وفاداری خداوند یکی از ویژگی هایی است که در توصیف خداوند از خود در قرآن و سایر کتاب های دینی ذکر شده است.
ایمان داشتن محدود به انجام واجبات و مستحبات نمی شود بلکه ایمان به صفات و ویژگی های خداوند است که میزان توکل و انتظار ما از خداوند را مشخص می کند.
هرچه بیشتر درباره ویژگی هایی که خداوند در وصف خود به کار برده است آگاهی پیدا کنیم، ایمان و توکل در وجود ما گسترده تر خواهد شد.
وفاداری خداوند
یکی از ویژگی هایی که خداوند در توصیف خود به آن اشاره کرده است وفا کردن به عهدی است که به آن وعده داده است.
حقیقتا خداوند به وعده خویش با شما وفا کرد. ﴿آل عمران: ١٥٢﴾
خداوند به هیچ وجه خلاف وعده نمی کند. ﴿الحج: ٤٧﴾
خداوند هرگز در وعده اش خلاف نخواهد کرد. ﴿الروم: ٦﴾
سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که با ما به وعدهی خویش وفا کرد. ﴿الزمر: ٧٤﴾
وعده یا عهد خداوند چیست
واژۀ وعد در قرآن ۱۵۱ بار آمده است که ۹۱ بار از آن به وعدهای خدا، که در موقعیّتهای متفاوت صادر شده، اختصاص یافته است که نشان از اهمیّت این واژه دارد.
وعدۀ مغفرت و أجر عظیم، وعدۀ معاد و قیامت، وعدۀ بهشت و نعمت های بهشتی، وعدۀ جهنّم و عذابهای جاودانه، وعدۀ خلافت در زمین
در وفای به عهد خداوند در برآورده کردن دعا یا آرزوها در قرآن آمده است:
بگو: اگر دعا و عبادت شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمىكند
سوره فرقان آیه ۷۷
دعا، همان درخواست کردن است. آرزوها و خواسته هایی که انتظار داریم خداوند آنها را برآورده کند همان دعایی است که خداوند به آن در قرآن اشاره کرده است.
همچنین آمده است:
و چون بندگان من از تو در بارهى من بپرسند، همانا من [به آنها] نزديكم و دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم، پس آنها نيز دعوت مرا اجابت كنند و به من ايمان بياورند، باشد كه راه يابند.
سوره بقره آیه ۱۸۶
بنابراین اجابت کردن دعا توسط خداوند از وعده هایی است که در قرآن آمده است و از آنجا که خداوند نوید داده است که به وفای خود عمل می کند بنابراین ما همیشه باید به وفاداری خداوند در برآورده کردن خواسته ها و دعاهایمان ایمان داشته باشیم.

خواسته ها و آرزوها
هر انسانی در مدت زندگی خود به طور طبیعی به مسائل و مشکلاتی برخورد می کند که باعث شکل گیری خواسته یا آرزو در وجود او می شود.
مواجه شدن با مشکل مالی در زندگی به طور خودبخودی باعث شکل گیری خواسته ثروت در ذهن فرد می شود.
مواجه شدن با مشکل بیماری در زندگی به طور خودبخودی باعث شکل گیری خواسته سلامتی و شفا در ذهن فرد می شود.
بنابراین چه بخواهیم و بدانیم چه ندانیم و نخواهیم، خواسته ها و آرزوهای متعدد در طی زندگی کردن در وجود ما شکل می گیرد.
بنابراین نگرشی که ما را از درخواست کردن از خداوند منع کرده است نمی تواند صحیح باشد چون این عمل به شکل خودبخودی همواره در طول زندگی ما انجام خواهد شد.
در آیه ۱۸۶ سوره بقره خداوند می فرماید: دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم.
اما مشخص نکرده است که چه درخواست هایی و در چه شرایطی به این معنی که درخواست و دعا می تواند هرچیزی در هر شرایطی باشد.
مهم نیست درخواست کننده زن باشد یا مرد، مهم نیست که بزرگسال باشد یا خردسال، مهم نیست چند درخواست تا کنون از خداوند داشته است، مهم نیست در چه مکان یا خانواده ای زندگی می کند. این حق برای همه انسانها از طرق خداوند درنظر گرفته شده است که در مدت حضور خود در دنیای مادی بتوانند درخواست و دعا کنند.
هر کدام از ما در قلبمان آرزوها، خواسته ها و اهدافی داریم که بنا به شرایط و علاقه و نیاز ما برای ادامه زندگی و داشتن احساس و تجربه بهتر از زندگی کردن در وجود ما شکل گرفته اند.
بنابراین همه خواسته ها به یک اندازه از سمت خداوند ارزشمند هستند و بدون اولویت بندی از نظر ارزشمندی یا مفید بودن و نبودن پاسخ داده می شوند.
ممکن است خواسته یا نیاز فردی در زندگی دستیابی به روشی برای نجات عده ای از انسانها از شرایط بیماری باشد، ممکن است خواسته یا نیاز فردی در زندگی دستیابی به روشی برای کشتار جمع بیشتری از انسانها در یک وسیله نظامی باشد.
خواسته ها و آرزوها از نظر و معیارهای انسانی تفکیک و به خوب و بد تقسیم می شوند درحالی که از نظر خداوند هیچ تفاوتی بین آرزوهایی که در قلب انسانها شکل می گیرد وجود ندارد.

تحقق آرزوهای من
زمانی که به لطف خدای مهربان موضوع درخواست کردن و اجابت خواسته ها از سمت خداوند را درک کردم در سن سی و چند سالگی برای بار اول در زندگی با شور و اشتیاق درخواست کردن از خداوند را شروع کردم.
مانند فرد تشنه ای که به آب رسیده است با عجله درخواست های متعددی را به خداوند عرضه کردم و برای اولین بار در زندگی ام تحقق خواسته هایم را فقط و فقط از خداوند انتظار داشتم. چون تا قبل از این خانواده، دولت و … را مسئول برآورده کردن آرزوهایم می دانستم.
درخواست های زیادی از خداوند داشتم که برخی از آنها به این شرح بود:
- همه بدهکاری هایم را پرداخت کنم. (هیچ راهی به نظرم نمی رسید.)
- هیچ وام بانکی نداشته باشم. (این موضوع به نظرم محال ممکن بود)
- همیشه در حسابم پول به اندازه کافی داشته باشم. (هیچ امیدی به تحقق این خواسته نداشتم)
- کسب و کاری داشته باشم که محدود به مکان نباشد. (هیچ ایده ای برای این خواسته نداشتم که چطور و چگونه باید باشد)
- آزادی زمانی و مکانی در زندگی داشته باشم. (عقیده داشتم در زمان پیری و بعد از بازنشستگی ممکن خواهد بود)
- رابطه عالی با همسرم داشته باشم. (به نظرم محال ممکن بود چون ایشان علاقه ای به این مباحث نداشتند)
- خریدن ماشین خارجی. (اون زمان به نظرم دست نیافتنی بود.)
- فرزند سوم ما یک دختر زیبا باشد. (از نظر پزشکان این امکان وجود نداشت)
- احساس آرامش و ایمان قلبی در زندگی داشته باشم. (چیزی که هیچوقت تجربه نکرده بودم)
- برای همیشه لاغر شده و رنج چاقی پایان یابد. (به هیچ وجه نمی توانستم تصور کنم راهی برای تحقق این خواسته وجود داشته باشد)
- خرید خانه ای بزرگتر و مجهز با تمام امکانات رفاهی نو. (هیچ پولی برای تحقق این خواسته نداشتم و آن را محال می دانستم)
- مسافرت رفتن به کشورهای دیگه. (اون زمان به نظرم خنده دار می یومد که من عازم سفر خارجی شوم)
اینها فقط برخی از درخواست ها و آرزوهای من از خداوند در همان روزهای اول درک این مطلب در سال ۱۳۹۳ بود که می توانم به هر اندازه از خداوند درخواست کنم.

به لطف خدای مهربان امروز در سال ۱۴۰۲ علاوه بر همه آرزوهایی که شرح داده شد بسیاری از نعمت های که حتی من درخواست نداده بودم وارد زندگی ام شده است و در حال استفاده و تجربه کردن آنها هستم.
هر کدام از ما خواسته ها، آرزوها و اهداف متفاوتی در قلب خود داریم، آرزوهایی که دوست داریم محقق شوند.
- شاید دوست داشته باشید بچه دار شوید یا فرزند دیگری داشته باشید.
- شاید نیاز به شفا و سلامتی کامل داشته باشید.
- شاید دوست داشته باشید برای همیشه لاغر شوید.
- شاید دوست دارید مشغول کار شوید و از این طریق درآمد داشته باشید.
اینکه بدانید از سمت خداوند اجازه دارید هر خواسته یا آرزویی داشته باشید تا حد زیادی از احساس گناه و شرمندگی اینکه نباید از خداوند درخواست های زیاد یا مکرر داشته باشید کاسته می شود.
اینکه اکنون می دانید که خداوند وعده داده است (دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم) اشتیاق و انتظار برآورده شدن آرزوهایتان توسط خداوند را در قلب شما افزون و چشم انتظار کمک و یاری دیگران بودن را کاهش می دهد.
اینکه اکنون می دانید که خداوند بر وفای به عهد خود تاکید کرده است:
- حقیقتا خداوند به وعده خویش با شما وفا کرد.
- خداوند به هیچ وجه خلاف وعده نمی کند.
- خداوند هرگز در وعده اش خلاف نخواهد کرد.
- سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که با ما به وعدهی خویش وفا کرد.
باید امید و ایمان شما نسبت به برآورده شدن آرزوهایتان را هزاران برابر کند و از هم اکنون با احساس خوب و اشتیاق منتظر تحقق آرزوهای خود باشید.
اکنون دیگر با تمام وجود باید باور کنید که خداوند با روح شما از وفای به عهد خود سخن گفته است.
خداوند مسئول کاشتن بذر امیدواری برای تحقق آرزوها در قلب و درون شماست.

نومیدی از تحقق خواسته ها
با تمام توضیحاتی که درباره طبیعی بودن درخواست کردن و مجاز بودن انسان برای داشتن هر گونه درخواست به هر تعدادی اما باید به این نکته توجه کنید که برآورده شدن یا تحقق آرزوها ممکن است به آن سرعت یا شکل و شمایلی که شما دوست دارید یا فکر می کنید انجام نشود.
خداوند زمان بندی و طریقه برآورده کردن مختص به خود را دارد که از ذهن و نظر انسانها پنهان است.
ممکن است تحقق وعده های الهی زمانبر باشد و با زمانبندی یا نیازمندی ما هماهنگ نباشد. اینجاست که مجال نومیدی از رحمت خداوند و سست شدن ایمان نسبت به وفاداری خداوند فراهم می شود.
در این شرایط ممکن است منفی نگر شویم و افکار متعدد در ذهن ما مرور شود که انگار خداوند به عهد خود وفادار نبوده است.
شاید من لایق و مستحق تحقق آرزوهای خود نیستم.
شاید خداوند از من راضی نیست و به همین دلیل به من توجهی ندارد.
شاید وعده الهی محقق نشود.
شاید و شاید و شایدهای متنوع در ذهن ما مرور می شود و این بهترین فرصت برای نجواهای شیطانی است که ایمان ما را سست و امید و اشتیاق ما را نابود کند.
دلیل اینکه خیلی از ما به تحقق وعده های الهی باور نداریم یا اگر داریم به راحتی این باور در ما سست و ناپایدار می شود این است که خیلی زود دست از تلاش برداشته و از دنبال کردن آرزوهایمان دلزده شده و از تحقق آرزوهای خود ناامید می شویم.
اما نکته مهم و کلیدی این است که: اگر شما اتفاقی را نمی بینید به این معنی نیست که خداوند کاری نمی کند یا اجابت درخواست شما را فراموش کرده است.

زمانی که من با درک این واقعیت که خداوند برای من فرصت درخواست کردن هر چیزی به هر مقداری را فراهم کرده است و با اشتیاق از او درخواست می کردم به این صورت نبود که درخواست های من با فاصله زمانی معین و بر اساس نیاز من برآورده شود.
اما آنچه سبب شد در این مسیر باقی ماده و ایمانم بر وفاداری خداوند بر تحقق آرزوهایم را حفظ کنم ذوق و شوق تجربه نزدیکی خداوند و تجربه برآورده کردن آرزوهایم بود مخصوصا آرزوهایی که هیچ نشانه یا امیدی به برآورده شدن آن نداشتم.
زمانی که من از خداوند درخواست کردم همه بدهکاری های مرا پرداخت کند هیچ ایده یا پول یا راهی برای این کار سراغ نداشتم. البته که بدهکاران هم از طلب خود انصراف نداده بودند و پیوسته از من درخواست پرداخت طلب خود را داشتند.
بارها این فکر در ذهن من مرور می شد که چند روز گذشته است اما هیچ اتفاقی رخ نداد. شاید این طریق و این انتظار پایان خوشی نداشته باشد.
اما من تصمیم گرفته بودم در هر شرایط ایمان خود به وفاداری خداوند بر تحقق آرزوهایم را حفظ کنم.
چند ماه به همین صورت سپری شد تا ایمان من به معجزات الهی نتیجه داد و روند تسویه بدهکاری های من به شکل های مختلف شروع شد.
جالب اینکه زمان پرداخت و تسویه بدهکاری ها از زمان انتظار من برای شروع این روند کوتاه تر بود.
به این معنی که اگر من شش ماه یا هشت ماه از ایمان خود بر وفاداری خداوند محافظت کردم معجزات الهی در کمتر از شش ماه همه بدهکاری های مرا پرداخت کرد.
بدهکاری هایی که حاصل چندین سال تلاش و کوشش در کسب و کار بود در کمتر از چند ماه تسویه شد. این معجزه نیست؟!
زمان بر بودن تحقق آرزوها به این معنی نیست که خداوند ما را از یاد برده است یا بر عهد خود وفادار نیست.

هر بار که در ذهن تان نجوای شیطانی وعده داد که زمان زیادی سپری شده است و هیچ خبری از وفای خداوند به عهد خود نیست باید به خودتان یادآوری کنید که به هیچ وجه اینگونه نیست و خداوند وفای خود در تحقق آرزوها مرا فراموش نکرده است.
ممکن است شرایط زندگی به شکلی پیش رود که هیچ نشانه ای از تحقق آرزوها و یا حتی نزدیک بودن آن مشاهده نکنید اما این هم دلیل محکمی برای شک و تردید به وفاداری خداوند نیست و نباید باشد.
خداوند به آنچه گفته است وفادار است. تمام وعده هایش محقق می شود و آمین گفتن های ما بعد از درخواست و دعا کردن در واقع پاسخ خداوند به دعا و درخواست ماست.
برای ماندن در مسیر ایمان به وفاداری خداوند باید آنچه بر عهده دارید را به خوبی و با اشتیاق انجام دهید. هرچند ممکن است تحقق وعده غیرممکن به نظر برسد باید به کارتان با ایمان ادامه دهید و اجازه ندهید افکار و نجواهای منفی و همچنین حرف و حدیث های اطرافیان باعث تقویت شک و تردید و سست شدن ایمان شما شود.
در مسیر تحقق آرزوهایم همیشه با ایمان به مسیر خود ادامه دادم و هرآنچه به نظرم باید انجام می دادم را با ایمان به تحقق خواسته هایم انجام داده ام.
در آن زمان که انتظار تحقق پرداخت شدن بدهکاری هایم را داشتم هر روز با اشتیاق و انگیزه مضاعف در محل کارم حاظر می شدم و با اطمینان و آرامش و کلام نرم با افرادی که درخواست طلب خود را داشتند برخورد می کردم.
با اینکه هیچ پولی برای پرداخت به آنها نداشتم اما با امید و ایمان به اینکه شرایط اینگونه نخواهد بود و معجزات الهی وارد زندگی من خواهد شد با آنها صحبت می کردم.
من به انجام کار صحیح و روش درست ادامه دادم تا فصل تحقق وعده های الهی فرا رسید و من شاهد وفاداری خداوند در زندگی خودم به شکل های مختلف بودم.
پرداخت شدن بدهی ها، تسویه همه اقساط بانکی، تغییر کسب و کار، اندوخته شدن پس انداز، باردار شدن همسرم، خرید خانه با همه تجهیزات نو، خریدن ماشین اسپورتیج، افزایش چند ده برابری درآمد، رشد و گسترش جهانی کسب و کار، تجربه آرامش ذهنی و قلبی، بهبود رابطه عاطفی و از همه مهمتر هدایت به روش لاغری با ذهن و یکبار برای همیشه لاغر شدن.
اینها برخی از میوه های فصل معجزات الهی در زندگی ام است که در بهترین زمان ممکن وارد زندگی ام شد و من بهترین استفاده و لذت از این نعمت ها را تجربه کردم.
خداوند شما را سرخورده نخواهد کرد اگر بر ایمان خود پایدار باشید. در قرآن نا امیدی از رحمت خداوند امری نامطلوب و از ویژگی افراد کافر بر شمرده شده است.

در قرآن منشاء ناامیدی های انسان مواجهه شدن با ناخوشیهای زندگی معرفی شده است، ناخوشیهایی که به واسطه افکار و عملکرد نادرست خودمان به آن دچار شده ایم اما به اشتباه کمان می کنیم خواست خداوند یا امتحان الهی بوده است و مورد غضب خداوند قرار گرفته ایم باعث نومیدی خود می شویم.
در آیه36 سوره روم آمده است:
و چون مردم را رحمتى بچشانیم، به آن شاد مىشوند و چون به [سزاى] آنچه دستاورد گذشته آنان است، صدمهاى به ایشان برسد، بناگاه نومید مىشوند.»
نسبت به اینکه خداوند هرگز به شما صدمه ای وارد نمی کند بلکه همواره یاور و هدایت کننده شماست باید ایمان قلبی داشته باشید. ایمانی که به سادگی و به واسطه مواجه شدن با هر شرایطی در زندگی سست و از هم گسسته نشود.
همیشه به خودتان یادآوری کنید:
چه کسی جز خداوند می تواند یاری رسان من باشد؟!
باید بپذیرید و اجازه دهید این افکار و نگرش ها در اعماق وجودتان نفوذ کند:
- من به معجزات الهی باور دارم.
- من به وفاداری خداوند ایمان دارم.
- من اطمینان دارم خداوند مرا مایوس نخواهد کرد.
- من باور دارم زمان همه امور در اختیار خداوند است.
- تحقق آرزوهایم هرچقدر که از نظر من بزرگ باشند برای خداوند هیچ چیز نیستند.
- همه خواسته ها و آرزوهای من جز بسیار ریزی از این جهان هستند.
- تحقق آرزوهای من در برابر عظمت و توانمندی خداوند هیچ چیز نیست.
اگر ما همواره به خداوند توکل کرده و به وفاداری خداوند ایمان داشته باشیم، او هم راهی جلوی پای ما قرار خواهد داد، حتی اگر شرایط طوری به نظر برسد که انگار هیچ راهی وجود ندارد.
- خداوند برای هر مساله ای در زندگی من راه حلی مناسب سراغ دارد.
- خداوند از خردمندی خود در وجود من قرار داده است تا بهترین تصمیم را برای هر مساله ای اتخاذ کنم.
- خداوند از آرامش بی نهایت خود در وجود من قرار داده است تا در برخورد با هر مساله ای آرامش داشته باشم.
شجاعت این را داشته باشید که به خداوند توکل کنید و همه چیز را به او بسپارید.
اشتیاق این را داشته باشید که به سمت خالق خود که محلی امن و آرام است باز گردید.
دست از نگرانی، اضطراب و این فکر که آیا خواسته تان محقق می شود یا خیر بردارید.
خداوند همه انسانها و همه موجودات جهان هستی و همه ستارگان و اجسام معلق در فضا را در دستان خودش نگه داشته است.
او هرگز در تحقق وعده هایش ناکام و فراموشکار نمی شود. به وفاداری خداوند ایمان داشته باشید.
تمرین:
۱- با توجه به آگاهی که از مطالعه این نوشته دریافت کردید دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.
۲- نگرش شما درباره درخواست کردن از خداوند چه بوده است؟ آیا خود را لایق درخواست کردن و برآورده شدن خواسته هایتان می دانید؟ در اینباره شرح دهید.
۳- مواردی که در زندگی خود یا اطرافیانتان رخ داده است و خداوند فراتر از انتظار بندگان عمل کرده و مسائل یا خواسته ها را برآورده کرده است را بنویسید.
۴- مثال هایی از وفادار بودن خداوند در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کرده و شرح دهید.
۵- مثال هایی در زندگی خود پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهی های این قسمت برای شما واضح شده است که چرا به خواسته خود رسیدید درحالی که از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به برخی آرزوها نرسیدید که رسیدن به آن تقریبا در دسترس بود.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.30 از 107 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
بنام خالق یکتا و بی همتا
سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
من به وفاداری خداوند ایمان دارم (قدم ۲)
وفاداری خداوند یکی از ویژگیهای است که در توصیف خداوند از خود در قرآن و سایر کتابهای دینی ذکر شده
هر چقدر زیادتر در مورد ویژگیهای که خداوند در وصف خودش به کار برده آگاهی و اطلاعات پیدا کنیم ایمان و اعتماد و توکل در وجودمان بیشتر وگسترده تر خواهد شد
خداوند به عهد خودش وفادار است و ما را با جسم و ذهن آفریده است و روح خودش را در ما دمیده و ما را وارد این دنیای مادی کرده است وبخاطر پیشرفتهایمان همین ها کافی ولازم هستند. وما اگر بتوانیم روح وجسممان وذهنمان را در هماهنگی قرار دهیم برای رسیدن به هر خواسته وآرزویی کافی است حالا می خواهد زن باشد یا مرد باشد. بزرگ یا کوچک. سیاه یا سفید. کوتاه یا بلند. ما هر طوری باشیم خداوند درخواست و آرزویمان را اجابت خواهد کرد چون خدا به عهد خودش وفادار است .
ما را همیشه از خداوند ترسانده بودند یادم می آید قبلآها خیلی از خدا می ترسیدم
من از ۸.۹ سالگی شروع به نماز خواندن وروزه گرفتن کرده بودم همیشه فکرمیکردم که اگه نماز نخوانم خدا بد جوری تنبیه ام میکند همیشه میگفتند که دختر باید سنگین باشه نخنده. نا محروم نباید صدایش را بشنوه. نباید موهایش بیرون باشه. اگه موهایش را نا محروم ببینه در اون دنیا ازتار موهایش آویزان خواهند کرد
وای چه روزگار سختی ودشواری بود برای من که خیلی درد آور وهمراه با رنج بود و به این خاطر بود که دوست نداشتم که دختر باشم همیشه دوست داشتم که پسر بدنیا می آمدم
من هیچ وقت از سر شوق و اشتیاق نماز نمی خواندم بلکه ازسر ترس واهمه نماز می خواندم و روزه می گرفتم
من همیشه قرآن را هم می خواندم و چندین مرتبه ختم می کردم خیلی وقتا معنی اش را هم با عربی اش می خواندم ولی به خودم می گفتم که اگه معنی اش را بخوانم قبول نیست وخدا قبول نمی کند و دوباره به صورت عربی می خواندم و اصلآ چیزی متوجه نمی شدم
من اینقدر نماز می خواندم نمازهایم نیم ساعت طول میکشید سجده هایم را طولانی انجام می دادم و در سجده برای خودمان و دیگران دعا می کردم چون فکر می کردم فقط موقع خواندن نماز و در حالت سجده دعا قبول می شود همه اینها از سر ترس و نگرانی بود. نه از سر شوق و اشتیاق وامروز می فهمم که با اینکه همیشه نماز می خواندم اما هیچگاه آرامش و احساس خوبی پیدا نکرده بودم چون همیشه استرس واضطراب داشتم .
من فقط در مواقع که اذان می گفتند صبح وظهر وشب به صورت نماز خواندن با خدا راز و نیاز می کردم و بعد از اون همه چیز فراموش می شد
انگار فقط باید در سه نوبت صبح و عصر وشب در فکر صحبت با خدا بودیم
خداوند را طوری برایمان شناسانده بودند که همیشه باید می ترسیدیم و با ترسمان باهاش در ارتباط بودیم
اما چند سالی است که من خدایی که برایم شناسانده بودند را دو دستی تقدیمشان کردم .
و خدای زیبای را در وجودم پیدا کردم وبا تمام وجودم می پرستمش خدایی که همیشه با عشق در وجودم لبریز بود و من خبر نداشتم
من وقتی خدای خودم را شناختم یک آرامش و یک حس خوبی در خودم احساس کردم که حتی توصیفش نمی توانم بکنم حالا دیگر در هر لحظه. ثانیه. دقیقه با خدای خودم در حال راز و نیاز کردن هستم چون خداوند نا محدود است و تمام زیبایی ها و فراوانی ها در همه جنبه های زندگیمان خودش را نشان می دهد
من خودم چند سال است که خدای وجودم را شناخته ام و در این چند سال معنی زندگی را دارم می فهمم ودر این چند سال به اون آرامشی که رسیدم قابل قیاس با زندگی قبلیم نیست و از زندگی کردن دارم لذت میبرم
ایمان به خداوند به این معنی است ما چقدر ویژگیها و صفات خدا را باور کنیم و به میزان و مقدار باورهایمان و عملکردهایمان و میزان انتظارمان از خداوند تغییر میکند و اون حس وآرامش هم بستگی به میزان باورمان به خداوند هستش
من قبلا خودم رو لایق نمی دانستم که به خواسته وآرزوهایم برسم و نمی توانستم که خودم را به خدا نزدیک بدانم چون فکر می کردم که انسان خطا کاری هستم و همیشه به خودم می گفتم که من به اون اندازه ایمان ندارم من که نماز شب نمی خوانم من که کار خاصی انجام نمی دهم پس چطور می توانم به خدا نزدیک باشم و یا چطور خدا خواسته وآرزوهایم را برآورده کند
و امروز مطالبی که در مورد وفاداری خداوند به وعده اش را خواندم واقعا لذت بردم و حالا می دانم که خداوند وفادار است وعده خداوند اجابت کردن خواسته وآرزوهایمان است بدون هیچ قضاوتی .
وقتی خداوند اینگونه به ما نزدیک است و خواسته وآرزوهایمان را اجابت می کند حس امنیت و آرامش قلبی در ما بوجود می آورد که ما خدای داریم که به مقداری که ما تغییرات در خودمان بوجود آوریم خداوند هم به ما پاسخ خواهد داد
من این پاسخ خدا را با هدايت شدنم از سوی خودش به این سایت دریافت کردم
من وقتی از چاقی خودم خسته شده بودم
خودم را تسلیم خداوند کردم و خودم را به دستان قدرتمندخداوند سپردم و توانستم به این مسیر زیباهدایت شوم و امروز باورم اینقدر قوی شده و ایمان و اعتقادم به خداوند بیشتر از قبل شده قبلا هرچیزی بود از ترس بود ولی حالا از شوق و اشتیاق و ذوق فراوانی که دارم
خداوند خیلی دوست داشت و دارد که من رو به آرزوهایم برساند و من آرزوهایم را تجربه کنم چون خداوند خودش گفته که بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را وهمیشه به وفادار بودن وعده هایش صحبت کرده
وقتی ما اینچنین خداوند قدرتمندی در زندگیمان داریم چرا بايد نگران باشیم
ما باید سپاسگزار خداوندمهربان باشیم
ما اگر در مدت زمان زندگیمان به بعضی از آرزوهایمان نرسیدیم مشکل از خودمان بوده و ما خودمان را لایق رسیدن به اون آرزو نمی دانستیم
همه چیز برمیگرده به داشتن باور
من همیشه وقتی به حرفهای اساتید وبزرگان گوش می دادم همه اونها تاکید داشتند که باید باورهایمان رااصلاح کنیم وباورهایمان را قوی کنیم اگر در هر موضوعی چه منفی وچه مثبت در هر زمینه ای باورمان بیشتر باشد اون موضوع گسترده تر می شود
ما باید باورمان به خدا را قویتر کنیم و ما باید در هر شرایطی فقط خدا را باور کنیم و از او یاری بطلبیم ونباید در میان خدا و خودیمان واسطهای قرار دهیم خدا برایمان همه چیز هست و بس
خدایا تو یارو یاور من هستی
هیچگاه مرا به خودم وا مگذار همیشه و در همه حال پيشم و در کنارم باش
تا تو را دارم نه غم دارم. نه غصه همیشه شادم و خوشحال.
خدایا خودت تمام کسانی که برایم خير و برکت می رسانند سر راهم قرار بده ومرااز هدایت شدگان وبنده راستین خودت قرار بده امین یا رب العالمین
استادعزیزم شما همان هستی که برای زندگیم خیرو برکت آوردی
خداوند شمارو سرراهم قرار داد نه فقط لاغر شوم بلکه در تمام جنبه های زندگیم به موفقیت وحس عالی و فوقالعاده ای برسم ازتون ممنونم خدا حفظتان کند من همیشه شکر گذار خداوندمهربان هستم خدایا شکرت
خدایا همه ما را به خواسته وآرزوهایمان برسان امین
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام و درود به شما استاد ارزشمند و همه شما دوستان خوبم
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
با خواندن این نوشته های زیبا و دلگرم کننده چقدر حالم بهتر شد
استاد عزیز وقتی مثالهایی از زندگی شخصی خودتان در رابطه با ایمان داشتن به وفاداری خداوند که آرزوهایتان را برآورده میکند خیلی این نگرش قابل لمس است
اینکه خواسته هایتان را از خداوند بخواهید و اطمینان داشته باشید که برآورده میشود شاید در زمان و یا حالتی که ما میخواهیم نباشد اما اجابت میشود
چه بسیار زیبا از سوره های قرآن مجید مثال آوردید که دیگر جایی برای شک و تردید نمی ماند
ما باید فقط و فقط آمال و آرزوهایمان را از خداوند مهربانمان بخواهیم نه هیچکس دیگر
در اینجا اگر اجازه بدهید یک نوشته ای از کتاب کلمات مکنونه که صحبت های خداوند با انسانهاست را برایتان بنویسم
ای پسران ارض
گر مرا خواهی جز مرا مخواه و اگر اراده جمالم داری چشم از عالمیان بردار زیرا که اراده من و غیر من چون آب و آتش در یک دل و قلب نگنجد
من یک کارت قشنگ تهیه کرده ام و روی آن این عبارات را می نویسم
من به معجزات خداوند ایمان دارم
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
در گامهای بعدی این دوره زیبا و ارزشمند جملات مشابه را به لیست بالا در کارتم اضافه میکنم
یکی از آرزوهایی را که با دلی دردمند و با چشمان پراز اشک از خداوند مهربانم درخواست کردم و او هم اجابت کرد را برایتان میگویم
۴۰ سال پیش وقتی پسرم ۴ سالش بود یک ماشین در خیابان او را زیر گرفت
بلافاصله او را به بیمارستان رساندیم دکترها او را معاینه کردند و به او سرم وصل کردند و گفتند وقتی سرم تمام شد میتوانید او را به خانه ببرید هیچ طوری نشده
اما آنها متوجه نشده بودند که این بچه در اثر تصادف دچار خونریزی داخلی شده است
یک جراح هندی که شب قبل از مسافرت به هند برگشته بود پسرم را معاینه کرد و دستور داد که اطاق عمل را فوری آماده کنند
او متوجه خونریزی داخلی فرزندم شده بود
من و همسرم پشت در اطاق عمل منتظر نتیجه عمل بودیم
من با دلی پر از درد به خدایم گفتم ای خدای من لطفا پسرم را از من نگیر من او را از تو میخواهم
عمل جراحی به اتمام رسید و جراح بیرون آمده و به ما طحال پسرم را نشان داد که بقدری صدمه دیده بود که قابل ترمیم نبوده و مجبور به درآوردن آن شده بود
بعد از چند روز ماندن در بیمارستان او را برای استراحت بیشتر به خانه بردیم
من خدا را هزاران بار شکر کردم که آن جراح انروز در بیمارستان حضور داشت که متوجه خونریزی داخلی شده بود وگرنه ما طبق درخواست دکتر دیگر پسرم را به خانه می بردیم و او را از دست میدادیم
من زندگی پسرم را از خدای مهربانم آرزو کردم و او بلافاصله اجابت کرد
خدایا ممنونم که همیشه و در همه حال مراقب من و خانواده ام هستی
نشان های دریافت شده
سه شنبه ششم فوریه بیست بیست و چهار:سپاسگزار خداوندی خستم که به وعده هایش همواره عمل میکند.
سلام و درود به دوستان مسیر رشد و تغییر
و چون بندگان من از تو درباره من بپرسند ، همانا من به آنها نزدیکم و دعای دعاگننده را وقتیکه من را بخواند پاسخ میدهم . پس آنها نیز دعوت مرا اجابت کنند و بمن ایمان بیاورند، باشد که راه یابند.
در اینجا خداوند وعده داده و قول داده که دعای دعا کننده را پاسخ میدهد. یعنی به قولش وفا میکند.
اومدم برای خودم مثال زدم که پدر و مادر عزیزترین افراد زندگی هر فردی هستند و وقتی بچه بودیم و والدین مان بهمون قول می دادند که مثلا فلان اگر درس بخوانی برایت دوچرخه میخرم. ما باور میکردیم و از اون موقع خودمان را صاحب دوچرخه میدانیتیم و یقین و ایمان داشتیم که اونها برایمان میخرند.
بعد گفتم که ما که بنده های خداوند هستیم و مخلوق اون هستیم و خداوند ما را بیشتر از پدر و مادرمان دوست دارد و عزیز تر می داند اگر اون قول بدهد قطعا و صد در صد بهش عمل میکند همونجور که قوانین جاذبه هزاران سال قبل و بعد بدون تغییر بوده است بقیه قوانین جهان هستی هم بدون تغییر بوده و خواهد بود و قطعا خداوند پاسخ دعای من را میدهدبارها قولی که والدینم بهم داده بودند را فراموش میکردند ولی آیا اصلا مگر خداوند فراموش میکند مگر میشود که پاداش و جزای اعمال من هر چند کوچک را بهم ندهد
سوال از خودم پرسیدم که خداوند نگفته که دعا و درخواست چه کسانی را پاسخ میدهم.زن باشی یا مرد؟ زیبا یا زشت؟ چه دینی داشته باشی؟ سیاه پوست یا سفید پوست؟ ایرانی یا آفریقایی؟ پیر یا جوان؟ چه تحصیلاتی داشته باشی؟ چه شغلی داشته باشی؟ در کدام کشور و شهر یا روستا زندگی بکنی؟ هزار سال قبل تر یا هزار سال بعد زندگی بکنی؟ چاق باشی یا لاغر؟ فقیر یا ثروتمند؟ سالم یا بیمار؟ نشسته یا ایستاده و یا در حال حرکت؟ روی هوا یا توی غار زیر زمین؟ حتی نگفته که موقع دعا به آسمان نگاه بکن؟ حتی نگفته شب قدر باشد یا هنگام طلوع آفتاب؟ روز باشد یا شب؟ سر سجاده باشی یا در حال رانندگی؟
حتی خدا مشخص نکرده که این دعای تو آیا برای بشریت مفید هست یا مضر هست؟ آیا این دعای تو به خودت و یا دیگران آسیب میزند یا خیر؟ حتی خدا نگفته که چند بار دعا میتوانی بکنی و با چه فاصله زمانی میتوانی دعا بکنی!یعنی تمام خواسته های ما برای خداوند ارزشمند هستند و فرقی بین آب و غذا و اکسیژن و ثروت نیست! خواسته ، خواسته است و برای خدا تفاوتی ندارد پس چرا من خودم بین آنها فرق میگذارم و میگویم که خداوند اکسیژن را به میران مورد نیاز بمن میدهد ولی ثروت را نمیدهد؟
خداوند این حق را به تمام انسانها داده است و در تمام مدت حضورشان در این دنیا از این حق برخوردارند
اگر یکی بگوید که من هیچ وقت خواسته و آرزویی نداشتم ولی در هر حال وقتی با شرایط ناخوشایند مواجه میشود ناخودآگاه خواسته ای در ذهنش ایجاد میشود یعنی چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه بدانیم و چه ندانیم در هر حالتی که باشیم ما درخواستهایمان را به جهان ارسال میکنیم
زمانبندی خداوند برمبنای نیاز و خواسته ما نیست و اون قوانین خودش را دارد و هر وقت که ما احساس لیاقت داشته باشیم و ترمز ذهنی نداشته باشیم، اون خواسته براحتی وارد زندگی مان میشود
اگر یکبار خداوند به قولش عمل کرده است باز هم انجام میدهد همانجوری که من به پلن خداوند اعتماد کردم و ابتدا برای تناسب اندامم اقدام کردم
مثلا اگر اونموقع که من چاق بودم فقط دنبال این بودم که یکجا لم بدهم، اگر به ثروت میرسیدم حوصله ام سر میرفت و چون باورهایم درست نبود و شخصیتم را زیربنایی نساخته بودم ، اونچه که داشتم را هم براحتی بعد از مدت کوتاهی از دست میدادمدقیقا تمام افرادی که در قرعه کشی پول زیادی برنده میشوند بعد از کمتر از دوسال به وضع قبلی و یا بدتر برمیگردند چون زندگی شان در تمام ابعاد تغییر نکرده است! پس من به پلن خداوند ایمان دارم
مهمترین پاشنه اشیل من که تونستم توی این فایل پیدایش کنم این بود که من باور نداشته ام که میتوانم تعداد زیادی درخواست داشته باشم اون هم پشت سر هم و با فاصله زمانی کوتاه! حتی وقتی مثلا در یک روز چندین اتفاق خیلی باحال و رویایی برایم رخ میدهد دقیقا فردایش از نظر احساسی پایین می ایم و اتفاقا این را طبیعی میدانستم
خیلی نشستم با خودم فکر کردم و اتفاقات زندگیم را تحلیل کردم و جملات این جلسه را بارها خواندم.اینکه من میتوانم به هر تعداد خواسته داشته باشم و فاصله زمانی آنها اصلا مهم نیست برایم پذیرفتنی نبود.توی ذهنم جستجو کردم راجع به مطالبی که از استاد شنیده بودم تا ذهن منطقی ام را قانع کنم
یادم افتاد که وقتی استاد داستان مسافرت شان را در فایلهای «خدا نزدیک هست» بیان کردند و من چون (فکر میکردم که ) با بحث هدایت الهی آشنا هستم در چند تا اتفاق اول خیلی برایم طبیعی بود که دستان خداوند به استاد کمک کنند ولی هر چقدر این موضوع مسافرت استاد جلوتر میرفت به خودم میگفتم دیگه این یک مورد امکان به وقوع پیوستنش ضعیف هست!
از همه جالبتر اینکه وقتی استاد داستان پنچرگیری و رسیدن به شهر بروجرد و پیگیری افراد اونجا را برای رفع مشکل ایشان بیان میکردند من هر لحظه منتظر بودم که ماجرا به خیر و خوشی تمام بشود و آخرش که استاد داستان کمبود بنزین را بیان کردند که با هدایت خداوند با همان مقدار کم بنزین به حرکت ادامه دادند تا به مقصد رسیدند اصلا برایم باور پذیر نبود و میگفتم امکان ندارد که بعد از اینهمه لطف خداوند باز هم یکبار دیگر خداوند به استاد لطف کند !
مگر برای یک نفر چند بار امکان دارد که پشت سر هم اتفاقات خارق العاده رخ بدهد ولی شد و این اتفاق رخ داد و هر بار که اون فایلها را گوش میدهم به خودم میگویم ببین چند بار برای استاد شد!
ولی بعد خودم و کنترل ذهنم را با استاد مقایسه میکردم و میگفتم نه فرکانس ایشان خیلی بالاتر هست تو هم باید مداومت داشته باشی تا به اون درجه برسی که چندین درخواستت پذیرفته بشود.
اتفاقا دو تا مسافرتی که به کالیفرنیا و هاوایی داشتم را مرور میکردم که هر لحظه و هر ساعت خداوند برایمان برنامه ریزی میکرد به جاهای فوق العاده دیدنی و زیبا !
چون هر شب اتفاقات زیبایی که برایم در طول روز رخ داده را مینوسم و شکرگزاری میکنم ، بعضی شبها نوشتن اون اتفاقات زیبا خیلی زمان بر بود و مجبور بودم بالای ده دقیقه پیام صوتی برای خودم ضبط کنم چون نمیتوانستم همه آن موارد را بنویسم.
یاداوری اون خاطرات خیلی بهم بیشتر کمک کرد چون تا حالا به اون خاطرات از این زاویه نگاه نکرده بودم
جالب اینجاست که ابتدای سال بیست بیست و سه درخواستهایی که داشتم را نوشته بودم و گفته بودم که امسال خانه میخرم و سال بعد بچه دار میشویم یعنی با خودم اینجوری فکر میکردم که درخواستهای بزرگ و پشت سر هم نباید داشته باشم!اومدم ریشه یابی کردم توی اتفاقات زندگیم که چرا من اینجوری فکر میکردم و یاد موارد زیر افتادم
از زمانی که یادم هست هیچوقت از خداوند چیزهای بزرگ نخواستم و همیشه دعا میکردم و میگفتم خدایا خودت صلاح من را بهتر میدانی و همونی که صلاح من هست را بهم بده!
اینکه توی بچگی وقتی زیاد میخندیدم بهمون میگفتند که زیاد نخندید آخر هر خنده گریه است! حالا دلیل این جمله جی بود را نمیدانم و الان وقتی خیلی شاد هستم یک ندایی بهم میگوید بسه دیگر کافیست
از بچگی بهمون میگفتند که زیاد سوال نپرس زیاد درخواست نکن توی مهمانی میوه کمتر بردار و یا اول اون شکلاتی که برداشته ای را بخور و بعد دومی را بردار و … یعنی برای ما حد و حدود قرار میدادند و البته توی خانواده ما، من گوش میدادم ولی برادرم اصلا به این حرفها گوش نمیکرد.
بهم میگفتند سعی بکن توی چشم نباشی بنابراین من دنبال ثروت بودم ولی از طرفی میگفتم پول داشته باشم توی چشم دیگران هستم و این را دوست نداشتم.حتی میگفتم که خداوند انسانها را با ثروت آزمایش میکند و همه هم از اون آزمایش شکست میخورند پس بهتره که من ثروتمند نباشم تا در آزمایش الهی شرمنده و شکست خورده نشوم
حتی با همین طرز تفکر وقتی همسرم میگفت ماشین دوم را هم بخریم من میگفتم که ما که رفت و امدمان زیاد نیست و براحتی هماهنگ میکنیم هر جا بخواهیم برویم و بنابراین نیازی به خرید ماشین دوم نداریمحتی بهم میگفتند که مثلا لباسهای خوبت را در مدرسه نپوش چون بقیه میبینند و دلشان میخواهد و ممکن هست پدرشان پول نداشته باشد که برایشان بخردالبته این حرفها را هم بمن میزدند و هم به برادرم و من گوش میدادم ( چون دنبال تایید والدینم بودم ) ولی اون هیچ وقت گوش نمیداد و کار خودش را میکرد ( دنبال تایید والدینم نبود) یعنی اشکال از والدینم نبود اونها بهترین تلاش شان را میکردند برای اینکه با دانش و اطلاعات اون موقع شان ما را تربیت کنند و من خودم مسوول بودم و چون دنبال تایید اونها بودم گوش میدادم و میپذیرفتم و برای خودم قاعده و قانون درست میکردم و تپی همون خانواده برادرم چنین رفتاری نداشت و نتایجش با من کاملا متفاوت هست
یکی دیگر از دلایلی که پیدا مردم باور کمبود بود انگار که از نعمتهای خداوند کم میشود اگر من زیاد بخواهم
یکی از دلایلی که پیدا کردم این بود که خودم را لایق داشتن موارد زیادی نمی دانستم و احساس گناه و شرمندگی داشتم وقتی زیاد درخواست میکردم انگار خداوند برای برآورده کردن خواسته های من به زحمت می افتد و من نمیخواستم به خداوند زحمت بدهمحتی تمرین جلسه قبل که باید ده تا خواسته مینوشتیم با اینکه استاد هم تاکید کرده بود که وقتی به خواسته هایت رسیدی باز هم میتوانی به لیست اضافه کنی ولی من بارها لیستم را چک کردم و دوباره خواسته هایم را جمع بندی کردم و یا ترکیب کردم که دقیقا ده مورد بشود ( این را همین الان یادم اومد)
اومدم بارها و بارها این جملات زیر را برای خودم نوشتم و خواندم و تکرار کردم « خداوند به من مهرداد اجازه داده که هر خواسته و آرزویی به هر تعداد و به مقدار زیاد و بصورت مکرر و پیوسته داشته باشم و خداوند خودش گفته دعا بکن من برآورده میکنم نگفته سالی یک ارزو بکن و یا کمتر بخواه»
نکته بعدی این جمله بود « برای ماندن در مسیر ایمان به وقاداری خداوند باید آنچه بر عهده دارید را بخوبی و با اشتیاق انجام بدهید » و «هر آنچه به نظرت باید انجام بدهی را با ایمان به تحقق خواسته هایت انجام بده» یعنی من الان ببینم که با توجه به شرایطی که همین الان و همین لحظه دارم چیکار میتوانم بکنم نه اینکه صبر کنم تا فلان مهارت را کسب کنم و یا فلان جا مهاجرت بکنم پ یا فلان درآمد را داشته باشم و بعد در جهت رسیدن به خواسته ام اقدامی انجام بدهم
من به درخواستهایی رسیدم که خودم را لایق رسیدن به آن میدانستم مثلا من سه سالی توی سایت عضو بودم و حتی دوره را هم خریده بودم ولی انرا اصلا شروع نمیکردم چون باور نمیکردم که میتوانم لاغر بشوم اون هم فقط با فایل گوش کردن و بدون رژیم و ورزش!و بعد که رفتم کلاس ایس اسکیتینگ و توانستم با وزن بالا روی یخ سر بخورم به خودم گفتم حالا که توانستم اینکار را انجام بدهم لاغری را هم امتحان میکنم و خداراشکر در مسیر شگفتی ساز شدن هستم
دقیقا رسیدن به خواسته لاغری برای ذهن خودم محال بود و حتی به کسی هم نگفتم چون میدانسنم که اونها هم باور نمیکننددقیقا من به خواسته هایی رسیدم که اونها برایم بدیهی بود و احساس لیاقت رسیدن به آنها را داشتم و خواسته هایی که خودم را لایق رسیدن به آنها نمیدانم برایم در حد ارزو هست.
خداوند خیلی فراتر از انتظارم عمل کرده همین خرید خانه و ماشین و پیدا کردن کار و الان هم پیدا کردن کار بعدی با حقوق بالاتر در کمتر از چهار ماه اینها همه نشانه این هست که خداوند فراتر از انتظار من عمل کرده استایمان دارم که تنها با مداومت و استمرار در این مسیر قطعا به خواسته هایم میرسم
در کامنتهای دوستان گنج های عالی نهفته بود کلی از خواندن مثالهایی از وفاداری خداوند لذت بردم
«ایمان به صفات و ویژگی های خداوند است که میزان توکل و انتظار ما از خداوند را مشخص میکند» من این مورد را متوجه نشدم و نتوانستم دلیلی هم برای ذهنم پیدا کنم و که چرا ایمان به صفات خداوند میزان توکل و انتظار ما از خداوند را مشخص میکند.سوالم را اینجا مینویسم تا در جلسات اینده به جواب آن هدایت بشوم
این قسمت از کامنتم را نوشتم در سوال بودم، و هرچی فکر میکردم به جواب منطقی نمیرسیدم تا اینکه به ذهنم رسید خداوند را نمیبینیم و فقط میتوانیم از طریق ویژگی هایش اون را بشناسیم مثل نور ! که هر چقدر علم بیشتر پیشرفت میکند باز هم متوجه خاصیت و ویژگی هایی در نور میشوند که تئوری های قبلی را نقض میکند اول فکر میکردند موج مستقیم حرکت میکند بعد متوجه خاصیت موجی نور شدند و الان هم میگویند نور از امواج الکترومغناطیس درست شده که در حقیقت میدانهای عمود بر هم الکتریکی و مغناطیسی هستند و ما از طریق ویژگی های نور پی به خاصیت وجودی اون میبریم
شروع کردم کامنتها را خواندن تا در کامنت دوست هم مسیرم سر کار خانم فروغ ریاحی دقیقا جواب سوال من بود
«…. خداوند مگر انسان هست که بخواد اذیت کنه، مگر بخیل هست که بخواد چیزی را از من بگیره…»
متوجه شدم که من در لایه های زیرین ذهنم ، خداوند را مثل یک انسان میدیدم و ویژگی انسانی بهش میدادم ولی حالا که میدانم انسان نیست از طریق ویژگی ها و صفاتی که خودش را توصیف کرده است میشناسم، و هر چقدر او را بهتر بشناسم بهتر میتوانم ازش انتظار داشته باشم و انتظار داشتن از خداوند یعنی به او توکل کردن
منتظر خبرهای عالی من باشید
شاد و رو به رشد باشید
نشان های دریافت شده
بنام خدای مهربان
و با عرض سلام مجدد و خدا قوت به بندگان ناب الهی
۴- مثال هایی از وفادار بودن خداوند در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کرده و شرح دهید.
من چون صفت وفاداری خدا رو تازه دارم درک میکنم شاید به طور خوب بهش دقت نکردم و این سوال خیلی منو به فکر فرو برد
یاد روضه مداحی افتادم که میگفت فرد عربی بچشو میاره تو صحن و میگه تا اینو شفا بدی من برم شکلات بخرم و بیام و بینهات به وفای خدا در اجابت دعا اعتقاد داشت و برگشت و بچه اش شفا گرفته بود ولی خودش مدتها دخیل و متوسل بود و اونقدر به وفای به عهد خدا مطمئن نبود و براش خیلی عجیب بود اعتقاد اون فرد عرب ساده و خودش که اینهمه ادعای فضل داشت
بابام تا قبل از تولد خواهر چهارمم بیکار بود و اونموقع سونوگرافی نبود وقتی چهارمی هم دختر شد گفت دختر برکته و خدا هر کی رو دوست داره بهش ۴ تا دختر میده با وجود نیش و کنایه های اطرافیان و انگار در بهشت باز میشه تو خونش دقیقا پا قدم خواهرم برای هممون فراتر از انتظار بود و خدا به عهد خود وفا کرد در برابر شکرگزاری بابام و اینکه قدر شناس بود
با شکرگزاری روزانه و وجود کرونا فرد خیری برای ما پیدا شد که ماهانه به پدرم کمک میکرد از طریق حساب عمو به بابام و عموم کمک میکرد و خیلی ناشناس کمک کرد و هر چقدر پدرم سعی کرد بفهمه کیه خودشو معرفی نکرد و کلی دعاگوش بودیم و هستیم و از جایی که فکرشم نمیکردیم روزی رساند و کمک خرجی چون بابام بیمار بود و حقوق بازنشستگی فقط داشتیم
مسافرتهای شمالی که رفتم و دامادمون ما رو برد و خیلی ویلاهای عالی برامون میگرفت و فراتر از انتظارمون بود و رفاه زیاد من حتی خوابشم نمیدیدم که شمال برم و چندین بار منو برده با خاطرات بی نهایت شاد
دو بار مشهد رفتم که آرزوم بود و هر چی دعا میکردم امام رضا نمیطلبید ولی به فاصله کوتاه رفتم و دوتا از دامادمون ما رو بردن و خیلی فراتر از انتظارم بود وفای به عهد خدای مهربونم که بالاخره سرشار از لذت زیارت و سیاحت و تفریح شدم از طریقی که فکرشم نمیکردم جور شد و خیلی خوشحال بودم
من فقط از خدا خواستم یه راه آسون نشونم بده برای لاغری و انصافا بطور معجزه آسایی خدا منو با سرزمینی آشنا کرد فراتر از انتظارم جایی که سراسر شگفتی و معجزه است و خدا راهی رو جلوی پای من و دوستان ارزشمندم قرار داده که سراسر لذته و آرامش محضه و این معجزه برای همه ما فراتر از انتظارمون بود تغییر همه جانبه در همه چی واقعا نمیدونم چطوری شکر این نعمت رو به جا بیارم
و همین دوره به ظاهر رایگان فوق العاده که خیلی خیلی به موقع برای هممون دعوتنامه فرستاده شد و هر کس اهلش بود فهمید و نا اهل در این مسیر وجود نداره و خیلی بالاتر از انتظار ماست و شگفتی هایی که در انتظار همه ماست و روزیهایی که بالقوه هستن و بالفعل در میان خدا رو هزاران هزار شکر و ممنونم تا بینهایت که سعادت دنیوی و اخروی بیشمار داره استاد نازنینمون خیلی خیلی گلید و درود و رحمت بر پدر و مادرتون و خیر و برکت دنیوی هم نصیبتان بیشمار انفاقتون هزاران برابر منعکس میشه تو زندگیتون که پاداش آموزشهای ارزشمندتون هست و ایمان دارم خدا از طرف همه ما برای شما جبران میکنه فراتر از اون چیزی که انتظارش هست
۵- مثال هایی در زندگی خود پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهی های این قسمت برای شما واضح شده است که چرا به خواسته خود رسیدید درحالی که از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به برخی آرزوها نرسیدید که رسیدن به آن تقریبا در دسترس بود.
انصافا زندگی من سراسر مثال هست که الان داره برام واضح میشه و یه پیام سالها پیش دریافت کردم که خدایا به من لطفی کن که درهای خیر و برکتی که به نفع من هست رو ناخواسته نبندم و درهایی که به نفعم نیس با زور و اصرار نگشایم
هر جا به خواسته هام رسیدم بدون تقلای خاصی همه بخاطر ادامه دادن با صبر و احساس خوب بوده
و هر جا نرسیدمم انصافا بخاطر ادامه ندادن بوده و شک و تردید خودم در اثر وسوسه های شیطانی و نا امیدی و صد در صد عجله سم مهلک و ترس و غم و افسردگی
مثلا از نظر معلمام محال بود من دانش آموز رشته انسانی درس هندسه رو با سوابق تحصلیم بتونم یه هفته ای بخاطر کمبود واحد درسهای دبیرستانم برای دیپلم چون از ورزش معاف بودم و ۹۶ واحد درسی باید پاس میشد ولی تونستم با کمک خواهر معلمم نمره ۲۰ حقم بود که بگیرم ولی اونا حتی برگه منو نگاه نکرده بودن و با ارفاق ۱۰ داده بودن که بتونم برم پیش دانشگاهی و اعتراض کردمم جوابی ندادن ولی خدا به عهد خودش وفا کرده بود و پاداش درس خوندنم رو داده بود هیچکس باور نکرد و بهم خندیدن ولی من چکنویس جوابهام رو آوردم خونه و با کتاب مطابقت دادم همه رو درست نوشته بودم
همین قدرت انرژی درمانی مهندس رو هیچکس باور نمیکرد ولی من فقط هدیه و لطف فراتر از انتظارم از سمت خدا میدونستم و هیچ دکتری قبول نمیکنه و محال میدونه و باهاش دشمن میشن و حتی معاینه هم نمیکنن اگر بفهمن به چنین نیروهایی عظیم باور داری توورو خرافاتی میدونن برای خدا کاری نداره که قدرتشو در وجود یکی که خودشو باور کرده فعال کنه حتی خانواده خودشم محال میدونستن همچین انرژی تو وجودشه و هر کس هم اعتقاد داشت نتیجه میگرفت
و خیلیا میومدن که نه تنها خوب نمیشدن درگیر انرژی منفی هم میشدن زن یکی از پیرمردهایی که سکته کرده بود و شفای کامل گرفته بود که به ما شیرینی داد و هر روزم باهاش میومد تو ماشین بود پیاده نمیشد و تو محل انرژی درمانی نمیومد و براش مسخره و باور نکردنی بود
و حتی برادر خودم که ما رو میبرد و چشماش ضعیفه و بخاطرش از سربازی معاف شد نیم نمره هم چشماش تغییر کرد در عین بی اعتقادی ولی دیگه نیومد داخل که انرژی بگیره تو ماشین مینشست و منو مسخره میکرد که انقدر خوشحالم و صد در صد توهم زدم
و اینا با وجود اینکه در محل بودن ولی به خودشون حتی قدرت باور کردن انرژی شفا بخش الهی از طریق دستان دیگری رو نمیدادن
منم گاهی مثلا به تیروییدم درمان نشد به استرسی که دارم و درمان نشد فکر میکنم و افسوس میخورم چونروز اول کاملا انرژی رو در قسمت گلوم حس کردم و حتی قلقلک شد و خلط پشت حلقی همیشگی چندین چند ساله ام دقیقا تو همون روز کاملا درمان شد ولی روزهای بعد این تمرکز رو نداشتم و برام شفاف شد که اینجا با وجود اعتقاد شدید دچار ترس شدم و بی ایمانی به وفای به عهد خدا برای شفا و قرص لوو تیروکسینمم نمیخوردم که واقعا خسته شدم ازش
و چقدر فایلهای آرام بخش استاد عباس منش هم بهم کمک کرد برای فایلهای آرامش در پرتو آگاهی برای درمان بیماریها از بس باورهای غلط در ما ریشه دار شدن
ولی الان خیلی خیلی عمیقانه تر و در سطحی بالاتر بهش فکر میکنم
در بدن ما همه چیز برای شفا بخشی هست و سلولها خودشونو ترمیم میکنن ولی در اثر اعتماد به حرف دکترها سالیان سال درگیر بیماری هستیم و مخصوصا بیماری روماتیسم من که در طب شیمیایی درمانی نداره و فقط سیستم ایمنی بدنم رو ضعیف میکنن که به خودش حمله نکنه
در صورتیکه من قبلا هم داروهای دکترم رو میخوردم و هر چند وقت یبار فلج میشدم و مجبور بودم حتی برای تا دسشویی رفتن هم با دوتا عصای زیر بغل خودمو بکشونم یا حتی اوایل با ویلچیر رفتم دکتر
دقیقا از سال ۹۶ که تولد من در این سرزمین خوشبختیه تا الان حتی یه روز هم فلج نشدم و با پاهای خودم راه رفتم بدون کمک عصا و همش در اثر آگاهیه نوره که بر من مبارکه و هر چقدر هم که باقی مونده از بیماریهام با کار کردن و شناخت صفات خدا و تغییر و تحول باورهام با درسهای شیرین استادم برام قابل درمان و شفاست و هیچی نیس
واقعا از روزی که شروع کردم دوباره صبحها زودتر بیدار میشم و صبحانه رو آماده میکنم و قدرت عجیبی در من دوباره بیدار شده و حس درد در من کمتر مخصوصا این چند وقت که بی حوصله و ناراحت بودم دستهام شبها تو خواب خواب میرفت دکتر رماتیسمم بهم گفت ممکنه عصب دستت آسیب دیده باشه و ورزش داد گاهی حوصله داشتم انجام میدادم یکم تاثیر داشت ولی الان اصلا دیگه خواب نرفته از روزی که این دوره رو شروع کردم
راحت تر راه میرم حس رضایت مامانمو از من بیشتر میبینم و تغییراتم شروع شده و خیلی خوشحالم و خدا رو هزاران بار شکر
من سمت خودم رو درست میکنم و بقیه اش دستم در دستان خدای وفا کننده به عهد
استاد گرامی خیلی خیلی ممنونم بخاطر آگاهیها و آموزشهای نابتون و خدا خیر کثیر نصیبتون کنه
خدا جونم هزاران بار شکرت
آسیه جونم بهت تبریک میگم و افتخار میکنم که در راه شناخت و لذت بردنی و لایق بهترینها از سمت خدای بخشنده مهربان
دوستان ارزشمند هم مسیرم متشکرم و برای تک تکتون آرزوی موفقیت دارم
در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست خدا یار و نگهدار
نشان های دریافت شده
بنام خدای بخشنده مهربان
با سلام و درود و خدا قوت خدمت استاد نازنینم و دوستان عزیز هم مسیرم
گام دوم من به وفاداری خدا ایمان دارم
تمرین:وفا داری خدا تضمینی و صد در صد است
۱- با توجه به آگاهی که از مطالعه این نوشته دریافت کردید دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.
من از روزی که این نوشته در سایت قرار گرفت بارها و بارها خوندمش و سراسر این درس جدید و آگاهی پر از شور و نشاط و اشتیاق برای تحقق وفاداری خدا بود در من و فرصت نوشتن دست نمیداد دیروزم خواهرم اومد چون اصلا تمرکز نداشتم
و بیشتر سعی کردم تفکر کنم و همه دیدگاههای ارزشمند دوستان رو میخوندم و لذت میبردم چون هر بار اومدم بنویسم دیدگاه جدید قشنگی بود که منو به خودش مشغول میکرد و لذت فراوان بردم
چه صفت قشنگی و شیرینی از خدا که ازش غافل بود و صفت وفا در خدا یعنی بالاترین حد وفاداری چون صفات خداوندی در حد انسانها نیس خیلی خیلی بالاتر و کسی وفاداره که عاشقه و خدا عاشق ترینه نسبت به بنده هاش
و بنده هاشم عاشقشن ولی فراموشش میکنن و گاهی با گله و شکایت و فراموشی وفاداری به عهدهای خدا در قرآنی که از بچگی تو خونه همه ما مسلمونا و در دسترسمون هست غفلت میکنیم
من بارها ختم قرآن انجام دادم و وسط ختم به ناگاه چشمم به معانی قرآن میخورد و پر از اشتیاق میشدم که بیشتر بفهمم
ولی گاهی از درک حتی کلمات ساده هم عاجز و ناتوان میشدم و اینجور که استاد عزیز تجزیه و تحلیل میکنن و یادمون میدن خیلی بهتر درک میکنم و میفهممش و اندیشه چند روزه من نتایج بسیاری برام داره و ابهامات زیادی برام روشن میشه
و خیلی خیلی منو به وجد میاره و انتظار تحقق تمام ارزوهام ریز و درشت رو از خدا دارم
عجله کردن و شک و تردید در تحقق آرزوهام همیشه سد محکم بوده برای من خدا همیشه هوای منو داشته و خودم مقصرم در رسیدن به آرزوهام
خدای مهربونم کاری نداره که من دعام خوبه یا بد به هر چی توجه میکنم اجابت میکنه و هیچ شرط خاصی هم نزاشته در معرفی خودش و شیرین ترین آیه شناخت خداست
فقط در بعضی جاها مثل شرایط انفاق و چیزهای مبهم شرایط رو واضح و آشکار گفته در صورتیکه خیلیا سختش میکنن و خودشونو از خدا هم بالاتر و سخت گیر تر قرار میدن در صورتیکه اصلا اینجوری نیس و خدا خیلی ساده و خیلی سخاوتمندانه در الگوی قرآنی آیه ۱۸۶ سوره بقره به پیامبر فرموده به بندگانم بگو من نزدیکم و دعای هر دعا کننده ای رو اجابت میکنم
کاری به مرد و زن و کوچیک و بزرگ و سیاه و سفید و نژاد برتر و پست تر و گناهکار و مومن و اینا نداشته و گروهی رو برتر ندانسته
ولی خب کسی که این صفت وفای به عهد خدا رو ایمان نداره دستشو جلوی هر کسی دراز میکنه
حتی مثلا حضرت یوسف در اثر یه لحظه غفلت به بنده خدا سفارش کرد که به پادشاه مصر بگه و سفارششو بکنه فهمید و توبه کرد بجای خدا از بنده خدا درخواست کرده و مدت در زندان ماندنش بیشتر شد و این انسانها هستند که فراموش میکنن سالیان سال
ولی خدا هرگز فراموش نمیکنه و درست با خواب به یادش آورد خدای بخشنده و زمان اجابت در دستان خداست و رد خور نداره و صد در صد تضمینیه و وقتی که درسشو یاد بگیریم در جا درست میشه
منم بارها شده حاجت خیلی مهم داشتم که خودمو به آب و آتش زدم و هر کار کردم بهش نرسیدم و هر دعای مجرب و استغاثه ای میدیدم بهش چنگ میزدم ولی راهی براش پیدا نمیشد و از جایی که فکرشو نمیکردم اون آرزو به طرز معجزه واری وارد زندگیم شد
مثلا ما ۴ خواهر بودیم که داداش نداشتیم و تمام دوستام از برادرهای خوبشون تعریف میکردن و بالاخره فرزند پنجم ما به طور معجزه اوری پسر شد و اصلا رابطه خوبی با برادر خودم نداشتم و منو دوست نداشت و بهم میگفت بد و هر چی محبت بهش میکردم انگار نه انگار
تا اینکه خواهر سومم ازدواج کرد و شوهر خواهرم واقعا کارهایی در حق من کرد که برادر خودم برام نکرده و حق برادری رو برای من تمام کرده و همیشه مدیونشم و برادری نصیب من شده که همیشه حسرت داشتنش رو داشتم
و بارها روزی من در آیه و فرمول و من یتق الله در آیه ۲ و ۳ سوره طلاق اومده از جایی که فکرشو نمیکردم و بارها این وفاداری خدا در این عهد برام معجزه وار جور شده
از این مثالها خیلی زیاد دارم
۲- نگرش شما درباره درخواست کردن از خداوند چه بوده است؟ آیا خود را لایق درخواست کردن و برآورده شدن خواسته هایتان می دانید؟ در اینباره شرح دهید.
نگرش من درباره دعاهام بسیار اشتباه بوده و خیلی شرایط برای قبولی دعاهام قبول داشتم
احساس گناه و شرم در برابر زیاده خواهی که خدا مگه بیکاره فقط به حرفای من گوش کنه اینهمه بنده خوب داره منو چه به این حرفا که خدا بهم نگاه کنه یعنی خدا وقت نداره که حرام من کنه
چون من بنده ناسپاسیم سراسر تقصیر و گناه
نمیتونم خدا رو از خودم راضی کنم و مشکلات زیادی وجود داره برای من کو تا خدا گناهای منو ببخشه که در دعای کمیل دیدم امام علی میفرماید خدایا گناهان منو ببخش که باعث حبس شدن دعاهام میشه
بخشیدن خدا خیلی سخته و من نا امید ترین بودم که نا امیدی نشانه کافران هست چقدر باید اشک تمساح بریزم و در چه روزهایی باید زجه بزنم تا خدا دلش به رحم بیاد
وسط یعالمه بنده خوب شاید خدا نیم نظری به من انداخت
از برنامه آفتاب شرقی شبکه یک تلوزیون شنیده بودم خدا همه دعاها رو اجابت میکنن ولی خیلیاش که اجابت نمیشه میفته برای اون دنیا جوری که میگی کاش هیچ دعاییم در دنیا براورده نشده بود و همشون چراغ و نور میشن در این دنیا
ولی خیلی وقتا کم میاوردم با وجود اینکه خیلی سعی میکردم صبر با تحمل داشته باشم نه صبر با احساس خوب و صد در صد نا امید میشدم و رها میکردم
چیزی رو به زور از خدا نخام شاید به صلاحم نیس و صد در صد بعد از بدست اوردنش از دستش میدادم انگار که خدا میخاد بهم نشون بده ببین من اگه بهت نمیدادم به صلاحت نبود و انتقام ازم میگیره همون مربی باشگاهم که بارها در نوشته هام نوشتمش که خدا انگار حسوده و نمیخاد من غیر از خودش رو دوست داشته باشم که مربیم تصادف کرد خودمم فلج شدم و دیگه نتونستم برم باشگاه
بارها شنیدم از زبان کسی دعا کن که با اون زبان دعا نکرده باشی فلسفه التماس دعا و جمعی دیگر برای تو بخوان تا خدا دلش به رحم بیاد
خدا صدای بنده ایی که دوست داره بشنوه بیشتر باید خدا خدا کنه ولی صدای کسی که خدا روست نداره بشنوه رو زود حاجتشو میده میگه برو که صدات رو نشنوم گاهی امید در دلم میومدو شور و شوق که خدا صدای منو دوست داره
ولی سریع شیطان میگفت این چه جور دوست داشتنینه خدا یعنی نمیبینه من اینهمه تو فشارم هی صداش کنم و خدا لذت ببره اصلا پناه بر خدا نخاستم ولش کن عطاشو به لقاش بخشیدم و خسته میشدم و نا امید گاهی هم فکر میکردم شایدم مثل همیشه به صلاحم نیس و شک و تردید که شیطان به دلم مینداخت و دیگه ادامه نمیدادم به دعا
یا شایدم زیادی وابسته شدم به آرزوم باید رهاش کنم قانون رهایی که بارهام جواب داده
سالیان سال از دعا کردن دست برداشتم و حتی به صورت قهر بودم با دعا و میگفتم اصلا خدا نه صدامو میشنوه و نه دعا تاثیر داره و من اصلا لایق نیستم و بی ارزشم برای خدا
ولی حالا که دارم با تفکر و عمیق شدن در آیات و فهم و درک بیشتر کار میکنم میفهمم چقدر در گمراهی و تاریکی بودم
خدا به من نزدیکه و در فایل خلق آرزوها تصویری اون نزدیکی رو از شما استاد عزیز درک کردم تازه کمی حسش کردم و تمام تنم مور مور شد و پر از حس عالی که قادر به گفتنش نیستم بی نهایت متشکرم استاد نازنین ولی بازم بنده فراموشکاری هستم خیلی جاها موقع عمل کردن یادم میره ولی خوبه که سریع میفهمم و متوقف میشم نه مثل گذشته که غرق میشدم و خیلی خیلی تغییر کردم
و فهمیدم هر دعایی کنم پاسخ میده و گاهی باید صبر با احساس خوب ادامه بدم تا نتیجه بگیرم مثل بارها و بارها که راه نشانم داده که حتی نفهمیدمش و الان دارم میفهمم با درک و الهام و رفع ابهامات و اصلاح باورهای اشتباه خودم و دوستان ارزشمندم
۳- مواردی که در زندگی خود یا اطرافیانتان رخ داده است و خداوند فراتر از انتظار بندگان عمل کرده و مسائل یا خواسته ها را برآورده کرده است را بنویسید.
در زندگی من خیلی خیلی زیادن موارد و همین مثال برادر که فراتر از انتظارم خدا بهم برادری داد از جایی که فکرشو نمیکردم
دوستم همش میگفت دوقلو میخام و در شرایط طبیعی هم باردار نمیشد و آی وی اف کرد و سه قلو باردار شد فراتر از انتظارش ولی یکی از قل ها رو تشخیص به سقط دادن و بی نهایت ناراحت بود ولی واقعا الان شرایطش همش گله و شکایته و گاهی فکر میکنه شاید عذاب خدا برای سقط قل سوم باشه و اکثرا ناراضیه و زندگی سختی داره
خیلیا همین کار رو میکنن و بلاگر هستن در اینستا که همین آی وی اف رو هم سه بار انجام دادن و نمیگیره و سعی میکنن نا امید نشن ولی خدا میدونه و نمیخام قضاوتشون کنم
خواهرم و من و بچه هاش دوره شکرگزاری طلایی شروع کردیم و خیلی خیلی معجزه میبینیم فراتر از انتظارمون اما ادامه دادن گاهی سخت میشه و فراموش و دقیقا وفاداری خدا رو میبینیم که هر آنکه شکر گزار باشد به وفور نعمت مبتلایش میکنیم اتفاق میفته و هر آنکه ناسپاسی کند هر آنچه دارد از او گرفته میشود و خدا رو شکر ناسپاس نمیشیم ولی به اون طور جدی دنبال نمیکنیم نوشتن رو و توجه به خوبیها کمتر میشه به صورت خواه یا ناخواه و نشانه برای شروع دوباره و همون فایل مدیر کارخانه
خیلی زیادن این موارد و افکارم و خیلی طولانی میشه پس فقط چند نمونه نوشتم
بی نهایت متشکرم از این گام دوم ادامه تمرین در قسمت بعدی کارمو سریع انجام بدم و بیام با عرض معذرت
نشان های دریافت شده
من به وفاداری خداوند ایمان دارم. تنها قدرت کائنات تو کتابش گفته “من به عهدم وفادارم” اونم نه یکبار بلکه چندین بار برای باور کردن بشر چندین بار تاکید کرده من به عهدم پایبندم و اگه یکبار هم گفته بود اگه ایمان ضعیفی نداشتیم باید باور می کردیم چون این جمله از طرف قدرتمندترین خالق هستی و صاحب افرینش بیان شده.
اگه باور نداریم یا باورمون ضعیف هست مشکل از بی ایمانی ماست وگرنه خداوند همه چیز رو بر بشر تمام کرده تمام نعمت ها رو کامل و جامع در اختیار بشر قرار داده و هر کس به میزان ایمان و باورش میتونه از اونها بهره مند بشه.
خداوند همیشه حی و حاضر و اماده است برای اجابت ولی ما بهش ایمان نداریم و خواسته هامون رو از نیروهای زمینی میخوایم یعنی شرک. و به همین دلیله که بسیاری از اروزهای بشر هرگر دست نیافتنی نمیشن.
ما هرگز مثل پیامبران از خداوند نخواستیم که مثلا بهترین ملک روی زمین که تا بحال به کسی نداده رو به ما بده چون ایمانمون نسبت به قدرت خداوند ضعیفه و طبق گنجایش باور و ذهن خودمون خواسته های کوچیک داریم از خداوند که به دستیابی به همون هم باور قوی نداریم.
در مورد خود من که الان دارم در این مورد مینویسم واقعا در باورم نمیگنجه که خداوند بهترین ملک زمین رو به من بده پس ببینید پیامبران چه ایمان و اعتقاد راسخی داشتن و چه درخواستهایی از خداوند میکردند چون ذات خداوند رو شناخته بودن و بر اساس ذات او ازش درخواست میکردن.
خداوند به من و شما هم میتونه باندازه پیامبران پاسخ بده به شرطی که به همون اندازه ایمان داشته باشیم بهش. پس باید روی باورمون کار کنیم و مطمئنم بعد از دستیابی به آرزوهای کوچک کم کم باورمون نسبت به خداوند قوی تر میشه و اون زندگی که توی رویامون هست و خداوند برامون خواسته رو میتونیم بهش برسیم با کمک خداوند که از خردش و روحش در درون تک تک ما قرار داده.
به هر رویایی که نرسیدیم مقصر خودمون هستیم. در مورد چاقی که تبدیل به یکی از سخت ترین چالش های زندگی من شده چون هنوز نتونستم رهاش کنم وکمی باور لاغری واسم هنوز سخته خیلی کند و اهسته دارم نتایج سطحی میگیرم و همین روند کند باعث شده کمی دلسرد بشم و گهگاه احساس ناتوانی از رسیدن به خواسته لاغری میاد سراغم. و اینکه چندین بار قبلا تلاش کردم و نشد کمی شکستن این باور سخت تر شده. ولی با کمک خداوند همه چیز شدنی هست.
خداوند طبق زمانبندی یا طبق نیاز ما برنامه اش رو هماهنگ نمیکنه. بلکه این ما هستیم که باید مطابق با برنامه الهی او پیش بریم.هر خواسته ای که با حس خوب همراه نباشه رسیدن بهش مشکل و گاهی ناممکن میشه. چون اگه باور داشته باشیم به رسیدن به خواسته مون قطعا حسمون هم خوب خواهد بود.
یادمه موقع ازمون استخدامی همه میگفتن قبول نمیشی چون فقط یه نفر میخواستن ولی من امیدم به خدا بود چون با حس خوب همه چیز رو دنبال میکردم و ته دلم امیدوار بودم میگفتم این نشد بلاخره خدا یه جای دیگه واسم جور میکنه.چون درخواستم رو خیلی واضح به خدا اعلام کرده بودم.
در مورد خانه فقط بصورت کلی خواستمش و هیچ وقت برنامه ریزی واسش نداشتم.فقط دوست داشتم یه خونه بخرم که مال خودم باشه و هی جابجا نشم بعد هم که جای ثابت پیدا کردم دیگه دنبالش نبودم.یعنی همه تلاشم رو نکردم پس انداز نداشتم با اینکه پول زیادی دستم میومد حاضر نبودم بخاطرش تو خرج و زحمت بیوفتم همش میگفتم باید یه پول قلمبه دستم بیاد که خونه بخرم و اینکه با حقوق و کم خرج کردن دستم بسته بشه واسه خرید خونه دوست ندارم.و تمرکز نداشتم برای رسیدن بهش. حالا دوست دارم یه خونه تو ترکیه یا استرالیا بخرم که باید خواسته م رو خیلی قوی به خدا اعلام کنم که کائنات مطمئن باشه این خواسته قطعی منه و تلاشم رو بکنم برای رسیدن بهش باید کارهایی که از سمت من لازمه برای رسیدن به درخواستم رو با حس خوب انجام بدم تا خداوند برنامه اش رو برای رسیدن به خواستم بچینه.
نشان های دریافت شده
به نام خالق یکتا
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
۱_
واقعا استاد نوشته هاتون باعث آرامش قلب و افزایش ایمان مون نسبت به خداوند میشه .بسیار لذت بخش بود ،یه لحظه با خودم گفتم چقدر خوبه اینگونه خداوند رو معرفی کردن ، اکثر افراد جامعه بسیار متفاوت و نادرست خداوند رو به ما معرفی کردند ،با اینکه حس من به خداوند همیشه مثبت بوده ولی بهتر شد ،خوشحالم از اینکه این آگاهی ها رو کسب کردم و خداوند رو با این همه عظمت و لطف و مهربانی به دخترم معرفی می کنم .
۲_ [استاد توی یکی از فایل ها نوع بیانتون در مورد دعا کردن متفاوت بود و درک حرفهاتون بییار سخت بود ، اگر اشتباه نکنم در فایل های گنج پنهان بود و من که همیشه باور قلبی داشتم به دعا کردن ،یه جورایی تغییر کرده بودم ،اما یه فهمی که اون روز به من رسید از اون فایل این بود که اگر اشک میریزم موقع دعا کردن یا درخواست اشک شوق باشه ، حس تشکر باشه ، در ذهنم مرور بشه آن همه چیزی که خداوند بهم داده و با امیدواری بگم که بیشترش کنه ،نه اینکه گریه کنم و فقط مشکلات و سختی های زندگی در ذهنم مرور بشه ،اگر در این زمینه وقت کردید راهنماییم کنید ، چون مطمئنا شما خودتون تفاوت صحبتهاتون در متن امروز رو با اون فایلی که من میگم میدونید ، سپاسگذارم .]من خودم رو لایق درخواست کردن از خداوند می دانم و از وقتی در این مسیر هستم خیلی بیشتر احساس ارزشمندی میکنم و لیاقت بهترین نعمت ها رو دارم ،پس آرزوشون میکنم .
۳_«در زندگی دیده ام که بسیاری از درخواست ها پاسخ داده شده ،یکی از درخواست ها از طرف پدرم بود ، همیشه میدیدم که وقتی نماز میخوند میگفت خدایا هیچ وقت برادرم رو زمین گیر نکن ، عموی من تومور مغزی داشت ولی هرگز زمین گیر نشد حدودا ۱۱سال بود که سکته کرده بود باز کار هم میکرد و خیلی مهم بود که دعای پدرم براورده شد یه بستری ۲روزه در بیمارستان داشت و عازم بهشت شد ،از اون زمان همیشه میگفتم دعایی که از ته دل بکنیم حتما خدا برآورده ش میکنه .»
در مورد خودم باید بگم اگر خودم رو لایق یه زندگی بهتر نمیدیدم ،خودم رو لایق بودن با کسی که ارزش زندگی کردن داشته باشه نمیدیدم ،هنوز هم در ازدواج اولم مونده بودم ،ولی چون به یه زندگی خیلی بهتر فکر میکردم ، به یه خونه که در اون آرامش احساس بشه ، کنار کسی که خودخواه نباشه و رضایت از زندگی مشترک رو دوطرفه ببینه ،بهش رسیدم .
(موفقیت هایی در زندگیم داشتم که همشون پاسخ خداوند به درخواست من بوده ،قبولیم در دانشگاه و خوندن رشته ی تربیت بدنی ، موفقیت هام در زمینه های ورزشی ،کسب مقام های اول ،دوم و سوم های زیادی در مسابقات ، در ۴رشته کارت مربیگری گرفتن و پیشرفت داشتن ، مربیگری کردن به مدت ۱۰سال ،تدریس در دانشگاه حدودا ۸سال،همه اینها باعث میشد سالهای زیادی از زندگیم احساس توانمندی بکنم و حالم خوب باشه .)
(یه بار ۹سال پیش از یه کوچه رد شدم ، با خودم گفتم خدایا چقدر خوبه آدم خونش اینجا باشه ، وسط شهر ، به هر جایی دسترسی داری و کلی مزایا …الان ۸ساله من تو همون کوچه زندگی میکنم :))
/ یادمه خیلی وقتها در قرعه کشی بانکها یه مبلغی برنده میشدم ،کار خاصی نمیکردم ، پولی هم که داشتم تو بانک ، اون زمان بانک کشاورزی بود ،خیلی کم بود ،اما فقط امید داشتم و با خودم میگفتم من خوش شانسم ./
در ۸سال اخیر هم، اتفاقی، ۲بار پولی از طریقی وارد زندگیم شده که بسیار شگفت زده شدم و فراتر از انتظار بوده واقعا ،بسیار خوشحالم کرد خداوند ،ولی در استفاده ش چون خودم تصمیم نگرفتم و سپردم به همسرم ،یه جورایی از بین رفت ، اما مهم اینه که خواسته برای وارد شدن پول به زندگیم برآورده شد و اگر نمیشد احتمال داشت پول بیشتری از دست میدادیم برای سرمایه گذاری در یه کاری ،پس خدایا شکرت …
۴_ وفاداری خداوند در بسیاری از لحظات زندگیم مشخص است .همیشه خدا بهم لطف کرده ، من نسبت به شخصی بسیار بدبین بودم اصلا از دیدنش ، از اسمش از هر چیزی که بهش ربط داشت حالم بد میشد ،یه بار در شب های قدر ،هر شب دعا میکردم که خدایا اگر اون فرد گناهکار نیست یا خلاصه اینجوری بهتره و به صلاحه ، حس من ، دید من رو نسبت به اون فرد تغییر بده ،این شد که واقعا عوض شدم،الان خیلی راحت باهاش در ارتباطم و اصلا اذیت نمیشم و خداوند اون نفرت رو از درونم پاک کرد و درخواستم رو پاسخ داد .
{خیلی وقتها شده در دوران مریضی نزدیکانم دعا کردم و از ته دل براشون شفا خواستم و خدای مهربانم به درخواستم پاسخ مثبت داده .}
۵_ بعضی مواقع برای داشتن یه چیزی خیلی تلاش کردم ولی نرسیدم چون مسیرم اشتباه بوده ، مثلا همین لاغرشدن ،چون قبلا تنها تلاش جسمی بود ، نتیجه نمیداد ،اتفاقا چند وقت بود خیلی به عمل معده فکر می کردم و میگفتم جالبه آدم خیلی سریع لاغر میشه اما خدا بهم نشون داد نگرشم اشتباهه ،بعد ۱۰سال یکی از شاگردهای باشگاهم اومد سر راهم و کلی بد گفت در مورد عمل ، گفت که اول ۳۰کیلو کم کرد در طی ۲یا ۳سال ،بعد آروم آروم دوباره شروع شد چاقیش و الان در دو سال اخیر کل وزنش برگشته ،بهم بیشتر اثبات شد که تنها راه لاغری ،لاغری با ذهنه .
به نظر من رسیدن من به بعضی خواسته هام خیلی به ایمان قلبی من به خداوند در اون مورد ربط داره ، هر چه راحتتر درخواست کردم و باورم بیشتر بوده که خداوند اجابت میکنه ، پاسخ رو دریافت کردم و بهش رسیدم ،اما در مواردی که به نفعم نبوده یا یه جورایی خودم از درخواستم ترسیدم و عمیق دعا نکردم ، پاسخی نداده خداوند ،مثل وام گرفتن ،تقریبا ۲سال پیش ما برای یه کاری درخواست وام دادیم ، اصلا عجیب بود هر کاری میکردیم جور نمیشد ، یه مشکلی ایجاد میشد و قشنگ حس میکردیم خداوند دوست نداره اون وام در اون زمان که افکار ما صحیح نیست بدست بیاد و در آخر بعد چند ماه بیخیالش شدیم و خیلی به آرامش رسیدیم چون واقعا اذیت میشدیم با این جریاناتش ،اصلا زندگیمون رو تقسیم کرده بودیم به دو بخش ، قبل گرفتن وام و جریاناتش و بعد اون :))
✓ خلاصه خدایا شکرت برای نعمت هات.✓
«استاد گرامیم سپاسگذارم »
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️❤️
سلام
زندگی با کمک خداوند: گام سوم : وفادار بودن خداوند
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
من ایمان دارم که خداوند به وعده خود عمل میکند فقط من باید در میسر باشم صبر و تحمل داشته باشم ، شکر گزار و از زندگیم راضی باشیم و در سمت رسیدن به اهدافم در حرکت باشم
قبلاً فکر میکردم که اگه خواسته و یا آرزویی دارم باید با حالت گریه و زاری و التماس از خداوند طلب کنم و اگر خداوند خودش صلاح بدونه خواسته و آرزوی منو برآورده میکنه و اگرم صلاح ندونه خب دیگه من نباید اعتراضی داشته باشم چون حتماً حکمت خداوند در این بوده که من به اون خواسته و آرزوم نرسم و همچنین بسیار شنیده بودم که ما چون گناه کار هستیم پس خودمون صلاحیت نداریم که مستقیم و بدون واسطه چیزی رو از خداوند بخواییم و باید امامان و پیامبران و معصومین را واسطه قرار بدیم تا به احترام اونا خداوند خواسته مونو برآورده کنه و خداوند هرچه دیرتر خواسته کسی و برآورده کنه یعنی اون شخص و بیشتر دوست داره و در نزد خداوند عزیزتره و خداوند برای اینکه صدای اون شخص و بیشتر بشنوه دیرتر جواب میده تا اون شخص بیشتر در خونه خدارو بزنه و بیشتر خداوند و صدا بزنه و بسیار شنیده بودم که انسان باید در زندگی به کم قانع باشه پس فکر میکردم که اصلاً کار درستی نیست که آدم زیاده خواه باشه و انسانی خوب و محترمه که به کم قانع و راضی باشه به خاطر همین هیچ وقت به خودم اجازه نمیدادم که از خداوند چیزهای زیادی بخوام چون یاد گرفته بودم که تو این دنیا هرکسی بیشتر سختی بکشه و در شرایط سخت تری زندگی کنه خداوند بیشتر دوسش داره و در عوض اون دنیا جایگاه اش میشه بهشت و هر کس در این دنیا در شرایط بهتری باشه و در ناز و نعمت زندگی کنه خداوند چون دوسش نداره در این دنیا به حال خودش رهاش کرده و اون دنیا جایگاه اش میشه دوزخ و آتش جهنم
ولی در این مسیر یاد گرفتم که اگه من میخوام از زندگی و زنده بودنم لذت ببرم باید شاد باشم و برای شاد بودن باید از طعم نعمت های خوب خداوند در این دنیا بچشم و هر چه از نعمت های بیشتری برخوردار شوم خوشحالم تر و شکر گزارتر میشم و در صف دریافت معجزات الهی بیشتری قرار میگیرم و بسیار ، بسیار خوشحالم که خداوند از من بیشتر میخواهد که من در این دنیا شاد باشم و به همه خواسته ها و آرزوهام برسم و ایمان دارم که خداوند به عهد و پیمانش وفاداره ، اصلا پادشاه و صاحب تموم این دنیا خداست و خواسته های من دربرابر دارایی خداوند هیچ و ناچیزه و اگه من یک قدم به سمت خواسته ام بر دارم خداوند صدها قدم برای من بر می داره
چیزهایی که من در این مسیر میخونم و میشنوم برای ذهنم خیلی تازگی داره و جایگزین کردن این آموزش ها و پذیرش اونا یکمی براش سخته انگار ذهنم نمیخواد آموزشهای قبلی شو به راحتی رها کنه درست مثل آموزشهای جدید لاغری که پذیرش شون برای ذهنم سخته مثل ژنتیکی و ارثی نبودن چاقی همین یک فرمول کلی برای من زمان برد تا ذهنم بلاخره با کلی دلیل و منطق و نمونه های بسیار زیاد در بین دوستان و آشنایان و اقوام پذیرفت و این فرمول در ذهنم شکسته شد که چاقی ارثی نیست
به خاطر همین چندین بارمطالب جدید و میخونم و فایل ها روگوش میدم و در ذهنم تجزیه و تحلیل شون میکنم و چقدر این آموزشهای جدید به جان و دلم میشینه و این خدایی که تازه دارم باهاش آشنا میشمو بیشتر از اون خدای قبلی دوست دارم
احساس میکنم اون خدای قبلی رو که بهم معرفی کرده بودن خیلی ازم دور بود و فقط جای اون در ذهنم تو آسمونا اون دور دستا بود و من از روی ترس و وحشت دوست داشتم و از روی ترس نماز میخوندم و روزه میگرفتم و به خاطر ترس از عذاب دوزخ سعی میکردم که بنده خوبی باشم
ولی خدایی که تازه دارم میشناسمش بهم خیلی نزدیکه اصلا تو قلبمه همیشه در دسترسه اصلا بعضی مواقع دستمو میزارم روی قلبم و باهاش حرف میزنم و حس میکنم که اونم باهام حرف میزنم و جواب مو میده حس میکنم که بی قید و بند عاشقمه و میخواد که من شاد و خوشبخت باشم و میخواد که من تا زمانی که من مهمان و مسافر این دنیا هستم باید مثل مهمان و مسافر بهم خوش بگذره و من عاشق این خدا هستم و عاشقانه میپرستمش به خاطر خودش نه از روی ترس
الان دیگه خجالت نمیکشم که خواسته و آرزوهای زیادی داشته باشم
خودمو لایق برخوردار بودن ازتمام نعمت های خوب الهی میدونم و ایمان دارم که خداوند همه این امکانات و آفریده تا من لذت بیشتری از مدت زمان زنده بودنم در این دنیا ببرم
پس مستقیم و بدون واسطه با خدای خودم راز و نیاز میکنم و خواسته و آرزوهام و فقط و فقط از خودش میخوام و هیچ امیدی به احدی غیر خودش ندارم و تنها توکل و امیدم به خداست
من ایمان دارم که خداوند هوامو داره و خودش مسیر و در جهت هموار کردن خواسته های من صاف و هموار میکنه
خدا خودش گفته ای بنده من تو بخواه تا من اجابت کنم پس دیگه من چه غصه ای دارم
وقتی خداوند خودش در قرآن گفته که به عهد و پیمان خود پایند باشید پس صد در صد خودش به عهد و پیمانش وفادارترینه
من امیدم به خداست و ایمان دارم که خداوند امیدمو نام امید نمیکنه
خدایا ممنونم که منو در مسیر درک این آگاهی های ناب قرار دادی
پس خودت در این مسیر کمکم کن
ممنون استاد از زحمات بیدریغ تون
نشان های دریافت شده
به نام خدای وفا دار
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوب معنوی
قدم دوم : وفا داری خداوند
من سالهاست که قرآن میخوندم قبلا مدام کلاس قرآن میرفتم تا بتونم قرآن را به شکل تلفظ صحیح عربی بخونم چون زیاد تو جلسات مذهبی شنیده بودم اگه میخای بری بهشت باید حتما قرآن را عربی با تلفظ درست خوب بلد باشی ، منم کلاسهای مختلف قرآن را شرکت کردم و هر جا ختم قرآن بود میرفتم که هم ثواب ببرم هم تو خوندن خیلی خوب بشم در حدی بود که قرآن را مثل کتاب فارسی براحتی و خیلی آسون با تلفظ صحیح میخوندم ولی هیچ وقت به معنی فارسی توجه نمیکردم ، بعد از اینکه با قانون جذب آشنا شدم و خدا را به شکل دیگه ای جدای از مذهب شناختم دوباره شروع کردم به قرآن خوندن چون از خوندنش خیلی لذت میبردم و تا حدودی معنی اصلی کلمات عربی را میفهمیدم و به معنی فارسی هم توجه میکردم ، دیدم خداوند خیلی از وفا داری و وفای به عهد صحبت کرده اما درکش نمیکردم وقتی مطلب قدم دو را چندبار خوندم و فکر کردم دیدم خیلی جاها تو زندگیم خدا واقعا به عهدش وفا کرده و من حالا فقط باید این وفاداری را باور کنم
من باید باور کنم که خدا تمام آرزوهای منو به محض اینکه درخواست کردم برآورده کرده ، پس چرا من به یه سری از آرزوهام نرسیده بودم ، چون باور نداشتم ، چون از بچگی شنیده بودم نباید زیاد از خدا چیزهای مادی بخای ، نباید اینقدر طمع کار باشی و دنبال مال دنیا باشی ، نباید دنیا پرست باشی ، خدا خوشش نمیاد به فکر آخرتت باش ، ساده زندگی کن و هر چی داری بیشتر به دیگران ببخش ، من از این خدا فقط چیزهای کوچیک و ساده برای گذران زندگی درخواست میکردم و می ترسیدم بیشتر بخام حتی می ترسیدم آرزوی بزرگ داشته باشم چون فکر میکردم از خدا دور میشم و عاقبتم به جهنم ختم میشه ( خدایا شکرت بابت این آگاهیها ) الان میتونم براحتی درخواستهای زیادی از خدا داشته باشم .
( من به وفاداری خدا ایمان دارم )
خداوند وعده داده من دعای درخواست کننده را اجابت میکنم ، نگفته چه دعایی ، نگفته چه شخصی با چه ویژگیهایی ، نگفته درخواست کوچیک یا بزرگ ، یا اگه زن باشه یا مرد باشه برای خدا فرقی نمیکنه ما چه درخواستی داشته باشیم یا تو چه شرایطی هستیم ، اون پاسخ میده و حتما اجابت میکنه ، خودش وعده داده ، ویژگی خداوند ( وفای به عهد ) پس من باور میکنم ، چون همهی خواسته ها و آرزوهای ما برای خداوند ارزشمنده و در یک سطح هستن حتی برای خدا مهم نیست درخواستهای ما مفیده یا مضر ، انسانها را نجات میده یا اونها را میکشه ، خدا فقط پاسخ میده .
وقتی که دچار مشکلی میشیم دوست داریم زود برطرف بشه پس درخواست میکنم که زودتر از اون شرایط خلاص بشیم مثلاً اگه بیماریم دوست داریم به سلامتی برسیم یا اگه بدهکاریم میخایم پول داشته باشیم و بدهی را زود پرداخت کنیم و یا حتی اگه بخایم یه چیز بهتر داشته باشیم مثل ماشین بهتر یا خونه بهتر یا اندام لاغر و غیره ، کلا ما همیشه در حال درخواست کردن هستیم چه آگاهانه چه ناآگاهانه ، خدا هم همیشه پاسخ میده ولی ما باور نداشتیم ، اما حالا باور دارم که میتونم بدون احساس گناه و شرمندگی ، هزاران درخواست از خدا داشته باشم و چون اجابت میکنه پس من با اشتیاق منتظر دریافت هستم و هر روزم را به شوق اینکه آرزوم برآورده شده را شروع میکنم و با شادی و احساس خوب زندگی میکنم چون خداوند مسئول کاشتن بذر امیدواری در قلبهای ماست
( من به وفاداری خدا ایمان دارم )
نومیدی از تحقق خواسته ها
ما حق داریم هر خواسته ای از خدا داشته باشیم ، خداوند هم همه را اجابت میکنه ولی زمان بندی خدا با زمان بندی ما انسانها فرق داره یا شکل برآورده کردن آروزها به اون مدلی که ما میخایم نیست ، چون خدا عجله ای کار نمیکنه ، خدا که انسان نیست ، یک سیستم که با قوانین مخصوص خودش کار میکنه ، تو این موقع ذهن منفی باف ما مشغول میشه و ما را نگران و ناامید میکنه که خدا آرزوی منو برآورده نکرده ، هواسش به من نیست یا اینکه من بنده ی گناهکاری هستم و خدا به من توجهی نداره ، یا اینکه من لیاقتشو ندارم ، بعد دلسرد و ناامید میشیم و دیگه شوق و اشتیاقی نداریم و ایمانمونو از دست میدیم و میگیم خدا به وعده ش عمل نکرد ، دست از تلاش برمیداریم و از دنبال کردن آرزومون دلزده و ناامید میشیم ، در این حالت باید هم چنان ایمان داشته باشیم ، توکل کنیم ، ناامید نشیم اگه ما چیزی نمیبینیم دلیل بر این نیست که خدا کاری انجام نداده ، مثل بذری که توی خاکه و ما نمیبینیم اون زیر چه اتفاقی میوفته ولی بعد از مدتی میبینیم که سبز شده و از خاک بیرون اومده ، باید وفا داری خدا را باور کنیم و با اشتیاق منتظر برآوردن آرزومون باشیم باید این فاصله زمانی را با صبر و امید سپری کنیم و مطمئن باشیم که حتما برای ما خیره و خداوند میخاد چیزی فراتر از انتظار مون بهمون بده نباید به وعده ی خدا شک کنیم چون هیچ غیر ممکنی برای خدا وجود نداره ، ما باید سهم خودمونو انجام بدیم ، انگیزه داشته باشیم و کارهای لازم را برای رسیدن به خواسته هامون انجام بدیم ، نباید از رحمت خدا ناامید بشیم و در زمره ی کافران قرار بگیریم ، خداوند همیشه یاری رسان ماست و همیشه هدایت و حمایت مون میکنه ، ناامیدی فقط فقط کار شیطانه .
(( من به معجزات الهی ایمان دارم _____ من به وفاداری خداوند ایمان دارم _____ من به خدا توکل میکنم ____ خداوند به من امنیت و آرامش میده ))
سوال
۱_نگرش شما درباره درخواست کردن چه بوده آیا خود را لایق درخواست کردن از خداوند میدانستید ؟
من در گذشته نگاه انسانی به خدا داشتم و سعی میکردم با عبادتهای مختلف اونو از خودم راضی کنم تا شاید یکی از خواسته های منو برآورده کنه و چون خودم را انسان گناهکاری میدونستم به دلیل خوب انجام ندادن واجبات و مستحبات ، خودمو لایق درخواست کردن از خداوند نمیدونستم و چون میترسیدم که دنیاپرست بشم و برم جهنم پس سعی میکردم درخواستهای خیلی کم و کوچیکی از خدا داشته باشم و بیشتر چیزهایی که دارم را ببخشم ، اما حالا نگرشم تغییر کرده چون فهمیدم که خدا انسان نیست و سیتمیه که کارش اجابت کردن درخواسته و براش هم هیچ فرقی نداره که درخواست چیه یا کیه ، پس بهش اعتماد میکنم و بینهایت درخواست میکنم چون اون بینهایته و وفاداره .
( من به وفا داری خدا ایمان دارم )
۲_مواردی که در زندگی خود یا اطرافیانتان رخ داده که خداوند فراتر از انتظار عمل کرده که مسائل یا خواسته ها را برآورده کرده است ؟
من یه مبلغ بزرگی به مادرم بدهکار بودم ، تصمیم گرفتم زود این بدهی را بدم تنها فکری که داشتم سرویس طلامو بفروشم ، برای من بدهی دادن مهمتر از طلا داشتن بود ، گفتم خدایا میسپارم به تو میخام طلای من به مبلغی فروش بره که هم بدهیمو بدم هم دو سه تومن هم پول برام بمونه وقتی رفتیم طلافروشی و طلای منو قیمت کرد از مبلغی که شنیدم تعجب کردم باورم نمیشد که قیمتش اینقدر بالا باشه من تونستم با اون قیمت هم بدهیمو بدم هم یه سرویس کوچیکتر بردارم هم دقیقا حدود ۳ تومن پول برام باقی موند و من تا دو سه روز همه ش خدا را شکر میکردم و میگفتم خدایا تو فراتر از انتظار من عمل کردی
۳_ مثالهایی از وفا دار بودن خداوند در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کنید و بنویسید ؟
من خونه مو فروخته بودم و یک ملک نیمه کاره خریده بودم و باید خونه را تحویل میدادیم و میخاستیم یکسال بریم اجاره نشینی ، من اصلا دنبال خونه نگشتم و سپردم به خدا ، گفتم خونه باید با پای خودش بیاد همون مدلی که دوست دارم و تو همین محله که نزدیک باشگاهم باشه ، اینو صبح به خدا گفتم و رفتم باشگاه ظهر که اومدم املاکی سر خیابونمون زنگ زد و گفت همین حالا یک خونه سر کوچه میخاد خالی کنه صاحبش یکساعت پیش اومد گفت براش مستاجر پیدا کنیم من بعد از باشگاه رفتم خونه را دیدم همون مدلی که میخاستم و سر کوچه اصلی با ویو پارک و نور بسیار زیاد ، عصر هم قردادشو نوشتیم و چند روز بعدش هم اسباب کشی کردم خیلی ساده و راحت و این اتفاق فقط کار خدا بود که با این سرعت برای من خونه پیدا کرد ، من که دنبال خونه هم نرفتم ، این مثال ایمان منو به وفا داری خداوند محکمتر میکنه
( من به وفا داری خداوند ایمان دارم )
۴_مثالهایی پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهیهای این قسمت برای شما واضح شد که چرا به خواسته ی خود رسیدید در حالیکه از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به آرزوهایی نرسیدید که رسیدن به تقریبا در دسترس بود ؟
لاغری با ذهن واقعا از نظر خودم و دیگران محال بود ، خیلی چیزها را قبول داشتم که میشد با ذهن انجام داد و بهش رسید ولی لاغر شدن با ذهن را غیر ممکن میدونستم چون تجربه های گذشته ام نشان میداد که برای لاغر شدن نباید خورد ، خوردن خیلی چیزها ممنوعه و اگه میخای لاغر بشی باید تا آخر عمرت حالت رژیم داشته باشی و ورزش سخت انجام بدی ، میگفتم مگه میشه فکر کرد و لاغر شد ولی همیشه میگفتم بلاخره علم پیشرفت میکنه و یه دارو یا دستگاهی اختراع میشه که منو براحتی با خوردن لاغر کنه و هیچ وقت ناامید نشدم ، از اونجا هم که خدا اشتیاق منو دید هدایتم کرد به سایت تناسب فکری ، من سه ساله که ساکن این سرزمین هستم و نتیجه ی خیلی خوبی گرفتم ، لاغری شدن با خوردن به راحتی و آسونی ، اما در مورد خواسته های که ساده تر بودن و بهشون نرسیدم دیدم من در مورد اونا نتونستم اعتماد کنم به خدا ، شدیداً احساس نیاز داشتم و بهشون چسبیده بودم و خیلی عجله میکردم و میخاستم تو زمان خاصی بهشون برسم ، حال و احساسم خوب نبود ، اضطراب و استرس داشتم ، رها نبودم برای همین بهشون نرسیدم ، خداوند راه رسیدن به خواسته ها را همیشه در آرامش بهمون میگه ( خدایا شکرت بابت این آگاهی )
نشان های دریافت شده
به نام خداوند دل های پاک
که نامش بود در دلت تابناک
به نام کسی که تو را آفرید
سر آغاز عشقست و نور امید
سلام عرض ادب خدمت استاد گرانقدر و دوستان همراه عزیز در این مسیر پر پر از معجزه و شگفتی
۱. با توجه به آگاهی که از مطالعه این نوشته دریافت کردید دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.
من از دریافت این آگاهی خیلی خوشحالم چون یکسری ابهامات ذهنی که از زمان کودکی تا به امروز داشتم رو حل کرد
چون همیشه با خودم فکر می کردم چرا خدا جوابمو نمیده یا هر چی ازش بعضی چیزا رو می خوام انگار صدامو نمی شنوه !
با خوندن این مطالب متوجه شدم هیچ کدوم این حرفایی که از بچه گی باور کرده بودم درست نیست
خدای من به عهد خودش وفا می کنه و
(من به وفاداری خداوند ایمان دارم)
خدا همیشه به ما نزدیکه و هیچ چیزی نمی تونه باعث دوری ما از خدا بشه
برای خدا فرقی نمی کنه که خواسته و آرزوی ما منفی باشه یا مثبت
به نفع ما باشه یا ضرر ما
منطقی باشه یا غیر منطقی
درست باشه یا غلط
خوب باشه یا بد
مرد باشیم یا زن
بچه باشیم یا بزرگسال
بزرگ باشه یا کوچک
کم باشه یا زیاد
تعداد خواسته ها و آرزوهامون محدودیتی نداره
برای خدا فرقی نمی کنه ما ازش یه آپارتمان ۵۰ متری تو منطقه پایین شهر یک شهر کوچک بخوایم یا یه قصر چند هزار متری تو منطقه بالاشهر یک شهر بزرگ !
ولی برای پله اول باید سعی کنیم خواسته مون برای خودمون منطقی و دست یافتنی باشه و زیاد دور از ذهن و دست نیافتنی نباشه
از مطالب این جلسه اینطور برداشت کردم که هر چقدر بیشتر و بزرگتر از خدا بخوایم برد کردیم و خدا برای ما هیچ گونه تعداد آرزو و محدودیت خاصی نگذاشته
درک کردم که خدا به اندازه ی تمام انسانها نعمت روی زمین گذاشته و هیچ انسانی بعدا نمی تونه از خدا گله و شکایت کنه که چرا از نعمتها محروم بوده چون خودش نخواسته
خدا گفته خواسته ی انسانها رو اجابت می کنه و اگر کسی از خدا چیزی بخواد بهش میده ولی اگر انسانی از خدا نخواد خدا رهاش می کنه و اینجا خود اون شخص ضرر کرده که از خدا خواسته ای نداشته وگرنه خدا بین بنده هاش هیچ گونه فرقی نگذاشته
حتی خواسته های نادرست و ناپسند رو اجابت می کنه یعنی اگر آرزوی شخصی یک اسلحه باشه که بتونه باهاش مردم زیادی رو قتل و عام کنه خدا اجابت می کنه !
گاهی اوقات هنوز زمان براورده شدن یک آرزو یا خواسته نرسیده و خدا بهتر می دونه که چه زمانی اون آرزو به شما داده بشه براتون بهتره اما برخی اگر کمی زمان رسیدن به خواسته یا آرزوشون به تعویق بیفته از رحمت خداوند نا امید میشن و شیطان بهشون غلبه می کنه و انواع فکرهای نا امید کننده بهشون نفوذ می کنه
خداوند هیچوقت به بنده هاش صدمه ای نمیزنه ولی اکثر افراد وقتی دارن به سزای اعمال خودشون می رسند فکر می کنن عذاب الهی بهشون نازل شده !
خداوند همیشه یار و یاور و حامی بنده هاشه و اگر آسیبی بهشون میرسه از اعمال خودشونه نه عذاب الهی که از سمت خدا بهشون رسیده باشه
باید چند تا نکته رو همیشه با خودمون تکرار کنیم و به خودمون یادآوری کنیم
*چه کسی میتونه به جز خدا به من کم کنه ؟
*من به معجزات الهی ایمان دارم.
*من به وفاداری خدا ایمان دارم.
*من مطمئنم که خدا منو نا امید نمی کنه.
*من به زمان بندی خدا برای رسیدن به خواسته هام ایمان دارم.
*خواسته های من هر چقدر از نظر من بزرگ باشند برای خدا بسیار ناچیزند.
*تمام آرزوهای من جزء بسیار کوچکی از این جهان هستند.
*تحقق آرزوهای من در برابر بزرگی و عظمت و توانایی خدا خیلی ناچیزند.
*اگر ما همیشه به خدا توکل کنیم و به وفاداری خدا ایمان قلبی داشته باشیم خدا تمام غیر ممکن ها رو برای ما ممکن می کنه و همیشه راهی جلوی پای ما قرار میده که مشکلمون خیلی راحت حل بشه.
*خدا همیشه برای هر مسئله در زندگی ما راه حل مناسب داره.
*خدا از عقل و آگاهی خودش در وجود من قرار داده تا بتونم بهترین تصمیم رو برای حل مسائل زندگی بگیرم.
*خدا از آرامش بی نهایت خودش در وجود من قرار داده تا در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی آرامش داشته باشم.
*شجاعت توکل به خدا رو در تمام مسیر زندگی داشته باشید و همه چی رو به خودش بسپارید.
*نگرانی و اضطراب این رو نداشته باشید که به آرزوهاتون می رسید یا نه
همیشه یادتون باشه تا خدا نخواد برگ از درخت نمیفته خدا همه موجودات هستی رو تحت کنترل خودش داره و به عهدش وفا می کنه پس
به وفاداری خداوند ایمان داشته باشید.
خدا هرگز خلاف وعده ای که داده عمل نمی کنه
۲. نگرش شما درباره درخواست کردن از خداوند چه بوده است ؟ آیا خود را لایق درخواست کردن و برآورده شدن خواسته هایتان می دانید ؟ در اینباره شرح دهید.
من خیلی راجع به خدا افکار اشتباهی داشتم و در یک خانواده و محیط فوق العاده مذهبی در شهر قم به دنیا آمدم که همش ما رو از خشم و غضب خدا می ترسوندن و مادربزرگم همیشه می گفت اگه یک تار موهات رو نا محرم ببینه تو جهنم از همون یه تار مو آویزونت می کنن
یا می گفت وقتی می خوای با مرد نا محرم حرف بزنی باید صداتو کلفت کنی و دو تا آلوچه بندازی گوشه لپت که صدات نازک نباشه !
با خودم فکر می کردم صدام بالا نمیره چون اون زمان نگاهم به خداوند فرق داشت و فکر می کردم خدا بیشتر توی آسمون هاست و از همونجا همه ی ما رو زیر نظر داره !
و وقتی دعایی می کردم که مستجاب نمیشد به خودم می گفتم حتماً من گناهکارم که خدا دعام رو مستجاب نمی کنه پس باید دست به دامن ۱۴ معصوم و واسطه های بی گناه با آبرو بشم که وساطت منو پیش خدا بکنن چون فکر می کردم چون من گناهکارم دعام بالا نمیره ولی اونا پیش خدا آبرو دارن و وقتی از خدا بخوان خدا روشون رو زمین نمیندازه !
تازه فکر می کردم اونا خودشونم به خاطر آبرویی که پیش خدا دارن به عنوان پاداش قدرت اینو دارن که حاجت بنده های خدا رو بدن دارن مخصوصاً اونایی که نسبت بهشون ارادت بیشتری دارن !
ولی حالا فهمیدم که چقدر تفکرم نسبت به خدا و چهارده معصوم و پیامبرا اشتباه بوده حالا فهمیدم که اگر من توبه کنم خدا منو می بخشه و نیازی به واسطه نیست
حالا دیگه می دونم برای حرف زدن با خدا نیازی نیست زمان و مکان خاصی باشه مثلاً من قبلاً فکر می کردم اگه می خوام دعام حتماً بالا بره و اجابت بشه باید روز عرفه و شبای قدر با همه ی نیرو و توانم زار بزنم تا اول خدا منو ببخشه و از گناهایی که در طول سال کردم پاک بشم
بلکه بعد خدا صدای منو بشنوه و دعای من توسط ملائکه مهر و امضا بشه و خدا رو یک کارفرما می دیدم که اون نامه هایی که ملائکه امضا کردن رو یکی یکی می بینه و اگر تا اون زمان پاک مونده باشیم و گناه جدیدی نکرده بودیم که اون امضای ملائکه خط بخوره خدا هم تایید می کنه و تاریخ میزنه که حاجت این بنده رو در فلان تاریخ بدید البته اگر خودش با گناهاش باعث خط زدنش نشه !
همیشه نا امید بودم و خودم رو به خاطر کوچکترین اشتباهاتم سرزنش می کردم و می گفتم بفرما تو اون روز دوباره حواست نبود داشتی یه ترانه ی قدیمی اونور آبی رو زمزمه می کردی بعد توقع داری دعات خط نخوره و خدا جوابتو بده ؟
تو دیگه چه رویی داری ! دیروز نماز صبحت قضا شد باز توقع داری خدا ببخشدت ؟
تو اصلاً فهمیدی نماز ظهرت رو چطوری خوندی ؟ یا همش حواست به همه جا بود الا نمازت ؟ اصلاً نمازت بالا نرفته بدبخت خورده به کمرت ! یا به قول مامانم نماز تو قبول نیست فقط داری عین کلاغ نوک به زمین می زنی !
به خودم می گفتم خودت فهمیدی چی خوندی که توقع داری خدا فهمیده باشه ؟
چند تا جمله رو حفظ کردی بلغور کردی چهارتا دولا راست شدی و نوک به زمین زدی خیال کردی شق القمر کردی !
بشین تا خدا حاجتتو بده
بعداً که بزرگتر شدم همش می رفتم به مجالس روضه که یک خانم سخنران استاد دانشگاه بود که توی دانشگاه درس الهیات تدریس می کرد و از حرفاش خیلی خوشم اومد
گفت خدا به بنده هاش از مادر مهربانتره ولی اگه حاجتی داشتید و خدا بهتون نداد چند حالت داره
یا صداتونو خیلی دوست داره و می خواد بیشتر صداتونو بشنوه برای همین می ترسه حاجتتون رو بده که دیگه باهاش حرف نزنید اتفاقاً حاجت بنده ای گناهکارشو میگه زود بدید که این بره فقط دهنش بسته بشه نمی خوام صداشو بشنوم !!!
یا اینکه شما یه حاجتی دارید که به صلاحتون نیست و برآورده شدنش به ضررتون تموم میشه
یا خدا می خواد به جاش چندین برابرشو اون دنیا بهتون بده و …
۳. مواردی که در زندگی خود یا اطرافیانتان رخ داده است و خداوند فراتر از انتظار بندگان عمل کرده و مسائل یا خواسته ها را برآورده کرده است را بنویسید.
من زمانی که مجرد بودم هرگز فکر نمی کردم همسری به این خوبی نصیبم بشه و چون اکثر مردهای فامیل و اطرافیان خودم رو دیده بودم تفکر خوبی راجع به ازدواج نداشتم ولی همش دعا می کردم همسر من با همه مردهایی که توی زندگیم دیدم فرق داشته باشه
حامی من باشه ، دوستم داشته باشه و تمام کمبودهایی که توی زندگیم داشتم رو جبران کنه
واقعاً همسری که خدا به من داد شد الگوی تمام مردهای فامیل طوری که تمام زنهای فامیل دوست داشتن همسرشون مثل همسر من باشه و مرتب از گوشه و کنار به گوشمون می رسید
زمانی که ما ازدواج کردیم همسرم ۱۹ سالش بود اما به لحاظ عقلی خیلی بیشتر از سنش نشان میداد و به هیچ کس اجازه دخالت در زندگیمون رو نمی داد
و همیشه خودش در زندگی تصمیم گیرنده بود و حرف اول و آخر رو خودش میزد
همسر من کاملاً خودساخته بود و از بچه گی روی پای خودش ایستاده بود و کار کرده بود ، من از خدا خواسته بودم همسرم دوستم داشته باشه اما عشق و احترام بین من و همسرم در بین دوستان و فامیل و اطرافیانمون مثال زدنی شد
همیشه مثل کوه پشتم بود و به هیچ کس اجازه نمیداد بهم زور بگه
همیشه از خودش گذشت تا من و فرزندانم در رفاه و آسایش کامل باشیم
هر چی که توی کودکی برام حسرت بود برام فراهم کرد
و تا به امروز که ۱۸ سال از زندگی مشترکمون می گذره هیچ وقت قهر و دعوامون به بیش از یک روز نکشیده و هیچ وقت دعوامون به بیرون از خونه کشیده نشدو …
قبلاً برای رشته ام که طراحی و دوخت بود گفتم من فقط از خدا خواستم که کمکم کنه توی درسام موفق بشم و خودم رو ثابت کنم اما خدا کاری کرد که نه تنها توی کاپشن دوزی توی کل کشور اول شدم بلکه باعث افتخار بابام و مدرسه و حتی استانمون شدم
زمانی که کرونا شیوع پیدا کرد مغازه و کسب و کار همسر من مدتها کاملاً تعطیل شد چون همسرم مغازه استریو ظروف کرایه داره و کارش کلاً مربوط به جشنها و مراسمات و کلاً تجمعات بود که دیگه برگزاری کل مراسمات تعطیل شده بود و همسر من در طول این مدت خیلی به مشکل برخورد و تمام چک ها و قسط هاش و اجاره مغازه و انبار و … روی هم جمع شده بود و نمی تونست پرداخت کنه
در اون زمان من و دو دختر بزرگترم شروع کردیم به شکر گزاری به این نیت که همسرم بتونه اجاره های عقب افتاده و قسط و چکهاش رو پاس کنه و از خدا خواستم کمک کنه که همسرم دیگه بابت این قسط و چکها حرص و جوش نخوره اما خدا برای ما فراتر از اینها رو رقم زد و با اینکه کاسبی کاملاً خوابیده بوچند تا قرارداد پر سود بست و به طرز معجزه آسایی از کسانی که خیلی وقت بود پول طلب داشت و حتی با زور هم نتوانسته بود طلبش رو زنده کنه خودشون پول رو با سود این مدت واریز کرده بودند و از همسرم معذرت خواهی کرده بودن حلالیت طلبیده بودندو این امر باعث شد نه تنها همسرم تمام طلب های عقب افتاده رو بده بلکه کلی وسیله گرون که لازم داشتیم مثل یخچال ساید بای ساید و ماشین لباسشویی بوش و تلویزیون بزرگتر و بهتر با میزش و چندین لوازم برقی عالی دیگه هم به صورت نقد خریدیم
بعد از اون دوباره یک دوره دیگه شکرگزاری انجام دادم و کلی طلا خریدم طلاهایی که در اون زمان واقعاً مثل معجزه بود
بعد از اونم دوباره طلاها رو فروختیم و در یکی از روستاهای نزدیک شهرمون یک زمین ۱۷۹ متری خریدیم و ساختیم و زیباتر و بهتر از تصورم شد
۴. مثال هایی از وفادار بودن خداوند در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کرده و شرح دهید
مثالهایی که در جواب سوال قبل و گام قبلی زدم همه نشانه وفاداری خدا بود
موارد دیگه ای هم هست مثل اینکه من از بچه گی صدای خوبی داشتم و حتی می تونستم صدای بعضی از خواننده های زن رو تقلید کنم و مثل خودشون بخونم و تا زمانی که راهنمایی بودم بابام هی ازم می خواست جلوی فامیل بخونم که استعدادمو نشونشون بده و گاهی بچه ها زنگهای تفریح یا بیکاری دورم جمع می شدن و من براشون ترانه های درخواستی اجرا می کردم
ولی از اینکار احساس گناه می کردم و عذاب وجدان داشتم و فکر می کردم عقوبت سنگینی در انتظارمه و هر چند وقت یکبار توبه می کردم و به خودم و خدا قول می دادم دیگه ترانه های اونور آبی گوش ندم و نخونم اما بعد مدتی گاهی دوستام هی اصرار می کردند و خودمم دوست داشتم به خاطر صدام مورد تحسین و توجه قرار بگیرم
و چون خیلی تنها بودم و راه دیگه ای برای جلب توجه بلد نبودم این کارو می کردم که دوستان بیشتری پیدا کنم
تا اینکه یک روز که مثل همیشه داشتم برای بچه ها می خوندم دبیر دینی و قرآنمون که اصلیت پدرش آمریکایی بود و مادرش ایرانی بود و همه شون مسیحی بودند و این خانم ما مسلمان شده بود و کل خانواده تردش کرده بودند
و به تنهایی به ایران اومده بود و زن یک جانباز ۷۰ درصد شده بو و کل داستان زندگیش رو برای ما تعریف کرده بود صدای من رو شنید و من رو برد توی اتاق مشاور مدرسه و باهام بیش از یک ساعت حرف زد و ازم خواست اینبار توبه واقعی کنم و دیگه توبه ام رو نشکنم
من هم قبول کردم و طبق گفته هایدبیرمون که خیلی دوستش داشتم توبه کردم و با خدا معامله کردم و از اون به بعد فقط قرآن و تواشیح و سرود و ترانه های مجاز می خوندم و من اون زمان از خدا خواستم کمکم کنه
و خدا واقعاً کمکم کرد و با اینکه بعضی وقتا خیلی اذیت می شدم و به خاطرش توسط بابام تنبیه می شدم ولی بازم همه تلاشم رو کردم که قولم رو و توبه ام رو نشکنم و خدا خیلی در این راه کمکم کرد
همه علاقه ام به خواندن رو گذاشتم روی سرود و تواشیح و قرآن بعد از اونم توی سرود و تواشیح و قرآن مقام آوردم
توی دبیرستان سرودمون توی جشنواره اول شده بود ولی فقط به خاطر آهنگش که لایت ترکی داشت دوم شدیم
بعداز اون خودم شدم مربی سرود و می رفتم توی مدرسه خواهرم که ۷ سال از خودم کوچکتر بود باهاشون برای جشنواره سرود تمرین می کردم که چند بار مقام آوردن و سال سوم دبیرستان اول شدند و بردنشون مشهد
تمام این موفقیت ها به خاطر وفاداری خدا بود من در تمام این سالها جز خدا یار و یاوری نداشتم و جز خدا از کسی چیزی در این باره نخواستم و همیشه خدا بود که کمکم می کرد.
۵. مثال هایی در زندگی خود پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهی های این قسمت برای شما واضح شده است که چرا به خواسته خود رسیدید در حالی که از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به برخی آرزوها نرسیدید که رسیدن به آن تقریباً در دسترس بود.
سرتاسر زندگی من پر از این مثالهاست در هر مرحله از زندگیم فقط وقتی از خدا می خواستم کمکم کنه
خدا بهم کمک می کرد و اون کار به بهترین شکل انجام می شد
و خودم فکر می کنم برای بعضی از آرزوهام که بهش نرسیدم حتماً هنوز زمان رسیدن من به اون آرزو نرسیده
یا اونطوری که باید باور نداشتم که رسیدن به این خواسته ممکنه
شاید رسیدن به اون خواسته رو خیلی غیر ممکن می دونستم مثلاً من برای تناسب اندام و لاغری از همون سنین نوجوانی تا به امروز دعا کردم ولی هیچ وقت جوابی نگرفتم و علتش رو نمی دونم اما امیدوارم که در ادامه شما استاد عزیز راهنماییم کنید
یا چندین حاجت خیلی مهم دیگه هم داشتم که بی نهایت براش دعا کردم اما جوابی نگرفتم
همیشه با خودم فکر می کردم شاید به خیر و صلاحم نبوده ولی الان که مطالب شما رو خوندم که گفتید حتی اگه آرزو به ضررتون باشه هم برآورده میشه فهمیدم علت این نمی تونه باشه
شاید من آرزوی خودم رو خیلی دست نیافتنی می دیدم و نعوذبالله قدرت خدا رو در حد آرزوی خودم بزرگ نمی دیدم !
بارها فکر کردم و از خودم و خدا علتش رو پرسیدم ولی هنوز نتونستم جوابی برای این سوالا پیدا کنم
می دونم شناختم از خدا هنوز کافی و درست نیست ولی افرادی رو دیدم که راجع به لاغری مدتها مثل من تلاش می کردن اما نتیجه نمی گرفتن و به قول خودشون بدون اینکه کار خیلی خاصی بکنن یکدفعه متوجه شدن دارن لاغر میشن و من اینو میذارم به حساب خدا
چون هر چی فکر کردم براش دلیل منطقی دیگه ای پیدا نکردم چون خود اون فردم نمی دونست داره چه اتفاقی براش میفته که هی داره لاغرتر میشه !
آخه این شخصی که میگم حتی از مسائل ذهنی هم هیچ اطلاعاتی نداره وقتی بقیه ازش می پرسیدن که برای لاغری چکار کردی می گفت هیچی نه غذام کمتر شده و نه تحرکم بیشتر شده !
هیچ کاری نمی کنم قبلاً خیلی تلاش می کردم تا یکم وزن کم کنم الان بدون اینکه کاری کنم همه میگن چقدر جمع و جور شدی ! فکر کنم شانس بهم رو کرده !
اول فکر می کردم حتماً قبلاً خیلی به لاغری چسبیده بوده و علت لاغر نشدنش همین بوده ولی از حرفاش فهمیدم خودشم الان عجله داره فلان لباس مال فلان مراسم اندازه اش بشه !
آخه مگه میشه تفکر یک آدم یه دفعه خود به خود عوض بشه ؟ که بگم افکارشو تغییر داده هنوزم نظرش بود که سس و نوشابه و برنج و … چاق می کنه ولی می خورد و می گفت نمی تونم جلوی خودمو بگیرم !
خیلی دلم می خواد بیشتر بفهمم علت این چیزا رو متوجه بشم امیدوارم در ادامه جواب سوالاتمو بگیرم.
با آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه شما عزیزان خدا نگهدار