وفاداری خداوند یکی از ویژگی هایی است که در توصیف خداوند از خود در قرآن و سایر کتاب های دینی ذکر شده است.
ایمان داشتن محدود به انجام واجبات و مستحبات نمی شود بلکه ایمان به صفات و ویژگی های خداوند است که میزان توکل و انتظار ما از خداوند را مشخص می کند.
هرچه بیشتر درباره ویژگی هایی که خداوند در وصف خود به کار برده است آگاهی پیدا کنیم، ایمان و توکل در وجود ما گسترده تر خواهد شد.
وفاداری خداوند
یکی از ویژگی هایی که خداوند در توصیف خود به آن اشاره کرده است وفا کردن به عهدی است که به آن وعده داده است.
حقیقتا خداوند به وعده خویش با شما وفا کرد. ﴿آل عمران: ١٥٢﴾
خداوند به هیچ وجه خلاف وعده نمی کند. ﴿الحج: ٤٧﴾
خداوند هرگز در وعده اش خلاف نخواهد کرد. ﴿الروم: ٦﴾
سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که با ما به وعدهی خویش وفا کرد. ﴿الزمر: ٧٤﴾
وعده یا عهد خداوند چیست
واژۀ وعد در قرآن ۱۵۱ بار آمده است که ۹۱ بار از آن به وعدهای خدا، که در موقعیّتهای متفاوت صادر شده، اختصاص یافته است که نشان از اهمیّت این واژه دارد.
وعدۀ مغفرت و أجر عظیم، وعدۀ معاد و قیامت، وعدۀ بهشت و نعمت های بهشتی، وعدۀ جهنّم و عذابهای جاودانه، وعدۀ خلافت در زمین
در وفای به عهد خداوند در برآورده کردن دعا یا آرزوها در قرآن آمده است:
بگو: اگر دعا و عبادت شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمىكند
سوره فرقان آیه ۷۷
دعا، همان درخواست کردن است. آرزوها و خواسته هایی که انتظار داریم خداوند آنها را برآورده کند همان دعایی است که خداوند به آن در قرآن اشاره کرده است.
همچنین آمده است:
و چون بندگان من از تو در بارهى من بپرسند، همانا من [به آنها] نزديكم و دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم، پس آنها نيز دعوت مرا اجابت كنند و به من ايمان بياورند، باشد كه راه يابند.
سوره بقره آیه ۱۸۶
بنابراین اجابت کردن دعا توسط خداوند از وعده هایی است که در قرآن آمده است و از آنجا که خداوند نوید داده است که به وفای خود عمل می کند بنابراین ما همیشه باید به وفاداری خداوند در برآورده کردن خواسته ها و دعاهایمان ایمان داشته باشیم.

خواسته ها و آرزوها
هر انسانی در مدت زندگی خود به طور طبیعی به مسائل و مشکلاتی برخورد می کند که باعث شکل گیری خواسته یا آرزو در وجود او می شود.
مواجه شدن با مشکل مالی در زندگی به طور خودبخودی باعث شکل گیری خواسته ثروت در ذهن فرد می شود.
مواجه شدن با مشکل بیماری در زندگی به طور خودبخودی باعث شکل گیری خواسته سلامتی و شفا در ذهن فرد می شود.
بنابراین چه بخواهیم و بدانیم چه ندانیم و نخواهیم، خواسته ها و آرزوهای متعدد در طی زندگی کردن در وجود ما شکل می گیرد.
بنابراین نگرشی که ما را از درخواست کردن از خداوند منع کرده است نمی تواند صحیح باشد چون این عمل به شکل خودبخودی همواره در طول زندگی ما انجام خواهد شد.
در آیه ۱۸۶ سوره بقره خداوند می فرماید: دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم.
اما مشخص نکرده است که چه درخواست هایی و در چه شرایطی به این معنی که درخواست و دعا می تواند هرچیزی در هر شرایطی باشد.
مهم نیست درخواست کننده زن باشد یا مرد، مهم نیست که بزرگسال باشد یا خردسال، مهم نیست چند درخواست تا کنون از خداوند داشته است، مهم نیست در چه مکان یا خانواده ای زندگی می کند. این حق برای همه انسانها از طرق خداوند درنظر گرفته شده است که در مدت حضور خود در دنیای مادی بتوانند درخواست و دعا کنند.
هر کدام از ما در قلبمان آرزوها، خواسته ها و اهدافی داریم که بنا به شرایط و علاقه و نیاز ما برای ادامه زندگی و داشتن احساس و تجربه بهتر از زندگی کردن در وجود ما شکل گرفته اند.
بنابراین همه خواسته ها به یک اندازه از سمت خداوند ارزشمند هستند و بدون اولویت بندی از نظر ارزشمندی یا مفید بودن و نبودن پاسخ داده می شوند.
ممکن است خواسته یا نیاز فردی در زندگی دستیابی به روشی برای نجات عده ای از انسانها از شرایط بیماری باشد، ممکن است خواسته یا نیاز فردی در زندگی دستیابی به روشی برای کشتار جمع بیشتری از انسانها در یک وسیله نظامی باشد.
خواسته ها و آرزوها از نظر و معیارهای انسانی تفکیک و به خوب و بد تقسیم می شوند درحالی که از نظر خداوند هیچ تفاوتی بین آرزوهایی که در قلب انسانها شکل می گیرد وجود ندارد.

تحقق آرزوهای من
زمانی که به لطف خدای مهربان موضوع درخواست کردن و اجابت خواسته ها از سمت خداوند را درک کردم در سن سی و چند سالگی برای بار اول در زندگی با شور و اشتیاق درخواست کردن از خداوند را شروع کردم.
مانند فرد تشنه ای که به آب رسیده است با عجله درخواست های متعددی را به خداوند عرضه کردم و برای اولین بار در زندگی ام تحقق خواسته هایم را فقط و فقط از خداوند انتظار داشتم. چون تا قبل از این خانواده، دولت و … را مسئول برآورده کردن آرزوهایم می دانستم.
درخواست های زیادی از خداوند داشتم که برخی از آنها به این شرح بود:
- همه بدهکاری هایم را پرداخت کنم. (هیچ راهی به نظرم نمی رسید.)
- هیچ وام بانکی نداشته باشم. (این موضوع به نظرم محال ممکن بود)
- همیشه در حسابم پول به اندازه کافی داشته باشم. (هیچ امیدی به تحقق این خواسته نداشتم)
- کسب و کاری داشته باشم که محدود به مکان نباشد. (هیچ ایده ای برای این خواسته نداشتم که چطور و چگونه باید باشد)
- آزادی زمانی و مکانی در زندگی داشته باشم. (عقیده داشتم در زمان پیری و بعد از بازنشستگی ممکن خواهد بود)
- رابطه عالی با همسرم داشته باشم. (به نظرم محال ممکن بود چون ایشان علاقه ای به این مباحث نداشتند)
- خریدن ماشین خارجی. (اون زمان به نظرم دست نیافتنی بود.)
- فرزند سوم ما یک دختر زیبا باشد. (از نظر پزشکان این امکان وجود نداشت)
- احساس آرامش و ایمان قلبی در زندگی داشته باشم. (چیزی که هیچوقت تجربه نکرده بودم)
- برای همیشه لاغر شده و رنج چاقی پایان یابد. (به هیچ وجه نمی توانستم تصور کنم راهی برای تحقق این خواسته وجود داشته باشد)
- خرید خانه ای بزرگتر و مجهز با تمام امکانات رفاهی نو. (هیچ پولی برای تحقق این خواسته نداشتم و آن را محال می دانستم)
- مسافرت رفتن به کشورهای دیگه. (اون زمان به نظرم خنده دار می یومد که من عازم سفر خارجی شوم)
اینها فقط برخی از درخواست ها و آرزوهای من از خداوند در همان روزهای اول درک این مطلب در سال ۱۳۹۳ بود که می توانم به هر اندازه از خداوند درخواست کنم.

به لطف خدای مهربان امروز در سال ۱۴۰۲ علاوه بر همه آرزوهایی که شرح داده شد بسیاری از نعمت های که حتی من درخواست نداده بودم وارد زندگی ام شده است و در حال استفاده و تجربه کردن آنها هستم.
هر کدام از ما خواسته ها، آرزوها و اهداف متفاوتی در قلب خود داریم، آرزوهایی که دوست داریم محقق شوند.
- شاید دوست داشته باشید بچه دار شوید یا فرزند دیگری داشته باشید.
- شاید نیاز به شفا و سلامتی کامل داشته باشید.
- شاید دوست داشته باشید برای همیشه لاغر شوید.
- شاید دوست دارید مشغول کار شوید و از این طریق درآمد داشته باشید.
اینکه بدانید از سمت خداوند اجازه دارید هر خواسته یا آرزویی داشته باشید تا حد زیادی از احساس گناه و شرمندگی اینکه نباید از خداوند درخواست های زیاد یا مکرر داشته باشید کاسته می شود.
اینکه اکنون می دانید که خداوند وعده داده است (دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم) اشتیاق و انتظار برآورده شدن آرزوهایتان توسط خداوند را در قلب شما افزون و چشم انتظار کمک و یاری دیگران بودن را کاهش می دهد.
اینکه اکنون می دانید که خداوند بر وفای به عهد خود تاکید کرده است:
- حقیقتا خداوند به وعده خویش با شما وفا کرد.
- خداوند به هیچ وجه خلاف وعده نمی کند.
- خداوند هرگز در وعده اش خلاف نخواهد کرد.
- سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که با ما به وعدهی خویش وفا کرد.
باید امید و ایمان شما نسبت به برآورده شدن آرزوهایتان را هزاران برابر کند و از هم اکنون با احساس خوب و اشتیاق منتظر تحقق آرزوهای خود باشید.
اکنون دیگر با تمام وجود باید باور کنید که خداوند با روح شما از وفای به عهد خود سخن گفته است.
خداوند مسئول کاشتن بذر امیدواری برای تحقق آرزوها در قلب و درون شماست.

نومیدی از تحقق خواسته ها
با تمام توضیحاتی که درباره طبیعی بودن درخواست کردن و مجاز بودن انسان برای داشتن هر گونه درخواست به هر تعدادی اما باید به این نکته توجه کنید که برآورده شدن یا تحقق آرزوها ممکن است به آن سرعت یا شکل و شمایلی که شما دوست دارید یا فکر می کنید انجام نشود.
خداوند زمان بندی و طریقه برآورده کردن مختص به خود را دارد که از ذهن و نظر انسانها پنهان است.
ممکن است تحقق وعده های الهی زمانبر باشد و با زمانبندی یا نیازمندی ما هماهنگ نباشد. اینجاست که مجال نومیدی از رحمت خداوند و سست شدن ایمان نسبت به وفاداری خداوند فراهم می شود.
در این شرایط ممکن است منفی نگر شویم و افکار متعدد در ذهن ما مرور شود که انگار خداوند به عهد خود وفادار نبوده است.
شاید من لایق و مستحق تحقق آرزوهای خود نیستم.
شاید خداوند از من راضی نیست و به همین دلیل به من توجهی ندارد.
شاید وعده الهی محقق نشود.
شاید و شاید و شایدهای متنوع در ذهن ما مرور می شود و این بهترین فرصت برای نجواهای شیطانی است که ایمان ما را سست و امید و اشتیاق ما را نابود کند.
دلیل اینکه خیلی از ما به تحقق وعده های الهی باور نداریم یا اگر داریم به راحتی این باور در ما سست و ناپایدار می شود این است که خیلی زود دست از تلاش برداشته و از دنبال کردن آرزوهایمان دلزده شده و از تحقق آرزوهای خود ناامید می شویم.
اما نکته مهم و کلیدی این است که: اگر شما اتفاقی را نمی بینید به این معنی نیست که خداوند کاری نمی کند یا اجابت درخواست شما را فراموش کرده است.

زمانی که من با درک این واقعیت که خداوند برای من فرصت درخواست کردن هر چیزی به هر مقداری را فراهم کرده است و با اشتیاق از او درخواست می کردم به این صورت نبود که درخواست های من با فاصله زمانی معین و بر اساس نیاز من برآورده شود.
اما آنچه سبب شد در این مسیر باقی ماده و ایمانم بر وفاداری خداوند بر تحقق آرزوهایم را حفظ کنم ذوق و شوق تجربه نزدیکی خداوند و تجربه برآورده کردن آرزوهایم بود مخصوصا آرزوهایی که هیچ نشانه یا امیدی به برآورده شدن آن نداشتم.
زمانی که من از خداوند درخواست کردم همه بدهکاری های مرا پرداخت کند هیچ ایده یا پول یا راهی برای این کار سراغ نداشتم. البته که بدهکاران هم از طلب خود انصراف نداده بودند و پیوسته از من درخواست پرداخت طلب خود را داشتند.
بارها این فکر در ذهن من مرور می شد که چند روز گذشته است اما هیچ اتفاقی رخ نداد. شاید این طریق و این انتظار پایان خوشی نداشته باشد.
اما من تصمیم گرفته بودم در هر شرایط ایمان خود به وفاداری خداوند بر تحقق آرزوهایم را حفظ کنم.
چند ماه به همین صورت سپری شد تا ایمان من به معجزات الهی نتیجه داد و روند تسویه بدهکاری های من به شکل های مختلف شروع شد.
جالب اینکه زمان پرداخت و تسویه بدهکاری ها از زمان انتظار من برای شروع این روند کوتاه تر بود.
به این معنی که اگر من شش ماه یا هشت ماه از ایمان خود بر وفاداری خداوند محافظت کردم معجزات الهی در کمتر از شش ماه همه بدهکاری های مرا پرداخت کرد.
بدهکاری هایی که حاصل چندین سال تلاش و کوشش در کسب و کار بود در کمتر از چند ماه تسویه شد. این معجزه نیست؟!
زمان بر بودن تحقق آرزوها به این معنی نیست که خداوند ما را از یاد برده است یا بر عهد خود وفادار نیست.

هر بار که در ذهن تان نجوای شیطانی وعده داد که زمان زیادی سپری شده است و هیچ خبری از وفای خداوند به عهد خود نیست باید به خودتان یادآوری کنید که به هیچ وجه اینگونه نیست و خداوند وفای خود در تحقق آرزوها مرا فراموش نکرده است.
ممکن است شرایط زندگی به شکلی پیش رود که هیچ نشانه ای از تحقق آرزوها و یا حتی نزدیک بودن آن مشاهده نکنید اما این هم دلیل محکمی برای شک و تردید به وفاداری خداوند نیست و نباید باشد.
خداوند به آنچه گفته است وفادار است. تمام وعده هایش محقق می شود و آمین گفتن های ما بعد از درخواست و دعا کردن در واقع پاسخ خداوند به دعا و درخواست ماست.
برای ماندن در مسیر ایمان به وفاداری خداوند باید آنچه بر عهده دارید را به خوبی و با اشتیاق انجام دهید. هرچند ممکن است تحقق وعده غیرممکن به نظر برسد باید به کارتان با ایمان ادامه دهید و اجازه ندهید افکار و نجواهای منفی و همچنین حرف و حدیث های اطرافیان باعث تقویت شک و تردید و سست شدن ایمان شما شود.
در مسیر تحقق آرزوهایم همیشه با ایمان به مسیر خود ادامه دادم و هرآنچه به نظرم باید انجام می دادم را با ایمان به تحقق خواسته هایم انجام داده ام.
در آن زمان که انتظار تحقق پرداخت شدن بدهکاری هایم را داشتم هر روز با اشتیاق و انگیزه مضاعف در محل کارم حاظر می شدم و با اطمینان و آرامش و کلام نرم با افرادی که درخواست طلب خود را داشتند برخورد می کردم.
با اینکه هیچ پولی برای پرداخت به آنها نداشتم اما با امید و ایمان به اینکه شرایط اینگونه نخواهد بود و معجزات الهی وارد زندگی من خواهد شد با آنها صحبت می کردم.
من به انجام کار صحیح و روش درست ادامه دادم تا فصل تحقق وعده های الهی فرا رسید و من شاهد وفاداری خداوند در زندگی خودم به شکل های مختلف بودم.
پرداخت شدن بدهی ها، تسویه همه اقساط بانکی، تغییر کسب و کار، اندوخته شدن پس انداز، باردار شدن همسرم، خرید خانه با همه تجهیزات نو، خریدن ماشین اسپورتیج، افزایش چند ده برابری درآمد، رشد و گسترش جهانی کسب و کار، تجربه آرامش ذهنی و قلبی، بهبود رابطه عاطفی و از همه مهمتر هدایت به روش لاغری با ذهن و یکبار برای همیشه لاغر شدن.
اینها برخی از میوه های فصل معجزات الهی در زندگی ام است که در بهترین زمان ممکن وارد زندگی ام شد و من بهترین استفاده و لذت از این نعمت ها را تجربه کردم.
خداوند شما را سرخورده نخواهد کرد اگر بر ایمان خود پایدار باشید. در قرآن نا امیدی از رحمت خداوند امری نامطلوب و از ویژگی افراد کافر بر شمرده شده است.

در قرآن منشاء ناامیدی های انسان مواجهه شدن با ناخوشیهای زندگی معرفی شده است، ناخوشیهایی که به واسطه افکار و عملکرد نادرست خودمان به آن دچار شده ایم اما به اشتباه کمان می کنیم خواست خداوند یا امتحان الهی بوده است و مورد غضب خداوند قرار گرفته ایم باعث نومیدی خود می شویم.
در آیه36 سوره روم آمده است:
و چون مردم را رحمتى بچشانیم، به آن شاد مىشوند و چون به [سزاى] آنچه دستاورد گذشته آنان است، صدمهاى به ایشان برسد، بناگاه نومید مىشوند.»
نسبت به اینکه خداوند هرگز به شما صدمه ای وارد نمی کند بلکه همواره یاور و هدایت کننده شماست باید ایمان قلبی داشته باشید. ایمانی که به سادگی و به واسطه مواجه شدن با هر شرایطی در زندگی سست و از هم گسسته نشود.
همیشه به خودتان یادآوری کنید:
چه کسی جز خداوند می تواند یاری رسان من باشد؟!
باید بپذیرید و اجازه دهید این افکار و نگرش ها در اعماق وجودتان نفوذ کند:
- من به معجزات الهی باور دارم.
- من به وفاداری خداوند ایمان دارم.
- من اطمینان دارم خداوند مرا مایوس نخواهد کرد.
- من باور دارم زمان همه امور در اختیار خداوند است.
- تحقق آرزوهایم هرچقدر که از نظر من بزرگ باشند برای خداوند هیچ چیز نیستند.
- همه خواسته ها و آرزوهای من جز بسیار ریزی از این جهان هستند.
- تحقق آرزوهای من در برابر عظمت و توانمندی خداوند هیچ چیز نیست.
اگر ما همواره به خداوند توکل کرده و به وفاداری خداوند ایمان داشته باشیم، او هم راهی جلوی پای ما قرار خواهد داد، حتی اگر شرایط طوری به نظر برسد که انگار هیچ راهی وجود ندارد.
- خداوند برای هر مساله ای در زندگی من راه حلی مناسب سراغ دارد.
- خداوند از خردمندی خود در وجود من قرار داده است تا بهترین تصمیم را برای هر مساله ای اتخاذ کنم.
- خداوند از آرامش بی نهایت خود در وجود من قرار داده است تا در برخورد با هر مساله ای آرامش داشته باشم.
شجاعت این را داشته باشید که به خداوند توکل کنید و همه چیز را به او بسپارید.
اشتیاق این را داشته باشید که به سمت خالق خود که محلی امن و آرام است باز گردید.
دست از نگرانی، اضطراب و این فکر که آیا خواسته تان محقق می شود یا خیر بردارید.
خداوند همه انسانها و همه موجودات جهان هستی و همه ستارگان و اجسام معلق در فضا را در دستان خودش نگه داشته است.
او هرگز در تحقق وعده هایش ناکام و فراموشکار نمی شود. به وفاداری خداوند ایمان داشته باشید.
تمرین:
۱- با توجه به آگاهی که از مطالعه این نوشته دریافت کردید دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.
۲- نگرش شما درباره درخواست کردن از خداوند چه بوده است؟ آیا خود را لایق درخواست کردن و برآورده شدن خواسته هایتان می دانید؟ در اینباره شرح دهید.
۳- مواردی که در زندگی خود یا اطرافیانتان رخ داده است و خداوند فراتر از انتظار بندگان عمل کرده و مسائل یا خواسته ها را برآورده کرده است را بنویسید.
۴- مثال هایی از وفادار بودن خداوند در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کرده و شرح دهید.
۵- مثال هایی در زندگی خود پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهی های این قسمت برای شما واضح شده است که چرا به خواسته خود رسیدید درحالی که از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به برخی آرزوها نرسیدید که رسیدن به آن تقریبا در دسترس بود.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.30 از 107 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلام استاد عزیزم بار سوم که مطلب این قدم رو به علاوه نظر قبلی خودم میخونم .
امدم پاسخ یکی دیگه از تمرینات رو بدم
●- مثال هایی در زندگی خود پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهی های این قسمت برای شما واضح شده است که چرا به خواسته خود رسیدید درحالی که از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به برخی آرزوها نرسیدید که رسیدن به آن تقریبا در دسترس بود.
چیزی که من بهش رسیدم در حالی که نه خودم نه خانوادم نه فامیل نه دوست نه آشنا فکرشو میکرد ازدواجم بود . بخاطر اینکه سنم کم بود . و از نظر مالی و خانوادگی اصلا شرایط مناسبی نداشتم . تازه من با اون کسی که خودم انتخاب کرده بودم و اون زمان عاشقش بودم ازدواج کردم در حالی که شرایط خانوادگی و مالی اونم اصلا مناسب نبود .
من با این آگاهی یادم میاد که چقدر برای ازدواج من مشتاق و پیگیر بودم چقدر به خداوند درخواست داده بودم . اصلا یادم نمیره که چقدر خوشحال بودم . و خداوند هم به وعده خودش عمل کرد . همونطور که در قرآن نوشته زنان مؤمن برای مردان مؤمن و زنان بی ایمان برای مردان بی ایمان . واقعا ما در اون سال ها که کنارهم بودیم مثل هم بودیم . و انگار برای هم ساخته شده بودیم . طوری که تا چند سال بهش میگفتم تو مرد رویاهامی .
و اما هدفی که من در یک قدمی اون بودم ولی نشد که نشد گواهینامه ام بود . من علاقه شدیدی به رانندگی دارم و تقریبا یک سال پیش تصمیم گرفتم اقدام کنم . همه چیز خوب پیش میرفت و من برای اولین بار در امتحان آیین نامه قبول شدم . اما نوبت امتحان شهر که شد من ۴ بار رفتم و قبول نشدم که نشدم و کلا بیخیال شدم تا شرایطم که بهتر شد باز اقدام کنم .
دلایل ریز و درشت زیاد هست برای این اتفاق ولی از مهم ترینش بنظرم این بود که من واقعا خواستار گواهینامه نبودم یعنی همین که رانندگی یادگرفته بودم راضی بودم همینکه آیین نامه قبول شدم راضی بودم .و بنظرم حس غرور بمن دست داده بود .که همینجوری هم کارم راه میافته و من بلدم . و از بعد دیگه کنار افسر که میشستم استرس میگرفتم . و هول میشدم . اصن بدم میومد ازین امتحان شهر .
ولی پیش مربی راحت تر بودم . خودم تنها که بودم تو ماشین خیلی خیلی راحت بودم .
به هر حال میدونم که انقدر که خواستار ازدواج بودم خواستار گواهینامه نبودم . برای همین هم فعلا نگرفتمش .
وقتی بهم میگن که باز برو امتحان بده میگم آخه چ فایده داره وقتی ماشین ندارم. گواهینامه به چه دردم میخوره .
ولی میدونم این مشکلم در آینده درست میشه چون درسته که گواهینامه الان برام مهم نیست ولی وقتی صاحب ماشین شدم . دیگه برام ضروری میشه .
من میدونم که بدون ماشین هم میشه گواهینامه گرفت و قبول شد و این رابطه که من تو ذهنم درست کردم فقط ساخته ذهن منه . اما من بدون ماشین هیچ انگیزه ای برای اقدام ندارم مخصوصا که ۴ بار هم رفتم و رد شدم کلا ذهنیتم خراب شده . و اینکه من نیاز به تمرین دارم و بهترین گزینه داشتن ی ماشین که همیشه در اختیارم باشه .
سلام و درود
اتفاقا گواهینامه بدون ماشین گرفتن باعث افزایش احساس لیاقت میشه و انتظارت برای ماشین دادن رو افزایش میده و همین باعث سهولت در خلق خواسته ات میشه.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
سلام استاد عزیزم خیلی ممنونم ازتون
استاد مشکل من اینه که از افسر خیلی میترسم
وگرنه پیش مربی عملکردم خوبه و از من راضی بود .
همیشه . فکر میکنم اگه انقدر تمرین کنم که مسلط بشم دیگه بشینم کنار افسر اینقدر کند عمل نمیکنم .
و اینکه من الان با ماشین پدرم گاهی تمرین میکنم ولی چون خودش پیشم میشینه حس خوبی ندارم چون میخواد هی بگه چیکار کنم چیکار نکنم مثل مربی . البته حق داره ولی خوب اگه ماشین خودم باشه دیگه این مشکلات رو ندارم و راحت ترم .
و اینکه خیلی جالبه من تا قبل اینکه برای اولین بار امتحان شهر بدم فکر میکردم خیلی خونسرد هستم استرس نمیگیرم . و خوب بلدم و مسلطم . ولی بعد فهمیدم دقیقا برعکس اونچیزی که فکر میکنم هستم .
سلام استاد عزیزم امدم برای تمرین قدم ۲
●برداشت من ازین آگاهی
من هیچوقت نباید از درخواست کردن از خدایم خسته بشم یا نا امید بشم . من میتونم هر روز هر چقدر که تونستم و دلم خواست به خداوند درخواست عرضه کنم هرچند که تکراری باشه هرچند که یه مدتی خواسته ام رو گفته باشم ولی جوابی نگرفته باشم . من اینو یادگرفتم که زندگی من با درخواست های من از جهان میتونی بزرگ و بزرگتر بشه . استاد عزیزم من واقعا آدمی بودم که والله نه از پدر مادرم ن از همسرم نه از خدا از هیچکس و هیچ درخواستی نداشتم . یعنی همیشه تلاش میکردم که از کسی چیزی نخواهم حالا به هزار و یک دلیل پوچ . ذهن من اینجوری بود واقعا پن حتی از خدا هم درخواست هایی بشدت محدود داشتم . من واقعا همچین آدم محدودی بودم . اما الان بیاین دفتر منو بخونید خسته میشد از بس که من آدم سمج و پیگیر و پرو و طلبکاری شدم نسبت به خدا به جهان و اطرافیانم. یعنی دارم تلاش میکنم که این رفتار رو توی خودم تقویت کنم . و زمانی میفهمم که تلاش های من مفید بوده که نتیجه رو ببینم . مثلا حساب بانکیم از قبل بیشتر باشه خرج هام از قبل بیشتر باشه . اما من یاد گرفتم که هرچقدرم که نتیجه گرفتم باز دست از طلب برندارم . من یادگرفتم انسان جاه طلبی باشم نه به معنای بدجنس که از کسی سواستفاده کنم به معنی اینکه همیشه یک درجه بهتر را از خداوند بخواهم . و ازین کار دست نکشم . استاد عزیزم من یادگرفتم برای دیدن نتیجه تلاش های ذهنی ام هی روزشماری نکنم و اصلا نادیده بگیرم و فقط هر روز درخواست بدم . چونکه من یقین دارم خداوند پاسخ میده . استاد من توی این مدت که دارم روی خودم بیشتر کارمی کنم پاسخ هایی رو از خداوند دریافت کردم که توی بچگی خواسته بودم . شاید خنده دار یا بی ارزش بنظر بیاد ولی برای من پر از درک و مفهوم .
استاد من هر روز تو دفترم کلی چیز مینویسم. شکر گذاری . توجه به نکات مثبت . خواسته ها اهداف و…..
بعد من ی خواهر زاده دارم که ۷ سالشه و درسش خیلی خوب معلمش تو دفترش ی عالمه ستاره چسبونده . بعد این خواهر زاده من کلا از من الگو برداری میکنه . دیگه خیلی بهم دقت میکنه و تقریبا همه جا بامن هستش . و وقتی دید که من همیشه مشغول نوشتن هستم و چقدر قشنگ مینویسم خوشش آمد و دفتر منو برداشت و هر صفحه رو ی ستاره چسبوند .
بعضی وقتا هم میگه برام بخون ببینم چی نوشتی . براش میخونم و اونم میره برا خودش از همین چیزا مینویسه .
حالا نکته اینجاست من چند روز پیش فهمیدم وقتی کلاس اول دبستان بودم خیلی دوستداشتم معلمم به من ستاره بده اما چون دیکته هام خیلی کم ۲۰ میشد بنابراین ستاره ای هم دریافت نمیکردم . ولی همیشه تو دلم موند البته هیچوقت هم نرفتم خودم بخرم و بچسبونم . اما الان بعد ۲۰ سال به خواسته ام رسیدم و این برام ی نشونه قشنگ و بزرگ بود که خدا بهم گفت زهرا ممکنه تو خواسته هات رو فراموش کنی ولی من هرگز هرگز فراموش نمیکنم و به موقعش پاسخ میدم .
آخه من دیگه چیبگم به این خدایی که اینجوری دهن منو بسته با معجزاتش با غافلگیری هاش با حق بودنش . معلومه که من دیگه اون آدم سابق نمیشم . من هر روز کلی خواسته های ریز و درشت و تکراری و جدید به خداوند عرضه میکنم
استاد عزیزم دیشب که داشتم متن این قدم ۲ مطالعه میکردم چندین بار از اوج احساسات نزدیک بود گریه کنم . اون جایی که آیه ۱۶۸ بقره رو خوندم . واقعا بینظیر بود برام هرچند که من مدت هاست بیش از یک سال این آیه رو از زبان استاد عباسمنش شنیدم ولی هرچی بیشتر میگذره درکم بالاتر میره .
حتی من فکر میکنم که بازهم دارم کم کاری میکنم توی درخواست دادن و هنوزم جا داره خیلی خیلی .
بینهایت از شما سپاسگزارم استاد . راستی من عاشق اون کلوچه های خرمایی هستم که امروز استوری کردین طعمش بینظیر نوش جونتون .
به نام هدایتگرم
سلام به هممون
سلام بر استاد عطار روشن عزیزم
این کامنت رو دارم بعد از چند روز از مطالعه ی دوباره ی این بخش مینویسم.
بزرگترین تاثیری که خوندن وین بخش بر من گذاشت این بود که الان من راحت تر درخواست میکنم از خدا! چون خدا قضاوت نمیکنه خواسته منو!
قبلا وقتی میگفتم خدایا من دوست دارم شوهرم یه مرد ثروتمند باشه که ماشین فلان و فلان داشته باشه، فکر میومد،هاااا؟ که چی؟ خودت ثروتمند شو براچی میخوای شوهرت ثروتمند باشه! چیکار اون داری! بابا جان خو من دوســـــــــــــــت دارم شوهرم ثروتمند باشه! والا بخدا! و از وقتی فهمیدم خدا کاری نداره خواسته تو چیه خیلی راحت تر و بدون عذاب وجدان این خواسته ام رو میگم. چون الان میدونم خدا اصلا خواسته های منو قضاوت نمیکنه! من دارم از سمت خدا فکر میکنم.
برا خیلی خواسته های دیگه ام هم اینطور بود. ولی خدا رو شکر الان من راحت ترم تو درخواست کردنم.
موقعایی که هی دچار عجله میشم، هی میگم جیشد چیشد پ اون مرد مورد نظر من کو؟ ماشینم کو؟ اون موققعیت کو؟ این تیکه از متن میاد:(شاید تو نبینی جیزی فعلا، ولی به این معنی نیست که خدا کاری نمیکنه…اون داره کاراشو میکنه) پســـــــــــــر! این واقعا تا حد زیادی آرومم میکنه.
مشکلی که تو درخواست کردن از خدا داشتم این بود که خودم درخواست های خودم رو قضاوت میکردم! ولی الان میتونم بهتر این افکار رو نادیده بگیرم.و اینکه خواسته هایی که یه گوشه چشمی ازشون دیدم،انگار ایمانم به برآورده شدنشون بیشتره، دور نمیبینمشون، انتظارم برای رخ دادنشون بیشتره. خیلی جالبه. انگار برای خودم قابل باورتره دریافتشون.
من به خیلی از خواسته هام رسیدم ولی چیزی که خیلی برام remarkable هست آشنایی من با یه مرد جوان بود. در زمان و مکان مناسب وقتی که من مقاومت میکردم که اونجا نرم… و بعد اون شد باب آشنایی و ایجاد یک رابطه که خیلی خوب بود.
تمام سلسله اتفاقاتی ک باعث پس دادن ابلاغ کاریم شد واو! این عالی بود.
آشنایی ام با یک مرد جوان مهربان و خودساخته که به شدت باورهام رو تقویت کرد که آره من لایق همچین رابطه ای هستم.
نتونستم به تمرین ۵ ام جواب بدم، چون با توجه به این قسمت و محتوا درست متوجه اش نشدم.
ولی به نظر خودم، با توجه به محتوای این قسمت، خدا به وعده اش عمل میکنه و میده همیشه! زمانی ک من مانع نشم. اینو یه مدته ک متوجه شدم. موقعی ک یه درخواستی میفرستم و دیگ درباره اش فکر، نمیکنم احتنال رخ دادنش خیلی بیشتره! بزارید واضح تر بگم، شما یه درخواست به خدا عرضه میکنی، اونم که بی بروبرگشت میده، یه موقعایی هست که تو میگی اووووو این که نمیشه! و ولش میکنی! ولش میکنیا!!! یعنی دیگ درباره اش اصن فکر نمیکنی!
حالا حالت دوم اینه که تو درخواستتو میگی بعد مدام افکار منفی داری و داری کلنجار میری درباره اون خواسته!
برای من زمانی که تو حالت اول بودم، احتمال دریافت خواسته ام خیلی بیشتر بود! چون انگار من یه بار گفتم اوکی نمیشع! من یه منفی دادم در مقابل هزاران مثبت خدا و بعد رفتم. و من خواسته ام رو میگیرم یه منفی در مقابل هزاران مثبت.
اما اگر مدام فکر کنم و بالا پایینش کنم و کلنجار برم من دارم هزاران منفی میفرستم و احتمال دریافتم میاد پایین. برا همین خیلی موقعا ک میبینم دارم فکری میشم میگم ببین اگ نمیتونی مثبت باشی درباره اش، نمیخواد مدام با افکار منفی ات بجنگی و توجیه کنیشون! فقط لطف کن محل نده به افکار! سعی کن فکر نکنی.
میدونید قضیه همونه… خدا که حتمنی میده! ما باید بگیریم.
موقعایی ام که من بخاطر گرفتن نتایج کوچیک کم کم دریافت نتایج برام قابل باورتر میشه،خواسته هام رو راحت تر دریافت میکنم. خودم رو لایق تر میدونم برای یه پله بالاتر. مُحِق تر برای داشتنش.
اینم از کامنت این بخش.
خدایاشکرت.
نشان های دریافت شده
به نام خالق وفادارم
سلام خدمت تمام هم مسیری های گلم و استاد گرامی
وقالَ رَّبَکُم اُدعونی اَستَجِب لَکُم
و پروردگارتان گفت مرا بخوانید تا (دعای شمارا)اجابت کنم
من کلی مدرک دارم که ثابت کنه واقعا این حرف ها درسته اما اگه بخوام همشو بگم کلیییی طول میکشه
امروز با خوندن این گام کلی حدیث و سخن یادم اومد که همشو از لطف خدا میبینم برای این که میخواست بهم ثابت کنه که :بابا زینت من اینم درست فکر کن فقط به یک حدیث از هزاران دلیل ومدرکم اشاره میکنم که میدونم اگه اهل تفکر باشی باهمین یک حدیث کل مطلبو میگیری واونم یک حدیث از امام علی (ع)که برای فرزندشون مینوشتن بود:…نزد خداوند بلند مرتبه جایگاهی است که جز با دعا نمیتوان به آن رسید .اگر بنده دعا نکند و از خداوند نخواهد ،چیزی به دست نخواهد اورد، پس بخواه تابه تو عطا شود و این را بدان هر دری که پیوسته کوبیده شود ، بالاخره به روی انسان باز خواهد شد
این تنها یک حدیث بود که این گام را به اثبات رسانید باور کن خدا خییییلیییی بزرگ و مهربون وبخشنده و وفاداره خیلی خیلی خیلی …
حالا بعضی وقت ها بد میخوایم اما خدا بازم میده بعد ما یقه خدا رو میگیریم که خدایا چرااا خداهم میگه چی چرا خب تو خواستی گفته بودم خوب نیس ولی خواستی منم دادم
منظورم این نیس که بگی خب پس دیگه نمیخوام اگه نشد ولش من حتما صلاح نیست .نهههه منظورم اینه که درست بخوایم هم برای بقیه هم برای خودمون چون بعضی وقت ها میگیم چرا اجابت نشد بعد که بر میگردیم میبینیم خواستمون بر خلاف دستور خدا بوده یا اگه نبوده طرز استفاده ازش درست نبوده که خدا نداده البته خدا میده این ماهستیم که با طرز فکرمون اشتباه عمل میکنیم وگرنه لاغری که خوبه چرا میگیم حتما صلاح نبوده وبرام خوب نیس در صورتی کن این همه ادم لاغر باایمان هست پس لاغری بد نیست یامثلا ماشین وخونه وصد ها مثال دیگه وقتی خواستت درسته پس باید پافشاری کنی چون خدا میخواد ببینه چند تنه حریفی اره ایمانتم نباید از دست بدی چون شاید خدا طبق زمانبندی تو پیش نره یا زود در یا دیرتر اما اگر پافشاری کنی بالاخره میده بعضی وقت هاهم دلش میخواد بیش تر ثواب کنی برای همین دیر میده که اجرت بیشتر بشه یا دوست داره بیشتر باهاش حرف بزنی میفرماید اگه من بهت بدهم تو میری یکم بیشتر باهام حرف بزن بنده من
خدا خیلی دوستمون داره عاشقمونه تمام نعمت هاشو گذاشته جلومون گفته تو بخواه منم بدم چقدر میخوای عزیزم میدم تو بگو بامن حرف بزن ازمن بخواه نه کس دیگری
مبادا ناامید بشی ها خدا خودش فرموده که کافر اونیه که از بخشش من ناامید باشه و دچار شک و تردید که نکنه نده ،اگه نده چی با این حرف ها خودمونو از خدا دور نکنیم که خیلی عاشقمونه ماهم ازش با عشق بخوایم وبا اطمینان کامل که حتما جور میشه زندگی کنیم یه بیت زیبا هست که زمزمه کردنش حالمو خوب میکنه وامید وعشقمو به خدا بیشتر واونم اینه که :تاخدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز؟
برداشت من از این گام در چند جمله ودیدگاه جانمیشه تازه این خلاصه بود
من برداشت زندگی رو کردم وخدا یعنی زندگی . خدایا کمکم من که برداشتمو زندگی کنم الهی امین
و این بود اندکی از درکم
تمرین دوم:اگر الان هم مثل گذشته فکر میکردم خودم را لایق نمیدیدم هنوزم کمی مقاومت میکنه منفی بافه اما میدونم نفسای اخرشه
من فکر میکردم باید این قدر خوب باشی کی خدا دوستت داشته باشه وحاجتت رو بده
طوری شده بود که اگر گناهی میکردم حتی اگه خدا منو بخشیده بود من خودم ول من نبودم ومیگفتم چیه خراب میکنی بعد انتظار داری خدا دوستت داشته باشه ؟اصلا حقته لیاقت نداری… خیلی خودمو اذیت میکردم والان فهمیدم این کارم گناه بود چون ناامید بودم ازش
اما من الان دیگه خودمو لایق میدونم چون خدا بیشتر میدونه ودید اون بهتره
تمرین سه:خب میتونم خودمو بگم که دوست داشتم قرائت قرانم خوب بشه اما هرگز فکر نمیکردم روزی رتبه بیارم این ینی فراتر از باورم وخواستم
دوست داشتم تغییر کنم اما خدا بهتر تغییرم داد علاوه بر جسم ،روح وذهنمو درست تغییر داد الهی بی کران شکرت یا امروز که امتحان داشتم وکلی استرس، ۱۲درس بود خونده بدم اما چون زمان کم بود وسوالات شبیه هم، منم استرس داشتم گفتم خدایا من به وفاداری تو ایمان دارم کمکم کن ای کاش مدرسه به خاطر هوا تعطیل بشه با دبیر نیاد. اما بعد گفتم من بهت ایمان دارم کمکم کن خلاصه دبیر اومد ولی امتحان نگرفت وافتاد برای جلسه بعد که میشه هفته بعد حالا به دلایلی
این ینی فراتر از خواسته من ومن رفتم وازم پرسید هم مرور شد هم یه ۲۰گرفتم
تمرین ۴:خدا فرمود بخواه من میدم. منم خواستم وداد مثلا بهش گفتم چشمام رو خوب کن عوضش منم………… اون به عهدش وفاکرد بارها وفا کرد اما من زدم زیرش اما باز بخشیده این بار ازش میخوام کمکم کنه منم عمل کنم
خیلی وقت ها نذر مردم واونم جواب داده…… خلاصه گفتم پشت و پناهم باش وقربونش برم پشت و پناهمه ورفیق تنهاییام الهی شکر
تمرین ۵:خب طبق درکی که کردم الان میفهمم خیلی جاها افرادی بودن که بهم میگفتن نمیتونی ومن اشک ریختمو صبر کردم وبارها گفتم الله مع صابرین وکفی بالله وکیلا ……شد در همان لحظاتی که دیگه داشتم ناامید میشدم و من واقعا معنی توکل رو درک کردم توکل ینی بریده باشی از همه چی و همه کس ناامید باشی جز خدا با همون ناامیدی توکل کنی اونوقت میبینی ولمس میکنی معجزه رو
مثل هدایتم به این سایت که واقعا بریده بودم وخدارو التماس کردم وتوکل وشد هدایتم بحمد الله
وخیلی وقت ها فکر میکردم میشه اما تا یکی گف تو نمیتونی گذاشتم کنار درصورتی که میتونستم این برای این بود که اصلا امید زیادی نداشتم و از خدا نخواستم والان میخوام دوباره شروع منم ان شاالله
پس پیش به سوی چیزی که از بچگی دنبالش بودم
یارَّب زندگیامون رو باخودت انس بده
یارَّب عاشقت باشم وعاشقانه ازت بخوام
یارَّب ماهمه یک چیز میخوایم تو ،تغییرمان بده
حلالم کنید اگه سرتون رو به درد اوردم
زندگیتون به زیبایی گلهای بهاری یاحق مدد<
به نام خدای وفادار به عهد
من به وفاداری خداوند ایمان دارم کافیه ازش بخوایم تا اجابت کند.منم در گذشته فکر میکردم که باید قناعت کنم و در حد گلیم خودم پایم را دراز کنم حتی در مورد خواسته های درونی و آرزوهام.ولی خدارو شکر الان به این اگاهی رسیده ام که نعمات خداوند اینقدر فراوانند که برا همه هست در هر میزان که بخواهیم فقط کافیه که با احساس خوب طلب کنیم و باور داشته باشیم که وعده ی خداوند حق است.واقعا خداوند بارها و بارها در زندگی بزرگیش رو به من ثابت کرده و تنهام نگذاشته چه در بحث کار چه شرایط تحصیل و چه موقعیت زندگی،ولی من آرزوهای رنگین زیادی برای خودم و بچه هایم دارم.دوست دارم در این چند سالی که از عمرم باقی مونده طعم واقعی لذت و ارامش را بچشم،زیبایی های دنیا را ببینم و خدا را با نعماتش بیشتر و بیشتر بشناسم،راحت تر زندگی کنم،اینقدر پول داشته باشم تا به هر کی که نیاز داشت بدون اینکه دست و دلم بلرزد ببخشم و راه گشای دیگران باشم.من خودم را لایق رسیدن به خواسته هایم میدانم.خیلی از مواقع در زندگیم خداوند فراتر از خواسته هایم ظاهر شده که ما اون رو به حساب شانس گذاشتیم ولی یک معجزه بوده مثلاً خونه ای که پدر و مادرم میخواستند و نوع جور شدن پولش یا معاف شدن همسرم از سربازی یا انتقالی من به تهران در حالی که رسمی آزمایشی بودم و در آزمایشی هیچ سازمانی قانونی حق جابجایی کارمند رو نداره ولی هیچکس ندیده بود و متوجه نشده بود که آزمایشی هستم و امضا کرده بودن واین فقط یک معجزه بود.خدایا شکرت من همیشه ته دلم به تو و بزرگیت و معجزه هایت ایمان داشته ام مرا ببخش اگه گاهی ناامید شدم یا کم اوردم.عاشقتم خدای خوبم
با سلام و درود
من خودم از ان ادم های هستم که معجزات خداوند را توی زندگیم رخ داد من سال 98 با مبحث قانون جذب اشنا شدم و روی خودم کار کردم باورهای غلطم را اصلاح کردم و در حال اصلاح کردن هستم از وقتی که روی خودم کار کردم به شکل معجزه اسایی پول زیادی از جای که فکرش را نمی کردم وارد زندگیم شد و یک شبه کل زندگیم تغییر کرد ماشین خریدم خونه ام را ساختم کسب و کارم چندین برابر رشد کرد یک کسب و کار دیگه ای راه انداختم خلاصه یک شبه ره صد ساله را رفتم کل بدهی های بانکیم را تسویه کردم خلاصه فقط کافیه باورهاتون را اصلاح بکنید کافیه الگوهای پیدا کنید که خلاف باورهای اشتباه شما را دارند و برای ذهنتون منطقی کنید وقتی باورهاتون را اصلا ح کردید که نشونه اش احساس خوبه نعمت از بی نهایت طریق از جای که عقل جن هم نمی رسه وارد زندگیتون میشه اولین قدم برای اصلاح باورها اینه که ورودی هاتون را کنترل بکنید از اخبار و ادم های منفی دوری بکنید و یواش یواش و تکاملی باورهاتون شکل می گیره و ان وقته که نعمت و ثروت از بی نهایت طریق وارد زندگیتون میشه و این مسیر ادامه داره و تازه شروع راهه و هر چقدر به خواستتون برسید ایمانتون قویتر میشه و خواستتون بزرگتر و بعد من هدایت شدم به سایت تناسب فکری و الان کلی تغییر کردم باورهای اشتباهم را اصلاح کردم و الان دارم خود به خود متناستر می شوم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وفاداری خداوند
خیلی از محتوای استاد لذت بردم چون دقیقا به سوالاتی از من پاسخ دادند که همیشه در ذهنم بود .
خداوند وعده داده که شما بندگاه هر چیزی را با هر موقعیتی را از من بخواهید به شما می دهم.
اجیب دعوه داعی اذا دعان)
و در جایی دیگر گفته(لا یخلف الله المیعاد) خدا وعده خلافی نمی کند .
این یعنی من هر چی بخوام بهم داده می شود زمانی که ایمان و باور داشته باشم که خداوند به من می دهد و ناامید نشوم.استاد ممنونم بابت این آگاهی ها.
نگرش شما درباره درخواست کردن از خداوند چه بوده است؟ آیا خود را لایق درخواست کردن و برآورده شدن خواسته هایتان می دانید؟ در اینباره شرح دهید
من برای عملم باید می رفتم تهران از شهرستان خودم با بهترین بیمارستان و پزشک هماهنگ کردم ولیییییییییی
خدای من خودش پزشک معالجم را که بهترین فرد و فوق تخصص بود را برایم انتخاب کرد و در مکانی کاملا خصوصی با کمترین هزینه ی ممکن.
اگر بخوام یک مثال هز وفاداری خداوند بزنم
این هست که من همیشه از خدام می خواستم که در خانه سرایداری یک مدرسه باشم و آنجا را تجربه کنم و الان دقیقا اونجا هستم.
مثال از اینکه من یک آرزو داشتم و دیگران ان را محال ممکن می دیدند:
من هر روز به دانشگاه برای ادامه تحصیل می رفتم و ارزو داشتم که دبیر عربی بشم همه بخصوص پدر شوهرم این را محال می دونست و می گفت که همه دوستات بازنشست شدن تو چرا اینقدر جون می کنی.
ولی وفاداری خدای مهربانم مهر سکوت و حیرت را بر زبان دیگران قرار داد .
من در رشته عربی پذیرفته شدم سر کار رفتم و الان مستقل مستقلم.
کی فکرشو می کرد دقیقا زمان استخدامی آیین نامه ها عوض شد شرایط سن عوض شد و دستان خدا دست به دست هم دادند تا من به آرزوم برسم .
خدایا ممنونم که امروز به من توفیق دادی این فایل را گوش بدم مرسی ممنونتم
نشان های دریافت شده
سلام
قبلااینطوری ف کمیکردم ک باید از خدا کم خواست واین خوبه باید مادیات نخواست زمانی ک ازدواج کردم ک امدم ک ب مشکل برخوردم هی میگفتم خدایا منک از تو خونه ماشین و فلان نخواستم اون دنیا میام شکایت ک من بنده خوبی بودم کم خواستم نخواستم اهل مادیات نبودم اما تو ی عشق تو زندگی ب من ندادی
همیشه خواسته هامو قورت میدادم همیشه با حسرت از کنار خواسته هام میگدشتم
در زندگی زناشویی هی میگفتم زن حق نداره پول بخواد پول خرج کنه یا زیاد خرج کنه برای کاری ک تو خونه خودم انجام میدادم ارزشی قائل نبودم فک میکردم زنی خوبه ک کم خرج کنه کم بخواد
خدا ی جور برام نشون داد ک فریبا این نعمت توهستش تو نمیخوایش تو استفاده نمیکنی خدا مقصر کوته بینی تو نیس هی همسرم قدر نشناسی کرد هی تا من فهمیدم من از چیزی ک خدا بهم میده استفا ده نمیکنم برای چی برای راضی کردن دیگران بر ای اینک بهترین باشم از نظر دیگر ان اما هیچکس منو تایید نکرد بیشتر سرکوب شدم طرد شدم وهزاران هزاران تحقیر دیگر
من فهمیدم ک خودم بر نمیدارم خودم اون نعمت رو استفاده نمیکنم و هی نجوای ذهنی اومد تو زیاد پول خرج میکنی صدای شوهرت درمیاد شوهرت فلان میشه بهمان میشه اما من در برابرش گفتم من هم ب اندازه همسرم تلاش میگنم اون بیرون ومن تو خونه ک این تعیین کننده ارزش هیچ کدوم یا برتری هیچ کدوم ما ب هم نیس من انتخاب کردم هرچی میخوام خدا منو ب سمتش هدایت میکنه رو بگیرم
ما از خدا درخواستی داریم و اون خواسته همون جلو چشممون هس اما ما با افکار وباورهامون انتخاب میکنیم برش داریم یا ن عمل کنیم یا ن
مثل این خدا کلید رو میز اره روی میز و این من هستم ک انتخاب میکنم اون کلید رو بردارم در باز کنم یا هیچ کاری نکنم همونجا بمونم همه چیز از ماست ک برماست
هوالرزاق
وفاداری خداوند
ایمان داشتن محدود به انجام واجبات ومستحبات نمیشودبلکه ایمان به صفات خداوندوویژگی های خداونداست که میزان توکل وانتظارماازخداوندرامشخص میکند.
این ماهستیم که نسبت به خداوندوفادارنیستیم وناامیدیم وگرنه خدانسبت به ماوفاداراست.مابایدازخدانعمت بخواهیم تابه مابده.برای خدافرقی نداره چه اندازه ای بخواهیم امانبایدازخداوندناامیدبشیم وفقط ازخداانتطارداشته باشیم.
من طی این دوره هامتوجه شدم چون تم مذهبی درخانواده ومدارس وتلویزیون زیادبود واونها دین رودرست آموزش ندادند.پس ما فکرکردیم هرچی قانع تربهترودوست داشتنی ترواین شده که درخواست هاازخداوندکم وکمترشد.
هیچ وقت حضرت سلیمان مثال زده نشدکه ایشون ازخداوندهردم درخواست نعمت وثروت میکردند.امابه لطف خدا تقریبا ۳سال پیش متوجه شدم قانع بودن اصلا خوب نیست وبایدبخواهی تابهت داده بشه
وقتی میخواستیم خونه بخریم هیچ وقت تصورهم نمیکردیم که تومحله عالی خونه بهمون بدن
بعد۸ماه گشتن بهترین خونه روخریدم وصاحبخونه میخواست بره گرجستان وپول لازم بودوباتخفیف عالی خونه روبه مافروخت.
اینکه خدانسبت به ماوفاداره
شوهرمن سال ۸۶ده تاسکه خریدبرای پی انداز
ویه زمین بیرون شهرمون.مامسافرت بودیم که برادرشوهرم زنگ زدکه زمین گروه شده بفروش وبیا یه خونه شریکی بخر
اصلا باورم نمیشدواینطورماصاحب خونه شدیم وخداوفاداریشوبه من ثابت کرد
چرابه خواسته هام رسیدم؟
چون خداوندنسبت به بنده هاش وفاداره ووقتی فقط ازخداانتظارداشته باشی همه نشدهاشدمیشه
چرابه آرزوهام نرسیدم بااینکه دردسترس بود؟
چون خودم رولایق نمیدونستم وفقط میخواستم خودم همه چیزروحل کنم .
تشکراستادازمتنهای عالی ودرجه یکتون
یاعلی
سلام خدای مهربونم
خدایا شکر برای بودنم و ادامه دادنم در این مسیر درست
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
من عقب موندم ولی ادامه میدم و ادامه میدم تا به کمال برسم
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
هر چی من به صفات خداوند بیشتر باور داشته باشم توکل و انتظارم از خداوند بیشتر میشه
خداوند در قران فرمود که خلف وعده نمیکند
خداوند فرمود که تو دعا کن من استجابت میکنم
دعا چیه ؟به من گفته بودن دعا رو باید از کتابها باید بخونم و در مواقع مهم مثل شب احیاو دهوالارض و خیلی از مناسبت ها باید با التماس وگریه از خدا بخوام شاید اون دلش به من رحم بیاد و دعای منو قبول کنه تازه اگر من بنده گنهکار رو قبول کنه و لایق داشتن این چیزها بدونه
ولی واقعا دعا چیه ؟دعا اون خواسته قلبی منه و اون ارزوی منه که در قلبم از خدا میخوام و خداوند واقعا به این خواسته من وفادار هست
ما وقتی مشکلی داریم خواسته یا ناخواسته رفع این مشکل رو از خدا میخوایم و این یک دعاست و خداوند پاسخ میده
فرق نمیکنه که دعا کننده زن باشه یا مرد بچه باشه یا بزرگ و اون دعا خوب باشه یا بد به نفع دیگران باشه و یا به ضرر کل مردم جهان و یا قبلا این فرد درخواستی داشته یا نه این چیزی هست که خیلی به من میگفتن بزار خدا اون خواسته قبلیتو براورده کنه بعد دوباره بخواه این زیاده خواهی و خدا میگه چه بنده ناشکری تازه بهش درخواستشو دادم ولی بازم میخواد و این باور دست و پای منو بسته بود و در دلم دو دلی ایجاد کرده بود از طرفی میگفتن خدا عظیمه این خواسته های ما برای اون چیزی نیست ولی از طرفی منو منع میکردن که بیشتر بخوام و تازه اگر بیشتر میخواستم عذاب وجدان میگرفتم
ولی خداوند همه خواسته های مارو بدون ارزش گزاری و در نظر گرفتن مفید و غیر مفید بودنش براورده میکنه
این معیار های انسانی است که این خواسته هارو به خوب و بد مشخص میکنه ولی خداوند تفاوتی بین خواسته های افراد قاعل نیست
من همیشه با خودم میگفتم چرا خداوند جلوی این همه ظلم رو نمیگیره وافراد ظالم چرا خواسته هاشون اجابت میشه و الان فهمیدم این ظالم و مظلوم بودن معیار من انسان هست و خداوند فرقی بین بنده هاش نمیزاره و دعای همه انسانها رو مستجاب میکنه
چون خودش وعده داده که من به درخواست شما وفادارم
خداوند رو به بنده هاش جبهه نمیگیره و اونا رو با معیارهای انسانی من نمیسنجه
من در گذشته همش افکار منفی داشتم و درخواست هام با خدا هم از راه گریه و التماس و دعاهای گوناگون بود ولی اتفاقات بد زندگیم خوب نمیشد و به قول خودم دعای من برای بهتر شدن زندگیم مستجاب نمیشد ولی خداوند در این دوران هم به من وفادار بود چون افکار منفی و حرکات منفی و حالات منفی داشتم و اون با این همه منفی اتفاقات منفی رو برام رقم میزد و به من ودرخواستهای قلبی من وفاداربود
از وقتی در دوره هستم مخصوصا اوایل که حالم خیلی بد بود وبه دوره های زندگی با طعم خدا اومدم و مخزنم رو از منفی ها پاک تر کردم و افکارم رو سامان دادم زندگیم پر از ارامش و اتفاقات خوب و انچه دوست دارم شده
تحقق رویای من چگونه است
من در 45سالگی در اوچ مشکلات مالی و روحی و جسمی به این دوره راه پیدا کردم و انسان تشنه ای بودم که در کویر بدبختی ها سر درگم بودم و همش دنبال سرابها بودم ولی در نهایت به چشمه زلال هدایت رسیدم طوری که نمیدونستم چطور از این اب بخورم تا سیراب شم و در این دوره تمام خواسته هایی که داشتم رو از ریز و درشت و از ممکن و غیر ممکن رو نوشتم
ارامش
ثروت
خونه و ماشین
شادی درونی
سلامتی و
تناسب
و خیلی خواسته های دیگه
من به خیلی از ارزوهام رسیدم و دوست دارم بقیه اونا رو هم تجربه کنم
ما از سمت خدا اجازه داریم هر در خواستی داشته باشیم
ولی من همیشه منع میشدم که همه خواسته هامو یکجا بگم چقد پر توقعی
طمع رو نباید دوچندان کنی که صاحب کردم رو پشیمان کنی
و من در خواسته هام نباید طمع میکردم تا خداوند همون یکی دو در خواستمو اول پاسخ میداد وبعد نوبت بعدی
ولی حالا میخونم که من اجازه دارم هر در خواستی رو از خدا داشته باشم انگار بالهای بسته ام باز شد و ازاد شدم و میتونم ازادانه و راحت با خدای خودم هر چه بخوام بگم و به من پاسخ داده میشه
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
نومیدی از تحقق خواسته ها
خواسته ها به اون شکلی که ما تصور میکنیم پاسخ داده نمیشه و گاهی بعضی از خواسته ها زمان بیشتری میبره
یادمه همیشه بابام شوخی میکرد و میگفت خدایا پول میخوام الان دو کیسه پول بفرست و میخندید
ما انسانها دوست داریم که خواسته هامون زود پاسخ داده بشه و اگر یه مدت طول بکشه از پاسخ ناامید میشیم
خداوند برای پاسخ به خواسته های ما زمانبندی مخصوص خودش رو داره که از چشم ما پنهانه
ولی وقتی این زمان از نظر ما طولانی میشه خب من خودم رو لایق این پاسخ نمیدونم خب من اخه بنده بد خدا هستم و خداوند منو لایق نمیدونه اخه من که مثل افراد مومن و پاک نیستم پس خداوند خواسته منو پاسخ نمیده من گاهی اوقات که این عجله که از خصلت های من انسانه به سراقم میومد با خودم میگفتن خب اون خداست و نمیخواد خواسته تو رو بده تو مگه زورت به خدا میرسه و ناامید میشدم ولی یک خصوصیت خوب من این بود که بازم نا امید نمیشدم و باز فردا صبح به روشی که یاد گرفته بودم دعا میکردم و هر روز کارم این بود که شب ناامید میشدم و روز دوباره شروع میکردم و چون راه درستی یاد نداشتم و از عبادت هام هم چیزی نمیفهمیدم و حالم خوب نمیشد و راه دیگه ای هم نمیدیدم اخر شب با خدا فارسی صحبت میکردم و خودم رو تخلیه میکردم که چرا امروز هم گذشت و تو حاجت منو ندادی و غیره
نکته مهم اگرمن اتفاقی رو نمیبینم دلیل بر این نیست که خدا کاری نمیکنه بلکه این از چشمان من پنهانه و خداوند به پاسخ میده حالا ممکنه از نظر من زمینی زمان ببره
زمانی بود که من از لحاظ مالی اوضاع خوبی نداشتم به هر دری میزدم تا بتونم کاری دست وپا کنم سنم 30سال شده بود و همه میگفتن که دیگه از کار اداره برای من پیدا بشه از سنم گذشته رفتم گل سازی و رفتم ساخت برگهای درختان و نشد ورفتم حتی پله های خونه های مردم رو جارو کردم و و کلی به این درو اون در میزدم و در کمال نا باور ی خداوند در پنهان برای من درست میکرد و من نمیدیدم و از خدا گله مند بودم که چرا اوضاع منو میبینه و پاسخی به خواسته من نمیده ولی خداوند فردی از اشنا ها رو مدیر این اداره ای که الان هستم کرد و اون فرد منو به کار فرا خواند در کمال ناباوری و در سنی که برای من کار نبود من شدم کارمند و الان 19سال هست که در این شغلم و خداوند رو شاکرم و از خدا برای قضاوت نادرستم معذرت میخوام
از وقتی که وارد این سایت شدم و یاد گرفتم در کارهام به خدا توکل کنم وادامه بدم و به صفات خداوند ایمان داشته باشم زندگی بهتر ی دارم و از لحاظ مالی خیلی بهتر شدم زندگی بهتری دار م
من که شوهرم در اون زمان 4000تومان کار میکرد و در خانواده ما من از همه سطح مالی پایین تری داشتم الان اصلا باور نمیکنم که بتونم 5500میلون تومن اجاره خونه بدم البته از خدا خواستم به خودم خونه بده و منتظر هم زمانی هاش برای این کارم و میدونم وایمان دارم که بهش میرسم و تازه کلی هم قسط دارم و غیر ازاین هم هر چی دوست دارم میتونم بخرم تلویزیون جدید و لب تاپی که الان دارم در اون دوره رو مینوسیم و کلی چیز های دیگه
اگر این پاسخ به خواسته های من نیست پس چیه
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
من به معجزات الهی ایمان دارم
من اگر در ایمانم پایدار باشم خداوند مرا سرخورده و نا امید نمیکنه و خداند خلف وعده نمیکنه
زندگی نا خوش من و زندگی خوش من به واسطه افکار نادرست و یادرست من هست
ولی در طول زندگیم مادرم همه ناخوشی های منو یک امتحان الهی میدونست و به من میگفت سعی کن با صبر در این امتحان پیروز بشی و من هم که بالاخره صبرم لبریز می شدم عذاب وجدان داشتم که بازم از یک امتحان دیگه شکست خورده بیرون اومدم و همیشه سعی میکردم در امتحانات پیروز بیرون بیام ولی در اکثر اوقات نمیشد و ناامید تر از گذشته بودم ولی همیشه یک امید ضعیفی منو به ادامه راه دعوت میکرد و من همیشه به خدا میگفتم من ناامید نمیشم من بازم خواسته دارم ولی غافل از این که این همه اتفاقات به دلیل افکار نادرست من بود و این افکار من بود که خواسته های منو شکل میداد
در نهایت چه کسی غیر ازخدا میتونه یاری رسان من باشه؟
این خداونده که برای مساعل و مشکلاتم میتونه بهترین تصمیم رو بگیره و از دانش خود در من به ودیعه گذاشته تا بتونم در مقابل مساعل تصمیم بگیرم و از ارامشش در روحم گذاشته تا در مقابل مساعل بتونم با ارامش برخورد کنم
خدایا من با توکل به تو میخوام تمام اظطراب ها و نگرانی هایم را کنار بگذارم و ارامش تو را دریافت کنم
خدایا مرا در اغوش پر مهرت قرار بده و میدانم تنها جای امن من این اغوش پر مهر است
در پناه خدا باشید