم رو از این نگرانی ها و افکار منفی که باعث عفونت روحم شده  رها کنم و تمام این نگرانی ها را به خدا بسپار و سم های زیادی را از وجوت خودت خارج کن و جای اون را با نعمتهای الهی و توجه به نعمتها ی خداوند بزرگ پر کن . حل تمام  مسائل زندگی را به خدا بسپر چون هر چه از خدا به ما می رسد همه خیر و خوبی است .

      استاد عزیز و بزرگوارم از این فیل طلایی ووالهی  بسیار بسیار ممنونم توصیف اهمیت و فوق العاده بودن   این فایل قابل بیان نبست .

      خداوند عزیزم بسیار بسیار ممنونم.

      انشا اله و به لطف خدا با دریافت آگاهی این فایل سال جدید یعنی سال ۱۴۰۲ را با بهاری بودن درونم شروع میکنم .خدایا شکرت

         

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۲/۰۱/۱۳ ۱۴:۵۰
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,072 کلمه

      سلام و درود . 

      برداشتی که من از این فایل داشتم این بود که محتویات ذهن من داره زندگی منو شکل میده . 

      ظرف خالی از صبح به ما داده میشه و ما تا شب این ظرف رو پر می کنیم . 

      یاداوری خاطرات در ما احساس ایجاد می کنه .

      خاطرات خوب رو مرور کنیم که حس لذت  و شادی و عشق در ما پدید بیاد 

        

      فکر کردن به آینده هم در ما احساس ایجاد می کنه . اتفاقات خوب رو در آینده متصور بشیم تا در ما حس امید و ایمان و انگیزه پدید بیاد . 

      اما بیشترین چیزی که ما داریم طرفمون رو ازش پر می کنیم لحظه حال هست . 

      در لحظه حال فقط و فقط باید به داشته ها توجه کرد و لدتشو برد و سپاسگزاری و عشق  کرد . اما وقتی توجهمون رو میبریم روی نداشته ها باید بتونیم طوری بهش نگاه کنیم که نداشتنشو نبینیم . درسی رو ببینیم که از اون نداشته داره به ما میرسه تا ما بهتر عمل کنیم . 

      چون تمام نداشته های ما از یه باور ریشه میگیرن و شاید چندین باور . 

      وقتی چیزی رو نداریم یعنی باور به حضورش نداریم . در حالیکه همه چیز در لحظه ی حال وجود داره و فقط کافیه ما به روح اون نعمت متصل بشیم و حسش کنیم و قدر دانش باشیم . 

      مثلا در مورد لاغری . ما  با نگاه کردن به جسممون باور به نبود لاغری داریم . 

      در حالیکه اگه به روح لاغری متصل بشیم میبینیم لاغری در جسم ما هم هست و در تمام فرایندهای جسمی داره خودشو نشون میده . 

      وقتی به روح لاغری توجه کنیم نشانه هاش رو در جسم میبینیم و شکر می کنیم . 

      خدایا شکرتخدایا شکرت من لاغر شدم .

      خدایا بابت چاقیمم سپاسگزارم . چون چاقی جسمی حاصل ارتعاشات خودمه و فقط داره ارتعاشات  منو به من نشون میده .

      خدایا شکرت که من در ارتعاش لاغری ام و جسمم روز به روز داره لاغرتر میشه .

      ترس از چاقی جسم چاقی بیشتر رو میاره . ما وقتی به ارتعاشمون مطمئن باشیم لاغری جسمی قطعا خلق میشه و ما در مسیر لاغری هستیم .

      ارتعاش لاغری رو هر کس یه طور ارسال می کنه .  ولی راحتترین راهش با ذهنه .

      لاغر شدن با ذهن آسونترین کار دنیاست .

      خدایا شکرت راحت لاغر شدم .

      خدایا شکرت از آسونترین راهی که به ذهنم میرسید لاغر شدم .

      خدایا شکرت لاغر شدم ‌.

      خدایا شکرت لاغری جاریه .

      خدایا شکرت با همه چی به صلح رسیدم . با روح لاغری یگانه شدم .

      ترس از لاغر نشدن حبس انرژیه . خدایا شکرت دیگه انرژیم رو حبس نمی کنم . رها می کنم و آزادش می کنم .

      خدایا شکرت در راه لاغریم زجر نکشیدم .

      فرقی نداره چه زجری . زجر از کم خوری یا زجر از پرخوری هردوش ارتعاش منفیه

      خدایا شکرت هم کم خوردن برام لذته هم پرخوردن فرقی برام ندارن . به هردوش عشق می ورزم و در هر دوش ارتعاش لاغری میدم .

      کم خوردن منو لاغر می کنه چون بیشتر احساس سبکی می کنم و راحتترم .

      پرخوردن هم منو لاغر می کنه . چون گوارشم و تمام اندامهای درونیم  رو به کار میندازه  و کلی چربی سوزی اتفاق میفته .

      اندازه خوردنم منو لاغر می کنه چون هم سبکم و هم چربی سوزی رو به کار انداختم .

      هر نوع خوردنی منو لاغر می کنه .

      چون کلا خوردن  یا نخوردن یعنی لاغر شدن .

      چون اصلا لاغر شدن ربطی به خورد و خوراک نداره و خود به خود خودش رخ میده . 

      لاغر شدن فقط ارتعاشه

      ما از هر راهی که خودمون بهتر لاغری رو حس می کنیم  در ارتعاشش قرار می گیریم .

      تجسم لاغری تصویر سازی لاغری خیلی حال میده .

      ولی حتی عشق ورزی و سپاسگزاری به جسم چاق هم مارو لاغر می کنه .

      چون نفرت و ترس و شکایت رو کنار میزاریم و وجودمون یکپارچه عشق میشه .

      ارتعاش عشق انسان رو لاغر می کنه . عشق یعنی یگانگی و یگانگی یعنی ارتعاش الهی و ارتعاش الهی بالاترین ارتعاشهاست . 

      خدا واحده .

      پس بالاترین ارتعاش ارتعاش یگانگیه .

      ما در راه اهدافمون باید یکپارچه عشق بشیم و به وحدت الهی برسیم .

      خداوند یکتاپرستی رو در همه ی زمانها سفارش کرده . چقدر قانون جذب قشنگه

      قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد .

      بگو خدا یکیست . ارتعاش لاغری یگانه است . یکی شدن  همه وجود در ارتعاش لاغری . از همه چی حس لاغری بگیریم . همه وجودمون رو  در لاغری  یگانه کنیم .

      خدا بی نیاز است . ما به لاغری محتاج نیستیم . ما کانون لاغری هستیم و لاغری از ما خلق میشه .

      فرکانس نیاز ، بدن رو نیازمند می کنه . ما به هیچی در راه لاغری نیاز نداریم .

      لاغری ما نزاییده و زاییده هم نشده . بلکه خلقه . ارتعاش خلق بالاتر از زایشه .

      زایش یعنی یکی مثل خودت تولید می کنی . یعنی لاغری تکراری ولی خلق یعنی آفرینش جدید تولید می کنیم  یعنی لاغری رو هر لحظه از نو خلق می کنیم . و خداوند هر روز نو و تازه و در آفرینش جدیده .

      تازگی و طراوت جزء ویژگی های الهیه و لاغری ما هم همینه . هر روز ارتعاشات جدید خلق می کنیم .هر روز دریافتهای جدید .

      کار خدا تکراری نیست . خدا مثل خودشو نمیزاد او هر روز در آفرینش جدیده .

      ولم یکن له کفوا احد هم یعنی او همتایی نداره .لاغری ما همتایی نداره . لاغری  یکتاست . ما هر روز در خلق جدید لاغری هستیم و لاغری هیچ کسی شبیه دیگری نیست و حتی لاغری خودمونم در زمانهای مختلف متفاوته . چون خدا همیشه تازه است . همیشه نوست و هیچ وقت کهنه نمیشه .

      لاغری ما هم همیشه نوست و هیچ وقت کهنه و تکراری نمیشه . همیشه جدیده .

      خدایا شکرت .

      خدایا شکرت .

      خدایا شکرت که لاغری انقدر راحت اتفاق میفته

      خدایا شکرت تجسم لاغری انقدر راحته

      خدایا شکرت به خاطر تناسب اندامم

      خدایا شکرت به خاطر تبدیل چربی ها به انرژی

      تبدیل چربی به انرژی هر لحظه داره انجام میشه خدایا شکرت

      باور نگهداشتن چربی یا ذخیره چربی اونا رو نگه میداره .

      باور اصلی اینه چربی ها مایل به انرژی شدن هستن .چربی ها تمایلی به ماندن در جسم ندارند . چربیها  آرزوی تکامل دارند . تکامل آنها در رهاییست . چربی ها تمایل  به آزادی دارند .با باورهای خود آنها را اسیر نکنیم و اجازه بدیم آزاد بشن . چربیها دوست دارند که به انرژی تبدیل شوند . چربیها رفتنی هستن وظیفه ی آنها رفتن است .وظیفه آنها تبدیل به انرژی شدن است . باور کنیم که آنها رفتنی هستن .

      خدایا شکرت که چربی ها مراحل تکامل خودشون رو طی می کنند .

      خدایا شکرت که من از سر راهشون کنار رفتم و  دیگه اونا رو به عناوین مختلف حبس نمی کنم

      خدایا شکرت هر لحظه  چربیهام دارن  به انرژی تبدیل میشن و تنفس بزرگترین نشانه این تبدیل هست . خدایا شکرت هر لحظه در بدنم لاغری در جریانه . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۲/۲۷ ۱۸:۴۴
      مدت عضویت: 1326 روز
      امتیاز کاربر: 85901 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 711 کلمه

                سلام به االله ارامش بخش  فلبها 

      چند روزی هست که شروع ونوشتن افکارمنفی هستم چون توانجام این قسمت خیلی زمان زیادی نیست دارم انجام میدم تویی این چند روز احساسم داره یی جوری میشه وفتی حسم داره عوض میشه فورا شروع به نوشتن میکنم 

      این متحویات ذهنو به مهمانی مولودی که مهمانه تو اتاق پرپر هست ویی مهمان عزیزی که تو اون هم دوستداری وهم ادم موفق باشخصیت که با همه صفات خوب میاد وتو داخل منزل جای برای پذیرای از این مهمان نداری 

      همین زمان یی شخصی که تو دوسش نداری مجلس براش مهم نیست سر وصدا هم مبکنه بلند میشه واز مجلستو خارج میشه وتو ممهمان اولی رو جای اون قرارمیدی با امدن مهمان حدید همه اروجودش هم احترام که احساس که ابن فرد چقدر تو همه جنبه  مهمان قبلی فرق داره میدونم 

      مخزن من وفتی دلرم فکر میکنمبه حدی از افکار بیهوده پر شده است از زمانی که خداو شکر وارو مسیر لاغری با ذهن شدم بقدری ابنجاحسم خوبه وزمانم میگیره دیگه هیچ کانل وهیچ شبکه ایناستا شرکت نمیکنم به خودم میکم اخه چی بهته اضافه کرد وفقط یی سری حرفهایبیهوده زمانتو دبگه صرف کارهایهوده  باعث بشه تو از پرواز تو این تحول جدبدشادی درونتو ازحس ارادی ونجات ازافکارا منفی وشروع تولد دیگه زندگی تو خدا دوباره به تو هدیه داده باره از خدا میخواستم ای گاش میتونستم اشتباهتم پیدا کنم همین دنیااصلاحش کنم برای حًود در درگاهت شرمسا ر نباش .حالا که خدا بهم این فرصت داه این گوی واین میدان دیگه بهونی نیست یاد افکار الوده رو از ذهنم پاک کنم شیطان ذهنم از اون خارج کنم جاشو بدم به افکار که من ترقی میده

       خدا روشکر توجنبه حسادت تو افکارهیچی ندارم چون به هبج کسی برای داشتن هر چیزی کوجکترین حسادتی ندارم این تو زمبنه شک همین شکلی هستم ولی یی کینه عظیمی داشتنم یی فرد که خدا کمک گرد تو یی شب قدر من اون بخشیدم از خدا خواستم اگه با بخشش اون فرد گناه من بخشیده میشه من این کار رو انجام میدم وخدا خواست من از ته از قلب این فرد بخشیدم از اون زمام قلبم ارام شده وفتی حتی بهش فکر میکردم تمام سلولهای قلبم دچادسوزش میشم بهم حق یبدیداون برادر 

      عز یزم ارمن گرفت ار من گرفت برادر جوانم با دست خودمون به خاک سپردبم تمام حس داشتشو ازما دریع کرد.سالهای  زیادی نداشتن کم بودعلت فوتش که معلوم نبود این دیگه قابل قبول نبود  بعدها بهم گفت اون تقصیر نداشته چون فامیل بود پرونده تو دعوایی خانوادگی دچار کشمش بود مادرم دل پر از مهربونی داشت ا ون بخشید به خدا سپرد گفت اگه مقصر هست به خدا جواب بده بخش کسی کع فقط یی پسر داشت فقط یی پسر  برام کارش حالا قابل قبول شده وان دل مهربونی داشت من با بخشس این فرد ۱۸ سال اون حس کینه توقلبم کشتم رگهای قلبم دیگه نمی سوزه با بخس اون خودم رها کردم باره بخاطز این بخشش به خودمافرین مبگم چون فکرم ازادشده حالا میفهم اون عفونت ذهنمبود با روحم هماهنگ شده بود با دیدنش حس انتقام تمام جسمو میگرفت  ۱۸ سال دیگه نیست اگه  گناهی داشن تو این زمیه خودش بدونه با خدا من مخزن عفونی ذهنم پاک کردم از گینه به حاش خدا بهم چیزی داد که

      حالا حسش میکنم ارامش با بودن تویی این شرایط من ارامش دارم شما گفتید روری که داشتم فایل ۶۱ کار میکردم باره از خودم میپرسیدم  من چطور تو بخشش این فرد عمل گردم من که اگاهی در باره بی گناهی این فرد نداشتم بعدها کسی بهم گفت اون زمان من این خسس کردم فکر کنم فقط کاره خدا بود من کاریی نبودم فقط اون گینه بسیار زیاد بود رها شدم خواستم به کسانی که تویی ذهنو قبلشون اینحس دارن این عفونت با بخشس از بین ببرن چون خودشون ازا د میشن ار اون زمان به نظرخدا هر کفتی از ته قلبم  چیزی رو از خدواند خواستم اول گفتم اگه به صلاح هست برای کسی که به صلاح هست اجابت کن اگه به صلاحم واون کسی گه ازمن خواسته نیست اجابت نکن چون من خداوند حاکم مطاق میدونم پس حاکمیتش وعدالتش عظیم هست قبول دارم پس انتخابب خداوند بسیار بهتر ار من انتخاب  من این تولد دوباره رو هم از این بخشس میدونم اون توفصل بهار ا ولین بهاره زندگی نوع  چقدر شیرن گوارست امید به نتیجه تویبابن سال جدبد 

      درپناه حق حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۴۰۱/۱۲/۲۲ ۰۱:۰۳
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 596 کلمه

      “به نام نامی ”الله” که پاک و منزه است و دوستدار پاکی”

      درود به استاد گرامی و دوستان هم مسیر ؛

      گام شصت و سوم : رهایی از افکار منفی (قسمت چهارم) ؛

      پروردگار مهربانم ،سپاس می گویم تو را که امروز دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ مرا یاری دادی که گام شصت و سوم را بردارم، خدایا شکرت .

      ذهن ما مانند مخزنی است که باید توسط خود ما پر شود از افکار و باور های ما،که این افکار می توانند هم مثبت باشند و هم منفی .اگر مخزن ذهنی خود را از افکار مثبت پر کنیم زندگی برای ما شاد و زیبا می شود و اگر آن را از افکار منفی پر کنیم زندگی برای ما ناراحت کننده و زشت می شود چون ذهن است که مسیر ما را مشخص می کند و این مسیر بر اساس محتویات مخزن ذهنی ما مشخص می شود و اگر مدام به یک سری افکار فکر کنیم در مسیر همان افکار قرار می گیریم پس ذهن مسیر را مشخص می کند نه جهت را و ما با نوع افکار خود جهت خود را تعیین می کنیم.ما می دانیم که اگر ماده ای سمی را وارد بدن خود کنیم دیر یا زود از بین خواهیم رفت و افکار منفی برای ذهن هم دقیقا مانند سم عمل می کند و اگر ما مدام به ذهن و مخزن خود افکار منفی وارد کنیم بالاخره همین افکار ما را از پا خواهد انداخت چون دائما خود را با همین افکار منفی می سنجیم و خود را زیر سوال می بریم .برای همه ی ما در زندگی پیش می آید که در بعضی جنبه های زندگی خود انتخاب اشتباه کنیم و شکست بخوریم و در این شرایط خود را به شدت سرزنش می کنیم که تو بی عرضه ای ، تو توانایی هیچ کاری را نداری ،و از خود می پرسیم که چرا من ؟! همین سرزنش کردن خود و سوال از خود می تواند ما را کاملا از مسیر درست منحرف کند چون با این کار ما بر اساس محتویات مخزن ذهنی خود ، به خود پاسخ می دهیم و جواب ما چیزی جز تایید بی عرضگی و ناتوانی خود نیست پس ما باید در شرایط بحرانی دست از سرزنش کردن خود و سوال کردن از خود برداریم و از خدا بپرسیم که خدا جان حالا چگونه باید دوباره شروع کنم ؟! خدایا من الان باید چه کاری انجام بدهم که کمتر آسیب ببینم ؟! و مطمئنا خداوند عزوجل بر اساس روح الهی که در ما قرار داده است ما را راهنمایی می کند و به ما پاسخ می دهد ،کافی است از خدا به خاطر شرایط خوبی که قرار است برای ما پیش بیایید تشکر و سپاس گزاری کنیم و شاکر باشیم.همین سپاس گزار بودن ما چرک و عفونت را از روح و ذهن ما پاک می کند و مانع ورود افکار منفی به مخزن ذهنی ما می شود چون ما همه چیز را به خدا می سپاریم و از خداوند جز خیر و خوبی چیز دیگری به ما نمی رسد.همان طور که جسم ما دچار عفونت و چرک می شود و برای مداوای آن باید عفونت و چرک را از جسم و بدن خارج کنند روح و ذهن ما هم دچار چرک و عفونت می شود با کینه، خشم ،اندوه ، حسادت ،نا شکری و ما باید با پاک کردن مخزن ذهنی خود از کینه، خشم ، اندوه و حسادت روح و ذهن خود را از چرک و عفونت پاک و تمیز کنیم .پس ما باید ذهن خود را از افکار منفی رها کنیم تا مسیر نعمت های الهی به روی ما گشوده شود و مورد لطف و رحمت خداوند مهربان قرار بگیریم.

      “یا حق ”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار یگانه یگانه
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۷ ۱۶:۴۰
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      سلام خدمت همه عزیزان همراه

      سپاس  آقای عطار روشن بابت این فایل

      میخوام بازیهای شیطان رو در مورد خودم بهتون بگم که شاید امروز تونستم بشناسمش و قبل شنیدن این فایل فکر میکردم تمام گفتگوهای ذهنی من که واقعا  الگوی تکراری هم داره حقیقتی ست که نباید نادیده بگیرمش

      دیروز  صبح دخترم رو با عشق از خواب بیدار کردم و با مهربانی به مدرسه فرستادم و….ظهر برلش ناهار دلخواش رو درست کردم و منتظر شدم بیاد وقتی اومد بعد بوسیدن و احوالپزسی و گزفتن اخبار مدرسه ناهارش رو برلش آوردم و کنارش نشستم تا ناهار بخوره.بعد ناهار کنارم خوابید و با هم حرف زدیم بعدش گفت من حوصله ام سر رفته من رو ببر بازار چینیها رو ببینم با وجود خستگی و نداشتن برنانه قبلی بردمش و با صبوری کنارش بودم تا خوب بگرده و هر چی دوست داره قیمت کنه و خرید کنه یک قلم از خ یدش رو من براش گرفتم موقع برگشت به دخترم گفتم که کمی بگردیم من یک مانتو بخرم حس کردم حوصله خرید من رو نداره و کمی قیافه اش در هم رفت و من هم معذب شدم اخرش  نزدیک خونه منم با لحن تند گفتم من با تو خرید میام اینجوری میکنم؟و……

      بعد گفتن این جملات بلافاصله شیطان درونم شروع به سرزنش من کرد و مدام من و رفتارم رو زیر سوال برد و کلی سرکوفت زد بهم. جوری که انگار نه انگار من از صبح اینهنه کار خوب برای دخترم کردم .وقتی دقت کردم دیدم این الگوی تکراری همیشه و همه جا با من هست همیشه شیطان درونم با احساس گناه به من حس بد میده و من رو به جون خودم می اندازه همیشه هم از طریق عصبانیت و خشم من این کار رو با من میکنه.تا این نکته رو فهمیدم شروع کردم به داجویب از خودم و تشکر از خودم بابت خدناتی که از صبح انجام داده بودم و از خدا خواستم هر روز رابطه ام رو با خودم بهتر کنه و از خدا تشکر کردم که هر روز رابطه من رو با بچه هام بهتر میکنه

      چقدر حس خوبیه وقتی احساس گناه نداری و سنگینی وزنه گناه رو به دوش نمی کشی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار یگانه یگانه
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۶ ۱۰:۱۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      سلام خدمت همه عزیزان همراه

      خدایا شکرت برلی آگاهی های روز افزون

      آقای عطار روشن سپاس فراوان و امیدوارم هزاران برابر خیر و برکت بهتون برگرده

      آگاهی های این فایل هم عالی بودند و من  این فایل رو یکبار نوشتم و فکر کنم باید دوباره بنویسم و بارها گوش بدم  تا در عمق جانم بنشینه که البته دارم انحام میدم

      من سالها از خدا دلگیر بودم و التماسش میکردم که چرا زندگیم تغییر نمیکنه آخه پس کی تموم میشه بارها برای تغییر زندگیم کارهایی کردم ولی نتیجه تکراری گرفتم 

      هر قدم ظاهرا خوب و تاثیر گذاری برمیداشتم ولی نتیجه ضعیف بود با شنیدن ر ین بایل انگار عقده برام باز شد

      از خدا سپاسگزارم که افکار متفی مرا هر روز کمتر میکنه 

      از خدا سپاسگزارم که جوابم را داد و من رو با این آگاهی ها هدایت کرد

      از خدا سپاسگزارم که اراده و شهامت تغییر محتوای مخزن ذهنم به سمت افکار مثبت را به من عطا میکند

      از خدا سپاسگزارم که هر روز لحظاتم را زیباتر میکند

      خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6