حتما در زندگی خود خواسته هایی دارید که تصور می کنید از عهده تحقق آن بر نمی آیید. ندایی از درون توجه شما را به سمت خداوند می برد تا از او درخواست کمک کنید.
برآورده شدن خواسته شما نیاز به گشایش الهی در زندگی تان دارد که از نظر شما بسیار عظیم و احتمال رخ دادن آن محال است. در این صورت خداوند فراتر از انتظار شما عمل نخواهد کرد.

قناعت کردن
همیشه در زندگی به قناعت کردن سفارش شده ایم.
کم بخور همیشه بخور، به کم قانع باش، هرکس بامش بیش برفش بیشتر، درسته که نداریم ولی شب سر راحت روی بالشت می ذاریم، هرکس بیشتر داشته باشه حساب کتابش با خدا سخت تره.
همیشه ما رو از زیاد داشتن نهی کردند. جالب اینکه همه رنج و درد و ناراحتی ها بخاطر کم داشتن بوده ولی نمی دونم چرا همیشه ما رو از زیاد داشتن ترسوندن.
این نگرش که به کم قانع باش درباره خداوند هم صدق می کنه و حتی به ما گفتند که از خدا هم نباید زیادی بخوای.
به هرچی خدا بهت داده قانع باش. اگه سلامتی داری کافیه، اگه بچه سالم داری کافیه، اگه دستت به دهنت می رسه کافیه.
به نظرم همه افرادی که در زندگی با کمبود مواجه هستند تصورشون درباره افرادی که ثروتمند و از نعمت های الهی برخوردارند این است که آنها در رنج و سختی هستند.
بارها از خانواده ام شنیده بودم که فلانی رو می بینی که انقدر ثروت داره ولی چه فایده بچه اش مریضی لاعلاج گرفته.
فلانی هست که خیلی ثروتمنده ولی چه فایده زندگی نداره، بچه هاش ازش شکایت کردند.
فلانی انقدر ثروت داره ولی چه فایده خدا بچه اش رو ازش گرفت.
فلانی انقدر ثروت داره ولی چه فایده که مریضی اش خوب نمیشه.
هر وقت درباره یک فرد ثروتمند صحبت می شد حتما از مسائل و مشکلاتی که در زندگی داره صحبت می کردند و اون رو به ثروتمند بودنش ربط می دادند و یه جوری بیان می شد که انگار خداوند بخاطر ثروتمند بودنش این مشکل رو براش ایجاد کرده.
در همان دوران نوجوانی همیشه برام سوال بود که چطور خانواده من مشکلات خودمون رو مصلحت خدا می دونستند و می گفتند که باید صبر و تحمل کنیم ولی مشکلات ثروتمندان رو عذاب الهی در نظر می گرفتند؟!
این نگرش به شکل عمومی درباره ثروت و ثروتمندان در جامعه ما و احتمالا همه کشورها وجود داره. دلیلش هم اینه که چون از نظر ما داشتن این حد از ثروت از راه درست امکانپذیر نیست تصور میکنیم که هرکی از یه مقدار بیشتر ثروت و دارایی داره حتما دزد یا کلاهبرداره یا از راه های نادرست به ثروت رسیده و بخاطر همین خدا هم به مشکلات گرفتارش کرده.
به خاطر دارم سال ۹۵ برای تمرکز بر آموزش لاغری با ذهن اقدام به جمع کردن مغازه ابزار و یراق کردم.
بعد از جمع کردن مغازه از نظر اطرافیانم این کار احمقانه بود و ابراز نگرانی می کردند که خدا به رضا رحم کنه، داره با خودش و زندگی اش چیکار می کنه!!!!
یه جورایی همه منتظر بدبخت شدن من بودند حتی برخی از نزدیکانم اعلام کرده بودند که این کار رو نکن چون میدونی کسی نیست که بعدا بتونه دستت رو بگیره و کمک حالت باشه.
چند ماه از جمع کردن مغازه گذشت که به لطف خدا تونستم ماشین ۲۰۶ در حد صفر بگیرم درحالی که ماشین قبلی رو هم داشتم.
اولین بار در طول تاریخ خانوادگی ما بود که یک نفر دو ماشین داشت.
هرکی منو با ماشین می دید یه مبارک باشه می گفت و سریع می رفت سر اینکه از کجا پول آوردم که ماشین خریدم.
خیلی شرایط زندگی من تغییر کرده بود و گوشی جدید و لباس جدید و خلاصه خیلی چیزها تغییر کرده بود و اطرافیانم این تغییرات رو می دیدن.
چند ماه بعد به لطف خدا خونه بزرگتر و خیلی شیک با تمام وسایل نو خریدم و دیگه سر و صدای افراد بلند شد که رضا داره چیکار می کنه.
چندین بار مادرم که الان ساکن بهشته به من می گفت: رضا داری چیکار میکنی! همه ازم سوال می کنند و نگران شدم که داری چیکار میکنی!
نزدیک ترین افراد به من تصورشون این بود که دارم کار خلاف می کنم و حتی به من تذکر می دادند که: رضا مواظب باش کاری نکنی آبرومون بره.
به زبون نمی گفتند که داری دزدی می کنی ولی واضح بود که عقیدشون اینه که حتما دارم یه کار خلاف می کنم که به این شکل زندگی ام تغییر کرده.
البته این نگرش هم از قبل در ذهن همشون بود و بارها شنیده بودم و حتی خودم این عقیده رو داشتم که وقتی کسی اوضاعش تغییر می کرد این عقیده رو داشتیم که حالا صبر کن چند روز دیگه گندش در میاد.
همه نگرش های اینچنینی که در ذهن بشر ایجاد می شود فقط به این دلیل است که ما باور نداریم خداوند می تواند خیر و برکت فراوان را وارد زندگی مان کند.
جالب اینکه با اینکه همیشه به زبان می گیم که خدا رزق و روزی می رسونه ولی باور نداریم که خدا رزق و روزی زیاد برسونه. عقیده ما اینه که رزق و روزی باید در حد رفع نیاز حتی یه مقدار کمتر باشه که رنج و فشار همیشه باشه چون پول باعث گناه و دوری از خدا میشه.
بنابراین انتظار ما از خدا این نیست که ثروت را به سمت ما جاری کنه به همین دلیل وقتی افراد ثروتمند را مشاهده می کنیم اطمینان داریم که این نامرد معلوم نیست خون چند نفر رو توی شیشه کرده که به این ثروت رسیده.
سالها هر وقت ماشین مدل بالایی می دیدم اول به صاحب ماشین فحش می دادم و اطمینان داشتم از راه نادرست و کلاه برداری تونسته صاحب این ماشین بشه.
ناگفته نماند که با نگرش هایی که از کودکی درباره جنبه های مختلف زندگی در ذهن ما ایجاد شده خیلی هم بی راه نیست که هرکی رو ببینم خوب زندگی می کنه فکر کنیم داره خلاف می کنه.
چون پدرم عقیده داشت نون حلال برای سر سفره است و به ملک و ماشین و حساب بانکی نمی رسه.
همین الان شاید نظر شما هم این باشه و اگه از اطرافیانتون درباره ثروتمندان سوال کنید عموما پاسخ اینه که از راه کلاهبرداری به ثروت رسیدند.
دلیل اینکه هرکی بیشتر از ما درآمد و دارایی داشته باشه از نظر ما غیرمنطقی به حساب می یاد اینه که من ثروت و دارایی افراد رو با شرایط و درآمد خودمون مقایسه می کنیم و چون عقیده درآمد ما از راه حلاله پس مطمئن می شیم که درآمد اونها از راه حرامه.
من همیشه به این شکل محاسبه می کردم که من ماهی انقدر درآمد دارم و وضع زندگی ایم اینه اونوقت چطور یه نفر ماشینش فقط به اندازه ۵۰ سال درآمد ماهانه منه؟؟!!!! حتما دزدی میکنه والا راه تو راه حلال از این پول ها نیست.
زمانی هم که کارمند بودم که دیگه بدتر چون همه چی رو با حقوقم که ثابت بود محاسبه می کردم و همه رو دزد و کلاهبردار می دونستم.

زمانی که به لطف خدا در مسیر تغییر زندگی قرار گرفتم و نگرش های من درباره خداوند تغییر کرد متوجه شدم که پیمانه ورود نعمت به زندگی من به اندازه نگرش ها و عقایدیم می باشد.
سال ۹۳ پیمانه ورود نعمت به زندگی من ماهانه کمتر از ۲ میلیون تومان بود.
سال ۹۴ به دلیل تغییراتی که در نگرش ها و عقاید من ایجاد شد پیمانه من سه برابر شد و به ۶ میلیون در ماه رسید.
سال ۹۵ این روند ادامه داشت و پیمانه من به حدود ۱۵ میلیون در ماه رسید.
سال ۹۶ پیمانه من به بیش از ۳۰ میلیون در ماه رسید و این روند به همین شکل افزایش پیدا کرد.
این درحالی بود که پیمانه ورود نعمت ها به زندگی اطرافیانم همچنان همان اندازه چند سال قبل بود و طبیعی بود که تصور کنند حتما من از راه خلاف درآمدم افزایش پیدا کرده. درصورتی که درآمد من از فروش دوره های لاغری با ذهن بود که باعث تغییر و تحول عظیم در زندگی شرکت کنندگان می شد و میزان رضایت افراد از تهیه این دوره ها بسیار زیاد بود.
من در حال انجام کاری بودم که مقدس ترین کاری بود که در تمام عمرم انجام داده بودم که باعث خوشحالی و رضایت و تغییر شرایط زندگی انسانها می شد و هر روز صدها پیام تشکر و دعای خیر از طرف استفاده کنندگان برای من ارسال می شد اما اطرافیان من نگران بودند که رضا وارد کار خلاف شده تا جایی که برادر بزرگم چند بار به من نصیحت کرد که رضا مراقب باش کاری نکنی آبروی خانوادگی مون بره.
منی که سالها چشمم به دست خانواده و اطرافیانم بود که بلکه به من کمک کنند تا مشکلات زندگی ام را برطرف کنم، منی که همیشه به دولت و حکومت بد و بیراه می گفتم که باعث بدبختی من شدند وقتی یه ذره تونستم نگرشم رو تغییر بدم و نگاهم رو از دست مردم بردارم و از خدا انتظار رزق و روزی داشته باشم این همه تغییر در زمان کوتاه در زندگی من رخ داد.
اینکه در قسمت قبل درباره سریع الحساب بودن خداوند شرح داده شد به دلیل تجربه من در سرعت تغییر شرایط زندگی ام بود.
من وقتی باور کردم خداوند سریع الحساب است بعد از ۱۵ سال که برای بهبود شرایط زندگی ام تلاش می کردم و هر سال شرایطم بدتر می شد فقط در طی دو سال چنان تغییراتی در زندگی من شکل گرفت که از نظر خودم به دلیل معجزه الهی و از نظر اطرافیانم بخاطر دزدی و کلاهبرداری بود.

تجربه گشایش الهی
برای تجربه گشایش الهی در زندگی تان باید انتظار خود از خداوند را تغییر دهید.
خداوند با قطره چکان نعمت ها را بین انسانها تقسیم نمی کند.
خداوند برای ورود نعمت به زندگی شما دفتر و دستک برای حساب و کتاب واجبات و مستحبات شما ندارد.
خداوند بر اساس با خدا بودن انسانها بین آنها نعمت تقسیم نمی کند. از نظر خداوند همه موجودات با خدا هستند چون خودش آنها را خلق کرده است.
باید به تجربه گشایش الهی در زندگی تان ایمان داشته باشید.
باید به اینکه خداوند می تواند گشایش الهی را وارد زندگی تان کند باور داشته باشید.
باید به اینکه شما لایق و مستحق دریافت گشایش الهی در زندگی تان هستید باور داشته باشید.
هیچ دلیل و منطقی برای دریافت گشایش الهی در زندگی تان نیاز ندارید مگر اینکه این انتظار را از خداوند داشته باشید.
بارها در زندگی از اینکه خداوند به برخی انسانها که از نظر من انسان خوب و با خدایی نبودند نعمت داده بود متعجب بودم و با این نگرش خودم را توجیه می کردم که این فرد از خدا دور شده و خداوند به او نعمت داده که او مشغول نعمت هایش شود و از خدا دورتر شود.
نظر من، شما و انسانها درباره یکدیگر هیچ ارتباطی با نظر خداوند درباره انسانها ندارد. خداوند همه انسانها را واجد شرایط و مستحق دریافت نعمت ها قرار داده است.
در قرآن کریم هرکجا صحبت از نعمت، فراوانی، بخشش و جاری شدن ویژگی های خداوند در حق انسان است از عبارت یا ایها الناس استفاده شده است. همه انسانها در گروه دریافت کنندگان قرار گرفته اند فارغ از اینکه انسانها بر اساس جنسیت یا دین یا سن و …. تفکیک شده باشند.
- انتظارتان از خداوند تجربه گشایش های ناگهانی در زندگی باشد.
- انتظارتان از خداوند فوران الطاف الهی در زندگی تان باشد.
- انتظارتان از خداوند سرازیر شدن مشتریان در کسب و کارتان باشد.
- انتظارتان از خداوند سیلابی از جریانات عالی در زندگی تان باشد.
این نگرش که باید به مقدار زیاد از خداوند درخواست کنم و دعا و گریه زاری کنم تا بلکه خداوند گوشه چشمی به من بکند را از ذهن خود پاک کنید.

این نگرش را در خود ایجاد کنید که همیشه خداوند با تمام توجه و توان بی نهایت خود در حال مشاهده و در انتظار درخواست های شماست نه با گوشه چشم. تمام رخ، تمام قد و با تمام قدرت بی نهایتش همراه و حامی شماست.
در حکایت های قرآنی درباره اشخاصی که نام شرایط آنها در قرآن آمده است همیشه افراد در شرایطی قرار گرفته اند که نیاز به گشایشی عظیم در جریان زندگی شان داشته اند و جالب اینکه همیشه هم گشایش الهی در زندگی آنها رخ داده است.
زمانی که حضرت ابراهیم به دستور حاکم وقت باید به آتش انداخته می شد آن حضرت به گشایش الهی عظیم در زندگی اش نیاز داشت و خداوند به درخواست او پاسخ داد:
گفتیم: «ای آتش، برای ابراهیم سرد و بیآسیب باش.»
سوره انبیاء آیه ۶۹
زمانی که حضرت موسی و قوم او در خطر حمله سپاه فرعون بودند او نیاز به گشایش الهی عظیم در زندگی اش داشت و خداوند به درخواست یا نیاز او پاسخ داد:
و در حقیقت به موسی وحی کردیم که: «بندگانم را شبانه ببر، و راهی خشک در دریا برای آنان باز کن که نه از فرارسیدن [دشمن] بترسی و نه [از غرقشدن] بیمناک باشی.»
سوره طه آیه ۷۷
زمانی که حضرت یونس به خاطر خشم راهی دریا شد و در شکم ماهی گرفتار شد به گشایش الهی عظیم در زندگی اش نیاز داشت و خداوند نیاز او را پاسخ داد:
پس او را در حالی که ناخوش بود به زمین خشکی افکندیم! و بر بالای او درختی از کدوبُن رویانیدیم. (۱۴۶)
سوره الصافات آیه ۱۴۵ – ۱۴۶
موارد زیادی در قرآن آمده است خداوند گشایش الهی را به زندگی افراد جاری کرده است.
من، شما و همه انسانها هیچ تفاوتی از نظر ارزش و اعتبار انسانی نزد پروردگار نداریم و مستحق دریافت بارها گشایش الهی در زندگی خود هستیم.
نگرش ها و توصیف هایی که شما را نزد خداوند حقیر و کوچک می شمارد باور نکنید. عموم انسانها عقیده دارند که انسانی پست و حقیر هستند و فقط عده اندکی از انسانها مورد رضایت و توجه پروردگار بوده اند. به هیچ وجه اینگونه نیست.
گشایش های الهی که در زندگی من در طی همین چند سال رخ داده است کم از گشایش الهی که در زندگی پیامبران رخ داده است نیست.
تغییری که من در زندگی خودم و افراد زیادی در سراسر جهان ایجاد کرده ام نشان از جاری شدن گشایش الهی به زندگی من است. من چگونه می توانستم افراد علاقمند به لاغری با ذهن را کشورهای مختلف پیدا و آنها را ترغیب به استفاده از دوره های آموزشی خود کنم؟ قطعا این گشایش الهی در زندگی ام بوده است.
موارد زیادی در زندگی من رخ داده است که از توان من برای برآورده کردن آنها خارج بوده است و قطعا گشایش الهی باعث تحقق آنها شده است.
حتما شما هم تجربه گشایش الهی را در زندگی خود داشته اید اما آن را لطف خداوند دانسته اید که فقط یک بار می تواند شامل حال شما شود. اما گشایش الهی سهمیه بندی نشده است. بارها می توان در زندگی گشایش الهی را تجربه کنید.

سیلاب الهی
در داستان حضرت داود آمده است وقتی در شرایط دشوار گرفتار شد به گشایش الهی نیاز داشت. او و یارانش در برابر سپاهی عظیم گرفتار شده بودند که هیچ شانسی برای پیروزی بر آنها نداشتند.
حضرت داود از خداوند یاری خواست و خداوند وعده پیروزی به او داد.
در تورات آمده است که حضرت داود می فرماید:
خدا بر دشمنان من به دست من مثل رخنهٔ آب رخنه کرده است.
دقت کنید حضرت داود قدرت خداوند را به رخنه آب تشبیه کرده است.
وقتی گشایش الهی جاری شود قدرت خداوند مانند سیلابی خروشان همه مسائل و مشکلات را با خود می برد و زندگی تان را پاک و مطهر می کند.
حتما از طریق رسانه ها حرکت سیلاب را مشاهده کرده اید که چگونه ماشین ها و خانه ها را با خود حمل می کند.
قدرت سیلاب ذره ای از قدرت خداوند است که به جریان درآمده است.
ممکن است مشکلی در زندگی تان داشته باشید که به نظرتان بزرگ و حل نشدنی باشد.
شاید موانعی در مسیر تحقق خواسته هایتان باشد که تصور کنید هرگز موفق به عبور از آن نخواهید شد.
شاید در بحران عاطفی قرار گرفته باشید که تصور می کنید زندگی به آخر رسیده و هرگز رنگ خوشبختی را نخواهید دید.
هرآنچه از مسائل و مشکلات در نظر و ذهن شما بزرگ و حل نشدنی باشد زمانی که گشایش الهی در زندگی شما جریان پیدا کند مانند برگی در جریان رودخانه خواهند شد و به سادگی از مسیر زندگی تان برداشته می شوند.
بیماری تان ممکن است در نظرتان بزرگ و رفع نشدنی باشد اما این مانع در برابر سیلاب گشایش الهی هیچ چیز نیست.
رکود در کسب و کارتان ممکن است در نظر شما همیشگی و غیرقابل تغییر باشد اما این مانع در برابر سیلاب گشایش الهی هیچ چیز نیست.
شاید نیاز به یک کار عالی داشته باشید و مدت ها بیکار بودن باعث شده که تصور کنید هرگز در جایی پذیرفته نخواهید شد اما این مانع در برابر سیلاب گشایش الهی هیچ چیز نیست.
شاید فرد یا افرادی شما را تهدید کرده باشند درحالی که آنها از شما بزرگتر، قدرتمندتر، بانفوذتر و از نظر اقتصادی تواناتر هستند اما این ها در برابر سیلاب گشایش الهی هیچ چیز نیستند.

برای تجربه سیلاب گشایش الهی در زندگی تان باید آماده شوید.
باید نگرش های محدود کننده درباره خداوند را از ذهن خود پاک کنید و نگرش های گسترش دهنده را جایگزین کنید.
اگر انتظار یک جوی باریک آب از نعمت ها را دارید از این لحظه انتظار سیلابی از گشایش الهی را داشته باشید.
این نگرش که من به یک جوب باریکه قانع هستم را از ذهن خود پاک کنید.
یک جوی آب هرگز قادر به برداشتن موانع زندگی تان نخواهد بود.
چند قطره باران هرگز قادر نیست حیات و زندگی را در زمین گسترش دهد.
چند پرتو نور آفتاب برای شد و نمو گیاهاه کافی نیست.
چند دقیقه بارش برف هرگز نمی تواند زمین را سفیدپوش کند.
به این نکته توجه کنید که هم چند قطره آب که از آسمان می بارد باران است و هم به بی نهایت قطرات آبی که از آسمان می بارد باران گفته می شود اما نتیجه و تاثیر آنها با هم بسیار متفاوت است.
اگر انتظار شما از خداوند کم باشد و به همان قانع باشید قطعا همان مقدار را به شکل گشایش الهی در زندگی خود دریافت می کنید اما این مقدار برای با خود بردن موانع زندگی تان کافی نیست.
انتظارتان از خداوند را تا می توانید افزایش دهید. انتظار سیلاب گشایش الهی را داشته باشید.
نگران این نباشید که شاید از پس سپاسگزاری نعمت های الهی بر نیایید یا نتوانید به خوبی از آنها استفاده کنید.
نعمت ها بی نهایت است و اصلا اجبار یا دستورالعملی برای چگونه استفاده کردن از آنها تعیین نشده است.
نگران عواقب دریافت نعمت های الهی نباشید.
خود را لایق دریافت و تجربه معجزات الهی در زندگی تان بدانید.
ما فقط به قطره ای از لطف الهی فکر می کنیم و برای دریافت آن هم انبوهی از بایدها و نبایدها در ذهن خود ایجاد کرده ایم. خداوند برای ما اقیانوسی از الطافش را مهیا کرده است.
ما به جوی باریک می اندیشیم درحالی که خداوند سیلاب گشایش الهی را برای ما در نظر گرفته است.
زیاد بخواهید و زیاد استفاده کنید و زیاد تجربه کنید. این زیاده خواهی مقدس و خداپسندانه است.

تمرین:
۱- نگرش شما درباره قناعت کردن در زندگی چیست؟ شنیده ها و تجربیات خود درباره اهمیت قناعت کردن در زندگی را شرح دهید.
۲- به نظر شما قناعت کردن نشانه ایمان و تسلیم پروردگار بودن است یا خیر؟! شرح دهید.
۳- نگرش شما درباره گشایش الهی در زندگی انسان چیست؟ تجربه گشایش الهی در زندگی خود یا اطرافیانتان را شرح دهید.
۴- احساس خود درباره گشایش الهی را شرح دهید. اگر گشایش الهی را در زندگی تجربه کرده اید درباره آن بنویسید.
۵- تصور کنید زندگی شما تحت تاثیر گشایش الهی قرار گرفته است. تغییرات ایجاد شده در شرایط احساسی و محیطی زندگی خود را تجسم و درباره آن شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.66 از 50 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


بسماللهالرحمنالرحیم 🌸 هست کلید در گنجِ حکیم ✨
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و دوستانِ خوبِ سایت تناسب فکری 💖
من هر وقت به مسیر زندگیام نگاه میکنم، میبینم خیلی از انتخابهای مهمم از همان نقطهای شروع شده که بین حرف دل خودم و حرف دیگران مانده بودم. بعضی وقتها من به صدای درونیام گوش دادم و نتیجهاش برایم شیرین و ماندگار شد، و بعضی وقتها هم آنقدر به حرف اطرافیان تکیه کردم که از خواستهی اصلی خودم فاصله گرفتم و بعدها فهمیدم چقدر آن تصمیمها روی زندگیام اثر گذاشتهاند. 🌷
یکی از واضحترین تجربههای من مربوط به دوران دانشجوییام است. من واقعاً دوست داشتم دانشگاه باستانشناسی بخوانم. از همان موقع که اسم این رشته را میشنیدم، دلم میلرزید. حس میکردم انگار با روح من جور است؛ انگار یک جور کشف کردن، کندوکاو کردن، پیدا کردن چیزهای پنهان و وصل شدن به گذشته درونم را زنده میکرد. من با شوق و ذوق این خواسته را با خانوادهام در میان گذاشتم، اما واکنششان آن چیزی نبود که من در دلم آرزو کرده بودم. به من گفتند بدردت نمیخورد، نمیتوانی بخوانی، سخت است، برای تو مناسب نیست. من هم با اینکه خیلی اصرار کردم، نتوانستم نظرشان را عوض کنم. 😔
و نتیجه این شد که به جای باستانشناسی، رفتم سراغ ادبیات فارسی. البته ادبیات هم دنیای زیبایی داشت، اما راستش را بخواهم هنوز هم ته دلم یک حسرت شیرین و تلخ همراه من است؛ حسرت اینکه کاش آنموقع به حرف دلم بیشتر گوش میدادم و اجازه نمیدادم ترس و قضاوت دیگران مسیرم را عوض کند. من بعدها بارها با خودم گفتم کاشکی به حرفشان گوش نمیدادم، کاش خودم را بیشتر باور میکردم، کاش میفهمیدم که قرار نیست همهی آدمها برای آرزوهای من تصمیم بگیرند. 🌿
این تجربه فقط برای من یک خاطرهی ساده نبود؛ برای من تبدیل شد به یک درس بزرگ. چون بعدها فهمیدم خیلی وقتها ما از بیرون مخالفت نمیشنویم، بلکه در واقع ترس خودمان را در قالب حرف دیگران میشنویم. آن زمان من به جای اینکه بگویم «این خواستهی من است و من میتوانم برایش راه پیدا کنم»، خیلی سریع پذیرفتم که شاید واقعاً برای من نیست. اما امروز وقتی به آن روزها نگاه میکنم، میبینم چقدر این نوع نگاه میتواند آدم را از آرزوهایش دور کند. ✨
از همینجا میرسم به سؤال دوم؛ جاهایی که بعدها دیگران را مقصر کردم که چرا باعث شدند از خواسته و آرزویم دست بکشم. من واقعاً وقتی به عقب نگاه میکنم، میبینم هم خانوادهام و هم اطرافیانم در ذهن من نقش پررنگی داشتند. وقتی گفتم میخواهم باستانشناسی بخوانم، گفتند به درد تو نمیخورد، و من هم به جای جنگیدن برای خواستهام، کنار رفتم. بعدتر هم وقتی خواستم گرافیک بخوانم، باز هم همان داستان تکرار شد. به من گفتند بهتر است رشته انسانی بخوانی. و من انگار کمکم یاد گرفته بودم که خواستهام را در جیبم پنهان کنم و با نسخهای زندگی کنم که دیگران برایم نوشتهاند. 🎭
البته من بعدها فهمیدم که مقصر دانستن دیگران هم همیشه کامل نیست، چون در نهایت این من بودم که آن حرفها را پذیرفتم و به خودم اجازه ندادم محکمتر بایستم. اما با این حال، تأثیر آن مشورتها و نظرها را نمیشود نادیده گرفت. بعضی حرفها آنقدر پررنگ و سنگیناند که اگر آدم هنوز در شناخت خودش محکم نشده باشد، خیلی راحت میتواند مسیرش را عوض کند. من هم همینطور بودم. اما امروز با صداقت میگویم که آن تجربهها باعث شدند بفهمم باید یاد بگیرم مرز بین مشورت گرفتن و تسلیم شدن را تشخیص بدهم. 💫
در مقابل، جاهایی هم بوده که من برخلاف نظر دیگران، به ندای دل خودم گوش دادم و نتیجهاش فوقالعاده شد. یکی از قشنگترین تجربههایم مربوط به کلاس نقاشی است. من هر وقت خواستم یک مسیری را انتخاب کنم، خیلیها گفتند نکن، نمیشود، فایده ندارد، این کارها برای تو نیست. اما فقط یکبار به دل خودم گوش دادم. تمام لوازم کلاس نقاشی را خریدم، با شوق رفتم کلاس، و واقعاً از ته دل لذت بردم. 🎨💖
آن تجربه برای من خیلی خاص بود، چون برای اولین بار حس کردم اگر من خودم را نادیده نگیرم و اجازه بدهم علاقهام راهنمایم باشد، میتوانم یک حال خوب واقعی را تجربه کنم. من در آن کلاس فقط نقاشی یاد نمیگرفتم؛ من داشتم یاد میگرفتم که صدای درونم چقدر مهم است. من کیف میکردم، ذوق میکردم، و احساس میکردم یک بخش زنده و شاد از وجودم بیدار شده است. همین اتفاق ساده به من فهماند که همیشه نباید منتظر تأیید بیرون بمانم. گاهی فقط کافی است دل آدم روشن باشد و خودش بداند که چه چیزی برایش درست است. 🌸
اما وقتی میرسیم به نگرش من درباره سهم ما و سهم خداوند، من از ته دل باور دارم که خداوند همیشه سهم خودش را عالی انجام میدهد. همیشه. بدون استثنا. 🌟
این ما هستیم که باید سهم خودمان را درست و صادقانه انجام دهیم. یعنی آن چیزی را که در دلمان افتاده، آن الهامی که درونمان شکل گرفته، با تمام وجود دنبال کنیم. من وقتی حس میکنم چیزی از درونم میجوشد، وقتی مطمئنم آن کار درست است، وقتی یک ایده با دل من هماهنگ است، دیگر دنبال بهانه نمیگردم. با تمام قوا جلو میروم. چون باور دارم خدا از قبل راه را میداند و اگر این فکر در دل من افتاده، حتماً حکمتی پشتش بوده است. 🙏✨
من این را در زندگیام زیاد تجربه کردهام. مثلاً وقتی برای خانواده غذا درست میکنم، همیشه یک جور شور و شوق خاصی دارم. اصلاً نمیدانم چرا، اما از درونم حس میکنم باید آن غذا را با عشق درست کنم. مواد را که آماده میکنم، حین پختن ذوق دارم، و وقتی غذا آماده میشود، میبینم واقعاً چقدر خوب شده. بعد هم خانوادهام از آن لذت میبرند و تعریف میکنند. برای من این فقط یک غذای خوشمزه نیست؛ برای من نشانهی این است که وقتی سهم خودم را با عشق انجام میدهم، خدا هم سهم خودش را به زیبایی انجام میدهد. 🍲💖
من واقعاً باور دارم خدا بهترین کمککننده است. هیچکس مثل او نمیتواند بهترین اتفاقات را رقم بزند. هر وقت من با نیت پاک و دلِ آرام کاری را شروع کردهام، انگار راهها خودبهخود باز شدهاند. و این برای من یک نشانهی بزرگ است که لازم نیست همیشه با ترس و شک جلو برویم. گاهی کافی است سهم خودمان را انجام دهیم و نتیجه را به خدا بسپاریم. او بلد است چطور بهترینها را برای ما بچیند. 🕊️
درباره بهترین زمان انجام ایدهها هم من اصلاً اعتقاد ندارم که ایده زمان دارد. من فکر میکنم هر چیزی که در دل آدم میافتد، اگر از جنس الهام باشد، همان لحظه زمانش است. اگر خدا آن را در دل من گذاشته، یعنی وقتش رسیده که من شروع کنم. من دیگر خیلی با خودم کلنجار نمیروم که «الان نه، بعداً، شاید مناسب نباشد». نه، من یاد گرفتهام اگر یک چیزی در دلم روشن شد، باید به آن احترام بگذارم. 🌷
به نظرم به جای اینکه مدام با خلق خدا مشورت کنیم و از این و آن تأیید بگیریم، باید بیشتر با خدا مشورت کنیم. چون اوست که میداند چه چیزی به نفع ماست. من وقتی به این نتیجه میرسم که یک کاری از ته دل درست است، دیگر جای بحثی نمیبینم. خدا گفته، پس انجام میشود. البته نه از روی لجبازی یا عجله، بلکه از روی ایمان و اعتماد. این نگاه به من آرامش میدهد، چون دیگر لازم نیست همیشه منتظر شرایط کامل باشم. کافی است خدا در دلم چیزی گذاشته باشد، من هم شروع کنم. 💫
و اما یکی از مهمترین بخشهای زندگیام، جایی است که دیگران اصرار داشتند الان وقتش نیست، ولی من بر اساس الهام قلبیام تصمیم گرفتم و نتیجه عالی گرفتم: رها کردن رژیم و شروع تغذیه شهودی، و بعد هم ادامه دادن مسیر لاغری با ذهن. 🌼 خیلیها میگفتند الان زمان مناسبی برای رها کردن رژیم نیست. میگفتند بدون رژیم که نمیشود. اما من به بدنم گوش دادم. من فهمیدم بدن من دشمن من نیست، بلکه راهنمای من است. من رژیم را رها کردم و آرامآرام وارد تغذیه شهودی شدم. بعد هم با لاغری با ذهن آشنا شدم و دیدم چقدر این مسیر با درون من هماهنگ است. 😌
الان هم خیلی خوشحالم که این مسیر را انتخاب کردهام، چون فاکتورهای آزمایش من هر بار بهتر و بهتر میشود، در حالی که من رژیم سختی ندارم. فقط به بدنم گوش میدهم. همین. و برای من همین خودش یک معجزهی بزرگ است. من دیگر خودم را در جنگ با غذا نمیبینم. من در حال یاد گرفتنم، در حال اعتماد کردنم، در حال آرام شدنم. نتیجه هم دارد خودش را در بدنم، در ذهنم، و در آزمایشهایم نشان میدهد. این برای من یک تأیید زنده است که وقتی آدم با دل خودش، با ایمان و با آرامش جلو برود، حتماً نتیجهی خوب میبیند. 🌺
من امروز بیشتر از همیشه باور دارم که تصمیمهای مهم زندگی نباید فقط از ترس دیگران ساخته شوند. من آموختهام که بعضی وقتها باید ایستاد، نفس کشید، به دل گوش داد و حرکت کرد. من دیگر مثل گذشته از خواستههایم فرار نمیکنم. اگر اشتباه هم کرده باشم، یاد میگیرم. اگر راهی را انتخاب کنم، از تجربهاش لذت میبرم. و اگر نتیجهای خوب بگیرم، با تمام وجود شکر میکنم. 💖
به نظرم زندگی جایی زیبا میشود که ما جرئت کنیم خودمان باشیم. جرئت کنیم به علاقهمان احترام بگذاریم. جرئت کنیم به جای ترس، اعتماد را انتخاب کنیم. من در این مسیر فهمیدهام که هرچه بیشتر به درونم احترام میگذارم، زندگی هم مهربانتر میشود. هرچه بیشتر سهم خودم را عاشقانه انجام میدهم، سهم خداوند هم با زیبایی بیشتری در زندگیام ظاهر میشود. 🌟
من هنوز در مسیرم، اما این مسیر را دوست دارم. من از تجربههایم یاد گرفتهام، از حسرتهایم هم درس گرفتهام، و از موفقیتهایم انرژی میگیرم. حالا با قلبی مطمئنتر میگویم: من میتوانم، من راه را پیدا میکنم، و من با کمک خدا بهترین نسخهی خودم را میسازم. 🌈💖