سالهای زیادی از زندگی ام برای جلب رضایت خداوند تلاش کردم تا بلکه مورد لطف او قرار بگیرم اما هرگز این احساس را تجربه نکردم.
این نه به آن دلیل است که من در تلاش خود ناموفق بودم بلکه به این دلیل بود که من همیشه مورد لطف خداوند بودم اما تصور میکردم باید ابتدا رضایت او را جلب کنم تا بلکه مورد لطف خداوند قرار بگیرم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.61 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

**به نام خدای بخشنده و مهربان، خدایی که عشق را آفرید و از روح خود در وجود ما دمید.**
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و دوستان خوب سایت تناسب فکری 🤍🌸
🌼 نگرش من درباره جلب رضایت خداوند🌼
اگر بخواهم خیلی صادقانه از نگاه خودم درباره جلب رضایت خداوند حرف بزنم، باید بگویم که این موضوع برای من فقط یک باور خشک یا یک وظیفهی ظاهری نبوده و نیست؛ بلکه همیشه چیزی بوده که از ته دل با آن زندگی کردهام. از بچگی به ما یاد داده بودند که باید درست زندگی کنیم، نباید گناه کنیم، نباید دروغ بگوییم، باید کارهای خوب انجام بدهیم تا خدا از ما راضی باشد. من هم همیشه این حرفها را شنیدهام و کموبیش با آنها زندگی کردهام، اما هرچه بیشتر جلو آمدم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که رضایت خدا فقط در ظاهرِ کارها نیست، فقط در انجام چند تا دستور و تکرار چند تا عمل نیست، بلکه بیشتر از همه در **حالِ دل** آدم، در **شکرگزاری**، در **تسلیم بودن** و در **اعتماد کردن به خدا** خودش را نشان میدهد.
من واقعاً فکر میکنم خدا وقتی از ما راضی میشود که ما با دل آرام، با قلبِ شاکر و با روحِ پذیرا زندگی کنیم. یعنی هم داشتههای خودمان را ببینیم و برایشان شکر کنیم، هم نداشتن بعضی چیزها را نشانهی بیمهری ندانیم. خیلی وقتها ما فقط وقتی راضی هستیم که همه چیز طبق میل خودمان پیش برود، اما من کمکم یاد گرفتهام که شاید رضایت واقعی، دقیقاً جایی شروع میشود که آدم بگوید: «خدایا، من به تو اعتماد دارم. تو بهتر از من میدانی چه چیزی برای من خوب است.»
برای همین، من همیشه سعی کردهام در حد توانم راههایی را برای جلب رضایت خدا در زندگیام داشته باشم. مثلاً روزه گرفتهام، نماز خواندهام، سعی کردهام قرآن بخوانم و اگر بتوانم ختم قرآن انجام بدهم. اینها برای من فقط یک سری کار عبادی نبودهاند؛ بیشتر شبیه راههایی بودهاند برای اینکه به خدا نزدیکتر شوم، با او حرف بزنم، و یادم نرود که زندگی فقط در همین چیزهای ظاهری خلاصه نمیشود. با این حال، هرچه بیشتر تجربه کردهام، بیشتر فهمیدهام که رضایت خدا فقط با انجام دادنِ چند کار دینی بهدست نمیآید؛ بلکه باید با تمام وجود **شکرگزار** بود، با تمام وجود **تسلیم** بود و با دل و جان پذیرفت که خداوند از روی حکمت عمل میکند.
وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم، میبینم که خیلی از جاها اگر بخواهم دقیقتر نگاه کنم، لطف خدا را دیدهام. نه فقط در لحظههای بزرگ و واضح، بلکه در همان چیزهای سادهای که شاید آدم عادی اصلاً متوجهشان نشود. من به این باور رسیدهام که خدا همیشه همراه ما بوده، حتی آن لحظههایی که ما ناشکری کردیم، حتی آن وقتهایی که از او گلایه داشتیم، حتی همان وقتهایی که فکر میکردیم چرا اینطور شد و چرا آنطور نشد. با این حال، خدا هیچوقت ما را رها نکرده است. همیشه و در همه حال، ما را در معرض لطف و کرم خودش قرار داده؛ فقط گاهی ما آن را ندیدهایم یا قدرش را ندانستهایم.
برای من خدا موجودی دور و دستنیافتنی نیست که فقط در لحظههای خاص سراغش برویم. من خدا را مهربانترین پناه زندگیام میدانم. خدایی که در سختیها، در تردیدها، در خستگیها و حتی در بیحوصلگیهای ما هم هست. بعضی وقتها آدم فکر میکند اگر خودش چیزی را نبیند یا نفهمد، پس وجود ندارد؛ اما من بارها به این نتیجه رسیدهام که لطف خدا خیلی وقتها قبل از اینکه ما بفهمیم، در زندگیمان جاری بوده است. خدا آنقدر مهربان است که به بندگانش توجه میکند، حتی به کوچکترین و ضعیفترینشان. من مطمئنم که اگر یک لحظه خدا نگاه لطفش را از ما بردارد، زندگی ما چیزی برای ادامه دادن نخواهد داشت. همین که هستیم، همین که نفس میکشیم، همین که فرصت داریم رشد کنیم و ادامه بدهیم، خودش نشانهی لطف اوست.
راستش را بخواهید، یکی از چیزهایی که همیشه برای من روشن بوده، این است که اگر خدا بدون تغییر است، پس این ما هستیم که باید تغییر کنیم. یعنی نمیشود از خدایی که کامل و ثابت و مهربان است انتظار داشت که خودش را با خواستههای ناپایدار ما عوض کند. من هرچه بیشتر به این موضوع فکر کردهام، بیشتر به این نتیجه رسیدهام که اگر قرار است زندگیمان بهتر شود، اگر قرار است به آرامش برسیم، اگر قرار است حال دلمان عوض شود، باید خودمان را تغییر بدهیم. باید نگاهمان را عوض کنیم، باید نوع برخوردمان با نعمتها را عوض کنیم، باید یاد بگیریم به جای غر زدن، شکر کنیم و به جای شکایت، اعتماد داشته باشیم.
از نظر من، تغییر واقعی از درون خود ما شروع میشود. نه از خدا، نه از دنیا، نه از دیگران. ما باید روی احساس زندگیمان تمرکز کنیم؛ روی نعمتهایی که داریم، روی فرصتهایی که به ما داده شده، روی چیزهایی که شاید خیلی وقتها از فرط عادت، اصلاً نمیبینیمشان. من واقعاً باور دارم که اگر آدم بتواند لحظهای بایستد و به داشتههایش فکر کند، خیلی از ناراحتیها و سختیهای درونیاش کمتر میشود. چون میفهمد که هنوز هم لطف خدا در زندگیاش هست، هنوز هم چیزهای زیادی برای شکر کردن وجود دارد.
برای همین من تلاش کردهام که هم شکرگزار باشم و هم بندگی خدای خوبم را فراموش نکنم. به نظرم این دو تا از هم جدا نیستند. بندگیِ واقعی بدون شکرگزاری ناقص است، و شکرگزاریِ واقعی هم بدون بندگی، یک چیز سطحی میشود. من سعی کردهام در زندگیام این را تمرین کنم که هم برای نعمتهایم خدا را شکر کنم، هم اگر چیزی را ندارم، نگویم حتماً خدا مرا فراموش کرده است. شاید آن چیز برای من در آن لحظه صلاح نبوده، شاید خیر من در آن نبوده، شاید خدا چیزی بهتر برایم در نظر داشته است. این نوع نگاه، واقعاً به من آرامش داده.
اگر بخواهم دربارهی لطف خدا مثال بزنم، باید بگویم که زندگی من پر از نمونههایی بوده که نشان میدهد خدا دقیقاً در جاهایی دستم را گرفته که اصلاً فکرش را نمیکردم. مثلاً من مطمئنم که قبولیام در دانشگاه خواست خدا بوده. با تمام شرایطی که بوده، با همهی نگرانیها و تلاشها، من این را یک اتفاق ساده نمیبینم. برای من این هم لطف خدا بوده که یک مسیر تازه جلوی پایم باز شده است. یا مثلاً خریدن این خانه، برای من فقط یک اتفاق مادی نبوده؛ من حس میکنم خدا خواسته که این اتفاق بیفتد و درِ آرامش تازهای به روی ما باز شود.
حتی فراتر از اینها، من خودِ زنده ماندنم را هم لطف بزرگ خدا میدانم. چون هیچکس فکرش را نمیکرد که من در زمان نوزادی زنده بمانم. همین که من امروز هستم، نفس میکشم، حرف میزنم، راه میروم، تجربه میکنم و ادامه میدهم، برای من بزرگترین نشانهی رحمت خداست. من اصلاً این را اتفاقی نمیدانم. هر لحظهای که از کنارِ خطر رد شدهام، هر بار که توانستهام دوام بیاورم، هر باری که انرژی ادامه دادن پیدا کردهام، همهاش را لطف خدا میدانم. حتی همین که توانستهام با این تمرینها و این مسیرها جلو بروم، برای من یعنی خدا هنوز همراه من است و من را رها نکرده.
در واقع، وقتی بیشتر به زندگیام نگاه میکنم، میبینم که لطف خدا فقط در چیزهای خیلی بزرگ نیست. لطف خدا در این است که من هنوز فرصت دارم بهتر بشوم. لطف خدا در این است که هنوز امید دارم. لطف خدا در این است که هنوز میتوانم یاد بگیرم، هنوز میتوانم اشتباهاتم را بفهمم و هنوز میتوانم مسیرم را اصلاح کنم. اینها چیزهای کوچکی نیستند. خیلی وقتها ما دنبال نشانههای بزرگ میگردیم، اما اصلِ لطف خدا در همین ادامه دادنِ زندگی، در همین نفسِ تازه، در همین روزهای سادهای است که به ما فرصت دوباره میدهد.
در مورد اینکه خودم را در حال حاضر چقدر مستحق دریافت لطف خدا میدانم، باید خیلی صادقانه بگویم که من اصلاً خودم را صاحبحق نمیدانم؛ بیشتر این را میبینم که خدا از سر مهربانی و لطف خودش به من کمک میکند. من چون بندهی خدا هستم، او دستم را میگیرد. نه اینکه من چیزی باشم که بخواهم برایش ادعا کنم، بلکه چون او رحیم است و کریم است، شامل حال من هم میشود. از نظر من، همین که انسان درِ دلش را به روی خدا باز نگه دارد، خودش یک راه برای دریافت لطف اوست. خدا لازم نیست از ما دلیل بیاورد که چرا کمکمان میکند؛ او مهربان است، و مهربانیاش محدود به شایستگیهای ما نیست.
من به این نتیجه رسیده ام که رضایت خداوند، لطف خداوند و بدون تغییر بودن خدا، همگی یک پیام مشترک دارند: **ما باید یاد بگیریم درستتر نگاه کنیم، درستتر زندگی کنیم، و بیشتر از قبل به او تکیه کنیم.** خدا که قرار نیست با ما نوسان کند. این ماییم که باید در مسیر رشد، در مسیر شکر، در مسیر ایمان و در مسیر آرامش، خودمان را بالا بکشیم. وقتی این را میفهمم، احساس میکنم زندگی معنای عمیقتری پیدا میکند. دیگر هر اتفاقی برایم فقط یک اتفاق نیست، بلکه فرصتی است برای فهمیدن، برای صبر کردن، برای شکر کردن و برای نزدیکتر شدن به خدا.
در نهایت، چیزی که همیشه در دل من پررنگ بوده این است که خدا را باید با عشق شناخت، نه فقط با ترس. من دوست دارم با خدا زندگی کنم، زیر سایهی او باشم، به دادههایش شکر بگویم و ندادههایش را هم به خیر و صلاح خودم بدانم. این نگاه برای من نهتنها آرامش آورده، بلکه باعث شده در برابر سختیها کمتر بشکنم. چون وقتی بدانی خدا از تو جدا نیست، وقتی باور داشته باشی او همراه توست، حتی سختیها هم قابل تحملتر میشوند.
من واقعاً امیدوارم که بتوانم این مسیر شکرگزاری، بندگی، اعتماد و تسلیم را ادامه بدهم. چون برای من اینها فقط حرف نیستند؛ اینها شیوهی زیستناند. و اگر قرار باشد چیزی در من بیشتر از همه رشد کند، دوست دارم همان رابطهی صمیمی و عاشقانهام با خدا باشد. رابطهای که بر پایهی عشق، اعتماد، شکر و پذیرش بنا شده است. 🤍🌷
بنام رب وهاب و هدایتگرم
سلام به دوستان عزیزم
خدایاشکرت برای این مطالب فوق العاده
درک این نکته که من همیشه مورد لطف خداوند هستم
دقیقا مثل این میمونه که درک کنم و باور داشته باشم که خدا دوستم داره، عشقی که خدا بم داره رو درک کنم
وقتی مورد عشق خدایی، یعنی مورد لطفشم هستی
خدایی که به همه بندگانش عشق داره، یعنی بشون لطف بی پایان و بی نهایت داره
بخوام باور کنم یا نه، من مورد لطف خداوند هستم
بخوام باور کنم یا نه، لطف خداوند در زندگیم دائمی و ابدی است و خداوند وعده ای که میده رو هرگز تغییر نمیده، چون خدا خوشقوله، چون خدا اگر وعده ای میده حتما بش وفاداره و حتما بش عمل میکنه
و من به وفاداری خداوند ایمان دارم
من به خوشقولی خداوند ایمان دارم
وقتی قبلا ازش معجزه خواستم، و راهی که پیش روم گذاشت این بود: من که در هر صورت چیزی که میخوای رو بت دادم، وعدش رو بت دادم، من رب توام، حاکم بی چون و چرای جهان، قدرت اول و آخر، توانا بر انجام هر کار، فرمانروای تو و همه چیز در جهان، پس وقتی من وعده ای میدم، قطعا بش عمل میکنم، پس برای خودت بهتره که باورش کنی، برای خودت بهتره که بم خوشبین باشی.
تلاش کردم باور کنم وعده هاش رو، و بش خوشبین باشم، و اون معجزه کرد خیلی خیلی زود و فهمیدم رب من رب معجزه هاست
رب وهاب ، رب قادر مطلق، معجزه گر است ، سریع الحساب است و بی نهایت، و میتواند در کسری از ثانیه معجزه کند، خواسته های ما برای او جزئی از جزء نیست
و من به بی نهایت بودنش، معجزه گریش، پاداش هایش، لطفش، و سریع الحساب بودنش و خوش وعده بودنش، خوشقولیش، ایمان دارم.
ایمان دارم که اجابتم کرده است
خداوند مرا با عشق آفریده است و با عشق به من لطف میکند.
خدایاشکرت برای این آگاهی ها
الهی به امید خودت❤️❤️❤️
به نام خدای مهربان
1.سالهای زیادی رو با افکار جلب رضایت خداوند گذروندم که باید حتما اینکار و انجام بدم یا باید اون کارو بکنم تا خدا ازم راضی باشه!مثلا با دقت و وسواس نماز یا قرآن میخوندم بدون اینکه اصن بدونم دارم چی میگم پیش خودم ؛یا مثلا یه حرفایی میشنیدم که میگفتن اگه نماز بخونی ولی فلان ذکر و نگی خدا از نمازی که خوندی راضی نیست و نمازت و قبول نمیکنه…یا مثلا یجوری خودم رو خالی میکردم در کمک کردن به دیگران با فکر اینکه :اگه من کامل پولم رو به این شخص ندم خدا راضی نیست و حتمن میگه تو بیشتر پول داشتی چرا ندادی بهش ؟البته که الان که دارم اینا رو مینویسم خندم میگیره ولی خب بخشی از رشد و تکامل من بوده همه ی این افکار و کارهایی که کردم…
2.دقیقن منم همین نظر و دارم که هیچ چیز درباره ی خدا و برای خدا تغییری نکرده و هیچوقت نمیکنه؛مثلا چیزی که خدا از همون ابتدا (به عنوان مثال در قرآن)ممنوع کرده یا گفته خوب نیست،الان به هر روشی که انسان امتحان بکنه متوجه میشه که فلان چیز و یا فلان کار خوب نیس…هیچ علم و تکنولوژی نمیتونه خلاف شو ثابت کنه و ازونجایی که قرآن کتابیه که خیلی مخالف داره؛علم هرچه جلوتر میره بیشتر به همه ی جهان ثابت میشه که کتابی که پیشینه ی 1400 ساله داره کاملن صحیحه ؛مثال دیگه ای که وجود داره اینه که خدا خوردن شراب رو حرام کرده (الکل)،و چندین ساله که علم ثابت کرده که الکل چه اثرات مخربی رو سیستم بدن و عملکرد تک تک سلول های بدن میزاره ؛اینکه چقدر کارکرد مغز رو پایین میاره و توانایی تشخیص خوب وبد و حل مسئله رو از آدم میگیره…پس درباره ی خدا و هر چیزی که از سمت خداست هیچ چیز تغییر نمیکنه
3.در اصل این تلاش برای خودمونه،ینی ما با انجام تمام کارهایی که فکر میکنیم برای رضایت خداست،داریم خودمون رو راضی میکنیم که مثلا من لیاقت اینو دارم که خدا بهم نعمت بده…من فکر میکنم بیشتر برای رضایت خودمونه و وقتی که نگاه میکنیم و میبینیم خودمون راضی هستیم اون موقع احساس میکنیم خدا هم ازمون راضیه و گاهی در بعضی موارد افراد فکر میکنن تلاش شون کافی نیست و همچنان خدا ازشون رضایت نداره چون اون چیزایی که در زندگی میخان رو ندارن.
4.به نظرم لطف خداوند در همه عالم جریان داره؛یه چیز فراگیره که حتی انسان هایی که فکر میکنن خدا هیچ لطفی بهشون نداره ،خدا در همون لحظه داره اونا رو غرق لطف خودش میکنه ولی خب مسئله اینه که نمیبینن!ولی انسان های آگاه اون رو در لحظه لحظه ی زندگی شون حس میکنن.
5.مثلا من در تمام سالهایی که تا قبل ازین میتونم بگم در تاریکی مطلق زندگی میکردم؛همیشه یه نور خیلی کم از امید در دل من روشن بود که :یه راهی هست که میشه تا ابد خوب زندگی کرد…حتما یه راهی برای نجاتت ازین شرایط هست ،قراره تا ابد خوب و خوشحال و خوشبخت زندگی کنی بعد از همه ی این سالها؛و خب شروع مسیر بیداری من از طریق تنها دوست صمیمیم(طنین)بود که من اصلا انتظار نداشتم با این دوستم که اهل کردستانه و خب من اینجا اصفهانم،از این فاصله ی دور با همدیگه مسیر بیداری رو شروع کردیم و با کسی شروعش کردم که اصلا انتظار نداشتم !ینی شاید به شیوه های دیگه ای فکر میکردم که باز هم اونا دور از دسترس بودن ولی طنین موردی بود که حتی بهش فکر هم نکردم و از طریق این دوست فوق العاده که یکی از سرمایه های زندگی منه قدم در مسیر آگاهی گذاشتم و لطف خدا رو بی نهایت احساس کردم .
6.امیدوارم اشتباه برداشت نشه ولی من واقعا خودم رو مستحق و لایق لطف پروردگارم میدونم…نه اینکه با خدا معامله کنم یا چیزی…واقعا ایمان اووردم که خدا کارش اینه که به بنده هاش لطف کنه و انسان هم لایق و شایسته ی دریافت لطف خالقشه
باسلام خدمت شما استاد عزیز
همه ی ما بنده های خدا دارای این حس هستیم که نگران میشویم نکنه خالق ما خدای ما ازمون ناراحت باشه و مورد لطف و رحمتش قرار نگیریم و در ان دنیا در اتش جهنم عذاب شویم،
من ک باور نمیکنم
این خدای من نیست ،این خدایی نیست که میگوید مهربان و بخشنده است من این خدا را باور دارم
من سه ساله توی همه ی دوره های رایگان این سایت خوب شرکت کردم حتی هر دوره ای رو سه یا چهار بار گوش دادم،
عقیده و باوری که امروزه دارم بدون تردید محکم ترین باور منه، من شک ندارم لطف خداوند شامل حال منم هست
،چرا مثلا مورد رحمتش نیستم مگه چه کاری کردم توی زندگیم چه الان که تغییر کردم چه قبل جر این که دوست داشتم به هدف هام و ارزو هام برسم و ادم شادی باشم، فقط راهش رو پیدا نکرده بودم،
وگرنه خیلی هم مورد لطف خدا هستیم و خودمون هم خبر نداریم ،همین که اول صبح بیدار بشی و خوبی جاییت درد نمیکنه سالمی ،همین که میتونی بخوری ببینی راه بری بخندی شاد باشی،
متاسفانه انتخاب و تربیت های ما خراب شکل گرفته بوده بر اساس دیدگاه بزرگ ها اقوام بر اساس حرف عالمان روحانیان و … ولی من که خوشحالم راهم رو توسط خدای مهربونم پیدا کردمو هدایت شدم،
دنیای بعد از تغییرات من برام خیلی پررنگ تره زیبا تره صاف و صادقانه تره و میتونم واقعی تر احساس خوب داشته باشم،
و این که میتونم با اطمینان بگم بله مگه میشه خدای که گفته بدون قید و شرط دوست داره بندشو لطفش رو در زندگی شامل حال ما نکنه، اصلا هیچ سختی نداره وجود نداره برای ما هیچ درد و عذابی نیست هیچ مشکلی نیست ،
من که با وجودم این رو باور دارم که خدا بسیار مهربان است و لطفش شامل همه انسانها میشه،و انسان های بیشتر این لطف رو دریافت میکنند که ایمان و آرامش بهتری دارن و نگران نیستند ،احساس خوبی دارن و گله و شکایت کمتری میکنند یا در هر شرایطی سعی میکنند سپاسگزار باشند تا شادی تولید کنند و حس بهتری هم منتقل کنند،
در نهایت این ما هستیم که تصمیم میگیرد چه زندگی رو دوست داره تجربه کنه و چه ادمی باشه،
دوست دارریم شاد باشیم ایمان واقعی داشته باشیم و از لطف خداوند بهره ببریم یا نه همش گله کنیم و همه چیز رو سخت بگیریم و جامعه و شرایط رو ملت رو مقصر بدونیم ،خانواده و کشور و شهر و در اخرم خدا،
نه عزیز من برو ببین چقدر حواسش بهمون هست،حتی وقتی خودتم خبر نداری،
من هم ایمان دارم که لطف خدای مهربونم شام حال من و ما بنده ها هست همیشه ،وخیلی هم برای این تغییر و شناخت درستم و باور های ارزشمند خودم خوشحالم و دوست دارم همیشه لبخند برنم و درونم سکوت کنم و با ادم های نا اگاهی که هم عقیده و باورم نیستند بحث نکنم واکنش ندم و بهتر از دیروزم سعی کنم باشم ،و هر روز با شکر گذاری و راضی بودن با اشتیاق فراوان بیدار شم و دنیال خواسته هام برم و دست توی دست خدای مهربونم توی هر جا دلم میخواد پا میزارم چون میدونم دست خدا تو دستمه پس نگران نیستم،
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
لطف خداوند،همواره شامل حال من هست.
سلام استاد عزیز و همه دوستان. چقدر جالب درمورد لطف خداوند گفتید که مثل این میمونه که تو دریا باشی و توقع داشته باشی کسی از بیرون خیست کنه.نمیتونه چون تو در دریا هستی،تو خیسی را گذروندی و غرق آب هستی، ماهم غرق لطف خداوند هستیم پس انتظار لطف خداوند را داشتن یک کار بیخوده،ماهمواره مورد لطف خداوند هستیم.
تمرین:۱،من در گذشته مثل شما فکر میکردم باید همواره خدا را راضی نگه دارم و به شدت دنبال جلب رضایت او بودم،اگر اشتباهی انجام میدادم یا تقی به توقی میخورد فکر میکردم خدا مثل بچه دو ساله هست و الان ناراحت شده و مرا مورد خشم قرار میده،خلاصه نماز اول وقت روزه توبه ،رعایت حجاب و چیزهایی که در دین گفته اند را انجام میدادم. ولی الان فهمیدم که خداوند به این چیزها نیاز ندارد و او همواره از من راضی هست و میداند که ماهیت انسان خطا کردن هست،بنابراین مرا میبخشد، به شرطی که آن اشتباه را دوباره تکرار نکنم.
2,خداوند بدون تغییر هست،یعنی او کاری به این ندارد که من چه کاری را انجام میدهم درست هست یا غلط،مهم این است که خودم از انجام آن کار چه احساسی دارم. خداوند کاری به گریه و زاری های من ندارد،به احساس من کار دارد و جهان بیرون آینه جهان درون من هست هرچه کنم به خود کنم و در سنت الهی تغییری نخواهی یافت.
3,تلاش برای جلب رضایت خداوند هیچ فایده ای ندارد ما فقط باید خودمون را از خودمون و شرایط کنونی راضی نگه داریم و احساس خود را خوب کنیم.
4,برای تغییر زندگی باید روی احساس خوب خودمون کار کنیم،چرا که خداوند،همواره بدون تغییر هست و خداوند همواره از ما راضی هست،فقط باید روی احساس خوب خودمون متمرکز بشویم.
5,لطف خداوند،شامل همه انسانها میشود،همه انسانها غرق در لطف و رحمت الهی هستند.لطف الهی محبتی هست که خداوند همواره و بدون هیچ منتی به زندگی من عطا کرده است،مثلا داشتن پدر و مادر لطف الهی هست.
6,البته همانطور که گفتید من همواره مورد لطف خداوند هستم اما چند مثال بزنم مثل وارد کردن همسرم به زندگی من،هدایت من به دنیای موسیقی، خرید ماشین ظرفشویی،گرفتن گواهینامه،آشنایی با گروه بی تی اس، رفتن روی سن و اجرای آهنگ ها. استاد عزیزم. پدر و مادرم خواهرم و خواهر زاده ام، اوه نمیدونم هزارتا ده هزارتا. اینجاست که میگن اگر دریاها مرکب شود و درختان قلم،نمیتوانی نعمت هایی که خداوند به شما داده را بنویسد،همش از لطف او هیت،سالهایی چند مادرم مریض بود و لطف و شفا خداوند شامل حال ما شد و مادرم دوباره به آغوش ما برگشت.و…… واقعا خیلی زیاده خدایا شکرت.هدایت من به کلاس قرآن،یاد گرفتن و بافت عروسکهای متنوع وبزرگترین لطفش آشنایی باقانون جذب
7,اگر بگویم صد در صد خودم را مستحق دریافت پاداشهای الهی و لطف او میدانم دروغه چون اگر صد در صد بود واقعا دریافت میکردم ولی نسبت به گذشته خیلی پیشرفت کردم،اگر در گذشته صفر یا یک یا نهایتا ده بود الان چهل تا پنجاه هست و من لایق و مستحق دریافت لطف خداوند هستم. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایاشکرت. استاد عزیز سپاسگزارم از شما بابت این دوره.
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
– نگرش شما درباره جلب رضایت خداوند چیست؟ چقدر به آن عقیده دارید و چه کارهایی برای جلب رضایت خداوند انجام داده اید؟قبلا تلاشهایی رو برای اینکه خدا بهم نظر کنه انجام میدادم،یادمه دعاهای مختلفی رو توی روزها و شبهای خاصی میخوندم و یا به زور گریه میکردم که مثلا دل خدا رو به دست بیارم،چه شبهایی که نماز شب میخوندم و یا شبهای قدر به نیایش مشغول میشدم و با گریه از خدا درخواست میکردم که ببین فلان کار رو کردم با فلان نذر رو برای تو انجام میدم تا خواسته مو اجابت کنی،منم حدود سی سال از زندگیم دنبال جلب توجه خدا بودم همش میخواستم ی کاری کنم که خدا دلش برام بسوزه و بگه این بنده ی منو دریابید و هر چی میخواد رو بهش بدید ولی الان فکرشو میکنم میگم خدایا شکرت که خواسته هامو اون موقعها اجابت نکردی چون اگر میشد شاید به این صفحه و این آگاهی ها وشناختها از خودت نمیرسیدم.
۲- درک شما درباره بدون تغییر بودن خداوند چیست؟خدا رو نمیشه تغییر داد ما با حرفهای بی ریشه همش داشتیم خودمونو گول میزدیم که با انجام فلان نذری یا فلان کار دل خدا رو به رحم بیاریم ولی توی دو سه سال گذشته متوجه شدم خدا همون خداست،این منم که باید تغییر رفتار بدم این منم که باید احساسم رو خوب نگه دارم تا خدا منو توی مسیر رسیدن به آرزوهام قرار بده
۳- اگر خداوند بدون تغییر است تلاش برای رضایت خداوند چه فایده ای دارد؟!خدا بدون تغییره تلاش نمیخواد فقط ایمان میخواد ایمان به بودنش ایمان به شنیدن صدای ما میتونه خیلی راحت ما رو به خدا نزدیکتر کنه.نباید تلاش کرد که خدا رو راضی کنیم باید خودمون رو راضی کنیم که حالمون خوب باشه،فکر و ذهنمون باز باشه و آرامش داشته باشه.
۴- برای تغییر زندگی باید روی تغییر خودمان تمرکز کنیم یا روی تغییر خداوند؟!برای تغییر زندگی قطعا و فقط باید روی تغییر خودمون اصرار و کار داشته باشیم.وقتی من ایمانم قوی باشه به بودن خدا پس به راحتی اتفاقات خوب پشت سر هم اتفاق میفته،تازگیا وقتی با اطرافیانم همصحبت میشم درباره ی زندگی روزمره ناراحت میشم میبینم کسی انگار خدا رو دخیل نمیدونه همه فقط دلار و سردمداران و دولت و کشور های دیگه رو بت کردن برای خودشون و حالشون از این همه فشار خرابه دلم میخواد همه شون رو دعوت کنم به آرامش و به حقانیت خدا دلشون رو روشن کنم ولی چه کنم که نمیشه به زور کاری کرد.
۴- نگرش شما درباره لطف خداوند چیست؟ آیا شامل همه انسانها می شود؟!خداوند همواره در حال رسوندن لطف خودش ب ما هست این ماهستیم که خودمون رو نالایق میدونیم.
۵- مثال هایی از زندگی خود شرح دهید که شامل لطف خداوند شده اید درحالی که انتظار آن را نداشتید؟فکر میکنم یکی از مهم تریناش این بوده که بچه دار نشدم و تازه گیا به دلم انداخته که تنه از خودش بخوام.چون اگر قبلا بهم میداد معلوم نبود چه آگاهی های اشتباهی به بچه هام میدادم.
۶- در حال حاظر چقدر خودتان را مستحق دریافت لطف خداوند می دانید؟خیلی زیاد چون من به انسان بودنم و خلیفه ی خدا بر روی زمین ایمان آوردم.ایمان آوردم که همه چیز رو برای رسیدن من به آرزوهام خداوند خلق کرده.پس من بیشتر از هر موجودی مستحق دریافت لطف خداوندم مثه گیاهان که مستحق دریافت نور خورشیدن. من لایق رسیدن به آرزوهام هستم.الهی شک
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر استاد توانا
من بارها در طول زندگی خودم لطف خداوند رو مشاهده کردهام به نظرم اگر در این دنیا هر شخصی مسولیت رفتار خودش رو به عهده بگیره دنیا حتما جای بهتری برای زیستن هست
یعنی نگرش مثبت داشتن به شرایطی که در زندگی رخ میده میتونه اوندشرابط رو تغییر بده اگر بتونیم از خودمون شروع کنیم و تغییر کنیم دنیا وزندگی هم برای ما تغییر خواهد کرد
نگرش ها و افکاری که در بچگی والدین به ما گوشزد کردن ذهن مارو ساخته
در ۹سالکی منو مجبور به روزه گرفتن میکردن من حتی معنی این کلمه رو درست نمیدونستم ولی باید با سختی زیاد این کار رو انجام میدادم میدانید چرا چون میکفتن اگر روزه بخوری خدا تورو دوست نداره و میری جهنم
یعنی فقط از خشمو قضب خداوند برامون حرف میزدن هیچ وقت از لطف مهربانی خدا برامون نمیکفتن همیشه نقاط منفی در ذهن ما بود ومثلا اگر خاسته ای از خدا داشتیم میگفتیم که چون فلان کار خوبی رو نکردیم پس نتیجه ای نمیبینیم و خدا جواب مارا نمیدهد این طرز فکر کاملا اشتباه و غلط هست وقتی بزرگتر شدم بشدت سوال در ذهن داشتم که مثلا اگر خداوند فقط بندگان مومن رو دوست داره پس چرا این همه آدم با ادیان مختلف یا حتی بی دین در کشورهای دیگر راحت زندگی میکننن پس باید خدا بهشون غضب کنه یا مثلاً بچه دار نشوند ازدواج نکننن چیزی برای خوردن نداشته باشن و همیشه این سوالات بی جواب میماند
من بارها لطف خداوند رو پر زندگی شخصی دیدم با وجود این که شاید گناهکار هم بودم واز نظر خودم خوب فرایض دینی رو انجام ندادم
من به این جمله ایمان دارم که لطف خدا شامل حال من است
اگر در زندکی برای هر شرایطی یعنی خوب یا بد که برامون پیش بیاد سپاسگزاری کنیم وهر آنچه که وفق مراد ما نیست رو گردن خدا نندازیم رضایت خداوند رو جلب کردیم چون واقعا در زندکی خودم بارها این اتفاق افتاده که در شرایط سخت شکر خدا کردم و گفتم حتما مورد های بهتری را برایم در نظر گرفته و اصلا و ابدا به بد شانسی خودم ربطش ندادم و در کمال تعجب دیدم که اون اتفاق خوبه برایم رخ داد
۲-ازرنظر من خداوند هیچ وقت تغییر نمیکند خدا همون خدای بچگی ماهست وقتی بزرگتر شدم فهمیدم که این من هستم که باید تغییر کنم نه خدای من وقتی افکار غلط و اشتباه در من تغییر کنه همه چی در جهت همسو شدن برای من میشه خدا هرگز تغییر نمیکند این احساس خوب یا بد در ما هست که نتبجه خوب یا بد بودن زندگی ما میشه مثبت اندیشی نسبت به خداوند همان میشود که دوست داری و افکار منفی همان میشود حال من و حال زندگی منو خراب میکنه
انسان لیاقت این رو داره که به تمام آرزوهای خود در این دنیا برسه وهمه اونها رو میتونه مستقیما فقط از خود خدا دریافت کنه اگر واقعا بخواهد و تغییر کندوذهن خود را در جهت همسو شدن با خدا کند به تمام خواسته های خود میرسد بارها شاهد این بودم که اطرافیانم از بی توجهی خداوند نسبت به خودشون گله مند بودن اصلا نخواستن به رفتارهای خودشون هم فکری کننن وفقط همه چیز رو گردن خدا انداختنند و هیچ وقت هم در زندگی شونتغییری ندیدن به نظر من هرکسی باید لیاقت رو در خودش بوجود بیاره و از تمام خدا بهره ببره
من از سالهای خیلی پیش نکرشم نسبت به خداوند خیلی خوب بود و همه اطرافیانم بهم میگفتن تو خیلی راحت هستی ولی من ایمان داشتم که هدایت میشوم و ارتباطم با خدا عالی میشود هر روزی که در سایت هستم
و مطالعه میکنم آگاهی های فراوانی پیدا میکنم و یک قدم بیشتر بهش نزدیک تر میشوم خدارو شکر
سلاااامم به استاد عزیزم،این گام هم فوق العاده بود 🤩💪🏻
بهش فکر کردم و سعی کردم مطالب رو درک کنم، اینم تمرینات:
۱- نگرش شما درباره جلب رضایت خداوند چیست؟ چقدر به آن عقیده دارید و چه کارهایی برای جلب رضایت خداوند انجام داده اید؟
منم خیلی وقتا فکر میکردم انسان باید کار خاصی بکنه که مورد لطف قرار بگیره …مگه میشه همه مورد لطف باشن؟اگه اینطوریه پس چرا زندگی ها خوب نیس؟!برای همینم بود که سعی میکردم طبق توصیه ها فلان دعا رو برای موفقیت بخونم یا فلان کار رو برای مهر و محبت انجام بدم یا حتما حواسم به واجبات و محرمات باشه یا سعی کنم طبق روایاتی که مطئنم نبودم منبعش کیه و چیه یکسری رفتارها رو انجام بدم ولی آخرشم احساس خوبی بهم دست نمیداد چون مطمئن نبودم مورد قبول خداوند بوده باشه
تا اینکه اومدم و به این محتواها برخوردم !فهمیدم همه ما مورد لطف پروردگار هستیم ولی هممون پذیرای اون نیستیم و برای پذیرا بودن باید وعده های خدا رو باور کنیم و طبق اونا فکر کنیم ، باید باور کنیم که خدا لطف کردن به ما رو واجب کرده به خودش، باید باور کنیم که هر لحظه تحت حمایت خدا قرار داریم!!😃
۲- درک شما درباره بدون تغییر بودن خداوند چیست؟
خیلی جالبه اولین جایی که شنیدم خدا یکتا و بدون تغییره این جاست،خدا دیگه تحت تاثیر اعمال من قرار نمیگیره من نمیتونم خلاف قوانین عمل کنم مثلاً توی دلم امیدم به فلان فرد باشه بعد بیام دعا بخونم و نذر و نیاز کنم با خدا که حاجتمو بده و بعد خدا تحت تاثیر دعاها و نذوراتم قرار بگیره و جواب درخواستمو بده ،خیلی عالی بود این آگاهی !!
خدا از دورن من اگاهه به همه چیز احاطه و تسلط داره بنابراین خوب میدونه الان ایمانم چطوریه!! امیدواریم به چیه!!توی ذهنم چی داره میگذره !!!اگه طبق قرآن که گفته توکل رو به خدا کنین ، امیدت به خداست یعنی طبق قانونش داری پیش میری و مسیر درسته و به نتیجه میرسی و گرنه آسمون و زمین رو هم به هم بدوزی نمیشع که نمیشه !!!
۳- اگر خداوند بدون تغییر است تلاش برای رضایت خداوند چه فایده ای دارد؟!
هیچ فایده نداره، چند وقتی تلاش کردم که حتما فلان دعا رو ،چهل روز سر ساعت خاص یا حتما بعد نماز بخونم ،اگه یه روز نمیشد که بخونم دیگه فایده نداشت و باید از اول شروع میکردم.
الانم توی اطرافیان میبینم که دارن اینکار رو انجام میدن ولی نتیجه خاصی هم نمیگیرن چون خدا تغییر نمیکنه و تحت تاثیر قرار نمیگیره
فهمیدم خدا با درون ما کار میکنه اگه من تغییر کنم و افکار و باور ها و احساس بهتری داشته باشم خداهم طبق وعده و قانونش زندگیم رو تغییر میده
۴- برای تغییر زندگی باید روی تغییر خودمان تمرکز کنیم یا روی تغییر خداوند؟!
باید روی خودمون کار کنیم ، خدا هیچ نیازی به تغییر نداره در بهترین حالت خیر و خوبی و خوشبختی قرار گرفته و قوانین زندگی انسان رو هم براش شرح داده هر چه انسان افکار و نگرش و اعمالش رو همسو تر کنه نتایج عالی تری رو میگیره
۴- نگرش شما درباره لطف خداوند چیست؟ آیا شامل همه انسانها می شود؟!
بله همه مورد لطف هستن،لطف خدا بوده هست و خواهد بود ، همه جاهایی از زندگی رو یادشونه که فقط کار خدا بود که کمک کرد. خداوند همواره همه لطفش ،رحمتش،نعماتش رو برای انسان ها روانه میکنه ولی ما با افکار و باور های مخرب مون باعث میشیم که دریافتی صورت نگیره،باعث میشیم که زمین ذهنمون شوره زار باشه و نبینیم لطف خدا رو …بعدش امیدمون و ایمان مون رو از دست می دیم و دیگه برای تغییر زندگی هیچ کاری نمیکنیم بعدش که چند سال گذشت میگیم خدا بهمون لطف نکرد و گرنه ما هم باید فلان زندگی رو میداشتیم.ولی واقعیت اینه که این نتیجه افکار و باور های سمی خودمون بود .ولی الان که میدونیم لطف و ویژگی های خدا جاودانه اس ایمان و امید و انتظار مون تغییر میکنه ،دیگه میگیم خدا خودش کافیه پس منم برای بهتر کردن زندگیم اقدام میکنم و نتایج خیلی بهتری بدست میاریم
۵- مثال هایی از زندگی خود شرح دهید که شامل لطف خداوند شده اید درحالی که انتظار آن را نداشتید؟
۶- در حال حاظر چقدر خودتان را مستحق دریافت لطف خداوند می دانید.
وقتی همه مورد لطف خداوند هستند،پس منم حقمه که الطاف بینهایت خداوند رو توی زندگیم بیشتر و بیشتر تجربه کنم .من توی این مسیر حرکت میکنم و مطمئنم نتایج خیلی خوبی برام داره.من مهم ترین درس های زندگیم رو توی این مسیر یاد گرفتم و خدا منو آورد اینجا ، پس خودشم بهترین ها رو برام جور میکنه
خدایا بینهایت بار شکرت🌱🙏🏻
بازم ممنون ازتون استاد آگاهی ها و تجربیات تون فوق العاده اس🥰🙏🏻
نشان های دریافت شده
به نام خداوندی که مرا دوست دارد بی آنکه نیازی به داشته باشد.
به نام خداوندی که به من لطف همواره دارد بی آنکه به لطف من نیازی داشته باشد.
به نام خداوندی که همواره نعمت ها را در زندگی من فرو ریخته بی آنکه به شکرگزاری من نیازی داشته باشد.
تمام این نوشته ها را با اشک دارم مینویسم آخ خداجونم قصد کردی منو دیوونه کنی ساعت دو شب ولی من از فکر تو نمیتونم بخوابم. خدایا بابت سالها اشتباه شناختند معذرت میخوام خدایا عاجز و درمانده روی به تو آوردم خدایا داری با شناسوندن خودت بهم منو دیوونه میکنی تو کی هستی تو چی هستی منبع خیر منبع قدرت تو کسی هستی که اگه وصل بشم بهت کارم تموم اگه ایمانم بهت بیشتر و بیشتر بشه آرزوهام میشه خاطره برام خدایا اگر عشقت گناه است ببین غرق گناهم
خدایا عاشقتم عاشق ترم کن
خدایا دیوونه تو هستم. خدایا کاش هیچوقت این آگاهی های زندگی با کمک خدا را نمیخوندم حالا که هدایتم کردی حالا که بهم نشون دادی ازت سپاسگزارم بی نهایت ولی میدونی خدا من دارم دیوونه میشم دیوونه لطف و کرم و رحمان و رحیم و بزرگوار بودن تو میگن تنها یک نیرو در جهان هستی وجود دارد و اونم تویی فهمیدم که شیطان وجود خارجی نداره و شیطان چیزی که منو ناراحت نگران و ترس میندازه تو وجودم
خدایا در هر لحظه از زندگیم پناه میبرم به تو از هرگونه افکار ناراحت کننده و نگران کننده از هرگونه ترسی از هر چیز وسوسه کننده ای
خدایا تنها تو را بندگی میکنم و تنها از تو یاری میطلبم پس مرا به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای هدایت فرما.
خدایا میدونم که هرچقدر ایمانم بهت قویتر بشه آرزوهام دستیافتنی تر و برام جوک میشن پس در پایان نامه ام ازت میخوام هر لحظه به ایمان من ایمان عملی من بیفزایید. آمین یا رب العالمین
نشان های دریافت شده
به نام خداوند یکتا و بدون تغییر.
من قبلاً برای جلب رضایت خدا نماز و روزه میخوندم و میگرفتم نماز شب میخوندم توسل به ائمه داشتم و خلاصه مراسمات مذهبی داشتم دیگه ولی الان فهمیدم برای جلب رضایت و لطف خدا هیچکدام اینها لازم نیست چون خداوند همواره از من راضی هست و به من لطف میکند.
درک من درمورد بدون تغییر بودن خداوند این هست که مهم نیست من چجور آدمی هستم با چجور افکار و نگرش و رفتاری چرا که خداوند همواره به من لطف میکند من در اقیانوس لطف خدا غرق شده ام حالا اگر به وسیله زیر دریایی بیام تو این اقیانوس نمیتونم از اون آب بهره ای ببرم من نباید با افکار منفی خودم را از اقیانوس لطف خدا دور کنم اقیانوس همیشه هست فقط منم که باید بیام داخلش و شنا کنم.
خداوند بدون تغییر هست پس تلاش برای جلب رضایت او فایده ای ندارد چرا که او همواره از ما راضی هست ولی اگر ذکری نمازی گفته میشود بیشتر بخاطر آرامش و حس خوب خودمون هست مثلا نماز خواندن من همین آگاهی های زندگی با کمک خداوند هست نماز شبم بیدار شدن از خواب و صحبت کردن درمورد خواسته هایم هست قدرت دست خداست و ما فقط باید اینو درک و به مرحله عمل برسانیم.
برای تغییر باید روی خودمون کار کنیم وگرنه خدای مهربان که هرگز تغییر نمیکند باید من فرکانس و مدارهای خودم را تغییر دهم. تا لطف خدا را حس کنم لطف او همیشه هست.
قبلنا فکر میکردم هرکس که بیشتر نماز بخونه روزه بگیره ذکر بگه قرآن بخونه مورد لطف خدا هست مخصوصا در آخرت ولی الان فهمیدم که لطف خدا شامل همه هست چه مومن چهکافر این خود کافر هست که با اعمال و رفتار خود را از لطف خدا دور میکند وگرنه لطف خدا که تغییر نمیکند و دور و نزدیک نمیشود.
لطف خداوند هر لحظه در زندگی من هست همین که الان این گوشی را دارم و تایپ میکنم لطف خداست همین که زیر کولرم لطف خداست دیدن خانوادم لطف خداست خوردن شام و غذاهای خوشمزه امروز لطف خداست جسم سالمم لطف خداست اصلا اینکه به این دنیا اومدم و از نعمتهای آن استفاده می کنم لطف خداست.
خب در حال حاضر با خواندن این مطلب میتوانم بگم صد در صد ولی باید این جمله به باور من سپس عمل تبدیل شود.
سپاسگزارم از شما بزرگوار بابت تهیه این فایل
خدایا شکرت بابت هدایت من به این سایت
من به معجزات الهی در زندگی ام ایمان دارم
من به لطف الهی در زندگی ام ایمان دارم.لطف الهی در زندگی شامل حال من هست همواره.