خیلیها بعد از کلی رژیم و ورزش و برگشتن به نقطهی اول، با خودشون میگن: «دیگه کاریش نمیشه کرد، سرنوشتم چاقیه!» 😞
واقعاً قراره تا آخر عمرت توی سرنوشتی زندگی کنی که خودت ننوشتی؟!
🌱 تصور کن یه دفتر سفید جلومونه و یه قلم طلایی توی دستته… میتونی همون اولش بنویسی: “من سرنوشتم رو از نو مینویسم؛ سرنوشتی با سبکبال بودن، اندام متناسب و آرامش درونی.” ✨
شاید چاقی سرنوشت مادرت یا خالهت بوده… اما لزومی نداره سرنوشت تو هم همون باشه. تو میتونی نویسندهی جدید سرنوشت خودت باشی. 🖋️💫
بیایید با هم یاد بگیریم چطور تغییر سرنوشت چاقی با ذهن ممکنه…
سرنوشت چیست
سالهای زیادی از زندگیم با یه سوال بزرگ سپری شد: واقعاً کی سرنوشت منو نوشته؟ 🤔
از بچگی، از معلمها و بزرگترها شنیده بودم که خداوند سرنوشت هر آدمی رو مینویسه و هر چی که خدا بخواد همون میشه.

اما نکته عجیب اینجاست… با اینکه همیشه از خدا میخواستم که سرنوشتم بد نباشه، هیچوقت ازش نخواستم اتفاقات خوب برام بنویسه! 😳
تمرکزم فقط این بود که منو ببخشه، منو عذاب نده، نکشه… نه اینکه بهم شادی بده، نعمت بده، موفقیت بده. این یعنی من سرنوشت رو فقط یهجور محافظت از بلا میدیدم، نه خلق کردن آیندهای روشن! 🚫🌈
این نگرش باعث شده بود که اصلاً به تغییر سرنوشت چاقی فکر نکنم. برام تغییر سرنوشت یه چیز غیرممکن بود؛ چون تو ذهنم نوشته بودن که همهچی از قبل تعیین شده.
اما حالا، وقتی به عقب نگاه میکنم، میفهمم چقدر اون طرز فکر محدودکننده بوده. 😌
امروز میدونم که تغییر سرنوشت چاقی یعنی خودت دست به قلم بشی و اونچیزی رو که میخوای، آگاهانه بنویسی. نه با ترس و التماس، بلکه با ایمان، با آگاهی، با تصمیمگیریهای درست و فکرهای قدرتمند. 🖋️💫

نگرش من درباره تغییر سرنوشت چاقی 🌱
از وقتی که وارد مسیر تناسب فکری شدم و کمکم با قدرت ذهن و قوانین نادیدنی ولی دقیق جهان هستی آشنا شدم، انگار پنجرهای جدید به روم باز شد… پنجرهای رو به آگاهی ✨
فهمیدم چیزی بهنام سرنوشت قطعی وجود نداره! اینکه یه جایی قبلاً برای من نوشته شده باشه که قراره چاق باشم، یا فقیر بمونم، یا زندگیم پر از تنش باشه، فقط یه تصور غلطه.
🌟 تغییر سرنوشت چاقی برای من یعنی درک اینکه آیندهم توی دستهای خودمه. نه در لوحی دور از دسترس، نه در دفتر تقدیر شبهای قدر، بلکه در افکار و رفتارهای روزانهام.
قبلاً فکر میکردم چاقی، سرنوشت منه. فکر میکردم خواست خداست که من این شکلی باشم و کاری ازم برنمیاد.
اما وقتی باورم رو تغییر دادم، سبک فکر کردنم رو عوض کردم، کمکم رفتارم هم فرق کرد و نتیجهاش چی شد؟ من تونستم سرنوشت لاغری رو برای خودم خلق کنم 💪😊
سالها تصور میکردم فقر، امتحان الهیه و باید تحملش کنم تا شاید یه روزی در بهشت راحت باشم. اما حالا میدونم تغییر سرنوشت مالی من از لحظهای شروع شد که طرز فکرم رو درباره پول و لیاقت خودم تغییر دادم.
امروز شرایط مالیم اصلاً قابل مقایسه با چند سال پیش نیست 💰🌟
در مورد ازدواجم هم همینطور بود…
باور داشتم زندگی مشترک سخت و پرتنش، قسمتمه. اما وقتی فهمیدم میتونم به جای جنگیدن با سرنوشت، شروع کنم به بازنویسیش ✍️
آرومآروم نگرشم نسبت به همسرم عوض شد، رفتارم بهتر شد، و به لطف خدا الان توی رابطهای هستم که پر از حس خوب و رشد دوطرفهست 💞
💡 امروز با تمام وجود باور دارم که هرکسی میتونه با آگاهی، تمرین و اراده، دست به تغییر سرنوشت چاقی خودش بزنه؛ چه در جسم، چه در پول، چه در روابط…
سرنوشت، یه مسیر مشخص نیست که ما فقط مجری اون باشیم… بلکه یه داستان بازه، که هر روز با فکرها و انتخابهامون داریم ادامش رو مینویسیم ✨🖋️
واقعیت من درباره تغییر سرنوشت ✨
برای من، تغییر سرنوشت چاقی فقط یک ایده یا شعار نیست… یه حقیقتیه که با پوست و استخونم لمسش کردم. بارها و بارها.
مثالهای زیادی توی زندگیم دارم که نشون میده چطور تونستم از دل محدودیتها، یه دنیای جدید برای خودم بسازم. نه با شانس، نه با معجزه… فقط با تغییر فکر و عملم ✨🧠
امروز با اطمینان میگم:
💡 خداوند هیچ سرنوشت قطعیای برای بندههاش ننوشته.
در عوض، قوانین دقیق و بینقصی رو توی جهان گذاشته که همه — با هر دین، فرهنگ، یا گذشتهای — بتونن با آگاهی و تغییر نگرش، سرنوشت خودشون رو بسازن.
من یاد گرفتم که زندگی طبق سرنوشتی که از بیرون برام نوشته شده، هیچ لذتی نداره.
اما وقتی خودم با دستای خودم سرنوشتم رو نوشتم — همونی که دلم میخواست — یه لذت عجیب وارد زندگیم شد. مثل حس نقاشی کشیدن روی بوم سفید زندگی 🎨
قبلاً فکر میکردم خوشبختی یعنی خونه، ماشین، پول… و چون باورم این بود که فقط بچههای خانوادههای پولدار به اینا میرسن، خودم رو از خوشبختی محروم میدونستم.
اما حالا با گوشت و پوست حس میکنم خوشبختی یعنی تو بتونی خواستههات رو خلق کنی… یعنی از اون چیزی که ساختی، لذت ببری. یعنی بتونی به خودت بگی: “این زندگی منه، و من ساختمش!” 💛

من ارثمو خودم نوشتم ✍️✨
بارها به مادرم میگفتم: «ارث من از بابام چاقیه، کچلیه، ضعف چشم و نداریه… ولی فلانی چی؟ ارثش لاغریه، خونهست، ماشین و رفاه!» 😞
اون موقع فکر میکردم سرنوشت با ارث و ژن و شانس گره خورده؛ و چون نمیتونستم اون ارث رو تغییر بدم، ته دلم یه احساس بیپناهی و بدبختی داشتم.
اما حالا با تمام وجودم باور دارم که من تونستم تغییر سرنوشت چاقی بدم.
💪 چاقی رو به لاغری تبدیل کردم، کوری ذهنی رو به بینایی روشن، و اون چیزهایی که هیچوقت از پدرم به ارث نرسیده بود — مثل امنیت مالی یا آرامش درونی — رو با دستای خودم ساختم و بهشون رسیدم.
🎯 امروز به جرئت میگم: سرنوشت باید از سر نوشته بشه. و هر انسانی می تونه برای تغییر سرنوشت چاقی خودش اقدام کنه.
یعنی اونی که بقیه برات نوشتن، حتی اونی که توی بچگی تو ذهنت کاشته شده، باید پاک بشه. بعدش خودت دست به قلم بشی و:
- ✍️ سرنوشت لاغریات رو بنویسی
- ✍️ سرنوشت مالیات رو خلق کنی
- ✍️ سرنوشت روابطت رو بازتعریف کنی
- ✍️ و حتی سرنوشت ارتباطت با خداوند رو دوباره بسازی
🕊️ خدا این آزادی رو بهمون داده…
ما آزادیم که با تغییر افکار و احساساتمون، سرنوشتی کاملاً جدید و دلخواه خلق کنیم — همونی که با تمام وجود میخوایم توش زندگی کنیم.
فقط یه نکته مهم هست:
🚫 وقت نوشتن سرنوشت جدید، به شرایط فعلیات نگاه نکن.
اگه فقط به وزن الان، حساب بانکی یا رابطهی پرتنشت نگاه کنی، احتمالاً انگیزهات خاموش میشه. باید با چشم دلت ببینی… ببینی که چی میخوای، نه اینکه چی هست.
✨ هر وقت به سرنوشت جدیدت فکر میکنی، با یقین کامل تصور کن که قراره همونو تجربه کنی. چون باور داشتن، نیمی از خلق کردنه.
لذت خلق کردن سرنوشتی که خودت نوشتی، با شکرگزاری برای سرنوشتی که دیگران برات نوشتن، واقعاً از زمین تا آسمونه ☁️💖
باور کن، تو هم میتونی از نو بنویسی… از نو زندگی کنی… و از نو بدرخشی 🌟
🌱 از تغییر افکار تا خلق سرنوشت
چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه است؟
🎯 هر کسی که بخواد واقعاً تغییر سرنوشت چاقی بده، به یه نقطه شروع نیاز داره؛ یه جایی که نهتنها راه رو نشونش بده، بلکه کنارش قدم به قدم حرکت کنه.
برای من، اون نقطهی شروع، آشنایی با دورهی ورود به سرزمین لاغرها بود. جایی که یاد گرفتم چطور با ذهنم کار کنم، چطور افکار اشتباهم رو بشناسم، چطور از چاقی ذهنی عبور کنم و به سمت لاغری پایدار حرکت کنم. 🧠🌱
✨ این دوره فقط درباره لاغری نیست، درباره بازنویسی سرنوشته.
یعنی از دل باورهای قدیمی، یه نسخهی جدید از خودت بسازی — هم از لحاظ جسمی، هم احساسی، هم مالی و هم رابطهای.
وقتی توی این مسیر قرار گرفتم، فهمیدم هیچکس قراره منو نجات نده… این خودمم که باید قدم بردارم، ولی خوشبختانه این مسیر تنها نیست.
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» مثل یه چراغ توی تاریکی بود برام… و حالا که مسیر رو پیدا کردم، با قدرت بیشتری ادامه میدم تا تغییر سرنوشت چاقی ام رو همونطور که دلم میخواد، خلق کنم ✨🖋️
🧠 تمرین آموزشی
اگر واقعاً میخوای تغییر سرنوشت بدی، باید از افکار قدیمی دست بکشی و با تمرینهای ذهنی، دیدگاههات رو از نو بسازی. تمرینات این جلسه برای رهایی از باورهای محدودکنندهای طراحی شده که سالها به ما گفتن: “سرنوشت تغییر نمیکنه!” ولی حالا وقتشه که با آگاهی، آستین بالا بزنی و نشون بدی میشه ✨💪
✍️ سوالات تمرینی برای تغییر سرنوشت چاقی 📜
- نگرش فعلی شما درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ این آگاهی را از چه طریق به دست آوردهاید؟
- چه شرایطی را صرفاً بهخاطر اینکه “سرنوشتتان بوده” پذیرفتهاید؟
- آیا تا حالا شرایطی بوده که دیگران گفتند سرنوشتت همینه ولی شما نتیجهای متفاوت خلق کردهاید؟
- در مورد چاقی، چقدر فکر میکردید سرنوشت شما چاقیه؟
- دیدگاهتان درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ چطور سرنوشت لاغری را برای خود مینویسید؟
- بر اساس محتوای ویدیوی آموزشی، برای خودتان تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
💬 وقت مشارکت شماست!
حالا نوبت شماست که دست به قلم بشی ✍️ نظرت رو درباره تغییر سرنوشت چاقی و تجربههات رو در بخش دیدگاهها بنویس. یادت باشه، با هر جملهای که مینویسی، داری قدمی به سمت سرنوشت دلخواهت برمیداری 🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.33 از 87 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام🙂
کلمه سرنوشت برای اکثر ما یه بار منفی داره که انگار توش کلمه اجبار هم هست و بدبختی و بی پولی و سختی و غم و بیماری و…. رو هم با خودش یدک میکشه
یعنی من تا حالا نشنیدم کسی که خوشبخته سالمه پولداره و…بگه سرنوشتم اینطور بوده ولی کسی که رنج و سختی زیاد کشیده در زندگیش میگن سرنوشتش اینطور بوده
منم مثل خیلی از آدمها فکر میکردم سرنوشتم ناراحتی و غصه و سختی و بی انصافی و بی عدالتی و بدشانسی و….است و حتی یادمه یه بار به کسی گفتم اصلا اینکه میگن آدم اختیار داره کلا دروغه همش سرنوشتی هست که برای تک تک ماها نوشته شده و ما اونو پیش میبریم
الان که مدتهاست که این آگاهی رو پیدا کردم که سرنوشت از قبل نوشته شده ای وجود نداره و هرکسی بسته به انتخابها و استفاده از فرصتهایی که براش پیش میاد سرنوشتهای مختلف رو میتونه داشته باشه
باز هم برگشتیم به موضوع اصلی و مهم باورها همون فرمولهایی که ناشی از ورودیهاییکه به ذهنمون دادیم شکل گرفتن حتی در موضوع سرنوشت بارها و بارها شنیدیم که اطرافیان ما گفتن “خدا کنه کسی اقبالش بلند باشه”
یا این ضرب المثل که “پیشونی منو کجا میشونی” یا بارها شنیدم که وقتی از کسی تعریف میکنن که سختی کشیده و همش مریض بوده و بچه هاش خوب نبودن و….گفتن “این بد بخت هم اقبال نداشت “
همه این جملاتی که ما از دیگران شنیدیم به خاطر این بوده که اونا هم همینها رو از اطرافیانشون شنیدن و باور کردن و به ما هم منتقل کردن چون بیشتر از اون نمیدونستن
در ضمن اینکه آگاهی در مورد خودشون به عنوان انسان و خداوند به عنوان خالق هم نداشتن یا اینقدر چرت و پرت وباورهای اشتباه و غلط در مورد خدا داشتن که انتظاری هم بیشتر از این از زندگی نداشتن
وقتی خدا رو به عنوان خدای عذاب دهنده قهار همیشه عصبانی که هدفش از آفریدن انسان امتحان او بوده و دوتا فرشته هم کنار ادم گذاشته که خوبیها و بدیها رو بنویسن که بعدا بازخواست کنه و همه رو از پل صراط که به باریکی مو هست رد کنه و همه رو بیندازه توی اتیش جهنم که هیزمش آدمها هستن و از گوش و دهان سرب مذاب بریزن توی حلق ادمها و به ازای تک تک موهای سرت که بیرون از روسریه آویزونت کنن و….خلاصه این چرت و پرتها خوب انتظار خوبی و مهربانی و لطف و بخشندگی از این خدا نمیره که🤨🤨🤨
وقتی قران رو برای ما فقط درست خوندن کلمات عربی تعریف کردن یا به عنوان محافظ خودت و خونه ات یا جای اونو لب طاقچه و سر سفره هفت سین و سفره عقد دونستن و حتی یه بار یه نفر نیومده یه آیه رو درست برای ما تفسیر کنه براساس اتفاقات اونروز حجاز خب معلومه که ما هم از دین و قرآن فقط مناسک رو بلدیم ظاهری انجام بدیم اونم نه به خاطر اینکه خاصیتش رو میدونیم و به خاطر اثری که در زندگیمون داره انجام میدیم بلکه به خاطر ترس از خدای عذاب دهنده اونا رو فقط از روی عادت انجام میدیم
به قول شما سرنوشت یعنی از” سر” نوشت
یعنی میشه دوباره اونو نوشت 👌👌😍
یعنی میشه با چیزهایی که در سرت هست اونو نوشت 👌👌😍
یعنی وقتی ورودی درست و آگاهی بهتر به سرت بدی اونو هم برات مینویسه👌👌😍
پس با دادن آگاهی بهتر و با شناخت بهتر از خودت به عنوان انسان و شناخت بهتر از خدا به عنوان خالق مهربان و رحیم و کریم و ستار و تواب و رزاق سرنوشت بهتر و زیباتر برای خودت بنویسی که این هست همون اختیاری که به تو داده شده که انتخاب کنی چه چیزی رو وارد ذهنت کنی و به چه چیزی اجازه ورود ندی چون آگاهی که همین ورودیهاست که محتویات ذهنت رو میسازه و همینها رو در زندگیت تجربه میکنی و جز این هرچی بهت گفتن رو بریز دور😏😏
تو از جنس خدایی هستی که خالقه پس تو هم قدرت خلق کنندگی داری و میتونی هر چیزی میخوای رو در زندگیت خلق کنی و چه خوشبختی بالاتر از این👌👌👌🤩🤩🤩
بیا نپذیر که سرنوشتت این بوده که چاق باشی یا فقیر باشی یا مریض باشی یا همواره در استرس و رنج و سختی باشی بیا قبول کن که این کائنات قوانینی داره و اگه طبق قوانین عمل کنی زندگی در این دنیا برات بهشت میشه و لازم نیست دنبال وعده بهشت در اون دنیا باشی👌👌👌🤗🤗🤗
بیا بپذیر که خالقی داری که از رگ گردن به تو نزدیکتره و لازم نیست برای درخواست ازش سرت رو بالا بگیری و در عمق اسمونها دنبالش بگردی👌👌👌🙂🙂
بیا باور کن که خدای تو خیلی بیشتر از تو مشتاقه که تو به خواسته ات برسی چون وقتی تو به خواسته ات برسی جهان رو گسترده تر میکنی و هدف از خلقت تو هم همین بوده پس نیازی به التماس و خواهش و گریه نیست لازم نیست کسی رو واسطه کنی بین خودت و خدای خودت 👌👌👌🤗🤗🤗
لازم نیست فقط توی شبهای قدر سرنوشت یکسالت رو بنویسی هر شب
، شب قدره و هر لحظه تو میتونی با خدای خودت ارتباط برقرار کنی و خواسته ات رو با احساس خوب بهش بگی و مطمئن باشی که او هم همیشه جوابش بله است 😍😍😍🙏🙏
این خدا رو بپرست این خدا برای تو هست خدای کتابها رو بنداز دور خدای شخصی برای خودت بساز چون سطح زندگی تو با سطح شناخت تو از خدا رابطه مستقیم داره 👌👌👌😍😍😍
نشان های دریافت شده
سلام🙂
تعریف سرنوشت برای من هم قبلا تقدیری بود که قبل از آفریشنم خدا و فرشتگانش نشسته بودن دور هم و برای من این رو نوشته بودن که مثلا درفلان سال دچار همچین بیماری بشم یا در فلان موقع یه موفقیت کسب کنم و….و فلان تاریخ هم بمیرم
و من تنها وظیفم اینه که این مسیر رو طی کنم
تعریفی که کاملا من رو منفعل و قربانی میکنه و خداوند رو حاکم مطلق بدون هیچ اختیار و اراده ای برای بنده ها در نهایت هم همین خدای قهار جهنمی رو درست کرده که هیزمش آدمها و سنگها هستن و خلاصه داستان پل صراط و….
وقتی شما داشتین توضیح میدادین درباره سرنوشت و میگفتین که همه آدمها از شرایطی که در اون هستن ناراضی اند و اسمش رو میذارن سرنوشت با خودم فکر کردم که چقدر احمقانه است که ما اگه شرایط خوب و عالی در زندگی داشته باشیم اونو سرنوشت نمیدونیم ولی شرایط بد رو سرنوشت میدونیم چون نمیدونیم و نمیخوایم مسئولیتش رو بپذیریم
قبلا وقتی درباره اینکه زندگی جبره یا اختیار سوال میشد نهایتا اختیار جواب بود و من یادمه در کتابهای دینی دبیرستان هم با یه توجیهاتی گفته بود که اختیار هست و جبری نیست و من هیچ وقت با اون دلایلی که مطرح شده بود توجیح نمیشدم ولی خوب صرف نمره گرفتن حفظش میکردم ولی قانع نشده بودم که واقعا زندگی اختیاره
الان که چند سالی هست به قول شما در مسیر تغییر هستم و آگاه شدم تا حدودی از قدرت ذهن و باورها و نحوه شکل گیری اونا و نقش ورودیهای ذهنی با اطمینان و ایمان و یقین میدونم که زندکی فقط اختیاره و تو با توجهت میتونی هر آنچه دوس داری رو خلق کنی و هر شرایطی که دوست نداری و الان در زندگیت حضور داره هم باز حاصل توجهات خودته و خبر خوب اینه که میتونی با تغییر کانون توجهت اونو هم تغییر بدی
حتی چاقی هم حاصل ورودیهای نا آگاهانه ما است و در این سایت یادمیگیریم که اونو هم تغییر بدیم
خدایی چه قدرتی بالاتر از این که همه چی دست خودته کانون توجهت به هر چی باشه اونو خلق میکنی دیگه عدالت بالاتر از این که خدا تمام نعمتها رو در آسمان و زمین رو در اختیار تو قرار داده و از اون طرف ذهنی رو بهت داده که بتونی با آموزش دادنش با توجهت هر انچه دوس داری رو از تمام نعمتها بی اندازه داشته باشی حالا اگه با نا آگاهیت شرایط ناخواسته ای رو بوجود آوردی که دیگه مقصرش فقط خودتی دیگه چه گله و شکایتی از خدا داری …خودت کردی و تا خودت هم نخوای از دست خدا هم کاری برنمیاد…
همه مشکل ما تعریفهای اشتباه ما درباره موصوعات محتلفه بخصوص در مورد خداوند …
اونم با ورودیهای اشتباهی که عمدا یا سهوا در طی نسلها از طریق اطرافیان معلمها کتابها و رسانه ها به ما داده شده و ما هم غافل و ناهشیار هر آنچه به ما گفته شده رو بدون تفکر پذیرفتیم و وقتی حاصل اون دانه های کاشته شده در ذهنمون رو در زندگی دریافت میکنیم تازه شاکی میشیم و غر میزنیم که چرا خدا برای من اینطوری خواسته و این درست نیست که برای یکی خیر و خوشی و سلامتی و لاغری و ثروت خواسته ولی برای یکی دیگه غم و ناراحتی و زجر و فقر و بیماری و چاقی….
آخه مگه خدا خصومت شخصی داره با یکسری آدمها؟؟؟؟
یا یکسریهای دیگه سوگلیهای خدا هستن بقیه نه؟؟؟؟؟
آخه مگه نمگیم که خدا از هزار مادر مهربانتره نسبت به بنده هاش ؟؟؟ مگه برای مادر فرقی هست بین بچه ها؟؟؟
جالبه این غم و بدبختی و بیچارگی و فقر و نداری و بیماری و….رو هم از سرنوشت میدونن بعد ازمون خواستن توی مراسمهای دعا و روضه وشبهای قدر و…شرکت کنیم و با گریه و زاری و خودزنی امامها و پیامبرا رو واسطه کنیم که بلکه شفاعت کنن و خدا رحمی کنه و ما رو بیشتر از این عذاب نکنه یا ما رو ببخشه تا امتحانات الهی کمتر یا آسونتری از ما بگیره
فکرش رو بکنین بعد خدا و فرشتگان و اولیا خدا خنده شون نمیگیره که آخه این چه کاریه
قدرتها دست توعه همه چی دست توعه نعمت و ثروت و فراوانی هم بی انتها در دسترسته ….پس چی میگی؟ ؟؟ چرا التماس میکنی؟؟؟؟؟
فکرت رو عوض کن دنیات تغییر میکنه….دیگه قدرت بالاتر از این……؟؟؟؟
به قول شما سرنوشت رو باید از سر نوشت یعنی از نو و دوباره اونم با تغییر دیدگاه با تغییر افکار با تغییر ورودیها با توجه درست….
وبه قول یکی از اساتید…سرنوشت یعنی از سر نوشت
یعنی همه چی از ذهن ما و فکر ما شروع میکنه که جایگاهش در سر هست وقتی آنچه در سر هست تغییر میکنه در بیرون هم همه چی به مرور تغییر میکنه و اینه قضیه اختیار آدمها و قدرت آدمها …
و خلق آنچه خودت دوست داری در جسمت (سلامتی و تناسب اندام) در زندگیت (ثروت وعشق و روابط عالی )و در روحت(آرامش و شادی و ایمان) بسیار لذت بخشه👌👌👌🙏🙏