نمیتوانید هدفی مقدستر از تغییر کردن را در زندگی تان جستجو نمایید! و این مسیر از رهایی از افکار منفی آغاز میشود.
اگر تصور میکنید زندگی شما مانند کالایی است که به شما تحویل داده شده و قابل تغییر نیست اشتباه میکنید.
من هم تا ۳۳ سالگی این تصور را داشتم که زندگی را باید سپری کرد و نمیتوان زندگی را به شکلی که مورد علاقهات است تجربه کرد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.10 از 251 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! همه ما به لحاظ سالها تلاش بی ثمر در مسیر لاغری و نرسیدن به مقصد نهایی دچار خستگی و افسردگی شده ایم که روی تمام جنبه های زندگی ما اثر گذاشته و باعث شده که آدمهای زودرنج و دل نازکی بشویم و تحمل خستگی و فشار های اضافه را نداشته باشیم، به همین دلیل هر چیزی می تواند باعث شود که ما از ادامه دادن هدف و برنامه زندگی مان مصرف شویم و به عبارتی خودمان را ببازیم.
برای اینکه از این حالت خارج شویم باید بتوانیم روی ذهنمان کنترل داشته باشیم و بر افکارمان مسلط شویم تا با شنیدن اولین حرف منفی از طرف دیگران یا اولین ناملایمات زندگی، ناامید نشویم و مسیرمان را نیمه کاره رها نکنیم. برای این کار باید آموزش ببینیم و افکار منفی را از خودمان دور کنیم و به نحوی ذهنمان را پاکسازی کنیم. به مرور زمان در این کار قدرتمند می شویم و دیگر به راحتی تحت تاثیر عوامل بیرونی قرار نمی گیریم. بر همین اساس، مهمترین هدف زندگی ما باید تغییر کردن باشد و این را بدانیم که در هر شرایطی میتوانیم تغییر کنیم و انسان به گونه ای خلق نشده که مجبور است از ابتدا تا انتها به یک صورت باشد. برعکس توانایی خلق زندگی اش را در هر زمانی دارد. باید از این توانایی مان استفاده کنیم تا نه تنها خودمان به خوشبختی برسیم بلکه در نهایت با تغییر اطرافیان و تغییر تکتک افراد، جهان را تغییر بدهیم و به جهان ایده آلی برای زندگی، همان گونه که خداوند در نظر داشته از اول خلقت، دست پیدا کنیم.
اینکه افراد در زندگی احساس خوشبختی یا بدبختی می کنند، کاملاً به نگرش آنها بستگی دارد. بر اساس اینکه آنها در ذهنشان باور مثبت یا منفی ایجاد کرده باشند، اکنون مشخص می کند که چه احساسی دارند و کلاً ریشه هر نوع تفکری در ذهن ما است و ما اگر بخواهیم شرایط خودمان را تغییر دهیم باید از شر افکار منفی ذهنی مان خلاص شویم.
خداوند در آفرینش خود هیچ کم و کاستی ندارد و چیزی در جهان هستی نیست که خداوند خلق کرده و دچار عیب و نقص و کاستی باشد. دنیای ما دنیای فراوانی ها، عشق، زیبایی، لذت، شادی، امید و… است. استفاده از آنها حق طبیعی همه ماست، اما کسانی که نمی توانند خود را با جریان هستی همسو کنند و در خلاف جهت آن شنا می کنند و در ذهنشان کم و کاستی، تنفر، زشتی، سختی، ناراحتی و ناامیدی جای گرفته است، نمیتوانند از این مواهب بهره مند شوند و جزو افرادی قرار می گیرند که در زندگی احساس بدبختی میکنند، اما برعکس انسان های خوشبخت کسانی هستند که در مسیر جریان هستی قرار دارند و به راحتی از تمام نعمتهای الهی سود میبرند.
وظیفه همه ماست که از الطاف الهی استفاده کنیم. خداوند در بسیاری از آیات قرآن می فرماید که خود را بی جهت از چیزهایی که برایتان حلال کردهام، محروم نسازید و به دنبال باورهای غلط، حلالم را حرام نکنید.
متاسفانه در کشور ما این باور غلط را به اسم دین و مذهب به ما القا کرده اند که با ناراحتی و گریه و زاری به خداوند نزدیک تر هستیم و دنیا جای لذت بردن نیست. در حالیکه کلام خدا به صراحت میگوید از نعمتهای الهی استفاده کنید و شکرگزار باشید و اگر قدر آنها را ندانید و کفران نعمت کنید، آن موهبتها از شما گرفته میشود. بنابراین وظیفه اصلی ما در زندگی این است که از آنچه خداوند برایمان قرار داده بهره ببریم و شکرگزار باشیم و به حق طبیعی خودمان برسیم.
الان در هر شرایطی که هستیم قطعاً حق ماست و این چیزی بوده که ما از جریان هستی به دست آورده ایم. اما خداوند جهان را در مدارهای مختلف آفریده است در هر مداری که اکنون باشیم مدارهای دیگری بالاتر یا پایینتر از ما قرار دارند. ما با بالاتر بردن درک و لیاقت خودمان می توانیم به مدارهای بالاتر نقل مکان کنیم. البته زمانی به این خواسته میرسیم که واقعاً برای مدار جدید مناسب باشیم و اینها فقط با رهایی از افکار منفی قابل دسترسی است.
هر چه انسان مثبت اندیش و بهتری باشیم، می توانیم خودمان را به طبقات بالاتر برسانیم، اما کسی که از رحمت خدا ناامید است و ذهنش را با افکار منفی مثل خشم، کینه، انتقام و حسادت پر کرده است، این افکارش مثل غل و زنجیر، او را در مدارهای پایین که همان بدبختی و فلاکت است، نگه میدارد و اجازه اوج گرفتن و رفتن به طبقات بالاتر را نمیدهد.
حالا که دقیق فکر میکنم، سیستم بهشت و جهنم هم در واقع همین است که بار گناهان میتواند ما را به قعر جهنم ببرد، اما کوله بار خوبیها و خالی بودن از همه حس های منفی و ایمان و عشق به خدا داشتن، ما را تا بهشت و بالاترین طبقات آن، سوق می دهد.
این را بدانیم که خودمان شرایط زندگی مان را تعیین می کنیم. امکانات برای همه انسانها فراهم است این به نحوه استفاده ما بستگی دارد و اگر ما خوب زندگی کردن را انتخاب کنیم، دیگر بد زندگی کردن جایی در برنامههای ما ندارد. یعنی چه بخش خوب و چه بخش بد را انتخاب کنیم فقط یک بخش را در زندگیمان خواهیم داشت و دیگری را حذف کرده ایم.
یکی از صفات خداوند عادل بودن است. ممکن است ما خیلی وقت ها به عدالت خداوند شک کنیم. مثلاً کودکی که در یک کشور آفریقایی به دنیا آمده و از سوء تغذیه رنج میبرد با یک کودکی که در سوئیس بهترین جای دنیا با بهترین شرایط به دنیا آمده و هیچ نقشی در انتخاب خودشان نداشته اند، چه فرقی باهم دارند؟ این چطور عدالتی است که این همه تفاوت باید بین این دو کودک وجود داشته باشد؟ اما باید بدانیم خداوند بر اساس یک سری پارامترها که خودش در وجود هر انسانی دیده آنها را در جایی قرار می دهد که حق طبیعی آنهاست، اما این حق را هم برای آنها قائل میشود که بتوانند زندگی خودشان را تغییر بدهند. عدالت خداوند برای کسی که بخواهد شرایط زندگی اش را تغییر بدهد، در دسترس است و امکان ندارد شخصی بخواهد تغییر کند و از شرایط کنونی اش راضی نباشد و نتواند. برعکس اگر بپذیریم شرایطی که داریم برایمان در نظر گرفته شده و ما نقشی در تغییر آن نداریم، قطعاً همیشه در همان شرایط باقی خواهیم ماند.
خداوند برای ما انسانها یک بخش ویژه و متمایز از سایر مخلوقاتش قرار داده که آن اراده است، یعنی ما مجبور نیستیم چیزی که هست را بپذیریم و می توانیم چیزی که خودمان انتخاب میکنیم را در زندگیمان انجام بدهیم. بنابراین باید مخزن وجودی خودمان را که اتفاقاً محدود هم هست، با افکار و ایدههای خوب و مفید و کارهای خیر پر کنیم تا خروجی آن هم برایمان خیر و شادی باشد. همه اینها دست خودمان است و به شانس و اتفاق ربطی ندارد و اگر تلاش نکنیم همیشه در جایگاه کنونی خودمان باقی خواهیم ماند.
در شرایط فعلی ۷۰ درصد ذهن اکثر ما را افکار منفی اشغال کرده است و اگر آموزش نبینیم به هیچ وجه با این افکار نمی توانیم به طبقات بالاتر راه پیدا کنیم.
اولین قدم کنترل همه ورودی های ذهنمان است. باید جلوی ورود اطلاعات منفی و ناامید کننده به ذهنمان را بگیریم و برعکس تا میتوانیم افکار و اخبار امید بخش و شادی آور به ذهنمان تزریق کنیم.
در مورد تمرین امروز من چون حدود سه ماه است که با سایت آشنا شده ام، سعی کرده ام ورودی افکار منفی را خیلی کم کنم. قبلا هر روز کانال خبر فوری را میخواندم یا آمار کرونا را پیگیری می کردم یا توی کانال های تلگرامی مطلبی می خواندم که بیشتر مسائل ناامیدکننده و شکست عشقی را منتشر میکردند، اما الان با وجود اینکه هنوز هم عضو هستم ولی مطالب آنها را دنبال نمیکنم و حتی متن هایی که خودم در شبکه های اجتماعی میگذارم، خیلی نسبت به قبل تغییر کرده است، اما با این حال یکی از ورودی های منفی امروزم، شنیدن اخراج ایرانیها از آذربایجان و احتمال جنگ با آذربایجان بود. بعد به خودم گفتم ۹۰ درصد چیزهایی که نگرانش بودی هیچ وقت اتفاق نیفتاده، پس نگران چیزی نباش.
مورد دوم هم در مورد شرایط کاری مان است که از مدتها قبل اینجا شروع به ضرر دادن کرده و به عنوان حسابدار حتی از رئیس شرکت هم نگران تر هستم و امروز به این فکر می کردم که شاید پول برای کرایه رفت و آمد و پرداخت حقوق این ماه را نداشته باشیم.
همین طور چند روز است نگران کم شدن آب پشت سد ها هستم و اینکه میگویند تا پاییز بیشتر جواب نمیدهد و بعدش با خودم می گویم خدای من خدای فراوانی است و برایش کاری ندارد که به ابرها دستور بدهد و باران ببارد.
البته الان که من این متن را مینویسم ظهر است و ممکن است تا آخر شب افکار منفی دیگری هم به ذهنم برسد، اما سعی میکنم آنها را به حداقل برسانم.