0

کلید رهایی از احساس گناه (خدا انرژی است، نه انسان!)

احساس گناه
اندازه متن

تا حالا شده حس کنید یک بار نامرئی اما سنگین، مثل یه کوله‌پشتی پر از سنگ، همیشه روی دوشتونه؟ 🎒

اون بار چیزی نیست جز احساس گناه! 😞

این حس مرموز، مثل یه سایه دنبال‌تون می‌آد و گاهی چنان سفت قلبتون رو می‌فشاره که نفس کشیدن هم سخت می‌شه. 💔

در این مقاله می‌خوام با هم سفری به دنیای پیچیده این حس داشته باشیم و ببینیم چطور می‌تونیم این کوله‌پشتی سنگین رو زمین بذاریم و سبک‌بال و رها، ادامه زندگی رو پرواز کنیم. 🕊️

بعد از سال‌ها تلاش برای درک خودم و قوانین حاکم بر زندگی، به این رسیدم که احساس گناه در وجود ما آدم‌ها یک پدیده ساده نیست.

من این غول درونی را به دو بخش اصلی و کاملاً مجزا تقسیم کردم تا بتوانم هر کدام را به صورت جداگانه مدیریت کنم. باور کنید، فهمیدن این دوگانگی، نقطه شروع رهایی از یک احساس گناه مزمن بود.

احساس گناه نسبت به خداوند، میراثِ یک کج‌فهمی قدیمی

بیایید همین اول کار، با هم روراست باشیم. 🌬️ حقیقت این است که وقتی از احساس گناه صحبت می‌کنیم، بخش بزرگی از آن بار سنگینی که از بچگی بر شانه‌هایمان نشسته‌، مستقیم به رابطه ما با خالق هستی برمی‌گردد.
این بار مثل یک زنجیر نامرئی، ما را به گذشته و باورهایی که در ما کاشته شده، متصل کرده است. ⛓️

احساس گناه

شاید بپرسید: منشأ این احساس گناه مذهبی و سنگین چیست؟ 🤔

جواب ساده و در عین حال عمیق است: آموزش‌ها و برنامه‌ریزی‌های دوران کودکی! 👶
ما از همان سنین پایین با فهرستی بلندبالا از «بایدها و نبایدها»، «خطوط قرمز سختگیرانه» و «هشدارهای ترسناک» درباره مجازات‌های بعد از «گناه کردن» بزرگ شده‌ایم.
تمام این‌ها، بنیان عذاب وجدان مذهبی ما را تشکیل داده‌اند. 🕌 هر بار که کارمان با این چارچوب‌ها جور درنیاید، یک زنگ خطر درونی به صدا درمی‌آید که: «گناه کردی! مستحق مجازاتی!» 🔔

اما نکته اصلی که می‌خواهم امروز با شما مطرح کنم و واقعاً مسیر زندگی من را عوض کرد، این است: ریشه تمام این احساس گناه، در نوع نگاه محدود و کوچک ما به خودِ خداوند است. 😔

ما ناخودآگاه خدا را از دریچه‌ای بسیار کوچک و انسانی می‌بینیم؛ انگار که داریم یک آدم فوق‌العاده قدرتمند را تماشا می‌کنیم. ما یک نگرش انسانی به خدا داریم. 🤦‍♂️

این نوع نگاه، خدا را تبدیل به یک موجود زمینی می‌کند که:

  1. زود عصبانی می‌شود. 😠
  2. با دیدن اشتباهات ما قهر می‌کند. 😤
  3. همیشه با ترازوی عدالت در دست، منتظر لغزش ماست. ⚖️

و تا وقتی که او را با این فیلترهای انسانی ببینیم، محال است بتوانیم از شر احساس گناه ناشی از “کوتاهی در وظایف” و “اشتباهاتمان” خلاص شویم! 💔

نگاهی که خدا را انسان می‌پندارد!

در اطرافم 👥 و حتی در عمق وجود خودم 🕵️‍♂️، به وضوح دیدم که آدم‌ها همیشه نسبت به خدا احساس گناه دارند.

می‌دانید چرا؟ چون او را شبیه یک انسانِ خیلی قدرتمند می‌بینند که مدام ما را زیر نظر دارد 👀 و منتظر کوچک‌ترین لغزش ماست تا سریعاً واکنش نشان دهد. ⚡️ او را در قالب یک ناظر یا مراقب انسانی تصور می‌کنند. 🤖

حتی یکی از نزدیکانم که سال‌هاست مشغول آموزش‌های معنوی است، در عمل و رفتار، ناخودآگاه همین نگرش انسانی به خدا را دارد.
شاید در کلام بگوید “خدا انسان نیست و یک وجود لایتناهی است” و با کلمات پیچیده فلسفی درباره توبه 🛐 حرف بزند، اما در عمل، انگار با یک انسانِ قهرکننده 😡 طرف است!

به یک مثال جالب دقت کنید:

چند وقت پیش روایتی از یک فرد مشهور شنیدم که می‌گفتند: «من خجالت می‌کشم در حضور امام زمان (عج) پاهایم را دراز کنم و همیشه روی زانو می‌نشینم.» 🥺
اولین چیزی که در ذهن من جرقه زد این بود که چرا ایشان نسبت به پاهایشان احساس گناه دارند؟ 🤔 مگر دست و پا چه فرقی با هم دارند؟ مگر هر دو خلقت خدا نیستند؟ 🤲

این مثال‌های کوچک به ما نشان می‌دهند که چقدر عمیقاً در ناخودآگاه ما، خدا و اولیای او را در قالب موجوداتی می‌بینیم که مانند انسان‌ها از دیدن پاهایمان، یا از فلان اشتباه کوچکمان، ناراحت یا خشمگین می‌شوند! 😠
اینجاست که احساس گناه شکل می‌گیرد. 🚧

راه‌حل: خدا یک انرژی و فرکانس خالص است

از زمانی که با یک نگرش متفاوت و دگرگون‌کننده آشنا شدم 💡 و فهمیدم که خدا 🌌 موجودی انسانی با واکنش‌های انسانی نیست، احساس گناه من نسبت به او کم و کمتر شد. 📉

من برای خودم این منطق حیاتی را جا انداختم: خداوند انرژی است.

یک انرژی محض و لایتناهی که من را از طریق احساس ❤️ و فرکانس 📡 درک می‌کند، نه از طریق چهره، کلام 🗣️، مکان یا شرایط ظاهری.

من می‌توانم در یک محیط شلوغ و پرتنش باشم 🏙️، اما اگر احساس خوبی داشته باشم، این احساس عالی را خداوند دریافت می‌کند؛ او نیازی ندارد بداند من در حال خواندن دعا هستم یا در حال قدم زدن در طبیعت. 🏞️
او فقط فرکانسِ خوبِ من را می‌گیرد. 🎶

به نظرم هر چه بیشتر باور کنیم که خدا انرژی است و فقط از طریق فرکانس و احساس با او مرتبط می‌شویم، بهتر می‌توانیم احساس گناه را در وجودمان مدیریت کنیم. 🔑

مدیریت هوشمندانه احساس گناه:

اگر کار نادرستی انجام دادم (مثلاً سر بچه‌ام داد زدم 🗣️ یا لحظه‌ای کنترلم را از دست دادم 🤯)، به جای غرق شدن در عذاب وجدان 🌊، فوراً به خودم می‌گویم: «احساس گناه بس است! ✋ یه حرکتی کردی، تا دست قانون کائنات (خدا) نرسیده، احساست رو خوب کن ✨ که گرفتار نشی. 🏃»

همین نگرش باعث شده که حتی در بگو مگو با همسرم 💢، جایی که ندای درونم فریاد می‌زند “حق با توست” 📢، اگر کار به قهر 😔 و ناراحتی بکشد، هرطور شده عذرخواهی می‌کنم. 🙏

چرا؟ چون نمی‌گذارم احساس بد 📉 در وجودم تداوم پیدا کند. من می‌دانم که واکنش خدا به تداوم احساس من است، نه به اینکه چه کسی مقصر بوده. 🎯 این یعنی جمع و جور کردن موضوع قبل از اینکه اثر مخرب آن در زندگی‌ام نمایان شود. 🧹

نکته کلیدی: اگر نمازت قضا شده 🕌 و دچار احساس گناه شدی، دیگر فرقی نمی‌کند بخوانی یا نه، چون با خواندنش هم به احساس خوب نمی‌رسی. 🤷‍♂️

عبادت واقعی، عبادتی است که از احساس گناه و ترس نباشد، بلکه از عشق ❤️ و حال خوب سرچشمه بگیرد تا فرکانس ما را بهبود بخشد. 🚀

احساس گناه نسبت به خود، دام‌های بی‌پایان ذهن و جامعه

این بخش از احساس گناه، به مراتب شدیدتر و پیچیده‌تر است، چون منشأ آن فقط خدا نیست، بلکه بی‌نهایت شکل و رنگ دارد. چرا؟ چون دنیا در حال تلاش برای القای احساس گناه به همدیگر است: مادر به فرزند، فرزند به پدر، بازیگر به مردم، و حتی فعالان محیط زیست نسبت به طبیعت و حیوانات!

اینجا سه سناریوی اصلی برای مواجهه با احساس گناه وجود دارد که باید هوشیار باشیم.

حالا می‌رسیم به بخش پردردسر! 😫

۱. احساس گناهی که دیگران در ما ایجاد می‌کنند (بزرگ‌ترین تله!) 🎣

این نوع احساس گناه واقعاً بی‌نهایت شکل و شمایل دارد 🎭 و هدفش واضح است: شما را به خاطر هر کاری که نکرده‌اید یا نمی‌کنید، شرمنده کند و شما را وادار به واکنش کند.
این‌ها تیرهایی است که از جامعه، شبکه‌های اجتماعی و حتی نزدیکان به سمت ما پرتاب می‌شود: 🎯

  • «چند روزه به فکر فلسطین و غزه نیستی؟ چطور می‌تونی آروم بخوابی؟» 🤯
  • «چرا سیل اومد نرفتی کمک کنی؟ یعنی مسئولیت اجتماعی نداری؟» 💔
  • «اگه با خدایی، چرا دوره‌هایت رو می‌فروشی؟ باید مجانی در اختیار مردم بذاری!» 💸

وقتی کارم را در فضای مجازی شروع کردم، بمباران احساس گناه از هر طرف شروع شد.
یکی می‌گفت “من سیدم، تو رو به روح حسین مجانی بده” 😭، یکی می‌گفت “تو این شرایط به فکر مردم باش و ارزان حساب کن”.
من مثل یک چوب‌پنبه روی امواج 🌊، مدام بالا و پایین می‌شدم و هر روز با عذاب وجدان جدیدی از خواب بیدار می‌شدم.

مدت‌ها طول کشید تا از شر این احساس گناه رها شوم. به جایی رسیدم که گفتم: «من آمده‌ام حال خودم و دیگران را بهتر کنم، چرا باید این‌قدر به خاطر کسب‌وکارم عذاب وجدان داشته باشم؟» 😤

✨ راز رهایی: منجی‌نبودن و بیزینس‌من بودن!

فهمیدم که نگرش مسئولیت‌پذیری بیش از حد و منجی بودن برای دیگران، یک باور غلط و مخرب درونم بوده است. ❌

برای خودم منطقی کردم: من یک بیزینس‌من هستم، نه یک روحانی، پیامبر یا معلم اخلاق. 🧑‍💼

اگر من جوراب می‌فروختم 🧦، کسی نمی‌گفت «چند لنگه جوراب به من مجانی بده». پس چرا وقتی آموزش می‌دهم، این همه انتظار برای مجانی بودن وجود دارد؟ 🤷‍♂️

مسئله این بود که من از ابتدا باور کرده بودم باید مدام رایگان کار کنم تا مشهور شوم. اما این باور اشتباه، باعث شده بود از تولید محصول برای فروش دوری کنم، چون می‌ترسیدم کسی نخرد و سرخورده شوم. 📉
ترجیح می‌دادم رایگان منتشر کنم تا همه بگویند: «چه انسان بزرگی هستی!» 😇 این خودش یک احساس گناه پنهان بود که من را مجبور می‌کرد برای تأیید دیگران، خودم را فدا کنم.

خدا را شکر 🙏 که توانستم خودم را از شر این حجم از احساس گناه القایی خلاص کنم و مرزهای خودم را حفظ کنم. 🛡️۱. احساس گناهی که دیگران در ما ایجاد می‌کنند (بزرگ‌ترین تله!)

۲. احساس گناه دادن به دیگران (بازی مقصرنمایی)

جالب اینجاست که ما فقط قربانی 😔 نیستیم، بلکه خودمان هم می‌توانیم عامل ایجاد احساس گناه در دیگران باشیم. 😈 اوایل، این عادت را داشتم، مخصوصاً در قبال همسرم. 💑

وقتی همسرم از من گله یا شکایتی داشت 😞، صبر می‌کردم تا خوب خودش را خالی کند 🗣️ و در انتها یک جمله می‌گفتم که اثبات می‌کرد او اشتباه کرده و من بی‌گناهم. ✨ دلم خنک می‌شد که دوباره ثابت کرده‌ام که او اشتباه دیده است. 😌 این یک نوع باج‌گیری عاطفی و دادن احساس گناه پنهان به طرف مقابل بود. 💔

با آگاهی از این الگو 💡، سریع دست به کار شدم: دیگر صبر نمی‌کنم! 🚫 هر جا دیدم طرف مقابل دارد اشتباه قضاوت می‌کند، همان جا صحبتش را قطع می‌کنم ✂️ و واقعیت را می‌گویم تا بحث تمام شود. 🛑 با همین روش ساده، جلوی ایجاد احساس گناه در او و جر و بحث‌های بیهوده گرفته شد. 🥳

این را به خودم و شما می‌گویم: باید مراقب حرف‌هایمان با فرزندانمان باشیم 👶 که ناخواسته به آن‌ها احساس گناه ندهیم.
من این اصل را برای خودم منطقی کردم که: «من در جایگاه تشخیص و حکم کردن برای زندگی دیگران نیستم. 👑 همین که حواسم به کلاه خودم باشد، کافی است.» 😉

۳. احساس گناه خودساخته (دام ایده‌آل‌گرایی)

و اما می‌رسیم به قسمت سوم و خطرناک‌ترین! ⚠️

این خطرناک‌ترین نوع احساس گناه است، چون با دستان خودمان، خودمان را زخمی می‌کنیم. 🔪

خیلی وقت‌ها بخاطر ایده‌آل‌هایی که به آن‌ها نرسیده‌ایم یا از خودمان راضی نیستیم 😔، دچار عذاب وجدان می‌شویم.
این حالت به سادگی در مسیر موفقیت و تغییر ایجاد می‌شود: کافی است فردی را الگوی خودت قرار دهی 🏆، بلافاصله خودت را در معرض احساس گناه قرار می‌دهی که «نتوانستی مثل او باشی». 📉

❌ خطر الگوی‌برداری کورکورانه:

در دین، مردم پیامبران و اولیا را الگو قرار می‌دهند و از همان اول مطمئنند نمی‌توانند مثل آن‌ها باشند. ⛰️
در نهایت هم به احساس گناه مزمن و پذیرشِ «سگ در خانه‌اش بودن» 🐕 راضی می‌شوند! ما به شدت مستعد ایجاد عذاب وجدان نسبت به بزرگان، اساتید و الگوهایمان هستیم. 🤕

خود من سال‌هاست از آموزش‌های ذهنی استفاده می‌کنم، اما یک مقطع متوجه شدم که به جای احساس خوب 😍 از شنیدن فایل‌ها، احساس بد 😠 پیدا می‌کنم.
چرا؟ چون نمی‌توانستم همه چیز را به نحو احسن انجام دهم. 🤦‍♀️ دچار احساس گناه می‌شدم که چرا خوب عمل نکردم؟

این احساس گناه ویرانگر 🔥، در زندگی شخصی‌ام نمود پیدا کرد:

  • با همسرم و بچه‌هایم دعوا می‌کردم که مزاحمم نشوید! 😡
  • هیچ جا نمی‌آمدم و می‌گفتم «من باید فایل گوش کنم و روی خودم کار کنم.» 🎧

باید مواظب باشید «از آن ور خر نیفتید» 🐴، من افتاده بودم. فکر می‌کردم روی خود کار کردن یعنی تعطیل کردن زندگی 🚫 و محروم کردن خانواده از تفریح. 👪

🔑 اصلاح یک کج‌فهمی حیاتی:

بعد از سال‌ها سختی، به این درک رسیدم: من می‌خواهم روی خودم کار کنم و موفق شوم تا بعداً بتوانم از بودن در کنار خانواده‌ام لذت ببرم. 🏖️ خب! چرا الآن که آن‌ها کنارم هستند، لذت نبرم؟ 🥰 از کجا معلوم فردایی در کار باشد؟ ⏳

✔️ نتیجه مهم: انسان به سادگی می‌تواند حتی به خاطر «اهداف درست و حسابی» هم به خودش احساس گناه بدهد.
مثل موضوع مولد بودن. ⚙️ اگر احساس کنیم امروز «مولد نبودیم» یا «کار مهمی انجام ندادیم»، خودمان را با احساس گناه مجازات می‌کنیم. 🔨

خدا را شکر که قبل از تولد دخترم آیدا 👼، این احساس گناه خودساخته را در خودم اصلاح کردم و توانستم از لحظه‌لحظه بزرگ شدنش لذت ببرم، به جای اینکه غرق در عذاب وجدان برای بیشتر فایل گوش دادن باشم. 🙏

چند روزی است که به یک آرامش عمیق رسیده‌ام. 😌 دیگر از بیرون رفتن، بازی کردن و تفریح کردن احساسم بد نمی‌شود و فکر نمی‌کنم دیگران به قله رسیده‌اند و من در حال شنا کردن هستم! 🏊 این آگاهی، یک چراغ پرنور 💡 در زندگی من روشن کرد.

کلام آخر برای رهایی از احساس گناه

دوست من، احساس گناه اگر به صورت سالم و موقت باشد (مثل یک وجدان بیدار 🧠 که اشتباه را گوشزد می‌کند)، می‌تواند به ما کمک کند تا رفتارمان را اصلاح کنیم (همان گناه واکنشی).
اما اگر تبدیل به احساس گناه مزمن شود 😔، شما را در یک دایره بسته از سرزنش، اضطراب و عدم پیشرفت گرفتار می‌کند. ⛓️

مدیریت احساس گناه در نهایت به دو کار مهم نیاز دارد: ✌️

  1. بازتعریف رابطه با مبدأ: خدا را به عنوان یک ناظر انسانی قضاوت‌گر نبینید. ❌ او انرژی است ✨ و تنها فرکانس شما را دریافت می‌کند. 📡
    احساس بد را سریعاً با اقدام مثبت و جبران اصلاح کنید تا فرکانس شما تغییر کند و از دایره عذاب وجدان خارج شوید. 🚀 (در این مسیر، درک مفاهیم عمیق‌تر در دوره‌هایی مثل خدا هرگز دیر نمی‌کند بسیار به شما کمک خواهد کرد).
  2. حفظ حریم روانی: خودتان را از بمباران احساس گناه القایی دیگران جدا کنید. 🛡️ مرزهای کسب‌وکار و زندگی شخصی‌تان را مشخص کنید. الگوها را برای الهام گرفتن ببینید، نه برای شلاق زدن به خودتان. 鞭
    (همچنین، برای دستیابی به این آرامش درونی و مدیریت اضطراب، پیشنهاد می‌کنم دوره آرامش در بیداری را حتماً بررسی کنید).

با این نگرش جدید، بار سنگین احساس گناه زمین گذاشته می‌شود 🎒⬇️ و ما می‌توانیم سبک‌بال…بال، با انرژی و فرکانس خوب، به سمت زندگی دلخواهمان پرواز کنیم. امیدوارم این تجربه برای شما هم پر از رهایی باشد.

و در نهایت، می‌رسیم به دروازه رهایی! 🚪

برای عمیق‌تر شدن در این مسیر و تبدیل این آگاهی‌های ذهنی به باورهای قلبی و دائمی، لازم است ابزارهای قوی در دست داشته باشیم.

اگر به دنبال ریشه‌کن کردن کامل احساس گناه و جایگزینی آن با آرامش و اعتماد به نفس هستید، دو راهکار تخصصی زیر را به شما معرفی می‌کنم:

۱. دوره «خدا هرگز دیر نمی‌کند» (بازتعریف رابطه با مبدأ) 🔑

این دوره دقیقاً در راستای همان نگرش دگرگون‌کننده‌ای است که در بخش اول مقاله به آن اشاره کردم: خداوند انرژی و فرکانس است. این دوره به شما کمک می‌کند تا:

  • احساس گناه مذهبی را برای همیشه کنار بگذارید.
  • نگرش سنتی و محدود (نگرش انسانی به خدا) را بشکنید.
  • قوانین ثابت کائنات را بشناسید و بفهمید که خدا هرگز قضاوت نمی‌کند، بلکه فقط به فرکانس شما پاسخ می‌دهد.
  • ترس از مجازات را با ایمان به بخشندگی و فراوانی الهی جایگزین کنید.

۲. دوره «آرامش در بیداری» (مدیریت احساسات و رهایی از اضطراب) ✨

برای غلبه بر احساس گناه خودساخته و رهایی از دام‌های درونی (مثل مقایسه و ایده‌آل‌گرایی)، نیاز به یک ذهن آرام و متمرکز دارید. این دوره:

  • به شما می‌آموزد که چگونه عذاب وجدان مزمن و اضطراب‌های ناشی از آن را مدیریت کنید.
  • کمک می‌کند تا خودتان را همان‌طور که هستید بپذیرید (ارزشمندی بی‌قید و شرط).
  • شما را از درگیری‌های ذهنی بی‌پایان نجات می‌دهد تا به آرامشی عمیق برسید و دیگر به خاطر تفریح یا استراحت، دچار احساس گناه نشوید.

امیدوارم این راهکارها، چراغ‌های پرنوری باشند که مسیر زندگی‌تان را روشن‌تر از همیشه کنند. احساس گناه یک انتخاب نیست، یک عادت آموخته شده است. حالا زمان ترک این عادت است! 💪

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.18 از 54 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=51155
8 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار اکبر ملکوتی
      ۱۴۰۴/۰۸/۰۹ ۱۹:۳۱
      مدت عضویت: 1080 روز
      امتیاز کاربر: 8085 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      سلام براستاد وهم مسیران عزیز 

      فایل احساس گناه وتعریف جالب شما از خداوند با اینکه بارها درفایلهای دیگربه آن  اشاره کرده ایید  رو وقتی دوباره میخوانی  واقعا آدمی را بفکر فرو میبرد 

      اینکه خداوند را انسان گونه ننگرییم 

      ومهمتر اینکه که جهان وخداوند فقط با فرکانس وبا احساس ما سرکاردارد  

      اگرچه همیشه این سوال برایم پیش میاید وامیدوارم استاد دوستان و مخصوصا خانم قبادی وهمسر نازنین خودم یاری ام  کنند 

      البته من بحث فرکانسیک ارتباط ما باهستی وخداوند رو باوردارم و اینکه فرکانسها ازطریق احساس ارسال میشوند وما دریافت کننده همان چیزی هستیم که میفرستیم 

      ولی خب برای همه مان گاهی اوقات شرایط بگونه یی پیش میرود که مورد پسند مانیست وهمه چیز بهم میریزد درست است که میبایست درهمان شرایط هم خود واحساسمان را کنترل کنیم اما بهر حال گاهی احساسمان بدمیشود وبهم میریزد وطبیعی است که درحال ارسال فرکانس نامناسبیم وخب دریافت نیز بهمان گونه خواهدآمد 

      اما بهرحال ما باخدایی مهربان هدایتگر ودستگیرورحمان طرفیم  اینجا تکلیف عفو و لطف و رحمانیت خداوند چگونه اعمال خواهد شد 

      ولی بهر حال من سالهاست که ازاستاد آموختم که خداوند را انسانگونه نگاه نکنم 

      ومهمترین واساسیرترین نکته اینست که تاسرحدامکان همواره احساسمان را خوب نگه دارم درهرشرایطی واینکه مهمتر ین شخص زندگیمان خودمان هستیم وبخاطرهمین میبایست پیوسته باخود درصلح باشیم وهرگز دچار خودسرزنشی وشرمساری واحساس گناه نشوییم 

      احساسی که سالهای متمادی از نوجوانی همواره ازبیرون به ما القا میشد که مابنده آغشته بگناهیم وهمواره نزد خدا گنهکاروطردشده اییم واین احساس گناه کار بودن حتی درارتباطمان باخدا خدشه وارد میکرد وهرروز ازخالق خود دورترو دورترو دورتر میشدیم 

      واینجا توسط استاد و فایلهاودوره های بینظیر زندگی باطعم خدا و متنهای فوق العاده زندگی با کمک خداوند وزندگی بااراده خداوند   خدایی جدید را یافتم و تولدی دیگر درفروردین ۱۴۰۰ درحالیکه ۴۸ سال تمام داشتم 

      ونزد خود مدعی بودم که من کلی مطالعه دارم وخداشناسم 

      اما عمری به بیراهه رفته بودم 

      جالب اینکه من قبل از دوره ۱۲ گام لاغری 

      ۶ فایل تغییر راشروع کردم و دوره ی بیست گامی زندگی با طعم خدا رو بااستاد شروع کردم سپس تناسب ولاغری 

      سپاس استاد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا