0

لطف خداوند شامل حال من است (قدم ۱۶)

لطف خداوند
اندازه متن

سالهای زیادی از زندگی ام برای جلب رضایت خداوند تلاش کردم تا بلکه مورد لطف او قرار بگیرم اما هرگز این احساس را تجربه نکردم.

این نه به آن دلیل است که من در تلاش خود ناموفق بودم بلکه به این دلیل بود که من همیشه مورد لطف خداوند بودم اما تصور می کردم باید ابتدا رضایت او را جلب کنم تا بلکه مورد لطف خداوند قرار بگیرم.

اخطاریه

جلب رضایت خداوند

به همه گفته شده است که برای جلب رضایت خداوند باید کاری انجام دهیم.

حتی والدین من به اجبار مرا وادار می کردند که برای جلب رضایت خداوند کاری انجام دهم. همیشه مرا از خشم خدا و قهر خدا می ترساندند اما هیچوقت درباره لطف خداوند و دوستی با او چیز به من نگفتند.

من یاد گرفته بودم که برای اینکه مورد لطف خداوند قرار بگیرم باید ابتدا به طریق مختلف سعی کنم رضایت او را جلب کنم. به همین دلیل تمام کارهایی مانند نماز خواندن، روزه گرفتن، احیا شرکت کردن، عزاداری کردن و … که در سی و چند سال زندگی انجام می دادم برای جلب رضایت خداوند بود درحالی که لذتی از انجام این کارها نمی بردم.

هر سال با رنج و سختی روزه می گرفتم چون تصورم این بود که این همه سال نماز و روزه گرفتم در این حال و شرایط هستم حالا اگه نگیرم در چه شرایطی خواهم بود. در واقع ترس از این که بیشتر از این مورد عذاب قرار نگیرم باعث می شد به هر شکلیی که شده واجبات را انجام دهم.

سال ها به این شکل گذشت تا به مرور در رسانه ها درباره فواید علمی نماز و روزه صحبت می کردند. مثلا اینکه وقتی پیشانی بر زمین می گذاری انرژی منفی یا خستی از تن آدم خارج میشه یا وقتی روزه می گیری بدنت پاکسازی می شه و از این جور حرفها.

اما این فواید به ظاهر …. نمی توانست رنج و سختی که سالها برای جلب رضایت خداوند متحمل شده بودم را جبران کند.

سالها تلاش برای جلب رضایت خداوند و زندگی در شرایط نامساعد سبب شده بود که به کلی امیدم را نسبت به خداوند از دست داده و تصور می کردم حتما خداوند مرا ترد کرده است.

چون می دانستم در کنار همه تلاش هایم برای جلب رضایت او انواع گناهان صغیره و کبیره را انجام داده بودم و با یک حساب سر انگشتی به این نتیجه می رسیدم که حتما گناهان من از اعمالم بیشتر است که هر سال شرایط زندگی من سخت و سخت تر می شود.

سی و چند سال از عمر من در این شرایط گذشت تا به لطف خداوند با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن و ایمان به خداوند برای تغییر زندگی مواجه شدم.

البته آن زمان این عقیده را نداشتم که مورد لطف خداوند قرار گرفته ام که به این مسیر هدایت شده ام چون عقیده ای به اینکه من بنده ای هستم که توانسته رضایت خداوند را جلب کند نداشتم.

سالها بعد که شناخت بهتری نسبت به خداوند پیدا کردم و مباحث زندگی با کمک خداوند را در زندگی شخصی ام اجرا کردم و نتایج عالی کسب کردم به این نتیجه رسیدم که همان زمان که من عقیده ای به مورد لطف خداوند قرار گرفتن نداشته ام نیز خداوند مرا مورد لطف خود قرار داده به این مسیر هدایت کرده است.

لطف خداوند

خداوند یکتا و بدون تغییر است

اولین و عجیب ترین موضوعی در شروع مسیر شناخت خداوند با آن مواجه شدم این بود که خداوند یکتا و بدون تغییر است.

پذیرش این موضوع که خداوند بدون تغییر است برای من سخت و باورنکردنی بود.

من سالها برای جلب رضایت خداوند تلاش کرده بودم اما اکنون به این آگاهی رسیده بودم که خداوند تغییر پذیر نیست و تلاش من برای تحت تاثیر قرار دادن او بی ثمر بوده است.

البته از یک نظر این آگاهی برام قابل قبول بود چون سالها به این موضوع فکر میکردم که دیگه باید چیکار کنم که مورد لطف خداوند قرار بگیرم! یعنی خودم هم از اینکه هیچ نشانه ای از تغییر شرایط در زندگی ام نمی دیدم متعجب بودم.

حتی یه وقت هایی با خودم فکر می کردم یعنی من انقدر انسان گناهکار و دور افتاده ای از خداوند هستم که هرکاری می کنم اصلا به چشم خدا نمی یاد؟!

این نوع افکار که سالها ذهن مرا مشغول کرده بود باعث شد که مقاومت من در برابر این آگاهی که خداوند هرگز تغییر نمی کند کمتر شود و به مرور توانستم این واقعیت را بپذیرم که خداوند یکتا و بی تغییر است.

برای درک بهتر این موضوع به دنبال نشانه ای در قرآن گشتم که با این آیه مواجه شدم:

این کارشان فقط گردنکشی در زمین و نیرنگ زشت بود، و نیرنگ زشت جز [دامن‌] صاحبش را نگیرد. پس آیا جز سنّت [ سرنوشت] پیشینیان را انتظار می‌برند؟ و هرگز برای سنّت خدا دگرگونی نخواهی یافت.

(سوره فاطر آیه ۴۳)

این آیه در قرآن سبب شد که درک بهتری از بدون تغییر بودن خداوند پیدا کنم.

داستان این آیه به این شرح است که عده ای از کافران وعده ایمان به خداوند می دهند اتفاقا تاکیید می کنند که کسی را با ایمان تر از آنها نخواهد بود در حالی که همچنان مشغول ظلم و ستم در زندگی بودند و به همان شرایط و گرفتاری هایی که گذشتگان آنها دچار بودند گرفتار می شوند درحالی که انتظار داشتند به واسطه اینکه اعلام کردند به خداوند ایمان آورده اند شرایط آنها دگرگون شود.

در اینجا خداوند می فرماید که کار زشت دامن صاحبش را می گیرد همانطور که دامن گذشتگانتان را گرفته است و خداوند تاکید می کند که سنت یا قوانین خداوند تغییر نمی کند.

لطف خداوند

همچنین در چند آیه دیگر به تغییر ناپذیر بودن خداوند اشاره شده است:

سنّتی که همواره در میان فرستادگانی که پیش از تو فرستاده ایم بوده است، و برای سنت ما تغییری نخواهی یافت.

(سوره الاسرا آیه ۷۷)

درباره کسانی که پیشتر بوده‌اند [همین‌] سنّت خدا [جاری بوده‌] است؛ و در سنّت خدا هرگز تغییری نخواهی یافت.

(سوره الاحزاب آیه ۶۲)

سنّت الهی از پیش همین بوده، و در سنّت الهی هرگز تغییری نخواهی یافت.

(سوره الفتح آیه ۲۳)

من به این درک رسیدم که تنها راهی می تونه منجر به تغییر شرایط زندگی بشه این نیست که من تلاش کنم نظر خدا رو به خودم جلب کنم بلکه باید تلاش کنم خودم رو بر اساس قوانین یا سنت خداوند اصلاح کنم.

به این شکل خودبخود شرایط زندگی من تغییر خواهد کرد.

با درک این موضوع به این نتیجه رسیدم که در سی و چند سالی که تلاش می کردم رضایت خداوند رو جلب کنم من تغییری در افکار و نگرش و عملکرد خودم ایجاد نمی کردم.

همیشه همون حرفها، همون کارها و همون طریق زندگی رو دنبال می کردم و همیشه هم نتیجه بدتر از قبل می شد.

بنابراین متوجه شدم که اگر دوست دارم شرایط زندگی ام تغییر کنه باید سعی کنم خودم رو بر اساس قوانین و سنت خداوند تغییر بدم و به اندازه ای که موفق به انجام این کار بشم خودبخود جریان زندگی من تغییر خواهد کرد.

تصور کنید سی و چند سال تلاش می کردم به طریق مختلف رضایت خداوند را جلب کنم اما هیچ فایده ای نداشت اما به محض اینکه سعی کردم افکار و نگرش هایی که از ابتدای دوره زندگی با کمک خداوند با شما به اشتراک گذاشته ام را در زندگی ام عمل کنم جریان زندگی من دگرگون شد.

لطف خداوند

چگونه شرایط خود را تغییر دهیم

خیلی از افراد مانند گذشته من عقیده دارند که خانواده مسئول شرایط فعلی آنهاست و اگر خانواده آنها در هر شرایطی که احساس کمبود دارند شرایط بهتری داشت قطعا آنها هم اکنون در شرایط بهتری بودند.

البته این نگرش که دولت و اوضاع اقتصادی کشور و همچنین قدرت های جهان در شرایط زندگی تاثیرگذار است یکی از افکار و نگرش های قدرتمند در جامعه است.

من هم سالها این عقیده را داشتم که اگر خانواده من وضعیت بهتری داشتند شرایط من در زندگی قطعا بهتر بود و همچنین دولت و شرایط کشور را مقصر شرایطم می دانستم.

به همین دلیل است که بسیار از افراد در شرایط مشابه و حتی بدتر از خانواده خود زندگی می کنند چون خودشان را مسئول زندگی شان نمی دانند و از آنجایی که خانواده و شرایط جامعه را تاثیرگذار در شرایط خود می دانند و از آنجایی که از نظر عموم مردم اوضاع کشور به نسبت گذشته نابسمان تر شده بنابراین از نظر آنها طبیعی است که شرایط فعلی آنها از خانواده شان حتی بدتر هم باشد.

اما وقتی برای زندگی روی کمک خداوند حساب باز کنید دیگر خانواده، دولت، سیاستمداران و حتی هیچ کشوری را تاثیرگذار بر سرنوشت خود نخواهید دانست بلکه فقط خودتان را مسئول شرایط فعلی و همچنین مستعهد کمک کردن به تغییر شرایط زندگی تان می دانید.

فقط شما مسئول زندگی تان هستید و دیگر هیچ.

خداوند در قرآن به این موضوع چنین اشاره کرده است:

اين نتیجه اعمالى است كه پيشاپيش به جاى آورده‌ايد وگرنه خداوند به بندگانش ستم روا نمى‌دارد.

(سوره آل عمران آیه ۱۸۲)

نکته جالب توجه اینکه در قرآن هیچ آیه ای وجود ندارد که شرایط انسان را به خانواده یا حکومت یا … ارتباط داده باشد.

همیشه صحبت از شخص است نه اشخاص.

در این آیه هم آمده است که شرایط فعلی شما بخاطر اعمالی است که قبلا انجام داده اید و تاکید کرده است که خداوند به بندگانش ستم نمی کند.

همین یک آیه کافی است تا باور کنید اگر در شرایط نامساعد هستید یا در حال تجربه شرایطی است که موجب رنج و ناراحتی شماست این خواست خدا نیست.

چون خیلی وقت ها به اشتباه‌ فکر می کنیم حتما خدا برام خواسته که در این شرایط باشم. درصورتی که خداوند تاکید کرده است که بر بندگان ستم نمی کند بنابراین هیچ شرایط نامساعدی را نباید به گردن خدا انداخت.

اینکه در نوشته های قبلی ذکر شد که پذیرای تغییرات الهی باشید با این موضوع که خداوند را مقصر شرایط فعلی خود بدانیم تفاوت دارد.

تغییرات الهی برای این در زندگی ما شکل می گیرند که ما را به حرکت به سمت مرحله جدیدی از زندگی هدایت کنند نه اینکه در شرایطی که بواسطه تغییر الهی در زندگی ما رخ داده است سالها باقی بمانیم و تصور کنیم خداوند برای من این شرایط را خواسته است. ابدا اینگونه نیست.

لطف خداوند

عمل به آگاهی های زندگی با کمک خداوند

همانطور که گفته شد خداوند زندگی هیچ امت یا شخصی را تغییر نمی دهد مگر اینکه ابتدا خودش را تغییر دهد. همچنین خداوند تاکید کرد که شرایط فعلی شما بخاطر آنچیزی است که از قبل فرستاده اید. بنابراین برای تغییر وضعیت زندگی به شرایط جدید باید ابتدا چیزی که به سمت خداوند می فرستیم را تغییر دهیم.

ما چه چیزی به سمت خداوند می فرستیم؟ فقط احساس

الان چه احساسی داری؟ داری به خدا میگی که آینده من بر اساس این احساس باشه.

درک کردن این ماجرا سخته؟ اصلا سخت نیست

عمل کردن به این ماجرا سخته؟ بله می تونه سخت باشه.

چون شما در همین شرایطی که هستی باید بتونی احساست رو مطابق با شرایطی که دوست داری داشته باشی تغییر بدی.

اگه اون شرایطی که دوست داری داشته باشی رو تجربه کنی چه احساسی خواهید داشت؟

همون احساس رو باید از همین الان در خودت ایجاد و پایدار کنید.

مطالعه نوشته های زندگی با کمک خداوند مانند ابزاری است که به شما کمک می کند به احساس بهتر از احساس مرتبط با شرایط فعلی خود برسید.

به همین دلیل است که هرچه بیشتر ذهن خود را از آگاهی های این نوشته ها پر کنید احساس شما بهتر و متفاوت از احساس مربوط به شرایط فعلی خواهد شد و همین کار ساده بخش زیادی از تغییر شرایط زندگی را میسر خواهد کرد.

با مطالعه نوشته های بخش زندگی با کمک خداوند و همچنین زندگی با اراده خداوند شما به درک و نگرش بهتری نسبت به خداوند دست پیدا می کنید.

وقتی نگرش شما نسبت به خداوند تغییر پیدا می کند به شکل خودبخودی انتظار شما از خداوند تغییر خواهد کرد.

شما همواره انتظار مشاهده و تجربه لطف خداوند را خواهید داشت.

نکته مهمی که برخی از دوستان به آن توجه نمی کنند این است که همزمان با دریافت آگاهی های زندگی با کمک خداوند باید تا جایی که می توانید آگاهی و اطلاعاتی که از دنیای پیرامون دریافت می کنید را کاهش و کنترل کنید.

چون تقریبا همه اطرافیان شما درباره موضوعات و شرایطی صحبت و تبادل اطلاعات می کنند که هیچ نشانه ای از کمک خداوند در آن شرایط یاقت نخواهید کرد. بنابراین طبیعی است که مردم به شکل فزاینده احساس می کنند تسلطی بر سرنوشت و زندگی خود ندارند.

اینکه مردم به شکل عموم عقیده دارند دولت و شرایط اقتصادی و شاید آمریکا و … مقصر شرایط فعلی زندگی شان است این است که همواره درباره مشکلات خود و نابسامانی اوضاع با یکدیگر صحبت می کنند.

دریافت اطلاعات زیاد و مشابه درباره یک شرایط سبب می شود که به مرور افراد نقش خداون در زندگی خود را فراموش کنند و تصور کنند انسانها (دولت، خانواده،‌ شرایط اقتصادی و …) نقش زیادی در اوضاع و شرایط آنها دارند.

لطف خداوند

بنابراین همزمان با دریافت آگاهی درباره کمک خداوند در زندگی باید دریافت آگاهی درباره نقش دیگران در اوضاع و شرایط زندگی را کاهش دهید تا به مرور نقش خداوند در ذهن شما پررنگ تر از نقش انسانها شود.

  • تا می توانید ذهن خود را از انباشته های افکار منفی و نگران کننده خالی کنید و در مقابل افکار خوب و امیدبخش را جایگزین کنید.
  • در مواردی که افکار نامناسب دریافت می کنید بدون واکنش دادن و درگیر کردن خود با آن افکار و مباحثه کردن درباره آنها سعی کنید به افکار مناسبی که در ذهن خود دارید توجه کنید تا کمتر تحت تاثیر قرار گیرید.
  • عبارت هایی که در قسمت های مختلف زندگی با کمک خداوند مطرح شده است را بعنوان نگرش های جدید و صحیح درباره خداوند بپذیرید تا احساس امنیت و در پناه خداوند بودن در شما ایجاد شود.
  • علاوه بر داشتن برنامه روزانه برای مطالعه این نوشته ها در مواردی که در معرض هجوم افکار منفی قرار می گیرید خود را مشغول مطالعه این نوشته ها و حتی دیدگاه های دوستانتان کنید تا فضای فکری خود را از شر افکار منفی خلاص کنید.
  • خود را به طور پیوسته در معرض لطف خداوند بدانید و هر زمان تحت تاثیر افکار عمومی قرار گرفتید، در ذهن چند ثانیه تجسم کنید که در معرض دائمی لطف خداوند هستید و جای هیچ ترس و نگرانی نیست. همه امور تحت مدیریت خداوند است.

هیچ فکر یا عملی نمی تواند شما را از لطف خداوند محروم کند. این وعده خداوند است و خداوند به عهد خود وفادار است.

بگو: ای بندگان من از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را می‌آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.

(سوره الزمر آیه ۵۳)

دقت داشته باشید آیه هایی که با (بگو) شروع می شوند از آن دسته آیه هایی هستند که خداوند به شکل یک طرفه و بدون اینکه سوال یا مساله ای مطرح باشد به پیامبر وحی کرده است و به نظر من اهمیت بسیار زیادی دارند و همیشه این آیه ها هدایت کننده هستند و در جهت بالابردن ایمان بندگاه به خداوند می باشند.

در این آیه هم خداوند به بندگان وعده داده است که هرگز از شرایط و وضعیت خود ناامید نشوید. خداوند همه گناهان را می بخشد.

پس اینکه گناه کنید امری طبیعی و قابل رخ دادن است اما اینکه تصور کنید خداوند شما را نخواهد بخشید امری غیرطبیعی است چون خداوند این وعده را به بندگان داده است.

توجه داشته باشید که هیچ شرط و شروطی هم توسط خداوند ذکر نشده است که اگر در این حد گناه کردید چه کنید یا اگر در اون حد گناه کردید چه کنید.

بدون حد و شرط و شروط وعده آمرزش همه گناهان را داده است.

بنابراین اگر تا کنون هر نگرش درباره خود و جایگاهتان نزد خداوند داشته اید بدانید که در اشتباه‌ بوده اید و از همین لحظه از خداوند طلب بخش و پاکی کنید و مطمئن باشید خداوند به وعده خود با شما عمل می کند و از همین لحظه خود را مشمول لطف خداوند بدانید.

ناامیدی تو از رحمت خدا، بزرگ‌تر از گناهان توست.

امام علی (ع)

همچنین امام علی (ع) درباره آیه ۵۳ سوره زمر که در چند خط قبل به آن اشاره شد می فرماید:

در تمام قرآن آیه ای وسیع‌تر از آیه ۵۳ سوره زمر نیست، که خداوند، بندگان گناهکار خود را مورد خطاب قرار داده و با نهایت لطف و محبت، آغوش رحمت خود را باز نموده و فرمان عفو عمومی صادر کرده است.

عموم بندگان مورد لطف و بخشش قرار گرفته اند. بدون در نظر گرفتن جنسیت یا ملیت یا دین یا هر ویژگی دنیایی دیگری.

لطف خداوند

لطف خداوند

برای درک و باور به لطف خداوند به نشانه های آن در قرآن مراجعه می کنیم.

پروردگار شما بخشنده و دارای رحمت است. کهف/۵۸
خداوند رحمت را بر خویش واجب فرموده است. انعام/۱۲ و ۵۲
رحمت الهی واسع است و شامل هر چیزی میشود. اعراف/۱۵۶
رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است. اعراف/۵۶
ای کسانی که به خود ظلم کرده اید! هرگز از رحمت خدا ناامید نشوید. زمر/۵۳
از رحمت مایوس نمیشوند، مگر گمراهان. حجر/۵۶
حقیقتاً هیچ کسی نمیتواند مانع نزول رحمت الهی بر انسان شود و اگر خداوند رحمتی را از شخصی دریغ دارد، هیچ کس نمیتواند آن رحمت را بر وی فرود آورد. فاطر/۲

خداوند از قبل از به دنیا آمدن شما وعده لطف داده است که همواره مورد لطف خداوند هستید. اکنون نوبت شماست که با خداوند به توافق کامل‌ برسید.

توافق با خداوند به این معنی که شما هم وعده الهی را باور کنید و از همواره در وجود خود به خاطر داشته باشید که با خداوند توافق کرده اید که لطف خداوند را باور کرده اید. این به معنای ایمان آوردن به وعده خداوند است.

  • ممکن است به هر دلیل احساس خوبی نداشته باشید.
  • شاید اختلافی بین شما و خانواده تان اتفاق افتاده باشد.
  • ممکن است در مورد کارتان مساله ای پیش آمده باشد.
  • شاید سلامتی تان با مشکل مواجه شده باشد.

در این شرایط افکار و نجواهای ذهنی به سمت شما هجوم می آورند و به شما می گویند که این اتفاق نباید برای من رخ می داد. پس معلوم است لطف خداوند شامل حالم نیست.

در این شرایط است که باید به توافقنامه خود با خداوند رجوع کنید و با استناد به ان افکار مهاجم و منفی را در ذهن خود آرام کنید.

من به وعده لطف خداوند در زندگی ام باور و ایمان دارم.

لطف خداوند

مسائل و شرایط زندگی ممکن است ما را در شرایطی قرار دهد که در جنبه هایی از زندگی تحت فشار قرار بگیریم. اما همیشه باید به خاطر داشته باشیم که قدرت نهایی از آن خداوند است.

برای به واقعیت تبدیل کردن لطف خداوند از دنیای مرئی به جهان مادی باید با خداوند در مورد پذیرش لطف او به توافق برسید و همواره بر توافق خود پایدار بمانید تا آنچه در غیب به نام شما نوشته شده است به واقعیت زندگی تان تبدیل کنید.

خیلی وقت ها انسانها با دیدن شرایط دیگران حسرت می خوردند با خود می گویند کاش خدا هم نصیب ما می کرد.

این افکار در تضاد با توافق با خداوند برای ایمان به لطف خداوند است. باید در افکارتان را اصلاح کنید.

این نگرش را در ذهن خود جای دهید که وعده لطف خداوند از قبل از اینکه شما قدم به جهان مادی بگذارید توسط خداوند داده شده است.

خداوند نمی تواند به شما لطف کند چون به طور پیوسته در معرض لطف خداوند هستید. مانند این است که در دریا باشید و انتظار داشته باشید فردی از بیرون شما را خیس کند!

اینکه انتظار داشته باشید مورد لطف خداوند قرار گیرید نگرش اشتباهی است. شما همواره در معرض لطف خداوند هستید و فقط باید پذیرای لطف خداوند باشید.

انسانی که به لطف خداوند باور دارد و پذیرای لطف خداوند است آرامش و احساس متفاوت با فردی دارد که باور به لطف خداوند ندارد یا حتی به زبان می گوید که خداوند رحمان و رحیم است اما پذیرای لطف خداوند نیست چون تصور می کند خداوند رحیم است اما حتما او لایق لطف خداوند نیست.

اینکه خود را لایق لطف خداوند بدانید یا ندانید فقط بستگی به خودتان دارد و همانگونه که خداوند فرموده است تا وقتی خودتان نخواهید سرنوشت تان را تغییر دهید خداوند اصراری به این کار ندارد.

بنابراین برای تغییر شرایط زندگی باید نگرش ها و افکار خود درباره خداوند را اصلاح کنید تا در وجودتان انتظار تجربه ویژگی های خداوند در زندگی مادی را داشته باشید.

شاید نتوانید ببیند اما آگاه باشید که همین الان در هر شرایطی هستید نشانی از لطف خداوند بر قلب شما زده شده است.

قابل دیدن نیست اما می توانید آرامشی که در این لحظه از طریق این نشان در وجود شما گسترش پیدا کرده است را احساس کنید.

اگر می خواهید لطف خداوند را در زندگی خود به جریان بیندازید باید باور کنید که: لطف خداوند شامل حال من است.

لطف خداوند

با خودتان این عبارت الهی را تکرار کنید:

لطف خداوند شامل حال من است

لطف خداوند شامل حال من است

لطف خداوند شامل حال من است

نباید به این افکار اجازه تکرار شدن و قدرت گرفتن در وجودتان را بدهید:

  • چرا همیشه کمتر از آنچه حقم است دریافت می کنم!
  • چرا همیشه شکست می خورم!
  • چرا به هرکی خوبی می کنم جواب عکس می گیرم!
  • چرا هر کاری می کنم رابطه من و همسرم خوب نمی شود!
  • چرا هر کاری می کنم بچه دار نمی شم!
  • چرا هرچقدر تلاش می کنم نتیجه نمی گیرم!

خودتان را از شر (چراها) در ذهنتان خلاص کنید. وقتی درگیر افکاری می شوید که شما را با (چرا) مواجه می کند احساس ضعیف بودن در شما گسترش پیدا می کند.

ایمان و امید شما به خداوند به شدت کاهش می یابد و در معرض خطر شرک به خداوند قرار می گیرید.

هر زمان به هر دلیل افکار دلسرد کننده به سما شما هجوم می آورند و سعی می کنند قانعتان کنند که هیچ اتفاق خوبی در آینده‌تان وجود ندارد،‌ تنها کاری که باید انجام دهید به نشان لطف خداوند بر قلب خود رجوع کنید و خود را مزین به نشان نورانی لطف خداوند ببینید.

دقت کنید که دقیقا در مقابل نشان زرین و نورانی لطف خداوند ایستاده اید و نور درخشان آن بر سراسر وجودتان در حال تابیدن است.

همیشه طوری رفتار کنید که نشان دهنده این باشد که مورد لطف خداوند قرار دارید.

جوری حرف بزنید،‌ جوری رفتار کنید و به شکلی زندگی کنید که نشان دهنده این باشد که مورد لطف خداوند هستید.

اخطار

تمرین:

۱- نگرش شما درباره جلب رضایت خداوند چیست؟ چقدر به آن عقیده دارید و چه کارهایی برای جلب رضایت خداوند انجام داده اید؟

۲- درک شما درباره بدون تغییر بودن خداوند چیست؟

۳- اگر خداوند بدون تغییر است تلاش برای رضایت خداوند چه فایده ای دارد؟!

۴- برای تغییر زندگی باید روی تغییر خودمان تمرکز کنیم یا روی تغییر خداوند؟!

۴- نگرش شما درباره لطف خداوند چیست؟ آیا شامل همه انسانها می شود؟!

۵- مثال هایی از زندگی خود شرح دهید که شامل لطف خداوند شده اید درحالی که انتظار آن را نداشتید؟

۶- در حال حاظر چقدر خودتان را مستحق دریافت لطف خداوند می دانید؟

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.65 از 63 رای

موزیک بی کلام

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=42716
40 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۲/۳۱ ۱۸:۰۴
      مدت عضویت: 2270 روز
      امتیاز کاربر: 7793 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,591 کلمه

      **به نام خدای بخشنده و مهربان، خدایی که عشق را آفرید و از روح خود در وجود ما دمید.**

      سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و دوستان خوب سایت تناسب فکری 🤍🌸

      🌼 نگرش من درباره جلب رضایت خداوند🌼 

      اگر بخواهم خیلی صادقانه از نگاه خودم درباره جلب رضایت خداوند حرف بزنم، باید بگویم که این موضوع برای من فقط یک باور خشک یا یک وظیفه‌ی ظاهری نبوده و نیست؛ بلکه همیشه چیزی بوده که از ته دل با آن زندگی کرده‌ام. از بچگی به ما یاد داده بودند که باید درست زندگی کنیم، نباید گناه کنیم، نباید دروغ بگوییم، باید کارهای خوب انجام بدهیم تا خدا از ما راضی باشد. من هم همیشه این حرف‌ها را شنیده‌ام و کم‌وبیش با آن‌ها زندگی کرده‌ام، اما هرچه بیشتر جلو آمدم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که رضایت خدا فقط در ظاهرِ کارها نیست، فقط در انجام چند تا دستور و تکرار چند تا عمل نیست، بلکه بیشتر از همه در **حالِ دل** آدم، در **شکرگزاری**، در **تسلیم بودن** و در **اعتماد کردن به خدا** خودش را نشان می‌دهد.

      من واقعاً فکر می‌کنم خدا وقتی از ما راضی می‌شود که ما با دل آرام، با قلبِ شاکر و با روحِ پذیرا زندگی کنیم. یعنی هم داشته‌های خودمان را ببینیم و برایشان شکر کنیم، هم نداشتن بعضی چیزها را نشانه‌ی بی‌مهری ندانیم. خیلی وقت‌ها ما فقط وقتی راضی هستیم که همه چیز طبق میل خودمان پیش برود، اما من کم‌کم یاد گرفته‌ام که شاید رضایت واقعی، دقیقاً جایی شروع می‌شود که آدم بگوید: «خدایا، من به تو اعتماد دارم. تو بهتر از من می‌دانی چه چیزی برای من خوب است.»

      برای همین، من همیشه سعی کرده‌ام در حد توانم راه‌هایی را برای جلب رضایت خدا در زندگی‌ام داشته باشم. مثلاً روزه گرفته‌ام، نماز خوانده‌ام، سعی کرده‌ام قرآن بخوانم و اگر بتوانم ختم قرآن انجام بدهم. این‌ها برای من فقط یک سری کار عبادی نبوده‌اند؛ بیشتر شبیه راه‌هایی بوده‌اند برای اینکه به خدا نزدیک‌تر شوم، با او حرف بزنم، و یادم نرود که زندگی فقط در همین چیزهای ظاهری خلاصه نمی‌شود. با این حال، هرچه بیشتر تجربه کرده‌ام، بیشتر فهمیده‌ام که رضایت خدا فقط با انجام دادنِ چند کار دینی به‌دست نمی‌آید؛ بلکه باید با تمام وجود **شکرگزار** بود، با تمام وجود **تسلیم** بود و با دل و جان پذیرفت که خداوند از روی حکمت عمل می‌کند.

      وقتی به زندگی خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم که خیلی از جاها اگر بخواهم دقیق‌تر نگاه کنم، لطف خدا را دیده‌ام. نه فقط در لحظه‌های بزرگ و واضح، بلکه در همان چیزهای ساده‌ای که شاید آدم عادی اصلاً متوجه‌شان نشود. من به این باور رسیده‌ام که خدا همیشه همراه ما بوده، حتی آن لحظه‌هایی که ما ناشکری کردیم، حتی آن وقت‌هایی که از او گلایه داشتیم، حتی همان وقت‌هایی که فکر می‌کردیم چرا این‌طور شد و چرا آن‌طور نشد. با این حال، خدا هیچ‌وقت ما را رها نکرده است. همیشه و در همه حال، ما را در معرض لطف و کرم خودش قرار داده؛ فقط گاهی ما آن را ندیده‌ایم یا قدرش را ندانسته‌ایم.

      برای من خدا موجودی دور و دست‌نیافتنی نیست که فقط در لحظه‌های خاص سراغش برویم. من خدا را مهربان‌ترین پناه زندگی‌ام می‌دانم. خدایی که در سختی‌ها، در تردیدها، در خستگی‌ها و حتی در بی‌حوصلگی‌های ما هم هست. بعضی وقت‌ها آدم فکر می‌کند اگر خودش چیزی را نبیند یا نفهمد، پس وجود ندارد؛ اما من بارها به این نتیجه رسیده‌ام که لطف خدا خیلی وقت‌ها قبل از اینکه ما بفهمیم، در زندگی‌مان جاری بوده است. خدا آن‌قدر مهربان است که به بندگانش توجه می‌کند، حتی به کوچک‌ترین و ضعیف‌ترینشان. من مطمئنم که اگر یک لحظه خدا نگاه لطفش را از ما بردارد، زندگی ما چیزی برای ادامه دادن نخواهد داشت. همین که هستیم، همین که نفس می‌کشیم، همین که فرصت داریم رشد کنیم و ادامه بدهیم، خودش نشانه‌ی لطف اوست.

      راستش را بخواهید، یکی از چیزهایی که همیشه برای من روشن بوده، این است که اگر خدا بدون تغییر است، پس این ما هستیم که باید تغییر کنیم. یعنی نمی‌شود از خدایی که کامل و ثابت و مهربان است انتظار داشت که خودش را با خواسته‌های ناپایدار ما عوض کند. من هرچه بیشتر به این موضوع فکر کرده‌ام، بیشتر به این نتیجه رسیده‌ام که اگر قرار است زندگی‌مان بهتر شود، اگر قرار است به آرامش برسیم، اگر قرار است حال دل‌مان عوض شود، باید خودمان را تغییر بدهیم. باید نگاه‌مان را عوض کنیم، باید نوع برخوردمان با نعمت‌ها را عوض کنیم، باید یاد بگیریم به جای غر زدن، شکر کنیم و به جای شکایت، اعتماد داشته باشیم.

      از نظر من، تغییر واقعی از درون خود ما شروع می‌شود. نه از خدا، نه از دنیا، نه از دیگران. ما باید روی احساس زندگی‌مان تمرکز کنیم؛ روی نعمت‌هایی که داریم، روی فرصت‌هایی که به ما داده شده، روی چیزهایی که شاید خیلی وقت‌ها از فرط عادت، اصلاً نمی‌بینیم‌شان. من واقعاً باور دارم که اگر آدم بتواند لحظه‌ای بایستد و به داشته‌هایش فکر کند، خیلی از ناراحتی‌ها و سختی‌های درونی‌اش کمتر می‌شود. چون می‌فهمد که هنوز هم لطف خدا در زندگی‌اش هست، هنوز هم چیزهای زیادی برای شکر کردن وجود دارد.

      برای همین من تلاش کرده‌ام که هم شکرگزار باشم و هم بندگی خدای خوبم را فراموش نکنم. به نظرم این دو تا از هم جدا نیستند. بندگیِ واقعی بدون شکرگزاری ناقص است، و شکرگزاریِ واقعی هم بدون بندگی، یک چیز سطحی می‌شود. من سعی کرده‌ام در زندگی‌ام این را تمرین کنم که هم برای نعمت‌هایم خدا را شکر کنم، هم اگر چیزی را ندارم، نگویم حتماً خدا مرا فراموش کرده است. شاید آن چیز برای من در آن لحظه صلاح نبوده، شاید خیر من در آن نبوده، شاید خدا چیزی بهتر برایم در نظر داشته است. این نوع نگاه، واقعاً به من آرامش داده.

      اگر بخواهم درباره‌ی لطف خدا مثال بزنم، باید بگویم که زندگی من پر از نمونه‌هایی بوده که نشان می‌دهد خدا دقیقاً در جاهایی دستم را گرفته که اصلاً فکرش را نمی‌کردم. مثلاً من مطمئنم که قبولی‌ام در دانشگاه خواست خدا بوده. با تمام شرایطی که بوده، با همه‌ی نگرانی‌ها و تلاش‌ها، من این را یک اتفاق ساده نمی‌بینم. برای من این هم لطف خدا بوده که یک مسیر تازه جلوی پایم باز شده است. یا مثلاً خریدن این خانه، برای من فقط یک اتفاق مادی نبوده؛ من حس می‌کنم خدا خواسته که این اتفاق بیفتد و درِ آرامش تازه‌ای به روی ما باز شود.

      حتی فراتر از این‌ها، من خودِ زنده ماندنم را هم لطف بزرگ خدا می‌دانم. چون هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد که من در زمان نوزادی زنده بمانم. همین که من امروز هستم، نفس می‌کشم، حرف می‌زنم، راه می‌روم، تجربه می‌کنم و ادامه می‌دهم، برای من بزرگ‌ترین نشانه‌ی رحمت خداست. من اصلاً این را اتفاقی نمی‌دانم. هر لحظه‌ای که از کنارِ خطر رد شده‌ام، هر بار که توانسته‌ام دوام بیاورم، هر باری که انرژی ادامه دادن پیدا کرده‌ام، همه‌اش را لطف خدا می‌دانم. حتی همین که توانسته‌ام با این تمرین‌ها و این مسیرها جلو بروم، برای من یعنی خدا هنوز همراه من است و من را رها نکرده.

      در واقع، وقتی بیشتر به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم که لطف خدا فقط در چیزهای خیلی بزرگ نیست. لطف خدا در این است که من هنوز فرصت دارم بهتر بشوم. لطف خدا در این است که هنوز امید دارم. لطف خدا در این است که هنوز می‌توانم یاد بگیرم، هنوز می‌توانم اشتباهاتم را بفهمم و هنوز می‌توانم مسیرم را اصلاح کنم. این‌ها چیزهای کوچکی نیستند. خیلی وقت‌ها ما دنبال نشانه‌های بزرگ می‌گردیم، اما اصلِ لطف خدا در همین ادامه دادنِ زندگی، در همین نفسِ تازه، در همین روزهای ساده‌ای است که به ما فرصت دوباره می‌دهد.

      در مورد اینکه خودم را در حال حاضر چقدر مستحق دریافت لطف خدا می‌دانم، باید خیلی صادقانه بگویم که من اصلاً خودم را صاحب‌حق نمی‌دانم؛ بیشتر این را می‌بینم که خدا از سر مهربانی و لطف خودش به من کمک می‌کند. من چون بنده‌ی خدا هستم، او دستم را می‌گیرد. نه اینکه من چیزی باشم که بخواهم برایش ادعا کنم، بلکه چون او رحیم است و کریم است، شامل حال من هم می‌شود. از نظر من، همین که انسان درِ دلش را به روی خدا باز نگه دارد، خودش یک راه برای دریافت لطف اوست. خدا لازم نیست از ما دلیل بیاورد که چرا کمک‌مان می‌کند؛ او مهربان است، و مهربانی‌اش محدود به شایستگی‌های ما نیست.

      من به این نتیجه رسیده ام که رضایت خداوند، لطف خداوند و بدون تغییر بودن خدا، همگی یک پیام مشترک دارند: **ما باید یاد بگیریم درست‌تر نگاه کنیم، درست‌تر زندگی کنیم، و بیشتر از قبل به او تکیه کنیم.** خدا که قرار نیست با ما نوسان کند. این ماییم که باید در مسیر رشد، در مسیر شکر، در مسیر ایمان و در مسیر آرامش، خودمان را بالا بکشیم. وقتی این را می‌فهمم، احساس می‌کنم زندگی معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند. دیگر هر اتفاقی برایم فقط یک اتفاق نیست، بلکه فرصتی است برای فهمیدن، برای صبر کردن، برای شکر کردن و برای نزدیک‌تر شدن به خدا.

      در نهایت، چیزی که همیشه در دل من پررنگ بوده این است که خدا را باید با عشق شناخت، نه فقط با ترس. من دوست دارم با خدا زندگی کنم، زیر سایه‌ی او باشم، به داده‌هایش شکر بگویم و نداده‌هایش را هم به خیر و صلاح خودم بدانم. این نگاه برای من نه‌تنها آرامش آورده، بلکه باعث شده در برابر سختی‌ها کمتر بشکنم. چون وقتی بدانی خدا از تو جدا نیست، وقتی باور داشته باشی او همراه توست، حتی سختی‌ها هم قابل تحمل‌تر می‌شوند.

      من واقعاً امیدوارم که بتوانم این مسیر شکرگزاری، بندگی، اعتماد و تسلیم را ادامه بدهم. چون برای من این‌ها فقط حرف نیستند؛ این‌ها شیوه‌ی زیستن‌اند. و اگر قرار باشد چیزی در من بیشتر از همه رشد کند، دوست دارم همان رابطه‌ی صمیمی و عاشقانه‌ام با خدا باشد. رابطه‌ای که بر پایه‌ی عشق، اعتماد، شکر و پذیرش بنا شده است. 🤍🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما منصوری
      ۱۴۰۴/۱۲/۲۷ ۰۶:۴۸
      مدت عضویت: 97 روز
      امتیاز کاربر: 2135 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 302 کلمه

      بنام رب وهاب و هدایتگرم

      سلام به دوستان عزیزم 

      خدایاشکرت برای این مطالب فوق العاده 

      درک این نکته که من همیشه مورد لطف خداوند هستم 

      دقیقا مثل این میمونه که درک کنم و باور داشته باشم که خدا دوستم داره، عشقی که خدا بم داره رو درک کنم

      وقتی مورد عشق خدایی، یعنی مورد لطفشم هستی 

      خدایی که به همه بندگانش عشق داره، یعنی بشون لطف بی پایان و بی نهایت داره 

      بخوام باور کنم یا نه، من مورد لطف خداوند هستم 

      بخوام باور کنم یا نه، لطف خداوند در زندگیم دائمی و ابدی است و خداوند وعده ای که میده رو هرگز تغییر نمیده، چون خدا خوشقوله، چون خدا اگر وعده ای میده حتما بش وفاداره و حتما بش عمل میکنه 

      و من به وفاداری خداوند ایمان دارم 

      من به خوشقولی خداوند ایمان دارم 

      وقتی قبلا ازش معجزه خواستم، و راهی که پیش روم گذاشت این بود: من که در هر صورت چیزی که میخوای رو بت دادم، وعدش رو بت دادم،  من رب توام، حاکم بی چون و چرای جهان، قدرت اول و آخر، توانا بر انجام هر کار، فرمانروای تو و همه چیز در جهان، پس وقتی من وعده ای میدم، قطعا بش عمل میکنم، پس برای خودت بهتره که باورش کنی، برای خودت بهتره که بم خوشبین باشی. 

      تلاش کردم باور کنم وعده هاش رو، و بش خوشبین باشم، و اون معجزه کرد خیلی خیلی زود و فهمیدم رب من رب معجزه هاست

      رب وهاب ، رب قادر مطلق، معجزه گر است ، سریع الحساب است و بی نهایت، و میتواند در کسری از ثانیه معجزه کند، خواسته های ما برای او جزئی از جزء نیست

      و من به بی نهایت بودنش، معجزه گریش، پاداش هایش، لطفش، و سریع الحساب بودنش و خوش وعده بودنش، خوشقولیش، ایمان دارم. 

      ایمان دارم که اجابتم کرده است 

      خداوند مرا با عشق آفریده است و با عشق به من لطف می‌کند. 

      خدایاشکرت برای این آگاهی ها 

      الهی به امید خودت❤️❤️❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین
      ۱۴۰۴/۰۴/۲۲ ۱۹:۵۰
      مدت عضویت: 1038 روز
      امتیاز کاربر: 4165 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 634 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      ۱.سالهای زیادی رو با افکار جلب رضایت خداوند گذروندم که باید حتما اینکار و انجام بدم یا باید اون کارو بکنم تا خدا ازم راضی باشه!مثلا با دقت و وسواس نماز یا قرآن میخوندم بدون اینکه اصن بدونم دارم چی میگم پیش خودم ؛یا مثلا یه حرفایی میشنیدم که میگفتن اگه نماز بخونی ولی فلان ذکر و نگی خدا از نمازی که خوندی راضی نیست و نمازت و قبول نمیکنه…یا مثلا یجوری خودم رو خالی میکردم در کمک کردن به دیگران با فکر اینکه :اگه من کامل پولم رو به این شخص ندم خدا راضی نیست و حتمن میگه تو بیشتر پول داشتی چرا ندادی بهش ؟البته که الان که دارم اینا رو مینویسم خندم میگیره ولی خب بخشی از رشد و تکامل من بوده همه ی این افکار و کارهایی که کردم…

      ۲.دقیقن منم همین نظر و دارم که هیچ چیز درباره ی خدا و برای خدا تغییری نکرده و هیچوقت نمیکنه؛مثلا چیزی که خدا از همون ابتدا (به عنوان مثال در قرآن)ممنوع کرده یا گفته خوب نیست،الان به هر روشی که انسان امتحان بکنه متوجه میشه که فلان چیز و یا فلان کار خوب نیس…هیچ علم و تکنولوژی نمیتونه خلاف شو ثابت کنه و ازونجایی که قرآن کتابیه که خیلی مخالف داره؛علم هرچه جلوتر میره بیشتر به همه ی جهان ثابت میشه که کتابی که پیشینه ی ۱۴۰۰ ساله داره کاملن صحیحه ؛مثال دیگه ای که وجود داره اینه که خدا خوردن شراب رو حرام کرده (الکل)،و چندین ساله که علم ثابت کرده که الکل چه اثرات مخربی رو سیستم بدن و عملکرد تک تک سلول های بدن میزاره ؛اینکه چقدر کارکرد مغز رو پایین میاره و توانایی تشخیص خوب وبد و حل مسئله رو از آدم میگیره…پس درباره ی خدا و هر چیزی که از سمت خداست هیچ چیز تغییر نمیکنه

      ۳.در اصل این تلاش برای خودمونه،ینی ما با انجام تمام کارهایی که فکر میکنیم برای رضایت خداست،داریم خودمون رو راضی میکنیم که مثلا من لیاقت اینو دارم که خدا بهم نعمت بده…من فکر میکنم بیشتر برای رضایت خودمونه و وقتی که نگاه میکنیم و میبینیم خودمون راضی هستیم اون موقع احساس میکنیم خدا هم ازمون راضیه و گاهی در بعضی موارد افراد فکر میکنن تلاش شون کافی نیست و همچنان خدا ازشون رضایت نداره چون اون چیزایی که در زندگی میخان رو ندارن.

      ۴.به نظرم لطف خداوند در همه عالم جریان داره؛یه چیز فراگیره که حتی انسان هایی که فکر میکنن خدا هیچ لطفی بهشون نداره ،خدا در همون لحظه داره اونا رو غرق لطف خودش میکنه ولی خب مسئله اینه که نمیبینن!ولی انسان های آگاه اون رو در لحظه لحظه ی زندگی شون حس میکنن.

      ۵.مثلا من در تمام سالهایی که تا قبل ازین میتونم بگم در تاریکی مطلق زندگی میکردم؛همیشه یه نور خیلی کم از امید در دل من روشن بود که :یه راهی هست که میشه تا ابد خوب زندگی کرد…حتما یه راهی برای نجاتت ازین شرایط هست ،قراره تا ابد خوب و خوشحال و خوشبخت زندگی کنی بعد از همه ی این سالها؛و خب شروع مسیر بیداری من از طریق تنها دوست صمیمیم(طنین)بود که من اصلا انتظار نداشتم با این دوستم که اهل کردستانه و خب من اینجا اصفهانم،از این فاصله ی دور با همدیگه مسیر بیداری رو شروع کردیم و با کسی شروعش کردم که اصلا انتظار نداشتم !ینی شاید به شیوه های دیگه ای فکر میکردم که باز هم اونا دور از دسترس بودن ولی طنین موردی بود که حتی بهش فکر هم نکردم و از طریق این دوست فوق العاده که یکی از سرمایه های زندگی منه قدم در مسیر آگاهی گذاشتم و لطف خدا رو بی نهایت احساس کردم .

      ۶.امیدوارم اشتباه برداشت نشه ولی من واقعا خودم رو مستحق و لایق لطف پروردگارم میدونم…نه اینکه با خدا معامله کنم یا چیزی…واقعا ایمان اووردم که خدا کارش اینه که به بنده هاش لطف کنه و انسان هم لایق و شایسته ی دریافت لطف خالقشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۹ ۰۰:۰۵
      مدت عضویت: 1320 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 517 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز 

      همه ی ما بنده های خدا دارای این حس هستیم که نگران میشویم نکنه خالق ما خدای ما ازمون ناراحت باشه و مورد لطف و رحمتش قرار نگیریم و در ان دنیا در اتش جهنم عذاب شویم،

      من ک باور نمیکنم

      این خدای من نیست ،این خدایی نیست که میگوید مهربان و بخشنده است من این خدا را باور دارم

      من سه ساله توی همه ی دوره های رایگان این سایت خوب شرکت کردم حتی هر دوره ای رو سه یا چهار بار گوش دادم،

      عقیده و باوری که امروزه دارم بدون تردید محکم ترین باور منه، من شک ندارم لطف خداوند شامل حال منم هست

      ،چرا مثلا مورد رحمتش نیستم مگه چه کاری کردم توی زندگیم چه الان که تغییر کردم چه قبل جر این که دوست داشتم به هدف هام و ارزو هام برسم و ادم شادی باشم، فقط راهش رو پیدا نکرده بودم،

      وگرنه خیلی هم مورد لطف خدا هستیم و خودمون هم خبر نداریم ،همین که اول صبح بیدار بشی و خوبی جاییت درد نمیکنه سالمی ،همین که میتونی بخوری ببینی راه بری بخندی شاد باشی،

      متاسفانه انتخاب و تربیت های ما خراب شکل گرفته بوده بر اساس دیدگاه بزرگ ها اقوام بر اساس حرف عالمان روحانیان و … ولی من که خوشحالم راهم رو توسط خدای مهربونم پیدا کردمو هدایت شدم،

      دنیای بعد از تغییرات من برام خیلی پررنگ تره زیبا تره صاف و صادقانه تره و میتونم واقعی تر احساس خوب داشته باشم،

      و این که میتونم با اطمینان بگم بله مگه میشه خدای که گفته بدون قید و شرط دوست داره بندشو لطفش رو در زندگی شامل حال ما نکنه، اصلا هیچ سختی نداره وجود نداره برای ما هیچ درد و عذابی نیست هیچ مشکلی نیست ،

      من که با وجودم این رو باور دارم که خدا بسیار مهربان است و لطفش شامل همه انسان‌ها می‌شه،و انسان های بیشتر این لطف رو دریافت میکنند که ایمان و آرامش بهتری دارن و نگران نیستند ،احساس خوبی دارن و گله و شکایت کمتری میکنند یا در هر شرایطی سعی میکنند سپاسگزار باشند تا شادی تولید کنند و حس بهتری هم منتقل کنند،

      در نهایت این ما هستیم که تصمیم میگیرد چه زندگی رو دوست داره تجربه کنه و چه ادمی باشه،

      دوست دارریم شاد باشیم ایمان واقعی داشته باشیم و از لطف خداوند بهره ببریم یا نه همش گله کنیم و همه چیز رو سخت بگیریم و جامعه و شرایط رو ملت رو مقصر بدونیم ،خانواده و کشور و شهر و در اخرم خدا،

      نه عزیز من برو ببین چقدر حواسش بهمون هست،حتی وقتی خودتم خبر نداری،

      من هم ایمان دارم که لطف خدای مهربونم شام حال من و ما بنده ها هست همیشه ،وخیلی هم برای این تغییر و شناخت درستم و باور های ارزشمند خودم خوشحالم و دوست دارم همیشه لبخند برنم و درونم سکوت کنم و با ادم های نا اگاهی که هم عقیده و باورم نیستند بحث نکنم واکنش ندم و بهتر از دیروزم سعی کنم باشم ،و هر روز با شکر گذاری و راضی بودن با اشتیاق فراوان بیدار شم و دنیال خواسته هام برم و دست توی دست خدای مهربونم توی هر جا دلم میخواد پا میزارم چون میدونم دست خدا تو دستمه پس نگران نیستم،

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۸/۰۸ ۱۰:۴۰
      مدت عضویت: 742 روز
      امتیاز کاربر: 19360 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 511 کلمه

              بسم الله الرحمن الرحیم.

             لطف خداوند،همواره شامل حال من هست.

      سلام استاد عزیز و همه دوستان. چقدر جالب درمورد لطف خداوند گفتید که مثل این میمونه که تو دریا باشی و توقع داشته باشی کسی از بیرون خیست کنه.نمیتونه چون تو در دریا هستی،تو خیسی را گذروندی و غرق آب هستی، ماهم غرق لطف خداوند هستیم پس انتظار لطف خداوند را داشتن یک کار بیخوده،ماهمواره مورد لطف خداوند هستیم.

      تمرین:۱،من در گذشته مثل شما فکر میکردم باید همواره خدا را راضی نگه دارم و به شدت دنبال جلب رضایت او بودم،اگر اشتباهی انجام میدادم یا تقی به توقی میخورد فکر میکردم خدا مثل بچه دو ساله هست و الان ناراحت شده و مرا مورد خشم قرار میده،خلاصه نماز اول وقت روزه توبه ،رعایت حجاب و چیزهایی که در دین گفته اند را انجام میدادم. ولی الان فهمیدم که خداوند به این چیزها نیاز ندارد و او همواره از من راضی هست و میداند که ماهیت انسان خطا کردن هست،بنابراین مرا میبخشد، به شرطی که آن اشتباه را دوباره تکرار نکنم.

      ۲,خداوند بدون تغییر هست،یعنی او کاری به این ندارد که من چه کاری را انجام میدهم درست هست یا غلط،مهم این است که خودم از انجام آن کار چه احساسی دارم. خداوند کاری به گریه و زاری های من ندارد،به احساس من کار دارد و جهان بیرون آینه جهان درون من هست هرچه کنم به خود کنم و در سنت الهی تغییری نخواهی یافت.

      ۳,تلاش برای جلب رضایت خداوند هیچ فایده ای ندارد ما فقط باید خودمون را از خودمون و شرایط کنونی راضی نگه داریم و احساس خود را خوب کنیم.

      ۴,برای تغییر زندگی باید روی احساس خوب خودمون کار کنیم،چرا که خداوند،همواره بدون تغییر هست و خداوند همواره از ما راضی هست،فقط باید روی احساس خوب خودمون متمرکز بشویم.

      ۵,لطف خداوند،شامل همه انسانها میشود،همه انسانها غرق در لطف و رحمت الهی هستند.لطف الهی محبتی هست که خداوند همواره و بدون هیچ منتی به زندگی من عطا کرده است،مثلا داشتن پدر و مادر لطف الهی هست.

      ۶,البته همانطور که گفتید من همواره مورد لطف خداوند هستم اما چند مثال بزنم مثل وارد کردن همسرم به زندگی من،هدایت من به دنیای موسیقی، خرید ماشین ظرفشویی،گرفتن گواهینامه،آشنایی با گروه بی تی اس، رفتن روی سن و اجرای آهنگ ها. استاد عزیزم. پدر و مادرم خواهرم و خواهر زاده ام، اوه نمیدونم هزارتا ده هزارتا. اینجاست که میگن اگر دریاها مرکب شود و درختان قلم،نمیتوانی نعمت هایی که خداوند به شما داده را بنویسد،همش از لطف او هیت،سالهایی چند مادرم مریض بود و لطف و شفا خداوند شامل حال ما شد و مادرم دوباره به آغوش ما برگشت.و…… واقعا خیلی زیاده خدایا شکرت.هدایت من به کلاس قرآن،یاد گرفتن و بافت عروسکهای متنوع وبزرگترین لطفش آشنایی باقانون جذب

      ۷,اگر بگویم صد در صد خودم را مستحق دریافت پاداشهای الهی و لطف او میدانم دروغه چون اگر صد در صد بود واقعا دریافت میکردم ولی نسبت به گذشته خیلی پیشرفت کردم،اگر در گذشته صفر یا یک یا نهایتا ده بود الان چهل تا پنجاه هست و من لایق و مستحق دریافت لطف خداوند هستم. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایاشکرت. استاد عزیز سپاسگزارم از شما بابت این دوره.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      ۱۴۰۳/۰۸/۰۶ ۰۱:۳۲
      مدت عضویت: 1236 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 553 کلمه

       و خدایی که در این نزدیکیست.

      – نگرش شما درباره جلب رضایت خداوند چیست؟ چقدر به آن عقیده دارید و چه کارهایی برای جلب رضایت خداوند انجام داده اید؟قبلا تلاش‌هایی رو برای اینکه خدا بهم نظر کنه انجام میدادم،یادمه دعاهای مختلفی رو توی روزها و شبهای خاصی میخوندم و یا به زور گریه میکردم که مثلا دل خدا رو به دست بیارم،چه شبهایی که نماز شب میخوندم و یا شبهای قدر به نیایش مشغول میشدم و با گریه از خدا درخواست میکردم که ببین فلان کار رو کردم با فلان نذر رو برای تو انجام میدم تا خواسته مو اجابت کنی،منم حدود سی سال از زندگیم دنبال جلب توجه خدا بودم همش میخواستم ی کاری کنم که خدا دلش برام بسوزه و بگه این بنده ی منو دریابید و هر چی میخواد رو بهش بدید ولی الان فکرشو میکنم میگم خدایا شکرت که خواسته هامو اون موقعها اجابت نکردی چون اگر میشد شاید به این صفحه و این آگاهی ها وشناختها از خودت نمی‌رسیدم.

      ۲- درک شما درباره بدون تغییر بودن خداوند چیست؟خدا رو نمیشه تغییر داد ما با حرفهای بی ریشه همش داشتیم خودمونو گول میزدیم که با انجام فلان نذری یا فلان کار دل خدا رو به رحم بیاریم ولی توی دو سه سال گذشته متوجه شدم خدا همون خداست،این منم که باید تغییر رفتار بدم این منم که باید احساسم رو خوب نگه دارم تا خدا منو توی مسیر رسیدن به آرزوهام قرار بده‌

      ۳- اگر خداوند بدون تغییر است تلاش برای رضایت خداوند چه فایده ای دارد؟!خدا بدون تغییره تلاش نمیخواد فقط ایمان میخواد ایمان به بودنش ایمان به شنیدن صدای ما میتونه خیلی راحت ما رو به خدا نزدیکتر کنه.نباید تلاش کرد که خدا رو راضی کنیم باید خودمون رو راضی کنیم که حالمون خوب باشه،فکر و ذهنمون باز باشه و آرامش داشته باشه.

      ۴- برای تغییر زندگی باید روی تغییر خودمان تمرکز کنیم یا روی تغییر خداوند؟!برای تغییر زندگی قطعا و فقط باید روی تغییر خودمون اصرار و کار داشته باشیم.وقتی من ایمانم قوی باشه به بودن خدا پس به راحتی اتفاقات خوب پشت سر هم اتفاق میفته،تازگیا وقتی با اطرافیانم همصحبت میشم درباره ی زندگی روزمره ناراحت میشم میبینم کسی انگار خدا رو دخیل نمیدونه همه فقط دلار و سردمداران و دولت و کشور های دیگه رو بت کردن برای خودشون و حالشون از این همه فشار خرابه دلم میخواد همه شون رو دعوت کنم به آرامش و به حقانیت خدا دلشون رو روشن کنم ولی چه کنم که نمیشه به زور کاری کرد.

      ۴- نگرش شما درباره لطف خداوند چیست؟ آیا شامل همه انسانها می شود؟!خداوند همواره در حال رسوندن لطف خودش ب ما هست این ماهستیم که خودمون رو نالایق میدونیم.

      ۵- مثال هایی از زندگی خود شرح دهید که شامل لطف خداوند شده اید درحالی که انتظار آن را نداشتید؟فکر میکنم یکی از مهم تریناش این بوده که بچه دار نشدم و تازه گیا به دلم انداخته که تنه از خودش بخوام.چون اگر قبلا بهم میداد معلوم نبود چه آگاهی های اشتباهی به بچه هام میدادم.

      ۶- در حال حاظر چقدر خودتان را مستحق دریافت لطف خداوند می دانید؟خیلی زیاد چون من به انسان بودنم و خلیفه ی خدا بر روی زمین ایمان آوردم‌.ایمان آوردم که همه چیز رو برای رسیدن من به آرزوهام خداوند خلق کرده.پس من بیشتر از هر موجودی مستحق دریافت لطف خداوندم مثه گیاهان که مستحق دریافت نور خورشیدن. من لایق رسیدن به آرزوهام هستم.الهی شک

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۳ ۱۵:۱۲
      مدت عضویت: 760 روز
      امتیاز کاربر: 6296 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 601 کلمه

      سلام و درود بر استاد توانا 

      من بارها در طول زندگی خودم لطف خداوند رو مشاهده کرده‌ام به نظرم اگر در این دنیا هر شخصی مسولیت رفتار خودش رو به عهده بگیره دنیا حتما جای بهتری برای زیستن هست

      یعنی نگرش مثبت داشتن به شرایطی که در زندگی رخ میده می‌تونه اوندشرابط رو تغییر بده اگر بتونیم از خودمون شروع کنیم و تغییر کنیم دنیا وزندگی هم برای ما تغییر خواهد کرد 

      نگرش ها و افکاری که در بچگی والدین به ما گوشزد کردن ذهن مارو ساخته 

      در ۹سالکی منو مجبور به روزه گرفتن میکردن من حتی معنی این کلمه رو درست نمی‌دونستم ولی باید با سختی زیاد این کار رو انجام میدادم میدانید چرا چون میکفتن اگر روزه بخوری خدا تورو دوست نداره و میری جهنم 

      یعنی فقط از خشم‌و قضب خداوند برامون حرف میزدن هیچ وقت از لطف مهربانی خدا برامون نمیکفتن همیشه نقاط منفی در ذهن ما بود ومثلا اگر خاسته ای از خدا داشتیم می‌گفتیم که چون فلان کار خوبی رو نکردیم پس نتیجه ای نمی‌بینیم و خدا جواب مارا نمی‌دهد این طرز فکر کاملا اشتباه و غلط هست وقتی بزرگتر شدم بشدت سوال در ذهن داشتم که مثلا اگر خداوند فقط بندگان مومن رو دوست داره پس چرا این همه آدم با ادیان مختلف یا حتی بی دین در کشورهای دیگر راحت زندگی میکننن پس باید خدا بهشون غضب کنه یا مثلاً بچه دار نشوند ازدواج نکننن چیزی برای خوردن نداشته باشن و همیشه این سوالات بی جواب میماند 

      من بارها لطف خداوند رو پر زندگی شخصی دیدم با وجود این که شاید گناهکار هم بودم واز نظر خودم خوب فرایض دینی رو انجام ندادم 

      من به این جمله ایمان دارم که لطف خدا شامل حال من است 

      اگر در زندکی برای هر شرایطی یعنی خوب یا بد که برامون پیش بیاد سپاسگزاری کنیم وهر آنچه که وفق مراد ما نیست رو گردن خدا نندازیم رضایت خداوند رو جلب کردیم چون واقعا در زندکی خودم بارها این اتفاق افتاده که در شرایط سخت شکر خدا کردم و گفتم حتما مورد های بهتری را برایم در نظر گرفته و اصلا و ابدا به بد شانسی خودم ربطش ندادم و در کمال تعجب دیدم که اون اتفاق خوبه برایم رخ داد 

      ۲-ازرنظر من خداوند هیچ وقت تغییر نمی‌کند خدا همون خدای بچگی ماهست وقتی بزرگتر شدم فهمیدم که این من هستم که باید تغییر کنم نه خدای من وقتی افکار غلط و اشتباه در من تغییر کنه همه چی در جهت همسو شدن برای من میشه خدا هرگز تغییر نمیکند این احساس خوب یا بد در ما هست که نتبجه خوب یا بد بودن زندگی ما میشه مثبت اندیشی نسبت به خداوند همان می‌شود که دوست داری و افکار منفی همان می‌شود حال من و حال زندگی منو خراب می‌کنه 

      انسان لیاقت این رو داره که به تمام آرزوهای خود در این دنیا برسه  وهمه اونها رو می‌تونه مستقیما فقط از خود خدا دریافت کنه اگر واقعا بخواهد و تغییر کندوذهن خود را در جهت همسو شدن با خدا کند به تمام خواسته های خود می‌رسد بارها شاهد این بودم که اطرافیانم از بی توجهی خداوند نسبت به خودشون گله مند بودن اصلا نخواستن به رفتارهای خودشون هم فکری کننن وفقط همه چیز رو گردن خدا انداختنند و هیچ وقت هم در زندگی شون‌تغییری ندیدن به نظر من هرکسی باید لیاقت رو در خودش بوجود بیاره و از تمام خدا بهره ببره

      من از سالهای خیلی پیش نکرشم نسبت به خداوند خیلی خوب بود و همه اطرافیانم بهم میگفتن تو خیلی راحت هستی ولی من ایمان داشتم که هدایت میشوم و ارتباطم با خدا عالی میشود هر روزی که در سایت هستم 

      و مطالعه میکنم آگاهی های فراوانی پیدا میکنم و یک قدم بیشتر بهش نزدیک تر میشوم خدارو شکر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا