0

من به وفاداری خداوند ایمان دارم (قدم۲)

وفاداری خداوند
اندازه متن

وفاداری خداوند یکی از ویژگی هایی است که در توصیف خداوند از خود در قرآن و سایر کتاب های دینی ذکر شده است.

ایمان داشتن محدود به انجام واجبات و مستحبات نمی شود بلکه ایمان به صفات و ویژگی های خداوند است که میزان توکل و انتظار ما از خداوند را مشخص می کند.

هرچه بیشتر درباره ویژگی هایی که خداوند در وصف خود به کار برده است آگاهی پیدا کنیم، ایمان و توکل در وجود ما گسترده تر خواهد شد.

وفاداری خداوند

یکی از ویژگی هایی که خداوند در توصیف خود به آن اشاره کرده است وفا کردن به عهدی است که به آن وعده داده است.

حقیقتا خداوند به وعده خویش با شما وفا کرد. ‎‎﴿آل عمران: ١٥٢﴾‏

خداوند به هیچ وجه خلاف وعده نمی کند. ‎﴿الحج: ٤٧﴾‏

خداوند هرگز در وعده اش خلاف نخواهد کرد. ﴿الروم: ٦﴾‏

سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که با ما به وعده‌ی خویش وفا کرد. ‎﴿الزمر: ٧٤﴾‏

وعده یا عهد خداوند چیست

واژۀ وعد در قرآن ۱۵۱ بار آمده است که ۹۱ بار از آن به وعدهای خدا، که در موقعیّت‌های متفاوت صادر شده، اختصاص یافته است که نشان از اهمیّت این واژه دارد.

 وعدۀ مغفرت و أجر عظیم، وعدۀ معاد و قیامت، وعدۀ بهشت و نعمت های بهشتی، وعدۀ جهنّم و عذابهای جاودانه،  وعدۀ خلافت در زمین

در وفای به عهد خداوند در برآورده کردن دعا یا آرزوها در قرآن آمده است:

بگو: اگر دعا و عبادت شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى‌كند

سوره فرقان آیه ۷۷

دعا، همان درخواست کردن است. آرزوها و خواسته هایی که انتظار داریم خداوند آنها را برآورده کند همان دعایی است که خداوند به آن در قرآن اشاره کرده است.

همچنین آمده است:

و چون بندگان من از تو در باره‌ى من بپرسند، همانا من [به آنها] نزديكم و دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مى‌دهم، پس آنها نيز دعوت مرا اجابت كنند و به من ايمان بياورند، باشد كه راه يابند.

سوره بقره آیه ۱۸۶

بنابراین اجابت کردن دعا توسط خداوند از وعده هایی است که در قرآن آمده است و از آنجا که خداوند نوید داده است که به وفای خود عمل می کند بنابراین ما همیشه باید به وفاداری خداوند در برآورده کردن خواسته ها و دعاهایمان ایمان داشته باشیم.

وفاداری خداوند

خواسته ها و آرزوها

هر انسانی در مدت زندگی خود به طور طبیعی به مسائل و مشکلاتی برخورد می کند که باعث شکل گیری خواسته یا آرزو در وجود او می شود.

مواجه شدن با مشکل مالی در زندگی به طور خودبخودی باعث شکل گیری خواسته ثروت در ذهن فرد می شود.

مواجه شدن با مشکل بیماری در زندگی به طور خودبخودی باعث شکل گیری خواسته سلامتی و شفا در ذهن فرد می شود.

بنابراین چه بخواهیم و بدانیم چه ندانیم و نخواهیم، خواسته ها و آرزوهای متعدد در طی زندگی کردن در وجود ما شکل می گیرد.

بنابراین نگرشی که ما را از درخواست کردن از خداوند منع کرده است نمی تواند صحیح باشد چون این عمل به شکل خودبخودی همواره در طول زندگی ما انجام خواهد شد.

در آیه ۱۸۶ سوره بقره خداوند می فرماید: دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مى‌دهم.

اما مشخص نکرده است که چه درخواست هایی و در چه شرایطی به این معنی که درخواست و دعا می تواند هرچیزی در هر شرایطی باشد.

مهم نیست درخواست کننده زن باشد یا مرد، مهم نیست که بزرگسال باشد یا خردسال، مهم نیست چند درخواست تا کنون از خداوند داشته است، مهم نیست در چه مکان یا خانواده ای زندگی می کند. این حق برای همه انسانها از طرق خداوند درنظر گرفته شده است که در مدت حضور خود در دنیای مادی بتوانند درخواست و دعا کنند.

هر کدام از ما در قلبمان آرزوها، خواسته ها و اهدافی داریم که بنا به شرایط و علاقه و نیاز ما برای ادامه زندگی و داشتن احساس و تجربه بهتر از زندگی کردن در وجود ما شکل گرفته اند.

بنابراین همه خواسته ها به یک اندازه از سمت خداوند ارزشمند هستند و بدون اولویت بندی از نظر ارزشمندی یا مفید بودن و نبودن پاسخ داده می شوند.

ممکن است خواسته یا نیاز فردی در زندگی دستیابی به روشی برای نجات عده ای از انسانها از شرایط بیماری باشد، ممکن است خواسته یا نیاز فردی در زندگی دستیابی به روشی برای کشتار جمع بیشتری از انسانها در یک وسیله نظامی باشد.

خواسته ها و آرزوها از نظر و معیارهای انسانی تفکیک و به خوب و بد تقسیم می شوند درحالی که از نظر خداوند هیچ تفاوتی بین آرزوهایی که در قلب انسانها شکل می گیرد وجود ندارد.

وفاداری خداوند

تحقق آرزوهای من

زمانی که به لطف خدای مهربان موضوع درخواست کردن و اجابت خواسته ها از سمت خداوند را درک کردم در سن سی و چند سالگی برای بار اول در زندگی با شور و اشتیاق درخواست کردن از خداوند را شروع کردم.

مانند فرد تشنه ای که به آب رسیده است با عجله درخواست های متعددی را به خداوند عرضه کردم و برای اولین بار در زندگی ام تحقق خواسته هایم را فقط و فقط از خداوند انتظار داشتم. چون تا قبل از این خانواده، دولت و … را مسئول برآورده کردن آرزوهایم می دانستم.

درخواست های زیادی از خداوند داشتم که برخی از آنها به این شرح بود:

  • همه بدهکاری هایم را پرداخت کنم. (هیچ راهی به نظرم نمی رسید.)
  • هیچ وام بانکی نداشته باشم. (این موضوع به نظرم محال ممکن بود)
  • همیشه در حسابم پول به اندازه کافی داشته باشم. (هیچ امیدی به تحقق این خواسته نداشتم)
  • کسب و کاری داشته باشم که محدود به مکان نباشد. (هیچ ایده ای برای این خواسته نداشتم که چطور و چگونه باید باشد)
  • آزادی زمانی و مکانی در زندگی داشته باشم. (عقیده داشتم در زمان پیری و بعد از بازنشستگی ممکن خواهد بود)
  • رابطه عالی با همسرم داشته باشم. (به نظرم محال ممکن بود چون ایشان علاقه ای به این مباحث نداشتند)
  • خریدن ماشین خارجی. (اون زمان به نظرم دست نیافتنی بود.)
  • فرزند سوم ما یک دختر زیبا باشد. (از نظر پزشکان این امکان وجود نداشت)
  • احساس آرامش و ایمان قلبی در زندگی داشته باشم. (چیزی که هیچوقت تجربه نکرده بودم)
  • برای همیشه لاغر شده و رنج چاقی پایان یابد. (به هیچ وجه نمی توانستم تصور کنم راهی برای تحقق این خواسته وجود داشته باشد)
  • خرید خانه ای بزرگتر و مجهز با تمام امکانات رفاهی نو. (هیچ پولی برای تحقق این خواسته نداشتم و آن را محال می دانستم)
  • مسافرت رفتن به کشورهای دیگه. (اون زمان به نظرم خنده دار می یومد که من عازم سفر خارجی شوم)

اینها فقط برخی از درخواست ها و آرزوهای من از خداوند در همان روزهای اول درک این مطلب در سال ۱۳۹۳ بود که می توانم به هر اندازه از خداوند درخواست کنم.

وفاداری خداوند

به لطف خدای مهربان امروز در سال ۱۴۰۲ علاوه بر همه آرزوهایی که شرح داده شد بسیاری از نعمت های که حتی من درخواست نداده بودم وارد زندگی ام شده است و در حال استفاده و تجربه کردن آنها هستم.

هر کدام از ما خواسته ها، آرزوها و اهداف متفاوتی در قلب خود داریم، آرزوهایی که دوست داریم محقق شوند.

  • شاید دوست داشته باشید بچه دار شوید یا فرزند دیگری داشته باشید.
  • شاید نیاز به شفا و سلامتی کامل‌ داشته باشید.
  • شاید دوست داشته باشید برای همیشه لاغر شوید.
  • شاید دوست دارید مشغول کار شوید و از این طریق درآمد داشته باشید.

اینکه بدانید از سمت خداوند اجازه دارید هر خواسته یا آرزویی داشته باشید تا حد زیادی از احساس گناه و شرمندگی اینکه نباید از خداوند درخواست های زیاد یا مکرر داشته باشید کاسته می شود.

اینکه اکنون می دانید که خداوند وعده داده است (دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مى‌دهم) اشتیاق و انتظار برآورده شدن آرزوهایتان توسط خداوند را در قلب شما افزون و چشم انتظار کمک و یاری دیگران بودن را کاهش می دهد.

اینکه اکنون می دانید که خداوند بر وفای به عهد خود تاکید کرده است:

  • حقیقتا خداوند به وعده خویش با شما وفا کرد.
  • خداوند به هیچ وجه خلاف وعده نمی کند.
  • خداوند هرگز در وعده اش خلاف نخواهد کرد.
  • سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که با ما به وعده‌ی خویش وفا کرد.

باید امید و ایمان شما نسبت به برآورده شدن آرزوهایتان را هزاران برابر کند و از هم اکنون با احساس خوب و اشتیاق منتظر تحقق آرزوهای خود باشید.

اکنون دیگر با تمام وجود باید باور کنید که خداوند با روح شما از وفای به عهد خود سخن گفته است.

خداوند مسئول کاشتن بذر امیدواری برای تحقق آرزوها در قلب و درون شماست.

وفاداری خداوند

نومیدی از تحقق خواسته ها

با تمام توضیحاتی که درباره طبیعی بودن درخواست کردن و مجاز‌ بودن انسان برای داشتن هر گونه درخواست به هر تعدادی اما باید به این نکته توجه کنید که برآورده شدن یا تحقق آرزوها ممکن است به آن سرعت یا شکل و شمایلی که شما دوست دارید یا فکر می کنید انجام نشود.

خداوند زمان بندی و طریقه برآورده کردن مختص به خود را دارد که از ذهن و نظر انسانها پنهان است.

ممکن است تحقق وعده های الهی زمانبر باشد و با زمانبندی یا نیازمندی ما هماهنگ نباشد. اینجاست که مجال نومیدی از رحمت خداوند و سست شدن ایمان نسبت به وفاداری خداوند فراهم می شود.

در این شرایط ممکن است منفی نگر شویم و افکار متعدد در ذهن ما مرور شود که انگار خداوند به عهد خود وفادار نبوده است.

شاید من لایق و مستحق تحقق آرزوهای خود نیستم.

شاید خداوند از من راضی نیست و به همین دلیل به من توجهی ندارد.

شاید وعده الهی محقق نشود.

شاید و شاید و شایدهای متنوع در ذهن ما مرور می شود و این بهترین فرصت برای نجواهای شیطانی است که ایمان ما را سست و امید و اشتیاق ما را نابود کند.

دلیل اینکه خیلی از ما به تحقق وعده های الهی باور نداریم یا اگر داریم به راحتی این باور در ما سست و ناپایدار می شود این است که خیلی زود دست از تلاش برداشته و از دنبال کردن آرزوهایمان دلزده شده و از تحقق آرزوهای خود ناامید می شویم.

اما نکته مهم و کلیدی این است که: اگر شما اتفاقی را نمی بینید به این معنی نیست که خداوند کاری نمی کند یا اجابت درخواست شما را فراموش کرده است.

وفاداری خداوند

زمانی که من با درک این واقعیت که خداوند برای من فرصت درخواست کردن هر چیزی به هر مقداری را فراهم کرده است و با اشتیاق از او درخواست می کردم به این صورت نبود که درخواست های من با فاصله زمانی معین و بر اساس نیاز من برآورده شود.

اما آنچه سبب شد در این مسیر باقی ماده و ایمانم بر وفاداری خداوند بر تحقق آرزوهایم را حفظ کنم ذوق و شوق تجربه نزدیکی خداوند و تجربه برآورده کردن آرزوهایم بود مخصوصا آرزوهایی که هیچ نشانه یا امیدی به برآورده شدن آن نداشتم.

زمانی که من از خداوند درخواست کردم همه بدهکاری های مرا پرداخت کند هیچ ایده یا پول یا راهی برای این کار سراغ نداشتم. البته که بدهکاران هم از طلب خود انصراف نداده بودند و پیوسته از من درخواست پرداخت طلب خود را داشتند.

بارها این فکر در ذهن من مرور می شد که چند روز گذشته است اما هیچ اتفاقی رخ نداد. شاید این طریق و این انتظار پایان خوشی نداشته باشد.

اما من تصمیم گرفته بودم در هر شرایط ایمان خود به وفاداری خداوند بر تحقق آرزوهایم را حفظ کنم.

چند ماه به همین صورت سپری شد تا ایمان من به معجزات الهی نتیجه داد و روند تسویه بدهکاری های من به شکل های مختلف شروع شد.

جالب اینکه زمان پرداخت و تسویه بدهکاری ها از زمان انتظار من برای شروع این روند کوتاه تر بود.

به این معنی که اگر من شش ماه یا هشت ماه از ایمان خود بر وفاداری خداوند محافظت کردم معجزات الهی در کمتر از شش ماه همه بدهکاری های مرا پرداخت کرد.

بدهکاری هایی که حاصل چندین سال تلاش و کوشش در کسب و کار بود در کمتر از چند ماه تسویه شد. این معجزه نیست؟!

زمان بر بودن تحقق آرزوها به این معنی نیست که خداوند ما را از یاد برده است یا بر عهد خود وفادار نیست.

وفاداری خداوند

هر بار که در ذهن تان نجوای شیطانی وعده داد که زمان زیادی سپری شده است و هیچ خبری از وفای خداوند به عهد خود نیست باید به خودتان یادآوری کنید که به هیچ وجه اینگونه نیست و خداوند وفای خود در تحقق آرزوها مرا فراموش نکرده است.

ممکن است شرایط زندگی به شکلی پیش رود که هیچ نشانه ای از تحقق آرزوها و یا حتی نزدیک بودن آن مشاهده نکنید اما این هم دلیل محکمی برای شک و تردید به وفاداری خداوند نیست و نباید باشد.

خداوند به آنچه گفته است وفادار است. تمام وعده هایش محقق می شود و آمین گفتن های ما بعد از درخواست و دعا کردن در واقع پاسخ خداوند به دعا و درخواست ماست.

برای ماندن در مسیر ایمان به وفاداری خداوند باید آنچه بر عهده دارید را به خوبی و با اشتیاق انجام دهید. هرچند ممکن است تحقق وعده غیرممکن به نظر برسد باید به کارتان با ایمان ادامه دهید و اجازه ندهید افکار و نجواهای منفی و همچنین حرف و حدیث های اطرافیان باعث تقویت شک و تردید و سست شدن ایمان شما شود.

در مسیر تحقق آرزوهایم همیشه با ایمان به مسیر خود ادامه دادم و هرآنچه به نظرم باید انجام می دادم را با ایمان به تحقق خواسته هایم انجام داده ام.

در آن زمان که انتظار تحقق پرداخت شدن بدهکاری هایم را داشتم هر روز با اشتیاق و انگیزه مضاعف در محل کارم حاظر می شدم و با اطمینان و آرامش و کلام نرم با افرادی که درخواست طلب خود را داشتند برخورد می کردم.

با اینکه هیچ پولی برای پرداخت به آنها نداشتم اما با امید و ایمان به اینکه شرایط اینگونه نخواهد بود و معجزات الهی وارد زندگی من خواهد شد با آنها صحبت می کردم.

من به انجام کار صحیح و روش درست ادامه دادم تا فصل تحقق وعده های الهی فرا رسید و من شاهد وفاداری خداوند در زندگی خودم به شکل های مختلف بودم.

پرداخت شدن بدهی ها، تسویه همه اقساط بانکی، تغییر کسب و کار، اندوخته شدن پس انداز، باردار شدن همسرم، خرید خانه با همه تجهیزات نو، خریدن ماشین اسپورتیج، افزایش چند ده برابری درآمد، رشد و گسترش جهانی کسب و کار، تجربه آرامش ذهنی و قلبی، بهبود رابطه عاطفی و از همه مهمتر هدایت به روش لاغری با ذهن و یکبار برای همیشه لاغر شدن.

اینها برخی از میوه های فصل معجزات الهی در زندگی ام است که در بهترین زمان ممکن وارد زندگی ام شد و من بهترین استفاده و لذت از این نعمت ها را تجربه کردم.

خداوند شما را سرخورده نخواهد کرد اگر بر ایمان خود پایدار باشید. در قرآن نا امیدی از رحمت خداوند امری نامطلوب و از ویژگی افراد کافر بر شمرده شده است.

وفاداری خداوند

در قرآن منشاء ناامیدی های انسان مواجهه شدن با ناخوشی‌های زندگی معرفی شده است، ناخوشی‌هایی که به واسطه افکار و عملکرد نادرست خودمان به آن دچار شده ایم اما به اشتباه کمان می کنیم خواست خداوند یا امتحان الهی بوده است و مورد غضب خداوند قرار گرفته ایم باعث نومیدی خود می شویم.

در آیه۳۶ سوره روم آمده است:

و چون مردم را رحمتى بچشانیم، به آن شاد مى‏‌شوند و چون به [سزاى‏] آنچه دستاورد گذشته آنان است، صدمه‏‌اى به ایشان برسد، بناگاه نومید مى‌‏شوند.»

نسبت به اینکه خداوند هرگز به شما صدمه ای وارد نمی کند بلکه همواره یاور و هدایت کننده شماست باید ایمان قلبی داشته باشید. ایمانی که به سادگی و به واسطه مواجه شدن با هر شرایطی در زندگی سست و از هم گسسته نشود.

همیشه به خودتان یادآوری کنید:

چه کسی جز خداوند می تواند یاری رسان من باشد؟!

باید بپذیرید و اجازه دهید این افکار و نگرش ها در اعماق وجودتان نفوذ کند:

  • من به معجزات الهی باور دارم.
  • من به وفاداری خداوند ایمان دارم.
  • من اطمینان دارم خداوند مرا مایوس نخواهد کرد.
  • من باور دارم زمان همه امور در اختیار خداوند است.
  • تحقق آرزوهایم هرچقدر که از نظر من بزرگ باشند برای خداوند هیچ چیز نیستند.
  • همه خواسته ها و آرزوهای من جز بسیار ریزی از این جهان هستند.
  • تحقق آرزوهای من در برابر عظمت و توانمندی خداوند هیچ چیز نیست.

اگر ما همواره به خداوند توکل کرده و به وفاداری خداوند ایمان داشته باشیم، او هم راهی جلوی پای ما قرار خواهد داد، حتی اگر شرایط طوری به نظر برسد که انگار هیچ راهی وجود ندارد.

  • خداوند برای هر مساله ای در زندگی من راه حلی مناسب سراغ دارد.
  • خداوند از خردمندی خود در وجود من قرار داده است تا بهترین تصمیم را برای هر مساله ای اتخاذ کنم.
  • خداوند از آرامش بی نهایت خود در وجود من قرار داده است تا در برخورد با هر مساله ای آرامش داشته باشم.

شجاعت این را داشته باشید که به خداوند توکل کنید و همه چیز را به او بسپارید.

اشتیاق این را داشته باشید که به سمت خالق خود که محلی امن و آرام است باز گردید.

دست از نگرانی، اضطراب و این فکر که آیا خواسته تان محقق می شود یا خیر بردارید.

خداوند همه انسانها و همه موجودات جهان هستی و همه ستارگان و اجسام معلق در فضا را در دستان خودش نگه داشته است.

او هرگز در تحقق وعده هایش ناکام و فراموشکار نمی شود. به وفاداری خداوند ایمان داشته باشید.

تمرین:

۱- با توجه به آگاهی که از مطالعه این نوشته دریافت کردید دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.

۲- نگرش شما درباره درخواست کردن از خداوند چه بوده است؟ آیا خود را لایق درخواست کردن و برآورده شدن خواسته هایتان می دانید؟ در اینباره شرح دهید.

۳- مواردی که در زندگی خود یا اطرافیانتان رخ داده است و خداوند فراتر از انتظار بندگان عمل کرده و مسائل یا خواسته ها را برآورده کرده است را بنویسید.

۴- مثال هایی از وفادار بودن خداوند در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کرده و شرح دهید.

۵- مثال هایی در زندگی خود پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهی های این قسمت برای شما واضح شده است که چرا به خواسته خود رسیدید درحالی که از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به برخی آرزوها نرسیدید که رسیدن به آن تقریبا در دسترس بود.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.34 از 105 رای

موزیک بی کلام

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=42272
102 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 322 کلمه

      سلام به استاد عزیز و همراهان. درباره سپردن خود به خدا من دقیقا یکسال پیش با کلی کلنجار تونستم این کار رو بکنم . چون همیشه فکر میکردم اگه تسلیم باشم ، یا اگه بخوام خودسپاری کنم، خدا یه بلایی سر زندگی من میاره و بیشتر هم فکر میکردم عزیزانم رو از دست میدم طبق شعر هرکه در این بزم مقرب تر است. همیشه با تمام قلبم میخواستم مقرب باشم اما از مقرب بودن میترسیدم تا بالاخره تونستم خودم رو قانع کنم با این منطق که من تنهایی بلاهای بیشتری سرم میاد!

      و اما کدهایی که توی این نوشته داره واسم باز میشه اینه که فرقی نداره خواسته ها به علاوه من به شکلی هستم که خداوند حتما اجابتم می‌کنه چون همیشه از نظر قدرت خدا ، وفای به عهد خدا اوکی بودم همیشه سمت خدا رو قبول داشتم اما خودم رو نه همیشه میگم حتما من مشکلی دارم حتما من به اندازه ای که باید خودم رو آماده دریافت نکردم حتما من کم کاری کردم و خب این خودش از عدم لیاقت میاد و خود این باور سد شده. فراتر از انتظار عمل کردن خدا مثلا من فکر میکردم ممکنه چند سال طول بکشه تا بچه دار بشم اما در عرض ۶ ماه درمان خدا یه پسر کاکل به سر بهم هدیه داد 🙂 یا مثلاً دو هفته پیش که خونه پدر شوهرم بودیم همش میگفتم من ده ساله مشهد نرفتم ، با این اوضاع دیگه هم نمیشه برم یه جمکران هم دیگه نمیتونم برم ولی به شکل معجزه واری در حد کیفیت خیلی خوبی قراره عازم مشهد بشه 🙂 مثال زیاد دارم. 

      و دلیل نرسیدن به بعضی خواسته هام هم همین شک هاییه که دارم . شک نه نسبت به قدرت خدا ، نسبت به اینکه آیا خدا برای من این کار رو انجام میده ؟ آیا من در حدی که بخوام به این خواسته م برسم خوب روی ذهنم کار کردم ؟ باورهامو درست کردم ؟ فکر کنم این خودش مانعه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۳ ۱۱:۲۹
      مدت عضویت: 1375 روز
      امتیاز کاربر: 22411 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,059 کلمه

      به نام خدا 

      سلام به همگیی🌹

      گام دوم : من به وفاداری خداوند ایمان دارم 

      جالبه من زیاد به این جمله اطمینان نداشتم .یعنی وعده پاداش عظیم و مغفرت و اجابت خواسته و… برای همه مردم که درست نیس،برای افراد خاصی که ایمان آورده باشند و خداوندم قبول کرده باشه درسته !

      اما با خوندن آیاتی از قرآن که در مورد وعده های خداوند بود بیشتر به این جملات فکر کردم به این نتیجه رسیدم که وقتی خداوند راجب وعده ها صحبت میکنه یعنی قوانین ثابت که اتفاق می‌افتند.

      و یه مورد دیگه ام که پیدا کردم که ذهنم گولم زده بود و منو به فکر فرو برد 

      این بود که من مطمئنم که دنیای بعد از مرگی وجود داره، قیامت وجود داره ،میخوام بگم که وعده خدا رو در این مورد باور کردم ولی وعده خدا رو در مورد فضل نسبت به مردم و اجابت خواسته ها و پاداش های عظیم باور نکرده بودم!!

      جالبه نه ؟؟ خب اون خدایی که داره میگه قیامت هست و همه ما قبول داریم ،همون خدا داره میگه من هیچ وقت خلف وعده نمیکنم :

      • میگه من نسبت به بنده ها دارای فضل هستم
      • میگه کسی رو که به من توکل کنه کفایتش میکنم
      • میگه کسی که ایمان بیاره و عمل نیک انجام بده (فرقی هم ندارد چی باشه) من خدا بهش پاداش میدم
      • میگه بر سپاسگزارن رو میفزایم و به زودی بهشون جزا میدم.

      اینا یکسری از قوانینی بود که توی قرآن به صراحت راجبشون صحبت شده .

      خب حالا منه انسان چیکار میکردم؟؟ به خاطر ترس بیش از حدی که از خدا داشتم ،باور کرده بودم که قیامتی هست که به کوچک ترین اعمال انسان رسیدگی میشه ولی باور نکرده بودم همون خدا طبق وعده خودش پاداش کوچیک ترین کار من رو هم میده !!!

      خب باشه طبق آیاتی که در قرآن هست (البته کامل مطمئن نیستم)انسان باید از نیروی برتر جهان بترسه

      ولی نه درحدی که وعده های خوبی که خدا بهمون داده رو فراموش کنیم؛نه در حدی که دیگه روی آمرزش خداوند حساب نمیکنیم ؛دقیقا خلاف چیزی که قرآن گفته که رحمت خداوند بر غضب اون سبقت گرفته و میگیره

      ۲-نگرش من راجب درخواست کردن :

      چیزی که خداوند گفته :من به درخواست های بنده ها (چه خوب چه بد) پاسخ میدم 

      اینم خیلی ها و حتی خود من باور نمیکردیم ،همش فکر میکردیم مگه ما کی هستیم ؟چی هستیم ؟برا خدا چیکار کردیم؟؟

      اصلا خودم رو لایق اینکه خدا دعام‌ رود مستجاب کنه نمی دونستم.و اینکه اگه بین درخواستم و رخ دادنش فاصله می افتاد ،من دیگه ناامید بودم که نمیشه و خدا هم برام کاری نمیکنه و حتما من لایق نیستم و ….

      ولی خدا توی این آیه راجب زمان صحبت نکرده ،گفته

      درخواست بنده هام رو هرگاه که من رو بخوانند پاسخ میدم .ولی راجب پارامتر زمان صحبت نکرده که چقدر طول می‌کشه که جواب بدم …ولی هممون باید باور داشته باشیم که خدا سریع الجواب ترینه و خودش توی قرآن گفته

      اما از زمانی که به لطف خدا وارد این مسیر شدم و دارم حرکت میکنم ،آرام آرام دارم خواسته هام رو تجربه میکنم و وقتی تغییرات شروع شده پس اگر من ادامه بدم می‌تونه بزرگ تر و بهتر بشه….

      ۳-فراتر پاسخ دادن خداوند :

      من زمانی که برای کنکور می‌خوندم و حتی سالی که پشت کنکور موندم هدفم رشته پزشکی بود ،روزای زیادی خودم رو اذیت میکردم تا به رشته پزشکی برسم و فکرم این بود چون دانش آموز خوبی هستم اگه نرسم دیگه بدرد نمیخوره ،اما خواسته قلبیم از خداوند این بود که من رو کمک کنه موفق بشم؛اما الان چند سالی از اون زمان میگذره و من پزشکی قبول نشدم و وارد رشته آموزش ابتدایی در دانشگاه فرهنگیان شدم الان وقتی وارد مدرسه میشم و شور و نشاط بچه ها رو می بینم انگار زندگی برام رنگ تازگی میگیره ،الان وقتی ریاضی و علوم رو به بچه ها درس میدم و اونا یاد میگیرن و ازم تشکر میکنن که چقدر ساده و روان براشون توضیح دادم و بهم تاکید می‌کنن که خیلی دوستت داریم و معلم خیلی خوبی میشی، من چقدر حالم خوب میشه !😍 من این نکته رو به یاد میارم که خدا علاقه و میل درونی من رو بیشتر و بهتر از خودم می‌شناخت،تازه الان که از جو رقابتی کنکور خارج شدم متوجه شدم که من به رشته های پزشکی و پیرا اصلا علاقه ندارم ولی اون زمان خیلی اصرار داشتم.اما الان متوجه ام که چقدر لذت فهماندن و تدریس کردن برام زیاده. چقدر از اینکه با بچه ها زمانم رو میگذرونم خوشحالم و انرژیم با بچه ها می‌ره بالا.

      این یه نمونه از مثالای زندگیم بود که موقع نوشتن یادم اومد.

      ۴-خدا وفاداره :

       چیزی که اینجا یادم اومد این بود خدا همیشه به عهدی که بهمون داده عمل کرده و اون این بود که توی قرآن گفته ما رزق بنده ها رو می‌رسونیم‌.و تک تک ماهایی که اینجا هستیم تا الان از نعمت های خداوند استفاده کردیم پس خدا به وعده ای که بهمون داده عمل کرده ،

      یا مثلاً وعده ای که در مورد مرگ به آدما داده که هر جانداری چشنده مرگ هست و الانم ما داریم توی دنیا این رو می بینم هر روز یکسری جانداران و موجودات می میرن و یکسری موجودات هم وارد این دنیای خاکی میشن.

      یا مثلاً وعده ای که راجب انسان ها داده که هر کسی مثل خودش گیرش میاد یا همون ضرب المثل معروف «کبوتر با کبوتر باز با باز »برای من اجرا شد 

      زمانی که وارد خوابگاه شدم ،در اتاقی قرار گرفتم هر کدوممون افکار و عقاید خاص خودمون رو داشتیم و از افکارمون کوتاه نمیومدیم و حتی اسم اتاق رو هم گذاشته بودیم «ناهمفاز ها» و چالش ها بین ماها وجود داشت 

      اما به مرور خیلی راحت ما از هم جدا شدیم و هر کدوممون وارد اتاقی شدیم و من هم الان در اتاقی در خوابگاه زندگی میکنم که احساس آرامش دارم چون بقیه هم اتاقی هامم افراد آروم و شبیه به خودم هستن 

      فعلا همینا یادم اومد و نوشتم و قطعا که توی زندگی هممون وعده های خدا در قرآن عمل شده ولی خب ما حواسمون نیس 

      ۵-چرا به خواسته ها رسیدم ؟

      چون فکر غالبم این بود که می رسم ، هم خودم در اون سطح و لول خوب و کافی هستم و هم خدایی دارم که می‌تونه کارا رو برام انجام بده و بشه اونی که می‌خوام 

      و به اونایی هم که نرسیدم به خاطر احساس ناکافی بودن بوده و یا اینکه خدا برای من نمی‌خواد و این داستانا…

      خدایا ممنون بابت این آگاهی ها 

      ممنون که آقای عطار روشن رو در مسیرم قرار دادی و من اطلاعات خوبی از ایشون یاد گرفتم 

      خدایا شکرت 🧡

      اینم بهای استفاده از گام دوم🌱🌱

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۲/۳۱ ۱۶:۳۷
      مدت عضویت: 2133 روز
      امتیاز کاربر: 50167 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,272 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      واقعا همین طور من که اینجوری هستم  کلی آرزو دارم دعا میکنم پراکنده آرزوهام تکرار میکنم  میدونم که خدا میتونه برآورده کنه اما اطمینان به خدا ندارم و شک و تردید دارم آیا خدا آرزو منو برآورده میکنه پس چرا انقدر طول میکشه و این شرک ورزیدن به خداست 

      من همین الان نگاهم با نگاه خداوند جایگزین میکنم بنده خوب من به من ایمان داشته باش من بارها در قرآن اشاره کردم که من دعای دعا کننده را اجابت میکنم پس چرا به من ایمان نداری صبر کن من دارم برای تو بهترین همزما نیها رو در نظر میگیرم تا تو به بهترین ساده‌ترین لذت بخش ترین شکل ممکن خواسته تو تجربه کنه خدایا شکرت 

      واقعا خداوند ۱۵۱ بار در قرآن گفته به من که من به عهد خود وفا میکنم عهد خداوند به من چی بوده که من درخواست کنم هر چیزی که دوست دارم در زندگی داشته باشم فکر میکنم اون چیز باعث آرامش لذت من میشه و رو من هدیه میکنه اونوقت من به این خدا بزرگ و مهربان و دوست داشتنی ایمان ندارم به ظاهر دارم ولی شک و تردید دارم آیا من به آرزو میرسم آیا من فلان آرزوم تجربه میکنم نکنه من بمیرم آرزو به دل بمونم این نشون میده من به خد ا ایمان ندارم 

      و من میخوام با تکرار این دوره ایمانم به خدا قوی‌تر کنم خدایا کمکم کن 

      بله به ما گفتن نباید خواسته زیاد داشته باشی بد خوب نیست انسان باید قانع باشه خداروشکر شوهرت میره سر کار یه لقمه نون در میاره براتون میاره با خیال راحت می‌خورید و خداروشکر نمی‌کنید 

      و من درک کردم که من تقریبا هر لحظه در حال ارسال درخواست هستم الان یکم حالم خوب نبود سریع قرصم خوردم گفتم خدایا من شفا الهی میخوام میخو ام این سرگیجه کلا از زندگی من بره بیرون منو فراموش کنه 

      میرم خیابون یه مثلا مرغ بریان میبینم میگم خدایا من دوست دارم اینو تجربه کنم چه بوی خوبی داره مثلا میگم درخواست دیگه یا میگم کاش یکی کمکم کرد ظرفا رو می‌شست یا میگم کاش همسرم پول می‌داد فلان چیز میخریدم 

      استاد دیروز رفتم بازار دو تا گلدون حسن یوسف خریدم که هر گلدان چند مدل داشت و خیلی لدت بردم خداروشکر کردم گفتم من عاشق حسن یوسف شدم این گل هم انواع مختلف داره خدایا شکرت 

      درخواست دیگه یهویی ایجاد میشه رفتم بازار قصد خرید گل نداشتم دیرم خیلی شیفته اون گل شدم همسرم اولش غر می‌زد بعدا خریدم گفت چه اشکالی داره وقتی با ۶۰ تومن آنقدر خوشحال میشی خوب بخر قبلا غر می‌زد میگفت چرا پولتو حیف میکنم بابت این چیزا میدی منم تازه میخرم قبلا نمیخریدم 

      من هم برای اولین بار درخواست می‌دادم همین طور بودم انگار همین یکبار میتونم از خدا درخواست کنم کلی آرزو تعیین کردم برای خودم تنها و یه مقدار هم برای خانواده‌ام خواستم 

      ولی دیگه ورک کردم خداوند در وجودم دارم هر وقت بخوام درخواست میدم الانم درک کردم خداوند همیشه به خواستهای من پاسخ و ایمانم قوی‌تر شده دیگه شک و تردید کم کم از بین میره من آرزوهام تجربه میکنم 

      منم کلی آرزو دارم سلامتی کل جسمم میخوام 

      تناسب اندام ایدهالم میخوام دیگه باور دارم میتونم تجربه اش کنم 

      حال خوب احساس خوب آرامش الهی میخوام 

      یه شغل میخوام ازش درآمد کسب کنم 

      میخوام روابط خوبی با اطرافیانم داشته باشم 

      میخوام در دنیای آرزوهام زندگی کنم و خیلی آرزو دیگه 

      منم اینو درک کردم که برآورده شدن خواسته من حتما توسط خداوند انجام میشه اما یه زمانی نیاز داره و من باید اون زمان ایمانم به خدا از دست ندم ادامه بدم و تجربه اش میکنم خدایا شکرت 

      من وقتی منفی نگر میشم میگم ای بابا ۴ سال در این سایتم هنوز اولین خواستم تجربه نکردم خودم میدونم علتش اینکه من به خدا ایمان ندارم و شک دارم وگرنه مسیرم درسته همه چیز درسته فقط ایمان منه که سست شده خدایا منو ببخش 

      و هر وقت منفی نگر شدم فورا نگاه خداوند جایگزین نگاه خداوند میکنم اینجوری خیالم راحتر میشه اطمینان به خدا بیشتر خدایا شکرت 

      منم عقیده دارم جز خداوند کسی نمیتونه به من کمک کنه و میدونم اگر منفی نگر میشه بخاطر افکاری بدی در سر دارم که باعث عجله کردن من میشه 

      من برداشتم از موضوع درخواست کردن اینکه من اومدم تو این دنیا که درخواست کنم پاسخ دریافت کنم  من و خداوند آفریده تا بوسیله من تجربه کردن لمس کنه پس من طبیعی هر چیزی ببینم خوشم بیاد درخواستش و به خداوند بدم یا هر چیزی نیاز دارم درخواستش به خداوند بدم باید اینجوری باشه وگرنه من باید چکار کنم  

      خود من وقتی عضو سایت شدم انتظار داشتم شفا الهی تجربه کنم اما خداوند خیلی فراتر از انتظار من عمل کرده و من در خیلی از جنبه‌ای زندگیم مخصوصا ذهنی تغییرات عظیم و باور نکردنی تجربه کردم خدایا شکرت 

      در زندگی اطرافیانم خیلی نمیدونم ولی حتما که اینجوری بوده خداوند فراتر از انتظارش عمل کرده مثلا پدرم یکی از باهاشون فروخت تا یه خونه شهرستان بسازه یه سویت ۵۰ متری اما حتما یه ایدهای دریافت کرده یا کسی بهش پیشنهادی داده که خوبه یه اتاق طبقه اول بزنی که انباری باشه براتون تو که داری میسازی دو طبقه اش کن  درست که فقط طبقه بلا رو ساخته و نشسته ولی حتما ایدهای بوده این تصمیم گرفته پس خداوند خیلی فراتر از انتطار پدرم رفتار کرده 

      یا خواهرم اونم یه خونه در شهرستان ساخت اون تصمیم داشت قسمت بالایی باغ درخت‌هایی ببره توتستان  بوده خونه بسازه بقیه باغ دست نخورده باقی بمونه و ایشون هم حتما ایدهای دریافت کرده که وسط باغ خونه ساخته دور تا دور اون باغ و سرسبز و زیبا پس خداوند برای خواهرم فراتر از انتطارش رفتار کرده 

      ایشون یک طبقه ساخته اما طوری اقدام کرده که هر زمان دوست داشته باشه بتونه طبقه دوم و سوم هم بزنه پس اینها همش فراتر از انتطار بوده 

      به نظر من خداوند در تمام مراحل زندگی ما فراتر از انتطار ما خیلی عمل میکنه ما متوجه نمیشیم و الان تازه درک کردم خدایا شکرت برای همیشه که برای من هم فراتر از انتطار عمل کردی و خواهی کرد خدایا شکرت 

      من به آرزوهام نرسیدم چون ایمان دارم تنها دلیلش ایمان نداشتن به خداوند و شک و تردید داشتن به خدا بوده که آیا خداوند این آرزو منو برآورده میکنه یا نه 

      من در یک قدمی خونه محمد شهر کرج بودم رفتیم خونه رو دیدیم پسندیدم قرار شد بخریم و یهو دوره مت تموم شد من گفتم عه حالا که دوره من تموم شد پس دیگه ما نمیتونیم این خونه رو بخریم و دیگه هر کس اومد خونه رو ببینه می‌پسندید  ولی پول نداشت یا یه دلیلی داشت که نخرید 

      و واقعا از نظر دیگران محال ممکن بود آخه چحوری شما سک ریال هم پس انداز ندارین حالا گیرم خونه رو خریدین هزینه‌اش چکار میکنید خداوند به عهد خود وفا کرده بود از قبل برای من اما من باورش نکرده بود م اینجوری شده که آرزو اون خونه برای من باقی ماند خونه‌ای بود عالی پنجره پی وی سی حال بزرگ پذیرایی بزرگ کابیت ام دی اف  تو محمد شهر کرج ۱۰۵ متری  من ایمانم سست شد طبعا هیچی به من داده نمیشه بایدم اینجوری باشه 

      یا قبلا گفتم به من یه ایده داده شد که برو در خیابان ۷ تیر کرج خونه های ۳ اتاق خوابه ۱۲۰ متری ببین من نون هیچ پولی نداشتم اون زمان سه و نیم میلیارد خیلی پول بود الانشم برای من هست رفتیم با همسرم که خونه رو ببینیم قرار شد شنبه بریم صاحب خونه یا مستعجر باشه 

      همسرم براش و حتی برای خودم دخترم امری محال ممکن بود که چطور با هیچی میخوای خونه بخری من وانمود کردم با املاکی گفتم قرار پولی بدستم برسه میخوام با خواهرم خونه بخریم به من گفتن برو بگرد پیدا کن همسرم من حتما دخترم شرایط منو داشتن که من قلبم میلرزید برای دروغی که گفته بودم و باور نکردیم نشد بریم ببینیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      با سلام

      درست است استاد عزیز خداوند پای بندبه عهد خودش است و ماباید به این موضوع باور قلبی داشته باشم

      درخواست ما از خداوند فرقی نداد کوچک یا بزرگ باشد فقط مهم این است که باور داشته باشیم خداوند اجابت میکند خواسته هایمان رادیر یازود و هرچه خواسته هایمان بیشتر باشد این یعنی ایمان به خداوند و بی انتها بودنش .

      همین دیشب از خداوند خواستم هدایتم کند برای یک شغل عالی با درامد عالی که دقیقا صبح خواهرم تماس گرفتم پیشنهاد کاری رو بهمداد دقیقا این یک معجزه بود

      یا مواقع بسیاری بوده که از خداوند خواسته ام شرایط را برایم درست کند و خداوند حل کرده است

      بیمار شدم و از خداوند خواستم خودش شفایم دهد و درحد چند روز حالم خیلی بهتر شد

      بارها آگاهی های نابی رو نسیبم کرده

      از وقتی روی خودم روی ذهنم روی باور هام دارم کار میکنم خیلی حالم بهتره و این وفای به عهد پروردگار من است

      همیشه میخاستم مادرم رو که ۱۰ سال بود ندیده بودم و دوباره ببینم و به لطف پروردگارم این خواستم برآورده شد

      هدایت خواستم برای لاغری و به این سایت عالی هدایت شدم

      هدایت شدم برای شغل

      هدایت شدم برای آگاهی های ناب

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرانک منصورفلاح
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۴ ۰۳:۵۲
      مدت عضویت: 2269 روز
      امتیاز کاربر: 7793 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 778 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز جناب عطاروشن

      من از این مبحث زیبا متوجه شدم که :

      خداوند همیشه به تمام بندگانش متعهد و وفاداره…. همونطور که چندین جای قرآن مجید وعده قیامت،وعده بهشت و وعده جهنم و حتی وعده رزق و روزی و وعده آشکار شدن حقیقت….هر وقت با خدا حرف زدم و ازش جواب خواستم… هر چیزی که میگه میشه… همیشه به بنده اش راست میگه و وعده هایی که قرآن میدم عمل میکنه…..هیچوقت نشده وعده ای بده و اتفاق نیوفته…خدای ما از اون خداهاست که باهاش بودن و افتخار این رو داشتن که بنده اش بودن یعنی تمام زندگی…. خدایی که با تمام عظمتش در کنار بنده اش میمونه و ناامیدش نمیکنه… چندین جای قرآن خدا گفته که

      خدا میگه موجود باش بی درنگ موجود می‌شود… خدا شکست ناپذیر است یا به هر چیزی تواناست…. خدا پناه همه ماست و چطور میشه که بهش وفادار نبود و بهش ایمان نداشت وقتی که ذره ذره وجودمون معجزه همین خداست

      ***************************

      من همیشه وقتی دعا میکردم فکر میکردم که خدا صلاح من میدونه که تو این شرایط باشم… خدا دلش نمیخواد به من کمک کنه… من آدم بدی بودم حتما یا خدا من رو فراموش نکرده… یا چه دعا کنم و یا نکنم خدا از صلاح بدونه اون انجامش میده و من رو به خواستم میرسونه… یا از اول فکر میکردم که خدا تو یه ساعت و ثانیه فقط بهم کمک میکنه… زمان الهی زمان خاصی هست که من باید منتظرش باشم…. و فکر میکردم اگر من به خودم سخت میگرفتم و بیشتر سعی می‌کردم به خدا نزدیک بشم… بیشتر نماز میخوندم یا بیشتر دعا میخوندم خدا بهم بیشتر کمک می‌کرد و زودتر به آرزوهام می‌رسیدم چون خدا یه بنده سر به راه حرف گوش کن دوست داره، خیلی مواقع فکر میکردم که خدا من رو فراموش کرده و صدای من به خدا نمیرسه

      ***************************

      من تو زندگی ام معجزات زیادی رو دیدم…… من وقتی متولد شدم تمام عضلات بندم گرفته بوده خدا راه درمان رو به پدر و مادرم نشون میده و….. من الان مثل تمام آدمها میتونم راه برم و قدم بزنم و فعالیت کنم….. چیزی که همه نگران بودن که اصلا اتفاق نیوفته

      وقتی میخواستم دانشگاه قبول بشم خدا کمکم مرد ذر شهر خودم و رشته مورد علاقه ام قبول بشم… هیچکس فکرش هم نمی‌کرد من قبول بشم

      دوستی دارم که قصد ازدواج داشت و نمیتونست با هیچ مردی اعتماد کنه… به کمک خدا الان ازدواج کرده و همین آدم در شرایطی که هیچ کس فکر نمیکرد باردار بشه باردار شد و یه پسر یه ساله داره

      هیچوقت فکر نمیکردم یکی بیاد بهم بگهغذا بخور و لاغر شو… هر چی میخوای بخور و لاغر شو و وزنی که الان کم کردم بدون هیچ محدودیتی تونستم کمش کنم….هیچوقت فمر نمیکردم بتونم لاغر بشم… میدونم خیلی مونده که لاغر بشم ولی میدونم با کمک خدا میشه که بشه…. میدونم خدا همیشه در کنارمه و نمیذاره ناامید بشم و برگردن روی رژیم‌های سخت بی فایده

      🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱

      این خدا از اون خداهاست که نمیذاره زندگی ما روی زمین بمونه و…. خدا وفادارترین هست…

      یه بار با خدا داشتم حرف میزدم قرآن باز کردم و سوالی پرسیدم تو اون صفحه اومد که

      خدا این وعده را داده است؛ و خدا از وعده اش تخلف نمی کند، ولی بیشتر مردم معرفت و شناخت [نسبت به وفای قطعی خدا در مورد وعده اش] ندارند.

      اون لحظه با تمام ناامیدی به خودم گفتم که مگه میشه…. اصلا امکان نداره عصر یکی‌از اقوام زنگ زد و گفت که مشکل حل شده و ما برای تعیین تکلیف اموال باید بریم….اون لحظه که قرآن باز کردم فکر نمیکردم که خدا راست میگه و امکانش وجود داره که بشه

      🐞🐞🐞🐞🐞🐞🐞🐞🐞🐞

      خیلی مواقع کسانی رو دوست داشتم و آرزو داشتم که در کنارم باشن و من در کنارشون باشم و همسرم باشن و این اتفاق دور از دسترس نبود و همه چیز به یه چشم بر هم زدن تموم شد بعدااااا فهمیدم نه من آدم اون آدم بودم و نه اون آدم من… فهمیدم که اگر ازدواجی سر می‌گرفت باز جدایی اتفاق میوفتاد….. خدا جلوی شکست بزرگتر رو به موقع گرفت

      زمانی که میخواستم دانشگاه قبول بشم میخواستم حقوق بخونم با اینکه خیلی تلاش کردم حتی برای انتخاب رشته قبول نشدم و الان میدونم که وکالت کار من نبوده… من وکیل خوبی نمی‌شدم یا خودم تو زندان می فتادم اونقدر که زبون درازی میکردم یا تو پرونده شکست میخوردم از بس که از عصبانی میشدم و……

      همیشه دلم میخواست معلم بشم وقتی دانشگاه قبول شدم به خودم وعده این ر میدادم که استاد دانشگاه یا دبیر ادبیات میشم… وقتی درسم تموم شد دیگه دلم نخواست درسم رو ادامه بدم… دیگه دلم نخواست که استاد بشم الان که فکر میکنم من ظرفیت روانی معلم و استاد شدن رو ندارم. نمیتونم کاری رو بکنم که نه واقعا دوستش دارم و نه واقعا توانایی انجامش دارم و……

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

      خدایاشکرت 🙏🌺❤️🐞

      🙏😍🙏😍🙏😍🙏😍

      خدایاشکرت 🙏🌺❤️🪼

      🙏😍🙏😍🙏😍🙏😍

      خدایا شکرت 🙏🌺❤️🐝

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا کریمی
      ۱۴۰۳/۰۲/۰۶ ۱۷:۱۳
      مدت عضویت: 982 روز
      امتیاز کاربر: 9010 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 537 کلمه

      سلام استاد عزیزم بار سوم که مطلب این قدم رو به علاوه نظر قبلی خودم میخونم . 

      امدم پاسخ یکی دیگه از تمرینات رو بدم 

      ●- مثال هایی در زندگی خود پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهی های این قسمت برای شما واضح شده است که چرا به خواسته خود رسیدید درحالی که از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به برخی آرزوها نرسیدید که رسیدن به آن تقریبا در دسترس بود.

      چیزی که من بهش رسیدم در حالی که نه خودم نه خانوادم نه فامیل نه دوست نه آشنا فکرشو می‌کرد ازدواجم بود . بخاطر اینکه سنم کم بود . و از نظر مالی و خانوادگی اصلا شرایط مناسبی نداشتم . تازه من  با اون کسی که خودم انتخاب کرده بودم و اون زمان عاشقش بودم ازدواج کردم در حالی که شرایط خانوادگی و مالی اونم اصلا مناسب نبود . 

      من با این آگاهی یادم میاد که چقدر برای ازدواج من مشتاق و پیگیر بودم چقدر به خداوند درخواست داده بودم . اصلا یادم نمیره که چقدر خوشحال بودم . و خداوند هم به وعده خودش عمل کرد . همونطور که در قرآن نوشته زنان مؤمن برای مردان مؤمن و زنان بی ایمان برای مردان بی ایمان . واقعا ما در اون سال ها که کنارهم بودیم مثل هم بودیم ‌‌‌ . و انگار برای هم ساخته شده بودیم . طوری که تا چند سال بهش میگفتم تو مرد رویاهامی . 

      و اما هدفی که من در یک قدمی اون بودم ولی نشد که نشد گواهینامه ام بود . من علاقه شدیدی به رانندگی دارم و تقریبا یک سال پیش تصمیم گرفتم اقدام کنم . همه چیز خوب پیش می‌رفت و من برای اولین بار در امتحان آیین نامه قبول شدم ‌ . اما نوبت امتحان شهر که شد من ۴ بار رفتم و قبول نشدم که نشدم و کلا بیخیال شدم تا شرایطم که بهتر شد باز اقدام کنم . 

      دلایل ریز و درشت زیاد هست برای این اتفاق ولی از مهم ترینش بنظرم این بود که من واقعا خواستار گواهینامه نبودم یعنی همین که رانندگی یادگرفته بودم راضی بودم همینکه آیین نامه قبول شدم راضی بودم .و بنظرم حس غرور بمن دست داده بود ‌.که همینجوری هم کارم راه میافته و من بلدم . و از بعد دیگه کنار افسر که میشستم استرس میگرفتم . و هول میشدم . اصن بدم میومد ازین امتحان شهر . 

      ولی پیش مربی راحت تر بودم . خودم تنها که بودم تو ماشین خیلی خیلی راحت بودم . 

      به هر حال میدونم که انقدر که خواستار ازدواج بودم خواستار گواهینامه نبودم . برای همین هم فعلا نگرفتمش . 

      وقتی بهم میگن که باز برو امتحان بده میگم آخه چ فایده داره وقتی ماشین ندارم.  گواهینامه به چه دردم میخوره . 

      ولی میدونم این مشکلم در آینده درست میشه چون درسته که گواهینامه الان برام مهم نیست ولی وقتی صاحب ماشین شدم . دیگه برام ضروری میشه .

      من میدونم که بدون ماشین هم میشه گواهینامه گرفت و قبول شد و این رابطه که من تو ذهنم درست کردم فقط ساخته ذهن منه . اما من بدون ماشین هیچ انگیزه ای برای اقدام ندارم مخصوصا که ۴ بار هم رفتم و رد شدم کلا ذهنیتم خراب شده . و اینکه من نیاز به تمرین دارم و بهترین گزینه داشتن ی ماشین که همیشه در اختیارم باشه . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6631 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        سلام و درود
        اتفاقا گواهینامه بدون ماشین گرفتن باعث افزایش احساس لیاقت میشه و انتظارت برای ماشین دادن رو افزایش میده و همین باعث سهولت در خلق خواسته ات میشه.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار زهرا کریمی
          ۱۴۰۳/۰۲/۰۸ ۱۲:۳۳
          مدت عضویت: 982 روز
          امتیاز کاربر: 9010 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 127 کلمه

          سلام استاد عزیزم خیلی ممنونم ازتون

          استاد مشکل من اینه که از افسر خیلی میترسم 

          وگرنه پیش مربی عملکردم خوبه و از من راضی بود . 

          همیشه . فکر می‌کنم اگه انقدر تمرین کنم که مسلط بشم دیگه بشینم کنار افسر اینقدر کند عمل نمیکنم . 

          و اینکه من الان با ماشین پدرم گاهی تمرین میکنم ولی چون خودش پیشم میشینه حس خوبی ندارم چون میخواد هی بگه چیکار کنم چیکار نکنم مثل مربی . البته حق داره ولی خوب اگه ماشین خودم باشه دیگه این مشکلات رو ندارم و راحت ترم . 

          و اینکه خیلی جالبه من تا قبل اینکه برای اولین بار امتحان شهر بدم فکر میکردم خیلی خونسرد هستم استرس نمیگیرم . و خوب بلدم و مسلطم . ولی بعد فهمیدم دقیقا برعکس اونچیزی که فکر می‌کنم هستم . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا کریمی
      ۱۴۰۳/۰۲/۰۴ ۱۷:۳۳
      مدت عضویت: 982 روز
      امتیاز کاربر: 9010 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 683 کلمه

      سلام استاد عزیزم امدم برای تمرین قدم ۲ 

      ●برداشت من ازین آگاهی 

      من هیچوقت نباید از درخواست کردن از خدایم خسته بشم یا نا امید بشم . من میتونم هر روز هر چقدر که تونستم و دلم خواست به خداوند درخواست عرضه کنم هرچند که تکراری باشه هرچند که یه مدتی خواسته ام رو گفته باشم ولی جوابی نگرفته باشم ‌. من اینو یادگرفتم که زندگی من با درخواست های من از جهان میتونی بزرگ و بزرگتر بشه . استاد عزیزم من واقعا آدمی بودم که والله نه از پدر مادرم ن از همسرم نه از خدا از هیچکس و هیچ درخواستی نداشتم . یعنی همیشه تلاش میکردم که از کسی چیزی نخواهم حالا به هزار و یک دلیل پوچ . ذهن من اینجوری بود واقعا پن حتی از خدا هم درخواست هایی بشدت محدود داشتم . من واقعا همچین آدم محدودی بودم . اما الان بیاین دفتر منو بخونید خسته میشد از بس که من آدم سمج و پیگیر و پرو و طلبکاری شدم نسبت به خدا به جهان و اطرافیانم.  یعنی دارم تلاش می‌کنم که این رفتار رو توی خودم تقویت کنم . و زمانی میفهمم که تلاش های من مفید بوده که نتیجه رو ببینم . مثلا حساب بانکیم از قبل بیشتر باشه خرج هام از قبل بیشتر باشه ‌. اما من یاد گرفتم که هرچقدرم که نتیجه گرفتم باز دست از طلب برندارم . من یادگرفتم انسان جاه طلبی باشم ‌ نه به معنای بدجنس که از کسی سواستفاده کنم به معنی اینکه همیشه یک درجه بهتر را از خداوند بخواهم . و ازین کار دست نکشم . استاد عزیزم من یادگرفتم برای دیدن نتیجه تلاش های ذهنی ام هی روزشماری نکنم و اصلا نادیده بگیرم و فقط هر روز درخواست بدم . چونکه من یقین دارم خداوند پاسخ میده . استاد من توی این مدت که دارم روی خودم بیشتر کارمی کنم پاسخ هایی رو از خداوند دریافت کردم که توی بچگی خواسته بودم . شاید خنده دار یا بی ارزش بنظر بیاد ولی برای من پر از درک و مفهوم .

      استاد من هر روز تو دفترم کلی چیز می‌نویسم.  شکر گذاری . توجه به نکات مثبت . خواسته ها ‌ اهداف و…..

      بعد من ی خواهر زاده دارم که ۷ سالشه و درسش خیلی خوب معلمش تو دفترش ی عالمه ستاره چسبونده . بعد این خواهر زاده من کلا از من الگو برداری میکنه . دیگه خیلی بهم دقت میکنه و تقریبا همه جا بامن هستش . و وقتی دید که من همیشه مشغول نوشتن هستم و چقدر قشنگ می‌نویسم خوشش آمد و دفتر منو برداشت و هر صفحه رو ی ستاره چسبوند . 

      بعضی وقتا هم میگه برام بخون ببینم چی نوشتی . براش میخونم و اونم میره برا خودش از همین چیزا مینویسه . 

      حالا نکته اینجاست من چند روز پیش فهمیدم وقتی کلاس اول دبستان بودم خیلی دوستداشتم معلمم به من ستاره بده اما چون دیکته هام خیلی کم ۲۰ میشد بنابراین ستاره ای هم دریافت نمیکردم . ولی همیشه تو دلم موند البته هیچوقت هم نرفتم خودم بخرم و بچسبونم . اما الان بعد ۲۰ سال به خواسته ام رسیدم و این برام ی نشونه قشنگ و بزرگ بود که خدا بهم گفت زهرا ممکنه تو خواسته هات رو فراموش کنی ولی من هرگز هرگز فراموش نمیکنم و به موقعش پاسخ میدم . 

      آخه من دیگه چیبگم به این خدایی که اینجوری دهن منو بسته با معجزاتش با غافلگیری هاش با حق بودنش . معلومه که من دیگه اون آدم سابق نمیشم . من هر روز کلی خواسته های ریز و درشت و تکراری و جدید به خداوند عرضه میکنم 

      استاد عزیزم دیشب که داشتم متن این قدم ۲ مطالعه میکردم چندین بار از اوج احساسات نزدیک بود گریه کنم . اون جایی که آیه ۱۶۸ بقره رو خوندم . واقعا بینظیر بود برام هرچند که من مدت هاست بیش از یک سال این آیه رو از زبان استاد عباسمنش شنیدم ولی هرچی بیشتر میگذره درکم بالاتر میره . 

      حتی من فکر میکنم که بازهم دارم کم کاری میکنم توی درخواست دادن و هنوزم جا داره خیلی خیلی .

      بینهایت از شما سپاسگزارم استاد . راستی من  عاشق اون کلوچه های خرمایی هستم که امروز استوری کردین طعمش بینظیر نوش جونتون . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatima
      ۱۴۰۳/۰۱/۳۱ ۰۳:۱۳
      مدت عضویت: 1093 روز
      امتیاز کاربر: 5330 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 612 کلمه

      به نام هدایتگرم

      سلام به هممون

      سلام بر استاد عطار روشن عزیزم

      این کامنت رو دارم بعد از چند روز از مطالعه ی دوباره ی این بخش مینویسم. 

      بزرگترین تاثیری که خوندن وین بخش بر من گذاشت این بود که الان من راحت تر درخواست میکنم از خدا! چون خدا قضاوت نمیکنه خواسته منو! 

      قبلا وقتی میگفتم خدایا من دوست دارم شوهرم یه مرد ثروتمند باشه که ماشین فلان و فلان داشته باشه، فکر میومد،هاااا؟ که چی؟ خودت ثروتمند شو براچی میخوای شوهرت ثروتمند باشه! چیکار اون داری! بابا جان خو من دوســـــــــــــــت دارم شوهرم ثروتمند باشه! والا بخدا! و از وقتی فهمیدم خدا کاری نداره خواسته تو چیه خیلی راحت تر و بدون عذاب وجدان این خواسته ام رو میگم. چون الان میدونم خدا اصلا خواسته های منو قضاوت نمیکنه! من دارم از سمت خدا فکر میکنم. 

      برا خیلی خواسته های دیگه ام هم اینطور  بود. ولی خدا رو شکر الان من راحت ترم تو درخواست کردنم. 

      موقعایی که هی دچار عجله میشم، هی میگم جیشد چیشد پ اون مرد مورد نظر من کو؟ ماشینم کو؟ اون موققعیت کو؟ این تیکه از متن میاد:(شاید تو نبینی جیزی فعلا، ولی به این معنی نیست که خدا کاری نمیکنه…اون داره کاراشو میکنه) پســـــــــــــر! این واقعا تا حد زیادی آرومم میکنه. 

      مشکلی که تو درخواست کردن از خدا داشتم این بود که خودم درخواست های خودم رو قضاوت میکردم! ولی الان میتونم بهتر این افکار رو نادیده بگیرم.و اینکه  خواسته هایی که یه گوشه چشمی ازشون دیدم،انگار ایمانم به برآورده شدنشون بیشتره، دور نمیبینمشون، انتظارم برای رخ دادنشون بیشتره. خیلی جالبه. انگار برای خودم قابل باورتره دریافتشون. 

      من به خیلی از خواسته هام رسیدم ولی چیزی که خیلی برام remarkable هست آشنایی من با یه مرد جوان بود. در زمان و مکان مناسب وقتی که من مقاومت میکردم که اونجا نرم… و بعد اون شد باب آشنایی و ایجاد یک رابطه که خیلی خوب بود. 

      تمام سلسله اتفاقاتی ک باعث پس دادن ابلاغ کاریم شد واو! این عالی بود. 

      آشنایی ام با یک مرد جوان مهربان و خودساخته که به شدت باورهام رو تقویت کرد که آره من لایق همچین رابطه ای هستم. 

      نتونستم به تمرین ۵ ام جواب بدم، چون با توجه به این قسمت و محتوا درست متوجه اش نشدم.

      ولی به نظر خودم، با توجه به محتوای این قسمت، خدا به وعده اش عمل میکنه و میده همیشه! زمانی ک من مانع نشم. اینو یه مدته ک متوجه شدم. موقعی ک یه درخواستی میفرستم و دیگ درباره اش فکر، نمیکنم احتنال رخ دادنش خیلی بیشتره! بزارید واضح تر بگم، شما یه درخواست به خدا عرضه میکنی، اونم که بی بروبرگشت میده، یه موقعایی هست که تو میگی اووووو این که نمیشه! و ولش میکنی! ولش میکنیا!!! یعنی دیگ درباره اش اصن فکر نمیکنی! 

      حالا حالت دوم اینه که تو درخواستتو میگی بعد مدام افکار منفی داری و داری کلنجار میری درباره اون خواسته! 

      برای من زمانی که تو حالت اول بودم، احتمال دریافت خواسته ام خیلی بیشتر بود! چون انگار من یه بار گفتم اوکی نمیشع! من یه منفی دادم در مقابل هزاران مثبت خدا و بعد رفتم. و من خواسته ام رو میگیرم یه منفی در مقابل هزاران مثبت. 

      اما اگر مدام فکر کنم و بالا پایینش کنم و کلنجار برم من دارم هزاران منفی میفرستم و احتمال دریافتم میاد پایین. برا همین خیلی موقعا ک میبینم دارم فکری میشم میگم ببین اگ نمیتونی مثبت باشی درباره اش، نمیخواد مدام با افکار منفی ات بجنگی و توجیه کنیشون! فقط لطف کن محل نده به افکار! سعی کن فکر نکنی. 

      میدونید قضیه همونه… خدا که حتمنی میده! ما باید بگیریم.

      موقعایی ام که من بخاطر گرفتن نتایج کوچیک کم کم دریافت نتایج برام قابل باورتر میشه،خواسته هام رو راحت تر دریافت میکنم. خودم رو لایق تر میدونم برای یه پله بالاتر. مُحِق تر برای داشتنش. 

      اینم از کامنت این بخش. 

      خدایاشکرت. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سرباز امام زمانم
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۹ ۱۶:۰۳
      مدت عضویت: 791 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,001 کلمه

                        به نام خالق وفادارم

      سلام خدمت تمام هم مسیری های گلم و استاد گرامی

           وقالَ رَّبَکُم اُدعونی اَستَجِب لَکُم

      و پروردگارتان گفت مرا بخوانید تا (دعای شمارا)اجابت کنم

      من کلی مدرک دارم که ثابت کنه واقعا این حرف ها درسته  اما اگه بخوام همشو بگم کلیییی طول میکشه  

      امروز با خوندن این گام کلی حدیث و سخن یادم اومد که همشو از لطف خدا میبینم برای این که میخواست بهم ثابت کنه که :بابا زینت من اینم درست فکر کن فقط به یک حدیث از هزاران دلیل ومدرکم اشاره میکنم که میدونم اگه اهل تفکر باشی باهمین یک حدیث کل مطلبو میگیری واونم یک حدیث از امام علی (ع)که برای فرزندشون مینوشتن بود:…نزد خداوند بلند مرتبه جایگاهی است که جز با دعا نمیتوان به آن رسید .اگر بنده دعا نکند‌ و از خداوند نخواهد ،چیزی به دست نخواهد اورد، پس بخواه تابه تو عطا شود و این را بدان هر دری که پیوسته کوبیده شود ، بالاخره به روی انسان باز خواهد شد

      این تنها یک حدیث بود که این گام را به اثبات رسانید باور کن خدا خییییلیییی بزرگ و مهربون وبخشنده و وفاداره خیلی خیلی خیلی …

       حالا بعضی وقت ها بد میخوایم اما خدا بازم میده بعد ما یقه خدا رو میگیریم که خدایا چرااا خداهم میگه چی چرا خب تو خواستی گفته بودم خوب نیس ولی خواستی منم دادم 

      منظورم این نیس که بگی خب پس دیگه نمیخوام اگه نشد ولش من حتما صلاح نیست .نهههه منظورم اینه که درست بخوایم هم برای بقیه هم برای خودمون چون بعضی وقت ها میگیم چرا اجابت نشد بعد که بر میگردیم میبینیم خواستمون بر خلاف دستور خدا بوده یا اگه نبوده طرز استفاده ازش درست نبوده که خدا نداده البته خدا میده این ماهستیم که با طرز فکرمون اشتباه عمل میکنیم وگرنه لاغری که خوبه چرا میگیم حتما صلاح نبوده وبرام خوب نیس در صورتی کن این همه ادم لاغر باایمان هست پس لاغری بد نیست یامثلا ماشین وخونه وصد ها مثال دیگه وقتی خواستت درسته پس باید پافشاری کنی چون خدا میخواد ببینه چند تنه حریفی اره ایمانتم نباید از دست بدی چون شاید خدا طبق زمانبندی تو پیش نره یا زود در یا دیرتر اما اگر پافشاری کنی بالاخره میده بعضی وقت هاهم دلش میخواد بیش تر ثواب کنی برای همین دیر میده که اجرت بیشتر بشه یا دوست داره بیشتر باهاش حرف بزنی میفرماید اگه من بهت بدهم تو میری یکم بیشتر باهام حرف بزن بنده من

      خدا خیلی دوستمون داره عاشقمونه تمام نعمت هاشو گذاشته جلومون گفته تو بخواه منم بدم چقدر میخوای عزیزم میدم تو بگو بامن حرف بزن ازمن بخواه نه کس دیگری

      مبادا ناامید بشی ها خدا خودش فرموده که کافر اونیه که از بخشش من ناامید باشه و دچار شک و تردید که نکنه نده ،اگه نده چی با این حرف ها خودمونو از خدا دور نکنیم که خیلی عاشقمونه ماهم ازش با عشق بخوایم وبا اطمینان کامل که حتما جور میشه زندگی کنیم یه بیت زیبا هست که زمزمه کردنش حالمو خوب میکنه وامید وعشقمو به خدا بیشتر واونم اینه که  :تاخدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز؟

      برداشت من از این گام در چند جمله ودیدگاه جانمیشه تازه این خلاصه بود

      من برداشت زندگی رو کردم وخدا یعنی زندگی .   خدایا کمکم من که برداشتمو زندگی کنم الهی امین

            و این بود اندکی از درکم

      تمرین دوم:اگر الان هم مثل گذشته فکر میکردم خودم را لایق نمی‌دیدم هنوزم کمی مقاومت میکنه منفی بافه اما میدونم نفسای اخرشه  

      من فکر میکردم باید این قدر خوب باشی کی خدا دوستت داشته باشه وحاجتت رو بده 

      طوری شده بود که اگر گناهی میکردم حتی اگه خدا منو بخشیده بود من خودم ول من نبودم ومیگفتم چیه خراب میکنی بعد انتظار داری خدا دوستت داشته باشه ؟اصلا حقته لیاقت نداری… خیلی خودمو اذیت میکردم والان فهمیدم این کارم گناه بود چون ناامید بودم ازش

      اما من الان دیگه خودمو لایق میدونم چون خدا بیشتر میدونه ودید اون بهتره

      تمرین سه:خب میتونم خودمو بگم که دوست داشتم قرائت قرانم خوب بشه اما هرگز فکر نمیکردم روزی رتبه بیارم این ینی فراتر از باورم وخواستم

       دوست داشتم تغییر کنم اما خدا بهتر تغییرم داد علاوه بر جسم ،روح وذهنمو درست تغییر داد الهی بی کران شکرت یا امروز که امتحان داشتم وکلی استرس، ۱۲درس بود خونده بدم اما چون زمان کم بود وسوالات شبیه هم، منم استرس داشتم گفتم خدایا من به وفاداری تو ایمان دارم کمکم کن ای کاش مدرسه به خاطر هوا تعطیل بشه با دبیر نیاد. اما بعد گفتم من بهت ایمان دارم کمکم کن خلاصه دبیر اومد ولی امتحان نگرفت وافتاد برای جلسه بعد که میشه هفته بعد حالا به دلایلی

      این ینی فراتر از خواسته من ومن رفتم وازم پرسید هم مرور شد هم یه ۲۰گرفتم

         تمرین ۴:خدا فرمود بخواه من میدم. منم خواستم وداد مثلا بهش گفتم چشمام  رو خوب کن عوضش منم………… اون به عهدش وفاکرد بارها وفا کرد اما من زدم زیرش اما باز بخشیده این بار ازش میخوام  کمکم کنه منم عمل کنم

      خیلی وقت ها نذر مردم واونم جواب داده…… خلاصه گفتم پشت و پناهم باش وقربونش برم پشت و پناهمه ورفیق تنهاییام الهی شکر

      تمرین ۵:خب طبق درکی که کردم الان میفهمم خیلی جاها افرادی بودن که بهم میگفتن نمیتونی ومن اشک ریختمو صبر کردم وبارها گفتم الله مع صابرین  وکفی بالله وکیلا ……شد در همان لحظاتی که دیگه داشتم ناامید میشدم  و من واقعا معنی توکل رو درک کردم توکل ینی بریده باشی از همه چی و همه کس ناامید باشی جز خدا با همون ناامیدی توکل کنی اونوقت میبینی ولمس میکنی معجزه رو 

      مثل هدایتم به این سایت که واقعا بریده بودم وخدارو التماس کردم وتوکل وشد هدایتم بحمد الله

      وخیلی وقت ها فکر میکردم میشه اما تا یکی گف تو نمیتونی گذاشتم کنار درصورتی که میتونستم  این برای این بود که اصلا امید زیادی نداشتم و از خدا نخواستم والان میخوام دوباره شروع منم ان شاالله

      پس پیش به سوی چیزی که از بچگی دنبالش بودم 

      یارَّب زندگیامون رو باخودت انس بده

      یارَّب عاشقت باشم وعاشقانه ازت بخوام

      یارَّب ماهمه یک چیز میخوایم تو ،تغییرمان بده

        حلالم کنید اگه سرتون رو به درد اوردم
      زندگیتون به زیبایی گلهای بهاری یاحق مدد<

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار یاسمن
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۸ ۱۴:۰۹
      مدت عضویت: 1572 روز
      امتیاز کاربر: 6658 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 291 کلمه

      به نام خدای وفادار به عهد

      من به وفاداری خداوند ایمان دارم کافیه ازش بخوایم تا اجابت کند.منم در گذشته فکر میکردم که باید قناعت کنم و در حد گلیم خودم پایم را دراز کنم حتی در مورد خواسته های درونی و آرزوهام.ولی خدارو شکر الان به این اگاهی رسیده ام که نعمات خداوند اینقدر فراوانند که برا همه هست در هر میزان که بخواهیم فقط کافیه که با احساس خوب طلب کنیم و باور داشته باشیم که وعده ی خداوند حق است.واقعا خداوند بارها و بارها در زندگی بزرگیش رو به من ثابت کرده و تنهام نگذاشته چه در بحث کار چه شرایط تحصیل و چه موقعیت زندگی،ولی من آرزوهای رنگین زیادی برای خودم و بچه هایم دارم.دوست دارم در این چند سالی که از عمرم باقی مونده طعم واقعی لذت و ارامش را بچشم،زیبایی های دنیا را ببینم و خدا را با نعماتش بیشتر و بیشتر بشناسم،راحت تر زندگی کنم،اینقدر پول داشته باشم تا به هر کی که نیاز داشت بدون اینکه دست و دلم بلرزد ببخشم و راه گشای دیگران باشم.من خودم را لایق رسیدن به خواسته هایم میدانم.خیلی از مواقع در زندگیم خداوند فراتر از خواسته هایم ظاهر شده که ما اون رو به حساب شانس گذاشتیم ولی یک معجزه بوده مثلاً خونه ای که پدر و مادرم میخواستند و نوع جور شدن پولش یا معاف شدن همسرم از سربازی یا انتقالی من به تهران در حالی که رسمی آزمایشی بودم و در آزمایشی هیچ سازمانی قانونی حق جابجایی کارمند رو نداره ولی هیچکس ندیده بود و متوجه نشده بود که آزمایشی هستم و امضا کرده بودن واین فقط یک معجزه بود.خدایا شکرت من همیشه ته دلم به تو و بزرگیت و معجزه هایت ایمان داشته ام مرا ببخش اگه گاهی ناامید شدم یا کم اوردم.عاشقتم خدای خوبم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا