🍕 تصور کن یه شب خسته و گرسنه، جلوی منوی یه فستفود ایستادی…
همبرگر آبدار، پیتزای پنیرکشدار، سیبزمینی داغ! 😋 و یه گوشهی منو؟ یه فیلهی کبابی تنها و مظلوم، با سبزیجات بخارپز…
انتخاب آسونه، نه؟ ولی واقعاً چرا ما با وجود دونستنِ ضررها، باز سمت غذای ناسالم میریم؟
🔍 اینجاست که فریب ذهن در انتخاب غذا وارد بازی میشه؛ یه بازی زیرپوستی که خیلیهامون ازش بیخبریم…
تو این مقاله قراره با زبون ساده، پرده از ترفندهای ذهنیمون برداریم و بدون قضاوت، فقط آگاهتر انتخاب کنیم. 🎯
چرا فستفودها غذای سالم نمیفروشند؟
چرا فستفودها غذای سالم نمیفروشند؟ بازی زیرکانهای به نام حذف انتخاب خوب 🤔
وقتی وارد یک فستفود میشیم، معمولاً با منویی پر از خوراکیهای وسوسهبرانگیز روبهرو میشیم: 🍔 همبرگر، 🍕 پیتزا، 🍗 مرغ سوخاری، 🍟 سیبزمینی سرخکرده…

همه چی آمادهست برای یه حملهی تمامعیار به ارادهات! اما یه سوال مهم: چرا خبری از غذاهای سالم نیست؟
🎓 پژوهشهای دکتر Ravi Dhar از دانشگاه Yale در مقالهای با عنوان نشانه ها و خطرات خودفریبی ذهن در انتخاب مواد غذایی نشان میده که وقتی انتخاب سالمی در منو وجود نداشته باشه، ما کمتر احساس گناه میکنیم. بهعبارت دیگه، فریب ذهن در انتخاب غذا از همینجا شروع میشه!
🔍 مغز ما وقتی با گزینههای سالم روبهرو نیست، نیازی نمیبینه خودش رو سرزنش کنه.
اما اگه وسط منوی فستفود، ناگهان چشمت به یه گزینهی سالم بیفته مثل فیلهی مرغ گریلشده با سبزیجات بخارپز، اونوقت ذهن شروع میکنه به غر زدن:
“تو که میتونستی بهتر انتخاب کنی! چرا نکردی؟!”
🤯 این یعنی چی؟ یعنی بعضی رستورانها بهصورت کاملاً آگاهانه، برای فریب ذهن در انتخاب غذا، انتخاب سالم رو حذف میکنن تا مشتری بتونه با خیال راحتتر، غذای ناسالم رو انتخاب کنه و بعدش عذاب وجدان نگیره.
🧠 این دقیقاً همون الگوییه که در لاغری با ذهن باهاش سروکار داریم. جایی که ذهن برای حفظ لذت لحظهای، فریبکاری میکنه.
درواقع مغز چاق بهجای اینکه مقاومت کنه، مسیر رو دور میزنه: «اصلاً گزینهی سالمی نبود که بخوام انتخابش کنم!» 😌
این یکی از ده ها خطای مغز چاق در افرادی است که اضافه وزن دارند و سالهاست برای کاهش وزن تلاش می کنند.
مجموعه خطاهای مغز چاق در دورهی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز به طور کامل معرفی و نحوه اصلاح آنها شرح داده شده است.
دوره ای که میتونه کل بازی رو عوض کنه. چون ما تو این دوره یاد میگیریم چطور این ترفندهای ناخودآگاه رو بشناسیم و کنترل رو دوباره به دست خودمون برگردونیم. 💪🧠

انتخاب از میان گزینههای بد = رضایت بیشتر! 🎭
🧪 توی یه آزمایش جالب، به شرکتکنندهها سه خوراکی دادن و گفته شد نمایشگر به شکل اتفاقی یک گزینه رو انتخاب می کنه و باید همون رو بخورید.
- کوکی شکلاتی
- دونات شکلاتی
- چیپس نمکی
حالا دقت کن به نکتهی طلایی:
🔹 وقتی کوکی شکلاتی رو از بین دونات شکلاتی و چیپس نمکی انتخاب کردن، شرکت کنندهها احساس رضایت بیشتری داشتن.
چرا؟ چون دو گزینهی کناریش هم ناسالم بودن و انتخاب کوکی، تو ذهنشون بهعنوان «بهترینِ بدها» جا افتاد.
ذهن ناخودآگاه با یه نفس راحت گفت: «آخیش! حداقل چیپس و دونات نخوردم!» 😌
🧪 در آزمایش دیگری، ترکیب خوراکی ها را تغییر داده ولی باز هم گزینه کوکی شکلاتی را به شرکت کنندهها نمایش دادند:
- کوکی شکلاتی
- بادام زمینی
- برگه زردآلو
حالا دقت کن به نکتهی طلایی:
🔹 وقتی کنار کوکی، برگه زردآلو و بادام زمینی قرار گرفت — یعنی دو گزینهی طبیعی و سالمتر — لذت خوردن کوکی پایین اومد.
و بدتر از اون، احساس عذاب وجدان بعد از خوردن کوکی بالا رفت! 😕
این دقیقاً فریب ذهن در انتخاب غذاست!
این آزمایش نشون میده که فریب ذهن در انتخاب غذا فقط مربوط به چیزی که میخوریم نیست…
بلکه به زمینهی انتخاب هم وابستهست.
ذهن ما وقتی در معرض گزینههای خیلی ناسالم قرار میگیره، برای انتخاب غذای کمتر ناسالم احساس افتخار میکنه!
ولی وقتی یه گزینهی سالم واقعی جلوی چشممونه، مقایسه فعال میشه و ما احساس میکنیم «انتخاب اشتباهی» کردیم.
و اینجاست که ذهن برای فرار از احساس گناه، یه ترفند عجیب اجرا میکنه:
🧠 در نبود گزینهی خوب، ذهن ناخودآگاه احساس گناه رو خاموش میکنه!
بهعبارت دیگه، ذهن یاد میگیره با حذف گزینههای سالم از ذهن (یا حتی از یخچال)، انتخاب بد رو منطقی جلوه بده.
چطور این دام ذهنی رو اصلاح کنیم؟
✨ در دورهی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز، ما دقیقاً روی همین نقطهی پنهان (فریب ذهن در انتخاب غذا) تمرکز میکنیم؛
جایی که ذهن بهطور اتوماتیک، گزینههای سالمتر رو از فضای انتخاب حذف میکنه، تا برای انتخابهای پرکالری، یه توجیه منطقی بسازه.
ما با تمرینات ذهنی خاص، یاد میگیریم که چشممون رو دوباره به گزینههای واقعی باز کنیم؛
نه فقط در یخچال، بلکه در ذهنمون.
🌱 وقتی ذهن آگاه بشه، انتخاب سالم نهتنها آسونتر میشه، بلکه احساس رضایت هم همراهشه؛
نه احساس محرومیت یا عذاب وجدان.

چرا غذاهای سالم توی فستفود نمیچسبه؟ 🤨
🔍 چرا وقتی غذاهای سالم مثل سالاد، سوپ یا پاستای کمچرب توی فستفودها هستن، معمولاً نمیچسبن؟ چرا انتخابشون حس خوبی نمیده؟
پاسخ سادهست ولی عمیق: چون ذهن ما در این موقعیت داره بازی میسازه… بازیای به اسم فریب ذهن در انتخاب غذا!
وقتی مغز توجیه میسازه، نه انتخاب! 🎭
فستفودها استادن در ساختن صحنه! یه صحنهی پر از رنگ، چربی، صدا و بوهای وسوسهانگیز…
🍔 یه همبرگر با پنیر آبشده، بغلش سیبزمینی ترد با سس قرمز و بالاخره نوشابهی خنک با بخار روی لیوان…
حالا وسط این تصویر یه سالاد ساده جا بدی، انگار داری وسط فیلم اکشن، تبلیغ نخ دندون نشون میدی! 🤷♀️
حتی اگه اون سالاد یا غذای سالم خوشمزه باشه، چون بقیهی صحنه ناسالمه، مغز نمیتونه ازش لذت ببره. چرا؟
چون ذهن ما برای توجیه انتخاب ناسالم نیاز به یه دشمن داره — یه انتخاب سالم ولی بیجذابیت — تا بتونه به خودش بگه:
“اگه قرار بود سالاد بخورم، اصلاً چرا اومدم اینجا؟!”
این همون جاییه که فریب ذهن در انتخاب غذا خودشو نشون میده:
نهتنها ما رو میکشونه سمت غذاهای پرکالری، بلکه باعث میشه حضور گزینههای سالم برامون بیمزه به نظر برسه!
یعنی ما لذت سالمخوری رو فقط وقتی حس میکنیم که از یه وسوسهی چرب و چیلی رد بشیم!
در مسیر لاغری ذهنی، هدف حذف وسوسه نیست!
برخلاف رژیمهای سنتی که میگن:
«قفس بساز، دور غذا خط قرمز بکش، نخور!»
ما در مسیر لاغری با ذهن یاد میگیریم چطوری مغزمون رو تربیت کنیم.
✅ نه اینکه پیتزا رو از زندگی حذف کنیم،
بلکه یاد بگیریم وقتی وسوسه میاد، مغزمون بتونه آگاهانه انتخاب کنه، نه توجیهگر باشه.
🎯 این یعنی «بُرد واقعی» توی بازی ذهن:
وقتی با دیدن پاستای خامهای بگی:
“هوس دارم، ولی حالا که بدنم سبکی میخواد، یه سوپ گرم انتخاب میکنم.”
و بعدش هم واقعاً از اون انتخاب لذت ببری. نه با اخم و عذاب وجدان.
🌐 اینجاست که دومین چهرهی فریب ذهن در انتخاب غذا رو میبینی:
ذهنی که یاد گرفته مقاومت رو نقطه ضعف بدونه، نه قدرت!
در حالی که همین انتخاب آگاهانه، هم لذت میسازه و هم مسیر لاغری رو ماندگار میکنه.
ما باید بفهمیم که فستفودها، مهمونیها، تبلیغات تلویزیونی و حتی ذهن خودمون همیشه دارن مارو درگیر یه بازی میکنن:
🎲 بازیِ فریب ذهن در انتخاب غذا.
ما هم میتونیم مثل همیشه بازندهی بازی بمونیم و با احساس گناه و اضافهوزن برگردیم،
یا اینکه از همین حالا قواعد ذهن رو یاد بگیریم و طراح بازی بشیم.
✨ توی دورهی آموزش ذهنی برای کنترل اشتها و پرخوری، دقیقاً یاد میگیریم که چطور با ذهنمون همتیمی بشیم و نه قربانی اون.

خودفریبی یا پیامهایی که به خودمون میفرستیم 💌
یکی از مهمترین و عمیقترین مفاهیم روانشناسی تصمیمگیری و به خصوص در مسیر فریب ذهن در انتخاب غذا، نظریهی Self-signaling است.
اما اصلاً Self-signaling یعنی چی؟
بذار فریب ذهن در انتخاب غذا رو به شیوه ای ساده بگم:
هر بار که یه انتخاب میکنی، در واقع داری به خودت یه پیام میفرستی، نه فقط به دنیای بیرون!
این پیامها مثل نامههایی هستن که توی پاکتی میذاری و برای خودت میفرستی.
مثلاً وقتی یک انتخاب سالم انجام میدی، داری به خودت میگی:
«من آدم با اراده و منظم هستم. من به خودم اهمیت میدم.»
ولی وقتی به سمت یه انتخاب ناسالم میری، یا حتی تصمیم میگیری که گزینههای سالم رو انتخاب نکنی، داری پیامی برعکس ارسال میکنی، مثل:
«من ضعیفم و نمیتونم خودم رو کنترل کنم.»
پیامهای ردشده؛ انتخابهای نادیده گرفتهشده هم حرف دارن!
جالبتر اینه که حتی انتخابهای ردشده هم پیام دارن!
وقتی از کنار یه غذای سالم رد میشی و میگی «نه، الان دلم نمیخواد» یا «بعداً میخورم» ولی در عمل هیچوقت اون انتخاب سالم رو انجام نمیدی،
در واقع داری یه پیام پنهان و دردناک به خودت میفرستی:
🌀 «من لیاقت بهتر رو ندارم.»
🌀 یا حتی: «من نمیتونم تغییر کنم.»
این پیامها کمکم به باورهای ذهنی تبدیل میشن و از درون، تو رو به سمت عادتهای ناسالمتر هل میدن.
و این دقیقاً همونجاست که فریب ذهن در انتخاب غذا شروع میشه:
با نادیده گرفتن فرصتهای خوب، تا ذهن بتونه توجیه کنه که «من چارهای نداشتم.»
مغز چاق چطور خودش رو فریب میده؟ 🤯
مغز چاق که نمیخواد با پیامهای منفی و احساس شکست روبرو بشه، یه ترفند عجیب به کار میبره:
میگه:
«بذار اصلاً گزینهی خوب نباشه، که بعدش خودم رو سرزنش نکنم.»
یعنی مغز ناخودآگاه تلاش میکنه گزینههای سالم رو از ذهن حذف کنه، یا حتی تو رو به محیطهایی ببره که انتخاب سالم توی دید نباشه!
تا انتخاب بد راحتتر انجام بشه، اما وجدان ناراحت نشه چون گزینهای برای مقایسه وجود نداشته!
🎭 این همون الگوی خطرناک فریب ذهن در انتخاب غذاست که در سکوت، عادتهای سالم رو نابود میکنه.
و وقتی این الگو تکرار بشه، ذهن یاد میگیره که فرار از انتخاب بهتر، راهیه برای حفظ آرامش لحظهای…
در حالی که پشت پرده، داریم هر روز یه قدم از تناسب دورتر میشیم.

چطور پیامهای درونیمان را تغییر دهیم؟
در دورهی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز، یکی از تمرینات بسیار کلیدی این است که ابتدا فریب ذهن در انتخاب غذا را از طریق پیامهای درونی و ناخودآگاه رو شناسایی کنیم؛ اینکه متوجه بشیم داریم به خودمون چی میگیم، چه با انتخابهای مثبت و چه با رد کردن گزینههای خوب.
بعد قدم بعدی اینه که این پیامهای احساسی فریب ذهن در انتخاب غذا را از طریق تمرینات ذهنی – نوشتاری بازنویسی کنیم؛
جای سرزنشهای سخت و خستهکننده، پیامهای پر از تشویق و امید بیاریم؛
مثلاً به جای:
«من ضعیفم و نمیتونم»
بگیم:
«من دارم روز به روز بهتر میشم و لیاقت بهترینها رو دارم.»
جای حذف انتخاب خوب، جرئت انتخاب سالم را تمرین کنیم 🌱
اصلاً لازم نیست یک شبه تبدیل به یک ابرقهرمان بشی که هیچ وقت وسوسه نمیشی.
هدف اینه که وقتی گزینه سالم رو میبینی، به جای فرار یا نادیده گرفتن، با جرئت و اعتماد انتخابش کنی.
این یعنی پیام قدرتمندی به خودت میفرستی:
«من توانایی انتخاب درست رو دارم و ارزشمندم.»
هر بار که این پیامها رو تقویت کنی، مغز کمکم خودش رو بازسازی میکنه و اون چرخهی فریب ذهن در انتخاب غذا شکسته میشه.
Self-signaling یعنی پیامهایی که با انتخابهای خودمون به خودمون میفرستیم.
این پیامها تعیینکنندهی رفتارهای بعدی ما هستن و در لاغری با ذهن، یاد میگیریم این پیامها رو آگاهانه کنترل کنیم، بازنویسی کنیم و مسیر رو برای انتخابهای سالم و رضایتبخش هموار کنیم.
فریب ذهن در فضای مجازی و سبک زندگی دیجیتال 📱🌀
(وقتی خوراک فکریمون هم ناسالم میشه!)
موضوع فقط سر غذا نیست…
«فریب ذهن در انتخاب غذا» فقط توی یخچال یا فستفود اتفاق نمیافته؛
توی گوشیهامون، توی شبکههای اجتماعی، حتی توی ویدیوهایی که میبینیم هم این الگو دقیقاً تکرار میشه.
🧠 ذهن ما، همیشه در حال انتخابه؛ چه برای خوراک جسم، چه برای خوراک ذهن.
و نکتهی دردناک اینه که در دنیای دیجیتال، خیلی وقتها حتی نمیفهمیم که داریم چی رو انتخاب میکنیم یا چی رو نادیده میگیریم…
تصور کن…
داری با گوشی توی دستت استراحت میکنی. میری سراغ اینستاگرام یا یوتیوب.
پنج تا پست سرگرمکننده، یه چالش خندهدار، یه خبر زرد، یه دابسمش عجیب، و وسط اینا یه پست فوقالعاده آموزشی درباره ذهن و تغذیه.
تو یه لحظه بین اسکرول کردن، اون پست آموزشی رو میبینی…
ولی ردش میکنی. چون «الان حال نداری»، «طولانیه»، یا «بعداً نگاه میکنی».
همین رد کردن، یعنی چی؟
یعنی یه پیام به خودت دادی:
«الان من نیاز به رشد ندارم، فقط میخوام سرگرم شم.»
این دقیقاً همون الگوییه که تو فریب ذهن در انتخاب غذا هم میبینیم:
وقتی بین کیک شکلاتی و یه میوه سالم، کیک رو انتخاب میکنی چون دلت لذت لحظهای میخواد، نه سلامتی طولانیمدت.
چرا وقتی پستهای آموزنده زیاد نیستن، راحتتر وقتمون رو هدر میدیم؟ 🤔
اینجا یه اتفاق پنهان تو ذهن ما میافته:
🔹 وقتی بین کلی محتوای بیارزش، یه محتوای مفید هست ولی ردش میکنی، یه احساس خفیف گناه یا بیکفایتی میاد سراغت.
چون ناخودآگاه میدونی یه فرصت خوب رو از دست دادی.
🔹 اما اگه اصلاً محتوای مفیدی نباشه، مغز احساس راحتتری داره! چون گزینهای برای «انتخاب بهتر» وجود نداشته، پس لازم نیست خودتو سرزنش کنی.
این یعنی چی؟ یعنی ذهن، برای فرار از احساس گناه یا ضعف، ناخودآگاه دنبال محیطی میگرده که توش هیچ انتخاب خوبی نباشه.
دقیقاً مثل همون رفتاری که توی غذا خوردن هم داریم:
«اگه قراره کیک بخورم، بذار اصلاً میوه نخریم، که بعدش عذاب وجدان نگیرم!» 😬
این یعنی فریب ذهن در انتخاب غذا در شکل دیجیتالش!
خوراک ذهنی = خوراک جسمی!
✅ همونطور که بدنمون با فستفودهای چرب و شیرین خسته و سنگین میشه،
ذهــنمون هم با پستهای بیارزش، سرگرمیهای سطحی و بمباران اخبار تکراری، کند و گیج میشه.
ولی نکته مهم اینه که مغز برای توجیه این انتخابها، باز هم فریب میزنه!
مثلاً:
- «الان خستم، بعداً میرم سراغ آموزش»
- «این چیزا خیلی علمیان، نمیفهمم»
- «فعلاً فقط یه کم بخندم، بعداً جدی میشم»
همهی اینها نمونههایی از مقاومت ناخودآگاه در برابر رشد شخصی هستن.
و تا وقتی این الگو رو نشناسیم، دائم در حال تکرار همون فریب هستیم — چه در خوراک، چه در محتوا!
راه نجات چیه؟
راه حل نه حذف فضاهای مجازیست، نه ترک تفریح، نه رژیم سختگیرانه.
راهش آگاهی از انتخابهاست.
🧭 در «لاغری با ذهن» یاد میگیریم که چطور فریبهای ذهن رو بشناسیم و آگاهانه ازشون عبور کنیم.
چه توی غذا خوردن، چه در نوع محتوایی که میبلعیم.
👁️🗨️ تمرین میکنیم که به جای حذف گزینههای خوب، حضورشون رو ببینیم و انتخابشون کنیم — حتی اگه یه قدم کوچیک باشه.
فریب ذهن در انتخاب غذا فقط دربارهی خوردن نیست. در دنیای دیجیتال، ذهن ما همون الگو رو دنبال میکنه:
وقتی انتخابهای ارزشمند رو رد میکنیم، به خودمون پیام ضعف میدیم.
اما وقتی آگاهانه یکی از اون انتخابها رو میپذیریم، حتی بهقدر دیدن یک پست مفید، داریم یه پیام قوی میفرستیم:
«من برای رشد خودم ارزش قائلم.»
و این پیام، کمکم عادتهای رفتاری و سبک زندگی ما رو تغییر میده… از درون، با ذهن.

چطور مغز ما رو به سمت چاقی هل میده؟ 🧠🚶♀️
(وقتی فرمان دست ناخودآگاهه…)
واقعیت اینه که خیلی وقتها، ما چاق نمیشیم چون زیاد میخوریم؛ زیاد میخوریم چون ذهنمون ما رو گول زده!
فریب ذهن در انتخاب غذا دقیقاً از همینجا شروع میشه:
🧠 عملکرد پنهان مغز در فریب ذهن در انتخاب غذا
🔻 حذف بیصدا و تدریجی انتخابهای سالم:
ذهن ناخودآگاه یاد میگیره گزینههایی که ممکنه باعث احساس گناه بشن (مثل سالاد یا غذای سبک)، اصلاً نباید توی صحنه باشن!
تا بعدش راحتتر بتونه انتخابهای ناسالم رو “تنها گزینه موجود” نشون بده.
🔻 توجیه انتخابهای ناسالم با منطق ساختگی:
مثل این جملههای معروف:
«الان خیلی گرسنهام»، «امروز سخت گذشت»، «فردا دوباره شروع میکنم»، «این یکی فقط یه بار پیش میاد!»
اینها صداهای فریبکار ذهن هستن که ما رو به سمت تصمیمهای اشتباه سوق میدن.
🔻 سرکوب احساس گناه برای حفظ لذت لحظهای:
مغز چاق بلد شده که حس گناه رو خفه کنه.
میگه: «الان لذت ببر، بعداً فکرشو میکنیم…»
و همین “بعداً” هیچوقت نمیرسه!
اینها فقط رفتار نیستن؛ اینها الگوی فکری ناخودآگاه ما هستن.
ما در تناسب فکری به این ترکیب پیچیده و پنهان، میگیم: عملکرد مغز چاق.
مغزی که هر روز با تکرار اشتباهات، خودش رو قانع میکنه که چارهای جز پرخوری نداره…
اما خبر خوب اینه که:
💡 راهحل چیه؟
راهحل جادویی نیست، ولی عمیق و ماندگاره:
آموزش، آگاهی، و تمرین ذهنی.
🔸 آموزش میکنی که این الگوهای ذهنی رو بشناسی
🔸 آگاه میشی که این رفتارها از کجا میان
🔸 و تمرین میکنی تا بهجای واکنشهای اتوماتیک، انتخابهای آگاهانه انجام بدی
دقیقاً به همین هدف، دورهی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز طراحی شده؛ یه مسیر علمی، منظم و کاربردی برای خروج از این چرخهی فریب ذهن در انتخاب غذا. تا مغزت رو از حالت چاق، به عملکردی سالم و هماهنگ با بدنت برسونی. 🧠❤️🔥
✨ یادت باشه: تغییر از ذهن شروع میشه، نه از بشقاب.
و ذهنی که فریب رو بشناسه، دیگه اسیرش نمیمونه…
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.12 از 34 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز ومهربان ودوستان هم مسیر واقعا متن وآگاهیه جدید والبته بسیار عالی بود و کمی سطح بالا واحتیاج به تامل و عمیق شدن داشت من سه مرتبه مرور کردم ویک مرتبه هم نت برداری کردم تا بتوانم آگاهیهای مفیدوآموزنده وجالب این متن را درک کنم و اگر بتوانم با زبان ساده درک خودم را بیان کنم تامورد استفاده خودم ودوستان قراربگیرد
بحث آگاهی انتخاب است چه درغذاها و چه درنوع محتوا و ورودی هایی که با آنها مواجهیم ما بایداز یک نوع فریب ذهنی آگاهی پیداکنیم فریبی که باعث میشود ما خودمان را از انتخاب آگاهانه و هوشمندانه محروم کنیم
اینکه ماباید بدون حذف غذاها و محدودیتهاوسختی های رژیم گونه درک کنیم که مقاومت و انتخاب درست وبا آرامش نقطه ضعف نیست بلکه قدرتی است درونیچون ما در این مسیر می آموزیم که با ذهنمان هم تیمی بشویم نه قربانی آن
ما به خودمان اهمیت میدهم و بااراده ومنظم هستیم وبی هیچ عذاب وجدانی وجنگی انتخاب میکنیم که انتخاب کنیم غذاهای سالم را بدون درگیری ذهنی و جنگ با خودمان ما ازانتخابهایمان لذت میبرییم
ومثال های جالبی که استاد در طول متن برای درک فریب ذهن ارائه میدهند ومثال فضای مجازی که ما معمولا برای همه مان اینگونه است که لابه لای حجم وانبوهی از محتواها حتی اگربه یک محتوای خوب ومفید وآموزنده ومورد علاقه مان هم نیز برخورد کنیم آن لحظه حوصله ش را ندارییم وبه سرعت رد میشویم وفریب ذهنی اینجا میگه فعلا اومدم تفریح ورفع خستگی وحال و هوای آموزش ندارم واین دقیقا فریب ذهنی است اگرچه درک میکنی که اون گشت وگزار بیهوده هیچ سودی نداره واینو درک میکنیم ولی ذهن دور میزنه ومیپیچونه اگرچه میفهمه داره اشتباه میکنه