بسیاری از انسانها خود را لایق دریافت پاداشهای الهی نمیدانند چون تصور میکنند آنطور که باید، نتوانسته اند نظر خداوند را به سمت خود جلب کنند.
پاداشهای الهی بر مبنای عملکرد شما به منظور جلب رضایت خداوند به سوی شما جاری نمیشوند بلکه مهم این است که انتظار دریافت پاداش از سوی خداوند را داشته باشید.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.54 از 72 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
باعرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
اینکه استاد من به مبحث احساس لیاقت فکر کردم و چرا من احساس لیاقت نمیکنم متوجه شدم اینجوری نیست که من گاهی از اعماق وجودم میگم من لایق این هستم یا بعضی وقتا یادم میره که بگم من لایق هستم به نظر من همین که میخوام چیزی بخرم ولی به هر دلیلی نمیخرم حالا ممکن بدلیل پولم کم اینا باشه اما اگر من احساس لیاقت اون نعمت در وجودم داشته باشم به گرونی و ارزونیش نمیکنم همون موقع میخرم پس اگر نمیخرم همش بدلیل پولم کم نیست ۹۰ درصدش بخاطر اینکه احساس لیاقت نمیکنم میگم حالا ولش کن بعدا میخرم
میدونید استاد خیلی ها هم نمیدونن که خداوند به اونها پاداش میده برای همین هم انتظار پاداش الهی ندارن خود من تازه این موضوع یکم درک کردم از وقتی موضوع عمل صالح یاد گرفتم
از این خدا دوست نداره خدا دوست داره که در زندگی منم خیلی زیاد بود بخاطر همین من اگر بگم ۸۵ درصد مستحبات انجام میدادم تا خدا گناهی منو ببخشه در صورتی که وقتی فکر میکنم به نظر خودم اینجوری من بنده خوب خدا هستم وقتی به زندگیم فکر میکنم از کودکی تا الان میبینم همش دنبال این بودم که به انسانها هر طوری شده کمک کنم حالا حرف پدرو مادرمم گوش نمیکردم چکار کنم بچه بودم بعدش هم جوان بودم مد بود یه بار شلوار لول تفنگی مد میشد طوریکه به پایین اون زیپ میدوخت تا بره تو تنشون گاهی هم آنقدر دم پا آدم گشتا بود که میشد باهاش یه تاپ بدوزی و خدارو شکر اون مقدار افکار نامناسبی هم نسبت به خدا داشتم همشو تغییر دادم
منم این حمله رو یکم درک کردم که هر چه خوبی رسد از جانب خد آوند است و هر چه بدی رسد از جانب خود توست اینو درک کردم که در سیستم خدا وند بدی نیست اگر من مشکلی دارم بخاطر افکار خودم و من هم در همون ا وائل که با قانون جذب و کنترل ذهن آشنا شدم به این موضوع رسیدم اما خیلی درکش نکردم تا اینکه به موضوعی رسیدم که گفته شد وقتی فکر منفی یا فکری که دوست نداری مرور کنی مرور کنی احساست بد میشه و تو احساس بد میف ستی خدا ند هم به احساس تو پاسخ میده و بر اساس اون از انبارهاش برات میفرسته درک کردم هر چه بدی میرسه بخاطر افکار خودم
من وقتی معنی قرآن میخوندم به کلمه پیشین میرسیدم فکر میکردم منظورش پیشینیان ما و الان بیشتر درک میکنم که بخاطر افکار پیشین ما چون ما الان در هر شرایطی هستیم بخاطر افکاری که قبلا داشتیم الان این شرایط داریم تجربه میکنیم و هر چیزی کهدر آینده تجربه کنیم بخاطر افکار و احساسی که الان داریم بوجود میاریم پس باید مراقبب افکارمون باسیم نذاریم هر فکری در ذهن ما مرور بشه چون در هر صورت احساس ایجاد میشه و خدا ند به احساس ما پاسخ میده
این موضوع هم یاد گرفتم که من فقط آرزو یا درخواست میکنم بقیه مراحل به خدا میسپارم و مسئولیت تحقق اون رویام هم به خدا واگذار میکنم منتظر میمونم تا خدا ند ایده بهم بده انجام بدم قدم به قدم به خواستهام نزدی و نزدیکتر بشم و بلاخره ا ون تجربه کنم و به چرا و چگونگی تحقق آرزوهام فکر نمیکنم قدرت دست خدا وند من توپ ميندازم تو زمین خدا بقیه مراحل به خدا واگذار میکنم مطمئنم که خداوند به بهترین شکل ممکن مرا در تحقق آرزوهایم یاری میکند و یه تجربه لدت بخش و به یاد ماندنی را به من هدیه میدهد
من فعلا تازه مشکل پرداخت بدهیهای به خدا ند سپر دم و قتی همزمانی ها رخ داد مشکل پرداخت بدهی من حل شد حتما بر آتون مینویسم
من هم در زندگیم معجزاتی وارد شده نمیخواستم درباره بیماری بنویسم اما بسیار خلاصه میگم
من به شکلعجزه وار باور نکردنی و غیر منتظره ای مشکل تیروییدم حل شد درصورتی که توهین به پزشکان و علم پزشکی نمیکنم ولی دکتر به من گفته بود که تا آخر عمرت باید این قرص مصرف کنی اما من با کمک استاد عزیزم و خدا ندم مهربانم و خودم تونستم این مشکل حل کنم شفا بگیرم و الان دیگه دکتر گفته نیازی نیست قرص بخورم این یکی ازعجزات الهی بود که توسط خداو ند وارد زندگی من شد
اینکه در بدنم دو تا غده داشتم که بخاطرش اصلا دکتر نرفتم و شفا گرفتم الان تقریبا یکسالی هست که غدهای ناپدید شدن اینم یه معجزه دیگه
و معجزه بزرگتر و بعدی اینکه دکتر جوابم کرد گفت برو خوش باش هر کاری دوست داری انجام بده و الان نزدیک چند ماهی که شفا کامل از این بیماری خداو ند به من هدیه کرد
معجزه بعدی اینکه سالها دنبال مشتری برای خونم میگشتم تا از جاری جدا بشم اما نمیشد یه روز بطور معجزه آسایی همسایه توی حیاط مون اومد قبول کرد خونه رو خرید منم فردا شبش خونه جدید خریدم
من تمام مشکلاتم که یادم میاد در طول روز لاغر شدنم پول ار شدنم خرید خونه تهران نزدیک دانشکاه دخترم هر آرزوی کوچیک و بزرگم همه رو به خدا سپردم و اینبار میگم قرار خداوند مرا به ارروهامبرسونه میدونم و مطمئنم که خداوند به وعده خودش عمل میکنه و اینکه به زمانبندی خداوند هم ایمان دارم مطمئنم که در زمان مقرر من آرزوهام تجربه و زندگی میکنم خدایا شکرت
م به این حد از ایمان رسیدم که تمام شفا هایی که گرفتم فقط معجزاتی بودن که فقط و فقط از عهده خداوندم امکان پذیره اونم خدای جدیدم که عدالتش حکم میکنه هر کس کس هر طوری دوست داره زندگی کنه خدایی که مرا فرا خوانده و وارد این دوره شگفت انگیز کرده تا ایمانم به خدا ند بیشتر بشه تا خد اوندم به شکل واقیش تجربه کنم خدایی که وعده داده تو آرزو کن به ایمان داشته باش من ب ات به بهترین شکل ممکن برآورده میکنم خداوندی که داره با این کلمات به من میگه نگران نباش امید داشته باش دیگه نوبت تو شده که در دنیایی آرزوهات زندگی کنی خدایا ششششکککککررررتتتتت
واقعا این حس خوب و عالی تجربه میکنم وقتی جملات انگیزشی که شما بیان کردین میگم وقتی که به معجزات خدا ند در زندگیم فکر میکنم ایمانم بیشتر میشه شادی درون پیدا میکنم امیدوار میشم دیگه نوبت منه خد ا قرار منو به من بدون نوبت راه بندازه چ و ن آرزوهام کمتر هستن ما وقتی میریم نان وایی صف ۲۰ تایی ها داریم صف ۵ تایی هم داریم کرج که اینجوری من هم خداوند انتخاب کرده و وارد صف تحقق آرزوها قرار داده من در صف ۵ تایی هستم الان نوبت منه بقیه شو نمیدونم میشه چرا و چگونش من کاری ندارم این حسی که خدا در وجودم قرار داده من به حسم ایمان دارم مطمئنم که هرگز اشتباه نمیکنه
منم سعی زیادی میکنم هر فکری مرور نکنم خودم لایق تحقق آرزوهام میدونم منتظرم که خدا ند یکی یی آرزوهای منو تحقق ببخشه
من اینو درک کردم که خدا از روح خودش در من دمیده پست در وجودم خدا وند دارم پس این امکان نداره که من از خ ا جدا باشم دور باشم منو دوست نداشته باشه و….
خداوند با منه همیشه همراهنه همیشه مراقب منه همیشه به من کمک میکنه تا من خواستهام تجربه کنم خدا ند بهن کمک میکنه تا من بهترین شرایط در زندگیم تجربه کنم
خدایا من منتطرم که درها رو برای من پست سر هم باز کنی میدونم کلید همه اون درها نزد تو خدای بررگم و به موقع به من میدی تا من درها رو باز کنم من الان عکس پس رمینه گوشیم عکس یک کلید زیباست که کلید طلایی که خداوند به من هدیه داده تا من بتونم هر در بستهای ای باز کنم خدایا برای هدیه هابی که در زندگی به من دادی بینهایت اسگزارم
در زندگی من شما بودید که با ساختن فایلهای ش.فت انگیز به سکل معجزه وار زندگی منو دگر گون کردید همسر و فرزندانمم هستن و من لینهایت لار به توان هزار از شما ممنون ن و متشکر و سپاسگزا م براب تک تک کلماتی که به من آموزش دادید تا من بتونم دنیام بسازم
من سعی میکنم سپاسگزاری اول درک کنم بعد انجام بدم الان دارم یاد میگیرم برای چیزهابی که خدا به من داده سپاسگزار باسم مثل غذایی گه مبخورم لباسی که میپوشم سلامت که دارم ک
و…و سعی میکنم به نعمتهای الهی دیگران توجه نکنم مسیولیت صد در صد زندگیم بپذیرم گله و شکایت نکنم اما یکم نتونستم
استاد امروز به این درک رسیدم که گله و شکایت نکر دن حتما نباید کلامی باشه همین که من از همسرم بخاطر رفتارش ناراحت هستم هم میشه گله و شکایت کردن همینکه حوصله حرف زدن با او رو ندارم میشه گله و شکایت کردن میدونید ازس انتطار دارم که به من هم توجه کنه همش فکر خودش نباشه و قرضهای خودش بده
اما دارم روی خودم کار میکنم که باید مسیولیت زندگی خودم بعهده بگیرم یعی کنم انتطاری از او نداشته باشم کلامی ندارم اما رفتاری خیلی دارم خوب یکم سخته
من سعی میکنم افکارم تغییر بدم و امید دارم مطمئنم که خداوند یاری رسان من است و به من کمک میکند تا بهترینها رو تجربه کنم
نشان های دریافت شده
ب نام خداوند پاداش دهنده نیک
منتظر پاداش الهی هستم
من هم از همون سالهای گذشته تا الان فکر می کردم چون من فرد گناه کاری هستم خواسته هایم و دعاهایم مستجاب نمی شود همش فکر می کردم ک نکنه بخاطر گناهانم هر چند کوچک یا بزرگ فرقی نمی کند.خداوتد می خواهد مرا تنبیه کند.
ومن البته همیشه سعی می کنم مراقب رفتار و اعمال خودم باشم. والبته هنوز هم مقداری ازین افکار در ذهن من هست ولی خودم رو فرد گناه کار یا مثلا خیلی گناه کار نمیدونم ولی ی جور حس مقایسه بعضی اوقات ب ذهنم میاد ب خودم نجوا می کنم آخه فرق من با خواهر و برادرهایم در چیست؟آخه چرا من متناسب نبودم وچرا اونها بودند وهستند چرا من در تمام عمرم حتی تا ب الاان در پی متناسب کردن خودم بودم و هستم ولی اونها اصلا چنین کاری نمی کنند؟فرق من با آنها در چیست؟آیا من واقعا با آنها فرق دارم؟ وقتی ب این مقایسه فکر می کنم،پیش خودم فکر می کنم ایا اونها از من بهتر هستند یا اینکه من از اونها خیلی بدتر هستم،وقتی ب این چیزها فکر می کنم حس بدی بهم دست می دهد،بعد ب خودم یاد آوری می کنم ن این طور نیست اصلا چنین نیست،چون این همه انسان در سراسر دنیا وجود دارند ک کلی ناراحتی دارند.اگر قرار بود خداوند فرقی قائل شود در مورد اونها هم قائل می شد،خیلی افراد هستند ک ب طور مادرزادی یا بواسطه اتفاقی دچار نابینای یه ناشنوای یا فلج یا از دست دادن دست یا پا شدند،پس آنها هم باید بگویند ک خداوند مارو دوست نداشته وهم اینکه برای ما نسبت ب دیگران فرقی فایل شده است پس اونها هم شبانه روز باید ب این موارد فکر کنند.
پس فکر کردن ب این چیزها اصلا درست نیست چون آدم اگر همش بخواهد ب این چیزهای منفی فکر کند اصلا نمی تواند زندگی کند و ادامه زندگی برایش فوق العاده دشوار می شود،پس در هر شرایطی ک هستیم اول وظیفه داریم ایمان و اعتماد ب نفسمان را بالا ببریم باید ب معجزات خداوند والطاف خداوند ایمان بیاوریم.
من ب معجزات خداوند ایمان دارم حتما ایمان دارم
خداوند مرادوست دارد و معجزاتش یکی یکی برایم نمایان می شود.
خداوند ب راحتی خبرهای خیلی خوب و اتفاقات خوب برایم ایجاد می کند.
خداوند خیلی افراد خوب را در سر راه من قرار می دهد.خداوند بوسیله بندگان خوبش معجزاتش رابرای من می فرستد.
من ب زودی اتفاقات خیلی خوبی مشاهده می کنم.
ما،در طول زندگی خیلی پاداشها دریافت کرده ایم خیلی خیلی دریافت کرده ایم ولی خودمان متوجه نبودیم و نشده ایمایا همین ک تا الان توانستهایم زنده بمانیم و نفس بکشیم شب و روز خداوند وخیلی چیزهای خوب را ببینیم آیا این پاداش الهی نیست.
ایا اینکه خوشحالی دیگران را ببینیم آیاپاداش الهی نمی باشد؟آیا ازینکه بتوانیم فرد مفیدی هم برای خود باشیم وهرچه اندک سبب خیر وشادی برای دیگران باشیم ایا این پاداش الهی نمی باشد؟ بله اینها همه پاداش الهی می باشند.وقتی ب فردی کمک می کنیم اون شادی ما پاداش الهی است.
پس من ب پاداشهای الهی ایمان دارم.
من منتظر پاداشهای فراوان از جانب پروردگارم هستم.
من ب زودی پاداشهای الهی خیلی خوبی درافت می کنم.
خداوند مرا ب ارزوهایم می رساند.
خداوند مرا بنده خوب خود می داند.
خداوند ب بهترین و راحت ترین نحو پاداشهایش را برایم می فرستد.
ب زودی درهای فراوانی برکت و رحمت و موهبت و سلامتی از جانب خداوند بر من ساری و جاری می شود.
الهی آمین الهی آمین الهی آمین.
منتظر دریافت پادش الهی از جانب خداوند باشید.
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام ودرود بی کران خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسیرم
من به پاداش الهی ایمان دارم
من منتظر دریافت پاداش الهی ام هستم
در ذهن خیلی از ما نگرشی راجب رابطه با خداوند ایجاد شده که خودمان را لایق دریافت پاداش از جانب خداوند نمی دانیم چون فکر می کنیم خدا ما را دوست ندارد ووقتی به اعمال خودمان فکر می کنیم ومی بینیم در انجام واجبات دینی ضعیف عمل کردیم یا کارهایی انجام دادیم که آدمهایی که اون کارها ازشون سر زده از نظر بقیه آدمهای خوبی نیستن دیگه از خدا نا امید می شیم وهمیشه منتظر
تنبیه وعذاب از جانب خداوندیم
من هم همچین طرز فکری داشتم از وقتی بچه بودم وسواد خواندن ونوشتن یاد گرفتم ترجمه بعضی آیات قرآن رو می خوندم ودر بیشتر آیات حرف از پاداش الهی وعذاب الهی بود من همیشه خودم رو لایق عذابش می دونستم چون نمی تونستم کاملا شبیه اون آدمی باشم که از نظر خودم وبقیه لایق لطف ورحمت وپا اش خداوند هست دروغ گفتن غیبت کردن وخیلی اعمال دیگه بود که خواه ناخواه از من سر می زد در خواندن نماز های اول وقت تنبلی می کردم روزه هام واعمال مذهبی ودینیم همه چیزم دست وپا شکسته بود حتی خجالت می کشبدم به نمازبایستم همیشه تو دلم می گفتم الان خدا راجب من چی فکر می کنه همین طرز تفکر باعث شده بود منتظر دریافت خبرهای بد باشم تا خبرها وسوپرایزها وپاداش ها والطاف الهی چون خودمو بنده لایقی برای خدا نمی دونستم همیشه عذاب وجدان داشتم احساس گناه تمام ذهنم رو پر کرده بود جای خالی برای فکر کردن به مهربانی ولطف خدا باقی نگذاشته بود تا اینکه نمی دونم کی وکجا بود با این جمله برخورد کردم که هرچی از جانب خدا به ما برسه خیر وخوبی هرچی بدی و رفتاری هست از جانب ماست بارها وبارها با خودم تکرار می کردم با اون قسمت اولش کنار اومد که هرچی خیر وخوبی هست از جانب خداست چون با وجود نا لایق دونستن خودم اما خداوند ومهربان وبخشنده می دونستم ومی گفتم همیشه اگه چیزی هم دارم تو زندگیم بخاطر بخشندگی ومهربانی دلسوزی خداونده اما باین قسمتش که هرچی بدی وگرفتاری هست از جانب خودمه کنار نیومدم من چطور این سختی ها و وارد زندگیم کردم منکه همیشه تلاشم این بوده با کمک کردن به فقیری یا نذر کردن یا چله گذاشتن یا نماز حاجت خوندن یا گریه واستغاثه بلا مصیبت رو از خودم عزیزانم دور کنم چطور خودم با دست خودم سختی رو وارد زندگیم کزدم با این بخشش مشکل داشتم ومی گفتم مگه این سختی ها جواب بدی های من نیست مگه این همون عذابی نیست که خدا توی قرآن گفته
وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم واستاد در اکت فایل ها می گفتن طرز تفکر خیلی مهمه واینکه ما به هرچی فکر کنیم انتظاری به وجود میاریم انتطار با عث تجربه اون افکار در زندگیمون می شه یه کدهایی برام واضح شد وبا گوش دادن به فایل های تفسیر زندگی برام روشن شد افکار وطرز فکر ما خیلی مهمه اینکه ما چطور به زندگی نگاه کنیم وچه دیدی داشته باشیم مهم ترین موضوع زندگی ماست ما بااین افکار واحساس داریم به خدا می گیم چه زندگی می خوایم چه دریافت هایی از زندگی می خوایم واین شد که فهمیدم این همون خالق زندگی خود بودنه معنی اینکه ما خالق زندگی خودمان هستیم یعنی چه وتازه فهمیدم چرا هرچی بدی هست از جانب خودمه
فهمیدم این خودم هستم که با طرز فکرم احساسم وعملکزدم در زندگی انتطار م رو از خداوند ایجاد کردم وجهان هستی داره جواب انتطار خودم رو می ده
من ساعت ها غرق بدترین افکار منفی می شدم وهمیشه دیدم منفی بود به زبان چیز دیگه ای بودم اما افکارم به شدت مصموم پریشان بود در میان این حجم از افکار منفی جایی برای شناخت خداوند نبود حتی این افکار نگذاشته بود معنی بخشندگی معنی مهربانی مهنی رحمانیت کریم بودن خداوود رو بفهمم مگه می شه خدا با اینهمه اسمال عطیم با این همه اوصاف زیبا خودهاون بدبختی وگرفتاری من باشه اگه خدا منو دوست نداشت چطور از روح خودش به من هدیه داد ومنو با خودش یکی کرد واز بد تولدم منو مورد لطف ورحمت خودش قرار داد
در بطن مادرم منو نگهداری کرد وسالم متولد کرد و مهر منو تو دل پدر. مادر انداخت وتوانایی بزرگ کردن منو به اونا داد وهمیشه منو از بلاها وگرفتاری ها حفظ کرد تا بزرگ شدم
خدای من بخیل وخسیس نیست وهمه انسان هارو به یک اندازه دوست داره مثل مادری که هرگز نمی تونه بین بچه هاش فرق بزاره
تازه فهمیدم این سالها چقدر خداوند بخاطر من ناراحته واونم منتظر تا من راهی برای دریافت پاداش هاش به روی خودم باز کنم فهمیدم اونم از ناراحتی من ناراحته ودلش نمی خواد زاری منو ببینه فهمیدم خدا عاشقانه منو دوست داره وهرگز بد منو نمی خواد خدا انتقام جو نیست نیازی به عبادت من نداره نیازی نداره من کار خاصی براش بکنم تلاشی براش بکنم تا مزد تلاشم رو بده اونکه تمام عالم رو. داره اداره می کنه تعادل جهان در دست اونه چه نیازی به من داره اون فقط می خواد من در رفاه باشم در شادی باشم بهترین ها رو تجربه کنم به آرزوهام برسم در دنیا. آخرت بهترین ها رو برای خودم زخیره کنم فقط کافیه انتظارم از خداوند رو تقییر بدم کافیه افکارم ونگاهم به خداوند رو عوض کنم اونوقت اون بی هیچ کار خاصی زندگی منو دگرگون می کنه شاهکار می کنه برام
12 ساله خودمو مقصر مریضی وحادته هایی می دونم که برای دخترم اتفاق می افته چون وقتی فهمیدم باردارم گفتم آمادگی نداشتم خواستم بچه دار بشم در تمام این 12 سال گفتم خدا داره منو با مریضی دخترم امتحان می کنه واونو مریض می کنه تا من عذاب بکشم تنبیه بشم همین طرز فکرم انتظارم از خداوند این همه سال باعث شد دخترم اذیت بشه وایمان خودم خشه دار بشه وناراحتی وپریشانی وارد زندگی خانوادگی ام کنم
خداوند از ابتدا با دمیدن روح خودش در کالبد بی جان من رابطه یه طرفه ی خودش رو با من شروع کرد واین رابطه هرگز گسسته نمی شه وهیچ چیزی از جانب من باعث پاره شدن اون نخواهد شد وخداوند به عهد خودش همیشه وفادار
خداوند به راحتی وبدون هیچ زحمتی می تواند مشکلات زندگی مرا حل کندکافیه است به او ایمان داشته باشم وبهش اعتماد کنم وبه این باور برسم که
هرچی خیر وخوب هست از جانب خداست واگه کمی کاستی وبدی هست از جانب خود ماست
خداوندا مهربانا تو را سپاس می گویم بخاطر تمام نعمت ها وخوبی ها ومهربانی ها وتوجه هایی که به من داشتی بخاطر نعمت سلامتی وتن درستی وعزت آبرویی که به من دادی ازتو ممنونم
از شما استاد عزیز هم سپاس گذارم. که دست خداوند هستین در رسیدن این آگاهی ها به ما همیشه تن درست وسلامت باشین
نشان های دریافت شده
به نام خدای نور ، بی نهایت ِ مهربان و فزاینده
درود و احترام خدمت استاد عزیزم و هم کیهانی های هم مسیر نازنین 🌸
خدایا بابت فرصت طلایی حضورم در این دوره شگفت انگیز سپاسگزارم.
خدایا بابت گنج ارزشمند و فزاینده ی آگاهی در درونم سپاسگزارم.
خدایا بابت هدایتم به این مسیر زیبا و بهشتی سپاسگزارم.
★☆گام نهم: من منتظر پاداش الهی هستم ★☆
حین خوندن آگاهی های ارزشمند این جلسه، به این فکر میکردم که من چقدر خوشبخت و سعادتمندم که به این مسیر هدایت شدم تا معنی واقعی خوشبختی و رضایت خاطر از زندگی رو دریابم. چقدر اون اضافه وزن برای من خیر و برکت داشت که اگر بهش دچار نمیشدم، الان در این مسیر و دارنده ی این آگاهی ها نبودم… و چقدر این چند سایز اضافه وزن میتونست در زندگی من، موثر باشه و همه چیز رو تغییر بده…و حتی منو به خدا نزدیک کنه و باعث رابطه ی صمیمی و عاشقانه ی من و خداوندم بشه.
به واقع که من عمیقا خوشبختم.
خدایا سپاسگزارم بابت این خوشبختی.
راستش من یکی از بزرگترین شوک هایی که درباره شناخت خداوند، در ساختار ذهنی و فکریم دچار شدم رو در دوره ی طلایی خدا هرگز دیر نمیکند تجربه کردم. (دوستان علاقمند حتما حتما اون دوره رو شرکت کنن).
تا پیش از اون دوره ، و بطور کلی پیش از مسیر استادم، همیشه باوری که از بزرگترها و اطرافیان به من رسیده بود این بود که دوست داشتن خداوند، و پاداش دادنش به بنده هاش، مشروط هست به هزار و یک دلیل: انجام فرایض دینی (که من تو باغش نبودم)، رعایت حجاب (که من هرگز نداشتم)، مراسم های مذهبی (که من متنفر بودم) و صحبت و ارتباط با نامحرم! که در نسل ما بسیار و به شدت ازش منع میشدیم ،اما خب ما در دوره لیسانس یه اکیپ مختلط بودیم که بسیار هم صمیمی بودیم و ارتباط فوق العاده سالمی هم داشتیم در حدی که حراست به اکیپ ما مجوز سفرهای دانشجویی یا اردوی رصد ماه و طلوع خورشید میداد. خب اون زمان (اوایل دهه هشتاد) این روال در بسیاری از دانشگاهها مرسوم نبود. و جالبه که من در اکیپ همراه بودم اما هر لحظه ی اون اردوها و سفرها، از عذاب وجدان و احساس گناه ، روحم در حال سوختن بود!! و چون خاندان مذهبی طوری داشتیم و من دختر تابو شکن خاندان بودم، خیلی تحت فشار حرف و حدیث ها بودم، و همه اون حرف و حدیث ها برام سورس احساس گناه میشد. و این احساس گناه با من موند و رفته رفته با بالارفتن سن م، تبدیل به یک آدم جدی و سختگیر در روابط اجتماعی شدم، و از اون دوستانم فاصله گرفتم و منزوی تر و منزوی تر شدم.
و این بین هرچقدر منزوی تر میشدم، احساس گناهم بیشتر و از خدا دورتر میشدم.!
نزدیک به حدودا 17-18 سال این حالتهای شدید در من بود..تا اینکه به لطف خدا به این مسیر هدایت شدم و خدای واقعی رو با استادم شناختم.
و چقدر اون روزی که فهمیدم : “من بی هیچ دلیلی، فقط چون بنده و آفریده ی خداوند هستم، شایسته ی تمام خواسته هام هستم چون خداوند بی دلیل تمام افریده هاشو دوست داره…” !!
و یک ساختار ذهنی بسیار محکم، که سورس عذاب وجدان و احساس گناهم بود در من شروع به شکستن کرد، روزها و روزها با تعجب و شوک به این موضوع فکر کردم که مشغول پرستش خدای انسانی ام، و ریشه ی تمام ناآرامی ها ، نگرانی ها، تنش ها، احساس شرمساری ها، و عدم شایستگی ها، خدای انسانیه! خدایی که مدااام در پی عذاب دادن و تنبیه کردن و دنبال دلیل گشتن برای این عذابه چون:
-السا نماز نمیخونه!
-السا حجاب نداره!
-السا مراسم مذهبی شرکت نمیکنه!
-السا تابو شکنه!
-السا با نامحرم حرف میزنه (چقدر خنده م میگیره😁 الان و البته خدا روبابت آگاهی و روشنیم سپاسگزارم)
و هزار و یک دلیل کوچیک و بزرگ دیگه از این قبیل!
اولین شوک به من با درک اینکه این خدا ، خدای واقعی نیست، و خدا واقعی بی قضاوته بر من وارد شد ! و چقدر ارتباط گرفتن با خدایی که بی قضاوته شیرین و لذت بخش و دوست داشتنی بود.
و حالا که به این آگاهی رسیده بودم، و پذیرفته بودمش، زمان شوک دوم رسیده بود! :
خدایی که بی هیچ دلیلی بنده هاش رو شایسته ی تمام موهبت ها میدونه و این خود بنده ست که مانع ورود این موهبت ها به زندگیش میشه.
چقدر درک این حقیقت برام شیرین بود…هنوز شیرینیش یک گوشه ی دلم می جوشه و هر روز بر خدای جدیدم عاشق تر از قبل میشم.
چقدر جالب بود خدایی که بی توجه به هیچ تلاشی، بی توجه به هر مراسم و مناسکی، بی توجه به شرایط تحصیلیی وخانوادگی افراد ، بهشون بی نهایت موهبت میده. اونم در مقابل ساختارهای ذهنی من که تمام عمرم متاسفانه بخاطر خاندان فوق العاده ی مدرک گرایی که داشتم، اینطوری بزرگ شده بودم که فقط ادمهای خیلی درسخون، و خیلی تحصیلکرده شایسته و لایق بهره مندی از موهبت های زندگی ان. و بقیه افراد دیگه شایسته ی هیچ نیستن! و باز این مورد یک منبع خیلی بزرگ دیگه ی احساس کم لیاقتی در من شده بود. و حتی نگاه و معیاو ناخوداگاه خودم و خاندانم به مساله سنجش شایستگی ، مدرک تحصیلی بود. و چقدر من در تمام عمرم سرزنش شده بودم و چقدر ترسونده شده بودم که اگر تحصیلات عالیه نداشته باشم، ادم بی ارزشی هستم… که لایق هیچی نیست…و چه لحظه ها و سالها از عمرم و خوشی های زندگیم در سایه ی این باور نادرست دزدیده شده !
و چه باری از روی دوش روح و روان من برداشته شد وقتی خدای بی قضاوتی رو شناختم که بی قید و شرط عاشق بنده هاشه. و بنده هایی که فقط و فقط بخاطر اینکه بنده ی خدا هستن، لایق بهترین ها هستن.
و احساس سبکبالی من اینجا و در این دوره داره کامل تر و کامل تر میشه…وقتی که گام به گام به کمال فکری و شناخت خداوند نزدیک میشم. شبی که لیست خروجی های ذهنم رو در گام مقدمه ی این دوره نوشتم، خوشبخت ترین و سبکبال ترین آدم روی زمین بودم. وقتی شغل، جایگاه اجتماعی، مدرک، خانواده، و تمام فاکتورها ی بیرونی رو گذاشتم توی لیست خروجی و فهمیدم دل بستن و اتکا و امید داشتن به هرکدام از اینها، شرک محسوب میشه ، چون شرک یعنی حساب باز کردن روی هر چیزی جز خدا، و در نتیجه ی این آگاهی ، همه این فاکتورها رو در کوله پشتی ای ریختم و انداختم بیرون و یک خونه تکونی حسااابی و شستشوی حسابی به مغزم دادم، چقدر خوشبخت شدم….چقدر اون شب آرامش داشتم…با چه فراغ بالی و آسودگی خاطری به خواب رفتم…. هر فاکتوری که پیدا میکردم و در اون کوله پشتی مینداختم بیرون، یک وزنه از روح من برداشته میشد و من سبکبال تر میشدم، و بیشتر اوج میگرفتم..
و چندروزی بعد از اون شب بود که اولین آرزوی من از لیست آرزوهای جدید براورده شد، بعد از 5 سال…از دوردست ها…! از جایی که فراموشش کرده بودم!
و این شد سراغاز فصل جدیدی از ایمان روشن تر و شناخت عمیق تر من به خداوندی که بی قضاوت، بی معیار، بی خط کش و چرتکه، به تمام بندگان پاداش میده! اونها رو دوست داره! مراقبشونه…
و چقدر با این باور زندگی زیبا، شگفت انگیز، و دنیا جای امن و ایمنی هست….
خدایا سپاسگزارم
استاد عزیزم سپاسگزارم
الهی همیشه امید و نور در قلبتون مواج باشه🙏🦋
باسلام خدمت شما استاد عزیز
سالهای زیادی با این افکار زندگی میکردم که هرچه از سمت خداوند وارد زندگی من میشود قطعاً حق من بوده زیرا من لیاقت دریافت آن چیزی را دارم که خدا بهتر میداند، و خودم را گناهکار میدانستم و فکر میکردم خدا منو دوست ندارد و خودش بر اساس لیاقتم نعمتش را وارد زندگیم میکند،
مثلاً همین انجام وظایف دینی خودمان که گاهی در انجام آنها تعلل یا شک و تردید داریم که آیا درست و واقعی هستند و یا فقط شکل ظاهری دارند،
برای تحقق خواستههای خودمان بهتر کردن شرایط زندگیمان به هر دری میزنیم که اون شرایط رو برای خودمان بهتر کنیم و احساس راحتتری داشته باشیم و زندگی بهتری را تجربه کنیم،
همیشه تلاش میکنیم تا یک مسیری برای به دست آوردن پول بیشتری داشته باشیم تا زندگی راحتتری تجربه کنیم،
اما چرا از خداوند کمک نمیخواهیم و به معجزات الهی باور نداریم و من به چشم خودم دیدم انسانهایی که مومن هستند و هیچ توکل و ایمان واقعی در قلبشان نیست و نگران آینده و شرایط زندگی خودشون هستند ،
خیلی سالها من هم در ذهنی آشفته از خداوند میخواستم که آرامش و سلامتی رو به زندگی من بفرستد اما فرستندههای خودم ارتعاشهای منفی داشتند و همان چیزی رو دریافت میکردم که به خداوند میفرستادم،
پس از سالها تلاش و شناخت درست خداوند و مسیری که در اون هدایت شده بودم فهمیدم که افکار من تبدیل میشن به اتفاقهای زندگیم و خداوند چیزی رو وارد زندگی من میکند که از او انتظار دارم و خداوند به هیچکس بدون دلیل ظلم و ستم نمیکند،
پس من هم به این درک رسیدم که معجزات الهی واقعی هستند و انتظارم از خداوند دریافت نعمت سلامتی بود که سالها در انتظارش بودم و الان در بهترین حالت سلامتی جسم خودم هستم،
دیگه مشکلات زندگی برایم با کمک خداوند آسان حل میشوند و اصلاً میتوانم بگویم که مشکلی ندارم و حتی یادم نمیاد که آخرین بار چه دغدغهای در زندگیم داشتم،
وقتی که میتونم راحت و ساده زندگی کنم سخت نگیرم و افکار خوبی داشته باشم از خداوند انتظار دارم که بر اساس افکار و سبک زندگی من نعمتهای بینهایت خوبش را وارد زندگی من کند و من به خداوند ایمان دارم که درهای رحمتش همیشه به بندگانش باز است و حتی بندگانی که شاید به این آگاهی نرسیده باشند هم لطف خداوند جاریست،
من در آخر میخوام سپاسگزاری کنم که لایق حیات در این دنیای بیکران هستم خدایا شکرت بابت اینکه به من به عنوان یک انسان اجازه زندگی کردن دادی تا افکار و انتخاب خودم را داشته باشم
خدایا از تو ممنونم که بینهایت نعمتت را به من ارزانی داشتی خدایا شکرت بابت اینکه در مقابل تمام سختیهای زندگی همراهیم کردی و اجازه ندادی در مقابلشان زانو بزنم،
خدایا شکرت بابت اینکه مرا به مسیری هدایت کردی که بتوانم در آن لحظات خوبی را تجربه کنم و روزهای بیشتری لذت ببرم و از زندگیم و از آنچه که هستم راضی باشم از نعمتهای خوبم لذت ببرم،
من با شناخت و درک تو در جهان هستی میتوانم زندگی را داشته باشم که پر از شادی آرامش عشق و سلامتی و دریافت نعمتها و خواستههایم است پس با افکاری درست مسیر درست سپاسگزار تمام اتفاقهای خوب و معجزات الهی از سمت تو هستم،
امروز من باور دارم که به لطف تو یک بار دیگه زنده هستم و این یک فرصت از سمت تو به من هدیه داده شده تا یک روز دیگر سپاسگزار و قدردان تو باشم و بهترین خودم را زندگی کنم خدایا شکرت،
باتشکرازشما
بنام خداوند مهربان تک و نمونه و بینظیر و همیشه حاضر و عاشق و حامی پیشرفت ما،
و درود و رحمت گذشت بخشش سخاوت هدایت نعمت برکت و کمالو ارامش شادی و آسایش و معرفت مغفرت رأفت مودت صداقت رهایی آزادی استقلال قدرت اختیار حفاظت علم آگاهی یقین تعهد ایمان عملکرد عالی و استقامت و پیشرفت و نور و رشد و امنیت ابرو عزت عمر طولانی و بزرگی از طرف خداوند و تمام خیرو برکت خداوند رحمان یکتا جاری به هر لحظه زندگی شما استاد عالیقدر گرامی ارجمند بی نظیر،
استاد چقدر اسان شده از روز اولی که من در این فایل مفدمه نوستم چه چیزهایی را رعا کردم و میخواعم چه چیزعایی داشته باشم ،،
و حالا با خواندن لین فایل هم برای من فقط العام ببین بخون گوش کن تینا که هداوند فقطو فقط بله فقطو فقط با لین تامید که خیرو رحمت هر اشتباهی هم کنی تا زمانی که نفسنیمسی یعنی بخشیده میشی و برای جبران راه هست اما منو صاحب قدرت و نزدیک به خودت بدان متعهد با یقین و عملگرا باش و استقامت بورز ولی از آسانترین نزدیکترین با عزتترین راه برای لذت و آزادی و پیشرفت در زندگیت بهت از راهی که فقط خودم یعنی خدا میداند همه چی را عطا میکنم تو فقط باور و عملکردتو خیلی خوب ادامه بده نه خودتو عذاب وجدان بده نه سرزنش نه تحقیر از من عذر بخواه خودتم ببخش و ایمانتو خفظکن استقامت من عمل صالح انجام بده بهتر و بیشتر از آنچه که فکر کنی و ندانی از چه راهی به چه هیرو برکت و عظمت و آسانی بهت نعمت مبدو،.نمونه اش همین سایت اومدم فقطلاغر بشم اونم معجزه وار هدایت شدم به این سایت اما الان دارم آموزش برای تمام آرزوهام میبینم دارم خدای مهربانم و میشناسم
اسناد شما نمیدونم چرا آنقدر مطالب و آسان و عملی و راهت و نزدیک بهمون انوزشمیدعدید این استاعدادی که فکر کنم خدا بهتون داده و خیلی راحت و نزدیک به دل ما سریع میشیند و ما بدون مقاومت انگار حضور خدا رو سریع میبینیم خس میکنیم الله اکبر خداوندا تو چقدر خوبی آنقدر گلیهمس رهمای به ما واقعا بسم الله الرحمن و الرحیم ،
استاد من ازتداوند بی نظیرم ساکرم چنین آگاهی های هالیعلاپع بر لاغری داره وارد زندگیم میکنه از طریق بندگان خوبی مثل شما خداوند توفیق الهی هزاران برابر وارد زندگیتان کند الهی خیر از عمر طولانی با عزتتان ببینید ممنونم ممنونم خدا ممنونم ممنونم استاد چه آیه های جمع بندی شده و مرتب و خلاصه و چه مطالبی زیبا و پیوسته با نکات آموزشی که محکم به قلب میکوبه واقعا خدایا شکرت استاد ممنونم از قلم و زندگی و دل با ایمانتان خداوند توفیق بیشتری عطا کند و به ما هم همینطور ممنونم .
و در آخر واقعا ما هم منتظر دریافت پاداش الهی هستیم بر اساس عظمت خداوند و رابطه زیبای وصف نشدنی پر مهرش و سراسر رحمتش با ما الهی شکرت قوربون خدا برم همیشه آنقدر گل و ما کم باورش کردیم خدایا عظمتتو شکر.
نشان های دریافت شده
سلام خدایی بخشنده ومهربان خالق کل جهان هستی
سلام براستاد. عطارروشن. ودوستان هم مسیر
برای کارهای که و تو این مسیر به ترتیب برای منچیده شده ازخداوند تشکر وسپاس دارم
آمدن تو این مسیر اول از در خواست خودم برای رهایی از چاقی بود هیج مسیری دیگه اصلا تو. نظرم نبود فقط اولین بهترین فکر سال فبل فقط نجات از مشکل اصافه وزن بود از خداوند خواستم که من ازاین مشکل خلاص
کنه به این مسیرمن روهدایت کرد به مرور که ادامه دادم اون بازم از حمایت که برام من انجام دادم دارم
دریافتم که این مشکل که تو نگاه فقط چاقی اضافه وزن بود چند ابعاد دیگه هم داشت تازه چشم وباز شد و دریافتم کلی مسائلی که تو زندگیم دارم یی راه نجات داشته که بشه یی زندگی باکیفت بهتری رو براش ایجاد بشه چون سالهای زیادی کلی باوره اشتباه رو جمع کرده بودم ازاطلاعات اطرافم که همه این مشکلات رو اول فبول کردم که درست هست باید باشه بعد بایدصبورباشم که اون نشانه ایمان فبول کنم تازه برای صبردر ابرابرش کلی هم ثواب درآخر ت از خداوند دریافت خواهم کرد کلی باوره مشکل داره که برای داشتن همین مشکلات مدرک درست بودن رو به من میداد که کل همه وهمه اشتباه بود با دریافت این موضوع دریافت که اگه بخواهمتوکل زندگیم تغییر ایحاد کنم اول باید خیلی روی خودم کاره کنم که بتوانم اون برطرف کنم اول بایدخیلی قویتر از خودم اون روزها گدشته باشم که بتوانم با دریافت خوب وکمک کرفتی ازخداوند کاری که شاید اصلا امکان برطرف کردن نداشت
اول امیدوار شدن که میشه وبعد تومسری که خداوندم برای من چیده حرکت رو شروع کردم به مرو دارم کل مشکلاتم رو بهش شناخت پیدا میکنم وبه مرور انهارو کم رنگشون کردم برای خودن خیلی حالب هست اصلا هیچ عجله ندارم هیج نکران نیستم هیچ به چطور چگونگی که برای من به چه شکل انجام داره میشه به اون شکل فبل فکر کنم همه و همه رو به بخش خداوند سپردم فقط بخش خودم دارم کاری که به عهده من هست روبی کم کاست انجام میدم حتی توبخش لاغری هم همه سپردم به خدایی خودم
ولی بخش خودم رو به شکل درست انجام میدم چون میدنم همه این مسبر دردستنان خداوند عزیزم هست من بخش خودم رو به شکل فابل فبول. انجام بدم بخش خدا دیگه تو دستان خودش هست تو زمان خودش انجام شده به من خواهد رسید اونم به طریقی که تو هیچ زمان نه تو فکر من نیست و نه طریقه آسون اون هم رو هم بلد نیستم و چون اسون هست اون بهش شاید توجه فبلا نمی کردم حس می کردم که باید سخت باشه تا کاری به پیش بره اسون بودن کار یعنی درست نبودن این یی باوره اشتباه و تومسبر خداوند هست اونم برای بنده اش
طی این یی سال از یی هنر که اصلا هیچ زمان نداشتم تو. یی سال گذشته تازه اون کشف کردم که در من به وجود امده طی این یی سال دارم تو دفترهای مختلف گوشه هر دفتر اون می کشم جای خالی گیر بیارم اون طراحی میکنم هرکدوم از این طرحهای رو فقط یی باره قادر به انجامش هستم باره دوم اصلا نمتوانم بکشماین طرح جدید هیچ شباهتی به طرح فبلی نخواهد داشت یی روزداشتم این نقاشی می کشیدم دخترم وازمن اجازه گرفت به همسرش نشون داد همسرش گقت اگه رنک امیزی بشه طرحی بهتری میشه من اون روز انجام دادم ولی به دلم نشست احساس کردم که رنگهای من خیلی زیبا کنار هم قرار نگرفته وفتی به دخترم داما نشون دادم انها گفت بهترشد ودچه خوب میشد که یی کلاس برای این رنک امیزی میرفتم حتی دختردیگم طرحم دید کفت یی کلاس برای همی طراحی برم وگفت یی کلاس برای پربار شدن برو منگفت بهش فکر می کنم برای اموزش رنگ آمیزی کلی زمان وسیله نیاز هست که بایداین کاره رو انجام بوم روز گذشته داشتم به طریقه این فکر که کجا برم ابن کاره رو یاد بگیرم یکدفعه ایده امد که چرا از هنر دختر بزرگتر استفاده نمیکنی ساله های زیاده هست که این هنر آموزش دیده دانشکاه رفته هنوز برای هنرش بازار کار نداشته به بعضی فامیل هنرش رو داده به عنوان هدیه ولی برای فروش هنوز هیچ کاری نکرده خوب بیا از هنری که حدود ۱۳ یا ۱۴ سال بیشتر است اون اموزش دیده به کناری گذاشته استفاده کن رنک امیری کارت روبه اون بده که برات انجام بده تا امروز که رسیدم به این فایل تویی بخش شماگفتید خداوند به دل یی نفرمیزاره که کارت کمک بزرگی روانجام بدم این ی نفر دختر خودم هست پس سالهای زیادی اون زمان خیلی تلاش داشت که هنرش رو عرضه کنه نشده انشالله که هنرش تو کاره من اون استقال مالی رو برای دخترم. هم خواهد داشت نه فقط برای من بکله برای اون هم این استقال مالی که دوست داره داشته باشه بهش داده بشه
حالا دست اوردم آمروزم رو براتون یاداشت میکنم که شاید کمک گرفتن رو به شکل آسون توضیح بدم
من یی سال که این سایت آمدم کاری تو ذهنم منشروع شد اون یی طرحی که اصلا بلدنبون تو ذهنم حرغه زد اویل اون تو دفترهای مختلف می کشیدم م ازکشیدنش حسم خوب میشد چندین باره که به فرزندانم اون طرحم رو نشون دادم یا اتفاقی اون دیدن ازطرحم استقبال حتی یی روز به خدا گفتمخوب ابن طرحماصلا به چهوکاری میدا خدادند جای که امکان هین برای استفاده به من داد بازمادامه دادمچندروز پیش گفتمفقط روی لباس لیوان ماک جای گیره داره بازم یی ایده بزگترین من دادگه میشه روی سرویس چنی غذاخوری هم استفاده بشه منخپ بی کمککاست فبول کردم جونمیدنم این طرحهای من بی هیچ شکی روایت وسایل درآینده دیده خواهد شد این رواطمینان دارن فعلان تو مراحل ابتدای کار هست کردن
تور وزگذشته دفترطراحی رو وتهیه کردم صفحه اول رو همون نقاشی کشیدم خوب طرحهای که به تازکی کشیدم داره شکل قشگتری به خودش میگیره
امر وز تو افکار گفتم تو مگه نمی کی این مسبر رو از خداوند دادی تازه همین طراحی روهم ازخداوند دارای حتی طریقه درآمد زایش رو هم بهت گفته حتی داره افرادی که بهت کمک خواهند کرد رو بهت نشون میده بیا همین طراحی به خدا و اگزار کن بین چی میکشی اون بهتر از تونقاشی بلد هست که جهانی به این زیبای رو خلق کرده به آین زیبای که هیچ انسان قادربه نقاشی کشیدن ازاون به شکل تودهر ابعاد نداره
امروز صبج اول گفتم خدابا من کشیدم همین طراحی رو به خودت می سپارم ۵ تا طرخ کشیدم که وفتی بهش نگاه کردم دیدم وای خدای من طرح و. امروزمکجا طرح این جندیدن ماه کجا انقدربه دلم نشت از امروز به خورم قول دادم این بخش به خودش و ار بزرارم حتما خیلی بهترخواهد شد چون کمک خداوند خیلی با کیفتر است تا کاره کردم
خدا پشت وپنا هتون. یا حق. حق نگه. دارتون
به نام یگانه پروردگارم
به نام خدای هادی و هدایتگر و رزاقم
خدای زیبایم که هر لحظه در حال هدایت من به سوی خوبیها و نیکها و بهتر شدن است
خدای که این روزها سعی میکنم رابطه ام را باهاش بهتر کنم و زیباییهای راببینید و به او توکل کنم
خدایی که امید و ایمانم به او باشد و چشم داشتی به دیگران نداشته باشم
آقای عطار روشن عالی بود عالی خدا را هزاران بار به خاطر وجودتون شکر
خواندم و اشک ریختم
خدایا هزاران بار شکر به خاطر هدایت به مسیر خودت که نور و روشنایی است و به صراط مستقیم به راهی کسانی که به آنان نعمت داده ای
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
تنها کاری که شما باید انجام دهید تغییر افکار ، احساس و عملکرد روزانه تان است و تنها کاری که خداوند باید انجام دهد شاید یک صحبت در گوشی با فردی باشد که به شما در تحقق رویاهایتان کمک کند!!!!!!! چقدر این جمله قشنگ و زیباست و پرمعنی .یعنی اصلا برای تغییر شرایط زندگی نیاز نیست به چیزهایی که قبل از این بهشون توجه داشتیم توجه کرد پول ، موقعیت خانواده ، موقعیت کشور ،استعداد و …….. فقط کافیه خداوند یه صحبت درگوشی کوچک با اون شخصی که باید بکنه بکنه و تمام و این نشان دهنده اینه که خداوند به نهان و آشکار و درون همه انسان ها دسترسی داره و خیلی راحت میتونه شرایط رو برای تغییر زندگی هریک ماها فراهم بکنه .همه انسان ها به طور زنجیر وار به هم وصل هستیم و در رسیدن به خواسته ها به هم کمک میکنیم و خداوند تنظیم کننده این زنجیره به نحو احسنت هستش .اگر باور اینکه براورده کردن خواسته و آرزوی ما برای خداوند کاری نداره و برای انجام اون به مهارت دانش یا کار خاصی نیاز نداره در خودمون تقویت کنیم و همیشه منتظر دریافت پاداش الهی باشیم و خودمون رو لایق دریافت پاداش الهی بدونیم ، چه شود !!!! مطمئنا خداوند به انتظار ما پاسخ خواهد داد ، خداوند به عهد خودش در مورد ما وفاداره .یه جمله دیگه استاد خیلی به جونم نشست اینکه گفتن خداوند عاشق ماست و مارو دوست داره و با دمیدن روحش در وجود ما این عشق و علاقه رو تمام کرده و اگر کم و کاستی بوده از طرف ما بوده ، ما بودیم که با نگرش و افکار اشتباه خودمون رو از خدا دور دونستیم با باور اینکه خداوند همیشه در حال آزمایش ما با سختی ها و مشکلات .چرا به این موضوع فک نکردیم خداوند مارو براساس ایمان و باورمون به خودش امتحان میکنه و میسنجه اینکه چقدر بهش توکل داریم و سپاسگزار تمام اتفاقات و شرایط زندگی مون هستیم ؟ چقدر برای برآورده کردن خواسته هامون به سراغ خدا میریم نه کس دیگه ای ؟ چقدر در صحنه ها مختلف زندگی بخاطر ایمان و توکل به خداوند آرامش داریم و دلمون قرصه که حواسش بهمون هست ؟ چقدر به بزرگی و رحمان و رحیم بودن خدا ایمان داریم ؟ اصلا چقدر به صفاتی که خداوند درمورد خودش گفته ایمان داریم ؟اصلا با خوندن قرآن که خداوند برای هدایت ما فرستاده هدایت شدیم ؟ به خدا نزدیکتر شدیم ؟ یا نه بیشتر احساس گناه کردیم و اینکه دنیا دار مکافاته خدا اون بالا نشسته منتظره کسی دست از پا خطا کنه دست به کار مجازات بشه و ما رو به بدیرین شکل ممکن مجازات کنه . نه قضیه جوری دیگه س خدا مارو براساس ایمان و توکل مون براساس توجه مون مسینجه و این سنجش به این شکله که اگه همه چیز زندگیت حول محور خدا باشه بهترین چیزها و خواسته هات رو تجربه میکنی و اگر حول خدا نباشه به خواسته هات نمیرسی و همیشه در عذابی . پس خدا هست همیشه هست فقط کافیه ببینیش و ازش بخوای
نقطه عطف زندگی من هم ۳۴سالگی ام بود.زمانی که متوجه شدم ام اس دارم. دو هفته برای خودم گریه کردم و دل سوزاندم.اما دو هفته کافی بود،اگه بیشتر میشد بر میگشتم به حالت افسردگی و عصبی بودن گذشته ام.
افسردگی که بخاطر دوری از خدا بود ،طرز فکر من نسبیت به خدا اصلا درست نبود فکر نمیکردم منو دوست داشته باشه،فکر نمیکردم اصلا منو ببینه،نه خودم خودم رو دوست داشتم ،نه فکر میکردم شاید خدا منو دوست داشته باشه،دقیقا نسبت به مهمترین کسایی زندگیم (خودم و خدا)خیلی بی مهر و بی تفاوت بودم.
وقتی فهمیدم ام اس دارم همش دنبال دلیلش بودم ،دنبال دلیلی برای مرضی که پزشکان هنوز دلیل قطعی برای اون پیدا نکردند.
از همسرم شروع کردم و مریضی ام را گردن او انداختم،اما منطق و وجدانم اجازه نداد چون همسرم آدم خوبیه و هیچ وقت قصد آسیب زدن به من رو نداشته،
مادرم و پدرم رو نشانه گرفتم و ازین بابت خیلی غصه دار بودم که چطور یه پدر و مادر تونستن با بچه شون ندونسته همچین کاری بکنن،اما باز هم وجدانم اجازه نداد.
خواهر و برادر ،خانواده همسر،فامیل همه اینا افرادی بودن که من میخواستم بیماری ام رو کردن اونها بیندازم.
اما برای هر کدام دلیلی آوردم،خاطره تلخی آوردم،منطفی آوردم،وجدانم قبول نکرد و در آخر وجدانم خودم رو نشونه گرفت و مقصر دونست.
من متوجه کم کاری دیگران در حق خودم بودم،اما هیچ وقت متوجه کم کاری «خودم»در حق خودم نشدم و وجدانم ،خدای درونم، به من ثابت کرد که اگر درین مسیر قرار گرفتی خودت خواستی،امکان نداره ،دیگران منفی باشن و نتیجه بدش گرفتار تو بشه،مگه این که خودت خواسته باشی!
من خودم خواستم در زندگی زودرنج باشم.
من خودم انتخاب کردم برای دفاع از خودم فقط سکوت کنم وهیچ کار دیگه ای نکنم.
من خودم خواستم بی احترامی دیگران و بی محبت ها رو در ذهنم انباشته کنم .
من خودم خواستم خودمو ی کنم اون هم بابت رفتار دیگران،و جایی این خودمو ی های ذهنی رو انجام بدم که در جسمم به واقعیت تبدیل بشه و سلولهای مغزیم خورده بشن اون هم توسط عضوی از بدن خودم
خودم مغزم رو پر زباله کردم.
خودم باعث و بانی مریضی برای خودم شدم،
حتی میگفتم این تنبیه خداست،این توگوشی از طرف خداست که به خودم بیام،اما باز هم منطقم قبول نکرد،چون خدا برای انسان بد نمیخواد،خدا سراسر عشقه نه نفرت و کینه و تنبیه و انتقام.
با خودم خیلی کلنجار رفتم و هیچ دلی منطقی دیگه ای جز خودم برای مریضی ام پیدا نکردم.
و وقتی این رو با دل و جون قبول کردم،خدا هم الطافش رو سرازیر کرد،
نمیدونم باور می کنید یا نه،اما دیگه« ام اس »برای من درد نبود،موهبت بود،توگوشی خدا نبود،بلکه لطف و هدیه خدا بود .
حالا ام اس پاداش بی دلیل خدا به بنده ش شده
از وقتی ام اس با من همراه شد مثل دوستی هست که هوامو داره و دیگه نمیذاره با افکارم خودمو اذیت کنم،
افکارم عوض شده حال و روحیم عوض شده
خودمو دوست دارم،
و با ورود ام اس به زندگیم فهمیدم خدا چقدر منو دوست داره!
تا قبل از ام اس فکر میکردم خدا نسبت به من بی تفاوتی و اصلا منو نمی بینه که حالا بخواد منو دوست داشته باشه یا نه، اما من فقط توجه خدا رو میخواستم ،حالا به هر شکلی،و خدا به روشی که صلاح خودش بود به من نشون داد که منو دوست داره و نسبی به من بی توجه نیست.
نمیدونم این طرز فکر درسته یا نه اما توی این دردی که دارم جز خدا و خوبی چیزی ندیدم و نمی بینم.
و برای اینکه بهم ثابت بشه که تا آخر همین طوری باقی می مونه،به هیچ کس راجع به مریضیم نگفتم به جز خانواده خودم،
نمیخواهم کسی برام دل بسوزونه،چون خدا رو دارم و احتیاجی به دلسوزی دیگران ندارم،
نمیخواهم کسی قضاوتم کنه،چون به اندازه کافی خودم، خودم رو قضاوت کردم.
نمیخواهم کسی نصیحتم کنه،چون تا در دستان خدا هستم احتیاجی به نصیحت بنده خدا ندارم.
حالا می فهمم که این من بودم که خدا رو دوست نداشتم و نسبت بهش بی تفاوت بودم،نه اون نسبت به من.
خدایی که آنقدر بخشنده و مهربانه که با دیدن تمام بی مهری های من نسبت به خودش اما باز هم به من لطافت داشت و وقتی من به او برگشتم با آغوش باز منو پذیرفت .
بنام خداوند مهربان همیشه حاضر و عاشق و حامی ما،
و درود رحمت خدا بر استاد گرامی،
مهلاجان سلام و درود خداوند برتو عزیزم،
من خیلی خوش سعادت بودم که توانستم پیام زیبای تو را بخوانم چه روح زیبا و قوی عزیزم خیلی دوست دارم منم مثل تو باشم، منم مشکل بدنی پیدا کردن و علتش نامعلوم چون تشنج میکنم منتهی فقط به مغزم نمیرسه و کل بدنم میره تو لرزشهای شدید دکترم رفتم تشخیص ندادن،
فکر کنم خدا خواست از طریق نوشته شما با منم حرف بزنه
الله اکبر خدارو شکرش که همراهان و دوستان خوبی دارم برای قدرت گرفتن پیدا میکنم ،اینکه با خودم مهربان باشم،
برای تو و همه عزیزان و خودم دعای سلامتی میکنم انشاالله از این چالشها ما بزرگترین عشق خدا رو تجربه کنیم مثل الان ،
مهلا جانم دوستت دارم دوست عزیزم،
خداروشکرت،
استاد خیلی ممنونم.
سلام تینای عزیز،
ممنون از نگاهتون.
چه جالب تو این چند وقت که در سایت هستم همیشه پیامهای شما رو میخونم و ندیده و نشناخته ،فقط از روی پیام ها تون حس کردم زن قوی و فعالی هستین .( شما تنها کسی هستین که توی سایت خیلی از کامنتهاتون رو خوندم) و تعامل فعلی منو شما یه نمونه ریز و کوچیک از قدرت جذب هست.
وقتی از خدا کمک میخوای بدون شک دستت رو رد نمیکنه! این دنیا سراسر خوبیه،هر اتفاقی برای ما میوفته یک خیر پشتش هست حتی اگه روی بد و به هم ریخته داشته باشه .پشتش پر از زیبایی هست و چون ما محدود هستیم ممکنه عجله کنیم و خدا و اتفاقات پیرامون مون رو قضاوت کنیم.
بیماری شما هم قطعا همینطوره ،با روح بزرگی که در شما حس کردم ،قطعا این بیماری بهانه رشد شما در یک زمینه خاص هست .
با امید و پشتکاری که شما دارین حتما به این مریضی غلبه می کنید.
تا تینا و مهلا فرماندار جسمشون هستن ،هیچ مریضی اونا رو از پا نمیندازه!😉😉💪💪💪
امیدوارم توی این مسیر مشترک که اتفاقا باعث دوستی مون هم شد ،هر دومون موفق بشیم و به وزن دلخواه مون برسیم،هر چند من هنوز در دوره ها شرکت نکردم.
بنام خداوند یکتا و مهربان و بخشنده ،
درود و رحمت و خیر بر استاد ارجمندوگرامی،
و هزاران سلام و سلامتی خدمت دوست عزیزم ،
هر آنچه که حس میکنید خود شمایید،
قطعا منم از خواندن نوشته شما عظمت خدا و توانایی را در شما حس کردم چقدددر زیبا انرژیها با هم رد و بدل میشوند
دقیقا ما بعد از خدا فرمانروای حسممان هستیم،
و امیدوارم حتما در آموزشهای بی نظیر استاد در شگفتی سازان ببینمتون و استاد هر چند بی دریغ و سخاوتمندانه در تمام فایلهای رایگانشونم خیلی زیبا و غنی آموزش دادن
من سپاسگزارم بی اندازه از خدا از استاد و از دوست و همراهی مثل شما .🌸🧚