🔙 اگه هنوز جلسه دوم: بارگزاری تصویر ذهنی رو نخوندی، پیشنهاد میکنم اول اونو کامل کنی.
🧠✨ تجسم لاغری با قدرت تخیل یعنی استفاده از یه موهبت خدایی که همیشه همراهمونه: تخیــل!
تصور کن شبها قبل از خواب، چشمهات رو ببندی و خودتو با اندامی متناسب، سبک و رها ببینی… درست مثل یه رویا که توی بیداری هم ممکنه. 🌙💫
خدا این قدرت رو تو وجودت گذاشته، تا هر لحظه که بخوای بتونی ازش برای ساختن یه نسخه جدید از خودت استفاده کنی.
و حالا وقتشه از این هدیه الهی برای رسیدن به آرزوی تناسب اندامت استفاده کنی… 🕊️💖
🌌 قدرت تخیل؛ پلی به دنیای لاغری ذهنی
تا حالا شده شب، وقتی سرت رو روی بالش میذاری و کمکم از دنیای واقعی جدا میشی، یه تصویر واضح از خودت توی اندامی متناسب و دلخواه ببینی؟ ✨
تو اون لحظهای که به خواب عمیق فرو میری، در واقع ذهنت داره وارد قلمروی ناخودآگاه میشه؛ جایی که همهچیز برنامهریزی میشه. 📡🧠
همین لحظهها، طلاییترین زمان برای تجسم لاغری با قدرت تخیل هستن.
ذهن ناخودآگاهت فقط طبق برنامه عمل میکنه؛ نه سؤال میپرسه، نه قضاوت میکنه، نه شک میکنه. هرچی رو که توی تخیلت باور کنی، همون رو دنبال میکنه… چه برای چاق شدن باشه، چه برای متناسب شدن! 🌀
⚖️ تو انتخاب میکنی؛ به نفع خودت یا به ضرر خودت؟
واقعیت اینه که سالهاست از قدرت تخیلت استفاده کردی، اما نه برای لاغری… برای چاقتر شدن!
هر بار که خودتو ناتوان تصور کردی، هر بار که گفتی «من همیشه چاق میمونم» یا «من از این هیکل خستهم»، تصویر ذهنی چاقی رو محکمتر کردی. 🧱
حالا وقتشه از همین قدرت برای ساختن یه تصویر تازه استفاده کنی:
📌 تصویری از یه بدن سالم، سبک، متناسب، پرانرژی!
اینجاست که تجسم لاغری با قدرت تخیل تبدیل میشه به یکی از قویترین ابزارهای تو برای تغییر واقعیت فیزیکیت.
🔁 چرا فقط تلاش فیزیکی کافی نیست؟
شاید رژیم گرفتی، ورزش کردی، قرص خوردی…
اما تا وقتی تصویر چاقی توی ذهنت فعاله، هر کاری کنی به نتیجه نمیرسی. چون تخیل، خیلی قویتر از اراده لحظهایه.
همه اون شکستها فقط بهخاطر یه چیز بودن: تصویر ذهنی تغییر نکرده! 🖼️
هیچ رژیمی، تصویر ذهنی رو عوض نمیکنه. هیچ باشگاهی قدرت تخیل تو رو برنامهریزی نمیکنه. این کار فقط از درون تو برمیاد!

🧳 تخیل؛ سفری بیمرز به سوی تناسب
انیشتین یه جمله معروف داره که میگه:
«علم محدوده… اما تخیل بیمرزه!» 🌍✨
و حالا این واقعیت برای تو هم صدق میکنه.
💡 شرایط بدنی الانت، فقط نتیجهی تخیلهای دیروزه.
و اگه الان تصمیم بگیری تصویر لاغری رو توی ذهنت جایگزین کنی، آیندهات همون شکلی خواهد شد.
🚀 از رؤیا تا واقعیت؛ فقط با استمرار
اگه اضافه وزن داری، اما همچنان با آموزشهای لاغری ذهنی همراهی میکنی، یعنی تو در حال ساختن رؤیای تناسب خودتی.
و اگه از تجسم لاغری با قدرت تخیل بهصورت مستمر استفاده کنی، بدن تو نمیتونه تغییر نکنه…
📈 تغییر حتمیه، چون تصویر ذهنی جدید داره دائماً بهش فرمان میده!
توضیحات تجسم لاغری
فایل صوتی را با دقت گوش کنید.
👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه چهارم: برنامه ریزی منطق ذهنی برای لاغری.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.49 از 111 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام
دلم نمیاد تجربیاتی که میبینم رو تعریف نکنم
من با قرار گرفتن توی این جو، واقعا ترس از خوردن و مواد غذایی رو از دست دادم، خیلی باهاشون راحت شدم و مهم تر از اون، اعتماد به بدنم، به هوشمند بودن بدنم، به اینکه هر وقت آلارم گرسنگی میده، حتما به غذا و انرژی نیاز داره، و من باید آزادش بذارم که غذا میل کنه و انرژی لازم رو بدست بیاره. این دشت که وقتی بدنم حتی ساعت ده و چهل و پنج دقیقه صبح آلارم گرسنگی شدید داد، من بدون اینکه بخوام سرش را گرم کنم، یا بهش سخت بگیرم، ندارم رو به اندازه ای که سیر بشم خوردم، که مطمئنا خیلی حجم زیادی نبود، چون بدنم حجم زیاد رو قبول نمیکنه.
چقدر خوبه که به این بدن طفلکی هوشمندمون اعتماد کنیم و بهش احترام بذاریم 🥰
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی
من یک تجربه دیگر را هم در زمینه تاثیر این تمرینات ذهنی و آگاهی ها در کوهنوردی بگم.
من معمولا هر هفته که به کوهنوردی میرم هم از طبیعت و زیبایی ها لذت میبرم و هم به نیست تحرک و برداشتن قدم های بیشتر و خسته کردن خودم برای کم کردن وزن میرفتم و حتی وقتی جایی خیلی زیبا بود، بعد از چند دقیقه نشستم به هدف تحرک بیشتر شروع به ادامه مسیر میکردم، اما دیروز چون میدانستم و اطمینان داشتم که برای یک اندام متناسب نیازی نیست خیلی تحرک شدید داشته باشی و به قول معروف خودت را بکشی، از زیبایی ها و طبیعت استفاده دو چندان کردم و دیگه هدف اصلی مدفقط رفتن و تحرک بیشتر نبود.
خدا رو شکر که به این مسیر وارد شدم
و ممنون از استاد عزیز
نشان های دریافت شده
سلام مجدد
ما امروز در برگشت از کوهپیمایی، ابتدای جاده چالوس رفتیم فروشگاه کارخانه جمانه، یک مجتمع بزرگ پر از انواع محصولات حنانه و کلی نان های مختلف، یه جورایی شهر نان. دوستم اول از همه رفت سراغ نان جو های دو آتشه و نان جو خرید. من که کلا خیلی به نان علاقه داشتم، دیگه هیچ علاقه ای به خرید نان جو یا نان های رژیمی نداشتم، یعنی انگار قضیه برام حل شده بود، که ما نیاز نیست برای متناسب بودن غذاهای خاص و رژیمی یا نان های جو و سبوس و … بخوریم. من با خیال راحت یک بسته نان دو آتشه یزدی خریدم و مطمئنا از خودم به اندازه این نون به اندازه کافی لذت میبرم و این نون مولد کلی انرژی مصرفی خوب برای بدن منه.
این دوستی با مواد غذایی خوشمزه و خداحافظی با غذاهای رژیمی، نتیجه کار کردن روی سیستم عامله، روی ذهنه.
ممنونم از استاد خوبم
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خودم
من ۳۴ روزه توی سایتم، هنوز به طور مشهود سایز کم نکردم ولی میتونم بگم چه زیرسازی خوبی داره انجام میشه، چون افکارم، واکنش هام و رفتارم خیلی عوض شده.
نه اینکه بخوام سعی کنم یا جلوی خودم را بگیرم ها، خود بخود. اصلا همین که افراد در مورد چاقی و لاغری حرف میزنن، یا نسبت به مواد غذایی گارد میگیرن، یا به مواد غذایی بیچاره برچسب میزنن، آنقدر توی همین چند روز مطالب برام درونی شده که حرف هاشون برام بی معنی شده، مثل حرف افرادی که از حقیقت ماجرا بی خبرند، البته من بهشون واکنشی نشون نمیدم، چون حق دارن، چیزی که دیدن و شنیدن و باور کردن همین بوده.
امروز که رفته بودیم کوه نوردی و پیک نیک، صبحانه مفصلی درست کردیم، املت آتیشی و در کنارش صبحانه های دیگه مثل پنیر و خرما و … من املت رو که خوردم بعدش هیچ علاقه ای به خوردن بقیه چیزها نداشتم، نه که بخوام جلوی خودم رو بگیرم ها، اصلا به سمتشون کشیده نشدم. حتی موقع خوردن صبحانه، با اینکه کلی کوهنوردی و پیاده روی کرده بودیم، اصلا ولع نداشتم.
بعدش هم که هر چند دقیقه یک بار دوستان به هوای پایین اومدن فشار یا خستگی و … خوراکی های مقوی مثل خرما یا مغز یا … میخوردند من واقعا نیازی بهش احساس نمیکردم. قشنگ از نخوردن خودم لذت میبردم و این خیلی عالی بود.
انگار با ولع نداشتن و اصلا علاقه نداشتن به خوردن غذای اضافه یک کلاس درونی در خودم حس کردم. من هیچ وقت دنبال این نبودم جلوی کسی باکلاس جلوه کنم، ولی با این حالت خودم، پیش خودم احساس کردم خیلی با کلاسم، و همین که خودم بدونم و باور کنم کافیه 🥰
نشان های دریافت شده
تجسم و تخیل
تجسم کردن و تخیل کردن چیزی غیر از جهت دهی افکار به موضوعی در آینده نیست.
پس بیایم از این موهبت به نفع خودمون استفاده کنیم.
بیایم اون آینده ای را که میخواهیم تجسم و تخیل کنیم، بیایم از این آسانسور برای بالا رفتن استفاده کنیم، چون همیشه و رایگان در دسترس ماست.
ذهن رو ول کنی، دوست داره بره روی شرایط بد و نتایج بد رو پیش بینی کنه، به خاطر همین اکثرا ناخواسته اتفاق می افته.
شرایط فعلی ما چیزی نیست جز افکار و تجسم و تخیل گذشته ما.
حالا که فهمیدم، آگاهانه افکارم، تصوراتم، تخیلاتم را مانیتور میکنم و آگاهانه به آن چیزی که میخواهم توجه میکنم و تصویرسازی و تخیل میکنم.
نشان های دریافت شده
سلام و صد سلام
خلاصه جلسات (۲)
قرار شد ما تصاویر لاغری به همراه شرحش را روی ذهن ناخودآگاه خودمون بارگزاری کنیم و در واقع باور چاقی رو به باور تناسب تبدیل کنیم. این مرحله ساده است ولی نیاز به استمرار داره. برای اینکه بتونیم اطلاعات رو روی ذهن ناخودآگاه آپلود کنیم، توی جلسه دوم اومدیم ذهن خودآگاه و ناخودآگاه رو بهتر شناختیم. ذهن خودآگاه اطلاعاتش را از پیرامون (شنیدن، دیدن، …) بدست میاره و چون اطلاعات چاقی همیشه و خیلی بیشتر وارد ذهن ما میشه، ذهن خودآگاه بیشتر مواقع ما رو از چاقی و خوراکی ها و … میترسونه، چون همین چیزها رو داره میشنوه، و کم کم وقتی تکرار بشه، همین وارد ذهن ناخودآگاه میشه، چون ذهن ناخودآگاه فقط تکرار رو میشناسه.
ذهن ناخودآگاه وقتی ببیند ما چیزی را خیلی مرور میکنیم، میگه حتما بهش علاقه داره و میخواد تجربه. شکنه، پس ثبتش میکنه و بعد به تجربه تبدیلش میکنه. چون ذهن ناخودآگاه کارش خلق کردنه. وقتی شرایطی زیاد تکرار شود، به پوشه «موجود باش» منتقل میشه و دیگه صد در صد رخ میده.
برای اینکه لاغری را به پوشه موجود باش منتقل کنیم و روی ذهن ناخودآگاه آپلود کنیم، از زمان طلایی استفاده میکنیم، و این زمان طلایی ۴، ۵ دقیقه قبل از خواب است. افکار اون ۵ دقیقه به عنوان چکیده افکار روز وارد ذهنمون میشه. دریچه افکار ناخودآگاه باز میشه و ما به طور خواسته، افکار لاغری رو وارد رهنمون میکنیم.
پس شب، تصویر را به ذهن مان می آوریم و همان سه سوال را پاسخ میدیم و با ورودی تناسب به خواب میریم و تناسب رو به ذهن ناخودآگاه خودمون دیکته میکنیم و در این کار استمرار داریم.
بعدش یاد گرفتیم که از یه موهبت دیگه هم برای تثبیت لاغری در ذهن ناخودآگاه خودمون استفاده کنیم و اون تخیل لاغریه. پس به صورت آگانه، شبها خودمون رو با نفس کشیدن آماده میکنیم و تناسب اندام خودمون در اندام انتخابی را در موقعیت های مختلف که دوست داریم تخیل میکنیم و از این شرایط لذت میبریم و در همین حال به خواب ناز میریم و صبح هم با همون حال و هوا از خواب بیدار میشیم 🥰
نشان های دریافت شده
چند جمله کلیدی و کاربردی
لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست
متناسب بودن طبیعیه و بدن ما تمایل به تناسب داره، پس چاق بودن غیر طبیعیه.
چون بدن ما تمایل به تناسب داره، لاغر شدن آسان تر از چاق شدنه.
ذهن من اگر از تصویری لذت ببره، من رو صد در صد به اون تصویر میرسونه.
لاغری برای من عادی و طبیعیه.
احساسی را که در آینده میخواهی داشته باشی، الان در خودت ایجاد کن.
من میتوانم از قدرت ذهن ناخودآگاه استفاده کنم و همین من رو اشرف مخلوقات کرده.
فقط افکار پر تکرار به واقعیت تبدیل میشود، پس حواست باشد چه چیز در ذهنت تکرار میشود.
ذهن ناخودآگاه کارش خلق کردن است.
لحظات قبل از خواب دروازه ذهن ناخودآگاه باز است و بهترین زمان برای بارگزاری اطلاعات است.
به لاغری فقط فکر نکن، لاغری را باور کن.
از قدرت تخیل برای متناسب شدن غافل نشویم، تخیل همه چیز است، آنچه ما تخیل میکنیم در صورت تکرار در ذهن ناخودآگاه ما ثبت میشود.
نشان های دریافت شده
سلام و صد سلام
خلاصه جلسات (۱)
بیایم ببینیم قرار بوده چکار بکنیم و چیکارا کردیم
ما قرار بود به تناسب اندام برسیم، ولی این بار بجای تغییر در رفتارهامون، قرار شد ذهن ناخودآگاه یا همون پشت صحنه رو تغییر بدیم تا خودش بهترین رفتارها رو ایجاد کنه، بهترین دستورات صادر بشه، که اینور مار خود به خود درست بشه.
قراره ناخودآگاهمون رو در جهت رسیدن به سمت نتایجی که مد نظرمونه که اینجا همون تناسب اندامه هدایت کنیم. نکته مهم در این راه استمراره، استمرار. چون ذهن ناخودآگاه بر اساس استمرار و تکرار دستورات و فرمول ها را در خودش بارگزاری میکنه. از طرفی هم باید اطمینان داشته باشی که اگر ذهن ناخودآگاه درست بشه، نتایج خود بخود از راه میرسه و پشت سر این تغییر میاد. پس هی نتیجه رو چک نمیکنیم، بلکه به اومدنش اطمینان داریم. وقتی ناخودآگاه درست بشه، تغییرات در سطح افکار، اعمال و نتایج اعمال میشه.
بعدش فهمیدیم ذهن ما تصویریه، تصاویر رو در خودش ثبت میکنه. پس خواستیم تصاویری از لاغری خودمون رو توش ثبت کنیم، و چون هنوز به لاغری نرسیدیم از یک عکس متناسب که به ما میخوره استفاده کردیم، و قرار شد خودمون رو در اون عکس تصور کنیم، چون ذهن فرق اصل و بدل رو نمیشناسه. حالا چرا تصور کنیم، چون ذهن فرق بین واقعیت و تصور رو هم نمی فهمه، پس برای رسیدن به نتیجه، از تصور کردن هم غافل نشویم.
حالا چرا میخوایم تصویر متناسب از خودمون رو ثبت کنیم؟ چون ما بر اساس دیدن یا تنگ بودن لباس ها یا نظر دیگران یک تصویر چاق از خودمون در رهنمون ساختیم، که این تصویر چاق منجر به چاقی بیشتر میده، چون فرمان های چاق کننده ارسال میکنه و چون ترس و نفرت از چاقی باعث چاقی بیشتر میشه و چون انتظارمون از خودمون چاقی بیشتره.
در واقع ما توی ذهنمون سوابق چاقی رو ثبت کردیم و الان میخوایم سوابق لاغری خودمون رو ثبت کنیم، هر چند این لاغری فعلا برای خود ما نباشه، ولی ذهن که متوجه نمیشه.
هر روز عکس متناسب را میبینیم و از خودمون سه سوال میپرسیم.
این که چرا من به این تناسب میرسیم؟ در واقع قراره برای خودم منطقی و طبیعی کنم که به این تناسب میرسم و برام شدنیه.
وقتی به این تناسب رسیدم چه احساسی دارم؟ میخوایم احساسمون هم درگیر بشه، ذهن ناخودآگاه زمان رو متوجه نمیشه، و وقتی ما دچار این احساس خوب میشویم فکر میکنه واقعا به تناسب رسیدیم و احساس خوبی دارد و این برای ایجاد تصویر متناسب مثل کاتالیزور عمل میکند و باعث سرعت تاثیر میشود.
وقتی به این تناسب رسیدم، دیگران چه بازخوردی دارند؟ همین طور که بازخورد دیگران در احساس چاقی ما خیلی موثر بود، الان برای احساس تناسب و لاغری ازش استفاده میکنیم.
ما یک تصویرسازی چاق از خودمون داشتیم و حالا قراره یک تصویر متناسب از خودمون ایجاد کنیم. و با این روش خیلی توی این تصویر سازی جلو می رفتیم.
(ادامه دارد)
نشان های دریافت شده
سلام
اومدم یه چیز بگم و برم سراغ پرسیدن سه سوال از خودم و گوش دادن به فایل تخیل و تجسم.
آقا من هر شب که میخوام سوال اول رو از خودم بپرسم، که چرا فکر میکنی به تناسب این عکس (که من عکس دو سه سال پیش خودم است) میرسی؟
واقعا هیچی ندارم بگم جز اینکه اون وزن خود کنه و همیشه توی همون وزن و هیکل بودم، ولی نمیدونم چی شد که یهو توی دو سال ۲۰ کیلو به وزنم اضافه شد. واقعا من توی این دو سال نه پر خوری شدم، نه ورزشی رو قطع کردم (همیشه فرد پر تحرک و کوهنوردی بودم) نه داروی جدیدی مصرف کردم و …
واقعا واقعا من برای افزایش وزنم هیچ دلیل قانع کننده ای ندارم. فقط و فقط میتونم بگم چاقی من کاملا ذهنی بوده، وگرنه من پرخور نشدم.
انقدری که من سر اضافه شدن بی دلیل وزنم به این اعتقاد پیدا کردم که چاقی و لاغری کاملا ذهنی است که نیاز به هیچ دلیل و برهان دیگه ای ندارم.
من باور دارم و اطمینان دارم که اضافه وزن من کاملا ذهنی بوده و با همین فرمون (تناسب فکری) باید به حالت نرمال خودش برگرده.
نشان های دریافت شده
شرایط جسمی فعلی تان نتیجه تخیل شما در گذشته بوده است
وای عجب جمله ای، ممکنه از شرایط جسمی الانمون راضی نباشیم و به خاطرش ناراحت باشیم، ولی نکته خوشحال کننده اش اینه که شرایط آینده جسم و انداممون هم نتیجه تخیل حال حاضر ماست، پس باید خوشحال باشیم که دست خودمونه و میتونیم به راحتی با تخیل کردن (البته میگم راحت، ولی اینم همچین راحت نیست، یه هفته است دارم سعی میکنم که همین تخیل رو انجام بدم) به اندام دلخواهم تغییرش بدم.
چقدر خوبه که جبری در کار نیست و همه چیز دست خودمونه، چقدر خوبه که ارثی در کار نیست و اندام ما حاصل تفکر خودمونه و میتونیم همین الان برای تغییرش اقدام کنیم.
من دوست دارم امشب یک آرامش و یک تجسم عالی از اندام متناسب خودم داشته باشم و در بهترین احساس نسبت به خودم به خواب برم و در ذهن ناخودآگاه رو به روی آگاهی های مفید باز کنم.
من متناسبم چون متناسب بودن آسان ترین کار دنیاست. من متناسب به دنیا آمدم و متناسب به زن کیدقشنگم ادامه میدم.
خدایا به امید تو