0

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که جلوی لاغر شدن شما را می‌گیرند (گام ۷۲)

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن
اندازه متن

شاید برات آشنا باشه که می‌گن: «از هرچی بترسی، سرت میاد!» 😨 ولی وقتی پای لاغر شدن وسطه، ماجرا یه کم فرق داره…

📍 این جلسه ادامه گام ۷۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

ترس از لاغری یکی از همون باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که به‌جای کمک، مثل یه ترمز ذهنی، جلوی حرکتت رو می‌گیره.

در حالی که فکر می‌کنی داری راه درستو میری، ناخودآگاه تصویر شکست رو هی توی ذهنت تکرار می‌کنی 😓

بیایم با هم ریشه این ترس رو بشکافیم و ببینیم چرا ذهنمون گاهی به‌جای کمک، جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیره… 🧠✨

🌪️ وقتی ترس فرمان زندگی رو به دست می‌گیره…

تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا وقتی از یه اتفاق بد می‌ترسی، خیلی زودتر از چیزی که فکرش رو می‌کردی، اون اتفاق میفته؟

اما وقتی که یه آرزو داری و با عشق و اشتیاق دنبالش می‌ری، یا اتفاق نمیفته یا انقدر دیر میاد که دیگه اون حس خوبِ رسیدنش هم نیست؟ 😔

منم بارها این سؤالو از خودم پرسیدم. مخصوصاً تو مسیر شناخت قوانین جهان هستی.

واقعیت اینه که ترس، یکی از ریشه‌ای‌ترین باورهای اشتباه در ذهن ماست.

یه فکری که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده، اما ما تو ذهنمون بارها اون سناریو رو ساختیم، تصویرسازی کردیم، بهش پر و بال دادیم، و حتی آخرشو هم پیش‌بینی کردیم! 😵‍💫

مثلاً وقتی از شکست می‌ترسیم، داریم توی ذهنمون فیلمی می‌سازیم که پایانش باختن خودمونه.

وقتی از دست دادن عشق می‌ترسیم، داریم صحنه‌ی جدایی، تنهایی، رها شدن و حتی پیام آخر اون شخص رو توی ذهنمون مرور می‌کنیم.

و با همین تصویرسازی‌ها، داریم به جهان هستی می‌گیم: «لطفاً این اتفاق رو برای من واقعی کن!» 🎬

حالا فکر کن این الگو بیاد وارد مسیر کاهش وزن بشه…

ترس از چاق‌تر شدن، ترس از جواب نگرفتن از رژیم، ترس از شکست دوباره… و حتی ترس از لاغر شدن! 😳

بله! اینم یکی از اون ترس‌های عجیب اما رایجه. چون خیلی وقتا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باعث می‌شن لاغر شدن رو مساوی با بیماری، ضعف یا حتی طرد شدن بدونیم.

ترس از لاغر شدن

😟 ترس از لاغر شدن؛ مانعی پنهان اما قدرتمند

یکی از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، ترس از لاغر شدنه!

وقتی این ترس در ذهن جا خوش کنه، با هیچ روشی حتی برنامه ذهنی هم نمی‌تونی لاغر بشی، چون ذهن ناخودآگاه داره ترمز می‌گیره. 🧠🚫

یه سؤال عالی از یکی از همراهان سایت همیشه تو ذهنم مونده:

سلام استاد، چرا ترس از چاقی یا ترس از خوردن باعث چاقی میشه، ولی ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشه؟ 🤔

این سؤال دقیقاً همون چیزی بود که سال‌ها ذهن منم درگیرش کرده بود!

چرا وقتی تو فرکانس منفی هستیم، خیلی زود اتفاقات بد رخ می‌دن، ولی تو فرکانس مثبت، نتایج دیرتر میان یا اصلاً نمیان؟

🔍 جوابش تویه ساختار باورهای اشتباه درباره کاهش وزن پنهونه.

ما سال‌ها با ترس، تردید و ناامیدی ذهن‌مون رو تغذیه کردیم. پس طبیعیه که سیستم ذهنی‌مون در مقابل تغییر مقاومت کنه.

📌 برای همین، وقتی کسی از لاغر شدن می‌ترسه (مثلاً نکنه بیمار شم، نکنه جذاب نباشم، نکنه دوام نداشته باشه…) ناخودآگاه مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل رو پر از مانع می‌کنه.

😨 چرا ترس از لاغری باعث لاغر شدن نمی‌شود؟

شاید به‌نظر برسه که وقتی از لاغری می‌ترسیم، باید لاغر بشیم دیگه! چون می‌گن از هرچی بترسی، همون سرت میاد… ولی واقعیت خیلی پیچیده‌تره.

ترس، مثل یه ترمز قوی عمل می‌کنه، نه یه شتاب‌دهنده. وقتی از چیزی می‌ترسیم، ذهنمون وارد وضعیت دفاعی میشه و سعی می‌کنه از اون اتفاق جلوگیری کنه 🚫

مثلاً اگه از لاغر شدن بترسیم، ذهن ناخودآگاه می‌گه: «پس لاغر شدن خطرناکه! من باید کاری کنم که این اتفاق نیفته!» و دقیقاً همین‌جاست که مسیر کاهش وزن قفل میشه. 🔒

🧠 ترس از لاغری یکی از عمیق‌ترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که معمولاً از کودکی توی ذهن ما کاشته شده.

والدین، اطرافیان یا تجربه‌های گذشته ممکنه این باور رو به ما داده باشن که «لاغری یعنی ضعف، مریضی یا حتی تنها شدن…» و ذهن، بدون اینکه با واقعیت چک کنه، همون رو به‌عنوان حقیقت ثبت کرده.

ترس، اضطراب و نگرانی سه‌تا از بازیگرهای اصلی ذهن چاق هستن! 😟

اینا زنجیروار به هم وصلن و وقتی وارد زندگی ما می‌شن، همه‌چی رو تحت‌الشعاع قرار می‌دن.

پس اگه می‌خوای واقعا تغییر کنی:

  • اول باید بپذیری که این ترس‌ها فقط تصاویری توی ذهن تو هستن، نه واقعیت بیرونی زندگی‌ت. 🌈💫
  • دوم از آموزش‌های لاغری با ذهن برای کشف و اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن استفاده کنی.
باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

⚠️ ترس از چاقی و ترس از لاغر نشدن؛ دشمنان پنهان ذهن ما

وقتی یه فرد اضافه وزن داره، ترس از چاق‌تر شدن همیشه یه گوشه ذهنش نشسته.

شاید یادت باشه که اولین بار کی بهت گفت: “مواظب باش چاق‌تر نشی!” 😟

ما ناخواسته تبدیل شدیم به یه «مبارز همیشه نگران» که با رژیم، ورزش‌های سنگین، دمنوش و قرص و حتی جراحی، دنبال فرار از یه دشمن نامرئی بودیم – چاقی! 🥊

اما مشکل اینجاست که تمرکز بیش از حد روی چاقی، فقط ترس رو پررنگ‌تر کرد و ذهن رو بیشتر درگیر همون چیزی کرد که نمی‌خواستیم…

و چون ریشه‌ی این ترس از بین نرفته بود، هر بار که کمی نتیجه می‌گرفتیم، بعدش دوباره چاقی برمی‌گشت… و این بار با ترسی شدیدتر از قبل.

🚧 ترس از لاغر شدن؛ ترمزی پنهان در ذهن ما

خیلی وقت‌ها ما در ظاهر داریم برای لاغر شدن تلاش می‌کنیم، ولی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن نمی‌ذاره به نتیجه برسیم…

🔄 چون ما قبلاً بارها روش‌های مختلف رو امتحان کرده بودیم، ولی نتیجه همیشگی نبوده، ذهن‌مون یاد گرفته که به هیچ روشی اعتماد نکنه.

و هر بار با یه روش جدید، ترس قدیمی هم همراهش میاد.

🧠 ذهن‌مون می‌گه: «تو قبلاً هم تلاش کردی و فایده نداشت، پس این‌بار هم نخواهد داشت.»

و دقیقاً همین ترس و شک، باعث می‌شه که حتی اگر روش درست باشه، ما باور نکنیم که جواب می‌ده… و خب ذهن هم با باورهای اشتباه درباره کاهش وزن همراه میشه و نتیجه چاق موندن یا دوباره چاق شدنه.

🌱 چطور می‌تونیم ترس از لاغر شدن رو در ذهن‌مون کم‌رنگ کنیم؟

برای کم‌رنگ کردن ترس از لاغر شدن که یکی از مهمترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه، باید اول از همه به مسیرمون اعتماد کنیم.

این اعتماد یعنی باور کنیم که لاغر شدن از راه ذهن، یه مسیر طبیعی، امن و ماندگاره، نه یه رژیم سخت یا فعالیت سنگین برای مبارزه با بدن 🧠💚

ترس‌هایی که داریم از اون‌جا اومدن که بارها شکست خوردیم یا لاغری‌مون موقتی بوده.

ذهن ما پر شده از خاطرات رژیم‌های طاقت‌فرسا، ورزش‌های سنگین، عمل‌هایی با ترس بازگشت وزن…

و همه این‌ها شدن باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که ته ذهنمون می‌گن:

– لاغر شدن سخته…

– نکنه دوباره وزنم برگرده…

– شاید این روش هم مثل قبلیا باشه…

💡 ولی الان وقتشه که این باورها رو بازنویسی کنیم، درست مثل اینکه داریم فایل‌های قدیمی ذهنمون رو پاک می‌کنیم و فایل‌های جدید و مفید جایگزین می‌کنیم!

✅ نتیجه نهایی: جای ترس، ایمان رو بنشون!

وقتی ذهن ما پر از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باشه، ترس دست بالا رو داره. ترسی که باعث میشه به روش‌ها شک کنیم، به خودمون اعتماد نکنیم و مدام عقب‌نشینی کنیم 😞

اما وقتی آگاهانه شروع کنیم به ساختن باورهای جدید، امن و مثبت، انگار راه رو برای ذهنمون روشن می‌کنیم 🌅

🧠 لاغری با ذهن یعنی قبل از تغییر غذا یا ورزش، اول ذهنمون رو سبک کنیم. یعنی فرمول‌های اشتباه قدیمی رو کنار بزنیم و به جای اون‌ها، فرمول‌های متناسب و قدرتمند بسازیم.

و بهترین نقطه‌ی شروع برای تغییر باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، جاییه که هزاران نفر همین مسیر رو با موفقیت طی کردن:

🎯 دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها

در این دوره، قدم به قدم یاد می‌گیری چطور افکار منفی رو شناسایی و ریشه‌یابی کنی، چطور فرمول‌های ذهن چاق رو اصلاح کنی، و چطور به جای ترس، آرامش و اعتماد رو در خودت پرورش بدی.

✍️ در ادامه هم توی گام ۷۳ سراغ «قدرت ذهن در لاغری» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 142 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.60 از 63 رای

https://tanasobefekri.net/?p=19497

142 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

142 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۵/۰۳/۲۸ ۱۲:۴۳
      مدت عضویت: 822 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 439 کلمه

      سلام ،ترس ازلاغری ازدوران رژیم بوده تاالان که تومسیرذهنی هستیم جواب سوال اول،همانطور بدن ما کارش هضم وجذب عذاست کارذان مرورافکارهست وهمیشه صحبت ازکم خوردن شده فوری توذهن یه ترسی بوده وای نکنه نتونم لاغربشم چاقترنشم ازریخت بیفتم دهن انسان ازکمبودمیترسه وقتی رژیم گرفتیم بخاطر ترس ازکمبودموادچربی ذخیره میکرده ومابجای لاغرشدن چاقترمیشدیم اللنم توروش ذهنی این اطلاعات روذخیره داره بایدطبق اموزش ها اون کدها تغییرکنه وتغییرات نیازداره الان من میبینم بچه هایی که توگروه هستن سوال میپرسن فلان موادعذایی سالم هست یاچه مقداربخوریم هنوزاون رفتاررژیمی رو دارن فکرمیکنن باکم خوردن یا سالم خوری لاغرمیشن روش ذهنی روخوب یادش نمیگیرن تواین روش نه کم خوری نه سالم خوری بایددرست خوردسوال دوم همه ما ابتدا طبق اون گفته اطرافیان فکرمیکردیم چاقی ارثیه وکم تحرکی بمرور متوجه شدیم نه چاقی نتیجه سالها افکاروباورهست توذهن من وامثال من بصورت کد ذخیره شده ومن خودم رفتم سراِغ رژیم وهمیشه بجای اینکه امیدوارباشم لاغرمیشم ترس داشتم چاق میشم چون ذهن همیشه یجورحالت ترس رودرخودذخیره کرده من تامدتها موقع عذاخوردن میترسیدم برنج ونون زیادبخورم میگفتم اگرازاین مقداربیشتربخورم چاق میشم وقتی بیشترروذهن کارکردم متوجه شدم من هنوزکدچاقی توذهنم دارم وارام ارام این ترس ازخوردن کم رنگ میکنم ویادگرفتم غذاقدرت نداره من میام باذهنم بهش قدرت میدم وقتی غذامیخورم ازبس فکرمیکنم قدرت افکارم دوبرابرغذاهست اون نجواباید کمرنگ بشه تابمروربره ومامثل یک انسان متناسب ارامش داشته باشیم این قدربخوردن فکرنکنیم وقتی حالت ترس داشته باشیم مغز دستورترشح کورتیزول میده وهمین خودگرسنگی میاره ویاچربی رودخیره میکنم اونم ناحیه شکم ماباکمبودموادغذایی مواجع نشیم وقتی ذهن ارام باشددیگه ترشح این هورمون کم میشه سوال سوم من مدتها ترس داشتم زیادبخوام بخورم قندم بره بالا وحالم بدبشه اماالان بلطف خداواموزش های استادمتوجه شدم همش افکارم اشتباه بوده وقتی ذهنم یادبگیره چجوری رفتارکنه چراقندبره بالا من الان گرسنگی واقعی رومتوجه میشم باصدای قاروقوره اما احساسی همون اشتهای کاذب هست فقط دقت میکنیم به مغزودهان همون شیرینی ،همه چی مصرف میکنم فقط زبان لاغری بایدیادش گرفت سوال چهارمترس ازلاغرشدن هم مثل چاق شدنه من زمانی وارداین سایت شدم اموزش هاروشروع کردم ابتداچاقترشدم چون فرمول چاق ذهنم بایدیه تلنگری میخوردن من سالها باعادتهای بدغذایی زندگی کردم والان بااین روش بخواد تغییرکنه یکم ترسی بوده نکنه نتونم موفق بشم این ترس حتی تو زندگی هست نکنه کنکورشرکت کنم موفق نشم نکنه نتونم توکاروزندگی موفق بشم سوال پنجم روش ذهنی ابتداروافکاروباورکارمیشه من حقیقتاخیلی ترس داشتم ازلاغرنشدن هرموادغذایی که میخوردم میگفتم منونکنه چاق کنه وهمه این نگرش مثل یک سدجلو پیشرفت رومیگرفت فایل گوش میکردم مینوشتم اما این مانع رونمیتونستم بشکنم دورهمی ها خیلی کمک میکنه متوجه ایرادها بشیم ورفعش کنیم من الان یادگرفتم به گرسنگی واقعی جواب بدم اب میخورم روش ذهنی خیلی بهتره چون ذهن یادمیگیره دربرخوردباغذاچجوری عمل کنه ازاخباروافکارمنفی دوری کنیم متناسب باشیم ومثل انها رفتارکنیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره انصاری
      ۱۴۰۵/۰۱/۰۶ ۲۱:۳۵
      مدت عضویت: 799 روز
      امتیاز کاربر: 19677 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 585 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر برای کم‌رنگ کردن ترس از لاغر شدن که یکی از مهمترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه، باید اول از همه به مسیرمون اعتماد کنیم.این اعتماد یعنی باور کنیم که لاغر شدن از راه ذهن، یه مسیر طبیعی، امن و ماندگاره، نه یه رژیم سخت یا فعالیت سنگین برای مبارزه با بدن ترس‌هایی که داریم از اون‌جا اومدن که بارها شکست خوردیم یا لاغری‌مون موقتی بوده.

      سوالات تمرینی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن :۱.به نظر شما چرا ذهن ما تمایل زیادی به مرور ترس‌ها دارد؟چون از سخت کشیدن بیزار است و دارد از من و خودش محافظت  می‌کند وقتی چیزی به طرف ما پرت می شود یا میخواد به نا بخوره سریع جا خالی میدیم چون ذهن داره از ما محافظت می کند. ۲.ترس از لاغر شدن چگونه در ذهن افراد چاق شکل می‌گیرد؟با دیدن شنیدن در جمع خانواده و  اطرافیان ذهن و مغز من را پر شده از ترس از چاق شدن،ترس از مواد غذایی که چه چیزی بخورم که چاق نشم یااون چیز را نخورم چون چاق کننده هست همین طور کم کم باعث چاق تر شدن،استرس و اضطراب یا ناامید شدن می شود قبلا بار سنگین ترس از چاق شدن بر دوش من قرار داشت ولی الان ترس از چاق شدن،ترس از خوردن در ذهنم خیلی کم شده است و دارم با احساس خوب به مسیرم ادامه میدم.۳.چه مثال‌هایی در زندگی خود از اقدام نکردن به‌خاطر ترس از لاغر شدن دارید؟اگر قبل از ورود به سرزمین لاغری با ذهن بود چرا خیلی ترس داشتم ترس از مواد غذایی یا بیماری،حال بد، ریختن موهام و خیلی چیزهای دیگر ولی الان  هیچ ترسی از لاغر شدن ندارم چون می‌دونم که جسمم خودش بهتر میدونه چکار می کنه وقتی دستم یا جایی از بدنم زخم یا درد دارد بدن  خودش ترمیم و خوبش می کند مثل خیلی از کارهای دیگه که انجام میدهم نفس کشیدن پلک زدن۴.چرا ترس از لاغر شدن باعث می‌شود لاغر نشویم؟ ترس از لاغر نشدن مثل ترس از چاق شدنه، اوایل که وارد سایت شدم هم ترس از چاقی بیشتر داشتم و هم ترس از لاغر نشدن به خودم می گفتم اگر لاغر نشم چ اگر چاق تر شدم چی و این فکر تا مدتی درذهنم می پیچید ولی وقتی بیشتر به فایل ها،نوشته ها،صبحت های استاد گوش می کردم وچیزهای بیشتری یاد گرفتم ذهنم آرام شده چون من شروع  به لاغر شدن کردم وخدارو شکر دارم خیلی خوب جلو میروم ترسم از چاقی کم شده هم از لاغر نشدن ۵.لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می‌کند تا این ترس را اصلاح کنید؟با آموزشهای خوبی که از استاد یاد میگیرم باید خوب گوش کنم و عمل کنم ودچیزهای منفی وارد ذهنم نکنم مثبت اندیش باشم عجله نکنم و استمرار داشته باشم وبه مسیرم ادامه بدم من این این روش را بهترین روش برای لاغر شدن میدانم چون الان هر کسی منو می بینه میگه خیلی لاغر شدی چیکار کردی دو تا از خواهرم که می بینند من پیاده روی نمی روم و همه چیزی میخورم فهمیدن  که من چطور شده که دارم لاغر میشم لینک  سایت را گرفتن وارد سایت تناسب فکری شدن دیشب جاری ام که بعد از مدتها اومد خونمونگفت که خوب لاغر کردی باز هم رژیم گرفتی بهش گفتم نه،گفت به من بگو چه طور لاغر شدی، وقتی بهش گفتم اول خنده اش گرفت ولی بعد گفت راست میگی گفتم باور کن دارم بهت راستشو میگم و بعد از خیلی سوال کردن  گفت کهلینک را برام بفرست  حالم خوب نیست و افسردگی گرفتم و مشکلات زیادی دارم منم گفتم برو توی سایت حالت خیلی بهتر میشه.

      با تشکر از استاد عزیز و در پناه خدا باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۴/۱۲/۲۱ ۰۸:۱۳
      مدت عضویت: 1373 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,099 کلمه

      به نام خدایی بخشنده ومهربان 

      سلامدخدمت استاد عطار روشن ودوستان هم مسیر 

      ترس های،من توبخش چاقی ولاغری 

      ترس های من چطور شکل گرفت ؟

       از اطللاعاتی که خودم به ذهنم‌دادم ساخته شده وذهنم ازاین اطلاعات استفاده میکنه ودرمن ترس ایجاد میشه چون قبول کردم این اطلاعات درست هست واجازه دادم در ذهنم قرار بگیره پس،حال نو زمانش ذهنم ارزش،بهر می برم دستورات اون باور و فرمول و تصویر برام ازسال میکنه باعث‌ تپش ،قلبم وحس بد اون هم میشه وتوجه بهش این میزان ترس هی افزایش میده

       من هرچی هستم  همه وهمه کامل ساخته ذهتم هست از اطلاعات جمع شده توش درک همین موصوع باعث میشه تغییر این بخش اون ساخته اشتباه رو اصلاح کنه ومن به فردی دیگه تغییر پیدا کنم ورفتار کفتار و عمل کردم متقاوت ازفبل بشه  ترس های من به مرور افزایش پیدا کرد 

      سابق به این میزان نبود با افزایش چاقی جسم ترس تو ذهنم هم‌افرایش،پیدا کرد اویل که جوان بودم شجاع بود سر نترسی داشتم کارهای میکردم که بعضی اون حطرناک میدبدن  چون قبول نداشتم خط،ناک هست ازانجامش لذت می بردم ولی از بس گفته شد این خطر داره اون حطر داره باعث شد کم کم از انجام بعضی کاره خودم‌دور کنم که اسیب نبینم وفتی چاقی که داشت کسترش پیدا میکرد وهی براش،برنامه کاهش داشتم بعضی زمان دیگه کاری از من ساخته نبود و ترس های وحشناکی به سمت من هجوم می اورد ترس از چاقتر شدن که اصلا امکان هیج حرکت از من بگیره 

      و ترس از رها شدن از طرف اطرافیان  و ابن اصلا وجود خارجی نداشت ولی من اپن درست می دبدم وفشارهای ناشی ازاین ترس باعث شد کم کم دجار بیماری مفصل پا بشه ومراحل این بیماری ارام ارام افزایش،پیدا کرد درست مثل چاقی من اراول تولدم وزن به ابن میران که نداشم طی زمان سال های طولانی صاحبش شدم  وهی ترسیدم اون هی بزرگتر شد

      ترس و اضطراب و نگرانی سه بازیکر ذهن جاق  هستن

       قصدم‌ بازی نکردن این سه نفش هست  براش،جاگزین درست انتخاب کنم‌ جای ترس شحاعت حای اضطراب ارامش جای نگرانی امید وانکیزه داشتن جای بدم خوب حال قالب دارم تغیبر میدم تو قالب جدید که شجاعت هست عمل کرد من شجاعت به خودم‌ اثابت می کنه 

      بادم‌هست وفتی تو مسیر رایکان کار می کرد ترس بازم گول خودرن داشتم جراعت نمیکردم دوره ورد به سرزمین لاغرها بخرم وفتی ترس و اضطراب ونگرانی این بخش کاهش پیدا کرد امیدوارم شدم‌که تومسیر درست هستم شحاعت رو اجرار کردم بهش،عمل کرد دوره با ارامش خیال خربدم  دل قرص شدم که دارم بهترین کار برای خودم‌ انجام میدم پس مراحل این بخش ترس درست کامل تغییر پیدا کرد

       حالا برای لاغری هم ازابن بخش باید کامل انجام بشه ریشه این ترس باید  خشک  بشه

       من با کار روی خودم‌کلی ترس خودم‌ کاهش دادم مرحله به مرحله تبدیل کردن به شجاعت وارامش وامبد وانکیزه روز فبل برای این بخش با صدای خودم‌یی فایل صوتی ضبط صدا داشتم‌ متوجه شدم من قله چاقی رفتم به قله اون رسیدم حالا تومسبر برکشت ازقله با نکاه به دامنه که اخر مسیر هست

       کلی ترس ازلاغر شدن داشتم که تو مسبر برکشت با من بود از قله داشتم پایبن می امد پام فشار میاورد که تو همون بین راه واستم که مباد به دامنه برسم‌ جی منتطر من بود ترس از لاغر شدن ذهنم‌ چی می گفت ابن وجود تمایل نداره به جهنم لاغر شدن برسه پس احازه ندم خودش به جهنم لاغر شدن برسونه جالبه بهشت  لاغر شدن منتطر من بود ذهن من اون با اطلاعات اشتباه  تبدیل کرده بود به جهنم 

      تو صدایی که ضبط کردم کقتم‌من باید انقدر خوشحال باشم که دارم خودم به بهشت لاغری میرسونم‌ حای راه رفتن از تپه باید لیز،بخورم پرواز کنم عشق کنم کیف کنم  که سریعتر  به بهشت لاغری برسم‌ جای اون داشتم با کلی باوره اشتباه لاغری وداخلش ترس ازلاغر شدن  تپه کوچک جلوی راه ساخته بودم  پشتش خودم‌ محکم نگه داشته بودم که به بهشت لاغر نزدیک نشم  

      با اطلاعات درست این مسیر به شکر خدایی عزیزم حجم چشم کیری از ترس لاغر شدن وترس های اون‌ کاستم که به  این درک کامل رسیدم‌حجم ترس کنار لاغرشدن خیلی خوب کاهش،پیدا کرده واقعی کاهش داشته 

      نکرشم نسبت بهش تغیبر خوب داده شده انتخاب تغیبر پیدا کرده  دراثر تکرار تمرین حال خوب خودم‌ امید داشتن  سعی کردم  که بیشتر با امید ادامه بدم  انکیزه دارم  حسم تو‌حال خوب نکه میدارم  ایجاد شد که ابن ترس بی مورد از خودم به شکر خدایی عزیزم دارم می کیرم وبه  زودی شاهد کاهش وزن چشم گیری خواهم بود چقدر شاد هستم‌که بازم بعد ازدوره ورد به سرزمین لاغرها که از یادم رفته  چند بار تکرار داشتم این با تکرار اخر که همین چند ماه اخیر هست وبرکشت به نقطه شروع که بخش رایکان هست متوجه دنیای از تغیبرات خوب خودم‌ میشم وحال دلم خوب هست خوبتر میشه 

      چرا فکر بد سریعتر جواب میده اما فکر خوبن به زمان نیاز داره تا جواب داده بشه ؟

      چون‌هم باور داشتم  و  هم‌انتطارش می کشیدم   چون مسیرش وجود داشت خودم کلی تلاش کردم مسیرش ساختم همه تو ذهنم فکر داشتم باعث چاقتر شدن  من شد  حسابی چاق شدم‌سال زیادی بی نهایت تلاش کردم کهچاقی  نداشته باشم ولی چاق  وجاقتر شدم و چاق موندم تلاش من بخاری بود بر این همه برنامه که هیج ثمری برای من‌نداشت اکه داشت سریع مهو میشد دود میشد به اسمان میرفت 

       ومن‌ میومند چاقی با سه بازیکرش که باید از بازی انها استفاده میکرد اخه بازی دیکه کم کم‌ دیکه بلد نبودم انجام بدم تقش،فرد چاق وبازی اون انجام دادم 

      من برای لاغری نه قبول داشتم که لاغر شدنی هستم بعد اصلا انتطار لاغرشدن نداشتم  کلی باوره ترستاک از لاغر شدن  داشتم مسیری نبود که من توش خودم‌اصلا ببنم تازه باید این مسیر ساخته میشد طبق وجودم من اویل فکر می کردم  مسیر ساخته شده  شما برای من حواب میده خوب ولی نیاز من مسیری بود که  خودم‌ ساختم  طبق زندگی خودم‌ نه طبق زندگی شما استاد کنار مسیر شما همو سو من یی مسیر برای خودم‌ ساختم

       این  تازه لاغر شدن اسون نبود سخت بود ترس ازرش داشتم مضطرب بودم که چی خواهد شد نگرانم‌ اینده بودن که خراب هست خرابتر خواهد شد چه معجون  درهم برهمی تو ذهنم ساخته بودم

       برای لاغر نشدن و ترس از اون‌کل این ترس اضطراب و نگرانی حسابی داشتم بازیگری خودش بدون اصلاع من انجام میدادم  از این زمان اجازه بازی این یه نقش از خودم‌به شکل کامل باید بکیرم

        اگه قصدم لاغر شدن هست از شحاعت ارامش و امید انگیزه و انتطار کنارش استفاده کنم‌  ابن بازیگری انجام بدم تا کاملا لاغر بشم  انشالله لاغر بااین روش تو حسم خلقش کنم‌ و لذتش خودم‌ ببرم و کاری که  برام  انجام شدنی نبود به انحام شده تبدیل کنم اسون راحت ساده ولاغر شدنی و لاغر شدنی ولاغر  شدنی تغییر خوب دادم 

      در ساحل ارامش الهی ساکن باشیم‌ امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۴/۰۹/۱۵ ۱۲:۴۵
      مدت عضویت: 1374 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 529 کلمه
      • و خدایی که در این نزدیکیست.
      • به نظر شما چرا ذهن ما تمایل زیادی به مرور ترس‌ها دارد؟به نظرم ذهن با مرور ترس‌ها میخواد بگه که از ادامه کار دست بردار،در واقع ذهن از انجام کارهای جدید که سالها ازش دوری می‌کرده بیزار هست و میخواد انجام اون کار رو سخت و دور از ذهن بدونه.ی جورایی نمیخواد از منطقه امنی که ساخته بیرون بیاد.
      • ترس از لاغر شدن چگونه در ذهن افراد چاق شکل می‌گیرد؟کافیه برگردیم به گذشته ای که روزهای اولیه چاقیه ما از اونجا شروع شد،یادمه وقتی بعد از بلوغ کم کم اضافه وزنم شروع شد و به قول اطرافیانم ی کم توپر شدم خواهرهام بهم گفتن الان اندامت خوب شده مراقب باش بیشتر از وزنت بالا نره و باید مراقب غذا خوردنت باشی،همین حرفها شروع ایجاد ترس از چاقی در من شد و فکر میکنم تمام افرادی که دچار اضافه وزن هستن ی جایی به بعد از این ترس‌ها درونشون ایجاد شده و همین استارت اصلی شروع اضافه وزنشون هست.
      • چه مثال‌هایی در زندگی خود از اقدام نکردن به‌خاطر ترس از لاغر شدن دارید؟یادمه همون موقع ها که تازه دچار اضافه وزن شده بودم و ی کوچولو ابراز نگرانی میکردم همه بهم میگفتن عیبی نداره چند کیلو اضافه وزن داشتن در عوضش میدونی که به خاطر تپلی بودنت مشکل و مریضی نداری،هر کی لاغره حتما و قطعا دچار مریضی هایی مثه پرکاری تیروئید هست و یا ممکنه سوخت و ساز بدنش خیلی بالا باشه و احتمالا دیابت داره و باید دارو مصرف کنه و … شنیدن این حرفها منو میترسوند که اگه ی کم وزنم اضافه شده در عوضش صحیح و سلامت هستم و ی جورایی در سلامتی هستم و این نوع باور و نگاه باعث شد که من نخوام هرگز به لاغری پایدار فکر کنم و ادامه بدم،یادمه چندین مرتبه هم که مزن کم کردم دیگران میگفتن که از وقتی وزنتو آوردی پایین مثه مریض ها شدی و مشکل جسمی پیدا کردی و همین حرف منو از اینکه لاغر شده بودم منصرف می‌کرد که نخوام ادامه بدم و ادامه کار رو رها میکردم.
      • چرا ترس از لاغر شدن باعث می‌شود لاغر نشویم؟

      به نظرم ترس از لاغر شدن بدتر از ترس از چاق شدنه چون من باور دارم این ترس در لایه های زیرین تری از ذهنمون هست و تا همین الان من به این باور اصلا فکر نکرده بودم و نمیدونستم این باور رو در ذهنم دارم و این ی کم کار رو سخت میکنه و همینکه اطلاعات غلطی که درباره لاغری بهمون گفته شده که کاملا بی پایه  و اساس هست و ما باید مدت بیشتری روی تغییر این باور بذاریم تا کم کم این لایه ها شکسته بشه و باور درست رو جایگزین کنیم.

      • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می‌کند تا این ترس را اصلاح کنید؟در روش لاغری با ذهن ما با سوال و جواب کردن از خودمون و عمیق و دقیق فکر کردن درباره باورهایی که بهمون القا شده،کم کم باورهای درست و غلطمون رو می‌شناسیم و پیداشون میکنیم و با باورهای درست جایگزین شون میکنیم و این چرخه رو اگر بتونیم ادامه بدیم و همش دنبال به روز رسانی اطلاعت درست باشیم ناخودآگاه بدن و جسممون تغییر میکنه و لاغری در ما له وجود میاد وو پایدار میشه، به امید اون روز،یا حق
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا آبکار
      ۱۴۰۴/۰۶/۲۹ ۱۶:۵۸
      مدت عضویت: 1016 روز
      امتیاز کاربر: 12895 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 158 کلمه

      بنام حضرت عشق..سلام استاد .سلام دوستان ..استاد دقیقا من هم از سن ۲۸ سالگی تبدیل شدم به یک مبارز همیشه نگران .با حرف دوستم که گفت همینطوری که هستی خوبه نزار وزنت بالاتر بره .و منو تبدیل به یک فردی که همیشه مراقب و ترس از چاقتر شدن داره تبدیل کرد.و چاقی من از همون زمان شروع شد ابتدا یه نهال کوچولویی بود که بهش توجه میکردم تا شد یه درختی تنومند .من چاق نبودم ولی چرا باید نگران چاقتر شدن باشم .الان که عکسای چند سال پیشو نگاه میکنم میگم من که چاق نبودم چرا اینطوری شدم و الان فهمیدم که همون حرف از من یه مبارز همیشه نگران ساخت .استاد من دارم سعی میکنم که از این وضعیت نگران بودن خارج بشم ومیشم چون به این مسیر اعتماد دارم واینو بگم من مثل خیلی از هنرجو های شما شاگرد خوبی نیستم ولی دارم سعی میکنم که لااقل برا خودم یک نسخه ی خوب بسازم با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۵/۲۹ ۰۱:۲۰
      مدت عضویت: 822 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 238 کلمه

      سلام ما چقدرازچاقترشدن میترسیدیم وقتی رژیم اجرامیکردیم ولی باز توذهن چاقترشدن مرورمیشد چقدرنگرش های اشتباه درذهن داشتیم  که من علت چاق شدم ارث وکم تحرکی و بیماری تیرویدهست من خودم فکرننیکردم یک روزبتونم لاغربشم همیشه توحسرت اندام دیگران بودم وبراخودم لاغرشدن رودست نیافتنی میدونستم بن میگفتن تواراده نداری بایدعزت نفس داشته باشی تابتونی لاغربشی اونم باکم خوری ورزش من این مسیررفتم ولی تارها میکردن وزنم برمیگشت چقدرمیگفتن کالری شماری کن غذاروطبق برنامه بخور وچایی سبزبخوروشکلات تلخ بخورمنم باورکرده بودم که ایناچربی سوزه ولی ایناهمش یک نگرش اشتباه بود چه چربی سوزی یابمامیگفتن سوخت وسازبدنتون پایینه اخرطبق چه مدرکی سوخت وسازپایینه وقتی توجمع میرفتیم مثل ادمهای شکاک دونفرحرف میزدن تصوراین بودنکنه درموردچاق منه یا چشم به غذاهامیفتادچقدرکلنجارداشتیم ولی درروش ذهنی یادگرفتم چاقی ازذهن اغازمیشه قبل تغییرجسم مااومدیم تصویرچاقی رودرذهن ذخیره کردیم ولی الان مامیایم با اموزش ها این فرمول چاقی روتغییرمیدیم بسمت لاغری هدایت میکنیم رزیم ورزش روبایدبزاریم کنار نگیم چجوری من میخوام باذهن لاغربشم ذهن ماقدرتمنده هرچی خوردیم بدن ماجوری ابش میکنه مااصلا متوحه بشیم  نبایدازچاقی وخوردن ترسید غذاقدرت نداره دربرابرذهن ما وبایدبه احساسات توجه کنیم ماارزشمندوبالیاقت هستیم لاغری روبراذهن کوچیک کنیم وترس ها بااموزش ها میره کنار تصویرسازی خیلی بماکمک میکنه وبایدتمرین وتکرار کرد تا ذهن تومسیرمتتاسب شدن بمونه ولیزنخوره باتمرکز غدابخوریم یاحتی توهمه کارها تمرکز داشته باشیم عجله نداشتیم باشیم لاغری باذهن یک مسیرش ارام هست ومایادمیگیریم اهسته قدم برداریم اگر۱۰کیلواضافه وزن داریم بگیم من میتونم دوکیلودرماه کم کنم واین روش براناخوادگاه چقدرراحته وماروبه هدف میرسونه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار میثم افشین
      ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ ۰۹:۵۴
      مدت عضویت: 795 روز
      امتیاز کاربر: 25145 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 395 کلمه

      بنام خدا

      ای که مرا خوانده ای راه رانشانم بده 

      سلام استاد ودوستان هم مسیر 

      گام 72باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که جلوی لاعرشدن شما را می گیرند

      بنظر شما چرا ذهن ما تمایل زیادی به مرور ترسها دارد؟ چون  از بچگی همه مارا ترسوندن از همه چی واین ترسها در ذهن ما همیشه هست وما از بچگی بذر ترس درذهن ما کاشته شده وبرای همین ذهن تمایل دارد ترسها را مرور کند

      ترس از لاغرشذن چگونه درذهن افراد چاق شکل می گیرد؟ ما چاقها برای لاغرشدنخیلی تلاش کردیم وهر بار بعداز لاغرشدن باز چاق شدیم وچندین بار شمست خوردیم برای همین ترس از لالرشدن درذهن ماست

      چه مثالهایی درزندگی خوداز اقدام نکردن به خاطرترس از لاغرشدن دارید؟ من از چاق شدن میترسبدم ومن به راحتی چاق میشدم ترس از رژیمها ترس از خوردن ونخوردن ترس از وزرشهای سنگین ترس از چاق شدن زیاد ترس از خواب ترس از بیماری ترس از ضعیف شدن ترس از زشت شدن اینها باعث سده بود من از لاغرشدن ترس داشته باشم

      چرا ترس از لاغرشدن باعث میشود لاغرنشویم ترس از لاغرشدن نمیتونه مارالاغرکنه ماباید به لاغرشدن اطنینان داشته باشیم به جسم خوداطمینان داشته باشیم وانتظارلاغری را درخود ایجاد کنیم فرمولهای لاغری را درذهن خود به وجود بیاوریم بذر لاغری را درذهن خود بکاریم راه لاغرشدن را برای خود اسان کنیم لاغرشدن اسانترین وراحت ترین کار دنیا هست من مثل اب خوردن میتونم لاغربشم

      لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکند تااین ترس را اصلاح کنید من با اموزش های که میبینم من با خودم به صلح کردم وبا خودم وجسمم اشتی کردم دیگه از چاقی خودم متنفر نیستم وخودم را دوست دارم من عاشق لاغرشدن هستم لاغری منتظر من هست من بزودی لاغرمیشم من باید ترس از لاغرشدن را کنار بزارم تا لاغرشدن بران اسان ودست یافتی بشه

      مابایداول ذهن خودرااز فرمپلهای صحیح پرکنیم باورهای جدید لاغری برای خودایجاد کنبم وبه جای ترس ایمان داشته باشیم اطمینان داشته باشبم وماباید هر روز باورهای درست راتمرار کنیم وهرروز یه قدم به لاغرشدن نزدیک میشبم من با اصلاح فرمولهای ذهنی طبیعی وبدون فشار لاغرمیشم ذهن من الان دیگه میدونه لاغری یه فرایند لذت بخش هست وهیچ ترسی وجود نداره ودیکه نباید لالرشدن را سخت بدونیم دیگه نگیم وزن ما دوباره برمیگرده باید این راه را بالذت وسادی ادامه بدین تا به وزن دلخواهمون برسیم باید اعتماد کتیم وباورکنیم که لاغرشدن از راه ذهن یه مسبر طبیعی امن وماندگاره 

      خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما ان شاءالله همیشه سالم وتندرست باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شرمین امانی
      ۱۴۰۴/۰۲/۱۷ ۱۷:۵۴
      مدت عضویت: 683 روز
      امتیاز کاربر: 10395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 51 کلمه

      دقیقا استاد یکی از دوستان منم سالهاست لاغر و دوست داره چاق بشه و نمیشه در حالی که خیلی زیادم می خوره که چاق بشه اما لاغرتر میشه الان فهمیدم که علتش ترس و نگرانی ش از چاق شدن یا لاغر شدن که مانع چاق شدنش میشه.

      ممنون از شما 

      خدایا شکرت ❤️ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شرمین امانی
      ۱۴۰۴/۰۲/۱۷ ۱۷:۱۱
      مدت عضویت: 683 روز
      امتیاز کاربر: 10395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 100 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر 

      جواب من به این سوال که چرا ترس از لاغری باعث لاغری نمیشه اینه که ریشه ترس از ناآگاهی میاد از تردید میاد از شک میاد از بی ایمانی میاد وقتی ما از لاغری یا هر چیزی می ترسیم یعنی به مسیری که داریم میریم ایمان نداریم یعنی آگاهی لازم نداریم یعنی هنوز به توانایی خودمون شک داریم وگرنه اگه من ایمان داشته باشم مسیرم درسته و آگاهانه انتخاب ش کرده باشم هیچ چیزی نمیتونه منو منحرف کنه و هیچ ترسی برای من وجود نداره. 

      خدایا شکرت برای آگاهی های بیشتر و بیشتر ❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه الی
      ۱۴۰۳/۱۲/۲۱ ۱۵:۲۳
      مدت عضویت: 656 روز
      امتیاز کاربر: 14195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 452 کلمه

      بنام خداوندبخشنده مهربان 

      سلام به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز 

      یه جایی خوندم ک هر چیزی دوبار متولد میشه اول در ذهن و بعد در زندگی 

      وقتی ما بارها و بارها چاقی رو در ذهن پرورش دادیم افکار چاقی رو میلیاردها بار تکرار کردیم و سالها تکرار کردیم خب واقعیت زندگی چاقی رو نشون میده 

      ترس از لاغری ب تنهایی باعث لاغری نمیشه مگه ما چند بار از اینکه لاغر بشیم چی میشه و ترسیدیم رو بهش فکر کردیم نهایت هفته ای ماهی سالی یک بار 

      و اصلا اون افکار رشد نکردن ک بخان لاغری رو ب زندگی ما بیارن 

      و شخصی ک استاد گفتن بدون شک هر لحظه در ترس از لاغرتر شدن بوده افکارش مرور شده و لاغر تر شدن رو تجربه کرده 

      وقتی ترس از چیزی  وارد زندگی واقعی میشه ک ما اون فکر ترس رو بار ها و بارها تکرار کنیم و باورش کنیم و اطمینان داشته باشیم ک رخ خواهد داد و دست ب عمل بزنیم برای جلوگیری از رشد اون افکار 

      این مقدار ترس میتونه لاغر کنه 

      ولی وقتی افراد چاق ک سالهاست مطمئن  هستند ک ب راحتی چاق میشن و ب سختی لاغر میشن و صد ها فرمول چاقی و دلیل چاقی دارن و هر لحظه در ترس چاق تر شدن هستند امکان نداره ک با یکی دو دلیل از ترس از لاغری لاغر بشن 

      موضوع ترس نیست 

      موضوع اطمینان ما از اتفاق افتادن لاغری هست 

      هر چقدر اطمینان داشته باشی ک لاغر میشی همونقدر راحت لاغرتر میشی هر چقدر اطمینان داشته باشی ک چاق میشی همونقدر راحت چاق تر میشی 

      در واقع فردی ک روز ب روز لاغر تر میشه با فردی ک روز ب روز چاق میشه هر دو میترسن 

      اما جهت حرکت افکار و رفتار اونا فرق میکنه 

      قوانین جهان ب یک شکل کار میکنن ب هر چیزی توجه کنی همونو میبینی 

      در واقع این جهان مثل یک کوه هست هر چی بهش بگی همون رو انعکاس میده 

      خداوند در قرآن بارها و بارها گفته نترس من کنارتم نترس تو میتونی نترس ادامه بده 

      من از چاقی نمی‌ترسم چون توانایی چاق شدن رو ندارم چون بهش فکر نکردم ک بخوام جذبش کنم 

      من میخام سازنده زندگی خودم باشم و لاغری رو تجربه کنم زندگی کنم 

      پس تمام توجه و تمرکز م رو میذارم روی لاغری سلامتی عشق ثروت 

      از طبیعت کمک میگیرم و آرامشم رو حفظ میکنم و ب یادگیری زبان لاغری ادامه میدم و تمرین میکنم 

      من خودمو میبینم ک لاغر هستم من خودمو میبینم ک ثروتمند هستم سلامت هستم من روابط و دوستان خوبی دارم و از خداوند متعال سپاس گزارم 

      من هرگز خودمو وزن نمیکنم هرگز در مورد چاقی حرف نمیزنم و هرگز هیچ راه اشتباه لاغری رو امتحان نمیکنم 

      من در همین مدت کم اینقدر عوض شدم اینقدر ب خودم و افکارم و قدرت ذهن و بدنم افتخار میکنم 

      و شاد هستم و از خداوند و استاد عطار روشن بینهایت متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم