هرچی بیشتر تو سالهای چاقی موندم، یه صدای توی ذهنم بلندتر میشد: «بجنب! وقت نداری! باید زود لاغر شی!» ⏳
📍 این جلسه ادامه گام ۷۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
اون صدای عجله باعث شد برم سراغ هر روشی که میگفت: «در یک ماه، ۱۰ کیلو کم کن!» 📉
مثل کسی بودم که توی باتلاق گیر کرده و دنبال یه طناب جادویی میگرده تا یه شبه نجات پیدا کنه…
اما هر بار بیشتر فرو میرفتم تو ناامیدی 😞 و بیشتر باور میکردم که شاید من اصلاً نباید لاغر بشم!
اینجا بود که فهمیدم «لاغری سریع» فقط یه سراب قشنگه، نه یه مسیر واقعی 🚫✨
در این جلسه میآموزیم:

🎭 توهم لاغری سریع؛ بازی تکراریِ امید و ناامیدی
هر بار که یه روش جدید رو برای لاغر شدن امتحان میکردم و نتیجهای نمیگرفتم، یه گوشه از قلبم تیر میکشید 💔
با خودم میگفتم: “شاید من اصلاً قرار نیست لاغر بشم… شاید باید تا آخر عمر با این چاقی کنار بیام.”
اما این پایان ماجرا نبود… چون بهمحض دیدن یه تبلیغ پر زرقوبرق که میگفت:
🗣️ «تو فقط توی ۲ هفته، ۸ کیلو کم میکنی!»
یه جرقه امید دوباره روشن میشد… و من با اشتیاق مثل کسی که گنج پیدا کرده، میدویدم سمت اون روش.
ولی دوباره شکست… دوباره سرخوردگی… دوباره باور اینکه شاید این راهها فقط برای بقیهست، نه برای من 😔
باور کن اون لحظهها مثل این بود که توی یه سراب قشنگ دارم راه میرم، ولی هر چی میدوَم، لاغری ازم دورتر میشه 🏜️
چند بار این داستان تکراری رو زندگی کردم؟ خودمم نمیدونم… فقط میدونم هر بار که جواب نمیگرفتم، امیدم کمتر میشد
ولی بازم دنبال یه راه جدید بودم، چون ته دلم هنوز میخواستم از چاقی خلاص بشم… فقط نمیدونستم راه درستش چیه 🤷♀️
این حس رو توی چشمای خیلیا دیدم؛ آدمایی که با هزار امید، یه رژیم جدید رو شروع میکنن ولی تهش با یه دل شکسته ولش میکنن 💔
واقعیت اینه که لاغری سریع شاید توی تبلیغات واقعی به نظر بیاد، ولی توی دنیای ما فقط یه توهم شیرینه 🎈

⏳ نقش زمان در لاغری؛ وقتی ساعت برات خط و نشون میکشه!
یکی از چیزهایی که سالها منو توی تله چاقی نگه داشت، همین بود: زمان!
ذهنم یه برنامهی ثابت داشت: “زود لاغر شو! هر چی سریعتر بهتر!”
و خب این دقیقاً همون نقطهایه که شرکتهای رژیم و قرص و کمربند لاغری 🎯 روش دست میذارن.
📢 تبلیغ میکردن: «با این محصول، فقط توی یک ماه ۱۰ کیلو کم کن!» و منم مثل خیلیای دیگه، با امید و اشتیاق میپریدم وسط بازی!
ولی چیزی که نمیفهمیدم این بود که زمان تبدیل شده بود به یه شمشیر دولبه ⚔️
از یه طرف منو هل میداد که زودتر نتیجه بگیرم… و از طرف دیگه، وقتی تو اون زمان تعیینشده وزن کم نمیکردم، ناامیدی مثل یه پتک میخورد توی سرم 😣💥
🔁 این داستانو خیلیها تجربه کردن:
اول با انگیزه بالا شروع میکنی، بعد که نتیجه نمیبینی، احساس شکست میکنی. همون تایمی که قرار بود برات انگیزه بیاره، تبدیل میشه به بزرگترین قاتل امیدت!

🏃♀️ عجله برای لاغری؛ دویدن بیپایان روی تردمیل ذهن!
نمیدونم تا حالا امتحان کردی یا نه… ولی کافیه توی گوگل بنویسی “لاغری سریع”
تا یه عالمه جمله عجیب و غریب بیاد جلو چشمت 😳:
- 🔹 رژیم لاغری سریع ۳ روزه برای شکم
- 🔹 کم کردن ۹ کیلو در ۱۲ روز
- 🔹 معجون لاغری سریع قبل از عروسی
- 🔹 رژیم لاغری رایگان با کاهش ۲۰ کیلویی
- 🔹 و حتی: «چه چیزی باعث لاغری سریع میشود؟!» 🤔
- 🔹 لاغری شکم و پهلو در ۷ روز
- 🔹 دمنوش لاغری خانگی که ادعا میکنه ظرف یه هفته چربی رو آب میکنه
- 🔹 بهترین قرص لاغری بازار که همهجا تبلیغش رو دیدی
همینا نشون میده چقدر ما افراد چاق، دنبال نتیجه فوری هستیم…
دنبال راهی که دکمهای باشه، بزنیمش و یهدفعه لاغر شیم 🎯
ولی واقعیت اینه که این دکمه وجود نداره، حتی اگه تو تبلیغات خیلی واقعی به نظر برسه 🎭
من خودم ۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کردم. و عجلهای که برای لاغر شدن داشتم، هیچوقت به خاطر تنفر از چاقی نبود…
🍽️ بیشتر به خاطر نگاه دیگران بود.
نزدیک عید یا عروسی که میشد، فشار قضاوتا زیادتر میشد و منم مثل یه آدم تو دام افتاده، دنبال راههای سریع میدویدم…
- 📦 قرص میخوردم…
- 📄 رژیمهای وحشتناک میگرفتم…
- 🍵 دمنوشهای خانگی رو یکی پس از دیگری امتحان میکردم، به امید اینکه یکیشون معجزه کنه…
- 🌐 دنبال رژیمهای لاغری رایگان توی اینترنت میگشتم، هر کدوم از یه سایت، بدون هیچ اصولی…
- 🏃♀️ بدنمو تا حد مرگ ورزش میدادم…
فقط برای اینکه یه لباس اندازهم بشه، یا یه نفر تاییدم کنه اما بعدش چی؟
😔 فقط خستگی، بهمریختگی جسمی، و یه ذهن ناامید که حس میکرد «بازم نشد…»
آروم رفتن، ولی مستمر بودن، خیلی قویتر از دویدن بینتیجهست.
تو مسیر لاغری ذهنی، ما یاد میگیریم با خودمون مهربون باشیم و به جای عجله برای نتیجه، از مسیر، از تغییر، از رشد شخصیمون لذت ببریم 💚🌿
🎯 پایانِ بازی لاغری سریع؛ شروع یک سفر واقعی
وقتی به پشت سرم نگاه میکنم، میبینم سالها درگیرِ یه مسابقه ساختگی بودم…
مسابقهای که اسمش رو گذاشته بودن «لاغری سریع» و جایزهش یه بدن متناسب تو کمترین زمان ممکن بود.
اما چیزی که تهش نصیبم شد، فقط خستگی و باورهایی بود که بهم میگفتن: “تو نمیتونی…”
هر بار یه رژیم جدید، یه قرص جدید، یه دمنوش جدید، یه وعده جدید…
ولی تهش؟ همون حس تکراریِ شکست، همون جسم خسته، همون ذهن ناامید 😞
🍃 اما از جایی به بعد همهچیز فرق کرد… نه با یه معجون جادویی، نه با رژیم سه روزه، نه با یه دمنوش تلخ!
فقط با یه تصمیم ساده:
اینبار از ذهنم شروع کنم… نه از معدهم.
نه برای یه ماه، نه برای یه مناسبت خاص، بلکه برای همیشه. من مسیرم رو با دوره ورود به سرزمین لاغرها شروع کردم.
و به جای عجله برای نتیجه، یاد گرفتم چطور ذهنم رو آروم کنم، باورهای اشتباه رو بشناسم، و یهقدم یهقدم به خودم نزدیکتر بشم…
✍️ در ادامه هم توی گام ۷۶ سراغ «چرا لاغرها هیچوقت چاق نمیشن؟!» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.55 از 53 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام .
گام ۷۵
عجله کردن برای لاغر شدن مانع لاغریست .
وقتی عجله می کنیم یعنی داریم بر سر راه لاغری مانع قرار میدیم مانعی که نمیزاره دستور لاغری از ذهن به جسم برسه و در نتیجه باز هم فرامین چاقی داره صادر میشه . اصلا کسی که دچار حس عجله میشه یعنی در ذهنش چاقی هنوز فعاله . وگرنه کسی که با لاغری ذهن زندگی کنه و سعی کنه اون رو جاری نگه داره میدونه نتیجه ، متعاقب لاغریِ ذهن ، در جسم ظاهر میشه .
پس کسی که ناراحته از چاقی یعنی ذهن چاقش فعاله .
کسی که عجله میکنه یعنی ذهن چاقش فعاله
کسی که به دنبال وزن کردن خودشه یعنی ذهن چاقش فعاله .
کسی که نگران غذا خوردنشه یعنی ذهن چاقش فعاله .
کسی که عذاب وجدان می گیره یعنی ذهن چاقش فعاله
کسی که ولع داره یعنی ذهن چاقش فعاله
کسی که پرخوری میکنه یعنی ذهن چاقش فعاله
کسی که حتی پرخوری خودش رو میبینه یعنی ذهن چاقش فعاله
کسی که تنبلی می کنه یا حتی خودش رو تنبل می دونه یعنی ذهن چاقش فعاله
و مهمممممممتر از همه ی اینها کسی که نمی نویسه یا گوش نمیده و این مطالب رو مرور نمیکنه یعنی ذهن چاقش هنوز فعاله .
اینا همه واکنشهای ذهن چاقه و وقتی نظام چاقی بر ذهن حاکمه مشخصه که واکنشی همچون موارد بالا در ما پدیدار میشه .۵
پس عجله کردن یکی از واکنشهای ذهن چاقه . کسی که داره لاغری رو بر ذهنش حاکم میکنه سعی می کنه این موانع ذهنی رو از رودخانه ی لاغری لایروبی کنه . یعنی این موارد رو شناسایی و با عمل نکردن به اینها کم کم چاقی رو از ذهن پاکسازی کنه
ما وقتی دچار عجله میشیم علاوه بر اینکه خود اون احساس نشان چاقی ذهنه بلکه دیدن و توجه کردن به این احساس نیز نشان از چاقی ذهنه . چون کسی که ذهنش لاغر شده حتی دیگه نمیبینه و توجهی نمی کنه به این احساسات .
یعنی توجه کردن به این احساس هم خودش باز واکنش ذهن چاقه و اگر این توجه نباشه باز به لاغری ذهن نزدیکتره . البته دقیقا این حالتها مثل تغییرات طیف رنگه
اینا همش مراحل تکامله و مهم در صلح قرار گرفتن با این مراحل هست .
عجله کردن و دیدن عجله شاید جزء ذهن چاق باشه ولی اگر ما در دیدگاه لاغری ذهن باشیم با بودن این احساس دچار احساس مبارزه و جنگ نمیشیم بلکه حتی با این احساس هم در صلحیم و میدونیم این احساس تاثیری در جریان لاغری ما نداره . ولی وقتی ذهنمون چاقه با احساس عجله هم دچار جنگ میشیم . پس اینم یه حالته که در موقع مشاهده ی احساس عجله میشه به لاغری نزدیکترش کرد و این احساس رو برطرف کرد .
پس از سه منظر احساس عجله بررسی شد .
۱- خود احساس عجله واکنش ذهن چاقه .
۲- دیدن و توجه کردن به احساس عجله واکنش ذهن چاقه .
۳- جنگیدن با احساس عجله بازم واکنش ذهن چاقه .
حالا واکنش ذهن لاغر در مورد این احساس چیه ؟
۱- اول اینکه اون اصلا احساس عجله نداره . چون میدونه لاغره . چون میدونه نتیجه میاد . چون ایمان داره در مسیر لاغریه . چون تردید نداره . یقین داره . پس اصلا این احساس در ذهن لاغر ایجاد نمیشه .
۲- حالا یه مرحله میاییم پایینتر . اگه احساس عجله رو داشتیم واکنش ذهن لاغر بهش چیه ؟ واکنش ذهن لاغر به احساس عجله اینه که بهش توجهی نمی کنه . نمیبینیدش و کم کم این احساس رو پاکسازی می کنه و به فراموشی میسپره و باز میره مدار بالاتر لاغری .
۳- حالا باز میاییم مدار پایینتر کسی که احساس عجله داره بهشم توجه میکنه و باهاشم می جنگه واکنش ذهن لاغر به این حالتها چیه ؟ واکنش ذهن لاغر صلح با این حالتهاست . یعنی میگه اشکالی نداره . خب ممکنه یه زمانهایی انسان دچار این حالتها بشه بررسی می کنیمش تحلیلش می کنیم . راجع بهش صحبت میکنیم . مینویسیم و کم کم این حس رو پاکسازی می کنیم
ما بیشتر در این مرحله از لاغری هستیم (مرحله ی سوم ) . موانع رو شناسایی می کنیم باهاش به صلح میرسیم برطرفش می کنیم تا مدارمون بالاتر بره و به لاغری اصلی نزدیکتر بشه . البته لاغری ذهن بی نهایته و ما با بررسی و تحلیل مدارهامون رو به لاغری و طیف لاغری نزدیکتر می کنیم .
وگرنه ذهن بی نهایته و شاید نشه نقطه ای رو به عنوان لاغری مطلق در نظر گرفت . همون جور که چاقی ذهن بی نهایت بود و چاقی یه نقطه نبود یه مسیر بود . یه طیف بود که ما در جهتش حرکت میکردیم و هیچ وقتم پایانی نداشت . اول هدایت و بعد انتخاب ما بود که از یه جایی از مسیر چاقتر شدن برگشتیم و به مسیر لاغری و لاغرتر شدن وارد شدیم و حرکت کردیم و ادامه دادیم . الانم این انتخاب ماست که تا کدوم مرحله ی لاغری پیش بریم . در هر مداری که باشیم دو تا مدار بالاترم میبینیم و همون دو تا مدار بالاتر به ما اشتیاق میده که ما بازم حرکت کنیم . الان مثلا اینکه ما به مداری برسیم که اصلا احساس عجله در ما پدید نیاد دو مدار بالاتر از مداریه که داریم این احساس رو تحلیل و بررسی می کنیم و باهاش به صلح میرسیم . وقتی مدار بالاتر در ما تثبیت بشه طوری که واقعا هیچ احساس عجله ای برای ما پدید نیاد باز مدارهای بالاتر بهمون نشون داده میشه . درست مثل حرکات ماشین در شب که چراغ ماشین تا صد متر جلوتر رو روشن می کنه تا ما حرکت کنیم و پیش بریم .
پس ما وقتی در مدار لاغری به جلوتر حرکت می کنیم میبینیم احساسات جدیدتری در ما پدید میاد . مثلا احساس لذت بیشتر . احساس ایمان بیشتر . احساس آرامش بیشتر . رها کردن نتیجه . زندگی با لاغری . مشاهده ی لاغری و …
اما نکته ی دیگری نیز در این فایل توجهم رو جلب کرد :
زمان لاغری عامل تحریک کننده و اشتیاق آوری برای افرادی است که اضافه وزن دارند، به صورتی که همه آنها دوست دارند در زمان کوتاهی لاغر شوند و این همان نکته مورد توجه شرکت ها و افرادی است که در زمینه تولید مواد، لوازم و روش های لاغری مشغول به فعالیت هستند.
نظر ذهن لاغر در مورد زمان لاغری چیست ؟
ذهن لاغر در همه ی ما هست . خیلی مهمه موقعی که میخوایم تحلیل کنیم نگرش کنیم تفکر کنیم ببینیم با ذهن چاق داریم تحلیل و بررسی می کنیم یا با ذهن لاغر (متناسب ) . ذهن متناسب رنج نمیکشه ولی ذهن چاق رنج می کشه . این اولین نشانه ی تشخیص ذهن چاق از ذهن لاغره .
پس میریم سراغ تفسیر زمان لاغری از نگاه تناسب .
زمان در ذهن متناسب وجود ندارد . چون ذهن متناسب دارای فرمولهای الهیست . اندیشه ی الهی زمانی بی آغاز و بی پایان است . یعنی همیشه میتوان با آن زندگی کرد . پس وقتی از نگاه لاغری به زمان نگاه می کنیم میبینیم تمام زمانها به لاغری اختصاص دارد و ما در هر لحظه داریم با لاغری زندگی می کنیم . نشانه ی بیرونی آن هم اینست که آرامش داریم . دوست داریم حرکت کنیم . احساس سبکی داریم . احساس ولع نداریم . از به اندازه خوردن غذا لذت میبریم . توجهمان از مواد غذایی برداشته میشود . برای حل تمارین اشتیاق داریم . دوست داریم در سایت بنویسیم و بخوانیم و گوش دهیم و تحلیل کنیم و فکر کنیم و در زندگی از آن استفاده کنیم . تغییر کردن را دوست داریم و دوست داریم قدمهای کوچک در راه لاغری برداریم . خب تمامی این عملها در بیس زمان صورت میگیرد . خب وقتی ما همیشه داریم با لاغری زندگی می کنیم دیگر احساس عجله سراغمان نمی آید . عجله زمانیست که ما از چیزی دوریم و می خواهیم به ان برسیم ولی وقتی ما راه لاغر شدن دائمی را آموخته ایم فقط کافیست زمان زندگیمان را در محتوای لاغری زندگی کنیم وقتی محتوای زندگی ما تغییر کرد قطعا ظاهر جسم ما هم که دائما و البته آرام در حال تغییر است مطابق با زندگی جدید ما شکل می گیرد . یعنی خود ما آن را شکل می دهیم و زمان زندگیمان را با لاغری زندگی کرده ایم .
پس باز هم به این اصل مهم میرسیم محتوای لاغر کننده را تکرار و تکرارو تکرار کنیم در راهمان استمرار داشته باشیم . ادامه دهیم لاغر میشویم .