وفاداری خداوند یکی از ویژگی هایی است که در توصیف خداوند از خود در قرآن و سایر کتاب های دینی ذکر شده است.
ایمان داشتن محدود به انجام واجبات و مستحبات نمی شود بلکه ایمان به صفات و ویژگی های خداوند است که میزان توکل و انتظار ما از خداوند را مشخص می کند.
هرچه بیشتر درباره ویژگی هایی که خداوند در وصف خود به کار برده است آگاهی پیدا کنیم، ایمان و توکل در وجود ما گسترده تر خواهد شد.
وفاداری خداوند
یکی از ویژگی هایی که خداوند در توصیف خود به آن اشاره کرده است وفا کردن به عهدی است که به آن وعده داده است.
حقیقتا خداوند به وعده خویش با شما وفا کرد. ﴿آل عمران: ١٥٢﴾
خداوند به هیچ وجه خلاف وعده نمی کند. ﴿الحج: ٤٧﴾
خداوند هرگز در وعده اش خلاف نخواهد کرد. ﴿الروم: ٦﴾
سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که با ما به وعدهی خویش وفا کرد. ﴿الزمر: ٧٤﴾
وعده یا عهد خداوند چیست
واژۀ وعد در قرآن ۱۵۱ بار آمده است که ۹۱ بار از آن به وعدهای خدا، که در موقعیّتهای متفاوت صادر شده، اختصاص یافته است که نشان از اهمیّت این واژه دارد.
وعدۀ مغفرت و أجر عظیم، وعدۀ معاد و قیامت، وعدۀ بهشت و نعمت های بهشتی، وعدۀ جهنّم و عذابهای جاودانه، وعدۀ خلافت در زمین
در وفای به عهد خداوند در برآورده کردن دعا یا آرزوها در قرآن آمده است:
بگو: اگر دعا و عبادت شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمىكند
سوره فرقان آیه ۷۷
دعا، همان درخواست کردن است. آرزوها و خواسته هایی که انتظار داریم خداوند آنها را برآورده کند همان دعایی است که خداوند به آن در قرآن اشاره کرده است.
همچنین آمده است:
و چون بندگان من از تو در بارهى من بپرسند، همانا من [به آنها] نزديكم و دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم، پس آنها نيز دعوت مرا اجابت كنند و به من ايمان بياورند، باشد كه راه يابند.
سوره بقره آیه ۱۸۶
بنابراین اجابت کردن دعا توسط خداوند از وعده هایی است که در قرآن آمده است و از آنجا که خداوند نوید داده است که به وفای خود عمل می کند بنابراین ما همیشه باید به وفاداری خداوند در برآورده کردن خواسته ها و دعاهایمان ایمان داشته باشیم.

خواسته ها و آرزوها
هر انسانی در مدت زندگی خود به طور طبیعی به مسائل و مشکلاتی برخورد می کند که باعث شکل گیری خواسته یا آرزو در وجود او می شود.
مواجه شدن با مشکل مالی در زندگی به طور خودبخودی باعث شکل گیری خواسته ثروت در ذهن فرد می شود.
مواجه شدن با مشکل بیماری در زندگی به طور خودبخودی باعث شکل گیری خواسته سلامتی و شفا در ذهن فرد می شود.
بنابراین چه بخواهیم و بدانیم چه ندانیم و نخواهیم، خواسته ها و آرزوهای متعدد در طی زندگی کردن در وجود ما شکل می گیرد.
بنابراین نگرشی که ما را از درخواست کردن از خداوند منع کرده است نمی تواند صحیح باشد چون این عمل به شکل خودبخودی همواره در طول زندگی ما انجام خواهد شد.
در آیه ۱۸۶ سوره بقره خداوند می فرماید: دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم.
اما مشخص نکرده است که چه درخواست هایی و در چه شرایطی به این معنی که درخواست و دعا می تواند هرچیزی در هر شرایطی باشد.
مهم نیست درخواست کننده زن باشد یا مرد، مهم نیست که بزرگسال باشد یا خردسال، مهم نیست چند درخواست تا کنون از خداوند داشته است، مهم نیست در چه مکان یا خانواده ای زندگی می کند. این حق برای همه انسانها از طرق خداوند درنظر گرفته شده است که در مدت حضور خود در دنیای مادی بتوانند درخواست و دعا کنند.
هر کدام از ما در قلبمان آرزوها، خواسته ها و اهدافی داریم که بنا به شرایط و علاقه و نیاز ما برای ادامه زندگی و داشتن احساس و تجربه بهتر از زندگی کردن در وجود ما شکل گرفته اند.
بنابراین همه خواسته ها به یک اندازه از سمت خداوند ارزشمند هستند و بدون اولویت بندی از نظر ارزشمندی یا مفید بودن و نبودن پاسخ داده می شوند.
ممکن است خواسته یا نیاز فردی در زندگی دستیابی به روشی برای نجات عده ای از انسانها از شرایط بیماری باشد، ممکن است خواسته یا نیاز فردی در زندگی دستیابی به روشی برای کشتار جمع بیشتری از انسانها در یک وسیله نظامی باشد.
خواسته ها و آرزوها از نظر و معیارهای انسانی تفکیک و به خوب و بد تقسیم می شوند درحالی که از نظر خداوند هیچ تفاوتی بین آرزوهایی که در قلب انسانها شکل می گیرد وجود ندارد.

تحقق آرزوهای من
زمانی که به لطف خدای مهربان موضوع درخواست کردن و اجابت خواسته ها از سمت خداوند را درک کردم در سن سی و چند سالگی برای بار اول در زندگی با شور و اشتیاق درخواست کردن از خداوند را شروع کردم.
مانند فرد تشنه ای که به آب رسیده است با عجله درخواست های متعددی را به خداوند عرضه کردم و برای اولین بار در زندگی ام تحقق خواسته هایم را فقط و فقط از خداوند انتظار داشتم. چون تا قبل از این خانواده، دولت و … را مسئول برآورده کردن آرزوهایم می دانستم.
درخواست های زیادی از خداوند داشتم که برخی از آنها به این شرح بود:
- همه بدهکاری هایم را پرداخت کنم. (هیچ راهی به نظرم نمی رسید.)
- هیچ وام بانکی نداشته باشم. (این موضوع به نظرم محال ممکن بود)
- همیشه در حسابم پول به اندازه کافی داشته باشم. (هیچ امیدی به تحقق این خواسته نداشتم)
- کسب و کاری داشته باشم که محدود به مکان نباشد. (هیچ ایده ای برای این خواسته نداشتم که چطور و چگونه باید باشد)
- آزادی زمانی و مکانی در زندگی داشته باشم. (عقیده داشتم در زمان پیری و بعد از بازنشستگی ممکن خواهد بود)
- رابطه عالی با همسرم داشته باشم. (به نظرم محال ممکن بود چون ایشان علاقه ای به این مباحث نداشتند)
- خریدن ماشین خارجی. (اون زمان به نظرم دست نیافتنی بود.)
- فرزند سوم ما یک دختر زیبا باشد. (از نظر پزشکان این امکان وجود نداشت)
- احساس آرامش و ایمان قلبی در زندگی داشته باشم. (چیزی که هیچوقت تجربه نکرده بودم)
- برای همیشه لاغر شده و رنج چاقی پایان یابد. (به هیچ وجه نمی توانستم تصور کنم راهی برای تحقق این خواسته وجود داشته باشد)
- خرید خانه ای بزرگتر و مجهز با تمام امکانات رفاهی نو. (هیچ پولی برای تحقق این خواسته نداشتم و آن را محال می دانستم)
- مسافرت رفتن به کشورهای دیگه. (اون زمان به نظرم خنده دار می یومد که من عازم سفر خارجی شوم)
اینها فقط برخی از درخواست ها و آرزوهای من از خداوند در همان روزهای اول درک این مطلب در سال ۱۳۹۳ بود که می توانم به هر اندازه از خداوند درخواست کنم.

به لطف خدای مهربان امروز در سال ۱۴۰۲ علاوه بر همه آرزوهایی که شرح داده شد بسیاری از نعمت های که حتی من درخواست نداده بودم وارد زندگی ام شده است و در حال استفاده و تجربه کردن آنها هستم.
هر کدام از ما خواسته ها، آرزوها و اهداف متفاوتی در قلب خود داریم، آرزوهایی که دوست داریم محقق شوند.
- شاید دوست داشته باشید بچه دار شوید یا فرزند دیگری داشته باشید.
- شاید نیاز به شفا و سلامتی کامل داشته باشید.
- شاید دوست داشته باشید برای همیشه لاغر شوید.
- شاید دوست دارید مشغول کار شوید و از این طریق درآمد داشته باشید.
اینکه بدانید از سمت خداوند اجازه دارید هر خواسته یا آرزویی داشته باشید تا حد زیادی از احساس گناه و شرمندگی اینکه نباید از خداوند درخواست های زیاد یا مکرر داشته باشید کاسته می شود.
اینکه اکنون می دانید که خداوند وعده داده است (دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم) اشتیاق و انتظار برآورده شدن آرزوهایتان توسط خداوند را در قلب شما افزون و چشم انتظار کمک و یاری دیگران بودن را کاهش می دهد.
اینکه اکنون می دانید که خداوند بر وفای به عهد خود تاکید کرده است:
- حقیقتا خداوند به وعده خویش با شما وفا کرد.
- خداوند به هیچ وجه خلاف وعده نمی کند.
- خداوند هرگز در وعده اش خلاف نخواهد کرد.
- سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که با ما به وعدهی خویش وفا کرد.
باید امید و ایمان شما نسبت به برآورده شدن آرزوهایتان را هزاران برابر کند و از هم اکنون با احساس خوب و اشتیاق منتظر تحقق آرزوهای خود باشید.
اکنون دیگر با تمام وجود باید باور کنید که خداوند با روح شما از وفای به عهد خود سخن گفته است.
خداوند مسئول کاشتن بذر امیدواری برای تحقق آرزوها در قلب و درون شماست.

نومیدی از تحقق خواسته ها
با تمام توضیحاتی که درباره طبیعی بودن درخواست کردن و مجاز بودن انسان برای داشتن هر گونه درخواست به هر تعدادی اما باید به این نکته توجه کنید که برآورده شدن یا تحقق آرزوها ممکن است به آن سرعت یا شکل و شمایلی که شما دوست دارید یا فکر می کنید انجام نشود.
خداوند زمان بندی و طریقه برآورده کردن مختص به خود را دارد که از ذهن و نظر انسانها پنهان است.
ممکن است تحقق وعده های الهی زمانبر باشد و با زمانبندی یا نیازمندی ما هماهنگ نباشد. اینجاست که مجال نومیدی از رحمت خداوند و سست شدن ایمان نسبت به وفاداری خداوند فراهم می شود.
در این شرایط ممکن است منفی نگر شویم و افکار متعدد در ذهن ما مرور شود که انگار خداوند به عهد خود وفادار نبوده است.
شاید من لایق و مستحق تحقق آرزوهای خود نیستم.
شاید خداوند از من راضی نیست و به همین دلیل به من توجهی ندارد.
شاید وعده الهی محقق نشود.
شاید و شاید و شایدهای متنوع در ذهن ما مرور می شود و این بهترین فرصت برای نجواهای شیطانی است که ایمان ما را سست و امید و اشتیاق ما را نابود کند.
دلیل اینکه خیلی از ما به تحقق وعده های الهی باور نداریم یا اگر داریم به راحتی این باور در ما سست و ناپایدار می شود این است که خیلی زود دست از تلاش برداشته و از دنبال کردن آرزوهایمان دلزده شده و از تحقق آرزوهای خود ناامید می شویم.
اما نکته مهم و کلیدی این است که: اگر شما اتفاقی را نمی بینید به این معنی نیست که خداوند کاری نمی کند یا اجابت درخواست شما را فراموش کرده است.

زمانی که من با درک این واقعیت که خداوند برای من فرصت درخواست کردن هر چیزی به هر مقداری را فراهم کرده است و با اشتیاق از او درخواست می کردم به این صورت نبود که درخواست های من با فاصله زمانی معین و بر اساس نیاز من برآورده شود.
اما آنچه سبب شد در این مسیر باقی ماده و ایمانم بر وفاداری خداوند بر تحقق آرزوهایم را حفظ کنم ذوق و شوق تجربه نزدیکی خداوند و تجربه برآورده کردن آرزوهایم بود مخصوصا آرزوهایی که هیچ نشانه یا امیدی به برآورده شدن آن نداشتم.
زمانی که من از خداوند درخواست کردم همه بدهکاری های مرا پرداخت کند هیچ ایده یا پول یا راهی برای این کار سراغ نداشتم. البته که بدهکاران هم از طلب خود انصراف نداده بودند و پیوسته از من درخواست پرداخت طلب خود را داشتند.
بارها این فکر در ذهن من مرور می شد که چند روز گذشته است اما هیچ اتفاقی رخ نداد. شاید این طریق و این انتظار پایان خوشی نداشته باشد.
اما من تصمیم گرفته بودم در هر شرایط ایمان خود به وفاداری خداوند بر تحقق آرزوهایم را حفظ کنم.
چند ماه به همین صورت سپری شد تا ایمان من به معجزات الهی نتیجه داد و روند تسویه بدهکاری های من به شکل های مختلف شروع شد.
جالب اینکه زمان پرداخت و تسویه بدهکاری ها از زمان انتظار من برای شروع این روند کوتاه تر بود.
به این معنی که اگر من شش ماه یا هشت ماه از ایمان خود بر وفاداری خداوند محافظت کردم معجزات الهی در کمتر از شش ماه همه بدهکاری های مرا پرداخت کرد.
بدهکاری هایی که حاصل چندین سال تلاش و کوشش در کسب و کار بود در کمتر از چند ماه تسویه شد. این معجزه نیست؟!
زمان بر بودن تحقق آرزوها به این معنی نیست که خداوند ما را از یاد برده است یا بر عهد خود وفادار نیست.

هر بار که در ذهن تان نجوای شیطانی وعده داد که زمان زیادی سپری شده است و هیچ خبری از وفای خداوند به عهد خود نیست باید به خودتان یادآوری کنید که به هیچ وجه اینگونه نیست و خداوند وفای خود در تحقق آرزوها مرا فراموش نکرده است.
ممکن است شرایط زندگی به شکلی پیش رود که هیچ نشانه ای از تحقق آرزوها و یا حتی نزدیک بودن آن مشاهده نکنید اما این هم دلیل محکمی برای شک و تردید به وفاداری خداوند نیست و نباید باشد.
خداوند به آنچه گفته است وفادار است. تمام وعده هایش محقق می شود و آمین گفتن های ما بعد از درخواست و دعا کردن در واقع پاسخ خداوند به دعا و درخواست ماست.
برای ماندن در مسیر ایمان به وفاداری خداوند باید آنچه بر عهده دارید را به خوبی و با اشتیاق انجام دهید. هرچند ممکن است تحقق وعده غیرممکن به نظر برسد باید به کارتان با ایمان ادامه دهید و اجازه ندهید افکار و نجواهای منفی و همچنین حرف و حدیث های اطرافیان باعث تقویت شک و تردید و سست شدن ایمان شما شود.
در مسیر تحقق آرزوهایم همیشه با ایمان به مسیر خود ادامه دادم و هرآنچه به نظرم باید انجام می دادم را با ایمان به تحقق خواسته هایم انجام داده ام.
در آن زمان که انتظار تحقق پرداخت شدن بدهکاری هایم را داشتم هر روز با اشتیاق و انگیزه مضاعف در محل کارم حاظر می شدم و با اطمینان و آرامش و کلام نرم با افرادی که درخواست طلب خود را داشتند برخورد می کردم.
با اینکه هیچ پولی برای پرداخت به آنها نداشتم اما با امید و ایمان به اینکه شرایط اینگونه نخواهد بود و معجزات الهی وارد زندگی من خواهد شد با آنها صحبت می کردم.
من به انجام کار صحیح و روش درست ادامه دادم تا فصل تحقق وعده های الهی فرا رسید و من شاهد وفاداری خداوند در زندگی خودم به شکل های مختلف بودم.
پرداخت شدن بدهی ها، تسویه همه اقساط بانکی، تغییر کسب و کار، اندوخته شدن پس انداز، باردار شدن همسرم، خرید خانه با همه تجهیزات نو، خریدن ماشین اسپورتیج، افزایش چند ده برابری درآمد، رشد و گسترش جهانی کسب و کار، تجربه آرامش ذهنی و قلبی، بهبود رابطه عاطفی و از همه مهمتر هدایت به روش لاغری با ذهن و یکبار برای همیشه لاغر شدن.
اینها برخی از میوه های فصل معجزات الهی در زندگی ام است که در بهترین زمان ممکن وارد زندگی ام شد و من بهترین استفاده و لذت از این نعمت ها را تجربه کردم.
خداوند شما را سرخورده نخواهد کرد اگر بر ایمان خود پایدار باشید. در قرآن نا امیدی از رحمت خداوند امری نامطلوب و از ویژگی افراد کافر بر شمرده شده است.

در قرآن منشاء ناامیدی های انسان مواجهه شدن با ناخوشیهای زندگی معرفی شده است، ناخوشیهایی که به واسطه افکار و عملکرد نادرست خودمان به آن دچار شده ایم اما به اشتباه کمان می کنیم خواست خداوند یا امتحان الهی بوده است و مورد غضب خداوند قرار گرفته ایم باعث نومیدی خود می شویم.
در آیه36 سوره روم آمده است:
و چون مردم را رحمتى بچشانیم، به آن شاد مىشوند و چون به [سزاى] آنچه دستاورد گذشته آنان است، صدمهاى به ایشان برسد، بناگاه نومید مىشوند.»
نسبت به اینکه خداوند هرگز به شما صدمه ای وارد نمی کند بلکه همواره یاور و هدایت کننده شماست باید ایمان قلبی داشته باشید. ایمانی که به سادگی و به واسطه مواجه شدن با هر شرایطی در زندگی سست و از هم گسسته نشود.
همیشه به خودتان یادآوری کنید:
چه کسی جز خداوند می تواند یاری رسان من باشد؟!
باید بپذیرید و اجازه دهید این افکار و نگرش ها در اعماق وجودتان نفوذ کند:
- من به معجزات الهی باور دارم.
- من به وفاداری خداوند ایمان دارم.
- من اطمینان دارم خداوند مرا مایوس نخواهد کرد.
- من باور دارم زمان همه امور در اختیار خداوند است.
- تحقق آرزوهایم هرچقدر که از نظر من بزرگ باشند برای خداوند هیچ چیز نیستند.
- همه خواسته ها و آرزوهای من جز بسیار ریزی از این جهان هستند.
- تحقق آرزوهای من در برابر عظمت و توانمندی خداوند هیچ چیز نیست.
اگر ما همواره به خداوند توکل کرده و به وفاداری خداوند ایمان داشته باشیم، او هم راهی جلوی پای ما قرار خواهد داد، حتی اگر شرایط طوری به نظر برسد که انگار هیچ راهی وجود ندارد.
- خداوند برای هر مساله ای در زندگی من راه حلی مناسب سراغ دارد.
- خداوند از خردمندی خود در وجود من قرار داده است تا بهترین تصمیم را برای هر مساله ای اتخاذ کنم.
- خداوند از آرامش بی نهایت خود در وجود من قرار داده است تا در برخورد با هر مساله ای آرامش داشته باشم.
شجاعت این را داشته باشید که به خداوند توکل کنید و همه چیز را به او بسپارید.
اشتیاق این را داشته باشید که به سمت خالق خود که محلی امن و آرام است باز گردید.
دست از نگرانی، اضطراب و این فکر که آیا خواسته تان محقق می شود یا خیر بردارید.
خداوند همه انسانها و همه موجودات جهان هستی و همه ستارگان و اجسام معلق در فضا را در دستان خودش نگه داشته است.
او هرگز در تحقق وعده هایش ناکام و فراموشکار نمی شود. به وفاداری خداوند ایمان داشته باشید.
تمرین:
۱- با توجه به آگاهی که از مطالعه این نوشته دریافت کردید دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.
۲- نگرش شما درباره درخواست کردن از خداوند چه بوده است؟ آیا خود را لایق درخواست کردن و برآورده شدن خواسته هایتان می دانید؟ در اینباره شرح دهید.
۳- مواردی که در زندگی خود یا اطرافیانتان رخ داده است و خداوند فراتر از انتظار بندگان عمل کرده و مسائل یا خواسته ها را برآورده کرده است را بنویسید.
۴- مثال هایی از وفادار بودن خداوند در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کرده و شرح دهید.
۵- مثال هایی در زندگی خود پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهی های این قسمت برای شما واضح شده است که چرا به خواسته خود رسیدید درحالی که از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به برخی آرزوها نرسیدید که رسیدن به آن تقریبا در دسترس بود.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.30 از 107 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده ومهربان
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
من به معجزات خداوند ایمان دارم
همیشه تعریفی که از ایمان به خداوند داریم این بوده که واجباتی مثل نماز یا روزه یا دعا رو انجام بدیم کسی که واجبات رو انجام می ده نمونه یه آدم با ایمانه
ولی ایمان واقعی شناخت ویژگی های خداوند وصغات خداوند است وایمان به واقعی بودن این صفات
وفاداری خداوند به وعده های که در قرآن به ما داده یکی از ویژگی های خداوند است که باید بهش ایمان داشته باشیم خداوند دعای دعا کننده را می شنود اجابت می کند وقتی این باور در ما شکل بگیره دیگه با خیال راحت همیشه خواسته خودمون رو از خداوند طلب می کنیم وجلو کس دیگری گردن خم نمی کنیم خداوند به ما اجازه داده هر درخواستی از او داشته باشیم فرقی نمی کند آرزو وخواسته ما چه چیزی باشد ما زن باشیم یا مرد اون خواسته به نفع کسی باشد یا ضرر کسی در واقعه خداوند این امکان رو برای ما فراهم کرده بدون محدودیت زمان ومکان وین وسال فارغ از هر کم کاستی از اون بخوایم واون هم اجابت کنه شاید حتی از گفتن بعضی خواسته ها بترسیم واونو خیلی غیر قابل برآورده شدن بدونیم اما خواسته ما برای خداوند خیلی. ناچیره حتی عظیم ترین خواسته های ما. که تصورش برامون ممکن نیست برای خداوند ناچیره اون که زمام تمام عموم به دستشه اونکه تمام عالم اجسام معلق در فضا در کف دستشه چطور خواسته ما براش چیری به حساب میاد
خیلی از ماها وقتی بخاطر طرز فکر وعملکرد خودمون نا کام می شیم وبا شکست مواجه می شیم این شکست رو امتحان خداوند وغضب خداوند برای تنبیه خودمون می دونیم برای همین این ناکامی و بدبیاری رو حق خودمون می دونیم واز دعا وآرزو درخواستی پیش خدا ناامید می شیم ودیگه چیزی از خدا نمی خوایم واین ناامید خودش حربهی شیطانه برای ایجاد فاصله بین خدا وبنده خودش
خداوند هرگز برای بنده هاش بدی رو نمی خواد. هرگز ضرری آسیبی به بنده هاش نمی زنه هرچی از طرف خدا به ما می رسه خیر وخوبی اگه بدی هست از جانب خود ماست اگر خواسته هامون رو با ایمان قوی اطمینان کامل به وفاداری خداوند به خودش بسپاریم دیگه نباید ناامید بشبم ممکنه زمان بر باشه ممکنه طول بکشه ولی هرگز شکی در وعده خداوند نیست اون وفادارترین وفاداران به عهده هرگز خلف وعده نمی کنه باید منتظر بمونیم با شوف وذوق اگه ناامیدی اومد سراغمون که طبیعی هم هست باید خیلی زود ازش گذر کنیم وفقط با ایمان ادامه بدیم
وقتی خداوند از روح خودش در کالبد ما دمیده صفات خودش رو در وجود ما نهادینه کرده از هر صفتی به ما داده صفت مهربانی کریم بودن رحیم بودن از خردمندی خودش به ما داده تا درک کنیم ودر موقعیت های مهم در بزنگاه های مهم زندگی بهترین تصمیمات رو بگیریم وهوشبار باشیم واز الهاماتش استفاده کنیم
تحقق آرزوها توسط خداوند طبق تصور ما نیست متلا ازش پول بخوایم ویه گونی پول سر راهمون بزاره نحوه تحقق خواسته ها جز اسرار خداونده وما از درک اون عاجز هستیم ما فقط باید ایمانم ن رو حفظ کنیم و ره ای شک به دلمون راه ندیم ودر هر موقعیتی که هستیم با اشتیاق ادامه بدیم پشتمون به خدا گرم باشه
سالها پیش پدرم از خداوند خواست به اون فرزند پسری بده با وجود اینکه مادر من سنی ازش گذشته بود و دکتر بهشون گفته بودن یاعسه شدن ودیگه نمی تونن بچه دار بشن اما در کمال ناباوری همون روز که دکتر این حرفها رو بهشون زدن متوجه شدن بازدار هستن وتنها برادر من به دنیا آوردن
به تازگی همسر من برای خریدن ماشین خیلی تلاش کرد تا با ثبت نام یه ماشین پژو پارس براش دراومد ولی همیشه می گفت توی تصوراتم یه ماشین دنا پلاس هست وانو دلم می خواد داشته باشیم من با اینکه می گفتم ایمانم قوی ولی توی دلم این خواسته اونو مسخره می کزدم می گفتم همین پزو هم نقد نخریدی ثبت نامی بوده از کجا می تونی دنا پلاس بخری ولی الان از برج 9که ماشین به اسمش دراومده تا الان که برج 11 است شرایط اونقد تعقیب کرده که داره برای ماشین فونیکس اف ایکس ثبت نام می کنه حتی از دنا پلاس هم قیمتی تر
چندین سال خونه عمه ام مستعجر بودیم من به شدت از شرایط خونه ناراضی بودم ومدام غر می زدم بدون اینکه شرایط خونه گرفتم جدید رو داشته باشم ناگهانی آزمون خواستن بلند شیم همسرم خیلی ناراحت شد خیلی نگران بود می گفت رهن خونه ها خیلی بالاست من حداقل چندماه وقت لازم دارم پول رهن جور کنم این سالها چون اونا فامیل بودن از ما نخواستن به پول پیش اضافه کنیم برا همین هیچی پول پیش نداشتیم هرجا می رفتیم خونه می دیدیم ته شهر وبدتزین خونه ها از اینی هم که توش بدیم بدتر بود اما من هر روز سر نماز با ایمان کامل دعای خونه دار شدن رو می خودمم واز خدا یه خونه خوب تو دل شهر می خواستم به 15 روز نکشبد توی آگهی دیوار یه خونه پیدا کردم هیچ عکسی از خونه نگذاشته بودن هرچی به همسرم می گفتم بریم ببینیم یا به شماره ای که گذاشته زنگ بزنیم قبول نمی کزد می گفت این آگهی ها الکیه الان میری می بینی یه خونه داغونه چند روزی اسرار کزدم تا قبول کزد در عین ناباوری تا با بنگاهی حرف زد بنگاهی فامیل از آی در اومد فامیل نزدیک همون روز گفت بیاین ببرم خونه رو نشونتون بدم خونه تو دل بازار بود خیلی خیلی شرایط عالی با همون امکانات انتظارات من اونقد ذوق کرده بودم که همون جا گفتیم ما همین رو می خوایم وقتی مقدار رهن رو گفت ما ده میلیون کم داشتیم ولی من باز ناامید نشدیم همسرم گفت فراموشش کن همین مقدار از برادرام قرض گرفتم وقتی ازخونه اومدیم بیرون متوجه شدم صاحب خونه پسر دایی یکی از دوستان خودمه چون بنگاهی کلید رو برد داد به اونا منم به دوستم زنگ زدم اونم با پسر داییش که صاحب خونه بود حرف زده بود شرایط مار. گفته بود قبول کرده بود همون مقدار رو داریم بدیم بقیه پول رو ماه دیگه پرداخت کنیم وقتی همسرم فرداش کلید خونه رو داد دستم سجده شکر کزوم همه آشناها دوستانمون باور نمی کزدن ما تو مدت کوتاه خونه به این عالی تو همچین جایی با این مقدار رهن گرفته باشیم
خداوند همیشه به موقعه امداد غیبی خودش رو به کمک ما می فرسته و درهای قفل شده زندگی ما رو باز می کنه
ما بنا به شرایطمون در طول زندگی همواره خواسته هایی از خداوند داریم مریض می شیم برای سلامتی دعا می کنیم بی پول می شیم برای پول دعا می کنیم گرفتار دادگاه ومشکلات قصایی می شیم برای خلاصی دعا می کنیم در واقعه انسان چه بخواد چه نخواد همواره در حال نیازه وجز خداوند هم کسی قادر نیست نیاز مارو برآورده کنه خداوند همیشه حواسش به ما هست ونمی زاره توی سختی بمونیم همیشه یه راهی برامون باز می کنه تا از سختی هامون کنه این ماهستیم که باید این ونشانه هارو دنبال کنیم بدونیم همواره تحت حمایت خداوندیم واوست که اگر بخواد هر ناممکنی ممکن می شه واگر نخواد برگ خشکی از درخت نمی افته 🌷
من به وفاداری خداوند در عهدی که باهاش بستم و وعده ای که ئهم داده آسمان دارم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
خداوند از خودش در قرآن به وفاداری یاد کرده
و در سوره حج و خیلی جاهای دیگه قرآن گفته که هرگز خدا در وعده خودش تخلف نخواهد کرد
و ایمان یعنی من بدونم و باور داشتم باشه که خداوند وفاداره،خداوند پاسخ دهنده هست،خداوند هدایت کننده هست،خداوند گسترش دهنده هست و اگه درخواستی داشته باشیم پاسخ میده و کارش رو بدون کوچکترین نقصی انجام میده فقط کافیه ما بهش اعتماد کنیم و اعتماد یعنی از ته قلبمون مطمئن باشیم که میشه و مشتاقانه و با احساس خوب زندگی کنیم طوری که انگار خواسته مون داره خلق میشه مثل وقتی که دلمون میخواد کابینت های نو داشته باشیم و کابینت کار تو خونه مونه و داره کابینهاش رو نصب میکنه و ما میبینیم که مراحل کار داره انجام میشه و اگه یکماه هم طول بکشه خلاصه تموم میشه و میتونیم ازش استفاده کنیم پس مشتاقانه ظرفا رو میخوریم و آماده چیدن میکنیم ،ظرفای کهنه و اضافه رو میریزیم دور و ظرفای نو میخریم و آماده هستیم تا کار تموم بشه و ما ازش استفاده کنیم و بالاخره آماده میشه و ما استفاده میکنیم چند روز میگذره و ذوق و شوق ما برای کابینهای جدید فروکش میکنه و بعد تو ذهنمون یه خواسته دیگه شکل میگیره
باید برامون منطقی بشه که ساز کار جهان و خدا و انسان ها اینطوریه ؛
برای ما مسائل و مشکلاتی پیش میاد که در ما خواسته شکل میگیره و وقتی ما با ایمان و توکل به خدا در مسیر هدایت خداوند برای تجربه خواسته هامون قرار میگیریم داریم همسو با خداوند جهان رو گسترش میدیم و این بسیار بسیار مقدسه
و اینجا اصلا مهم نیست که انسان ها مد هستند یا زن ،چند سالشونه، تحصیلاتشان چیه ،کجا زندگی میکنن،تنها چیزی که مهم هست اینه خواسته داشته باشیم و حرکت کنیم و خلق کنیم و جهان گسترش پیدا کنه و خداوند قدرت خودش رو تجربه کنه و اگه خواسته نداشته باشیم مثل قبلا خودم بازم تاثیر گذار هستیم ولی اینبار برای دیگران ،ما در همزمانیهایی قرار میگیریم که دیگران خواسته هاشون رو تجربه کنن و ما احساس پوچی میکنیم کاری که سالها انجام دادم هیچ خواسته ای نداشتم چون فکر میکردم اینجوری پیش خدا عزیزترم و یا اصلا خودم رو لایق رسیدن به خواسته هام نمیدونستم به هزار و یک دلیل که تو ذهنم ذخیره کرده بودم سالها همین اطلاعات نزاشت من قدم از قدم بردارم و فقط و فقط خودم رو موظف دونستم به همسر ،بچها،پدر و مادر،…
کمک کنم تا حالشون بهتر بشه و یا راحتتر زندگی کنن ولی خودم هیچ وقت از خودم حس رضایت نداشتم و هیچ کاری هم برای خودم انجام نمیدادم!!!
یادمه که چند سال پیش یه مربی ورزشی داشتم که زن مستقلی بود و البته فعال هم دنبال علاقه مندی های خودش بود و هم برای خانواده اش موثر ،منم همیشه دلم میخواست اینطوری باشم ولی اون موقع این موضوع برام محال بود ،من که نمیتونم !
ولی الان که دارم فکر میکنم من یه خانوم مستقل و فعال هستم هم کارهایی رو که خودم دوست دارم انجام میدم و هم برای بچهام موثر هستم و این میشه دقیقا همین پروسه من یه خواسته ای رو به جهان ارسال کرده بودم و بعد از چند سال همزمانی های خداوند طوری رقم خورد که الان من دارم طبق خواسته خودم زندگی میکنم ولی یادم رفته
پس الان هم که با مسائلی روب و هستم خواسته در من شکل گرفته و باید مطمئن باشم که اونا رو هم تجربه کنم فقط کافیه با ایمان به اینکه خداوند منو به سمت اون خواسته هام ،هم هدایت میکنه از راهی که من نمیدونم،زمانی که من نمیدونم ولی خواهد رسید چون هست و من تجربه میکنم
پارسال که دچار چالش بزرگی شدم دلم میخواست خونه ام رو عوض کنم تا کمی از خاطرات گذشته دور بشم دوست داشتم یه خونه بزرگتر سه خوابه اجاره کنم و اصلا هم به چطورش فکر نمیکردم و خداوند همزمانی هایی رو رقم زد و منو به سمتش هدایت کرد هفت برابر پولی که داشتم به دستم برسه و من یه خونه سه خوابه آفتابگیر نزدیک خونه مادرم رهن کنم و جالبه که صاحب خونه ده سال بود که خونه رو خریده بود ولی اجاره نداده بود و خونه خالی بود حالا چطور بود که تصمیم گرفته بود خونه اش رو رهن کامل بده من نمیدونم ولی خدا میدونه !!
الان یادمه که من دوست داشتم خونه ام سر کوچه باشه و دو نبش و آفتابگیر و با همسایه های خوب و دقیقا همینطور شد پس همین خدایی که معجزه کرد و من خواسته ام رو تجربه کردم بارم به عهدش وفا میکنه و من بازم هم میتونم خواسته هام رو تجربه کنم بارها و بارها
خواهر من حدود ده سال بچه دار نمیشد و دوست داشت یه بچه داشته باشه و الان چهار تا بچه خوشگل داره و داره خواسته اش رو تجربه میکنه
مادرم پارسال میخواست یه آپارتمان ۱۱۰یا ۱۲۰متری بخره و تونست ۱۵۰متری بخره و الان داره تجربه اش میکنه
چند سال پیش من دلم یه کتونی سفید میخواست که در عرض مدت کوتاهی سه تا کتونی سفید مارک رو تجربه کردم
و دخترم که دوست اتاق جداگانه و میز توالت آبی داشته باشه که الان داره تجربه میکنه
و پسرم که دوست استوک مارک و چند تا کتونی و لباسهای مورد نظرش رو داشته باسه که داره
من چند سال پیش دوست داشتم یه موبایل اندروید داشته باشم ولی زیاد بهش فکر نمیکردم و از موبایلی که داشتم خوب استفاده میکردم و حالم هم باهاش خوب بود و یادمه که برادر همسرم که خارج از کشور هست برام یه گوشی آیفون سون پلاس فرستاده خیلی فراتر از خواسته من بود
وقتی فکر کردم دیدم خیلی چیزایی رو که دوست داشتم خداوند به من داده و من تجربه کردم ولی همیشه به چیزایی فکر میکردم که ندارم و دوست دارم داشته باشم
حتی یادمه که وقتی میخواستم ازدواج کنم طبق شنیده هام میگفتم که فقط برای من عشق تو زندگی مهمه و مسائل مالی اصلا مهم نیست حتی من میتونم از نقطه صفر زندگیم رو شروع کنم و دقیقا در شرایطی قرار گرفتم و با کسی ازدواج کردم که عشق و توجه فراوانی به من داشت ولی ما از نقطه زیر صفر با مبلغ بالایی بدهی شروع به زندگی کردیم و با اینکه پیشرفت هایی تو زندگیمون داشتیم ولی همیشه مشکل مالی داشتیم ولی یه زندگی عاشقانه داشتیم که شاید تصورش برای دیگران سخت باشه ،همسرم میگفت که وقتی از روابطمون برای همکاراش میگه باور نمیکنن و فکر میکردن که دروغ میگه !
با انجام این تمرین حس خوبی پیدا کردم ،با خودم یادآوری کردم که خداوند پاسخ منو میده همونطوری که تا الان داده و منو به سمت تجربه خواسته هام هدایت کرده و من باید مطمئن باشم که خداوند داره کارها رو درست میکنه که من در زمان درستش خواسته هام رو تجربه کنم
من باید مشتاقانه و امیدوارانه زندگی کنم و کسب آگاهی ها رو و تکرار و تمرین رو ادامه بدم و حال خوبم رو حفظ کنم تا خواسته هام رو تجربه کنم و دوباره خواسته های بیشتری رو به خداوند بدم
من احساس میکنم که در مسیر هدایت خداوند دارم پیش میرم و تنها چیزی که در مقابل دارم تجربه خواسته هام هست
استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم
خدای وفادارم بینهایت سپاسگزارم
با سلام و احترام
وفاداری خداوند ناشی از وجود یک سیستم بدون خطاست. سیستمی که ورودی آن باورهای بندگان است. حال چنانچه باورها و خواسته های ما هم جهت باشند، ما به همان میزان به خواسته های خود می رسیم و لیکن چنانچه باورها و خواسته های ما هم جهت نباشند، با عرض معذرت ما به همان مییزان از خواسته های خود دور می شویم. مثلا اگر “خواسته مان” ثروت زیاد است و “باورمان” این است که ثروتمند شدن بسیار سخت و به عوامل مختلفی بستگی دارد، در جنگ بین این دو، این “باورمان” است که همواره پیروز این میدان است.
من با آموزه های استاد، تلاش می کنم که خواسته هایم با باورهایم تطبیق کامل داشته باشند و از آنجا که حداوند هیچ گاه خلف وعده (قانون)نمی کند، من همواره و به صورت صد در صدی به خواسته هایم خواهم رسید. انشاالله.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همرام
من به وفادری خداوند ایمان دارم
من بخاط مهاجرت کردن اجدادم به عراق بخاتر امام حسین و ماندگار شدن انها در ان کشور در کربلا به دنیا آمدم مادرم در ۱۴ سالگی مادرش مریض می شه و اصفهانی بوده پدر بزرگم مادربزرگم و دوتا دخترا رو می بره اصفهان پیش مادرش و بر میگرده عراق و در مدتی که مادر بزرگم درمان می شده مادرم از اصفهان و آب هوای اونجا خیلی خوشش میاد چون عراق خیلی گرم و زندگی سخت بود و مادرش زیر عمل میمره و بعد مجبور میشن برگردن عراق و بعد که من یکم بزرگتر شدم همیشه از ایران و زیبایی اصفهان برام تعریف می کرد و من ندیده عاشق ایران شده بودم و خیلی دوست داشم وطنم را ببینم وقتی ۹ سالم شد سال ۱۳۵۰ بود ایران و عراق باهم اخلاف پیدا کردن و عراق ایران را تهدید کرد که اگر قبول نکنه ایرانیهایی که توی عراق هستند بیرون می کنه و شاه گفته بوده که بیرون کنه برای ما خیلی سخت بود ولی از دست شاه ناراحت نشدم چون نباید تسلیم دشمن می شد
توی راه امدن خیلی سختی کشیدیم ۴ ماه توی راه بودیم ما را بردن جیرفت توی چادر پیش سربازاها اونها غذا درست می کردن و بهمون جیره میدادن از مال دنیا هیچی نداشتیم عراقیها چون میدوستن باید بیایم ایران همه زنگیمونو موفت خریدن یا دزدیدن ولی ما خدا را داشتیم در همه سختیها خدا بود
ولی عوضش من ایران را دیدم پدرم اونجا نجار بودو همه ابزار کارش توی عراق موند و توی اصفهان هچی نداشت و پول هم نداشت که بخره و شاگرد هم دوست نداشت بشه زود مریض شد و سل گرفت و مرد ولی خدا بود توی اصفهان ما رو بردن زینبه وتوی یه صالون بزرگ که هر خانواده یک زیر انداز کوچک باید می اندختیم و هم انجا می خابیدیم هم غذا می خوردیم و وقتی می خوابیدیم پامونو لگد می کردن و خواب راحت نداشتیم و بعد از چند ماه تونستیم اتاق اجاره کنیم و از اونجاه بریم شاه هم هیچ کاری نکرد و فکر خوش گذونی خودش بود ولی خدا کمکمون کرد و هیچ وقت گرسنه نموندیم نه گدایی کردیم و دستمونو جو بندش دراز کردیم خودش به موقش میرسوند برامون من در بچه گی خدا را شناختم و هر وقت خاسته ایی داشته باشم فقد از خدا می خام بی منت میده
سلام به استاد عزیزم همه اعضای بی نظیر سایت
داشتم به این فکر میکردم که چرا آدم همش به خواسته هاش فکرمیکنه کلا به چیزایی که الان نداره اما به کلی از داشته هاش که یه روزی همینا خواستش بودن فکرنمیکنه،منظورم خودمم، واقعا خیلی وقتا سختمه که سپاسگزاری کنم از خداوند برای داشته هام با اینکه میدونم اینایی که الان دارم یه زمانی با همه وجودم از خدا میخواستمشون و خداوند با سخاوتش بهم داده اما انگار برام خیلی عادی و بدیهی شده واین عادی شدن و سپاسگزار نبودن آدمو به سمت ناسپاسی و ناشکری و یجورایی طلبکار بودن از خداوند میبره که ای خدا تو که کاری برای من نکردی چرا این خواستمو بهم نمیدی پس چرا طول کشید .همش توحس بد میبره آدمو. الان دقیقا توی این شرایطم هرروز به خدا میگم من خونه جدید میخوام من کسبو کار پول ساز میخوام من اینو میخوام اونو میخوام با حس نشدن ،یه حسی که خدا وفا دارنیست اونقدرام در صورتیکه تا چند روز قبل یه امید میومد توی قلبم که نگران نباش میشه اما این نجوایی که میگه نمیشه دلمو سرد میکنه امیدو ازم میگیره که ببین نشد پس کی بابا این خداتم اونقدرام خدایی نمیکنه اما من میخوام این نجوارو خاموش کنم با یادآوری کارایی که خدا قبلا برای من انجام داده به راحتی.
برمیگردم خیلی قبلتر زمانی که من ترک تحصیل کردم از مدرسه و سرکار میرفتم چون شرایط مالی خوبی نداشتن خوانوادم اما چند سال بعدش خیلی پشیمون شدم که چرا این کارو کردم چرا پدرو مادرم به راحتی با این کارم موافقت کردن همش حس عقب موندن رو داشتم از بقیه همکلاسیام انگار که من هیچی نمیشم چون درس نخوندم واین رویا و خواسته رو داشتم که منم میخوام ادامه تحصیل بدم اما خانواده میگفتن دیگه دیر شده تو خیلی وقته درس نخوندی همه چی یادت رفته اصلا چه فایده داره و کاملا مخالف ،برعکس بقیه پدرو مادرها ،اما من توی دلم همیشه این بود که کاشکی درسمو ادامه میدادم(پنجم ابتدایی من ترک تحصیل کردم) توی ایران این اتفاق نیافتاد تا اینکه سال 2015 با یه اتفاقی مرزهای اروپا باز شد خیلی از آدما مهاجرت میکردن سمت اروپا و من تو تلویزیون میدیدم این اتفاق رو با خودم میگفتم کاشکی منم مثل این آدما مهاجرت میکردم ،خوشبحالشون و این حرفا وبهش فکرمیکردم تجسم میکردم با اینکه اصلا از قانون جهان خبری نداشتم، که بعد یکی دوهفته شرایط جوری رقم خورد که من هم مهاجرت کردم به آلمان و چون که سن زیر هجده سال داشتم از نظر قانون آلمان من باید به مدرسه میرفتم و این اتفاق برام افتاد که من توی این کشور رفتم مدرسه و خواستم محقق شد الآنم که بهش فکر میکنم شوق وجودمو میگیره که چطور هدایت شدم از جایی که واقعا به عقلم هم نمیرسید. و خیلی دیگه از اتفاقای بزرگو کوچیک توی زندگیم که میدونم وفاداری خدا بوده ،من خواستمو فرستادم اونم اجابتم کرد اما نه در زمانی که من خییییلللیییی دلم میخواست به خواستم برسم بلکه زمانی رقم خورد که بهترین موقع ش بود و من واقعا ازش استفاده کردم اینجاس که خدا میگه شما نمیدانیدو خدا میداند و خدا اعلم است.
مهاجرت خواهرم که شرایطش خاص بود و فقط یک بار ویزا میتونست بگیره برای اروپا ،ویزای سی روزه ،واگر توی اون سی روز نمی اومد دیگه بهش ویزا داده نمیشد ،توی اون سی روز مشکلاتی پیش اومد که نمیتونست از ایران خارج بشه و فقط یک روز از ویزاش مونده بود که من دیگه نا امید شدم از اومدنش اما دقیقا روز آخر تمام کارهاش انجام شد و اون هم مهاجرت کرد .
من متحیر بودم اما خواهرم میگفت که من ایمان داشتم که مهاجرت میکنم و دقیقا لحظه آخر این اتفاق افتاد.
نمیدونم ولی حتما خیری در کار بوده که حتما روز آخر همه کارها انجام بشه چون ما هیچی نمیدونیم اونه که میدونه ما خواستمونو میگیم اما زمان و مکان رخ دادنش با اونه و باید اعتماد کرد واقعا .
درمورد لایق بودن برای خواسته هام ،احساس میکنم توی وضعیت مالی خیلی مشکل دارم بخاطر نحوه بزرگ شدنم که همه چی کمه پول نیست این نیست اون نیست نداریم نمیشه ،که واقعا سد بزرگی ساخته شده برای رسیدن به وضعیت مالی خوب ،تلاشم اینه که روش کار کنم اما نمیدونم چجوری ،من آدمی هستم که به کم قانع نیستم اما هرچی که تلاش میکنم و هر چی که از خدا درخواست میکنم اون نتیجه مورد نظرمو نمیگیرم .امید که توی این دوره بتونم حتی یه ذره هم شده این سد رو سست کنم.
تشکر از شما استاد خوبیها🌸
به نام ربّ هدایتگرم
استاد عزیزم سلام، هم دوره ای های عزیزم سلام
سپاسگزار خداوندی هستم که به من این لطف رو داشت که این مطلب رو بخونم و در این بخش کامنت بگذارم.
۱)استاد جان چقدر زیبا به این مطلب اشاره کردید.یادمه قبلا از خداوند نشانه میخواستم و آیه ای با این مصمون از قرآن باز کردنم آمد، “و چه کسی وفادارتر از خداوند به عهد خود است؟ ” و اون موقع به شدت قلب من رو محکم کرد و بهم احساس اطمینان داد اون موقع. وقتی این مطلب رو خوندم و دیدم که شما هم به زیبایی به این مطلب اشاره کردید.منم وقتایی که مقاونت دارم درباره خواسته ای، به خودم میگم خودش گفته ادعونی استجب لکم، اصلا نگفته حق دلری چی بخوای و جی نخوای! هرچی میخوای رو بخواه تازه پشت بندش گفته استجب! یعنی تو هرچی میخوای من بهت میدم. هرچی که تو بخوای.و بله استاد! حتی اگر هیچ ایده ای برای چیزی نداریم هم درخواست کنیم… چون اون گفته استجب لکم و تازه گفته من به حرفایی که میزنم سفت و سخت عمل میکنم، من پای حرفم هستم. پس فقط کافیه من بخوام! و اون استجابت میکنه! چطور؟ نمیدونم! کی؟ نمیدونم! چقدر خوشگل گفتید استاد! خواسته هاتون رو بهتون داد،با فاصله زمانی بودن ولی وقتی وارد زندگیتون شدن شما ازشون لذت بردید. این یعنی اینطور نیست که ما فکر کنیم الانه الان میخوام واگر الان ندی دیگه به چه درد من میخوره! نه! هر موقع بهت داده بشه تو لذتش رو میبری. یعنی در زمان درست بهت داده میشه. و من عاااااشق این حرفتون شدم؛ گفتید: وقتی تو چیزی نمیبینی به این معنی نیست که کاری صورت نمیگیره! نه! کارا داره انجام میشه. یه جمله قشنگی میگفتن استاد دیگری… ایمان به غیب میطلبه…. ایمان به چیزی که هنوز نمیبینیش!من به خودم میگم…. فاطمه ایمانت رو حفظ کن! کارا داره انجام میشه، درسته تو نمیبینی ولی داره انجام میشه و من فقط باید با ایمان به مسیرم ادامه بدم. البته من همیشه از همون نوقعی که تصمیم میگیرم نشانه ها رو میبینم. و همیشه میگم خدا منو bless کرد، یعنی این نشانه داره بهم میگه تو متبرک شدی، ادامه بده.
۲)از وقتی با این مباحث آشنا شدم، درخواست میکردم، هر اونچه که بخواهم ولی گاهی من خودم زو لایق اوک چیزهایی که میخواستم نمیدیدم! یعنی باور نداشتم که برای من اتفاق بیفته! یه جوری برای من خیلی بزرگ بودن انگار! نمیپذیرفتشون ذهنم. ولی الان که این مطلب رو خوندم باز بیشتر به من کمک کرد! اینکه باباجون تو هرجی میخوای بخواه، وقتی بت میگه هرچی میخوای بخواه یعنی هرچی که بخوای رو میتونی داشته باشی. اصلا موردی نداره. و این رو من باید باور کنم و قبول کنم که لایق خواسته هام هستم. و فکر کنم از این به بعد راحت تر درخواست کنم، و بگم: به من چه! خدا خودش کفته هرجی میخوای بخواه و تازه قولم داده که حتما بهم میده.
و اگر با همین اطمینان “رها”ش کنم،حتما دریافتش میکنم.
۳)درمورد خودم،من درباره روابط درخواستی داشتم و واقعا فراتر از انتظار و خیلی زودتر از تایمی که من فکر میکردم نتیجه داد! من گفته بودم اصلامیخوام برا خودم پروژه بردارم! ۱۰روز درباره فلان اتفاق در برخورد با فلان شخص تصویر سازی میکنم، و این کارو انجام دادم. اولاش مقاومت داظتم تو تصویر کردن اونچه که میخوام ولی بعش ذهنم تصاویر رو پذیرفت، هنوز ۱۰ روز نشده بود که هدایت شدم برم دیدنش و رفتار و برخوردی رو دیدم که خیلی واو بود! اصلا واااو! اینکه انقدر زود و به ۱۰ روز نکشیده من دیدم!
برای خود من خیلی پیش اومده، که چیزی رو خواستم و واقعا خیلی بهترش رو بهم داد خدا. در واقع فراترش رو.
۴)راستش من اینطور بهش نگاه نکرده بودم. یعنی از تعبیر زیبای وفادار بودن خداوند…. ولی هربار که به خواسته ای رسیدم و اونقدر نرم و لطیف وارد زندگیم شد که من اصلا متوجهش نشدم که این همون خواسته من بوده؛ صدایی از درون بهم میگه، بم میگه: حواست هست وین همون خواسته ات بود ها… و من اون لحظه متوجه میشم که بله! این همون خواسته ای که من پرتش کردم به سمت جهان و پاسخش رو الان تونستم بگیرم.و من عاشق این لحظاتیم که بهم یادآوری میکنه که دارم خواسته ام رو زندگی میکنم.
۵)بارها وبارها و بارها شده که من یک خواسته ای رو گفتن و رهاش کردم. یعنی گفتمش و دیگه اصلا یادم رفتش و دیگه وقت نکردم که به شدن یا نشدنش فکر کنم! اون خواسته هه رخ داد! وقتایی هم که من یه خواسته ای رو میگم و بعد میگم خب این که نمیشه؛ یا سخته یا فلانه و بعد دیگ به این دلایل رهاش میکردم! و این بازم میشد! و زمان هایی که من یه درخواستی رو دادم و به هر دلیلی اصن ب شدن یا نشدنش فکر نکردم باز هم شده و رخ داده. من متوجه شدم که در این موارد من وقتی خواسته ام رو مطرح کردم به هر دلیلی که بوده، دیگه درگیرش نشدم و رهاش کردم و پشت بندش کلی نگرانی و فکر نداشتم! اینا رخ میدادن! چون وعده خدا اجابته و زمانی که من درگیر افکار نشم دریافت میکنم! ولی زمانی که درگیر شدن و نشدن و افکار بشم من خودم رو از دریافت محروم میکنم خداوند که به هر حال داده.
مثلا من یه لباسی سفارش دادم، بعد گفتم چقد دوست دارم اشانتیون بگیرم. و گفتم این فروشگاه کارش مکانیزه اس، تو خونه نیستن که طرف برام اشانتیون بزاره. و دیگ بش فکر نکردم. گفتم نمیشه و دیگ بش فکر نکردم. وقتی شلوارم رسید، توی کارتونش یه شیرینی آبنباتی کوجولو بود😂🤌🏻به همین سادگی! اون صدا گفت این همون اشانتیونیه که میخواستی و من فهمیدم که اصلا تو کاری نداشته باش شرایط چطوره، تو فقط لطفا بخواه و به چطور و چی و… ـ فکر نکن. اون اصلا با تو نیست. و اگر نمیتونی مطمئن باشی به اجابت یه لطفی بکن و درباره اش دیگ کلاااااا فکر نکن.بگی نمیشه و ولش کنی انگار یه فکر فرستادی پسش! ولی اگر کلی درباره شدن و نشدنش کلنجار بری انگار صدتا مقاومت فرستادی پسش! پس ح اقل اگ بتونم بگم و دیگ به چیزی فکر نکنیم هم خوبه. ولی با خواندن نوشته های این قسمت، باید این باور رو در خودمون تقویت کنیم که بابا خودش گفته بخواه، هرجی میخوای، من قول میدم بهت بدم، وهیشکی اندازه من پای قولاش نیست، هر قولی بدم عمل میکنم.
من عاشقتونم❤
بنام همان الله که رب قدرتمند مالک مطلق جهان و بی نیاز و واحد یکتا و غنی ثروتمند و بینهایت مهربان بخشنده هست،
بنام رب همیشه زنده و حاضر و شنوا و دانا و وفادار و متعهد به ما،
بنام عاشقو معشوق ما،
بنام خیرخواه مطلق ما،
بنام عاشق پیشرفت آزادی و لذت ما،
و درود و شرافت رب یکتا و عزت ابرو و عمر طولانی آسانی راحتی هدایت و حقانیت و رحمت برکت نعمت ثروت سلامتی سعادت لذت عشق محبت مهربانی و آگاهی رشد و پیشرفت و تعهد و یقین نظم علم و ایمان و باور رضایت و خشنودی هماهنگی نور صداقت هدایت بخشش آرامش آسایش معرفت صداقت محبت خداوند و آنچه خیرو برکت و نیکوست هر لحظه جاری به زندگی شما استادی که مثل خداوند خواهان پیشرفت ما لذت و آزادی ما هستید،
درود بر ذات شما استاد عالیقدر محترم و بی نظیر،هر چه دعای خیر هست روانه به قلب بزرگ و زندگی پر از سعادت و برکت شما،
استاد آنقدر زیبا از قلبتون مینویسید که بر قلب ما هم با گواهی صد در صد حق مینشیند،
نمیدونم اشک چشمانم را پاک کنم از عظمت خداوند و مهربانیش ،یا از خداوندم عذر خواهی کنم بخاطر اینکه گاهی فراموشش میکنم و کم باورش دارم،و افسوس زمانهایی که یادم میره چقدر دوستمون داره،
یا در حیرانی و تجب بمانم از میزان عشقی که بهمون داره و نمیتونم وصفش کنم،
یا ازخدایی که نمیدونم چطوری و صف کنم و از کدوم صفات عالیش بنویسم،
ممن از دقیق ببودن و عشق و وفاداری و متعهد بودن و نظم خداوندم چی بگم
بهتر بگم از زمانی که مارا خلق کرده اینهمه زمین و زمان برامون در نظر گرفته با ما فقطعاشقی کرده و عشق آموخته و عشق به ما نشون داده چه عشقی داره به ما الله اکبر. لا اله الا الله.سبحان الله .الحمدالله .
ندارم نمیدونم کلمات چی بیارم برای اینهمه ….
خدایا خداوندا دست مارا تا آخرین لحظه در دستانت نگه دار مارا در اغوش عشق خودت مثل همیشه حفظ کن
به ما بینایی عشق قلبی بزرگ شنوایی دانایی بده که تورا بفهمیم هر لحظه باورت بیشتر کنیم خدایا مارا به کمالی برسان که لایق بندگی تو به نحو احسنت باشیم تو از ما خندان خشنود و راضی باشی ای عاشقو معشوق،
ای بی نظیر بی همتای یکتا ای غنی ای زیبا،
استاد چقدر زیبا چقدر با دلیل منطق سند و از قلبتون به ما یادآوری کردید خدا وفادار خدا قدرتمند خدا خلف وعده نمیکنه خدا متعهد خدا عاشق ما خدا خواهان ما در همه چیز پیشرفت کنیم
لاغری که یکیش حتی در تمام زمینه ها کمال برای ما میخواهد این نور این رب این قادر مطلق،
از خداوند ممنونم داره بهم یاد میده و با آوری میکنه از طریق بنده خوبی و بینظیری چون شما از شما هم ممنونیم استاد تا بی نهایت بار هر لحظه واقعا بدون وصف و گنجاندن این عظمت و مقدار تشکر و قدر دانی از خدا و شما در کلمات،
با توجه به آگاهی که از مطالعه این نوشته دریافت کردید دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.بدون شکخداوندم عاشق ماست و ما فقط به اندازه باور و عشقی که بهش،داشته باشیم میفهمیم چقدر بزرگ و وفادار و متعهد به ماست.
۲- نگرش شما درباره درخواست کردن از خداوند چه بوده است؟ آیا خود را لایق درخواست کردن و برآورده شدن خواسته هایتان می دانید؟ در اینباره شرح دهید.
تنها اورا واقعا میپرستیم و تنها از یاری واقعا باید بخواهیم و بله خداوندم دارای عظمت و قدرتیست که با بشکن زدن برایمان حاضر کرده از قبل همه خواسته های مارا از قبل هم میدونه ،ما فقط مدام باید باور خود را بزرگ کنیم ایمانمان را افزایش دهیم تا نعمتهایشرا ببینیم درک کنیم و دریافت کنیم،
۳- مواردی که در زندگی خود یا اطرافیانتان رخ داده است و خداوند فراتر از انتظار بندگان عمل کرده و مسائل یا خواسته ها را برآورده کرده است را بنویسید.
دیپلم گرفتن یکی از اقوام برایمان معجزه بود کسی که ترک تحصیل کرده بود برگشت و در آخرین دقایق ثبت نام کرد و اصلا معجزه وار درسهاشو هر کدومو با یک معجزه پایمردی اصلا ما مونده بودیم این چه تعبیری بود چطوری ازکجا به کجا رفت الله اکبر کسی که فکر میکردیم تموم شده دنیا براش،
یا ترک سیگار یک اقوامدیگمون گفتیم نمیتونه دیگه آلوده شده بهش اونم یک معجزه ای بود،
یا استاد اصلا خیلی مثال تو ذهنم میاداصلا نمیدونمکدومو بگم…
۴- مثال هایی از وفادار بودن خداوند در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کرده و شرح دهید.بله ازدواج خودم اصلا فکر نمیکردم چنین آدم فردی یا فرشته ای بر روی زمین وجود داره
اصالت پاکدامنی غیرت شرف حمایت بخشندگی معرفت ثروت سلامتی زیبایی خداوند فکر کنم حضرت یوسف ع را به من داد اونم از نوع اسمانی وپاکش الهی شکر چی بگم از معجزات دیگه زندگیم …
یا نجات و یا شفای مادربزرگم از یک مریضی سخت برگشت ناپذیر خودمون هم موندیم …ماشاالله الان ۹۰ سالش شده.
۵- مثال هایی در زندگی خود پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهی های این قسمت برای شما واضح شده است که چرا به خواسته خود رسیدید درحالی که از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به برخی آرزوها نرسیدید که رسیدن به آن تقریبا در دسترس بود.
استاد یکسری مسائل فقط میخوام بگم عجله میخولستمکنم اما بعدشفهکبدم هنوز لیاقت و دزمسو اونموقع نداشتم چقدر خوب که نشدن برام و بعدا الان که بهشون رسیدم چنان قدر دانم و شمر گزار. و حالم خوب میگم این منم چقدر خوب شدم ببخشید نمینویسم کمی شخصی هستن ،
و در کل استاد شما بطنظیر خدا رو دارید در زندگی ما یادآوری و پررنگ میکنید باور مارا دارید افزایش میدهد الهی هزار برابرشو خداوند در زندگی خودتون جاری کنه از این قلب صادق و بزرگ چی بگم به خدا ،
خداوندا ممنونم استاد ممنونم.
نشان های دریافت شده
وفاداری خداوند همیشه هست این من هستم که همیشه عجله دارم چون بهم یاد داده بودند که چطور و چگونه
اینکه خوب چون خدا را نمیتونی فیزیکی ببینی و انسان نیست چطور میخواهد برات کاری انجام بدهد
ایمان داشتن هم برام معنی شده بود که فقط به نماز،روزه،امامان و انجام مراسم مذهبی ختم میشد و اگر واقف بودم به این مسائل من ایمان داشتم
ایمان داشتن یعنی اینکه من به این جسمی که بسیار بی نظیر برای من هست باور داشته باشم که انچه هست بهترین خودش هست نیازی نیست کاری اضافه برای سلامتی ام،لاغری و تناسب اندامم انجام دهم بلکه نیاز هست یک سری کارها را انجام ندهم
ایمان داشتن یعنی قبول کنم من برای تجربه ای شگفت انگیز در این جهان هستم و دارم تمام این زیبایی ها را تجربه میکنم
ایمان داشتن یعنی باور کنم هر انچه که بخواهم برایم انجام میشود
– نگرش شما درباره درخواست کردن از خداوند چه بوده است؟ آیا خود را لایق درخواست کردن و برآورده شدن خواسته هایتان می دانید؟ در اینباره شرح دهید.
بله کاملا میدونم.بخاطر اینکه دارم بر روی باورهام کار میکنم،اینکه چقدر من ارزشمندم به اندازه ای که خودم لایق میدونم اینکه بدون قضاوت کردن خودم در اینکه ایا حقم هست یا نه این را بدانم که من لایق و ارزشمندم چون در این دنیا هستم و دارم زندگی میکنم، پس لایق زندگی کردن هستم که الان هستم.برای درخواست هایم از خدایم تا زمانی که دید اطرافیان و نگاه انسانی بودم خوب مثلما خودم را محدود میکردم و به خودم نهیب میزدم که زیاده روی کردی مگر من کی هستم که درخواست دارم میکنم از خداوندی که فقط پاسخ کسانی را میدهد که معصوم هستند و معصوم از نظر من فقط امامان بودند و چون از بدو تولد ما گناهکار بودیم!!!!!چراااااااا؟؟؟؟؟بخاطر اینکه در این جهان اومدیم که تاوان گناهان انجام نداده را بدیم!!!!
چه گناهانی ؟؟؟؟
گناهان گذشتگانم و یا گناهانی که هنوز انجام ندادم
پس کسی که پیشانی اش برچسب گناهکار زده شده چطور خودش را لایق میدونه؟؟؟چطور میتونه ارزشمند باشه؟؟؟.چطور میتونه درخواست بده؟؟؟
ولی امروز من اینجا هستم پس خودم را دریافته ام خدایم را شناخته ام به وفای خداوندم ایمان دارم چون خواسته ام و الان وفای خداوند برایم متجلی شده واین کلام زیبا
هیچ کسی را تغییر نخواهیم داد مگر اینکه خود بخواهد
من خواسته ام که الان اینجا هستم
1402.11.19
با سلام خدمت خدای عزیزم استاد مهربانم و دوستان پرنلاشم
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
من به معجزات الهی ایمان دارم
به جرات میگم تا به حال به وفاداری خداوند اینگونه فکر نکرده بودم یا بهتره بگم اصلا فکر نکروه بودم و همیشه اجابت دعا رو از طرف خداوند به گونه ای در ذهنم ترسیم کرده بودند که خیلی کارها باید انجام بدی تا خدا صدات رو بشنوه و دعای انسان های با ایمان البته ایمانی که شکل و شمایل خاص خکدش رو داشت و اگر انجام نمیدادی بی ایمان بودی اگه نماز نمیخوندی اگه روزه نمیگرفتی اگه قرآن را به اشتباه میخوندی اگه به جای یک روز روزه نگرفتن ۶۰ روز روزه نمیگرفتی خب دیگه انسان بی ایمان یا بهتره بگم کافری می بودی ای وای و ای وای که با این افکار چقدر هر روز از خدا وحشت کرده و ازش دور مبشدم !!!!!یادم یک بار به ۶ر دلیلی عمدا روزه نگرفته بودم هر کاری گزدم دلیلی گه هز نظر اون ها قانع کننده باسه و سوال میکردم و دلیل می آوردم وووووخلاصه به من گفته شد ۶۰ روز رو باید به جای یک روز نگرفتن روزه بگیرم ک من از ترسم شروع کردم تا جایی که از پا در اومدم نه اعصاب نه اخلاق نه ایمان دیگه حتی به خدا هم ایمان نداشتم بهش گفتم ازت خواهش میکنم من رو بکش من نمیتونم به دستوراتت عمل کنم از یه طرف دیگه نمیتونم بیخیال باشم راحتم کن چقدر لذت میبرس که من عذاب میکشم چقدر کیف میکنی که من دارم تاوان اون یک روز رو پس میدم و این شد که ۳ سال پشت سر هم تو ایم کرونا روزه نگرفتم و خکدم رو آماده جهنم رفتن کردم عمق فاجعه و تبعاتش رو خودتون حدس بزنید !!!!
من به معجزات الهی بلور دارم
در این حالت روحی و روانی در هر زمینه ای هز زندگی ام بودم که به این سایت هدایت شدم ناگفته نماند هر سب موقع خواب فقط میگفتم خدا سرچ میکردم خدا و چشمانم رو روی هم میزاشتم خواب که نداشتم منفی باف هم نا صبح زمزمه میکرد اما اما میخوام این رو بگم همون خدا فقط نوشتن خدا یک درخواست به زبان ساده خودم حتی نمیدونستم که اون کلمه خدا درخواست من هست اون کلمه خدا سرشار از ناگفتنی های من میتونه باشه به همین راحتی چیزی گه تو ذهنم هم نمیگنجید به من هدیه داد و راهنمایی ام کرد
خوایی که تا الان هم تاوقبل از این نوشته هم اون ته قلبم میترسم ازش درخواست کنم میترسم بهش بگم راحتی و شادی میخوام چون به من گفتن باید عذاب بکشی باید گریه کنی اصلا خوشحال بودن بلافاصله پشت سرش غم و ناراحتی هست ! میترسم بهش بگم پول میخوام پول میخوام تا از نعمتهایی که تو به انسان ها هدیه دادی بخرم و از اون ها لذت ببرم . هنوز ته دلم میترسم بهش بگم خدایا خوشبختی از میخوام در تمام زمینه های زندگی ام .
در گام اول با اون تمرین بینظیر که ندای خداوند رو پاسخ بده که از دیروز دارم انجامش میدم بیشتر متوجه شدم که من اصلا خوشحال نیستم اصلا شاد نیستم شکرگزاری میکنم خیلی راضی هستم که در این سایت هستم هر روز هستم ولو اینکه اکثر اوقات نمیتونم دیدگاهم رو به اشتراک بزارم اما همون کم بودن ذوق و شوق من هست که اجازه نمیده دیرگاه بنویسم هنوز ناخودآگاه ذهنم درست نشده ترس داره شجاعت این رو نداشته بی پروا از خدایم درخواست کنم
نمیدونم به چه زبونی بگم که این دوره معجزه ست همین گام ها از مقدمه و گام اول و الان هم دوم برا من معجزه ست من هنوز درک نکردم ایمان داشتن به معجزات الهی و همچنین به وفاداری خداوند اگه درک کرده بودم ته ذهنم ترس از گفتندرخواست هام نداشتم من باید ادامه بدم تا این آگاهی ها در روح و روانم و درونم نفوذ کنند
باید به گونه ای به وفاداری خداوند ایمان بیارم و اون رو درک کنم که وقتی از خداوند درخواست کنم پول میخوام به من روزی بده تا بدهی ام رو بدن تا خرج زندگی ام رو بدم اون ته ذهنم به گرفتن پول از برادرم از همکارم از مادرم فکر نکنم با این آگاهی فهمیدم که من هنوز شجاعت این رو نداشتم که به طور کامل از خودش درخواست کنم امادبه لطف خودش سعی خودم رو میکنم که این جمله الهی رو درک کنم و بارها به خودم بگم
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
من به وفای به عهد خداوند ایمان دارم
من از خدای مهربانم خواسته بودم که بچه های بزرگم رو در سال اول کنکور روانه دانشگاه کنه و َشغلی تضمینی براشون رقم بزنه که بحمداله هر دوی اون ها دانشگاه فرهنگیان قبول شده و شعلشون تضمینی بود این یک نمونه از وفای به عهد خدای عزیزم در زندگی ام بود و نمونه های زیادی یقین دارم هست که من الان تو ذهنم نمیاد و عادی شده فراموش شده
فرزند کوچکم موقع به دنیا اومدن مشکل داشت و پزشگان میگفتن معلوم نیست چطکر میشه ممکنه چشمام آسیب ببینه و هزهران احتمال بد دیگه که باز از خدا خواستم بچه ام رو سالم تو بغلم بزاره که به لطف خودش بچه ام صحیح و سالم اومد تو بغلم .
شغلی که الان دهرم فقط خواست خدا و درخواست خودم از خدا بود شفای پسر برادرم که بدجوری تصادف گرده بود که باز عقط معجزه الهی بود عمری دوباره و نو گرفت
همسرم با چند نفر از همکارانش شراکتی یه درمانگاه راه انداخته بودند و قرار بود کمک خرجی بشه و وووو بعد از چند ماه به همسرم گفتنچون تو پولی ندادی نمیتونی ادامه بدی و تمام زحمتات هم بجای سهم بدهی های که الان درمانگاه داره چقدر ناراحت ووشکست خورده وووووو نمیدونستم چه حکمتی تو کار خداست به هر دری میزدیم برای روزی بیشتر انجامنمیشد و هنوز هم نشده اما اون درمانگاه بعد از گذشت یک سال و نیم کلا جمع شد و فهمیدم که چقدر خدای مهربون به موقع همسرم رو بیرون کرد و الن از خودش میخوام این دفعه دیگه درخواست کردنم فقط و فقط از خودش هست حس دیگه ای داره ازش درخواست دارم یه کاری پر از رزق و روزی و آبرومند سر راه همسرم قرار بده .الهی امین
یقین دارم میشه
نشان های دریافت شده
بنام خداوند هستی بخش.
وفای خداوند به عهد چیزی که همیشه بهش شک داشتم از زمانی که تونستم یه ذره بزرگترشم و خب . همیشه نسبت به خداکینه به دل داشتم .واز بنده هاش به اندازه ی موهای سرم . دقیقا من همیشه وقتی میگفتن که خدا یه چیز بهتر برات سراغ داره بیشتراز اینکه حالم خوب بشه از این. حرف نیشخند میزدم به این کلمه .من توجلسه ی اول درباره ی استعدادهای که خدادرمن دیده .نوشتم .اما خب باز هم نتونستم درست هضمش کنم .درسته که من نوشتم و همه ی اونها رو بهشون که نگاه میکردم در خودم می دیدم . اما موندم و گفتم جلسه ی دوم رومیرم .وانجام میدم .جلسه ی دوم که همین جلسه هست روتاحالا سه یا چهار بار خواندم .ولی به خودم مدام گفتم که من بهاشو پر داخت نکردم و گفتم هر چیزی رو که تونستم درک کنم میام ومینویسم . درمورد وفای خداوند به عهد همیشه تو خیلی از ایه ها خداوند درباره ی وفاکردنش به عهد گفته .اماواقعا چقدر من بهش ایمان دارم . اگه بگم که دارم ک واقعا من نمیتونم تاییدش کنم که دارم چون این همه سال من آدمی بودم باکلی افکار اشتباه درمورد خدا درسته گفتن . باباور داشتن خیلی فرق داره . در زبان شاید بگم .همین جا توهمین جلسه هم بیام بنویسم که من باور کردم در صورتی که باورنکردم .وفقط درسطح فکره هیچ وقت باکلام تنها نمیشه یه باور چندساله روتغییرداد .امامن دیروز که خیلی بابت این که چطور زندگی باکمک خداوند روشروع کنم .و ادامه بدم باخودم درگیر بودم واقعیتش .همش به خودم میگفتم که چطور ممکنه که من با کمک خداوند زندگیمو بسازم .مگه میشه و یه چیزی هم که برام مخفی بوده یااینکه من خواستم نادیده بگیرم ومیترسیدم که توهمه ی فایلهایی که مربوط میشه به ارتباط با خداوند این بوده که من . وقتی خواستم شروع کنم ترسیدم از این که . خدا بهم ضربه بزنه . درسته .مثل فکری که در باره ی آدمهایی که اطرافمون هستن داریم . مثلا باهاش دوست میشم بعد یهو از پشت خنجر میخورم ومن همیشه به خاطر این ترس هیچ وقت نتونستم ادامه بدم دورهی زندگی باطعم خدا رو ودوره ی زندگی بااراده ی خداوندرویعنی حتی اگرم خوندم نتونستم عمل کنم ونخواستم چون ترسیدم وزمانی هم که بافایل این جلسه روبرو شدم خیلی بیشتر به ضعف ایمان خودم پی بردم درسته هنوز اثرات اون کلمه واون جملهی که جسم من ازروح خداپرشده رو تونستم درک کنم و حالموخوب کنم و عاشق این جمله بشم اما بازم درسطح فکربوده نه باور وله خاطر همین هم هست که انجام اونها میترسیدم همیشه میترسیدم که بیشتراز اینکه به دست بیارم ازدست بدم چون برام اینطوری تعریف شده بود.و خداوفای به عهدروهیچ وقت به طور ریشه دار نتونستم باور کنم و اونو محال میدیدم چیزایی از خداخواسته بودم اما بهش نرسیده بودم وحتی اگر هم میرسیدم رسیدن بهش برام لذت بخش نبود و دلیل هم این بود که من عجله داشتم و این مزه ی رسیدن بهش روبرام کمرنگ میکرد . اما حالا بااین فایل کم کم درکم یه ذره بهترشدن .من الان چند جا وفای به عهد خداوندرو دیدم .دررسیدن به خواسته ی اطرافیان . من دوست مادرم سالها از خدابچه میخواست واز سن دقیق نمیدونم چندسالگی ازدواج کرده بود اما درسن نزدیک به پنجاه سالگی فکر کنم . خدا اونوصاحب بچه کرد .واونا بچه دار شدن .وخواهرمن هم درست بعداز شش سال ازدواج بچه دار شد و من بعداز هفده سال برای رسیدن به سلامتی تلاش کردن در عرض دوسال تونستم به سلامتی برسم . واینکه من جایی رفته بودم برای زیارت خانمی منودید وبامن صحبت میکرد و ازاونجای که منو میدید که ناراحتم .درمورد وعده ووفای خداوند برام تعریف میکرد . میگفت که من شوهرم زمان انقلاب تبعیدشده بود و بعدازاون به زندان افتاده بود از زمان شاه .وتوضیح میدادمیگفت که من از خداخواستم و منتظر موندم ودقیقا چندروزبعدش حتی ساعت روهم میگفت که ساعت پنج صبح اززندان آزاد شده بود وتبرعه شده بود . و کسی هم بود که در بین کسانی که میشناختیم ویکه دوست از هم مدرسه های خواهرم به خاطر مشکل دیابت به کمارفته بود وبعداز دوماه یابیشتر بهوش اومد وشخص دیگه ای روهم که بعداز یک سال بیهوش بودن به هوش اومدودرسلامت کامل به سر میبرد و ازدواج کرده و خونواده تشکیل داده واون دخترخانم هم همین طور رحمت خداوند .وفای به عهد خدانزدیکه من تاحالا داشتم درمورد خودم فکر میکردم که من چه چیزی رومیتونیم بگم که خدابه عهدش برای من وفاکرده خب من تحت نظر بهترین دکترهای قرار گرفتم چیزی که اصلا انتظارش رونداشتم واینکه من به مسیری هدایت شدم که بدون درد وفشار عصبی دارم لاغرمیشم چیزی که هیچ کس باورش نمیشه و اینکه من باکسی ازدواج کردم که منوباهمه ی خوبی هاوبدی هام پذیرفته . وچیزی بودن که ازخداخواستم و قبل از ازدواج هم مادرم به علت مشکلی توبیمارستان بستری شد وقطع امید کردن ازاون وخودمن هم تسلیم شدم وطی سه روز در بیمارستان بود .وناامید بودم اماباز هم خدابه عهدش وفاکرد ومن روز پنجم مدرسه رفته بودم و مادرم خونه بود و خواهر بزرگم رفته بودپیشش وازاون مراقبت میکرد .حالا که دارم مینویسم دارم درکش میکنم .انگار یه خاصیتی داره این فایلها چون استاد تومقدمه گفتن که بهاش نوشتن دیدگاه سایته انگار حرفاوکلمات راضی نمیشن توبرگه بیان وحتما باید توی بخش نظرات بیان واین همون خاصیت هست که بهش میگن زندگی با کمک خداوند شاید معنیش اینه الان دارم مینویسم دارم درک میکنم .که خدابه عهدش وفاکرده اما من ندیدم یاشایدهم نخواستم ببینم . این برام جالبه که توی دفتر نتونستم دیدگاهم بنویسم اما بخش نظرات خیلی شاید اول سخت بود اما هرچقدر مینوشتم راحت تر میومدن تصاویر واتفاقاتی که توذهنم ذخیره شده بودن . باتشکر از استاد عزیز به خاطر این فایلهایی که من رومدیون میکنن وباعث میشن که نتونم تودفترم بنویسم مگرتو بخش نظرات سایت .واین چیزی هست که خداداره و اون هم تعهد .ومن دارم پیدامیکنم .تعهدبه انجام دادن وظایفم. دربرابر خودم .وبهاپرداخت کردن اون هم بانوشتن .🌹♥️🌹