0

رهایی از افکار منفی (قسمت اول)

رهایی از افکار منفی و احساس بد
اندازه متن

نمی‌توانید هدفی مقدس تر از تغییر کردن را در زندگی‌ تان جستجو نمایید! و این مسیر از رهایی از افکار منفی آغاز می شود.

اگر تصور می کنید زندگی شما مانند کالایی است که به شما تحویل داده شده و قابل تغییر نیست اشتباه می کنید.

من هم تا ۳۳ سالگی این تصور را داشتم که زندگی را باید سپری کرد و نمی توان زندگی را به شکلی که مورد علاقه ات است تجربه کرد.

افکار منفی

آیا افکار منفی بر زندگی شما سایه انداخته است؟ آیا احساس می‌کنید که این افکار مانع پیشرفت و خوشبختی شما می‌شوند؟ اگر پاسخ شما مثبت است، بدانید که تنها نیستید. بسیاری از افراد با این چالش دست و پنجه نرم می‌کنند. اما خبر خوب این است که رهایی از افکار منفی کاملاً امکان‌پذیر است.

رهایی از افکار منفی

افکار منفی چیست؟

افکار منفی، الگوهای فکری منفی و خودویرانگری هستند که می‌توانند بر احساسات، رفتارها و در نهایت کیفیت زندگی ما تاثیر بگذارند. این افکار اغلب به صورت تعمیم‌دهی بیش از حد، نگرش ذهنی منفی، برچسب‌زنی و پیش‌بینی بدبینانه ظاهر می‌شوند.

افکار منفی می‌توانند به مشکلات روحی و روانی مانند اضطراب، افسردگی و کاهش اعتماد به نفس منجر شوند. همچنین، این افکار می‌توانند روابط بین فردی را تحت تاثیر قرار دهند و مانع از دستیابی به اهداف شوند.

افکار منفی چیست و چرا به وجود می‌آیند؟

افکار منفی، همانند ابرهایی هستند که گاهی اوقات آسمان ذهن ما را می‌پوشانند. این افکار می‌توانند در مورد گذشته، حال یا آینده باشند و اغلب با احساسات منفی مانند اضطراب، غمگینی و خشم همراه هستند.

دلایل مختلفی برای ایجاد افکار منفی وجود دارد که برخی از آن‌ها عبارتند از:

استرس و فشارهای روزمره: استرس و فشارهای زندگی روزمره می‌توانند بر سلامت روان ما تأثیر گذاشته و افکار منفی را تشدید کنند.

تجربیات گذشته: رویدادهای منفی گذشته می‌توانند الگوهای فکری منفی را در ما ایجاد کنند.

باورهای نادرست: باورهایی که درباره خودمان یا دنیای اطرافمان داریم، می‌توانند منجر به افکار منفی شوند.

خبر خوب این است که می‌توان با استفاده از روش‌های مختلف، افکار منفی را مدیریت کرده و بر آن‌ها غلبه کرد.

تغییر شرایط زندگی

تغییر شرایط زندگی

به عنوان فردی که توانسته‌ام از شرایطی سخت زندگی خود را تغییر دهم به شما می گویم که نیازی نیست به زندگی خوب دیگران با حسرت نگاه کنید، چون شما هم می توانید زندگی فوق العاده ای را تجربه کنید اگر مهارت رهایی از افکار منفی را کسب کنید.

هیچ فردی آنقدر خوشبخت نیست که شما نتوانید به اندازه‌ی او خوشبخت شوید…

سالهای زیادی از زندگی ام را با ناراحتی و مشکلات زیادی سپری کردم اما همیشه اشتیاقِ فراوان برای تغییر زندگی را داشتم و به دنبالی راهی برای رسیدن به خواسته هایم بودم، در جستجوی مهم‌ترین عامل تغییر زندگی بودم و به لطف خدای مهربان در مسیر یادگیری قوانین جهان هستی برای تغییر زندگی قرار گرفتم.

کتاب های زیادی را مطالعه کردم، از آموزش های اساتید مطرحی بهره بردم و در نهایت به روشی دست یافتم که تغییر زندگی را برایم آسان کرد و توانستم درک کنم چگونه خالق زندگی خود باشم.

دوره رایگان رهایی از افکار منفی، قدم اول برای تغییر شرایط زندگی، حاصلِ نتایج بخشی از این سالها است. برخی از این آگاهی ها در هیچ کتابی یافت نمی شود و شامل تجارب موفقیت آمیز خودم می باشد.

مأموریت این دوره، آموزش چگونه تغییر دادن زندگی به هر فردی است، که تصمیم گرفته و متعهد شده تا نه تنها فردی باشد که تغییر کرده است بلکه قادر باشد شرایط خانواده اش را تغییر دهد.

زیرا همه ما وظیفه داریم که تغییر کنیم و زندگی را آنگونه که خداوند برای ما مقدر کرده است تجربه کنیم.

ما به این جهان فرستاده شدیم تا بتوانیم همه‌ی زیبایی‌های جهان را تجربه کنیم، تا آزادانه برای خودمان زندگی کنیم، تا تجربه یک زندگی پر از رفاه و آسایش را تجربه کنیم.

زیرا این توانایی و لیاقت به همه ما داده شده است تا بتوانیم تجربه زندگی موفق و سرشار از شادی و احساس خوب و عشق و علاقه به دیگران را داشته باشیم. و مسیر رسیدن به این شرایط رهایی از افکار منفی است.

ما وظیفه داریم از  توانایی که خداوند به ما داده است استفاده کنیم تا  در لحظه مرگمان، “بدون حسرت آنچه که می‌توانستیم انجام دهیم اما ندادیم”، در آرامش و زیبایی این جهان را ترک کنیم.

تا بتوانیم به همه بگوییم، خوب زندگی کردن، نه تنها آسان، بلکه طبیعی‌ترین نوع زندگی است زیرا ما ذاتاٌ و طبیعتاٌ خوشبخت هستیم. چون بنده خدا هستیم.

خدا را شکر می‌کنم که مرا در این مسیر شگفت انگیز قرار داد.

خدا را شکر می کنم که توانستنم با ارائه آنچه که زندگی خودم را از بدترین شرایط، به شرایطی مطلوبی که هر روز در حال بهتر شدن است رساند، در دوره خدا هرگز دیر نمی کند به شما و افرادی زیادی در سراسر جهان کمک کنم تا با باورکردن خود و توانایی بهتر زندگی کردن تغییرات شگفت انگیزی در جهان پیرامون خود ایجاد کنند.

تغییر نگرش های درونی

اگر بخواهیم تغییری در روند ناخواسته های زندگی ایجاد کنیم، چاره ایی نداریم مگر این که افکار و باورهایی که از گذشته درباره زندگی کردن در وجود خود ذخیره کرده ایم را تغییر دهیم. به همین منظور برای تجربه زندگی بهتر نیاز به آموزش هایی داریم که متاسفانه نه در کتاب های درسی وجود دارند و نه از طریق خانواده به ما منتقل شده اند.

چرا افرادی در جامعه هستند که کاملا از هر نظر احساس خوشبختی ویا حتی بدبختی دارند؟

تمام خوشبختی و یا بدبختی انسان ها بسته به نگرش آنها و باورهایی است که در ذهن خود ذخیره کرده اند.

این باورها میتواند مثبت و یا منفی باشد و در نتیجه این باورها می توانند انسان را به سمت خوشبختی و یا حتی بدبختی ببرد چون ریشه این افکار در ذهن انسان است و برای تغییر آن باورها نیاز به آموزش دیدن دارد تا با جایگزین کردن باورهای صحیح به سمت آرمان خود گام بردارد.

با آموزش درست حتی می تواند شرایط خانواده خود وانسانهای پیرامون خود را تغییر داد.

خداوند جهان هستی را بر طبق قانون زیبایی، سلامتی، خوشحالی، ثروت و خوشبختی بنا کرده و ما هم به عنوان انسان از این قانون نه تنها مستثنی نیستم بلکه هم سو با این قوانین آفریده شده ایم، پس حق طبیعی ما خوشبختی، خوشحالی، سلامتی، ثروت و…. است.

رهایی از افکار منفی

رهایی از افکار منفی

چه موقعی انسان از حق های طبیعی خود محروم می شود؟

زمانی انسان از این حق های طبیعی محروم می شود که افکارش هم سو با جهان هستی نباشد یعنی دچار افکار منفی گردد ودر یاس ونامیدی بسر برد

چه زمانی انسان موفق می شود؟

زمانی که افکارش همسو با قوانین جهان هستی باشد. یعنی دارای افکاری از جمله عشق، امید، شادی و احساس خوب داشته باشد یعنی انسان به لیاقتی که خداوند در او نهادینه کرده پی برده و از طریق کنترل ذهن از آن برای بهبود شرایط زندگی خود و تجربه خوشبختی بهره ببرد.

از این طریق می تواند به لیاقت به توانایی هایی که حق طبیعی اش است دست پیدا کند. در این صورت انسانی موفق در امور زندگی خود می شود.

اولین قدم برای تجربه این شرایط رهایی از افکار منفی است.

ریشه‌های افکار منفی

افکار منفی از کجا می‌آیند؟ دلایل مختلفی برای بروز افکار منفی وجود دارد، از جمله:

  • تجربیات گذشته: تجربیات تلخ و شکست‌ها می‌توانند باعث ایجاد الگوهای فکری منفی شوند.
  • تلقین‌های اطرافیان: حرف‌ها و قضاوت‌های دیگران می‌تواند بر روی باورهای ما تأثیر بگذارد.
  • تکامل ناقص الگوهای فکری: برخی از ما الگوهای فکری منفی را از والدین یا اطرافیان خود یاد گرفته‌ایم و هنوز نتوانسته‌ایم آن‌ها را تغییر دهیم.
  • استرس و فشارهای زندگی: مشکلات و چالش‌های زندگی می‌توانند باعث ایجاد افکار منفی شوند.

تأثیر رهایی از افکار منفی بر زندگی

رهایی از افکار منفی، تأثیرات شگفت‌انگیزی بر زندگی ما دارد. برخی از این تأثیرات عبارتند از:

افزایش موفقیت: افکار مثبت، شما را به سمت اهداف‌تان سوق می‌دهند و به شما کمک می‌کنند تا به موفقیت‌های بزرگتری دست پیدا کنید.

افزایش اعتماد به نفس: با تغییر افکار منفی به افکار مثبت، می‌توانید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید و به توانایی‌های خود ایمان بیاورید.

بهبود روابط: افکار مثبت باعث می‌شوند که روابط بهتری با دیگران برقرار کنید و ارتباطات موثرتری داشته باشید.

افزایش خلاقیت: افکار مثبت، ذهن شما را باز می‌کنند و به شما اجازه می‌دهند تا ایده‌های جدید و خلاقانه تولید کنید.

کاهش استرس و اضطراب: با رهایی از افکار منفی، می‌توانید استرس و اضطراب خود را کاهش داده و به آرامش درونی دست پیدا کنید.

نتیجه‌گیری

اگر انتظار داشته باشیم که شرایط فعلی ما با این افکاری که داریم تغییر کند بسی خیال بیهوده است چون ۸۰٪ آن با افکار منفی است و همش در این شرایط منتظر شانس می مانیم تا به شرایط بهتر و یا طبقه بالاتر برویم و زهی خیال باطل و این راهی ندارد جز رهایی از افکار منفی و جایگزین کردن آنها با افکار مثبت.

رهایی از افکار منفی، یک فرآیند تدریجی است و نیاز به تمرین و پشتکار دارد. با استفاده از روش‌های ذکر شده در این مقاله، می‌توانید به تدریج بر افکار منفی خود غلبه کرده و به زندگی شادتر و موفق‌تری دست پیدا کنید. به یاد داشته باشید که شما لایق بهترین‌ها هستید و شایسته آن هستید که زندگی‌تان را با شادی و آرامش پر کنید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.15 از 241 رای

صوتی رهایی از افکار منفی 1

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11052
154 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۶ ۱۸:۳۹
      مدت عضویت: 2124 روز
      امتیاز کاربر: 12145 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 234 کلمه

      با سلام
      خداوند end لطافت end عدالت وend مهربانی وخیر خواهیه وراههای رسیدن به خدا به تعداد عدد آدمهاست این دیالوگ پرویز پرستویی در فیلم مارمولک گویای همینه مطلب که من بنده هر جا هستم حقمه ومن بنده تلاش کنم حتما سطحمو بالاتر میبرم واین فکر من که طبقه من تعیین میکنه من میتونم با افکار مثبت طبقه بالاتر زندگی کنم من میتونم بینهایت طبقه خودمه بالا ببرم در ثروت خوشبختی وغیره زندگی کنم این حق من وباید بدونم که ذهنمو با افکار مثبت پر کنم جا برای افکار منفی نخواهد بود که برعکسشم صادق باید کینه نفرت حسادت ترس ناراحتی ناامیدی فقر ومریضی رو از ذهنم بندازم دور تا وجه مخالف اینا در ذهن من پر بشه من به جاش ثروت سلامتی تناسب اندام امید مهربانی اعتماد به نفس شادی وخنده وپیشرفت پر کنم آرامش پر کنم به جای نگرانی چون نمیشه دوعامل مخالف باهم داشته باشیم احساس گناه وناامیدی مثلا با اعتماد به نفس مغایرت داره نمیشه هر دوتاش باشه هر کدومش میتونه جای اون یکی رو بگیره وباید هر روز درصد بالاتری از چیزای خوب در ذهنم پر کنم من خودم شانسمو میسازم خوشبختیمو میسازم زیباییمو میسازم ثروتمو میسازم تناسب انداممو میسازم خداوند عدالت مطلق هر کسی هر جایگاهی داره حقشه وپذیرفتنشم نشانه ایمان من
      یک سری فکر منفی هست که من آزار میده باید یک هفته بنویسم که شناسایی افکار منفی خودمو بشناسم بعد براش راه حل پیدا ۷خواهم کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۹ ۱۲:۰۰
      مدت عضویت: 2124 روز
      امتیاز کاربر: 12145 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 727 کلمه

      با سلام
      افکار منفیمو پیدا کردم استاد وخواستم قبل از اینکه ادامه بدم اول اینجا بنویسم وبعد فایل بعد گوش کنم افکار منفی من بهم میگن لاغری همراه بارنج ولشون کن البته که میدونم حقیقت ندارن ولی خب فکر میگن برمیگرده حتی اگه لاغر شی اینم واقعیت نداره ویه فکر غلط چون من سبک زندگیم داره عوض میشه انسان بهتری شدم وبدنم خودشو هر روز داره ترمیم میکنه اتفاقا لاغر شم به راحتی لاغر میمونم خیلی حتی راحت تر از الان چون الان داره ترمیم میکنه ولی اون موقع فقط کافیه نگه داره که بدنم به مراتب راحت تر هرچند الانشم درراحتی مطلق داره ترمیم انجام میده نشونشم اینکه امروز درآینه دیدم که گوشه زانوم کوچیک تر شده بود وکلی ذوق زده شدم فکر منفی دیگه من میگه نمیتونید ماشین بهتری داشته باشین چون هزینه تعمیراتش خیلی گرون میشه واگه تصادف کنید ضرر بیشتری میکنید واز پسش برنمیاید که اونم حقیقت نداره درسته همسرم هی غر میزنه بابت تعمیرات ماشین اما خودشم اون روز گفت اگه ماشین خارجی خوب بخرم به این مفتیا خراب نمیشه دقیقا مثل جنس بنجل واصل که درست خراب بشه خیلی ضرر میکنی اما اگه اصل باشه مگه خراب میشه به این مفتیا اونقدر کار میکنه که چند برابر پولی دادی بابتش رو استفادشو کرده باشی🥰😍یکی دیگه از افکار منفی من میگه همسرت پولدار بشه بهت خیانت میکنه یا میره دنبال رفیق بازی وتو تنها تر میشی اما این فکرم درست نیست همسر من مرد بسیار شریفیه بسیار من ودوست داره از صبح تا شب مثل تراکتور کار میکنه تا پول توجیبی بیشتری به من بده خودش برام لباس میخره خودش دارو میخره خودش هوامو داره حالا همچین مردی که فکر وذکرش منم چطور یهو عوض بشه اصن احمقانست من باید بیشتر از خدابراش روزی بخوام تا دغدغه هاش برای رفع نیاز های من برای زندگی راحت تر کمتر بشه مردی که حتی برای خودش دلش نمیاد یک لباس بخره وتا برای من چند دست نخره اونم با زور من لباس ضروریشو نمیخره فرشته است واین وصله ها بهش نمیچسبه همسرم اونقدر خوبه که وقتی ثروت مند هم بشه خدا جنبشو بهش میده واونقدر مهربون که دست خیلیهای دیگه رم میگیره وکمکشون میکنه کار داشته باشن وازدواج کنن وآرزوش خوشبختی من وکمک به مردم کشورش مخصوصا فامیل ودوستانمون اون روز یه آدم عوضی گفت هر نخوری یه بخوری پاش با طعنه ومسخره کردن من یعنی تو کمک حال همسرتی فردا یکی برات میخوره اما این نظر اونه آخه همسرش دوستش نداره وخیلی دلش میخواد از شرش خلاص بشه ولی گیر کرده وبه نظر من این باور اصلا درست نیست من کمک همسرم میکنم تا پولامونو جمع کنه وزندگی بهتری برای من فراهم کنه نه اینکه مثل اون خانوم که همسرش برده انداختش توی دهات کرج وخودش میاد تهران کار میکنه وزنشم فکر میکنه زرنگ وپولاشو هر ماه خرج قروفرومهمونی وریخت وپاش میکنه بعد ۱۰سال زندگی مشترک یه ماشین قراضه دارن با ۶۰ ملیون رهن خونه وزنش هی تولد میگیره هی لباس میخره هی آت وآشغال میخره برای خونش مطمئنم به زندگی من وهمسرم حسودی میکنه که بعد دوسال ونیم اینهمه پیشرفت کردیم وکلی پول برای رهن خونمون داریم ماشین صفر داریم وچقدر پس انداز داریم ودر تهرانم زندگی میکنیم وهرسالم به لطف خدا خونه بهتری میگیریم ومحلمونو بالاتر میبریم خب قطعا کسی که دستش به گوشت نمیرسه باید بگه بو میده حالا اینجا جسارتی به شهرستانی های عزیزمون نباشه من بچه تهرانمو واون خانم که دوست داریم اینطور زندگی کنیم وپیشرفت دراین میبینیم وگرنه من دوستان عزیزی دارم درتک تک شهرهای ایران که بسیار زندگی عالی ومرفهی دارن وبسیار هم راضین
      فکر منفی دیگه من اینکه نکنه همسرم خوب نشه واز دستش بدم اما این فکرم غلط چون به لطف خدا از وقتی ازدواج کردیم نصف گوارشش خوب ودرمان شده وبقیشم داریم پیگیری ودرمان میکنیم خداروشکر غذاهامون سالم ترم شده وحتی چیزی پیدا کردیم که معجزه است معجزه خداوند اونم دوغ کفیر که بسیار برای مشکلات همسرم مفید فایده است خداروشکر که هر روز داره بهتر میشه وهمه این فکرا از شیطان نشات میگیره که داره میبینه خوشبختی وپیشرفت من ومیسوزه بسوز بدبخت به قول اون بچه کوچولو توی کارتون من ونداری خاک توسلت خاک توسلت🤭😁😅دلت بسوزه من خیلی لاکچریم خیلی خفنم خیلی کولم خاک توسلت
      از شوخی وجدی که بگذریم شکر میکنم خداوند که حتی دلش نمیخواد فکر منفی داشته باشم وزود برام راه حل پیدا میکنه دمت گرم خدا جونم خیلی با معرفتی خیلی مهربونی واند رفاقتی دوستت دارم وعاشقتم خداجونم🥰🥰😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۳/۰۶/۰۸ ۱۰:۵۷
      مدت عضویت: 2124 روز
      امتیاز کاربر: 12145 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 881 کلمه

      به نام خدای بسیار بخشنده وبسیار مهربان

      سلام سلام خدمت تک تک همراهان عزیز وعلی الخصوص استاد بزرگوار وعزیزم

      من بعدچند سال برگشتم به آغوش پرمهر وگرم خانواده ام دلم براتون یه ذره شده بود 

      مخصوصا شما استاد 

      خوب یادم نیست که چند وقت نبودم اینجا ولی خیلی خوب یادمه تک تک روزایی که کنارتون بودم وکنار بودین

      الان که اومدم میخوام قبل هرچیزی بگم که من دارم مادر میشم واین شخصی داره میزنه که برای مادر شدن مقاومت کرده بود وهمیشه فکر می‌کرد اشتباه بچه آوردن دراین دنیا دراین کشور ودراین وضعیت 

      اما به لطف خدا چشمان من وهمسرم به حقیقت باز شد 

      واین شد که خدا عشقش بار دیگه بهمون درقالب بچه هدیه داد بهمون

      با آرزوی مادر وپدر شدن تک تکتون وچشیدن طعم لذت بخشش

      امروز از خواب که بلند شدم یه حس عجیبی داشتم 

      چند وقتیه که فهمیدم باردارم وانگار یه گونی سنگین روی دوشم حس میکنم 

      همیشه میگفتم باید بی‌نقص بشم پولدار بشم همه چیزایی که میخوام داشته باشم وانجام داده باشم بعد مادر شم قبلش اشتباه 

      برای همینم الان احساس میکنم باید به شدت وفوری تغییر کنم زندگیمو بندازم تو معجزه هرچی فکر کردم دیدم نمیشه 

      مگه اینکه بیام اینجا ودست به دامان خدا وانرژی ودعای خوب تکتون بشم 

      حتما دیگه میدونید که اینجا مثل کعبه معدن ومنابع انرژی خوب وحال خوب 

      منکه خودم اینجوریم مثل یه قطره آب دراین دنیا میچرخم ومیرم آخرش میوفتم اینجا وبه سمت اینجا کشیده میشم وساز اینجا درمیارم 

      انگار وصل میشم به منبع آب جهان یکی میشم 

      ووقتی دل میدم به حضورم دراینجا وخالصانه ومشتاقانه اینجام قدرت وتوانی میگیرم که کوه ها جابه جا میکنم

      راستش 

      من چند وقتیه افتادم درنگرانی واسترس درحس حسادت وحسرت درحس ناراحتی

      این شد که به خودم گفت اوهو به خودت بیا

      اینکه نشد کار

      میدونم کوه مشکل زندگیت ولی خب که چی 

      مگه بدتراز اینارو تجربه نکردی 

      مگه معجزه رد ندیدی 

      مگه درست نشد همشون

      وباعث تعجب خودت وبقیه نشدی

      چطور الان اجازه میدی تو که ره نرفته وکعبه ندیده نیستی

      تو که رحمت ندیده وشفا نیافته نیستی 

      چطور افسار زندگیت دادی دست شیطان

      برگرد

      این شد که برگشتم به کعبه دلم به اینجا 

      اومدم دوباره معجزه بارون شه زندگیم

      یه بار دیگه از هر بار بازم زندگیم زیرو رو کنم

      فهمیدم که من خیلی خیلی سریع دریافت میکنم خواسته هامو از بس قوی سیم اتصالم به خدا حالا که اینطور چرا دوباره وصل نشم چرا کلا وصل نمونم

      چرا تبدیل نشم به یک کسی که کلامش وخواستش با خدای مهربون یکی نشه

      وچه قدرتی وچه شکوهی وچه خوشبختی بالاتر از اینکه بخواهی وباش شود به مصلحت خودش 

      خلاصه کلام 

      شروع کردم ونوشتم افکار منفی امروزمو

      دیدم چقدر حسرت دارم

      چقدر نگرانی

      چقدر حسادت

      چه افکار بدی درسرم میچرخه

      یه لحظه جادوگر وجودمو دیدم همونی که تمام قد ایستاده تا از شیطان برام حکم بدبختی واز خدا حکم رانده شدن بگیره

      یه لحظه ترسیدم از افکارم 

      به خودم گفتم چه حرفای شیطانی چه فکرای شیطانی وبدجنسی از من مهربان زده شده

      بیخود نیست خوبی ها وخوشی ها جایی نمانده براشون 

      این شد که بیشتر نوشتم وتصمیم گرفتم 

      کنترل ذهنمو به دست بگیرم

      ونگذارم حسادت نگرانی وغم وهر حس بد دیگه ای مخزن فکرمو پرکنه

      فهمیدم که دقیقا وکاملا دست خودمه 

      منم که به افکارم اجازه میدم به چی فکر کنم وبه چی فکر نکنم 

      حسادت میکنم به فلان شخص خب میتونم نکنم

      مگه تفنگ گذاشتن روسرم که  یالا حسادت کن

      نه خودم انتخاب میکنم حسادت کنم

      اصلا اون آدم بداز نظر منم حقش نیست.این زندگی وامکانات

      حق من وخانوادمه

      ولی باید یاد بگیرم که عدالت خداحکم میکنه که اون الان اینجا باشه ومن الان اینجا 

      خدا صلاح دونسته که من نداشته باشم واون داشته باشه

      قطعا حکمتی داره کارش هرچند که گفته میتونی توهم داشته باشی خیلی بهتر از اون وهرکس دیگری

      ولی باید یاد بگیری حسادت نکنی 

      به عدالت من شک نکنی 

      به کمک منم شک نکنی

      اگه حسادت کنی یعنی من خدا نمی‌فهمم خوب ها رو میدم به بدها

      یعنی من خداعادل نیستم 

      یعنی من خدا فرق می‌گذارم

      اگه من اینهمه نقص دارم 

      بی‌عرضه ام نادانم احمقم بی‌عدالتی دارم ناتوانم که دیگه اسمم خدا نیست از تو بنده پایین ترم

      لایق پرستش نیستم

      منو نپرست 

      اصلا هرحس بد تو اینو میگه که من خدا نیستم 

      اگه نگرانی یعنی من کارمو بلد نیستم تو رها شدی بیعرضه ام

      اگه حسادت داری به کسی 

      یعنی بیعدالتم وبیفکرمو وبلد نیستم خوب وبد از هم تشخیص بدم

      اگه ناراحتی یعنی تنهات گذاشتم وناتوانی من درخدا بودن وهمیشه کنار بنده هام بودن میرسونه 

      و…..

      خلاصه بگم که تو هر فکر بد وحس بد کنی یه مهر وتهمت وایراد به خدایی من زدی

      ومن نمیبخشم این 

      چون یعنی ناامیدی از خدابودن من 

      اگه خدا نمیخوای که هیچ برو خودت هرکاری میکنی بکن 

      چیزی بدست آوردی آفرین نیاوردی هم مشکل خودت

      ولی اگه ته قلبت 

      یه جایی توفکرت توحست 

      به وجود من باور داری

      به خدا باور داشته باش

      میگن طرف خداست

      یعنی آخرش

      رو دستش نیست 

      خیلی خفن وکار درست وبینقص وشگفت انگیزه

      حالا ببین خود خدا که من باشم چقدر کار درست وخفن وبینقص ودرجه یکم ورو دستم نیست تو همه چی 

      همه چیا همه چی

      همه خوبیا از من شروع شده

      همه جهان از من شکل گرفته

      حتی سیاهی وبدی ها رو هم من صلاح دونستم خلق کنم تا شگفتی خوبی ها وقدرتمو نشون همگان بدم

      همه چیزو دووجهی آفریدم

      تا درک کنی بنده من

      که درشب حکمتی ودرروز رحمتی

      درسیاهی تفکری ودرسفیدی بینشی نهفته

      چقدر عاشق تو بنده ام هستم 

      کل دنیا رو جهان زدم به نامت

      به پات ریختم همه رو مطیع تو کردم که پادشاهی کنی

      حالا نگاه کن خودت چقدر ناراحتم میکنی پادشاهی که نمیکنی حتی به من تهمت وشک میورزی

      حلالت نمیکنم

      البته میدونم که برگشتی

      وفهمیدی که چقدر اشتباه رفتی

      وخوشحالم که برگشتی همیشه بهت امیدوارم میدونم که اگه یه روزم به پایان زندگیت بمونه برمیگردی دوباره تو آغوش خودم

      ولی میدونی چیه میخوام فوق العاده زندگی کنی پادشاهی کنی نه مثل کلفت ها وبدبخت ها

      نه مثل گداها

      نه مثل بیچاره ها

      ملکه باش وحکومت کن   

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۳ ۱۳:۵۵
      مدت عضویت: 2124 روز
      امتیاز کاربر: 12145 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 215 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی ودوستان عزیز

      اینجا  خیلی خوبه تصمیم گرفتم هر روز بیام افکار منفی بهم هجوم آورد داخل این صفحه بنویسم هر تایمی از روز بالاشم بنویسم افکارمنفی وتاریخ روز وساعتشم بزنم اینجا یه آرشیو یک هفته ای درست کنم چون راحت ترم اینجا بنویسم تا روی کاغذ

      افکار منفی ۳ دی ۱۴۰۳

      روز اول 

      فکر منفی یک :صبح مرغ وبار گذاشتمو وبادمجان ها رو پوست کندمو وگذاشتم داخل آب ونمک اومدم داخل اتاق همش یه فکر منفی میومد تو ذهنم که الان که بیای خستگی  درکنی تو اتاق بابات میره سر وقت غذا وخراب کاریش میکنه اومدم دیدم بله دقیقا بادمجون ها رو نصفه سرخ کرده ریخته تو مرغ لیمو عمانی ریخته داخلش از اولش که درش آوردم یه ذره برنج گذاشته که نصفش سوزونده خودشم نپخته کشیدن دارن میخورن یعنی یه جوری عصبی شدم بدنم داشت از ناراحتی میلرزید چیزی بهش نگفتم فقط خیلی ناراحت شدم و

      به طور کلی مدام نگران حرفهایی که بهم میزنه هستم که چرا زیاد مواد غذایی استفاده میکنی بااینکه میدونم اندازش درسته یا چرا اینجوری نمی‌پزیش یا این کارو کن واون کارو نکن 

      کلا بزرگترین نگرانیم حرف زدن باهاش وروبرو شدن باهاش خیلی دلم میخواد وقتی نیست از اتاق بیام بیرون ولی خب کار دارم حوصله ام سر میره خسته میشم از تو اتاق موندن واحساس زندانی بودن دارم   

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۳/۱۰/۳۰ ۰۸:۴۵
      مدت عضویت: 2124 روز
      امتیاز کاربر: 12145 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 952 کلمه

      سلام سلام استاد جان صبحتون بخیر وشادی ،امیدوارم چطورتون عالی باشه وپرانرژی بریم سراغ این تمرین 

      بعد مدت ها دلم خواست دوباره بیام این دوره یه حسی بهم گفت حالا که از طبقه منفی ۳ اومدی طبقه اول بازم دلم میخواد بری به طبقات بالاتر الان دلم میخواد برم طبقه ۲ اونجا ویوش بهتره امکاناتش بیشتر متراژ ش بزرگتر اگه اینجا ۲۰ متره اونجا ۳۰ متره دلباز تر وراحت ترم واحساس بهتر ی به نسبت قبل بهم میده 

      الان دارم بارش برف میبینم چقدر خوشگل به به خدایا شکرت تهران برف بارید چقدر زیبا چقدر با ارزش یه معلم داشتم میگفت هر زمان بارون اومد شاد شید که تهران نفس کشید وتمیز شد ولی وقتی برف بارید از ذوق برقصید چراکه نه تنها هوا رو تمیز میکنه وتهران نفس میکشه بلکه میشه ذخیره آب شهرمون وبرامون کلی آب میمونه تو کوه ها که تابستون ها یواش یواش آب میشه واستفاده میکنیم 

      حالا برف بازی وعشق وحالش که بماند 

      به به

      میخوام بگم جهان دووجهیه همه چیز دورو داره خوب وبد 

      همین برف قشنگ که من لذتش میبرم برای یه عده ناراحت کننده بده و مدام از بارش وسرماش شاکی هستن 

      میدونید استاد جان شما جز معدود انسان هایی هستید که درک میکنید که درسته که همه چیز دووجه داره اما اینکه ما به کدوم وجهش توجه کنیم دیگه دست خودمون وهرچه بیشتر به وجه مثبتش توجه کنم شرایطم بهتر میشه ولذت بیشتری میبرم از اون موضوع وهرچه به وجه بدترش توجه کنم رنج وعذاب بیشتری متحمل میشم دراون موضوع 

      من قبلا خسته میشدم اونقدر نق میزدم زمین وزمان بدمیگفتم ویه شعر مادرم داشت که میگفت از خستگی بیزارم همش به فکر کارم حالا چیزای دیگه هم میگفت ولی همین یه بیتش اونقدر انرژی منفی میداد که نگو یا میگفت دارم میمیرم از خستگی کلافه ام درنمیشه خستگیم هرچی میخورم میخوابم خوابم نمی‌بره و….

      سالها با این تفکر زندگی کردم ورنج خستگی منو عذاب داد 

      از یه طرف از تنبلی بیزار بودم ومدام درفکر کار کردن از یه طرفم از خستگی بیزار بودم ومدام درفکر رهایی ازش

      حالا شما تصور کنید چه موج منفی ایجاد کرده بودم  درزندگی 

      تا اینکه چند وقت پیش ها فایلی از شما گوش کردم که از تک تک چیزای زندگیتون لذت ببرید مهم نیست بگید خدایا شکرت از هرچه دارید لذت ببرید این بالاترین حد شکر وقتی  کل زندگیتون حس خوبی داشته باشید وقتی از هرچیزی احساس خوبی بگیرید وخودتون دربهشت الهی تصور کنید 

      شروع کردم به عمل کردن بهش با خوشحالی بیدار شدم آهنگ طبیعت گوش کردم از صبحانه ام لذت بردم یکم غذا درست کردم وجمع وجور کردم آشپزخانه رو که به خاطر بارداریم خستگی مفرطی اومد سراغم حسم خیلی خوب بود یه صدایی بهم گفت ادامه بده لذت خستگی درکردنم بچش همینکه میتونی درآرامش دراز بکشی بدنت از رنج خستگی دور کنی هم میتونه لذت بخش وشکر داشته باشه 

      اومدم رو تخت بالشت بغل کردم  لحاف کشیدم تا زیر گردنم 

      گفتم خسته شدم ،ولی آخيش ناخودآگاه لذت عجیبی رو تجربه کردم گفتم به به چه کیفی میده ولبخند زدم همسرم گفت آخی خسته شدی گفتم آره وخندیدم لذت بیشتر می‌شد ومن هی بیشتر ذوق میکردم ومیگفتم به به چقدر لذت بخش 

      همسرم میگفت چی کیف میده 

      با خنده گفتم خستگی درکردن دراز کشیدن انگار دونه دونه سلول هام دارن خستگیشون میدن به تخت وزمین انگار زمین داره کوچولو کوچولو ماساژ میده بدنم 

      ولحافم که منو محکم بغل کرده وگرم کرده تا بیشتر کیف کنم  وبالشتم که نرم وگرم صورت وسرمو نوازش میکنه خیلی مزه میده 

      خندید 

      قشنگ یه یک ربع بیست دقیقه ای لذت بردم وخوب خوب خستگی درکردم 

      اون حس بهم  گفت دیدی عزیزم چطور هر چیزی میتونه یه وجه دیگه هم داشته باشه که خیلی خوبه 

      درمورد تمام زندگیمون هم همین ما یه جوری از گرسنگی رنج میکشیم انگار شمشیر خوردیم ودرحال مرگیم 

      بابا فقط گشنه شدی ،نترس با یکم خوردن تماما به حس خوب ودلپذیر سیر شدن میرسی یکی از مشکلات چاقی اینکه ترس از گشنه شدن داریم 

      خودم قبلا میرفتم بیرون یه خروار خوراکی می‌بردم با خودم بیرون به محض گشنگی بدو میرفتم خوردنی میخریدم میخوردم میومدم خونه بدوناهار میخوردم که وای ساعت ۱۲ ۱ ظهر شد ومن ناهار نخوردم وگشنمه وکلی از زمین وزمان شکایت میکردم که چرا غذام حاضر نیست یا اگرم هست چرا طول میکشه داغ بشه 

      بیرونم چیزی میخوردم از گرونی غدا ها چرب بودنشون  شاکی بودم واصلا حاضر بودن وگرم بودنشم لذت نمیکردم 

      خلاصه که دنبال وجه های منفی همه چی بودم دیروز به همسرم گفتم دلم شیرینی خامه ای میخواد یکم برام بخر 

      دقیقا دوتا دونه برام شیرینی تر خریده بود اولش ذهنم اومد بگه خسیس این چیه بعد گفتم نه به به لذت میبرم ازش واتفاقا چقدر خوب که با ذوق وسلیقه دوتا برام انتخاب کرده اونم از خوشمزه ترینش ومورد علاقه من وبه کیفیتش بیشتر از کمیتش اهمیت داده ازش با ذوق تشکر کردم وگفتم به به با لذت خوردمش از طعم خامه از طعم شکلات باکیفیت وعالی لذت بردم حتی نصفش موند بهم گفت دوست نداشتی عزیزم نخوردیش 

      گفتم نه خیلی لذت بردم میخورم با چای آماده بشه بقیش میخورم خیلی عالی بود 

      اولین باری بود که با لذت شیرینی خامه ای میخوردم وبیات شده نمی‌خوردم نگران بقیش نبودم که بیات شه خراب شه 

      کاملا هم اندازه بود وبس وهوس منو خوابوند

      حالا یه کیلو هم خریده بود نمیتونستم بخورمش یا زوری میخوردم یا بعدا بیات شدش 

      ما خیلی مواقع درخواست هامون بیشتر از نیاز فعلیمون هول میزنیم ولی غافل از اینیم که خدا اگه برامون بفرسته بیات شدش باید بعدا استفاده کنیم 

      ودیگه اون احساس خوشبختی ورضایت خاطری که باید بهمون بده رو نمیده وحالمون خراب میکنه ومارو از دریافت نعمات بیپایان بعدی که قرار بهمون برسه محروم میکنه 

      واز اونجایی که مهم ترین کار ما دردنیا خوب کردن احساسمون وماندن دراحساس خوبمون هیچ چیزی وهیچ کاری وهیچ فردی ارزش اینو نداره که به خاطرش از این حق طبیعی خودمون که رسیدن به تمام خواسته ها وزندگی دربهشت برین محروم بشیم

      خدایا شکرت بابت اینهمه آگاهی های عالی 

      شکرت بابت شیرینی خامه ای تازه وبه اندازه زندگیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۳/۱۱/۱۴ ۰۰:۱۳
      مدت عضویت: 2124 روز
      امتیاز کاربر: 12145 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 363 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی

      یکی دوروزیه که افکار منفی  دوباره شروع کرده به اذیت کردنم البته بگم که تقصیر خودمم بوده یکم بیشترراجب مسائل مشکلات بقیه حرف زدم واظهار نظر جات کردم که کاملا کار اشتباهی کردم وسکوت ولبخند باید پیش بگیرم تقصیر خودم بوده

      پس اومدم اینجا سریع جلوش بگیرم تا گسترده نشده درزندگی

      اول بگم که افکار منفی که مرور شده رو بگم تا بعد بریم سراغ حال خوب کردن خودمون 

      مدام حرکت زشت جاریم تو عروسی که موقع دست دادن مثل عقده ای ها دستش به نشان ببوس دستمو این مدلی آورد جلو ومنم حواسم نبود وگرفتم دستش والان مدام برام مرور میشه که باید مثل خودش رفتار میکردی یا چپ چپ نگاش میکردی یا دستش نمیگرفتی ضایعش میکردی مرور میشه 

      با اینکه میگم بابا اون بی‌شعور ولش کن قرار نیست که آدم بشه تو برات مهم نباشه ولی چند باری مرور شد که باید ادبش کنی بی‌تربیت 

      یا فکر دیگه که مرور میشه چقدر مادرم مخ منو میخوره ،حرف نمی زدیم باهم چقدر خوب بودا ،درصورتیکه خودم دل به دلش میدم ومدام میام وباهاش سریال میبینم دوسه روزه وباهاش بیش از اندازه حرف میزنم بحث میکنم

      بابا ولش کن زندگیتو بکن خودش روابطتت درست میشه چخبرته اینهمه دور وبرش میچرخی رهاش کن باور کن تو اونوکلافه کردی که مدام بهت گیر میده

      فکر منفی دیگه اینکه یکم نگران پول درآوردن شدم ومدام با نگرانی به اینکه چطور آخه تا بریم خونمون من میخوام از ماهی ۴۰ تومن درآمد به ماهی دوسه ملیون برسم تا یکم خیالم راحت بشه 

      واین آزارم میده 

      نگرانی دیگه ام که به‌صورت فکر مرور میشه که چند وقت پدر ومادرم حاضرن مارو اینجا نگه دارن واینکه بعد این مدت که ما رفتیم نکنه عمه ام اینا بیان وروسرشون خراب شن وبمونن پیششون تا ابد 

      یعنی دراصل هم دلم میخواد برم زودتر خونمون هم میترسم اونا بیان به خاطر شرایطشون ودلم نمیخواد حالا حالا ها برم 

      یعنی گیر کردم ومدام حسم بد میشه کهاز طرفی نگران مامان بابامم از طرفی هم حسم بد میشه که بدجنسی اینا تو این وضعیت بد خودخواه باشه آدم ،خلاصه فکرمو مشغول کرده 

      فعلا ایناست ولی خب باید جلوش گرفت تا زیاد نشده وادامه دار نشده 

      به لطف خدا واین دوره همه فکرای منفی رو دوز میکنم ودوباره حالمو خوب میکنم واحساسمو عالی میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 14
گردونه هدایا گردونه هدایا