بسیاری از افراد تصور میکنند برای رسیدن به تناسب اندام، تنها داشتن یک برنامه غذایی سختگیرانه کافی است، اما حقیقت این است که ریشه اصلی موفقیت یا شکست ما در ذهنیت لاغری نهفته است.
اگر ذهن ما برای تناسب اندام برنامهریزی نشده باشد، حتی بهترین متدهای آموزشی نیز تأثیری گذرا خواهند داشت؛ چرا که بدن انسان به طور طبیعی متناسب خلق شده و این موانع ذهنی و باورهای مخرب هستند که ما را از مسیر خارج میکنند.
برای تغییر این وضعیت، تکرار آگاهانه تمرینات و عبور از تلههای روانی مانند «جلب توجه از طریق قربانی بودن» امری حیاتی است.
در این ویدیو آموزشی، یاد میگیریم که چگونه با تقویت ذهنیت لاغری و پذیرش مسئولیت صددرصدی تغییرات، نرمافزار ذهن خود را بازنویسی کنیم.
تنها با اصلاح این الگوهای درونی و تمرکز بر مهارتهای عملی است که میتوان به نتایجی پایدار و فراتر از کاهش وزن مقطعی دست یافت.
بازگشت به تناسب طبیعی؛ سیستم هوشمند بدن 🤔
یکی از اصول کلیدی و زیربنایی در تمام آموزشهای ما در سایت «تناسب فکری»، باور قلبی به خلقت متناسب و بینقص بدن انسان است.

سیستم بیولوژیکی و فیزیولوژیکی بدن ما به گونهای طراحی شده که به طور غریزی و خودکار، توانایی مدیریت سوختوساز، تنظیم اشتها و حفظ وزن ایدهآل را در هر شرایطی دارد.
در واقع، بدن ما به صورت پیشفرض بر روی فرکانس سلامتی و تناسب تنظیم شده است؛ اما با این حال، بسیاری از افراد با معضل بزرگ اضافه وزن دستوپنجه نرم میکنند زیرا ما با افکار و رفتارهایمان، ذهنیت لاغری را در خود سرکوب کردهایم.
چاقی در حقیقت نتیجهی ایجاد سدهای ذهنی و دیوارهای ادراکی است که مانع از عملکرد صحیح سیستم هوشمند بدن میشوند و زمانی که ذهنیت لاغری در فرد ضعیف باشد، این سدها اجازه نمیدهند پیامهای درست از مغز به اندامهای سوختوساز برسد.
ریشهی بسیاری از این موانع به باورهای غلط دوران کودکی درباره غذا و لذت یا استرسهای مزمن برمیگردد که باعث شدهاند ذهنیت انباشت و ذخیرهسازی جایگزین ذهنیت لاغری شود.
این اختلال تا جایی پیش میرود که فرد ارتباط با سیگنالهای واقعی بدن را از دست داده و مثلاً پیام «تشنگی» را به اشتباه «گرسنگی» تعبیر میکند و به سراغ مصرف کالری اضافه میرود.
تنها راه واقعی برای بازگشت به تناسب طراحیشده، شناسایی این موانع و استفاده از تکنیکهای علمی برای تغییر باورهاست تا دوباره ذهنیت لاغری بر ناخودآگاه حاکم شده و با اصلاح این دیدگاه، بدن بدون نیاز به ذخیره چربی اضافه، به همان وزنی برگردد که خداوند برای آن مقدر کرده است.

قدرت جادویی تکرار؛ تثبیت مفاهیم در ناخودآگاه 🔄
برای شکلگیری یک ذهنیت لاغری قدرتمند، مفاهیم باید از لایههای سطحی عبور کرده و در عمق وجود ما نهادینه شوند، به همین دلیل سایت «تناسب فکری» بر اصل تکرار تأکید ویژهای دارد.
ذهن انسان در برخورد اول، اطلاعات را تنها در لایهی منطقی ذخیره میکند، در حالی که تغییرات پایدار زمانی رخ میدهند که اطلاعات به لایهی ناخودآگاه نفوذ کرده و ذهنیت لاغری از یک دانستهی منطقی به یک باور قلبی تبدیل شود.
از آنجایی که باورهای مرتبط با چاقی سالها در ذهن ریشه داشتهاند، تخریب این ساختارهای قدیمی و جایگزینی آنها با ذهنیت لاغری نیازمند بمباران مستمر ذهن با آگاهیهای جدید است.
هر فکر یا عادت در واقع یک مسیر عصبی در مغز است و تکرار مداوم تمرینات، به مرور مسیرهای عصبی قدیمی را متروک کرده و الگوهای جدید ذهنیت لاغری را جایگزین میکند؛ فرآیندی که درست مثل ساختن و تثبیت یک جادهی جدید است.
در همین راستا، «دوره تکرار» در پکیجهای آموزشی ورود به سرزمین لاغرها طراحی شده تا نقش تثبیتکنندهی نهایی را ایفا کرده و ضامن بقای ذهنیت لاغری در برابر وسوسهها باشد.
در نهایت، تکرار باعث میشود فرد در استفاده از ابزارهای ذهنی به مهارت برسد، به طوری که مدیریت ذهن و حفظ ذهنیت لاغری به یک واکنش خودکار و طبیعی در زندگی روزمره تبدیل شود.
تحلیل تلههای روانی؛ سود پنهان در عدم موفقیت 😢
روانشناسی کاهش وزن به ما ثابت میکند که ذهن انسان همیشه به دنبال کسب لذت و فرار از رنج است؛ اما گاهی این سیستم دچار اشتباه شده و از وضعیت فعلی (هرچند ناخوشایند) یک «سود ثانویه» دریافت میکند.
در حقیقت، بسیاری از افراد به صورت ناخودآگاه در برابر لاغر شدن مقاومت میکنند، زیرا ذهن آنها چاقی را ابزاری برای جلب توجه و دلسوزی دیگران میبیند.
در بسیاری از جوامع، افراد شکستخورده یا کسانی که دائم از شرایط خود گله میکنند، مورد توجه و حمایت عاطفی بیشتری قرار میگیرند و همین دلسوزیِ اطرافیان میتواند برای ذهن به عنوان یک پاداش سمی تلقی شود.
این پاداش مخرب، انگیزه درونی برای تغییر و رسیدن به ذهنیت لاغری را از بین میبرد؛ چرا که ذهن تصور میکند با رسیدن به تناسب اندام، این منبعِ توجه را از دست خواهد داد.
این تله روانی باعث میشود فرد در ناخودآگاه خود از موفقیت بترسد.
اگر کسی عادت کرده باشد که با نالیدن از اضافه وزن و سختیِ مسیر، محبت دیگران را بخرد، ذهن او اجازه نمیدهد که ذهنیت لاغری جایگزین شود؛ زیرا هویت خود را در قالب یک «قربانی» تعریف کرده است.
برای خروج از این بنبست روانی، فرد باید آگاهانه منبع ارزشگذاری خود را تغییر دهد و یاد بگیرد که به جای گداییِ «دلسوزی»، به دنبال کسب «تحسین و احترام» از طریق نمایش قدرت اراده و موفقیت فیزیکی باشد.
تغییر این الگو، اولین قدم بزرگ برای آزادسازی پتانسیلهای پنهان بدن و بازگشت به تناسب طبیعی است.

مسئولیتپذیری صددرصدی؛ موتور محرک تغییر 🚩
تغییر ناخودآگاه برای لاغری دقیقاً از لحظهای آغاز میشود که فرد تمام بهانههای بیرونی را کنار گذاشته و مسئولیت صددرصدی وضعیت فعلی و آینده خود را بر عهده بگیرد.
انتساب اضافه وزن به عواملی مانند ژنتیک، سوختوساز پایین، شرایط خانوادگی یا حتی قیمت محصولات آموزشی، در حقیقت نوعی فرار هوشمندانه ذهن از مسئولیت تغییر است.
فردی که واقعاً به دنبال کسب ذهنیت لاغری است، به جای تمرکز بر محدودیتها و چالشهای مسیر، تمام انرژی خود را بر روی یافتن راه حلها متمرکز میکند.
در دنیای تناسب فکری، ما معتقدیم که هیچ بنبستی وجود ندارد، مگر اینکه ذهن ما آن را ساخته باشد.
موضوع آموزش و تغییر هرگز به معنای «نبود منابع مالی یا زمانی» نیست، بلکه مستقیماً به مفهوم «اولویت و اضطرار» برمیگردد.
تجربهی سالها فعالیت من نشان میدهد افرادی که رسیدن به تناسب اندام را برای خود یک «باید حیاتی» و یک موضوع اضطراری تعریف میکنند، به راحتی منابع، هزینهها و زمان لازم را فراهم کرده و با تکیه بر ذهنیت لاغری به نتایجی درخشان میرسند.
وقتی شما مسئولیت را میپذیرید، دیگر منتظر معجزه از بیرون نیستید؛ بلکه خودتان تبدیل به معجزهی زندگیتان میشوید. این پذیرش مسئولیت، قدرت مدیریت ذهن را به شما برمیگرداند و اجازه میدهد تا بدون بهانه، تمرینات لازم برای ساخت ذهنیت لاغری را تا رسیدن به نتیجه نهایی ادامه دهید.

۵. نتایج فراتر از کاهش وزن در دوره ورود به سرزمین لاغرها 🌟
مسیر اصلاح ذهنیت لاغری در سایت «تناسب فکری»، تنها به ابعاد فیزیکی و کاهش عقربههای ترازو محدود نمیشود؛ این تغییر باورها، در حقیقت یک جراحی عمیق روی کل ساختار زندگی فرد است که تمام جنبههای وجودی او را تحت تأثیر قرار میدهد.
در دوره ورود به سرزمین لاغرها، تمرکز اصلی ما بر این است که فرد بیاموزد چگونه با بازنویسی نرمافزار ذهن خود، به نتایجی دست یابد که فرسنگها با رژیمهای سخت و خستهکننده فاصله دارد.
برخلاف متدهای سنتی که با ایجاد محدودیتهای شدید منجر به عصبی شدن و کاهش سطح انرژی میشوند، این متد با تقویت ذهنیت لاغری، باعث افزایش شادی درونی و تجربهی یک آرامش عمیق میگردد، چرا که فرد دیگر در جنگ با بدن خود نیست، بلکه در صلح با ذهن خویش است.
یکی از درخشانترین نتایج حضور در دوره ورود به سرزمین لاغرها، دستیابی به نظم و پاکسازی ذهنی است. کاربران در این مسیر یاد میگیرند که چگونه ذهن خود را از امواج منفی، استرسهای چاقکننده و افکار مخربی که سالها مانع پیشرفتشان بوده، پاکسازی کنند.
این فرآیند به مرور منجر به ارتقای خیرهکنندهی عزتنفس میشود؛ زیرا تماشای قدرت ذهن در تغییر دادن فیزیک بدن و تسلط بر امیال قدیمی، اعتمادبهنفسی به فرد میبخشد که به سرعت در روابط اجتماعی، موفقیتهای کاری و حتی مسیر کسب ثروت نیز متبلور میگردد.
در واقع، کسی که میتواند بر ذهن خود در مدیریت بدن غلبه کند، پتانسیل مدیریت هر بحران دیگری را در زندگی خواهد داشت.
علاوه بر این، دوره ورود به سرزمین لاغرها کاملاً مهارتمحور طراحی شده است. برخلاف آموزشهای صرفاً تئوری که فقط اطلاعات فرد را زیاد میکنند، وجود تکالیف عملی و تمرینات روزانه در این دوره باعث میشود تا ذهنیت لاغری از یک ایده به یک مهارت واقعی و خودکار تبدیل شود.
این مهارت به فرد اجازه میدهد تا در سختترین شرایط محیطی نیز، انتخابهای هوشمندانهای داشته باشد و تناسب اندام پایدار را نه به عنوان یک آرزوی دوردست، بلکه به عنوان ثمرهی طبیعی یک ذهن قدرتمند و سازمانیافته تجربه کند.
با ورود به این دوره، شما در واقع قدم در مسیری میگذارید که در آن، متناسب شدن تنها یکی از دهها جایزهای است که بابت تغییر باورهایتان دریافت خواهید کرد.
تناسب اندام پایدار، ثمرهی یک ذهن قدرتمند و سازمانیافته است. اگر تلاشهای قبلی شما با شکست مواجه شده، احتمالاً به این دلیل بوده که به جای ریشه (ذهنیت لاغری)، بر روی شاخهها (رژیم و ورزش) تمرکز کرده بودید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.53 از 38 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر گل تنها راه واقعی برای بازگشت به تناسب طراحیشده، شناسایی این موانع و استفاده از تکنیکهای علمی برای تغییر باورهاست تا دوباره ذهنیت لاغری بر ناخودآگاه حاکم شده و با اصلاح این دیدگاه، بدن بدون نیاز به ذخیره چربی اضافه، به همان وزن قبل بر گردن که خداوند متعال برای من طرح کرده است و متناسب خلق کرده است پس من باید همه تلاشم را بکار بگیرم تا به اصل خودم برگردم یعنی همان تناسب اندام تناسبی که خداوند متعال برای من طرح کرده است پس الان به کمک آموزشها خواندن نوشتن تمرین کردن میتوانم به اصل خودم برگردم یعنی همان تناسبی که ۲۳سال پیش داشتم چه دوره ای رایگان چه خریداری مثل دوری ورود به سر زمین لاغری بسیار عالی هستن در هر جنبه از زندگی میشه استفاده کرد وچیزهای خیلی خوبی برای بهتر زندگی کردن تغییر کردن یاد گرفت احساس خوب حال خوب رفتار افکار تغییر ایجاد کنم من یک مشکل بزرگ برای پیش اومده که اقوام نزدیک می گفتن که ما فکر می کردیم که با این وضعیت سکته کنی ولی من درهمان حال فقط از فایل های رایگان مثل چله زندگی صد گام دوره ورود به سر زمین لاغری را استفاده می کردم و دارم ادامه میدم تا اون مشکلات را پشت سر بگذارم در همان روزهای وزن کم کردم استاد درست فرمودن که اگر حالت خوب باشد هیچ کسی ازت سوال نیمکند چرا امروز شاد هستی میگن راستی چرا شنگولی هستی ولی وقتی ناراحت بیمار یا مشکل داری بجای اینکه بگن بلایی سرش اومده چقدر وقت دیدمش خیلی عصبی شدم هیچ کاری برات انجام نمیدن فقط دل سوزی الکی خودم قبل از آشنایی با سایت زیاد گله و شکایت می کردم از چاقی وضعیت کشور تورم خیلی از چیزها گله و شکایت می کردم ولی الان خیلی کمتر شده است توی خانواده اطرافیان تو که هیچ کاری نداری مریض نیستی چرا بیشتر به مادرت سر نمیزنی چون بقیه خواهرها وبرادرها همه از درد و بیماری پیش یکدیگر شکایت میکنند ولی من نه قبل از آشنایی از دوره که استفاده کردم البته رایگان فقط می گفتن گوش بده وچند بار تکرار کن با اینکه ۵۰بار گوش می کردم ولی متوجه نمیشدم ولی الان که میخونم مینویسم تمرین میکنم خیلی بهتر یاد میگیرم من گله و شکایت خیلی کم شده ولی اطرافم منفی حرف زدن مشکلات زیادی هست ولی من به همین روشی لاغری با ذهن ادامه میدم تا الان به هیچ روشی دیگری فکر نکردم وقتی در باری رژیم چاقی ورزش کردن یا کارهای که مربوط به لاغر شدن هست گوش نکنم صبحت یا بحث هم نیمکنم با سپاس فراوان از استاد بزرگوار در پناه خدا باشید
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
جلسه پرسش و پاسخ گام ۱۱۸ بعد از ویرایش در اختیار شما عزیزان قرار گرفت :
اینکه جسم ما توسط خداوند متناسب خلق شده است و موانع رو با این دوره برداشتیم نیازه که مدام دوره رو تکرار کنیم کسی که از دوره ورود سرزمین لاغرها یا حتی دوره های دیگه استفاده می کنه فکر نمی کنم وقتی دوره رو استفاده کنه اصلا دلش بیاد که تکرار نکنه چون این دوره ها فقط برای لاغری نیست
دوره ورود سرزمین لاغرها یک دوره ایه که به شما خیلی چیزا رو یاد می ده همین چند روز پیش یکی از دوستان به من پیام داده بود که استاد من دوره سرزمین لاغرها رو تهیه کردم دارم کار می کنم می خوام برم رو دوره های ثروت کار کنم آیا می شه همزمان کار کنم ؟ می گفت که اونجا هم من باید زمان بذارم استرس می گیرم که حالا لاغری رو ادامه بدم یا ثروت رو؟ …. تنها چیزی که من بهش گفتم این بود که لاغر شدن بزرگترین ثروت برای شماست پس بنابراین بیا این رو به دست بیار اگر شما ذهنت رو برنامه ریزی کنی برای لاغر شدن خود به خود به خیلی از چیزای دیگه می رسی چون فرمول سازی ذهنی باورسازی رفع موانع خیلی چیزا رو در این دوره یاد می گیری که برای تمام جنبه های زندگیتون خوبه بنابراین بچه هایی که از دوره ورود سرزمین لاغرها یا کلا دوره های لاغری باذهن استفاده می کنن چه اشکال داره اگه بخواید این دوره رو مرور کنید وقتی براتون نتیجه می ده وقتی احساس خوب داشتن رو به شما یاد می ده اصلا شما یاد می گیری حس خوب داشتن یعنی چی …. خیلی ها هستن سال ها دارن دوره هایی رو شرکت می کنن که به همین یه گزینه برسن که حالشون بهتر بشه با حس خوب زندگی کنن هنوز موفق نشدن بعد شما در دوره ی ورود به سرزمین لاغرها خیلی راحت حس خوب داشتن و خوب زندگی کردن شاد بودن وشادی درونی رو خیلی راحت تجربه می کنی
استاد ادامه دادن ؛ چون خودم قبلا دوره های زیادی رو شرکت کردم که یکیش دوره حضوری NLP بود در تهران….. دیدم همه اونایی که می اومدن ،،،به دنبال این حال خوب و تغییر زندگی بودن….
دوره ی مجازی هم که خیلی زیاد شرکت کردم دارم می بینم اون بچه هایی که میرن تلاش می کنن مثلا یه دوره شرکت می کنن عزت نفس یه دوره شرکت می کنن چطور حال خوب داشته باشیم چطور ذهنمون رو از امواج منفی پاکسازی کنیم چطور چاکراه ها رو پاکسازی کنیم اونوقت همه اینا تو دوره ورود به سرزمین لاغرها و کلا دوره لاغری باذهن هست به نظر من وقتی به همه چیز می تونی از این دوره ها برسی چرا تکرارش نکنی دوره تکرار اسمش روشه .. بعد از دوره ورود به سرزمین لاغرها بلافاصله گزینه ی بعدیش این دوره اس لطفا استفاده کنید نرید از اول خود دوره رو کار کنید چون تو دوره تکرار سری چیزایی هست که تو دوره اصلی نیست…
به هیچ وجه همچین چیزی نیست…اگر که منظورتون این باشه که همزمان که از دوره استفاده می کنید برنامه ی غذایی به شما داده می شه به هیچ وجه اینجوری نیست و اصلا ارزشی نداره اون لاغری که بخواد همراه با برنامه ی غذایی باشه ببینید دوست عزیزی نوشتن که من سه سال تو فایل های ثروت بودم تو دوره ثروت بودم نتیجه ثروت نگرفتم از وقتی که وارد لاغری باذهن شدم تازه متوجه دارم می شم طرز کار قانونجهان چطوره و باورها چطوری تاثیر دارن می ذارن .. دلیلش اینه که من خودم شش هفت ساله دارم روی این موضوعات کار می کنم هم بحث ثروته هم موفقیت فردی هم بهبود روابط و خیلی چیزا رو با هم کار کردم به همین دلیل اون چیزی که در دوره ورود به سرزمین لاغرها و دوره های دیگه لاغری توضیح داده می شه واقعا عملیه من هر جا دوره شرکت می کردم یکی از ضعف هاشون این بود که تمرین نداره درسته که خیلی خوبه ما درک کنیم و خودمون بتونیم برای خودمون تمرین بسازیم و زندگیمون رو تغییر بدیم اما من می گم اون فردی که می آد یک دوره آموزشی رو شرکت می کنه بلد نیست که داره می آد شرکت می کنه بنابراین تکلیف دادن کمک می کنه که اون فرد به مهارت برسه به همین دلیله که من چون خودم خیلی دوره شرکت کردم و همیشه این تکلیف ندادنه به نظر من از ضعف این دوره ها بود البته خیلی خوبه که آدم خودش به مهارت برسه ولی شاید ماه ها و سال های اول نتونن به این مهارت برسنکه خودشون تمرین برای خودشون درست کنن به همین دلیل تمام دوره هایی که من آماده می کنم همیشه تکلیف میدم به خاطر اینکه تکلیف نظم به وجود می آره به خاطر اینکه فرد می آد یاد بگیره به همین دلیله که دوره ورود به سرزمین لاغرها تمرینات عملی داره برای یادگیری و ایجاد مهارت بیشتر….
■همین چند روز پیش یه دوستی با من داشت مشورت می کرد که می خواست در زمینه ی ارز دیجیتال و اینا می خواست بره فعالیت کنه من بهش گفتم که آقا اگه واقعا ارز دیجیتال علاقته و من می دونستم این علاقه ش نیست چون می دونم بیشتر علاقه اش اینه که توی یه مدت کوتاهی پول زیادی به دست بیاره و فکر می کنه که از طریق ارز دیجیتال می تونه به این ثروت برسه در واقع علاقه اصلیش اینه چون خودش داره می گه که من خیلی علاقه دارم عاشق این موضوع ارز دیجیتال و بلاک چین و اینا هستم ولی من با صحبت کردن متوجه شدم که اصلا علاقه اش اینا نیست علاقه اش رسیدن به پول بدون اینکه بخواد یه کاری انجام بده یعنی به نظر خودش نمی خواد کار خاصی انجام بده فقط می خواد پولش رو بذاره و با چند تا کلیک کردن و اینا ثروتمندبشه گفتم اشکال نداره این علاقه رو می خوای دنبال کنی اما برو علمشو یادش بگیر یه افرادی هستن که دارن این موضوع رو آموزش می دن یه اساتیدی هستن که نتایج خوبی گرفتن کار کردن و دارن آموزش می دن گفت آره دوره هایی هست ولی خب دوره هاشون گرونه گفتم مثلا چند؟ گفت مثلا یکیشون شش میلیونه یکیشون می گه مثلا هشت میلیون تومن…. گفتم تو اگه می خوای از موضوعاتی مثل ارز دیجیتال به ثروت برسی چرا پس زورت می آد هفت میلیون هشت میلیون یاهر چند تومن براش هزینه کنی ؟ گفت نه خب شیش تومن خیلیه من اصلا ندارم گفتم به هر حال من نظرم اینه که باید دوره شرکت کنی یاد بگیری برای اون چیزی که می خوای انجام بدی …. دو سه روز بعد برای همین فرد یه اتفاقی رخ داد و یه مسئله ای براش پیش اومد که باید طی دو روز نزدیک هشت میلیون تومن جور می کرد و هزینه داشت براش طی دو روز اون هزینه رو جور کرد و پرداخت …. در حالی که یک مشکلی یک خرابی رو با این پول درست کرد و در واقع از نظر من اون پول هدر شد یه چیزی داشت کار می کرد خراب شد بعد این هشت میلیون بابتش هزینه کرد تا دوباره به حالت اول کار کنه یه چیزی اضافه به زندگیش نشد فقط این پول از زندگیش رفت یعنی همین فردی که دو روز قبل می گفت که نه هشت تومن یا شش تومن زیاده من نمی تونم جور کنم برا یادگیریم اما برای یک مشکلی به راحتی هشت تومن رو پرداخت کرد موضوع اضطراره موضوع الزامه برای همه مون پیش اومده دیگه منم خودم قبلا فکر می کردم که نه بابا مثلا من پول ندارم که بخوام همچین کاری کنم ولی یک مسئله ای برام پیش می اومد طی مثلا یکی دو روز چند برابر اون پول رو جور می کردم هر طور شده جور می کردم حالا قرض می گرفتم نمی دونم یه کاری می کردم بالاخره ولی جورش می کردم ولی حالت عادی می گفتم نه نمی شه نمی تونم مسئله اینه که یه موضوع چقدر رسیدن بهش برامون مهم باشه وقتی برامون مهم باشه و باید بهش برسیم ….یه وقتایی دنیا ما رو در یک بایدی قرار می ده که ما نباید فکر بکنیم باید انجامش بدیم ولی خیلی وقت ها ما چون خودمون باید تصمیم بگیریم این تصمیم رو عقب می ندازیم اما اگر دنیا وارد عمل بشه و یک مسئله ای رو برای ما به وجود بیاره دیگه اونجا ما فکر نمی کنیم که می شه یا نمی شه باید انجامش بدی و انجامش می دی اما تا وقتی که ما خودمون باید تصمیم بگیریم و انجامش بدیم هی می تونیم عقب بندازیمش…
پیشنهادم اینه که شروع کنید که منفی باف دست از سرتون برداره چرا دوباره شروع نمی کنید؟ یه ماه کار کردی بعد رها کردی خب برگرد دوباره از اول انجام بده شما که اصلا انجام ندادی هنوز یک ماه کار نکردی که تاثیر خاصی داشته باشه دوباره برگرد از اول انجام بده دیگه و خودشون هم دارن می نویسن احساس می کنم وزنم داره اضافه می شه دوباره حس خوب داشتن سخت شده راهنمایی کنید ….. راهنمایی نداره شما یک گوهر در اختیارت داری که می تونی از اون استفاده کنی یک ابزار قوی در اختیار داری که خودتم می دونی که یه مدت ازش استفاده کردی چقدر روحیه ات خوب شده چقدر احساست تغییر کرده چقدر رفتارت تغییر کرده الان اون ابزارها رو همراه داری بعد به من می گی راهنمایی کن خب من چی بگم برو از اون چیزی که داری استفاده کن شما که این ابزار رو داری پس چرا استفاده نمی کنی بعد دنبال راهنمایی کردن هستی ؟
■استاد میگه یه چیز بگم مربوط به این دوستمون نمی شه کلا مربوط به همه مون می شه خیلی وقتا ما دوست داریم نتیجه نگیریم خیلی وقتا ما دوست داریم غمگین باشیم که بریم برای این و اون بگیم درد و دل کنیم و بقیه غصه مون رو بخورن آخی طفلکی بنده خدا چقدر این حالش بده…. دنبال جلب توجه دیگران از راه ناراحتی و غمگین بودنیم چون تو جامعه ما اینجوریه که اگه غمگین باشی آدما خیلی خیلی راحت تر بهت توجه می کنن تا خوشحال باشی اگه خوشحال باشی انگار ازت بدشونم می آد برمی گردن میگن دیوانه اس چقدر می خنده چقدر انقدر شاده این چشه ولی همین که غمگین بشی همه دورت رو می گیرن چی شده چرا غمگینی ؟ دیدی چقدر مردم خوششون می آد واقعا من این رو دیدم حالا نمی دونم نظر شما دوستان چیه ولی اگه شما غمگین باشی خیلی بیشتر می تونی جلب توجه کنی و از اونجایی هم که ما در ناخودآگاهمون خیلی دوست داریم جلب توجه کنیم یکی از راحت ترین راه هاش همین غمگین بودنه یعنی شما همینطور یه هفته یک ماه شاد باشی درونن شاد باشی کسی نمی آد بهت بگه مثلا چرا شادی چی شده ولی به محض اینکه بری تو فاز غمگینی و افسردگی و ناراحتی صد نفر ممکنه ازت سوال کنن چته چرا غمگینی بیا بشین ببینم بیا صحبت کن بیا با همدیگه صحبت کنیم به همین دلیله که ما ناخودآگاه دوست داریم نتیجه نگیریم شکست بخوریم یا مثلا ناراحت باشیم که به بقیه بریم بگیم یا بقیه متوجه بشن چون ما اگه موفق باشیم قاعدتا خیلی ها اگه حتی متوجه هم بشن چیزی نمی گن حالا به هر دلیلی …. تو اگه شاد باشی کسی نمی آد تشویقت کنه که بگه تو چقدر شادی چقدر خوبی ولی به محض اینکه ببینن انگار توو خودتی بهت توجه خاص نشون میدن
■ استاد میگن برای خودم پیش اومده که دارم اینو میگم….دوستان، من هفت ساله دارم یک سری کارها رو انجام می دم اکثر روزا من سرحال سر کیفم بچه های خودم منو می بینن نمی گن بابا خوش به حالت چقدر شادی چیکار می کنی شادی ولی اگه یه روز تو خودم باشم همین پسرم می آد می گه بابا امروز توو خودتی چی شده ؟ ببین پسر خودمه ها ده سالشه ولی ناخودآگاه آدما انگار اینجورین که اگه کسی رو ببینن ناراحته می خوان ببینن چشه و این در ذهن ما یک ابزار جلب توجهه و من در این هفت ساله با هزاران نفر کار کردم هزاران پیام دریافت کردم همه ی اون هایی که میان از نتیجه نگرفتنشون از دوره ها صحبت می کنن یا می گن ما انقدر حالمون خوب شده فلان شده ولی نتیجه نگرفتیم تهش وقتی باهاشون صحبت می کنم مشخصه که خیلی هم دوست ندارن نتیجه بگیرن که هی بیان گله و شکایت کنن…… اگه این رو در خودتون تغییر بدید که دنبال جلب توجه دیگران نباشید از طریق گله و شکایت کردن و به این شکل نخواید خودتون رو نشون بدید خیلی از مسائلتون حل می شه و کی می تونه اینجوری باشه کسی که مسئولیت زندگیش رو به عهده گرفته باشه
■■ من دیروز یا دیشب تو یکی از لایوها گفتم چرا می آید به من می گید حالم بده چرا می آی به من می گی که چرا من نتیجه نمی گیرم چرا من لاغر نمی شم چرا دو سایز کم کردم ولی سه سایز کم نمی کنم می گم چرا می آید به من می گید؟ اگر شما مسئولیت خودت رو به عهده بگیری چرا باید بری مشکلت رو به یکی دیگه بگی ؟… من هرگز نمی رم مشکلم رو به یکی دیگه بگم من شاید در این هفت ساله دو سه بار اشتباه کردم مشکلم رو با همسر خودم مطرح کردم بعدا پشیمون شدم گفتم چرا رفتی گفتی ؟ آخه خب حقته حالا این حرفارو شنیدی ….. چرا واقعا می ریم به بقیه می گیم مشکلم اینه …. مشکلی نیست درونت رو باید تغییر بدی درست می شه بنابراین کسی می تونه اینجوری رفتار کنه و اینجور سوال کنه که مسئولیت زندگیشو قبول نکرده باشه …
استاد صادقانه میگن من نمی گم صد در صد موفق بودم نه منم خیلی جاها شاید اشتباه کردم شاید لابه لای حرف ها یه چیزایی هم میرممی گم ولی خیلی کمتر از بقیه است که بخوام برم در مورد یک مسائلی صحبت کنم یا مثلا بگم مشکل من اینه… امکان نداره همچین کاری انجام بدم
سپاسگزارم از اینکه همراه من هستید و دیگه زمان زیادی هم ندارم من برم فایلم رو گوش کنم چون بعدشم باید نوشته های سایت رو تنظیم کنم منتظر خوندن نوشته هاتونم هستم هر جا که هستید در پناه خداوند شاد باشید و در مسیر زندگی کردن خدانگهدار
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن و دوستان هم مسیر
وقتی هدایت شدم به این مسیر وتو بخش رایگان کارم شروع کردم اویل حسماین بود هزینه ندم ازبخش رایکان استفاده کنم موفق به لاغر شدن بشم دیکه نیاز به خرج اصافه نیست وقتی چند ماه با کلی شور شوق داشتم کار می کردم ارامش خوبی در وجودم ایجاد شد ارامشی که جند سال بود به این شکل مدل نداشتم حس کردم یه کنج که از دست داده بودم به وجودم برکشت کرده میزان حال خوب مسیرم این نکته تو ذهنم ساخت وقتی مسیر به این میزان برام ارامش داره لاغری چه کنجی هست که براش هرجی خرج کنم کم هست کنم ازکلی فشارذهنی رها میکنه صحبت رفتارم افکارم عمل کرد تغیبر میده پس لایق هزینه هست برای اولین بار من که هیچ زمان خرید اینترتی رو اصلا فابل اعتماد نمیدوستم تا اون رور مبلغ صد هزارتومان هم انجام ندادم اول خواستم مرحله خربد کنم انجام ادم دیدم این کار نصفه نیمه من به مقصد نمی رسونه زنکزدم با خودم شما گفتم امکان داره کل دوره بخرم شما کفتبد اره میشه
من بیقه پول پرداخت کردم کل دورهام برام باز شد وطی زمان وفتی درک به مرور بیشتر شد اکاهی به ذعمق ذهنم بیشتر نفوذ کرد دو ره های دیگه حق خودمدیدم طی،سه سال همه تهبه کردم اکاهی هردوره به ذهنم دادم جندبا قصد داشتم موقعیت در ثروت ذارایی تهیه کنم ولی ،تو نکاه من لاغر شدن انقدر با ارزش بود که کفتم وفتی لاغر بشم منکنج سلام تی گنج لاغری گنج زابطه درست گنج شناخت بهتر بالاتر از خداوند که بی نهایت کنچ هسن بهش دارم میرسم چه نیاز به کنچ ثروت دارایی با لاغر شدن این همه گنح خواهم داشت حتما ثروت دارایی در کنارش سمت من میاد عحله کنار کزاشتم تو تکرارهای خوب خودم دبدم تمرین کردم مبکنم تا امورزش ،تو بخش عمل کرد راحتر حا افتاده تر بشه دراثر رفتار خوبم لاغر میشم
به جای حس قربانی امدند بیام حابجایی بهتر تودذهنم قرار دادم جون این حس ازار میداد سابق حس ناتوانی من زیاد می کردم باعث میشد حس اضافه بودن داشته باشم چون قصدم بهبود بود نه بدتر شدن
پس باید این بخش،به هر شکلی مدلی از خودم جدا می کردم تا موقعیت و اراده خودم تو وجود به نمایش بزارم
تا این جنبه زندگی بالاتر ببرم این حس بد از خودم بگیرم تا موفق بشم فرد بهتری برای وجود خودم اول مورد اخترام خودم اول بشم بد باعث احترام دیگران قرار بگیرم
نیازم به توجه تو جنبه درستش ببرم از بخش نادرست خارجش کنم از این ویژگی بهتر استفاده کنم بهتر زندگی کنم حسم نسبت به خودم در بخش درست خوبش قرار بگیره
اتو مسبرر درست فکری همه جیز بابد طبیعی طبق برنامه زندکی به پیش میریم و کامل تربن برنامه برای بالا بردن مهارت تو هر بخش هست
علاقه من بلند مدت تغیبرات بالتر رفتن وبال رفتن سطح اکاهی درست تومسیر تناسب فکری هست
وقتی نوشته متن می خوانم وقتی به بخش که راهنمایی میشم کود دوره ابن مسئله برای ما به شکل درست کامل
قادر هست با کارروی خودم ازاون دوره جتان شادمیشم این گنج من دارم نیازبه تهیه دو بار نیست قادر هستم اسون راحت ارزش استفاده
خدا رو شکر می کنم تو زماتش ازایده خداوند برای خرید بهر بردم خریدم ارزش استفاده میدکنم
منبابد دورنم تغیبر بدم باعث تغیبر بیرونی خواهد بود کله شکایت ازضععیت موجود باعث بهبود که نیست باعث بدتر شدت هم خواهد بود
درپناه ارامش العی ساکن باشیم. امین
🌟✨ به نام خدایی که جان آفرید ✨🌟
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و دوستان خوب و دوستداشتنی سایت تناسب فکری 🌿💛
استاد عزیز، به نظرم شما کاملاً درست میگید…واقعاً بعضی وقتها آدم هرچقدر بیشتر دردهاش رو تعریف میکنه، انگار اون دردها بزرگتر و واقعیتر میشن 😔💔
هرچقدر بیشتر غصهها رو مرور میکنیم، ذهنمون بیشتر توی همون غم و ناراحتی فرو میره.انگار آدم با تکرار کردن مشکلاتش، دوباره و دوباره همون احساس بد رو زندگی میکنه.
من خودم سالها اینطوری بودم…همش از چاقی، ناراحتیها، شکستها و خستگیهام حرف میزدم.هرکس من رو میدید، یا من از دردهای بدنم میگفتم، یا از چاقی، یا از رژیمهایی که نتیجه نداده بود، یا از خستگی روحی و جسمی 😔
اوایل فکر میکردم وقتی درد دل میکنم، سبک میشم… ولی الان حس میکنم بعضی وقتها برعکس، آدم بیشتر توی غم خودش فرو میره.بدتر از اون اینه که خیلی از آدمها هم واقعاً درک نمیکنن.بعضیها قضاوت میکنن…بعضیها تحقیر میکنن…بعضیها شروع میکنن نصیحت کردن…یکی میگه «کم بخور»یکی میگه «فقط اراده داشته باش»یکی میگه «تو خودت نمیخوای لاغر بشی»و آدم بعد از هر درد دل، خستهتر و غمگینتر میشه 💔
برای همین کمکم به این نتیجه رسیدم که بهترین کسی که میشه باهاش درد دل کرد، خداست 🌿💛چون خدا آدم رو میفهمه…بدون اینکه قضاوت کنه…بدون اینکه تحقیر کنه…بدون اینکه آدم رو با بقیه مقایسه کنه…
خدا تنها کسیه که وقتی آدم شکسته و خسته و ناامیده، باز هم بغلش میکنه 🤍✨تنها کسیه که لازم نیست جلویش نقش بازی کنیم.لازم نیست قوی باشیم.لازم نیست توضیح بدیم چرا خستهایم.
من بعضی شبها فقط با خدا حرف میزنم…نه دعای خاصی، نه جملههای عجیب…فقط حرف دل 😔💫و واقعاً بعدش یه آرامش عجیبی میاد توی دلم.انگار یکی آروم دست میکشه روی قلب خسته آدم و میگه:«من هستم… آروم باش…» 🌸✨
و راستش فکر میکنم یکی از دلایلی که ما سالها توی چاقی گیر میکنیم، همین فشارهای ذهنیه.همین غصهها…همین جنگها…همین ترسها…
ما فکر میکنیم فقط غذا باعث چاقی میشه، ولی به نظرم ذهن خسته خیلی بیشتر از غذا آدم رو چاق میکنه 😔
من خودم سالها با بدنم جنگیدم.هر روز جلوی آینه میایستادم و از خودم ایراد میگرفتم.هر لقمهای که میخوردم با عذاب وجدان بود.هر بار که ترازو عدد بالاتری نشون میداد، انگار ارزش خودم کمتر میشد.
و بدتر از همه این بود که فکر میکردم راه لاغر شدن، سخت گرفتن به خودمه.فکر میکردم باید بدنم رو تحت فشار بذارم تا لاغر بشم.باید گرسنگی بکشم.باید خودم رو محروم کنم.باید بجنگم.
ولی الان کمکم دارم میفهمم که شاید همین جنگیدنها من رو خستهتر و چاقتر کرده 🌿💔
به نظرم شناختن موانع لاغری، همون چیزیه که واقعاً میتونه ما رو نجات بده.وقتی آدم بفهمه چی باعث شده سالها توی این چرخه گیر کنه، تازه میتونه آرومآروم خودش رو آزاد کنه ✨
مثلاً من تازه فهمیدم که یکی از بزرگترین موانع من، ترس بوده.ترس از چاقتر شدن…ترس از قضاوت شدن…ترس از شکست خوردن…ترس از اینکه هیچوقت لاغر نشم…
و همین ترسها باعث میشد ذهن و بدنم همیشه توی حالت استرس باشن.بدنم انگار احساس امنیت نمیکرد.انگار همیشه در حالت دفاعی بود 😔
الان حس میکنم بدن ما خیلی باهوشتر از چیزیه که فکر میکنیم 🌸💛بدن ما دشمن ما نیست.بدن ما فقط داره به احساسات و افکار ما واکنش نشون میده.
وقتی ما هر روز با نفرت به خودمون نگاه میکنیم، وقتی هر روز از بدنمون ناراضیایم، وقتی مدام بهش فشار میاریم، طبیعیه که بدن هم خسته بشه.
اما وقتی آروم میشیم، وقتی به بدنمون احساس امنیت میدیم، وقتی به جای جنگیدن باهاش دوستش داریم، انگار بدن هم کمکم نرم میشه 🌿✨
من الان بیشتر از هر چیزی، دنبال آرامشم.دنبال اینم که ذهنم آروم بشه.دنبال اینم که بالاخره یه روز بدون ترس غذا بخورم.بدون عذاب وجدان جلوی آینه وایسم.بدون جنگ با خودم زندگی کنم 💛
به نظرم لاغری واقعی، فقط کم شدن عدد ترازو نیست.لاغری واقعی یعنی آدم از اون همه فشار ذهنی آزاد بشه.یعنی از اون همه ترس و نفرت از خود نجات پیدا کنه.یعنی بالاخره بتونه با خودش آشتی کنه 🌸✨
من هنوز اول مسیرم، هنوز خیلی چیزها رو یاد نگرفتم، هنوز بعضی روزها میترسم و ناامید میشم… ولی یه چیزی عوض شده 💫
این بار نمیخوام با بدنم بجنگم.نمیخوام خودم رو تنبیه کنم.نمیخوام با زور و فشار لاغر بشم.
این بار دلم میخواد آروم باشم…آروم غذا بخورم…آروم زندگی کنم…آروم لاغر بشم 🌿💛
و حس میکنم شاید همین آرامش، همون چیزی بوده که سالها دنبالش میگشتم ✨🤍
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام خدمت شما استاد عزیز وبزرگوارم و دوستان متناسبم.
یک گام کوچک برای رسیدن به تناسب اندام .
چالش های تناسب اندام .
امروز برای چندمین بار شروع به مرور دوره ی ورود به سرزمین لاغرها کردم .
البته اول بگم تمام دوره های قبلم نصفه و نیمه رها شده .
ولی حتی با توجه به این موضوع ،دوست دارم بنویسم که تغییرات فراوانی رو در این مسیر تجربه کردم .
استاد امروز از مورد توجه قرار گرفتن و نالیدن به هوای توجه گفتید و من دقیقا یکی از اون افرادی بودم که دنبال دلسوزی و آخيش طفلکی بودم .
حتی می تونم بگم حرفی برای گفتن نداشتم اگه خودمو بدبخت نشون نمیدادم ، چون فقط منفی ها رو می دیدم .
از دلسوزی دیگران و توجه اونا لذت می بردم .
میدونید از نظر من بر میگرده به اینکه من می خواستم بگم اگه شرایطم اینه من مقصر نیستم .
دنبال بهانه بودم .
همش از همسرم و فرزندانم بد می گفتم و خودمو پر مشغله و گرفتار نشون میدادم در شرایطی که من هیچ مشکلی در زندگی نداشتم.
من همیشه از جلب توجه ، خوشم میومد اینم بر می گرده به دوران کودکی من، که جریانش مفصله.
من می خواستم خودم رو بخاطر شرایطی که فقط در درونم بود ، اون تنفری که از خودم داشتم و اعتماد به نفسی که نداشتم ، ناامیدی و ناکامی هایی که تجربه کردم تخلیه کنم .
گفتید باید این شرایط رو تغییر بدیم ولی دوست داشتم بنویسم تمام اینا با بودن در کنار شما و همراهی کردن با آموزش ها خودبه خود بر طرف شد .
من هیچ تلاشی برای ساختن خودم نکردم ولی ساخته شدم .
من همیشه تلاش کردم لاغر بشم ولی ساخته شدم .
استاد عطارروشن من وقتی اومدم پیش شما برای لاغری بود ولی من در این مسیر به یک انسان نو تبدیل شدم .
به انسانی که دیگه نه گله و شکایت داره ،نه تنفر ،نه نیاز به دلسوزی کسی و نه حتی نیاز به تشویق و تحسین کسی .
من فقط نیاز به بودن خودم با خودم دارم .
برای خودم زندگی می کنم .
دارم نقاب های چهره ام رو پاک می کنم و خود واقعی ام رو پیدا می کنم .
یک خاطره براتون تعریف کنم .
همین عیدی که گذشت رفتیم مهمونی و من سرشار از شور و شوق و انرژی و لبخند بودم .
انگار در یک آسودگی زندگی می کردم .
ولی بقیه اینطور نبودن انگار در یک بدبختی غوطه ور بودن و وقتی به من نگاه می کردند انگار نگاه عاقل اندر سفی بود .
منو سبک سر و سبک مغز می دیدن .
مهمان های مریض و غمگین حرف مهمانی بود .
نه شادی و شاد بودن .
خنده هم بود ولی سرسری و گهگاهی .
وقتی اومدم خونه یکدفعه یک حال بدی شدم .
انگار برگشتم به روزهای قدیم .
نگاهشون برام جلوه کرد ،نکنه من کار بدی کردم ،نکنه گناه کردم چون اونا غمگین بودن و من شاد بودم.
من دوست داشتم اونجا رو پر از عشق و شادی کنم .
ذهنم گفت حالا بقیه درباره ی تو چه فکری می کنند .
باز دوباره نظر دیگران زنده شد .
نکنه دیگه از من خوششون نیاد .
ولی خودمو جمع و جور کردم ،من می خوام خود واقعی خودم باشم ، حالا هر کی هر چی می خواد فکر کنه .
هر کی از من خوشش نیومد که نیاد .
خلاصه یک حس بدی از شادی درونی خودم تجربه کردم .
ولی اون شرایط رو که گفتید کامل درک می کنم .
انگار شاد بودن کم کم داره به گناه تبدیل میشه .
گله و شکایت نکردن و راضی بودن به بی خیالی و شوت بودن .
ولی اشکالی نداره مسیر من اینه .
بذار همه بگن سه می زنه چه اشکالی داره .
مگه وقتی من بمیرم ،خدا از نظر دیگران از من می پرسه .
خداوند از شادی درونی و رضایت و شکرگذاری من می پرسه .
ببخشید خیلی دور شدم از دیدگاه .
خب داشتم از دوره ی ورود به سرزمین لاغر ها می گفتم .
توی این دوره نظم رو یاد گرفتم ، خجالت رو کنار گذاشتم ،بودن رو حس کردم ، من رو بعنوان ساناز پذیرفتم ،با خودم مهربان شدم .
خیلی تمریناتش برام سخت بود و خیلی رها شدم .
انگار خود چاق و نفرت انگیز رو بخوای لاغر و متناسب کنی .
خیلی از این چیزهایی رو که نوشتم شاید دوستان بگن با دوره ی رایگان هم تجربه کردند .
ولی اون تجربه ای که من داشتم عمیق و واقعی بود .
من همیشه می نوشتم خودم رو دوست دارم ولی فقط زبانی بود .
از چاقی متنفر نیستم ولی زبانی بود .
وقتی پای عمل رسید با تمرینات دوره ی ورود به سرزمین لاغرها تازه فهمیدم فقط شعار دادم بدون اینکه بدونم هیچ عمق و احساسی وجود نداشته.
هیچ وقت قلبم تکون نخورده .
وقتی می خونی و می نویسی استاد درسته من تغییر کردم کجا ،وقتی می خوای عمل کنی و نمی تونی کجا .
یک نکته ای گفتید درباره ی تکرار و مرور .
خواستم بگم درسته چندین بار رها شدم از دوره ولی هر بار فایل روز اول رو دیگه خداییش کار کرده بودم 😅😅
امروز شروع کردم و در فایل روز اول یک چیز جدید کشف کردم در وجود خودم .
خواستم بگم اصلا مهم نیست چند بار تکرار کردی ،بسته به آگاهی هات و تغییراتت در تکرار ها باز نکات جدیدی رو پیدا می کنی .
نسبت به بزرگتر شدن و بیشتر شدن گنجایشت به درک بالاتری می رسی .
من ساناز ۴ سال قبل نیستم پس الان نسبت به آموخته هام می تونم نکات ریزتری رو درک کنم .
پس به نظرم بودن و تکرار کردن تنها راه درک بهتر و بیشتر آگاهی ها هست .
استاد از بزرگترین ثروت گفتید که کار روی تناسب اندام بزرگترین ثروت ماست .
خواستم بگم که اصلا خیال رفتن و انجام کار دیگه رو نکنید چون باز دوباره برمی گردیم .
انگار این آرزو تا محقق نشه پیگیری خواسته های دیگه میسر نمیشه .
نزدیک ۵ ساله در کنار شما و در سایت هستم البته جسته گریخته چرا ؟
یک مقدارش بخاطر همین موضوع بود .
من اضافه وزن زیادی ندارم که مشکلی رو در جسم من ایجاد کنه و تمام مشکل من ذهنی و روحی هست .
هر بار که کارم رو با شما شروع می کردم چنان سرشار از لذت و قدرت و توان می شدم که نگو و نپرس .
همین حال خوب و خوش و اینکه دیگه چاقی اذیتم نمی کرد و من رها می شدم از غم چاقی و کمی بازیابی می شدم .
دلیلی می شد که برم دنبال آرزوهای دیگه .
می دونید اشکالش اینجا بود که هر چالش و هر رنجی در مسیر جدید ، دوباره چاقی رو مثل پتک می کوبوند توی سرم .
باز مقصر همیشگی ،چاقی نمایان می شد .
حالم بد می شد و دوباره برگشتم .
خیلی دیر فهمیدم این آرزو به قدری عمیق هست و ریشه دار که تا بهش نرسم نباید دنبال هیچ برنامه ی دیگه ای برم ،حتی اگه بخوام به خدا برسم باید از این آرزو رد بشم .
اصلا نمیشه رهاش کرد .
الان دوباره با تمام توان برای ادامه ی زندگی می خوام این آرزو رو برآورده کنم .
برای تناسب اندام تلاش می کنم تا طعم شیرین زندگی و موفقیت های بعدی رو بچشم .
بدون تناسب یک نکرده ای همیشه هست که پاشو بذاره روی گلوم و منو دوباره بی عرضه و بی کفایت خطاب کنه .
موفقیت در این تناسب باعث میشه بنزین سوپر بزنم برای ادامه مسیر زندگی .
پس فقط یک آرزو و یک خواسته و یک راه .
تناسب با لاغری با ذهن .
ببخشید طولانی شد تازه سانسور کردم 😅😅
استاد از شما بی نهایت سپاسگزارم 🙏❤️
نشان های دریافت شده
سلام ،سالها باچاقی جنگیدیم نتونستیم ازریشه درمانش کنیم هیچ وقت مسوولیت چاقی رونپذیرفتیم ،چاقی نتیجه افکارورفتاروعادتهای اشتباه ماست چاقی مثل اب ارام ارام تووجودهمه ما نفوذکردمغزانسان تصویری هست وقتی درموردچاقی صحبتی شدما ارام اونوتوذهن ذخیرش کردیم ونتیجش شدهمون اندام ما رژیم خودش عامل استرس دربرابرغذا ها بوده وهنوزم ماتناسب فکری ها اون ترس توذهن ماهست چقدربایداموزش ببینیم تاکمرنگش کنیم یا همون میان وعده ها وخیلی ازعادتها همش مربوط به برنامه رژیمی بوده بااینکه داریم روش ذهنی رویادش میگیریم هنوزنگرش اشتباه خوردن داریم پیام تشنگی باگرسنگی رواشتباه میگیریم چقدربه اشتهای کاذب پاسخ دادیم بایدتوجه کردبه معده نه به دهان وذهن ماها بایدمسوولیت چاقیمونوبپذیریم وکدهایی چاقی که به ذهن دادیم روتغییرش بدیم اونم بااموزش البته به تنهایی کافی نیست باید تکنیک های استادرواجراکرد فقط بگم فایل گوش کنمانشالله لاغرمیشم نه دارم خودموگول میزنیم بایدمن چاق باورکنم میتونم باروش ذهنی لاغرکنم بایدترمزهای ذهنی روشناسایی وباوردرست جایگزین کنیم وقتی من یقین داشته باشم میتونم باهمین ذهن لاغربشم به راحتی میشم نبایدبه همون چاقی حالت تنفرنگاه کرد اگرهمین چاقی نبودمادنبال روشی که بتونیم لاغرکنیم نبودیم به اندام هی نگاه نکنیم ازش ایرادبگیریم بایدچشم برداشت بزاریم ذهن کارخودش بکنه بمرور لاغری اتفاق میفته براشکل گیری لاغری ابتدا ذهن ما دربرخوردبامفاهیم لاغری ابتداتولایه سطحی ذخیره میکنه اما این اطلاعات باید توناخوداگاه واردواونجا ذخیره ولاغری اتفاق بیفته درواقع ناخوداگاه بایدباورکنه مامیتونیم به اون اندام دلخواه برسیم گاهی افرادچاق دوست دارن بهشون بیشترتوجه بشه وافرادبراشون دلسوزی کنن دوست دارن ناله کنن همین خودش یجورمانع ذهنی برالاغریه چقدرازچاقی پیش دوست واشناله نالیدیم من خودم این رفتارروداشتم هی ازاندامم ایرادبگیرم حتی افرادعادت دارن بازگوکردن مشکلات به ارامش میرسن امااشتباهه چون ضعف هارومتوجه میشن وبرعلیه خودما استفاده میکنن دیگران اگرمیتونستن مشکلات خودشونوحل میکردن ما باید بتونیم خودمون حلال مشکل خودمون باشیم توهرزمینه چراباید ازاندام گله کنیم این اندام نتیجه اشتباهات بوده بمرور باروش ذهنی اصلاح میشه چقدرخوبه ذهن روارام کنیم تایک روندتناسب خوب داشته باشیم گله وشکایت هاروبزاریم کنار
استاد درود خداوند یکتا بر شما ،
بله دقیقا درد دل بر درد دلت بیافزاید،قانون جهان افزایشی حتی اگر منفی بشی منفی بیشتر اگر مثبت باشی مثبت بیشتر,استاد من امروز فهمیدم موفقیتهای دیگه ای دارم در زندگیم اما برام عادی بودن اما این چاقی و تلاشم برای لاغری دریچه دنیای قوت و قدرت را به من داره نشان میده خدایا شکرت که من چه تواناییهای دارم،
و تا آخرین نفس باید تلاش کرد دقیقا.و با خودت و خدا و کائنات راجع به علاقه و خواسته تموم باید صادق باشیم و اقدام عملی کنیم و سیر تکاملی من بعد از دو سال تازه تکاملم داره کامل میشه خدایا ممنونم ازت،که من رو با شما آشنا کردن و دقیقا فایل مکمل دوره قانون سلامتی اسناد عباسمنشی شما 👏👏👏.
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان گرامی
درسته اگه غمگین باشیم بیشتر میان سراغمون و توجه میکنند اما یه دلیل دیگه هم داره ،
انگار همیشه میترسیم که چشم بخوریم اگه شاد باشیم،
ممنون میشم اگه یه راهنماییم بکنید چیکار کنم که وقتی شادم نگران حسادت و چشم خوردن از طرف دیگران نباشم .
ممنونم برای توضیحات عالیتون
سلام و درود
از فایل های چشم زخم استفاده کنید
https://tanasobefekri.net/?p=23565
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی
چشم ، ممنونم.
سپاس فراوان
خیلی عالییی
نشان های دریافت شده
سلام
یک از سالها ک استاد جواب دادید ک چرا مشکلتونو میگید واقعا من خودم ک ی جاییم درد میکرد ب همسرم میگفتم برمیگشت ی چیزی میگف یل واکنشی نمیداد یعنی من از گفتن اون ی انتظاری داشتم ک اون براورده نمیکرد و من ناراحت میشدم ک چرا از اون دلگیر میشدم از خودم دلگیر میشوم و چرا گفتم
و حس ناراحتی ب من دست میداد دارم تمرین میکنم ک این کارو نکنم و خیلی فرق کردم و تشویق میکنم خودمو میدونم من عادت ب این کاره ولی بهتر و بهتر میشم
من زندگی بازی میدونم ک برنده شدن تو اون دست خودمه اگه برنده نیستم بازی بلد نبودم قبلا ک هیچ بلدش نبودم ولی اومدم ب سرزمین لاغری تا یادش بگیرم ب اون دوس خوبم ک دوره داره استفاده نمیکنه میگم تو کلید یا رمز قاب صندوقی داری ک ازش استفاده نمیکنی
ی سوال دارم و ی درگیری خوشحال میشم اکه کسی میتونه راهنمایی کنه
من ب هیچ وجه ب لخبار بد اینا گوش نمیدم وصحبت تاحدودی کم کردم اما میبینی یکی میاد ی چیزی میگه و فلانی این شده و من هم در اون قسمت دردی دارم و ترس میاد سراغم
چجوری با چ فرمولی خودم ب راه درست بکشم
خودم ب خودم میگم ک فریبا اینطوری نیس این توهم ذهن توهستش تو از فکر اون خبر نداری تو داری یاد میگیری واینا بازم کسی میتونه دوس دارم بشنوم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
اینکه بیماری داری و سعی میکنی بهش بی توجه باشی خیلی خوبه و مطمن باش هرقدر کمتر توجه کنی کمتر بهش غذا میدی و همین روال رو ادامه بده . تا دراثر بی توجهی تو که میشه بی غذایی به اون . از زندگیت بره .
اینکه اطرافیان کم وبیش بهت میگن چون سیستم جهان اینطوری هست که هرچی تو فکرت باشه همون رو تو در پیرامونت تجربه میکنی .واین خیلی خوبه .
میدونی چرا؟
چون داره نشون میده هنوز تو ذهنت هست و ازبین نرفته .
واگر کسی بهت گفت اصلا واکنش نشون نده . راهنماییش نکن . درد ودل نکن باهاش .
سعی کن حرفو عوض کنی اون مهارت رو دیگه ما خانمها استادیم .
چون هر عکس العملی از طرف تو چه دلسوزانه وچه نگرانی وچه ترس اون رو تو زندگیت بیشتر میاره .
فکر کن نداریش . چی جوری هستی . اونجوری باش .
سعی کن کارهایی که برات آرام بخشه . اونها رو دنبال کنی.
نشان های دریافت شده
ممنونم عزیز جان
موفق باشی
ممنون گ راهنمایی کردی
یک دنیا ممنون