🔸 تصور کن یه فرمانده پشت صحنه داری که بیسروصدا داره تصمیم میگیره چی بخوری، کی بخوری و چقدر بخوری!
همین مغزه! 🧠
تاثیر مغز در چاقی خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر میکنیم. شاید بارها رژیم گرفتی، ورزش کردی، ولی یه چیزی توی ذهنت باعث شده دوباره برگردی سر نقطه اول.
ذهن ما پر از الگوهای پنهانیه که حتی خودمون هم ازشون بیخبریم.
🧠 فرماندهی پنهان: ذهن چگونه ما را به سمت چاقی میکشاند؟
تا مدتها فکر میکردم تصمیم برای خوردن از «معده» میاد. یعنی اگر گرسنهام، پس لازمه بخورم؛ اگر سیرم، پس دیگه چیزی نمیخورم.
اما خیلی وقتها دیدم که همهچیز برعکسه…
🍕 مثلا وقتی تو خیابون راه میرفتم و بوی نون تازه میاومد، یا تصویر یه فستفود خوشمزه توی اینستاگرام میدیدم،
بدون اینکه گرسنه باشم، یه صدای قوی توی ذهنم میگفت:
“بگیرش… این که همیشه دمِ دست نیست!”
“امروز بخور، از فردا رژیم میگیری!”
“حقته… این چند روز خیلی خسته بودی، یه چیز خوشمزه لازمه!”
وقتی خوب فکر میکردم، میدیدم قبل از اینکه معدهم بخواد، ذهنم خواسته بود.
یه فرماندهی پنهان که دستور خوردن میدادو این دقیقا تاثیر مغز در چاقی بود.
نه از روی نیاز، بلکه از روی عادت. نه از روی گرسنگی، بلکه از روی برنامهای که از سالها قبل توی مغزم نوشته شده بود.

🔁 بهانههایی که مغز برای چاقی میتراشد
ذهن من استاد توجیه کردن بود.
هربار یه دلیل قانعکننده داشت که چرا باید بخورم:
- «حیفه، پولش رو دادی، بخورش!»
- «مهمونی همیشه نیست، حالا بخور، بعداً جبران میکنی.»
- «الان ناراحتی، یه چیزی بخور حالت بهتر شه.»
- «این خوراکی خاصه، همیشه که نیست، حالا بخورش.»
🔸 همه این جملهها از الگوهای ذهنیِ کهنهای بودن که ذهنم یاد گرفته بود و تکرار میکرد، چون مغز، استاد تکراره.
📌 این همونجاست که باید به تأثیر مغز در چاقی توجه ویژه کنیم.
🔁 چرخه بیپایان رژیم و شکست: وقتی ذهن از تغییر فرار میکند
شاید تو هم بارها این سناریو رو تجربه کرده باشی…
🗓 یه روز با خودت میگی:
«تموم شد! از امروز دیگه جدی میگیرم. باید وزن کم کنم. دیگه بسه!»
با انگیزه میری سراغ رژیم غذایی، لیست مینویسی، مواد سالم میخری، حتی توی دفتر یا اپ، برنامهریزی دقیق میکنی.
روز اول: عالی! با انرژی و اشتیاق.
روز دوم: هنوز انگیزه داری.
روز سوم: کمکم فکرت میره سمت چیزایی که دوست داری ولی نباید بخوری.
روز چهارم: یه صدای آشنا توی ذهنت میگه:
«فقط یه کم… ضرر نداره. بعدش جبران میکنی.»
و بعد از خوردن؟ 😞
احساس شکست، عذاب وجدان، سرزنش خودت…
و دوباره، همه چی از اول.

🌀 چرا این چرخه تکرار میشود؟
برخلاف چیزی که فکر میکردم، مشکل این نبود که “من بیارادهام” یا “من نمیتونم لاغر شم”.
مشکل، ذهنم بود که آمادهی تغییر نبود. ذهنی که سالها طبق الگوهای چاقی برنامهریزی شده بود و حالا رژیم رو یه تهدید میدید.
بذار برات مثال بزنم:
😣 وقتی رژیم میگرفتم، انگار داشتم چیزی رو از خودم “محروم” میکردم.
غذا دیگه یه نیاز نبود، بلکه تبدیل میشد به وسوسه، به پاداش، به چیزی که هر لحظه دلتنگش بودم.
ذهن من، با دیدن غذاهای خوشمزه، شروع به چونهزدن میکرد:
- «این یکیو بخور، بعدش محکمتر ادامه میدی.»
- «الان ناراحتی، حقته یه چیزی بخوری.»
- «فقط همین یه بار!»
- «الان نخوریا، ولی بعد از رژیم میتونی بخوری!»
این مکالمات درونی، همشون نشون میدادن که تاثیر مغز در چاقی چقدر قویه.
حقیقت اینه که مغز ما برای بقا ساخته شده. و رژیم غذایی، مخصوصاً اگر سختگیرانه باشه، توسط مغز مثل یک تهدید جدی برای بقا تفسیر میشه.
📌 مغز فکر میکنه:
«اوه، غذا کمتر شده! خطر گرسنگی در راهه!»
و در نتیجه:
- متابولیسم رو کند میکنه
- احساس گرسنگی رو شدیدتر میکنه
- تمرکز ذهنی رو روی پیدا کردن غذا میذاره
- و مقاومت شدیدتر نشون میده
📚 طبق تحقیقات علمی (Stice & Yokum, 2016)، وقتی افراد رژیم میگیرن، فعالیت در نواحی پاداش مغز افزایش پیدا میکنه؛ یعنی مغز به غذاهای پرکالری حساستر میشه.
و این یعنی رژیم گرفتن بهتنهایی، نه تنها مؤثر نیست، بلکه ذهن رو به حالت هشدار و فشار بیشتر میبره.
این یعنی تاثیر مغز در چاقی دقیقاً جایی خودش رو نشون میده که ما فکر میکنیم داریم درستترین کار ممکن رو انجام میدیم: رژیم گرفتن!

✨ راهحل کجاست؟ بازنویسی ذهن، نه فقط منوی غذا
تا وقتی ذهن چاق باقی بمونه، سبک زندگی سالم پایدار نمیمونه.
من فهمیدم به جای اینکه تلاش کنم با ذهن قدیمیام زندگی جدید بسازم، باید اول ذهنم رو تغییر بدم.
یاد گرفتم:
- با ذهنم حرف بزنم
- صدای بهانهها رو بشناسم
- به جای سرزنش، گفتوگوی ذهنیام رو عوض کنم
- به خودم اجازه بدم از خوردن لذت ببرم، اما آگاهانه
- از تصویرسازی برای ساختن ذهن متناسب استفاده کنم
🌱 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار خودبهخود عوض میشه.
📌 حالا متوجه میشی که ریشه شکستهای مکرر رژیمی، تاثیر مغز در چاقیه نه ضعف اراده یا ژنتیک.
اگر مغز رو با آگاهی، آرامش و تکرار آموزش بدی، خودش مسیر رو تغییر میده.
📍 تاثیر مغز در چاقی یعنی وقتی در سطح مغز چیزی عوض نشه، رفتارهای قدیمی دوباره برمیگردن.
💡 تو باید اول ذهن چاق رو تغییر بدی، بعد از اون جسم خودبهخود به تناسب میرسه.

🔁 انعطافپذیری عصبی: نور امید در تاریکی ذهن چاق
🧠 مغز انسان توانایی شگفتانگیزی برای یادگیری و بازسازی داره. به این توانایی میگن «انعطافپذیری عصبی».
یعنی اگه تکرار کنی، تمرین کنی، و باورهای جدید رو بسازی، مغزت میتونه برنامهی چاقی رو پاک کنه و با برنامهی متناسب جایگزین کنه!
✍️ با تمرینهایی مثل:
- نوشتن گفتوگوی ذهنی
- تصویرسازی ذهنی لاغری
- تغییر واژگان درونی (مثل «من همیشه شکست میخورم» به «من در حال یادگیریام»)
- گوش دادن به فایلهای آموزش ذهنی
مغز کمکم مسیرهای جدید میسازه، مثل جادهای تازه وسط یک جنگل قدیمی 🌿
📌 این دقیقاً همون جاییه که تاثیر مغز در چاقی به تأثیر ذهن در لاغری تبدیل میشه!
✅ مغز نقش محوری در چاقی داره، هم از نظر ساختاری (عصبی)، هم رفتاری.
✅ تاثیر مغز در چاقی در آزمایشهای واقعی، قابل مشاهده و اندازهگیریه.
✅ تغییر مغز ممکنه؛ اما با رژیم سخت و فشار نمیشه. با آگاهی، تکرار و آموزش ذهنی ممکنه.
🧠 ذهن، مرکز فرماندهی لاغری
همونطور که گفتیم، تاثیر مغز در چاقی فقط به اشتها یا لذت غذا خوردن محدود نمیشه.
ذهن من از بچگی طوری برنامهریزی شده بود که:
- غذا = پاداش
- پرخوری = خوشی
- رژیم = رنج و محدودیت
- چاقی = اجتنابناپذیر
🔄 این برنامهها توی ناخودآگاه ذخیره شده بودن و مثل یه اپلیکیشن قدیمی، هر بار بدون اینکه بفهمم فعال میشدن.
🔍 وقتی احساس خستگی، ناراحتی، بیحوصلگی یا تنهایی داشتم، ذهنم بلافاصله دنبال «غذا» میگشت.
نه چون بدنم گرسنه بود، بلکه چون یاد گرفته بود که خوردن راه حل احساساته.
🎯 دقیقاً همونجا بود که فهمیدم اگر مغزم باعث چاقی شده، خودش هم میتونه باعث لاغری پایدار بشه…
به شرطی که من یاد بگیرم باهاش حرف بزنم، آموزشش بدم، و کمکم کدهای ذهنی جدید رو جایگزین کنم.
📌 یعنی تغییر واقعی از درون شروع میشه؛ چون تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اونیه که بشه با بیرون کنترلش کرد.
🔁 تمرینهای کوچک، تغییرات بزرگ
یاد گرفتم برای تغییر ذهن، نیازی نیست همهچی رو یکشبه عوض کنم.
بلکه باید هر روز تمرینهای کوچیک ذهنی رو انجام بدم:
📝 تمرین نوشتاری:
هر روز چند دقیقه بنویسم “من چرا میخوام لاغر بشم؟” و “امروز ذهنم کِی وسوسه شد؟ چه صدایی شنیدم؟”
🎧 شنیدن فایلهای آموزشی ذهنی:
هر روز ذهنم رو با پیامهای درست تغذیه کنم، نه فقط بدنم رو.
📌 با همین تمرینها، آرومآروم تاثیر مغز در چاقی تبدیل میشه به تأثیر ذهن در تناسب.

🎯 دعوت به تغییر: سفر ذهنی برای رسیدن به تناسب پایدار
خب، حالا که تا اینجا با من همراه بودی، احتمالاً یه چیزی ته دلت داره میگه:
«من هم میخوام از این مسیر برم… من هم میخوام یه بار برای همیشه خلاص شم از این چرخهی خستهکنندهی رژیم و پرخوری.»
💬 و بذار بهت بگم: کاملاً حق داری!
سالهاست که بدنمون رو برای لاغری محدود کردیم، اما ذهنمون رو آزاد گذاشتیم تا با هر فکر و وسوسهای مسیرمون رو منحرف کنه.
📌 ما سعی کردیم با رژیم و اجبار تغییر کنیم، در حالی که تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اون چیزی بود که فکر میکردیم.
🧠 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار هم تغییر میکنه
🌟 این همون نقطهی طلاییه که مسیر من از رژیمهای بینتیجه جدا شد و به «یادگیری تاثیر مغز در چاقی» رسید.
وقتی فهمیدم باید اول ذهنم رو لاغر کنم، نه فقط جسمم.
✅ وقتی ذهن چاق نباشه، دیگه نیازی نیست هر بار با اراده و زور جلو پرخوری رو بگیری.
✅ دیگه غذا برات تبدیل به دشمن نمیشه.
✅ دیگه لازم نیست مدام بین عذاب وجدان و پاداش خوردن دستوپا بزنی.
🛤 یک مسیر مطمئن برای شروع یادگیری تاثیر مغز در چاقی
🎁 به لطف خدا و تجربهی ۳۵ سال چاقی و سالها آموزش ذهنی، دورهای آماده شده به نام:
🎓 «ورود به سرزمین لاغرها» یه دورهی شگفتانگیز برای یادگیری تاثیر مغز در چاقی که در اون:
- یاد میگیری چطور ذهن چاقت رو شناسایی کنی
- چطور صدای وسوسه رو خاموش کنی
- چطور ذهن جدیدی بسازی که تو رو به سمت غذا نکشه
- و چطور برای همیشه با آرامش به بدن ایدهآلت برسی
این دوره نه رژیم داره، نه ورزش اجباری، نه کالریشماری.
📌 چون وقتی تاثیر مغز در چاقی رو جدی بگیری، دیگه دنبال راهحل بیرونی نمیگردی.
💚 با عشق، از طرف کسی که چاقی رو زندگی کرده… و حالا ذهنش، متناسب فکر میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.07 از 72 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام و درود , استاد گرامى & دوستان عزيز سرزمين لاغرى با ذهن😊 روز پنجاه و ششم تكرار ,
🔸فايل , تأثير مغز در چاقى و راهكار تغيير آن ,
من خوشحال و سپاسگزارم كه به لطف خداى مهربان در اين مسير هستم , و هر روز , يك قدم براى رسيدن به تناسب اندام ايده آلم بر مى دارم ، هر روز در حال ياد گرفتن زبان لاغرى هستم , رفتارهاى غذايى م تقريبا بهتر شده . خداروشكر و سپاس , احساس خوبى در اين مسير دارم . فصل پاييز امسال برام متفاوت و زيباتر خواهد بود , چون بعد از سالها , افكار و باورهاى اشتباه من , همانند برگهاى درختان پاييزى يكى يكى در حال كمرنگ شدن و تغيير هستند , من به خودم فرصت مى دم و عجله اى ندارم و موقع شكوفه دادن افكار و باورهاى صحيح و درست من در فصل بهار مى رسه . من در اين مسير , دارم تمرين مى كنم كه وقتى نگرانى و يا استرس دارم , چه رفتارهاى درستى داشته باشم و با نگرانى و استرس غذا نخورم ، و براى كاهش نگرانى و يا استرس بهتره كارى انجام بدم , آب بنوشم و يا در خونه نمونم , يه راهى كه قبلا هم بهش فكر كرده بودم اينه كه وقتى مسئله اى ذهنم رو درگير مى كنه , حتما ورزشم رو انجام بدم , چون خيلى در روحيه ام تاثير خوبى داره و يا اينكه برم كافى شاپ و ساعتى خودم رو رها كنم , خيلى كارا هست كه مى شه براى كاهش نگرانى و استرس انجام داد , اما ممكنه من حوصله نداشته باشم كه انجام بدم , اما اين 2 تا كارو , مى تونم انجام بدم و امتحان كردم ، مهم اينه كه خودم رو سرگرم كنم با كارايى كه دوست دارم ، اونوقت كنترل بهترى روى خوردنم دارم .
با تشكر فراوان , شاد و اميدوار باشيد🧡🧡
نشان های دریافت شده
امروز در اینستاگرام یک نفر یه مطلبی گذاشته بود و سوال پرسیده بود آیا شما ایم تئوری رو که میگه ذهن ما کامپیوتره رو قبول دارید؟
من اون لحظه دقیقا یاد حرفای شما افتادم استاد و گزینه بله رو زدم
ذهن ما دقیقا اطالاعت و برنامه هایی که خودمون بهش میدیم رو به مغز میرسونه و مغز هم در بدن ما به سرعت اعمال میکنه و ما هر عکس و العملی رو نشون میدیم و هیچ وقت نمیشه جنگید با مغزمون با ذهنمون فقط میشه اطاعات جدی بهش وارد کرد برنامه جدی بهش داد تا اونطوری که خودمون میخوایم عمل کنه
مثل من که قبلا ،از خوردن لذت میبردم و هرچیزی که میدیدم دلم میخواست بخورم ….اصلا غذایی یا خوراکی نبود که نخورم!
حتی در اوج سیر بودنمم میخوردم
ولی الان چی اگه سیر باشم خوش مزه ترین غذای دنیا هم جلوم باشه انگار چیزی نیست و اصلا میل ندارم به خوردنش !
اطاعات ذهن افراد متناسب با افراد چاق فرق داره و این به وضوح مشخصه
یادمه چند وقت پیش کامنتی تو سایت خوندم که نوشته بودن من از یک فرد خیلی متناسب پرسیدم که دربابر غذا چه رفتاری دارید که متناسبی و ایشون گفتن که من هیچ وقت دوس ندارم حس سیری رو تجربه کنم ! از حس سیری بدم میاد فقط تا جایی میخورم که گرسنگیم برطرف شه
جالبه چند وقت بعد بچه ۱۳ ساله یکی از اقواممون همراه پدر و مادرش اومدن خونمون این بچه لاغره و اون روز وقتی سفره انداختیم نیومد غذا بخوره گفت نمیخورم مادرش گفت تو از صبح چیزی نخوردی !و در عین تعجب گفت من حس گشنگی رو دوس دارم!واقعا تعجب کردم چجوری ممکنه یکی حس گرسنگی رو دوست داشته باشه یاد خودم افتادم که قبلا حس خفگی رو دوست داشتم …من هنوز به این درجه نرسیدم که از حس سیری بدم بیاد یا از گرسنگی خوشم بیاد من الان تا حدی که سیر بشم میخورم و از این راضیم !طبق آموز هایی که دیدم اندازه نیاز بدنم میخورم
و مغز من هم طبق این اموزش ها دستور های صحیح رو ارسال میکنه و من امروز شام نخوردم چون سیر بودم و الان هم سیرم و خوشحالم که درست رفتار کردم
نشان های دریافت شده
با سلام و درود ، من قبلا فکر میکردم چون معده ام بزرگه برای همین در حینی که سیر بودم بازم همیشه توانایی خوردن داشتم ، من با چیزی به اسم میل ندارم و سیرم بیگانه بودم ، نتیجه خوردنم همیشه درد معده و عذاب وجدان بعدش بود ، حالا با این سرعت بسیار بالا فرمان مغز ۵۰ متر بر ثانیه برای خوردن ، چطور میتونستم نخورم و فکر میکردم در برابر خوردن آدم بی اراده ای هستم ، ولی من تازه آگاه شدم که اون پرخوریها به خاطر فرمولهای چاقی بوده و مغز من هم چاره نداشته جز اینکه فرمان خوردن را صادر کنه ، از وقتیکه وارد دوره شدم و فرمولهای لاغری را یاد گرفتم همون مغز فرمان نخوردن را صادر کرده و من پیام سیری را دریافت میکنم و پرخوری کردنم خیلی کم شده ، این بهترین روشی بود که من تونستم به سادگی غذا خوردنم را کنترل کنم و بدون دردسرهای رژیم و اعصاب خوردی سایز و وزن کم کنم ، من با وارد شدن به مسیر لاغری با چاقی و مغزم دوست شدم و باهاش همراه شدم و دست از جنگیدن برای رسیدن به لاغری برداشتم آروم آروم مغزم شروع کرد به فرمان نخوردن دادن ودست من به سمت برداشتن هله هوله یا غذای اضافی نمیرفت به همین سادگی پرخوری من از بین رفت و جسم من شروع به کم کردن سایز کرد ، وقتی آدم راه چیزی را بلد نیست به سخترین روشها متوسل میشه ولی نتیجه هم نمیگیره ، خداوند همه چیز را برای انسان ساده کرده ولی انسان همیشه به سمت راهای پیچیده تمایل پیدا میکنه انگار سختی کشیدن را دوست داره ، خدارا شکر که من هدایت شدم به راه آسان و نتیجه بخش
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با سلام به دوستان و استاد عزيز
من بارها و بارها تصميم گرفتم كه از شنبه رزيم رو شروع كنم و هر شنبه كه ميگذشت ميكفتم حالا از شنبه ي ديكه يا از فردا هيج وقت نتونستم به قولم عمل كنم تا زماني كه سير بودم به خودم اين وعده ها رو ميدادم و من هميشه نگران و حالم از خودم بهم ميخورد و از خودم خوشم نمي اومد خسته بودم اين وعده رو به خودم ميدادم ولي وقتي گرسنه ميشدم و يا با مواد خوراكي روبرو ميشدم نميتونستم جلوي خودم بگيرم خيلي حالم بد ميشد نازاحت ميشدم كه جرا من نميتونم نخورم و عذاب وجدان ميگرفتم مكه ميشه از اين شيريني گذشت مكه ميشه امروز اين خوراك خوشمزه رو نخورد ديكه شايد تكرار نشه اين روز با اين مواد خوراكي و نميدونستم كه مغزم بهم دستور ميده براي خوردنش
قبل از دوره خيلي ريزه خواري ميكردم هر روز حالت خفگي بهم دست ميداد به خودم ميكفتم برو به فكر چاره باش اين جه رفتاريه كه داري واقعا كه همين كارا كردي كه وضعيتت اينحوره (اضافه وزن )
هميشه خودم و سركوب ميكردم از خودم بدم مي اومد عصبي بودم خوشحال نبودم با بجه هام رفتاز بدي داشتم از هيح مواد خوراكي نميگذشتم همه جي برام خوشمزه بود
زبان جاقي يك زبان مشتركه واقعا استاد حرف دل ما رو ميزنيد
منم تمام اين رفتارا رو داشتم
پرخوري يك واكنشه
خيلي حالم بد ميشد پر خوري ميكردم
خدارو شكر الان رفتارم خيلي خوبه
الان وقتي مي بينم يكي بي دلبل بدون اينكه نياز داشته باشه جيزي ميخوره
بهش ميكم واقعا تو الان ميل داري كه داري اينو ميخوري
ميكه نه
همين جوري ميخورم
حوصله ام سر ميره دارم ميخورم
خيلي حالم بد ميشه جه رفتار زشتي داشتيم
خدابا شكرش كه اين عادت هام رو بر طرف كردم
و به شيوه ي اصولي به تناسب اندام دلخواهم ميرسم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
نشان های دریافت شده
سلام
واکنش
واکنش
واکنش چیست؟
پرخوری یک واکنش است
پرخوری یک واکنش است
پرخوری یک واکنش است
استاد این فایل ده دقیقه ایتون کلمه به کلمه اش درس بود و درسهای بسیار مهمی که من خیلی لذت بردم و سر ذوق اومدم
خیلی شوق و امید نسبت به تغییر تمام جنبه های زندگی در دلم حس کردم
چقدر احساس بد از یک فرد چاق که بخاطر ناآگاهی گرفتارش شده پاک میشه
خب شروع کنیم از اول:
سرعت انتقال اطلاعات از مغز به اندام بدن ۵۰ متر بر ثانیه
این یعنی رئیس خودشه😉😉
یک رئیس پرقدرت که هیچ آدم عاقلی توانایی مبارزه با ذهنش را ندارد و نخواهد داشت
فقط باید باهاش دوست شد و همراهش کرد
کاری که در گذشته بدون آگاهی انجام دادیم و باعث چاقیمون شده بود
۵۰ متر بر ثانیه برای من درسهای زیادی داشت
یکیش اینکه چرا خداوند سریع الجابه است؟؟
چون قانون دنیا همین
اگر ارتعاشت درست بشه به سرعتی باور نکردنی ثروت و نعمت وارد زندگیت خواهد شد که در تمام سالیان زندگی خبری ازش نبود
مثل جمله خود استاد که گفتن بعضی اوقات فکر میکنم ۲۰ سال گذشته انقدر که تغییرات مثبت در زندگیم تجربه کردم
این همون ۵۰ متر بر ثانیه است که آدم تصورشم نمیتونه بکنه اما براحتی هر روز بارها در زندگیمون اتفاق میفته
براحتی
و ما غافل هستیم از قدرتی که باهاش پا به این دنیای پرز تضاد گذاشتیم
۵۰ متر بر ثانیه
۵۰ متر بر ثانیه
۵۰ متر بر ثانیه
واقعا قابل تصور نیست استاد
💙💙💙
منم خیلی اوقات جدیدا میگم چرا بعد فلان ناخنک زدن پشیمون میشم
چرا اونموقع اصلا حواسم نیست
اصلا متوجهش نیستم!!!!
🌱🌱🌱
حالا رفتارهایی در وجود من که جز رفتارهای تحمیلی و راستش بعد انجامش اصلا هم پشیمون نیستم😑😑
نمیدونم خوبه یا بد اینکه پشیمون نیستم
مثلا من وقتی در تابستون از بیرون بیام و شدت گرما بهم فشار آورده باشه حتما باید نوشابه بخورم
میگم به درک بابا
یک حالت عصبی تو وجودم
و پشیمونم هنوز نیستم😑😑
درسته؟
یا بعد خواب عصر حتما باید میوه بخورم
مخصوصا هندوانه
البته حجمش نسبت به قبل خیلی کم شده
ولی میخورم
و اون حالت داغی و کسلی بعد خوابمو رفع میکنه
🌱🌱🌱
رژیم یعنی سرپیچی از فرمان مغز
و هیچ آدمی یارای این سرپیچی را نداره
اصلا خلقت ما به این صورت نبوده
خدا نگفته با تقلا به امورتون برسید
خدا خواسته ما براحتی به خواسته هامون برسیم و اون هم از طریق طراحی سیستم فوق العاده مغز
وقتی کار با مغز را یاد بگیریم واقعا رسیدن به خواسته ها راحت
واقعا لاغر شدن راحت
رسیدن به نعمت و ثروت راحت
حال بد و تنش موقع رژیم بدلیل اینکه در تقلا هستیم
بدلیل اینکه در مبارزه هستیم
کدوم کشور در حال جنگی را دیدید که آرامش داشته باشه؟
در مواقع رژیم دقیقا یک کشور در حال جنگیم
یا در حالت پس انداز پول وقتی مغزمون فرمان فقر صادر میده در حالت جنگ با اون هستیم
چون داره فرمان فقر صادر میکنه
و پیروز جنگ همواره مغز
پس الکی جنگ راه نندازیم
چون توانایی پیروزیو نداریم
و نیازی هم نیست
خدا مارا نیافریده که در حال جنگ و تقلا عمرمونو سر کنیم
🌱🌱🌱
استاد یک تصویری به ذهنم اومد:
در قیاس خودم با دوستم که رژیم گرفته و اتفاقا خیلی هم کم کرده
در تمام این ۵ ماه که من هدف لاغری داشتم و بعد فهمیدم دوستمم در حال لاغری مثل این بوده ما رفتن به یک شهر رو که توی جاده اش یک کوهستان شروع کنیم
من بواسطه آگاهیم و نقشه نامبروان داشتن و راهنمای عالی داشتن از دل جاده های زیبا و پرز گل و نسیم و شکوفه با شوق در حرکت بودم و هر چه بیشتر پیش میرفتم بیشتر لذت میبردم در حالیکه دوستم را میدیدم
از دامنه کوه که شروع کردیم مثل صخره نوردا بجای اینکه راحت بیاد تو جاده داره با چنگ و دندون کوهو میکنه و جا پا ایجاد میکنه تا بالا بیاد
من براحتی واقعا در راحت ترین حالت ممکن این مسیرو طی کردم و اون به سختی با کندن کوه میخواد خودشو بالا بکشه
اتفاقا حس میکردم کمی اخلاقش تند شده
یعنی آدم خوش خلق همیشگی نبود
بعضا سریع از کوره در میرفت که باعث تعجب بود
خب بنده خدا تو تقلا بوده
و در حال تلاش سخت
به اعصابش فشار میومده
من در راحت ترین حالت
یعنی وقتی دفتر بودم که تو تایم آزاد هی تیکه تیکه فایلارو پلی میکردم
و وقتی خونه میومدم راحت کف اتاق دراز میکشیدم
لپ تاپو میزاشتم جلوم در دسترس تا راحت استپ کنم و نکته برداری
و حتی پشت میزم نمیشستم تا یوقت کمی خسته نشم و به دست و پاهام فشاری بیاد
و دیدم که لاغر شدم
خوابیدم و فایل گوش کردم و تحلیل کردم و لاغر شدم
حالا دوستم رژیم غذایی
هر شب ۴۵ دقیقه پیاده روی
اووووه
کی حوصله داره
حالا با وجود شاغل بودن و خستگی پاشی هر شب پیاده روی هم کنی
منکه وقت و انرژیشو ندارم
الهی شکر در راحت ترین حالت در حال رسیدن به اندام ایده آلم هستم
استاد یک چیزیم بگماا
وقتی ذهن به سختی کشیدن عادت داشته باشه ممکن اصلا هدایت نشه به این مسیر
یا نتونه ادامه بده
من در مورد ثروت فکر کنم هنوز این باور مخربو دارم
میگم چطور بشینی و پول بیاد
خب باید ی کاری کنی
در صورتیکه بقیه همکارام تو دفترشون نشستن و پول پارو میکنن
انشالله منم به این مرحله میرسم
البته الانم پول پارو میکنم براحتی اما اندازه لیاقتم
🌱🌱🌱
یک کلمه فوق طلایی گفتید:
افراد متناسب =واکنشی= نسبت به خوراکیهای جورواجور ندارند
این واکنش خیلی درس داره
هر رفتار ما یک واکنشی که طی فرآیند فرمان مغز صورت میگیره
منم خیلی اوقات قبلنا فقط سمت یخچال میرفتم
بخصوص ایام تعطیل
و بعضا میدیدم دارم خیارشور خالی خالی میخورم
فقط فرمان خوردن بود
یا خرمای خشک که خوردنش سخت بود را کلی خالی خالی میخوردم
و ماجرای کلوچه خوردن شما حتی از نوع بدمزه اش رو خوب درک میکنم
چاقی زبان مشترک داره واقعا
🌱🌱🌱🌱
وقتی فرمان صادر بشود نمیشود کاریش کرد
واکنش
واکنش
پرخوری یک واکنش
استاد چقدر عالی احساس گناه را از یک فرد چاق گرفتید
واقعا آدم وقتی چاق، وقتی پرخوری داره بخصوص توی جمعی که خیلیا متناسبن و رفتار باوقارانه ای دارند خیلی حس حقارت پیدا میکنه
خیلی احساس بی ارزشی میکنه از رفتار زشت پرخوریش
در صورتیکه دست خود آدم نیست
یک آدم چاق بی عرضه نیست
بلکه راهشو بلد نیست
ذهن مملو از فرمانهای چاق کننده است
استاد من ازتون تقاضا دارم اگر صلاح دونستیداین قسمت را که گفتید شما بی عرضه نیستید را طی یک فایل رایگان رو سایت بزارید چون خیلی حس حقارت و نفرت از خود را که چاقا درگیرش هستند را رفع میکنه
چقدر خود من رنج این حس بد را کشیدم
حس میکردم یک موجود بی ارداه و بدردنخوریم
چقدر در جمع ها خودم را میخوردم
چقدر خودمو لایق صحبت نکردن میدونستم
وااای
اونهم همه اش الکی
بخاطر ناآگاهی چه روزها و سالهایی از عمرم در این رنج گذشت
🌱🌱🌱
اون جمله هم که گفتید بعد شکستن رژیم میگفتم آخیش راحت شدم همون ترموستاته هست
همون عادات ما
همون حس راحتی ما
همون انرژی مصرف نکردن مغز برای هندل کردن امور
همون منطقه امن عادته
وقتی که از راه درستش نمی خواهیم به خواسته هامون برسیم
راه درستشم همراه کردن ذهن ناخودآگاه که به مغز فرمانهای درستو بده و ما براحتی نخوریم
براحتی نه بگیم
اصلا بحث ارداه آدم خاص و آدم تاپ و دختر باراداه دختر با وقار اینا دررمیون نیست
بحث برنامه ریزی درسته
بچه که بودم مادرم میگفت تو بی ارداه ای چون هر شب مسواک نمیکنی
این جمله باعث حس حقارتی زیادی در وجودم شده بود
باعث حس بی ارزشی
البته الان روزی سه بارو حتما مسواک میکنم
و تو شغل قبلیم به مسواک زدن معروف بودم در صورتیکه سرکار کسی حوصله این کارو نداره معمولا
من بدون مسواک زدن حس خوبی نداشتم و تا مسواک بعد نهارو نمیزدم کارو شروع نمیکردم
اینا همه اش کار مغز
ذهن ناخودآگاه مثل یک کودکه
میشه براحتی با آموزش با خودت همراهش کنی
کار عالی که تو این دوره روی ذهنمون انجام شد
🌱🌱🌱
هر جا دیدی داره مبارزه میکنی
داری سختی میبینی
همونجا استپ کن
من به محض گرسنگی میخورم
ولی خب خیلی اوقات در حال نه گفتنم
خب به شوق متناسب شدن
یا با یادآوری رسالتم
و حسمم خوبه
آهااااان گرفتم داستانو
وقتی حست خوبه یعنی کارت درسته
مبارزه یعنی حست بد دیگه
پس حس بد یعنی استپ کن
من دارم یک فرمول میدم به ذهنم :
هیچ خوراکی خوشمزه تر و دلچسب تر و آرامش بخش ترز همراهی با فرشته درون نیست
صدای فرشته دلچسب تر است
پس مبارزه غلط
از کجا بفهمیم در حال مبارزه ایم؟؟
اگر حست بد یعنی وارد جنگ شدی
اگر از نه گفتن به خوراکیها حست خوبه یعنی وارد سرزمین شوق متناسب شدن شدی
همراه فرشته درونی
قلب هیچ وقت دروغ نمیگه
هرگز
چون دروغ گفتنو یاد نگرفته
چون تو ذاتش نیست
پاکه پاکه
به دنبال یادگیری لاغری باشیم
خیلی راحت بابا بخدا من فکر نمیکردم انقدر راحت باشه
پس فریبای عزیزم
هر تحمیلی
هر تقلایی
هر حس بدی
یعنی مغزت باهات همراه نیست
پس بزن کنار و یادش بده
دلشو بدست بیار
جنگ چرا توی عصر ارتباطات آخه😠
مدرن باش عزیزم💁
استاد یک فردی که رژیم داره کمترز قبل میخوره
منم که دارم ذهنمو آموزش میدم کمترز قبلم میخورم
اممااااااا
تفاوت در گرایش انرژی فریباست
که کانون توجهش به متناسب شدنه
نمیترسه
حسش خوبه پس مسیرش درسته
یا یک فردی که فقیر پول پس انداز میکنه
یک فرد ثروتمندم پولاشو حالا بنوعی پس انداز میکنه
امممااااااا فرد ثروتمند با گرایش حس لیاقت این کارو میکنه
با گرایش احترام به پول
فعل یک فعل
اما گرایش فاعل متفاوته که نتیجه متفاوت میشه
که انرژیهای همنوع جذب میشن
خیلی فایل خوبی بود
ممنون استاد
۳ مرداد ۹۹
🌱🌱🌱🌱
نشان های دریافت شده
شور و انرژي زيادي از نوشته شما گرفتم پاينده باشيد خيلي زيبا توصيف كرديد.
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم
خوشحالم
حس خوب مسری
الهی شکر
نشان های دریافت شده
بسیار عالی بود آفرین . حرف درون خیلی از آدما رو زدید. متشکرم.
نشان های دریافت شده
سلام ممنون از نوشته ی زیباتون ولی قسمت آخر جمله ی شما خیلی خوب بود . توجهم خیلی جلب شد .
فعل یک فعل اما گرایش فاعل متفاوته و باعث میشه نتیجه متفاوت بشه .
ممنون .
نشان های دریافت شده
عالی و روان نوشتید دوست عزیز ،لذت بردم
موفق باشی
نشان های دریافت شده
با سلام لاغری را باید آموخت این جمله خیلی زیبا است چون من سالها با آن میارزه کردم وشکست خوردم ولی حالا استاد به من یاد داد ومن دارم یاد میگیرم وچه خوب یاد گرفتم چون رفتار من با مواد غذایی تغییر کرده واثر آن هم روی جسمم نمایان شده وهیچ چیزی دیگر نمی تواند نظر مرا عوض کندبدرستی که تنها راه رهایی از اضافه وزن آموزش ذهن است
نشان های دریافت شده
با سپاس از فایلهای آموزنده. من هم صد در صد ایمان دارم با تناسب فکری و ذهنی به اندام ایده آل خودم خواهم رسید. ممنون
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت دوستان گلم .من هم از وقتی دنبال رژیم های مختلف بودم و به مقدار غذام با افراد متناسب دقت میکردم میدیدم که یه چیزی فراتراز غذا خودنه و من یه ایراد دارم که فکر میکردم از ذهنمه و وقتی با دوره اشنا شدم فهمیدم تفاوت من با افراد متناسب در فرمول های ذهنی ماهست نه در خوردن یا نخوردن .چون اگه ما فرمول های لاغری رو اموزش ببینیم و ان را جایگزین فرمول های چاقی کنیم خود ذهن در جهت متناسب شدن به ما کمک میکنه و فرمانهاش نسبت به قبل متفاوت تر هست.من از وقتی در دوره شرکت کردم اصلا ولع خوردن ندارم و به اندازه خفگی غذا نمیخورم و این نتیجه اموزش هاست که فرمول های ذهنی من تغییر کرده.من هر وقت ناراحت بودم سراغ غذا میرفتم و پرخوری میکردم ولی الان وقتی ناراحتم هیچ میلی به غذا ندارم و میرم میخابم و وقتی بیدار میشم اروم میشم.خدارو سپاسگزارممم از این همه تغیییییر .خدایااااااا سپاسگزارم….
نشان های دریافت شده
سلام استاد فایل عالی بود من کاملا به شما و صحبت هایتان اعتماد دارم و نتیجه دیدم .
همواره سلامت و موفق باشید.
نشان های دریافت شده
سلام استاد عالی بود این فایل مثل همیشه
جمله طلایی اخرش؛به دنبال یادگیری لاغری باشید نه به چنگ اوردن لاغری
لاغری با ذهن یک روش اموزشی است و اینکه چقدر زمان میبره تا به نتیجه برسه بستگی به تعداد فرمولهای اشتباه، باور انسانها به این روش،اعتماد به این روش و اعتماد به استاد ،میزان انگیزه و اشتیاق و …داره و چون تمام اینها در افراد مختلف با اضافه وزن متقاوته زمان رسیدن به نتیجه لاغری هم متفاوته،هر زمانی که یک فایل گوش میدیم یک نکته رو یاد میگیریم،یک مانع رو میشناسیم و روش رفع اون مانع رو هم میشناسیم و کم کم این یادگیری فرا گرفته میشه و این یک پروسه است و خبر خوب اینه که انتهای این مسیر لاغری منتظر ماست و به قول استاد پاداش ما در حال اماده شدنه 😊
واقعا منم مثل همه افراد دارای اضافه وزن رفتارهای اشتباه زیادی داشتم ،برخوردم با انواع شیرینیها ،کیکها،دسرها،غذاهای جدید خیلی حریصانه بود و هنوزم هست گاهی،وقتی توی یک مهمانی مدلهای مختلف غذاهای جدید سرو میشد چشم من وقتی میدید مغزم فرمان میداد از همش باید امتحان کنیا،واقعا خیلیهاش با مزاق من جور نبود ولی میخوردم جااب اینجاست یه تکه هم برنمیداشتم اول ببینم اصلا دوس دارم یا نه بعد بیشتر امتحان کنم چند تاتکه همون اول برمیداشتم یا حرص من از اینکه نکنه تموم بشه اون مدلی که مغزم دستور داده من بخورم و به من نرسه سعی میکردم زودتر دست به کار بشم،یادمه یه مهمونی چند روزه خونه دایی همسرم دعوت بودیم با اقوام دیگه و ایشون تاجر هستن و اوضاع مالی خیلی خوبی دارن و گوشه کنار خونه ردی همه میز عسلی ها و میز ناهاخوری و ….انواع مختلف اجیل،شیرینی،شکلات ،گز و سوهان و…. خلاصه همه چی بود و من میخواستم از همه مدلها امتحان کرده باشم یه بار یه چیزی رو برداشتم به عنوان شکلات که خیلی بسته بندی شکیلی هم داشت ولی به قدری بدمزه و شور وتلخ و…. اصلا یه چیز عجیبی 😶
ولی من امتحان کرده بودم،توی تمام افرادی که اونجا بودیم حدود۳۰ نفر من تپلترین بودم و چه حس بدی داشتم از نگاه کردن به خودم در اینه(با اینکه از نظر زیبایی چهره زیباترین بودم) و از تعویض لباس در حضور بقیه،وموقع غذاخوردن از اینکه بقیه فکر کنن به خاطر پرخوری هست که من چاقم کم برمیداشتم ولی نگاهم روی بشقاب بقیه بود که ببین بیشتر هم میخورن ولی چاق نیستن و…..هزاران خاطرات با احساس بد که ما همگی داریم
والان بعضی اوقات از رفتار خودم با خودم یا با برخورد با مواد غذایی متعجب میشم قبلا توی مطب وقتی میخواستم عصرانه بخورم بیسکوییت یا ویفر ،شکلات و.. ای که توی بشقاب کنار چایی با دمنوش بود رو حتما چند تا میزدم داخل استکان چایی و میخوردم ومسلما تعدادش کم نبود ولی الان یا اصلا میل ندارم یا یه دونه رو تکه تکه میخورم البته هنوزم گاهی خیییلی اشتباه میکنم ولی میدونم که طبیعیه و با تکرار درست میشه و خودم رو سرزنش نمیکنم وعذاب وجدان نمیگیرم😊 ،نسبت به قبل سعی میکنم وقتی گرسنه هستم بخورم و اصراری به ساعت مشخص ندارم😊،دیروز عصر برنامه اشپزی داشت نشون میداد یه لحظه چشمم خورد به تلویزیون انواع کیک و کلوچه ودسرهایی که با اون ظرف مورد نظر میشه پخت رو نشون میداد دیدم اونقدرها هم میلم نمیکشه 😊،سعی میکنم پیام سیری رو دریافت کنم و نمیخورم در حد خفگی😊از وقتی شنیدم که دیدن تصویر خودت دراینه بعنی ارسال یه عکس دیگه از خودت به ناخود اگاه خیلی کم به نافرمیهای بدنم در اینه توجه میکنم چون میدونم کار خطرناکیه و جالبه حسم هم بد نبست چون قبلا هم به زور میخواستم توجه نکنم ولی ناراحت بودم و اخرش مغلوب میشدم،و….مجموع اینها در نهایت نتیجه رو رقم میزنه،بسیار لذت میبرم از بودن در این مسیر وسپاسگزارم استاد بابت اموزشهای روان و ساده و پر از اگاهیهای ناب🙏🙏🙏🙏🤩🤩🤩🤩