احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب.
این عبارت، پرتکرارترین مفهومی است که در کتابهای موفقیت به آن اشاره شده است و احتمالا به طریق مختلف درباره اهمیت داشتن احساس خوب شنیده باشید.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.43 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام
چقدر خوشحالم از اینکه این فایل رو الان و دقیقا در لحظه ای که خیلی بهش احتیاج داشتم دیدم.آره ما صد در صد مسعول اتفاق ها و بوجود آورنده ی شرایط زندگی مون هستیم چه خودآگاه چه ناخوداگاه..چه بفهمیم چه نفهمیم..و من از وقتی که این موضوع رو متوجه شدم چقدرر حالم بهتر هست.
وقتی استاد میگفتن که اون دوست شون گفتن دیگه به فایل ها گوش نمیدن و… من چقدر لذت بردم از این تحلیل که {نکاتی که یاد گرفتیم رو باید مدام در زندگی،زندگی کنیم} و این نکته ی استاد هم خیلی برام جالب بود که ما شاید مثلا 100 فرمول چاقی رو شناسایی کنیم اما واقعا شاید نتونیم عین اون 100 تا رو پیاده کنیم..میدونید چرا؟چون همه چیز باید تکامل خودش رو طی بکنه..هیچ چیزی، به معنای واقعی هیییییچ چیزی در طبیعت یکباره بوجود نمیاد و یکباره از بین نمیره..ما یکباره چاق نشدیم که یکباره لاغر بشیم..یکباره فرمول های چاقی ایجاد نشده که یکباره بخاد از بین بره..همینطور هم یکباره آموزش ها رو یاد نمیگیریم و یکباره نمیتونیم اونها رو اجرا کنیم…همه چیز باید در آرامش و همراه با صبوری و البته حال خوب و لذت بردن پیش بره تا به نتیجه برسیم…
امسال اولین سال زندگیم هست(بعد 34 سال) که به خودم نمیگم متین میخواهی تا عید چند کیلو کم کنی؟
حتی وقتی توی ذهنم هم این جمله رو مرور میکنم خندم میگیره از بس که به نظرم مسخره و خنده دار میاد…مگه قبلا کی به خودم گفتم متین میخوای تا عید چند کیلو چاق بشی؟اصلا مگه قبلا برای خودم هدفگذاری چاقی کرده بودم که الان بخوام هدفگذاری لاغری بکنم؟؟
دلم میخواد ذهنمو از همه چیز خالی بکنم و فقط لذت ببرم..از ذره ذره زندگیم..استاد آخر فایل که گفتین برق رفته و به کارهای دیگرتون میرسید تا برق بیاد..حالا اگر نیومد هم نیومد…چقدر این بی تفاوتی نسبت به شرایط(که شاید خیلی هم باب میل تون نبوده) برای من دلچسب و جالب اومد…اینکه گفتین آسمون همیشه که آفتابی نیست گاهی هم ابری و بارونی ممکنه باشه..زندگی هم همینه..نباید همه چیزو با چاقی و لاغری ربط بدیم..آقا اصلا نباید بترسیم چون از هرچی بترسیم بهش قدرت میدیم…واااای ابن نکاتو باید با طلا نوشت و هر روز و هر لحظه برای خودمون یاد آوری کنیم…شیطان و خدا یکی هستن..چاقی و لاغری یکی هستن..خوده ما هستننن..من چرا باید از خودم بترسم اونم وقتی که قدرت کنترل هر دو شونو ( و کلا همه چیزو )دارم؟؟؟؟چقدررر مسخره س اگر بترسممم!!!!!اصلا مگه آدم از خودشم میترسه؟؟؟!!!
ته ته داستان چی میخواد بشه؟میخوام یه سایز اضافه بشم(که تازه اگرررر بشم..چون حتی چاق شدن هم تکامل داره و آدم با یه دفعه زیاده خوری چاق نمیشه)؟؟خوب بشممممم..مگه آخر دنیا میرسه؟؟؟اونم وقتی که میتونم در آرامش،ذهنمو نظم بدم،حالمو خوب کنم و دوباره از نو شروع کنم…
چند وقت پیش یه کارتونی دیدم که موضوعش این بود که یه نوازنده ای(شخصیت اصلی داستان) در روزی که به آرزوی بزرگش(قبول شدن در یک گروه بزرگ و معروف به عنوان نوازنده) میرسه توی یه حادثه ای میمیره(دقیقا روزی که شبش اجرای عمومی داشته با اون گروه معروف) و تبدیل به روح میشه و اتفاقاتی میوفته که دوباره به زندگی برگردونده میشه..لحظه ای که دوباره میخواست به دنیای خاکی برگرده ازش میپرسن از این به بعد میخوای چکار کنی؟(انتظار میرفت که بگه میخوام تا آخر عمر با اون گروه معروف نوازندگی همکاری کنم و… یا یه چیزی توی همین مایه ها..اما) گفت: نمیدونم..تصمیم خاصی ندارم ولی میخوام به معنای واقعی زندگی کنم…
این نکته ایه که باید بهش توجه کرد و متاسفانه در همه ی ابعاد زندگی مون خیلی مغفول مونده…چه در روابط شخصی چه کاری و چه چاقی..همون وقتاییکه اجازه دادیم اطلاعات غلط توی ذهن مون بره و باورهای نادرست تشکیل بشه..حالمون بد بشه..جسم مون چاق بشه و با دیدن خودمون در آینه(به قول استاد فریب نگاه مونو بخوریم و) دوباره حالمون بد بشه و…این چرخه ی معیوب مدام تکرار بشه…(اینها چیزاییه که وقتی جملات اول میثاق نامه رو که به خودم میگم توی ذهنم میچرخه..اونجا که میگم مسعولیت چاقی مو میپذیرم…میخواهم به انظباط فکری برسم و…).
این فایل برای من خیلی پر نکته بودُیاد گرفتم که:
*خودم مسعول زندگیم هستم(در تمام ابعاد)
*همه چیز باید تکاملش رو طی کنه حتی اجرا کردن نکاتی که یاد میگیریم
*چاقی و لاغری هر دو یک چیز هست..هر دو خودمونیم..
*نباید از چیزی بترسیم..هیچ چیز بیرون از ما نیست..و ما قدرت کنترل همه چیز رو داریم
*حال خوب،توجه به نکات مثبت،توجه به داشته هامون،لذت بردن از زندگی و شکرگزار بودن، کلید اصلی ماجراست…هرچقدر بتونیم در عملی کردن این موارد قوی تر بشیم،چرخ زندگی و چرخ لاغری مون،روغن کاری شده تر و راحت تر و با سرعت تر پیش میره…فریب نگاه مون رو هم اصلاااا نخوریممم..