0

جلسه ششم: وقتی لاغری برات طبیعی می‌شه

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🔙 اگه هنوز جلسه پنجم: توجه ذهنی به لاغری رو نخوندی، پیشنهاد می‌کنم اول اونو کامل کنی.

🌟 وقتی با دل و ذهن‌ت آرزوی لاغر شدن رو به ناخودآگاه می‌سپاری، همه‌چی بستگی داره به اینکه چقدر این مسیر رو برات آسون و طبیعی تصور می‌کنی.

✨ اگه بتونی لاغر شدن رو مثل یه اتفاق ساده و شیرین ببینی، مثل پوشیدن لباس دلخواهت توی یه روز آفتابی، ناخودآگاهت هم راحت‌تر باهات همراه می‌شه.

💫 هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن یعنی هم باورت بگه می‌شه، هم قلبت حسش کنه!

🍃 اون‌وقت بدنت هم با شادی وارد مسیر تناسب می‌شه، نه با فشار و اجبار…

🌀 راز لاغری همین سادگیشه؛ فقط کافیه طبیعی بودنش رو بپذیری.

💭 باور نکردی؟ بدن‌ت هم باور نمی‌کنه!

🧠 اگه هنوز ته دلت فکر می‌کنی لاغر شدن کار سختیه یا فقط مخصوص آدمای خاصه، باید بدونی این همون باوره که مثل یه مانع جلوی تغییر بدنتو گرفته.

هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن از همین‌جا شروع می‌شه: اینکه توی ذهنت، لاغری رو ممکن، ساده و طبیعی بدونی.

❌ وقتی ذهن می‌گه «نمی‌تونم»، بدن هم همراهی نمی‌کنه.

🔑 نقطه شروع تحول، همون‌جاست که هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن شکل می‌گیره.

یعنی چی؟ یعنی باید لاغری رو توی ذهنت ممکن، طبیعی و در دسترس بدونی… درست مثل نفس کشیدن 🌬️

🍃 مهم نیست چند ساله با اضافه وزن دست و پنجه نرم می‌کنی، چند بار رژیم گرفتی یا چند سالته…

تا وقتی تصویر ذهنی‌ات از خودت یک آدم چاق و شکست‌خورده‌ست، ذهنت هم همون رو به بدنت منتقل می‌کنه.

🌈 ولی به‌محض اینکه با تمام وجود باور کنی که «لاغری برای منم ممکنه»، اتفاق شگفت‌انگیز می‌افته:

هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن فعال می‌شه!

و ذهن ناخودآگاه‌ت شروع می‌کنه به ساختن یه نسخه‌ی جدید از تو:

👗 تویی که لباس دلخواهتو با لبخند می‌پوشی…

👣 با سبکی قدم می‌زنی…

😍 توی آینه به اندامت نگاه می‌کنی و از خودت لذت می‌بری!

🌀 وقتی این تصویر توی ذهنت تکرار بشه، حس لاغر بودن قوی‌تر می‌شه، منطق قدیمی و منفی عقب می‌ره و ذهن و بدنت با هم یکی می‌شن.

🎯 این یعنی شروع واقعی مسیر لاغری؛ جایی که دیگه لازم نیست خودتو مجبور کنی، چون بدنت خود به خود در مسیر درست حرکت می‌کنه.

💖 یادت نره: هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن نه‌تنها ممکنه، بلکه تنها راه لاغریِ موندگار و بدون رنج همینه!

جنگ بین منطق و احساس رو تموم کن تا بدنت همراهت بشه!

🧠 تا وقتی داری این مطلب رو می‌خونی یعنی یه صدای درونت هست که می‌گه: «لاغر شدن طبیعیه، شدنیه، برای من هم ممکنه!» ✨

اگه این حس درونت نبود، نه اینجا بودی، نه مسیر لاغری ذهنی رو انتخاب می‌کردی.

ولی چی باعث می‌شه با وجود این ایمان درونی، هنوز نتیجه‌ی دلخواهت رو نگرفته باشی؟ 🤔

💥 دلیلش یه ناهماهنگی پنهانه؛ احساس درونت باور داره که لاغری طبیعیه، ولی منطق‌ت هنوز گیر کرده به باورهایی مثل:

  • چاقی ارثیه 😕
  • سنم بالاست 😓
  • تحرکم کمه 🚶‍♀️
  • غذا رو نمی‌تونم کم کنم 🍕🍟

و این ناهماهنگی درست مثل کشیدن دو طرف یه طناب می‌مونه. بدنت نمی‌دونه باید کدوم سمتو انتخاب کنه!

🌈 اما خبر خوب اینه: وقتی بتونی هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن رو بسازی، جادو اتفاق می‌افته…

✨ اول باید ذهنتو مشغول فکر کردن به لاغر شدنت کنی. نه با زور، نه با استرس… با عشق و آرامش!

با تمرین‌هایی مثل پاسخ دادن به پرسش‌های ذهنی روزانه، ذهنت کم‌کم به مسیر لاغری عادت می‌کنه.

🌙 بعد باید «تجسم شبانه» رو وارد بازی کنی؛ یعنی هر شب قبل خواب، خودت رو در اندامت ایده‌آل تصور کنی. لباس مورد علاقت رو پوشیدی، داری توی آینه به خودت لبخند می‌زنی… 😍

🌀 این تصویرسازی باعث می‌شه احساس لاغر بودن، واقعی و زنده بشه؛ تا جایی که حس طبیعی بودن لاغری، منطق قدیمی و محدودکننده‌ات رو کنار بزنه.

🧩 نتیجه؟ ذهن ناخودآگاهت دیگه برنامه چاقی رو تکرار نمی‌کنه. چون تصاویر چاقی که سال‌ها درش ذخیره شده بودن، با تصاویر جدید و دلخواهِ تو جایگزین شدن.

🍃 حالا دیگه بدنت آماده‌ست که نه فقط وزن کم کنه، بلکه به تعادل و تناسب پایدار برسه… چون ذهن و احساست در یک مسیرن 💖

هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن

💓 احساس لاغری؛ جرقه‌ای که بدنتو روشن می‌کنه!

🧠 لاغر شدن فقط یه خواسته نیست، یه احساس درونیه. تا وقتی توی دل‌ت حس می‌کنی لاغری برای تو عادی نیست یا دور از دسترسه، ذهن ناخودآگاهت هم اون رو نمی‌پذیره.

یعنی چی؟ یعنی حتی اگه هزار تا رژیم بگیری یا ساعت‌ها ورزش کنی، اما احساس لاغری توی وجودت نباشه، بدنت واکنشی نشون نمی‌ده… مثل یه قفل که کلید اشتباهی بهش خوردی 🔒

🍃 از اون‌ور هم یادت باشه:

همه ما بارها و بارها احساس چاقی رو تجربه کردیم.

  • وقتی لباس‌مون تنگ شد 😕
  • وقتی توی آینه خودمونو سنگین‌تر دیدیم 😞
  • یا حتی وقتی از نگاه دیگران احساس چاقی کردیم 👀 و نتیجه؟ بعدش واقعاً چاق‌تر شدیم!

📌 حالا وقتشه این فرمول رو برعکس کنیم!

یعنی قبل از اینکه جسممون تغییر کنه، احساس لاغری رو بسازیم و به ناخودآگاهمون انتقال بدیم.

✳️ این همونجاست که هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن اتفاق می‌افته و مسیر تغییر شروع می‌شه.

🌙 هر شب، یه تصویر ذهنی بساز از خودت با اندامی متناسب.

لباس مورد علاقه‌ت رو پوشیدی، داری توی جمع می‌خندی، سبک و رها قدم برمی‌داری…

✨ حالا بذار این تصویر بره به عمق ذهن ناخودآگاهت.

📅 و هر روز، با پرسش‌های ذهنی لاغری، این حس رو بیشتر و بیشتر در خودت گسترش بده.

🌀 به محض اینکه این احساس به ناخودآگاهت برسه، رفتار، انتخاب‌ها و حتی میل‌هات به شکل خودبخودی شروع به تغییر می‌کنن. بدون اجبار، بدون زور.

🎯 یادت نره: قبل از اینکه لاغر بشی، باید احساس لاغری رو در خودت بیدار کنی… اون‌وقته که رؤیای تناسب اندامت طبیعی و شدنی می‌شه!

طبیعی بودن لاغری

فایل صوتی هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن را با دقت گوش کنید.

👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه هفتم: بیدارسازی نیروی لاغری درون.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 184 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.71 از 82 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45244

184 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

184 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار سحر
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۳ ۰۸:۴۳
      مدت عضویت: 1133 روز
      امتیاز کاربر: 12566 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 873 کلمه

      سلام و عشق به خدای لاغری و استاد لاغری و عاشقان لاغری💖

      صحبت‌های طلائی استادم:

      تکرار هر احساس برای ذهن شما به معنی علاقهٔ شما به آن احساس است این روند کار ذهن است و از آنجا که ما در انتخاب احساس آزاد هستیم بنابراین سیستم ذهنی ما به گونه ای طراحی شده که احساس ما را بررسی و قضاوت نمی‌کند سیستم ذهن ما به شکلی تنظیم شده که هر احساسی تکرار شود آن احساس به عنوان یک موضوع مهم و مورد علاقهٔ ما ثبت و در دستور کار گسترش ذهن قرار می‌گیرد👌 

      هرگز بر اساس آنچه میبینید عمل نکنید بلکه همیشه بر اساس آنچه میدانید عمل کنید👌

      دربارهٔ آنچه هست صحبت نکنید دربارهٔ آنچه که می‌خواهید صحبت کنید👌

      همیشه بگو من بهترینم من بینظیرم و همه چیز برای من فوق العاده است و من نگران هیچ چیز نیستم و از خداوند برای ویژگی‌های فردیت تشکر کن و جلوی آینه از خودت تعریف و تمجید کن خودت را بخاطر تمام اتفاقات بدگذشته ببخش و سرزنش نکن تا بتوانی عاشق خودت باشی👌

      من هر روز تمرینات را می‌نویسم ممکنه بعضی روزها شبیه هم باشد اشکالی ندارد وقتی هر روز مینویسم برای ذهنم جدیده چون ذهن زمان و مکان ندارد👌

      تمرین روزانهٔ امروزم:

      متناسب شدن چه حسی دارد و چه تغییراتی را در جسم و افکار و رفتارت مشاهده میکنی؟ 

      احساس میکنم فکرم آرام‌تر شده و افکار سنگین چاقی در ذهنم خیلی کمرنگ شده و از احساس رهایی از بند ذهنیت چاقم لذت میبرم و از اینکه افکار سمی چاقی توی ذهنم جولان نمیزنند و خودنمایی نمی‌کنند لذت میبرم از اینکه قدرت انتخاب دست خودمه لذت میبرم از اینکه در این مسیر سبز بهشتی دارم آرام آرام با طبیعت وجودم همسو میشوم لذت میبرم از کم شدن وزن و سایزم لذت میبرم از راحت و سبک راه رفتنم از فرز و چالاک حرکت کردنم لذت میبرم از آب شدن و محو شدن چربیهای اضافی بدنم لذت میبرم از زیبا و جوان شدن جسم و خوش فرم شدن اندامم لذت میبرم از اینکه تمام لباسها به تنم خوش استایل و زیبا هستند و هر مدل و هر رنگ و طرحی را که دوست دارم میتوانم بپوشم لذت میبرم از اینکه ذهن متناسبم فعال شده و احساس لاغری در من قوی‌تر شده و دارد با لذت و احساس شادی در من رشد میکند و گسترده میشود لذت میبرم از احساس سیریم لذت میبرم از اینکه فقط تمرکزم روی احساس سیری و گرسنگی است و دیگه قدرت را به غذاها نمی‌دهم لذت میبرم و غذا را یک نیاز طبیعی میدانم که هر وقت  بدنم به آن نیاز داشته باشد مغزم پيام گرسنگی را می‌دهد و هر وقت نیاز بدنم برطرف می‌شود مغزم پیام سیری و بکش کنار را میدهد از اینکه موقع غذا خوردن فقط از طعم غذایم لذت میبرم و هیچ فکر و احساس چاقی به آن نمی‌دهم لذت میبرم از پرپشت شدن موهای سرم و ابروهایم لذت میبرم از اینکه لبخند لاغری ساکن لبانم شده لذت میبرم و همهٔ این تغییرات که من تعدادی از آنها را نوشتم سبب شده خانواده ام و تمام اطرافیانم تحسینم کنند و مهمتر از تحسین دیگران خودم از این جسم زیبایی که با قدرت ذهنم برای خودم خلق کردم خیلی لذت میبرم و عاشقانه خودم را تحسین میکنم و کادوهای زیبای غیر خوراکی برای خودم میخرم

      چه اصلاحاتی میتوانی در جهت بهبود روند متناسب شدنت ایجاد کنی؟ 

      اینکه از تغییر کردن نترسم و از تغییر رفتار و افکار و عملکردم در جهت تناسب استقبال کنم و عادت‌ها و رفتارهای صحیحی که در خودم ایجاد کردم را با تکرار و استمرار آنقدر در خودم گسترشش دهم که به عنوان باور غالب در ناخودآگاهم ثبت و قابل اجرا شود و نکتهٔ مهم این است که چشمم به نتیجه نباشد و از نظر من نتیجه ایی وجود ندارد و من توسط انرژی درونم هر لحظه در حال تغییر و تبدیل شدن هستم فقط لازم است فکر دلخواهم را جوری احساس و مدیریت کنم که مغزم همواره مرا در شرایط تجربهٔ آن قرار دهد

      و این سؤال‌ را خودم به تمرینات روزانه ام اضافه کردم و احساس میکنم در روندرشدم به سمت خواسته هایم خیلی تاثیرگذار است

      سؤال:دوست داری خودت را امروز چطوری تجربه کنی؟

      دوست دارم امروز خودم را در یک جسم متناسب و شاداب تجربه کنم دوست دارم امروز آرامش فکری داشته باشم و از غیر خودم رها باشم دوست دارم امروز با خودم در صلح باشم و با پذیرش تمام خصوصیات خودم این اجازه را به خودم بدهم که از بودنم لذت ببرم دوست دارم امروز با تمرکز روی زیباییهای وجودم و جهانم و شکرگزاری داشته هایم، انرژیی درونم را در جهت همسویی با بهترین خودم تقویت و گسترش دهم دوست دارم امروز هر آنچه را که به من حس خوب می‌دهد را جذب و تجربه کنم دوست دارم امروز آگاهی‌های دریافتی را بهتر درک و راحتتر درونی کنم دوست دارم امروز بیشتر از احساس سیریم لذت ببرم دوست دارم امروز رها و پذیرا باشم و از اشرف مخلوقات بودنم و عاشقانه های خالق جانم نهایت لذت را ببرم

      من آنقدر از پاسخ به این سؤال در ادامهٔ سؤالات تمرینیم لذت میبرم که اصلاً گذشت زمان را احساس نمیکنم و بوضوح تاثیر شگفت انگیزش را در طول روز میبینم

      سپاسگزارم استاد جان بابت تمرینات قدرتمندی که برای رشد ما به سمت خواسته مان طراحی میکنید که ما را به تکرار و گسترش دادن آن وامی‌دارد عشق بی نهایت خدا همواره همراه روح بزرگ و دل مهربانت باشد🙏❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۱ ۱۳:۵۷
      مدت عضویت: 1133 روز
      امتیاز کاربر: 12566 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 862 کلمه

      به نام خالق جانم❤️

      سلام و عشق به استاد گرانقدرم و عاشقان لاغری

      از وقتی در کنار تمرینات دورهٔ اصلی تمرین تجسمی شبانه را به روش استاد عزیزم انجام می‌دهم روز به روز انجام آن برایم راحت‌تر و لذتبخش تر و تاثیرش واضحتر میشود و همیشه این توصیهٔ ارزشمند استادم در گوشم تکرار میشود که آرام و بدون توجه به نتیجه به سمت هدفتان حرکت کنید و سعی کنید از مسیر انتخابی تان لذت ببرید و همیشه تا جایی که از شما استاد عزیزم حرف شنوی داشتم تاثیرش را به وضوح در تغییراتم احساس کردم و در مورد تغییرات فکری و رفتاری و حتی تغییرات جسمیم همواره سعی کردم قانون تکامل پلکانی را رعایت کنم مثلاً در مورد تغییر جسمم از اول خودم را در یک جسم کاملاً لاغر و متناسب تجسم نکردم بلکه تجسم کردم که یه کم لاغرتر و جمع و جورتر شدم و بعد از اینکه در واقعیت تجربه اش میکردم دوباره تجسم میکردم یه مقدار متناسب تر شدم و باز در فاصلهٔ زمانی کوتاهی آن را تجربه میکردم و به همین ترتیب ادامه دادم برای همین روند کاهش وزنم آرام و یکنواخت است و من بدون هیچ سختی دارم به آرامی وزن کم میکنم و با وزن ایده آلم فاصلهٔ زیادی ندارم اما با وجود این تغییرات چشمگیر اوایل که تمرینات مراقبهٔ تجسمی این دوره را انجام میدادم به وضوح مقاومت ذهنیم را احساس میکردم و قبل از خواب هر وقت شروع میکردم به تجسم کردن ذهنم میرفت روی یک موضوع دیگه و من بدون حساسیت دوبارهٔ توجه ام را می آوردم سمت تجسم تناسب دلخواهم اما یه کم بعد دوباره ذهنم بطور نامحسوس حواسمو پرت می‌کرد و من خیلی تعجب میکردم که با وجود اینکه هر روز دارم متناسبتر میشوم چطور ذهنم در پذیرش لاغری بازم مقاومت دارد و در ادامه سعی کردم به این مقاومت ذهنیم توجه نکنم و به تجسمات دلخواهم توجه کنم و با صبوری ادامه دهم و بعد از اضافه شدن تمرینات پرسش و پاسخ یواش یواش مقاومت ذهنیم کمتر شد و من شبها براحتی می‌توانستم با جسم سبکم در تخیلات اینور و آنور بروم و سبکی جسمم را راحتتر احساس میکردم اما اندام ایده آلم را نمی‌توانستم بطور کامل و بدون پرش ذهنی تجسم و احساس کنم حتی وقتی میخواستم لباسهای مورد نظرم را بپوشم تجسم کردن کامل اندام متناسب ایده آلم در آن لباسهای اندامی و زیبا کار آسانی نبود اما من بدون توجه به این واکنش های ذهنیم با آرامش ادامه دادم و حدود دو هفته به همین منوال گذشت و ذهنم همچنان موقع انجام این تمرین مقاومت می‌کرد و من تصورم این بود که حالا حالاها باید درگیر مقاومت ذهنیم باشم و اتفاقی که افتاد این بود که بعد از این مدت وقتی تجسم شبانه را انجام دادم براحتی توانستم تناسب اندام دلخواهم را بطور کامل تجسم واحساس کنم و نکتهٔ جالبش این بود که ذهنم نه تنها مقاومت نمی‌کرد بلکه براحتی با من در انجام این تمرین همکاری هم می‌کرد و من وقتی در عالم خیالم خودم را در یک جسم ظریف و لاغر تجسم میکردم براحتی به قالب این جسم در می آمدم و در ادامه برای امتحان خودم را لاغرتر و باریکتر تجسم کردم دیدم در آن واحد جسمم به همان سایز و اندازه تبدیل شد و از یک طرف شگفت زده شده بودم و از طرفی از همسویی و همکاری ذهنم لذت می‌بردم و در آن لحظه یاد توصیهٔ استادم افتادم که همیشه تاکید می‌کنند که به مقاومت و موانع ذهنی تان توجهی نکنید و فقط تمرکزتون روی انجام اصلاحات و تکرار تمرینات باشد و بدون خیره شدن به نتیجه با احساس خوب و صبوری فقط ادامه دهید سپاسگزارم استاد جان واقعاً که هر کلامت کلید رهایی از یک مانع بزرگ ذهنی است و هر کدام از راهنماییهای ارزشمند شما اگر به عمل تبدیلش کنیم سبب تغییرات بزرگی را در ما میشود و الان توی تجسمات شبانه ام براحتی جسمم به هر اندازه و سایزی که بخواهم در یک چشم بهم زدن تبدیل می‌شود و هر لباسی را براحتی به آن میپوشانم و در هر مکانی که دوست دارم به آسانی حضور پیدا میکنم و خیلی از تجسمات شبانه ام لذت میبرم و با آرامش خوابم می‌برد و با حس زیبای لاغری از خواب بیدار میشوم و با نوشتن تمرین پرسش و پاسخ در تمام روز حواسم متمرکز میشود روی تناسب اما نکتهٔ مهمی که نظر مرا جلب کرده این است که با وجود اینکه من به تناسب اندام ایده آلم نزدیک شدم و احساس غالبم لاغری است اما ذهنیت چاق هنوز در من فعال است و این نشان می‌دهد که با تکرار چاقی در سال‌های زیاد چقدر ذهنیت و باور چاقی در من ریشه دار شده و من وقتی به جسم ایده آلم برسم تازه میتوانم جسم متناسبم را جایگزین جسم چاقم کنم اما برای ریشه دار شدن لاغری در ذهنم باید آنقدر آموزش‌های ذهنی و تمرینات عملی آن را تکرار کنم و با صبوری ادامه دهم تا به مرور ریشه های چاقی ضعیف و فرمول‌های چاقی در ذهنم به حالت خنثی در آیند و با قوی کردن باور لاغر شدن آسان‌ترین کار دنیاست وحق طبیعی من است تناسب را در خودم تبدیل کنم به یک حالت طبیعی و دائمی آنوقت است که میتوانم هر روز با تجربهٔ حس زیبای تناسب، بودنم را جشن بگیرم 🌷💗🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۶ ۱۶:۵۳
      مدت عضویت: 1133 روز
      امتیاز کاربر: 12566 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 944 کلمه

      به نام عشق مطلق هستی❤️❤️❤️

      سلام و عشق نثار استاد بی‌همتایم و عاشقان لاغری

      سپاسگزارم استاد جان واقعاً آگاهی این جلسه تیر خلاص رو زد به منطق و باورهای مخرب ما و دوباره این اصل را به ما یادآوری کرد که همه چیز دست خودمونه و ما خالق زندگیه خودمان هستیم بنابراین برای رسیدن به هر آرزویی فقط کافی است موجود بودنش را با تمام وجودمان احساس کنیم و توی تخیلاتمون باهاش زندگی کنیم و طوری رفتار کنیم که احساس کنیم واقعاً بهش رسیدیم و داشتنش برامون عادی بشه و وقتی احساس کنیم اونو داریم‌ توی زندگی واقعی مون براحتی خلق میشه و من بارها و بارها به تکرار در زندگیم بطور ناخودآگاه این اصل رو در خیلی موارد تجربه کردم اما به اهمیت و قدرتش توجهی نداشتم و آگاهی این جلسه ضمن یادآوری این اصل این نکتهٔ کلیدی را توی مغزم حک کرد که کل قانون خداوند برپایهٔ راحتی و آسانیه و این منطق منه که آسان بودن خدا را برای ما سخت جلوه میدهد و من اگر بتوانم همین یه اصل را خوب بفهمم و درکش کنم، براحتی میتوانم خدا را به هر آنچه که می‌خواهم تبدیل کنم. به همین سادگی به همین آسانی 

      یادمه سالها پیش موقعی که توی یک خانهٔ یک طبقه زندگی میکردم داشتن این خونه ای که الان توش زندگی میکنم را آرزو کردم و شبها موقع خواب شروع میکردم به رویا پردازی یه خونهٔ دو طبقهٔ بزرگ با نور و روشنایی فراوان و وسایل شیک و مدرن توی یکی از خیابان‌های اصلی و در کوچه ای آرام با همسایه هایی خوش قلب و مهربان … و آنموقع وقتی به برادرم گفتم میخوام این خونه رو بفروشم و با پولش یه همچین خونه ای بخرم بهم خندید و گفت سحر توچقدر خوش خیالی این خونه قدیمیه و تو با پولش شاید بتونی یه آپارتمان بخری اما من خونه رو فروختم و برای تخلیه از خریدار دو ماه مهلت گرفتم و بچه هام مرتب سرزنشم میکردند که چرا خونه رو فروختی با این پول یا باید یه آپارتمان کوچیک بخریم یا باید بریم مستاجری اما من به حرفشون گوش نمی‌دادم و هر بنگاهی میرفتم میگفتم من یه خونهٔ دو طبقه با این شرایط میخوام اون بنده خداها هم که فکر می‌کردند من پول کافی برای خرید دارم خونه های دو طبقه زیادی نشونم دادند اما هیچ کدام مورد پسندم نبود و یک ماه به همین منوال گذشت و دیگه همهٔ اطرافیانم سرزنشم می‌کردند و برادرم با تمخسر میگفت شتر در خواب بیند پنبه دانه … اما من بدون اینکه قانون را بدانم دلم قرص بود که به این خونه میرسم دو هفتهٔ دیگر هم گذشت و من وقت چندانی نداشتم و خانه هایی را که میدیدم مورد پسندم نبود و اصلاً به این توجه نمیکردم که پولم برای خرید خونهٔ ایده آلم کمه و فقط تمرکزم روی این بود که خونهٔ مورد نظرم را پیدا کنم و دیگه تقریباً هیچ بنگاهی  نمونده بود که من سر نزنم و بچه ها هم مرتب غر می‌زدند و میگفتند مگه خونه بزرگ خریدن باین پول شوخیه و توی همین اوضاع و احوال یکی از دوستانم که میدانست من دنبال خونهٔ دوطبقه میگردم بهم زنگ زد و گفت پسر خاله ام بخاطر شرایط شغلیش مجبور شده بره یه شهر دیگه زندگی کنه و قصد داره آپارتمانی که نزدیک محل کارش هست رو بخره و از صاحب آپارتمان مهلت گرفته تا بتونه خونه شو بفروشه برای همین خونهٔ دو طبقه اش رو زیر قيمت میفروشه و وقتی با دوستم برای بازدید خانه رفتم دیدم این خانه بزرگتر و زیباتر از اون چیزیه که من تجسم میکردم و چون به پول برای خرید خونهٔ مورد نظرش نیاز داشت حاضر شد به همون مبلغی که من داشتم خونه رو بفروشه و من با ذوق و شوق فردای آنروز خونه رو قولنامه کردم و قرار شد هفتهٔ بعدش همزمان با سند زدن پول آن را پرداخت کنم و بچه ها هم تعجب کرده بودند و هم خوشحال بودند که یه همچین خونه ایی رو با مبلغ کم خریدیم دو روز بعدش از بنگاه تماس گرفتند و گفتند یه مشتری برای خونه پیدا شده که حاضره ضمن مبلغ پشیمون کرد با قيمت بیشتری خونه رو بخره و صاحب خونه هم راضی شده و این خبر روی پسر کوچیکم سهیل که آنموقع سال اول دانشگاه بود خیلی تاثیر گذاشت و با ناراحتی گفت مامان سحر ما شانس نداریم گفتم ما نیازی به شانس نداریم چون ما خدا رو داریم و همون خدایی که این خونه رو تا این مرحله رسونده بقیهٔ شم خودش درست میکنه و روز بعد صاحبخانه زنگ زد و گفت امکانش هست قبل از آماده شدن سند برای انتقال، پول خونه رو بریزی به حسابم گفتم چطور شما که میخواستی خونه رو با مبلغ بیشتر بفروشی گفت درسته ولی طرفه معامله پولش آماده نیست و گفته یه ده روزی طول میکشه تا بتونم پول خونه رو تهیه کنم و از این طرفم برای آپارتمانی که میخوام بخرم مشتری پیدا شده و صاحب آن گفته اگه امروز و فردا نتونی پول آپارتمان رو جور کنی اونو میفروشم به مشتری جدید و به این ترتیب من صاحب خانهٔ رویایی ام شدم و با عشق و شوق فراوان شروع کردم به نقاشی و طراحی خانه ام و زیباترین و مدرن ترین وسایل را برای آن تهیه کردم و تبدیلش کردم به بهشت کوچکی که هر کس وارد خانه ام میشود فقط تحسین می‌کند و الان که چندین ساله توی این خانه زندگی میکنم عادت هر روزم شده که برای داشتنش با حس خوب شکرگزاری کنم و حتی همسایه هایم هم کپی برابر اصل همون همسایه هایی هستند که توی تخیلات داشتنشون رو احساس میکردم و بقول استاد عزیزم مهم نیست که از نظر دیگران و منطق من امکان پذیر نیست مهم اینه که من دوست دارم خواستهٔ مورد علاقه مو تجربه کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم