0

اصلاح عوارض چاقی بر ذهن و زندگی (گام ۱۴۹)

عوارض چاقی
اندازه متن


وقتی اسم عوارض چاقی میاد، خیلی‌ها فقط یاد ترازو 📏، لباس‌های تنگ 👗 و سایز بالاتر می‌افتن.

اما حقیقت اینه که چاقی مثل یک مهمان سمج، فقط روی جسمت نمی‌شینه، بلکه یواش‌یواش میره توی ذهنت 🧠، روحیه‌ات 💔 و حتی تصمیم‌های زندگیت.

خودم سال‌ها با این مهمان ناخوانده زندگی کردم و خوب می‌دونم چطور می‌تونه باعث ترس از مهمونی 🎉، نگرانی از سفر ✈️ یا حتی تغییر رشته و شغل بشه.

اینجا می‌خوایم با هم، پشت پرده عوارض پنهان چاقی رو ببینیم و یاد بگیریم چطور می‌شه یک‌به‌یک اون‌ها رو پاک کرد تا سبک، آزاد و خوشحال زندگی کنیم 🌈✨.

🩺 عوارض چاقی چیست؟

وقتی اسم عوارض چاقی رو می‌شنوی، احتمالاً اولین چیزی که به ذهنت میاد، وزن زیاد، شکم برآمده 🫄 و لباس‌هایی که تنگ شدن 👖 هست. این‌ها درستن، اما واقعیت اینه که ماجرا خیلی فراتر از ظاهر و سایز لباسه!

عوارض چاقی

از دیدگاه علم پزشکی، عوارض چاقی یک لیست بلندبالا از اثرات جسمی، روانی و حتی اجتماعی رو شامل می‌شه. تحقیقات نشون می‌ده که چاقی فقط به معنی داشتن چربی اضافه نیست؛ بلکه باعث تغییرات عمیق در عملکرد بدن، هورمون‌ها و حتی مغز می‌شه 🧠⚡.

📚 طبق یک بررسی جامع در مجله Nature Reviews Endocrinology، چاقی یک بیماری مزمن چندسیستمیه که:

  • خطر دیابت نوع ۲، بیماری‌های قلبی 🫀، فشار خون و سکته رو به‌شدت افزایش می‌ده.
  • احتمال ابتلا به برخی انواع سرطان، مشکلات تنفسی مثل آپنه خواب 😴 و بیماری کبد چرب غیرالکلی رو بالا می‌بره.
  • روی عملکرد شناختی و روحیه اثر منفی می‌ذاره و می‌تونه باعث افسردگی و کاهش کیفیت زندگی بشه.
  • حتی طول عمر رو هم کاهش می‌ده ⏳.

🌟 یعنی چی؟

این یعنی عوارض چاقی فقط «چاق بودن» نیست! چاقی مثل یک زنگ خطر خاموشه که کم‌کم به قلب، کبد، مفصل‌ها، مغز و حتی احساساتت آسیب می‌زنه.

به همین دلیل پزشک‌ها امروز دیگه فقط به BMI نگاه نمی‌کنن؛ معیارهایی مثل نسبت دور کمر به قد یا اندازه چربی شکمی، پیش‌بینی بهتری از خطرهای واقعی میدن.

💡 پس دفعه بعد که شنیدی «عوارض چاقی»، فقط به اضافه‌وزن فکر نکن؛ به همه اون اثرات پنهانی فکر کن که ممکنه بی‌صدا در پس‌زمینه زندگیت شکل بگیرن.

خبر خوب اینه که با تغییر سبک زندگی و پاکسازی ذهنی می‌شه این روند رو متوقف کرد و دوباره سبک و پرانرژی زندگی کرد 💪🌈.

🧠 عوارض چاقی در ذهن

وقتی صحبت از عوارض چاقی می‌شه، بیشتر آدم‌ها به درد زانو یا اضافه وزن فکر می‌کنن. اما یکی از مهم‌ترین و نادیده‌گرفته‌شده‌ترین اثراتش، تأثیریه که روی ذهن و روان ما می‌ذاره. برای من، این اثرات با ترس و نگرانی شروع شد…

  • ترس از چاق‌تر شدن ⬆️
  • ترس از غذا خوردن 🍕
  • ترس از سفر رفتن ✈️ چون فکر می‌کردم شاید نتونم راحت حرکت کنم یا لباس مناسب پیدا کنم.
  • ترس از مهمانی رفتن 🎉 چون نگران نگاه‌ها و حرف‌های مردم بودم.
  • نگرانی از قضاوت دیگران 🗣️
  • ترس از دوباره پرخوری کردن 😔

این‌ها فقط بخشی از لیست بلندبالای ترس‌ها و نگرانی‌هایی بودن که مثل یک زنجیر نامرئی، آزادی من رو محدود کرده بودن. و جالب اینجاست که خیلی از این ترس‌ها بین همه افراد چاق مشترکه، ولی بعضی‌هاش هم کاملاً شخصی و مختص به تجربه‌های هر فرده.

🔍 نکته جالب اینه که عوارض چاقی در ذهن تا حالا در هیچ کتاب یا تحقیق علمی به این شکل بررسی نشده.

این بخش از واقعیت، معمولاً زیر سایه‌ی بحث‌های پزشکی و فیزیکی چاقی گم میشه. اما در آموزش‌های لاغری با ذهن و روش تناسب فکری، این موضوع کاملاً باز و دقیق بررسی شده. چون باور داریم تا وقتی ذهن رو آزاد نکنیم، بدن هم آزاد و رها نخواهد شد.

عوارض چاقی بر مغز

🧠 عوارض چاقی در مغز

یکی از عجیب‌ترین و کمتر گفته‌شده‌ترین عوارض چاقی، تأثیریه که روی مغز و سیستم فرماندهی بدن می‌ذاره. ترس‌ها و نگرانی‌هایی که بر اثر چاقی شکل می‌گیرن، اگر مدام تکرار بشن، کم‌کم قدرت می‌گیرن و به دستورالعمل مغزی تبدیل می‌شن.

یعنی دیگه فقط یک فکر ساده نیستن، بلکه مثل یک برنامه نصب‌شده در ذهن عمل می‌کنن.

📌 برای مثال:

  • ترس از پرخوری در ابتدا فقط یک فکر گذراست. اما وقتی بارها و بارها تکرار میشه، به دستورالعملی در مغز تبدیل میشه که حتی اگر از پرخوری متنفر باشی و هزار بار قول داده باشی که دیگه انجامش ندی، به محض دیدن غذا 🍰 مثل یک ربات برنامه‌ریزی‌شده، دستت ناخودآگاه سمتش میره.
  • ترس از افزایش وزن هم همین‌طوره. اول فقط یک نگرانی کوچیکه، اما بعد از تکرار، به عادت وسواس‌گونه وزن کردن تبدیل میشه. بعضی‌ها روزی چندبار روی ترازو میرن ⚖️ و هر بار که عددش رو می‌بینن، همون ترس و نگرانی دوباره در ذهنشون تقویت میشه.

در خانواده ما، این موضوع خیلی پررنگ بود. مادرم به ترازو اهمیت زیادی می‌داد. حتی یک ترازو مخصوص خودش داشت و به ترازوهای باشگاه یا جاهای دیگه اعتماد نمی‌کرد.

می‌گفت: “فقط باید با ترازوی خودم وزن کنم که دقیق باشه.” ترازو همیشه در یک جای ثابت خونه بود و حتی اجازه نداشتیم جاش رو تغییر بدیم، چون مادرم معتقد بود “باید همیشه در همون مکان باشه تا تنظیماتش به هم نخوره.”

💭 عوارض چاقی در نگرش ما

یکی از عمیق‌ترین و کمتر دیده‌شده‌ترین عوارض چاقی، تأثیریه که روی نگرش و باورهای ما درباره خودمون می‌ذاره. وقتی سال‌ها با چاقی زندگی می‌کنیم، ذهن کم‌کم شروع می‌کنه به ساختن داستان‌هایی درباره خودمون که واقعیت ندارن ولی قدرت زیادی دارن ⚡🧠.

برای مثال، من همیشه فکر می‌کردم انسان تنبلی هستم 🛋️، چون بارها از اطرافیان شنیدم که “چاق شدی چون تنبلی!” این نگرش نه فقط باعث شد کمتر حرکت کنم و ورزش کنم، بلکه حتی روی رشد تحصیلی و پیشرفت کاری من هم تاثیر گذاشت 📚💼.

یادم میاد معلم‌ها وقتی تکالیفم رو انجام نمی‌دادم، به جای راهنمایی، می‌گفتن: “به جای اینکه اینقدر غذا بخوری، یکم به درس‌هات برس!”

با گذر زمان، عوارض چاقی بیشتر از جسمم سرایت کرد و نگرش‌ها و باورهای منفی نسبت به خودم شکل گرفتند. مثل باور رایجی که بین خیلی از افراد چاق وجود داره: “من انسان بی‌اراده‌ای هستم” ❌.

چرا این باور ایجاد میشه؟

چون بارها تلاش کردیم لاغر بشیم، اما نتیجه نگرفتیم. هر شکست، باور ما رو تقویت می‌کنه که من نمی‌تونم لاغر بشم و اراده کافی ندارم. حتی وقتی توی مسائل دیگه موفق شدیم، ذهن ما این دستاوردها رو نمی‌بینه و فقط شکست‌های لاغری رو ملاک می‌دونه.

به همین دلیل، عوارض چاقی در نگرش مثل یک سایه دائم در زندگی ما باقی می‌مونه و تمام تصمیم‌ها، رفتارها و احساسات ما رو تحت تأثیر قرار می‌ده 🌫️.

عوارض چاقی در زندگی روزمره

چاقی تنها اضافه وزن و سایز بزرگ‌تر لباس‌ها نیست؛ عمیق‌تر که نگاه کنیم، عوارض آن روی تصمیمات و زندگی روزمره ما هم اثر می‌گذاره 🧠💭.

هر تصمیم کوچیک یا بزرگ ما از رفتن به مهمونی 🎉 گرفته تا انتخاب رشته دانشگاهی 🎓، حتی انتخاب شغل 💼، می‌تونه تحت تاثیر چاقی شکل گرفته باشه.

برای خودم، همیشه با این سوال روبه‌رو بودم:

“اگر چاق نبودم، زندگی‌ام چه شکلی داشت؟”

  • اگر چاق نبودم، انتخاب رشته دانشگاهی‌ام متفاوت بود 📚.
  • اگر چاق نبودم، شغل متفاوتی انتخاب می‌کردم 💻.
  • اگر چاق نبودم، رفتارم در جمع و مهمونی‌ها راحت‌تر بود 🎊.
  • اگر چاق نبودم، لباس و رنگ مورد علاقه‌ام رو با خیال راحت انتخاب می‌کردم 👗👕.
  • اگر چاق نبودم، از تفریح‌ها و سفرها لذت بیشتری می‌بردم ✈️🏖️.

هر چه سن چاقی بیشتر باشه، این تاثیرات گسترده‌تر می‌شه و بسیاری از تصمیمات ما در طول زندگی تحت شعاع عوارض چاقی قرار می‌گیره.

بنابراین، تاثیر چاقی فقط محدود به جسم یا بیماری‌ها نیست؛ بلکه روح، ذهن و تمام جنبه‌های زندگی ما رو درگیر کرده 🌈💔.

برای اینکه تجربه لاغری واقعی و لذتبخش داشته باشیم، باید قدم به قدم افکار و نگرش‌های ذهنی خودمون رو تغییر بدیم.

دوره ورود به سرزمین لاغرها به شما یاد می‌ده چطور این عوارض چاقی رو از ذهن و زندگی روزمره پاکسازی کنید و مسیر متناسب شدن رو با آرامش و انگیزه طی کنید 💪✨.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 20 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.36 از 55 رای

https://tanasobefekri.net/?p=39672

20 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

20 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره انصاری
      ۱۴۰۵/۰۶/۱۶ ۱۱:۳۴
      مدت عضویت: 787 روز
      امتیاز کاربر: 19120 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 539 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر چاقی مثل آب است که وقتی شروع به ریزش یا نم دادن کرد همه جا خیس و خراب می کند اگر به سقف خانه نفوذ کرد اون گچ رو خراب و لکه دار بد رنگ می کنند اگر ب آشپزخانه نفوذکند همه چیز خراب و بعضی مواد غذایی باید دور ریخته شود و شروع به شستن تمیز کردن تا از دوباره همه را خشک و تمیز کنیم الان ذهن من همین طور است پر از افکار منفی چاق کننده سوالات مطرح شده 1 –  من اگر چاق نبودم …‌فکر کنید چه تصمیمات یا اقداماتی را به دلیل چاق بودن انجام ندادید و چگونه این تجربه عوارض چاقی را در ذهن شما شکل داده است به نظر من چاقی در همه جنبه زندگی من تاثیر دارد وقتی میخوای یک تصمیم برای کار یا تحصیل یا تغییرات در خانه یه چیزی در سرت میگ فردا یه روز دیگر این همان اعتماد به نفس هست که چاقی از من گرفته حتی حوصله ندارم در مقابل کسی که باعث ناراحتی یا رنجش شده از خودت دفاع کنی همه آرزوهات را خاک می کنی چاقی خودت را ازت مگیری  2 ؟؟‍اگر چاق نبودید زندگی شما چه شرایطی داشت؟ حالم خوب خوب بود ویک مغازه بزرگ عطاری میزدم زندگی پر از موفقیت آرامش داشته باشم وبه فرزندانم کمک کنم یا یک معلم خوب و دل سوز ودر جامعه ا مروزی باشم اگر چاق نبود میتوانستم زندگی بهتری برای خودم بسازم هم از لحاظ اقتصادی سلامت درست فکر کردن وعمل کردن وبا اعتماد به نفس قوی پیش رفتن در ساحل زندگی و با آرامش بیشتر 3 در روابط و ارتباطات خود چگونه بودید خیلی بهتر بودم و بهتر عمل می کردم و زندگی خیلی خوبی برای خودم و فرزندانم دست و پا می کردم و تغییراتی زیادی انجام می دادم که الان از دستم بر نمیاد چون بچهها بزرگ شدن وهمه چیز از دست من خارج شده والان فقط می توانم خودم را تغییر بدهم 4در کسب و کار و انتخاب شغل چه تصمیمی میگرفتی اون شغلی را که دوست داشتم شروع می کردم و به همسرم و فرزندانم کمک زیادی می کردم والان زندگی خیلی بهتره برای خودم بچه هام می ساختم الان. که انگیزه و اعتماد به نفسم بیشتر شده است باز هم همه تلاشم را به کار می گیرم تا بهتر زندگی کنم 5سلامتی سلامتی جسمی و آرامش ذهنی شما چگونه بود؟ اگر متناسب بود الان زانوهام سابیده نبودن کمردرد نداشتم برای هر کاری نفس نفس نمی زدم الان سالم سرحال و با آرامش کارم رو که دوست داشتم دنبال می کردم با توجه به تغییراتی خیلی خوب.  بهتری آرامش بیشتر زندگی می کردم و این همه درد و سختی نداشتم الان که دارم تغییراتی ذهنی و جسمی را تجربه می کنم با احساس وحال خیلی خوبی زندگی می کنم و خدارو هزاران بار شکرت می کنم چه  تفریحاتی را تجربه میکردید ؟ بدون ترس به جشن و مهمانی می رفتم وقتی برای مسافرت آماده میشوم ترس از خوردن و چاق شدن نداشتم واز جشن ها مهمانی ها مسافرت های و خیلی چیزهای دیگر استفاده می کردم و لذت می بردم خیلی خوشحال هستم که این روش لاغری اشنا شدم واز همه زحمات استاد عزیز سپاسگزارم در پناه خدا باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۹/۰۷ ۰۰:۲۱
      مدت عضویت: 811 روز
      امتیاز کاربر: 30155 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 338 کلمه

      سلام طبق موضوع گفته شده دراین فایل درموردنفوذاب من بارهادیدم اب ارام بدون سروصدا یک ساختمان رو به چه وضعی میندازه حتی دیواریاسقف روسوراخ میکنه وارتباطش باچاقی یک مثال بسیار عالی هست که استادعزیز بیان کردن بله چاقی هم بدون سروصدا سراغ مااومد ودرماراحت نفوذکرد هم افکارهم رفتارمارو چقدر تغییردادمن خودم اصلا متوجه نشدم چجوری چاق شدم وچقدراین چاقی حالموبدمیکرد نه لباس موردعلاقه رومیتونستم بپوشم وچقدرازدردزانورنج میکشیدم من تاقبل ۱۴سالگی متناسب بودم وقتی چاق شدم هرکسی منومیدیدتعجب میکردکه چراچاق شدی تولاغربودی من اززمان اشنایی باسایت وگوش دادن به فایل ها خیلی افکارم تغییرکردتازه متوجه شدم چقدر دوران سختی روپشت سرگذاشتم همش عصبی وکلافه که چرامن اراده ندارم جلوی خوردنموبگیرم تنبلم چرابیشترورزش نمیکنم ،اما روش ذهنی انگاربمن جون تازه بخشید روحموارام کرد از سرزنش ها ازنجواهایی که توذهنم میشد ازترس هام بی اعتمادبنفسی ،دیگه ازرفتن به مهمانی ترس ندارم چون اندام بدی ندارم کسی بخوادحرفی بزنه لباس هام همش طبق میلم هست راحت میخرم تنم میکنم  ،چقدربدخوری داشتم ،تندتندغذامیخوردم انگارسیرنبودم تاچشم به خوراکی میفتاد دوست داشتم هرجورشده بخورم خوراکی توکابینت تویخجال بود بایدتموم میکردم تاارام بشم چاقی محصول افکارورفتارماست فرمان مغزی صادرمیشدباید فرمانبرداری میکردیم گاهی افرادی رودیدم دربرابر شیرینی یاهرچیزی عادی برخوردکردن نه حرص ولع نه چیزی حتی باغذاعادی برخوردمیکنن ولی ذهن چاق خیلی بایدتومسیرباشه اونقدراموزش ها روببینه تا اون حالت های قبلی روکمرنگ کنه من بااینکه تومسیرم گاهی خطامیکنم ونمیترسم زود اصلاحش میکنم چون تومسیرم گاهی دقت میکنم به فرمان مغزم بااینکه سیرم میگه چندتاازاون بادان بخور،شیرکاکاودخترت نخوردتوبخورحیفه ولی من توجه نمیکنم اگرقبلا بودرحم نمیکردم ولی الان دقت میکنم ایاگرسنه هستم یانه غذابراتامین انرژی هست۱،اگرچاق نبودم لباس دلخواه تنم میکردم دهنم ارام بودخودموباکسی مقایسه نمیکردم ،خودموبی ارزه نمیدونستم،۲،خیلی بهتربود الان من باید هرروز تومسیرباشم کافیه نباشم دوباره به چاقی بایدسلام‌بگم ،براهررفتاری دلیل بیارم وتکنیک اجراکنم۳من چه اون موقع چه الان همیشه ارتباطم خوب بوده۴،من هیچ وقت دنبال کسب وکارنبودم ۵ الان من ارامش دارم ویک زن بااعتمادبنفسم گذشته بخاطرچاقی ناراحت ۶،کارخونه روخودم انجام میدم وبخودم متکی هستم۷،چه دوران چاقی ولاغری رفتن به تفریح برام سخت نبود ۸ ،خداروشکرتونستم درس بخونم ،ازدواج خوب وفرزندسالم یک زندگی ارام بدون دغدغه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۴/۱۷ ۱۶:۵۱
      مدت عضویت: 811 روز
      امتیاز کاربر: 30155 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 296 کلمه

      سلام چاقی مادرگذشته مثل اب میمونه که به ارامی دروجودمانفوذکردبدون اینکه مامتوجه بشیم ما روزبه روزچاقترشدیم من خودم میدیدم خیلی چاق میشم چقدرمیخوردم انگارسیری نداشتم چقدربمن میگفتن باشگاه بروورزش کن کمتربخورمن ناراحت میشدم حتی دوران دانشجویی هم چاق بودم بعدشروع کردم به باشگاه رفتن ورزش کردن ولی هیچ لاغرنمیشدم چون میخوردم بعدمدتی باشگاه عوض کردم رفتم یه باشگاه دیگه اونجادرکنارورزش شروع کردم به رژیم گرفتن خوب وزن وسایزکم کردم چون درکنارش دستگاه لاغری میزدم تا نامزدکردم بعدعقدبیشترچاق شدم ازدکتربرنامه رژیم میگرفتم اجرامیکردم خیلی بی حس وحال میشدم دیدم نمیتونم گرسنگی کشیدنه سخته همسرم میگفت گرسنگی بایدبکشی تالاغربشی دیدم دیگه ادامه دادن سخته من بااون مقدارغذاسیرنمیشدم یارفتن به پیاده روی خلاصه رهاکردم گفتم نه کارمن نیست انگارمن اراده ندارم میگفتم چاقی ماارثه وسوخت وسازبدنم پایینه ولی درروش ذهنی یادگرفتم اصلا سوخت وسازپایینه چه معنی داره چطوردراین روش کلی چربی ها اب شد ارثی بودن اصلا صحت نداره بابا رفتارم اشتباه بوده افکارم اشتباه بوده اطرافم ادمهای متناسب رو راحت همچی میخورن بدون ترس ماقبل خوردن اونقدرفکرمیکردیم ای بخورم چاق میشم حالم بدمیشه وای لباس های مشکی یاراه راه بپوشم چاقیم معلوم نیست من هنوزم این عادت مونده میان وعده باید روش کاربشه حتماواجب نیست خوردن میان وعده وقتی گرسنه نیستم قبلا حتمابایدصبحانه میخوردم بااینکه گرسنه نبودم الان نه تاگرسنه شدم میخورم وقتی گرسنگی روخوب حس کردم میخورم قبلا لاغرشدن براذهن دورنیافتنی میدونستیم ولی الان نه لاغری براذهن ماناچیزه غذاها قدرتی ندارن این افکارهست بسیارقویه الان لباس های دلخواه رومیپوشیم قبلا نگرش این بودچون تحرک کمه لاعرنمیشی بایدورزش کنی ولی الان یکساله توسایتم اصلا ورزش نمیکنم نبایدبی خیال اموزش هاشدسریع لیزمیخوریم باید به مسیرادامه داداونم پرقدرت تر روزی یک ساعت وقت. بزاریم اموزش هارو گوش کنیم وحل تمرین هاواجراتکنیک ها ومامثل ادمهای متناسب رفتارکنیم غذاها روحذف نکنیم همچی بخوریم درحدتعادل نه به چاقی فکرکنیم نه درموردش حرف بزنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۱۱/۰۵ ۲۲:۰۹
      مدت عضویت: 811 روز
      امتیاز کاربر: 30155 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 50 کلمه

      سلام طبق گفته استاددراین فایل مثال اب روزدن که خیلی ارام وبی سروصدایک ساختمان سوراخ میکنه چاقی هم بطورارام وپیوسته دروجودمارخنه کرده وما روزبه روزبی روحیه وبی اراده میکنه باعث میشه اعتمادبنفس روازدست بدیم وحس وحال خوبی نداریم ولی درروش ذهنی یک روش متفاوت وبدورازاسترس هست وماروروزبه روزبه هدف میرسونه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلی
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۷ ۱۹:۳۹
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 370 کلمه

      به نام خدا

      خداوند را شاکرم من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم.

      یه خبر اینکه اونقد تغییرات من زیاد شده. اگه کسی هفته قبل منو دیده باشه بعد ۷ روز منو ببینه، میگه چقد لاغر شدییییییی.

      سرعت تغییراتم خیلی بالا رفته. از یه جهت دیگه اینکه پوستم شاداب تر از قبل شده. 

      نمی تونم خوشحالیم رو پنهون کنم. چاقی انتخاب من بوده و الان انتخاب من لاغریه.

      اضافه وزن عوارض زیادی در زندگی من داشت. مهمتر از همه اعتماد به نفسم بود. اعتماد به نفسم رو از دست داده بودم. لباسها توی تنم بد شکل بود. شکمم لایه لایه بود. حتی من کمر درد هم داشتم. خدا رو شکر از همون اوایل تغییرلت من شروع شد تا الان. من دوست دارم از این هم متناسب تر بشم. عجله ای ندارم. همه چی خوبه.

      چقد از جلوی آینه رفتن بدم میامد. من به اندازه بقیه دوستان خیلی اضافه وزن نداشتم که داخل مهمونی برم و اذیت بشم. همیشه یه لباسی میپوشیدم که جذب نباشه و دو سایز بزرگ تر از خودم بود.

      من الان به چشم خودم میبینم که مادرم خیلی کم میخوره ولی اضافه وزن داره. همیشه ترس از خوردن داره. شبیه خودِ قبل من. ولی من الان از هیچی نمی ترسم. حتیاز چاق شدن. حتی اگر صد کیلو بشم. 

      قبلن همه چیو سخت گرفتم که وزنم بالا رفت. زندگی رو باید راحت گرفت. من همیشه فکر میکردم تنها راه لاغر شدن من رژیم هست و ورزشِ سخته. اینکه کمتر بخورم و بیشتر بدوم.

      یاد کالری شمار می افتم اعصابم بهم میریزه. دو ماه از کالری شمار استفاده کردم و دقیق خاطرم نیست چقد کم کردم. دل و روده هام از گرسنگی قار و قور میکرد. آخرش خسته شدم و گفتم بسه. 

      صبح زود می رفتم پارک برای پیاده روی. توی هوای گرم و سرد واقعا اذیت کننده بود. من داخل خونه بودن رو بیشتر دوست دارم. 

      اگه من یه زمانی چاق شدم، به خاطر انتخاب اشتباه خودم بوده. الان افکارم تغییر کرده. رفتارهام عالی شدن. ولع ندارم. با حرص غذا نمیخورم. بعد غذا خودمو سرزنش نمی کنم. 

      هیچ وقتی تا این اندازه توی زندگیم امید نداشتم. ذهن خیلی قدرتمنده. خدا رو شکر که من به این سایت هدایت شدم. واقعا شکر گزارم. اینجا همیشه سراسر انرژی مثبته

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rastegar.moradzadah
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۷ ۱۶:۲۱
      مدت عضویت: 2082 روز
      امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 496 کلمه

      بنام خداوند بخشنده ومهربان 

      سلام خدمت استاد گران قدر ودوستان هم مسیرم

      واقعا همین طوره چاقی مثل آب می مونه بدون اینکه متوجه بشی در ذهنت رخه می کنه و کم کم تمام زندگیتو در برمی گیره 

      از وقتی که خودمو شناختم چاق بودم وهمیشه و این چاقی رو ضعف می دونستم وتلاش کردم از دستش خلاص بشم ولی نشده توی رویاهام وحتی خواب هایی که می بینم همیشه متناسب هستم چون نهایت خوشبختی رو لاغری می دونم واین چاقی مانعی بر سر راه همه آرزوهامه حتی خیلی وقتا خوشم اومده مریضی سختی بگیرم تا شاید به واسطه اون مریضی لاغر بشم 

      چاقی باعث شده اعتماد به نفسم خشه دار بشه نتونم به راحتی ابراز وجود کنم 

      چاقی باعث شده از جمع فراری باشم وخودمو لایق دوست داشته شدن ندونم 

      چاقی باعث شده هرگز خودم همسر ومادر خوبی ندونم 

      چاقی باعث شده هرگز به خودم اجازه ندم با بعضی لباس فروشی ها برم چون فکر کزدم به محض ورودمسخرم می کنن ومی گن چه خوش خیاله مگه ما سایز اینو داریم؟ 

      چاقی باعث شده لباس هایی بپوشم که نا مدل ونه رنگشون رو دوست نداشتم 

      چاقی باعث شده همیشه با حس عذاب وجدان غذا بخورم 

      چاقی باعث شده همیشه گوشه گیر باشم بترسم از مسافرت رفتن بترسم از یادگرفتن رانندگی بترسم از دنبال شغل بودن بترسم از مهمونی دادن 

      همیشه اول اسفند که می شه ترس های منو شروع می شه ای خدت امسال عید برم شهرستان چی راجب من فکر می کنن پارسال که رفتم همه گفتن خیلی چاق شدی امسال که بدتر شدم قراره چی بشنوم 

      اگه چاق نبودم سبک بودم رها بودم بدنم سالم بود تر وفرز بودم راحتر کارهامو می کزدم لباس های مورد علاقم می پوشیدم مجبور نبودم بخاطر گیر آوردن سایز بزرگ به هر قیمتی اینقد هزینه کنم 

      حتما رانندگی یا می گرفتم حتما دنبال شغل می گشتم حتما دنبال ادامه تحصیل می رفتم 

      حتما با اعتمادبه نفس بیشتری توی جمع ها شرکت می کزدم حتما مادر بهتری بودم حتما همسر بهتری بودم وحتما بنده بهتری برای خدا بودم چاقی فقط روی جسم من تاثیر نگذاشته روح وروانم رو مثل همون قطره آب که سنگ رو سوراخ کرده داغون کرده 

      چند ساله وارد سایت تناسب فکری شدم خیلی دیدم عوض شده ولی چون همیشه پایدار دنبال نکردم آموزش هارو نتونستم تاثیری که باید بگیرم 

      چون چاقی اراده منو ازم گرفته نداشتن همین اراده نمی زاره خوب تمرکز کنم 

      من اینجا یادگرفتم مسعولیت چاقیم رو به عهده بگیرم وخودمو مسعول 100 درصد چاقیم بدونم وخودمو همین جور که هستم بپذیرم ودر مسیر لاغری با ذهن استمرار داشته باشم تا به هدفم برسم اما اشکال من اینجاست تا لیز می خورم دیگه سخت بلند می شم ودیر برمی گردم به مسیر 

      مسیر لاغری با ذهن مقدسه چون هدایت شده خداوندی واون نقطه که دیگه تسلیم شدی وچاره ای برای لاغری نداشتی خدا به اینجا هدایت کرده 

      هر چندسال که عمر کرده باشید چاقی سنی برابر سن شما داره وقدمت چاقی زیاده بنابرین نباید انتطار داشت یه شبه بره باید صبوری کرد وبه هدایت خداوند ایمان داشت ودر هر حالی ادامه داد

      از خداوند مهربانم بخاطر دریافت این آگاهی های ناب بسیار سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۰ ۱۲:۰۲
      مدت عضویت: 1362 روز
      امتیاز کاربر: 87051 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,146 کلمه

      سلام برخدایی بخشنده ومهربان 

      سلام بر استار عطارروشن وهمسیران 

      اگه مم چاق نبودم  فردی متناسب با وزن کم با سلامتی جسم روح ذهن بدون هیچ دستکاری که توذنم مانجام دادم بودم بودن تواین شریط یی رویای ۵۷ ساله هست که اگه برام‌چاقی نبوداصلا بهش نباید فکرمیکنم چاق من برای خودم یی سد شد برای هدردادن عمرم چاقی درمن ناتوانی ایجاد کرد برام کلی وقت خوب رو بخ بد تبدیل کرد چاقی درمن افکاری روایجاد که از زندگیم اونولذتی رو که باید می‌بردم رو نبرم دقت ونگاه دیگران دربرخوردبا خودمکرو جلو جلو بررسی کنم‌ تازه بداز رفتن ازاون مکان بازم اون بررسی کنم که تو ذهن اونوافراد  درمورد من چه افکاری مرور میشه پس بااین روش زندگی من بجای کسب آگاهی خوب برطرف کردن مشکلاتی بیرونی نگاه به جهان وزیبای اون به شکل خوبش داشتم‌این نگاه رو انجام میدا اما زمان وفت کمی روبه این بخش داده بودم ولی حلا دارم‌ تو  مسبر  برکشت هستم  درک  کردم‌ که افسوس  نکرانی  زمانی که از خودم گرفتم  کمک  کننده نیست اززمانی که دارم باید استفاده  کنم‌که  از ترسهای  خودم خودم را نجات  بدم کلی ترس هم داشتم به شکر خدا دارم‌ ارام  ارام‌ آنها رو هم‌ پیدا میکنم حتی زمانی به خودم‌میگم تووبرای رهایی فکر کن تازه به دنیا آمدی چوم بلدنیستی رهایی چی بادید  آگاهی کسب  کنی زندکی تو با آگاهی جدید تو هر مسیر این سایت  پازل مشکل داره رو برداشته به جاش پازل درست رو جایگزین میکنه  نامتناسب بودن تونگاه کل انسانها فقط،ظاهری دیده میشه شاید یی عده‌ای اون توبخش سلامتی  و مشکلاتی ناشی اون میدونن  نامتناسب بودن هم درک کنن ولی من چاقی رو رنجیری پیدا کردم که از سر تا پا دره همه وجودم‌من رو احاطه کرده بود چه وزنی جه روحی چه جسمی چه سلامتی چه روابط چه خداشناسی چه درآمد کسب کار چه افکار چه رفتار چه گفتار پس فقط،تناسب نداشتن نبود ولی من این همه بخش رو نمی دوستم‌ که بهش اسبیب زدم اونم‌ با نامتناسب شدنم پس اگه من فردی چاق نبودم این همه کاره اشتباه رو به وجودم نمی اوردم 

      انقدر زماتی زیادی تو این بخش بودم حتی همین زمان هم  میگم‌ اگه به هدفت برسی  چه کاره  خواهی کرد اویل این سوال کم رنک بود دیدمو تا دریافت هدف زمان زیادی رو باید وفت بزرام‌ ازهمین زمان و لذت حسش و احساس دریافتی که میگرم لذت بردم تا این زمان  ولی دردطی مسبرداین سوال پررنگتر شده چون فبول دارم‌ یقین دارم اطمینان دارم که اگه ادامه بدم خودم برای خودم هی سد درست نکنم موانع که برطرف کردم‌ رو بهش اضافه نکنم درآینده حتما متناسب خواهم بود روز گذشته مهمان داشتم  خواهر با همسرش امدن منرل ما همسرم‌ خواهرم  پسر عمه من هست از دوران‌کودکی به همین شکل  متناسب لاغر بود تا این زمان هم‌ متناسب لاغرهست وطی این همه سال من هیچ زمانی اون ازاین شکل متناسب خارج  ندیدم فردی با  وزن ۵۷ کلیو کاملا متناسب  هست وفتی براش میوه اوردم‌ شیرنی بهش تعارف کرد  پسرم چون اون فرد نهار  تازه خورده بود هیچی اصلا تومنزل ما میل نکرد فقط  دوتا چای خورد درمقابل خواهر همراهش هم‌ موز خورد و هم  شیرنی   حتی تو صحبتش به خواهرم جون اون فبول کرده که باید هرچیزی که پدرش مادرش داشتن اون باید داشته باشه  از مریضی مختلف  که پدر و مادرداشتن بیماری قتد اسم فشار خون خواهرم‌متاسفانه فبول کره که اون بابد داشته باشه چون ارثی هست  دچاز مشکل   ناشی ازاوشده وجون شواهر خواهر  چون فبول نکرده خودش چون فبول نداره فردی متناسب هست  مشکل قند فشار خون نداره  نمیدونم‌چون تواین مسبر هستم به درک درستی ازاین وافراد رسیدم این حرف رو بعداز۵۹ سال ازدهان شوهرخواهر برای اولین باره شنیدم چون گوشم عادت به آگاهی خوب گرده شنیدم شاید هزان باره گفته ولی من این شنوایی رونداشتم که متوجه حرفش یشم پس با بودن  مم ناره به دریافتهای بهتری میرسم

       ولی حالا این دست آوردن  هم‌ که تو این مسیرهستم رواز چاقی دریافت  میکنم این  مشکل حالا  برام  شده رهایی. دست یابی پیدا کردن زندکی کردن عشق داشتن هدف داشتن به آینده دل بستن افکار روتوبخش خوبش برکشت دادن این تحولی هم بسیار با ارزش هست که پیدا کردم‌کشف کردم خود به شکلی که بودم نمی دوستن هستن دارم کشف میکم‌ حالاتی  رو  درک میکنم بهش رسیدم که شاهد  متناسب بودم این درجهت برکشت  زندگیم رو بهش نمرسید من جای دونفر با دو دیگاه کاملا متفاوت دارم تجربه میکنم‌فردی که ار کودکی دچار این همه مشکل شده ویی سالی هست با در خواست خودش ازخالقش داره تویی  مسیر  دیگه اون با درک  آگاهی کامل حرکت می کنه  دو قطب زندکی  رو تجربه  دارم من  وتو مسبر برکشت دارم دست آورده خوب به خودم میدم 

      مهم‌ نیست  چقدر زمان نیاز  هست که به هدفم  برسم چون توامند هستم‌ روز گذشته حدود ۱۰ دقیقه رفتم ایستا برای دیدن گل کیاه که دوستش دارم نه اخبار دنبال کردم نه اطلاعات بد خوب  به  خودم دادم کمی هم موسیقی شاد رقص رو دنبال کردم دو تا فیلم عروسی وخواستکاری توزمان‌کوتاه دیدم وفتی به خودم امد فوری ازاون بخش خارج شدم آمد توسایت وفتی داشتم به خواب می رفتم یی فایل ازمسیر خدا  هرکزدیر نمیکند رو تا اخرگوش کردم به خودم‌گفتم برو خداوتد شکرکن که تو چه فضایی آرام راحتی قرار دادی چیری می شنویی که کمک کننده هست چیزی رو تماشا میگنی که هیچ مشکلی دورنش نیست توکل  میخو استی گل گیاه  رفت به سمتی که اول عروسی بود به وداشتم  به وحرکت این افراد دقت می کردی یعنی زمان خوبت برای یی پوچی هدرمیدادی به خودم قول دادم‌ این اشتباه رو تکرار نکنم‌ من از وفتی تو سایت آمدم کلی تغییرخوب روبه خودم‌ هدیه دادم پس با یی نگاه کردن مشکل ایجاد نمیشه ولی با تکرار جرا افکارم به جای کشتن پیدا کردن برطرف کردن لذت بردن به هدر دادن  زمانم ودقت نکردن به هدفم خواهد گذشت باید تواین مسبرمن اول به همه جنبه مسبرم تو جه کنم آخر شب تحلیل اون روز رو داشته باشم کخ دارم همه بخش رو به شکل اصولی کانل بی‌نقص انجام میدم یا نه چون من باید این مسبرروبرای خودم تا اخر عمرم دردنظر گرفتم چون زمان باقی مانده عمر رو دوست دارن فردی باشم که تا این زمان نبودم پس کاری رو باید انجام ندم که تا این زمان توی بخش دیگه انجام میدام  چاقی من دوتا زندگی متفاوت به من داد حلا توبخش متفاوت اولی دارن راه حرکت درک توجه وقت وتفکروتحلیل و در خواست که مرحله اول انجام دادم

       زمان دقت انرژی می زارم ازاین همه کاری که دارم انجام میدم کلی لذت به همه وحس تقدیم میکنم پس اگه زمانی چاقی کلی ازمن وقت هدف خودش روگرفت بازم همین جاق چون مسئولیش رو به عهد گرفتم داره کمک میکنه برای برکشتی بسیار قویی ودو جهت مخالف هم رو هم تجربه میکنم انشالله وفتی به تناسب کامل برسم همه دوومسیر  به شکل چاقی زیاد ولاغری خوب طی کردم وناتناسب بود رو تجربه کردن رسیدم به بخش تناسب خوب بودن و تجربه زندکی این افراد رو هم تجربه میکنم

      خدا پشت. وپنا. هتون. یا حق. حق نگه دارتون  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۷/۲۲ ۰۹:۰۵
      مدت عضویت: 1280 روز
      امتیاز کاربر: 12625 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 986 کلمه

      سلام استاد 

      خدارا شاکرم که درتاریخ 1402/07/22 این توفیق را به من داد که این فایل را گوش بدهم 

      استاد چقدر قشنگ فرمودید که چاقی برخیلی از جهات درزندگی شخصی ما تاثیرات فراوانی گذاشته و خواهد گذاشت و دربعضی از مواقع زندگی مارا مختل کرده است و اعتماد به نفس ما را کاهش داده است . 

      و مثال نفوذ آب بهترین مثالی بود که درزندگیم در مورد تشبیه چاقی شنیده بودم و چقدر به جا بود . دقیقا چاقی مثل قطره آب قطره قطره در بدن ما که اسکلت ساختمانی ما نفوذ کرده و با پرخوری که همان تشبیه قطره آب است ما روزبه روز و گرم به گرم چاق میشویم تا جایی که نشتی و خرابی بدن را مثل برامدن شکم – آویزان شدن شکم – آویزان شدن غبغب – بزرگ شدن گونه ها – برآمدگی پشت کمر- چاق شدن رانها و سینه و پاها و بازوها – اضافه شدن دورشکم و کمر و خیلی از جاها را کم کم و بعد از چندسال که کاملا چاقی دربدن ما نفوذ کرد مشاهده میکنیم و یک خاطره از نشتی آب برایتان بگم .

      استاد دریزد به خاطر اقلیم گرم و خشک وکویری اکثر خانه ها تا 50سال پیش از خشت خام و کاهگل بود ولی الان خانه ها را با سیمان و تیرچه میسازند خانه پدری من 60سال ساخت و 400مترو با خشت خام است این خانه ها خیلی مقاوم هستند دربرابر گرما و سرما  درزمستان با یک بخاری نفتی 5 اتاق گرم بود و با یک کولر خنک و الان هم همینطور است و تنها چیزی که برای این خانها مضراست نفوذ تدریجی آب است . درحدود 20سال پیش یکی از دربهای ورودی به حیاط ما خوب باز نمیشد و کم کم این مشکل برای دوتا دیگر از دربهای ورودی به حیاط پیش امد پدرم تعمیرکار آورد و درها را درست کرد و گفت دیوارها نشت کردند و لولای دربها پیچیده است پدرخدا بیامرزم به ما گفت زیاد باغچه ها را آب ندهید تا آب به دیوارها نفوذ نکند و دیوارها خراب نشونددو تا باغچه بزرگ داشتیم فکر میکردند مربوط به آب باغچه است . گذشت تابستان آن سال کل خانواده درحیاط میخوابیدیم برادر کوچک من رفته بود 10روز مسافرت و آن شب دیرتر امده بود و درجای همیشگی خود نخوابیده بود و درقسمت دیگر از حیاط خوابیده بود نصف شب متوجه میشود که صدای نشتی آب را میشنود بلند شده بود فلکه کنتور آب را بسته بود صدا قطع شده بود و فردا صبح به پدرم گفت آب را بازنکنید این قسمت نشتی آب داریم ووقتی لوله کش آب امد و ان قسمت را کند و به اندازه سر انگشت لوله آب سوراخ شده بود و چون شب فشار آب زیاد و سکوت بود برادرم متوجه شده بود و از ان سال کل لوله های خانه از زیرزمین قطع و از روی زمین کشیده شد و چون دیر متوجه شد بودند نشتی ؟آب خسارتی را به ساختمان وارد کرد هنوز هم بعد از سالیان سال اثرات ان هست و سقفها شکسته شده است و من یادم آمد که نشتی آب خیلی میتواند صدمات وارد کند که در بعضی از مواقع با دیر متوجه شدن دیگر کاری از کسی بر نمی اید و ساختمان کاملا خراب میشود .مثل پرخوری برای چاقی  

       اگر من چاق نبودم ؟

      من میتوانستم با همکلاسیها در انواع بازیها شرکت کنم و برنده شوم به جای تماشاچی و تشویق کننده 

      من میتوانستم انواع لباسهای خوشکل و زیبا بپوشم برای مهمانیها و عروسی ها

      من میتوانستم کفشهای پاشینه بلند بپوشم

      من می توانستم در هنگام خرید کمترین هزینه ووقت برای گشتن لباس سایز بزرگ را داشته باشم و با اندوه و غم به کلمه نه نداریم فروشنده فکر نکنم .

      من میتوانستم رنگهای شاد و دلخواهم را بپوشم 

      اینقدر از طرف دوستان پیشنهاد چطور لاغربشوم و چی را نخورم را نمیشنیدم در دورهمیهای دوستانه 

      در محافل کمتر از خوردن نوع غذا و اثرات بعداز خوردن آن صحبت میشدکه چقدر چاق تر می شویم  

       درجمع دوستان به جای خاطرات خوب از ناراحتی و اندوه درمورد چطور لاغر شویم صحبت نمیکردیم 

      الان من به راحتی دوچرخه سواری یاد گرفته بودم از برادرهایم چون چاق بودم و تعادل نداشتم به من یاد ندادند .

      به جای سایز لباسهای 54 میتوانستم از سایز 40استفاده کنم 

      درهنگام بالا رفتن از بلندی کوه و پله به نفس نفس نمیافتادم 

      به بیماری دیابت ، چربی، کم خونی، تیروئید مبتلا نمیشدم 

       بیشتر به مزه ی غذا در هنگام خوردن و روش تهیه آن توجه داشتم تا به بزرگی و حجم غذا و تنوع آنها 

      خیلی آرام آرام و شمرده غذا میخوردم نه تند تند مثل کسی که دنبالش هستند که غذایش را بگیرند زود بخورم و کناری بنشینم و با فشار شکم سرزنشها شروع شود که اراده نداشتی و خوردی دوباره 

      در انتخاب انواع شغلها مختار بودم نه اینکه شغلهای کم تحرک و پشت میزی را انتخاب کنم 

      درجلسات به خاطر اینکه فکر میکردم زیر ذره بین نگاه دوستان هستم در صحبتها شرکت نمیکردم 

      در ماموریتهای کاری بیرون شهر همکاران کمتر با من همراه بودند .

      در خانواده بیشتر کارهای خانه را خودم انجام میدادم و احتیاج به کمک دیگران نداشتم 

      دررابطه با همسرو فرزندانم ارتباط عاطفی بهتری داشتم و درجمع بازیهای پرتحرک انها من هم شرکت میکردم به عنوان مادر خانواده مثل ( والیبال – هفت سنگ – بدمینتون – پینگ پنگ – مسابقه دو – )

      درهنگام تفریح و گردشها خارج از استان من هم برای بازدید مناطق خوش آب و هوا و پله دار به همراه خانواده شرکت نمیکردم مثل قلعه الموت – غار ایوب – و….و فرزندانم عکسها انجا را نشانم میدادند و من فقط مراقب وسایل بودم چون نمیتوانستم زیاد راه بروم و پا درد و کمر درد میشدم 

      وخداراشکر امسال به خاطر کاهش وزن همه جا رفتم و لذت فراوان بردم با شادی زیاد بدون خستگی و نفس نفس زدن 

      اگر چاق نبودید زندگی شما چه شرایطی داشت ؟

      خیلی بهتر از شرایط الان چاقی من را داشت مطمئن هستم و امیدوارم به زودی به تناسب اندام دلخواهم برسم و هرآنچه قبلا برای من آرزو بود یرآورده شود حتی درشرایط بهتر 

       استاد بازم ممنون ازشما ، هرچقدر ازشما تشکر کنم کم است خداوند به شما طول عمر با عزت عنایت بفرماید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۷/۱۸ ۲۰:۰۲
      مدت عضویت: 2080 روز
      امتیاز کاربر: 63753 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 241 کلمه

      بنام خدا 

      سلام و درود 

      من عاشق مثال‌های استاد هستم تو همه ی فایلها یه مثال‌هایی میزنه در مورد اون موضوعی که میخواد در موردش صحبت کنه که مت همیشه میگم خدایا استاد چطور اینا را به هم ربط میده چرت مثلا من نمیتونم همین مثال آب ولقعا همین طور بوده که چاقی چقدر بی سرو صدا در جسم ما خودشو نشون داد مثل آب که بی سرو صدا وقتی به جایی نفوذ کنه آنجا را تخریب میکنه چشم ما را هم چاقی تخریب کرد اعتماد به نفس ما را پایین آورد طوری که به قول استاد هر وقت یه عروسی بود من عزا میگرفتم که چه بپوشم یکم خوش تیپ باشم گن میپوشیدم روی اون ساپورت تنگ آخرش همش حواسم بود که انگار همه دارن منو نگاه میکردن دیگه اگه کسی هم بهم میگفت فلانی چاق شدی اعصابم بهم میریخت اینم از عروسی رفتن من بود اینجا من از دنیای پیرامون چاقی را قوی‌تر میکردم با شنیده ها و افکار خودم ما باید بتوانیم این عوامل را از سر راه برداریم جسم ما خودش لاغر می‌شود . مثال ساعت عالی بود من خودم بارها برام پیش اومده که اگه دیر غذا بخورم چاق میشم اینم یه مانع دیگه هست و خیلی موانع دیگه که راحت با آموزش لاغری با ذهن اصلاح می‌شوند انشاالله که من بتوانم در آینده ای نزدیک یک دوره خرید کنم خیلی دوست دارم دوره روان شناس لاغری خودت باش را خریداری کنم .

      با تشکر از استاد روشن عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بلال
      ۱۴۰۲/۰۵/۲۵ ۱۲:۳۳
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 145 کلمه

      من اگه لاغر و حشک و چابک بودم با لدت و حس سبکی و چابکی سرحال و امادگی و فرزی ورزش میکردم و از ورزش لدت میبردم 

      من اگه لاغر و خشک ک چابک بودم از حرکت و راه رفتن و دوییدن و حس سرحالی و سبکی ان لذت میبردم 

      من اگه لاغر و خشک و چابک بودن حس شادی شوق و لدت رو نسبت ب خودم و از دیدن خودم ایینه و عکی لذت میبردم 

      من اگه لاغر و خشک و چابک بودم با شوق و اشتیاق و اعتماد ب نفس در جمع ها حصور پیدا میکردم و لذت میبردم 

      من اگه لاغر و خشک و چابک بودم با شوق و شادی و اعتماد به نفس میرفتم استخر و با اعتماد ب نفس لخت میشدم و از دیدن بدن لاغر و خشکم بی نهایت لذت میبردم 

      من با بدن لاعر و خسکم بی نهایت از زندگیم لذت خواهم برد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم