0

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که جلوی لاغر شدن شما را می‌گیرند (گام ۷۲)

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن
اندازه متن

شاید برات آشنا باشه که می‌گن: «از هرچی بترسی، سرت میاد!» 😨 ولی وقتی پای لاغر شدن وسطه، ماجرا یه کم فرق داره…

ترس از لاغری یکی از همون باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که به‌جای کمک، مثل یه ترمز ذهنی، جلوی حرکتت رو می‌گیره.

در حالی که فکر می‌کنی داری راه درستو میری، ناخودآگاه تصویر شکست رو هی توی ذهنت تکرار می‌کنی 😓

بیایم با هم ریشه این ترس رو بشکافیم و ببینیم چرا ذهنمون گاهی به‌جای کمک، جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیره… 🧠✨

🌪️ وقتی ترس فرمان زندگی رو به دست می‌گیره…

تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا وقتی از یه اتفاق بد می‌ترسی، خیلی زودتر از چیزی که فکرش رو می‌کردی، اون اتفاق میفته؟

اما وقتی که یه آرزو داری و با عشق و اشتیاق دنبالش می‌ری، یا اتفاق نمیفته یا انقدر دیر میاد که دیگه اون حس خوبِ رسیدنش هم نیست؟ 😔

منم بارها این سؤالو از خودم پرسیدم. مخصوصاً تو مسیر شناخت قوانین جهان هستی.

واقعیت اینه که ترس، یکی از ریشه‌ای‌ترین باورهای اشتباه در ذهن ماست.

یه فکری که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده، اما ما تو ذهنمون بارها اون سناریو رو ساختیم، تصویرسازی کردیم، بهش پر و بال دادیم، و حتی آخرشو هم پیش‌بینی کردیم! 😵‍💫

مثلاً وقتی از شکست می‌ترسیم، داریم توی ذهنمون فیلمی می‌سازیم که پایانش باختن خودمونه.

وقتی از دست دادن عشق می‌ترسیم، داریم صحنه‌ی جدایی، تنهایی، رها شدن و حتی پیام آخر اون شخص رو توی ذهنمون مرور می‌کنیم.

و با همین تصویرسازی‌ها، داریم به جهان هستی می‌گیم: «لطفاً این اتفاق رو برای من واقعی کن!» 🎬

حالا فکر کن این الگو بیاد وارد مسیر کاهش وزن بشه…

ترس از چاق‌تر شدن، ترس از جواب نگرفتن از رژیم، ترس از شکست دوباره… و حتی ترس از لاغر شدن! 😳

بله! اینم یکی از اون ترس‌های عجیب اما رایجه. چون خیلی وقتا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باعث می‌شن لاغر شدن رو مساوی با بیماری، ضعف یا حتی طرد شدن بدونیم.

ترس از لاغر شدن

😟 ترس از لاغر شدن؛ مانعی پنهان اما قدرتمند

یکی از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، ترس از لاغر شدنه!

وقتی این ترس در ذهن جا خوش کنه، با هیچ روشی حتی برنامه ذهنی هم نمی تونی لاغر بشی، چون ذهن ناخودآگاه داره ترمز می‌گیره. 🧠🚫

یه سؤال عالی از یکی از همراهان سایت همیشه تو ذهنم مونده:

سلام استاد، چرا ترس از چاقی یا ترس از خوردن باعث چاقی میشه، ولی ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشه؟ 🤔

این سؤال دقیقاً همون چیزی بود که سال‌ها ذهن منم درگیرش کرده بود!

چرا وقتی تو فرکانس منفی هستیم، خیلی زود اتفاقات بد رخ می‌دن، ولی تو فرکانس مثبت، نتایج دیرتر میان یا اصلاً نمیان؟

🔍 جوابش تویه ساختار باورهای اشتباه درباره کاهش وزن پنهونه.

ما سال‌ها با ترس، تردید و ناامیدی ذهن‌مون رو تغذیه کردیم. پس طبیعیه که سیستم ذهنی‌مون در مقابل تغییر مقاومت کنه.

📌 برای همین، وقتی کسی از لاغر شدن می‌ترسه (مثلاً نکنه بیمار شم، نکنه جذاب نباشم، نکنه دوام نداشته باشه…) ناخودآگاه مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل رو پر از مانع می‌کنه.

😨 چرا ترس از لاغری باعث لاغر شدن نمی‌شود؟

شاید به‌نظر برسه که وقتی از لاغری می‌ترسیم، باید لاغر بشیم دیگه! چون می‌گن از هرچی بترسی، همون سرت میاد… ولی واقعیت خیلی پیچیده‌تره.

ترس، مثل یه ترمز قوی عمل می‌کنه، نه یه شتاب‌دهنده. وقتی از چیزی می‌ترسیم، ذهنمون وارد وضعیت دفاعی میشه و سعی می‌کنه از اون اتفاق جلوگیری کنه 🚫

مثلاً اگه از لاغر شدن بترسیم، ذهن ناخودآگاه می‌گه: «پس لاغر شدن خطرناکه! من باید کاری کنم که این اتفاق نیفته!» و دقیقاً همین‌جاست که مسیر کاهش وزن قفل میشه. 🔒

🧠 ترس از لاغری یکی از عمیق‌ترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که معمولاً از کودکی توی ذهن ما کاشته شده.

والدین، اطرافیان یا تجربه‌های گذشته ممکنه این باور رو به ما داده باشن که «لاغری یعنی ضعف، مریضی یا حتی تنها شدن…» و ذهن، بدون اینکه با واقعیت چک کنه، همون رو به‌عنوان حقیقت ثبت کرده.

ترس، اضطراب و نگرانی سه‌تا از بازیگرهای اصلی ذهن چاق هستن! 😟

اینا زنجیروار به هم وصلن و وقتی وارد زندگی ما می‌شن، همه‌چی رو تحت‌الشعاع قرار می‌دن.

پس اگه می‌خوای واقعا تغییر کنی:

  • اول باید بپذیری که این ترس‌ها فقط تصاویری توی ذهن تو هستن، نه واقعیت بیرونی زندگی‌ت. 🌈💫
  • دوم از آموزش های لاغری با ذهن برای کشف و اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن استفاده کنی.
باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

⚠️ ترس از چاقی و ترس از لاغر نشدن؛ دشمنان پنهان ذهن ما

وقتی یه فرد اضافه وزن داره، ترس از چاق‌تر شدن همیشه یه گوشه ذهنش نشسته.

شاید یادت باشه که اولین بار کی بهت گفت: “مواظب باش چاق‌تر نشی!” 😟

ما ناخواسته تبدیل شدیم به یه «مبارز همیشه نگران» که با رژیم، ورزش‌های سنگین، دمنوش و قرص و حتی جراحی، دنبال فرار از یه دشمن نامرئی بودیم – چاقی! 🥊

اما مشکل اینجاست که تمرکز بیش از حد روی چاقی، فقط ترس رو پررنگ‌تر کرد و ذهن رو بیشتر درگیر همون چیزی کرد که نمی‌خواستیم…

و چون ریشه‌ی این ترس از بین نرفته بود، هر بار که کمی نتیجه می‌گرفتیم، بعدش دوباره چاقی برمی‌گشت… و این بار با ترسی شدیدتر از قبل.

🚧 ترس از لاغر شدن؛ ترمزی پنهان در ذهن ما

خیلی وقت‌ها ما در ظاهر داریم برای لاغر شدن تلاش می‌کنیم، ولی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن نمی‌ذاره به نتیجه برسیم…

🔄 چون ما قبلاً بارها روش‌های مختلف رو امتحان کرده بودیم، ولی نتیجه همیشگی نبوده، ذهن‌مون یاد گرفته که به هیچ روشی اعتماد نکنه.

و هر بار با یه روش جدید، ترس قدیمی هم همراهش میاد.

🧠 ذهن‌مون می‌گه: «تو قبلاً هم تلاش کردی و فایده نداشت، پس این‌بار هم نخواهد داشت.»

و دقیقاً همین ترس و شک، باعث می‌شه که حتی اگر روش درست باشه، ما باور نکنیم که جواب می‌ده… و خب ذهن هم با باورهای اشتباه درباره کاهش وزن همراه میشه و نتیجه چاق موندن یا دوباره چاق شدنه.

🌱 چطور می‌تونیم ترس از لاغر شدن رو در ذهن‌مون کم‌رنگ کنیم؟

برای کم‌رنگ کردن ترس از لاغر شدن که یکی از مهمترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه، باید اول از همه به مسیرمون اعتماد کنیم.

این اعتماد یعنی باور کنیم که لاغر شدن از راه ذهن، یه مسیر طبیعی، امن و ماندگاره، نه یه رژیم سخت یا فعالیت سنگین برای مبارزه با بدن 🧠💚

ترس‌هایی که داریم از اون‌جا اومدن که بارها شکست خوردیم یا لاغری‌مون موقتی بوده.

ذهن ما پر شده از خاطرات رژیم‌های طاقت‌فرسا، ورزش‌های سنگین، عمل‌هایی با ترس بازگشت وزن…

و همه این‌ها شدن باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که ته ذهنمون می‌گن:

– لاغر شدن سخته…

– نکنه دوباره وزنم برگرده…

– شاید این روش هم مثل قبلیا باشه…

💡 ولی الان وقتشه که این باورها رو بازنویسی کنیم، درست مثل اینکه داریم فایل‌های قدیمی ذهنمون رو پاک می‌کنیم و فایل‌های جدید و مفید جایگزین می‌کنیم!

✅ نتیجه نهایی: جای ترس، ایمان رو بنشون!

وقتی ذهن ما پر از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باشه، ترس دست بالا رو داره. ترسی که باعث میشه به روش‌ها شک کنیم، به خودمون اعتماد نکنیم و مدام عقب‌نشینی کنیم 😞

اما وقتی آگاهانه شروع کنیم به ساختن باورهای جدید، امن و مثبت، انگار راه رو برای ذهنمون روشن می‌کنیم 🌅

🧠 لاغری با ذهن یعنی قبل از تغییر غذا یا ورزش، اول ذهنمون رو سبک کنیم. یعنی فرمول‌های اشتباه قدیمی رو کنار بزنیم و به جای اون‌ها، فرمول‌های متناسب و قدرتمند بسازیم.

و بهترین نقطه‌ی شروع برای تغییر باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، جاییه که هزاران نفر همین مسیر رو با موفقیت طی کردن:

🎯 دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها

در این دوره، قدم به قدم یاد می‌گیری چطور افکار منفی رو شناسایی و ریشه‌یابی کنی، چطور فرمول‌های ذهن چاق رو اصلاح کنی، و چطور به جای ترس، آرامش و اعتماد رو در خودت پرورش بدی.

🗝️ این دوره نه‌تنها یه آموزش ساده نیست، بلکه یه تجربه عمیق ذهنی و احساسی برای ساختن پایه‌های درست ذهن متناسبه.

اگه تصمیم گرفتی برای یک بار هم که شده از یه روش درست و حسابی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن رو از بین ببری…

👣 پیشنهاد می‌کنم همین امروز وارد سرزمین لاغرها بشی.

تو شایسته‌ی بدنی متناسب و ذهنی آرام هستی 💖 و این مسیر، از تغییر باور شروع می‌شه…

✍️ اهمیت انجام تمرینات برای اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

انجام تمرینات ذهنی مثل یک عملیات پاک‌سازی برای ذهن است! این تمرینات کمک می‌کنند تا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن شناسایی و با باورهای درست جایگزین شوند.
لاغری با ذهن فقط یک آموزش نیست، بلکه یک فرایند اصلاح باورهاست؛ و تمرین، موتور محرک این تغییر بزرگه 💪🧠🌿

📚 سوالات تمرینی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

  • ✏️ به نظر شما چرا ذهن ما تمایل زیادی به مرور ترس‌ها دارد؟
  • ✏️ ترس از لاغر شدن چگونه در ذهن افراد چاق شکل می‌گیرد؟
  • ✏️ چه مثال‌هایی در زندگی خود از اقدام نکردن به‌خاطر ترس از لاغر شدن دارید؟
  • ✏️ چرا ترس از لاغر شدن باعث می‌شود لاغر نشویم؟
  • ✏️ لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می‌کند تا این ترس را اصلاح کنید؟

💬 حالا نوبت شماست 🌟

در بخش دیدگاه‌ها بنویسید که کدام باور اشتباه در ذهن شما باعث ترس از لاغر شدن شده؟
تمرینی که برای اصلاح این ترس طراحی کردید رو هم بنویسید تا به ذهن‌تون کمک کنید مسیر جدیدی بسازه.
یادتون نره که نوشتن، قدم اول برای ساختن یه ذهن متناسبه ✨

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.60 از 62 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=19497
141 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۴ ۱۰:۰۹
      مدت عضویت: 1813 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 265 کلمه

      سلام
      چقد زیبا بیان کردید واقعا حجم عظیمی از سوالهای مغز من پاسخ داده شد
      من خودم تو فامیلمون یک نفر هس ک لاغر و از لاغرشدنش میترسه واقعا هر هفته ک مارو میبینه میگه باز لاغر تر شدم شما ک این حرفها رو زدید دقیقا انگار اون گفتید اون ترسه هس ک باعث لاغری بیش از حد اون میشه در حای ک ن خوردنش فرق کرده ن چیزی از همه هم بیشتر میخوره
      واقعا چقد زیباس این ترسه😂
      الان ک فک میکنم میبینم چقد من از چاقی میترسیدم هر لقمه اضافه ک میخودم خودمو می‌کشتم تو ذهنم
      هر لحظه من میترسیدم الان میبینم ک چرا مندانقد چاق میشم در حالی ک ن غدام زیاده ن چیزی این اواخر دیگه کالری هم اورده بودم پایین ولی اصلا وزنم تغییری نمیکرد اونقدر حرصم میگرف ک پرخوری میکردم الانم ک همه اونها قطع شده میبینم ک اون ترسه هس باز
      من هنوزم از خوردنه میترسم فک میکنم باید کمتر بخورم
      من ب بدن خودم اعتماد دارم و منو۲۸ سال تفکرم این بوده و بهش حق میدم و درکش میکنم و ب خودم افتخار میکنم ک اشتباهاتمو میپذیرم و تلاش میکنم برا رفعشون و خدا کمکم میکنه
      من هنوز دارم اگاهی و اطلاعات لاغری رو وارد میکنم ذهن من مثل ابی میمونه ک من با ابرنگ تو ش ک همون با افکار و باورها وترسهام ناخالص کردمش ورنگشو عوض کردم و باید اونقدر اب اضافه کنم ک اون رنگ کم و کمتر بشه و نترسم چن من اب دارم اضافه میکنم و باوردارم ک راهم درسته و نتیجه میشه اونی ک من میخوام ب طبیعت خودم نزدیک و نزدیکتر میشم
      ممنون استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۵ ۱۲:۳۶
      مدت عضویت: 1813 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 538 کلمه

      سلام
      ترس
      یک عمر از خوردن برنج کیک شیرینی روغن و میوه نان کره خامه شکر ترسیدم
      یک عمر از خواب زیاد از دیر بیدارشدن نخوابیدن ترسیدم
      یک عمر ب خاطر ورزش نکردن پیاده روی نکردن ترسیدم
      از بارداری ار غذا دادن ب بچم از غذا پختن از مهمونی تولدرستوران رمضان محرم عید ترسیدم
      از خودم ترسیدم
      از همه اینها ترسیدم ترسیدم چاقم کنن چاق شم
      از چاقتر شدن ترسیدم
      ترس همه وجود منو گرفته بود
      اما اومدم اینجا و یاد گرفتم خوردن ورزش نکردن خوابیدن هیچ ترسی نداره همه اینها رو خدا برای استفاده و لذت انسان و کسب انرژی خلق کرده پس چرا بایدبترسم چرا کسایی هستن ک همه اینهارو انجام میدن ولی لاغرن
      اینها برای من هستن برای زندگی کردن من برای ادامه زندگی
      پس نباید بترسی دلیلی برای ترس وجود نداره
      یک عمر از گفتن نظرم ب دیگران ترسیدم از اینک خودم باشم ترسیدم از قضاوت مردم از حرف مردم ترسیدم
      من کلا خدا رو فراموش کرده بودم درحالی ک فک میکردم دارمش ازهمه ترس داشتم هیچ ازخدا نمیدونستم
      اینها همه از خدا بودن اصلا بدون خدا قدرتی ندارن ک من بخوام بترسم
      ترس کل وجود من گرفته بود باعث شده بود کل وجود من ریشه کنه و مریض و گوشه گیرم کنه اما الان من زندم و همه اینهارو قطع میکنم
      و ریششونو با بودن تومسیر میخشکونم
      یک عمر از همسرم ترسیدم ترس از راحتی از رفتن از حرف زدن هنوزم این ترسها هستن وای من همه انها رو درست میکنم
      شاید باورتون نشه ک من حتی از رفتن ب خونه مامانم میترسیدم بخاطر مادرشوهر وپدرشوهرم
      از رفتن ب همه جا میترسیدم از خیلی چیزها از اینک اهنگ گوش بدم از خوابیدن از تو خونم بودن
      من الان ک نگا میکنم میبینم چقدر من خودم نابود کرده بودم از چی
      از توجه
      توجه کردن ب چرت و پرتها و انتظارات واحساسات دیگران
      پس انقدر ک مریض میشم ریشش برمیگرده ب اینااحساسات و همه اینها حالت غیر طبیعیه من هستن من با بودن تو مسیر خودمو شامل شفای الهی میکنم درونم پاک میکنم تا دریافت داشته باشم
      دیروز رفتیم گاز بزنیم همون لحظه بچم پرسید ک مامان چرا بابا ضبط خاموش کرد یاچرا
      من قبلا در ی مسافرت ب مشهد هر جا ک پدرم میخواست گاز بزنه مارو پیاده میکرد ب خاطر اتشسوزی این حرفها ولی همسر من چنین اعتقادی نداره مسخرس براش
      از اون موقع من ی ترسی در درونم داشتم ک با ی پرسیدن دخترم اونها برامن تداعی شد ک الان ک ما در ماشینیم احتمال ترکیدم اینها هس
      ولی فریبا جانم این یک توهم هس توهم ذهن چنین اتفاقی قرار نیس اتقاق بیافته وقتی ب این حالت رسیدی ب خودت بگو اینهادروغه اگه چن بار تکرار کنی خاموش میشه
      شایدتا صبح بنویسم باز انقدر ترس در درونم هس ک الان حس میکنم جرقش خورد و انگار حس میکنم دارم خفه میشم از همه این احساس ترسی ک در درونم هس
      هر وقت رفتم دکتر گفتن استرس داری اظطراب داری من کلا تو این احساس بودم دیروز همسرم گف تو ک همیشه مریضی از حرفش ناراحت شدم بعدش ب خودم گفتم از این ب بعد حق نداری ب کسی بگی فلان جام درد میکنه
      ی جوری شدم انگار ب یک گنجی دست یافتم ک باهاش میتونم رهاتر بشم پرواز کنم
      یک لحظه حس میکنم هنگ کردم
      اصلا نمیتونم بنویسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۶ ۰۰:۴۶
      مدت عضویت: 1813 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 292 کلمه

      سلام عزیز جان
      در دیدگاه شما خوندم ک ب بی دلیل خوردنت حساس شو
      حساس شو حس خوبی بهم نداد
      حساس شدن یعنی چی
      یعنی ازاون رفتار خوشت نمیاد و یعنی توجخ اه حساس بشی یعنی داری توجه میکنی ب نخوردن خوردن وبیشتر ولع میگیری
      ب نظر این بهتر میشه ک بجای حساس شدن بیشتر رو فایلها تمرکز کنی وبنویسی
      و خود ب خود این رفتار شما درست میشه
      من خودم چن روزه این در خودم دیدم ک وقتی میخودم ب درد شکم میرسم احساس چاقی میکنم
      و تصمیم گرفتم تا قبل درد شکم بخورم تا این احساس در من نابود بشه من ب دهنم یک الگو دادم یک تمرین
      ولی شما بیشتر ذهنو در اجبار گذاشتی وهیجانی برخورد میکنی اول باید فروملها تغییر کنن تا تو نخوری والا با رژیم فرقی نخواهد داش واجبار میاد وسط من با تکرار اون کار ذهنم یاد میگیره وتکرار نمیکنه ولی تو هر دفعه فکرت میره ب چیزی ک نخوردی
      نمیدونم ولی نظر من اینه چن منم قبلا خودمو ب زور میگفتم باید سیر شدی نخوری ولی همین باعث شکست واحساس بد در من میشد ولی من الان ک این تمرین تازه روشروع کردم هزار بار میگم خدا یا شکرت چقدر سبک بودن خوبه وب خودم میگم من میخورم ولی ب اندازه نیازم
      سعی کن از هر چیزی ب اندازه ای بخوری ک احساست بد نشه
      من قبلا زیاده روی میکردم وخودم از رفتارم راضی نبودم
      واینو یک الهام از خدا میدونم ک موقع خوردن یکدفعه ی جرقه ای در ذهنم زده شد ک فریبا اینک تو میخوری احسات بد میشه واون احساس احساسه چاقیه
      من این تمرین شروع کردم نمیدونم درست یا غلطه اما دلم میگه انجامش بده
      اما نخوردن یه چیز باعث احساس بد ولع میشه اه اگه از روی حساسیت یا اجبار باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۶ ۰۰:۰۱
      مدت عضویت: 1813 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 82 کلمه

      سلام دوست عزیز
      ب نظر من همونجا توجه کردنی ک استاد میگه این نیس ک شما از جسمت رو برگردانی منظورشان اینک درگیرش نشی رها کنی ب حال خودش چن اگر از روگردانی انگار تنفر خودتو نسبت بهش اعلام میکنی
      نچسبیدن ب خواسته اینجا مد نظره اینطوری تو اصلا توجهی نداری و براتومهم نیس کی اون قسمت لاغر بشه ب نظر باید اون قسمت از بدنتو اول بپذیری وبعد ازش بخوای ک در روند کاهش قرار بگیره یا بگی من در مسیر درستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 13
گردونه هدایا گردونه هدایا