اپلیکیشن تناسب فکریسایت را روی صفحه گوشی‌ات نصب کن تا با یک لمس باز شود
0

از زیر صفر تا بی‌نهایت ۲ (گام ۳۷)

از زیر صفر تا بی نهایت
اندازه متن

زندگی، سرشار از فراز و نشیب‌هایی است که گاه ما را به اعماق تاریکی “زیر صفر” رهنمون می‌شود و گاه به اوج شکوه و عظمت “بی نهایت” می‌رساند.

این گذرگاه‌های پر چالش، فرصتی طلایی برای خودشناسی، دگرگونی و ارتقا به ‌وجود می‌آورند.

در این جلسه، به بررسی مسیری پرفراز و نشیب از زیر صفر تا بینهایت می‌پردازیم که می‌تواند الهام‌بخش سفری شگفت‌انگیز برای هر فرد در جهت تغییر شرایط زندگی‌اش باشد.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 22 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

اشتراک ویژه، دسترسی به جلسات و مطالب ویژه‌ی سایت است. اگر دنبال یک مسیر کامل و قدم‌به‌قدم برای لاغری هستید، دوره‌ی جامع «ورود به سرزمین لاغرها» جدا از اشتراک ارائه می‌شود.

یا مسیر کامل

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل اشتراک است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.21 از 87 رای

https://tanasobefekri.net/?p=43490

22 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

22 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم رمضاني
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۶ ۰۹:۳۲
      مدت عضویت: 2183 روز
      امتیاز کاربر: 48638 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 569 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 

      من نمیخواستم این فایل رو نگاه کنم چون با خودم فکر میکردم حالا اون چند تا دوره ای رو که توش هستم گوش بدم و بنویسم بعدا میام سراغ این فایلا 

      طی چند روز اخیر طبق ذهنیات خودم ،مرور افکارم ،یکم حسم بد بود و احساس می‌کردم از خواسته هام دور هستم و توانایی رسیدن به اونا رو ندارم البته این افکار خیلی واضح نبودن ولی من از حسم یه جورایی متوجه شدم داره چه اتفاقی میوفته 

      و امروز گفتم خدایا من از تو کمک و هدایت میخوام تا حس و حالم بهتر بشه 

      وقتی اومدم تو سایت واقعا نمیدونم چطوری ،یادم نیست ولی دستم خورد و این صفحه باز شد و من چوم قصد نداشتم ببینم سریع اومد بیرون ،تو ذهنم مرور شد هدایت خداست دوباره صفحه باز کردم 

      وقتی استاد عزیز داشتن از تغییرات همسرشون میگفتن ،یاد خودم افتادم !

      انگار خداوند میخواست من با دیدن این فایل تمرکزم از روی هدف بزرگترم که هنوز تجربه اش نکردم بیاد روی تغییراتم توی این سالها 

      چقدر برام جالب بود خدای عزیزم ممنونم 

      از وقتی که دارم روی ذهنم کار میکنم و برام مهمه که حال خوبی داشته باشم و تمام تلاشم رو برای حال بهتر انجام میدم جاهایی که حسم خوب نیست خداوند به کمکم اومده و هدایتم کرده به چیزایی که حالم بهتر بشه 

      من یادم افتاد منم یه روزی دلم میخواست توی کیفم همیشه پول باشه، اون موقع ها شاید یک دفعه بود ،صد دفعه نبود،دلم میخواست همیشه یه پولی برای خودم توی کیفم باشه که الان هست 

      الان توی کارتم و کیفم همیشه پول هست هر چند کم ولی هست،توی این یکسال و چند ماه اخیر این اتفاق افتاده و البته من هر روز خداروشکر میکنم بابتش ولی وقتی حواسم رفته بود روی نتیجه نهایی ،نتایجی که تا حالا گرفتم یادم رفته بود 

      و این فایل عالی استاد عزیز به من یادآوری کرد که مریم یادته یه روزی میگفتی عرضه پول درآوردن نداری ولی الان شروع کردی و درآمد برای خودت کسب میکنی 

      یادته چه روزایی گذشت و تو مجبور بودی کارهایی رو انجام بدی که دوست نداشتی ولی الان بیشتر روز کارهایی رو انجام میدی که دوست داری 

      یادته مریم چقدر چاق شده بودی و هیچ وقت فکر نمیکردی اینقدر راحت اون همه چربی رو بزاری زمین 

      یادته یه روزی فکرشم نمیکردی بتونی لباسای مورد علاقه ات رو بتونی بپوشی ولی الان داری میپوشی 

      یادته پارسال همین موقع چقدر مرور خاطرات احساس حسرت و ناراحتی در تو ایجاد میکرد،نا آرام و بی قرار میشدی و چقدر سخت میتونستی از اون حال دربیای ‌ولی الان داری حس بهتری رو تجربه میکنی حتی گاهی حس آرامش عمیقتر رو ،دیگه به گذشته فکر نمیکنی و اگرم فکر کنی میتونی راحت‌تر بیای بیرون و زودتر حال خودت رو خوب کنی 

      و من یادم اومد تغییراتم رو ،نتایجم رو و حالم بهتر شد ،دوباره به خودم یادآوری کردم که تغییر و پیشرفت قدم به قدم و تکاملی هست 

      اتفاقی که در مورد من داره میوفته و حال من بهتر از قبل خودم شده،نتایج من بهتر از قبل خودم شده و همینجور که ادامه بدم مطمئنم که بازم نتایج عالی رو تجربه میکنم و خواسته امروزم برام یه تجربه عادی میشه و خواسته های بعدی در من شکل میگیره و با توانمندی به تلاشم در مسیر تغییر و رسیدن به خواسته هام حرکت میکنم 

      استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم 

      خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم برای اینکه منو ارزشمند خلق کردی و قبل از ورود من به این دنیا و قبل ایجاد خواسته در من ،همه چیز رو در این دنیا با عشق مهیا کردی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۶ ۰۹:۳۱
      مدت عضویت: 2627 روز
      امتیاز کاربر: 21568 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 909 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم 

      اولا تبریک بابت مرجان خانم که توانستند از خلاقیت های درونی خودشون به نحو احسنت استفاده کنند و دوما تبریک به شما استاد عزیزم بابت حمایت های روحی و درونی در خودتان که باعث تغییرات در روحیه مرجان خانم شدین 

      استاد عزیزم در زندگی بالا و پایین های زیادی مثل موجهای دریا وجود داره ما مثل سرنشینان یک قایق بر روی این موجها هستیم که باید با بالا و پایین رفتن های موجها بتوانیم قایق زندگی امان را هدایت کنیم 

      برگردم به سال 57زمانی که تازه 18ساله بودم در یک خانواده کاملا مرفه آن زمان با تمام امکانات مادی و معنوی و آموزش در بهترین مدرسه تهران با راننده شخصی  اینها را گفتم تا بدانید در چه رفاهی بزرگ شدم انقلاب شد و من بشدت مخالف این انقلاب بودم و پدرم از ترس من بهترین راه حلش ازدواج من بود  حتی چند بار خواست اقدام کنه من برم آلمان به درسم ادامه بدم ولی متاسفانه مادرم اصلا دوری منو تحمل نداشت و چون سه تا فرزند دیگر هم داشت نمی‌توانست همراه من باشد  خلاصه دست تقدیر خواستگاری که آنها هم از فامیل بودند  ولی سالها از قبل دشمن های میشه گفت قبلیه آیی هم بودند بخاطر آشتی اشون من قربانی این انتخاب شدم و پدرم هم مخالفتی نکرد و با همسرم ازدواج کردم آن موقع تفاوت سنی ما 12سال بود من دختری 18ساله و ایشون مردی 30ساله   با ترغیب پدرم و این که این ازدواج باعث آشتی دو طایفه میشه خوشبخت میشی انجام شد انقلاب فرهنگی هم که مزید بر علت شد و درس تعطیل  خلاصه من ازدواج کردم همسرم افسر نیروی هوایی بود و مبلغ حقوقش آن موقع 6هزارتومان   به نظر کافی بود چون خانه و ماشین داشتیم وسایل زندگی هم کامل داشتیم  ولی خیلی چیزهایی که من احتیاج داشتم میخواستم بخرم همسرم نمی‌توانست بخرد زمانی که ایشون شش هزارتومان حقوق می‌گرفت پدر من ماهی ده هزار تومان به من پول تو جیبی میداد  چند ماهی پدرم این پول تو جیبی را میداد اما من بشدت ناراحت بودم  دلم نمی‌خواست از پدرم پولی دریافت کنم یادمه در دوران بارداری من پدرم برای من لباس بارداری خرید  و همین مسعله خیلی منو عذاب داد. همیشه به فکر این بودم که کاری برای خودم دست و پا کنم اولین چیزی که به ذهن ام رسید این بود که درسهام دوباره بخونم  همسرم که پول کلاس رفتن هم نداشت بده مجبور بودم خودم ی کاری انجام بدم چون قبلش هم از بدرم خواستم که هیچ کمکی به من نکنه و اجازه بده خودم خودم بالا بکشم  درس شروع کردم هم یک بچه 4ساله داشتم هم بارداری دوم   خلاصه هنوز دانشگاهها باز نشده بود ولی من تو خونه درسم می‌خوندم بعد از زایمان دوم بشدت چاق شدم   واین مسعله منو ناراحت میکرد همیشه به فکر کار کردن هم بودم ولی دوست نداشتم برای کسی کار کنم دوست داشتم خودم کارفرمای خودم باشم. بعد از زایمان و چاق شدن دوستم پیشنهاد داد بریم کلاس ورزش آن موقعها باشگاه برای خانم ها وجود نداشت. منو دوستم رفتیم کلاس خانگی که یک خانم فلیپینی  آن کلاس را راه انداخته بود ماهی 300تا تک تومنی شهریه اش بود ومن انگار دری به رویم باز شد چون سالها در رشته های مختلف ورزش میکردم ولی بعد از ازدواج همه به قهقرا و فراموشی رفته بود  حالا انگار جانی دوباره گرفته بودم و گمشده ام را پیدا کرده بودم. با عشق ورزش میکردم آن هم ورزشهای سخت جین فوندا  بعد از سه ماه همسرم گفت دیگه نمیتونه مخارج شهریه منو بده انگار دنیا رو سرم خراب شد چون عاشق ورزش بودم از کارهای نشستنی بدم میآمد و ورزش را بخاطر تحرکش دوست داشتم در ضمن لاغرتر هم شده بودم و می‌دانستم که نباید ورزش را قطع کنم  پیش خودم گفتم اشکال ندارد. حالا که نمیتونم برم کلاس پس کلاس را میارم خونه  کلی سر این هم بحث و جدلی داشتم که زمانی که همسرم سرکاره من تو خونه همسایه هارا دعوت کنم و ورزش کنیم از اینجا تغییرات زندگی من استارت خورد اول بطور رایگان همسایه های آپارتمان را دعوت کردم ورزش بعدش با دیدن ودیو های ورزشی و خلاقیت های درونی کارم را گسترش دادم تبلیغات کردم و شاگرد از بیرون گرفتم همه اینها در خانه ام بود روزی 8ساعت کلاس داشتم در آمدم به ماهی 50هزارتومان آن زمان می‌رسید همزمان دانشگاه را هم شروع کردم رشته تربیت بدنی.  سه سال در خانه کلاس داشتم از سال 64تا 67بعدش حالا با سختی های زیاد که از حوصله شما خارجه توانستم اولین باشگاه بانوان را در سال 67در غرب تهران بنیان کنم و دقیقا یادمه از خونه فقط 120شاگرد ثبت نام کردم و منتقلشون  کردم به باشگاه. بعد از آن چقدر زحمت و سختی کشیدم بماند تا یک باشگاه تمام عیار بشود  هم درس خواندن و هم کار و هم بچه داری  تمام این سختی‌ها با عشق همراه بود که من توانستم زندگی ام را تغییر بدهم. و بعد از آن خیلی اتفاقات دیگر هم به تجربه های من اضافه شد  اما من همیشه دنبال بهترین ها بودم  هیچ وقت تا امید نشدم حتی در شرایط سختی که باشگاه من بعد از آن همه سال مورد هجوم قرار گرفت و 16سال از عمر منو تباه کردند همش در دادگاهها گذشت   اما بازم از جایم بلند شدم و با توکل به خدا موفق شدم  بله استاد عزیزم زندگی خیلی پایین و بالا داره ولی مهم این است که گوهر وجود خودمون را کشف کنیم تا بتوانیم موفق شویم بیشتر از این خسته اتون نکنم  دردلی بود از خاطرات من 

      با تشکر از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 58 از 12 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۵ ۲۳:۰۷
      مدت عضویت: 2601 روز
      امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 142 کلمه

      سلام استاد

      استاد من هم مثل همسر شما بودم البته هنوز هم تا حدودی هنوز کاملا مواردی هست

      مثلا هنوز هم به پیش خانواده همسرم میرم صبر میکنم ماشین رو پارک کنه بعد با هم بریم تو خیلی برام سخته که به تنهایی وارد جمعی بشم باید اعتراف کنم خجالت میکشم

      چندین سال پیش قبل دوره به خونه یکی از هم کلاسیهای پسرم رفتیم که متاسفانه فوت شده بود بر اثر تصادف و من هم بسیار ناراحت بودم اونروز حتی یک کلمه هم نتونستم حرف بزنم ولی یکی از مامانها خیلی برام عجیب بود که چه طوری با کلمات بازی میکرد و حرف میزد حتی وقتی چای تعارف کردن برنداشتم و گفتم روزم اصلا نمیتونستم چیزی بخورم تا این حد 

      اما امروز نماینده کلاس و جزو انجمن اولیای مدرسه شدم برای روز معلم جشن گرفتم و کلی حرف زدم این همه تغییر ایا شگفت انگیر نیست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۵ ۲۱:۴۸
      مدت عضویت: 2278 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 543 کلمه

      با عرضسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد من یکم تغییر رفتار در اطرافیانم یعنی همسر و دختر کوچکم دیدم دختر کوچکم خیلی راحت بدون اینکه رژیم بگیره یا غذا کم بخوره یا از محتوا استفاده کنه یخورده لاغر شده بیشتر از من 

      و رفتلرشم تغییر کرده خیلی با محبت تر شده عاشق من شده 

      طوری که میاد خونه گلی منو بوس میکنه میگه دلم برات تنگ شده بود و واقعی مشخص وبرای همین من به قانون ۱۳ درصد ایمان دارم چون من فقط دارم روی خودم کار میکنم هیچ کس هم چیزی نگفتم حالا گاهی یه چیزهایی به دخترم یا همسرم گفتن که آرام بشن ولی همسرم فکر میکنه کهگذر زمان باعث داناتر شدن من شده و دخترم میدونه برای این اگاهیهاست 

      استاد برای من به این شکل که تغییرات منم برای خودم اینکه چیزی نیست ولی وقتی با اطرافیانم برخورد میکنم میبینمزمین تا آسمان با هم تفاوت داریم و خداروشکر میکنم که از این اگاهیهااستفاده میکنم عمل میکنم زندگیم تغییر دادم البته با کمک شما استاد عزیزم بینهایت سپاسگزارم 

      منم خیلی تعجب کردم که سالگرد ازدواجتون و همسر شما برای شما هدیه در نظر گرفته اما شما هدیه‌ای برای ایشون در نظر نگرفتید بعدا جواب سوالم گرفتم که گفتید من یادم میره مناسبت‌ها رو بعدا گفتم انگار یه امر طبیعی که آقایان مناسبت‌ها سن فرزندان کلاس چندم هستن و …رو یادشون بره اشکالی نداره مهم اینکه با هم مشکلی نداشته باشید جالا چه فرقی میکنه که شما هدیه در نظر بگیره یا همسرتون 

      خوب من فکر میکنم مرجان خانم برای این از شما انتطار داشته که سالگرد ازدواجتون یادتون باشه و براش کادو در نظر بگیرید چون ایشون شاید هنوز شغلی نداشته درآمدی نداشته پس انتطار از شما داشته حالا که درآمد داره خوب خودش تهیه میکنه ما خانمها میخوایم زندگی خوبی داشته باشیم حالا فرقی هم نمیکنه که من بخرم یا همسرم ولی اگر همسرم اقدام کنه طبعا من خیلی خوشحال میشم 

      پس استاد من با این نگرش این نیت ادامه میدم که وقتی من روی خودم کار کنم همه جیز تغییر خواهد کرد همه چیز در تمام جنبه‌ای زندگی من تغییراتی  خواهد و دنیای پیرامون من نیز تغییر می‌کند پس ادامه میدم این بار با شوق و ذوق بیشتر  که همه چیز بزودی تغییر میکنه 

      اتفاقا چند روز پیش داشتم با دختر بزرگم صحبت می‌کردم گفتم دلم میخواد یه شغلی داشته باشم که بتونم درآمد کسب کنم ک

      تا آنقدر همسرم به زحمت نیافته  اذیت نشه کلی کار کنه تمام پولشو مجبور باشه برای ما خرج کنه حدا اقل اونم بتونه پولشو برای خودش خرج کنه دندونهای درست کنه یه لباس خوب بپوشه یه غذای خوب بخوره 

      دخترم گفت که حالا دختر کوچیکم میشه ولی برای من می‌گفت سنی ازت گذشته نمیشه اینا ولی من گفتم من میخوام این کارو انجام میدم به اون چیزی نگفتم تو ذهنم گفتم  من بهانه‌ای ندارم برای اینکه نمیتونم درآمد کسب کنم اینا 

      من از خدا خواستم الانم یکبار دیگه اینجا از خدا خواستم ایمان دارم که خداوند منو هدایت میکنه به شغلی که بتونم راحت  درآمد کسب کنم در قدم اول روزی ۳۰ هزار تومن 

      خداروشکر میکنم که شما و مرجان بانو از زیر صفر به اینجا رسیدید و براتون بهترینها آرزو دارم منم ادامه میدم افکارم نگرشم تغییر میدم زندگیم دگر گون میکنم  منم از زیر صفر میرسم صفر بعد میام روی یک و…یواش یواش موفقیت‌های بزرگ و بزرگتر میشه الهی آمین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۵ ۱۱:۱۹
      مدت عضویت: 1380 روز
      امتیاز کاربر: 87761 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,012 کلمه

      سلام خدایی براوردن  هرحاجتی

      سلام استاد عطارروشن وهمه دوستان 

      برای داشتن تحول توزندگی باید یاد کرفت واطلاعات خوب دریافت کرد فکرکرد ودید ه این مسیر جدید جه دست واودری برای خودم  داشته ایا من تغییر احساسی توجنبه اززندکی داشتم یا نه ایا تواستم  بخش ناقص از زندکی رو به شکل ترمیم انجام بدم  ایا برای‌ بودن تو مسیراولین مهم ترین شکل که اون شادی درون رو دلرم‌ایا  فقط دلرم هی تکرار میکنم‌که به شکل عادت بشه واین اون حس شادی رو از خودم می کیره  هست ایا دارم با تکرار دارم خودم بینن ایا تواستنم اون ارتباط که بخش ارهمین تغییرهست روداشته باشم ایا  تواستم ازدرجه صفر تکون بخورم  وایا صفر قرار ادارم 

       چتدرورزیی هست که دخترم‌که بسبار با این  روش مخالفت داشت هی تکرار میکرد که این روش رو اصلا فبول نداره یی گول خوردن برای من حساب می کرد ته ذهنش.توافکارش به این شکل بود  بهتر از هیج‌ کاره دیگه برای من میدوست

      وفتی سر صحبت با من باز میکنه  میاد صحبت  میکنه  که تو لایه لایی  صحبتم بهش چه روشی  رو پشناهد بدهم و اون فوری میگه اره درسته وبل روش خودن متوانم افکاراون متوحه بشن تدبهش که دملر اشکاب هیت این خوشاترین  شکل صحبت من  با اطرافیانم هست 

      وفتی صحبت انجام میشه با جاکزین  این مسیر ا اشکالی که ایحادشده راهکاریی خوبی به ذهم میاد ه اون ازطرف خدای عزیزم هست  من ازاین روش استفاده وکرده چاکزین میکنم صحببت این‌  مسیر رو تو هربخش دارم‌ تجربه میکنم‌ برای خودم  هم جالب هست من تو این دو رزو تو دوبخش دوره ودورد  به سزمین و لاغرها و دبروز تو بخش خدا هرگز دیرنیمکند با دخنرم‌ هم صحبت بودیم  دو بخش تو دو روز برای خودم‌ جالب بود  که من درس لاغری با ذهنم‌ رو تو کاره که من اصلا تو اون بخش  هیچ سابقه ندارم یی موادری رو با این مسیر هم  اهنک مبینم و یی تجربه دیگه رو برای خودم‌ به این شکل ایجاد میشه 

      با ابن‌ فایل یادگرفتم با کاره روی خودم‌ من انسانی میشم‌ که اول به خودش کمک کرده ودرمرحله بدی به دیگزان که همره من هستن و به اطرافم‌ هم‌ کمک نمیدن برای بهتر شدن  ایده و راهکار شد همین‌ کاره کردن و تو بخش خودم  به من داده شد امروز با ابن فابل شما به درک درست اون ایده رسیدم تا زمانی که من کاملا تغیبر نداشته باشم‌ هبج کمکی  به  اطرفیانم نمبتوانم‌ بکنم

      من با  تهیه دوره پاک سازی ذهن که تازه فایل اولش  رو دارم‌ تمرین میکنم شاهد هستم با ین که یی سال پر تلاش رو داشتم کلی باره روشناسی کردم  برای تغییر خوبی که و تو همین یی سال شاهد هستن کلی باره در بخشهای دیگه از زندگی رو هنوز به شکل تازه دارم کشف میکنم  برای تغیبر ورشد باید ادامه داد استمرار  داشت تکرار کرد تلاش برای یادگیری داشت اگه قصد رشد و پشرفت وتغیبر توکل جنبه زندگی باشه نیاز به تلاش ذهنی فراوانی داره چون‌ وهر جنبه من خودم کلی افکار و باوره وعمل کرد دارم‌ که بایداول یاد بیکریم که این باوره اصلا درست هستم یا نه کجا به  کار میان اون زمان که دارم   کارمیشکم درست انجام میدم  تو کودم وبخش هست توجه حسی اوت دارم وانجام‌ میدم  ایا  طبق قوانیتی که یادگرفتم رو درست دارم انجام‌ میدم  خوب حال که دارم به شکل عمل کرد به پیش میرم به درجات دیگه این مسیر  هم‌ میرسم جون قصدم تغییر هست توهر بخش به شکل خوبش  از هدایب عزیزم  تشکروسپاسگزار. هستم‌ که وکمکش همیشه   شامل حالم بوده

      چون‌ من‌ تو بخش خق و لایقت وانتظاز خودم‌کاره کردم هرجی این بخشها رو ارتقا بد م به دریاقت بهتری میرسم این درجه به شکل پله به پله هست وفتی یی پله بالا  برم اگه روی خودم کاره نکنم توهمون پله خواهم‌ ماند اول خودم تغییر روادامه نمیدم‌درنتیجه اصلا تواونووفت اولیت کمک‌ به خودنم  رو کم‌گزاشتم  هیج تغیبرتواطراف رو نخوام داشت 

      من‌  همون صفر مطلق بودم هیج کاری روی ذهن  نه بلد بودم نه کار کرده  بودم‌

       تو این‌ مسیر  حالا حالا کاره بایدبکنم‌ که درایتده واین صفر مطلق به درجات بالاتر  خواهد رفت تو نگاهم. من از پله صفر رفتنم  به پله بالاتر شاید پله ۴۰ تا۵۰  تویی سال  تو نگاه خوب بوده بسیار خوب بوده این‌ از کمک خدایی عزیزم هست که وتو یی سال این‌ همه پله رو طی کردنپم از خدای خودم تشکرسپاسگزار  هستم 

      من‌امسال دارم به شکل کوچک تو ابعاد کم‌کاره تولبد گل کباه رو شروع کردن ازجیزی که بود کمک مبگریم از هزینه زیاد خودراری کردم جون ویاد گرفتنم خدا اگه ایده به من میده با داشتهای خودم‌ اون وایده داده میشه واین یعتی درست کاره جون به این شکل اون نیاز از بیرون خودم برطرف میشه  دارم‌ توابعادکوچک ولی با کیفت بررگ کاره میکنم تا  ببنم خدا برا م‌ چی میخواد‌کاکتوسهای حیاطم‌به شکل زیبای رشد داشتن‌ تو این‌ چندسال دارم‌شون باره بخاط پرتاب تیغ ازدیگران حرف شنیدم که بزارم  بیرون ولی امسال دارم روی فروش همون کاکتوسها فکرمیکنم خداوند روش فروس روهم براپی من مهیا کنه که نیاز به هیج کس نداشه باشم به شکل راحت اسون به فروش برسه روی فروش این  گلدانها  به شکل کلسنویی فکر میکنم چون رشد کاکتوس بیسار کندهست ولی به شکرخدا برای من خوب رشد حدود ۸ سالی هست تو حیاط منرلم دارم چون  دیگران اززیبای انها صحبت دارن پس حتما خدا مشتزی خوبی رو برام  حتما درنظژ داره این کاره روبه خودش وارکذار رمیکنم انشاله که موفق بشنم این رویای شاید ۹ ساله من هست وه اون به اتواع مختلف با ارده شخصی خودم  پروش دارن تا این زمان جون خودم واره دیدم و اصلا هیچ موفقیتی نداشتم 

       ولی امسال  خودم فقط، باغبانی کاره هستم‌که خدایی عزیزم برام انجام خواهد داد من‌فقط  توبخش پروش کار میکنم  توبخش رشد کردنکه کارخ خالقم‌ هست  و بزرک شدن ومشتری برای  محصولم من هیچ دخالتی نخواهم داشت توزماتش کارهم به شکل  خوب راحت اسون انجام میشه این یقین دادم برای دیگران  شده برای من حتنا میشه 

      من‌به خودباوری دارم کم کم دست پیدا میکنم‌ مشکل این خودباوری رو کم‌ رنک کرده بود ولی دارم اون به خودم به شکل خوبش برکشت میدم‌تو خودباوری ترسها لایقت شجاعت وهرجیزه خوب روبه سمت خودم برکشت میدم جرا چون خود رو با خالقم  دارم‌ همسو میکنم‌

       خدا پشت وپنا هتون یا حق. خق. نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار جمال
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۴ ۱۹:۳۷
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 78 کلمه

      سلام وصد سلام 

      سپاسگذارم استاد خوبم 

      سپاسگذارم بابت بودنت استاد عزیزم خیلی تحسین بر انگیز هستین از ته قلبم خوشحالم که در کلاسهایت هستم ونفراخر کلاس میشینم ولذت میبرم از حرفهایت سخنانت ..

      سپاسگذارم هستی وبا بودنت عشق ومعرفی ومحبت بی دریغ ارائه می‌دهید سپاسگذارم 

      سپاسگذارم که جهان زیبا استاد رضا عطار روشن رو بخودش دید ومنم همزمان هستم ومیشنوم می‌خوانم مطالعه میکنم ولذت میبرم …..

      سپاسگذارم بابت تک تک احظه هاین که در این خانواده با حس خوب خاطره می‌سازم تشکر وسپاسگذارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صفورا عزیزی
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۴ ۱۸:۰۱
      مدت عضویت: 975 روز
      امتیاز کاربر: 10400 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 195 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان.

      سلام و عرض ادب خدمت استاد آقای عطار روشن عزیزم وهمه هم مسیری های عزیزم.

      این فایل تغییر از زیرصفر تا بی نهایت .

      به عنوان نشانه امروز من حالم ر خوب  کن. آمد.ونوید دهنده می توان تغییر کرد .می شود.تغییر کرد را به بنده داد.

      چون به واسطه شرایطی که دارم خیلی وقت ها نا امید می شم و شیطان بهانه های زیادی می آورد .که تونمی توانی سن زیاد هست یا از نظر عاطفی لطمه زیاد دیدی . می خواهی به کجا برسی.

      کاش استاد جان از نظر سلامتی هم دوره آماده بفرمایید .چون بنده وزن زیادی ندارم اما بیماری های دارم . که خیلی دوست دارم شفا پیدا کنم .

      زندگی باطعم سلامتی راتجربه کنم.حتما می‌دانم خداوند متعال منو شفا میده و امید ونشاط به زندگی ام برمی‌گرده . وخدا پرستی را تجربه می‌کنم .جز ایمان داران خواهم بود . خدا یا کمکم کن که موفق و سلامت باشیم و عاقبت بخیر استاد جان ازتان خیلی تشکر می کنم برای زحمت هایی می‌کشید این همه فایل های باارزشی تهیه می‌کنید.

      خدا خودش پاداش این خیر خواهی شمارا بدهد. که موجب آرامش و   پیدا کردن راه درست در ما مخاطبین می شوید.  خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فائزه کیان
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۴ ۱۷:۰۱
      مدت عضویت: 2455 روز
      امتیاز کاربر: 16778 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 211 کلمه

      به نام جان هدایتگرم 

      سلام به استاد خوبم 

      همین ی ساعت پیش هدایت شدم این فایل و دیدم 

      و‌ از شنیدن دوباره این حجم از تغییرات مرجان خانم واقعا لذت بردم و ی جاهایی با حرف های شما اشک تو چشمام جمع شد 

      من شما استاد خوبم رو از سال ۹۷ میشناسم و خیلی از این گفته ها رو قبلا ازتون شنیدم 

      و تو این فایل کاملتر بود 

      این صداقت قشنگ شما و شجاعت تحسین برانگیز شما از گفتن این روند و گذشته خودتون و همسرتون برای باور پذیر تر کردن توانایی تغییر و رسیدن به خواسته ها مون خیلی قابل ستایشه و حتما انرژیش به زندگی خودتون برمیگرده 

      و ی نکته در مورد خودم این که چند وقتی هم هست که این حس توانایی برای رسیدن به خواسته های جدیدم تو وجودم ایجاد شده ی صدا از اعماق وجودم انگار و میدونم که منم میتونم و این سلسله فایل ها هم تو همین زمان ها هست و منم هدایت شدم به دیدنشون و اینم قطعا ی نشونه س 

      فقط رمز کار به قول شما تو دوره لاغری با ذهن استمرار داشتن با احساس خوب و ایمان هست که در نهایت به نتیجه میرسه 

      ب امید خدا ادامه میدیم در حالی که شیطان هم بی کار نمیشینه ولی من با کمک خدای بی نهایت بزرگم ادامه میدم 

      در پناه خدا باشیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۴ ۱۶:۵۷
      مدت عضویت: 1298 روز
      امتیاز کاربر: 13195 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 389 کلمه

      سلام استاد 

      خیلی خوشحالم که دراین سایت آگاهی‌های زیادی را یاد می گیرم . من در خودم باورهای دارم که گاهی خودم باور نمی شد که من ابن توانایی را دارم ولی الان که فکر کردم دیدم من خیلی تغییرات در خودم دارم که شاید دیگران نداشته باشند 

      استاد من هم مثل مرجان خانم یک خصلت دارم که اگر خواسته باشم کاری را انجام دهم اگر شکست بخورم سعی می کنم از راهی دیگر امتحان کنم 

      ۱_ من در قالی بافی بسیار مهارت دارم و دستم برای قالی بافی بسیار سریع است 

      ۲_ من در خواندن کتاب با چشم بسیار مهارت دارم و تند خوانی می کنم شاید ۵۰۰ صفحه کتاب را در ۲ ساعت بخوانم و گاهی توضیح بدهم بخصوص رمان . من تا چندین سال پیش اسم ۲۰۰۰ رمان که خوانده بودم را یادداشت کرده بودم 

      ۳_ من حساب و کتاب را بسیار دوست دارم و با این علاقه رشته حسابداری خواندم و در محیط کار ۲۰ سال در مالی کار کردم و همیشه تراز ما در کشور اول بود چون تمام کارهای با نظم بود 

      ۴_ من علاقه ی شدیدی در خود به دف زدن دارم ولی تا الان اقدام نکردم که انشاالله فکر خرید دف هستم 

      ۵_ من علاقه شدیدی به درس خواندن دارم و با چهار فرزند و مشکلات زندگی کارشناسی ارشد را گرفتم و انشاالله عمری باشه دکتری را هم می گیرم  

      ۶_ من خیلی علاقه دارم مغازه کافی نت بزنم برای خود و فرزندانمان چون این استعداد را درخود و دختر و پسر بزرگم می بینم که کارمان رونق بگیرد 

      ۷_ من در محل کار در هر قسمت کار کردم برایم سخت نبود چون از کار کردن و مشکلات نمی ترسم و به قولی میرم تو شکم مشکلات و خداراشکر سریع با کارها خودم را مطابقت می‌دهم 

      خداراشکر من در هر کاری انگیزه داشتم موفق شدم و جالبه شوهرم میگه پشتکار بچه هایم خداراشکر به من رفته چون او زیاد به ریسک کردن عادت نداره 

       خدا این توانایی انواع استعدادها را در افراد گذاشته تا در این دنیا افراد بتوانند با استعداد خود مشکلات زندگی همدیگر را برطرف کنند . چون افراد بیسواد هم در خیلی از کارها از افراد باسواد نبوغ بیشتری دارند من این را در خانواده مادری دیدم مادربزرگ من با اینکه سواد نداشتند ولی بسیار در ایجاد راه حلهای خوب استعداد داشتند و همیشه پدربزرگم می گفت هر کاری که ما میگم نمیشه او براش یک راحلی داره 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ندرلو
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۴ ۱۵:۴۸
      مدت عضویت: 1250 روز
      امتیاز کاربر: 6545 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 354 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام به استاد عزیزم و دوستانم 

      شنیدن داستان کسب و کار همسر شما با شرایطیکه داشت ایمانی رو درمن زنده کرد که اگربرای یکی شده برای من هم می‌شود 

      فهمیده بودم باید الگو پیدا کنم ولی یه اشتباهی مرتکب میشدم اونم اینکه الگو رو میدیدم و ذهن من سریع دنبال دلایلی می‌گشت نه بگه اون چون فلان ویژگی رو داشته و تو نداری پس نمیشه 

      یکی از این دلایل این بود که هر الگویی پیدا میکردم یا خانواده اش تو اون کار بودن یا یه تجربه ای از قبل داشته و اون ایده مطابق شرایطش بود 

      و این باور در من بود که باید هر کاری رو میخای استارت بزنی از قبلش یه سری تجربه ها در موردش داشته باشی و چون من تجربه کار کردن نداشتم کلا ناامید شده بودم 

      ولی وقتی رو این ذهنیت کار کردم که من با همین شرایط و تجربه ها هم میتونم کسبو کار خودم رو داشته باشم یه ایده ای به ذهنم رسید 

      ما خونمون مغازه داره ولی ما به عنوان انباری ازش استفاده میکردیم و تصمیم گرفتیم مغازه رو باز کنیم 

      ایده ای  به ذهنم رسید که بازش کنیم 

      ولی سرمایه آنچنانی نداشتیم 

      و چون هنوز این باور در وجودم بود یکم زمان برد 

      ولی خدا رو شکر شروع کردیم 

      اولش خیلی خجالت میکشیدم بخاطر کم بودن محصولات 

      جتی روم نمیشد برم کرکره مغازه رو بدم بالا 

      و چون مغازه تو یه خیابان فرعی 

      این باور رو تو خودم پیدا کردم که فک میکنم اینجا نمیشه فروش خوبی رو تجربه کرد 

      ولی خدا رو شکر فهمیدم این باور اشتباه رو دارم و دارم اصلاحش میکنم 

      ولی برام لذت بخش که شروع کردم و همش سعی در بهبود کار دارم 

      هر روز ذوق دارم برای اینکه مغازه رو باز کنم تمیز کنم و منتطر معجزات خدا باشم و هر روز باورهای محدودم رو شناسایی میکنم و در کنار بهبود مغازه دارم رو بهبود خودم کار میکنم 

      استاد عزیزم  یه درخواست ازتون داشتم که چقدر خوب میشد با مرجان خانم یه فایل ضبط کنید که ایشون از موفقیت هاشون بگن از وقتایی که نجواهای ذهن بود و ایشون تونستن آنقدر خوب مدیریتش کنن 

      تا بشن الگویی برای ما خانم هایی که تجربه هیچ کسب و کاری رو نداشتیم 

      ممنونم استاد ازتون بابت این آگاهی ها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام و درود
        برای تغییرات عالی که در زندگی تون ایجاد کردید به شما تبریک میگم
        پیشنهاد شما رو برای همسرم ارسال کردم.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم