سالهای زیادی از زندگی ام برای جلب رضایت خداوند تلاش کردم تا بلکه مورد لطف او قرار بگیرم اما هرگز این احساس را تجربه نکردم.
این نه به آن دلیل است که من در تلاش خود ناموفق بودم بلکه به این دلیل بود که من همیشه مورد لطف خداوند بودم اما تصور می کردم باید ابتدا رضایت او را جلب کنم تا بلکه مورد لطف خداوند قرار بگیرم.

جلب رضایت خداوند
به همه گفته شده است که برای جلب رضایت خداوند باید کاری انجام دهیم.
حتی والدین من به اجبار مرا وادار می کردند که برای جلب رضایت خداوند کاری انجام دهم. همیشه مرا از خشم خدا و قهر خدا می ترساندند اما هیچوقت درباره لطف خداوند و دوستی با او چیز به من نگفتند.
من یاد گرفته بودم که برای اینکه مورد لطف خداوند قرار بگیرم باید ابتدا به طریق مختلف سعی کنم رضایت او را جلب کنم. به همین دلیل تمام کارهایی مانند نماز خواندن، روزه گرفتن، احیا شرکت کردن، عزاداری کردن و … که در سی و چند سال زندگی انجام می دادم برای جلب رضایت خداوند بود درحالی که لذتی از انجام این کارها نمی بردم.
هر سال با رنج و سختی روزه می گرفتم چون تصورم این بود که این همه سال نماز و روزه گرفتم در این حال و شرایط هستم حالا اگه نگیرم در چه شرایطی خواهم بود. در واقع ترس از این که بیشتر از این مورد عذاب قرار نگیرم باعث می شد به هر شکلیی که شده واجبات را انجام دهم.
سال ها به این شکل گذشت تا به مرور در رسانه ها درباره فواید علمی نماز و روزه صحبت می کردند. مثلا اینکه وقتی پیشانی بر زمین می گذاری انرژی منفی یا خستی از تن آدم خارج میشه یا وقتی روزه می گیری بدنت پاکسازی می شه و از این جور حرفها.
اما این فواید به ظاهر …. نمی توانست رنج و سختی که سالها برای جلب رضایت خداوند متحمل شده بودم را جبران کند.
سالها تلاش برای جلب رضایت خداوند و زندگی در شرایط نامساعد سبب شده بود که به کلی امیدم را نسبت به خداوند از دست داده و تصور می کردم حتما خداوند مرا ترد کرده است.
چون می دانستم در کنار همه تلاش هایم برای جلب رضایت او انواع گناهان صغیره و کبیره را انجام داده بودم و با یک حساب سر انگشتی به این نتیجه می رسیدم که حتما گناهان من از اعمالم بیشتر است که هر سال شرایط زندگی من سخت و سخت تر می شود.
سی و چند سال از عمر من در این شرایط گذشت تا به لطف خداوند با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن و ایمان به خداوند برای تغییر زندگی مواجه شدم.
البته آن زمان این عقیده را نداشتم که مورد لطف خداوند قرار گرفته ام که به این مسیر هدایت شده ام چون عقیده ای به اینکه من بنده ای هستم که توانسته رضایت خداوند را جلب کند نداشتم.
سالها بعد که شناخت بهتری نسبت به خداوند پیدا کردم و مباحث زندگی با کمک خداوند را در زندگی شخصی ام اجرا کردم و نتایج عالی کسب کردم به این نتیجه رسیدم که همان زمان که من عقیده ای به مورد لطف خداوند قرار گرفتن نداشته ام نیز خداوند مرا مورد لطف خود قرار داده به این مسیر هدایت کرده است.

خداوند یکتا و بدون تغییر است
اولین و عجیب ترین موضوعی در شروع مسیر شناخت خداوند با آن مواجه شدم این بود که خداوند یکتا و بدون تغییر است.
پذیرش این موضوع که خداوند بدون تغییر است برای من سخت و باورنکردنی بود.
من سالها برای جلب رضایت خداوند تلاش کرده بودم اما اکنون به این آگاهی رسیده بودم که خداوند تغییر پذیر نیست و تلاش من برای تحت تاثیر قرار دادن او بی ثمر بوده است.
البته از یک نظر این آگاهی برام قابل قبول بود چون سالها به این موضوع فکر میکردم که دیگه باید چیکار کنم که مورد لطف خداوند قرار بگیرم! یعنی خودم هم از اینکه هیچ نشانه ای از تغییر شرایط در زندگی ام نمی دیدم متعجب بودم.
حتی یه وقت هایی با خودم فکر می کردم یعنی من انقدر انسان گناهکار و دور افتاده ای از خداوند هستم که هرکاری می کنم اصلا به چشم خدا نمی یاد؟!
این نوع افکار که سالها ذهن مرا مشغول کرده بود باعث شد که مقاومت من در برابر این آگاهی که خداوند هرگز تغییر نمی کند کمتر شود و به مرور توانستم این واقعیت را بپذیرم که خداوند یکتا و بی تغییر است.
برای درک بهتر این موضوع به دنبال نشانه ای در قرآن گشتم که با این آیه مواجه شدم:
این کارشان فقط گردنکشی در زمین و نیرنگ زشت بود، و نیرنگ زشت جز [دامن] صاحبش را نگیرد. پس آیا جز سنّت [ سرنوشت] پیشینیان را انتظار میبرند؟ و هرگز برای سنّت خدا دگرگونی نخواهی یافت.
(سوره فاطر آیه ۴۳)
این آیه در قرآن سبب شد که درک بهتری از بدون تغییر بودن خداوند پیدا کنم.
داستان این آیه به این شرح است که عده ای از کافران وعده ایمان به خداوند می دهند اتفاقا تاکیید می کنند که کسی را با ایمان تر از آنها نخواهد بود در حالی که همچنان مشغول ظلم و ستم در زندگی بودند و به همان شرایط و گرفتاری هایی که گذشتگان آنها دچار بودند گرفتار می شوند درحالی که انتظار داشتند به واسطه اینکه اعلام کردند به خداوند ایمان آورده اند شرایط آنها دگرگون شود.
در اینجا خداوند می فرماید که کار زشت دامن صاحبش را می گیرد همانطور که دامن گذشتگانتان را گرفته است و خداوند تاکید می کند که سنت یا قوانین خداوند تغییر نمی کند.

همچنین در چند آیه دیگر به تغییر ناپذیر بودن خداوند اشاره شده است:
سنّتی که همواره در میان فرستادگانی که پیش از تو فرستاده ایم بوده است، و برای سنت ما تغییری نخواهی یافت.
(سوره الاسرا آیه ۷۷)
درباره کسانی که پیشتر بودهاند [همین] سنّت خدا [جاری بوده] است؛ و در سنّت خدا هرگز تغییری نخواهی یافت.
(سوره الاحزاب آیه ۶۲)
سنّت الهی از پیش همین بوده، و در سنّت الهی هرگز تغییری نخواهی یافت.
(سوره الفتح آیه ۲۳)
من به این درک رسیدم که تنها راهی می تونه منجر به تغییر شرایط زندگی بشه این نیست که من تلاش کنم نظر خدا رو به خودم جلب کنم بلکه باید تلاش کنم خودم رو بر اساس قوانین یا سنت خداوند اصلاح کنم.
به این شکل خودبخود شرایط زندگی من تغییر خواهد کرد.
با درک این موضوع به این نتیجه رسیدم که در سی و چند سالی که تلاش می کردم رضایت خداوند رو جلب کنم من تغییری در افکار و نگرش و عملکرد خودم ایجاد نمی کردم.
همیشه همون حرفها، همون کارها و همون طریق زندگی رو دنبال می کردم و همیشه هم نتیجه بدتر از قبل می شد.
بنابراین متوجه شدم که اگر دوست دارم شرایط زندگی ام تغییر کنه باید سعی کنم خودم رو بر اساس قوانین و سنت خداوند تغییر بدم و به اندازه ای که موفق به انجام این کار بشم خودبخود جریان زندگی من تغییر خواهد کرد.
تصور کنید سی و چند سال تلاش می کردم به طریق مختلف رضایت خداوند را جلب کنم اما هیچ فایده ای نداشت اما به محض اینکه سعی کردم افکار و نگرش هایی که از ابتدای دوره زندگی با کمک خداوند با شما به اشتراک گذاشته ام را در زندگی ام عمل کنم جریان زندگی من دگرگون شد.

چگونه شرایط خود را تغییر دهیم
خیلی از افراد مانند گذشته من عقیده دارند که خانواده مسئول شرایط فعلی آنهاست و اگر خانواده آنها در هر شرایطی که احساس کمبود دارند شرایط بهتری داشت قطعا آنها هم اکنون در شرایط بهتری بودند.
البته این نگرش که دولت و اوضاع اقتصادی کشور و همچنین قدرت های جهان در شرایط زندگی تاثیرگذار است یکی از افکار و نگرش های قدرتمند در جامعه است.
من هم سالها این عقیده را داشتم که اگر خانواده من وضعیت بهتری داشتند شرایط من در زندگی قطعا بهتر بود و همچنین دولت و شرایط کشور را مقصر شرایطم می دانستم.
به همین دلیل است که بسیار از افراد در شرایط مشابه و حتی بدتر از خانواده خود زندگی می کنند چون خودشان را مسئول زندگی شان نمی دانند و از آنجایی که خانواده و شرایط جامعه را تاثیرگذار در شرایط خود می دانند و از آنجایی که از نظر عموم مردم اوضاع کشور به نسبت گذشته نابسمان تر شده بنابراین از نظر آنها طبیعی است که شرایط فعلی آنها از خانواده شان حتی بدتر هم باشد.
اما وقتی برای زندگی روی کمک خداوند حساب باز کنید دیگر خانواده، دولت، سیاستمداران و حتی هیچ کشوری را تاثیرگذار بر سرنوشت خود نخواهید دانست بلکه فقط خودتان را مسئول شرایط فعلی و همچنین مستعهد کمک کردن به تغییر شرایط زندگی تان می دانید.
فقط شما مسئول زندگی تان هستید و دیگر هیچ.
خداوند در قرآن به این موضوع چنین اشاره کرده است:
اين نتیجه اعمالى است كه پيشاپيش به جاى آوردهايد وگرنه خداوند به بندگانش ستم روا نمىدارد.
(سوره آل عمران آیه ۱۸۲)
نکته جالب توجه اینکه در قرآن هیچ آیه ای وجود ندارد که شرایط انسان را به خانواده یا حکومت یا … ارتباط داده باشد.
همیشه صحبت از شخص است نه اشخاص.
در این آیه هم آمده است که شرایط فعلی شما بخاطر اعمالی است که قبلا انجام داده اید و تاکید کرده است که خداوند به بندگانش ستم نمی کند.
همین یک آیه کافی است تا باور کنید اگر در شرایط نامساعد هستید یا در حال تجربه شرایطی است که موجب رنج و ناراحتی شماست این خواست خدا نیست.
چون خیلی وقت ها به اشتباه فکر می کنیم حتما خدا برام خواسته که در این شرایط باشم. درصورتی که خداوند تاکید کرده است که بر بندگان ستم نمی کند بنابراین هیچ شرایط نامساعدی را نباید به گردن خدا انداخت.
اینکه در نوشته های قبلی ذکر شد که پذیرای تغییرات الهی باشید با این موضوع که خداوند را مقصر شرایط فعلی خود بدانیم تفاوت دارد.
تغییرات الهی برای این در زندگی ما شکل می گیرند که ما را به حرکت به سمت مرحله جدیدی از زندگی هدایت کنند نه اینکه در شرایطی که بواسطه تغییر الهی در زندگی ما رخ داده است سالها باقی بمانیم و تصور کنیم خداوند برای من این شرایط را خواسته است. ابدا اینگونه نیست.

عمل به آگاهی های زندگی با کمک خداوند
همانطور که گفته شد خداوند زندگی هیچ امت یا شخصی را تغییر نمی دهد مگر اینکه ابتدا خودش را تغییر دهد. همچنین خداوند تاکید کرد که شرایط فعلی شما بخاطر آنچیزی است که از قبل فرستاده اید. بنابراین برای تغییر وضعیت زندگی به شرایط جدید باید ابتدا چیزی که به سمت خداوند می فرستیم را تغییر دهیم.
ما چه چیزی به سمت خداوند می فرستیم؟ فقط احساس
الان چه احساسی داری؟ داری به خدا میگی که آینده من بر اساس این احساس باشه.
درک کردن این ماجرا سخته؟ اصلا سخت نیست
عمل کردن به این ماجرا سخته؟ بله می تونه سخت باشه.
چون شما در همین شرایطی که هستی باید بتونی احساست رو مطابق با شرایطی که دوست داری داشته باشی تغییر بدی.
اگه اون شرایطی که دوست داری داشته باشی رو تجربه کنی چه احساسی خواهید داشت؟
همون احساس رو باید از همین الان در خودت ایجاد و پایدار کنید.
مطالعه نوشته های زندگی با کمک خداوند مانند ابزاری است که به شما کمک می کند به احساس بهتر از احساس مرتبط با شرایط فعلی خود برسید.
به همین دلیل است که هرچه بیشتر ذهن خود را از آگاهی های این نوشته ها پر کنید احساس شما بهتر و متفاوت از احساس مربوط به شرایط فعلی خواهد شد و همین کار ساده بخش زیادی از تغییر شرایط زندگی را میسر خواهد کرد.
با مطالعه نوشته های بخش زندگی با کمک خداوند و همچنین زندگی با اراده خداوند شما به درک و نگرش بهتری نسبت به خداوند دست پیدا می کنید.
وقتی نگرش شما نسبت به خداوند تغییر پیدا می کند به شکل خودبخودی انتظار شما از خداوند تغییر خواهد کرد.
شما همواره انتظار مشاهده و تجربه لطف خداوند را خواهید داشت.
نکته مهمی که برخی از دوستان به آن توجه نمی کنند این است که همزمان با دریافت آگاهی های زندگی با کمک خداوند باید تا جایی که می توانید آگاهی و اطلاعاتی که از دنیای پیرامون دریافت می کنید را کاهش و کنترل کنید.
چون تقریبا همه اطرافیان شما درباره موضوعات و شرایطی صحبت و تبادل اطلاعات می کنند که هیچ نشانه ای از کمک خداوند در آن شرایط یاقت نخواهید کرد. بنابراین طبیعی است که مردم به شکل فزاینده احساس می کنند تسلطی بر سرنوشت و زندگی خود ندارند.
اینکه مردم به شکل عموم عقیده دارند دولت و شرایط اقتصادی و شاید آمریکا و … مقصر شرایط فعلی زندگی شان است این است که همواره درباره مشکلات خود و نابسامانی اوضاع با یکدیگر صحبت می کنند.
دریافت اطلاعات زیاد و مشابه درباره یک شرایط سبب می شود که به مرور افراد نقش خداون در زندگی خود را فراموش کنند و تصور کنند انسانها (دولت، خانواده، شرایط اقتصادی و …) نقش زیادی در اوضاع و شرایط آنها دارند.

بنابراین همزمان با دریافت آگاهی درباره کمک خداوند در زندگی باید دریافت آگاهی درباره نقش دیگران در اوضاع و شرایط زندگی را کاهش دهید تا به مرور نقش خداوند در ذهن شما پررنگ تر از نقش انسانها شود.
- تا می توانید ذهن خود را از انباشته های افکار منفی و نگران کننده خالی کنید و در مقابل افکار خوب و امیدبخش را جایگزین کنید.
- در مواردی که افکار نامناسب دریافت می کنید بدون واکنش دادن و درگیر کردن خود با آن افکار و مباحثه کردن درباره آنها سعی کنید به افکار مناسبی که در ذهن خود دارید توجه کنید تا کمتر تحت تاثیر قرار گیرید.
- عبارت هایی که در قسمت های مختلف زندگی با کمک خداوند مطرح شده است را بعنوان نگرش های جدید و صحیح درباره خداوند بپذیرید تا احساس امنیت و در پناه خداوند بودن در شما ایجاد شود.
- علاوه بر داشتن برنامه روزانه برای مطالعه این نوشته ها در مواردی که در معرض هجوم افکار منفی قرار می گیرید خود را مشغول مطالعه این نوشته ها و حتی دیدگاه های دوستانتان کنید تا فضای فکری خود را از شر افکار منفی خلاص کنید.
- خود را به طور پیوسته در معرض لطف خداوند بدانید و هر زمان تحت تاثیر افکار عمومی قرار گرفتید، در ذهن چند ثانیه تجسم کنید که در معرض دائمی لطف خداوند هستید و جای هیچ ترس و نگرانی نیست. همه امور تحت مدیریت خداوند است.
هیچ فکر یا عملی نمی تواند شما را از لطف خداوند محروم کند. این وعده خداوند است و خداوند به عهد خود وفادار است.
بگو: ای بندگان من از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را میآمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.
(سوره الزمر آیه ۵۳)
دقت داشته باشید آیه هایی که با (بگو) شروع می شوند از آن دسته آیه هایی هستند که خداوند به شکل یک طرفه و بدون اینکه سوال یا مساله ای مطرح باشد به پیامبر وحی کرده است و به نظر من اهمیت بسیار زیادی دارند و همیشه این آیه ها هدایت کننده هستند و در جهت بالابردن ایمان بندگاه به خداوند می باشند.
در این آیه هم خداوند به بندگان وعده داده است که هرگز از شرایط و وضعیت خود ناامید نشوید. خداوند همه گناهان را می بخشد.
پس اینکه گناه کنید امری طبیعی و قابل رخ دادن است اما اینکه تصور کنید خداوند شما را نخواهد بخشید امری غیرطبیعی است چون خداوند این وعده را به بندگان داده است.
توجه داشته باشید که هیچ شرط و شروطی هم توسط خداوند ذکر نشده است که اگر در این حد گناه کردید چه کنید یا اگر در اون حد گناه کردید چه کنید.
بدون حد و شرط و شروط وعده آمرزش همه گناهان را داده است.
بنابراین اگر تا کنون هر نگرش درباره خود و جایگاهتان نزد خداوند داشته اید بدانید که در اشتباه بوده اید و از همین لحظه از خداوند طلب بخش و پاکی کنید و مطمئن باشید خداوند به وعده خود با شما عمل می کند و از همین لحظه خود را مشمول لطف خداوند بدانید.
ناامیدی تو از رحمت خدا، بزرگتر از گناهان توست.
امام علی (ع)
همچنین امام علی (ع) درباره آیه ۵۳ سوره زمر که در چند خط قبل به آن اشاره شد می فرماید:
در تمام قرآن آیه ای وسیعتر از آیه ۵۳ سوره زمر نیست، که خداوند، بندگان گناهکار خود را مورد خطاب قرار داده و با نهایت لطف و محبت، آغوش رحمت خود را باز نموده و فرمان عفو عمومی صادر کرده است.
عموم بندگان مورد لطف و بخشش قرار گرفته اند. بدون در نظر گرفتن جنسیت یا ملیت یا دین یا هر ویژگی دنیایی دیگری.

لطف خداوند
برای درک و باور به لطف خداوند به نشانه های آن در قرآن مراجعه می کنیم.
پروردگار شما بخشنده و دارای رحمت است. کهف/۵۸
خداوند رحمت را بر خویش واجب فرموده است. انعام/۱۲ و ۵۲
رحمت الهی واسع است و شامل هر چیزی میشود. اعراف/۱۵۶
رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است. اعراف/۵۶
ای کسانی که به خود ظلم کرده اید! هرگز از رحمت خدا ناامید نشوید. زمر/۵۳
از رحمت مایوس نمیشوند، مگر گمراهان. حجر/۵۶
حقیقتاً هیچ کسی نمیتواند مانع نزول رحمت الهی بر انسان شود و اگر خداوند رحمتی را از شخصی دریغ دارد، هیچ کس نمیتواند آن رحمت را بر وی فرود آورد. فاطر/۲
خداوند از قبل از به دنیا آمدن شما وعده لطف داده است که همواره مورد لطف خداوند هستید. اکنون نوبت شماست که با خداوند به توافق کامل برسید.
توافق با خداوند به این معنی که شما هم وعده الهی را باور کنید و از همواره در وجود خود به خاطر داشته باشید که با خداوند توافق کرده اید که لطف خداوند را باور کرده اید. این به معنای ایمان آوردن به وعده خداوند است.
- ممکن است به هر دلیل احساس خوبی نداشته باشید.
- شاید اختلافی بین شما و خانواده تان اتفاق افتاده باشد.
- ممکن است در مورد کارتان مساله ای پیش آمده باشد.
- شاید سلامتی تان با مشکل مواجه شده باشد.
در این شرایط افکار و نجواهای ذهنی به سمت شما هجوم می آورند و به شما می گویند که این اتفاق نباید برای من رخ می داد. پس معلوم است لطف خداوند شامل حالم نیست.
در این شرایط است که باید به توافقنامه خود با خداوند رجوع کنید و با استناد به ان افکار مهاجم و منفی را در ذهن خود آرام کنید.
من به وعده لطف خداوند در زندگی ام باور و ایمان دارم.

مسائل و شرایط زندگی ممکن است ما را در شرایطی قرار دهد که در جنبه هایی از زندگی تحت فشار قرار بگیریم. اما همیشه باید به خاطر داشته باشیم که قدرت نهایی از آن خداوند است.
برای به واقعیت تبدیل کردن لطف خداوند از دنیای مرئی به جهان مادی باید با خداوند در مورد پذیرش لطف او به توافق برسید و همواره بر توافق خود پایدار بمانید تا آنچه در غیب به نام شما نوشته شده است به واقعیت زندگی تان تبدیل کنید.
خیلی وقت ها انسانها با دیدن شرایط دیگران حسرت می خوردند با خود می گویند کاش خدا هم نصیب ما می کرد.
این افکار در تضاد با توافق با خداوند برای ایمان به لطف خداوند است. باید در افکارتان را اصلاح کنید.
این نگرش را در ذهن خود جای دهید که وعده لطف خداوند از قبل از اینکه شما قدم به جهان مادی بگذارید توسط خداوند داده شده است.
خداوند نمی تواند به شما لطف کند چون به طور پیوسته در معرض لطف خداوند هستید. مانند این است که در دریا باشید و انتظار داشته باشید فردی از بیرون شما را خیس کند!
اینکه انتظار داشته باشید مورد لطف خداوند قرار گیرید نگرش اشتباهی است. شما همواره در معرض لطف خداوند هستید و فقط باید پذیرای لطف خداوند باشید.
انسانی که به لطف خداوند باور دارد و پذیرای لطف خداوند است آرامش و احساس متفاوت با فردی دارد که باور به لطف خداوند ندارد یا حتی به زبان می گوید که خداوند رحمان و رحیم است اما پذیرای لطف خداوند نیست چون تصور می کند خداوند رحیم است اما حتما او لایق لطف خداوند نیست.
اینکه خود را لایق لطف خداوند بدانید یا ندانید فقط بستگی به خودتان دارد و همانگونه که خداوند فرموده است تا وقتی خودتان نخواهید سرنوشت تان را تغییر دهید خداوند اصراری به این کار ندارد.
بنابراین برای تغییر شرایط زندگی باید نگرش ها و افکار خود درباره خداوند را اصلاح کنید تا در وجودتان انتظار تجربه ویژگی های خداوند در زندگی مادی را داشته باشید.
شاید نتوانید ببیند اما آگاه باشید که همین الان در هر شرایطی هستید نشانی از لطف خداوند بر قلب شما زده شده است.
قابل دیدن نیست اما می توانید آرامشی که در این لحظه از طریق این نشان در وجود شما گسترش پیدا کرده است را احساس کنید.
اگر می خواهید لطف خداوند را در زندگی خود به جریان بیندازید باید باور کنید که: لطف خداوند شامل حال من است.

با خودتان این عبارت الهی را تکرار کنید:
لطف خداوند شامل حال من است
لطف خداوند شامل حال من است
لطف خداوند شامل حال من است
نباید به این افکار اجازه تکرار شدن و قدرت گرفتن در وجودتان را بدهید:
- چرا همیشه کمتر از آنچه حقم است دریافت می کنم!
- چرا همیشه شکست می خورم!
- چرا به هرکی خوبی می کنم جواب عکس می گیرم!
- چرا هر کاری می کنم رابطه من و همسرم خوب نمی شود!
- چرا هر کاری می کنم بچه دار نمی شم!
- چرا هرچقدر تلاش می کنم نتیجه نمی گیرم!
خودتان را از شر (چراها) در ذهنتان خلاص کنید. وقتی درگیر افکاری می شوید که شما را با (چرا) مواجه می کند احساس ضعیف بودن در شما گسترش پیدا می کند.
ایمان و امید شما به خداوند به شدت کاهش می یابد و در معرض خطر شرک به خداوند قرار می گیرید.
هر زمان به هر دلیل افکار دلسرد کننده به سما شما هجوم می آورند و سعی می کنند قانعتان کنند که هیچ اتفاق خوبی در آیندهتان وجود ندارد، تنها کاری که باید انجام دهید به نشان لطف خداوند بر قلب خود رجوع کنید و خود را مزین به نشان نورانی لطف خداوند ببینید.
دقت کنید که دقیقا در مقابل نشان زرین و نورانی لطف خداوند ایستاده اید و نور درخشان آن بر سراسر وجودتان در حال تابیدن است.
همیشه طوری رفتار کنید که نشان دهنده این باشد که مورد لطف خداوند قرار دارید.
جوری حرف بزنید، جوری رفتار کنید و به شکلی زندگی کنید که نشان دهنده این باشد که مورد لطف خداوند هستید.

تمرین:
۱- نگرش شما درباره جلب رضایت خداوند چیست؟ چقدر به آن عقیده دارید و چه کارهایی برای جلب رضایت خداوند انجام داده اید؟
۲- درک شما درباره بدون تغییر بودن خداوند چیست؟
۳- اگر خداوند بدون تغییر است تلاش برای رضایت خداوند چه فایده ای دارد؟!
۴- برای تغییر زندگی باید روی تغییر خودمان تمرکز کنیم یا روی تغییر خداوند؟!
۴- نگرش شما درباره لطف خداوند چیست؟ آیا شامل همه انسانها می شود؟!
۵- مثال هایی از زندگی خود شرح دهید که شامل لطف خداوند شده اید درحالی که انتظار آن را نداشتید؟
۶- در حال حاظر چقدر خودتان را مستحق دریافت لطف خداوند می دانید؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.65 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
قدم ۱۶ :
✓ لطف خداوند شامل حال من است ✓
تمرین:
۱- نگرش شما درباره جلب رضایت خداوند چیست؟ چقدر به آن عقیده دارید و چه کارهایی برای جلب رضایت خداوند انجام داده اید؟
۲- درک شما درباره بدون تغییر بودن خداوند چیست؟
۳- اگر خداوند بدون تغییر است تلاش برای رضایت خداوند چه فایده ای دارد؟!
۴- برای تغییر زندگی باید روی تغییر خودمان تمرکز کنیم یا روی تغییر خداوند؟!
۴- نگرش شما درباره لطف خداوند چیست؟ آیا شامل همه انسانها می شود؟!
۵- مثال هایی از زندگی خود شرح دهید که شامل لطف خداوند شده اید درحالی که انتظار آن را نداشتید؟
۶- در حال حاظر چقدر خودتان را مستحق دریافت لطف خداوند می دانید؟
✓ هر روز که می گذره بیشتر متوجه عظمت این دوره میشم .بسیار بسیار حس و حال خوبی به آدم میده .✓
۱_باید بگم این حالت رو من بارها داشتم و بهش فکر کردم که اینجوری میتونم خداوند رو خوشحال کنم ، اگر فلان کار رو نکنم خدا ازم راضی خواهد بود ،اما همیشه این جمله رو از پدر و مادرم شنیدم که میگفتن نماز خوندن به نفع خودمون ، خداوند هیچ نیازی به نماز و روزه ی ما نداره بلکه از این طریق به ما کمک میکنه چون ما آرامش میگیریم از انجامشون .در کل با بودنم در این مسیر نگرشم خیلی تغییر کرده .
۲_ درک این قسمت برام سخت بود بخاطر همین چند بار مطالعه ش کردم و متوجه شدم خداوند بدون تغییر است یعنی اگر من میخوام تغییری در شرایط زندگیم ایجاد بشه باید خودم رو عوض کنم ،نگرشم به زندگی باید تغییر کنه ، افکار منفی رو رها کنم و همیشه در فکرم افکار مثبت و حس و حال خوب جریان داشته باشه .سنت و قانون خداوند تغییر نخواهد کرد و برای همه یه چیزه ،این ماییم که با احساسمون سرنوشتمون رو تغییر میدیم .
۳_در این مورد باید بگم تلاش برای رضایت خداوند یه جورایی احساس خوبی به من میده وقتی من کاری کنم که مورد پسند خداوند هست ،حس خودم بهتره ، آرامشم بیشتره و انتظار نعمتهای بیشتری از طرف خداوند دارم .
۴_درک کردم که برای تغییر زندگی حتما خودم را تغییر دهم نه خداوند .
۵_لطف خداوند شامل همه ی انسانها می شود اما تنها کسانی که باور واقعی دارند که این لطف شامل حال آنهاست ،ازش بهره می برند و کسانی که خود را لایق نمی دانند و یا به خداوند ایمان ندارند ،لطفی هم دریافت نمی کنند .
۶_ در زندگیم دفعات بسیار زیادی مورد لطف خداوند قرار گرفتم ،از بچگی که نیاز به عمل داشتم و خداوند مرا شفا داد ،اینکه پدر و مادر بسیار مهربان و دلسوزی داشته ام ،خواهر و برادران با اخلاقی داشته ام ، آرزوی رفتن به دانشگاه و خواندن رشته ی تربیت بدنی ، موفقیت هایی که در چند سال دوران تحصیل و دانشگاه کسب کردم ، آرزوی زندگی آرام و بدون تنش ،داشتن فرزند سالم و بسیاری از خواسته هایی که در طول ۳۶سال زندگی داشته ام و خداوند به من لطف داشته است و بهش رسیدم .
۷_ در حال حاضر بسیار بیشتر از گذشته نگاهم به خودم مثبت تر و لایق تر شده و انتظار فراوانی نعمت از طرف خداوند را دارم و خود را مستحق بهترین ها می دانم .
خدایا شکرت برای همه ی لحظاتی که حالم خوبه و می تونم نفس عمیق بکشم .
استاد گرامیم خسته نباشید .
بنام خالق هستی
سلام خدمت استاد عزیزم وتمام دوستان وسال نو را به همه تبریک میگموامیدوارم سالی پر از دریافت آگاهی وعمل به آنها برای هممون باشه
لطف الهی شامل حال من هست
من تمام سعیم را میکردم تا با انجام آنچه که شنیده بودم کاری کنم که رضایت خداوند را جلب کنم تا شاید گوشه نگاهی به من بندازه ولی متاسفانه همش فکر میکردم وشکاک بودم که شاید در انجامشون ذره ای اشتباه کردم وبه همین خاطر همیشه پیش خودم فکر میکردم که خدا ازم راضی نیست ومسلما خواسته هام هم براورده نمیشن یا اگه هم بشن ناقص هستند وهیچوقت آرامش لازم را برام به وجود نمی آوردن وهر بار سعیم را بیشتر وبیشتر میکردم ولی فایده چندانی نداشت،وفکر میکردم که نظر خداوند باید تغییر کند تا من هم تغییری در زندگیم ایجاد شود ولی به لطف همیشه جاری خداوند در زندگیم ووجود مبارک استاد عزیزم آگاه شدم که من باید تغییر کنم وخداوند همچنان ثابت بوده وهست وخواهد بود ودریافت نعمت ولطف او از قبل تولد با من بوده وخداوند به وعده هاش وفاداره من باید نگرشمو درمورد خداوند وخودم که از همان روز اول ارزشمند ولایق آفریده شده ام تغییر دهم تا زندگیم هم تغییر کند خداوند چیزی جدا از قوانینش نیست من اگه میخوام همسو با خداوند شوم باید قوانینش را یاد بگیرم وبه آنها در جهت درست استفاده وعمل کنم وبی درنگ خداوند نعمتهایش را وارد زندگیم میکندولطف اودر زندگیم همچنان جاری هست واین نگرش که فکر کنم خداوند باید به من لطف کند اشتباهه چون اون همیشه به من لطف کرده وداره در زندگیم بارها شاهد لطفش بودم همون زمانی که بچه بودم ودر رود خانه غرق شدم ومنو نجات داد همون زمانی که منو از یک بیماری نجات داد همون زمانی که گم شدم ومنو دوباره به خانواده ام برگردون همون زمانی که مادرمو از دست دادم وخودش کمک کرد که با سربلندی بزرگ بشیم همون زمانی که دستم توی دست بچم بود واونو میچرخوندم وبچم از دستم در رفت وبه میز تلوزیون خورد ومدتی نفسش قطع شد ودوباره به لطف خداوند نفسش برگشت همون زمانی که همسرم بیهوش شد ومن فکر کردم اونو از دست دادم ولطف خداوند اونو به من برگردون وخیلی موارد دیگه ومن با دریافت این آگاهی ها خودم را مستحق دریافت بینهایت لطف خداوند میدانم چون خداوند بی قید وشرط به همه بندگان ومخلوقاتش لطف ومرحمت دارد خدایا شکرت زندگی بااین خدای جدیدم چقد آرام ولذت بخش هست ،استاد آرامشی که در وجودمان ایجاد میشود را مدیون شما وآموزه هاتون هستیم بسیار ممنونم وبهترینها را براتون خواستارم
موفق وسربلند در دنیا وآخرت باشید
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم که همیشه لطف اون شامل حالم بوده 🥰🙏🙏🙏
باسلام 🙋♀️به استاد عزیزم و دوستان همراهم و سال نو رو تبریک میگم 🥰وسالی پر از احساس خوب رو برای همگی خواهانم😍❤
قدم ۱۶ از زندگی با کمک خداوند🙏🙏🙏
لطف خداوند شامل حال من است🙏🙏🙏😇
من هم همیشه دنبال رضایت خداوند بودم با انجام واجبات و مستحبات وبا کمک کردن به دیگران و انجام کارهای خدا پسند تا خدا از من راضی باشه در صورتی که لطف خداوند شامل حال من بوده ولی من باور نداشتم فکر می کردم من انسان خطا کار وناسپاسی هستم وخدا از من ناراحت ودر این شرایط به سر می برم یا فکر می کردم خدا دوستم داره چون من رو در این امتحان الهی قرار داده تا در این دنیا گناهم کم بشه ودر آخرت وارد بهشتم کنه ولی من هم انسان هستم نمی تونستم در شرایط بد صبوری کنم گله و شکایت داشتم وبه خاطر همین می گفتم از امتحان الهی مردود شدم و انگار نا خودآگاه منتظر بودم دوباره امتحان بدم تا قبول بشم بازم همین داستان ادامه داشت وفکر می کردم خدا دیگه من رو دوست نداره چنین شرایط رو برام رقم می زنه ولی خودم مقصر بودم با باورهای نادرست و نگاه اشتباه به خدا داشتم و اون رو با ویژگی های انسان ها میسنجیدم و خدارو آنقدر کوچیک کرده بودم مثل پدر و مادرم میدونستم که اون از کار خوب من خوشحال میشن واز کار اشتباه من ناراحت میشن ودنبال بدست آوردن دل خداوند بودم می خواستم با انجام واجبات ومستحبات اونو از خودم راضی کنم در صورتی که اون اعمال برای خودم خوب بودن نه برای رضای خدا وخدا همیشه از مخلوقش در هر شرایطی راضی هستش و لطف و رحمتش شامل حال اونهاست
فهمیدم خداوند یکتا وبدون تغییر هستش این که باور کنم خدا بدونه تغییر خیلی برام سخت بود چون در طول زندگیم همش شنیده بودم خداوند در حال تغییر روزی که کار خوب انجام بدم از من راضی و اتفاق خوبی برام رقم می زنه واگه اشتباه کنم باید منتظر بلا باشم وحشم خدا دامن من رو می گیره از یک طرف مهربان و بسیار بخشنده واز طرف دیگه بسیار عادل وخشمگین هستش واین تغییر رفتار خدا به خاطر اعمال ماهستش ولی الان با درک کردن آگاهی ها فهمیدم خداوند فقط عشق که غییرقابل تغییر واین احساس شادی وخشم وخوب وبد رو من از این دنیا به آخرت میبرم این خود من هستم که بهشت وجهنم روخودم می سازم خداوند فقط برای انسانها بهشت و رحمت ولطف رو در نظر گرفته
لطف خدا شامل حال من است این وعده خدا غیرقابل تغییر هستش وکار اشتباه و زشت دامن صاحبش رو میگیره همان طور که دامن گذشتگان تان را گرفته است و خداوند تاکید می کند که سنت یا قوانین خداوند تغییر نمی کند
سنت الهی از پیش همین بوده ودر سنت الهی هرگز تغییری نخواهی یافت
تنها راه که می تونه منجر به تغییر شرایط زندگی من بشه این نیست که من تلاش کنم نظر خدارو به خودم جلب کنم بلکه باید تلاش کنم خودم رو بر اساس قوانین یا سنت خداوند اصلاح کنم
تلاش برای رضایت خداوند لازم نیست بلکه تغییردر افکار و نگرش و عملکرد خودم باید ایجاد کنم اگر دوست دارم شرایط، زندگی من تغییر کنه باید سعی کنم خودم رو بر اساس قوانین و سنت خداوند تغییر بدم وبه اندازه ای موفق به انجام این کار بشم خود به خود جریان زندگی من تغییر خواهد کرد
چگونه شرایط خودم رو تغییر بدم ؟
باید مسئولیت شرایط خودم رو به عهده بگیرم واز مسئول قلمداد کردن همسرم ،فرزندم ،خانواده ام ،ودولت ودیگران بر داشته و روی افکار و باورهای خودم متمرکز بشم و باورهای درستی نسبت به خداوند داشته باشم و روی کمک خداوند حساب باز کنم
فقط شما مسئول زندگی تان هستید ودیگر هیچ ؟
این شرایط زندگی اکنون من نتیجه اعمالی بوده که پیشاپیش به جای آوردم وگرنه خداوند به بندگانش ستم روا نداره
خداوند تاکید کرده است که بر بندگان ستم نمی کند بنابراین هیچ شرایط نا مساعدی را نباید گردن خداوند انداخت
نکته : این که پذیرای تغییرات الهی باشید با این موضوع که خداوند را مقصر شرایط فعلی خود بدانید تفاوت داره .تغییرات الهی برای زندگی ما شکل می گیرند که مارا به حرکت به سمت مرحله جدیدی از زندگی هدایت کنند نه اینکه در شرایطی که بواسطه تغییر الهی در زندگی ما رخ داده است سالها باقی بمانیم باید از تغییرات الهی به نحو احسن بایدبهره برد
خداوندزندگی هیچ امتی یا شخصی رو تغییر نمیده مگر اینکه ابتدا خودش رو تغییر بده
شرایط فعلی من به خاطر آن چیزی است که از قبل فرستاده ام بنابراین برای تغییر موقعیت زندگی به شرایط جدید باید ابتداچیزی که به سمت خداوند می فرستم را تغییر بدم
من چه چیزی رو به سمت خدا می فرستم؟ فقط احساس
الان چه احساسی دارم ؟ داری به خدا میگم که آینده من بر اساس این احساس باشه
درک کردن این ماجرا سخت نیست بلکه عمل کردن به آنها سخت هستش
چون من باید در شرایط نا جالب خودم مراقب احساسم باشم واحساس مخالف شرایطم از خودم متساعد کنم خوب، انجام این کار به تمرین نیاز داره نباید نا امیدشد
اگر اون شرایطی که دوست دارم داشته باشم وتجربه کنم چه احساس داره ؟ همون احساس رو باید ازهمین الان در خودم ایجاد کنم وپایدارکنم با مطالعه نوشته های زندگی با کمک خداوند مانند ابزاری هستش که به من کمک میکنه از احساس بد به احساس خوب برسم وهر زمان که افکار منفی بر من هجوم میآورند باید وارد نوشته های زندگی با کمک خدا بشم
هر چه به ذهنم خوراک درست بدم خروجی بهتری دریافت می کنم اون خوراک درست در بودن در سایت محقق میشه وقتی نگرش درست نسبت به خدا پیدا کنم خود به خود انتظارم از خداوند تغییر کرده ومن همواره انتظارم مشاهده کردن وتجربه کردن لطف خداوند هستش باید آگاهی واطلاعات پیرامونم رو گاهش بدم و مراقب ورودی ذهنم باشم
هم زمان با دریافت آگاهی های زندگی با کمک خداوند باید مراقبه آگاهی ها از طرف دیگران در اوضاع و شرایط زندگیم باشم ورودی ها رو کاهش بدم تا به مرور نقش خداوند در ذهنم من پر رنگ تر از نقش دیگران باشه
باید ذهنم رو از افکار منفی خالی نگه دارم وپر کنم از افکار مثبت باید پیوسته خودم رو در معرض لطف خداوند بدونم ودر زمان تحت تاثیر افکارعمومی و منفی باید در ذهنم تجسم کنم در معرض دائمی لطف خداوند هستم و جای هیچ ترس و نگرانی نیست همه امور تحت مدیریت خداوند است
هیچ عمل و فکری نمی تونه من رو از لطف خداوند محروم کنه این وعده خداوند است و خداوند به وعده خودش وفادار هستش خداوند همه گناهان ما رو بخشیده ودر مسیر درست هدایتمون کرده گناه کردن یک امر طبیعی هستش و قابل رخ داد ولی نباید تصور کنیم که خدا ما رو نمی بخشه
نبخشیدن خداوند امر غیر طبیعی هستش چون خدا وعده بخش داده
لطف خداوند شامل حال همه انسانهاست بدونه شرط وشروطی
حقیقتا هیچ کس نمی تونه مانع نزول رحمت الهی بر انسان شود واگر خداوند رحمتی را از شخص دریغ دارد هیچ کس نمی تونه آن رحمت را بر وی فرود آورد
خداوند از قبل از بدنیا آمدن من لطفش شامل حالم شد تا این زمان که زنده هستم و ادامه داره تا ابد
توافق با خداوند به این معنی هستش که من هم وعده الهی را باور کنم و همواره در وجودم خودم به خاطر داشته باشم که با خداوند توافق کرده ام که لطف خداوند رو باور کنم وبه معنای واقعی به وعده خداوند ایمان بیارم
ممکن به هر دلیلی احساس خوبی نداشته باشم
در ذهنم تجسم می کنم و مرور می کنم که من به لطف خداوند باور دارم که خداوند در زندگی من،با من همراه هستش
من به وعده لطف خداوند در زندگی ام باور وایمانم دارم
در بد ترین شرایط زندگی ،باید به قدرت نهایی که از آن خداوند است ایمان بیارم
برای به واقعیت تبدیل کردن لطف خداوند از دنیای مرئی به جهان ماده باید با خداوند در مورد پذیرش لطف او به توافق برسم و همواره بر توافق خود پایدار بمانم تا آنچه در غیب
به نامم نوشته شده به واقعیت زندگی من تبدیل بشه
من نباید با دیدن نعمت هادر زندگی دیگران حسرت بکشم چون این کار در تضاد با توافق با خداوند برای ایمان به لطف خداوند است ،باید افکار رو با مواجه شدن با نعمت های دیگران کنترل کرده وبا احساس خوب سپاس گذار وجود اون نعمت در جهان هستی باشم و ایمان داشته باشم خداوندلطفش شامل حال من هم هستش
واین نگرش رو در ذهن خودم جای میدم که وعده لطف خداوند از قبل از اینکه من قدم به جهان مادی بگذارم توسط خداوند داده شده است خداوند پیوسته در حال لطف کردن به من هستش فقط باید پذیرای لطف خداوند باشم نه انتظار لطف خدارو داشته باشم ونشانه پذیرای بودن این هستش که در آرامش واحساسی متفاوت تر از دیگران رو تجربه می کنی
پس اگر می خوام لطف خداوند در زندگی خودم رو به جریان بندازم باید باور کنم که لطف خداوند شامل حال من است و نباید به افکاراجازه تکرار شدن وقدرت گرفتن در وجودم رو بدم
مثل چرا همیشه حقم رو نمی دن
چرا شوهرم این قدر کند کار هارو انجام میده و زمان رو تلف می کنه
چرا من در آمد از خودم ندارم
والی آخر
خودم رو باید از شر چرا ها در ذهنم خلاص کنم وقتی در گیر افکاری می شوم که من رو با چرا مواجه می کنه احساس ضعیف بودن در من گسترش پیدا می کنه وحس قربانی شدن رو دارم و ایمان و امیدم به خدا وند به شدت کاهش پیدامی کنه ودر معرض خطر شرک به خدا وند قرار می گیرم
واین افکار سعی می کنن که من رو قانع کنند که در آینده اتفاقات بدتری در پیش هستش تنها کاری که باید انجام بدم به نشان لطف خداوند بر قلب خودم رجوع کنم وخود رو مزین به لطف خداوند ببینم باید جوری رفتار کنم وبه شکلی زندگی کنم که نشان دهنده این باشد که مورد لطف خداوند هستم
سپاس فراوان از استاد عزیزم 🙏🙏🙏🙏❤❤❤
خدایا شکرت که لطفت شامل حال من و تمام انسانها هستش بدونه هیچ شرط وشروطی 🙏🙏🙏🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
جالبه جلب رضایت خداوند
تا اونجایی که یادم میاد خداوند فقط موقعی که گرفتاری ای در زندگی ام اتفاق میوفتاد به یادش بودم چون خدا،خدای مشکل ها بود
خدا،خدایی بود که هر وقت مشکلی دارم وجود دارد،اونهم نه مستقیم،بلکه با نذر و نیاز ،از طریق امامان و پیامبران
این خدا برای من خدای لعن و نفرین بود
خدایی که از اول بهم او را به صورت یک فرد عصبانی و ظالم نشان داده بودند که کافیست من اشتباهی کنم و دیگه کارشکنی هاش شروع میشه
من از همون اول ورودم به این دنیا مورد غضب الهی قرار گرفته بودم و من گناه کار بودم وای به روزی که اشتباهی هم انجام بدهم
این خدا سرتاسر اجبار بود و باید براش چه کارهایی انجام بدهی که شاید پایش را از روی دُممان بردارد
از این خدا باید سختی بیشتری میخواستم تا براش عزیز بشوم و اینقدر برام عادی شده بود که دیگه خودم را لایق آسونی و راحتی نمیدونستم و خودکارم عذاب بود
مگه میشه کارهام با آسونی پیش بره اصلا قابل قبول نیست خدای ما خدای سختگیر بود و خدای دیگران خدای ثروت بود که اینقدر بهشون بدهد که صداش نزند پس من از این خدا متنفر شدم دیگه به دنبال نه خوبی اش بودم و نه بدی اش
این چه خدایی هست که فقط هر کجا اتفاقی برای من میدفته سروکله اش پیدا میشه حتی جاهایی که شانس می اوردم میپرسیدم چی شده و برای من اتفاق افتاده
و همیشه منتظر یک اتفاق ناگوار بودم چون خدای عذاب دهنده به امامانش رحم نکرده هر کدام را یک بلایی سرشون اورده اونها که معصوم بودند وای به حال من
هیچ چیزی هم اگر موفق میشدم ربطی به خدا نداشت خودم انجام میدادم چون خدا کجا و من کجا
البته تا زمانی که سپاسگذاری میکردم همه چیز خوب بود چون روشی برای چاپلوسی پیش خداوند برایم بود که بهش نشون بدهم من حواسم هست و ازت ممنونم و هر کجا هم ازش چیز بیشتری میخواستم زیاده خواهی بود ولی اون خدا مدت هاست از بین رفته برای اینکه اون خدایی نبود که قرار بود من بشناسم اون خدای پدر و مادرم بود
اون خدای جامعه و اطرافیانم بود
الان خدای من خدای مهربانی هاست
خدایی که هر لحظه باهام هست و مرا لحظه به لحظه هدایت حمایت و حفاظت میکند
خدایی که لطفش هر لحظه شامل حال من بوده هست و خواهد بود.
لطف خداوند همیشه شامل حال من است
من آگاهانه دوست دارم الان دکمه ریست خودم را بزنم و هر آنچه از خدایی که میشناختم که باعث ناراحتی و دوری من میشد را فراموش کنم و به دور بریزم و به تنظیمات کارخونه برگردم
بخاطر اینکه این خدا از اول مرا در آغوش خودش گرفته و با ناز و نوارش مرا هدایت میکند و همه چیز را برایم محیا کرده.
خداوند نمی تواند به شما لطف کند چون به طور پیوسته در معرض لطف خداوند هستید. مانند این است که در دریا باشید و انتظار داشته باشید فردی از بیرون شما را خیس کند!
اینکه انتظار داشته باشید مورد لطف خداوند قرار گیرید نگرش اشتباهی است. شما همواره در معرض لطف خداوند هستید و فقط باید پذیرای لطف خداوند باشید.
من همیشه مورد لطف خداوند بوده ام
این آگاهی چقدر نفوذ پذیر بود نمیدانم چطور شد یک لحظه در ذهنم در وجودم انگار سدی محکم در افکارم شکسته شد و فرو ریخت انگار یک زلزله هزار ریشتر این سدی که از محکم ترین مصالح ساخته شده بودند را منهدم کرد
در تموم درخواست هایم در هر آن چیزی که تا این لحظه میخواستم با این نظر و افکار بود که اول چیکار کنم خدا از من راضی باشد و خوشش بیاید و بعدش اینکه لطفش یک درصدی شامل حال من بشود و با این جمله کلی از یخ های ذهنی ام درجا آب شدند
مانند این است که در دریا باشید و انتظار داشته باشید فردی از بیرون شما را خیس کند!
من هر لحظه در حال دریافت نعمت های خداوند هستم بارش باران رحمت های خداوند همیشه وجود دارد من خودم را لایقش نمیدونستم و فکر میکردم باید چیکار کنم و چطوری باشم که شامل لطف خداوند شوم
و حالا تمرینات دوره پیشرفته شما را درک میکنم که هر روز از توانایی هامون بنویسیم هر روز خودمون را لایق بدونم هر روز از خودمون تعریف کنیم را فهمیدم که اعتماد به نفسمون بره بالا
اینکه بفهمیم چطور خداوند همیشه بوده و کمکمون کرده
خداوندا سپاسگذارم
لطف خداوند هر لحظه شامل حال من است
زمانی که میخواستم ازدواج کنم همه شرایط و امکانات را به راحتی برایم محیا کرد و آسونی برایم قرار داد
زمانی که کسب و کار خودم را میخواستم راه اندازی کنم از زمین و زمان از در و دیوار برایم همه دستانش را فرستاد تا مرا حمایت کنند و کارهای مرا انجام دهند
هر موقع در کاری فعالیت کردم بهترین های اون کار را برای من قرار داد که آموزشم بدهند
هر وقت هر کاری خواستم انجام بدهم مسیر را برایم محیا کرد و هموار ساخت
این افکار در من قوی کرد که خواسته های خودم را بشناسم و بدانم واقعا چی میخواهم و چگونه دارم حرکت میکنم من را دررمسیر تناسب افکار و اندام قرار داده
لطف خداوند هر لحظه شامل حال من هست
خداوندا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
با نام زیبای خدا بی که لطف ش همیشگی وابدیست
سلام خدمت استاد وهمه بچهها سایت تناسب فکری، نوروز مبارک باشه ،برهمه مان
۱* نظر بنده این
توبندگی چو گدایان به شرط مزد مکن ،
که خواجه خود روش بنده پروری داند،
خداوند همیشه در همه حال منو مورد لطف بی نهایت قرار داده ، ومطمین هستم ،این از ازل تا ابد همیشگی
خواهد بود ، امروز روز تولد منه ، وعزیز ترین کس من خداوند مهربان رفیق و همراه همیشگی ام که حتی یک لحظه ودم منو رها نکرده ، توان نوشتن دیدگاه وبودن دراین جمع نورانی سایت را به بنده عیدی وکادوی داده
نمونه های از رضایت ولطف خدایم ،درحق بنده با وجود این که در کودکی مادر نداشتم ،ولی خدا مادر ی کرد برام ، پدر عزیزم تنها منو خواهر م را بزرگ ،وبه دلیل عقاید مذهبی نمی خواست دخترانش مدرسه بروند ،
اما خداوند منو به آرزو م که باسواد بودن بود رساند ، خیلی معجزه وار ، خیلی معجزه وار،
بصورت متفرقه، بزرگسالان درس خواندم بامعدل ها عالی خیلی خوب قبول میشدم این در حالی بودکه از روی کتابهای کمک درسی، یا کمک معلم بود آن زمان اسمش یادم نمانده وخیلی معجزه وار هرسوالی را پر رنگ میشد جلو چشمم وهمان سوال امتحانی بود ،
آیا این عشق و رضایت تنها معبودم ازمن نیست پس چه اسمی دارد،
* ببخشید استادعزیز یعنی سوال یک متن بالا جواب سوال نگرش شمادر جلب رضایت خداوند چیست ؟ ا
۲_درک شما دربارهی بدون تغییر بودن خداوند چیست ؟
خداوند خود کامل ودرکمال مطلق ثابت است ،چون عادل مطلق وبی نیاز از تغییر است ،
۳_ به نظر من خدایی که بی منت وبدون چشمداشت ، باران می بارند ،بی منت بهار زیبا دل انگیز خلق میکند
خدا در رضایت کامل ست ،ما نبودم پدر خواست نکردیم ما او بود و از روح مبارک خودش در مادمید ،نیاز ی ندارد به جلب رضایت کس ،چون بی نیاز است ، خداند عاری از نقص ، اگر نیازمند رضایت باشه استغفرالله نقص محسو ب میشود ،اما او غنی وقایم به ذات است ،
۴_ جواب روی تغییر خودمان باید تمرکز کنیم نه تغییر خداوند ، .
۵_ جواب، خداوند متعال خودش را لطیف به معنی بی نهایت لطف کننده وصف فرموده و شامل همه انسانها وهمه ی موجودات وذرات میگردد،
۶_ جواب ،مثال های زیادی دارم که حضرت حق ،در زمانی که من امیدی زنده ماندن فرزندم عزیزتر از جانم نداشتم ، بدلیل بسیار از بیمارها و مثل کم کاری تیرویید مشکل وارهاش منفی بودن خونم ،و و همزمان داشتن مشکلات زیاد، ،درزندگی
ولی خداوند بهترین فرزند را به بنده هدیه فرمود ، او از اول ابتدایی تا پایان دانشگاه معدل عالی و معدل الف بود،
درسال ۹۳ حالتی نزدیک به مرگ را تجربه کردم اما خداوند توانا مرا به زندگی برگرداند ،در سال ۹۷,دوبا ر سکته مغزی را تجربه کردم ولی خداوند زندگی دوباره به من بخشید، خوشحالم که اکنون در این سایت حضور دارم ،
خدایا با زبان عشق تو را ستایش میکنم و عاشقانه
شکر گزارت هستم ، وفقط خودت می توانی شکر خودت بجابیاری وصفت زیبا شکور بودن برازنده وجود مهربان و محترم خودت است،
هرکس به زبانی صفت حمد توگوید ،
بلبل به ترانه قمری به غزل خوانی ،
هزاران بار شکر ت شکرت وشکرت
خدایا از درگاه بی نیازیت تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هرمژه چون سیل روانه ، خدا یا حافظ همه مان باشه ،از کمی و کاستی هایی که در متن هست معذرت خواهی میکنم ،از استاد عزیز و اعضای محترم سایت ،
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و مهربونم و دوستان گرامی
سال نو رو به استاد عزیزم و همه دوستان خوبم تبریک میگم انشالله به یاری خدا امسال هم بتونیم با ادامه دادن این مسیر زیبا در زندگی خودمون روز به روز به تناسب فکری و جسمی بیشتر و آرامش عمیق تر و احساس خوب پایدارتر و نگرش های عالی در جهت ساخت یک زندگی سعادتمند، برسیم.آمین
_استاد من در گذشته تمام نگرشم این بود که از وقتی به سن تکلیف شرعی رسیدیم دیگه موظف و مقید میشیم به انجام یک سری عبادات و تکالیف شرعی تا بتونیم خدارو راضی نگه داریم و اونوقت ما لایق دریافت توجه و کمک خدا هستیم و در غیر اینصورت مورد غضب خداوند قرار میگیریم و از لطف خدا محروم میشیم. دقیقا همون بحثی که در مورد احساس لیاقت فرمودین ما دقیقا نگرشمون این بود که باید یک کاری انجام بدیم تا لایق دریافت توجه خداوند باشیم در غیر اینصورت لایق نمیشیم.
منم در گذشته کلی نماز میخوندم، کلی قرآن ختم میکردم، نماز مستحب میخوندم، ذکر میگفتم،به نیت برآورده شدن خواسته ام کلی نماز حاجت میخوندم و کمک های مالی میکردم به نیت برآورده شدن خواسته ام، نذر میکردم ، دعاهای معروف رو تا ۴۰ روز میخوندم به نیت دریافت کمک خداوند، و در آخر سر هم مطمئن نبودم به کمک خداوند در واقع چون مطمئن نبودم که تونستم رضایت خدارو جلب کنم یا نه. همیشه خودم رو بنده خوبی نمیدیدم و برای هر چیزی احساس گناه میکردم.
اما الان واقعا مطلب برام روشن شد که ما نیازی به جلب رضایت خداوند نداریم این واقعا نگرش درستیه که بر مبنای ارزشمندی ما انسان ها هست یعنی چون خداوند حکم ارزشمندی مارو قبل از اینکه ما وارد دنیای مادی بشیم داده ما نیازی به جلب رضایت خدا نداریم و خداوند هیچ جا نگفته که رضایت منو باید جلب کنید این موضوع واقعا خیال مارو راحت کرد استاد انگار باری از رو دوشمون برداشت.
_من با آگاهی هایی که از ورود به سایت و بخصوص آگاهی های این دوره متوجه شدم خداوند از ازل تا ابد غیر قابل تغییر هست و این خیلی عالیه چون به ما اطمینان میده که خداوند همیییشه در هررر شرایطی در هر حالتی با تمام صفاتش برای کمک به حضور داره و هست فقط کافیه ما باور کنیم هررر چیزی که بشه هررر اتفاقی که بیوفته خداوند همواره تماما هست فقط من باید با طرز نگرشم با باورم ظرفم رو بزرگتر کنم تا دریافتم از خدا بیشتر و ببشتر بشه در واقع خداوند همیشه هست و من میتونیم هر بار با تقویت ایمان و باورم بیشتر از خدا دریافت کنم یعنی همه چیز دست خودمه اختیار با منه و این عالیه و با فهم و درک این مساله؛ جلب رضایت خداوند موضوعاً منتفی میشه، اصلا معنا پیدا نمیکنه و متوجه میشیم چقدررر در این باره به ما نگرش اشتباه القا شده بود که همگییی جز تکلف و خستگی و ناامیدی نتیجه ی دیگه ای برامون نداشت.هر روز ناامیدتر و خسته تر بودیم نمیدونستیم تا کجا باید پیش بریم برای جلب رضایت خدا چقد تلاش لازمه نمیدونستیم فقط میدونستیم تمومی نداره و جالب اینجاست که مواردی که بهمون گفته بودن باید برای جلب رضایت خدا رعایت کنی با ذات و ویژگی های انسان در تضاد بود و ما همیشه دچار تناقض بودیم که اگر این نباید باشه پس چرا ذات ما متمایل به این موارده؟ یعنی همیشه پر از تضاد و تناقض و ابهام و سردرگمی و خستگی بودیم. خدارو شکر واقعا که داریم آگاه میشیم خدایا شکرت.
متوجه شدیم که انسان بما هو انسان نزد خدا عزیزه محترمه ارزشمنده صرف نظر از هرررر چیزی و خداوند به ما انسان ها نگاه انسانی نداره عاری از هر گونه قضاوته و جالبه که خیلی از وژگی های انسان رو بهشون اشاره کرده و گفته طبیعی ان.
_از اونجایی که خداوند همیشه بدون تغییر بوده و هست و خواهد بود ما باید روی تغییر خودمون متمرکز بشیم و تغییر ما از تغییر افکار و نگرش های ما شروع میشه زمانی که ما از درون تغییر کنیم دریافت ما هم تغییر میکنه در واقع این منم که مشخص میکنم چقدر میتونم از خدا کمک بگیرم اونکه همیشه هست همیشه در حال جریانه همیشه لطف خداوند و رحمت خدا و تمام ویژگی های خداوند برای انسان ها در جریانه در واقع برای تمام موجودات و مخلوقات در جریانه این ماییم که باید با تغییر باورها و نگرشمون خدا رو دریافت کنیم.
مثل زمانی که ما از همه تقلاهای خودمون برای لاغری دست کشیدیم و تسلیم خدا شدیم و اجازه دادیم که هدایت و کمکمون کنه و همممه ما شاهد بودیم که در کوتاه ترین زمان ممکن هدایت شدیم به روشی که منبعش درون خودمونه منبعش ذهن ماست. خداوند که از ابتدا این روش رو میدونست اما ما کی در این سایت ارزشمند حضور پیدا کردیم وقتی ما خواستیم، خواستیم و هدایت شدیم پس ماییم که باید اعتماد کنیم با تمام وجودمون.
لطف خداوند همیشه برای ما در جریان بوده و من نیاز نیست هیییچ کاری کنم که لطف خدارو دریافت کنم جز اینکه باورش کنم و وقتی باورش کنم در من در زندگیم جریان پیدا میکنه در واقع باور های ما مثل پنجره میمونه مثل در میمونه وقتی که باور کردم دقیقا مثل باز کردن درو پنجره هست که به محض باز شدن اون همه نعمت که پشت درو پنجره مونده بود وارد زندگیم میشه.
خدایا خودت موانع ذهنی مارو اصلاح و پاکسازی کن تا بتونیم لطف و رحمتت رو دریافت کنیم و ما به هر خیری که از سما تو به ما برسه فقیریم🙏🏻
استاد سایه تون مستدام باشه خیلی دوستتون دارم و بینهایت ازتون سپاسگذارم🙏🏻🌹
سلام و درود
از لطف و محبت شما سپاسگزارم و خوشحالم احساس بهتری داری😊
با این تغییر احساسی که در شما می بینم حتما سال جدید تجربه های عالی خواهی داشت و ما هم از شنیدن آن خوشحال خواهیم شد.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و مهربونم
ممنونم از حسن توجه شما
خدارو همیشه شکر میکنم که منو با شما آشنا کرد
خدارو شکر که در مسیر دریافت این آگاهی ها هستیم
انشالله همیشه تندرست باشید سایه تون مستدام باشه 🙏🏻
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️❤️
سلام
زندگی با کمک خداوند:گام شانزدهم: لطف خداوند شامل حال من است
تمرین آموزشی ✍️
من فکر میکردم که برای رضایت خداوند باید نماز بخونی ، روزه بگیری ، دروغ نگی ، غیبت نکنی ، کارهای خیر انجام بدی ، به بزرگ تر احترام بزاری ، حجاب تو رعایت کنی ، قرآن بخونی ، صدقه بدی … و هزاران کار خوب دیگه
من همه ی این کارها رو برای رضایت خداوند انجام میدادم و همیشه فکر میکردم که خداوند برحسب انجام کارهای خوبم به من پاداش میده و از من راضی و خرسند میشه
لطف خداوند همیشه شامل حال من بوده حتی زمانیکه من من هنوز به دنیا نیامده بودم لطفش شامل حال من بوده برای من شیر در پستان مادرم قرار داده بود و پدر و مادر و اطرافیان رو نسبت به من رعوف و مهربان قرار داد تا با دل سوزی از من حمایت و نگهداری کنند تا من رشد و پرورش پیدا کنم
زمانی که پدرم فوت کرد من و برادر و خواهرام کوچیک بودیم درسته که از داشتن مهر و محبت و پدر خیلی زود محروم شدیم ولی در عوض مادرم اونقدر مهربون و فداکار و دلسوز بود که عمر و جوانی شو وقف بچههاش کرد درسته که زن بود ولی شیر زن بود و ما رو با چنگ و دندون بزرگ کرد و نمیزاشت آب تو دل مون تکون بخوره و خدا رو شکر همه مونو با عزت و احترام سر و سامان داد و خونه بخت فرستاد
زمانی که بچه بودم داشتم تو کوچه با دوچرخه بازی میکردم و یهو با صورت خوردم زمین و یک سنگ ریزه خورد به ابروم و ابروم شکست و خدا روشکر با چند تا بخیه مشکل بطرف شد و خدا رحم کرد که به چشمم نخورد وگرنه چشمم کور میشد
اینا یعنی اینکه لطف خداوند در زندگی شامل حالم بوده اون زمان شاید در عالم بچگی این چیزا رو درک نمیکردم و همیشه با خدا قهر بودم مخصوصا زمانی که میدیدم بقیه بچه ها پدر دارن و من از داشتن این نعمت محروم بودم خدارو مقصر این مشکل میدونستم ولی الان که فکر میکنم میبینم خداوند هیچ مشکلی با من ندا شته و نداره و مرگ و زندگی هم در عالم دنیایی یه امر طبیعیه
خداوند تغییر ناپذیره این منم که باید تغییر کنم
من اگه میخوام زندگیم تغییر کنه باید اول خودم تغییر کنم نگرش ، افکار و عقایدم نسبت به خدا و همچنین در جنبههای مختلف زندگیم تغییر کنند تا زندگیم تغییر کنه
آگاهی های که در این مسیر دریافت میکنم بسیار ناب و ارزشمند هستند
استاد ممنون از زحمات تون
سلام استاد
۱- نگرش شما درباره جلب رضایت خداوند چیست؟ چقدر به آن عقیده دارید و چه کارهایی برای جلب رضایت خداوند انجام داده اید؟ من از بچگی آموزش دیده بودم که باید کارهایم را طوری انجام بدهم که خداوند ودیگران رضایت داشته باشند حتی اگر من به زحمت بیفتم و یا خوشم نیاد و گاهی از مواقع لذتی از انجام آنها نداشتم وفقط تایید دیگرانو بزرگترها مهم بود و بسیاری از کارهایم را ابتدا با عقل و سپس رضایت خداوند انجام دادم و خداراشکر زیاد ناراضی هم نیستم چون نتایج بسیار خوبی برایم داشته چون مثل ترمز دستی خیلی جاها از انجام کارهای ناپسند جلو گیری کرده و من از خداوند سپاسگزارم
۲- درک شما درباره بدون تغییر بودن خداوند چیست؟
خداوند بدون تغییر است و از اول خلقت انسان تغییری نکرده فقط با احساس ما جواب میدهد نه به گریه و ناله های ما پس ما با احساس شاد و سپاسگزاری باعث جذب نعمتهای بیشتری می شویم من باید تلاش کنم خودم رو بر اساس قوانین و سنت خداوند تغییر بدم و به اندازه ای که موفق به انجام این کار بشم خودبخود جریان زندگی من تغییر خواهد کرد.
۳- اگر خداوند بدون تغییر است تلاش برای رضایت خداوند چه فایده ای دارد؟ ما باید خود را براساس قوانین و سنت خداوند تغییر بدهیم و تلاش برای رضایت خداوند بی فایده است چون همیشه ما مورد لطف خداوند هستیم و احتیاجی نیست که خود را به زحمت بیندازیم چون ما از وقتی خلق شدیم ارزشمند هستیم و مورد لطف خداوند هستیم
۴- برای تغییر زندگی باید روی تغییر خودمان تمرکز کنیم یا روی تغییر خداوند؟ برروی خودمان باید تغییر ایجاد کنیم چون فقط شما مسئول زندگی تان هستید و دیگر هیچ چون تغییرات از ذهن و افکار و احساس ما شکل می گیرد و اتفاقات ایجاد میشودپس هیچ کس جزء ما دسترسی به ذهن ما ندارد و نمی تواند زندگی ما را تغییر دهد
۵_ مثالهایی از زندگی خود شرح دهید که شامل لطف خداوند شده اید درحالی که انتظار آن را نداشتید؟
در زندگی خیلی جاها مورد لطف خداوند بودم . از کودکی بیماری سختی گرفتم دکترها قطع امید کرده بودند شفاء گرفتم . در درس خواندن همیشه بهترین بودم و تا کارشناسی ارشد با ۴ تا بچه درس خواندم . در پیدا کردن کار خداراشکر به راحتی استخدام دولتی و رسمی شدم . در ازدواج و خانه خریدن و ماشین بسیار موفق بودم . در تربیت فرزندانم از خدا سپاسگزارم فرزندان خوب و صالحی دارم. خیلی جاها کار به مو رسیده ولی پاره نشده چون لطف خداوند شامل من است
۶- در حال حاظر چقدر خودتان را مستحق دریافت لطف خداوند می دانید؟ خیلی چون الان می دانم من در هر لحظه مورد لطف و رحمت الهی هستم و با این افکار چقدر آرامش و نشاط و شادی در وجود من بوجود می آید و از خداوند متعال سپاسگزارم که من را اشرف مخلوقات خلق کرده است و همیشه با خود زمزمه می کنم من همیشه و در تمام لحظات زندگی شامل لطف خداوند هستم و با این افکار چقدر احساس رهایی و سبکی می کنم خدایا شکرت که من با این سایت آشنا شدم تا تورا و خودم را بهتر بشناسم و دچار یاس و ناامیدی نباشم 🤲🤲🤲🤲🙏🙏🙏🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام به همگی دوستانم
بعد ثبت دیدگاهم یک فکری در ذهنم مرور شد وآن را الهام از طرف خداوند دانستم وخواستم این مطلب رو اینجا بیارم که بی ربط به موضوع امروز واین قسمت نیست من عاشق این متن هستم ودر گوشیم ذخیره کردم
من به خدای اسپينوزا اعتقاد دارم…
وقتی “انیشتین” در دانشگاههای ایالات متحده سخنرانی میکرد، سوال تکراری بیشتر دانشجویان از او این بود :آیا به خدا اعتقاد داری.…؟
و او همیشه پاسخ میداد :- من به خدای اسپینوزا ایمان دارم…”
باروخ دو اسپینوزا” فیلسوف هلندی، به همراه دکارت، از بزرگ خِردگرایان فلسفه قرن ۱۷ بود.
اسپینوزا میگفت :خدا میگوید :دست از دعا بردارید.کاری که من میخواهم انجام دهی این است که از زندگی لذت ببری.من از تو میخواهم آواز بخوانی و لذت ببری.
از همه چیزهایی که برای تو ساختهام.دیگر از رفتن به آن معابد تاریک و سرد که خود ساختهای دست بردار و نگو آنجا خانه خداست.خانه من در کوهها، جنگلها، رودخانهها، دریاچهها و سواحل است.من در همه جا با تو زندگی میکنم و عشق خود را به تو ابراز میکنم.
از سرزنش خود در زندگی دست بردار.من هرگز به تو نمیگویم مشکلی داری یا گناهکاری.مرا بخاطر هر آنچه باور تو را برانگیختند سرزنش نکن.اگر نمیتوانی مرا در طلوع آفتاب،در منظره ای،در نگاه دوستان یا در چشمان پسرتیا ذره ذره وجودت دریابی…در هیچ کتابی پیدا نخواهی کرد…!!!
دیگر از من نپرس که چگونه کارم را انجام میدهم؟به عقلت رجوع کن خواهی فهمید.دست از ترس من بردار.من تو را نه قضاوت میکنم،نه انتقادی.نه عصبانی میشوم و نه اذیت میشوم.من عشق خالص هستم.تقاضای بخشایش را متوقف کن،چیزی برای بخشش وجود ندارد…اگر تو را ساختهام …پر از احساسات،محدودیتها،لذتها،نیازها،ناسازگاریها …و اراده آزاد و اندیشمند ساختهام…اگر به چیزی که در تو قرار دادهام پاسخ دهی چگونه میتوانم تو را سرزنش کنم….؟؟؟چگونه میتوانم تو را مجازات کنم که چرا اینگونه هستی، اگر من آنم که تو را ساخته…؟؟؟فکر میکنی آیا میتوانم مکانی برای سوزاندن همه فرزندانم که رفتار بدی داشتهاند ایجاد کنم…؟؟؟چه خدایی این کار را میکند…؟؟؟
به همسالان خود احترام بگذار و آنچه را برای خود نمیخواهی برای دیگران هم نخواه…تنها چیزی که از تو میخواهم این است…به زندگی خود توجه کن، هوشیاری راهنمای توست. محبوب من، این زندگی نه امتحان است،نه یک قدم در راه،نه یک تمرین و نه مقدمهای برای بهشت…این زندگی در اینجا و اکنون تنها چیزی است که به آن نیاز داری. من تو را کاملا با اراده آزاد و عقل خلق کردهام،نه جایزه و مجازاتی،نه گناه و فضیلتی،هیچکس سابقهای را ثبت نمیکند.در زندگی کاملا آزادی…بهشت یا جهنم…؟؟؟
من به تو نمیگویم که آیا چیزی بعد از این زندگی وجود دارد یا نه،اما میتوانم یک نکته را به تو بگویم :طوری زندگی کن که انگار بعد از این زندگی چیزی نیست.این تنها شانس برای لذت بردن و دوست داشتن است.بنابراین، اگر بعد از این چیزی وجود نداشته باشد، از فرصتی که به تو دادهام لذت خواهی برد.و اگر وجود دارد، مطمئن باش که نمیپرسم که آیا رفتار صحیحی داشتهای یا اشتباه،من میپرسم :خوشت آمد….؟خوش گذشت…؟از چه چیزی بیشتر لذت بردی…؟چی یاد گرفتی…؟به چه حدی از کمال رسیدی…؟
دیگر از اعتقاد به من دست بردار.ایمان، فرض و حدس و تخیل است.من نمیخواهم به من ایمان داشته باشی،میخواهم که به خود ایمان داشته باشی.میخواهم وقتی معشوق خود را میبویی،وقتی دختر کوچک خود را لمس میکنی،وقتی سگ خود را نوازش میکنی،وقتی در دریا استحمام میکنی،مرا در خود حس کنی…دیگر از تعریف و تمجید من دست بردار،فکر میکنی من چه نوع خدای خودخواهی هستم…؟حوصله ستایش ندارم.خسته شدم از تشکر،احساس قدردانی میکنی…؟این را با مراقبت از خود،سلامتی، روابط خود و دنیا ثابت کن.شادی را ابراز کن….این راه ستایش من است.
دیگر چیزهای پیچیده را متوقف کن و آنچه را در مورد من آموختهای یک بار دیگر مرور کن.به چه معجزات بیشتری نیاز داری…؟این همه توضیح…؟تنها چیز مطمئن این است که تو اینجایی و زنده.و این دنیا پر از شگفتی است.پس انسان باش و زندگی کن.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
من ایمان دارم لطف الهی شامل حال من است.
من ایمان دارم لطف الهی بدون اینکه کار خاصی کنم شامل حال من است.
من به لطف الهی ایمان دارم.
خیلی از ماهاسالها برای جلب رضایت خداوند اعمال دینی یا مذهبی انجام دادیم شاید که مورد لطف ورحمت خداوند قرار بگیریم ویا اگر زیاد درگیر عبادات مذهبی نبودیم ومتعهد انجام واجبات نبودیم در اعماق قلبمان عذاب وجدان داشتیم و وقتی اتفاق بدی رو تجربه میکردیم فکر میکردیم مورد غضب خداوند قرار گرفتیم به خاطر سرپیچی از دستورات الهی.
در حالی که ما خبر نداشتیم که خداوند هیچ گاه مارو قضاوت نمیکنه وبراساس قوانین وسنت تغییر ناپذیر خود کار میکند وما باید خودمان را تغییر دهیم ومواظب احساسی که به جهان میفرستیم باشیم تا فرکانسهای مثبت وانرژی بخش به جهان ساطع کنیم تا زندگی مان تغییر کند .
این جهان وخداوند با احساس ما کار میکند وکاری به اعمال ظاهری وبیرون ما ندارد احساس ما در جهان در سرنوشت ما تاثیر بینهایت دارد .اگر حالا واجبات دینی رو با احساس خوب انجام بدیم ودر ارامش درونی ما تاثیر گذار باشد انجام واجبات برای او خوب است حتی روزه اگر به تو احساس خوبی بدهد خوبه هر عملی که به ما احساس خوب بدهد برای ما خوبه
ما باید باور کنیم که همواره مورد لطف خداوند هستیم و همه ی نعمتهای جهان را خداوند برای ما قرار داده تا ما از آنها استفاده کنیم وهر کسی به قوانین جهان آشنا باشد به راحتی غرق در نعمت خواهد بود وکسانی که قانون را درک نکنن همواره در بدبختی زندگی خواهند کرد .
خداوند هیچ گاه تغییر نمیکند این ما هستیم که باید تغییر کنیم ماهستیم که باید احساس خودمان را کنترل کنیم وهمواره با احساس خوب زندگ کنیم تا همواره مورد لطف وعنایت خداوند واقع بشیم
بله من باور دارم که همه شامل لطف الهی هستند به شرط اینکه در احساس خوب باقی بمانند واکثر اوقات حال خوبی داشته باشند
من در زندگی خیلی مورد لطف الهی قرار گرفتم من همین که از سمت خداوند به این مسیر هدایت شدم مورد لطف الهی هستم من همین که پنج شش سال هست درین مسیر ماندگار بودم ومتعهد بودم خیلی مورد لطف الهی هستم منی که درهیچ مسیری به این شکل متعهد نبودم وهمه چیز را به مدت کوتاهی رها کردم وادامه ندادم .
من به خاطر همسر وفرزند مهربانی که دارم مورد لطف خداوند واقع شدم من به خاطر زندگی درشهر زیبا وبهشتی مورد لطف بزرگ خداوند واقع شدم من وقتی کوچک بودم و کارتون های دوران کودکی مثل هایدی یا بچه های کوه آلپ یا ..را میدیدم در ناخودآگاهم آرزو میکردم که درین جور جاها زندگي کنم واینجوری جاها راببینیم در حالیکه قبلا هیچ اطلاعی از قانون نداشتم وحالا من از سن ۲۵ سالگی با ازدواج به شهری زیبا وبهشتی وجنگلی مهاجرت کردم وطبعیت زیبای مث کارتون ها را تجربه کردم من همیشه از گرما بیزار بودم هوای شهر ما خیلی از مواقع سال مه الود وکوهستانی وخنک هست ومن هر روز از پنجره طبیعت و کوههای زیبای شهرم را میبینم وروبه پنجره ی باز شده به طبیعت زیبا سپاسگزاری هایم رو در دفترم مینويسم اینها همش لطف الهی بوده .
من در دوران تحصیل هم همواره مورد لطف الهی بودم وهمواره نمره های عالی میگرفتم
امسال هم لطف الهی شامل من شد وبعد سه سال تا به الان به راحتی روزه گرفتم وحسم خیلی عالیه که تونستم یه تغییر در زندگیم بدهم وبرای خودم چالش تعیین کنم
امسال لطف الهی شامل شد ومن به کلاس کامپیوتر رایگان هدایت شدم
من امسال لطف الهی شاملم شد و اتاق های خانه مان رو به زیبایی رنگ کردیم واز آنچه داشتیم خانه مان رو به زیبایی تغییر دادیم و تابلوهای زیبایی از میوه درخت کاج برای اتاق دخترم درست کردیم وخیلی زیبا شده وهرکس میبیند خیلی خوشش می آید
امسال لطف الهی شامل حال من شده وبه امید خدا به همراه همسرم کسب وکار شخصی را راه اندازی خواهیم کرد ومن هم صاحب درآمد خواهم شد از کاری که علاقه دارم وعاشق آن هستم
خدایا تورا شکرت میکنم بابت لطف هایی که در حق من روا داشتی خدایا شکرت