0

جلسه سوم: قدرت تخیل لاغری

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🔙 اگه هنوز جلسه دوم: بارگزاری تصویر ذهنی رو نخوندی، پیشنهاد می‌کنم اول اونو کامل کنی.

🧠✨ تجسم لاغری با قدرت تخیل یعنی استفاده از یه موهبت خدایی که همیشه همراهمونه: تخیــل!

تصور کن شب‌ها قبل از خواب، چشمهات رو ببندی و خودتو با اندامی متناسب، سبک و رها ببینی… درست مثل یه رویا که توی بیداری هم ممکنه. 🌙💫

خدا این قدرت رو تو وجودت گذاشته، تا هر لحظه که بخوای بتونی ازش برای ساختن یه نسخه جدید از خودت استفاده کنی.

و حالا وقتشه از این هدیه الهی برای رسیدن به آرزوی تناسب اندامت استفاده کنی… 🕊️💖

🌌 قدرت تخیل؛ پلی به دنیای لاغری ذهنی

تا حالا شده شب، وقتی سرت رو روی بالش می‌ذاری و کم‌کم از دنیای واقعی جدا می‌شی، یه تصویر واضح از خودت توی اندامی متناسب و دلخواه ببینی؟ ✨

تو اون لحظه‌ای که به خواب عمیق فرو می‌ری، در واقع ذهنت داره وارد قلمروی ناخودآگاه می‌شه؛ جایی که همه‌چیز برنامه‌ریزی می‌شه. 📡🧠

همین لحظه‌ها، طلایی‌ترین زمان برای تجسم لاغری با قدرت تخیل هستن.

ذهن ناخودآگاهت فقط طبق برنامه‌ عمل می‌کنه؛ نه سؤال می‌پرسه، نه قضاوت می‌کنه، نه شک می‌کنه. هرچی رو که توی تخیلت باور کنی، همون رو دنبال می‌کنه… چه برای چاق شدن باشه، چه برای متناسب شدن! 🌀

⚖️ تو انتخاب می‌کنی؛ به نفع خودت یا به ضرر خودت؟

واقعیت اینه که سال‌هاست از قدرت تخیلت استفاده کردی، اما نه برای لاغری… برای چاق‌تر شدن!

هر بار که خودتو ناتوان تصور کردی، هر بار که گفتی «من همیشه چاق می‌مونم» یا «من از این هیکل خسته‌م»، تصویر ذهنی چاقی رو محکم‌تر کردی. 🧱

حالا وقتشه از همین قدرت برای ساختن یه تصویر تازه استفاده کنی:

📌 تصویری از یه بدن سالم، سبک، متناسب، پرانرژی!

اینجاست که تجسم لاغری با قدرت تخیل تبدیل می‌شه به یکی از قوی‌ترین ابزارهای تو برای تغییر واقعیت فیزیکی‌ت.

🔁 چرا فقط تلاش فیزیکی کافی نیست؟

شاید رژیم گرفتی، ورزش کردی، قرص خوردی…

اما تا وقتی تصویر چاقی توی ذهنت فعاله، هر کاری کنی به نتیجه نمی‌رسی. چون تخیل، خیلی قوی‌تر از اراده لحظه‌ایه.

همه اون شکست‌ها فقط به‌خاطر یه چیز بودن: تصویر ذهنی تغییر نکرده! 🖼️

هیچ رژیمی، تصویر ذهنی رو عوض نمی‌کنه. هیچ باشگاهی قدرت تخیل تو رو برنامه‌ریزی نمی‌کنه. این کار فقط از درون تو برمیاد!

🧳 تخیل؛ سفری بی‌مرز به سوی تناسب

انیشتین یه جمله معروف داره که می‌گه:

«علم محدوده… اما تخیل بی‌مرزه!» 🌍✨

و حالا این واقعیت برای تو هم صدق می‌کنه.

💡 شرایط بدنی الانت، فقط نتیجه‌ی تخیل‌های دیروزه.

و اگه الان تصمیم بگیری تصویر لاغری رو توی ذهنت جایگزین کنی، آینده‌ات همون شکلی خواهد شد.

🚀 از رؤیا تا واقعیت؛ فقط با استمرار

اگه اضافه وزن داری، اما همچنان با آموزش‌های لاغری ذهنی همراهی می‌کنی، یعنی تو در حال ساختن رؤیای تناسب خودتی.

و اگه از تجسم لاغری با قدرت تخیل به‌صورت مستمر استفاده کنی، بدن تو نمی‌تونه تغییر نکنه…

📈 تغییر حتمیه، چون تصویر ذهنی جدید داره دائماً بهش فرمان می‌ده!

توضیحات تجسم لاغری

فایل صوتی را با دقت گوش کنید.

👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه چهارم: برنامه ریزی منطق ذهنی برای لاغری.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 270 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.49 از 111 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45124

270 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

270 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۱۳:۲۸
      مدت عضویت: 762 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 113 کلمه

      دوستان عزیزم سلام من هم مثل خیلی از شما وقتی که شب‌ها قبل از خواب فایل استاد رو گوش می‌دادم وسطش خوابم می‌برد. البته که خواب شیرینی بود ولی خب بلند می‌شدم خاموش می‌کردم و می‌رفتم ادامه خوابم. 

       و حالا چند روزه که ظهرها که بین حالت خواب و بیداری هستم یعنی خواب عمیق نمیرم و هوشیارم اما مغزم واقعاً داره استراحت می‌کنه به فایل استاد گوش میدم. 

      این کار برام خیلی خیلی لذت بخشه چون اون تصور و اون آرامش فایل دست به دست هم میدن و یک انرژی و امید مضاعفی رو به من میده. خیلی حس خوبی می‌گیرم. 

      و چون تصاویر بسیار خوبی رو تصور می‌کنم خستگی روز هم از تنم بیرون میره. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۸ ۱۲:۵۳
      مدت عضویت: 762 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      این چند روز یه مقداری حال و احوال خوبی نداشتم که من کاملاً تابلو میشم چون مثلا فعالیتم توی سایت یا گروه تلگرام کم میشه…

      اما خواستم از قدرت عادت براتون بگم…

      دیروز ظهر حالم خوب نبود اومدم دراز بکشم انقدر مغزم عادت کرده به اندام ایده آلم فکر کنم ناخودآگاه به یاد اون افتادم…و خب تو بهتر شدن حالم نقش داشت.

      و دومین چیز اینکه این مدت خب خیلی حالم خوب بود اصلاً تو آسمونا بودم ‌… بعد من عادت داشتم همیشه وقتی حالم خوب بود رژیم رعایت کنم ورزش کنم بعد وقتی حالم بد می‌شد کلاً دیگه همه چیز رو ول می‌کردم از اونور بوم می‌افتادم که پرخوری‌های شدید می‌کردم همشم هله هوله 

      ورزش و کلاً ول می‌کردم…

      زمانی که لاغری با ذهن شروع کردم ته ذهنم همه‌اش این ترسو داشتم که اگه یه روزی حالم بد بشه دیگه این همه انرژی مثبت نداشته باشم نکنه برگردم به اون دیفالت مغزیم که میگه بخور تا آروم شی …

      و جالبه الان دارم خودم رو رصد می‌کنم می‌بینم همه کاری کردم به جز پرخوری !

      از دوش گرفتن و قدم زدن و آهنگ گوش دادن و دعوا و به خود رسیدن تا حرف زدن با تراپیست و گریه کردن و ژورنالینگ و همه چی! ولی پرخوری نکردم و این یک علامت خیلی خیلی خوبه !

      که وسط اشک‌هام یک لبخند شیرین روی لبم میاد 

      درسته الان دچار یک چالشی توی زندگیم شدم 

      اما یکی از بزرگترین چالش‌های زندگیم رو پشت سر گذاشتم و به این خود کنترلی رسیدم که به جای پرخوری در هنگام ناراحتی یا عصبانیت پناه ببرم به چیزهای دیگه.

      استمرار …
      حتی وقتی که روحیه ی خوبی ندارم دارم لاغری با ذهن رو ادامه میدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 26 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۶ ۰۰:۳۵
      مدت عضویت: 762 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 190 کلمه

      یکی از معجزات سایت همین است که از وقتی اومدم اینقدر درگیر فایل گوش دادن و کامنت نوشتن شدم، این قدر کامنت بقیه‌ی دوستان رو میخونم و استفاده می‌برم، این قدر به جای follow کردن زندگی بقیه چه توی مجازی چه توی واقعی سرم توی لاک خودمه 

      که اصلا عجیب عوض شدم . همه چیزم در جهت رشدمه.

      قبلا ظرف می‌شستم در حال دعوای فرضی با بقیه بودم الان در حال مرور افکار خوب در مورد اندامم.

      قبلا شبها قبل از خواب نشخوار فکری سراغم میومد الان نمی‌گم کامل رفع شده ولی قبل از خواب اینقدر افکار شیرین و متنوع درباره تناسب اندام یا تغییر رفتارم دارم که جای زیادی برای اون ها نمی‌مونه. 

      شخصی از نزدیکانم هست که همیشه باهاش مشکل داشتم . کینه های خیلی قدیمی ازش ه  دل داشتم اما الان انگار حافظه ام پاک شده. 

      نمی‌گم کاراش اذیتم نمیکنه اما یک هزارم شده. 

      این ها رو همه از برکت این سایت و استاد و دوستانم دارم.

      روز اول اومدم سایت دیدم استاد نوشته خدا رو شکر چاقم…

      اعصاب بهم ریخت 

      الان خودم میگم 

      خدا رو شکر چاقی من باعث شد سر از این دنیای زیبا دربیارم.

      خدا رو شاکرم برای همه چیز . 

      شاد و پیروز باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 23 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۵ ۲۰:۱۸
      مدت عضویت: 762 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 32 کلمه

      یه لباسی رو توی یک سایتی دیدم و چون خیلی خوشم اومده سیوش کردم. از امشب خودم رو توی اون لباس تصور می‌کنم چون وقتی توی ذهنم باشه به زودی میخرمش . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 37 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۴ ۱۰:۲۳
      مدت عضویت: 762 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 455 کلمه

      سلام عرض می‌کنم خدمت استاد عطار روشن عزیز و دوستان خوبم که برای بهتر شدن زندگیمون تلاش می‌کنیم.

      دیشب فایل رو گوش دادم و واقعاً لذت بردم هرچند آخراش دیگه واقعاً تو خواب رفتم ولی یک رویای خیلی شیرین رو داشتم می‌دیدم که دیگه فایل تموم شد و خاموشش کردم و بعد رفتم ادامه خوابم رو ببینم. 

      حس بسیار لذت بخشی داشت. 

      اما چیزی که متوجه شدم این بود که به صورت ناآگاهانه‌ای داشتم خیلی وقت‌ها از همین قدرت و موهبتی که خداوند به ذهن داده استفاده می‌بردم. 

      اونم این بود که وقتی وارد سایت شدم اولین چیزی که خوندم این بود که خب شما باید هرچی دوست دارین بخورین ولی به اندازه بخورین سر وقت بخورین. 

      من با خودم فکر کردم دیدم که حالا جدا از پرخوری عادتی که داشتم این بود که من تمام ناراحتیها و خوشحالی‌ها و اضطراب‌ها مه چیزم با غذا گره می‌خورد. 

      اومدم از قدرت تصورم استفاده کردم. 

      با خودم گفتم خب این بار که عصبانی شدم چه کارهایی می‌تونم انجام بدم و بعد با خودم تصور می‌کردم که این بار که عصبانی بشم به جای اینکه میرم سر یخچال میرم دوش می‌گیرم یا میرم قدم می‌زنم یا میرم خرید. 

      یا مثلاً همیشه ما خوشحالی‌هامونو با غذا جشن می‌گرفتیم 

      اما با خودم گفتم این بار به جای اینکه بگم حتماً هر جشنی رو باید بریم رستوران و کافی شاپ می‌تونیم مثلاً هدیه خوبی بخریم می‌تونیم بریم یه جای سرسبز.

      خیلی جاها این قدرت ذهن می‌تونه کمک ما بکنه مثلاً من دیدم توی گروه یکی از دوستان عنوان می‌کرد که من با اینکه احساس سیری دارم اما مغزم هنوز گرسنه است و میگه بخور بیشتر بخور. 

      به نظر من لازم نیست آدم خیلی خودشو اذیت بکنه فقط کافیه یه مدت با خودت تصور بکنی که هر وقت من سیر میشم از سر سفره بلند میشم و واقعاً این اتفاق برات می‌افته. 

      من حتی دارم از نیروی ذهن برای بهبود روابطم هم استفاده می‌کنم قبلاً خیلی عصبانی می‌شدم از دست بچه یا مثلاً حتی با همسرم دچار مشکل می‌شدم اما الان انقدر با تصورات خوبی که خودم دارم حال خوبی پیدا می‌کنم که دیگه تنشی پیش نمیاد که بخواد دعوا بشه. 

      و یه موضوع جالب که دیروز فهمیدم این بود من همون کسی هم که همیشه می‌گفتم من قوز می‌زنم راه میرم خجالت می‌کشم اصلاً صاف راه برم دیروز داشتم راه می‌رفتم وسطای کوچه بودم که دیدم دارم صاف راه میرم و این چیزی بود که الان دو هفته است هر روز دارم در موردش تصور می‌کنم اینکه وقتی راه برم صاف راه میرم خودمو تصور می‌کردم که وقتی توی خیابونمون توی کوچمون راه میرم با اعتماد به نفس راه میرم. 

      واقعا تصوراتی که داشتم بدون اینکه فشاری به خودم بیارم زحمتی داشته باشه باعث شد که تبدیل بشم به آدمی که انگار سال‌ها تمرین کردم که مثلاً یواش بخورم یا وقتی سیر شدم بلند شم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 33 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۳ ۱۷:۵۱
      مدت عضویت: 762 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 8 کلمه

      هرشب تصور میکنم جزو شگفتی سازان شدم 😁

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۳ ۱۷:۳۸
      مدت عضویت: 762 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 337 کلمه

      همونطوری که من قبلاً توی بخش داستان هدایت من هم تعریف کردم، من با تمام وجودم می‌خواستم که به تناسب اندام برسم. همه راهی رو هم امتحان کرده بودم‌. اما درست زمانی که  درست زمانی که به خدا توکل کردم 

      به خدا توکل کردم

      زمانی که از همه رژیم‌های رنگارنگ بریدم

      زمانی که باور کردم خداوند می‌تونه کمکم بکنه تا به خواسته واقعی دلم برسم با سایت آشنا شدم .

      (من قبل از آشنایی با سایت هم خیلی وقت‌ها سعی می‌کردم خودم رو متناسب تصور کنم اما چون راهش رو بلد نبودم فقط تصور می‌کردم و بعد فکر می‌کردم برای رسیدن به این خواسته باید رژیم بگیرم برای همین هم به خواسته‌م نمی‌رسیدم چون به محض اینکه کمی از رژیم سرپیچی می‌کردم فکرم به من می‌گفت تو چاق‌تر می‌شوی. حتی نمی‌گفت تو لاغر نمی‌شی یا همینجوری می‌مونی. می‌گفت چاق تر میشی.)

      یک روز واقعا مستأصل شده بودم

       توی گوگل دنبال یه روش جدید می‌گشتم که خیلی کلافه شدم شروع کردم به نوشتن اینکه چرا اراده ندارم یا چرا ذهنم توی رژیم گرفتن باهام همراهی نمیکنه و…. یکی از ویدیوهای استاد اومد. به قدری برام جذاب بود که به محض شنیدنش دنبال ویدیوهای بعدی گشتم… بعد از این سایت سر درآوردم هرچی می‌خوندم سیر نمی‌شدم انگار یک گمشده داشتم که بعد هجده سال رژیم پیداش کرده بودم . موضوع اینه که من همه جور رژیمی امتحان کردم خب یه سری دستورات جسمی بود دیگه حس خاصی نداشتم نهایت یه کمی ذوق از این اینکه شاید این یکی اثر کنه اما این بار فرق می‌کنه انگار دارم از درون تغییر میکنم ذوق میکنم خیلی لذت میبرم حظ میکنم بعضی وقتا یه جمله رو چند بار میخونم و میگم وای خدا این دقیقا برای من نوشته شده. باور کنید وسط خوندنش یهو مکث میکنم و میگم خدایا شکرت الحمدلله که هدایتم کردی .

      من این رو جزو معجزات خواستن می‌دونم. 

      شما باید بخواهید تا به شما داده شود 

      من خواستم و خدا گفت باشه من هم راهش رو نشونت میدم .

      وگرنه من که اسم این سایت رو هیچ وقت نشنیده بودم و هیچ وقت اسم استاد رو نشنیده بودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 53 از 11 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۳ ۱۳:۳۲
      مدت عضویت: 762 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 243 کلمه

      سالها به خودم القابی مثل اهمال کار، تنبل، بی حوصله، بی برنامه یا بی اراده میدادم چون موقع انجام کارها زود خسته می‌شدم یا خیلی از کارها برام سخت بود اما الان میفهمم که با متعادل بودن ( حتی الان که هنوز وزنی کم نکردم ولی احساس سبکی زیادی دارم) میتونم به همه‌ی کارها برسم. 

      دیگه بعد از غذا احساس سنگینی ندارم و اگر بخوام بلند شم سفره رو جمع کنم یا ظرف بشورم اون رو به تعویق نمی‌اندازم. همین حالا هم این احساس سبکی رو دارم اما باز هم دوست دارم در ذهن آگاهی های شبانه ی خودم این موضوع را هم به یاد بیاورم.

      سالها از این که زود خسته میشم ناراحت بودم ولی غافل بودم که من تنبل نیستم بلکه باز اضافه ای که توی بدنم حمل میکنم مثل یک کوله پشتی سنگین همواره همراه منه.

      اگر من و یک فرد متعادل هر دو با هم مشغول پیاده‌روی بودیم شاید به نظر می‌رسید که ما داریم کار مشابهی را انجام می‌دهیم اما در واقع اینطور بود که من یک کیسه ۲۰ کیلویی هم روی شانه ام بود و او سبکبال حرکت می‌کرد. 

      قبلا وقتی می‌دیدم بعضی از عزیزانم خیلی سبک از سر سفره بلند میشن. زود آن را جمع میکنند. غذاهای اضافه را توی ظرف می‌ریزن و بقیه ظرف‌ها را می‌شورند، باورم نمیشد که چه جوری آدم بعد از غذا خوردن سر حال میشه اما حالا که غذا را برای انرژی رسانی استفاده میکنم و پرخوری را کنار گذاشتم حس سبکی خوبی دارم.   

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۳ ۱۱:۱۵
      مدت عضویت: 762 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 66 کلمه

      مدیتیشن تجسم لاغری رو گوش کردم که ملکه ی ذهنم بشه و بتونم شب انجامش بدم. از شنیدنش واقعا ذوق کردم و قند توی دلم آب شد. خیلی حس خوبی پیدا کردم. 

      متناسب بودن رو احساس کردم.

      احساس کردم به خودم افتخار می‌کنم.

      حس آرامش پیدا کردم. حس غرور، سلامتی و آزادی کردم.

      حس سبکی کردم. 

      حس شادابی پیدا کردم.

      به معنای واقعی کلمه تمام وجودم سرشار از شور و شعف شد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۳ ۱۰:۵۲
      مدت عضویت: 762 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 191 کلمه

      سلام عرض می‌کنم خدمت استاد عطار روشن عزیز و دوستان خوبم که در این سایت و در گروه داریم برای بهتر شدن زندگیمون تلاش می‌کنیم. 

      دوستان من با شنیدن فایل ضبط شده استاد یک موضوع یادم اومد که دوست داشتم با شما هم در میون بذارم.

      چند روز پیش همسرم یه چیزی رو با چوب درست کرد چون مادرشون ازشون خواسته بود یه چیزی رو طراحی کنن و ایشون هم یه چیز خیلی قشنگ و جالب رو طراحی کرد. وقتی داشتیم با هم درستش می‌کردیم من کنجکاو شدم که ایده‌اش رو از کجا گرفته؟

      گفتم از یوتیوب دیدی یا مثلاً پینترست یا اینستاگرام؟

      گفت نه هیچ کدوم !

      خیلی جالب بوده که من مادرم وقتی این رو به من سپرد که همچین چیزی طراحی کنم، با خودم فکر کردم که خدایا چی براش بسازم چه جوری براش بسازم چه شکلی باشه و بعد از خستگی خوابم برد.  چون از قبل بهش فکر کرده بودم توی خواب یه همچین تابلویی به ذهنم رسید و از خواب که بیدار شدم فوری رفتم مواد اولیه‌اش رو خریدم. این دقیقاً همون چیزیه که استاد میگن وقتی قبل از خواب تمرکزت رو بذاری روی یک موضوعی, راهش بهت نشون داده میشه. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 44 از 9 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم