اگه بخوای بدون تعارف بگیم، عجله برای لاغری یکی از اصلیترین و سمّیترین موانع ذهنیه که افراد چاق رو از مسیر درست خارج میکنه 🚫
این مشکل فقط مخصوص افراد چاق نیست؛ هر کسی که بخواد به هدف بزرگی توی زندگی برسه، دیر یا زود با این وسوسه روبهرو میشه:
«چرا هنوز نتیجه نگرفتم؟! نکنه دارم راه رو اشتباه میرم؟!» 😣
ولی موضوع اینه که ذهن ما خیلی با نتیجههای سریع و فوری حال میکنه، مخصوصاً وقتی پای سالها اضافهوزن در میونه و آدم میخواد هرچه زودتر از شرش خلاص شه.
🤯 عجله برای لاغری باعث میشه به جای اینکه روی ساختن عادتهای درست و تغییر شخصیت درونی تمرکز کنیم، فقط دنبال اعداد ترازو باشیم.
نتیجهاش؟ ناامیدی، بیانگیزگی و رها کردن مسیر بعد از اولین لغزش یا وقفه!
اما لاغری با ذهن یه مسیر عمیقه، مثل ریشه زدن یه درخته، نه چسبوندن یه برچسب موقت!
و برای رشد واقعی، باید صبور بود و اجازه داد تغییر از درون اتفاق بیفته، نه فقط ظاهر.
پس اگر الان توی مسیر لاغری هستی و احساس میکنی کند پیش میری، یادت باشه:
عجله برای لاغری همون چیزیه که تا حالا باعث شده بارها شکست بخوری… نه کمکاری!
🌱 صبر، استمرار و رها کردن نیاز به نتیجه فوری، سه کلید طلایی موفقیت در این راه هستن.

🎯 عجله برای لاغری؛ دامی که ظاهرش قشنگه ولی تهش دلزدگیه!
محتوای دورهی ورود به سرزمین لاغرها و همینطور دورهی پیشرفتهی لاغری با ذهن، بهصورت روزانه و منظم توی هفت روز هفته طراحی شده. 🎧📅 این مدل برنامهریزی خیلی دقیق و هدفمنده؛ نه شانسیه، نه الکی! تا حالا تو هیچ دورهای همچین نظم و ساختاری رو نه دیدم، نه تجربه کردم.
ولی خب… همیشه چندتا هنرجوی پرانرژی پیدا میشن که پیام میدن:
«استاد! من امروز وقت دارم، میتونم فایلهای دو سه روز رو یه جا گوش کنم؟ 🤓»
یا:
«میخوام جلو جلو برم که بعداً اگه وقت نداشتم، عقب نمونم 😅»
جواب من همیشه یکی بوده: ❌ نه عزیز دلم!
چرا؟ چون این مدل رفتار، دقیقاً مصداق عجله برای لاغریه!
ذهن آدم چاق، از بس تو رژیم و ورزش بهش فشار اومده، یاد گرفته که با عجله کردن شاید به نتیجه سریع برسه.
مثلاً تو رژیمها میری کمتر از نیازت غذا میخوری 😵💫
یا تو ورزشها بیشتر از توانت عرق میریزی 😓
چرا؟ چون میخوای زودتر لاغر شی…
حالا توی روش ذهنی، چون نه رژیمه، نه ورزش، ذهن چاق یه ترفند جدید پیدا میکنه:
🎧 «بیشتر فایل گوش بده… زودتر لاغر شو!»
اما حقیقت اینه که وارد کردن اطلاعات زیاد تو ذهن، بدون اینکه جا بیفته و تهنشین شه، مثل اینه که ده تا قابلمه قرمهسبزی بریزی توی یه کاسه کوچیک 🍲😅
نه جا میگیره، نه میچسبه، فقط هدر میره…
پس لطفاً عجله نکن!
آروم آروم، با عشق، با حوصله…
هم ذهن جا باز میکنه، هم بدنت شروع میکنه به تغییر واقعی 💫
لاغری با ذهن یه ماراتنه، نه دوی صد متر! 🏃♀️🏁

🏃♀️🔥 عجله برای لاغری؛ اشتیاقی که میسوزونه، نه میسازه!
بعضیها با یه عالمه ذوق و شوق میان سراغ دوره لاغری با ذهن. هر روز ساعتها فایل گوش میدن 🎧، تمرین مینویسن ✍️، تکرار میکنن 🎯 و کلی انرژی میذارن. اولش انگار تو مسابقهی جهانی “با سرعت نور لاغر شو!” شرکت کردن 😅
اما… بعد از یکی دو ماه، همونا میان میگن:
“بریدم دیگه 😩، نمیکشم، فکر کردم اگه نمیتونم با همون شدت ادامه بدم یعنی شکست خوردم!”
نه عزیز دل! تو شکست نخوردی… تو فقط اسیر عجله برای لاغری شدی!
بارها و بارها گفتم: این روش، یه سبک زندگیه، نه یه پروژه سهماهه!
تو باید همراه زندگی روزمرهات از آموزشها استفاده کنی؛ نه این که زندگی رو تعطیل کنی و فقط بشینی تمرین و تکرار و تکرار و تکرار…
📌 مثلاً بعضیا انقدر جدی گرفتن موضوع رو که از محل کار مرخصی گرفتن 😳 یا ترم دانشگاه رو عقب انداختن، که فقط سه ماه بشینن و تمرین کنن!
ظاهر قضیه؟ عالی 😍
تمرینات؟ کامل
دقت؟ در حد لیزر!
نتیجه؟ تا یه مدت عالی
اما تهش؟ خستگی، دلزدگی، ناامیدی 😞
چرا؟ چون تو این مدت، زندگی نکردن!
نه مهمونی رفتن 🎉
نه وقت برای خانواده ⏰
نه رسیدگی به خودشون 💆♀️
فقط فشار و فشار برای اینکه «زودتر لاغر شم»… و این یعنی عجله برای لاغری
خب معلومه وقتی انقدر روی یه موضوع زوم میکنی، انتظارت از نتیجه هم زیاد میشه. و اگه اون نتیجهی رویاییات محقق نشه، مغز میگه:
“بیفایدهس! خستم! دیگه نمیخوام!” 😤
و این یعنی افتادن تو دام «عجله برای لاغری»…
حتی بعضی وقتا اطرافیان هم فشار میارن:
– “تو که همه چیتو گذاشتی برای این دوره، پس چرا هنوز لاغر نشدی؟!”
و همین حرفا میشه نمک رو زخم! 🧂😣
من همیشه به هنرجوهام میگم:
تو عالی بودی، اما زیادی فشار آوردی به خودت.
تعادل یادت رفته بود! 😌⚖️
ما اینجا نیومدیم که مثل افراد چاق با فشار و عجله، وزن کم کنیم…
ما میخوایم متناسب بشیم به سبک افراد متناسب ✨
آروم، لذتبخش، در دل زندگی واقعی ❤️

🎯 عجله برای لاغری و نقش اراده؛ داستان همیشگی ما و متناسبها!
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضیا همیشه متناسبان؟ 😐 مثلا یکی از دوستای من هست که از وقتی یادم میاد پنجاه و هشت کیلویه! بدون اینکه رژیم بگیره، بدون اینکه ورزش سنگین کنه یا اپلیکیشن کالریشمار نصب کنه! 😳
اما ما چی؟! یه ماه رژیم میگیریم، سه کیلو کم میکنیم، بعدش میگیم «ای ول! دیگه تموم شد!» ولی تموم نشده عزیز جان! از همون لحظهای که ترازو رو ول میکنیم، وزنمون دوباره استارت میزنه به بالا رفتن 😭
من خودم وقتی یه بار تونستم ۵ کیلو کم کنم، نگه داشتن اون ۵ کیلو برام از خودِ رژیم گرفتن سختتر بود! یعنی یه جور زجر شیرین، انگار داری یه هندونه رو با نخ نازک نگه میداری 😅
از خودم میپرسیدم آخه چجوریه که من همیشه دارم اضافه میکنم، ولی این رفیقم همیشه یه عدد ثابته؟ چجوری؟ مگه میشه؟!
خب جوابش خیلی سادهست، ولی اصلاً ساده نیست 😏
ما خیلی وقتا برای لاغر شدن یه چیز رو وسط میندازیم: اراده! 💪
یعنی از فردا صبح با یه جو غیرت و یه لیوان آب جوش با لیمو میریم سراغ رژیم! ولی ارادهمون مثل باتری قلمی توی اسباببازی بچههاست: زود تموم میشه! 🔋
چرا؟ چون ما میخوایم یهویی عوض شیم! ما دنبال نتیجه فوریایم. دنبال کاهش وزن سریع. دنبال معجزه با طعم کمکالری!
اینجاست که عجله برای لاغری میاد وسط و همه چی رو خراب میکنه 🚫
وقتی تو با شوق و ذوق از شنبه رژیم میگیری و منتظری تا چهارشنبه لاغر شی، اتفاقی که میافته اینه:
۱. بدن میفهمه تو جدی نیستی!
۲. ذهنت میگه: اینم یه پروژه شکستخورده دیگه!
۳. و روز پنجم، با یه پیتزای دبل چیز به خودت میگی: “خب اینم نشد، حیف اون پنج روز!” 🤦♀️🍕
⏳ قدرت واقعی در تداومه، نه شروع طوفانی
شاید شنیده باشی که میگن:
«شروع کردن خوبه ولی ادامه دادنه که نتیجه میده.»
خب کاملاً درسته.
شروعکردن با یک تلنگر بیرونی (مثلاً شنبه، تولد، سال نو) خیلی هم عالیه 💥 ولی تا وقتی ذهن تو از درون تغییر نکرده باشه، هیچ تغییر بیرونی پایدار نمیمونه.
تو باید وسط زندگی واقعی، بین خرید و بچهداری و ترافیک و صدای نوتیفیکیشنها، یاد بگیری که چطور به ذهن خودت فرمان بدی.
لاغریِ واقعی، نتیجهی تغییر نگرشه، نه یه رژیم زودگذر.
☕ آدمای متناسب چطور متناسب میمونن؟
اینا صبح که بیدار میشن، نمیگن: «امروز نخورم چاق نشم!»
نه! اصلاً به خوردن یا نخوردن فکر نمیکنن چون ذهنشون از پایه یه جور دیگه برنامهریزی شده!
اونا لازم نیست انرژی زیادی برای متناسب موندن بذارن چون رفتارهاشون با باورهاشون یکی شده.
ما چیکار میکنیم؟
هر روز با عجله برای لاغری بیدار میشیم، رژیم جدید رو چک میکنیم، یه لیوان آب با دارچین میخوریم، و شب با استرس میخوابیم 😩
انرژیمون میره، انگیزهمون تموم میشه، و میگیم: «ولش کن! من همون چاق خوشحالم!» 😑
🎈 راز موفقیت: تغییر ذهن + استمرار + صبر
اگر قراره نتیجه ماندگار بگیری، باید از عجله برای لاغری فاصله بگیری.
به جاش یه مسیر رو انتخاب کن و با حوصله ادامه بده.
مثل بذر یه درخته که امروز میکاری، اما یه روزه درخت نمیشه. باید بهش زمان بدی، نور بدی، مراقبت کنی 🌱
تو آدم خاصی هستی! 👑
اگه الان توی این مسیر لاغری با ذهنی، یعنی به قدرت درونت ایمان داری.
شاید هنوز نتیجهی چشمگیری نگرفته باشی، ولی چیزی که تو رو متفاوت میکنه اینه که داری «تغییر درونی» میسازی.
پس یه لطفی به خودت بکن:
🔹 دست از عجله بردار
🔹 با ذهن خودت رفیق شو
🔹 و هر روز یه ذره بهتر شو
لاغری واقعی، نه با عرق ریختن زیاد میاد، نه با محروم کردن افراطی.
لاغری واقعی با «فهمیدن» خودت شروع میشه.
و تو الآن دقیقاً داری همین کارو میکنی 💖

📉 عجله برای لاغری و ماجرای لغزشها 😓
راستش رو بخوای، هیچکس تو دنیا پیدا نمیشه که بدون حتی یه دونه لغزش، مستقیم بره سراغ موفقیت و لاغری و بعدشم همونجا بمونه! 🎯
ماجرای عجله برای لاغری یه جورایی مثل اینه که بخوای کوه دماوند رو با دمپایی بالا بری، تازه توقع هم داشته باشی یه ضرب تا قله بری و حتی یه لحظه هم نفسنفس نزنی! 😅
بیاید روراست باشیم… هیچ مسیری صاف و بیدستانداز نیست، مخصوصاً مسیر لاغر شدن. حتی اگه شما صد بارم تصمیم بگیری “دیگه از فردا رژیم سفتوسخت میگیرم”، باز هم روزهایی هست که هوس یه بشقاب قرمهسبزی 😋 یا کیک شکلاتی وسط شب میاد سراغت. حالا اگه اون شب خوردی چی؟ باید کل برنامهتو بریزی دور؟ 😔 نه! باید مدیریت لغزش رو یاد بگیری.
📌 نکتهی طلایی:
وقتی لغزش کردی، یعنی مثلاً یه روز پرخوری کردی یا یه روز بیانگیزه بودی، اون روز رو نباید بهونه کنی برای ول کردن کل مسیر!
اگه یه روز خراب شد، بیخیالش شو، مثل یه روز بارونی که مجبور شدی تو خونه بمونی. فردا آفتاب در میاد ☀️، تو هم دوباره ادامه بده.
❗ عجله نکن، قهرمانها هم میلغزن
عجله برای لاغری فقط باعث میشه که هر بار که یه کم سر خوردی، با خودت بد بشی.
با خودت بگی:
«من که آدمش نیستم!»
«باز خراب کردم!»
«به درد نمیخورم!»
⛔ ولی حقیقت اینه که اگه یه قهرمان واقعی بخواد موفق بشه، باید بلد باشه از زمین بلند شه، خاک لباسش رو بتکونه، یه نفس عمیق بکشه و دوباره راه بیفته 💪
هر لغزش یعنی یه پیغام. یه جورایی مثل تابلوهای کنار جادهست که میگه: مسیر رو یه کم آرومتر برو، داره پیچ میخوره.
❤️🔥 یاد بگیر با خودت مهربون باشی
لطفاً وقتی یه روز خراب شد، نزن تو سر خودت. نگو: “بازم شکست خوردم!”
بگو:
🟢 «اوکی، امروز حالم بد بود، ولی فردا دوباره ادامه میدم.»
🟢 «من همین الانش کلی تغییر کردم، فقط یه روز از مسیرم فاصله گرفتم.»
این نگاه مهربون، همون چیزیه که افراد موفق دارن. اونا عجله ندارن. میدونن که سفر لاغریشون یه مسیر پر از پیچ و خم و یادگیریه.
🧠 مراقب ورودیهای ذهنت باش
یادت باشه خیلی وقتا، نوسانات احساسی باعث لغزش میشن. مثلاً یه خبر بد میشنوی، یکی یه حرف تلخ میزنه یا از یه چیزی ناامید میشی… یهدفعه حس میکنی اصلاً زندگی ارزش نداره 😞 و میزنی زیر همهچی!
ولی واقعیت اینه که اون حسا موقتیان. میگذره. مثل یه ابر تیره که یه کم بعدش بارونش میگیره و بعدشم آفتاب در میاد. تو فقط باید سعی کنی ورودیهای ذهنت رو بهتر انتخاب کنی. از چیزهایی که حال دلت رو بد میکنه فاصله بگیر. چون حال خوب، سوخت اصلی ادامهی مسیره 🚀
🌈 جمعبندی: لغزش یعنی انسان بودن
میدونی فرق آدمایی که موفق میشن با اونایی که نمیشن چیه؟
موفقها هم میلغزن، ولی بلدن خودشونو جمع کنن و دوباره ادامه بدن.
🔁 یه بار، دو بار، صد بار… تا کمکم یه شخص دیگهای میشن.
آدمی که لاغری و تناسب دیگه براش عجیب نیست.
آدمی که با عجله برای لاغری خداحافظی کرده و یاد گرفته زندگی کنه و لاغر بشه، نه بجنگه و زجر بکشه و منتظر آخر خط بمونه.
پس اگه لغزش کردی، بدون که تو هم داری شبیه آدمای موفق میشی ✨
فقط ادامه بده… با لبخند، با امید، و با مهربونی به خودت 🫶

تفاوت افراد موفق با دیگران و نقش عجله برای لاغری
راستشو بخوای، فرق افراد موفق با بقیه تو این نیست که اونا فوقانسان بودن یا هیچوقت اشتباه نکردن 😎
فرقشون فقط تو یه چیز بود: اونا عجله برای لاغری نداشتن و بلدن چطور روزای سخت و لغزشهاشون رو مدیریت کنن.
ببین همهمون تو زندگی تصمیمهای زیادی گرفتیم؛ مثلا یه روز نشستیم با خودمون گفتیم: «از فردا دیگه آدم سابق نیستم! میخوام زندگیمو عوض کنم!»
ولی چی شد؟ همون روزای اول، با یه مشکل کوچیک یا یه احساس افتضاح، جا زدیم 😓 و گفتیم: «بیخیال! حالا که خراب شد، بذار بره!»
و اینجاست که عجله برای نتیجه گرفتن، کار دستمون داده…
وقتی میخوای با ذهن لاغر بشی، انگار داری یه شخصیت جدید توی خودت بسازی: یه «من متناسب» که از اون من چاق قبلی خیلی آرومتر و حسابشدهتره 😌
حالا نکته اینجاست: اون شخصیت چاقه که سالها تو وجودت بوده، به این راحتیا دست از سرت برنمیداره!
اتفاقاً تا ببینه تو جدی شدی، میاد وسط میدون و میگه: «کجا میری؟ برگرد! یه پیتزا بخور آروم شی!» 🍕
اما تو اگه عجله برای لاغری نداشته باشی و بدونی این تغییر زمان میبره، با مدیریت لغزش میتونی خیلی آروم، بدون دعوا و بدون قهر با خودت، از این حال و هوا عبور کنی.
✅ وقتی چند روز عالی عمل کردی، یادت نره: این یعنی شخصیت متناسب داره شکل میگیره!
و اگه یه روز دوباره رفتی سراغ همون الگوهای قبلی، نگران نباش.
تو فقط موقتاً سوییچ کردی روی شخصیت چاق قبلی. این نشونهی شکسته شدن نیست، نشونهی در حال ساخت بودنه 🔧
🔥 افراد موفق هم دقیقاً همین کارو میکنن: عجله نمیکنن، خودشونو سرزنش نمیکنن، بلکه میفهمن این بالا و پایینها طبیعیه.
مثل کسی که میدونه قراره کوهنوردی کنه؛ انتظار نداره مسیر صاف و راحت باشه، ولی چون مقصد رو دوست داره، ادامه میده—even با پاهای خسته! 🥾
اگه بخوای خیلی زود به نتیجه برسی، با اولین لغزش ناامید میشی.
ولی اگه بدونی که لاغری واقعی یه مسیر ذهنیه و باید با ساخت شخصیت جدید جلو بری، دیگه عجله نمیکنی و از بالا و پایین مسیر نمیترسی. 😌
✨ پس حواست باشه: موفقیت یعنی بدون عجله، با مدیریت لحظههایی که از مسیر خارج میشی، دوباره خودتو جمعوجور کنی و ادامه بدی.
وگرنه اگه بخوای یهضرب بری تا تهش، این لاغری هم میشه مثل اون رژیمهایی که تا نیمه رفتی و رهاش کردی 😅
🧘♀️ تمرین ذهنی: خداحافظی با عجله برای لاغری
همین حالا چشمهات رو ببند و چند نفس عمیق بکش… آهسته و عمیق…
حالا تصور کن که در مسیر یک باغ آرام و سرسبز قدم میزنی… جایی که هیچ عجلهای در کار نیست. درختها با آرامش رشد میکنن، گلها با صبر شکوفه میزنن و تو هم در این مسیر لاغری با ذهن، با آرامش قدم برمیداری.
از خودت بپرس: «اگر قرار باشه تا آخر عمرم به همین مسیر ادامه بدم، آیا سبک الانم پایدار و لذتبخشه؟»
✍️ حالا دفترت رو بردار و پاسخ این سوال رو بنویس:
«چه کارهایی از روی عجله انجام میدم که باعث فرسودگی ذهنی و خستگی میشه؟ و چه رفتاری متعادلتر میتونه جای اون رو بگیره؟»
🌱 یادت باشه، تو با هر قدم آهسته و آگاهانه، بیشتر به سبک زندگی یک فرد متناسب نزدیک میشی…
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.43 از 50 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم
خیلی به بنده لطف دارید ،
خوشحالم از اینکه دیدگاهم مفید بوده .
یه جایی نوشته بودید که وقتی بعد از مقداری خوردن غذا ،یه صدایی میگه بازم بخور ،اگه اهمیت ندی بعد ۵یا ۱۰دقیقه پیغام سیری رو احساس می کنی ،
من خودم دقیقا اونجوریم،
شنیدم میگن بعد ۲۰ دقیقه پیغام سیری میرسه، ولی من ، وقتی غذام طول میکشه مثلا یه لحظه که می خوام بازم بخورم ولی باید بلند بشم از روی سفره،مجبورم یه کاری پیش میاد، تا برگشتم به سفره ،کامل احساس سیرشدن دارم ،با اینکه زمانش خیلی کم بوده گاهی ۱۰ دقیقه ،
بخاطر همین بارها گفتم من پیغام سیری رو ۳۰ دقیقه بعد درک میکنم پس نباید عجله کنم در خوردن و همین دست کشیدنم و مشغول رسیدن به کارهای دخترم که میشم پیغام سیری میرسه .
من هم امید دارم به خدای مهربان و بخشنده ،که همه ی ما رو به رویاهای باارزشون برسونه .
شاد ، سلامت و متناسب باشید شهربانو خانم گرامیم .
نشان های دریافت شده
بازم سلام
خوشحال شدم از پاسختون.
خواهش می کنم ، لطف دارید …
خیلی خوب بود وقتی در مورد اینکه بدن همیشه در حال ترمیم هست گفتید .
من به این دید مثبت نیاز داشتم ،واقعا این تصور ، بیماری رو از ما دور میکنه .
باید این نگرش و نگاه رو در خودم تقویت کنم ،
که جسم من خودش منظم در حال ترمیم ، چربی سوزی و ساخت سلول های سالم با انرژی مثبت است .
عالی بود :
✓ اراده ی الهی همواره در حال ترمیم بدن هست .✓
✓جریان بدن همواره بر شفا و سلامتی استواره و دائما در حال پاکسازی خودش از انرژیهای منفیست .✓
{ اینکه خوردن و نخوردن هر دو لازم و ضروریست برای بدنمون ،شکی در اون نیست ،
ولی یه خورده این نگرش سخته برام که بگم با خوردن بیشتر چربی سوزی بیشتری در بدنم اتفاق میوفته و عملی لاغرکننده تر هست و اضافه خوردن باعث سوخت و ساز بیشتر در بدن میشه ،
فکر کنم منظورتون رو فهمیدم ، اما تحلیلش برام سخته .}
سپاسگذارم آقا عطا ، نوشته هاتون بسیار مفید هستند برامون .
خدا نگهدارتون .
نشان های دریافت شده
سلام هم مسیر گرامی
هر بار که می نویسید بسیار عالی تر از قبل هست ،
خیلی مفید و انگیزه بخش بود .
باور کنید ۳ بار دیدگاهتون رو خوندم ، چون نکات بسیار خوبی رو گفتید .
دلایلمون رو برای نخوردن بیشتر و پررنگتر کنیم .
منم دلایلی می نویسم چون از تکرارش لذت می برم 🙂
اولین دلیلم برای نخوردن :
✓نمی خورم چون بدنم وقتی نخورم میره سراغ ترمیم قسمتهایی از جسمم که نیاز داره به رسیدگی ،
وقتش هدر نمیره برای این همه هضم ،جذب و دفع .
بعضی وقتها یه بریدگی دستم طول میکشه تا خوب بشه ، اگه به اندازه بخورم ، سلولهای سالم و پرانرژی من خیلی سریع تر میرن ترمیمش کنند .
✓نمی خورم تا عذاب وجدان نداشته باشم بعدش .
✓نمی خورم چون اگه بخورم احساسم بد میشه ، حال و هوام عوض میشه .
✓نمی خورم تا که حس خوب لاغریم طولانی بشه ،چون وقتی معده م احساس راحت و سبکی داره ، کاملا خودم رو لاغر میبینم یعنی باورم میشه متناسب هستم .
✓نمی خورم چون میخوام به آرزوی دیرینه ام برسم .
✓نمی خورم تا بتونم با دخترم بازی های پرتحرک بازی کنم و در کنارش عاشقانه لذت ببرم .
✓نمی خورم تا هیچ نگرانی از نگاه دیگران نداشته باشم .
✓نمی خورم تا هیچ استرسی نداشته باشم .
✓نمی خورم چون نخوردن بهم آرامش میده .
✓نمی خورم چون میل ندارم .
✓نمی خورم چون برای خودم حق انتخاب دارم .
✓نمی خورم چون میتونم نخورم .
✓نمی خورم چون معده م قاطی میکنه و اذیت میشه .
✓نمی خورم چون عاشق لباسهای رنگ روشن هستم .
✓نمی خورم چون سالهاست می خوام لباسهای سایز متناسب ها رو بپوشم .
✓نمی خورم چون اعتماد بنفسم رو بالا می بره .
✓نمی خورم چون با نخوردن احساس توانایی و قدرت میکنم .
✓نمیخورم چون باعث میشه حس بااراده بودن داشته باشم .
✓نمی خورم تا به خودم ثابت کنم من آدم بالغ و پخته ای هستم .
✓نمی خورم چون می خوام از پیاده روی با دوستانم ، همسرم و دخترم لذت ببرم و جا نمونم .
✓نمی خورم چون می خوام دردی دیگه در پاهام نباشه .
✓نمی خورم تا سبک سبک بشم و لذت ببرم از این راحت راه رفتن .
✓نمی خورم چون من حیفم نه مقدار غذای اضافه .
✓نمی خورم چون جسم باارزش من آشغال دونی نیست و بهش احترام می گذارم .
✓نمی خورم چون من هیچ تفاوتی با افراد کاملا متناسب ندارم و می خوام همون لذت اونها رو تجربه کنم .
✓نمی خورم چون هیچ وقت مواد غذایی تموم نمیشه .
✓نمی خورم چون بعضی افراد می خوان با تنوع مواد غذایی من رو فریب بدن که بخرم و من گولشون رو نمی خورم .
✓نمی خورم چون نمی خوام فریب خورده باشم .
✓نمی خورم چون الان درک کردم شکر و کافئین باعث از بین بردن کلسیم بدنم میشه و من به شدت به کلسیم نیاز دارم .
✓نمی خورم تا زیبا ، جوان و جذاب بمانم .
✓نمی خورم چون نخوردن کلاس داره بخدا 🙂
✓نمی خورم چون لیاقت من بیشتر این هاست …
✓نمی خورم چون با نخوردن احساس ارزشمندتر بودن بهم دست میده .
✓نمی خورم چون اینجوری مغزم بهتر کار میکنه و خیلی خیلی فکرم جمع تر میشه .
✓نمی خورم که تمرکزم روی چیزهای مهتر باشه .
✓نمی خورم تا کنترل ذهنم رو داشته باشم .
✓نمی خورم چون مامانم از اینکه من بخاطر اضافه وزن نارحت باشم اونم ناراحته و با نخوردن و لاغریم خوشحالش می کنم .
✓نمی خورم چون اینجوری کارهای شخصی و روزانه رو بسیار بهتر و راحت تر انجام میدم .
✓نمی خورم چون دیروز یه تجربه لذت بخش از کوچک شدن سایز جسمم داشتم و داخل اون همه جمعیت تونستم جای کمی رو بگیرم و پاهام رو موقع نشستن راحت تر جمع کنم 🙂
✓نمی خورم چون اینجوری خیلی خواب راحت تر و عمیق تری دارم .
✓نمی خورم چون اینجوری شنونده های بیشتری خواهم داشت 🙂
✓نمی خورم چون در طول تاریخ ، در هر دین و مذهبی ، از نظر علمی و غیر علمی ، در بین تمام انسانهای قدیمی و مدرن ،همیشه به اندازه خوردن توصیه شده و بهترین راه
✓حل برای بهتر زندگی کردن بوده .
✓نمی خورم چون می خوام زندگی بهتری داشته باشم .
✓نمی خورم چون با نخوردن میتونم ثروتمند بشم چون فعال تر خواهم بود .
✓نمی خورم چون رلکس تر و آرام تر خواهم بود و این آرامش درونی باعث میشه ارتباطم با دیگران بهتر هم باشه .
✓نمی خورم چون واقعا لذت می برم از نخوردن .
سپاسگذارم از اینکه دیدگاهتون رو به اشتراک می گذارید ،امیدوارم همیشه در پناه خداوند شاد و سلامت و متناسب بمانید .
✓ممنونم از استاد عطارروشن عزیزمون که سایت بی نظیری رو برای ما درست کردند تا بتونیم به رویاهامون برسیم ✓
نشان های دریافت شده
سلام شهربانو خانم عزیزمون
خوشحالم که برگشتید 🙂
سپاسگذارم ،لطف دارید.
شکر خدا من الان مدتی ست داخل دفترم بیشتر مینویسم،
یعنی سعی دارم یه خورده، اون جاهایی که واکنش صحیحی نسبت به مواد غذایی نشون میدم و درست عمل میکنم برای خودم بولد کنم ،
واقعا لازمه تغییراتمون رو برای ذهنمون یادآوری کنیم ،
چون انگیزه میگیره و چون خوشحالش میکنیم ، سعی میکنه تکرارش کنه ،این اعمال صالح رو .
همین دیشب مهمون داشتم بستنی گذاشتم ، زن داداشم که فرد کاملا متناسبی هست گفت اشکالی نداره من نخورم ، منم گفت اصلا ،اگه میل نداری نخور ، اتفاقا منم تصمیم داشتم نخورم و خیلی خوشحال شدم که اصلا نخوردم .
از وقتی حق انتخاب گذاشتم برای خودم ، یه سری مواد غذایی که خیلی علاقه ندارم و عادتی بودن خوردنشون ،رو نمی خورم .
در کل دیشب چند تا کار عالی و تغییرات باارزش داشتم ،
برعکس گذشته در خوردن چای افراط نکردم ،
(یه شناختی از خودم پیدا کردم ، اگه چای خالص باشه وسوسه نمیشم حتما بخورم اگه همراه هل و گل محمدی باشه ترغیب میشم به خوردن چون در ذهنم این هل ،گل محمدی ، زعفران اینها خیلی مفیدن )
همیشه میگفتم حیفه ،تازه دمه ،خوشرنگه و …
دیشب راحت چای داخل قوری رو ریختم دور و لذت بردم ،
در ذهنم نخوردن خیلی راحت تر حل شده .
شام به اندازه خوردم ،
چای به اندازه خوردم ،
میوه به اندازه خوردم ،از همشون نخوردم ،
تخمه نخوردم ،
بستنی نخوردم .
به امید بهترین نتایج برای شما دوست عزیز و هم مسیر گرامیم .
نشان های دریافت شده
سلام آقا عطای موفق و سربلند
خیلی ممنونم از اینکه پاسخ دادید و لذت بردم از خوندنش،
چقدر این قسمت نوشتتون عالی بود واقعا درسته چاقی آزادی رو از ما میگیره ،نگرانمون میکنه ، رها نیستیم ،احساس اسیر بودن داریم ،حالمون رو بد میکنه ،ناتوانمون میکنه ، نیرومون رو میگیره ، تمرکزمون رو میگیره ،
در حالی که با کسب لاغری به آزادی، توانایی ، احساس خوب ،آرامش ،انرژی مثبت،تمرکز بالا، جذابیت ،زیبایی، اعتمادبنفس زیاد، احساس ارزشمندی ،احساس لیاقت و بهترینها میرسیم .
جالب اینه که من با اینکه کلی فرمول اشتباه و چاق کننده در ذهنم هست اما این یکی رو ندارم و دقیقا برعکس هستم .
چند بار پیش اومده وقتی از یه مساله بسیار ناراحت شدم و استرس گرفتم دقیقا ۲۰ ساعت بود نمی تونستم به هیچ چیزی لب بزنم اصلا فکر خوردن حالم رو بهم میزد ،
تنها گاه گاهی یه ذره آب می خوردم ، تا زمانی که اون مساله رو یکم برام حل کردن و استرسم کمتر شد همینجوری بودم .
با همین استرس اخری که بهم وارد شد ،عادت خوردن چای عصرم دیگه تموم شد و الان در طول این ۱۶ روز تنها یک روز که رفته بودیم باغ چای عصر خوردم ،وگرنه به شدت میلم کم شد بهش و خیلی خوشحالم از این بابت ،خوشحالم برای ترک این عادت،
چون سالها بود من خیلی مواد غذایی اضافه و بی ارزش رو بخاطر چای عصر می خوردم .
کلا خوردن چای عصر چون برام فقط جنبه ی تفریح و لذت داشت خیلی دوست دارم دیگه نباشه .
✓می خوام خوردنم فقط برای نیاز جسمم باشه و تا زمانی که احساس گرسنگی نکنم نرم سراغ خوردن
توجهی به تحریک از طریق بویایی،شنوایی،بینایی،لامسه و چشایی نداشته باشم ،
اگر هم شروع کردم به خوردن بعد گرسنگی واقعی ،
با دریافت پیغام سیری دست میکشم .✓
همین جمعه که بیرون رفتیم از همون اول سه پاکت بزرگ تخمه ی آفتاب گردان گذاشتن و همه شروع کردن به خوردن و مرتب چای تازه دم می کردن ،
من علاقه به خوردن تخمه ندارم چند بار وسوسه شدم و خواستم بردارم ،اما باز نخوردم ،
یعنی داشتم نگاه می کردم قبل نهار ،بعد نهار ، عصر ، قبل شام و بعد شام کلا در حال تخمه خوردن بودند و من چون همش میدیدمشون یه صدایی گفت چند عدد بخور چاییت خوشمزه تر میشه ،اما باز تونستم اصلا نخوردم و خیلی خوشحال شدم بعدا از این نخوردن ،
یه جایی هم بچه ها همشون گرسنه شدن مامانها غذا گرم کردن غذای نهار و باز گفتن اگه دوست داری بخور واقعا تحریک شدم با دیدن غذا و بوی خوبش اما چون میخواستم میوه بخورم منصرف شدم چند بار که قاشق رو می گذاشتم دهن دخترم خواستم خودم هم بخورم اما نخوردم و خیلی لذت بردم از این نخوردن .
با خودم گفتم معده م اذیت میشه ،آخه غذا چه ربطی داره به میوه با هم بخورم قاطی میکنه معده م و نخوردن رو برای خودم توجیه کردم ،
بنظرم اینکه دلایلی پیدا کنیم اون لحظه قبل از شروع به خوردن بسیار مهمه ،
این حالت و این کنترل ذهن رو ما هرگز قبل بودن در سایت نداشتیم و یادگرفتیم ،
یعنی تا می خواستیم بهش فکر کنیم که کارمون درسته یا اشتباه ، الان این نیاز بدن بود یا نبود ، در مرحله ی عذاب وجدان و هضم غذا بودیم :))
اولین چیزی که به چشم اومد در تغییرات من ، در واکنشم به مواد غذایی این بود که حرص و ولعم به شدت پایین اومد ،غیر از کلی تغییرات درونی عالی و بی نظیری که داشتم .
سپاسگذارم از وقتی که گذاشتید .
براتون بهترینها رو آرزو دارم .
خدا نگهدار .
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام هم مسیر گرامی
می خواستم بهتون تبریک بگم این همه تغییرات بی نظیری که داشتید .باور کنید بسیار بسیار عالی پیش رفتید و خیلی خیلی خوشحالم که این شخصیت متناسب رو پیدا کردید .اینکه تونستید تا این حد به مواد غذایی کم توجه بشید برای من جالب و انگیزه بخش است .بازم بنویسید برامون ،من از خوندن نوشته های شما خیلی ذوق می کنم ،خیلی وقت بود که نخونده بودمشون ، فکر کنم زمانی که دیدگاه شما رو خونده بودم هنوز متناسب نشده بودید ،بازم سپاسگذارم ازتون ، آفرین به شما که وقتتون رو هدر ندادید و آنچه یادگرفتید رو به عمل در زندگیتون تبدیل کردید .در پناه خداوند متعال همیشه شاد ، سلامت و متناسب بمانید .