چند تا دوست متناسب داشتم که هر از گاهی با هم میرفتیم رستوران. اونا بدون هیچ فکری پیتزا یا هر غذایی که دلشون میخواست سفارش میدادن و با خیال راحت میخوردن. ولی من از همون لحظهای که منو رو باز میکردم، توی ذهنم تکرار میشد: «این چاقکنندهست، اینم ناسالمه». جالب اینجاست که آخرش من هم همون غذاها رو میخوردم، حتی بیشتر از اونا. اون موقع نمیدونستم این همون فریب ذهن در انتخاب غذا بود که سالها منو چاق نگه داشته بود.
دوستام بعد از غذا بلند میشدن و میرفتن سراغ زندگیشون و هیچکدومشون هم چاق نمیشدن. ولی من با یه حس سنگینی و عذاب وجدان از رستوران بیرون میومدم و به خودم قول میدادم دفعهی بعد از اون غذاهای «چاقکننده» نخورم؛ قولی که هیچوقت عملی نمیشد.
تو این جلسه میخوام دربارهی همین تناقض صحبت کنم: اینکه چرا آدمهای چاق خیلی از غذاها رو ناسالم یا چاقکننده میدونن و باز هم همونها رو میخورن، چرا آدمهای متناسب با همون غذاها چاق نمیشن، و توی مسیر لاغری با ذهن چطور نگاهم به غذاها عوض شد. آخر حرفهام هم یه تمرین ساده بهتون میدم که میتونی باهاش کلی شرایط رو بهتر کنی.
در این جلسه میآموزیم:

🍕 غذاهایی که توی ذهن من «چاقکننده» بودن
توی دوران چاقی، ذهن من غذاها رو به دو دسته تقسیم کرده بود: غذاهایی که «چاقم میکنن» و غذاهایی که «لاغرم میکنن». پیتزا، شیرینی، نون، برنج، فستفود و خیلی از غذاهایی که دوست داشتم، توی دستهی اول بودن. برای همین اونها رو غذای ناسالم میدونستم، چون فکر میکردم باعث چاقی من میشن.
این برچسبها رو از جاهای مختلف یاد گرفته بودم. از برنامههای رژیمی که هر کدوم یه لیست «ممنوعه» داشتن، از حرفهایی که توی خانواده و فامیل میشنیدم، و از نصیحتهایی که هر کس به یه چاق میکنه: «اینو نخور، چاقت میکنه». هر بار که این جملهها رو میشنیدم، یه غذای دیگه به لیست غذاهای چاقکنندهی ذهنم اضافه میشد.
نتیجه این شد که کمکم نمیتونستم هیچ غذایی رو بدون فکر کردن به چاقی بخورم. سر هر سفره و هر مهمونی، ذهنم داشت غذاها رو دستهبندی میکرد و به من یادآوری میکرد کدومشون «خطرناکه».
رابطه ذهنی افراد متناسب با غذاها
چیزی که اون سالها برام قابل درک نبود، رفتار دوستای متناسبم بود. توی همون مهمونی یا همون رستوران، اونا از هر غذایی که دلشون میخواست میخوردن. نه نگران چاق شدن بودن و نه به این فکر میکردن که غذای ناسالم خوردن. براشون پیتزا فقط یه غذای خوشمزه بود، نه یه خطر چاق کننده.
یه چیز دیگه هم بود که اون موقع نمیدیدم: اونا معمولاً وقتی سیر میشدن دست میکشیدن. گاهی نصف غذاشون توی بشقاب میموند و راحت میگفتن «دیگه میل ندارم». ولی من، با اینکه اون غذا رو چاقکننده میدونستم، تا آخرین لقمه رو میخوردم.
یعنی ما دو نفر سر یه میز، یه غذای مشترک میخوردیم؛ ولی اون متناسب بود و من چاق. اگه واقعاً خود غذا چاقکننده بود، باید هر دومون چاق میشدیم.

🤔 چرا میدونستم «چاقکنندهست» و باز میخوردم؟
شاید براتون سؤال باشه که اگه من اون غذاها رو چاقکننده و ناسالم میدونستم، چرا باز هم میخوردمشون؟ این دقیقاً همون موضوعه که من بهش میگم فریب ذهن در انتخاب غذا و فقط در ذهن افراد چاق وجود داره. به عبارتی بخشی از زبان چاقی ما محسوب میشه.
ذهن من همزمان دو تا پیام متضاد داشت. یه پیام میگفت «این غذا چاقت میکنه، نخور». یه پیام دیگه میگفت «این غذا خوشمزهست و نمیشه ازش گذشت». پیام دوم قدیمیتر و قویتر بود، چون سالها تکرار شده بود. برای همین ذهن چاق باید یه راهی پیدا میکرد که پیام اول که حالث ترس و نگرانی از چاقتر شدن بود رو ساکت کنه تا من بتونم با خیال راحتتر غذا بخورم.
در این مرحله معمولا با جملههای توجیهی خودمون رو قانع میکنیم که این یه بار اشکال نداره.
- «الان که با دوستام اومدم بیرون، نمیتونم برنامهی خودم رو دنبال کنم».
- «الان که اومدم مهمونی، حیفه بخوام رژیمم رو دنبال کنم؛ امشب میخورم، از فردا ادامهاش میدم».
- «چیزی که دوست دارم رو میخورم؛ ول کن این حرفها رو که چی سالمه و چی مضره».
هر کدوم از این جملهها برای یه لحظه اون پیام «چاقکنندهست» رو خاموش میکرد و اجازهی خوردن میداد. ولی باور اصلی سر جاش میموند. یعنی من هم غذا رو چاقکننده میدونستم و هم میخوردمش؛ و این بدترین ترکیب ممکن بود.
خوردن با عذاب وجدان
وقتی غذایی رو چاقکننده میدونی و باز میخوریش، دیگه با آرامش نمیخوری. من این غذاها رو سریع و بیحواس میخوردم، انگار میخواستم قبل از اینکه عذاب وجدان برسه، همشو خورده باشم. و چون از قبل باور داشتم «این منو چاق میکنه»، بعد از خوردن هم مدام همین جمله توی ذهنم تکرار میشد.
یه فکر دیگه هم همیشه همراهش بود: «حالا که خوردم و رژیمم خراب شد، بذار کامل بخورم». یعنی همون برچسب «چاقکننده» باعث میشد به جای یه تیکه، چند تیکه بخورم. در حالی که دوست متناسبم که هیچ برچسبی روی اون غذا نذاشته بود، تا جایی که دوست داشت میخورد و دیگه ادامه نمیداد.

🧠 نگرش، نه نوع غذا
در لاغری با ذهن ما غذاها رو به سالم و ناسالم یا چاقکننده و لاغرکننده تقسیم نمیکنیم. موضوع اصلی، نگرش ما نسبت به غذاهاست. همون غذایی که برای دوست متناسب من یه خوراکی معمولی بود، برای من یه «ممنوعهی چاقکننده» بود؛ و همین فرق نگرش، فرق اصلی بین بدن من و بدن اون بود.
وقتی بارها و بارها به خودت میگی «این غذا منو چاق میکنه»، داری یه تصویر رو توی ذهنت تکرار میکنی: تصویر خودت که با خوردن این غذا چاقتر میشی. ذهن هم چیزی رو که مدام تکرار میشه، بهعنوان یه برنامه قبول میکنه. پس هر بار که اون غذا رو میخوری، با همون انتظار چاق شدن میخوریش.
آدم متناسب این تصویر رو نداره. براش غذا خوردن یعنی سیر شدن و لذت بردن و بعد ادامه دادن به زندگی. برای همین نه با عذاب وجدان میخوره، نه زیاد میخوره و نه بعدش تا چند روز به اون غذا فکر میکنه.
چرا برچسب «ممنوع» هوس رو بیشتر میکنه؟
یه نکتهی دیگه هم هست که تجربهاش کردم. هر غذایی که توی ذهنم «چاقکننده» و «ممنوع» میشد، جذابیتش برام بیشتر میشد. چون همیشه این حس رو داشتم که شاید این آخرین باری باشه که اجازه دارم بخورمش. برای همین وقتی بهش میرسیدم، انگار باید تا جایی که میتونم ازش بخورم.
دوستای متناسبم این حس رو نداشتن. براشون هیچ غذایی ممنوع نبود، پس عجلهای هم برای خوردنش نداشتن. میدونستن هر وقت بخوان میتونن دوباره بخورن و همین آرامش باعث میشد کمتر بخورن. به نظر من فریب ذهن در انتخاب غذا دقیقاً همینه: ذهنی که با برچسب زدن به غذا فکر میکنه داره از ما محافظت میکنه، ولی در عمل ما رو به خوردن بیشتر هل میده.

🔍 خطایی که از ذهن چاق شروع میشه
من این رفتار رو یکی از «خطاهای مغز چاق» میدونم. مغزی که سالها با چاقی زندگی کرده، یاد گرفته غذاها رو دستهبندی کنه، از بعضیهاشون بترسه، و بعد با چند تا جملهی توجیهی همونها رو بخوره. این چرخه اونقدر تکرار میشه که دیگه به چشم نمیاد.
مجموعهی این خطاها و راه اصلاحشون رو توی دورهی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز کامل توضیح دادم. چون تا وقتی این خطاها رو نشناسی، هر بار سر سفره همون جملهها توی ذهنت مرور میشن و همون نتیجه رو میسازن.
🌱 امروز چطور به غذاها نگاه میکنم؟
نمیتونم بگم که همیشه بهترین انتخابها رو انجام میدم. هنوز هم پیش میاد که توی یه مهمونی بیشتر از چیزی که لازمه بخورم. ولی میتونم بگم خیلی بهتر از گذشته رفتار میکنم.
مهمترین تغییر این بود که دیگه سر سفره دنبال غذاهای «چاقکننده» نمیگردم. حالا وقتی جملهای مثل «این چاقم میکنه» یا «امشب میخورم، از فردا» توی ذهنم مرور میشه، میشناسمش. میدونم این حرف من نیست؛ فرمولیه که سالها تکرارش کردم.
تکرار؛ کلید عوض شدن نگرش
لاغری با ذهن نیاز به تکرار و تداوم در عمل کردن به آموزشها داره. نگرشی که سالها طول کشیده تا ساخته بشه، با یه بار فهمیدن عوض نمیشه. باید بارها تمرینش کنی تا توی زندگی روزمره به شکل واقعی همهی واکنشهات بر اساس فرمولهای لاغری شکل بگیره.
هدف اینه که یه روز تو هم مثل دوستای متناسب من، سر یه میز بشینی و بدون ترس و بدون عذاب وجدان غذا بخوری، و وقتی سیر شدی، راحت دست بکشی.
✍️ تمرین: برچسبهای ذهنت رو پیدا کن
- غذاهایی که توی ذهنت «چاقکننده» یا «ناسالم» هستن رو بنویس.
- جلوی هر کدوم بنویس این برچسب رو از کجا یاد گرفتی: یه رژیم، حرف خانواده، نصیحت یه دوست یا جای دیگه.
- دفعهی بعد که یکی از این غذاها رو خوردی، بنویس قبلش چه جملهای توی ذهنت مرور شد و با چه حسی خوردی: با آرامش یا با عذاب وجدان؟
- اگه یه آدم متناسب کنارت بود، به نحوهی خوردنش دقت کن: چقدر میخوره، با چه حالی میخوره و کی دست میکشه.
- حالا برچسب هر غذا رو با یه جملهی ساده عوض کن؛ مثلاً به جای «پیتزا چاقم میکنه» بنویس «پیتزا یه غذاست؛ میخورم و وقتی سیر شدم دست میکشم».
شاید اولش این جملههای جدید برات باورپذیر نباشن، چون ذهن سالها با برچسبهای قدیمی زندگی کرده. ولی با هر بار تکرار، ترس از غذا کمتر میشه و همراهش عجله و زیادهروی هم کمرنگتر میشه.
📝 برام بنویس
کدوم غذاها توی ذهن تو «چاقکننده» هستن و باز هم میخوریشون؟ وقتی میخوریشون، چه جملهای توی ذهنت مرور میشه؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، بنویس کدوم برچسب رو پیدا کردی و چطور عوضش کردی؛ شاید همین برای شناختن فریب ذهن در انتخاب غذا به یه نفر دیگه هم کمک کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.12 از 34 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز ومهربان ودوستان هم مسیر واقعا متن وآگاهیه جدید والبته بسیار عالی بود و کمی سطح بالا واحتیاج به تامل و عمیق شدن داشت من سه مرتبه مرور کردم ویک مرتبه هم نت برداری کردم تا بتوانم آگاهیهای مفیدوآموزنده وجالب این متن را درک کنم و اگر بتوانم با زبان ساده درک خودم را بیان کنم تامورد استفاده خودم ودوستان قراربگیرد
بحث آگاهی انتخاب است چه درغذاها و چه درنوع محتوا و ورودی هایی که با آنها مواجهیم ما بایداز یک نوع فریب ذهنی آگاهی پیداکنیم فریبی که باعث میشود ما خودمان را از انتخاب آگاهانه و هوشمندانه محروم کنیم
اینکه ماباید بدون حذف غذاها و محدودیتهاوسختی های رژیم گونه درک کنیم که مقاومت و انتخاب درست وبا آرامش نقطه ضعف نیست بلکه قدرتی است درونیچون ما در این مسیر می آموزیم که با ذهنمان هم تیمی بشویم نه قربانی آن
ما به خودمان اهمیت میدهم و بااراده ومنظم هستیم وبی هیچ عذاب وجدانی وجنگی انتخاب میکنیم که انتخاب کنیم غذاهای سالم را بدون درگیری ذهنی و جنگ با خودمان ما ازانتخابهایمان لذت میبرییم
ومثال های جالبی که استاد در طول متن برای درک فریب ذهن ارائه میدهند ومثال فضای مجازی که ما معمولا برای همه مان اینگونه است که لابه لای حجم وانبوهی از محتواها حتی اگربه یک محتوای خوب ومفید وآموزنده ومورد علاقه مان هم نیز برخورد کنیم آن لحظه حوصله ش را ندارییم وبه سرعت رد میشویم وفریب ذهنی اینجا میگه فعلا اومدم تفریح ورفع خستگی وحال و هوای آموزش ندارم واین دقیقا فریب ذهنی است اگرچه درک میکنی که اون گشت وگزار بیهوده هیچ سودی نداره واینو درک میکنیم ولی ذهن دور میزنه ومیپیچونه اگرچه میفهمه داره اشتباه میکنه
نشان های دریافت شده
سلامی به زیبایی تناسب اندام به استاد گرامی و همسفران خوبم.
خیلی مطلب زیبا و جالبی بود .خیلی چیزهای جالبی گفتید که تا حالا بهش فکر نکرده بودم ولی وقتی فکرشو میکنم واقعیت دارن.خیلی مطلب ظریفیه که آگاهی ما در موردش واقعا کمه.
خوشبختانه من این دوره رو تهیه کردم . ولی چون دوره پیشرفته رو تازه شروع کردم فعلا ازش استفاده نمیکنم فکر میکنم بهتره اول پیشرفته رو تموم کنم بعد اصلاح پورخوری و اشتها رو.البته شاید با نم تداخلی نم نداشته باشه
اگر اشتباه میکنم لطفاً راهنمایی فرمایید.چون با این فایل دوست داشتم ازش استفاده کنم.
ممنون از وقتی که میذارید.
در پناه خدا باشید.
.
سلام و درود
اتفاقا دوره پیشرفته هم روی باورهای اشتباه درباره خوردن کار میکنیم و خیلی عالیه
بنابراین دوره ای که در دست اجرا دارید رو ادامه بدید و سپس از دوره اصلاح و پرخوری استفاده کنید.
منتظر خبرهای عالی شما هستم
بنام خداوند جان و ارامش و هدایتگر
درود و مهر بر استاد بی نظیر وراهنما و
دوستان همراه محترم ،
استاد امروز بیدار شدمدنبال برگه ای بودم
خواسته هامو بنویسم و مرور کنم بر انها
و موفقیتها و قدمهامو یاد اوری کنم و شادی بدمبابتشون به خودم ،
تا بیدار شدم صدای درونم گفت برو سراغ سایت استاد بخون از مطالبی که هر روز صفحه اصلی میاد اینبار رد نکن بخون و من خداروشکر به این مطلب سوق داده شدم،
دقیقا متوجه شدم کلید چیه؟
پیدا کردن فریبها و ترمزهام
و بعد تشویق خودم مثل یک مادر و دوست برای هر فکر و قدم
متوجه شدم فرمول یاد گرفتم باااید عملیش کنم
مثل تئوری برنامه ورزشیم که باید بیام باشگاه حالا اجراش کنم اولش صد کیلو نمیتونم بزنم ولی نمیزارم نجواها و فریبها و تنبلی بدنیم که دوست داره مدام بخواب فریبمبده امیدوار و شاد عمل میکنم و هر قدم و تغییر در اضافه کردن تعداد ست ها و وزنه ها و تکرار هامو برای خودم حشن نیگیرم به خودم می بالم و همین قدم قدم با امیدواری منو به همون صد کیلو زدن میرسونه،
نقشه زندگی من مشخص
لاغری با ذهن و جشن هر قدمی در زندگیم
زبان انگلیسی خوندن با ذهنم و تشویق خودم هر چند کوچک و کوتاه
نواختن داربوکام هر چند کوتاه
ورزشم که برام خیلی لذتبخش و ارزشمند نظم در انجامش چون براش زحمت کشیدم بها پرداخت کردم
الانم با درست انتخاب کردن و استفاده کردن از هر لحظه عمر زیبا و ارزشمندی که خدا بهم داده میخوام با انتخابهای درست حتی در غذا خوردنم و وقت گذاشتن برای شناسایی و حذف راه های اشتباه قدردانی کنم از خداوند بزرگم ،
میخوام لذت ازادی شادی پیشرفت ثروتمند بودن معنوی و مادی و روابط عالی با دوستان خدادوست و اگاه و باسواد هم تجربی هم علمی هم قلبی و خوب را تجربه کنم ،با رها کردن بخشیدن و فراموش کردن برای خودم ارزش قائل شدن با انتحاب اگاهانه و برای روحم و جسمم و ارامشو اسایش طعم تعهد و نظم و پشتکار بازم ارزش قائل بشم نه تنها کفه ترازوی خوشبحتی و ارزوهامو به تعادل برسونم بلکه رد کنم به بی نهایت برسونم
با (ایمان در عمل )
جزئیات زندگیمومینویسم
۱هر لحظه انتخابهامو درست میکنم
۲از زمانم استفاده مفید خواهم کرد
۳رسیدگی به تناسب فکری لاغریم با استمرار تظم و برداشتن قدم کوچک هر روزه و شناسایی ترمزهام و رفع انها با مثال پیدا کردن و الگو موفق پیدا کردن از خودم شروع میکنم من قهرمان خودم هستم همچنین با انتخاب و انجام عملی راه حلهای مفید در زندگیم
۴و تناسب در موفقیت و خواندن در زبان خواندنم و ۵داربوکا نواختنم
۶ورزش کردنم
۷تمیزی خانه و انجام کارهای زیبایی شخصیم چه روحی چه جسمی و
۸روابط عالی داشتن با اطرافیانم و کار خیر کردن با دل و خالص
۹و علاوه بر سلامتی ارامش و اسایش در روح و روانم و جسمم
۱۰ در زمینه شغلم و ثروت مادی و معنوی حتما
از من حرکت از خدا برکت رو انتخاب میکنم شکرگزاری میکنم برای نعمتهای که هر چند نمیتونم اونطور باید و شاید شکرش کنم اما شکرم را میگویم سعیمو میکنم چون خداوندملایق و شایسته والاترینها هست و من با لذت بردن و انتخاب درست از زندگیم به خدا در عمل هم نشان میدم که شکرگزارشم با همان نیت خوب حال خوب و ایمان در عمل برای خدا و با خدا و به خدا شکرگزاری و قدردانی میکنم و انجام میدم بایدهای زندگیمو
خدایا شکرت خدا جون ممنونم هر لحظه تا بی نهایت بار،
من مینویسم
لاغری تناسب ذهنی و جسمی لذت بخش در طولانی مدت برای من خواهد بود و وقتی نتیجه را ارامارام دیدم تا ابد پایبندشکتعهدش خواهم ماند چون راه اسان شده برای من
من غلتک زندگیمو حرکت میدم میخوام عاقبت خوب جسمی و روحی داشته باشم میخوام سعادتمند دو جهان باشم همین الانشم خداروشکر همه چی دارم
ملید اصلی راه حل خوشبحتیهامو با اموزش به ذهنمدر همه زمینه های زندگیم
و مادر سخاوتمند عاشقی دارم انشاالله عمر نوح و سلامتی داشته باش همیشه با عزت و احترام بیشتر
برادر دلسوز حامی و مهربان و با غیرتی دارم
ثروت مادی دارم بهترین خانه ماشین و حتی مقطع تحصیلی دارم رسته ای که بهش علاقه دارم شغلی که رئیسش خودمم و علاقه دارم بهش فقط میخوام بهترش کنم از طریق رسیدن به جسمم از طریق اموزش ااغری با ذهنم، الانم سلامتی دارم میخوام فقط بیشترش کنم و خانواده ایی دارم که عاشقم هستن دایی هم و خاله هم و بچه هاشون که عاشقشونم ،همسر پاکو خالصی دارم
خانواده همسر بی نظیری دارم
من به جرات میگم خدایا شکرت تو به من همه چی
همه چی دادی ممنونم که میخوای چاشنی همه چی زندگی منو بیشتر کنی
حتی ذهنی ارام و روشن بهم دادی همیشه هر چی خواستم سریع خاضر ساده تقدیم کردی
ممنونم خدایا ازت شکرت.
نشان های دریافت شده
سلام طبق این مقاله بسیارارزشمندفریب ذهن درانتخاب غذا،ما ادماعادت کردیم بخوردن غذاهای چرب وشیرین من خودم خیلی روغن توغذامیریختم ولی تودوران رژیم ازچربی ترس داشتم باروغن کم غذادرست میکردم ولی بعدها فکرمیکردم هرچه روغن بریزم غذا بهترمیشه ولی این افکاراشتباهه کلا چربی زیادخوب نیست همچی به اندازه مصرف بشه درموردمصرف فست فودمن قبلا خیلی میترسیدم میخوردم اون عذاب وجدان ولم نمیکرد ولی درروش ذهنی باگوش دادن به صحبت های استادروشن اون ترس روندارم ولی جزاون افرادی نیستم بخوام زودمصرف کنم ماکلا دیربه دیرمیخوریم ومن چقدرازخوردنش لذت میبرم طعم ومزشوحس میکنم چون ذهنم یادگرفته غذاقدرت نداره ولی تونحوه مصرف باید محتاط باشم میشه طبق نیازخورد طبق فایل که استادگفتن قرارنیست هرچی توبشقاب بودتاته بخوریم یابه فرمان مغزی هردقیقه جواب بدیم میشه ذهن رویاددادمثل یک فردمتناسب رفتارکنه همسرم یک رفتارمتناسب داره توفکرغذانیست گرسنه بودمیخوره وگاهی کارداشته غذانخورده ولی خیلی ارام بوده من برعکس سریع واکنش نشون میدادم وای غذانخوردم بیشتربخورم ولی درروش ذهنی دیگه اون ولع روندارم گرسنه بودم باهاش برخوردمعقول میکنم چیزی میخورم ارام جلواون گرسنگی گرفته بشه افرادمتناسب دنبال غذانیستن خیلی راحت برخوردمیکنن ولی یک ذهن چاق به غذافکرمیکنه چراغذای سالم روانتخاب نکنیم چرابا چایی چندتاقندبایدخورده بشه من این رفتاردریکی ازدوستانم دیدم وبهش تذکردادم هرچندتاچایی میخوری بایدونه قندبخورولی گوش نمیده من خودم مربا کم میخورم وازهمون لذت میبرم من خودم عادت ندارم باهرچایی یدونه قندبخورم یاتوجمع بخوام فکرم پیش خوراکی رومیزباشه اگرذهن چاقم بوداره ناارام بودم چیزی نمیخرم وانبارنمیکنم براذهنم تغذیه جورنمیکنم بایدذهن ناخوداگاه اموزش ببینه ومابتونیم همیشه روندمتناسب شدن رو ادامه بدیم نه براچندروزوبعدش رهاکنیم چون تغییرات ازذهن شروع میشه باید ذهن یادبگیره چجوری دربرابرغذاهای سالم وناسالم رفتارکنه هیچ غذایی حذف نمیشع من تناسب فکری فست فودونوشابه شیرینی دسرمیخورم اونم طبق نیازبدنمترسی ندارم چون یک ذهن متناسب دارم
نشان های دریافت شده
به نام خدای بخشنده ومهربان
سلام به استاد وهمه دوستان هم مسیر
انتخاب بین غذای سالم و ناسالم
وفتی تو مسبر تناسب فکری قرا گرفتم اول درک کردم که من حق انتخاب دارم میتوانم برای همیشه چاق باشم سختی های چاقی به جون دل بگیرم و تا اخرین لحظه زندگی هی شرایط برای خودم سخت کنم وی انتخاب بهتری دارم که اون لاغر شدن بهبود شرایط و زندگی با تغیبر خوب و دریافت خوب کنارش هست سختی جاقی با تمام پوست گوشت جونم چشیدم و قصدم ترمیم بود وفتی هر تلاشم برای بهبود جواب گو نبود و به حال بد خودم تو تسلیم کامل در برابر خدایی عزیزم دیدم به این مسبر از درخواست های خودم رسیدم
شروع کردم به انتخاب بهترین که برام مهیا شد دوره خوب پشت هم اگاهی خوب درست تمرین های درست انتخاب افکار درست غذای سالم هست چون باید غدای سالم مصرف کنم
قصدم بهبود بود با خودرن فست فود غذاهای پرکالری ترمیم درست انجام نمیشه واز هدفم کاملا دور هست
شب یلد بچه ها منزل ما بودن همسرم با دختر خرید شب یلد انجام دادن یی کیک کوچک برای شب یلد تهیه کردن داماد دوم به دختر زنک زده بود که برای شب ازیی شیرنی فروش نزدیک منزلشون شیرنی تهیه کرده داره میاره وفتی دختر دوم متوجه شد پدرش کیک گرفته کفت اگه میدوستم یی جیز دیگه تهیه می کردیم داماد که امد با گای شیرنی که دامادم اودره بود مصرف کردن من ی شیرنی متوسط با چای خودرم بیقه دو تا خودرن من نیاز ندیدم به همون یی انتخاب رضایت دادم شام مصرف کردیدم من دلتون نخواد کدو تبل درست کرده بود ساده بی اب پخته بودم
از مزه طبیعی خودش استفاده کردم چیز بهش نزدم شب با کیک میوه وکدو تبل تزین داشیتم هی همسرم اسرار که کیک برش بزنیم ازرش مصرف کینممن اننخاب بهتری کردم به دختر گفتم من کیک نمی خوردم خاش کدوتبل برام بیاره وفتی انتخاب خوب روانجام دادم به ذهن یاداور شدم اتنخاب بهتری روبرای سلامتی خودم انجام دادم
همین شب همسرم پرسید برای شام چی دارایم بهش گفنم قیمه دارایم با برنج برای نهار درست کردم اگه دلت خواست میتوانی تخم تمیرو کنی بخوری بهش حق انتخاب خوب وخوبتر دادم
چونب عضی زمان همسرم غذای تکرای نمی خوره وشب شام سبک میل میکنه
ذهن همسرم دستور متفاوتی براش اجرار کرد همسرم یی بشقاب برداشت چند تا بیسکویت توش گزاشت با چای برای خودش اورد بهش گفتم این همه بیسکویت برای توکه قند خون دارای درست نیست
یی جواب داد که متوجه شدم ذهنش گولش زده و براش ساخته همسرم گفت خوب جای شام میخورم دیکه شام نمی خوردم بهش گفتم تو کلی شکر دارای می خوری که شام ساده بدون شکر نخوری
پس ذهن برای هر فرد به شیپوه خودش فریب زدن داره حتی همسرم خیلی نکران هست که جرا قتد خونصبح ناشتاش کم نمیشه ولی خبر نداره عادت قند چای نبات جای قند شکر خودرن برایش کمکه نشده افزایش پیدا کرده تو شب یلد هم تا دو کیک نخورد از شیرنی داماد دو تا نخورد نتواست ارزش بگزره فریب ذهن برای من باره داشتم
شب رفتم برای خودم دو تا تخم مرغ نیم رو کردم فبلا از ذهنم هی تاکید ساد الویه حاضری تو یخچای هست برو اونمصرف کن ولی من انتخاب کردم میلم نیمرو خواست با کمترین روغن خواست نیمرو خوردم خورشت برنج موندبرای پسرم و نهار فردای دختر و پسرم تو محیط کارشون من با انتخاب سالمتر به ذهنم تایبد درشتس کارم ارسال میکنم
تو دوره اصلاح پر خوری اشتها کلی انتخاب بود امورزش دیدم میزان کمتر از میوه میزان کمتر از تنوع سس وغذا میزان کم تر از ظرف غذا میزان کمتراز اب میوه خود میوه جاگزین باشه انتخاب سایز کوچکتر از میوه حتی انتخاب یی شیرنی جای چند شیرنی انتخاب غذای سالم جای غذای نا سالم و انتخاب دیگه که حالا به یاد ندارم تو برخوردهای خودم بیشتر به یاد میاد پس من با انتخاب درست به ذهنم تایبد درست غذای سالم انتخاب درست خودمبهش یاداور میشمحس خودم باهش خوب هست که دارمبهترین کار برای خودم دارم انجام.میدم
قبلا کلا انتخاب که نبود هر چی بیشتر بزرگتر جرب تر سرخ شده روغنش بیشتر خوشمره تر وفتی داشتم سیب زمینی سرخ می کردم به بادم امد قبلا هرجی روغن ته تابه از سیب زمینی سرخ شده میموند به خورشت اضافه میشد که خورشت خوشمزتر بشه
امروز وفتی سیب زمین سرخ شده روغنش گرفتم هر جی روغن تو تابه بود که بازم میزانش بسیار کمتر ازفبل بود تو طرفشویی خالی شد تابه شسته شد روغنش تو خورشت دیگه اضافه نشد هم غذا پخته شد از چربی روغن بی مورد خبری نبود ته برنج از روغن فراوان که با برداشت ته دیک دست جرب بشه و از انکشتم روغنی بچکه خبری نیست
خوشمزه و در این حال سالمتر از سابق شده تو یخجال منزال از فراوانی مربا اثری نبست مربا در تنوع زیاد دیگه نبست یی مربای سیب هست ازتنوع مربا خبری نیست وفتی تو یخجال باشه خودرن کنارش بعضی زمان هست ذهن من فریب میداد به میرانکم ولی درتعداد رورهای بیشتر مصرف داشتم
فبلا سه تا چهار مدل مربا تو ظرف دو کلیپوی شریت تو ظرف شیشه یی لیتری نیمی بود حالا اگه باشه یی شیسه کوچک یی شیشه مربای کوچک هست
سابق تو فریزم کلی سبزی و بادمجان لوبیا سبز سرخ شده با کشوکشو بود فکر می کردم دارام بهترین کار انجام میدم کیسه کیسه بادمجان تهیه می کردمسرخش میکردیم تو کشوی فریز جای میداد
حالا میزانش بسبار کاهش پیدا کرده شاید به چند کلیو برسه تو روغن کمتر سرخ بسته بندی شده زودتر مصرف میشه وتازه خوری بهتری هم رعایت میکنم تواین بخش خیلی تغیبر خوب اجرار کردم یادم نبود با نوشتن کارهایی که انجام دادن پشت هم تو ذهنم تایبد انتخاب درست هی یاد اور میشه
قبلا با هر نون داغ مخصوصا نون برابری مساوی بود با کره که رویی نون داغ میزاشتم وکره اب میشد از خودرنش لذت میبردم تو این مدت این رفتار اشتباه هی کاهش پیدا کرد تواین جند ماه کذشته بازم کمتر شد حالا تازه وفتی سبر هستم همون بوی نون که تشپویق به خودرن زیادی برام می ساخت از بوش فراری هستم حال تهو به من میده سریع سردش میکنم فوری جمع کرده که بوش ازارم نده بعضی بوهای که همیشه تشپویق برای خودرن کنارش بود تغیبر کرده تو زمان سیری ازار دهند میشه این تغیبرات خیلی دوست دارم
خدایا شکرت با این نوشته تغیبرات خوبم برام واضحتر شد وسپاس گزار هستم که از دنیای نعمت حق انتخاب خوبش به خودم میدم
در ساحل ارامش الهی قرار بکیریم امین
با سلام و احترام
چرا در فسفود فروشیها غذای سالم وجود ندارد ؟ چون در نبود گزینه های مناسب برای غذا خوردن صدای احساس گناه در ذهن را خاموش کنند
و ما با انتخاب گزینه ی بد رضایت بیشتری در خودشان احساس کنند چون افراد چاق با خوردن بیشترین لذت را احساس میکنند و دقیقا بعد از پرخوری احساس سرزنش در ذهن دارند
وقتی ذهن یاد بگیره که درانتخاب سالم هم میتواند همین لذت را احساس کنه و حتی بیشتر و احساس محرومیت و عذاب وجدان ندارد کم کم غذاهای ناسالم را کنار میگذارد و با اگاهی کامل غذاهای سالم را انتخاب میکند
چرا ما بعد از خوردن غذاهای فسفود دار احساس رضایت نداریم ؟ چون ذهن دقیقا میداند که این یک فریب بوده و ما گول خوردیم
ما باید یاد بگیریم که در خوردن مواد غذایی اگاهانه انتخاب سالم داشته باشیم تا برد واقعی را داشته باشیم و بعد از خوردن از عملکرد خودمان راضی و خوشنود باشیم ما با انتخاب هرنوع غذا یک پیامی به ذهن خود میدهیم که این باخوردها بسیار مهم هستند من با انتخاب غذای سالم پیامی به ذهن خودم میدهم که من با خوردن غذای سالم به خودم اهمیت میدهم و با اراده و با نظم هستم و برعکس با انتخاب غذای ناسالم پیام به مغز میدهم که من ضعیفم و از خود اراده ای ندارم .ختی پیامهای رد شده هم دارای پیام هستند یعنی اینکه من لیاقت بهتر بودن را درزندگی ندارم و با اینکار کم کم مغز چاق را فریب میدهد و در ذهن میگوید بذار اصلا گزینه خوب نباشد که بعدشم خودم را سرزنش کنم باید به جای کلمه من ضعیفم و نمیتوانم هرروز بگوییم من روز دارم روز به روز بهتر میشود و سیاست های بهترین ها را دارم و انتخاب سالم را انجام میدهم من برای رشد خودم ارزش قائلم
چون اگر فسفوف ها غذای سالم بفروشند ذهن اول ان را انتخاب میکند و دچار عذاب وجدان نمیشود
عملکرد پنهان مغز برای فریب ذهن در انتخاب غذا
1- حذف بی صدا و تدریجی انتخاب های سالم
2- توجیه انتخاب های ناسالم و با منطق ساختگی
3- سرکوب احساس گناه برای خفظ لذت لحظه ای
راه حل چیه : آموزش / اگاهی / و تمرین ذهنی
آموزش : که الگوهای ذهنی را بشناسی و بین الگوهای چاق و متناسب الگوی درست را انتخاب کنی
آگاهی : اگاه شوی این رفتارها همگی از ذهن ما سرچشمه میگیرد و ربطی به اراده ندارد
تمرین ذهنی : که با تمرین به جای واکنش های ناهنجار انتخاب اگاهانه انجام بدی
و یاد بگیریم تغییرات از ذهن ما شروع میشود نه از کوچک کردن لقمه ها و کوچک تر کردن بشقاب غذا
و ذهنی که فریب را بشناسه هرگز فریب و گول نمیخوره و اسیر ان نمیشود و انتخاب اگاهانه تری دارد