0

جلسه ششم: وقتی لاغری برات طبیعی می‌شه

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🔙 اگه هنوز جلسه پنجم: توجه ذهنی به لاغری رو نخوندی، پیشنهاد می‌کنم اول اونو کامل کنی.

🌟 وقتی با دل و ذهن‌ت آرزوی لاغر شدن رو به ناخودآگاه می‌سپاری، همه‌چی بستگی داره به اینکه چقدر این مسیر رو برات آسون و طبیعی تصور می‌کنی.

✨ اگه بتونی لاغر شدن رو مثل یه اتفاق ساده و شیرین ببینی، مثل پوشیدن لباس دلخواهت توی یه روز آفتابی، ناخودآگاهت هم راحت‌تر باهات همراه می‌شه.

💫 هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن یعنی هم باورت بگه می‌شه، هم قلبت حسش کنه!

🍃 اون‌وقت بدنت هم با شادی وارد مسیر تناسب می‌شه، نه با فشار و اجبار…

🌀 راز لاغری همین سادگیشه؛ فقط کافیه طبیعی بودنش رو بپذیری.

💭 باور نکردی؟ بدن‌ت هم باور نمی‌کنه!

🧠 اگه هنوز ته دلت فکر می‌کنی لاغر شدن کار سختیه یا فقط مخصوص آدمای خاصه، باید بدونی این همون باوره که مثل یه مانع جلوی تغییر بدنتو گرفته.

هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن از همین‌جا شروع می‌شه: اینکه توی ذهنت، لاغری رو ممکن، ساده و طبیعی بدونی.

❌ وقتی ذهن می‌گه «نمی‌تونم»، بدن هم همراهی نمی‌کنه.

🔑 نقطه شروع تحول، همون‌جاست که هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن شکل می‌گیره.

یعنی چی؟ یعنی باید لاغری رو توی ذهنت ممکن، طبیعی و در دسترس بدونی… درست مثل نفس کشیدن 🌬️

🍃 مهم نیست چند ساله با اضافه وزن دست و پنجه نرم می‌کنی، چند بار رژیم گرفتی یا چند سالته…

تا وقتی تصویر ذهنی‌ات از خودت یک آدم چاق و شکست‌خورده‌ست، ذهنت هم همون رو به بدنت منتقل می‌کنه.

🌈 ولی به‌محض اینکه با تمام وجود باور کنی که «لاغری برای منم ممکنه»، اتفاق شگفت‌انگیز می‌افته:

هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن فعال می‌شه!

و ذهن ناخودآگاه‌ت شروع می‌کنه به ساختن یه نسخه‌ی جدید از تو:

👗 تویی که لباس دلخواهتو با لبخند می‌پوشی…

👣 با سبکی قدم می‌زنی…

😍 توی آینه به اندامت نگاه می‌کنی و از خودت لذت می‌بری!

🌀 وقتی این تصویر توی ذهنت تکرار بشه، حس لاغر بودن قوی‌تر می‌شه، منطق قدیمی و منفی عقب می‌ره و ذهن و بدنت با هم یکی می‌شن.

🎯 این یعنی شروع واقعی مسیر لاغری؛ جایی که دیگه لازم نیست خودتو مجبور کنی، چون بدنت خود به خود در مسیر درست حرکت می‌کنه.

💖 یادت نره: هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن نه‌تنها ممکنه، بلکه تنها راه لاغریِ موندگار و بدون رنج همینه!

جنگ بین منطق و احساس رو تموم کن تا بدنت همراهت بشه!

🧠 تا وقتی داری این مطلب رو می‌خونی یعنی یه صدای درونت هست که می‌گه: «لاغر شدن طبیعیه، شدنیه، برای من هم ممکنه!» ✨

اگه این حس درونت نبود، نه اینجا بودی، نه مسیر لاغری ذهنی رو انتخاب می‌کردی.

ولی چی باعث می‌شه با وجود این ایمان درونی، هنوز نتیجه‌ی دلخواهت رو نگرفته باشی؟ 🤔

💥 دلیلش یه ناهماهنگی پنهانه؛ احساس درونت باور داره که لاغری طبیعیه، ولی منطق‌ت هنوز گیر کرده به باورهایی مثل:

  • چاقی ارثیه 😕
  • سنم بالاست 😓
  • تحرکم کمه 🚶‍♀️
  • غذا رو نمی‌تونم کم کنم 🍕🍟

و این ناهماهنگی درست مثل کشیدن دو طرف یه طناب می‌مونه. بدنت نمی‌دونه باید کدوم سمتو انتخاب کنه!

🌈 اما خبر خوب اینه: وقتی بتونی هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن رو بسازی، جادو اتفاق می‌افته…

✨ اول باید ذهنتو مشغول فکر کردن به لاغر شدنت کنی. نه با زور، نه با استرس… با عشق و آرامش!

با تمرین‌هایی مثل پاسخ دادن به پرسش‌های ذهنی روزانه، ذهنت کم‌کم به مسیر لاغری عادت می‌کنه.

🌙 بعد باید «تجسم شبانه» رو وارد بازی کنی؛ یعنی هر شب قبل خواب، خودت رو در اندامت ایده‌آل تصور کنی. لباس مورد علاقت رو پوشیدی، داری توی آینه به خودت لبخند می‌زنی… 😍

🌀 این تصویرسازی باعث می‌شه احساس لاغر بودن، واقعی و زنده بشه؛ تا جایی که حس طبیعی بودن لاغری، منطق قدیمی و محدودکننده‌ات رو کنار بزنه.

🧩 نتیجه؟ ذهن ناخودآگاهت دیگه برنامه چاقی رو تکرار نمی‌کنه. چون تصاویر چاقی که سال‌ها درش ذخیره شده بودن، با تصاویر جدید و دلخواهِ تو جایگزین شدن.

🍃 حالا دیگه بدنت آماده‌ست که نه فقط وزن کم کنه، بلکه به تعادل و تناسب پایدار برسه… چون ذهن و احساست در یک مسیرن 💖

هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن

💓 احساس لاغری؛ جرقه‌ای که بدنتو روشن می‌کنه!

🧠 لاغر شدن فقط یه خواسته نیست، یه احساس درونیه. تا وقتی توی دل‌ت حس می‌کنی لاغری برای تو عادی نیست یا دور از دسترسه، ذهن ناخودآگاهت هم اون رو نمی‌پذیره.

یعنی چی؟ یعنی حتی اگه هزار تا رژیم بگیری یا ساعت‌ها ورزش کنی، اما احساس لاغری توی وجودت نباشه، بدنت واکنشی نشون نمی‌ده… مثل یه قفل که کلید اشتباهی بهش خوردی 🔒

🍃 از اون‌ور هم یادت باشه:

همه ما بارها و بارها احساس چاقی رو تجربه کردیم.

  • وقتی لباس‌مون تنگ شد 😕
  • وقتی توی آینه خودمونو سنگین‌تر دیدیم 😞
  • یا حتی وقتی از نگاه دیگران احساس چاقی کردیم 👀 و نتیجه؟ بعدش واقعاً چاق‌تر شدیم!

📌 حالا وقتشه این فرمول رو برعکس کنیم!

یعنی قبل از اینکه جسممون تغییر کنه، احساس لاغری رو بسازیم و به ناخودآگاهمون انتقال بدیم.

✳️ این همونجاست که هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن اتفاق می‌افته و مسیر تغییر شروع می‌شه.

🌙 هر شب، یه تصویر ذهنی بساز از خودت با اندامی متناسب.

لباس مورد علاقه‌ت رو پوشیدی، داری توی جمع می‌خندی، سبک و رها قدم برمی‌داری…

✨ حالا بذار این تصویر بره به عمق ذهن ناخودآگاهت.

📅 و هر روز، با پرسش‌های ذهنی لاغری، این حس رو بیشتر و بیشتر در خودت گسترش بده.

🌀 به محض اینکه این احساس به ناخودآگاهت برسه، رفتار، انتخاب‌ها و حتی میل‌هات به شکل خودبخودی شروع به تغییر می‌کنن. بدون اجبار، بدون زور.

🎯 یادت نره: قبل از اینکه لاغر بشی، باید احساس لاغری رو در خودت بیدار کنی… اون‌وقته که رؤیای تناسب اندامت طبیعی و شدنی می‌شه!

طبیعی بودن لاغری

فایل صوتی هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن را با دقت گوش کنید.

👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه هفتم: بیدارسازی نیروی لاغری درون.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 184 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.71 از 82 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45244

184 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

184 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۳ ۰۰:۰۲
      مدت عضویت: 1697 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      به نام خدا

      سلام

      روز ۲۱

      ۱ـمتناسب بودن چه حسی داره؟

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      متناسب بودن بهم احساس زیبایی جوانی جذابیت رهایی آزادی ارزش قدرت تسلط اعتماد بنفس عزت نفس اراده و لیاقت میده .

      از اینکه می تونم هر لباسی در هر رنگی دلم می خواد بپوشم لذت میبرم .

      همسرم ، مادرم ، دوستم زینب برادرانم خواهرم خواهرزاده هام ، همشون تعجب کردند و گفتند آفرین بهت نشمیل لاغری خیلی بهت میاد ، بسیار زیباتر شدی .

      میبینم که شخصیتم دقیقا مانند یه فرد کاملا متناسب با افکار و رفتار صحیح شده است .

      باید هر روز تمرینات و تجسم لاغری رو انجام بدم تا در من حس لاغری بیشتر بشه و انتظار لاغری از خودم رو افزایش بدم .

      « خدایا ممنونم برای برآورده کردن تمام آرزوهایم »

      « استاد گرامیم خسته نباشید »

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۱ ۲۱:۰۷
      مدت عضویت: 1697 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 598 کلمه

      به نام‌ خداوند مهربان

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر

      روز۲۰

      ۱ ـمتناسب بودن چه حسی داره؟

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      متناسب بودن بهترین حس تمام زندگیم بوده .متناسب بودن حس رهایی و آزادی از افکار مربوط به چاقی و خوردن بهم میده .متناسب بودن حس قدرتمندی و تسلط بر ذهن و زندگیم بهم میده .متناسب بودن بهم حس سبکی ، سلامتی ، زیبایی ، جذابیت ،جوانی ، اعتماد بنفس ، عزت نفس ، اراده ، ارزش و لیاقت میده .متناسب بودن سرشار از خوبی هاست .

      از اینکه عاشق اندامم شدم و با دیدن خودم ذوق میکنم لذت میبرم .از اینکه ۶۵ کیلوگرم شدم به خودم افتخار می کنم چون من این تغییرات بی نظیر رو در خودم ایجاد کردم و لذت میبرم .از اینکه می تونم با خیال راحت کلی پیاده روی کنم چون سبک شدم ،لذت میبرم .از اینکه همه ی کارهام رو راحت و بدون سختی در تایم کمتری انجام میدهم لذت میبرم .از اینکه هر لباسی در هر رنگی که دلم بخواد میتونم بپوشم لذت میبرم .

      همسرم با دیدم شوکه شد و گفت چقدر لاغری بهت میاد ، خیلی جذاب تر شدی ، مبارکت باشه .مادرم اشک از چشماش جاری شد وقتی من رو دید و خدا رو شکر کرد که به آرزوم رسیدم و گفت خیلی زیباتر شدی عزیزم .دوستم زینب گفت آفرین نشمیل خیلی خوبه این همه تغییرات عالی داشتی و کلی سایز و وزن کم کردی ،من همیشه به قدرت ذهن ایمان داشتم .برادرانم ،خواهرم و خواهرزاده هام همه با دیدنم تعجب کردند و گفتند عالی تغییر کردی چقدر لاغر شدی و خیلی زیباتر ، لباسها به تنت خیلی زیبا شدن .

      افکار و رفتارم درست مثل یه شخص کاملا متناسب با افکار و رفتار صحیح شده .میبینم که راحت میتونم از یه وعده بگذرم ، مثل امشب که چون نهار رو خیلی دیر خوردم و وقت نداشتم ، شام اصلا گرسنه نیستم و نمی خورم .قبلا تصورم این بود که حتما باید بخورم چون همه داشتن شام می خوردن منم وسوسه میشدم و فقط تحریک بینایی و گرسنگی کاذب بود وگرنه گرسنه نبودم .میبینم که میلم به خوردن مواد غذایی مخصوصا شیرینیجات خیلی کمتر شده .میبینم کن افکار منفی در ذهنم خیلی کمتر شده و مثبت اندیش شدم .

      باید بیشتر روی خودم کار کنم ، باید وقت بیشتری ایجاد کنم و فایل ها رو گوش بدم .باید تمریناتم رو مثل همیشه مرتب و با عشق و علاقه انجام بدم .باید هر روز حال خودم رو خوب نگه دارم .باید احساس لاغری رو در خودم بیشتر ایجاد کنم چون حس لاغری من رو به لاغری میرسونه .باید تجسم لاغری رو هر شب قبل خواب حتما حتما انجام بدم .

      ✓و اما اگه بخوام از تغییراتم حرف بزنم باید بگم که دیشب یه شلوار پوشیدم برای خواب که خیلی وقت بود خریده بودم اما موقع خواب نمی پوشیدمش چون احساس راحتی نداشتم ، اما دیشب خیلی راحت باهاش خوابیدم و احساس کردم مثل قبل تنگ نیست و صبح خیلی احساس خوبی داشتم از این موضوع✓

      ✓امروز بعدازظهر یه نوع کلوچه خریدم که معمولا همراه روغن کره و ماست می خوریم و قبلا این یکی از چیزهای مورد علاقه ی من بود ، اما امشب با اینکه گرم گرم خریده بودم اصلا میل نداشتم بخورم و چون همسرم خواست خریدم،هنوزم میل ندارم و گذاشتمش داخل یخچال ، این تغییرات رفتاری و سلیقه ای در خوردن رو که میبینم ایمان و باورم به لاغری با ذهن خیلی بیشتر میشه✓

      « خدایا شکرت »

      « استاد گرامیم سپاسگذارم »

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۰ ۲۳:۴۵
      مدت عضویت: 1697 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 302 کلمه

      به نام خدا 

      سلام

      ۱ـمتناسب بودن چه حسی داره؟

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      متناسب بودن بهترین حس تمام زندگیم بوده .متناسب بودن بهم حس آزادی و رهایی از افکار مربوط به چاقی و خوردن میده .متناسب بودن بهم حس قدرتمندی و تسلط بر ذهن و زندگیم بهم میده .متناسب بودن بهم احساس سبکی ،سلامتی ، زیبایی،جذابیت ،جوانی ، اراده،ارزش،اعتمادبنفس و لیاقت میده .

      از اینکه سبک و سلامت همه کارهام رو زودتر از قبل انجام می‌دهم لذت میبرم .از اینکه اندامم کاملا متناسب شده و از دیدن خودم خوشحال میشم لذت میبرم .از اینکه هر لباسی بخوام بپوشم، می تونم ،لذت میبرم .

      همسرم ، مادرم ، دوستم ،برادرانم ،خواهرم ،خواهرزاده هام همه با دیدن من بسیار تعجب کردند و براشون خیلی جالب بود تغییرات من ، گفتند آفرین بهت خیلی زیباتر شدی ،باغری بسیار بهت میاد و جوانتر به نظر میرسی .

         

      افکارم و رفتارم بسیار عوض شده و خوشبختانه مثل یه فرد کاملا متناسب افکار و رفتار صحیح دارم .خوردن برام خیلی کم اهمیت تر شده ، همین امشب یه رفتار خیلی عالی داشتم ، دخترم و همسرم شام خوردند ولی من میل نداشتم و احساس سیری میکردم دقیقا بعد ۲ ساعت گرسنه شدم و شام خوردم ، این یعنی تغییر شخصیت 🙂افکار منفی در ذهنم خیلی کمتر شدند و مواظب ورودی های ذهنم هستم .مثبت اندیش شدم .

      باید هر روز عاشقانه مطالب رو دنبال کنم و تمریناتم رو انجام بدم .باید مواظب حس لاغریم باشم و کاری کنم همیشه حس لاغری داشته باشم ،چون حس لاغری من رو به لاغری میرسونه .باید تجسم لاغری رو حتما هر شب قبل خواب انجام بدم .

      خدایا شکرت ، استاد گرامیم خسته نباشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۹ ۱۱:۱۳
      مدت عضویت: 1697 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 649 کلمه

      به نام خداوند بخشنده

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر

      روز ۱۸

      ۱ـمتناسب بودن چه حسی داره؟

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      متناسب بودن بهترین حس تمام طول زندگیم هست .متناسب بودن بهم حس جذابیت ،زیبایی،جوانی،سبکی،سلامتی،اراده ،ارزشمندی،اعتماد بنفس،عزت نفس و لیاقت میده .متناسب بودن بهم احساس آزادی و رهایی از افکار مربوط به چاقی و خوردن میده .متناسب بودن بهم احساس قدرت و تسلط بر ذهن و زندگیم میده .

      از اینکه با آرامش کامل راه میرم ، می‌شینم ،می‌خوابم ،چون سبک شدم ، خیلی لذت میبرم .از اینکه هر لباسی دوست داشته باشم در هر رنگی که بخوام به تنم زیباست و می تونم بپوشم لذت میبرم .از اینکه میتونم پیاده روی کنم در مدت طولانی خیلی لذت میبرم .از اینکه با دخترم بازی های پرتحرک میکنم بی نهایت لذت میبرم .از اینکه عاشق جسمم شدم و هر لحظه میبینمش خوشحال میشم ، لذت میبرم .از اینکه اندامی دارم که سالها در فکرش بودم و دوست داشتم داشته باشم لذت میبرم .از اینکه سلامتی رو با تمام وجودم حس می کنم از وقتی لاغر شدم ، لذت میبرم .

      وقتی همسرم من رو دید شوکه شد گفت واقعا تغییر کردی ،چقدر خوبه که این بار دیگه چاقیت برگشت نداره ، واقعا جذاب تر شدی ، عالیه .مادرم اشک شوق ریخت گفت مبارکت باشه گلم ، خیلی زیباتر شدی عزیزم ، خدا رو شکر می کنم که به آرزوی لاغر شدنت رسیدی .دوستم زینب رو در خیابان وقتی که مانتو شلوار و شال و کفش سفیدم رو پوشیده بودم با هیجان اومد جلو ،گفت وااااااای چقدر خوشگل شدی نشمیل ، واقعا عالیه این همه سایز و وزن کم کردی ، خیلی جوون تر شدی ، آفرین بهت ، من همیشه به قدرت ذهن ایمان داشتم .رفتیم خونه ی مامانم از در کن وارد شدم برادرانم ، خواهر و خواهرزاده هام همه با تعجب نگام کردند گفتن چقدر زیباتر شدی ، لباسها خیلی به تنت زیبا شدن ،آفرین بهت ، ما رو هم راهنمایی کن چیکار کنیم لاغر و خوش اندام بشیم مثل خودت ،آخه چند نفرشون اضافه وزن دارند ،منم کلی حرفهای قشنگ در مورد سایت تناسب فکری و استاد عزیزمون براشون گفتم .

      میبینم که خوردن برام خیلی کم اهمیت تر شده ،همین دیشب که داداشم اومد ، من فقط یه دونه قند با چاییم خوردم آخه سیر بودم ،نه خرما خوردم نه ویفر و خیلی عادی بدون اینکه بهش فکر کنم و در ذهنم درگیری ایجاد بشه نخوردم و این حالت تا حدی جدیدا در من ایجاد شده و لذت میبرم از رفتارهای جدیدم ، می دونم که هر روز بهتر میشم و شخصیت متناسبم قوی تر میشه .میبینم که علاقه م به شیرینیجات خیلی کمتر شده .میبینم که افکار منفی در ذهنم خیلی کمتر شده و راحت رهاشون می کنم و مثبت اندیش شدم .میبینم احساس لاغری در من خیلی بیشتر شده ، همین امروز صبح پقتی بیدار شدم یکم با آهنگ شاد رقصیدم و لذت بردم از این کار چون مدت ها بود نرقصیده بودم .

      باید حتما کاری بکنم که احساس لاغری در من بیشتر بشه ، چون حس لاغری من رو به لاغری میرسونه .باید تمریناتم رو همونجوری که استاد فرمودند انجام بدم هر روز ، با ذوق و شوق.باید خوردن از طریق تحریک بینایی،شنوایی ،بویایی،لامسه ،چشایی و حافظه ای رو کلا حذف کنم و فقط مواقعی که کاملا گرسنه هستم و کاذب نیست گرسنگیم ، موادغذایی بخورم ،اونم تا جایی که ممکن باشه مواد غذایی که نیاز بدنم رو تامین کنند ، اون تنقلات و هله و‌ هوله چون جنبه ی تفریحی دارند باید به حداقل برسند ، چون من تصمیم دارم مواد غذایی رو به عنوان تفریح و لذت نخوردم .باید مواظب ورودی های ذهنم باشم .باید همیشه کنترل ذهنم دست خودم باشه .

      « خدایا شکرت برای تمام نعمت هایت …»

      « استاد بزرگوارم سپاسگذارم »

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۸ ۱۸:۳۸
      مدت عضویت: 1697 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 879 کلمه

      به نام خداوند خوبم

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیرم

       روز   ۱۷

      ۱ـمتناسب بودن چه حسی داره؟

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      متناسب بودن بهترین حس تمام طول زندگیم بوده .متناسب بودن بهم حس رهایی و آزادی از افکار مربوط به خوردن و چاقی میده .متناسب بودن بهم حس قدرتمندی و تسلط بر ذهن و زندگیم میده .متناسب بودن بهم حس سبکی،سلامتی،زیبایی،جذابیت ،جوانی،اراده ،اعتمادبنفس،ارزشمندی و لیاقت میده .متناسب بودن بهم حس با کلاس بودن و تمیز بودن میده .

      از اینکه ۶۵کیلوگرم شدم و اندامم کاملا متناسب و خوش فرم شده لذت میبرم .از اینکه احساس آرامش درونی دارم لذت میبرم .از اینکه راحت و سبک میتونم همه ی کارهام رو در زمان کمتری انجام بدم لذت میبرم .از اینکه هر لباسی در هر رنگی که دلم می خواد میتونم بپوشم و به تنم زیباست لذت میبرم .از اینکه راحت و بدون هیچ مشکلی پیاده روی طولانی میتونم برم با دوستم ،لذت میبرم .از اینکه هر وقت اندامم رو میبینم خوشحال میشم و لبخند روی لبهام میاد و عاشق خودم شدم ،لذت میبرم .

      ✓امروز وقتی وارد خونه ی مامانم شدم ، همه ی خانواده نشسته بودند ،برادرانم ،خواهرم ،خواهرزاده هام ،با تعجب نگام کردند و گفتند آفرین نشمیل چقدر زیباتر شدی ،واقعا لباسها به تنت زیبا شدند ، چیکار کردی به ما هم بگو ،منم با لبخند گفتم خیلی راحت و آسونه لاغرشدن ، سالها من این رو نمی دونستم،فکر می کردم که تنها راهش ورزش و رژیم گرفتن هست ، اما الان چند ساله  با سایت تناسب فکری آشنا شدم و کلی تغییرات عالی داشتم .برای رسیدن به هر آرزویی که دارید باید خواسته تون رو در ذهنتون تکرار کنید ،بهش مدت ها توجه و فکر کنید ، مخصوصا شب ها قبل خواب چند دقیقه به اون چیزی که می خواید فکر کنید و حس خوب داشتنش رو همون لذت بچشید ، وقتی با این حس خوب بخوابی ، وارد ذهن ناخوداگاه میشه ، دروازه ی ذهن ناخوداگاه شب ها باز میشه و صبح هم که بیدار میشی همون احساس خوب داشتن آرزوت رو داری ، یعنی آخرین فکر شب و اولین فکر روزت همون میشه .مهمترین موضوع رسیدن به خواسته اینه که برات باورپذیر باشه ، برات طبیعی و راحت باشه ،مثلا برای داشتن یه ماشین خوب ، باید تو ذهنت منطقیش کنی که خیلی ها دارند منم می تونم داشته باشم ،خیلی عادی و طبیعی ست و منم لایق داشتن اون ماشین هستم ، دیگه کاری به این ندارم چجوری خدا برآورده ش میکنه ، از هر راهی که خواست بهم برسونه .

      بعد که با همسرم رفتیم خرید تو راه دوستم زینب رو دیدم ، خیلی خوشحال شد گفت چقدر عالی تغییر کردی ، این همه سایز و وزن کم کردی ، آفرین ، من همیشه به قدرت ذهن ایمان داشتم .

      رفتیم مغازه ی مورد نظرم و یه دامن کوتاه آبی رنگ با یه تاب آبی روشن قشنگ دیدم ،بسیار ذوق کردم و رفتم پرو کردم اشک از چشمام جاری شد و گفتم خدایا شکرت این من هستم در این اندام کاملا متناسب و زیبا ، خیلی بهم میومد و با خوشحالی به همسرم گفتم می‌خوامش.همسرم گفت شلوار اسکینی یخی که دوست داشتی چی ؟رفتم اونم پرو کردم ،دیدم یه سایز بزرگ هست برام ، برای اولین بار بود که این حالت ایجاد میشد و برام یه سایز کوچکتر رو آوردن، با یه پیرهن دکمه دار ، به همسرم گفتم از کنار در من رو ببینه ،اونم با تعجب گفت وااای چقدر تغییر کردی ، خیلی جذاب تر شدی ،واقعا لاغری بهت میاد، خیلی زیباست  ،منم از خوشحالی همش تو دلم میگفتم خدایا شکرت 🙂خرید رو کردیم و با لبخند روی لب از مغازه رفتیم بیرون .وقتی داشتیم پیاده میرفتیم خونه ، بسیار حس خوبی داشتم ، خیلی سبک ،سلامت و با اعتمادبنفس بالا راه میرفتم ، تمام وجودم پر شده بود از ذوق و شوق لاغری .رسیدم خونه با دخترم بازی های پرتحرک انجام دادیم،خیلی خوشحال شد میگفت مامان چقدر خوبه که می‌تونی این همه باهام بازی کنی ، می دونی مامان شبیه پرنسس شدی ، خیلی جالبه که زیباتر شدی ،مامانم هم خونه ی ما بود ، چشماش پر اشک شد از خوشحالی گفت خدایا شکرت که نشمیل تونسته به آرزوش برسه ، خیلی زیباتر شدی عزیزم .✓

      من از نظر فکری بسیار تغییر کردم و کلی افکار جدید و لاغرکننده در ذهنم جای گرفتن و یه شخصیت قوی و کاملا متناسب در وجودم رشد کرده .من رفتار غذاییم بسیار عوض شده ، خیلی توجهم به مواد غذایی کم شده ، مخصوصا شیرینیجات .میبینم که افکار منفی رو راحت رها می کنم و شکر خدا مثبت اندیش شدم .تا زمانی که واقعا گرسنه نباشم چیزی نمی خورم و اگر با دیدن ، شنیدن ، بوییدن ، لمس و چشیدن ماده ی غذایی تحریک بشم ، نمی خورم .

      باید هر روز تمرینات سایت تناسب فکری رو انجام بدم .باید راحت و با ذوق و شوق ادامه بدم .باید کاملا عادی و طبیعی باشه از نظرم ، لاغر شدنم .باید شخصیت کاملا متناسب از نظر رفتاری و افکاری در وجودم برای همیشه شکل بگیره و در همه مواقع اون تصمیم بگیره ، که چه افکار صحیح و رفتار صحیحی داشته باشم .

      خدایا شکرت

      استاد گرامیم خسته نباشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۷ ۲۳:۱۷
      مدت عضویت: 1697 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 666 کلمه

      به نام خالق هستی بخش

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر

      روز ۱۶

      ۱ـمتناسب بودن چه حسی داره؟

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

       متناسب بودن بهترین حس تمام طول زندگیم بوده .متناسب بودن بهم حس آرامش میده .متناسب بودن لبخند رو روی لب هایم جاری میکنه .متناسب بودن باعث میشه احساس سبکی،سلامتی ،اراده ،ارزش ، زیبایی،جوانی،جذابیت و لیاقت داشته باشم .متناسب بودن باعث رهایی و آزادی از افکار مربوط به چاقی و خوردن بهم میده .متناسب بودن حس قدرتمندی و تسلط بر ذهن و زندگیم به میده .

      از اینکه هر روز ، هر لحظه از دیدن اندامم خوشحال میشم ، عاشق خودم شدم ، لذت میبرم .از اینکه هر لباسی در هر رنگی که دلم بخواد میتونم بپوشم لذت میبرم .از اینکه سبک و راحت همه ی کارهام رو در تایم کمتری انجام میدهم لذت میبرم .از اینکه خواب راحت تری دارم بخاطر لاغریم لذت میبرم .از اینکه نشست و برخواست راحت تری دارم از وقتی که لاغر شدم ، لذت میبرم .از اینکه پیاده روی برام کاملا راحت و لذت بخش شده ، خیلی لذت میبرم .

      همسرم با دیدن من شوکه شد و گفت چقدر لاغری بهت میاد ، مبارکت باشه ، خیلی جذاب تر شدی .مادرم اشک شوق از چشمانش جاری شد وقتی جسم متناسب من رو دید و خدا رو شکر گفت که تونستم به آرزوم برسم و گفت خیلی زیباتر شدی عزیزم .دوستم زینب گفت آفرین نشمیل خیلی عالی شدی ،چقدر خوبه این همه سایز و وزن کم کردی ، خیلی جوون تر به نظر میای ، من همیشه به قدرت ذهن ایمان داشتم .برادرانم ،خواهرم و خواهرزاده هام  وقتی وارد خونه شدم با تعجب بهم نگاه کردن و گفتند چقدر زیباتر شدی ،لباسها به تنت خیلی زیباتر بنظر میان ، آفرین بهت ،به ما هم بگو چیکار کردی با خودت .

      میبینم که مثبت اندیش شدم و افکار منفی رو راحت تر رها می کنم .میبینم که رفتار غذاییم خیلی تغییر کرده و انگار یه فرد دیگه شدم .(بارها شده یه چیزی در یخچال داشتیم و گفتم بعدا می خورمش ، اما فراموش کردم ، این فراموشی من رو خیلی خوشحال میکنه ، چون قبلا اصلا خوردنی ها یادم نمی رفت ،اما الان چون خیلی توجهم به خوردن کم شده بخاطر همین یادم میره .)میبینم که فقط زمانی که واقعا گرسنه باشم می خورم .(مثلا در مورد صبحانه قبلا هر وقت بیدار میشدم می خوردم اما الان وقتی بیدار میشم دقت میکنم ببینم گرسنه م هست یا نه ،اگر نباشم نمی خورم،تا وقتی واقعا گرسنه باشم  .)

      میبینم که از نخوردن خیلی لذت میبرم .

      میبینم که لاغر شدن برام کاملا عادی شده و بنظرم کاملا طبیعی ست لاغر بمانم .میبینم که افکار لاغری در ذهنم خیلی بیشتر  از افکار چاقی ست .

      باید هر روز تمریناتم رو ادامه بدم ، فایل گوش بدم بنویسم و حالم رو خوب نگه دارم .باید به حس لاغریم اهمیت بدم ، کاری کنم شخصیت لاغر درونم رشد کنه و قدرتمند بشه .باید تجسم شبانه رو حتما انجام بدم خیلی ساده و راحت تصویر مورد نظرم رو ببینم و لذت ببرم از اینکه متناسب هستم .باید خوردن با تحریک کانالهای عصبی رو کلا کنار گذاشته و فقط زمانی که واقعا گرسنه هستم بخورم .(مثل امشب که همسرم موقع شام در مورد یه خوردنی که در یخچال داشتیم صحبت کرد و گفت این با غذای امشب خیلی میچسبه ، با اینکه میل داشتم بخورم اما وقتی سیر شدم ، با خودم گفتم ببین این غذا هنوز هم هست و فردا می تونی بخوری پس اضافه خوری لازم نیست و نخوردم و بسیار خوشحال شدم که تونستم نخورم ، لذت بردم،حتی بعد شام همسرم گفت با غذات خوردی ،گفتم نه ، اگر قبلا بود حتما می خوردم ولی الان اگر میاوردمش قطعا دچار پرخوری میشدم و این کار رو نکردم و خوشحالم ، اونم گفت آفرین تغییر کردی .)

      « خداوند مهربانم ممنونم برای تمام نعمت هایت »

      « استاد گرامیم سپاسگذارم »

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۷ ۱۰:۳۹
      مدت عضویت: 1697 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 575 کلمه

      به نام خداوند مهربانم

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیرم

      از قسمت ششم دوره ی ورود به ذهن ناخوداگاه خیلی لذت بردم .

      در مورد مزایای تجسم شبانه باید بگم کمترین سودش اینه که همون لحظه حس و حال خیلی خوبی پیدا میکنم و چه چیزی بهتر از این که حالم خوب باشه 🙂

      با افکار خوبم در مورد خودم ، می خوابم ، به جای  این همه فکر منفی و این باعث میشه خوابم عمیق تر و لذتبخش تر بشه 🙂صبح هم سرحال بیدار میشم .

      یادم باشه که کاری به نتیجه نداشته باشم و نتیجه ای برای این تجسم در نظر نگیرم .

      {من یادمه که بارها چیزی رو خواستم و با مرور اون فکر د. ذهنم ،به دست آوردمش ،مثل داشتن خونه در وسط شهر ، یعنی جایی که به همه چیز نزدیک هست و برای رفتن به مکانهای ضروری مثل بانک ، باشگاه ، مدرسه و … نیازی به تاکسی گرفتن نیست .این یه آرزو بود در ذهنم ، درسته سالها طول کشید اما الان می دونم که رسیدن به آرزو هم راه حل خودش رو داره و باید یادبگیرم چیکار کنم و این باعث میشه خیلی زودتر به آرزوهام برسم .}

      ✓وقتی آرزویی در ذهنم ثبت بشه به اندازه ای که تحقق اون آرزو در دنیای واقعی ، راحت و قابل اجرا باشه ، من راحت تر بهش میرسم .✓

      « از نظر من چون لاغر شدنم راحت و عادی ست پس لاغر میشم و به آرزوی لاغریم میرسم .»

      مثلا برای من مدت هاست که طرز فکرم در مورد درآمد داشتن عوض شده ،نگرشم تغییر کرده ، اینکه درآمد زیادی داشته باشم ربطش نمی دهم به کار کردن یا بیشتر کارکردن ،من خواسته ام را گفته ام ، خداوند هر جور خواست به درخواستم پاسخ بده .دیگه دلیل نمیارم در ذهنم که چطور میشه ، ممکن هست یا نه ،فلان درآمد رو داشته باشم ،به نظر من خیلی عادی و طبیعی ست ، چون خیلی ها هستند که درآمد زیادی کسب می کنند ،این دنیا فراوانی نعمت هست ، هر چقدر بخوایم وجود داره فقط باید عاشقانه طلب کنیم و در ذهنمون همش بهش فکر کنیم و باور و ایمان داشته باشیم که میرسه .

      ✓✓✓وقتی من پذیرفتم که راحت لاغر میشم،راحت ثروتمند میشم  ، خدا خودش راه رو نشون میده ، ایده شکل میگیره ، یواش یواش شرایط عوض میشه✓✓✓

      [ از نظر من لاغر بودنم ، ثروتمند بودنم ، داشتن بهترین همسر ، بهترین ماشین ،بهترین خونه و بهترین زندگی ،کاملا طبیعی ست و من لایقش هستم ]

      « من لاغر میشم چون کاملا راحت ،عادی و طبیعی ست کسی لاغر باشه »

      ✓ تفاوت در زمان رسیدن اون خواسته ، ربط داره به میزان طبیعی بودن اون خواسته و حس امکان پذیر بودن اون خواسته ✓

      / این تجسم ها باعث میشه باورپذیر تر بشه یعنی از نظر منطقی ممکن میشه/

      این مثال استاد خیلی جالب بود برام :متناسب شدن خیلی راحت تر از خرید همچین خونه ای هست که استاد خریدند با تمام وسائل ،چون متناسب شدن همش به خودمون ربط داره( دست خودمه )، نه به دلار و نه به این همه اما و اگر که در خریدن خونه وجود داره .

      ✓ پس اگر در ذهن خودم آرزوهام طبیعی بشن حتما بهشون میرسم ✓

      ✓✓✓ یه تجسم عالی :هر کاری که انجام میدم همون لحظه با خودم میگم الان این کار رو اگر ۶۵ کیلو و کاملا متناسب بشم انجام میدم چقدر راحت تر ، بهتر و لذت بخش تر خواهد بود ✓✓✓

      « خداوندا شکرت »

      ✓ استاد گرامیم ممنونم برای این دوره ی لذت بخش و فوق العاده مفید ✓

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۶ ۲۳:۴۰
      مدت عضویت: 1697 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 382 کلمه

      به نام خداوند بخشنده

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر

      روز ۱۵

      ۱– متناسب بودن چه حسی داره؟

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟ 

      می دونید من چرا مطمئنم به اون اندام ایده آل مورد نظرم می رسم ؟چون من در مسیر لاغری هستم ، هر روز آگاهی مربوط به لاغری کسب می کنم ، ذهنم پر شده از افکار و فرمولهای مربوط به لاغری ،افکار چاق کننده در ذهنم هر روز کمرنگ تر میشن ، چون بهشون فکر نمی کنم و ازشون استفاده نمی کنم .من لاغر میشم چون حس لاغری دارم ، حس لاغری من رو به لاغری می رسونه ،من از خودم انتظار لاغرشدن دارم ، پس لاغر میشوم .

      متناسب بودن بهترین حس تمام طول زندگیم بوده .متناسب بودن بهم حس قدرتمندی و تسلط بر ذهن و زندگیم میده .متناسب بودن بهم حس آزادی و رهایی از افکار مربوط به چاقی و خوردن بهم میده .متناسب بودن بهم حس سبکی،سلامتی،جوانی،جذابیت،اراده ،اعتماد بنفس،عزت نفس، ارزشمندی و لیاقت میده .

      از اینکه ۶۵کیلوگرم شدم و خیلی اندامم زیبا و متناسب شده لذت میبرم .از اینکه عاشق خودم شدم و با دیدن خودم خوشحال میشم لبخند میزنم و خدا رو شکر می کنم  ،لذت میبرم .از اینکه رفتار غذاییم مثل افراد متناسب شده لذت میبرم .از اینکه شخصیتم کلا عوض شده لذت میبرم.از اینکه هر لباسی از هر رنگی دلم بخواد می تونم بپوشم لذت میبرم .

      همسرم ،دوستم زینب،مادرم ،برادرانم ،خواهر و خواهرزاده هام وقتی از در رفتم تو بسیار براشون جالب بود ،گفتن آفرین نشمیل ،خوشحالیم برات ،لاغری خیلی بهت میاد ،واقعا زیباتر و جوان تر شدی ، لباسها به تنت خیلی زیبا شدن ،به ما هم بگو چیکار کردی .

      میبینم که توجهم به مواد غذایی خیلی کمتر شدن .میبینم میلم به خوردن خیلی کمتر شده .میبینم مثل افراد متناسب با افکار و رفتار غذایی صحیح ، فکر و رفتار میکنم .

      باید هر روز با عشق ادامه بدم ، سعی کنم یهترین رفتار غذایی رو داشته باشم، همچنین مواظب ورودی ذهنم باشم ، افکار مثبت و کننده ، من رو به لاغری میرسونه ،پس همون ها رو وارلاغرد ذهنم می کنم .باید تمرینات و تجسم رو عالی هر روز انجام بدم .

      خدایا شکرت

      استاد سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۵ ۲۳:۱۸
      مدت عضویت: 1697 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 498 کلمه

      به نام خدا

      سلام

      ✓ بسیار سپاسگذارم از استاد بزرگوارم که جلسه ی ششم رو هم واسمون گذاشت 🙂 ✓

      امروز با دقت فایل رو گوش دادم و در دفترم نکات مهم رو یاداشت کردم ، در روزهای آینده بعد از اینکه مجدد بهش گوش دادم در موردش در دیدگاهم می نویسم .

      روز ۱۴

      ۱– متناسب بودن چه حسی داره؟

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      متناسب بودن بهترین حس تمام طول زندگیم بوده .متناسب بودن بهم حس آزادی و رهایی از افکار مربوط به چاقی و خوردن میده .متناسب بودن بهم حس قدرتمندی و تسلط بر افکار مربوط به ذهن و زندگیم میده .متناسب بودن حس سبکی ، سلامتی،جذابیت ،جوانی،زیبایی، خوش اندامی،اعتماد بنفس،عزت نفس، اراده ، ارزشمندی و لیاقت بهم میده .

      از اینکه عاشق خودم شدم و وقتی خودم رو میبینم خیلی خوشحال میشم و میگم این منم در این اندام زیبا و متناسب ، خدایا شکرت ، لذت میبرم .از اینکه تا این حد اعتماد بنفس پیدا کردم و هیچ نگرانی ندارم ، لذت میبرم .از اینکه خودم رو لایق بهترین زندگی می دونم لذت میبرم .از اینکه کاملا متناسب شدم و الان ۶۵ کیلوگرم هستم لذت میبرم .از اینکه هر لباسی در هر رنگی که دلم بخواد می تونم بپوشم لذت میبرم .از اینکه سبک و سلامت شدم و راحت کارهام رو در تایم کمتری انجام میدم لذت میبرم .

      همسرم ، مادرم ، دوستم زینب ، برادرانم ، خواهرم و خواهرزاده هام همه خونه بودند وقتی من وارد شدم خیلی تعجب کردند و گفتند آفرین نشمیل چقدر زیباتر شدی ، لاغری خیلی بهت میاد ، عالیه که این همه سایز کم کردی ، لباسها خیلی به تنت زیبا شدند ، بهت تبریک میگیم .

      نگرشم خیلی عوض شده ، دیگه اون فرد گذشته نیستم ، شخصیتم مثل یه فرد کاملا متناسب با رفتار غذایی  صحیح و افکار صحیح شده .خیلی کم اهمیت میدم به خوردن . 

      [ مثلا همین امروز همسرم چون سرماخوردگی داشت ، ازم خواست برم پای سیب براش بخرم از قنادی معروفمون ، گفت میل داره ،منم گفتم اگر نرم خیلی بهتره ، قبلا هم باهاش قرار گذاشته بودم زمانی که خودش میل به خوردن شیرینی داره دیگه من رو نفرسته و خودش اقدام کنه .اگر هم پیشنهاد از طرف من بود خودم میرم .میدونستم واسه یه کاری میره بیرون گفتم پس از همونجا برو هر چی میل داری بخر ،خوشحالم که من نرفتم ،اتفاقا بعد یکی دو ساعت خودش هم نرفت و گفت دیگه میل ندارم 🙂 ]

      افکار منفی رو راحت تر رها می کنم و خوشبختانه مثبت اندیش شدم .

      اینکه هر روز تمریناتم رو عاشقانه انجام بدم .اینکه خوردنم فقط براساس نیاز بدنم و گرسنگی واقعی باشه و به محض سیری دست بکشم از خوردن .اینکه تجسم کنم آرزویم را .مهمترین مطلب اینه که لاغر شدن رو آسان و راحت ببینم و کاملا برام طبیعی باشه که لاغر بشم.

      {خدایا شکرت }

      « استاد گرامیم ممنونم »

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم