🎯 دوستی با درون برای کاهش وزن یعنی اینکه بهجای تکیه به دیگران، یاد بگیری خودت بهترین رفیق خودت باشی.
خیلی وقتا فکر میکنیم برای سبک شدن، باید یکی باشه که حرفهامونو بفهمه و دلداریمون بده،
اما واقعیت اینه که قویترین همدلی رو میتونی از درون خودت دریافت کنی 💛
تو مجهز به یه دوست وفادار درونی هستی… فقط باید بهش گوش بدی 🤲🧠
از همین لحظه، رفاقتت رو با خودت شروع کن! 🌱

🚫 دشمنی با درون = دور شدن از آرامش و هدف
سالها عادت داشتم درباره سختیهای زندگی و حتی اضافهوزنم با اطرافیان حرف بزنم. همیشه دلم میخواست دیگران من رو تأیید کنن یا برام ابراز تأسف کنن 😢
هر چی بیشتر میشنیدم که «تو مظلومی»، حس میکردم دوستهای بیشتری دارم که پشتم هستن…
اما در واقع، هرچی این حرفا بیشتر میشد، گلههام هم بیشتر میشد 😩 و شرایط زندگیم سختتر!
🌀 هر بار که با کسی حرف میزدم، یه لیست بلند از مشکلات جدید برای تعریف داشتم…
و این چرخه در مورد چاقی من هم تکرار میشد. مرتب برای بقیه از تلاشهام برای لاغر شدن میگفتم.
و وقتی بهم میگفتن: «تو خیلی تلاش کردی»، یه احساس آرامش کاذب میاومد که انگار من مقصر نیستم! 😶🌫️
ولی پشت این دلسوزیها، واقعیت تلخی بود…
✨ هرچی بیشتر توجیه میآوردم، انگیزهام برای لاغر شدن کمتر میشد…
🌟 دوستی با درون برای کاهش وزن: نقطه عطف تغییر
از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، اولین چیزی که یاد گرفتم این بود:
❌ درباره چاقی و مشکلاتش با کسی صحبت نکن!
ده ساله که توی این مسیرم و حتی یک بار هم از چاق شدن یا لاغر نشدنم با کسی حرف نزدم 🎯
چون فهمیدم که کلید موفقیت، دوستی با درون برای کاهش وزنه 🔑❤️
من نیاز داشتم یک همراه واقعی، یه دوست صمیمی توی وجود خودم پیدا کنم؛
کسی که وقتی خستهم، وقتی کمانگیزهم، بهم دلگرمی بده ✨
و خیلی زود فهمیدم:
🌈 بهترین دوست من توی این مسیر… خودمم!
💚 از دشمنی به رفاقت: انتخابی که زندگیمو عوض کرد
سالها با خودم در جنگ بودم.
هر بار که به بدنم نگاه میکردم، یه منتقد درونم بیدار میشد و شروع میکرد به سرزنش 😞
و نتیجهاش؟ فقط چاقتر شدن… و خستگی بیشتر! 🧨
اما مسیر ذهنی کاهش وزن یعنی برعکسِ همه اون سالها رفتار کنم.
یعنی به جای دشمنی، دوستی با درون برای کاهش وزن رو انتخاب کنم به خودم عشق بدم 💌
یعنی هر روز به خودم بگم:
«تو داری تلاش میکنی و لیاقت حمایت و مهربونی رو داری» 🌱🫂
✅ حالا توی مسیر لاغری با ذهن، من پشتیبان خودمم
نه قاضی، نه دشمن… بلکه بهترین رفیق خودم! 🤗

✨ اهمیت دوستی با درون برای کاهش وزن
خیلی از ما فکر میکنیم لاغر شدن فقط به رژیم و ورزش بستگی داره،
اما واقعیت اینه که یکی از مهمترین عوامل کاهش وزن پایدار، داشتن رابطهای سالم و صمیمی با خودمونه ❤️
وقتی یاد میگیریم خودمون رو همونطور که هستیم بپذیریم،
وقتی بهجای سرزنش، از خودمون حمایت میکنیم،
یه تغییر عمیق درونی اتفاق میافته که مسیر کاهش وزن رو هموارتر میکنه 🧘♀️🌿
وقتی با خودت دوست باشی، دیگه لازم نیست برای تأیید شدن دنبال نگاه بقیه باشی 👀
با خودت صادقانه میگی:
«من کامل نیستم، اما در حال رشدم!» 🌱
این نوع پذیرش، پایهی دوستی با درون برای کاهش وزنه
و عزت نفس تو رو قویتر میکنه 💪
تا حالا شده فقط به خاطر یه پرخوری کوچیک، خودتو سرزنش کنی؟
این قضاوتها مثل یه زنجیر دور ذهنته ⛓️
اما وقتی با خودت دوست باشی، به جای دعوا، دنبال درک علتش میگردی 🔍
💡 نتیجه؟
استرس کمتر، آرامش بیشتر و کنترل بهتر روی رفتارهای غذایی 🍽️✨
در مطالعهای جدید از Drexel University آمده است که وقتی افراد پس از لغزش غذایی به جای سرزنش، با خودشان مهربانتر رفتار میکنند، حالت روحیشان بهتر شده و توانایی کنترل رفتار غذاییشان افزایش مییابد .
وقتی با خودت در صلحی، بهتر میتونی تصمیم بگیری.
نه از روی احساس گناه، نه برای خوشایند بقیه…
بلکه چون میدونی چی برات خوبه 💚
این وضوح ذهنی سبب دوستی با درون برای کاهش وزن و در لاغری نقش مهمی داره و باعث میشه کمتر به رفتارهای افراطی رو بیاری 🎯
وقتی مسیر کاهش وزن از درون شروع میشه، ماندگارتره 💫
دوستی با درون برای کاهش وزن یعنی تمرکز روی رشد شخصی، نه فقط سایز لباس!
یعنی آرامآرام، عمیق و واقعی تغییر کردن… نه یه تغییر سطحی و موقتی.
وقتی با خودت خوب باشی، با دیگران هم راحتتری.
کمتر دنبال تایید میگردی، بیشتر خودِ واقعیت رو نشون میدی 🫶
و همین حس خوب، انرژی لاغر شدن رو بیشتر میکنه؛ چون دیگه از درون احساس قدرت و حمایت داری 💥
دوستی با درون
فایل صوتی دوستی با درون برای کاهش وزن را با دقت گوش کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.60 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای صلح و دوستی …
نکات آموزشی فایل صوتی جلسه نهم از دوره ورود به ضمیر ناخودآگاه دیدگاه اول …
عنوان : اهمیت دوستی با درون
××××××××××××××××××××××
در ابتدای فایل صوتی ،حضرت استاد اهمیت انتظار لاغری رو یادآوری کردند چرا که حس انتظار برای لاغر شدن ایجاد کننده احساس لاغری است زمانی که احساس لاغری در اوج قرار میگیره انتظار ما هم برای لاغر شدن به شدت بالا میگیره شدت انتظار به نوع رفتار ما ارتباط زیادی داره هر رفتاری که از ما سر بزنه سوالی مطرح میشه آیا با این عمل که داری انجام میدی یا انجامش دادی یا میخوای انجامش بدی انتظار لاغر شدن از خودت داری یا چاقی؟
اگر انتظار داری لاغر بشی شدتش چقدره با این رفتار انتظارت برای لاغر شدن بالا گرفته یا احساس چاقی داری؟
خیلی وقتا شده که من در خودم احساس لاغر شدن دارم احساس سبکی احساس گشاد شدن لباسم اما وقتی جلوی آینه خودمو میبینم چندان تغییری نکردم یعنی تغییر کردم ولی نه در این حد که انقدر خودمو سبک احساس کنم این نشانه بسیار خوبیه برای آغاز تغییر جسمم که از این بابت خیلی خوشحالم و باید تا حصول نتیجه با احساس خوب ادامه بدم…..
باید در نظر داشته باشیم که احساس ما همواره در نوسان و تغییره یعنی احساسات ما بین چاقی و لاغری در نوسانه اما یک فرد متناسب هیچ وقت در مورد احساس لاغری خودش دچار شک و تردید نمیشه…..
کافیه با چند سوال از یک متناسب طبیعی به این موضوع پی ببریم مثلاً بارها شده از یک آدم متناسب پرسیدیم که شما اینقدر خوردی یا فلان غذا و خوراکی رو خوردی نمیترسی چاق بشی ؟ ولی اونا گفتن نه واسه چی چاق بشیم اصلاً ما تا به حال هرچی هر وقت خوردیم چاق نشدیم و هر کار میکنیم از چاقی خبری نیست اینا به دلیل اینه که از وضعیت خودشون اطمینان دارند
ولی ماهایی که اضافه وزن داریم هر وقت خواستیم از هر روشی لاغر کنیم به شک و تردید افتادیم یعنی من لاغر میشم؟ نکنه لاغر نشم ..وقتی هم که لاغر میشیم به ماندن در این وضعیت هم شک داریم : … یعنی من لاغر میمونم؟ نکنه دوباره چاق بشم؟ موقع غذا خوردن هم گفتگوی ذهنی داریم این غذا چاقم میکنه ؟نکنه اینو بخورم چاق بشم در شرایط دیگه مثل تعطیل شدن مدارس و کمتر شدن کاروبار باز دچار شک و تردید میشیم نکنه فعالیتم کم شده چاق بشم در شرایط ماه رمضون نکنه دوباره چاق بشم حالا عید اومده نکنه چاق بشم …..
شک و تردیدها نسبت به وضعیت جدید باعث نوسان احساسی در ما میشه خیلی مهمه در طی دورههای لاغری با ذهن احساس لاغری رو در خود مدیریت کنیم… چگونه ؟….از طریق ایجاد رابطه دوستانه با خود در موضوع لاغری…… ایجاد رابطه دوستانه در هر موضوع دیگه غیر از لاغر شدن هم صدق میکنه مثلاً میخوای به درآمد و ثروت برسی باید رابطه دوستانه با خودت در مورد کسب درآمد برقرار کنی وگرنه موفق نمیشی …در گذشته که در مورد موضوعی به هم میریختیم حال و احساسمون بد میشد خیلی دوست داشتیم یکیو پیدا کنیم باهاش درد دل کنیم که به خیال خودمون سبک و آروم بشیم و موضوعو حل کنیم در صورتی که معمولاً حل که نشده هیچ بدتر هم شده درد و دل کردن با دیگران باعث شده ما رو تایید کنن و برامون دل بسوزونن فایدهای که داشته حس خوشایندی به ما داده از نظر اینکه احساس کردیم حمایت شدیم چون تایید شدیم و بهمون حق داده شده و این از نظر روحی برامون خوب بوده ولی چون اصل موضوع لاینحل باقی مونده دوباره احساسمون بد شده…کلا درد و دل کردن چیز خوبی نیست …ما باید ارتباط دوستی با خودمون برقرار کنیم و خودمون به خودمون دلداری بدیم و راه حل پیدا کنیم از خدای درونمون کمک بخواهیم و روی بندگان خدا حسابی باز نکنیم
پایان دیدگاه اول
نشان های دریافت شده
:به نام خدای لاغری و تناسب اندام سوالات مربوط به برنامه ریزی منطق ذهنی۱– متناسب بودن چه حسی داره؟
لاغری بهم حس جذاب بودن داده.لاغری بهم حس خوش تیپی داده .لاغری و تجربه کردن سایز ۳۸ حس زیبایی و خالق بودن داده …لاغری و تجربه زندگی در وزن ۶۵ کیلو و بلکه کمتر حس فوق العاده سبکی و چالاکی بهم داده .متناسب شدن حس عشق به خودم رو برام زنده کرده …. خدایاااااااااا شکرت …
از اینکه شکمم از شدت صافی و تخت بودن به کمرم چسبیده لذت میبرماز اینکه باسن و رانها در اندازه طبیعی و به اندازه آنقدر زیبا به چشم میان لذت میبرماینکه میتونم با خیال راحت و با خوشحالی تاب شلوار چسبان بپوشم لذت میبرماز اینکه سایز سینههام پایین آمده خوش فرم و دخترانه شدن لذت میبرم از اینکه آنقدر سبک شدم که میتونم با خیال راحت کفش پاشنه بلند بپوشم لذت میبرم از چهره جوان و شادابم لذت میبرم از پاهای کشیده و خوشحالتم لذت می برم ..از اینکه قدم بلندتر به نظر میاد لذت میبرم از اینکه کم سن و سال به نظر میام لذت میبرم از اینکه دوباره سلامتی کامل به دست آوردم لذت میبرم خدایا شکرت به خاطر تجربه این همه لذت ناب و بینظیر…
دیروز که به مهمانی رفته بودم بودند از خواهرام و مامانم گرفته تا دختر عمههام و دختر خالههام و خاله بزرگم همه دور هم جمع شده بودیم من شده بودم گل سرسبد مجلس با لباس سه تیکه با ترکیب رنگ کرم شکلاتی و سفید خیلی خوشگل شده بودم تخت بودن شکمم کامل مشخص بود بلوزم کرم شکلاتی اندازش تا زیر شکم با یقه خشتی و آستین حلقهای قالب تن چسبان ، دامن ترک تا روی زانو به رنگ سفید ؛؛، شومیز سفید با آستین نیمه جلو باز آزاد اندازه تا زیر باسن، زنجیر طلای ۱۸ عیار به زیبایی در گردنم خودنمایی میکرد اینو همسرم برام کادوی لاغر شدنم خریده از بس ذوق لاغریمو میکنه رنگ موهام قهوهای روشن با مدلی که دوست داشتم با گل سر بسته بودم آرایش صورتم خیلی ملایم و خانمانه خلاصه که هرکی یه چیزی با خوشحالی بهم میگفت خاله بزرگم میگفت چقدر بچه سال شدی انگار که برگشتی به ۳۰ سالگیت یادمه که چقدر لاغر بودی ولی الان با اینکه ۵۷ ساله شدی دوباره لاغر شدی اما خیلی خوشگلتر از اون موقع ات هستی آفرین خیلی عالی شدی هیچ نمیدونیم چطوری این همه وزن کم کردی جوری که اینقدر شاداب و جوان شدی پوستت سفت و کشیده به نظر میاد موهاتم پرپشتتر شده از وقتی اومدی زیر نظرت گرفتم شیرینی هم دو سه تاخوردی فهمیدم رژیم نداری وگرنه جرات شیرینی خوردن نداشتی حالا بعدن بهم بگو با خودت چکار کردی اینا رو میگفت و میخندید و خوشحال بود منم ترجیح دادم فقط شاد باشم و لبخند بزنم و فعلاً چیزی نگم و توضیح ندم.. فقط گفتم خاله جان اگهدیدی سه تا شیرینی دانمارکی خوردم چون وقت نکردم ناهار بخورم گرسنه ام بود ولی غیر اون شیرینیا میلم به چیز دیگه نکشید و نخوردم
مجموعهای از افکار صحیح ، لاغری منو برام رقم زد چند نمونهشو براتون میگم:برای لاغر شدن باید خودمو دوست میداشتم و من عشق ورزیدن به تن و بدن خودمو شروع کردم جلو آینه از دیدن خودم لذت می بردم و میثاق نامه می خوندم در خودم توانایی و لیاقت لاغر شدن رو ایجاد کردم برای لاغر شدن باید به چاقی جسمم اصلاً توجه نمیکردم کار آسانی نبود اما شد زمانی که لاغر بودم و رویای چاقی داشتم در عین حالی که جسم لاغر استخوانیم همواره جلوی چشمم بود و از اطرافیان بازخورد حرفهای انتقادی میگرفتم و توجهم به لاغریم جلب میشد اما اینا باعث نشد به چاقی توجه نکنم و دلم نخواد که چند کیلویی چاق بشم همسایهمون زن چاق زیبایی بود هر وقت میدیدمش لذت میبردم و تصویر چاق و تپلش در ذهن من جا خوش کرده بود چند باری برام گفت که چطور چاق شده و من با دقت گوش میدادم و به خاطر میسپردم اما نمیدونم چرا هیچ وقت به این فکر نمیکردم که استعداد چاقی ندارم به راه حلهایی که بهم میگفتند فکر می کردم و نقشه می کشیدم مثلاً میگفتن نون و برنج چرب و چیلی و ماکارونی زیاد بخور کمتر کار کن خودتو بزن به بیخیالی تا چاق بشی در اون مقطع سنی با اون همه کار و بچه داری میدونستم که امکان نداره بیخیال بشم و کار زندگی و تحرک و زحمتم کم بشه هر کار میکردم اشتهام زیاد نمیشد که بیشتر بخورم ولی همچنان امید داشتم که بالاخره چاق میشم گفتم در همیشه روی یه پاشنه نمیچرخه بالاخره بچهها بزرگ میشن کار من کم میشه سوخت و سازم می آد پایین …. پیشبینی مادرم روی ذهن من نشست که میگفت مطمئن باش وقتی ۳۰ ساله بشی مثل خودم چاق میشی و همین اتفاق افتاد چون بعد از سی سالگی دیگه کاملا منتظرش بودم بچه ها ۱۰ _ ۱۱ ساله شده بودن آرامش و رفاه بیشتری تجربه می کردم شرایط کاملا برای شروع چاقی جسمم فراهم شده بود اما از مدتها قبل ذهنم چاق شده بود و بالاخره محصول داد و من سال به سال چاقتر شدم… میخوام چی بگم به شما ؟میخوام بگم در عین چاق بودن میشه به لاغری فکر و توجه کرد البته ایندفعه خیلی راحت نیست چون تصاویر چاق در ذهن به تثبیت رسيده… مهمترین عامل تحقق رویای لاغری و پاشنه آشیل تناسب اندام تجسم شبانه قبل از خوابه که تصویر خودمونو به شکل یک انسان متناسب به ذهن میدیم و آنقدر این کار را هر شب تکرار میکنیم تا بالاخره به ثبت برسه وتصاویر چاقی رنگ ببازه اون وقت به طرز شگفت انگیزی رفتارها تغییر کرده و جسم هم شروع به تغییر میکنه و میافتیم به سرازیری و کاهش وزن شتاب میگیره اگر در رفتار صحیح و رها نکردن آموزشها استمرار داشته باشیم بالاخره به وزن ایدهآل میرسیم من با همین تفکرات بود که لاغریم شروع شد و به نتیجه رسید
باید بگم در این مورد هم تغییرات بسیاری کردم وقتی تونستم تصویر لاغرتر از خودم در ذهنم جایگزین تصویر چاقی کنم همزمان با آموزشها رفتارهای من خود به خود تغییر کرد فهمیدم چه وقت گرسنه ام و چه وقت سیر حرص و ولع به مواد غذایی از بین رفت هیچ گروهی از مواد غذایی رو هم حذف نکردم همه چی خوردم اما با معده خالی با حس گرسنگی واقعی و به اندازه با اینکه همه چی میخوردم ولی با این حال لاغر شدم و این معجزه لاغری ذهنیست عجله نکردم زمان خاص برای لاغریم تعیین نکردم ترازوی وزن کشی را به طور کامل کنار گذاشتم هرگونه برنامه رژیمی و ورزشی را هم حذف کردم اما حالا که متناسب شدم عشق به ورزش و پیادهروی در وجودم احساس میکنم و با شوق و علاقه به باشگاه میرم
ادامه برنامه تجسم شبانه و پاسخ به سوالات منطق ساز روزانه
حرف نزدن راجع به چاقی دیگران نه گفتن به تعارف به شکل محترمانه
اکتفا کردن به سه وعده غذایی اصلی اگر زودتر از موعد گرسنه شدن از آب سبزیجات و میوه استفاده کنم اگر خواستم گاهی در میان وعده از خوراکی مثل بستنی یا شیرینی استفاده کنم سایز کوچک انتخاب کنم و دقت داشته باشم روی سیری و برای تفریح و لذت نباشه روی خوراکیها را بپوشونم که در معرض دیدن قرار نگیرنداگر متوجه میل کاذب به خوردن شدم بلافاصله حواسمو پرت کنم به یک کتاب به یک فیلم مورد علاقه به یک موزیک و ترانه شاد حتی به رقصیدن توجه نشون بدم حتماً برای اوقات فراغت برنامه داشته باشم تا الکی به فکر خوردن نیفتم مصرف چای رو محدودتر کنم مصرف آب رو بیشتر
نشان های دریافت شده
به نام خدای صلح و دوستی. سلام و درود.پارت نهم از دوره ضمیر ناخودآگاه .با عنوان اهمیت دوستی با درون.
>>>>>>>>>><<<<<<<<
اگر بخواهیم با موفقیت به هدفهامون برسیم و پیشرفت کنیم باید مهارت دوستی با درون خود را به دست بیاوریم
معمولا اکثریتمون از این دوستی غافلیم و همیشه به دنبال یک نفر میگردیم که بریم باهاش درد و دل کنیم در صورتی که همه ما در درون خود ابزار قدرتمندی داریم و به فردی که نقش دوست برامون بازی کنه نیازی نداریم …. خطایی که بیشتر ما در زمان چاقی باهاش درگیریم بیان شکست و ناتوانیها در مورد لاغر نشدن و چاقتر شدن نزد افراد دیگه اس که چی بشه ؟؟ که بگیم ما مقصر چاقیمون نیستیم هر کاری که میشده کردیم ولی نشده تازه چاقتر شدیم یعنی برای مظلوم نمایی و انتقال حس قربانی بودنمون به دیگران این عادت رو رها نمیکنیم و با این احساسات منفی بهانه پیدا میکنیم که به چاقیمون بچسبیم و ادامه دارش کنیم ولی به لطف خدا از وقتی در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتیم متوجه شدیم هرگز نباید درباره چاقی و لاغر نشدن و موضوعات مربوطه با دیگران صحبت کنیم علاوه بر این میبایست درک کنیم که دوستی با درون پاشنه آشیل کسب نتیجه عالی در این مسیره تنها کسی که میتونه بهترین دوست من باشه که وقتی ناامید میشم و یا احساس شکست میکنم شرایط احساسی منو تغییر بده و اشتیاق و انگیزه ادامه دادن بهم بده خودم هستم
استاد میفرمایند که در سالهای چاقی هیچ وقت از خودش و شرایط جسمیش رضایت نداشت و همیشه خودشو سرزنش میکرد و نتیجهاش براشون چاقتر شدن بود اما وقتی درک کرد که مسیر لاغری ذهنی مسیر برعکس دوران چاقیه پس برای لاغر شدن نیاز داشت به دوستی با خودش و با درون خودشون به صلح و دوستی رسیدند و دست از دشمنی با خود برداشتند…. با دریافت این آگاهی تونستن از درون خودشون برای خود حامی و پشتیبان بسازند به خود و توانمندیهاشون تکیه زدند و مسیر پیشرفت رو طی کردند ..
.
به این معناست که خودمونو کامل بشناسیم و با تمام قوت و ضعف قبولش کنیم رابطه ما با درونمون میبایست سالم و دوستانه باشه و کیفیت این رابطه تاثیرات خوبی روی سلامت روانی عاطفی و حتی جسمی ما میگذاره..
اول اینکه وقتی من با درون خودم دوست باشم در این صورت میتونم خودمو با همه جوانب مثبت و منفی بپذیرم و این پذیرش عزت نفس به من میده احساس رضایت از خودم بهم میده این عزت نفس بالا موجب میشه در مسیر لاغری ذهنی ، هم مقاومتر بشم و هم عملگراتر …
دوم اینکه وقتی من با خودم در صلح و دوستی باشم کمتر خودمو قضاوت میکنم و میزان استرس و اضطرابم کاهش پیدا میکنه به جاش از خودم مراقبت میکنم و به آرامش ذهنی میرسم و میتونم در مسیر لاغری ذهنی بهتر حرکت کنم و به نتایج خوبی برسم …
سوم اینکه وقتی من خودمو بشناسم و یاد بگیرم چطور باید با خودم دوست باشم تصمیمهای بهتری میگیرم می فهمم که چه چیزی به شکل واقعی برام مفیده و چه انتخابهایی به بهبود شرایط زندگیم کمک میکنه و این نگرش در مسیر لاغری با ذهن تاثیر خوبی خواهد داشت
چهارمین تاثیر عالی دوستی با درون فرصت بیشتری است در جهت رشد معنوی و شخصی به جای اهمیت دادن و توجه کردن به نوع قضاوت دیگران و یا تلاش برای رسیدن به شاخصهای بیرونی میام روی بهبود خودم از درون تمرکز میکنم و به رشد عمیقتر و ماندگارتری میرسم …
پنجمین تاثیر ارتباط خوب با خودم بهتر و سالمتر شدن روابطم با دیگرانه … وقتی من از درون احساس کنم کامل هستم و نیازی به تایید دیگران ندارم در این صورت میتونم با دیگران واقعیتر و متعادلتر ارتباط برقرار کنم از میزان تنشها و مشاجرات کم و آرامش خوبی رو تجربه کنم….
استاد بعد از نوشتن تمرین این جلسه به خودم قول دادم که از این به بعد خودمو خیلی دوست داشته باشم برای خودم ارزش بیشتری قائل باشم اشتباهاتمو قبول کنم و با مهربانی با خودم رفتار کنم …من فکر می کنم منظور شما از به کار بردن کلمه درون همان کودک درونه … این کودک آزار کلامی و رفتاری زیاد دیده و تا دلمون بخواد نادیده گرفته شده و به قول خانم لوسیانا نویسنده کتاب شفای کودک درون این کودک به داخل کمد رفته درو به روی خودش بسته گوشه تاریک کز کرده و غمگین منتظره دوباره روی خوش ببینه بیاد بیرون و شفا بده ….من فکر می کنم بهترین و وفادارترین دوست من همین کودک درونمه که از دست بر قضا بسیار هم قدرتمنده …کافیه که بشناسمش و حضورشو به رسمیت بشناسم و با مهر و عطوفت و نرمی باهاش ارتباط بگیرم تا کلید خوشبختی و آسایش و آرامش رو به دست بیارم از جمله لاغری و تناسب اندام رو …. و به عبارت دیگر کودک درون همان ضمیر ناخودآگاه ماست