0

تغییر باورها برای کاهش وزن؛ راز ذهنی لاغر شدن بدون رژیم (گام ۱۲۰)

تغییر باورها برای کاهش وزن
اندازه متن

🎯 لاغر شدن همون چاق شدنه… فقط با افکاری متفاوت!

سال‌ها فکر می‌کردم لاغر شدن فقط با رژیم و سختی ممکنه، تا اینکه فهمیدم مسیرش از ذهن شروع می‌شه.

وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم، اصلاً به فکر لاغری نبودم؛ اما کم‌کم فهمیدم تغییر باورها برای کاهش وزن اولین قدمه.

از همون‌جا، یه تحول عجیب توی زندگیم شروع شد… 🌱✨

✨ چطور بالاخره لاغر شدم؟

📌 ۳۵ سال با چاقی زندگی کرده بودم…

تو این مدت، بارها و بارها سعی کردم لاغر شم؛ از رژیمای عجیب تا قرص و دمنوش، از ورزش‌های سخت تا حذف غذاهایی که عاشقشون بودم! ولی هیچی جواب نداد. ❌

اون‌قدر شکست خوردم که باورم شد: «من لاغر بشو نیستم!»

😞 یه باور تلخ که ریشه دواند تو ذهنم و دیگه حتی تلاش هم نمی‌کردم…

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

👂 اطرافیان هم هرکدوم یه چیزی می‌گفتن:

«چاقیت ارثیه!» «چاقیت بخاطر کم‌تحرکیه!» «استخوان بندی‌ات درشته!»

و من… کم‌کم پذیرفتم که لاغر شدن برای من نیست، فقط خدا کنه چاق‌تر نشم!

🌧️ دیگه هدفم از لاغری، تبدیل شد به «ثابت موندن». یعنی از اون نقطه به بعد، حتی حرفی از کاهش وزن هم نمی‌زدم. خانواده هم که قبلاً می‌گفتن «یه کم لاغر شو»، حالا می‌گفتن: «حداقل چاق‌تر نشو!» 😐

💡 جرقه‌ای که مسیر رو عوض کرد…

تا اینکه سال‌ها بعد، با مفهومی آشنا شدم که همه‌چی رو تغییر داد:

قدرت ذهن! 🧠✨

هدف اولم از یادگیریش، تغییر مالی بود؛ اصلاً قصد نداشتم سراغ لاغری برم. اما هرچی بیشتر با ذهن کار کردم، بیشتر فهمیدم که ریشه‌ی خیلی از مشکلاتم، توی باورهام بود…

و کم‌کم به این نتیجه رسیدم که:

🔑 تغییر باورها برای کاهش وزن، نقطه‌ی شروع هر تغییر جسمیه.

و این نقطه شروع روش لاغری با ذهن در سراسر جهان شد.

حقیقتش؟ اولش اصلاً تو خوابم هم نمی‌دیدم که میشه بدون رژیم و زجر کشیدن، لاغر شم.

ولی اون علاقه‌ای که به قدرت ذهن داشتم، باعث شد کلی وقت بذارم، فایل گوش بدم، تمرین بنویسم، و ذره‌ذره فرمولای ذهنیم رو عوض کنم.

و بعد از چند ماه، حس کردم بدنم داره واکنش نشون می‌ده… نه با ترس و فشار، بلکه با هماهنگی و آرامش 😌💚

🎁 لاغر شدنم شبیه معجزه نبود، بلکه شبیه بیدار شدن از یه خواب سنگین بود. فهمیدم ذهنم تا حالا باورهامو طوری چیده بود که اجازه‌ی لاغر شدن بهم نمی‌داد…

🚶‍♀️ تغییر باورها برای کاهش وزن یعنی ساختن یه جاده‌ نو

همین حالا هم اگر بخوای، می‌تونی یه مسیر نو تو ذهنت بکشی؛ یه جاده‌ی آسفالته که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه.

فقط کافیه بپذیری که:

✅ با تغییر باورها برای کاهش وزن، تو هم می‌تونی لاغر شی

✅ باید به ذهنت یاد بدی که مسیر جدیدی وجود داره

✅ استمرار، تمرین و تعهد کلیده 🎯

هر باوری که سال‌ها باهاش زندگی کردی، قابل تغییره. من اینو با تمام وجودم تجربه کردم و حالا، عاشق اینم که به بقیه هم کمک کنم همین مسیر رو برن. 🌟

🍃 لاغر شدن همون چاق شدنه… فقط با باورهای جدید!

اگه دقیق نگاه کنیم، می‌فهمیم که لاغر شدن شبیه چاق شدنه…

هیچ نیازی به فشار زیاد یا زور زدن نیست، فقط باید مسیر فکر کردنمون رو تغییر بدیم 🧠💭

همون‌طور که یه‌عمر با فکرها و رفتارهایی خاص چاق شدیم، حالا با تغییر باورها برای کاهش وزن، می‌تونیم مسیرمون رو برعکس کنیم و پله‌پله به تناسب اندام برسیم.

💡 فقط کافیه شروع کنیم به ساختن «افکار لاغرکننده»؛ افکاری که وقتی داریم لباس می‌پوشیم، وقتی غذا می‌خوریم، وقتی توی آینه نگاه می‌کنیم، یه پیام جدید به بدنمون می‌دن:

من دارم لاغر می‌شم. چون دارم جور دیگه‌ای فکر می‌کنم. 🌱

⛔ سخت‌ترین قسمتش چیه؟ عادت ذهن به شرایط قبلی!

ذهن ما عاشق تکراره. 🔁

همین‌طور که سال‌ها فکرها و رفتارهای چاق‌کننده رو تکرار کردیم، ذهنمون به اون وضعیت نرمال عادت کرده. حتی اگه اون نرمال برای ما دردناک باشه، حتی اگه باعث خستگی، نفرت از ظاهر، یا کاهش اعتماد‌به‌نفس شده باشه…

🧠 ذهن فقط می‌خواد در همون حالت آشنا بمونه، چون تغییر براش خطرناکه.

واسه همینه که در مسیر تغییر باورها برای کاهش وزن، باید شجاعت روبه‌رو شدن با افکار قدیمی رو داشته باشیم.

باید با مهربونی و صبر، ذهنمون رو دعوت کنیم به یه سبک زندگی جدید… همون‌طوری که یه بچه رو آروم‌آروم به خواب دعوت می‌کنی 💤

🌈 یادت باشه، تغییر باورها برای کاهش وزن یعنی ساختن یه خودِ جدید؛ همون خودی که همیشه آرزوشو داشتی و حالا وقتشه بهش نزدیک بشی.

تغییر باورها برای کاهش وزن

🎯 نتیجه واقعی استفاده از آموزش‌های لاغری با ذهن

اولش همیشه سخته… اینو خودت بهتر می‌دونی!

📌 هر کاری که برات جدید باشه، یه جورایی «سنگین» به نظر میاد.

مثلاً صبح زود بیدار شدن… اولش سخت و زورکیه، ولی کم‌کم برات عادی می‌شه ☀️⏰

🧠 لاغر شدن هم دقیقاً همینه. چون ذهن ما عادت داره به یه سری فکرها و رفتارهایی که در طول زمان، ما رو به سمت چاقی بردن.

تا وقتی این عادت‌ها پابرجاست، بدن هم همون مسیر همیشگی رو می‌ره.

اما به محض اینکه شروع می‌کنی به تغییر باورها برای کاهش وزن، اتفاقا همون‌جاست که ذهن مقاومت می‌کنه…

می‌گه: «سخته!»

اما تو باید بدونی این «سختی» واقعی نیست، فقط ذهن داره می‌ترسه از تجربه‌ی جدید 😌

🔄 عادتی که تکرار بشه، تغییر می‌کنه

فردی که الان ۵۰ کیلو اضافه‌وزن داره، از یه جایی شروع کرده؛ شاید ۱۰ سال پیش فقط ۵ کیلو اضافه داشت…

ولی چون هیچ تغییری تو باورهاش ایجاد نکرد، همون مسیر رو ادامه داد، عادت‌هاش موندگار شدن و چاقی پیشرفت کرد ⚖️⬆️

حالا برای برگشت از اون مسیر؟

باید همون روش رو ولی در جهت برعکسش انجام بدی. یعنی:

✅ تکرار ✅ استمرار ✅ تعهد

و مهم‌تر از همه: تغییر باورها برای کاهش وزن

هر رفتاری که زمانی «عادی» بوده، الان می‌تونه «غیرممکن» به نظر بیاد. و برعکس! چیزی که الان غیرممکنه، می‌تونه به عادت جدیدت تبدیل بشه ✨

🏡 مثال ساده: عادت ذهن به خانه‌ی قدیمی!

یادت باشه وقتی خونه‌مون عوض می‌شه، تا مدت‌ها ناخودآگاه به سمت خونه‌ی قبلی می‌ریم!

یا مثلاً جای کلید برق که عوض شده، چند وقت طول می‌کشه تا یاد بگیری باید دستتو به یه سمت دیگه ببری 💡🏠

لاغر شدن هم همینه… اولش دنبال فرمول‌های قدیمی ذهنی می‌گردی: پرخوری، خوردن بدون گرسنگی، ناامیدی بعد از چاقی.

ولی به مرور، این مسیرها محو می‌شن و مسیرهای جدید جایگزین می‌شن.

🔑 تفاوت ذهن چاق و ذهن متناسب

وقتی یه فرد چاق می‌گه: «من نمی‌تونم لاغر شم»،

یه فرد متناسب با تعجب نگاش می‌کنه و می‌گه: «این چه حرفیه؟!» 😅

📌 چرا؟ چون فرمول‌های ذهنی‌شون فرق داره.

در ذهن چاق، لاغر شدن سخته، دست‌نیافتنیه، باید زجر بکشی…

در ذهن متناسب، لاغری یه چیز طبیعیه.

و تو، با ادامه دادن آموزش‌ها، تمرین کردن، و تغییر باورها برای کاهش وزن، کم‌کم می‌ری سمت اون ذهن متناسب.

همون ذهنی که می‌گه: «من می‌تونم، من دارم تغییر می‌کنم، و لاغر شدن برای من ممکنه!» 💪🍏

تغییر کردن

🗺️ بهترین راه برای شروع تغییر باورها برای کاهش وزن

حالا که با قدرت ذهن آشنا شدی و می‌دونی لاغر شدن یه تغییر ساده در مسیر فکر کردنه، وقتشه قدم بعدی رو برای تغییر باورها برای کاهش وزن برداری…

📌 قدمی مطمئن و لذت‌بخش به سمت ساختن ذهن متناسبت!

ما برای این مسیر، یک دوره آموزشی خاص طراحی کردیم به اسم:

🎓 ورود به سرزمین لاغرها  ✨

دوره‌ای که نه رژیم می‌ده، نه تمرین سخت؛ فقط میاد سراغ ریشه‌ها و تغییر باورها برای کاهش وزن

سراغ اون باورهایی که سال‌ها ذهنمون رو به سمت چاقی برنامه‌ریزی کرده.

باورهامون رو می‌سازه، فرمول‌های ذهنی رو تغییر می‌ده، و قدم‌به‌قدم تو رو آماده می‌کنه برای یه سبک زندگی جدید.

🌱 چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه برای تغییر باورهاست؟

✅ چون به‌جای کنترل غذا، ذهن رو آموزش می‌ده

✅ چون تو رو با خودت آشتی می‌ده، نه با ترازو

✅ چون کاری می‌کنه که تغییر باور برای کاهش وزن تبدیل به یه لذت بشه، نه سختی

تو این دوره، یاد می‌گیری:

  • چطور با افکارت صلح کنی
  • چطور ذهن چاق رو به ذهن متناسب تبدیل کنی
  • چطور بدون رژیم، لاغر بشی و بمونی

💬 اگر ته دلت هنوز باور نداری که می‌تونی لاغر شی…

بدون این دوره برای تو طراحی شده.

همین حالا تصمیم بگیر، و اولین گام برای تغییر باورها برای کاهش وزن رو با لذت بردار 🌟 🎁 به جمع هزاران نفر دیگه‌ای که با همین روش، متناسب شدن بپیوند…

📥 برای شروع، فقط کافیه روی لینک زیر کلیک کنی و به دنیای تازه‌ای از خودت وارد بشی 👇

(ورود به سرزمین لاغرها)

✍️ چرا تمرین مهمه؟

اگر واقعاً می‌خوای تغییر باورها برای کاهش وزن رو از حالت شعار به عمل برسونی، تمرین نوشتاری مهم‌ترین بخش کاره.
چون ذهن ما با نوشتن، متمرکزتر و عمیق‌تر روی تغییرات عمل می‌کنه. وقتی درباره گذشته‌ات بنویسی، دلیل چاق شدنت رو بشناسی و روی افکارت کار کنی، مسیر جدیدی در مغزت ساخته می‌شه که پایه‌ی لاغری پایداره.

📝 سوالات تمرینی تغییر باورها برای کاهش وزن:

  • مسیر چاق شدن تو در این سال‌ها چطور بوده؟ قدم‌به‌قدم شرح بده.
  • چه عادت‌هایی باعث شد وزنت بیشتر بشه؟
  • چرا ذهن ما چاق شدن رو راحت می‌پذیره ولی لاغر شدن رو نه؟
  • تاکنون چه تغییراتی برای لاغری انجام دادی که برات سخت بوده؟ چرا؟
  • به نظرت چطور می‌تونی با تغییر باورها برای کاهش وزن مسیر ذهنی جدیدی بسازی؟

💬 نظر تو چیه؟

ازت دعوت می‌کنم تمرینات بالا رو با دقت انجام بدی و نتیجه‌ش رو در بخش نظرات همین صفحه با ما به اشتراک بذاری. نوشتن تجربه‌ت نه تنها باعث می‌شه بهتر به ذهنت جهت بدی، بلکه الهام‌بخش بقیه دوستانی می‌شه که تو همین مسیر هستن 💙
منتظریم که صدای تو رو بشنویم 🎤✏️

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.55 از 64 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=18149
115 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Sanaz 🌺
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۳ ۰۸:۴۷
      مدت عضویت: 1813 روز
      امتیاز کاربر: 29881 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,226 کلمه

      به نام خدا 

      سلام خدمت شما استاد عزیز وبزرگوارم و دوستان متناسبم. 

      لاغر شدن آسونترین کار دنیاست .

      برام جالبه امروز یک هم زمانی داشتم و دقیقا دو فایل رو با یک موضوع امروز شنیدم .

      حسی خوبی دارم ،چون فکر می کنم خدا هم می خواد حواسم به این موضوع باشه .

      تا حالا خیلی دقیق بهش نشده بودم و هیچ وقت براش وقت نذاشته بودم .

      یک حقیقتی رو بگم

      \"🙈\"/
      \"🙈\"/

      کلا عبارت های تاکیدی برام اصلا جا نمی‌افته و انگار باورشون ندارم و تکرار کردن یک عبارت برام حس خوبی نداره .

      همش میگم که چی !!

      عبارت‌های تاکیدی منو یاد تسبیح چرخوندن و ذکرهای بی نتیجه می اندازه .

      چند تا سبحان الله ،چند تا بگو ….

      و نه عشقی بود و نه حسی .

      یک ورد که مدام تکرار می شد و زور بود و اجبار .

      دوسش ندارم .

      وقتی این عبارت رو می دیدم و می خوندم همون حس رو بهش داشتم ، حس یک عبارت تاکیدی .

      ولی تازگی‌ها متوجه شدم این فقط یک عبارت تکرار کردنی نیست ، این یک باور مهم و ریشه دار است که اگه بهش گیر داشته باشی ، حالا حالاها باید توی مسیر بمونی .

      انگار ماشینت پنچر شده و با پنچری می خوای مسیر رو ادامه بدی .

      دارم روی باورش کار می کنم و می خوام لاغر شدن رو با ذهن برای خودم آسون کنم ، مثل آب خوردن .

      امروز صحبت از شروع کردن ها شد و اینکه وقتی یک برنامه ی جدید وارد زندگیت بشه ،کمی زمان می بره تا بشه جزو زندگیت .

      واقعا که اول مهر و بیدار شدنش ملموس ترین مثاله ،چون کسی نیست که این شوک رو تجربه نکرده باشه 

      وقتی درباره اش گفتید ،یادم اومد که بعد از یک مدت که می خواستم روزهای تعطیل یک عالمه بخوابم ، اصلا خوابم نمی برد و از اینکه اول صبح بیدار می شدم ،عصبانی بودم .

      برای من ورود به ماه مبارک رمضان و تغییر ساعت‌های خوردن هم اوایلش خیلی سخت بود .

      مثلا ساعت ۳ صبح پاشی بخوای غذا بخوری .

      اصلا مصیبت بود و من بخاطر ترسی هم که از گرسنه موندن داشتم اصلا نمی تونستم ترکش کنم .

      همسرم متناسب بود و سالها بی سحری روزه گرفته بود و همیشه می گفت بیا آخر شب بخوریم و بخوابیم و من می گفتم نه بابا ،من نمی تونم ، باید ۴ ساعت به ساعت گرسنگی اضافه کنم .

      ولی بعد چند روز دیگه راحت ساعت ۴ صبح ،غذا می خوردم . 

      وقتی کارم رو با سایت شروع کردم هم چون یک کار جدید بود و من یک آدم متفاوت و سخت گیر با افکار  آشفته خیلی برام سخت بود .

      ولی الان به قدری راحت است و برام بسیار شیرین و لذت بخش شده .

      انگار شده جزء برنامه ی روزانه ی زندگیم .

      امروز متوجه شدم تغییر عادت‌ها هم ممکنه اولش با چالش همراه بشه ولی به مرور زمان آسون میشه .

      عادت‌هایی داشتم که مثل کوه محکم بودند مثل خوردن برای جلوگیری از  اسراف و گناه .

      و عادت‌های هم آسون بودند و زود رفع شدند .

      حالا تناسب فکری برام شده یک راه آسون برای تغییر باورها و نگرش ها و عادت‌ها. 

      برای همین لاغر شدن آسونه .

      ۱_ مسیر چاق شدنت رو مو به مو شرح بده ؟

      چه سوال سختی ، به جرات میگم یکبار با یک تلنگر به خودم اومدم دیدم که چاق هستم و باید برای لاغری اقدام کنم .

      در سن ۱۷ سالگی که تلاشم رو برای لاغری شروع کردم .

      اصلا نمی دونستم مسیر بوده و من چاق شدم.

      بدون فکر به گذشته فقط می دونستم باید نخورم .

      و شروع کردم به رژیم .

      توی تمام سال‌های قبل از آشنایی با شما همین بوده .

      هیچ وقت کسی نپرسید تو چرا چاق شدی ؟

      دردت چیه ؟

      فقط گفتن تو پرخوری ،نخور .

      وقتی با شما آشنا شدم ، ذهن رو شناختم ، باورها رو شناختم ، عادت‌ها رو شناختم ، موشکافی رفتارم رو بلد شدم .

      تازه فهمیدم من یک سری حرف شنیدم که باعث شده فکرم درباره ی غذاها تغییر کنه و با تکرار اون فکر به عادتم تبدیل شده و از همون مسیر دوباره با تغییر افکار و تعییر نگرش ها و تغییر عادت‌ها من به تناسب طبیعی خودم بر می گردم .

      مسیر چاق شدن من خوردن بخاطر فرمول های اشتباه بوده .

      بخور خوشمزه است. 

      درد داشتم خوردم .

      غم داشتم خوردم .

      شاد بودم خوردم .

      با خوردن جشن گرفتم .

      با خوردن غصه خوردم .

      با خوردن از گناه دوری کردم .

      با خوردن پولم رو دور نریختم .

      تمام این ها مسیر من بوده تا چاق شدم .

      ۲_ چه عادت‌های باعث چاقی من شده ؟

      اینو در قسمت بالا جواب دادم .

      ۳_ چرا ذهن ما چاق شدن رو می پذیره ولی لاغر شدن رو نه ؟

      چون چاق شدن برامون آسون بوده .

      عادت های چاق کننده رو همیشه بدون فکر انجام می دادم .

      نه سختی و نه فشاری بوده .

      هر وقت استرس داشتم ،شروع کردم به خوردن بدون اینکه بهش فکر کنم .

      هر وقت خواستم غذا رو دور بریزم برای اینکه گناه نکنم و تازه تشویقی هم از خدا بگیرم ،خوردم .

      نه جنگی بوده و نه غمی .

      تازه خوردن ،لذت‌های زندگیمو لذیذتر می کرده و شادی هامو بیشتر و غصه ها رو که با هر لقمه فرو داده، آسون تر .

      چاقی چه سختی می تونه داشته باشه .

      انگار بگی نفس کشیدن سخته .

      لاغر شدن سخت بوده ، چون دقیقا خلاف من بوده .

      لاغر شدن سخت بوده چون ۳۰ سال تلاش بی نتیجه بوده .

      لاغر شدن سخت بوده ، چون دیگه با چی قراره جشن بگیرم .

      لاغر شدن سخته چون تحمل آتش جهنم رو نداشتم .

      لاغر شدن سخت بود چون ریشه های باورم مثل یک درخت تنومند در ذهنم بودند و من نمی دونستم .

      ولی الان می دونم .

      الان می شناسم .

      الان می فهمم که چرا چاق شدم و چطوری باید لاغر بشم .

      یک راهکار ساده داره ، آموزش ذهن و تغییر باورها و تغییر عادت‌ها. 

      ۴_  تغییراتی که انجام دادم و برام سخت بوده ؟ چرا ؟

      تمام تلاشم فقط نخوردن بوده .

      چرا سخت بوده ؟

      واقعا اون نخوردنه برای من خیلی خیلی سخت نبوده .

      بیشتر از نخوردن من از نجواهای ذهنم آسیب دیدم و کلافه شدم و به مرز جنون رسیدم .

      سختی کار برای من نداشتن آرامش و ذهن متلاطمم بوده و گرنه من بارها و بارها و بارها نخوردم پس چرا برگشتم .

      چون از ذهنم رها نشدم .چون منو بیچاره می کرد .

      چون ترسو بود . چون عادت کرده بود به یک سری فرمول غلط .

      چون طفلی مریض بود و درد داشت و فریاد کمک سر می داد و من نمی فهمیدم چشه .

      من فقط غذا نمی خوردم .

      اینقدر نمی فهمیدم که گاهی دلم می خواست سرم رو بکوبم به دیوار .

      یا آلزایمر داشتم راحت بودم .

      سختی برای من در ذهنم بود همونجایی که اصلا نمی دونستم هست و هر روز به بی کفایتی خودم لعنت می فرستادم .

      ۵ _ چطوری می تونم با تغییر باورها برای ذهنم مسیر جدید بسازم ؟

      مثل آب خوردن .

      ذهنم انگار باید دوباره بره مدرسه و یک زبان جدید و نو  یاد بگیره .

      یک آموزش ساده و روزانه و تکرار تا به مهارت برسه .

      مهارت یعنی پیدا کردن فرمول‌های اشتباه و جایگزینی با درستش .

      تغییر نگرش ها و باورهاش،  تغییر رفتارهاش .

      ذهن من بسیار هوشمند و قدرتمنده .

      دیدید بعضی از آدم ها به چندین زبان دنیا حرف می زنند چون آموزش دیدن .

      حالا دو تا زبان که کاری نداره ، تازه قراره یکی رو یاد بگیرم و از همین جدیده استفاده کنم .

      چون دیگه به سرزمین چاقی کاری ندارم که بخوام از زبانشون استفاده کنم .

      دارم مهاجرت کنم به سرزمین لاغری اونجا هم به مرور به زبانشون مسلط میشم و مثل بلبل زبان لاغری رو حرف می زنم تازه از خودشون هم با لذت بیشتر .

      استاد بی نهایت سپاسگزارم

      \"🙏\"/
      \"❤️\"/
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 9
گردونه هدایا گردونه هدایا