رهایی از وسواس غذایی؛ چرا فکر کردن به نخوردن هم ما را چاقتر میکند؟
درک واقعی این جمله، ممکن است ساعتها ذهنتان را درگیر کند. اما همین جمله ساده، یکی از کلیدیترین دروازههای «رهایی از وسواس غذایی» است.
شاید عجیب به نظر برسد، اما اگر شما عادت دارید مدام به نخوردن فکر کنید، نتیجهاش دقیقا همانقدر چاقکننده است که کسی بدون فکر کردن، هر چیزی را میخورد.
لزوم رهایی از وسواس غذایی دقیقا از همین نقطه شروع میشود. جایی که ذهن، پر میشود از فکرهای دائمی درباره اینکه «چی بخورم؟»، «چی نخورم؟»، «چقدر بخورم؟»، «نکنه چاق شم؟» و…
💡 بیایید یک بار دیگر جمله کلیدی را با دقت بخوانیم:
«فکر کردن به نخوردن، به همان اندازه باعث چاقی شما میشود که بدون فکر غذا بخورید.»
بله! «فکر» در اینجا متهم ردیف اول است. مخصوصاً آن فکرهایی که از روی ترس و کنترلگری و وسواس تکرار میشوند.

🧠 ذهن چگونه ما را به سمت وسواس غذایی میبرد؟
برای درک بهتر «رهایی از وسواس غذایی»، اول باید بفهمیم اصلاً ذهنمون چطور کار میکنه. چون تا سازوکار ذهن رو نشناسیم، هر تلاشی مثل قایقسواری خلاف جریان آبه.
ذهن ما دو بخش داره:
یکی خودآگاه که مثل ناخدای کشتیه، و یکی ناخودآگاه که موتور کشتیه!
حالا اگر ناخدا تصمیم بگیره بره سمت چپ، اما موتور کشتی به سمت راست هل بده، آخرش کشتی کجا میره؟ بله، همون جایی که موتور میخواد!
۱. افکار خودآگاه؛ صدای ضعیف منطق
افکار خودآگاه همون فکرهاییان که باهاش تصمیم میگیریم، برنامهریزی میکنیم، و مثلاً میگیم:
- “از فردا رژیم میگیرم.”
- “باید جلوی خودمو بگیرم.”
- “ای کاش انقدر به غذا فکر نمیکردم!”
این صدا، صدای تصمیمگیریه. اما مشکل چیه؟ صداش خیلی ضعیفه. مخصوصاً وقتی گرسنگی ذهنی یا وسواس غذایی حمله میکنه، این صدا محو میشه.
۲. افکار ناخودآگاه؛ پادشاه واقعی رفتارها
اینا همون فکرهاییان که خودمون انتخابشون نکردیم، ولی مدام تکرار شدن و توی مغزمون جا خوش کردن. مثلاً:
- “اگه ناراحتم باید یه چیزی بخورم.”
- “اگه غذامو تموم نکنم حیفه.”
- “تو مهمونی نباید از بقیه عقب بمونم.”
اینا افکاریان که ریشه در تجربههای گذشته، فرهنگ، خانواده و حتی ترسها و زخمهای کودکیمون دارن. وقتی ناخودآگاهمون با این افکار برنامهریزی شده باشه، حتی اگه رژیم نگیریم یا سراغ شیرینی و فستفود هم نریم، باز درگیری ذهنی با غذا و وزن ادامه داره.
🚨 نکته کلیدی:
بیشتر رفتارهای ما از افکار ناخودآگاه میاد. یعنی اگه در ناخودآگاه ما وسواس غذایی جا خوش کرده باشه، حتی با رعایت رژیم هم آرامش نخواهیم داشت. ذهنمون دائم در حال جنگ بین “باید بخورم” و “نباید بخورم” خواهد بود.
📌 چرا وسواس فکری درباره غذا باعث چاقی میشود؟
ذهن ما برای اجرای تصمیمات خودآگاه، انرژی زیادی مصرف میکنه. فرض کنید باید هر روز صبح به خودتون یادآوری کنید: «نباید شیرینی بخورم! نباید نون زیاد بخورم! فقط باید سالاد بخورم!»
این یعنی استفاده از ترمز دستی ذهنی! اما ترمز دستی چقدر میتونه دوام بیاره؟ مخصوصاً وقتی ذهن ناخودآگاه، با تمام قدرت گاز میده و میگه: «بخور! تو حق داری! تو محرومی! یه لقمه بخور حالِت خوب شه…»
این تقابل بین دو بخش ذهن، باعث خستگی ذهنی میشه. درست مثل وقتی که با یک دست بخوای ترمز بگیری و با پای دیگه گاز بدی! 😵💫
🧠 وسواس غذایی، عامل گرسنگی روانی
وقتی مدام به غذا فکر میکنی، چه در قالب “میخوام بخورم” و چه “نباید بخورم”، ذهن وارد حالت درگیری دائمی با غذا میشه. یعنی حتی وقتی چیزی نمیخوری، باز هم انرژی ذهنیت صرف فکر به خوردن و نخوردن میشه.
نتیجه؟
گرسنگی روانی.
نه گرسنگی معده، نه کمبود کالری، بلکه یه جور کمبود عاطفی و فکری که باعث میشه هر چی بیشتر سعی کنی کنترلش کنی، بیشتر به سمت پرخوری کشیده بشی.
مطالعهای در نشریه Nutrición Hospitalaria نشان داد که تصویرسازی ذهنی درباره غذا میتواند ولع غذایی را افزایش دهد.
این پژوهش نشان داد که تصویرسازی ذهنی درباره غذا میتواند ولع غذایی را افزایش دهد. افرادی که به طور مکرر به غذا فکر میکنند یا آن را تصور میکنند و یا حتی برای رهایی از وسواس غذایی تلاش می کنند، ممکن است بیشتر دچار گرسنگی روانی شوند.
🔄 چرخه وسواس = چرخه چاقی
- وسواس فکری شروع میشه: “کاش انقدر به غذا فکر نمیکردم…”
- تصمیم میگیری نخوری یا رژیم بگیری.
- ناخودآگاه مقاومت میکنه، استرس زیاد میشه.
- ولع میاد، پرخوری میکنی.
- احساس گناه، سرزنش، و شروع دوبارهی وسواس…
و این چرخه میچرخه، میچرخه، میچرخه… تا جایی که فکر میکنی «من اصلاً کنترل ندارم!»
✨ اما خبر خوب اینه که رهایی ممکنه!
✅ رهایی از وسواس غذایی یعنی شکستن این چرخه. یعنی به جای جنگیدن با ذهن، اون رو آموزش بدی.
✅ یعنی بدونی که ذهنت نمیخواد علیه تو کار کنه؛ فقط نیاز داره که دوباره برنامهریزی بشه.
✅ یعنی دیگه تصمیماتت محدود به اراده لحظهای نباشن، بلکه از اعماق ناخودآگاهت حمایت شن.
✅ یعنی با غذا صلح کنی؛ نه با زور، بلکه با درک، پذیرش و آگاهی.
❓آیا تا حالا فکر کردی رهایی از وسواس غذایی شاید همون حلقهی گمشدهای باشه که همیشه تو مسیر لاغری دنبالش بودی؟
اگه موافقی، بیا دربارهش بیشتر حرف بزنیم…

🔁 وسواس غذایی چگونه به عادت تبدیل میشود؟
بیایید یک مثال ساده بزنیم:
فرض کنید هر روز صبح که از خواب بیدار میشوید، اولین فکری که به ذهنتان میرسد این است:
«امروز باید کمتر بخورم. دیگه حق ندارم پرخوری کنم. فقط سالاد! فقط پروتئین!»
و بعد در آینه خودتان را برانداز میکنید و میگویید: «با این شکم، نباید اصلاً غذا ببینم!»
حالا تصور کنید این افکار، نه فقط هر روز صبح، بلکه چندین بار در روز تکرار میشوند. در مهمانیها، در فروشگاه، حتی وقتی از کنار نانوایی رد میشوید! این یعنی:
🧠 ذهن شما مشغولِ مداومِ فکر کردن به غذاست.
اما نه برای لذت، نه برای تغذیه سالم، بلکه از سر ترس، استرس و سرزنش.
و نکتهی مهم اینجاست:
📌 هر فکری که زیاد تکرار شود، تبدیل به یک عادت ذهنی میشود.
🤯 نتیجهی این تکرار چیست؟
به مرور، ناخودآگاه شما باور میکند:
- غذا مساوی است با خطر
- خوردن مساوی است با گناه
- نخوردن مساوی است با ارزشمندی
در چنین حالتی، هیچگاه در آرامش غذا نمیخورید.
هر لقمه با درگیری ذهنی همراه است. هر انتخاب غذایی با تحلیل بیشازحد و شک و تردید ترکیب میشود. حتی آب خوردن ممکن است با این فکر همراه باشد:
«نکنه باعث ورم بشه؟»
و در نهایت، مغز شما از ترس و تنش، به خوردن وسواسگونه پناه میبره. چون تنها راهی که بلده برای رهایی از اضطراب، پناه بردن به غذاست.
🕊️ رهایی از وسواس غذایی، یعنی بازگشت به آرامش
وقتی ذهنتان از این چرخهی تحلیل و تنبیه آزاد شود،
وقتی غذا دوباره به یک نیاز طبیعی و لذتبخش تبدیل شود،
وقتی تصمیم به خوردن یا نخوردن، از روی آگاهی و عشق باشد، نه ترس و اجبار…
🔑 آنجاست که «رهایی از وسواس غذایی» اتفاق میافتد.
در این حالت:
- شما بدون درگیری ذهنی غذا میخورید یا نمیخورید
- دیگر نیازی به کنترل افراطی نیست
- غذا برایتان یک دشمن نیست، بلکه یک دوست قدیمی است که گاهی میماند، گاهی میرود
- آرامش، جایگزین تنش میشود
- و ناگهان میبینید که بدون رژیم، بدون محرومیت، بدون ترس… دارید لاغر میشوید.
یک مهارت است. و خوشبختانه، یادگرفتنی است.
🔓 چگونه رهایی از وسواس غذایی ممکن است؟
وسواس غذایی مثل یک نرمافزار مخرب است که در پسزمینهی ذهنتان فعال است و هر بار که غذا میخورید، یا حتی فقط به غذا فکر میکنید، یک صدای درونی میگوید: «نخور! چاق میشی!» یا «چرا نتونستی خودتو کنترل کنی؟»
این صدا، نه انگیزشی است و نه کمککننده؛ بلکه دقیقاً همان چیزیست که باعث چاقی، پرخوری و احساس شکست مداوم میشود.
✅ خبر خوب این است که این صدا قابل خاموشکردن است.
نه با رژیمهای سخت، نه با شمردن کالری، بلکه با آموزش ذهن و پاکسازی افکار ناخودآگاه. به این فرآیند میگوییم: رهایی از وسواس غذایی.
💡 راهحل واقعی چیست؟ بازسازی ذهن، نه بستن دهان!
اگر میخواهید برای همیشه از این وسواس خلاص شوید، باید ذهنتان را بهروزرسانی کنید؛ درست مثل نصب یک سیستمعامل جدید:
🔁 تغییر نگاه به غذا
دیگر غذا را دشمن نبینید. غذا سوخت بدن است، نه تهدیدی برای لاغری. ذهنی که غذا را با ترس و کنترل میبیند، هیچگاه در آرامش نمیخورد و همیشه آمادهی پرخوریست.
🧠 اصلاح باورهای اشتباه
جملههایی مثل «نخوری، لاغر میشی» یا «شکم خالی یعنی موفقیت» باورهایی قدیمی و ناسالماند. برای رهایی از وسواس غذایی، باید این باورها را جایگزین کنید با «بدنم لایق تغذیه سالم و آرام است» یا «احساس سیری، نشونهی مراقبته نه شکست.»
🤝 آشتی با بدن
کنترل شدید، فشار، تنبیه یا سرزنش بدن باعث لاغری نمیشود. اتفاقاً، بدنِ تحت فشار بیشتر میل به دفاع و انبارکردن چربی دارد. رهایی از وسواس غذایی زمانی آغاز میشود که با بدنتان با احترام، مهربانی و درک رفتار کنید.
✨ رهایی از وسواس غذایی یک مهارت ذهنی است؛ نه یک دستور غذایی.
و مثل هر مهارت دیگری، میتوان آن را آموخت، تمرین کرد و به نقطهای رسید که بدون رژیم، بدون ترس و بدون استرس غذا بخورید… و لاغر شوید.

🧘♀️ شروع رهایی از وسواس غذایی:
خروج از چرخه وسواس، یعنی بیرون آمدن از ذهنیتی که غذا را تهدید و لاغری را جنگ میبیند. برای شروع این مسیر، نیازی نیست کار خارقالعادهای انجام دهید؛ فقط کافیست چند قدم ساده اما مؤثر را بردارید.
✅ ۱. باور کنید: غذا دشمن شما نیست!
شاید بارها شنیدهاید که باید «با غذا بجنگید» یا «هر وقت گرسنه شدی، مقاومت کن». ولی این نگاه جنگطلبانه، دقیقاً همان چیزیست که ذهن را به سمت وسواس غذایی هل میدهد.
رهایی از وسواس غذایی یعنی:
غذا را از فهرست «دشمنان» خارج کنید و آن را به یکی از متحدان ذهن و بدنتان تبدیل کنید.
⛔ ۲. رژیم گرفتن را متوقف کنید
بله، درست خواندید! رژیم گرفتن – مخصوصاً رژیمهایی که با ممنوعیت و حذف همراهاند – نه تنها کمک نمیکنند، بلکه سوخت آتش وسواس غذایی هستند.
مغز ما با هر محدودیتی، بیشتر به همان چیز وسواس پیدا میکند.
در واقع، هر بار که به خودتان میگویید “نباید بخورم”، ذهنتان بیشتر درگیر غذا میشود.
👁️🗨️ ۳. با آگاهی بخورید، نه با کنترل وسواسی
فرق است بین اینکه با آگاهی و توجه غذا بخورید، یا اینکه هر لقمه را با ترس و محاسبهی کالری بجوید. در روش اول، شما با بدنتان در ارتباط هستید؛ در روش دوم، با ماشینحساب ذهنیتان!
رهایی از وسواس غذایی، یعنی:
آگاهانه ببینی، بو کنی، مزه کنی، و از خوردن لذت ببری — بدون قضاوت، بدون اضطراب.
🎯 ۴. توجهتان را از غذا به احساساتتان منتقل کنید
آیا واقعاً گرسنهای؟
یا دلتنگی؟ خستگی؟ عصبانیت؟ یا حتی بیحوصلگی؟
در بیشتر موارد، ما نه به خاطر گرسنگی جسم، بلکه به خاطر خلأهای عاطفی غذا میخوریم.
برای رهایی از وسواس غذایی، لازم است یک مهارت کلیدی را تمرین کنید:
بهجای اینکه بپرسی “چی بخورم؟”، بپرس “الآن چی تو دلم سنگینی میکنه؟”
🕵️ ۵. به جای سرزنش، کنجکاو باش!
هر بار که خودت را بابت پرخوری، شکستن رژیم یا خوردن یک شیرینی سرزنش میکنی، داری ذهن را وارد حالت دفاعی و اضطراب میکنی. و ذهن مضطرب، همیشه پناه میبره به غذا.
حالا یه پیشنهاد ذهنآگاهانه:
دفعه بعد که میل شدید به غذا داشتی، بهجای اینکه بگی “بازم خراب کردم!”، بپرس “چه پیامی پشت این میل هست؟ چی نیاز دارم که نمیخوام ببینم؟”
🎯 جمعبندی:
خیلی از ما فکر میکنیم لاغر شدن یعنی کم خوردن، کالری شمردن یا ورزشکردن تا مرز بیهوشی! ولی واقعیت این است که رهایی از وسواس غذایی فقط با تغییر نوع و میزان غذا ممکن نیست؛ بلکه نیاز به تغییر در نگاه، افکار و باورهای ما درباره غذا دارد.
❌ لاغری واقعی از حذف نان و برنج نمیآید،
✅ از حذف باورهایی میآید که غذا را دشمن و خوردن را گناه میدانند.
💭 وقتی شما باور دارید که برای لاغر شدن باید دائماً خودتان را کنترل کنید، ذهنتان وارد یک وضعیت تدافعی میشود.
در این حالت، هر لقمه غذا با ترس و عذاب وجدان همراه است، و این یعنی فعالشدن چرخه وسواس غذایی.
برای همین، هیچ رژیمی جواب نمیدهد، چون تا وقتی مغز درگیر وسواس است، بدن نمیتواند آرام بگیرد.
🔓 راهحل چیست؟
کافیست بهجای کنترل بیرونی (مثل رژیم)، بر اصلاح درونی تمرکز کنید:
- بهجای محرومیت، آشتی
- بهجای سرزنش، آگاهی
- بهجای کنترل وسواسی، ارتباط واقعی با بدن
✨ ذهنتان را از وسواس پاک کنید، تا بدنتان هم سبک شود.
رهایی از وسواس غذایی یعنی برداشتن مانعهای ذهنی تا تناسب اندام طبیعی و درونیتان خودش را نشان دهد.
لاغری واقعی یعنی وقتی ذهنتان سبک شود، بدنتان هم خودش را با آن هماهنگ میکند.
🔁 بهجای اینکه با بدن بجنگی، یاد بگیر با ذهنات صلح کنی.
🌀 برای شروع آموزشهای ذهنی تخصصی درباره ترک وسواس غذایی، پیشنهاد میکنیم به دوره «پاکسازی چاقی ذهن» سر بزنید. جایی که یاد میگیرید چطور ذهنتان را از ریشه اصلاح کنید
📝 تجربهت رو بنویس، شاید یکی منتظرشه…
تا حالا شده تمام روز به غذا فکر کنی، ولی ته دلت بدونی مشکل خودِ غذا نیست؟
همین حالا چند خط بنویس: از فکرها، احساسات و تلاشهات برای رهایی از وسواس غذایی. نترس از قضاوت! اینجا، همهمون یه تجربه مشترک داریم.
🟣👇 منتظریم که نوشته شمار بخونیم توی بخش نظرات پایین مقاله.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.34 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




نشان های دریافت شده
سلام خدمت استادعزیزودوستان گلم
من این مقاله راخوندم وجواب سوالم ومانعی که برای تغییرات جسمی که چشمگیرنبوده رادریافت کردم اینکه من بعداز۱۰ماه که دارم ازدوره استفاده میکنم هنوزتغییرات زیادی درجسمم بوجودنیمده داشتم به خودم میگفتم که چرامن که این همه تمرین میکنم وفایل گوش میکنم ولی جواب خوبی نگرفتم ؟
قبلا مدام درفکراین بودم که چی توی یخچال هست که بخورم وفقط برنامه ریزی میکردم برای خوردن ازوقتی دارم تمرین میکنم که فقط وقتی گرسنه هستم غذابخورم مدام به این فکرمیکردم که حالاوقتی گرسنه شدم چی بخورم واین همان فکرکردن به غذاست والان این مانع رادرخودم کشف کردم که حتی منفی باف ازاین طریق هم من رامنحرف میکردودائم میگفت حالاگرسنه بشی اینوبخورنه اونابخورو….وبنظرخودم مدل مانع من عوض شده بوده وگرنه همون مانع توجه به موادغذایی وفکرکردن بهش وجودداشته ودیروزصبح بعدازصبحانه مدام تحریکم میکردبرم ومیوه بخورم ومنم بهش گفتم که الان سیرم وقتی گرسنه شدم حتمایه چیزی میخورم وخیلی زوداحساس گرسنگی پیداکردم دقیقا مثل وعده ای که به بچه هامیدیم وبرای اینکه اطمینان بهمون پیداکنندبایدهمون موقع انجامش بدیم احساس کردم که ذهن منم میخادمنومحک بزنه وببینه من درست گفتم یانه تابه مناعتمادکنه وهمون موقع که گرسنه شدم رفتم چندتالقمه نون وپنیروگردووخرماخوردم ودرب ظرفارابازکردم وبهش نشون دادم گفتم ببین این همه چیزهست حتی توی یخچالم نشونش دادم وگفتم هرچی دوست داری هست ولی من تاوقتی گرسنه نباشم بدون نیازبدنم چیزی نمیخورم ودردرونم یه چیزی خیلی ذوق میکدومیگفت واقعاداری میخوری بااینکه خیلی ازصبحانه نگذشته واحساس عالی داشتم باهمون چندلقمه وسریع هم سیرشدم وبنظرم بااین کاراعتمادش راجلب کردم وخیالش راحت شدکه همیشه همه چیزهست وتموم نمیشه .
الان سوالم ازاستادعزیزاینه که من عصرکه گرسنه میشم مثلامیگم خوب این میوه رامیخورم یا…این درسته یابایدحتماغذاباشه که ذهنم اعتمادکنه یامیشه ازمیوه ویا شیروخرما یا…هم جایگزین غذاکردیانه؟
ممنونم ازپاسخگوییتون
نشان های دریافت شده
ممنونم استادگرامی ازپاسخ کاملی که دادیدممنونم ازحمایت وهمراهی شما 👌🤗
باسلام لطفا راهنمایی کنید بعداز خواندن نظرات افراد چگونه میتوانیم پاسخ های شما درمورد سوالات انها راببینیم وبخوانیم
من الان 14ماهه که ازدوره رایگان شما تا قسمت نهم تا قبل از امدن کورنا استفاده میکردم حدود دو کیلو وزن کم کرده بودم ولی حدود 6سانت سایز درسراسر بدنم البته همراه با ورزش 3بار در هفته که بیشتر برای سلامتی وتعادل فشار خونم میرفتم الان در حال حاضردوکیلو بر گشته ولی 6ماهه ثابت ماندم بدون ورزش لطفا راهنمایی کنید کجا اشکال داشتم ممنون
نشان های دریافت شده
مقاله رو با اشتیاق خوندم . بازی با کلمات جالب هستش ادم و گیج می کنه و همین گیج شدن تامل برانگیز می شه . که درنگی ایجاد کنه . و گاها تلنگری به ادم بده . نقشه ذهنی برای چه چیز بخورم تا چاق نشم مخالف با لاغریه
بهتره بگیم لاغری انقدر راحته که مثل متناسب ها رفار می کنم . هر وقت گرسنه شدم و آلارم و حس کردم برای رفع گرسنگی اقدام می کنم و به محض آلارم سیری دست از خوردن می کشم من دیشب برای خودم لیستی از خوارک و سالاد های باطبع گرم تهیه کردم پس داشتم به نخوردن خوارک های طبع سرد فکر می کردم ولی صبح با خوندن اولین جمله این مقاله و رها کردم و رفتم به سراغ اماده کردن صبحانه برای همسرم .به جمله فکر کردم و فکر کردم که تو چکار داری ذهنتو مشغول طبع خواراکی ها می کنی الان تو چله تابستونیم ذهنم هرچی به درخواست شرایط آب و هوایی و فصلی است و طلب می کنه در خواست می کنه تو فقط آلارم ها رو به پا بقیه اش باید صرف آهنگ های شاد و کار های دوست داشتنی و هنری باشی .
برای روغن کاری مفاصل یوگا . برای شادابی کوهنوردی و پیاده روی . برای سلامتی جسمی ورزش های شاد و انجام بدی . در مسیر باشی و لذت ببری . انظباط فکری رو ستایش کنی . سپاس . بودنمون را سپاس . در مسیر ماندمو نو سپاس . لذت طلوع خورشید راسپاس. 💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
نشان های دریافت شده
با عرض سلام و وقت بخیر من از این متن برداشتم اینه که باید خوردنمون غیر ارادی بشه مثل رانندگی و یا خیاطی یا هر کاری که نسبت بهش ماهر شدیم و خیلی غیر ارادی و با کمترین فکر و سختی انجامش بدیم و وقتی فکر می کنم میبینم من هنوز نسبت به خوردن حساسیت نشون میدم و هنوز بهش فکر می کنم و هنوز نگران چاقتر شدن هستم و هنوز با خودم تو ایینه کاملا راحت نیستم و نگرانیام کم و بیش وجود داره البته خیلی کمتر از قبل شده و بعضی از رفتارهای چاق کنندم رو هنوز انجام میدم و هنوز خوردنم در زمان گرسنگی و دست از خوردنم در زمان سیری در قسمت نا خوداگاه مغزم هنوز ثبت نشده و این کار با فشار اوردن به خودم با نخوردن و یا فکر کردن درباره این که چی بخورم و کی بخورم درست نمیشه و فقط با گوش دادن فایل و اتجام تکالیف و فکر کردن به لاغری درست میشه و تکرار و تکرار و تکرار جوابشه
نشان های دریافت شده
با سلام یک نکته ای که من در عکس این مقاله دیدم و برام خیلی جالب بود اینکه برخلاف تصور همه افراد چاق که باید به خوردن نه بگویند تا لاغر بشوند، میبینیم که این فرد انتخاب کرده که بله بگه اما اینبار با فکر و انتخاب خودش. یعنی با فکر غذا بخوره و بدونه که نیازش بوده. نه اینکه بدون فکر هرچی اومد دستش بخوره. یا اینکه کل روزش رو به نخوردن بگذرونه. این تصویر برای من خیلی درس داشت و میبینیم که زندگیش هم زیباتر شده با این تصمیمی که گرفته.
در مورد خودم من دیشب این متن رو خوندم و تصمیم گرفتم دیگه به نخوردن فکر نکنم و راحت باشم و بذارم ذهنم تصمیم گیرنده باشه امروز که بیدار شدم دیدم چه قدر فکرم راحت و آسوده هستش و گرسنه هم نیستم و به بعدش و خوردن و نخوردن فکر نکردم و آرامش دارم.
نشان های دریافت شده
سلام ، استاد واقعا جمله کلیدی گفتین ، نخوردن با فکر نتیجه ش با خوردن بدون فکر مساویه ، راستش اول دوره ی مقدار درگیر این موضوع بودم ، موقع غذا خوردن فکر میکردم که چقدر بخورم که اضافه نباشه همه ش ذهنم درگیر بود بعد دقت کردم به رفتار همسرم که آدم متناسبیه دیدم هیچ وقت به مقدار خوردنش فکر نمیکنه وقتی سیر میشد دیگه نمیخورد ، منم تمرین کردم که پیام سیری را دریافت کنم ، بعد از اون دیگه راحت به اندازه نیازم غذا میخورم و به نخوردن فکر نمیکنم که احساس ترس از چاقی بیاد سراغم ، حالا منم مثل آدمهای متناسب رفتار میکنم ، خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
جمله ی فکر کردن به نخوردن به همان اندازه باعث چاقی شما می شود که بدون فکر کردن غذا بخورید.، منو یاد این جمله انداخت که غذا خوردن باعث چاقی نمیشه اما خوردنِ غذا باعث چاقی میشه. وقتی اولین بار که این جمله رو در فایلی از استاد شنیدم ماه ها طول کشید تا بفهمم واقعا یعنی چی. اولش هیچ تفاوتی برام نداشت. این جمله ی مقاله هم دقیقا همین حالات رو در من ایجاد کرد.
من بارها به نخوردن فکر میکردم. مثلا قبل از غذا به اینکه باید متنوع نخورم، یا در ظرف بزرگ غذا نخورم، یا اگر مثلا ماده غذایی خریداری شد و من از طریق چشم یا کانال های دیگر تحریک شدم، نباید بخورم و….
من خیلی به نخوردن فکر میکردم و الان میدونم که اگر من میخوام ذهنی لاغر بشم خب مقدار و زمان مصرف من نباید تعيين کنم باید اعتماد کنم به ذهنم و خودم کنار بکشم. اینهمه سال من تصمیم گرفتم که این شد جسمم. حالا باید کار رو به مدیر اصلی بسپرم و دخالت تو کارش نکنم.
استاد واقعا توضیحات کامل و عالی بود. ممنونم 🌸 🙏🏻
استاد یک سوال داشتم. من وقتی نوشته های شما رو میخونم میبینم کامل شرح دادین و واقعا خیلی چیزها از اون ها یاد میگیرم و احساسم خوب میشه. منم خیلی دوست دارم شرح کامل بدم ولی نمیدونم چی باید بنویسم. لطفا راهنماییم کنید.
نشان های دریافت شده
سلام من از دو هفته پیش از دوره رایگان شروع کردم روشی برای خودم ایجاد کردم که دیگه خیلی خیلی کم به چاقی در مورد خوردن غذا فکر میکنم یا اصلا فکر نمیکنم اونم اینکه تا گشنه نشم سراغ غذا نمیرم وقتی هم که احساس سیری کردم حتی اگر غذا مونده باشه دست از غذا میکشم تو طول روز هم حواسم به گشنگی هست تا به چاقی که اگر گشنم بود بخورم نه اینکه اون غذا منو چاق میکنه یا نه.
تو این دو هفته هم با این روش ریزه خواریم کلا قطع شده .
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز.
شما میفرمایید که نباید به نخوندن فکر کنیم خب درحالی که ما نمیدونیم چقدر خوردن درسته و خود من شخصا اگه کم هم غذا بخورم یکم میترسم که نکنه زیاد خورده باشم در حالی که من با دوره و فایل شما مقدار قابل توجهی وزن کم کردم.
سلام وقت بخیر
واقعا چه نکته جالبیه
در طول روز برای خوردن و نخوردن هر چیزی چندین بار بالا و پایین می کنیم که اینو بخورم بهتره یا اونو بخورم
در صورتیکه یه فرد متناسب ، احساس نیاز می کنه و می خوره و دیگه به حجم و کالری توجهی نداره ، فقط می خوره که ضعف نکنه
اما خود من ضعفم که داشته باشم کلی فکر می کنم آیا بخورم یا نخورم ! !
و باز به این نقطه می رسم که هر چیزی دوست دارم ، به حد نیازم ، بخورم و نگران نباشم و به ذهنم که در حال تعمیره اطمینان کنم
نشان های دریافت شده
من فردی هستم با اضافه وزن زیاد خواهش میکنم روش لاغر شدن را به من بگویید
نشان های دریافت شده
درود به شما دوست عزیز این مسیر مسیر خوبیه و لاغری با ذهن و ادامه بدید در کنار اشتیاق به لاغری و تعهد به سلامتی و زیبایی خودتون.🙋♀️🙋♀️🙋♀️