0

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که جلوی لاغر شدن شما را می‌گیرند (گام ۷۲)

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن
اندازه متن

شاید برات آشنا باشه که می‌گن: «از هرچی بترسی، سرت میاد!» 😨 ولی وقتی پای لاغر شدن وسطه، ماجرا یه کم فرق داره…

📍 این جلسه ادامه گام ۷۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

ترس از لاغری یکی از همون باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که به‌جای کمک، مثل یه ترمز ذهنی، جلوی حرکتت رو می‌گیره.

در حالی که فکر می‌کنی داری راه درستو میری، ناخودآگاه تصویر شکست رو هی توی ذهنت تکرار می‌کنی 😓

بیایم با هم ریشه این ترس رو بشکافیم و ببینیم چرا ذهنمون گاهی به‌جای کمک، جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیره… 🧠✨

🌪️ وقتی ترس فرمان زندگی رو به دست می‌گیره…

تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا وقتی از یه اتفاق بد می‌ترسی، خیلی زودتر از چیزی که فکرش رو می‌کردی، اون اتفاق میفته؟

اما وقتی که یه آرزو داری و با عشق و اشتیاق دنبالش می‌ری، یا اتفاق نمیفته یا انقدر دیر میاد که دیگه اون حس خوبِ رسیدنش هم نیست؟ 😔

منم بارها این سؤالو از خودم پرسیدم. مخصوصاً تو مسیر شناخت قوانین جهان هستی.

واقعیت اینه که ترس، یکی از ریشه‌ای‌ترین باورهای اشتباه در ذهن ماست.

یه فکری که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده، اما ما تو ذهنمون بارها اون سناریو رو ساختیم، تصویرسازی کردیم، بهش پر و بال دادیم، و حتی آخرشو هم پیش‌بینی کردیم! 😵‍💫

مثلاً وقتی از شکست می‌ترسیم، داریم توی ذهنمون فیلمی می‌سازیم که پایانش باختن خودمونه.

وقتی از دست دادن عشق می‌ترسیم، داریم صحنه‌ی جدایی، تنهایی، رها شدن و حتی پیام آخر اون شخص رو توی ذهنمون مرور می‌کنیم.

و با همین تصویرسازی‌ها، داریم به جهان هستی می‌گیم: «لطفاً این اتفاق رو برای من واقعی کن!» 🎬

حالا فکر کن این الگو بیاد وارد مسیر کاهش وزن بشه…

ترس از چاق‌تر شدن، ترس از جواب نگرفتن از رژیم، ترس از شکست دوباره… و حتی ترس از لاغر شدن! 😳

بله! اینم یکی از اون ترس‌های عجیب اما رایجه. چون خیلی وقتا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باعث می‌شن لاغر شدن رو مساوی با بیماری، ضعف یا حتی طرد شدن بدونیم.

ترس از لاغر شدن

😟 ترس از لاغر شدن؛ مانعی پنهان اما قدرتمند

یکی از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، ترس از لاغر شدنه!

وقتی این ترس در ذهن جا خوش کنه، با هیچ روشی حتی برنامه ذهنی هم نمی‌تونی لاغر بشی، چون ذهن ناخودآگاه داره ترمز می‌گیره. 🧠🚫

یه سؤال عالی از یکی از همراهان سایت همیشه تو ذهنم مونده:

سلام استاد، چرا ترس از چاقی یا ترس از خوردن باعث چاقی میشه، ولی ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشه؟ 🤔

این سؤال دقیقاً همون چیزی بود که سال‌ها ذهن منم درگیرش کرده بود!

چرا وقتی تو فرکانس منفی هستیم، خیلی زود اتفاقات بد رخ می‌دن، ولی تو فرکانس مثبت، نتایج دیرتر میان یا اصلاً نمیان؟

🔍 جوابش تویه ساختار باورهای اشتباه درباره کاهش وزن پنهونه.

ما سال‌ها با ترس، تردید و ناامیدی ذهن‌مون رو تغذیه کردیم. پس طبیعیه که سیستم ذهنی‌مون در مقابل تغییر مقاومت کنه.

📌 برای همین، وقتی کسی از لاغر شدن می‌ترسه (مثلاً نکنه بیمار شم، نکنه جذاب نباشم، نکنه دوام نداشته باشه…) ناخودآگاه مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل رو پر از مانع می‌کنه.

😨 چرا ترس از لاغری باعث لاغر شدن نمی‌شود؟

شاید به‌نظر برسه که وقتی از لاغری می‌ترسیم، باید لاغر بشیم دیگه! چون می‌گن از هرچی بترسی، همون سرت میاد… ولی واقعیت خیلی پیچیده‌تره.

ترس، مثل یه ترمز قوی عمل می‌کنه، نه یه شتاب‌دهنده. وقتی از چیزی می‌ترسیم، ذهنمون وارد وضعیت دفاعی میشه و سعی می‌کنه از اون اتفاق جلوگیری کنه 🚫

مثلاً اگه از لاغر شدن بترسیم، ذهن ناخودآگاه می‌گه: «پس لاغر شدن خطرناکه! من باید کاری کنم که این اتفاق نیفته!» و دقیقاً همین‌جاست که مسیر کاهش وزن قفل میشه. 🔒

🧠 ترس از لاغری یکی از عمیق‌ترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که معمولاً از کودکی توی ذهن ما کاشته شده.

والدین، اطرافیان یا تجربه‌های گذشته ممکنه این باور رو به ما داده باشن که «لاغری یعنی ضعف، مریضی یا حتی تنها شدن…» و ذهن، بدون اینکه با واقعیت چک کنه، همون رو به‌عنوان حقیقت ثبت کرده.

ترس، اضطراب و نگرانی سه‌تا از بازیگرهای اصلی ذهن چاق هستن! 😟

اینا زنجیروار به هم وصلن و وقتی وارد زندگی ما می‌شن، همه‌چی رو تحت‌الشعاع قرار می‌دن.

پس اگه می‌خوای واقعا تغییر کنی:

  • اول باید بپذیری که این ترس‌ها فقط تصاویری توی ذهن تو هستن، نه واقعیت بیرونی زندگی‌ت. 🌈💫
  • دوم از آموزش‌های لاغری با ذهن برای کشف و اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن استفاده کنی.
باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

⚠️ ترس از چاقی و ترس از لاغر نشدن؛ دشمنان پنهان ذهن ما

وقتی یه فرد اضافه وزن داره، ترس از چاق‌تر شدن همیشه یه گوشه ذهنش نشسته.

شاید یادت باشه که اولین بار کی بهت گفت: “مواظب باش چاق‌تر نشی!” 😟

ما ناخواسته تبدیل شدیم به یه «مبارز همیشه نگران» که با رژیم، ورزش‌های سنگین، دمنوش و قرص و حتی جراحی، دنبال فرار از یه دشمن نامرئی بودیم – چاقی! 🥊

اما مشکل اینجاست که تمرکز بیش از حد روی چاقی، فقط ترس رو پررنگ‌تر کرد و ذهن رو بیشتر درگیر همون چیزی کرد که نمی‌خواستیم…

و چون ریشه‌ی این ترس از بین نرفته بود، هر بار که کمی نتیجه می‌گرفتیم، بعدش دوباره چاقی برمی‌گشت… و این بار با ترسی شدیدتر از قبل.

🚧 ترس از لاغر شدن؛ ترمزی پنهان در ذهن ما

خیلی وقت‌ها ما در ظاهر داریم برای لاغر شدن تلاش می‌کنیم، ولی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن نمی‌ذاره به نتیجه برسیم…

🔄 چون ما قبلاً بارها روش‌های مختلف رو امتحان کرده بودیم، ولی نتیجه همیشگی نبوده، ذهن‌مون یاد گرفته که به هیچ روشی اعتماد نکنه.

و هر بار با یه روش جدید، ترس قدیمی هم همراهش میاد.

🧠 ذهن‌مون می‌گه: «تو قبلاً هم تلاش کردی و فایده نداشت، پس این‌بار هم نخواهد داشت.»

و دقیقاً همین ترس و شک، باعث می‌شه که حتی اگر روش درست باشه، ما باور نکنیم که جواب می‌ده… و خب ذهن هم با باورهای اشتباه درباره کاهش وزن همراه میشه و نتیجه چاق موندن یا دوباره چاق شدنه.

🌱 چطور می‌تونیم ترس از لاغر شدن رو در ذهن‌مون کم‌رنگ کنیم؟

برای کم‌رنگ کردن ترس از لاغر شدن که یکی از مهمترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه، باید اول از همه به مسیرمون اعتماد کنیم.

این اعتماد یعنی باور کنیم که لاغر شدن از راه ذهن، یه مسیر طبیعی، امن و ماندگاره، نه یه رژیم سخت یا فعالیت سنگین برای مبارزه با بدن 🧠💚

ترس‌هایی که داریم از اون‌جا اومدن که بارها شکست خوردیم یا لاغری‌مون موقتی بوده.

ذهن ما پر شده از خاطرات رژیم‌های طاقت‌فرسا، ورزش‌های سنگین، عمل‌هایی با ترس بازگشت وزن…

و همه این‌ها شدن باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که ته ذهنمون می‌گن:

– لاغر شدن سخته…

– نکنه دوباره وزنم برگرده…

– شاید این روش هم مثل قبلیا باشه…

💡 ولی الان وقتشه که این باورها رو بازنویسی کنیم، درست مثل اینکه داریم فایل‌های قدیمی ذهنمون رو پاک می‌کنیم و فایل‌های جدید و مفید جایگزین می‌کنیم!

✅ نتیجه نهایی: جای ترس، ایمان رو بنشون!

وقتی ذهن ما پر از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باشه، ترس دست بالا رو داره. ترسی که باعث میشه به روش‌ها شک کنیم، به خودمون اعتماد نکنیم و مدام عقب‌نشینی کنیم 😞

اما وقتی آگاهانه شروع کنیم به ساختن باورهای جدید، امن و مثبت، انگار راه رو برای ذهنمون روشن می‌کنیم 🌅

🧠 لاغری با ذهن یعنی قبل از تغییر غذا یا ورزش، اول ذهنمون رو سبک کنیم. یعنی فرمول‌های اشتباه قدیمی رو کنار بزنیم و به جای اون‌ها، فرمول‌های متناسب و قدرتمند بسازیم.

و بهترین نقطه‌ی شروع برای تغییر باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، جاییه که هزاران نفر همین مسیر رو با موفقیت طی کردن:

🎯 دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها

در این دوره، قدم به قدم یاد می‌گیری چطور افکار منفی رو شناسایی و ریشه‌یابی کنی، چطور فرمول‌های ذهن چاق رو اصلاح کنی، و چطور به جای ترس، آرامش و اعتماد رو در خودت پرورش بدی.

✍️ در ادامه هم توی گام ۷۳ سراغ «قدرت ذهن در لاغری» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 142 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.60 از 63 رای

https://tanasobefekri.net/?p=19497

142 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

142 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۴/۱۲/۲۱ ۰۸:۱۳
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,099 کلمه

      به نام خدایی بخشنده ومهربان 

      سلامدخدمت استاد عطار روشن ودوستان هم مسیر 

      ترس های،من توبخش چاقی ولاغری 

      ترس های من چطور شکل گرفت ؟

       از اطللاعاتی که خودم به ذهنم‌دادم ساخته شده وذهنم ازاین اطلاعات استفاده میکنه ودرمن ترس ایجاد میشه چون قبول کردم این اطلاعات درست هست واجازه دادم در ذهنم قرار بگیره پس،حال نو زمانش ذهنم ارزش،بهر می برم دستورات اون باور و فرمول و تصویر برام ازسال میکنه باعث‌ تپش ،قلبم وحس بد اون هم میشه وتوجه بهش این میزان ترس هی افزایش میده

       من هرچی هستم  همه وهمه کامل ساخته ذهتم هست از اطلاعات جمع شده توش درک همین موصوع باعث میشه تغییر این بخش اون ساخته اشتباه رو اصلاح کنه ومن به فردی دیگه تغییر پیدا کنم ورفتار کفتار و عمل کردم متقاوت ازفبل بشه  ترس های من به مرور افزایش پیدا کرد 

      سابق به این میزان نبود با افزایش چاقی جسم ترس تو ذهنم هم‌افرایش،پیدا کرد اویل که جوان بودم شجاع بود سر نترسی داشتم کارهای میکردم که بعضی اون حطرناک میدبدن  چون قبول نداشتم خط،ناک هست ازانجامش لذت می بردم ولی از بس گفته شد این خطر داره اون حطر داره باعث شد کم کم از انجام بعضی کاره خودم‌دور کنم که اسیب نبینم وفتی چاقی که داشت کسترش پیدا میکرد وهی براش،برنامه کاهش داشتم بعضی زمان دیگه کاری از من ساخته نبود و ترس های وحشناکی به سمت من هجوم می اورد ترس از چاقتر شدن که اصلا امکان هیج حرکت از من بگیره 

      و ترس از رها شدن از طرف اطرافیان  و ابن اصلا وجود خارجی نداشت ولی من اپن درست می دبدم وفشارهای ناشی ازاین ترس باعث شد کم کم دجار بیماری مفصل پا بشه ومراحل این بیماری ارام ارام افزایش،پیدا کرد درست مثل چاقی من اراول تولدم وزن به ابن میران که نداشم طی زمان سال های طولانی صاحبش شدم  وهی ترسیدم اون هی بزرگتر شد

      ترس و اضطراب و نگرانی سه بازیکر ذهن جاق  هستن

       قصدم‌ بازی نکردن این سه نفش هست  براش،جاگزین درست انتخاب کنم‌ جای ترس شحاعت حای اضطراب ارامش جای نگرانی امید وانکیزه داشتن جای بدم خوب حال قالب دارم تغیبر میدم تو قالب جدید که شجاعت هست عمل کرد من شجاعت به خودم‌ اثابت می کنه 

      بادم‌هست وفتی تو مسیر رایکان کار می کرد ترس بازم گول خودرن داشتم جراعت نمیکردم دوره ورد به سرزمین لاغرها بخرم وفتی ترس و اضطراب ونگرانی این بخش کاهش پیدا کرد امیدوارم شدم‌که تومسیر درست هستم شحاعت رو اجرار کردم بهش،عمل کرد دوره با ارامش خیال خربدم  دل قرص شدم که دارم بهترین کار برای خودم‌ انجام میدم پس مراحل این بخش ترس درست کامل تغییر پیدا کرد

       حالا برای لاغری هم ازابن بخش باید کامل انجام بشه ریشه این ترس باید  خشک  بشه

       من با کار روی خودم‌کلی ترس خودم‌ کاهش دادم مرحله به مرحله تبدیل کردن به شجاعت وارامش وامبد وانکیزه روز فبل برای این بخش با صدای خودم‌یی فایل صوتی ضبط صدا داشتم‌ متوجه شدم من قله چاقی رفتم به قله اون رسیدم حالا تومسبر برکشت ازقله با نکاه به دامنه که اخر مسیر هست

       کلی ترس ازلاغر شدن داشتم که تو مسبر برکشت با من بود از قله داشتم پایبن می امد پام فشار میاورد که تو همون بین راه واستم که مباد به دامنه برسم‌ جی منتطر من بود ترس از لاغر شدن ذهنم‌ چی می گفت ابن وجود تمایل نداره به جهنم لاغر شدن برسه پس احازه ندم خودش به جهنم لاغر شدن برسونه جالبه بهشت  لاغر شدن منتطر من بود ذهن من اون با اطلاعات اشتباه  تبدیل کرده بود به جهنم 

      تو صدایی که ضبط کردم کقتم‌من باید انقدر خوشحال باشم که دارم خودم به بهشت لاغری میرسونم‌ حای راه رفتن از تپه باید لیز،بخورم پرواز کنم عشق کنم کیف کنم  که سریعتر  به بهشت لاغری برسم‌ جای اون داشتم با کلی باوره اشتباه لاغری وداخلش ترس ازلاغر شدن  تپه کوچک جلوی راه ساخته بودم  پشتش خودم‌ محکم نگه داشته بودم که به بهشت لاغر نزدیک نشم  

      با اطلاعات درست این مسیر به شکر خدایی عزیزم حجم چشم کیری از ترس لاغر شدن وترس های اون‌ کاستم که به  این درک کامل رسیدم‌حجم ترس کنار لاغرشدن خیلی خوب کاهش،پیدا کرده واقعی کاهش داشته 

      نکرشم نسبت بهش تغیبر خوب داده شده انتخاب تغیبر پیدا کرده  دراثر تکرار تمرین حال خوب خودم‌ امید داشتن  سعی کردم  که بیشتر با امید ادامه بدم  انکیزه دارم  حسم تو‌حال خوب نکه میدارم  ایجاد شد که ابن ترس بی مورد از خودم به شکر خدایی عزیزم دارم می کیرم وبه  زودی شاهد کاهش وزن چشم گیری خواهم بود چقدر شاد هستم‌که بازم بعد ازدوره ورد به سرزمین لاغرها که از یادم رفته  چند بار تکرار داشتم این با تکرار اخر که همین چند ماه اخیر هست وبرکشت به نقطه شروع که بخش رایکان هست متوجه دنیای از تغیبرات خوب خودم‌ میشم وحال دلم خوب هست خوبتر میشه 

      چرا فکر بد سریعتر جواب میده اما فکر خوبن به زمان نیاز داره تا جواب داده بشه ؟

      چون‌هم باور داشتم  و  هم‌انتطارش می کشیدم   چون مسیرش وجود داشت خودم کلی تلاش کردم مسیرش ساختم همه تو ذهنم فکر داشتم باعث چاقتر شدن  من شد  حسابی چاق شدم‌سال زیادی بی نهایت تلاش کردم کهچاقی  نداشته باشم ولی چاق  وجاقتر شدم و چاق موندم تلاش من بخاری بود بر این همه برنامه که هیج ثمری برای من‌نداشت اکه داشت سریع مهو میشد دود میشد به اسمان میرفت 

       ومن‌ میومند چاقی با سه بازیکرش که باید از بازی انها استفاده میکرد اخه بازی دیکه کم کم‌ دیکه بلد نبودم انجام بدم تقش،فرد چاق وبازی اون انجام دادم 

      من برای لاغری نه قبول داشتم که لاغر شدنی هستم بعد اصلا انتطار لاغرشدن نداشتم  کلی باوره ترستاک از لاغر شدن  داشتم مسیری نبود که من توش خودم‌اصلا ببنم تازه باید این مسیر ساخته میشد طبق وجودم من اویل فکر می کردم  مسیر ساخته شده  شما برای من حواب میده خوب ولی نیاز من مسیری بود که  خودم‌ ساختم  طبق زندگی خودم‌ نه طبق زندگی شما استاد کنار مسیر شما همو سو من یی مسیر برای خودم‌ ساختم

       این  تازه لاغر شدن اسون نبود سخت بود ترس ازرش داشتم مضطرب بودم که چی خواهد شد نگرانم‌ اینده بودن که خراب هست خرابتر خواهد شد چه معجون  درهم برهمی تو ذهنم ساخته بودم

       برای لاغر نشدن و ترس از اون‌کل این ترس اضطراب و نگرانی حسابی داشتم بازیگری خودش بدون اصلاع من انجام میدادم  از این زمان اجازه بازی این یه نقش از خودم‌به شکل کامل باید بکیرم

        اگه قصدم لاغر شدن هست از شحاعت ارامش و امید انگیزه و انتطار کنارش استفاده کنم‌  ابن بازیگری انجام بدم تا کاملا لاغر بشم  انشالله لاغر بااین روش تو حسم خلقش کنم‌ و لذتش خودم‌ ببرم و کاری که  برام  انجام شدنی نبود به انحام شده تبدیل کنم اسون راحت ساده ولاغر شدنی و لاغر شدنی ولاغر  شدنی تغییر خوب دادم 

      در ساحل ارامش الهی ساکن باشیم‌ امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۱/۰۵ ۲۳:۲۸
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 626 کلمه

              سلام روز ۵ افرودین  ماهتون مبارک باشه 

      ترس از چاقی باعث چاقی وترس از لاغریی لاغر نمیشه 

      چرا افکارمنفی داریم زود جواب میگیریم ولی افکارمثبت سریع جواب نمیده 

      اول چون برای افکار منفی اموزش دیدیم تجربه کردیم مدام تکرار میشه زود جواب میده

      افکارمثبت چون اموزش ندیدیم مسیر تاره است پس هنوز حواب گو نیست  همسو نیست 

      وقتی از جاقی میترسم من منتظرچاقتر شدن هستم باورهایی که من حتما چاق میشم چون زمان زیادی وجود دا ره درخت کهن سالی است پس بهتر وزدتر چواب میده جون باوره هن دارم که میتونم ترس فقط یی چاشنی کوچک که ما رو نمتونه از چاقتر شدن جلوش بگیر 

      ترس چون یی محدویه  مارو در نظر ما سخت میکنه .

      وفتی ذهن در مسیر لاغریی قرار بگیر وترس از لاغرتر شدن باعث  للاغریی بیشتر میشه واندازه و لاغتر شدن سرعتش زیاد میشه من حاضرم جای این خانم باشم خوشا به حالوشون 

      فرنولهای لاغریب بوجود بیاد وترس بهش اضافه میشه باعث لاغرتر بشیم

      من تو رژیم  یا ورزس امید داشم شاید لاغربشم ولی منتظرنه ولی تو این مسیرمن منتظرلاِغری شدن هستم منتظری جیزی یا کاری باشی به وجود اون چیز یا کار دیکه حتمی میدونی من همش به بچه ها میگم سال دیگه همین روزه خیلی از وزنم کم میشه وحتما لاغتر ازحالا هستم این خیلی قشنگه حتی دارم برای لباسهای نقشه میکشم لباس جدید نمی خرم 

      به دخترم میگم کارت درامده همه لباسمو باید تنک کنی جقد خرید پارچه بر ام راحت میشه بجای دونفر پارچه نمیخرم فقط برای یی نفر خرید میکنم چقدر زیباست این حس خداباشکرت که حتی حسش اینقدر زیباست چه برسهبه دست اوردنش اسون اسون هست فقط استمرا میخواد کاره زمان  بری هست جسم من عجله نداره کاروشو ارام ارام انجام میده 

      من ترس از چاقی رو تو خودم کم رنگ کردم دیگه ترس ندارم که چاقتر میشم اون ترس در من داره از بین میره تو جنبه غذا  عالی شده اون ترس از غذا هم از بین رفته تو جنبه حسرت هم بهتر عمل کردم حسرت هم بعضی زمان کامل از بینرفته 

      تا ابنجا خوب کار کردم شناخت بعضی ازموانع ذهنی خود که مانع لاغریی میشه اونجاهم تاحدودی موفق بودم وای خدای من دارم کارهایی روکه تاحالااصلا از وجودش خبر نداشتم 

      اشتباهت خودم دارم پیدا میکنم امید دارم شما نیز تا اینحا موفق عمل کرده باشید وفتی اشتباه پیدا کنی میتونی به خودت کمک کنی در بر طرف کردنش تا زمانی که از اشنباه خبرنداری که چی هست چطور انتظار درست کردنشو داشته باشیم  مثل دکتر که مریضی رو خوب تشخیص میده وبعد دارو ودرمان خوب به مریض داده وخوب شدن مریض دیگه خیلی اسونتر هست 

      سالهایپیش دخترم یی پادرد شدید داشت هر دکتری میبردیم 

      جواب درستی به ما نمیدادن هرکسی یی دستور جدید میداد

      بعضی انقدر دانش نداشتن میگفتن از کسی  تقلید میکنه کهپادرد داشته 

      باره شب تو خواب هم درد داشت ودائم بایدپاهشو ماسارژ میدادیم تا خواب راختیری داشته باشه یی بار دیگه تحمل نکردم به دکتر گفتم تو خواب هم تقلید میکنه تا یی روز از مدرسه امد واحساس درد در قفسه سینی داشت بردیمش دکتر قلب وفتی دکتر دخترم دید با فقط صبحت گردنش  گفت این بچه لوزه دلره وباید عمل بشه لوزش چرکی هست تو صحبتش معلوم هست خدا خیرش بده ما رو به دکترگوش حلق وبینی معرفی کرداتقدر درد بچه اذیت کرده بود که برای عمل داشت پراوز میکرد از پرستا جلوتر داشت میدوید که بره عمل کنه راحت بشه  وزود عمل انجام شد ودختر دیگه درد نداشت این درد حدود ۹ سال داشت دخترم اذیت میکرد 

      تو هر قسمت اگه ادمهای دانایی گار رو درست انجام بدن دیگه مشکل کمتر میشه  وزودتر به نتیجه میرسیم  

      تومسیر لاغریی با ذهن اموزش ودرست شدن فرمولهای لاغریی ودرنتیجه شگفتی برای لاغریر ایجادمیشه اگه ادمه داربشه لاغریی حتی سریعتر از چیزی که من منتظرش بودیم وبیشتر هم میشه این روز من میبینم دا رم تصویر ساری  میکنم 

      موفق سربلند پیروز این میدان باشید یاحقحق نگه دارتوم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم