اگه الان اینجایی و چشمهات داره این جملهها رو دنبال میکنه، احتمال زیاد دنبال روشی برای لاغر شدن هستی…
شاید بعد از صد بار رژیم گرفتن، شاید بعد از بارها شکست، شاید بعد از اینکه دیگه حتی از خودت خجالت میکشی وقتی جلوی آینه وایمیستی یا مهمونی دعوت میشی و اولین فکرت اینه: “چی بپوشم که چاقیهام کمتر معلوم شه؟”
همهمون یه جایی از مسیر، دنبال یه نسخه جادویی میگردیم:
- 📜 یه رژیم خاص،
- 🤸♀️ یه ورزش معجزهآسا،
- 🧪 یا حتی یه قرص که لاغری رو مثل فوت کوزهگری بیاره…
اما بذار صادق باشیم: اگه اون روشها جواب میداد، الان اینجا نبودی، درسته؟
حالا قراره با هم بریم سراغ یه نگاه تازه. نه از جنس رژیم، نه از جنس فشار و تنبیه.
قراره با هم کشف کنیم که شاید مؤثرترین روشی برای لاغر شدن، از جایی شروع میشه که هیچوقت دنبالش نگشتی:
از تو… از ذهن و باورهایی که بیصدا، اما قدرتمند، فرمان چاقی رو صادر میکنن!
🌟 پیدا کردن راه نجات
چطور بالاخره روشی برای لاغر شدن پیدا کردم که کار کرد؟ نه رژیم بود، نه ورزش، نه قرص! 🤯

سالها بود که دنبال یه روشی برای لاغر شدن میگشتم.
نه فقط یه روش، یه راه نجات!
مثل کسی که توی بیابون تشنهست و دنبال یه جرعه آبه… منم توی کویر چاقی، دنبال یه قطره امید میگشتم.
از دوران راهنمایی شروع شد. همون موقع که همکلاسیهام با خیال راحت کیک و چیپس میخوردن و من از ترس چاقتر شدن فقط بوی خوراکیها رو تنفس میکردم. 😅
بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، دمنوش خوردم، حتی یه بار تا مرز مصرف قرصهای خطرناک هم رفتم…
ولی نتیجه؟
مثل یه بادکنک سوراخ. هی لاغر میشدم، هی دوباره چاقتر از قبل برمیگشتم.
🎯 چرا هیچ روشی برای لاغر شدن جواب نمیداد؟
یه روز که دیگه از خودم ناامید شده بودم، نشستم فکر کردم…
گفتم: نکنه مشکل از روشی که انتخاب میکنم نیست؟ نکنه خودِ انتخاب کردن اشتباهه؟
🧠 چون همیشه من بودم که با ترس، اضطراب یا فشار دیگران، دنبال روشی برای لاغر شدن میگشتم.
و همیشه هم همون گزینههایی جلوی روم بودن که همه بلدن:
- رژیمهای رنگوارنگ با اسمهای عجیبغریب 🥗
- ورزشهای طاقتفرسا با مربیهایی که فقط فریاد میزنن 😤
- دمنوش و داروهایی که بیشتر آدم رو مریض میکنن تا لاغر!

🌀 آشنایی با روشی که دنبالش نبودم… ولی پیدام کرد!
این بار فرق داشت. من دیگه دنبال روشی برای لاغر شدن نبودم. تسلیم شده بودم.
گفتم: “بیخیال، شاید من قراره تا آخر عمر چاق بمونم.”
و دقیقاً همون موقع، یه لینک، یه جمله، یه صدا… منو آورد به اینجا؛ به تناسب فکری. ✨
جایی که نه رژیم بود، نه کالری شماری، نه وزنه، نه جیغ و فریاد… بلکه یه نگاه تازه بود. یه درک عمیق از اینکه چاقی یه مشکل “فکری”ه، نه فقط جسمی.
و اینجا بود که برای اولین بار فهمیدم بدنم فقط بازتاب ذهنمه…
شاید برات عجیب باشه، ولی علم هم داره کمکم به همون جایی میرسه که ما در “تناسب فکری” سالهاست روش تأکید داریم:
✅ روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه، نه از معده!
بر اساس مقالهای منتشرشده در Appetite Journal (2022)، افرادی که بهجای تمرکز روی رژیم، رابطهشون با غذا رو از زاویه ذهنی و احساسی بررسی و اصلاح میکنن، پایداری بیشتری در کاهش وزن دارن.
در یک مطالعه معتبر در دانشگاه استنفورد هم مشخص شد:
افرادی که روی افکار و احساسات خودشون نسبت به غذا کار میکنن، تا سه برابر بیشتر از رژیمگیرندهها موفق میشن وزن کاهشیافتهشون رو حفظ کنن. 🧠📉
📌 پس وقتی میگیم یک روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه واقعاً داریم درباره روشی علمی، انسانی و پایدار حرف میزنیم — نه فقط یک ایده زیبا 🌱
🌈 چطور فهمیدم هدایت شدم به راه درست؟
برخلاف دفعات قبلی، این بار هیچ اطلاعاتی درباره این روش نداشتم.
هیچکس بهم نگفته بود “لاغری با ذهن” اصلاً چیه.
ولی وقتی اولین تمرینات ذهنی و جستجو در مخزن افکارم رو شروع کردم، یه چیزی توی دلم روشن شد…
یه حس آشنا ولی فراموششده: امید!
همینطوری که شما الان داری این متن رو میخونی، خیلیها هم با همین حس اومدن اینجا.
نه دنبال یه روش بودن، نه سرچ خاصی کرده بودن.
یکی معرفیشون کرده، یکی لینکش رو فرستاده، یا یه کلیپ کوتاه دیدهن و چیزی توی دلشون لرزیده…
در صفحه داستان هدایت من می تونی کلی داستان جذاب از نحوه آشنایی هدایت شدگان به اینجا رو بخونی و داستان آشنایی خودت رو بنویسی.



🔄 هرکسی به طریقی هدایت شد…
👩⚕️ یکی شب قبل از عمل اسلیو با سایت آشنا شد و تصمیم گرفت عمل رو کنسل کنه
👩💻 یکی از یه گروه تلگرامی ناشناس لینکش رو گرفت
👨👩👧 یکی از همسرش که اتفاقی از دوره گفته بود
👩🎓 یکی از دوستش که خیلی لاغر شده بود و پرسید «چیکار کردی؟»
و حالا همهشون یه چیز مشترک دارن:
اونا یه روشی برای لاغر شدن پیدا کردن که دنبالش نبودن، ولی پیداشون کرد.

💖 وقتی انتخاب میشی برای لاغری… داستانی واقعی از ملکهی عشق
وقت👑 بهقول خودش «ملکهی عشق» میگه: خدا منو انتخاب کرد برای لاغری… و آدم ناخودآگاه میخواد بشنوه این انتخاب چطور رقم خورده ✨
💭 «در تمام جستجوهام به دنبال روشی برای لاغر شدن، همیشه این من بودم که تصمیم میگرفتم… اما حالا انگار خدا انتخابم کرده…»
⏳ این جملهٔ ساده، خلاصهای از ۲۵ سال چرخیدن توی دنیای رژیمها 🍋، باشگاه رفتنها 🏋🏻♀️، تاولهای پا 👣، گریههای شبانه 😢 و البته امیدهای دوباره 💫 بود.
او سالها دنبال راهی برای لاغر شدن گشت؛ از کلاسهای بدنسازی تا تردمیل و رژیمهای عجیبوغریب. گاهی وزن کم کرد ⚖️ اما باز برگشت… چون راه، راه ذهنی نبود 🧠 چون فقط جسمش درگیر بود، نه فکرش.
تا اینکه…
🙏 «یک شب، با تمام وجودم گفتم: خدا کمکم کن… و ناگهان رسیدم به لاغری با ذهن 🌱 … تا صبح بیدار بودم و با اشتیاق فایلها رو میدیدم.»
او به قول خودش، «به آب رسید» 💧؛ به مسیری که قرار نبود با سختی و درد همراه باشه، بلکه با آگاهی 📖، خودشناسی 🪞 و خودباوری 💖.
✨ «وقتی خداوند منو باور داره، وقتشه خودمم خودمو باور کنم…»
🌟 اون حالا داره یاد میگیره که:
✔️ باید لایق لاغر شدن باشه، نه فقط خواهانش.
✔️ لاغری توی خونشه؛ ذاتی 🧬، نه اکتسابی با فشار.
✔️ اعتماد به زمانبندی خدا یعنی صبوری 🕊، استمرار 🔄 و خلق رؤیا 🌈.
📉 و نتیجه؟ ده کیلو وزن کم کرده ✅
⚖️ وسواس وزنکشیدن رو کنار گذاشته
🩺 چکاپ خونیش عالیه
😴 خوابش عمیقتره
🌸 پوستش بهتر شده
و مهمتر از همه:
💎 «در حال ساختن خودم از نو هستم… و این بار با عشق.»
او فقط وزن کم نکرده؛ عزت نفس 🌟 پیدا کرده، آرامش 🕊، تعادل ⚖️ و حس زیبای خالق بودن در زندگی خودش 🌍. صدای منفیباف ذهنش هنوز هست، اما اون یاد گرفته راهشو بره 🚶🏻♀️.
و شاید زیباترین جملهای که گفت، این بود:
👩👧 «وقتی من یاد بگیرم لاغر بشم، فرزندانم هم یاد میگیرن… و نسل چندساله چاقی، از وجود من منقطع میشه…»
این یعنی: قدرت آموزش ذهنی 🧠، قدرت یک تغییر نسلی 🔥، و قدرت دختری که حالا «ملکه عشق» خودشه 👑💖

💖 جمعبندی: اگه دنبال روشی برای لاغر شدن نبودی ولی اینجایی…
ببین… اگه همین حالا، با هر شکل و وزنی که داری، داری این جملهها رو میخونی، بدون که بیدلیل نیست.
🕊 تو انتخاب شدی.
نه توسط یه رژیم خاص یا برنامهی غذایی پر زرق و برق…
تو توسط زندگی، توسط قلبت، توسط نیرویی درونی انتخاب شدی، تا یه روشی برای لاغر شدن رو تجربه کنی که با تمام چیزی که تا حالا امتحان کردی فرق داره.
🔸 روشی که از ذهن شروع میشه، نه از یخچال.
🔸 روشی که توش لاغر شدن یعنی شناخت خودت، نه جنگ با بدنت.
🔸 روشی که تو رو از قربانی رژیمها بودن، تبدیل میکنه به قهرمان ذهن خودت.
✨ روشی برای لاغر شدن که توش:
✅ خبری از زجر و گرسنگی نیست
✅ تو مجبوری رو با انتخاب آگاهانه عوض میکنی
✅ رژیم و وسواس جای خودش رو به آرامش، عشق و آگاهی میده
✅ و مهمتر از همه: به خودت برمیگردی… به خود واقعیت
🕊 اگر تا اینجای مقاله همراه بودی، یعنی آمادگی اون جرقه درونت روشن شده.
یعنی قلبت داره زمزمه میکنه: “وقتشه یه چیز واقعی رو امتحان کنم…”
🚪 پس خوش اومدی به دروازهی سرزمین لاغرها…
اولین قدم برای شروع این سفر شگفتانگیز، دورهی «ورود به سرزمین لاغرها»ست؛
یه دورهی خاص که نه فقط باعث تغییر جسمت میشه بلکه باعث تغییر سرنوشتت میشه، برای کسانی که میخوان از روشی برای لاغر شدن استفاده کنند که با ذهنشون صلح کنن و مسیر جدیدی برای تناسب پیدا کنن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نوشتن تمرین، مثل ریختن بذرهای لاغری در خاک ذهن شماست. هر کلمهای که مینویسید، یک قدم به سمت تناسب واقعی است.
اینبار، از شما دعوت میکنیم تمرین این بخش را با دقت، تمرکز و احساس بنویسید و اجازه دهید ذهن و جسمتان برای لاغری هممسیر شوند.
پاسخ به سوالات زیر، نهتنها شما را به شناخت عمیقتری از مسیر ذهنی لاغری میرساند، بلکه باعث میشود تصویرسازیهای شما درباره لاغر شدن، واقعیتر و قابل دسترستر شوند. پس لطفاً با حوصله و جزئیات بنویسید:
- به نظرت چرا تو انتخاب شدی که این مقاله رو بخونی؟ چی درونت داره صدا میزنه که وقتشه یه روشی برای لاغر شدن رو از درون شروع کنی؟
- تا حالا از چه روشی برای لاغر شدن استفاده کردهاید؟ نتیجه چه بود؟
- چطور با روش لاغری با ذهن آشنا شدید؟ چه شد که اینجا هستید؟
- چرا واقعاً میخواهید لاغر شوید؟ هدفتان چیست؟
- چه چیزی در روش ذهنی لاغری توجه شما را جلب کرده؟ چرا فکر میکنید این روش مناسب شماست.
همچنین با تماشای ویدیوی آموزشی، برای خودتان تمرین طراحی کنید و در بخش دیدگاهها، آن را با ما به اشتراک بگذارید. فراموش نکنید: نوشتن شما الهامبخش دیگران هم خواهد بود!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.73 از 278 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


بسم الله الرحمن الرحیم .چقدر این فایل برای من آرامشبخش بود . دارم به معجزه اعتقاد پیدا می کنم . من فقط چند روزه دارم فیلم شما رو میبینم و در همین چند روز فقط دارم شگفت زده میشم . من انتخاب شده ی خدا هستم درسته . چون زنعموم از چند ساله پیش یه وقتایی این حرفا رو میزد ولی من اون زمان به سمت سایت هدایت نشدم اما چند شب پیش من حرفشو باور کردم و گفتم برم ببینم این سایت چیه . به قول شما سنگ مفت گنجشک مفت . من هنوزم نمیدونم چی میخوام بشنوم . هنوزم نمیدونم چرا انقدر جذب این سایت شدم. یه جورایی منم آدم تنبلی هستم . خسته ام از این فکر که برای لاغر شدن باید نخورد یا کم خورد خسته ام از این فکر که برای لاغر شدن باید فعالیت کرد . از این فکرا خسته ام . من با نهایت خستگی اومدم . تفاوت این روش با روشای دیگه همینه که اینجا به حال من میخوره . اینجا به خورد و خوراک و فعالیت من کاری نداره . راستش من این اواخر خیلی چاقتر شدم . چند نفر از نزدیکام رژیم گرفتن و هر کدوم ۱۰-۱۵ کیلویی کاهش داشتن حالا بماند که یه جایی متوقف شدن و نمیتونند ادامه بدن ولی من با دیدن اونها چاقتر شدم . راستش الان میفهمم چرا . چون من با دیدن اونا خودمو بیشتر سرزنش میکردم که ببین خاک تو سرت اونا چطور میتونند غذا نخورن و و از غذاشون بگذرن ولی تو مدام میخوری و حتی نمیتونی از یه لقمه غذات بگذری . ببین اونا چه زجری به خودشون میدن ولی تو نمیتونی به خودت زجر بدی . من حتی وقتی هم که از یه لقمه غذام میگذشتم همون نخوردن یه لقمه اونقدر ذهن منو اذیت میکرد که ببین این و نخوردی من دلم میخواست توی دلم موند چرا نخوردی و تا من نمیرفتم ده برابر نمیخوردم آروم نمیشدم و بعد هم که سرزنش و خود سرکوبی . من الانم با این فکرا درگیرم ولی خدا میدونه وقتی اینجام و این فیلم ها رو میبینم چقدر حالم خوب میشه . همین که میگید لاغر شدن سختی کشیدن نیست . زجر کشیدن نیست . فقط باید فکرتو تغییر بدی . فکرتو نسبت به کارات نسبت به خودت نسبت به خود چاق و لاغری همینا منو آروم می کنه . نیازم به مصرف مواد غذایی رو کم می کنه . البته من همیشه به مواد غذایی نیاز دارم ولی فکر می کنم علت این نیاز بیش از حد رو فهمیدم و اونم دقیقا مربوط به افکارمه و تکرار همون زبان چاقی درسرم . ولی الان فهمیدم که خدا چقدر منو دوست داشته که منو به سمت اینجا کشوند . پس زبان خدا لاغریه . خدا منو چاق نیافریده . اتفاقا خدا برای من راحتی میخواد که منو به اینجا کشونده . خدا از رنجهایی که در خودم ایجاد کردم ناراحت میشه خدا دوست نداره من انقدر غصه بخورم به قول شما ما موقع خوردن همه چی میخوریم الا غذا . ما حرص میخوریم ما غصه میخوریم ما نفرت میخوریم ما سرزنش میخوریم . آره ما خیلی خوردیم . اما غذا نخوردیم . یا اگه لحظاتی بدون فکر هم غذا خوردیم بعدش اونقدر سرزنش داشتیم که قشگ لذت خوردن اون غذا رو شست و برد .. من فکر میکنم ما به سرکوب خودمون عادت کردیم . ولی خدا اینو نمیخواد . خدا نمیخواد منو سرکوب کنه . خدا از تحقیر من خوشش نمیاد . خدا منو دوست داره و این چند روزه که منو به اینجا هدایت کرده من واقعا از صمیم قلبم شادم . خدا برای من شادی می خواد . خدا در این چند روز منو شگفت زده کرده . به سوالام پاسخ داده . حتی دارم اتفاقای خوب رو میبینم . دوستم که همیشه از بی پولی و بیکاری شکایت می کرد بهم خبر داده که یه کار خوب پردرامد پیدا کرده و من براش خیلی خوشحالم . خدا غصه ی اونم از دلم برداشته چون من غم اونم خیلی میخوردم . خدادیگه نمیخواد من غمگین باشم . دیشب وقی یه ساندویچ خوردم بهش حمله نکردم . نگاهش کردم . باهاش حرف زدم گفتم تو نیومدی منو چاق کنی . تو اومدی نیاز جسم من و برطرف کنی . تو همیشه میخواستی منو شاد کنی . یعنی حتی اگه من زیاده روی هم میکردم فقط برای این بود که از غم سرزنشها نجات پیدا کنم و چون مدتی شاد بودم به خوردنش ادامه میدادم . اما من که انگار انگار عادت کرده بودم به غمگین بودن دوباره خودمو سرزنش میکردم تا لذت اون غذا به کام من زهر بشه و منی که هیچ راهی برای شادی به جز خوردن نمیدیدم دوباره بهش پناه میبردم . من همیشه خودمو لایق سرزنش می دونستم . انگار وقتی ادم خوبی هستم که خودم و سرزنش کنم و الان دیگه خدا دیگه خودش دست به کار شد . خدا عاشق منه . گفت بسه دیگه . دیگه رنج و عذاب بسه . چرا انقدر خودتو زجر میدی . بسه . من برای تو درد و رنج نمیخوام . ولی چرا خدا زودتر دست به اقدام نمیزنه ؟ آها پاسخش تو فایلتون هست چون من آمادگیشو نداشتم. خدا اگه الان این کارو برام کرد و من و انتخاب کرده تا از زندگیم لذت ببرم چون الان من آماده لذت بردنم . چون دیگه خسته شدم از رنج . من حتی از زجر چند نفری دوستام که به خودشون میدادن برای لاغر شدن ناراحت میشدم یعن رنج اونا رو حس میکردم . البته اگه اونا رنج میکشن چرا ادامه میدن ؟ پاسخش در فایله چون هنوز آمادگیشو پیدا نکردن که راه صحیح بهشون نشون داده بشه . با عذاب اونا از رژیم من رنج میکشیدم و بیشتر میخوردم . انگار جای اونا من اشتهام باز شده بود و هی میخوردم . من از چاقیم رنج می کشم و به نظرم میاد رنجی که من موقع غذا خوردن و بعد از اون می کشم باعث بد کار کردن سیستم بدنم شده . اونا کم میخوردن اما من میترسیدم . ترس از مواد غذایی که اینا منو چاق می کنه و اونا نمیخورن که چاق نشن . پس منی که راحت میخورم پس چاق میشم . تا اون شب زنعموم گفت علت چاقی تو خوردن نیست و البته کلی توضیح داد که لاغری باید از منبع تولید آغاز بشه و من اون وقت نمیدونستم منبع تولید چیه و الان فهمیدم منبع تولید همون ذهنه . بله خداوند منو انتخاب کرد چون میدونه من نمیتونم سختی رژیم و ورزش رو تحمل کنم . راستش من اولین بار وقتی شکم زدم به خاطر دراز و نشست بود . من مدتی عمیقا و بسیار اصولی دراز و نشست انجام میدادم برای اینکه اندامم بهتر بشه بعد خسته شدم و رها کردم و رهایی همانا و شکم بیرون زده ی من همانا .یا رانهام دقیقا بعد از پیاده رویهایی چاقتر شد که من با جدیت و خیلی درست و دقیق پیاده روی میکردم . اتفاقا من زمانایی که در رژیم و ورزش بهتر عمل کردم بعدش که رها کردم چاقی من چند برابر شد و به نظر من اکثر انسانهای چاق دقیقا همینن . هرکسی اراده ی قویتری داشت برای رژیم و ورزش بعدش چاقتر شدو بیشتر با چاقی درگیر بود . ولی هرچی لاابالی تر باشی انگار که چربیهاتم لاابالی میشن . هرچی رهاتر باشی انگار که چربیها هم رهاتر میشن و سفت نمیچسبن به بدنت . من هدایت شدم به سایت حیرت انگیزی که قبل از اینکه بپرسم سوالام پاسخ داده میشه و چی از این بهتر که راه حل همه سوالات رو حتی قبل از سوال کردن میبینی . این بزرگترین معجزه ی من در این سایته . احساس میکنم که خدا داره منو با دنیای دیگه ای آشنا میکنه . دنیایی که در عین ساده بودن زیباست . در عین مجهول بودن معلومه . در عین معلوم بودن مجهوله . راستش من تا حالا این همه شگفتی رو یه جا با هم ندیده بودم . شگفتی هایی که میبینم منو خیلی متحیر می کنه و انگار شبیه قصه هاست . نمیدونم انگار که وارد قصه های زمان کودکیم شدم البته من خیلی اهل قصه نبودم ولی خب چندتایی که تو کوچیکی شنیدم حسم توی اینجا مثل اون زمانه .. یه حس ارامشی که همش دلم میخواد داخلش باشم . آره من خدا رو اینجا دیدم . من دست خدا رو اینجا دیدم و به اینجا زمانی هدایت شدم که از همه چیز و همه کس ناامید شده بودم . خسته شده بودم از زندگی . ولی خدا خستگی منو دید گفت دیگه تمومش کن . دیگه بسه هرچی عذاب کشیدی . دیگه تحملشو نداری برو وقت آگاه شدنه . شاید برای اولین باره خدا رو انقدر ملموس حس می کنم . البته به قول شما زمانای امتحانای سخت هم دیدمش ولی خب الان دارم بیشتر حضورشو حس می کنم . تا حدودی با راه آشنا شدم فقط باید تلاش کنم که انجامشون بدم . یعنی موقع خوردن خودمو رنج ندم بعد از خوردن خودمو رنج ندم موقع خوردن با حس قدردانی اون غذا رو بخورم . شاید اولش همینم برام سخت باشه یه جورایی حس می کنم اگه همینم خدا انجام بده بیشتر کیف می کنم . چون من هربار خودم خواستم عمل کنم خراب کردم . ولی وقتی رها کنم تا خدا انجام بده فکر می کنم اون بهتر انجام میده . چون الانم که اومدم اینجا اون انجام داده پس خودشم میتونه لاغرم کنه . من شادم فقط همین . دیگه هیچی نمیدونم . اما یه شادی بهتر از خوردن پیدا کردم . من اینجا خدا رو دیدم و خدا منو شاد کرد . الانم دارم غذا میخورم ولی این غذا غذای شادیه . غذای امیده . غذای ایمانه . وقتی این حسارو به غذای جسمیم بدم اونا دیگه منو چاق نمی کنه . بلکه همون غذایی که میخورم منو لاغر می کنه . چون من چیزی رو در خوردن تغییرمیخوام بدم که اینجا فهمیدم . من حس خوردن غذامو تغییر میدم . من با خدا غذا میخورم . البته نمیدونم چقدر جواب بده . ولی بازم به قول شما سنگ مفت گنجشک مفت . البته شایدم حوصلم نیاد و سختم باشه . پس همینم به خدا میسپرم . خودش انجام بده بهتره .
۱- درباره روش هایی که برای لاغری استفاده کرده اید و نتایجی که کسب کردید بنویسید.
۱- من ار رژیم کتوژنیک استفاده کردم فقط یک هفته دوام آوردم و بعد رها کردم . نتیجه ای نگرفتم چون اصلا نمیتونم ادامه بدم .
۲- من از کالری شماری یکماه استفاده کردم ۵ کیلو کم کردم ولی نتونستم ادامه بدم و به مرور نه تنها اون ۵ کیلو که بیشترش برگشت .
۳- من ۲ ماه از کم خوردن غذاهای روزانه استفاده کردم و ۱۰ کیلو کم کردم ولی نتونستم ادامه بدم .
۴- من ۲ ماه از رژیم پزشک سنتی استفاده کردم و ۸ کیلو کم کردم و نتونستم ادامه بدم .
۵- من ۲ ماه از باشگاه رفتن استفاده کردم و ۶ کیلو کم کردم اما نتونستم ادامه بدم .
۶- من مدتها از پیاده روی و دراز و نشست استفاده کردم وزنم کم نشد و بعد که ادامه ندادم هم شکم اوردم و هم رانهایم چاقتر شد .
۲- طریق آشنایی خود با روش لاغری با ذهن را بنویسید و اینکه چه شد که الان اینجا هستید.
مت از طریق زنعمویم با سایت آشناشدم او قبلا هم میگفت ولی من در شرایطی وارد سایت شدم که خیلی از چاقی ام ناراحت بودم .
۳- چرا دوست دارید لاغر شوید؟ برای اینکه خیالم راحت بشه . چاقی برام مثه کابوسه . بدم میاد دیگران به چشم چاق بهم نگاه می کنند . چاقی زشتیه . از لایه های چربی روی هم بدم میاد . لباس هام تنگ بشه بدم میاد . چاقی اندام رو به هم میریزه
۴- چرا تصور می کنید روش لاغری با ذهن می تواند مسیر صحیح برای رسیدن به لاغری باشد ؟ چون به خوردن و خوابیدن و فعالیت من کاری نداره . چون با مسیرهای دیگه فرق داره . این مسیر خیلی خوبه فقط یه چیزی کم داره . از لحاظ علمی نمیشه اثباتش کرد . هیچ روش علمی این روش رو قبول نداره . البته به تاثیر ذهن بر جسم دست پیدا کردن ولی این مطالب از لحاظ علمی کاملا اثبات نشده و چقدر جاش در محافل علمی خالیه . چون الان در تمام محافل بین المللی چیزی که مورد تایید علم باشه پذیرفته است . اما با این وجود چون راحته حتی اگه علم هم نپذیرش خودم میپذیرمش . ولی بیشتر دوست دارم نتیجه لاغر شدن بگیرم
سلام ممنون از این فایل سراسر آرامش بله خداوند ما رو برای متناسب بودن خلق کرده .
تناسب تنها فرمول لذتبخش هست .
من در این یک سال بیشتر تمرکزم روی ذهنم بود .
کنترل ذهن و کنترل ورودی داشتم . هر چیزی که ناراحتم میکرد هم خودشو هم فکرشو کنار میزاشتم .
به چیزای خوب فکر می کردم . باورهای خوب می پروروندم .
من انتخاب شدم برای اینکه متناسب بودن رودرک کنم . برای اینکه متناسب بودن رو در هر لحظه انتخاب کنم .
من خیلی از الگوهای ذهنم رو درست کردم .
من خیلی از برچسبهای منفی رو از روی خودم برداشتم .
من انسان موفقی هستم که با رها کردن ترسهام تناسب اندامم رو خلق کردم .
فقط با تغییر گفتگوهای ذهنم .
دیشب خیلی اتفاقی هدایت شدم به قسمت ترک پرخوری و وقتی دیدم حسم یکم منفی شد با این که در ظاهر ترکش کردم اما گفتم وقتی ناراحت میشم یعنی یه الگوی غلط در وجودمه .
و الگوی غلطم این بود که من پرخوری رو بیشتر لذت بردن در نظر داشتم و وقتی مستقیم گفتید ترکش کنید حس ترک لذت بهم دست داد .
خب ما هم که همیشه گفتیم باید در زندگی لذت رو انتخاب کنیم پس چرا باید پرخوری رو ترک کنیم .
بعد شروع کردم به نوشتن .
خدا عقط یکبار منو انتخاب نکرد . هربار که دارم مینویسم داره منو برای بیان صحبتهاش انتخاب می کنه . وگرنه میتونستم که ننویسم ولی خدا هربار در نوشته های من جاری میشه تا منم اون رو انتخاب کنم یعنی لذت .
منفرمول ترک پرخوری = لذت رو جایگزین کردم . و اون متن هم خیلی عالی شد اصلا هیچ وقت فکر نمیکردم ریشه پرخوری انقدر قشتگ در ذهنم پاکسازی شد و این نشون میده لطف خداونده که هربار منو انتخاب می کنه تا برای متناسب زندگی کنم .
من در وزن ایده آلم هستم ولی پیدا کردن این فرمول خیلی بهم حال داد .
و تمایل پرخوری رو خیلی بیشتر در وجودم از بین برد .
چون تمایل من برای پرخوری زمانی بود که من از پرخوری لذت میبردم ولی با تصویری که برای خودم ساختم ذهنم نه تنها دیگه دستور نمیده بلکه ازش دوری هم می کنه . ذهن بهترین دوست انسانه
من واقعا این باور رو که میگن دهن دشمن ماست باور ندارم . ذهن من دوست منه و اون زمانهایی هم که حالم بد میشه علتش اینه که فرمول غلط داخلشه که میاد در سطح آگاهی تا حل بشه .
ذهن من مشکل ساز نیست .ذهن من حلال مشکلاته .
ولی میدونید وقتی مشکل میاد در سطح ذهن ما انقدر عرق مشکل میشیم که اصلا نمیدونیم بابا این مشکل در پیش راه حل داره مشکل رو رها کن تا راه حلش بهت الهام بشه .
به هر حال واقعا قدردان خداوند هستم بابت این همه آگاهی
و کاملا جمله شما رو قبول دارم که فرمودید ما انتخاب شده ی خداوند هستیم .
سلام و عرض احترام
ممنون از لطف شما