یکی از غالبترین افکار و نگرشهای محدود کننده در ذهن بشر، کم بود است. کم بود پول، کم بود فرصتهای شغلی، کم بود همسر، کم بود مشتری، کمبود هر چیزی که برای خوشبختی به آن نیاز داریم.
برای تجربه زندگی بهتر یکی از مهمترین اقداماتی که باید انجام شود اصلاح نگرش کمبود و جایگزین کردن نگرش فراوانی و بینهایت بودن خداوند است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.46 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

🌸 به نام خدایی که جان آفرید 🌸
با سلام و درود خدمت استاد عزیز عطاروشن و همراهان گرامی سایت تناسب فکری 💐
آنچه در این مسیر آگاهی دریافت کردم، برای من فقط یک آموزش ساده نبود؛ یک جابهجایی عمیق در نگاه و باورم نسبت به خودم، زندگی و خداوند بود. سالها در ذهنم محدودیتهایی عجیب و گاهی ترسناک زندگی میکردند؛ محدودیتهایی که هیچوقت واقعاً آنها را ندیده بودم، اما مثل دیوارهایی نامرئی دور فکر و خواستههایم کشیده شده بودند. من باور کرده بودم دنیا کوچک است، فرصتها محدودند، شانس کم است و رسیدن به خواستهها سخت و گاهی محال است. اما زندگی آرامآرام و با تجربههای مختلف به من نشان داد که این تصویر، تصویری انسانی و محدود است؛ نه تصویر واقعی از جهان بیکران خداوند. ✨
وقتی عمیقتر به مفهوم بینهایت بودن خدا و کائنات فکر کردم، فهمیدم چقدر ذهن من در چهارچوبهای تنگ خودش اسیر بوده است. ما انسانها گاهی آنقدر در حسابوکتابهای منطقی و ظاهری فرو میرویم که عظمت هستی را فراموش میکنیم. جهان آنقدر وسیع و بیانتهاست که خواستههای ما ـ هرچقدر هم بزرگ به نظر برسند ـ در مقیاس این عظمت، ذرهای کوچکاند. اگر خداوند خالق این همه گستردگی و نظم شگفتانگیز است، پس تحقق خواستهی من برای او چه اندازه میتواند دشوار باشد؟ شاید به سادگی یک نفس کشیدن… 🌿
هر زمان که به این حقیقت فکر کردهام، سنگینی خواستههایم از دوشم برداشته شده است. دیگر آنها را کوهی بلند و دستنیافتنی ندیدهام، بلکه پلی دیدهام که تنها نیاز به عبور دارد. ایمان به بینهایت بودن خداوند، خواستههایم را سبک کرده است. فهمیدهام که ما جزئی از این کائناتیم و در برنامهریزی الهی، جایگاه داریم. هیچ رؤیا و آرزویی خارج از قلمرو قدرت خدا نیست. این آگاهی، آرامشی عمیق در دل من ایجاد کرده؛ آرامشی که میگوید: «تو در جهانی زندگی میکنی که منبع آن بیپایان است.» 🌺
در زندگی شخصیام بارها و بارها شاهد تحقق چیزهایی بودهام که روزی آنها را محال میدانستم. اتفاقاتی که اگر بخواهم با منطق محدود انسانی تحلیلشان کنم، شاید بگویم شانسی بوده یا تصادفی رخ داده است، اما وقتی همه را کنار هم میگذارم، ردّی از لطف و بینهایت بودن خداوند را بهوضوح میبینم. 🌈
از موضوع ازدواج گرفته تا خرید و فروش ملک و ماشین، از جور شدن وام در زمانی که شرایط سخت اقتصادی بود تا پرداخت بدهیهایی که فکر میکردم هرگز جمع نمیشوند؛ همه و همه نمونههایی بودند از اینکه وقتی ایمانم را حفظ کردم و به بینهایت بودن خدا تکیه دادم، مسیرها باز شدند. یادم هست زمانی که همه میگفتند در شرایط کرونا خرید و فروش تقریباً غیرممکن است، ما زمینی داشتیم که دقیقاً در همان زمان فروخته شد؛ آن هم به شکلی آسان و بیدردسر. یا ماشینی که اطرافیان میگفتند «در این اوضاع کسی پول ندارد بخرد»، اما به راحتی فروش رفت. آن روزها برایم روشن شد که کمبودها بیشتر در ذهن ما هستند تا در واقعیت بیرونی. 💫
اگر از زاویهی محدود انسانی نگاه کنیم، میگوییم: «پول نیست، شرایط مناسب نیست، مردم توان خرید ندارند.» اما وقتی از زاویهی بینهایت الهی نگاه میکنیم، میفهمیم منابع تنها در یک شکل و یک مسیر خلاصه نشدهاند. راههای رسیدن به خواستهها بیشمارند. آنچه ما نمیبینیم، به معنای نبودن نیست؛ فقط به معنای محدود بودن دید ماست. 🌍
یکی دیگر از تجربههای مهم زندگیام مربوط به قبولی در دانشگاه بود. سالها با خودم میگفتم ظرفیت کم است، رقابت زیاد است، افراد باهوشتر و درسخوانتر از من فراواناند، پس احتمال قبولی من بسیار پایین است. این همان نگاه محدود انسانی بود. اما به طرز شگفتانگیزی در همان رشتهی اول انتخابی و همان دانشگاه مورد نظرم قبول شدم. وقتی نتیجه را دیدم، فهمیدم که خداوند محدود به محاسبات ذهن من نیست. ✨
در موضوع روابط عاطفی نیز تجربهای مشابه داشتم. مدتی باور کرده بودم که «مرد واقعی و مناسب وجود ندارد» یا اگر هم باشد، یافتنش بسیار دشوار است. اما درست زمانی که این باور در حال تغییر بود، در عرض یک هفته با دو انسان بسیار خوب آشنا شدم و این من بودم که باید انتخاب میکردم. آن لحظه فهمیدم که کمبود، توهم ذهنی ماست. وقتی باور کنیم انسانی که بتواند ما را درک کند وجود دارد، وقتی باور کنیم خانهای متناسب با بودجهی ما هست، ماشینی بهتر از تصور ما وجود دارد، شغلی مناسبتر هست، فرصتهایی هماهنگ با شرایط ما هست — جهان پاسخ میدهد. 🌸
بینهایت بودن خداوند یعنی هیچگاه در تنگنا قرار نگرفتن. یعنی حتی در سختترین شرایط، راهی وجود دارد که شاید هنوز آن را ندیدهایم. این نگاه، ناامیدی را از ریشه ضعیف میکند. خسته شدن شاید طبیعی باشد، اما ناامیدی در حضور ایمان معنا ندارد. ایمان به بینهایت بودن خداوند یعنی حتی وقتی خستهای، هنوز تهِ دلت نوری روشن است که میگوید: «راه هست.» 🌟
در مسیر تناسب اندام و رسیدن به لباسهایی که در کمد منتظر من هستند نیز همین نگاه را تمرین میکنم. وقتی به آن لباسها فکر میکنم، دیگر آنها را نشانهی کمبود یا سرزنش خودم نمیبینم؛ بلکه آنها را نشانهی آیندهای میدانم که در حال شکلگیری است. آن لباسها انگار برای من دوخته شدهاند؛ همانطور که آرزوهایم برای من طراحی شدهاند. اگر من آمادهی حرکت باشم و ایمانم را حفظ کنم، چرا نباید آن لباسها اندازهی من شوند؟ 👗✨
ما اغلب رسیدن به خواستهها را سخت میکنیم، چون از منظر محدود خودمان نگاه میکنیم. اما وقتی تکیهگاهمان بینهایت باشد، مسیر آسانتر میشود. تلاش لازم است، اما تلاشِ آمیخته با ایمان، نه تلاشِ آمیخته با ترس. ادامه دادن مهم است، حتی اگر قدمها کوچک باشند. گاهی فقط کافی است باور کنیم که در جهانی زندگی میکنیم که کمبود در ذاتش نیست. 🌿
هرچه بیشتر در زندگیام به یاد میآورم که خداوند چگونه خواستههایم را به سادهترین شکل ممکن برآورده کرده، باورم عمیقتر میشود. هر خاطرهای که به ذهنم میآید، مثل گواهی است بر بینهایت بودن او. وقتی این خاطرات را مرور میکنم، دیگر نمیتوانم بگویم «نمیشود» یا «محال است». تجربههایم خودشان پاسخ میدهند. 💖
امروز آگاهی من این است که ما محدود به شرایط ظاهری نیستیم. ما محدود به زمان و مکان نیستیم آنگونه که تصور میکنیم. ما در جهانی بیکران زندگی میکنیم و خالقی داریم که بینهایت است. پس خواستههای ما ـ هرچقدر هم بزرگ به نظر برسند ـ در مقیاس این بینهایت، کوچک و دستیافتنیاند.
من انتخاب میکنم به جای تمرکز بر کمبود، بر فراوانی تمرکز کنم. به جای ترس از نشدن، به امکان شدن فکر کنم. به جای دیدن درهای بسته، به مسیرهایی فکر کنم که هنوز ندیدهام. و وقتی به آن لباسهای داخل کمد نگاه میکنم، با لبخند میگویم: «به زودی، به بهترین شکل ممکن.» 🌷
بینهایت بودن خداوند برای من دیگر یک مفهوم فلسفی نیست؛ یک تجربهی زیسته است. تجربهای که بارها در زندگیام تکرار شده و هر بار ایمانم را عمیقتر کرده است. حالا میدانم که کافی است باور کنم در دایرهی بینهایت او قرار دارم. وقتی در این دایره باشم، خواستههایم نه سنگیناند و نه دور. آنها بخشی از جریان طبیعی زندگی مناند.
و من با قلبی آرام، با امیدی روشن و با ایمانی عمیق، در مسیر خواستههایم قدم برمیدارم؛ مطمئن از اینکه در جهانی بیپایان، هیچ رؤیای پاکی بیپاسخ نمیماند. 🌺✨
به نام خداوند هستی بخش مهربان
چقدر این دیدگاه زیباست توکل به خدا و ایمان به. فراوانی دستگاه آفرینش.
خداوند همیشه با ماست و برای انجام هر کاری و رسیدن به هر خواسته ای مارا یاری می کند و لازم است ما به او توکل کنیم و بدانیم در درگاه بی نهایتش نعمتها فراوان است از هر نعمتی که بخواهیم او بی نهایت دارد و می تواند به تمام بندگانش عطا کند اگر من بنده از او بخواهم و ایمان داشته باشم که دارد و می دهد منتظر دریافت نعمت باشم پس برای رسیدن به خواسته هایشان باید منتظر دریافت آنها از سوی خدا باشیم همراه با توکل و ایمان به خدا،
در زندگی همه ما مکرر اتفاق افتاده که بطور ناگهانی تجربه به رسیدن به خواسته را داشته آیم در دوران کودکی والدینم برای خرید کاپشن برای من به بازار رفتن در حالی که من چند روز قبل کاپشنی را دیده بودم که بسیار زیبا بود وقتی آنها رفتند جرقه یک امید روشن شد و هنگام برگشت آنها همان کاپشن در دستانتان بود چقدر ذوق کردم از این نمونه ها همه به ما تجربیات فراوان داریم که آن را شانس خوب می دانیم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی
استاد چقدر این باور امیدوارکننده و عالیه چقدر حال آدم رو خوب میکنه و واقعا باید بر ایجاد و تقویت این باور پافشاری کرد.
استاد اگر بخوام نمونه بارز این باور رو بگم من با اعتقاد و ایمان خاصی از خدا خواستم که برای لاغری من یه راه حل متناسب با من بهم بده و گفتم تو خدایی حتما یه راه حل مناسب من داری و واقعا انتظار داشتم منو هدایت کنه هر چند من اون موقع دقیقا نمیدونستم من از بی نهایت بودن خداوند انتظار داشتم و به فاصله یکی دو ساعت خداوند پاسخ این انتظار منو داد.
یا من از مدت ها پیش خیلی دوست داشتم تو حوزه کاری خودم بدون نیاز به رفتن به دفتر با مراجعم به صورت تلفنی قرارداد ببندم و اون وقت هر چند این خواسته برام یکم بزرگ بود اما گفتم خدایا تو میتونی تو بلدی تو راه های زیادی داری و دقیقا همین یه ماه پیش ۵ مورد پشت سر هم به طرز خیلی جالبی فقط به صورت تلفنی با من قرارداد بستن و حق الزحمه منو خیلی زود همون ابتدای کار برام واریز کردن خیلیی راحت و ساده و این اتفاق از بی نهایت بودن خداوند نشأت گرفته..
یه مورد خیلی جالب دیگه که همین امروز شنیدم این بود:
امروز خانواده عموم که چند سالی هست ساکن جهرم هستن اومدن عید دیدنی خونمون دختر عموم برام تعریف کرد که بعد از ازدواج خانواده شوهرش که اهل و ساکن همونجا هستن براش تعریف کردن که شوهرش قبل از ازدواج مدام تکرار میکرده و به همه میگفته که من میخوام دختر از فلان قوم بگیرم همه بش میگفتن آخه اینجا چطور از کجا برات این دخترو پیدا کنیم این قومی که تو میگی اینجا اصلا ساکن نیستن کجا برات پیدا کنیم مدتی بعد از اینکه خانواده عموم اونجا ساکن میشن به طریقی باهاشون آشنا میشه و میگه بخدا پیداش کردم بلاخره پیدا شد و خیلی زود زمینه آشنایی اونا فراهم میشه و بعد مدتی ازدواج میکنن و این جریان رو بعد از ازدواج برای دختر عموم تعریف میکنن و امروز که این قسمت رو مطالعه کردم گفتم چقد جالب واقعا کسی که به بی نهایت بودن خداوند در هر موضوعی اعتقاد داشته باشه حتما پاسخ این نگرش رو دریافت میکنه…
و درست می فرمایید استاد باید برای ایجاد و تثبیت این نگرش پافشاری کنیم و بارها و بارها که پاسخ دریافت کردیم در ما تثبیت میشه…
واقعا این باور امیدوارکننده به زندگی میده ممنونم استاد مرسی از این آگاهی خیلی زیبا که قلب آدم رو باز میکنه!
استاد مرسی که هستین دوستتو دارم و خداروشکر که من الان اینجام خدایا شکرت🫂❤️🌹🙏🏻
بنام رب وهاب و هدایتگرم
سلام به دوستان عزیزم
نامحدود بودن خداوند
بی نهایت بودن خداوند از بهترین و دلگرم کننده ترین و امیدوارکننده ترین باورهایی هست که راجع به خدا میتوان درک کرد و درباره آن فکر کرد و آن را باور کرد
بی نهایت بودن خداوند یعنی بی نهایت طریق برای رسیدن به خواسته
یعنی بی نهایت مسیر برای تجربه کردن خواسته هامون
من به نامحدود بودن خداوند ایمان دارم
من به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم
یعنی اگر فلان خواسته رو میخوام، خداوند بی نهایته و از بی نهایت طریق میتونه من رو به خواستم برسونه، و من باید این امید و باور رو در مورد خداوند در تک تک چبزهایی که میخوام تجربشون کنم، داشته باشم.
پس دیگر من خودم رو درگیر چگونگی نمیکنم
دیگر در مورد اینکه چی بشه یا چی نشه تا به خواستم برسم یا فلان خواسته وارد زندگیم بشه فکر نمیکنم
پس دیگر کمبودی وجود نداره
چون خدا نامحدوده و نامحدود منابع داره راه داره روش داره، تا من رو به خواستم برسونه.
من به نامحدود بودن خداوند ایمان دارم
وقتی من خواسته ای از خداوند داشتم و به چگونگی خواسته فکر میکردم ناامید میشدم ولی همزمان این در وجودم بود که خداوند قادر مطلق و صاحب و مالک کل جهان است، امرش بر همه چیز سوار است، و قطعا این خواسته را هم اجابت میکند چون او به من وعده داده است وعده تحقق خواسته ام و قطعا به وعده اش عمل میکند و او به وعده اش عمل کرد و معجزه برای من رخ داد، در واقع او به نامحدود طریق و به آسانی برایم معجزه کرد، و من واقعا سریع الحساب بودنش را درک کردم.
خداوند به نامحدود طریق و به آسانی خواسته ای که همیشه داشتم را به راحتی به راحتی وارد زندگیم کرد و فراتر از آنچه میخواستم وارد زندگیم کرد به آسانی و اینبار نیز معجزه ای برایم رخ داد.
میخواستم چیزی را بخرم، و همیشه میگفتم باید کلی زمان ببرد تا بتوانم فلان محصول را از فلان شهر بخرم تا ارسال شود و به دستم برسد زمان میبرد من الان آن را میخواهم، و گفتم کاشکی فلان مکان که میرم باشد و به راحتی پیدایش کنم و میگفتم خوشبحال کسانی که چیزهایی که از این مغازه میخرند سلیقه شان است چون این مغازه که همان مکان مورد نظرم بود، مدل هایی که من میخواستم را نداشت، ولی دقیقا فردایش من به این مکان رفتم و با اینکه یادم رفته بود که فلان چیز را میخواهم، به هدایت خداوند به کنار مغازه رفتم و شروع کردم به دیدن اجناس، ناگاه مدلی رو دیدم از جنسی که میخواه و زیباتر از چیزی که میخواهم در کمال تعجب در این مغازه یافت شد، آنرا به لطف الله خریداری کردم، و وقتی به خان رسیدم یادم آمد که فلان چیز را دیروز به خد گفتم و امروز دارم از آن استفاده میکنم و به همین راحتی خداوند به بینهایت طریقش و با نامحدود بودنش مرا به خواسته ام رساند.
بزرگی و کوچیکی خواسته مهم نیست
مهم این هست که من چقدر به نامحدود بودن خداوند ایمان دارم
همینطور یادم هست که با دوستم در مورد مراحل پایان نامش و دفاعش، که چقدر به نامحدود طریق توسط خداوند نامحدود، به بهترین شکل، انجام گرفت. و بارها در مورد نامحدود بودن خداوند و طرق نامحدودی که برای خواسته هامان دارد، حرف میزدیم.
هر جایی که خواسته ای داشتم و به آسانی رخ میداد، دقیقا نامحدود بودن خداوند اینکه او به نامحدود طریق میتواند خواسته ام رو به من برساند، برایم متبادر میشد، خدایی که بی نهایت رحمان است، خداییی که بی نهایت غفور است، خدایی که بی نهایت رزاق است، خدایی که بی نهایت بخشنده و وهاب است، خدایی که بی نهایت عظیم است، خدایی که سریع الحساب است.
من از خدای سریع الحساب و بی نهایت بخشنده و وهابم، معجزه میخواهم
از خدای سریع الحساب و بی نهایت بخشنده ای که برایم معجزه ها کرده است، معجزه ای دیگر میخواهم
او میتواند به بی نهایت طریق در کسری از ثانیه خواسته ام را برآورده کند. خواسته من و خواسته های من جزئی از جزء هم نیستند.
من بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم
من به نامحدود بودن خداوند ایمان دارم
خدایا سپاسگزارم برای هدایتت برای این سایت برای این نوشته ها برای حرف زدن بات برای اینکه در من هستی
خدایا شکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
الهی به امید خودت❤️❤️❤️
به نام خدای مهربان
ازون جهت که من به تازگی و حدودن یکساله که این مورد مهم رو متوجه شدم،واقعن اقرار میکنم که من در گذشته چنین نگرشی نداشتم…ینی من هم مثل شمار بسیاری از آدما به همه چیز با دید کمبود نگاه میکردم؛مثلا اینکه دیگه برای ازدواج فرد مناسبی پیدا نمیشه،مردا همشون بدن مرد خوب خیلی کم هست،پول خیلی کمه اگه قرار باشه من پولدار بشم خیلی های دیگه باید در بدختی و فقر زندگی کنن پس من نمیخام ،کمبود آب هس،و همینطور بقیه ی انرژی ها…هیچکس نمیتونه به اندازه ی کافی درآمد بدست بیاره،آدم همیشه باید فکر این باشه که بیشتر ازین زندگیش خراب نشه؛زندگی خوب و آدمای خوب فقد توی فیلما و افسانه هان در واقعیت اینطور نیست و…کلی مثال دارم که بخام بگم ازینکه چقدر با ذهنیت کم و فقیر به همه ی مسائل نگاه میکردم.
اما از وقتی که ذهنیت بی نهایت بودن خداوند رو توی خودم ایجاد کردم؛مثلا یکی از کارایی که میکنم اینه که هروقت چیزی رو درخواست میکنم،به تعداد انسان هایی که الان توی اون موقعیت و شرایط هستن نگاه میکنم و میبینم که چقدررررررررر زیادن این آدما…پس برام بدست آوردنش خیلی عادی میشه و میفهمم که درخواست من همین الان وجود داره و خدا همین الان برای من اونو فرستاده ،من فقد باید در مدار به دست اووردنش قرار بگیرم همین…
خداوند بینهایت است و من میخواهم همراه خانواده ام به یک کشور زیبا سرسبز که دریا داشته باشه و آرام باشد مهاجرت کنم
من به بینهایت بودن خدا ایمان دارم و میدانم که میشود
به راحتی و به آسانی در زمان و مکان مناسب قرار بگیرم مثل همین حالا
من به آسانی به مسافرت میرفتم در حالی که نزدیکانم اینگونه نبودن
من به آسانی خرید میکردم
من به آسانی تفریح میکردم
من به آسانی شاد بودم در حالی که اطرافیانم اینگونه نبودند
من به آسانی آگاهی دريافت میکردم و با عمل به آنها زندگی راحت تری داشتم
من به آسانی تمام کارهایی که جزو واجبات دین بود را کنار گذاشتم و حتی به خدا نزدیکتر شدم ولی بقیه هنوز در رنج و عذاب هستند
برداشت من از این آگاهی این است که نباید بترسم ترس از بی ایمانی میاد خدا با من است بدون هیچ فاصله ای خدا اجابت میکند بدون هیچ بهانه ای خدا مرا در بهترین زمان به بهترین مکان هدایت میکند به شرط اینکه من ایمان داشته باشم
واقعا کار سختیه مخصوصا در این روز ها ولی من این تمرینات و مراقبه ها را از دوسال پیش شروع کردم پس تجربه دارم و سعی میکنم ایمانم رو حفظ کنم و اجازه بدم قلبم از عشق لبریز بشه
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان بزرگوارم
برداشت من از این جلسه اینه که متاسفانه در ذهن ما کمبود خیلی جا خوش کرده وماباید با منطق هایی که استاد اینجا خیلی واضح توضیح داده باید تدریجا ضعیف تر کنیم تا بتوانیم رسیدن به خواسته هایمان را منطقی کنیم مثلا خواسته من رسیدن به یک خونه شیک وبزرگ در یک منطقه ای است که دوست دارم اما منطق من برای رسیدن به این خواسته دیدن امکانات موجوده شغلی که دارم یعنی در واقع من کمبودهایم را در زمینه رسیدن به این خواسته می بینم وبا این مدلی هیچ وقت نمیشه به خواسته مورد نظر رسیدیعنی با امکانات موجود منطقی نیست که به این خواسته رسید اما اگر قدرت خدا را ببینم ویرای خودم هر لحظه اینو یادآوری کنم که برای خدا این چیزی نیست و هر خواسته ای من داشته باشم میتونه تامین کنه یعنی اینو برای خودم منطقی کنم که خدا توانایی همه چیزو داره واین خداست که منو به خواسته ام می رسانه وخدا را با دیدن این جهان بااین عظمت به خوبی ببینم ویاد آوری کنم برام خیلی منطقی میشود برای رسیدن به این خواسته ومن به راحتی به خواسته مورد نظرم می رسم یعنی در واقع دلیل نرسیدن ما به خواسته باور نکردن قدرت خداست و همیشه احساس ضعف می کنیم وقدرت خدایی که همیشه با ماست نمی بینم اما اگر تمرین کنیم وهی با مقایسه امروز جهان با گذشته فراوانی های جهان را ببینم برامون خیلی منطقی میشود برای رسیدن به هر خواسته ای
به نظرم بزرگترین رنج ما همین باور کمبوده و خیلی در ما نفوذ کرده وماباید همیشه روی این باور کار کنیم
رسیدن به این خواسته از نظر خداوند هیچ چیز نیست وماباید همیشه در مورد همه خواسته هایمان این جمله را به خودمان تکرار کنیم
با سپاس فراوان از همگی شما عزیزان،شاد وسلامت باشید
خداوند بی نهایت است
وقتی من آگاهانه به افکار خدایی فکر میکنم در واقع دارم با خداوند هم ارتعاش و هماهنگ می شوم
و جهان هستی طبق قانون جذب فقط می تواند ارتعاش من را به خودم باز گرداند
و چه شکوهمند می شود وقتی من هم ارتعاش شده ام با صفت بی نهایتی پروردگارم
و پس از این هم ارتعاشی شکوهمند تنها میتوانم ثروت بی نهایت سلامتی بی نهایت آزادی بی نهایت ارامش بی نهایت لذت های بی نهایت و … را تجربه کنم
و چه زیباست این بهشت
و هر موقع با این صفات هماهنگ می شوم چقدر آسان می شود زندگی کردن چقدر لذت بخش می شود رسیدن به خواسته ها
با تکیه بر بی نهایت بودن خداوند بیش از پیش حس جانشین بودن خداوند در من زنده می شود و چه زیباست این جانشینی
به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بی نهایت
من به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم.دلم میخواد نصف شبی پاشم برم بالا پشت بوم و اینو فریاد بزنم بگم آهای آهای من فهمیدم راه و روش زندگی را آهای من تازه خدا را پیدا کردم تازه فهمیدم خدا کیه خدا چیه..یک عمر راه اشتباه رفتم ولی از اونجایی که همیشه دلم میخواست خدا را درک کنم بالاخره هدایت شدم به راه راست و درست. من قبلا که با قانون جذب آشنا نبودم به شدت با خرافات مذهبی پر شده بودم ولی همیشه یک موضوع برام جالب بود و شب شام غریبان این موضوع برام خیلی بیشتر جالب میشد، اینکه میشنیدم خضرت زینب در اون شرایط هم نماز شب خود را ترک نکرد. همیشه به درگاه خداوند اشک میریختم مخصوصا در ماه های محرم و صفر و شام غریبان میگفتم خداوندا تو را به همون حضرت زینب بهم بگو چرا حضرت زینب توی اون شرایط هم نماز شبش را ترک نکرد چرا،من یه سردرد میگیرم میگم ولش کن حالا مریضم ولی ایشون چیو درک کردن که نماز شبش را ترک نکردن… و موضوع دوم جمله معروف در بارگاه یزید: ما رایت الا جمیلا.چیزی جز زیبایی ندیدیم…
خب مگه آدم میشه هجده تا از افراد خانوادش بمیرن و بگه ما رایت الا جمیلا… خدایا چی دید چیو درک کرد که این جمله را گفت خودت بهم بگو که ما رایت الا جمیلا یعنی چی… با اشک این جمله ها را میگفتم و ازش درخواست هدایت میکردم و معجزه الهی یعنی قانون جذب وارد زندگی من شد…
استاد جان حالا منم شبها نماز شبم ترک نمیشه نماز شب من زندگی با کمک خداوند که هر شب میخونم و بعد میخوابم تحت هر شرایطی…نماز شب من نوشتن اتفاقات خوب روز در آخر شب هست ختی یک اتفاق خوب حتی یدونه نعمت… استاد من کسی ام که شدم زینب برای خداوند…نماز شبم ترک نمیشه…چیزی جز زیبایی نمیبینم و هر لحظه سپاسگزارشم…خدا یار و یاورم بود و منو هدایت کرد به این سایت و به این مطالب که نمیدونم چندین بار دیگر باید بخونمش شاید تا اخر عمر….
حالا خدای بی نهایت از جایی که گمان نمیبردم منو هدایت کرد به راه راست و درست و راه کسانیکه به آنان نعمت داده…نمیدونم چرا الآن یاد این موضوع افتادم و نوشتم…فقط خواستم بگم منم کم از حضرت زینب نیستم
اصلا این نوشته ها منو دیوونه میکنه…تازه دارم درک میکنم بی نهایت بودن خداوند یعنی چی…
من به معجزات الهی،زمانبندی الهی،برنامه ریزی الهی، طرح الهی،سریع الحساب بودن خداوند،بی نهایت بودن خداوند در زندگی ام ایمان و اطمینان دارم و سپاسگزار آنچه از گذشته و حال و آینده و سپاسگزار نعمت هایی که دارم هستم. من منتظر و لایق دریافت پاداشهای الهی هستم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت