«هر وقت زندگیم شلوغ و پرتنش میشه، هم خوردنم بیشتر میشه و هم زود به زود مریض میشم.» این جمله رو بارها توی نوشتههای بچهها خوندم. شاید فکر کنی این دو تا هیچ ربطی به هم ندارن؛ بیماری مربوط به ویروس و سرماخوردگیه و پرخوری هم مربوط به اشتها و ژنتیک. ولی جالبه بدونی که هر دوشون نتیجهی تاثیر استرس بر سیستم ایمنی هستن؛ یعنی ذهنی که زیر فشاره و حالت دفاعی به خودش گرفته.
من این رو اول توی زندگی خودم دیدم. سالهایی که مشغول کار دولتی بودم، از صبح تا شب فشار کاری داشتم و مدام با آدمهای مختلف درگیر میشدم. از طرف دیگه یه باور هم توی ذهنم جا افتاده بود که «کار پشت میزی آدم رو چاق میکنه». نتیجهاش این بود که بهوضوح حرص و ولعم برای خوردن بیشتر شده بود و توی همون مدتی که کار اداری داشتم، سرعت چاق شدنم هم بیشتر از قبل شد.
احتمالاً شما هم دورههایی رو تجربه کردید که فشار زندگی زیاد بوده و بدن هم یه جوری واکنش نشون داده؛ یا با یه سرماخوردگی که زود به زود تکرار شده، یا با خوردنهایی که خودتون هم دلیلش رو نمیدونستید.
توی این مقاله میخوام تجربه و دیدگاهم رو دربارهی تاثیر استرس بر سیستم ایمنی با شما به اشتراک بذارم. اول یه پژوهش جالب دربارهی سرماخوردگی رو با هم ببینیم، بعد بریم سراغ اینکه ذهن پرتنش چطور هم دفاع بدن رو ضعیف میکنه و هم اشتها رو زیاد، و آخر سر یه تمرین ساده بهتون معرفی کنم که کمک میکنه ذهنتون رو از حالت دفاعی بیرون بیارید.
در این جلسه میآموزیم:

🧪 پژوهشی که با ویروس سرماخوردگی انجام شد
بعدها که برای درک بیشتر لاغری با ذهن مطالعهی زیادی انجام دادم، به یه سری پژوهش رسیدم که برام خیلی جالب بودن. یکی از معروفترینهاش رو دکتر شلدون کوهن و همکارانش انجام دادن. اونها ۲۷۶ نفر آدم سالم رو انتخاب کردن و با رضایت خودشون، ویروس سرماخوردگی رو بهصورت قطرهی بینی وارد بدنشون کردن. بعد چند روز این آدمها رو زیر نظر گرفتن تا ببینن کی مریض میشه و کی نه.
نکتهی جالب اینجا بود که ویروس وارد بدن خیلیهاشون شد، ولی همه مریض نشدن. بعضیها تب و آبریزش بینی و گلودرد گرفتن و چند روز زیر پتو افتادن، و بعضیها انگار نه انگار که ویروسی وارد بدنشون شده. یعنی ویروس یکی بود، شرایط یکی بود، ولی جواب بدنها فرق داشت.
محققها دنبال این بودن که بفهمن این فرق از کجا میاد. البته عوامل مختلفی رو بررسی کردن، ولی چیزی که برای من مهم بود این بود که حال ذهنی آدمها و فشاری که توی زندگیشون تحمل میکردن، نقش خیلی پررنگی توی این تفاوت داشت. همون چیزی که ما توی زندگی روزمره خیلی وقتها نادیدهاش میگیریم.
من وقتی این پژوهش رو خوندم یاد خیلی از دورههای زندگی خودم افتادم. ما معمولاً فکر میکنیم مریض شدن فقط به این بستگی داره که ویروس به ما برسه یا نه. ولی این پژوهش نشون میده که ویروس فقط نیمی از ماجراست؛ نیمهی دیگهاش اینه که بدن ما در اون لحظه چقدر آمادهی دفاع باشه، و این آمادگی خیلی به حال ذهن ما بستگی داره.
🛡️ ذهن پرتنش، بدن بیدفاع
برای اینکه بفهمیم چرا این اتفاق میافته، باید ببینیم مغز با استرس چیکار میکنه. برای مغز فرقی نداره که استرس از یه خطر واقعی اومده باشه یا از یه فکر نگرانکننده که توی سرمون میچرخه. استرس برای مغز یعنی خطر، و وقتی خطر حس بشه، کل بدن آمادهی دفاع میشه.
توی این حالت هورمونهایی مثل کورتیزول ترشح میشن که بدن رو برای فرار یا جنگیدن آماده میکنن. این واکنش برای چند دقیقه خیلی مفیده؛ مثل آهویی که توی مستندهای حیات وحش از دست شیر فرار میکنه و دو سه دقیقه بعد آروم برمیگرده سر چرا کردنش. ولی خطر ما معمولاً بیرون نیست که تموم بشه؛ توی ذهن خودمونه و هر روز و هر ساعت تکرار میشه.
وقتی این حالت دفاعی ادامه پیدا کنه، بدن انرژیش رو صرف آمادهباش دائمی میکنه و کارهایی مثل ترمیم و مقابله با ویروسها عقب میافته. پژوهشها نشون دادن که استرس طولانیمدت، عملکرد سلولهای دفاعی بدن رو ضعیف میکنه. یعنی تاثیر استرس بر سیستم ایمنی یه حرف کلی و شعاری نیست؛ واقعاً بدن کسی که ذهنش مدام زیر فشاره، کمتر از خودش دفاع میکنه.
من اون موقع اینها رو نمیدونستم. ولی وقتی به دوران کار اداری خودم نگاه میکنم، میبینم ذهن من سالها توی همین حالت آمادهباش بود؛ و بدنم داشت به یه شکل دیگه این استرس رو نمایان میکرد که در ادامه براتون تعریف میکنم.

🍽️ همون ذهنی که ایمنی رو ضعیف میکنه، اشتها رو هم زیاد میکنه
حالا برسیم به جایی که این موضوع به چاقی و لاغری ربط پیدا میکنه. ذهنی که توی حالت دفاعیه، فقط سیستم ایمنی رو ضعیف نمیکنه؛ دنبال یه راه سریع برای آروم کردن خودش هم میگرده. و برای خیلی از ما، سریعترین و در دسترسترین ابزار آرامش، غذاست.
توی همون دوران که کار دولتی داشتم، این رو خیلی واضح میدیدم. هر روز که درگیری بیشتری داشتم، عصر که میرسیدم خونه ولع بیشتری برای خوردن داشتم. اون باور «کار پشت میزی چاقت میکنه» رو هم که از قبل داشتم. نتیجه این بود که از یه طرف پرخوری میکردم و از طرف دیگه انتظار چاقتر شدن و عذاب وجدانِ اینکه چرا پرخوری میکنم، مدام در ذهنم تکرار میشد.
بعدها هم توی زندگی هر بار که توی شرایط استرسزا قرار میگرفتم، همین الگو رو میدیدم. مثلاً وقتی یکی از نزدیکانم بیمار بود، یا وقتی حس میکردم یه خطری شاید توی آیندهی نزدیک تهدیدم میکنه، بهوضوح ترغیبم به خوردن بیشتر میشد. نه اینکه گرسنه باشم؛ ذهنم دنبال یه چیزی بود که اون حس ناامنی رو چند دقیقه ساکت کنه.
اگه به همین چند ماه اخیر زندگی خودت نگاه کنی، شاید تو هم ببینی که روزهای پرفشارت، روزهایی بوده که بیشتر سراغ خوراکیهای لقمهای و شیرینی رفتی. وقتی مضطربی خیلی بعیده برای خودت برنج و قرمهسبزی درست کنی؛ میری سراغ هلههوله و چیزی که سریع دم دست باشه. این همون ذهن دفاعیه که داره کار خودش رو میکنه.
برای همینه که توی فایلهای مختلف بارها گفتم کنترل غذا یا ورزش و دمنوش، تا وقتی ذهن در حالت دفاعیه، نتیجهی ماندگاری نداره. تاثیر استرس بر سیستم ایمنی و تاثیرش بر اشتها، دو روی یه سکهان؛ تا وقتی ذهن آروم نشه، بدن هم نه از نظر ایمنی و نه از نظر وزن به تعادل نمیرسه.

🤝 تنهایی، جمع و ایمنی بدن
یکی دیگه از نتیجههای جالب پژوهش دکتر کوهن دربارهی ارتباطهای اجتماعی بود. کسایی که با گروههای مختلفی از آدمها در ارتباط بودن (خانواده، دوستها، همکارها، همسایهها و…) کمتر مریض شدن. کسایی هم که ارتباطهای خیلی محدودی داشتن، چند برابر بیشتر علائم سرماخوردگی رو نشون دادن.
دلیلش هم باز به ذهن برمیگرده. وقتی حس میکنی کسی هست که حرفت رو بشنوه، ذهن کمتر احساس خطر میکنه و بدن هم از حالت آمادهباش بیرون میاد. ولی یه نکتهی مهم این وسط هست که دوست دارم صادقانه دربارهاش حرف بزنم.
برای من، جمع همیشه آرامشبخش نبوده. نهتنها توی دوران چاقی، بلکه حتی الان که با کمک تمرینهای ذهنی مقدار قابل توجهی از وزنم رو کم کردم، هنوز هم توی جمعها گرایش و ترغیبم به خوردنهای بیخودی بیشتر از وقتیه که تنها هستم. ظرف میوه و شیرینی جلوی آدمه، بقیه دارن میخورن، تعارف میکنن، و ذهن من هم بدون اینکه گرسنه باشم دستم رو میفرسته سمت برداشتن و خوردن.
این رو گفتم که بدونی موضوع فقط «تعداد آدمهای دور و برت» نیست. چیزی که اثر داره، معناییه که ذهن تو از اون جمع یا اون تنهایی میسازه. برای یه نفر جمع یعنی امنیت و برای یه نفر دیگه یعنی فشار و رودربایستی. برای یه نفر تنهایی یعنی آرامش و برای یه نفر دیگه یعنی خلأیی که باید با غذا پرش کنه.
بعضی از بچههای سایت ذاتاً درونگرا هستن و از خلوت خودشون انرژی میگیرن. لازم نیست بهزور وارد جمعهای شلوغ بشن. چیزی که مهمه کیفیت ارتباطه؛ حتی یه نفر که بشه باهاش راحت حرف زد و حس کرد درکت میکنه، میتونه کلی از بار ذهن کم کنه.

⏳ وقتی استرس مزمن میشه
همهی استرسها بد نیستن. اگه یه روز کار زیاد داشته باشی یا قبل از یه امتحان یا مصاحبه مضطرب بشی، بدنت بلده چطور باهاش کنار بیاد و بعدش به حالت عادی برگرده. ماجرا وقتی خطرناک میشه که این فشار تموم نشه و هفتهها و ماهها ادامه پیدا کنه.
خود دکتر کوهن توی پژوهشهای بعدیش دید کسایی که بیشتر از یک ماه درگیر یه فشار جدی بودن (مثل مشکل کاری یا اختلافهای طولانی با اطرافیان)، بیشتر مریض شدن، و هرچی این فشار طولانیتر بود، احتمال مریض شدن هم بیشتر میشد. یعنی بدن میتونه یه شوک کوتاه رو تحمل کنه، ولی فشار طولانی کمکم دفاعش رو فرسوده میکنه.
وقتی به دوران کار اداری خودم نگاه میکنم، دقیقاً همین بود. یه روز بد نبود که بگذره؛ هر روز همون فشار و همون درگیریها تکرار میشد. ذهن من هیچوقت فرصت نمیکرد از حالت آمادهباش بیرون بیاد، و بدنم هم این رو با اشتهای بیشتر و وزنی که بالاتر میرفت نشون میداد.
استرس مزمن مثل یه مهارته که با تکرار یاد گرفته میشه؛ مثل گیتار زدن یا رانندگی. اونقدر تکرارش میکنیم که بعد از یه مدت بدون اینکه خودمون انتخاب کنیم، در هر موقعیتی ذهن خودش میره سراغ نگرانی. ولی هر چیزی که یاد گرفته شده، میشه دوباره تغییرش داد؛ اگرچه کار سادهای نیست.
🧠 راهحل: ذهن رو از حالت دفاعی بیرون بیار
وقتی صحبت از تقویت سیستم ایمنی میشه، بیشتر آدمها سراغ مکمل و ویتامین و دمنوش میرن. وقتی صحبت از کنترل اشتها میشه هم سراغ رژیم و قرص. ولی همونطور که دیدیم، ریشهی هر دو مشکل یه جاست: ذهنی که حس خطر میکنه و آروم نمیشه.
چیزی که برای من جواب داد این بود که یاد بگیرم استرسها رو بدون اینکه باهاشون مبارزه کنم یا برای همهشون راهحل پیدا کنم، پشت سر بذارم. هدف این نیست که هیچوقت ناراحت یا نگران نشی؛ هدف اینه که بهمرور نسبت به خیلی از این فشارها بیتفاوتتر بشی و ذهنت رو کمتر درگیرشون کنی.
توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً روی همین کار میکنیم. اونجا یاد میگیری ذهنت رو از حالت دفاعی بیرون بیاری، رابطهات با غذا رو از «پناهگاه استرس» به یه رابطهی عادی برگردونی و بدنت رو بدون اجبار و رژیم سخت به سمت تعادل ببری. توی دیدگاهها و تمرینهای شرکتکنندههای دوره بارها خوندم که میگن «این روزها آرامش بیشتری دارم و دیگه برای آروم شدن سراغ یخچال نمیرم».
یه تمرین ساده برای روزهای پرفشار
- هر وقت حس کردی یه نگرانی ذهنت رو گرفته و دستت داره میره سمت خوراکی، یه برگه کاغذ بردار.
- اون نگرانی رو توی یه جملهی کوتاه روی کاغذ بنویس؛ مثلاً «نگران جلسهی فردام» یا «از حرف همکارم ناراحتم».
- دور جمله یه خط پررنگ بکش و بعد روش یه ضربدر بزرگ بزن. با این کار به ذهنت میگی «دیدمت، ولی الان قرار نیست کنترل من دست تو باشه».
- چند ثانیه چشمهات رو ببند و همهچیز رو تو ذهنت سفید ببین؛ انگار یه صفحهی سفید جلوی چشمته و هیچ فکری روش نیست.
- حالا دوباره از خودت بپرس: «الان واقعاً گرسنهام؟» اگه گرسنه بودی با آرامش غذا بخور؛ اگه نه، همین که فهمیدی کافیه.
شاید اولش این تمرین کوچیک و حتی بچگانه به نظر بیاد، ولی هر بار که انجامش میدی، به ذهنت نشون میدی که خطری در کار نیست و لازم نیست بدن رو در حالت آمادهباش نگه داره. همین پیامهای کوچیک و تکراری، کمکم هم اشتها رو آرومتر میکنه و هم بدن رو مقاومتر.

✨ جمعبندی
تاثیر استرس بر سیستم ایمنی یه موضوع واقعیه که پژوهشها هم نشونش دادن. ذهنی که مدام زیر فشاره، بدن رو در حالت دفاعی نگه میداره؛ اونوقت هم دفاع بدن در برابر ویروسها ضعیف میشه، هم اشتها برای پیدا کردن آرامش بیشتر میشه.
من این رو هم توی سالهای کار اداری دیدم و هم توی روزهایی که نگران عزیزانم بودم. و تازه وقتی یاد گرفتم ذهنم رو آروم کنم، دیدم بدنم هم بدون دعوا آرومتر شد. اگه تو هم میخوای این مسیر رو شروع کنی، پیشنهاد میکنم دورهی ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کنی و با آرامش و اشتیاق قدم در مسیر تغییر واقعی بذاری. اگه هم دوست داری بیشتر دربارهی رابطهی استرس و وزن بخونی، مقالهی تاثیر استرس بر چاقی رو ببین.
📝 برام بنویس
تو هم دورههایی داشتی که فشار زندگی زیاد بوده و زودتر مریض میشدی یا مثل من بیشتر میخوردی؟ برای تو جمع آرامشبخشتره یا تنهایی؟ تجربهات رو توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه از شرکتکنندههای دورهی ورود به سرزمین لاغرها هستی، بنویس کدوم تمرین بیشتر از همه کمکت کرد تا توی روزهای پرفشار آرومتر بمونی؛ شاید تجربهی تو انگیزهی شروع یه نفر دیگه بشه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.88 از 33 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام استرس عانل تمام بیماری هاست ازجمله تضعیف سیستم ایمنی بدن چقدرماازصبح بیدارمیشیم تاشب قبل خواب همش درگیرحرفها ورفتارادمهای سمی اطراف هستیم وهمین خودش کلی حال ناروبدمیکنه ونمیزاره ما اززندگی ازداشته ها لذت ببریم ارتباط بادوستان خوبه نه درحدافراط وتفریط دوستی که بما ارامش بده درکنارش احساس امنیت کنیم بعضی دوستان هستن بجای گوش دادن به دردودل بیشترنمک به زخم میزنن چرامن انسان نباید باارامش زندگی کنم وهمیشه تواسترس باشم من ازادمهای استرسی خوشم نمیاد انگاربی اعتمادبنفس هستن واون انرژی منفی درون روبماانتقال میدن درزمینه لاغری همون رژیم چقدراسترس میگرفتیم که ایالاغرمیشم روترازومیرم الان عددکمتر نشون میده درزمینه درس وای امتحان دلرم وای میتونم موفق بشم یادرزمینه کار ،ازدواج ،همش استرس انگارخداروفراموش میکنن به نظرم کسی ایمان بخداداشته باشه کمتردچاراسترس ونگرانی میشه وقتی باهاش رفیقی همچی برات عالی میشه خداروشکرمن اززمان اشنایی باسایت استرسی نشدم ولاغری باذهن چقدرکمک کرده بماها حال دلمون خوب بشه ازکاری ناامیدنشیم چرا بخاطرچیزهایی که بی ارزشه بخوایم استرس بگیریم هرکاری باارامش بهترین نتیجه رومیده وقتی روش ذهنی روشروع کردیم بخداتوکل کردیم وچقدرعالی تونستیم پیش بریم بدون هیچ نگرانی شاید توزندگی اتفاقاتی افتاده باشه عجله نمیکنم واسترس نمیگریم باارامش حلش میکنم باحس وحال خوب زندگی کنیم صبح بیدارمیشیم بگیم خدایا ممنونم دوباره بهم فرصت زندگی دادی وتشکربخاطرداشتن همسرخوب وفرزندسالم وخودم همینکه میتونم ببینم راه وبرم ونفس بکشم ازمنفیات دوربشیم به افکارمنفی توجه نکنیم بایه موسیقی حال دلمونوخوب کنیم به چیزای خوب فکرکنیم تصویرسازی چقدرعالیه ارامش میده به ذهن ما هردفعه هرفایلی ازاستادپلی میکنیم ایشون همیشه لبخندبه چهره دارن واونقدرخوب مطالب روبیان میکنن اصلا من خودم خسته نمیشم تازه میگم خداخیرتون بده چقدرسرشارازانرژی مثبت هستید ومن تاموقع تمام شدن فایل هیچ نه خسته میشم نه بچاقی فکرمیکنم حواسم میره به صحبتهاشون که درزمینه موفقیت هاشون بیان میکنن من خودم دکترزنانم بمن میگن شمایکی ازخوش اخلاقترین مریضم هستی خوش خنده گفتم من مریض هم باشم بایدبخندم وازاخم وگوشه گیربودن متنفرم ودرپایان تشکرمیکنم ازاستادعزیز بااین مطالب هایی که میزارن وهمه مااینجا حرف دلمونومینویسیم ودلنوشته دوستان میخونیم وچقدراگاهی کسب میکنیم
با سلام خدمت شما استاد عزیز
منم توی زندگیم ادم استرسی هستم ، تا حدی ،اما نه خیلی
یادمه قدیم چندین سال پیش برای دانشگاه رفتن انقدر استرس من بالا بود که حس تهوع داشتم و همیشه نگران دیر رسیدنم به دانشگاه بودم،
بعدش که امتحان های پایانی شروع میشد دوباره استرس من هم شروع میشد ،
هی روی این کار میکردم که خودمو اروم کنم ذهنم رو اروم کنم اما راهش رو بلد نبودم،
دیگران هم میگفتن خیلی سخت میگیری خیلی استرس داری و این اصلا خوب نیست خودت رو داغون میکنی،
اما گوش من بدهکار نبود ،
طی همین ما ها و سال های دانشکده با استرس تونستم درسم رو تموم کنم،
و حالا نتیجه های استرس رو براتون میگم،
فکر میکردم اره دیگه من خوب و خوش و راحت شدم و دیگه بیماری سراغ من نمیاد چون ادم شادی هستم ،
ولی سیستم ایمنی من بحدی پایین اومده بود که با ورود کرونا به ایران من هم گرفتارش شدم ،
این که از اولین بیماری پس از دانشگاه و استرس های اون،
دومی این بود که از شدت تنش های فکری و نگرانی دچار سنگ صفرا شدم و این دومی بود که بشدت روز های بدی رو سپری میکردم،
درد حال بد تهوع خستگی رنگ زرد،
دیگه اخرش همه چی خوب شد ولی از تاثیر استرس دارم برای بدنم میگم،
خیلی واقعا سختی کشیدم و همش از استرس بود،
که ب مرور زمان با هدایت خدا با سایت و چیز های دیگه اشنا شدم با قدرت جذب با مدیتیشن و چیزهایی که حالم رو روز ب روز بهتر میکرد،
حالا اون ادمی که انقدر زود بیمار میشد،
دیگه دو سه روز اگر سرماخوردگی بگیرم میگذره و تموم میشه و زود خوب میشم،
چون ذهنم رو اروم کردم و حسم رو خوب کردم،
پس خیلی مهمه انسان ارومی باشیم و من الان دیگه میپذیرم که با قدرت ذهنم جسمم رو در سلامتی نگه میدارم،
حالا دیگه حالم خوبه و در آرامش هستم، استرس ندارم و راحتم،
باتشکر از شما
بنام پرودگار جهانیان 💗
سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان ❤️🔥
امیدوارم حال دلتون خوب باشه
استرس بدترین احساسی هست ک تجربه کردم 🥵
من توی زندگیم هرگز استرس خاصی نداشتم چون همیشه تکیه گاهم خداوند بوده جز اون کسی رو نداشتم و بغیر از اون هیچ تکیه گاه یا رفیق امنی ندارم و نداشتم 💜
یه مدت ک متاسفانه از یاد خدا غافل شدم و ب دوستان و دورهمی های خانوادگی زیاد بها میدادم و راستش ایمان قبلی رو نداشتم باعث شد ک تاریکی ها زندگیم رو دربر بگیرن و پر از استرس و حال خراب شدم 🤧
اما خداوند متعال ک بنده رو فراموش نمیکنه 🥰
خودش برای نجاتم طنابی پرت کرد و دستم رو در لبه پرتگاه گرفت و شکرخدا ب زندگی معمولی و خوبی برگشتم 🙏
حسادت اون افراد زیاد بود و من بهشون قدرت داده بودم اما خداوند ک قدرتمند ترین و بهترین رفیق منه کمکم کرد و دست اونا رو برام رو کرد
اون خواست ک بیشتر از قبل باهاش رفیق باشم و جز اون دیگه ب هیج کس و چیزی تکیه نکنم 💝
و من میدونم ک همیشه و همه جا در همه حال و همه لحظه اون پیشمه و مراقبمه و همه چیز رو میسپارم دست خودش همیشه همه کارهام رو با ایمان قلبی و توکل ب اون انجام میدم تا موفق بشم همیشه ازش راهنمایی میخام 👌
این دنیا و این زندگی همه و همه مال خداست و من رهگذری هستم ک اومدم اینجا رو تجربه کنم و برم 🚶♀️
و بنظرم وقتی فقط ب خودش تکیه کنی و از اون یاری بخوای دیگه دچار استرس نمیشی 😍
انجام گناه چ کوچیک چ بزرگ باعث سیاه شدن قلب و تضعیف سیستم ایمنی هست پس هرگز سمت اونا نریم 🫡
من اعتقاد دارم ک روزی من دست خداست و هیچکس نمیتونه اونو بخوره پس آرام شدم 😇
زندگی زیباست زندگی با مهربانی و صمیمیت معنا پیدا میکنه محبت و عشق رو ب عزیزانمون از هم پنهان نکنیم و اونو ابراز کنیم تا شاد تر و بهتر زندگی کنیم 🤩
از خداوند میخام ک صمیمیت و عشق و صلح و شادی همیشه و همه جا برقرار باشه 🤲
و خدایی ک برایم کافیست…
نشان های دریافت شده
خیلی قشنگ بود لذت بردم
بله استرس باعث تغییراتی در بدنمیشه که سیستم ایمنی را مختل می کنه راستی ضفیه در مورد چاقی
تو وقتی جلو تلویزیون غذا می خوری ذهنت شروع به دستورهایی می ده که از قبل در خودش داره.
مگه میشه اون فزمولها را ندید بگیری
صفیه تو نباید خوردن راوسیله لذتت بدونی تو می تونی از چیزهای دیگه برای لذت استفاده کنی.
عزیزم تو هر روز به خودت می گی من از تامروز خوردن را لذت و تفریح نمی دانم و برای رفع نیاز خود غذا می خورم.
اگه هنوز بهش عمل نکرذی پس ببین چطوری تکرار می کنی؟
بله
مایک تکرار داریم
یک چجوری تکرار داریم
تو وقتیاول صبح به انرژی بلند بشی فقط ۵ دقیقه فقط برای خودت وقت بزار بعد ببین به اندازه ۵۰سال خوشی تجربه می کنی
وقتی عشقو علاقه در کار باشه جهان با سرعت فوق العاده ای به سراغت می یاد و تمام مرزها را میشکنه.
فقط کافیه تو بخوای عزیزم من به تو افتخار می کنم که کوتاه نیومدی و حتی در مسیر کارت آینه کوچیکت را برداشنی و میثاقنامه را خوندی.
تو حتی ذهنی هم اونو اجرا کردی با یک لباس حریر قشنگ جلو اینهایستادی و ادا اطفارایی در آوردی و کلمات میثاق نامه را خوندی.
تو از آینه حمام استفاده کردی و کوتاه نیومدی و حتی الان با وجود همه مشغله ای که داشتی برای خودن وقت گذاشتی.
بهت تبریک میگم
مهم نیست الان وزنت چقدره
مهم نیست الان هیکلت چطوریه
مهم نیست الان در چه سنی هستی
مهم اینه که شروع کردی هر تاخیری منفی باف را قوی تر می کرد ولی تو شروع کردی و این مهمه تو خیلی کارها کردی کهقبلا هیچ کس نتونسته انجامشون بده در شرایطی درس خوندی که همه متعجب بودن در شرایطی کار خیاطی کردی که همه حیرت کردند در شرایطی دخار تو برا عمل بردی که همه انگشت به دهن موندن
من ایمان و باور دارم که تو خیلی قوی هستی من به تو ایمان دارم عزیزم تو زیبا ترینی اگه جسمت شکمت پاهات صورتت چاق هستن چون خودم این بلا را سرشون آوردم و همیشه لز دیدنشون حسم بد می شد ولیازامروز می خوام نوازشون بکنم و ازشون معذرت بخوام و تمام تلاشم را برای بهتر شدن اوضاعبکنم
دیگه تحقی آمیز بهشون نمی کنم حسمو خوب نگه میدارم و بذر متناسبم را با حس عالی ابیاری می کنم.
و از منفی باف هم تشکر می کنمکه به من نشون می ده که قوی باشم همونطور که از هر فرصتی برلی رسیدن به هدفش استفاده می کنه و خسته نمی شه من هم همینطور باشم من در کنارم فرشته رون را ارم که لز جنس. روح من هست که به خدا وصله ولی اون اینو نداره پس قطعا پیروز برای من هست.
خدای قشنگم فرشته درونم و استاد عزیزم از همتون ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز ومهربان وهم مسیران گرامی
بقدری این مقاله کامل عالی علمی مستند وسطح بالا و همه چیز تمام بود که واقعا دیدگاهی درموردش به ذهنم نمیرسه غیر از تشکر و سپاسگزاری ویژه بابت این متنی که تهیه کرده ایید و وقتی که بابت این تحقیق علمی ودرجه یک …..صمیمانه ازته قلب قدردانتان هستم دست شما درد نکنه
بهر حال بسیار خرسندوخوشحال شدم بابت وقتی که گذاشتم و با تامل و ویژه آن را مطالعه کردم وکلی آگاهیه مفیدی که دریافت کردم
به دوستان هم مسیرمم نیز پیشنهاد میکنم که این مقاله را بهیچ عنوان ازدست ندهند
واما تیتر وار خلاصه آگاهیهایی که کسب کردم
تاثیر مهم و عظیم و غیر قابل انکار استرس وتنهایی بر سیستم ایمنی بدن
فشارهای ذهنی ..کم خوابی وسبک زندگی ناسالم نیز بر سیستم بدنی تاثیر بسزا دارند
و پنج موضوع مهم و اساسی که باعث تشدید وتضعیف سیستم ایمنی بدن میشود
سیگار کشیدن ….تحرک نداشتن ….خواب بی کیفیت ….کمبود ویتامین c….و مهمتر ازهمه اینها استرس مزمن به معنی استرسها وتنهایی های طولانی کش دار و روزانه و بی وقفه
ودرادامه پیشنهاد استاد وتاکیدشان مبنی بر استفاده
از دورهای ذهنی لاغری با ذهن و بویژه ورود به سرزمین لاغرها
واینکه نتایج این دورها منجر به آشتی کردن با بدنمان میشود و نتایجی همچون کاهش نیاز احساسی به خوردن وخداحافظی باپرخوری عصبی را در بردارد
وباعث آرامش ذهنی و کاهش اضطراب واسترس خواهد شد وبهمچنین بهبود کیفیت خواب را در بردارد و ودرنهایت منجر به کاهش طبیعی وزن و تقویت سیستم بدن خواهد شد
کاهشی طبیعی پایدار وماندگار
حتما به سایت تناسب فکری بروید واین مقاله مهم وعلمی را که استاد گردآوری کردند را کامل و دقیق با تامل وتفکر مطالعه کنید واستفاده ببریید
سلام استاد
در تمام سالهایی که زندگی کردم همه به ما یاداوری کردند که فکر و خیال و استرس انسان را از پا درمیاورد و منشاء خیلی از بیماریها است و جالبه یک جا خواندم یک دانشمند امریکایی روی بیماران سرطانی یک تحقیقی را انجام داده بود و متوجه شده بود که تمام افرادی که استرس شدید و کینه افراد را درذهن خود نگه داشتند و هرروز به انها فکر کردند و احساس خوب خود را بد کردند و یا دوران زندگی سختی داشتند که استرس و نگرانی شدید داشتند همگی به بیماری سرطان مبتلا شدند چون استرس و نگرانی مستقیما روی افکار و فرمولهای ذهنی و سپس شرایط و اتفاقات زندگی افراد تاثیر بسیار زیادی دارد و سیستم ایمنی بدن را ضعیف میکند وبه انواع بیماریها مبتلا میشویم
افرادی که به عنوان افراد بیخیال در جامعه معرفی میشوند اگر دقت کنیم میبینیم هم سرحال تر و شادتر هستند و عمر طولانی تری هم دارند چون هم کمتر در مورد کمبودها و نداشته ها صحبت میکنند و کمتر مریض میشوند چون اصلا درمورد موضوعی که استرس زا باشد تمرکز نمیکنند و با بیخیالی از کنار ان موضوع رد میشوند و در نتیجه ذهن خود را درگیر موضوعاتی که نمیتوانند در ان موقع برای ان کاری را انجام و ان موضوع را تغییر بدهند نمیکنند و بیشتر کارها را به زمان میسپارند که ببینند چه اتفاقی خواهد افتاد و در جریان اب رودخانه جلو میروند ولی افرادی که استرس دارند برخلاف جریان آب رودخانه زندگی شنا میکنند و با افکار منفی خود را خسته میکنند و در نهایت خسته میشوند و بعد از سالها استرس و بیماری دست از تلاش بیهوده برمیدارند و جریان اب انها را غرق میکند و عمر کوتاهی دارند
۵کلیدی که سیستم ایمنی مارا نابود میکند
۱- سیگار کشیدن : اکثر افراد سیگاری زود عصبانی میشوند و درموقع عصبانیت به سیگار کشیدن رو میاورند و با این کار خود را آرام میکنند و به بدن خود آسیب میرسانند چون افکار منفی درذهن انها بسیار زیاد است متاسفانه نسل جدید برای رهایی از مشکلات اقتصادی به سیگار و قلیان پناه اوردند ووقتی در پارکها و دورهمیها می روی اولین چیز برای افراد قلیان میاورند و این کار یک نوع مد گرایی شده است و در پسرها و دخترهای نوجوان بیشتر شایع شده است
۲- تحرک نداشتن : افرادی که تحرک دارند و ورزش میکنند حتی پیاده روی ساده بسیار سالمتر و شادتر از افرادی هستند که اصلا ورزش نمیکنند چون افراد سالمند را اگر نگاه کنیم دوران زندگی پر تحرکی را سپری کردند و ماهیچه های قوی دارند انسان کم تحرک احساس سنگینی و افسردگی بیشتری دارد و از زندگی ناامید است و روزبه روز هم چاقتر میشود
۳- خواب بی کیفیت : افکار منفی دقیقا مثل دادن یک نخ است هرچی بیشتر فکر کنی بیشتر این نخ باز میشود و دقیقا مثل یک زنجیری مارا احاطه میکند و ذهن ما را پر از استرس و ناراحتی میکند ولی اگر اصلا فکر نکنیم و بیخیال شویم وخود را به کاری دیگر مشغول کنیم کم کم ان فکر از ذهن ما بیرون میرود و درموقع خواب و استراحت اصلا ذهن ما درگیر نیست و خواب با کیفیتی داریم
۴- کمبود ویتامین c: در موقع کرونا افرادی که ویتامین مصرف کردند و اصلا به مرگ با کرونا فکر نکردند سالمتر بودند و توانستند زندگی عادی خود را ادامه بدهند وافرادی که ترسیدند دقیقا با همین بیماری و ترس فوت کردند
۵- استرس مزمن : استرس و ناراحتی دنباله دار و مزمن باعث ایجاد انواع بیماریها دربدن ما میشود چون بدن دیوار دفاعی خود را از دست میدهد و کم کم استرس تمام بدن را فرا میگیرد و انسان از بین میرود
ما در فامیل خاله سالمندی را داریم که از وقتی یادم میاید سرحال بود و معروف بود که این فرد بی خیال است نه اینکه کاری نکند کارهایی که واقعا نمی توانست نتیجه ان را تغییر بدهد را بیخیال میشد و به سلامتی خودش بیشتر میرسید مثلا مرگ پدر و مادرو حتی چندین فرزندش را به راحتی پذیرفت و اصلا گریه و زاری نکرد و گفت این راه برای همه است من هم اخرش میمیرم . این خانم ۲۲ شکم زایمان کرده است و الان ۱۲ فرزند دارد – تغدیه ی بسیار خوبی دارد بسیار کم میخورد ولی غذای سالم و مقوی ، ، او الان ۹۹ سال سن دارد مثلا میگوید من حدود ۷۰سال است دیگر کله و پاچه نخوردم چون چربی و کلسترول بالا دارد و برای بدن مضر است هرمیوه را به فصل ان مصرف میکند . هرگز هندوانه درزمستان نمیخورد و یا پرتقال را در تابستان چون اعتقاد دارد چیزی که در یخچال بماند دیگر خاصیت ندارد و همیشه میگوید خدا بهتر میداند چه میوه ای برای چه فصلی خوب است و ان را افریده است . همیشه اب جوشانده شده مصرف میکند حتی اب برای تهیه غذا و جالبه یکساعت بعد از نماز مغرب و عشاء میخوابد و دقیقا قبل از اذان صبح بیدار است و خواب با کیفیتی دارد و در عمرش هرگز سیگار نکشیده و همیشه در زندگی تحرک بسیار بالایی داشته است و کمبود ویتامین را با خوراکیهای سالم جبران کرده است و خدارا شکر هنوز سرپا است و خیلی بهتر از افراد دیگر راه میرود و کارهای شخصی خود را انجام میدهد و زحمتی برای دیگران ندارد پس من در این فایل این اگاهی را یاد گرفتم که استرس و ناراحتی ارتباط مستقیم با ایمنی بدن ما دارد و باید از افکار منفی و استرس دوری کنم تا عمر بیشتری داشته باشیم و
ذهن ارام = بدنی مقاوم است پس از فکر کردن به افکار منفی پرهیز کنیم
خدایا شکرت که هرروز که میگذرد من دراین مسیر به اگاهیهای بهتری دست پیدا میکنم
نشان های دریافت شده
سلام عزیزم دیدگاهتو خوندم خیلی لذت بردم
واقعیت درونت تون خیلی قشنگ به نوشته دراوردی
ازخوندن دیدگاهت خیلی چیزها یادگرفتم
پایدارباشی همیشه وشاد وسلامت باشی
مطمئنم شما میتونی وتوانایی شو داری بهترین خودت باشی
سلام دوست عزیز هز خواندن کاممت شما بسیار لذت بردمممنونم که آن را به اشتراک گذاشنی. تجربه حاله شما خیلی درس ها برای من داشت کنار اومدن با شرایط مثل مرگ پدر و مادر و فرزند این در حالی که دقیقا خاله من با مرگ فرزند و همسرش خکدش رو نابود کرد و اللن خانه نشین شده و توان حرکت ندارد بی اهمیت بودن به تغذیه اش مثلا میگفت دیگه مهم نیست چی بخورم چی نخورم من اصلا چرا بعد هز این عزیزان زنده موندم بهترین ها رو براتون آرزو دارم
سلام خواهش میکنم دقیقا درسته ارامش ذهنی بهترین نعمت برای زندگی خوب و عاقبت بخیری است .خوشحالم که مثال من برای دوستان ارزشمند بوده است سالم و تندرست باشید .
نشان های دریافت شده
با سلامی به زیبایی تناسب اندام به استاد گرامی و همسفران خوبم
مطلب جالبی بود . البته با ها راجع بهش صحبت شده.
ولی برای من این جالب بود که امروز من همین مشکل رو داشتم. چند روزه سرما خوردم و اصلا حال خوشی نداشتم. از ابن مادرم چند روز سراغمو نگرفته بود خیلی ناراحت بودم . گفتم ببین هر وقت یکی مریض میشه من کلی بهش رسیدکی میکنم. و نکرانشم ولی احساس کردم اطرافیانم اصلا براشون وهم نیست. حوصله جر و بحث های فرزندم رو هم نداشتم ویهو زدن زیر گریه.
از دنیا بدم اومد .از اینکه چه فایدهای داره زندکی کردن.
این همه به دیگران اهمیت میدی وای دیگران اصلا برات اهمیتی قائل نمیشن.
آخرش رسیدم به اینکه زندگی ارزشی برام نداره.
بعد از مدتی کمی آروم شدم و مشغول انجام کارهام شدم. یهو یاد مسیر تناسب فکری ام افتادم. اینکه استاد گفتن ببین هر روز چه کاری برای در مسیر موندنت انجام میدی.
دیدم امروز با اینکه حالم خراب لود اصلا به فکرم نیفتاد که برای آروم شدن برم و یه چیزی بخورم.. با اینکه کرینه های زیادی داشتم . راستش نه تنها اخساس گرسنگی نداشتم برعکس خیلی هم خس سیری داشتم و فقط دوست داشتم آب بخورم.حتی موقع شام هم با اینکه گرسنه بودم مثل کسی که حس خوردن نداره زیاد چیزی نخوردم.
مثل آدم ها ی متناسب که وقتی ناراحتن میل به خوردن ندارن.و ابن یه تغییر عالی بود که در خودم دیدم.
بعد برای اینکه حالم بهتر بشه اومدم تو سایت ودنبال نطلب جدید کشتم و خیلی تعجب کردم که این مطلب روکه واقعا مناسب حالم بود دیدم.
واقعا این از معجزات این دوره اس که البته من بارها تجربه اش کردم.
خدایا شکرت که این یار باوفا و باحال رو بهم هدیه کردی.
ممنون استاد عزیزم.
یه نفس عمیق میکشم و با قدرت ادامه میدم.
در پناه خدا باشید.
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام براستاد عطار روشن وهمه دوستان هم مسیر
وفتی به گذشته خودم مراجعه میکنم که جقدر دائم تو استرس بودم حالم خوب نبود اکه بود زمانش کم بود و افکار با ترس همراه بود نگرانی اطرافم بهش اضافه میشد صحنه برای من سختر میکرد وحس تنهایی که کسی درک نمیکنه کسی نمیتوانم گمک کنه من فردی بودم که اصلا دوست نداشتم کسی ازمشکلاتش من خبر داشتم باشه این طبق آموزش خانوداه خودم یاد گرفتم ملاک فرد خوب این بود که نباید از مشکلاتش کسی خبر دار بشه نشونه خانم موفق پنهان نکه داشتن مشکلات پیش خودش بود باید خودش قادر باشه مشکلاتش هل کنه نباید جای مطرح بشه این شکلی ظاهر زندکی شکل بهتری داره دیگران کمتر متوجه میشن اشکال تو زندکی هست پس دخالت نمیکن بخشی قبول دارم ولی وفتی خود طرف قادر نیست مشکل هل کنه چطور قادر هست
به خودش کمک کنه
این نیاز باید به شکل درست و اساسی برطرف بشه که اپن فرد تو زمان بحران بهترین عمل کرد داشته باشم بتوان خودش ازاون مانع بیرون باشه و قادر باشه اولین کمک خوب خودش به خودش بکنه
به شکر خدا من یی یار یی دوستی برای خودم پیدا کردم که بسیار به من کمک کرد تا حدودی بهران مدیریت کنم چون خودش بلد بود تو زمانی که بحران هم زمانی بود با من و بودن اون فرد تا حدودی موفق بودم از راهنمایی ایشون بهر میبردم درست هست کمک کامل نبود ولی اون حس درک اون فرد از وضعیت کمک کننده بود ولی وفتی ازاپن فرد دور افتادم وضعیت بدتر شد موانع من سختر شد و کاربرای من سختر کرد وجاقی من به شدت افزایش پیدا کرد انکار پناهی نبود جز خوردن بی خیال شدن اول از خودم ودرمرحله دوم اطرافم چون خودم قادر نمیدیدم موانع ازش،عبور کنم وپناه آورده بودم به دامن اعتیاد خوردن که شاید ارامش به من بده ولی غافل بودم نه تنها ارامش نداد بلکه دام گسترده خودش درجسم بیشتر بزرگتر وسعیتر کرد وحرکت از من گرفت و تنهایی من بازم بیشتر شد همه بودن کنارم ولی تو ذهنم نبودن من بودم کلی مشکل غیر فایل هل و هر روز به تعداد این مشکلات هل نشده اضافه میشد
من تو.نگرانی اپن روز وآینده تاریک قرار میداد به همون روز خودم اطمینان نداشتم اینده مهو تاریک و بدتر تصور داشتم وفتی فرزندانم خواستن کمک کن که ازاین برهان بیرون بیام وضعیت سخت تر شد چون این فشار روحیه بهش،اضافه شد که باید دوتا عمل سخت سنگین انجام میدادم که وضعیت جسمی من کمی ترمیم بشه
آنها حس می کردن اکه این دو عمل انجام بدم کل این مشکل هل شده واول افکار آنها آرامتر خواهد بود وبد به من کمک بیشتری شده ولی یی حسی می گیفت حتی اپن دوعمل انجام بدی اصلا کمکی به تو نخواهد کرد من از این دو بخش،فراری بودم ترس بیشتری هم بهش داشتم وهمه جیز دست به دست هم داد خودم جلوی دیوار قطر بلند سختی که اصلا قادر نیستم ازش،خودم عبور بدم دیدم من موندم دیوار بلندی که تا اسمان کشیده شده بود وقطر دیوار اصلا فایل توضیح دادن نیست که چقدر پهن سفت سخت بود تواون زمان تنها وتنها از خدای خودم تو تسلیم واقعی درخواستی که ساله های سال داشتم اپن روز بازم ارسال کردم خداوند منتظر این لحظه من بود کمک تو راه بود وهدبه داده شد ومن تو نا باوری با نوشتن یی جمله تو گوگل که ایا کسی با ذهن لاغر شده خودم تو این محیط،پیدا کردم شد مسیر که به زندکی من رنگ زنده بودن زد
وفتی وارد سایت شدم ارام ارام با اگاهی صحیح متوحه شدم اولین بنای این ساختمان فبول بخش،قبلی واشتباه خودم هست و بهانه های که تو ذهنم انبارش کرده بودم اصلا واقعیت نداره چیزی جز اشتباه برای سخت تر شدن مشکلم نبود ارام ارام تواستم خودم با کمک بی نهایت خداوند ارام کنم کاره سختی بود اطرافم همون شکلی داشت به پیش میرفت اینحا من تنها بودم که داشتم خلاف رودخانه شنا میکردم تازه چون میخواستم فشار اطرافم ازخودم بکیرم وچون حس کرد راه نجات خداوند در اختیار قرار داد ازخوشحالی زیاد به بجه هام گفتم که چه اتفاقی افتاده من توجه مسیری قرار گرفتم واین بخاطر کاهش فشار بیرون از روپی خودم بود ولی این گفتن بعضی زمان برای من احساس منتقل میکنه اویل هی به خودم گوش زد می کردم که ای کاش این اشتباه انجام ندادم بودم تو سکوت به پیش،میرفتم ولی بعضی زمان همین موانع کوچک که توانی رعد شدن ازش پیدا کردم به من کمک کرد که موانع بزرگتر قادر بشم خودم با ادامه دادن استمرار داشتم اجرار کردن هر دوره تهبه دورها بالاتر هی اطلاعات سطحش بالا بردن ازش عبور بدم و من توامندتر خودم پیدا کردم وحالا دارم تو این زمان همون مکان همون افراد ولی من فرد دیکه شدم وقادر هستم علاوه بر خودم که درسترین عمل کرد رفتار وکفتاری برای خودم بسازم قادر شدم کمک فکری وراه کار خوب اجرایی برای افراد اطرافم بدم گه طالبی باشن دنیای من تغیبر پیدا کرده نوری از روشنایی با باز شدن جشم تو وجودم تو تابش هست حس عالی از لحظه بیدارشدم تا زمان خوابم دائم تو تجربه هستم حتی نیم شب که خواب نمیبره کلی افکار خوب با احساس امید بخش مرور میکنم امرز که خوب تراز روز گذشته طی میشه اینده روشن با تمام ابعادش برام مهیا شدن وتصویر تو ذهنم قرار داره که هر زمان تجسم میکنم دلم تمنایی رسیدن بهش هی داد میزنه
دوست دارم تجربه کنم و من قادر شدم این استرس و این نگرانی هی ازش کم کم کمتر کنم جاش ایمان به خدای خودم قرار دادم و راهی که برام در نظر گرفته بهش یقین اطمیان دارم درسترین کار زندکی برای وحودم خودم اول وشاید که نه حتما دارم برای اطرافم انجام میدم که سهم بهبود بخش وکسترش دهندگی من افزایش خوب داشته باشه خدای خودم شاهد هست که دارم با تمام سلول به سلول از دریافت خوب مسیر مینویسم شاید راه کشایی دل خسته فردی بشه که من نداشتم که بتوانم خودم نجات بدم به اپن فرد انتقال بدم بهش بگم ناامید امدی دل شکسته اگه امدی خوش امدی بدون اکه ادامه بدی تو بهتر امروز من خواهی بود ،اکه شک عجله از خودت بکیری با اطمینان قلبی قویی به خدای خودت که خدای ما کار بیهوده اصلا انجام نمیده تو مسبربرکشت خودت حفظ،کنی تا تو روزی که دور نیست از کلی دریافت دست اور موقعیت صحبت خواهید داشت وحتما یی فایل تو یی نوشته ازش،صحبت خواهی کرد
پس من دامه میدم مراحل لاغری طی کردم بازم طی میکنم دل سرد نمیشم بعضی زمان این افکار نا امید کننده به سراغ من میاد ولی ولی من اون فرد گذشته دیگه نیستم چون تو مسیری که خدایی عزیزم من قرار داد که توامند تر خودم پیدا کرد من گم شده بودم تو ناتوانی تو نتواستن توچاقی تو نخواستن چاقی تو نتفراز خودم تو حسرت که نمیشد کمش کنم جه برسه برطرف کنم حالا دنیایی دورن و بیرون من مرحله به مرحله تغیبر خوب درست پیدا کرده زندکی به من هرلحظه که بهش توحه با احساس خوب داره لبخند میزنه زندکی جلوه زیبایی از بودن برام ساخته ومن هرلحظه به لحظه سعی میکنم از دام افکار منفی خودن هی دور کنم اپن قویتر خودش نشون میده ولی من با کار بروی خودم کمک کرفتم ازقدرت بی انتهای خداوند ازش،هی دورتر بشم ازموانع عبور کنم لذت این عبور کردن بشه جایزه استمرار وادامه دادم واطمینان به خدای عزیزم واستاد محترم مسیرم که چقدر چقدر به من یی نفر کمک کرد چقدر من تشویق کردید چقدر به من روحیه خوب دادید چقدر دوست دارم با این نوشته گوشهای از محبت بی انتهای خدادوند و شما رو جبران کنم انشالله که موفق سربلند پیروز باشید که مسیری که شما ساختید به من کمک بی نهایت کرد و مراحل وزن کم کردن ولاغری من داره هی تکمیل تر به حلو میره
همین جا میگم خدایا ازت نهایت تشکر وسپاس گراز دارم که تو من این شکلی به این دنیا فرستادی هرشکل تو زندکی وتو مسبر چاقی برام ایحاد شد ازساخته اشتباه خودم بود ولی حالا دارم بهترین ساختن با کمک خودت وراهنمایی استاد مسبرم برای خودم هی می سازم این ساخته عی بزرگتر بیشتر بهتر با کفیتر ازطرف خودت داره به پیش میره
خدا پشت وپناهتون هتون یا حق حق نگه دارتون