🎯 لاغر شدن همون چاق شدنه… فقط با افکاری متفاوت!
سالها فکر میکردم لاغر شدن فقط با رژیم و سختی ممکنه، تا اینکه فهمیدم مسیرش از ذهن شروع میشه.
وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم، اصلاً به فکر لاغری نبودم؛ اما کمکم فهمیدم لاغر شدن با تغییر باورها اتفاق میفته، نه با فشار و رژیم.
💡 اگه دنبال یه شروع منظم هستی، راهنمای رایگان لاغری با ذهن بهترین نقطهٔ شروعه.
از همونجا، یه تحول عجیب توی زندگیم شروع شد… 🌱✨
در این جلسه میآموزیم:
✨ چطور بالاخره لاغر شدم؟
📌 ۳۵ سال با چاقی زندگی کرده بودم…
تو این مدت، بارها و بارها سعی کردم لاغر شم؛ از رژیمای عجیب تا قرص و دمنوش، از ورزشهای سخت تا حذف غذاهایی که عاشقشون بودم! ولی هیچی جواب نداد. ❌
اونقدر شکست خوردم که باورم شد: «من لاغر بشو نیستم!»
😞 یه باور تلخ که ریشه دواند تو ذهنم و دیگه حتی تلاش هم نمیکردم…

👂 اطرافیان هم هرکدوم یه چیزی میگفتن:
«چاقیت ارثیه!» «چاقیت بخاطر کمتحرکیه!» «استخوان بندیات درشته!»
و من… کمکم پذیرفتم که لاغر شدن برای من نیست، فقط خدا کنه چاقتر نشم!
🌧️ دیگه هدفم از لاغری، تبدیل شد به «ثابت موندن». یعنی از اون نقطه به بعد، حتی حرفی از کاهش وزن هم نمیزدم. خانواده هم که قبلاً میگفتن «یه کم لاغر شو»، حالا میگفتن: «حداقل چاقتر نشو!» 😐
💡 جرقهای که مسیر رو عوض کرد…
تا اینکه سالها بعد، با مفهومی آشنا شدم که همهچی رو تغییر داد:
قدرت ذهن! 🧠✨
هدف اولم از یادگیریش، تغییر مالی بود؛ اصلاً قصد نداشتم سراغ لاغری برم. اما هرچی بیشتر با ذهن کار کردم، بیشتر فهمیدم که ریشهی خیلی از مشکلاتم، توی باورهام بود…
و کمکم به این نتیجه رسیدم که:
🔑 تغییر باورها برای کاهش وزن، نقطهی شروع هر تغییر جسمیه.
و این نقطه شروع روش لاغری با ذهن در سراسر جهان شد.
حقیقتش؟ اولش اصلاً تو خوابم هم نمیدیدم که میشه بدون رژیم و زجر کشیدن، لاغر شم.
ولی اون علاقهای که به قدرت ذهن داشتم، باعث شد کلی وقت بذارم، فایل گوش بدم، تمرین بنویسم، و ذرهذره فرمولای ذهنیم رو عوض کنم.
و بعد از چند ماه، حس کردم بدنم داره واکنش نشون میده… نه با ترس و فشار، بلکه با هماهنگی و آرامش 😌💚
🎁 لاغر شدنم شبیه معجزه نبود، بلکه شبیه بیدار شدن از یه خواب سنگین بود. فهمیدم ذهنم تا حالا باورهامو طوری چیده بود که اجازهی لاغر شدن بهم نمیداد…
🚶♀️ تغییر باورها برای کاهش وزن یعنی ساختن یه جاده نو
همین حالا هم اگر بخوای، میتونی یه مسیر نو تو ذهنت بکشی؛ یه جادهی آسفالته که تو رو به خواستههات میرسونه.
فقط کافیه بپذیری که:
✅ با تغییر باورها برای کاهش وزن، تو هم میتونی لاغر شی
✅ باید به ذهنت یاد بدی که مسیر جدیدی وجود داره
✅ استمرار، تمرین و تعهد کلیده 🎯
هر باوری که سالها باهاش زندگی کردی، قابل تغییره. من اینو با تمام وجودم تجربه کردم و حالا، عاشق اینم که به بقیه هم کمک کنم همین مسیر رو برن. 🌟
🍃 لاغر شدن با تغییر باورها؛ همون چاق شدنه، فقط با نگاه تازه!
اگه دقیق نگاه کنیم، میفهمیم که لاغر شدن شبیه چاق شدنه…
هیچ نیازی به فشار زیاد یا زور زدن نیست، فقط باید مسیر فکر کردنمون رو تغییر بدیم 🧠💭
همونطور که یهعمر با فکرها و رفتارهایی خاص چاق شدیم، حالا با لاغر شدن با تغییر باورها، میتونیم مسیرمون رو برعکس کنیم و پلهپله به تناسب اندام برسیم.
💡 فقط کافیه شروع کنیم به ساختن «افکار لاغرکننده»؛ افکاری که وقتی داریم لباس میپوشیم، وقتی غذا میخوریم، وقتی توی آینه نگاه میکنیم، یه پیام جدید به بدنمون میدن:
من دارم لاغر میشم. چون دارم جور دیگهای فکر میکنم. 🌱
⛔ سختترین قسمتش چیه؟ عادت ذهن به شرایط قبلی!
ذهن ما عاشق تکراره. 🔁
همینطور که سالها فکرها و رفتارهای چاقکننده رو تکرار کردیم، ذهنمون به اون وضعیت نرمال عادت کرده. حتی اگه اون نرمال برای ما دردناک باشه، حتی اگه باعث خستگی، نفرت از ظاهر، یا کاهش اعتمادبهنفس شده باشه…
🧠 ذهن فقط میخواد در همون حالت آشنا بمونه، چون تغییر براش خطرناکه.
واسه همینه که در مسیر تغییر باورها برای کاهش وزن، باید شجاعت روبهرو شدن با افکار قدیمی رو داشته باشیم.
باید با مهربونی و صبر، ذهنمون رو دعوت کنیم به یه سبک زندگی جدید… همونطوری که یه بچه رو آرومآروم به خواب دعوت میکنی 💤
🌈 یادت باشه، تغییر باورها برای کاهش وزن یعنی ساختن یه خودِ جدید؛ همون خودی که همیشه آرزوشو داشتی و حالا وقتشه بهش نزدیک بشی.

🎯 نتیجه واقعی استفاده از آموزشهای لاغری با ذهن
اولش همیشه سخته… اینو خودت بهتر میدونی!
📌 هر کاری که برات جدید باشه، یه جورایی «سنگین» به نظر میاد.
مثلاً صبح زود بیدار شدن… اولش سخت و زورکیه، ولی کمکم برات عادی میشه ☀️⏰
🧠 لاغر شدن هم دقیقاً همینه. چون ذهن ما عادت داره به یه سری فکرها و رفتارهایی که در طول زمان، ما رو به سمت چاقی بردن.
تا وقتی این عادتها پابرجاست، بدن هم همون مسیر همیشگی رو میره.
اما به محض اینکه شروع میکنی به تغییر باورها برای کاهش وزن، اتفاقا همونجاست که ذهن مقاومت میکنه…
میگه: «سخته!»
اما تو باید بدونی این «سختی» واقعی نیست، فقط ذهن داره میترسه از تجربهی جدید 😌
🔄 عادتی که تکرار بشه، تغییر میکنه
فردی که الان ۵۰ کیلو اضافهوزن داره، از یه جایی شروع کرده؛ شاید ۱۰ سال پیش فقط ۵ کیلو اضافه داشت…
ولی چون هیچ تغییری تو باورهاش ایجاد نکرد، همون مسیر رو ادامه داد، عادتهاش موندگار شدن و چاقی پیشرفت کرد ⚖️⬆️
حالا برای برگشت از اون مسیر؟
باید همون روش رو ولی در جهت برعکسش انجام بدی. یعنی:
✅ تکرار ✅ استمرار ✅ تعهد
و مهمتر از همه: تغییر باورها برای کاهش وزن
هر رفتاری که زمانی «عادی» بوده، الان میتونه «غیرممکن» به نظر بیاد. و برعکس! چیزی که الان غیرممکنه، میتونه به عادت جدیدت تبدیل بشه ✨
🏡 مثال ساده: عادت ذهن به خانهی قدیمی!
یادت باشه وقتی خونهمون عوض میشه، تا مدتها ناخودآگاه به سمت خونهی قبلی میریم!
یا مثلاً جای کلید برق که عوض شده، چند وقت طول میکشه تا یاد بگیری باید دستتو به یه سمت دیگه ببری 💡🏠
لاغر شدن هم همینه… اولش دنبال فرمولهای قدیمی ذهنی میگردی: پرخوری، خوردن بدون گرسنگی، ناامیدی بعد از چاقی.
ولی به مرور، این مسیرها محو میشن و مسیرهای جدید جایگزین میشن.
🔑 تفاوت ذهن چاق و ذهن متناسب
وقتی یه فرد چاق میگه: «من نمیتونم لاغر شم»،
یه فرد متناسب با تعجب نگاش میکنه و میگه: «این چه حرفیه؟!» 😅
📌 چرا؟ چون فرمولهای ذهنیشون فرق داره.
در ذهن چاق، لاغر شدن سخته، دستنیافتنیه، باید زجر بکشی…
در ذهن متناسب، لاغری یه چیز طبیعیه.
و تو، با ادامه دادن آموزشها، تمرین کردن، و تغییر باورها برای کاهش وزن، کمکم میری سمت اون ذهن متناسب.
همون ذهنی که میگه: «من میتونم، من دارم تغییر میکنم، و لاغر شدن برای من ممکنه!» 💪🍏

🗺️ بهترین راه برای شروع لاغر شدن با تغییر باورها
حالا که با قدرت ذهن آشنا شدی و میدونی لاغر شدن با تغییر باورها یه اتفاق ساده در مسیر فکر کردنه، وقتشه قدم بعدی رو برداری…
📌 قدمی مطمئن و لذتبخش به سمت ساختن ذهن متناسبت!
ما برای این مسیر، یک دوره آموزشی خاص طراحی کردیم به اسم:
🎓 ورود به سرزمین لاغرها ✨
دورهای که نه رژیم میده، نه تمرین سخت؛ فقط میاد سراغ ریشهها و تغییر باورها برای کاهش وزن
سراغ اون باورهایی که سالها ذهنمون رو به سمت چاقی برنامهریزی کرده.
باورهامون رو میسازه، فرمولهای ذهنی رو تغییر میده، و قدمبهقدم تو رو آماده میکنه برای یه سبک زندگی جدید.
🌱 چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه برای تغییر باورهاست؟
✅ چون بهجای کنترل غذا، ذهن رو آموزش میده
✅ چون تو رو با خودت آشتی میده، نه با ترازو
✅ چون کاری میکنه که تغییر باور برای کاهش وزن تبدیل به یه لذت بشه، نه سختی
تو این دوره، یاد میگیری:
- چطور با افکارت صلح کنی
- چطور ذهن چاق رو به ذهن متناسب تبدیل کنی
- چطور بدون رژیم، لاغر بشی و بمونی
💬 اگر ته دلت هنوز باور نداری که میتونی لاغر شی…
بدون این دوره برای تو طراحی شده.
همین حالا تصمیم بگیر، و اولین گام برای لاغر شدن با تغییر باورها رو با لذت بردار 🌟 🎁 به جمع هزاران نفر دیگهای که با همین روش، متناسب شدن بپیوند…
📥 برای شروع، فقط کافیه روی لینک زیر کلیک کنی و به دنیای تازهای از خودت وارد بشی 👇
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.55 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
به نظر من کارهایی برای ما به صورت عادت در میان که انها رو از سر ذوق و اشتیاق انجام بدیم انوقت اصلا برای انجام دادن انها نه دنبال بهانه هستیم و نه خسته میشویم .مثلا من موقعی که بچه دار شدم اصلا فکرش رو هم نمیکردم که ادمی باشم که بخوام توی طول شب یکبار بیدار بشم و کاری انجامبدم و بعد بخوابم ولی از وقتی بچه دار شدم شاید شبها ده بار من بیدار میشدم و بچه ام رو اروم میکردم و میخوابیدم و گاهی شبها تا خیلی دیر وقت بیدار بودم و این کار برام سخت نبود براش بهانه نمی اوردم و با عشق و علاقه انجامش میدادم .
زمانی که من به دانشگاه میرفتم چون باید مسافت زیادی رو طی میکردم و با مینی بوس به خمین میرفتم ک از اونجا دوباره با تاکسی یا مینی بوس با اراک میرفتم صبح زود حدود ساعت ۴ صبح من باید بیدار میشدم ولی درس خوندن و رشته ام رو خیلی دوست داشتم و هر روز این کار و با علاقه انجام میدادم و سختم نبود فکر کن صبح ساعت ۴ صبح بیدار میشدم ساعت ۸ صبح دانشگاه بودم و عصر ساعت ۵ دوباره باید از اونجا برمیگشتم و گاهی که ماشین نبود من شاید ساعت ۹ شب خونه بودم ،تازه کارهای خونه رو داشتم ،درسم بود،و اون موقع سر کار هم میرفتم روزهای که کلاس نداشتم و یا گاهی که کلاسم زودتر تموم میشد و ساعت ۴،۵ میرسیدم باید میرفتم ،و کارهای عقب افتاده ام رو انجام میدادم ولی الان که بهش فکر میکنم اصلا تحمل حتی یک روز انجام این کار رو ندارم ،چون اون روز با اشتباق این کار رو انجام میدادم .
و خوب من دوره رو هم واقعا دارم با اشتیاق دنبال میکنم اصلا به فایلها اعتیاد پیدا کردم ،یه روز که گوش نمیدم یا با تمرکز خوب گوش ندم انگار حالم خوب نیست .و وقتی خوب فکر میکنم به قول یکی از دوستامون اگه قشنگ دقیق بشیم توی طول یک روز هم حتی تغییرات خوبی داشتیم که به چشم نمیاد .
مثلا من امروز یه کم حالت ضعف داشتم رفتم سر ظرفشویی که ظرف بشورم چشمم به بشقاب خرما کنار سماور افتاد فوری به خودم گفتم ضعف کردی بردار چند تا خرما بخور ،ولی ته دلم هم حس کردم اون لحظه خرما دوست ندارم یه حسی بهم گفت تو الان خرما نمیخوای نخور بااین حال دستم رفت و خرما رو برداشتم ،اما به خودم گفتم اخه چه کاریه تو که الان خرما نمیخوای زوری خرما بخوری و به حسم اعتماد کردم و خرما رو سرجاش گذاشتم .و اینجا بود که مطمئن شدم واقعا ذهنم داره الارم میده نمیخوای اما من دارم اصرار میکنم که نه ضعف کردم باید بخورم. یا اینکه دیروز مهمون داشتیم و برامون شیرینی اوردن ولی من حتی هوس خوردنش رو هم نکردم . امروز موقع میوه خوردن چند نوع میوه توی بشقاب گذاشتم وقتی چند تا دونه گیلاس خوردم با یه زردالو و یه دونه خیار خیلی کوچیک وقتی نصف خیار رو خوردم دیدم دارم با بی میلی میخورم و فقط به خاطر اینکه توبشقاب بوده ،سریع خیار و بقیه میوه ها رو گذاشتم اونجا .خوب اینها شاید کوچیک باشه ولی وقتی هر روز همینقدر تغییرات ما داشته باشیم خوب به مرور زمان خیلی زیاد میشه .و واقعا لاغری با ذهن کار اسونی هست و فقط به عقیده من اون چیزی که گاهی اونو برای ما سخت و دشوار میکنه این عجله داشتن ما هست که دوست داریم یک شبه ره صد ساله بریم ،دوست داریم با یه مدت کم همه اشتباهامون درست بشه انداممون متناسب بشه و همه چیز اوکی بشه .و منفی باف خیلی وقتها در جواب این حرفم بهم میگه الان یکسال هست و تو هنوز متناسب نیستی همه رفتارت درست نشده و گاهی اشتباه داری .اما واقعا باید واقع بین بود من که چنین اندامی رو حدود بیست سال برای خودم درست کردم ،بیست سال عادت کردم به رفتارهای اشتباه ،تا هنین الان هم به نظرم خیلی خوب بوده ،چطور انتظار دارم توی یکسال همه چیز اوکی بشه .
باید همینطور ادامه بدم تا به امید خدا کفه ترازوی تناسبم سنگین تر بشه و من به هدف نهایی خودم برسم .راهی که توش سختی نمیکشم چرا باید رها بشه و یا عجله کنم .
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم.
واقعا حق با شماست با هرروز در حال تغییر هستیم اما چون کوچک هستند متوجه نمیشیم اما بررسی چند ماهه یا یک ساله نشون میده که چه قدر فاصله گرفتیم از اون دوران خودمون. با خواندن نوشته ی شما من یاد رفتار امروز خودم افتادم. من از صبح رفته بودم بیرون و هوا هم گرم بود و منم نسبتا طولانی پیاده روی کردم. خیلی گرسنه بودم و خسته. رسیدم خونه، وقتی ناهار شروع کردم به خوردن نصف غذام در بشقابم باقی موند و نتونستم بخورمش. حالا چرا میگم این یک تغییره چون اگر قبلا بود من حتما دو بشقاب میخوردم یک بشقاب برای رفع گرسنگی یک بشقاب برای رفع خستگی. اما امروز رفتاری خیلی متفاوت داشتم و چون چندین ماه بود بیرون نرفته بودم امروز فهمیدم در این مدت من چه قدر عالی تغییر کردم. و لذت بردم و خداروشکر کردم. واکنش امروز من یک گام بود که در کنار گام های هرروز دیگر قرار میگیره و در نهایت تناسب اندام منو رقم میزنه.
نشان های دریافت شده
سلام. گام هفتاد و سوم:
درسته که اول هرکاری که برای ما تازه است ما مقاومت داریم، اذیت میشیم و احساس مون بد میشه ولی با تکرار کردن های زیاد بالخره عادت میکنیم. حالا اگر دوستش داشته باشیم وقتی که عادت شد با علاقه دنبالش میکنیم، ولی اگر دوستش نداشته باشیم عادت میشه ولی هروقت انجامش بدیم احساس مون همیشه بد میشه.
در لاغری با ذهن باید وقتی ذهن شروع میکنه به دستورات متناسب کننده دادن ما ادامه بدیم و عادت کنیم که به حرف هاش عمل کنیم.
همین که فرمول های ذهنی عوض بشه خیلی راحت لاغر میشیم.
من به چه کارهایی در زندگی زودتر عادت میکنم؟
به کارهایی که هم دوست شون دارم هم خیلی راحتن.. مثل دوره ی لاغری با ذهن. هم عاشق لاغری ام هم خیلی راحته و لذت بخشه برام و میدونم نتیجه میگیرم و پیشرفت میکنم.
من به چه کارهایی در زندگی دیرتر عادت میکنم یا اصلا عادت نمیکنم؟
کارهایی که انجام دادن آن ها را دوست ندارم محاله به آنها عادت کنم. یادته وقتی میرفتی آزمایشگاه همه میگفتن عادت میکنی تو هم تا چهار ماه هرروز رفتی، سختی هاشو تحمل کردی، سعی کردی هرروز خودتو تشویق کنی ولی بازم دوست نداشتی که اونجا باشی چون حالت بد میشد و عادت نکردی و دیگه ادامه ندادی و بعد از اون خیلی حالت و احساست بهتر شد.
بعضی رفتار ها هم دوست داری انجام بدی و بهشون عادت کنی اما تنبلی میکنی یا بهانه میاری مثلا دوست داری اهل مطالعه باشی و کتاب زیاد بخونی ولی زود خسته میشی اما بازم ادامه میدی تا عادت کنی ولی بعضی روزهام تنبلی میکنی و کتاب نمیخونی.
سحر خیزی. که خیلی دوست داری صبح های زود بیدار بشی ولی بهانه میاری که همه خوابن و من پاشم چیکار کنم و منتظری که یه روزی تو خونه خودت هرروز سحرخیز باشی و هرکاری دوست داری انجام بدی
عادت های من در چاقی چیست؟ یعنی کارهایی که به چاقی من کمک میکند.
۱٫وقت هایی که از لاغر شدن ناامید میشوم.
۲٫وقت هایی که تسلیم حرف منفی باف میشوم.
عادت های من برای متناسب شدن چیست؟
۱٫فایل های دوره ی تکرار و… را گوش میکنم، تمرین انجام میدهم، مینویسم و توجهم بیشتر وقتم در روز به متناسب شدن است.
۲٫سعی من اینه که تا پیغام چاقی رو دریافت کردم دیگه به خوردن ادامه ندم.
۳٫نسبت به خودم و تغییراتم به سمت لاغری احساس خوبی دارم.
عادت های هرروزه ی من که تکرار میکنم، کدام است؟
۱٫تا بیدار میشم دنبال عینکم میگردم.
۲٫وقتی بیدار میشم باید برم سمت گوشیم
۳٫عادت کردم به چاقی توجه نکنم.
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
من لاغر شدن را برای خودم کوچک میکنم اما نمیدونم چرا این خانم منفی باف اونو مثل ی غول بزرگ میکنه ک انوقت فکر میکنم خیلی توانایی میخواد ب لاغری رسیدن هر چقدر من سعی میکنم لاغری را توی ذهن م کوچک کنم اون هم ب همون اندازه بزرگش میکنه ک منو بترسونه وعقب بکشم درستکه خسته میشم ولی چون ارزوی من لاغریست دست بر نمیدارم وادامه میدم و نمیدونم تاکی این جنگ قراره بین ما ادامه پیدا کنه ولی بهش میگم اگه فکر کردی میتونی منو منصرف کنی از خیرش بگذر چون من دست بردار نیستم همانطوریکه همیشه عادت داشتم توی روز بخوابم ولی این عادت را کنار گذاشتم وحالا حتی اگر بخوام صبحها کمی بیشتر بخوابم نمیتونم چون اون عادت را ترک کردم عادت داشتم همیشه بستنی وهرروز بستنی بخورم ولی الان شاید هفته ایی یک باربستنی میخورم
عادت داشتم خیلی دنبال مسائلی ک درگذشته اتفاق افتاده وباعث رنجش من شده صحبت کنم ولی خوشبختانه این عادتم ترک شده حتی بهشون فکر هم نمیکنم وخدا را شکر میکنم ک استاد خوبی دارم ک کلی تغییرات در من ایجاد کرده شاید من از خودم بیشتر توقع دارم ک تغییرات بیشتری داشته باشم ولی همه مثل هم نیستند شاید من بیشتر زمان احتیاج دارم ولی استمرار دارم وهروز فایلها را گوش میکنم مینویسم شروع کردم ب عمل دراوردن انها وامیدوارم من هم مثل شما عزیزان موفق بشم و عکس شگفتی سازی منم توی البوم بیاد
استاد سپاسگذارم خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
باسلام
لاغر شدن همان چاقی است که باید تغییر کند
از وقتی به دنیا آمده ایم با یکسری از عادات خانوادگی رو به رو شده ایم و بعد کم کم خودمون هم عاداتی پیدا کرده ایم که شخصی بوده و الان که فکر می کنم می بینم شخصیت من هم از همین عادات شکل گرفته .عادت به مطالعه عادت به خوردن زیاد ، عادت به تعریف کردن کارهام برای دیگران ، عادت به کمک به دیگران و…….و چاقی من هم به دلیل عادت های خاصی بوجود آمده که الان باید عوض بشه .یعنی حالا که می خواهم لاغر شوم باید عادات لاغرها را داشته باشم .من عاشق سیب مخصوصاض سیب قرمز بودم و روز چند تا سیب باید می خوردم و اگر تو خونه سیب نبود یعنی میوه نبود .اما یک کمی بعد از دوره این عادت از سر من افتاد و الان که ناخودآگاه وقتی میروم خرید سیب را بیشتر می خرم سیب ها دیرتر از همه میوه ها تموم میشه .چند روز پیش که خیلی تشنه بودم و احساس کردم میوه عطش منو رفع میکنه مثل همیشه و به روش رژیم دو واحد میوه برداشتم ، یک سیب و یک پرتقال .اما فقط تونستم نصف یک پرتقال را بخورم .و خودم خیلی تعجب کردم .از این فایل یاد گرفتم اگر توجهمن به لاغری باشه به جای چاقی بدنم منو میبره به سمت لاغری و عادات جدیدی در من بوجود میاد و ناخودآگاه عادات قدیمم را کنار می گذارم .من عادت زیادی به خوردن عسل به صورت ناشتا داشتم .اول به خاطر مفید بودنش می خوردم و بعد دیگه عادت شده بود و هر سال بهار کلی عسل می خریدم و گاهی کم می امد و عسل پائیزه هم می خریدم .اما الان میلی ندارم و گاهی به خودم میگم چون عسلل گرمه کمی بخور و دیروز که یک نصفه قاشق برداشتم انگار داشتم دارو می خوردم .من متوجه این تغییراتم شده بودم ، اما تا حالا به این توجه نکرده بودم که لاغری همون چاقی است که باید تغییر کند .تا حالا از این زاویه به اون نگاه نکرده بودم .خیلی عالی بود این فایل استاد عزیز و ازتون سپاسگزارم برای درس امروز
نشان های دریافت شده
فایل فوق العاده ایی بود مرسی استاد که اینقدر به ما انرژی مثبت می دید،دقیقا همین طوره نه فقط لاغری وقتی هر کاری رو توی ذهنمون سخت وامکان ناپذیر کنیم ،سخت می شه وهر چه قدر ساده وآسون بگیریم ساده می شه واقعا این ذهن ما چه قدرتی داره وتمام سختها وموانع برای انجام هر کاری فقط در ذهن ماست ووجود خارجی نداره
نشان های دریافت شده
عادتهای چاقی ام خیلی بهتر شده ولی هنوز به اون مرحله نرسیدم که عادتهای قبلم و اصلا نتونم انجام بدم!
حالا داره یواش یواش فرمولهای ذهنیم تغییر می کنه تا به وزن ایده الم برسم !
مثلا امروز موقع ناهار برام مزه غذا عوض نشد ولی من یه مقدار کمی از غذامو نخوردم !ولی بیشتر وقتا باید سرم و گرم کنم چون اگه خیلی بیکار باشم همش دلم می خواد یه چیزی بخورم ولی معمولا شیرینی و شکلات نمی خرم که نداشته باشم توی خونه
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوست داشتنی و دوستان گرامی
خیلی از گوش دادن به این فایل لذت بردم و چه دلگرم کننده است که ذهن ما رفتارهای تکراری را به صورت عادت در میاورد الان موقع آن رسیده که از این خاصیت ذهن به نفع خودمان استفاده کنیم.و با تکرار رفتارهایی که به تناسب اندام ختم میشه به هدفمان برسیم پیش بسوی موفقیت ????
من عاشق جمله ” آهسته و پیوسته ” هستم ?☺???
نشان های دریافت شده
روز هفتاد و سه تکرار:
داشتم به عادتهایی فکر میکردم که با استفاده از این دوره در من عوض شده:
یکی از جذابترینهاش عادت میوه و تنقلات خوردن در شبه. سالها باور داشتم اگه موفق بشم میوهی شبمو کم کنم و اجیل یا تخمه نخورم لاغر میشم. هر روز تصمیم میگرفتم که دیگه شب از این چیزا نخورم اما وقتی جلوی تلویزیون بودم به شکل مقاومت ناپذیری از میوه و مقداری اجیل استفاده میکردم. انگار اگه نمیخوردم خستگی روز از تنم در نمیرفت.
با تغییر فرمولهای ذهنیم طرز استفاده از خوراکیها هم تغییر کرد. الان برای رفع خستگی نیاز به خوردن چیزی ندارم و جالب اینه که اصلا خیلی کم خسته میشم. هنوزم شبها وقتی میل دارم میوه میخورم اما اونو دیگه باعث چاقی نمیدونم مقدار مصرفم خیلی کم شده و خیلی وقتها هم اصلا میلی ندارم. امشب یه نصف سیب خوردم و وقتی نارنگی رو پوست کندم دیدم رغبتی به خوردنش ندارم و تصمیم گرفتم از نخوردنش لذت ببرم. چقدر حس دلپذیریه. تنها همین به تغییر برای اینکه شاد و خوشحال باشم کافیه. البته اگه بخوام لیست تغییراتمو بنویسم فکر کنم چند ساعت وقت لازم باشه:)
امروز عصر احساس گرسنگی کردم و تصمیم گرفتم جعبهی بیسکویتی رو که خیلی وقته خریدم باز کنم و یکی دو تا بخورم فکر کردم حالا که میل دارم فرصت خوبیه که امتحان کنم ببینم ازشون خوشم میاد یا نه. سر راهم به سمت محلی که بیسکویت بود چشمم به ظرف قیصی افتاد و یهو دلم به جای بیسکویت قیصی خواست. دو سه تا برداشتم و اون جعبهی بیسکویت همچنان دست نخورده موند.
نمونهای از تغییرات دیگم رو مینویسم: صبحها زود بیدار میشم. شبها به نسبت قبل زودتر میخوابم. دیگه به ندرت سردرد میشم. بازیی که چند سال بود مستمر انجام میدادم یهو ترک کردم تا وقت بیشتری برای دوره بذارم. بر خلاف قبل از دوره همیشه پرانرژی و با نشاطم. ملایم و بردبار شدم. خودمو خیلی دوست دارم. جهان رو جای زیباتری برای زندگی میبینم و همینجور ادامه داره…
من به جز شروع کردن دوره و گوش دادن به فایلا و نوشتن تمرینا هیچ کار خاص دیگهای نکردم و برای هیچکدوم از این تغییرها نه نقشهای داشتم و نه سختی کشیدم. همه خودبهخود بوجود اومدن.
و جالب اینکه هر بار راجع به تغییراتم مینویسم تازه متوجه میشم که در طول یه روز چقدر در موارد مختلف متفاوت رفتار کردم که اگه نمینوشتم بهشون توجه نمیکردم البته برای کوتاه کردن سخن فقط دو تاشو اینجا نوشتم.
همهی این تغییرات خوب با همون به تصمیمی که برای خرید میکنم گرفتم راه خودشونو به سمت من باز کردن. بدون تحت فشار گذاشتن جسمم معجزه رو تجربه کردم.
ممنونم استاد????.
نشان های دریافت شده
شمارو تحسین میکنم به خاطر تغییرات عالی که داشتید👏👏👏
نشان های دریافت شده
سپاسگزارم.
و چقدر خوب تفسیرش کردید.
با سلام
اینکه رفتارهای تکراری ما به صورت عادت درمیاد به نظر من خیلی خوبه
مثلا از یک زمانی طبق یکی از فایلهای دوره ما تصمیم گرفتیم اندازه بشقابهای خودمون رو کوچک کنیم من این کار رو چند ماهه که انجام دادم و همیشه با چنگال میوه خوری غذا میخورم در ابتدا برام سخت بود ولی الان که چند ماه گذشته وقتی جایی مجبور بشم با قاشق غذا بخورم فکر میکنم که حجم قاشق برای دهانم خیلی بزرگه و این همون عادت مثبتی هست که در اثر تکرار بوجود اومده به همین ترتیب میتونیم تمام رفتارهای مثبت رو در خود بصورت عادت درآوریم.
نشان های دریافت شده
ممنون از یاداوری خوردن در بشقاب کوچک و چنگال
من همیشه به این فکر می کنم که هر چی بخورم متناسب می مونم و هر چی دلم می خواد می خورم، چون دیدم کسانی که اصلن هیچ فکری در باره چاقی نمی کنن و خیلی زیاد از همه چیز می خورن، اما حتی لاغر هستن نه متناسب! و خودشون مدام کلاس می ذارن که اقا من هر چی دلم می خواد می خورم، مثل شما با ترس و لرز و با خیال راحت غذا، خوراکی و همه چی می خورم و چاقم نمی شم!
من خیلی دوست دارم بفهمم که ذهن این افراد چطوری کار می کنن! و چی باعث این متناسب بودن این افراد می شه!
نشان های دریافت شده
اره درسته ولی نباید گول ذهن و هم بخوریم و آلارم سیری و نادیده بگیریم .