0

من به وفاداری خداوند ایمان دارم (قدم۲)

وفاداری خداوند
اندازه متن

وفاداری خداوند یکی از ویژگی‌هایی است که در توصیف خداوند از خود در قرآن و سایر کتاب‌های دینی ذکر شده است.

ایمان داشتن محدود به انجام واجبات و مستحبات نمی‌شود بلکه ایمان به صفات و ویژگی‌های خداوند است که میزان توکل و انتظار ما از خداوند را مشخص می‌کند.

هرچه بیشتر درباره ویژگی‌هایی که خداوند در وصف خود به کار برده است آگاهی پیدا کنیم، ایمان و توکل در وجود ما گسترده‌تر خواهد شد.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 102 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.30 از 107 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42272

102 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

102 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا کریمی
      ۱۴۰۳/۰۲/۰۶ ۱۷:۱۳
      مدت عضویت: 1120 روز
      امتیاز کاربر: 9310 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 537 کلمه

      سلام استاد عزیزم بار سوم که مطلب این قدم رو به علاوه نظر قبلی خودم میخونم . 

      امدم پاسخ یکی دیگه از تمرینات رو بدم 

      ●- مثال هایی در زندگی خود پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهی های این قسمت برای شما واضح شده است که چرا به خواسته خود رسیدید درحالی که از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به برخی آرزوها نرسیدید که رسیدن به آن تقریبا در دسترس بود.

      چیزی که من بهش رسیدم در حالی که نه خودم نه خانوادم نه فامیل نه دوست نه آشنا فکرشو می‌کرد ازدواجم بود . بخاطر اینکه سنم کم بود . و از نظر مالی و خانوادگی اصلا شرایط مناسبی نداشتم . تازه من  با اون کسی که خودم انتخاب کرده بودم و اون زمان عاشقش بودم ازدواج کردم در حالی که شرایط خانوادگی و مالی اونم اصلا مناسب نبود . 

      من با این آگاهی یادم میاد که چقدر برای ازدواج من مشتاق و پیگیر بودم چقدر به خداوند درخواست داده بودم . اصلا یادم نمیره که چقدر خوشحال بودم . و خداوند هم به وعده خودش عمل کرد . همونطور که در قرآن نوشته زنان مؤمن برای مردان مؤمن و زنان بی ایمان برای مردان بی ایمان . واقعا ما در اون سال ها که کنارهم بودیم مثل هم بودیم ‌‌‌ . و انگار برای هم ساخته شده بودیم . طوری که تا چند سال بهش میگفتم تو مرد رویاهامی . 

      و اما هدفی که من در یک قدمی اون بودم ولی نشد که نشد گواهینامه ام بود . من علاقه شدیدی به رانندگی دارم و تقریبا یک سال پیش تصمیم گرفتم اقدام کنم . همه چیز خوب پیش می‌رفت و من برای اولین بار در امتحان آیین نامه قبول شدم ‌ . اما نوبت امتحان شهر که شد من ۴ بار رفتم و قبول نشدم که نشدم و کلا بیخیال شدم تا شرایطم که بهتر شد باز اقدام کنم . 

      دلایل ریز و درشت زیاد هست برای این اتفاق ولی از مهم ترینش بنظرم این بود که من واقعا خواستار گواهینامه نبودم یعنی همین که رانندگی یادگرفته بودم راضی بودم همینکه آیین نامه قبول شدم راضی بودم .و بنظرم حس غرور بمن دست داده بود ‌.که همینجوری هم کارم راه میافته و من بلدم . و از بعد دیگه کنار افسر که میشستم استرس میگرفتم . و هول میشدم . اصن بدم میومد ازین امتحان شهر . 

      ولی پیش مربی راحت تر بودم . خودم تنها که بودم تو ماشین خیلی خیلی راحت بودم . 

      به هر حال میدونم که انقدر که خواستار ازدواج بودم خواستار گواهینامه نبودم . برای همین هم فعلا نگرفتمش . 

      وقتی بهم میگن که باز برو امتحان بده میگم آخه چ فایده داره وقتی ماشین ندارم.  گواهینامه به چه دردم میخوره . 

      ولی میدونم این مشکلم در آینده درست میشه چون درسته که گواهینامه الان برام مهم نیست ولی وقتی صاحب ماشین شدم . دیگه برام ضروری میشه .

      من میدونم که بدون ماشین هم میشه گواهینامه گرفت و قبول شد و این رابطه که من تو ذهنم درست کردم فقط ساخته ذهن منه . اما من بدون ماشین هیچ انگیزه ای برای اقدام ندارم مخصوصا که ۴ بار هم رفتم و رد شدم کلا ذهنیتم خراب شده . و اینکه من نیاز به تمرین دارم و بهترین گزینه داشتن ی ماشین که همیشه در اختیارم باشه . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        سلام و درود
        اتفاقا گواهینامه بدون ماشین گرفتن باعث افزایش احساس لیاقت میشه و انتظارت برای ماشین دادن رو افزایش میده و همین باعث سهولت در خلق خواسته ات میشه.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار زهرا کریمی
          ۱۴۰۳/۰۲/۰۸ ۱۲:۳۳
          مدت عضویت: 1120 روز
          امتیاز کاربر: 9310 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 127 کلمه

          سلام استاد عزیزم خیلی ممنونم ازتون

          استاد مشکل من اینه که از افسر خیلی میترسم 

          وگرنه پیش مربی عملکردم خوبه و از من راضی بود . 

          همیشه . فکر می‌کنم اگه انقدر تمرین کنم که مسلط بشم دیگه بشینم کنار افسر اینقدر کند عمل نمیکنم . 

          و اینکه من الان با ماشین پدرم گاهی تمرین میکنم ولی چون خودش پیشم میشینه حس خوبی ندارم چون میخواد هی بگه چیکار کنم چیکار نکنم مثل مربی . البته حق داره ولی خوب اگه ماشین خودم باشه دیگه این مشکلات رو ندارم و راحت ترم . 

          و اینکه خیلی جالبه من تا قبل اینکه برای اولین بار امتحان شهر بدم فکر میکردم خیلی خونسرد هستم استرس نمیگیرم . و خوب بلدم و مسلطم . ولی بعد فهمیدم دقیقا برعکس اونچیزی که فکر می‌کنم هستم . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا کریمی
      ۱۴۰۳/۰۲/۰۴ ۱۷:۳۳
      مدت عضویت: 1120 روز
      امتیاز کاربر: 9310 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 683 کلمه

      سلام استاد عزیزم امدم برای تمرین قدم ۲ 

      ●برداشت من ازین آگاهی 

      من هیچوقت نباید از درخواست کردن از خدایم خسته بشم یا نا امید بشم . من میتونم هر روز هر چقدر که تونستم و دلم خواست به خداوند درخواست عرضه کنم هرچند که تکراری باشه هرچند که یه مدتی خواسته ام رو گفته باشم ولی جوابی نگرفته باشم ‌. من اینو یادگرفتم که زندگی من با درخواست های من از جهان میتونی بزرگ و بزرگتر بشه . استاد عزیزم من واقعا آدمی بودم که والله نه از پدر مادرم ن از همسرم نه از خدا از هیچکس و هیچ درخواستی نداشتم . یعنی همیشه تلاش میکردم که از کسی چیزی نخواهم حالا به هزار و یک دلیل پوچ . ذهن من اینجوری بود واقعا پن حتی از خدا هم درخواست هایی بشدت محدود داشتم . من واقعا همچین آدم محدودی بودم . اما الان بیاین دفتر منو بخونید خسته میشد از بس که من آدم سمج و پیگیر و پرو و طلبکاری شدم نسبت به خدا به جهان و اطرافیانم.  یعنی دارم تلاش می‌کنم که این رفتار رو توی خودم تقویت کنم . و زمانی میفهمم که تلاش های من مفید بوده که نتیجه رو ببینم . مثلا حساب بانکیم از قبل بیشتر باشه خرج هام از قبل بیشتر باشه ‌. اما من یاد گرفتم که هرچقدرم که نتیجه گرفتم باز دست از طلب برندارم . من یادگرفتم انسان جاه طلبی باشم ‌ نه به معنای بدجنس که از کسی سواستفاده کنم به معنی اینکه همیشه یک درجه بهتر را از خداوند بخواهم . و ازین کار دست نکشم . استاد عزیزم من یادگرفتم برای دیدن نتیجه تلاش های ذهنی ام هی روزشماری نکنم و اصلا نادیده بگیرم و فقط هر روز درخواست بدم . چونکه من یقین دارم خداوند پاسخ میده . استاد من توی این مدت که دارم روی خودم بیشتر کارمی کنم پاسخ هایی رو از خداوند دریافت کردم که توی بچگی خواسته بودم . شاید خنده دار یا بی ارزش بنظر بیاد ولی برای من پر از درک و مفهوم .

      استاد من هر روز تو دفترم کلی چیز می‌نویسم.  شکر گذاری . توجه به نکات مثبت . خواسته ها ‌ اهداف و…..

      بعد من ی خواهر زاده دارم که ۷ سالشه و درسش خیلی خوب معلمش تو دفترش ی عالمه ستاره چسبونده . بعد این خواهر زاده من کلا از من الگو برداری میکنه . دیگه خیلی بهم دقت میکنه و تقریبا همه جا بامن هستش . و وقتی دید که من همیشه مشغول نوشتن هستم و چقدر قشنگ می‌نویسم خوشش آمد و دفتر منو برداشت و هر صفحه رو ی ستاره چسبوند . 

      بعضی وقتا هم میگه برام بخون ببینم چی نوشتی . براش میخونم و اونم میره برا خودش از همین چیزا مینویسه . 

      حالا نکته اینجاست من چند روز پیش فهمیدم وقتی کلاس اول دبستان بودم خیلی دوستداشتم معلمم به من ستاره بده اما چون دیکته هام خیلی کم ۲۰ میشد بنابراین ستاره ای هم دریافت نمیکردم . ولی همیشه تو دلم موند البته هیچوقت هم نرفتم خودم بخرم و بچسبونم . اما الان بعد ۲۰ سال به خواسته ام رسیدم و این برام ی نشونه قشنگ و بزرگ بود که خدا بهم گفت زهرا ممکنه تو خواسته هات رو فراموش کنی ولی من هرگز هرگز فراموش نمیکنم و به موقعش پاسخ میدم . 

      آخه من دیگه چیبگم به این خدایی که اینجوری دهن منو بسته با معجزاتش با غافلگیری هاش با حق بودنش . معلومه که من دیگه اون آدم سابق نمیشم . من هر روز کلی خواسته های ریز و درشت و تکراری و جدید به خداوند عرضه میکنم 

      استاد عزیزم دیشب که داشتم متن این قدم ۲ مطالعه میکردم چندین بار از اوج احساسات نزدیک بود گریه کنم . اون جایی که آیه ۱۶۸ بقره رو خوندم . واقعا بینظیر بود برام هرچند که من مدت هاست بیش از یک سال این آیه رو از زبان استاد عباسمنش شنیدم ولی هرچی بیشتر میگذره درکم بالاتر میره . 

      حتی من فکر میکنم که بازهم دارم کم کاری میکنم توی درخواست دادن و هنوزم جا داره خیلی خیلی .

      بینهایت از شما سپاسگزارم استاد . راستی من  عاشق اون کلوچه های خرمایی هستم که امروز استوری کردین طعمش بینظیر نوش جونتون . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatima
      ۱۴۰۳/۰۱/۳۱ ۰۳:۱۳
      مدت عضویت: 1231 روز
      امتیاز کاربر: 5330 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 612 کلمه

      به نام هدایتگرم

      سلام به هممون

      سلام بر استاد عطار روشن عزیزم

      این کامنت رو دارم بعد از چند روز از مطالعه ی دوباره ی این بخش مینویسم. 

      بزرگترین تاثیری که خوندن وین بخش بر من گذاشت این بود که الان من راحت تر درخواست میکنم از خدا! چون خدا قضاوت نمیکنه خواسته منو! 

      قبلا وقتی میگفتم خدایا من دوست دارم شوهرم یه مرد ثروتمند باشه که ماشین فلان و فلان داشته باشه، فکر میومد،هاااا؟ که چی؟ خودت ثروتمند شو براچی میخوای شوهرت ثروتمند باشه! چیکار اون داری! بابا جان خو من دوســـــــــــــــت دارم شوهرم ثروتمند باشه! والا بخدا! و از وقتی فهمیدم خدا کاری نداره خواسته تو چیه خیلی راحت تر و بدون عذاب وجدان این خواسته ام رو میگم. چون الان میدونم خدا اصلا خواسته های منو قضاوت نمیکنه! من دارم از سمت خدا فکر میکنم. 

      برا خیلی خواسته های دیگه ام هم اینطور  بود. ولی خدا رو شکر الان من راحت ترم تو درخواست کردنم. 

      موقعایی که هی دچار عجله میشم، هی میگم جیشد چیشد پ اون مرد مورد نظر من کو؟ ماشینم کو؟ اون موققعیت کو؟ این تیکه از متن میاد:(شاید تو نبینی جیزی فعلا، ولی به این معنی نیست که خدا کاری نمیکنه…اون داره کاراشو میکنه) پســـــــــــــر! این واقعا تا حد زیادی آرومم میکنه. 

      مشکلی که تو درخواست کردن از خدا داشتم این بود که خودم درخواست های خودم رو قضاوت میکردم! ولی الان میتونم بهتر این افکار رو نادیده بگیرم.و اینکه  خواسته هایی که یه گوشه چشمی ازشون دیدم،انگار ایمانم به برآورده شدنشون بیشتره، دور نمیبینمشون، انتظارم برای رخ دادنشون بیشتره. خیلی جالبه. انگار برای خودم قابل باورتره دریافتشون. 

      من به خیلی از خواسته هام رسیدم ولی چیزی که خیلی برام remarkable هست آشنایی من با یه مرد جوان بود. در زمان و مکان مناسب وقتی که من مقاومت میکردم که اونجا نرم… و بعد اون شد باب آشنایی و ایجاد یک رابطه که خیلی خوب بود. 

      تمام سلسله اتفاقاتی ک باعث پس دادن ابلاغ کاریم شد واو! این عالی بود. 

      آشنایی ام با یک مرد جوان مهربان و خودساخته که به شدت باورهام رو تقویت کرد که آره من لایق همچین رابطه ای هستم. 

      نتونستم به تمرین ۵ ام جواب بدم، چون با توجه به این قسمت و محتوا درست متوجه اش نشدم.

      ولی به نظر خودم، با توجه به محتوای این قسمت، خدا به وعده اش عمل میکنه و میده همیشه! زمانی ک من مانع نشم. اینو یه مدته ک متوجه شدم. موقعی ک یه درخواستی میفرستم و دیگ درباره اش فکر، نمیکنم احتنال رخ دادنش خیلی بیشتره! بزارید واضح تر بگم، شما یه درخواست به خدا عرضه میکنی، اونم که بی بروبرگشت میده، یه موقعایی هست که تو میگی اووووو این که نمیشه! و ولش میکنی! ولش میکنیا!!! یعنی دیگ درباره اش اصن فکر نمیکنی! 

      حالا حالت دوم اینه که تو درخواستتو میگی بعد مدام افکار منفی داری و داری کلنجار میری درباره اون خواسته! 

      برای من زمانی که تو حالت اول بودم، احتمال دریافت خواسته ام خیلی بیشتر بود! چون انگار من یه بار گفتم اوکی نمیشع! من یه منفی دادم در مقابل هزاران مثبت خدا و بعد رفتم. و من خواسته ام رو میگیرم یه منفی در مقابل هزاران مثبت. 

      اما اگر مدام فکر کنم و بالا پایینش کنم و کلنجار برم من دارم هزاران منفی میفرستم و احتمال دریافتم میاد پایین. برا همین خیلی موقعا ک میبینم دارم فکری میشم میگم ببین اگ نمیتونی مثبت باشی درباره اش، نمیخواد مدام با افکار منفی ات بجنگی و توجیه کنیشون! فقط لطف کن محل نده به افکار! سعی کن فکر نکنی. 

      میدونید قضیه همونه… خدا که حتمنی میده! ما باید بگیریم.

      موقعایی ام که من بخاطر گرفتن نتایج کوچیک کم کم دریافت نتایج برام قابل باورتر میشه،خواسته هام رو راحت تر دریافت میکنم. خودم رو لایق تر میدونم برای یه پله بالاتر. مُحِق تر برای داشتنش. 

      اینم از کامنت این بخش. 

      خدایاشکرت. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سرباز امام زمانم
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۹ ۱۶:۰۳
      مدت عضویت: 929 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,001 کلمه

                        به نام خالق وفادارم

      سلام خدمت تمام هم مسیری های گلم و استاد گرامی

           وقالَ رَّبَکُم اُدعونی اَستَجِب لَکُم

      و پروردگارتان گفت مرا بخوانید تا (دعای شمارا)اجابت کنم

      من کلی مدرک دارم که ثابت کنه واقعا این حرف ها درسته  اما اگه بخوام همشو بگم کلیییی طول میکشه  

      امروز با خوندن این گام کلی حدیث و سخن یادم اومد که همشو از لطف خدا میبینم برای این که میخواست بهم ثابت کنه که :بابا زینت من اینم درست فکر کن فقط به یک حدیث از هزاران دلیل ومدرکم اشاره میکنم که میدونم اگه اهل تفکر باشی باهمین یک حدیث کل مطلبو میگیری واونم یک حدیث از امام علی (ع)که برای فرزندشون مینوشتن بود:…نزد خداوند بلند مرتبه جایگاهی است که جز با دعا نمیتوان به آن رسید .اگر بنده دعا نکند‌ و از خداوند نخواهد ،چیزی به دست نخواهد اورد، پس بخواه تابه تو عطا شود و این را بدان هر دری که پیوسته کوبیده شود ، بالاخره به روی انسان باز خواهد شد

      این تنها یک حدیث بود که این گام را به اثبات رسانید باور کن خدا خییییلیییی بزرگ و مهربون وبخشنده و وفاداره خیلی خیلی خیلی …

       حالا بعضی وقت ها بد میخوایم اما خدا بازم میده بعد ما یقه خدا رو میگیریم که خدایا چرااا خداهم میگه چی چرا خب تو خواستی گفته بودم خوب نیس ولی خواستی منم دادم 

      منظورم این نیس که بگی خب پس دیگه نمیخوام اگه نشد ولش من حتما صلاح نیست .نهههه منظورم اینه که درست بخوایم هم برای بقیه هم برای خودمون چون بعضی وقت ها میگیم چرا اجابت نشد بعد که بر میگردیم میبینیم خواستمون بر خلاف دستور خدا بوده یا اگه نبوده طرز استفاده ازش درست نبوده که خدا نداده البته خدا میده این ماهستیم که با طرز فکرمون اشتباه عمل میکنیم وگرنه لاغری که خوبه چرا میگیم حتما صلاح نبوده وبرام خوب نیس در صورتی کن این همه ادم لاغر باایمان هست پس لاغری بد نیست یامثلا ماشین وخونه وصد ها مثال دیگه وقتی خواستت درسته پس باید پافشاری کنی چون خدا میخواد ببینه چند تنه حریفی اره ایمانتم نباید از دست بدی چون شاید خدا طبق زمانبندی تو پیش نره یا زود در یا دیرتر اما اگر پافشاری کنی بالاخره میده بعضی وقت هاهم دلش میخواد بیش تر ثواب کنی برای همین دیر میده که اجرت بیشتر بشه یا دوست داره بیشتر باهاش حرف بزنی میفرماید اگه من بهت بدهم تو میری یکم بیشتر باهام حرف بزن بنده من

      خدا خیلی دوستمون داره عاشقمونه تمام نعمت هاشو گذاشته جلومون گفته تو بخواه منم بدم چقدر میخوای عزیزم میدم تو بگو بامن حرف بزن ازمن بخواه نه کس دیگری

      مبادا ناامید بشی ها خدا خودش فرموده که کافر اونیه که از بخشش من ناامید باشه و دچار شک و تردید که نکنه نده ،اگه نده چی با این حرف ها خودمونو از خدا دور نکنیم که خیلی عاشقمونه ماهم ازش با عشق بخوایم وبا اطمینان کامل که حتما جور میشه زندگی کنیم یه بیت زیبا هست که زمزمه کردنش حالمو خوب میکنه وامید وعشقمو به خدا بیشتر واونم اینه که  :تاخدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز؟

      برداشت من از این گام در چند جمله ودیدگاه جانمیشه تازه این خلاصه بود

      من برداشت زندگی رو کردم وخدا یعنی زندگی .   خدایا کمکم من که برداشتمو زندگی کنم الهی امین

            و این بود اندکی از درکم

      تمرین دوم:اگر الان هم مثل گذشته فکر میکردم خودم را لایق نمی‌دیدم هنوزم کمی مقاومت میکنه منفی بافه اما میدونم نفسای اخرشه  

      من فکر میکردم باید این قدر خوب باشی کی خدا دوستت داشته باشه وحاجتت رو بده 

      طوری شده بود که اگر گناهی میکردم حتی اگه خدا منو بخشیده بود من خودم ول من نبودم ومیگفتم چیه خراب میکنی بعد انتظار داری خدا دوستت داشته باشه ؟اصلا حقته لیاقت نداری… خیلی خودمو اذیت میکردم والان فهمیدم این کارم گناه بود چون ناامید بودم ازش

      اما من الان دیگه خودمو لایق میدونم چون خدا بیشتر میدونه ودید اون بهتره

      تمرین سه:خب میتونم خودمو بگم که دوست داشتم قرائت قرانم خوب بشه اما هرگز فکر نمیکردم روزی رتبه بیارم این ینی فراتر از باورم وخواستم

       دوست داشتم تغییر کنم اما خدا بهتر تغییرم داد علاوه بر جسم ،روح وذهنمو درست تغییر داد الهی بی کران شکرت یا امروز که امتحان داشتم وکلی استرس، ۱۲درس بود خونده بدم اما چون زمان کم بود وسوالات شبیه هم، منم استرس داشتم گفتم خدایا من به وفاداری تو ایمان دارم کمکم کن ای کاش مدرسه به خاطر هوا تعطیل بشه با دبیر نیاد. اما بعد گفتم من بهت ایمان دارم کمکم کن خلاصه دبیر اومد ولی امتحان نگرفت وافتاد برای جلسه بعد که میشه هفته بعد حالا به دلایلی

      این ینی فراتر از خواسته من ومن رفتم وازم پرسید هم مرور شد هم یه ۲۰گرفتم

         تمرین ۴:خدا فرمود بخواه من میدم. منم خواستم وداد مثلا بهش گفتم چشمام  رو خوب کن عوضش منم………… اون به عهدش وفاکرد بارها وفا کرد اما من زدم زیرش اما باز بخشیده این بار ازش میخوام  کمکم کنه منم عمل کنم

      خیلی وقت ها نذر مردم واونم جواب داده…… خلاصه گفتم پشت و پناهم باش وقربونش برم پشت و پناهمه ورفیق تنهاییام الهی شکر

      تمرین ۵:خب طبق درکی که کردم الان میفهمم خیلی جاها افرادی بودن که بهم میگفتن نمیتونی ومن اشک ریختمو صبر کردم وبارها گفتم الله مع صابرین  وکفی بالله وکیلا ……شد در همان لحظاتی که دیگه داشتم ناامید میشدم  و من واقعا معنی توکل رو درک کردم توکل ینی بریده باشی از همه چی و همه کس ناامید باشی جز خدا با همون ناامیدی توکل کنی اونوقت میبینی ولمس میکنی معجزه رو 

      مثل هدایتم به این سایت که واقعا بریده بودم وخدارو التماس کردم وتوکل وشد هدایتم بحمد الله

      وخیلی وقت ها فکر میکردم میشه اما تا یکی گف تو نمیتونی گذاشتم کنار درصورتی که میتونستم  این برای این بود که اصلا امید زیادی نداشتم و از خدا نخواستم والان میخوام دوباره شروع منم ان شاالله

      پس پیش به سوی چیزی که از بچگی دنبالش بودم 

      یارَّب زندگیامون رو باخودت انس بده

      یارَّب عاشقت باشم وعاشقانه ازت بخوام

      یارَّب ماهمه یک چیز میخوایم تو ،تغییرمان بده

        حلالم کنید اگه سرتون رو به درد اوردم
      زندگیتون به زیبایی گلهای بهاری یاحق مدد<

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار یاسمن
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۸ ۱۴:۰۹
      مدت عضویت: 1711 روز
      امتیاز کاربر: 6928 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 291 کلمه

      به نام خدای وفادار به عهد

      من به وفاداری خداوند ایمان دارم کافیه ازش بخوایم تا اجابت کند.منم در گذشته فکر میکردم که باید قناعت کنم و در حد گلیم خودم پایم را دراز کنم حتی در مورد خواسته های درونی و آرزوهام.ولی خدارو شکر الان به این اگاهی رسیده ام که نعمات خداوند اینقدر فراوانند که برا همه هست در هر میزان که بخواهیم فقط کافیه که با احساس خوب طلب کنیم و باور داشته باشیم که وعده ی خداوند حق است.واقعا خداوند بارها و بارها در زندگی بزرگیش رو به من ثابت کرده و تنهام نگذاشته چه در بحث کار چه شرایط تحصیل و چه موقعیت زندگی،ولی من آرزوهای رنگین زیادی برای خودم و بچه هایم دارم.دوست دارم در این چند سالی که از عمرم باقی مونده طعم واقعی لذت و ارامش را بچشم،زیبایی های دنیا را ببینم و خدا را با نعماتش بیشتر و بیشتر بشناسم،راحت تر زندگی کنم،اینقدر پول داشته باشم تا به هر کی که نیاز داشت بدون اینکه دست و دلم بلرزد ببخشم و راه گشای دیگران باشم.من خودم را لایق رسیدن به خواسته هایم میدانم.خیلی از مواقع در زندگیم خداوند فراتر از خواسته هایم ظاهر شده که ما اون رو به حساب شانس گذاشتیم ولی یک معجزه بوده مثلاً خونه ای که پدر و مادرم میخواستند و نوع جور شدن پولش یا معاف شدن همسرم از سربازی یا انتقالی من به تهران در حالی که رسمی آزمایشی بودم و در آزمایشی هیچ سازمانی قانونی حق جابجایی کارمند رو نداره ولی هیچکس ندیده بود و متوجه نشده بود که آزمایشی هستم و امضا کرده بودن واین فقط یک معجزه بود.خدایا شکرت من همیشه ته دلم به تو و بزرگیت و معجزه هایت ایمان داشته ام مرا ببخش اگه گاهی ناامید شدم یا کم اوردم.عاشقتم خدای خوبم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محسن فروغی
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۷ ۱۹:۵۱
      مدت عضویت: 1015 روز
      امتیاز کاربر: 357510 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 251 کلمه

      با سلام و درود 

      من خودم از ان ادم های هستم که معجزات خداوند را توی زندگیم رخ داد من سال 98 با مبحث قانون جذب اشنا شدم و روی خودم کار کردم باورهای غلطم را اصلاح کردم و در حال اصلاح کردن هستم از وقتی که روی خودم کار کردم به شکل معجزه اسایی پول زیادی از جای که فکرش را نمی کردم وارد زندگیم شد و یک شبه کل زندگیم تغییر کرد ماشین خریدم خونه ام را ساختم کسب و کارم چندین برابر رشد کرد یک کسب و کار دیگه ای راه انداختم خلاصه یک شبه ره صد ساله را رفتم کل بدهی های بانکیم را تسویه کردم خلاصه فقط کافیه باورهاتون را اصلاح بکنید کافیه الگوهای پیدا کنید که خلاف باورهای اشتباه شما را دارند و برای ذهنتون منطقی کنید وقتی باورهاتون را اصلا ح کردید که نشونه اش احساس خوبه نعمت از بی نهایت طریق از جای که عقل جن هم نمی رسه وارد زندگیتون میشه اولین قدم برای اصلاح باورها اینه که ورودی هاتون را کنترل بکنید از اخبار و ادم های منفی دوری بکنید و یواش یواش و تکاملی باورهاتون شکل می گیره و ان وقته که نعمت و ثروت از بی نهایت طریق وارد زندگیتون میشه و این مسیر ادامه داره و تازه شروع راهه و هر چقدر به خواستتون برسید ایمانتون قویتر میشه و خواستتون بزرگتر و بعد من هدایت شدم به سایت تناسب فکری و الان کلی تغییر کردم باورهای اشتباهم را اصلاح کردم و الان دارم خود به خود متناستر می شوم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Vafraze12
      ۱۴۰۲/۱۲/۲۷ ۱۷:۱۲
      مدت عضویت: 2400 روز
      امتیاز کاربر: 22226 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 312 کلمه

      به نام خدا 

      وفاداری خداوند 

      خیلی از محتوای استاد لذت بردم چون دقیقا به سوالاتی از من پاسخ دادند که همیشه در ذهنم بود .

      خداوند وعده داده که شما بندگاه هر چیزی را با هر موقعیتی را از من بخواهید به شما می دهم.

      اجیب دعوه داعی اذا دعان)

      و در جایی دیگر گفته(لا یخلف الله المیعاد) خدا وعده خلافی نمی کند .

      این یعنی من هر چی بخوام بهم داده می شود زمانی که ایمان و باور داشته باشم که خداوند به من می دهد و ناامید نشوم.استاد ممنونم بابت این آگاهی ها.

      نگرش شما درباره درخواست کردن از خداوند چه بوده است؟ آیا خود را لایق درخواست کردن و برآورده شدن خواسته هایتان می دانید؟ در اینباره شرح دهید

      من برای عملم باید می رفتم تهران از شهرستان خودم با بهترین بیمارستان و پزشک هماهنگ کردم ولیییییییییی

      خدای من خودش پزشک معالجم را که بهترین فرد و فوق تخصص بود را برایم انتخاب کرد و در مکانی کاملا خصوصی با کمترین هزینه ی ممکن.

      اگر بخوام یک مثال هز وفاداری خداوند بزنم 

      این هست که من همیشه از خدام می خواستم که در خانه سرایداری یک مدرسه باشم و آنجا را تجربه کنم و الان دقیقا اونجا هستم.

      مثال از اینکه من یک آرزو داشتم و دیگران ان را محال ممکن می دیدند:

      من هر روز به دانشگاه برای ادامه تحصیل می رفتم و ارزو داشتم که دبیر عربی بشم همه بخصوص پدر شوهرم این را محال می دونست و می گفت که همه دوستات بازنشست شدن تو چرا اینقدر جون می کنی.

      ولی وفاداری خدای مهربانم مهر سکوت و حیرت را بر زبان دیگران قرار داد .

      من در رشته عربی پذیرفته شدم سر کار رفتم و الان مستقل مستقلم.

      کی فکرشو می کرد دقیقا زمان استخدامی آیین نامه ها عوض شد شرایط سن عوض شد و دستان خدا دست به دست هم دادند تا من به آرزوم برسم .

      خدایا ممنونم که امروز به من توفیق دادی این فایل را گوش بدم مرسی ممنونتم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا
      ۱۴۰۲/۱۲/۲۷ ۱۲:۱۶
      مدت عضویت: 1467 روز
      امتیاز کاربر: 82310 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 311 کلمه

      سلام 

      قبلااینطوری ف کمیکردم ک باید از خدا کم خواست واین خوبه باید مادیات نخواست زمانی ک ازدواج کردم ک امدم ک ب مشکل برخوردم هی میگفتم خدایا منک از تو خونه ماشین و فلان نخواستم اون دنیا میام شکایت ک من بنده خوبی بودم کم خواستم نخواستم اهل مادیات نبودم اما تو ی عشق تو زندگی  ب من ندادی 

      همیشه خواسته هامو قورت میدادم همیشه با حسرت از کنار خواسته هام میگدشتم 

      در زندگی زناشویی هی میگفتم زن حق نداره پول بخواد پول خرج کنه یا زیاد خرج کنه برای کاری ک تو خونه خودم انجام میدادم ارزشی قائل نبودم فک میکردم زنی خوبه ک کم خرج کنه کم بخواد 

      خدا ی جور برام نشون داد ک فریبا این نعمت توهستش تو نمیخوایش تو استفاده نمیکنی خدا مقصر کوته بینی تو نیس هی همسرم قدر نشناسی کرد هی تا من فهمیدم من از چیزی ک خدا بهم میده استفا ده نمیکنم برای چی برای راضی کردن دیگران بر ای اینک بهترین باشم از نظر دیگر ان اما هیچکس منو تایید نکرد بیشتر سرکوب شدم طرد شدم وهزاران هزاران تحقیر دیگر 

      من فهمیدم ک خودم بر نمیدارم خودم اون نعمت رو استفاده نمیکنم و هی نجوای ذهنی اومد تو زیاد پول خرج میکنی صدای شوهرت درمیاد شوهرت فلان میشه بهمان میشه اما من در برابرش گفتم من هم ب اندازه همسرم تلاش میگنم اون بیرون ومن تو خونه ک این تعیین کننده ارزش هیچ کدوم یا برتری هیچ کدوم ما ب هم نیس من انتخاب کردم هرچی میخوام خدا منو ب سمتش هدایت میکنه رو بگیرم 

      ما از خدا درخواستی داریم و اون خواسته همون جلو چشممون هس اما ما با افکار وباورهامون انتخاب میکنیم برش داریم یا ن عمل کنیم یا ن 

      مثل این خدا  کلید رو میز اره روی میز و این من هستم ک انتخاب میکنم اون کلید رو بردارم در باز کنم یا هیچ کاری نکنم همونجا بمونم همه چیز از ماست ک برماست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مرجان
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۸ ۲۲:۲۳
      مدت عضویت: 1144 روز
      امتیاز کاربر: 3245 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 194 کلمه

      هوالرزاق

      وفاداری خداوند

      ایمان داشتن محدود به‌ انجام‌ واجبات‌ ومستحبات‌ نمیشود‌بلکه‌ ایمان‌ به‌ صفات‌ خداوند‌و‌ویژگی‌ های‌ خداوند‌است‌ که‌ میزان‌ توکل‌ وانتظار‌ماازخداوندرامشخص‌ میکند.

      این ماهستیم که نسبت به خداوندوفادارنیستیم وناامیدیم وگرنه خدانسبت به ماوفاداراست.مابایدازخدانعمت بخواهیم تابه مابده.برای خدافرقی نداره چه اندازه ای بخواهیم امانبایدازخداوندناامیدبشیم وفقط ازخداانتطارداشته باشیم.

      من طی این دوره هامتوجه شدم چون تم مذهبی درخانواده ومدارس وتلویزیون زیادبود واونها دین رودرست آموزش ندادند.پس ما فکرکردیم هرچی قانع تربهترودوست داشتنی ترواین شده که درخواست هاازخداوندکم وکمترشد.

      هیچ وقت حضرت سلیمان مثال زده نشدکه ایشون ازخداوندهردم درخواست نعمت وثروت میکردند.امابه لطف خدا تقریبا ۳سال پیش متوجه شدم قانع بودن اصلا خوب نیست وبایدبخواهی تابهت داده بشه

      وقتی میخواستیم خونه بخریم هیچ وقت تصورهم نمیکردیم که تومحله عالی خونه بهمون بدن

      بعد۸ماه گشتن بهترین خونه روخریدم وصاحبخونه میخواست بره گرجستان وپول لازم بودوباتخفیف عالی خونه روبه مافروخت.

      اینکه خدانسبت به ماوفاداره

      شوهرمن سال ۸۶ده تاسکه خریدبرای پی انداز

      ویه زمین بیرون شهرمون.مامسافرت بودیم که برادرشوهرم زنگ زدکه زمین گروه شده بفروش وبیا یه خونه شریکی بخر

      اصلا باورم نمیشدواینطورماصاحب خونه شدیم وخداوفاداریشوبه من ثابت کرد

      چرابه خواسته هام رسیدم؟

      چون خداوندنسبت به بنده هاش وفاداره ووقتی فقط ازخداانتظارداشته باشی همه نشدهاشدمیشه

      چرابه آرزوهام نرسیدم بااینکه دردسترس بود؟

      چون خودم رولایق نمیدونستم وفقط میخواستم خودم همه چیزروحل کنم .

      تشکراستادازمتنهای عالی ودرجه یکتون

      یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره فروغی
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۸ ۱۹:۱۰
      مدت عضویت: 1923 روز
      امتیاز کاربر: 10075 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,552 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      خدایا شکر برای بودنم و ادامه دادنم در این مسیر درست 

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم 

      من عقب موندم ولی ادامه میدم و ادامه میدم تا به کمال برسم 

      من به وفاداری خداوند ایمان دارم 

      هر چی من به صفات خداوند بیشتر باور داشته باشم توکل و انتظارم از خداوند بیشتر میشه 

      خداوند در قران فرمود که خلف وعده نمیکند 

      خداوند فرمود که تو دعا کن من استجابت میکنم 

      دعا چیه ؟به من گفته بودن دعا رو باید از کتابها باید بخونم و در مواقع مهم مثل شب احیاو دهوالارض و خیلی از مناسبت ها باید با التماس وگریه از خدا بخوام شاید اون دلش به من رحم بیاد و دعای منو قبول کنه تازه اگر من بنده گنهکار رو قبول کنه و لایق داشتن این چیزها بدونه 

      ولی واقعا دعا چیه ؟دعا اون خواسته قلبی منه و اون ارزوی منه که در قلبم از خدا میخوام و خداوند واقعا به این خواسته من وفادار هست 

      ما وقتی مشکلی داریم خواسته یا ناخواسته رفع این مشکل رو از خدا میخوایم و این یک دعاست و خداوند پاسخ میده 

      فرق نمیکنه که دعا کننده زن باشه یا مرد بچه باشه یا بزرگ و اون دعا خوب باشه یا بد به نفع دیگران باشه و یا به ضرر کل مردم جهان و                   یا قبلا این فرد درخواستی داشته یا نه این چیزی هست که خیلی به من میگفتن بزار خدا اون خواسته قبلیتو براورده کنه بعد دوباره بخواه این زیاده خواهی و خدا میگه چه بنده ناشکری تازه بهش درخواستشو دادم ولی بازم میخواد و این باور دست و پای منو بسته بود و در دلم دو دلی ایجاد کرده بود از طرفی میگفتن خدا عظیمه این خواسته های ما برای اون چیزی نیست ولی از طرفی منو منع میکردن که بیشتر بخوام و تازه اگر بیشتر میخواستم عذاب وجدان میگرفتم 

      ولی خداوند همه خواسته های مارو بدون ارزش گزاری و در نظر گرفتن مفید و غیر مفید بودنش براورده میکنه 

      این معیار های انسانی است که این خواسته هارو به خوب و بد مشخص میکنه ولی خداوند تفاوتی بین خواسته های افراد قاعل نیست 

      من همیشه با خودم میگفتم چرا خداوند جلوی این همه ظلم رو نمیگیره وافراد ظالم چرا خواسته هاشون اجابت میشه و الان فهمیدم این ظالم و مظلوم بودن معیار من انسان هست و خداوند فرقی بین بنده هاش نمیزاره و دعای همه انسانها رو مستجاب میکنه 

      چون خودش وعده داده که من به درخواست شما وفادارم

      خداوند رو به بنده هاش جبهه نمیگیره و اونا رو با معیارهای انسانی من نمیسنجه 

      من در گذشته همش افکار منفی داشتم و درخواست هام با خدا هم از راه گریه و التماس و دعاهای گوناگون بود ولی اتفاقات بد زندگیم خوب نمیشد و به قول خودم دعای من برای بهتر شدن زندگیم مستجاب نمیشد ولی خداوند در این دوران هم به من وفادار بود چون افکار منفی و حرکات منفی و حالات منفی داشتم و اون با این همه منفی اتفاقات منفی رو برام رقم میزد و به من ودرخواستهای قلبی من وفاداربود

      از وقتی در دوره هستم مخصوصا اوایل که حالم خیلی بد بود وبه دوره های زندگی با طعم خدا اومدم و مخزنم رو از منفی ها پاک تر کردم و افکارم رو سامان دادم زندگیم پر از ارامش و اتفاقات خوب و انچه دوست دارم شده 

      تحقق رویای من چگونه است 

      من در 45سالگی در اوچ مشکلات مالی و روحی و جسمی به این دوره راه پیدا کردم و انسان تشنه ای بودم که در کویر بدبختی ها سر درگم بودم و همش دنبال سرابها بودم ولی در نهایت به چشمه زلال هدایت رسیدم طوری که نمیدونستم چطور از این اب بخورم تا سیراب شم و در این دوره تمام خواسته هایی که داشتم رو از ریز و درشت و از ممکن و غیر ممکن رو نوشتم 

      ارامش 

      ثروت 

      خونه و ماشین 

      شادی درونی 

      سلامتی و 

      تناسب 

      و خیلی خواسته های دیگه 

      من به خیلی از ارزوهام رسیدم و دوست دارم بقیه اونا رو هم تجربه کنم 

      ما از سمت خدا اجازه داریم هر در خواستی داشته باشیم 

      ولی من همیشه منع میشدم که همه خواسته هامو یکجا بگم چقد پر توقعی 

      طمع رو نباید دوچندان کنی که صاحب کردم رو پشیمان کنی 

      و من در خواسته هام نباید طمع میکردم تا خداوند همون یکی دو در خواستمو اول پاسخ میداد وبعد نوبت بعدی 

      ولی حالا میخونم که من اجازه دارم هر در خواستی رو از خدا داشته باشم انگار بالهای بسته ام باز شد و ازاد شدم و میتونم ازادانه و راحت با خدای خودم هر چه بخوام بگم و به من پاسخ داده میشه 

      من به وفاداری خداوند ایمان دارم 

      نومیدی از تحقق خواسته ها 

      خواسته ها به اون شکلی که ما تصور میکنیم پاسخ داده نمیشه و گاهی بعضی از خواسته ها زمان بیشتری میبره 

      یادمه همیشه بابام شوخی میکرد و میگفت خدایا پول میخوام الان دو کیسه پول بفرست و میخندید 

      ما انسانها دوست داریم که خواسته هامون زود پاسخ داده بشه و اگر یه مدت طول بکشه از پاسخ ناامید میشیم 

      خداوند برای پاسخ به خواسته های ما زمانبندی مخصوص خودش رو داره که از چشم ما پنهانه

      ولی وقتی این زمان از نظر ما طولانی میشه خب من خودم رو لایق این پاسخ نمیدونم خب من اخه بنده بد خدا هستم و خداوند منو لایق نمیدونه اخه من که مثل افراد مومن و پاک نیستم پس خداوند خواسته منو پاسخ نمیده من گاهی اوقات که این عجله که از خصلت های من انسانه به سراقم میومد با خودم میگفتن خب اون خداست و نمیخواد خواسته تو رو بده تو مگه زورت به خدا میرسه و ناامید میشدم ولی یک خصوصیت خوب من این بود که بازم نا امید نمیشدم و باز فردا صبح به روشی که یاد گرفته بودم دعا میکردم و هر روز کارم این بود که شب ناامید میشدم و روز دوباره شروع میکردم و چون راه درستی یاد نداشتم و از عبادت هام هم چیزی نمیفهمیدم و حالم خوب نمیشد و راه دیگه ای هم نمیدیدم اخر شب با خدا فارسی صحبت میکردم و خودم رو تخلیه میکردم که چرا امروز هم گذشت و تو حاجت منو ندادی و غیره

      نکته مهم اگرمن اتفاقی رو نمیبینم دلیل بر این نیست که خدا کاری نمیکنه بلکه این از چشمان من پنهانه و خداوند به پاسخ میده حالا ممکنه از نظر من زمینی زمان ببره 

      زمانی بود که من از لحاظ مالی اوضاع خوبی نداشتم به هر دری میزدم تا بتونم کاری دست وپا کنم سنم 30سال شده بود و همه میگفتن که دیگه از کار اداره برای من پیدا بشه از سنم گذشته رفتم گل سازی و رفتم ساخت برگهای درختان و نشد ورفتم حتی پله های خونه های مردم رو جارو کردم و و کلی به این درو اون در میزدم و در کمال نا باور ی خداوند در پنهان برای من درست میکرد و من نمیدیدم و از خدا گله مند بودم که چرا اوضاع منو میبینه و پاسخی به خواسته من نمیده ولی خداوند فردی از اشنا ها رو مدیر این اداره ای که الان هستم کرد و اون فرد منو به کار فرا خواند در کمال ناباوری و در سنی که برای من کار نبود من شدم کارمند و الان 19سال هست که در این شغلم و خداوند رو شاکرم و از خدا برای قضاوت نادرستم معذرت میخوام 

      از وقتی که وارد این سایت شدم و یاد گرفتم در کارهام به خدا توکل کنم وادامه بدم و به صفات خداوند ایمان داشته باشم زندگی بهتر ی دارم و از لحاظ مالی خیلی بهتر شدم زندگی بهتری دار م

      من که شوهرم در اون زمان 4000تومان کار میکرد و در خانواده ما من از همه سطح مالی پایین تری داشتم الان اصلا باور نمیکنم که بتونم 5500میلون تومن اجاره خونه بدم البته از خدا خواستم به خودم خونه بده و منتظر هم زمانی هاش برای این کارم و میدونم وایمان دارم که بهش میرسم و تازه کلی هم قسط دارم و غیر ازاین هم هر چی دوست دارم میتونم بخرم تلویزیون جدید و لب تاپی که الان دارم در اون دوره رو مینوسیم و کلی چیز های دیگه 

      اگر این پاسخ به خواسته های من نیست پس چیه 

      من به وفاداری خداوند ایمان دارم

      من به معجزات الهی ایمان دارم 

      من اگر در ایمانم پایدار باشم خداوند مرا سرخورده و نا امید نمیکنه و خداند خلف وعده نمیکنه

      زندگی نا خوش من و زندگی خوش من به واسطه افکار نادرست و یادرست من هست 

      ولی در طول زندگیم مادرم همه ناخوشی های منو یک امتحان الهی میدونست و به من میگفت سعی کن با صبر  در این امتحان پیروز بشی و من هم که بالاخره صبرم لبریز می شدم عذاب وجدان داشتم که بازم از یک امتحان دیگه شکست خورده بیرون اومدم و همیشه سعی میکردم در امتحانات پیروز بیرون بیام ولی در اکثر اوقات نمیشد و ناامید تر از گذشته بودم ولی همیشه یک امید ضعیفی منو به ادامه راه دعوت میکرد و من همیشه به خدا میگفتم من ناامید نمیشم من بازم خواسته دارم ولی غافل از این که این همه اتفاقات به دلیل افکار نادرست من بود و این افکار من بود که خواسته های منو شکل میداد 

      در نهایت چه کسی غیر ازخدا میتونه یاری رسان من باشه؟

      این خداونده که برای مساعل و مشکلاتم میتونه بهترین تصمیم رو بگیره و از دانش خود در من به ودیعه گذاشته تا بتونم در مقابل مساعل تصمیم بگیرم و از ارامشش در روحم گذاشته تا در مقابل مساعل بتونم با ارامش برخورد کنم 

      خدایا من با توکل به تو میخوام تمام اظطراب ها و نگرانی هایم را کنار بگذارم و ارامش تو را دریافت کنم 

      خدایا مرا در اغوش پر مهرت قرار بده و میدانم تنها جای امن من این اغوش پر مهر است 

      در پناه خدا باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید