💡 خیلی از آدما فکر میکنن لاغری یعنی جنگ با غذا یا رفتن به باشگاه، اما تجربه من (و کلی آدمی که این راهو رفتن) نشون داده:
📌 اگه باور به لاغری رو توی ذهنمون ایجاد کنیم، بدنمون خودش راهو بلده… خودش شروع میکنه به متناسب شدن.
🌱 پس بیا اینو با خودت تکرار کن:
“من باور دارم که میتونم لاغر بشم، و این باور هر روز قویتر میشه!” 💪😌
چگونه چاق شدن را باور کردم
راستش رو بخوای، من بیشتر از ۳۵ سال از عمرم رو با چاقی گذروندم. توی اون سالها هر کاری که فکرشو بکنی برای لاغر شدن انجام دادم…
اما هیچکدوم نتیجهی موندگاری نداشت 😞
الان که چند ساله سبک زندگیم تغییر کرده و از ته دل به باور به لاغری رسیدم، خیلی خوب میفهمم چرا اونهمه تلاش بینتیجه بود.

از بچگی هزار بار از اطرافیانم شنیده بودم که:
- چاق بودن یعنی سالم بودن!
- 🍚 «چاقی نشونهی قوته!»
- 💪 «اگه لاغر باشی مریض میشی!»
- 🛡️ «چاقی یه جور محافظ بدنه!»
و کلی جملهی دیگه که ناخودآگاهِ منو پر کرده بود از تعریف و تمجید برای چاق شدن…
نتیجه چی شد؟ توی ناخودآگاهم، چاقی شده بود چیز خوب، چیز خواستنی!
یه جور حس امنیت، سلامتی و قدرت… اما توی زندگی واقعی چی؟
تو آینه که خودمو نگاه میکردم، واقعاً ناراحت میشدم. از نفسنفس زدن موقع پله رفتن خسته شده بودم، از قضاوت آدما، از لباس پیدا نکردن، از سنگینی بدنم… همهچی آزاردهنده بود.
ذهنم دو تکه شده بود.
🔹 یه بخشش (ذهن ناخودآگاهم) چاقی رو خوب و طبیعی میدونست
🔹 بخش دیگهش (ذهن منطقی و آگاه من) میخواست لاغر شه و از این وضعیت خلاص بشه
ولی چون ذهن ناخودآگاه همیشه قویتره، هرچقدر هم که رژیم میگرفتم یا ورزش میکردم، تهش باز میرسیدم به نقطهی اول یا حتی بدتر…
واقعیت اینه که من هیچوقت باور به لاغری نداشتم!
من چاق بودن رو باور کرده بودم. و خب، هر آدمی طبق باورهاش زندگی میکنه.
🧠 ذهن من پر بود از باورهایی مثل:
- “چاقی ارثیه”،
- “ما خانوادگی چاقیم”،
- “لاغری برای بقیهست، نه من”،
و اینا همه باعث میشدن یه دیوار نامرئی دور من بکشه و اجازه نده لاغری رو حتی تصور کنم.

چطور باور به لاغری رو توی ذهنمون بسازیم؟! 🧱✨
میدونی ساختن باور به لاغری درست و حسابی، یه جورایی شبیه ساختن فونداسیون یه ساختمونه.
همونطور که نمیتونی با دو تا آجر و یه کیسه سیمان ساختمون بسازی، با یه جمله انگیزشی هم نمیتونی یه باور قدرتمند توی ذهنت بسازی.
اینجا هم نیاز به «مصالح» داری، هم نیاز به «نقشه مهندسی» و فوتوفن!
و در مورد باور به لاغری، این مصالح چیا هستن؟
- 📚 محتوای نوشتاری
- 🎥 ویدیوهای آموزشی
- 📝 تمرینهای روزانه دورههای آموزشی تناسب فکری
هر بار که داری یه مقاله از سایت تناسب فکری رو میخونی، یه قطعه آجر داری میذاری توی پایههای باور به لاغری خودت.
هر وقت یه تمرین ذهنی انجام میدی، انگار داری ملات میریزی تا این آجرها خوب بچسبن و محکم شن.
راز مهم: ذهن ناخودآگاه، رئیس پنهان ماست! 👀🧠
حالا یه نکته خیلی خیلی مهم این وسط هست.
ذهن ما دوتا بخش داره:
🔸 ذهن آگاه (همین که الان داری باهاش این متن رو میخونی)
🔸 ذهن ناخودآگاه (همونی که پشتپرده تصمیم میگیره چی بخوری، کی وسوسه شی، و کی خسته شی از تلاش!)
ما معمولاً فکر میکنیم با منطق و اراده تصمیم میگیریم، اما واقعیت اینه که ذهن ناخودآگاه مثل یه برنامهنویس حرفهای داره تمام انتخابها و واکنشهای ما رو از قبل برنامهریزی میکنه!
خب حالا چطور این ذهن ناخودآگاه رو قانع کنیم که ما باید لاغر بشیم و میتونیم لاغر بشیم؟
ورود به ذهن ناخودآگاه فقط از یه در ممکنه 🪟
اون در، اسمش هست ذهن آگاه.
تو باید بارها و بارها محتوای خوب و مفید بخونی، تمرین کنی، تکرار کنی و بذاری این حرفا بشن صدای غالب توی ذهنت.
🔁 هر چی بیشتر تکرار کنی، بیشتر این اطلاعات از ذهن آگاهت میریزن توی ذهن ناخودآگاهت
🌱 هر چی بیشتر تغذیه فکریت رو آگاهانه کنی، خاک ذهن ناخودآگاهت حاصلخیزتر میشه
و وقتی فرمولهای ذهن ناخودآگاهت کمکم تغییر کنن، اولین چیزی که حسش میکنی احساس خوبیه که بدون دلیل خاصی میاد سراغت.
همون احساس سبکی، امید، انگیزه، و آرامشی که نشون میده داری متحول میشی.

چطور باور به لاغری بسازیم؟ 🎯🧠
ذهن ما یه بخش مخفی داره به اسم ناخودآگاه. همونه که تصمیم میگیره کی گرسنه بشی، کی از مسیر خسته شی، کی ناامید بشی، و کی یهو بری سر یخچال بدون اینکه بدونی چرا! 🧁😅
اما این ذهن ناخودآگاه، خودش اطلاعات تولید نمیکنه… ما از طریق ذهن آگاه (منطق، تصمیم، یادگیری)، کمکم اطلاعات رو به خوردش میدیم.
هرچی بیشتر تکرار کنیم، بیشتر اون اطلاعات تو ذهن ناخودآگاه ثبت میشه. و اینجوریه که باور به لاغری بهتدریج شکل میگیره 💡
خوراک ذهنتو کنترل کن! 🍽️📺
ببین… همونطور که بدن ما با غذایی که میخوریم ساخته میشه، ذهنمون هم با اطلاعاتی که بهش میرسه شکل میگیره.
اگه از صبح تا شب درگیر اخبار استرسزا، سریالهای منفی، یا آدمایی باشی که مدام غر میزنن و ناامید حرف میزنن، ناخودآگاهت با همون چیزا تغذیه میشه. نتیجهش چی میشه؟
ذهن تو پر میشه از ترس، تردید و باورهای محدودکننده. درست مثل اینه که به بدن فقط غذای ناسالم بدی، خب معلومه مریض میشه! 🤯
اما برعکسش هم صادقه…
وقتی روزت رو پر میکنی با مطالب الهامبخش، آموزشهای تناسب فکری، و تمرینهایی که تو رو یاد آرامش، امید و تغییر میاندازن، در واقع داری خوراک سالم و مقوی به ذهنت میدی. اینجوری ناخودآگاهت شروع میکنه به قویتر کردن باورهای مثبت. 🌱
📌 یادت باشه ذهن ناخودآگاهت مثل یه اسفنج میمونه؛ هرچی اطرافش باشه رو جذب میکنه، چه بخوای چه نخوای! پس اگه کنترلش نکنی، بهطور خودکار پر میشه از چیزایی که اصلاً به کارت نمیاد.
نتیجهاش چیه؟ 😍
وقتی این مسیر رو درست بری، یه روز میبینی یه اتفاق عجیب افتاده:
✅ حس میکنی آرومتری ✅ به خودت امیدوار شدی
✅ دیگه اون فشار همیشگی رژیم و وزن رو حس نمیکنی ✅ انگار یه چیزی از درون داره کمکت میکنه!
آره… این همون باور به لاغریه که توی وجودت ریشه کرده و حالا داره تو رو جلو میبره ❤️🔥
حالا وقتشه یک قدم مهم برداری 🧘♂️🍏
اگه تا اینجا خوندی، یعنی تو آمادهای برای ساختن باور به لاغری 💖 یعنی دیگه نمیخوای قربانی افکار چاقکننده، رژیمهای خستهکننده یا تردیدهای بیپایان باشی.
تو میخوای یه بار برای همیشه این مسیر رو از ریشه درست شروع کنی 🌱 و خبر خوب اینه که دقیقاً برای همین هدف، دورهی «ورود به سرزمین لاغرها» طراحی شده 🎓🌈
یه دورهی شگفتانگیز که مثل یه قطبنما، ذهنت رو به سمت سبک شدن هدایت میکنه.
✅ با آموزشهایی ساده اما عمیق
✅ تمرینهایی که کمکم باور به لاغری رو توی ذهنت جا میاندازن
✅ و همراهی قدم به قدم برای ساختن اون فونداسیون محکمی که گفتیم
اگه میخوای:
- باور کنی که میتونی بدون زجر و محدودیت لاغر بشی
- ذهنت رو از نو برنامهریزی کنی
- و مسیر لاغری رو با حس آرامش و اطمینان بری…
🟢 دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همون چیزیه که نیاز داری.
حالا دیگه وقتشه برای ساختن «تو»ی جدید اقدام کنی.
یه توی متناسب، آروم، با اعتمادبهنفس و با یک باور ریشهدار به لاغری 💪🌟
🔗 برای شروع سفر به سرزمین لاغرها، روی لینک زیر کلیک کن و اولین قدم رو محکم بردار:
ما اینجاییم تا تو رو تا رسیدن به نسخه سبکتر، شادتر و لاغرتر از خودت همراهی کنیم ❤️
✍️ تمرین آموزشی – ساختن باور به لاغری 📖
آیا میدونی یکی از مهمترین کلیدهای موفقیت در مسیر لاغری با ذهن، ساختن و تقویت باور به لاغریه؟ 🤔💡
درست مثل اینکه بخوای یه خونه محکم بسازی، اما اول باید فونداسیونش رو بسازی 🧱… تو هم اگه میخوای برای همیشه لاغر بمونی، باید از ریشه باور کنی که میتونی 💪🌱
توی این تمرین، با کمک مطالب آموزشی سایت تناسب فکری، قدمبهقدم میریم جلو تا این باور طلایی رو بسازیم و محکمش کنیم. پس اول متن رو با دقت بخون، ویدیوی آموزشی رو تماشا کن، و بعد به سؤالات زیر توی بخش نظرات پاسخ بده ✨
📌 سؤالات تمرینی:
- 👀 نگرش تو درباره باور به لاغری چیه؟ واقعاً باور داری که لاغر میشی؟
- 📉 تو گذشته وقتی رژیم میگرفتی یا ورزش میکردی، چقدر باور داشتی که موفق میشی؟
- 🔄 بعد از هر بار تلاش، چقدر فکر میکردی دوباره چاق میشی؟
- 💭 در مورد چاق شدن، باور داشتن به چاقی چقدر روی بدنت اثر گذاشته؟
- ⏳ آیا پیش اومده که منتظر چاق شدن باشی؟ این انتظار از کجا اومده بود؟
- 🧠 از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدی، چقدر دیدگاهت درباره لاغر شدن تغییر کرده؟
- 📝 برنامهات برای ساختن باور به لاغری چیه؟ برامون بنویس!
- ❌ چه هدفهایی داشتی که از اول شک داشتی و هیچوقت هم بهش نرسیدی؟
- ✅ چه خواستههایی داشتی که از همون اول مطمئن بودی موفق میشی و شدی؟
- 🎥 برداشت شخصیات از ویدیوی آموزشی رو کامل و انشایی بنویس.
❓حالا نوبت توئه!
تو چطور میخوای باور به لاغری رو در خودت بسازی؟ 🤔
تجربهت از گذشته و الان رو با ما و بقیه اعضا توی بخش نظرات بنویس.
همین نوشتنها باعث میشن ذهنت دوباره برنامهریزی بشه و قدرت باورت بیشتر شه 💬✨
⌨️ منتظریم که نظر تو رو بخونیم، چون همین گفتوگوهاست که مسیر ذهنی لاغر شدنمون رو میسازه!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.10 از 89 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم
هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به استاد عزیزم ودوستان همراهم
این فایل چقدر عالی وفوق العاده بود من وقتی دوباره گوش دادمش چقدر درکم نسبت به بار اول بیشتر شده انگار تازه برای اولین بار بود میشنیدم وخیلی حس خوبی در من ایجاد کرده
بله من هم انتظارلاغری که همون باورم هستش رو دارم اونم لاغر شدنم به سبک راحت و به آسونی از طریق روش الهی نه روشهای دکترها وپرفسورها از طریق روش خود خود خداوند وبا کارت دعوت خودش در این مسیر حضور پیدا کردم پس مطمئن تر از وجود خودم مطمئن هستم لاغر میشم اگه این طور نیست پس من توی این مسیر چی کار میکنم تصادفی هم نیست چون من خودم از خدا خواستم ودنبال چنین چیزی بودم و خودش هم سریع جواب بود چون من ایمان داشتم با قانون جذب میشه لاغر شد وهدایت کرد به این مسیر پس لاغری فوق العاده و زیبای چشم نوازم پاداش ایمان و انتظار من هستش
خوب من به درستی باور رو یاد گرفتم و عمل کردم بله باورم انتظارم ونگرشمو از خودم خلق لاغری به لطف و حمایت خداوند هستش پس با خیال راحت از سپری کردن زندگیم وبودن در این مسیر لذت میبرم
حالا یاد گرفتم باید خواستم رو کوچک کنم تا از حلقه باورم رد بشه خواستم کوچک می کنم تا از انتظارم رد بشه وبه واقعیت زندگیم تبدیل بشه
با دیدن افراد لاغر و تحسین کردن اونها وبا یاد آوری قدرت خداوند که قادر مطلق هستش واین خواسته من جز ای از جز هم در این جهان نیست وقتی برای دیگری شده پس بر ای من هم میشه
موجود باش خداوند برام رخ میده
دنبال خود باوری خودم میرم تا ببینم چه کارهای از بدو تولدم تا به امروزدر این جهان انجام دادم
دنبال کشف توانایی هایی که فراموش کردم
دنبال یافتن خودم میرم
سرزنش ها
خود کم بینی هام رو کنار میزم
تا به خود واقعیم دست پیدا کنم تا با خودم در صلح باشم
من توانایی رشد کردن و بزرگ شدن رو به خوبی یاد گرفتم
من تمام آداب ورسوم خانواده و زندگی اجتماعی رو یاد گرفتم
من ارتباط گرفتن با دیگران و دوست شدن و دوست داشتن و عشق رو یاد گرفتم
من خرید کردن رو یاد گرفتم
من دستی از دستان خدا برای کمک به دیگران رو یاد گرفتم
من مسولیت پذیری رو یاد گرفتم
من انجام کار های شخصی و آشپزی رو یاد گرفتم
من خانه داری و مادر شدن و همسرشدن رو یاد گرفتم
من سواد خواندن ونوشتن رو یاد گرفتم
من تحصیلات دانشگاهی رو یاد گرفتم
من صلح با خود و خداوند رو یاد گرفتم
من رانندگی رو یاد گرفتم
من بافت تابلو هنری رو یاد گرفتم
من خیاطی برای خودم رو یاد گرفتم
من زمانی گل سازی رو یاد گرفتم
من بافتنی رو یاد گرفتم
من کار با گوشی رو یاد گرفتم
پس من لاغر شدن هم یاد میگیرم
پس من پول درآوردن رو هم یاد میگیرم
خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم هدایت م کن به راه راست به راه کسانی که نعمت داده ای
سپاس فراوان از استاد عزیزم 🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
بنام خداوندبخشنده مهربان
سلام به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز
نگرش شما درباره باور لاغر شدن چیست؟ آیا باور دارید لاغر می شوید؟ باور یعنی انتظار من از خودم لاغری هست یا نه بله انتظار من لاغریه و من میتونم ب راحتی لاغر بشم
چون در مسیر درست هستم و هیچ مانعی برای لاغری نمیبینم و کنترل افکار و رفتارم دست خودمه
این همه انسان بدون هیچ کاری ب راحتی فقط با انتظار لاغری لاغر هستن پس منم میتونم و اینکه قبلا من لاغر بودم و هیچ کاری نمیکردم و هیچ فکری در مورد لاغری یا چاقی نداشتم اصلا وزن یا سایزم رو نمیدونستم در موقع گرسنگی هر چی بود میخوردم و وقت سیری میرفتم دنبال بازی
در گذشته که از روش های مختلف برای لاغر شدن استفاده کردید چقدر باور داشتید که لاغر خواهید شد؟
انتظار لاغری داشتم اما چون روشها رنج زیادی داشت نمیتونستم ادامه بدم ترجیح میدادم چاق باشم
بعد از هر بار تلاش کردن برای لاغر شدن چقدر باور داشتید که دوباره چاق خواهید شد؟ خیلی زیاد میدونستم ب راحتی آب خوردن دوباره چاق خواهم شد
در مورد چاق شدن به نظر شما چقدر باور کردن چاق شدن تاثیرگذار بوده است؟خیلی زیاد چون من منتظر چاقی بودم پس چاق میشدم چون فکر میکردم منکه کاری برای لاغری نمیکنم پس طبیعیه ک چاق بشم
از زمانی که به سایت تناسب فکری هدایت شدید چه تغییری در انتظار شما برای لاغر شدن ایجاد شده است؟
من مطمئنم ک لاغر میشم چون استاد و شگفتی سازان رو میبینم ک چطور با تغییر افکار رفتار و انتظارشان لاغر شدن پس منم میتونم ب همون راحتی لاغر بشم
من در اینجا فهمیدم ک توانایی انجام کارهای زیادی رو دارم ک برام در اثر تکرار راحت شده مثل رانندگی رو بلدم آشپز خیلی خوبی هستم خیاطی و کار با چرخ خیاطی رو بلدم من کار با کامپیوتر رو بلدم سواد نوشتن و خواندن دارم و قرآن خوندن برام خیلی راحته من کلمات زیادی رو ب انگلیسی وعربی بلدم من میتونم قلاب بافی کنم میتونم خونه رو خیلی خوب تمیز کنم میتونم کیک شیرینی و نان درست کنم میتونم در طراحی و چیدمان منزل نظر بدم میتونم روتختی بدوزم من یادمه یه بار بدون کلاس رفتن تونستم قنداق فرنگی نوزاد بدوزم و درآمد داشته باشم من طراحی با مداد وزغال رو بلدم من میتونم روی بوم نقاشی بکشم و بفروشم من میتونم پنیر محلی درست کنم میتونم ماست درست کنم میتونم مربا های خوبی درست کنم میتونم بچه هارو خوب در تکالیف راهنمایی کنم و میتونم خوب حرف بزنم و در یک جمع همه رو بخندونم من تونستم در دانشگاه قبول بشم من تونستم در مسابقات سرود رهبر گروه باشم و مقام سوم رو کسب کنم من تونستم عروسک های زیبا درست کنم من تونستم ناد علی رو حفظ کنم و از مدیر مدرسه قرآن جایزه بگیرم من تونستم در مسابقات علمی استانی مقام دوم رو کسب کنم من تونستم بچهام رو ب تنهایی بزرگ کنم من میتونم دیوارهای خونه رو رنگ بزنم من آرایشگری رو ب خوبی یاد گرفتم و میتونم انجام بدم من رقص آذری رو خوب بلدم من میتونم تند تایپ کنم من تونستم همسری خوب باشم من خیلی تواناهستم میتونم راه برم ببینم بشنوم تصمیم بگیرم عمل کنم و موفق بشم
خدایا سپاسگزارم که این همه توانایی و نعمت در اختیار من گذاشتی حالا هم لاغر شدن کاری نداره من میتونم ب راحتی مثل همه لاغر ها لاغر باشم اصلا لاغری مال منه حق منه طبیعت وجودمه من مال لاغری هستم و لاغری مال منه …
چه خواسته ها یا اهدافی داشتید که از همان ابتدا مطمئن بودید رخ خواهد داد و نتیجه عالی کسب کردید؟من همیشه اعتقاد دارم ک هر چیزی رو ب راحتی بدست میارم مثلا من میگفتم ک فلان مانتو یا فلان گردنبند طلا رو میخوام و عکسش رو توی گوشیم داشتم و مطمئن بودم ک بهش میرسم و رسیدم یا در مورد ازدواجم من مطمئن بودم ک با کسی ک دوستدارم ازدواج میکنم و خوشبخت میشم و شد و حالا هم اعتقاد دارم ک لاغر میشم و حتما میشم مثل همه لاغرها من عجله ای ندارم و اینقدر ادامه میدم و اینقدر صبر میکنم تا جسمم لاغر تر و لاغر تر بشه
لاغر شدن دیگه برای من یک آرزوی دور نیست لاغر شدن یک خواسته راحته ک بزودی در زندگی من وارد میشه
از خداوند و استاد روشن بینهایت متشکرم
نشان های دریافت شده
به نام خدای یوسف که اونو از چاه نجات داد چون یوسف باور داشت که نجات پیدا میکننه وگرنه فریاد کمک نمیزد، اگه با منطق خوداگاه میخواست فک کنه میگفت من ته این چاه، اینجا هم بیابون، چرا الکی داد بزنم؟! کسی نیس؟! که بیاد کمکم ولی باور داشت که ادمی رد خواهد شد و خداوند هم با اراده خودش مالک رو از اونجا متوقف کرد . خدایا به نام خودت تو همان خدای منم هستی و من ازت میخوام منو هم از این چاهی که خودمو انداختم داخلش درم بیاری، چطوریشو نمیدونم ولی میدونم میشه.
سلام و عرض ارادت خدمت اهالی خوش قلب و درجه یک سرزمین تغییر
سرزمینی که اینجا ادماش بهم کمک میکنند همو دوس دارند
سلامی ناب و فابریک خدمت برادر عزیز و خوش قلب و لب خندان خودمون جناب استاد عطاروشن عزیز
نشان های دریافت شده
سلام من قبل گوش دادن به این فایل باوروانتظاررو نمیدونستم چیه تولاغری ذهنی ولی باگوش دادن به حرف های استادروشن تازه متوجه میشوم که من ایا باوردارم که من میتونم لاغربشم من هرروز فایل گوش میدم وتمرین حل میکنم باز توذهنم اون نگرش هاهست وقتی ماکارونی میخوام بخورم یه ترسی بازهست که زیادنخوری چاقت میکنه یا فست فود زیادنخورکبدچرب میگیری ومن میدونم این افکار اشتباهه چون هیچ موادغذایی قدرت ندارن ماروچاق ولاغرکنن ماباافکارچاق شدیم نه غذا درموردانتظار من باید درخودم انتظارلاغری بایدداشته باشم اونم باگوش دادن به فایل وتمرین وتکرار مثال اشپزی که استادگفتن وقتی میتونیم یک غذاخوب بپزیم یا انتظارداریم که نمیتونیم درموردلاغری بایدتغییر نگرش ما وما میتونیم لاغربشیم ونبایدبه حرف گذشتکان توجه کنیم که ماروبعنوان یک فردبی ارزه خطاب کردن وتحقیرکردن ایناروباید بذاریم کنار وقتی ماخوندن ونوشتن یادگرفتیم یارانندگی رویادگرفتم پس لاغری روهم میتونم یادبگیرم وبه اندام دلخواهم برسم مامیتوانیم لاغری رودرذهن میتونیم کوچیک کنیم کوچیک کردن خواسته خیلی راحترازباورذهنی هست
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد عطار روشن عزيز و بقيه اعضاءژ
چقدرررر اين فايل عالي بود از صبح دو بار گوش كردم فايل رو هم دانلود كردم توي گوشيم كه بيشتر گوش بدم
الانم كه دارم براش كامنت مينويسم انقدر مواردش مهم و زياد بود كه نميدونم كدوم رو دسته بندي كنم و بنويسم
عالي بود
حقيقتش اينه كه من از زماني كه دارم فايلها رو بصورت جدي گوش ميدم و تمرين حل ميكنم اين باور در من شكل گرفته ..تا قبلش باور نداشتم كه ميتونم لاغر بشم…چون اين باور در من تازه پا گرفته انتظار ندارم دو روزه لاغر بشم ..ولي انتظارم ميگه بلاخره متناسب ميشم ..بلاخره منم شگفتي ساز ميشم ..سوخت و سوز نداره ..چون دارم ميبينم ميلم به مواد غذايي تغيير كرده و چون دارم ميبينم بدون هيچ تلاشي صبحانه اي كه آماده ميكنم رو نصفش رو ميخورم ..چون دارم ميبينم از كنار خوراكي ها راحت ميگذرم ..چون صداي درونم تغيير كرده ..مثلا من پفك خيلي دوست داشتم الان يه ماه ميشه يه بسته پفك توي خونست ..هفته ي پيش همسرم آورد بازش كرد…اگر حالت هاي قبل بودم همه رو تموم ميكردم و نميزاشتم بمونه ولي از يه هفته پيش هنوز يكمش مونده توي كابينت ..امروز رفتم يكمش رو خوردم و ديدم صداي درونم ميگه بسه ديگه هوست رفع شد هر چقدرم بخوري همين مزه رو داره …دو سه بار گفت ..يعني شايد يه مشت گرانچي رو سه بار بهم گفت بسه ديگه هوس كرده بودي تموم شد هوست…نميدونم اين نشونه خوبي هست يا نه ..فقط اينو فهميدم كه قبلا عذاب وجدان ميگرفتم و صداي درونم هي ميگفت وااااي بدبخت شدي …پفك ميخوري….واي …و هي يه جوري حرف ميزدم كه انگار دارم طناب دار ميندازم گردن خودم .
به همين دلايل ميگم من باور لاغري رو در خودم ساختم و فقط نياز به تقويت داره .
.
در گذشته با روش هاي لاغري اصلا باور نداشتم كه لاغر ميشم…يعني باور نداشتم كه خودم ميتونم لاغر بشم ..به خودم ميگفتم من بايد متوسل بشم به عوامل بيروني تا لاغر بشم ..همه عوامل بيروني رو هم كه انجام ميدادم چون با باورهام ناهماهنگ بودن ، با زجر انجام ميدادم..رژيم با زجر بود…ورزش با زجر بود…ولي الان همه چي فرق كرده ..از شهريور ماه اصلا روي وزنه نرفتم و براي خودم خيلي ارزش قائلم و اجازه نميدم شخصيتم با ترازو سنجيده بشه …مثال طلايي كه شما زديد در فايل كه گفتيد شما وقتي دانشگاه قبول ميشيد راحت ميدونيد ۴ سال براي گرفتن ليسانس بايد بريد دانشگاه و هي از روز اول نمي گيد اي بابا پس چرا ليسانس نميگيرم …يا وقتي ميرفتيد مدرسه ميدونستيد بايد يه سال بريد تا اين كلاس رو قبول بشيد و از يه هفته بعد هي نمي گفتيد پس چرا كلاسام تموم نميشه ..و اين لاغري هم همونه فرقي نداره ..ما داريم يادش ميگيريم و قرار نيست هي غر بزنم و عجله كنم و هي به خودم بگم بي عرضه ببين فلاني رو ميگه لباسام بهم گشاد شده اونوقت تو چاق ترم شدي..ميگم نه ، باورهاي افراد با هم متفاوته..بك گراند افراد با هم متنفاوته ..من نميدونم اون تو خونه اش داره چيكار ميكنه من صبح تا شب باهاش نيستم ببينم چطور فايل گوش ميده چطور تمرين حل ميكنه ..اصلا دلايل چاقيش چيا بوده …من فقط بايد خودم رو با روز قبلم مقايسه كنم و انگيزه بگيرم و ادامه بدم ..همين .
.
صد درصد باور داشتم چاق ميشم …حتي در زمان رژيم و ورزش هم اگر طبق برنامه عمل نمي كردم انتظار چاق شدن داشتم چه برسه به اينكه …بعد از روش هاي لاغري…!!!
و باورهام و انتظارات دقيق ميزدن به هدف ..يعني انتظار داشتم برنج چاقم ميكنه ..چاقم ميكرد..انتظار داشتم بستني چاقم ميكنه چاقم ميكرد و فرداش كه ميرفتم روي وزنه تاييد ميكردم كه ديدي برنج و بستني چاق كننده ست ..و اينبار با قدرت بيشتري هي ميگفتم ..اه ..اينهمه تلاش كردم با يه برنج خرابش كردم…اين همه جلو خودم رو گرفتم مثلا فلان كيك رو نخوردم ولي با بستني گند زدم به رژيمم…انقدر اين تصوير سازي ها رو نا آگاهانه انجام دادم كه انتظارم از خودم چاقي شده بود.
.
صد در صد باور كردن اينكه چاق ميشم تاثير گذار بوده ..اصلا غذاها تاثير گذار نبودن..كلام من عصاي معجزه گر من بوده ..(كتاب چهار اثر از اسكاول شين)
الانم ميتونم كلامم رو تغيير بدم و بازم برام معجزه كنه ..به قول شما هدفم رو كوچيك كنم به جاي اينكه با كلام خودم گناه كنم(به قول دون میگوئل در كتاب چهار ميثاق) و هي بگم وااااي بيست كيلو اضافه دارم …بايد با كلام خودم براي خودم معجزه كنم و هي متناسب ها رو ببينم و بگم اين همه متناسب ..اصلا متناسب بودن طبيعي اين جهانه ..چاق بودن غير طبيعيه…و اتفاقا من در اين چند ماهه فقط دارم متناسب ميبينم و فرد با اضافه وزن خيلي كم ميبينم ..فك كنم توي دوره زندگي با طعم خداوند بود كه يه فايل داريد ميگيد هر آرزويي كه داريد بيرون ميبينيد سريع بگيد من طعم اينو دوست دارم ..مثلا اگر اسپورتيج دوست داري تا بيرون ميبينيش بگو من طعم داشتن اسپورتيج رو دوست دارم…اينو از پارسال كه فايلشو ديدم ياد گرفتم و هميشه ميگم.
.
تمام سالهاي كه اضافه وزن داشتم نتيجه، انتظار من چاق تر شدن بوده ..فكر ميكردم كه انتظارم لاغريه ولي نبود ..من چاق تر شدم و حتي بعضي وقتا بدنم به لاغري مقاومتش بيشتر ميشد ..با تكرار تمام باورهايي كه از جامعه ميشنيدم انتظار چاقي در من شكل گرفت ..با گفتن خانواده اين انتظار در من شكل گرفت ..خودم كه از همه بدتر بودم..اصلا خودم رو فردي كه بتونه لاغر بشه نميدونستم…
.
انتظارات لاغري در من ساخته شد ..در سوال اول گفتم چرا ميگم اين انتظارات در من ساخته شده ..من اون فهيمه قبل نيستم ..صد درصد تغيير كردم و خيلي خوشحالم از اين تغييراتم …فك كنم توي دو سه فايل قبل بود كه گفتيد وقتي تغييرات رو داريد مبينيد در خودتون مطمئن باشيد تغييرات در ذهن شما خيلي بزرگتر از بيرون شماست و اين خيلي نويد خوبيه براي من ..چون من معتقدم من يه دفعه توي يكي دو ماه تغييرات زيادي ميكنم در تناسب اندام ..من مثال بخاري رو يادمه كه به مرور خونه رو گرم ميكنه و روي همه چي تاثير ميزاره ..اين مثال بخاري در من انتظار لاغري رو تثبيت كرد و هميشه توي ذهنم تكرارش ميكنم …ميدونم انرژي ايي كه ارسال كردم ، زمان ميبره تا برگرده پيشم ولي وقتي برگرده بزرگتر از اوني كه ارسال كردم برميگرده ..اين قانون جهانه ..مثل دونه سيب كه ميكاريم و درخت سيب تحويل ميگيريم..خداوند وهابه و اگر با كاسه بري پيشش اون قدح پر ميكنه برات…با قدح بري ، ديگ برات پر ميكنه …با ديگ بري، خودت رو ميكنه ساقي اون ديگه ..انقدر بهت ميده كه سر ريز بشه از زندگيت توي زندگي بقيه ..اين خداييه كه من شناختم ..واسه همينم سعي ميكنم از صابران باشم .
.
برنامه ام اينه به اميد الله هر روز يه فايل ببينم و متن رو بخونم و براش كامنت بزارم ..ميدونم هر چقدر كامنت هام بلند تر باشه ، ذهنم داره هر چي باور توشه رو تراوش ميكنه و مياره به شكل كامنت ..به همين دليل سعي ميكنم هي بنويسم ..هي بنويسم ..تا ذهنم خالي خالي بشه از باورهاي قبليش …انقدر بنويسم كه من يه آدم جديد شدم تا ذهنم باورش بشه ..خوشبختانه يا متاسفانه گوش جهان خيلي تيز هست…ضعيف ترين صداها رو ميشنوه …و توي بلند گوي جهان هستي پخش ميكنه …به همين دليله كه چندين برابر اوني كه فكر ميكنيم بهمون برميگرده …
.
واقعيتش تنها چيزي كه همه كاري براش كردم و نشده همين تناسب بوده..همه كار منظورم كارهايي كه به ذهنم رسيده بود ..يكي دو مورد ديگه هم هست كه ريشه ي نشدن هاشون رو پيدا كردم . و الان ميدونم كه ريشه ها رو بايد از كجا تغيير بدم تا تغيير كنن..مثل همين تناسب اندام كه بايد ريشه ها رو تغيير بديم تا در بدنمون اتفاق بيوفته.
.
چند تا خواسته داشتم كه از اولش ميدونستم ميشه ..
دانشگاه رفتنم و رشته هايي كه دوست داشتم بخونم .
مهاجرتم .
ويزا گرفتنم
ازدواجم
خونه خريدن
مكه رفتنم
پايان نامه و نمره بيست كه ازش گرفتم .
روابطم با همسرم
يه عالمه چيز ريز و درشت ديگه
.
هر چيزي كه انقدر از درون احساس لياقت داشتنش رو داشتم و حالا دارمشون خدا رو شكر.
.
.سپاس ميگم خداي مهربونم رو كه هر روز انقدر دارم از فايل ها لذت ميبرم كه برام هيچ فرقي با محصوالات خريدني ندارن .
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
یه روز همین جوری گفتم خدا من برای پسرم یه همچین خواسته ای دارم نمیدونم چه جوری میخوای درستش کنی تو میدونی و این خواسته وقتی پسر عموش تونسته به این خواسته برسه پسر من هم میتونه
دو روز بعد خواسته ی من به اجابت رسید
من از این تجربه چند تا نتیجه گرفتم ۱/ من انتظارم از خدا توانمندی بود که تو میتونی ۲/خواسته ام رو کوچیک کردم چه طور برای فلانی شده برای پسر من هم میشه ۳/پسرم رو بزرگ تر از خواسته کردم گفتم وقتی برای بقیه هست برای پسر من هم هست۴/بیشتر اساتید قانون جذب میگن دعا نمیشه برای دیگران بکنی بیشترین اثری که داره برای خودت هست این مساله نقض شد دعا اثر داره برای دیگران ۵/زمان اصلا مطرح نیست
ولی استاد میگه یه روزه و یه هفته نمیشه خب مجبوره این طوری بگه چون باورهای ما و انتظار ما یه روزه درست نمیشه ، فرمول های اشتباه ذهن ما یه روزه درست نمیشه وگرنه من وقتی وارد سایت شدم همون روز انگشترم گشاد شد این توهم نیست واقعیته ولی ما ذهنمون خیلی خرابه و تا بخواد درست بشه طول میکشه و گرنه این همه دوستان در شگفتی سازان سه ماهه و حتی بعضی هاشون یکی دو ماهه جواب گرفتن پس شدنیه ولی خب افرادی هم مثل من خیلی طول کشیده چون باورهای اشتباه و مخرب خیلی دارم پس استاد مجبوره بگه زمان میبره
البته این نظر من هست از روی تجربه ای که به دست آوردم و میدونم خیلی ها از این تجربه ها داشتن پس من ادامه میدم تا انتظارم درست بشه و انتظارم لاغری و تناسب اندام باشه از خودم
خدایا شکرت ۲۲۰
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام استادگرامی ودوستان هم مسیرم خدارو شکر میکنم که دراین مسیر زیبا قرار دارم وانتظارم وباورم ازخودم متناسب شدن هست واینکه افکار رفتارم خیلی تغییر کرده وتوانایی درمن بیشتر شده وهمسو بامتناسب شدن هستم وبالذت هرروز دراین مسیر هستم وذهنم هرروز بامتناسب شدن همسو هست چطور توانستم آشپزی کنیم وخانه داری چطور فارسی یاد گرفتم همان طور لاغر هم یاد گرفتنیه وباور کردم که میتوانیم اونا رو یاد بگیریم میتوانیم متناسب شدن روهم باورکردم وانتظار ازخودم متناسب شدن باشه واون برای ذهنمون خودمون لذت بخش کنیم واحساس خوب داشته باشیم ومن یاد گرفتم خواستم کوچک کنیم وبا این تمرین درمن انگیزه بیشتر میشه واینکه انسانها متناسب میبینم بگم من هم میتونم متناسب بشم باتوجه به آن اون خواسته من برآورده وخواسته من ازاون حلقه که باورمن هست رد میشه بااستمرار داشتن وادامه ولذت بردن هرروز من بااون متناسب تر میشوم وشکر خدا خیلی عالی تغییرکردم وبالذت بیشتر دراین مسیر هستم ممنونم استاد گرامی سپاس فراوان
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه
گام ۵۰ باور کنید میتونید لاغر شوید
من از این فایل یاد گرفتم که قدرت باور کردن موضوعی چقدر مهم است که در هر زمینه از زندگی هر چیزی را باور کردیم اون کار انجام میشه ابن قدرت باور در من در بسیاری از مسائل دیگه زندگی پر رنگ بود حتی در مورد چاقی که تا قبل ورود به سایت تناسب فکری من چاقی را باور کرده بودم که باید چاق باشم چون ازدواج کردم بچه دار شدم تحرک ندارم کار پشت میزی دارم و خیلی باورهای غلط دیگه که من هر کاری میکردم نمیدونستم لاغر بشم و یا اگر لاغر میشدم دوباره برمیگشت من توانایی خودم را نمیدیدم که چطور آشپزی بلدم از سن کوچک خانه داری بلدم چطور فارسی را یاد گرفتم رانندگی یاد گرفتم دوچرخه سواری یاد کار با کامپیوتر اینها را هیچ نمیدیدم و از وقتی که با این قانون آشنا شدم که میشه با قدرت ذهن لاغر شوم و نشستم تمرین استاد را انجام دادن که من تا حالا این همه توانایی داشتم چطور یاد گرفتم چون باور کرده بودم منم میتونم مثل بقیه رانندگی کنم و یا آشپزی و بقیه کارهای دیگه پس اگر باور کنم که لاغری فقط با قدرت ذهن امکان پذیر هست و هر روز با این باور قدرتمند تمرین کنم و اون باورهای غلط را کنار بزارم در این زمینه هم موفق میشم من یاد گرفتم خواسته ی خودم را کوچک کنم و این تمرین را هم همیشه انجام میدم که هر کجا یک آدم متناسب میبینم میگم این همه آدم متناسب هست منم میتونم لاغر شوم این که کاری ندارم و یا یک خونه لوکس میبینم یا یک ماشین لوکس میگم این که چیزی نیست منم میتونم همچین خونه یت ماشین داشته باشم خداوند این همه نعمت و ثروت داره خواسته ی من پیش خدا هیچی نیست و به این صورت خواسته ی من از حلقه ی باور رد میشه چقدر هم حس خوبی داره .
و یاد گرفتم باید هر روز استمرار داشته باشم حتی اگه مسیرم اشتباه باشه با تمرین کردن و استمرار داشتن در مسیر درست قرار میگیرم
با سپاس فراوان از استاد عزیز .
نشان های دریافت شده
سلام هرچیزی روباورکنیم همون میشه اگه باورداری چاق میشی همونمیشه درموردلاعری هم همینه ولاعری به راحتی انجام میشه باورمیشه انتظار یعنی ما لاغرمیشیم اونم باتمرین حل کردن گوش دادن به فایل اجراتکنیک هنه دست به دست هم میده ومابه اون باورذهنی میرسیم لاغرشدن رودرذهن کوچیک کنیم خیلی راحت بهش میرسیم لاغری اسانترین کاردنیاست
نشان های دریافت شده
سلام بر باور کنندگان لاغری با ذهن
گام ۵۰: باور کنید لاغر میشوید
تو زندگی هر چیزی رو عمیقأ و قلبا باور داشتم بهش رسیدم و بارها اینو تجربه کردم
فقط در مورد لاغر شدن با مسیر های قبلیم بود که هیچ وقت باور نمیکردم بتونم لاغر بمونم
میتونستم لاغر کنم بارها و بارها لاغر میکردم با ورزش با رژیم با قرص با زنجفیل و دارچین و هفت تا هویج خوردن در روز با تردمیل
ولی هیچ وقت باور نکردم که میتونم لاغر بمونم
چون میدونستم که چه زجری کشیدم تا بیست سی کیلو از وزنم رو کم کردم و دیگه نایی نداشتم تمام زورمو خرج کرده بودم و نیاز به استراحت و تجدید قوا داشتم
میومدم یکم استراحت کنم نیرو بگیرم یهویی وزنم مثل موشک میرفت بالا
عه خدایا پس چیکار کنم تا ابد که نمیتونم سختی بکشم
تا اینکه اومدم به این بهشت رویایی بصورت معجزه وار
یروز که خسته و درمانده بودم تو گوگل زدم لاغری با لذت
دیدم عه اینجا دقیقا همون بهشتیه که من همیشه دنبالش بودم
هر چی دلت میخواد بخور لازم نیست ورزش کنی هر وقت گرسنه ته بخور زمانش هم اصلا مهم نیست روز باشه شب باشه نصفه شب باشه
با خودم گفتم خدایا چه روش عالی ای میشه من با این روش حاضرم تا آخر دنیا ادامه بدم و ازش دست نکشم چون سختی نداره که همش عشق و حاله لذته
از همون روز اولم که اولین فایل رو گوش دادم دیدم عه استاد روشن دقیقا یکی از جنس خود ما چاقاست واسه همینم حرفاش به دلم نشست
دقیقا زخم خورده بود مثل خود ما حال مارو خوب میفهمید تمام تمسخر ها و طرد شدن ها رو اونم چشیده بود بالاخره یکی رو پیدا کرده بودم که دقیقا منو درک میکرد دردش درد من بود
وقتی دیدم چنین فردی به راحتی با قدرت ذهنش لاغر شده و حرفاش دلی و صادقانه بود از همون لحظه اول ورودم باورش کردم باور صد درصدی
دل دادم به این روش مو به مو فایلها رو با جان دل گووووووووش دادم یه روزم نشده تو این ۷۴ روز فایلی رو جا بندازم یا تمرینی رو جواب نداده باشم
با وزن ۱۰۴ کیلو وارد سایت شدم و الان بنظر خودم با توجه به سایزم چیزی حدود هجده کیلو کم کردم سایزم که فوق العاده کم شده
من استاد روشن رو مثل یه پیامبر روشنایی لاغری باور کردم بهش ایمان آوردم وقتی ام من چیزی رو باور کنم انتظارم صد درصد لاغریه و رسیدن به اون خواسته و هدف
به محض ورودم با حذف ترازو و پیج های اخبار منفی و پیج های آشپزی و کالری شماری و ورزشی و …باشگاه نرفتن یهویی حال دل من و احساس من خوب شد این اولین نشانه تغییر در من بود اینکه حال دلم به شدت خوب شد
منم که قبل ورودم کاملا انسانی افسرده درمانده بیچاره نیازمند کمک شده بودم به زمین و زمان گیر میدادم از خدا گله مند بودم کن چرا من رو چاق آفریدی که چرا من نمیتونم جلوی این ولع خوردنم رو بگیرم
من روزی نیم کیلو بستنی و یک کاسه تخمه و کرانچی و یه عالمه مغزیجات هر روز میخوردم غذای اصلیم خیلی زیاد نبود شبیه بقیه مردم بود ولی شدیداً میل به ریزه خواری و هله هوله خواری داشتم اصلا نمیتونستم جلوی خودم رو بگیرم
یعنی راحت نیم کیلو نون خامه ای رو در عرض چند دقیقه میخوردم سر نون خامه ای بارها با پسرم کتک کاری کرده بودم که اون یدونه اضافی نون خامه ای که بعد شمردن و تقسیم کردن اضافه میاد رو کی بخوره معمولا هم پسرم یواشکی تو ماشین اون عقب در جعبه رو باز میکرد میخوردمش یا من یواشکی میخوردم تا تعدادش فرد بشه و دیگه تو خونه راحت تقسیم بر سه بشه
اینا رو گفتم بدونید عمق تغییرات تمایلات من رو
من به محض ورودم تمایلات خوردنم به شدت تغییر کرد لب به بستنی شیرینی کرانچی تخمه نزدم
عوضش میلم به چای سالاد با سس انار بادوم زمینی و اینا تغییر کرد
و الان با اینهمه کاهش وزن و سایز خوب ادامه مسیر برام راحت تره چون ایمان آوردم که این راه داره منو لاغر میکنه چون نتایج رو در خودم دارم میبینم لاغر شدن الان برام کار شاقی نیست تو ذهنم کوچیکش کردم و براحتی هم دارم بهش میرسم فقط موانع و سرعت گیر های جلوش رو بر میدارم
دیگه هیچ وقت وزن من یویو وار بالا پایین نخواهد شد و این آخرین باری بود که من وزن سه رقمی رو تجربه کردم
اونقدر اعتماد بنفس و عزت نفسم اینجا رفته بالا که هر روز دوست دارم صبح بشه با اشتیاق بیام سایت فایل جدید گوش بدم تمرین هامو بنویسم
خیلی ام دلی مینویسم هر چی به فکرم میرسه و حسش میکنم درست یا غلط مینویسم
به زور خودمو محدود به نگفتن بعضی حرفا یا درست و ادبی نوشتن نمیکنم همینطور دلی و عشقی حرف دلمو راحت میگم
نمیخوام هیچ سختی تو کار باشه دوست دارم حتی این نوشتنه هم بهم لذت و شادی بده و واقعا هم میده
هر بار که مینویسم انگار رفتم ساعتها پیش مشاور روانشناسی اونقدر سبک میشم اونقدر این سنگینی مغزم ذهنم کم میشه که نگوووو
بعد میام تو گروه هی این دوستم قربون صدقه م میره اون دوستم تحسین میکنه استاد بهم مدال میده خلاصه احساسم بهتر و بهتر میشه و ذوق نوشتن بیشتر
نگران یه روز دوروزی هم که بیشتر شاید بخورم یه وقتایی نمیشم میدونم اینجا همه چی با استمرار درست میشه و میفته سر جاش
مشکل اصلی نتیجه نگرفتن های قبلی من فقط ذهنم بوده و بس
خدا رو شکر اونم با بودن تو این مسیر دل انگیز حل شد و من به لاغری پایدار میرسم الآنم تو ذهنم رسیدم ولی جسمم هنوز یکم کار داره
راستی یچیزی رو بارها گفتم من برای لاغر شدن اومدم اینجا ولی چیزای خیلی خیلی بیشتری نصیب دلم و روحم شد
دیگه خودتون متوجه تغییرات روحی من شدید اینکه اینقدر به خدا نزدیک شدم و خدا رو تو قلبم احساس میکنم اینکه هر لحظه شکر گزاری میکنم قدر زندگیم و داشته هام رو میدونم و با همین چیزهایی که دارم شادم و راضی ام و خدارو شکر میکنم و میخندم میرقصم و میخندانم و میرقصانم دیگران رو 💃💃
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز آفررین چقدر خوب نوشتی کیف کردم