وفاداری خداوند یکی از ویژگی هایی است که در توصیف خداوند از خود در قرآن و سایر کتاب های دینی ذکر شده است.
ایمان داشتن محدود به انجام واجبات و مستحبات نمی شود بلکه ایمان به صفات و ویژگی های خداوند است که میزان توکل و انتظار ما از خداوند را مشخص می کند.
هرچه بیشتر درباره ویژگی هایی که خداوند در وصف خود به کار برده است آگاهی پیدا کنیم، ایمان و توکل در وجود ما گسترده تر خواهد شد.
وفاداری خداوند
یکی از ویژگی هایی که خداوند در توصیف خود به آن اشاره کرده است وفا کردن به عهدی است که به آن وعده داده است.
حقیقتا خداوند به وعده خویش با شما وفا کرد. ﴿آل عمران: ١٥٢﴾
خداوند به هیچ وجه خلاف وعده نمی کند. ﴿الحج: ٤٧﴾
خداوند هرگز در وعده اش خلاف نخواهد کرد. ﴿الروم: ٦﴾
سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که با ما به وعدهی خویش وفا کرد. ﴿الزمر: ٧٤﴾
وعده یا عهد خداوند چیست
واژۀ وعد در قرآن ۱۵۱ بار آمده است که ۹۱ بار از آن به وعدهای خدا، که در موقعیّتهای متفاوت صادر شده، اختصاص یافته است که نشان از اهمیّت این واژه دارد.
وعدۀ مغفرت و أجر عظیم، وعدۀ معاد و قیامت، وعدۀ بهشت و نعمت های بهشتی، وعدۀ جهنّم و عذابهای جاودانه، وعدۀ خلافت در زمین
در وفای به عهد خداوند در برآورده کردن دعا یا آرزوها در قرآن آمده است:
بگو: اگر دعا و عبادت شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمىكند
سوره فرقان آیه ۷۷
دعا، همان درخواست کردن است. آرزوها و خواسته هایی که انتظار داریم خداوند آنها را برآورده کند همان دعایی است که خداوند به آن در قرآن اشاره کرده است.
همچنین آمده است:
و چون بندگان من از تو در بارهى من بپرسند، همانا من [به آنها] نزديكم و دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم، پس آنها نيز دعوت مرا اجابت كنند و به من ايمان بياورند، باشد كه راه يابند.
سوره بقره آیه ۱۸۶
بنابراین اجابت کردن دعا توسط خداوند از وعده هایی است که در قرآن آمده است و از آنجا که خداوند نوید داده است که به وفای خود عمل می کند بنابراین ما همیشه باید به وفاداری خداوند در برآورده کردن خواسته ها و دعاهایمان ایمان داشته باشیم.

خواسته ها و آرزوها
هر انسانی در مدت زندگی خود به طور طبیعی به مسائل و مشکلاتی برخورد می کند که باعث شکل گیری خواسته یا آرزو در وجود او می شود.
مواجه شدن با مشکل مالی در زندگی به طور خودبخودی باعث شکل گیری خواسته ثروت در ذهن فرد می شود.
مواجه شدن با مشکل بیماری در زندگی به طور خودبخودی باعث شکل گیری خواسته سلامتی و شفا در ذهن فرد می شود.
بنابراین چه بخواهیم و بدانیم چه ندانیم و نخواهیم، خواسته ها و آرزوهای متعدد در طی زندگی کردن در وجود ما شکل می گیرد.
بنابراین نگرشی که ما را از درخواست کردن از خداوند منع کرده است نمی تواند صحیح باشد چون این عمل به شکل خودبخودی همواره در طول زندگی ما انجام خواهد شد.
در آیه ۱۸۶ سوره بقره خداوند می فرماید: دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم.
اما مشخص نکرده است که چه درخواست هایی و در چه شرایطی به این معنی که درخواست و دعا می تواند هرچیزی در هر شرایطی باشد.
مهم نیست درخواست کننده زن باشد یا مرد، مهم نیست که بزرگسال باشد یا خردسال، مهم نیست چند درخواست تا کنون از خداوند داشته است، مهم نیست در چه مکان یا خانواده ای زندگی می کند. این حق برای همه انسانها از طرق خداوند درنظر گرفته شده است که در مدت حضور خود در دنیای مادی بتوانند درخواست و دعا کنند.
هر کدام از ما در قلبمان آرزوها، خواسته ها و اهدافی داریم که بنا به شرایط و علاقه و نیاز ما برای ادامه زندگی و داشتن احساس و تجربه بهتر از زندگی کردن در وجود ما شکل گرفته اند.
بنابراین همه خواسته ها به یک اندازه از سمت خداوند ارزشمند هستند و بدون اولویت بندی از نظر ارزشمندی یا مفید بودن و نبودن پاسخ داده می شوند.
ممکن است خواسته یا نیاز فردی در زندگی دستیابی به روشی برای نجات عده ای از انسانها از شرایط بیماری باشد، ممکن است خواسته یا نیاز فردی در زندگی دستیابی به روشی برای کشتار جمع بیشتری از انسانها در یک وسیله نظامی باشد.
خواسته ها و آرزوها از نظر و معیارهای انسانی تفکیک و به خوب و بد تقسیم می شوند درحالی که از نظر خداوند هیچ تفاوتی بین آرزوهایی که در قلب انسانها شکل می گیرد وجود ندارد.

تحقق آرزوهای من
زمانی که به لطف خدای مهربان موضوع درخواست کردن و اجابت خواسته ها از سمت خداوند را درک کردم در سن سی و چند سالگی برای بار اول در زندگی با شور و اشتیاق درخواست کردن از خداوند را شروع کردم.
مانند فرد تشنه ای که به آب رسیده است با عجله درخواست های متعددی را به خداوند عرضه کردم و برای اولین بار در زندگی ام تحقق خواسته هایم را فقط و فقط از خداوند انتظار داشتم. چون تا قبل از این خانواده، دولت و … را مسئول برآورده کردن آرزوهایم می دانستم.
درخواست های زیادی از خداوند داشتم که برخی از آنها به این شرح بود:
- همه بدهکاری هایم را پرداخت کنم. (هیچ راهی به نظرم نمی رسید.)
- هیچ وام بانکی نداشته باشم. (این موضوع به نظرم محال ممکن بود)
- همیشه در حسابم پول به اندازه کافی داشته باشم. (هیچ امیدی به تحقق این خواسته نداشتم)
- کسب و کاری داشته باشم که محدود به مکان نباشد. (هیچ ایده ای برای این خواسته نداشتم که چطور و چگونه باید باشد)
- آزادی زمانی و مکانی در زندگی داشته باشم. (عقیده داشتم در زمان پیری و بعد از بازنشستگی ممکن خواهد بود)
- رابطه عالی با همسرم داشته باشم. (به نظرم محال ممکن بود چون ایشان علاقه ای به این مباحث نداشتند)
- خریدن ماشین خارجی. (اون زمان به نظرم دست نیافتنی بود.)
- فرزند سوم ما یک دختر زیبا باشد. (از نظر پزشکان این امکان وجود نداشت)
- احساس آرامش و ایمان قلبی در زندگی داشته باشم. (چیزی که هیچوقت تجربه نکرده بودم)
- برای همیشه لاغر شده و رنج چاقی پایان یابد. (به هیچ وجه نمی توانستم تصور کنم راهی برای تحقق این خواسته وجود داشته باشد)
- خرید خانه ای بزرگتر و مجهز با تمام امکانات رفاهی نو. (هیچ پولی برای تحقق این خواسته نداشتم و آن را محال می دانستم)
- مسافرت رفتن به کشورهای دیگه. (اون زمان به نظرم خنده دار می یومد که من عازم سفر خارجی شوم)
اینها فقط برخی از درخواست ها و آرزوهای من از خداوند در همان روزهای اول درک این مطلب در سال ۱۳۹۳ بود که می توانم به هر اندازه از خداوند درخواست کنم.

به لطف خدای مهربان امروز در سال ۱۴۰۲ علاوه بر همه آرزوهایی که شرح داده شد بسیاری از نعمت های که حتی من درخواست نداده بودم وارد زندگی ام شده است و در حال استفاده و تجربه کردن آنها هستم.
هر کدام از ما خواسته ها، آرزوها و اهداف متفاوتی در قلب خود داریم، آرزوهایی که دوست داریم محقق شوند.
- شاید دوست داشته باشید بچه دار شوید یا فرزند دیگری داشته باشید.
- شاید نیاز به شفا و سلامتی کامل داشته باشید.
- شاید دوست داشته باشید برای همیشه لاغر شوید.
- شاید دوست دارید مشغول کار شوید و از این طریق درآمد داشته باشید.
اینکه بدانید از سمت خداوند اجازه دارید هر خواسته یا آرزویی داشته باشید تا حد زیادی از احساس گناه و شرمندگی اینکه نباید از خداوند درخواست های زیاد یا مکرر داشته باشید کاسته می شود.
اینکه اکنون می دانید که خداوند وعده داده است (دعاى دعا كننده را وقتى كه مرا بخواند پاسخ مىدهم) اشتیاق و انتظار برآورده شدن آرزوهایتان توسط خداوند را در قلب شما افزون و چشم انتظار کمک و یاری دیگران بودن را کاهش می دهد.
اینکه اکنون می دانید که خداوند بر وفای به عهد خود تاکید کرده است:
- حقیقتا خداوند به وعده خویش با شما وفا کرد.
- خداوند به هیچ وجه خلاف وعده نمی کند.
- خداوند هرگز در وعده اش خلاف نخواهد کرد.
- سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که با ما به وعدهی خویش وفا کرد.
باید امید و ایمان شما نسبت به برآورده شدن آرزوهایتان را هزاران برابر کند و از هم اکنون با احساس خوب و اشتیاق منتظر تحقق آرزوهای خود باشید.
اکنون دیگر با تمام وجود باید باور کنید که خداوند با روح شما از وفای به عهد خود سخن گفته است.
خداوند مسئول کاشتن بذر امیدواری برای تحقق آرزوها در قلب و درون شماست.

نومیدی از تحقق خواسته ها
با تمام توضیحاتی که درباره طبیعی بودن درخواست کردن و مجاز بودن انسان برای داشتن هر گونه درخواست به هر تعدادی اما باید به این نکته توجه کنید که برآورده شدن یا تحقق آرزوها ممکن است به آن سرعت یا شکل و شمایلی که شما دوست دارید یا فکر می کنید انجام نشود.
خداوند زمان بندی و طریقه برآورده کردن مختص به خود را دارد که از ذهن و نظر انسانها پنهان است.
ممکن است تحقق وعده های الهی زمانبر باشد و با زمانبندی یا نیازمندی ما هماهنگ نباشد. اینجاست که مجال نومیدی از رحمت خداوند و سست شدن ایمان نسبت به وفاداری خداوند فراهم می شود.
در این شرایط ممکن است منفی نگر شویم و افکار متعدد در ذهن ما مرور شود که انگار خداوند به عهد خود وفادار نبوده است.
شاید من لایق و مستحق تحقق آرزوهای خود نیستم.
شاید خداوند از من راضی نیست و به همین دلیل به من توجهی ندارد.
شاید وعده الهی محقق نشود.
شاید و شاید و شایدهای متنوع در ذهن ما مرور می شود و این بهترین فرصت برای نجواهای شیطانی است که ایمان ما را سست و امید و اشتیاق ما را نابود کند.
دلیل اینکه خیلی از ما به تحقق وعده های الهی باور نداریم یا اگر داریم به راحتی این باور در ما سست و ناپایدار می شود این است که خیلی زود دست از تلاش برداشته و از دنبال کردن آرزوهایمان دلزده شده و از تحقق آرزوهای خود ناامید می شویم.
اما نکته مهم و کلیدی این است که: اگر شما اتفاقی را نمی بینید به این معنی نیست که خداوند کاری نمی کند یا اجابت درخواست شما را فراموش کرده است.

زمانی که من با درک این واقعیت که خداوند برای من فرصت درخواست کردن هر چیزی به هر مقداری را فراهم کرده است و با اشتیاق از او درخواست می کردم به این صورت نبود که درخواست های من با فاصله زمانی معین و بر اساس نیاز من برآورده شود.
اما آنچه سبب شد در این مسیر باقی ماده و ایمانم بر وفاداری خداوند بر تحقق آرزوهایم را حفظ کنم ذوق و شوق تجربه نزدیکی خداوند و تجربه برآورده کردن آرزوهایم بود مخصوصا آرزوهایی که هیچ نشانه یا امیدی به برآورده شدن آن نداشتم.
زمانی که من از خداوند درخواست کردم همه بدهکاری های مرا پرداخت کند هیچ ایده یا پول یا راهی برای این کار سراغ نداشتم. البته که بدهکاران هم از طلب خود انصراف نداده بودند و پیوسته از من درخواست پرداخت طلب خود را داشتند.
بارها این فکر در ذهن من مرور می شد که چند روز گذشته است اما هیچ اتفاقی رخ نداد. شاید این طریق و این انتظار پایان خوشی نداشته باشد.
اما من تصمیم گرفته بودم در هر شرایط ایمان خود به وفاداری خداوند بر تحقق آرزوهایم را حفظ کنم.
چند ماه به همین صورت سپری شد تا ایمان من به معجزات الهی نتیجه داد و روند تسویه بدهکاری های من به شکل های مختلف شروع شد.
جالب اینکه زمان پرداخت و تسویه بدهکاری ها از زمان انتظار من برای شروع این روند کوتاه تر بود.
به این معنی که اگر من شش ماه یا هشت ماه از ایمان خود بر وفاداری خداوند محافظت کردم معجزات الهی در کمتر از شش ماه همه بدهکاری های مرا پرداخت کرد.
بدهکاری هایی که حاصل چندین سال تلاش و کوشش در کسب و کار بود در کمتر از چند ماه تسویه شد. این معجزه نیست؟!
زمان بر بودن تحقق آرزوها به این معنی نیست که خداوند ما را از یاد برده است یا بر عهد خود وفادار نیست.

هر بار که در ذهن تان نجوای شیطانی وعده داد که زمان زیادی سپری شده است و هیچ خبری از وفای خداوند به عهد خود نیست باید به خودتان یادآوری کنید که به هیچ وجه اینگونه نیست و خداوند وفای خود در تحقق آرزوها مرا فراموش نکرده است.
ممکن است شرایط زندگی به شکلی پیش رود که هیچ نشانه ای از تحقق آرزوها و یا حتی نزدیک بودن آن مشاهده نکنید اما این هم دلیل محکمی برای شک و تردید به وفاداری خداوند نیست و نباید باشد.
خداوند به آنچه گفته است وفادار است. تمام وعده هایش محقق می شود و آمین گفتن های ما بعد از درخواست و دعا کردن در واقع پاسخ خداوند به دعا و درخواست ماست.
برای ماندن در مسیر ایمان به وفاداری خداوند باید آنچه بر عهده دارید را به خوبی و با اشتیاق انجام دهید. هرچند ممکن است تحقق وعده غیرممکن به نظر برسد باید به کارتان با ایمان ادامه دهید و اجازه ندهید افکار و نجواهای منفی و همچنین حرف و حدیث های اطرافیان باعث تقویت شک و تردید و سست شدن ایمان شما شود.
در مسیر تحقق آرزوهایم همیشه با ایمان به مسیر خود ادامه دادم و هرآنچه به نظرم باید انجام می دادم را با ایمان به تحقق خواسته هایم انجام داده ام.
در آن زمان که انتظار تحقق پرداخت شدن بدهکاری هایم را داشتم هر روز با اشتیاق و انگیزه مضاعف در محل کارم حاظر می شدم و با اطمینان و آرامش و کلام نرم با افرادی که درخواست طلب خود را داشتند برخورد می کردم.
با اینکه هیچ پولی برای پرداخت به آنها نداشتم اما با امید و ایمان به اینکه شرایط اینگونه نخواهد بود و معجزات الهی وارد زندگی من خواهد شد با آنها صحبت می کردم.
من به انجام کار صحیح و روش درست ادامه دادم تا فصل تحقق وعده های الهی فرا رسید و من شاهد وفاداری خداوند در زندگی خودم به شکل های مختلف بودم.
پرداخت شدن بدهی ها، تسویه همه اقساط بانکی، تغییر کسب و کار، اندوخته شدن پس انداز، باردار شدن همسرم، خرید خانه با همه تجهیزات نو، خریدن ماشین اسپورتیج، افزایش چند ده برابری درآمد، رشد و گسترش جهانی کسب و کار، تجربه آرامش ذهنی و قلبی، بهبود رابطه عاطفی و از همه مهمتر هدایت به روش لاغری با ذهن و یکبار برای همیشه لاغر شدن.
اینها برخی از میوه های فصل معجزات الهی در زندگی ام است که در بهترین زمان ممکن وارد زندگی ام شد و من بهترین استفاده و لذت از این نعمت ها را تجربه کردم.
خداوند شما را سرخورده نخواهد کرد اگر بر ایمان خود پایدار باشید. در قرآن نا امیدی از رحمت خداوند امری نامطلوب و از ویژگی افراد کافر بر شمرده شده است.

در قرآن منشاء ناامیدی های انسان مواجهه شدن با ناخوشیهای زندگی معرفی شده است، ناخوشیهایی که به واسطه افکار و عملکرد نادرست خودمان به آن دچار شده ایم اما به اشتباه کمان می کنیم خواست خداوند یا امتحان الهی بوده است و مورد غضب خداوند قرار گرفته ایم باعث نومیدی خود می شویم.
در آیه۳۶ سوره روم آمده است:
و چون مردم را رحمتى بچشانیم، به آن شاد مىشوند و چون به [سزاى] آنچه دستاورد گذشته آنان است، صدمهاى به ایشان برسد، بناگاه نومید مىشوند.»
نسبت به اینکه خداوند هرگز به شما صدمه ای وارد نمی کند بلکه همواره یاور و هدایت کننده شماست باید ایمان قلبی داشته باشید. ایمانی که به سادگی و به واسطه مواجه شدن با هر شرایطی در زندگی سست و از هم گسسته نشود.
همیشه به خودتان یادآوری کنید:
چه کسی جز خداوند می تواند یاری رسان من باشد؟!
باید بپذیرید و اجازه دهید این افکار و نگرش ها در اعماق وجودتان نفوذ کند:
- من به معجزات الهی باور دارم.
- من به وفاداری خداوند ایمان دارم.
- من اطمینان دارم خداوند مرا مایوس نخواهد کرد.
- من باور دارم زمان همه امور در اختیار خداوند است.
- تحقق آرزوهایم هرچقدر که از نظر من بزرگ باشند برای خداوند هیچ چیز نیستند.
- همه خواسته ها و آرزوهای من جز بسیار ریزی از این جهان هستند.
- تحقق آرزوهای من در برابر عظمت و توانمندی خداوند هیچ چیز نیست.
اگر ما همواره به خداوند توکل کرده و به وفاداری خداوند ایمان داشته باشیم، او هم راهی جلوی پای ما قرار خواهد داد، حتی اگر شرایط طوری به نظر برسد که انگار هیچ راهی وجود ندارد.
- خداوند برای هر مساله ای در زندگی من راه حلی مناسب سراغ دارد.
- خداوند از خردمندی خود در وجود من قرار داده است تا بهترین تصمیم را برای هر مساله ای اتخاذ کنم.
- خداوند از آرامش بی نهایت خود در وجود من قرار داده است تا در برخورد با هر مساله ای آرامش داشته باشم.
شجاعت این را داشته باشید که به خداوند توکل کنید و همه چیز را به او بسپارید.
اشتیاق این را داشته باشید که به سمت خالق خود که محلی امن و آرام است باز گردید.
دست از نگرانی، اضطراب و این فکر که آیا خواسته تان محقق می شود یا خیر بردارید.
خداوند همه انسانها و همه موجودات جهان هستی و همه ستارگان و اجسام معلق در فضا را در دستان خودش نگه داشته است.
او هرگز در تحقق وعده هایش ناکام و فراموشکار نمی شود. به وفاداری خداوند ایمان داشته باشید.
تمرین:
۱- با توجه به آگاهی که از مطالعه این نوشته دریافت کردید دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.
۲- نگرش شما درباره درخواست کردن از خداوند چه بوده است؟ آیا خود را لایق درخواست کردن و برآورده شدن خواسته هایتان می دانید؟ در اینباره شرح دهید.
۳- مواردی که در زندگی خود یا اطرافیانتان رخ داده است و خداوند فراتر از انتظار بندگان عمل کرده و مسائل یا خواسته ها را برآورده کرده است را بنویسید.
۴- مثال هایی از وفادار بودن خداوند در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کرده و شرح دهید.
۵- مثال هایی در زندگی خود پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهی های این قسمت برای شما واضح شده است که چرا به خواسته خود رسیدید درحالی که از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به برخی آرزوها نرسیدید که رسیدن به آن تقریبا در دسترس بود.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.34 از 105 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
من به وفاداری خداوند ایمان دارم. تنها قدرت کائنات تو کتابش گفته “من به عهدم وفادارم” اونم نه یکبار بلکه چندین بار برای باور کردن بشر چندین بار تاکید کرده من به عهدم پایبندم و اگه یکبار هم گفته بود اگه ایمان ضعیفی نداشتیم باید باور می کردیم چون این جمله از طرف قدرتمندترین خالق هستی و صاحب افرینش بیان شده.
اگه باور نداریم یا باورمون ضعیف هست مشکل از بی ایمانی ماست وگرنه خداوند همه چیز رو بر بشر تمام کرده تمام نعمت ها رو کامل و جامع در اختیار بشر قرار داده و هر کس به میزان ایمان و باورش میتونه از اونها بهره مند بشه.
خداوند همیشه حی و حاضر و اماده است برای اجابت ولی ما بهش ایمان نداریم و خواسته هامون رو از نیروهای زمینی میخوایم یعنی شرک. و به همین دلیله که بسیاری از اروزهای بشر هرگر دست نیافتنی نمیشن.
ما هرگز مثل پیامبران از خداوند نخواستیم که مثلا بهترین ملک روی زمین که تا بحال به کسی نداده رو به ما بده چون ایمانمون نسبت به قدرت خداوند ضعیفه و طبق گنجایش باور و ذهن خودمون خواسته های کوچیک داریم از خداوند که به دستیابی به همون هم باور قوی نداریم.
در مورد خود من که الان دارم در این مورد مینویسم واقعا در باورم نمیگنجه که خداوند بهترین ملک زمین رو به من بده پس ببینید پیامبران چه ایمان و اعتقاد راسخی داشتن و چه درخواستهایی از خداوند میکردند چون ذات خداوند رو شناخته بودن و بر اساس ذات او ازش درخواست میکردن.
خداوند به من و شما هم میتونه باندازه پیامبران پاسخ بده به شرطی که به همون اندازه ایمان داشته باشیم بهش. پس باید روی باورمون کار کنیم و مطمئنم بعد از دستیابی به آرزوهای کوچک کم کم باورمون نسبت به خداوند قوی تر میشه و اون زندگی که توی رویامون هست و خداوند برامون خواسته رو میتونیم بهش برسیم با کمک خداوند که از خردش و روحش در درون تک تک ما قرار داده.
به هر رویایی که نرسیدیم مقصر خودمون هستیم. در مورد چاقی که تبدیل به یکی از سخت ترین چالش های زندگی من شده چون هنوز نتونستم رهاش کنم وکمی باور لاغری واسم هنوز سخته خیلی کند و اهسته دارم نتایج سطحی میگیرم و همین روند کند باعث شده کمی دلسرد بشم و گهگاه احساس ناتوانی از رسیدن به خواسته لاغری میاد سراغم. و اینکه چندین بار قبلا تلاش کردم و نشد کمی شکستن این باور سخت تر شده. ولی با کمک خداوند همه چیز شدنی هست.
خداوند طبق زمانبندی یا طبق نیاز ما برنامه اش رو هماهنگ نمیکنه. بلکه این ما هستیم که باید مطابق با برنامه الهی او پیش بریم.هر خواسته ای که با حس خوب همراه نباشه رسیدن بهش مشکل و گاهی ناممکن میشه. چون اگه باور داشته باشیم به رسیدن به خواسته مون قطعا حسمون هم خوب خواهد بود.
یادمه موقع ازمون استخدامی همه میگفتن قبول نمیشی چون فقط یه نفر میخواستن ولی من امیدم به خدا بود چون با حس خوب همه چیز رو دنبال میکردم و ته دلم امیدوار بودم میگفتم این نشد بلاخره خدا یه جای دیگه واسم جور میکنه.چون درخواستم رو خیلی واضح به خدا اعلام کرده بودم.
در مورد خانه فقط بصورت کلی خواستمش و هیچ وقت برنامه ریزی واسش نداشتم.فقط دوست داشتم یه خونه بخرم که مال خودم باشه و هی جابجا نشم بعد هم که جای ثابت پیدا کردم دیگه دنبالش نبودم.یعنی همه تلاشم رو نکردم پس انداز نداشتم با اینکه پول زیادی دستم میومد حاضر نبودم بخاطرش تو خرج و زحمت بیوفتم همش میگفتم باید یه پول قلمبه دستم بیاد که خونه بخرم و اینکه با حقوق و کم خرج کردن دستم بسته بشه واسه خرید خونه دوست ندارم.و تمرکز نداشتم برای رسیدن بهش. حالا دوست دارم یه خونه تو ترکیه یا استرالیا بخرم که باید خواسته م رو خیلی قوی به خدا اعلام کنم که کائنات مطمئن باشه این خواسته قطعی منه و تلاشم رو بکنم برای رسیدن بهش باید کارهایی که از سمت من لازمه برای رسیدن به درخواستم رو با حس خوب انجام بدم تا خداوند برنامه اش رو برای رسیدن به خواستم بچینه.
نشان های دریافت شده
به نام خالق یکتا
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
۱_
واقعا استاد نوشته هاتون باعث آرامش قلب و افزایش ایمان مون نسبت به خداوند میشه .بسیار لذت بخش بود ،یه لحظه با خودم گفتم چقدر خوبه اینگونه خداوند رو معرفی کردن ، اکثر افراد جامعه بسیار متفاوت و نادرست خداوند رو به ما معرفی کردند ،با اینکه حس من به خداوند همیشه مثبت بوده ولی بهتر شد ،خوشحالم از اینکه این آگاهی ها رو کسب کردم و خداوند رو با این همه عظمت و لطف و مهربانی به دخترم معرفی می کنم .
۲_ [استاد توی یکی از فایل ها نوع بیانتون در مورد دعا کردن متفاوت بود و درک حرفهاتون بییار سخت بود ، اگر اشتباه نکنم در فایل های گنج پنهان بود و من که همیشه باور قلبی داشتم به دعا کردن ،یه جورایی تغییر کرده بودم ،اما یه فهمی که اون روز به من رسید از اون فایل این بود که اگر اشک میریزم موقع دعا کردن یا درخواست اشک شوق باشه ، حس تشکر باشه ، در ذهنم مرور بشه آن همه چیزی که خداوند بهم داده و با امیدواری بگم که بیشترش کنه ،نه اینکه گریه کنم و فقط مشکلات و سختی های زندگی در ذهنم مرور بشه ،اگر در این زمینه وقت کردید راهنماییم کنید ، چون مطمئنا شما خودتون تفاوت صحبتهاتون در متن امروز رو با اون فایلی که من میگم میدونید ، سپاسگذارم .]من خودم رو لایق درخواست کردن از خداوند می دانم و از وقتی در این مسیر هستم خیلی بیشتر احساس ارزشمندی میکنم و لیاقت بهترین نعمت ها رو دارم ،پس آرزوشون میکنم .
۳_«در زندگی دیده ام که بسیاری از درخواست ها پاسخ داده شده ،یکی از درخواست ها از طرف پدرم بود ، همیشه میدیدم که وقتی نماز میخوند میگفت خدایا هیچ وقت برادرم رو زمین گیر نکن ، عموی من تومور مغزی داشت ولی هرگز زمین گیر نشد حدودا ۱۱سال بود که سکته کرده بود باز کار هم میکرد و خیلی مهم بود که دعای پدرم براورده شد یه بستری ۲روزه در بیمارستان داشت و عازم بهشت شد ،از اون زمان همیشه میگفتم دعایی که از ته دل بکنیم حتما خدا برآورده ش میکنه .»
در مورد خودم باید بگم اگر خودم رو لایق یه زندگی بهتر نمیدیدم ،خودم رو لایق بودن با کسی که ارزش زندگی کردن داشته باشه نمیدیدم ،هنوز هم در ازدواج اولم مونده بودم ،ولی چون به یه زندگی خیلی بهتر فکر میکردم ، به یه خونه که در اون آرامش احساس بشه ، کنار کسی که خودخواه نباشه و رضایت از زندگی مشترک رو دوطرفه ببینه ،بهش رسیدم .
(موفقیت هایی در زندگیم داشتم که همشون پاسخ خداوند به درخواست من بوده ،قبولیم در دانشگاه و خوندن رشته ی تربیت بدنی ، موفقیت هام در زمینه های ورزشی ،کسب مقام های اول ،دوم و سوم های زیادی در مسابقات ، در ۴رشته کارت مربیگری گرفتن و پیشرفت داشتن ، مربیگری کردن به مدت ۱۰سال ،تدریس در دانشگاه حدودا ۸سال،همه اینها باعث میشد سالهای زیادی از زندگیم احساس توانمندی بکنم و حالم خوب باشه .)
(یه بار ۹سال پیش از یه کوچه رد شدم ، با خودم گفتم خدایا چقدر خوبه آدم خونش اینجا باشه ، وسط شهر ، به هر جایی دسترسی داری و کلی مزایا …الان ۸ساله من تو همون کوچه زندگی میکنم :))
/ یادمه خیلی وقتها در قرعه کشی بانکها یه مبلغی برنده میشدم ،کار خاصی نمیکردم ، پولی هم که داشتم تو بانک ، اون زمان بانک کشاورزی بود ،خیلی کم بود ،اما فقط امید داشتم و با خودم میگفتم من خوش شانسم ./
در ۸سال اخیر هم، اتفاقی، ۲بار پولی از طریقی وارد زندگیم شده که بسیار شگفت زده شدم و فراتر از انتظار بوده واقعا ،بسیار خوشحالم کرد خداوند ،ولی در استفاده ش چون خودم تصمیم نگرفتم و سپردم به همسرم ،یه جورایی از بین رفت ، اما مهم اینه که خواسته برای وارد شدن پول به زندگیم برآورده شد و اگر نمیشد احتمال داشت پول بیشتری از دست میدادیم برای سرمایه گذاری در یه کاری ،پس خدایا شکرت …
۴_ وفاداری خداوند در بسیاری از لحظات زندگیم مشخص است .همیشه خدا بهم لطف کرده ، من نسبت به شخصی بسیار بدبین بودم اصلا از دیدنش ، از اسمش از هر چیزی که بهش ربط داشت حالم بد میشد ،یه بار در شب های قدر ،هر شب دعا میکردم که خدایا اگر اون فرد گناهکار نیست یا خلاصه اینجوری بهتره و به صلاحه ، حس من ، دید من رو نسبت به اون فرد تغییر بده ،این شد که واقعا عوض شدم،الان خیلی راحت باهاش در ارتباطم و اصلا اذیت نمیشم و خداوند اون نفرت رو از درونم پاک کرد و درخواستم رو پاسخ داد .
{خیلی وقتها شده در دوران مریضی نزدیکانم دعا کردم و از ته دل براشون شفا خواستم و خدای مهربانم به درخواستم پاسخ مثبت داده .}
۵_ بعضی مواقع برای داشتن یه چیزی خیلی تلاش کردم ولی نرسیدم چون مسیرم اشتباه بوده ، مثلا همین لاغرشدن ،چون قبلا تنها تلاش جسمی بود ، نتیجه نمیداد ،اتفاقا چند وقت بود خیلی به عمل معده فکر می کردم و میگفتم جالبه آدم خیلی سریع لاغر میشه اما خدا بهم نشون داد نگرشم اشتباهه ،بعد ۱۰سال یکی از شاگردهای باشگاهم اومد سر راهم و کلی بد گفت در مورد عمل ، گفت که اول ۳۰کیلو کم کرد در طی ۲یا ۳سال ،بعد آروم آروم دوباره شروع شد چاقیش و الان در دو سال اخیر کل وزنش برگشته ،بهم بیشتر اثبات شد که تنها راه لاغری ،لاغری با ذهنه .
به نظر من رسیدن من به بعضی خواسته هام خیلی به ایمان قلبی من به خداوند در اون مورد ربط داره ، هر چه راحتتر درخواست کردم و باورم بیشتر بوده که خداوند اجابت میکنه ، پاسخ رو دریافت کردم و بهش رسیدم ،اما در مواردی که به نفعم نبوده یا یه جورایی خودم از درخواستم ترسیدم و عمیق دعا نکردم ، پاسخی نداده خداوند ،مثل وام گرفتن ،تقریبا ۲سال پیش ما برای یه کاری درخواست وام دادیم ، اصلا عجیب بود هر کاری میکردیم جور نمیشد ، یه مشکلی ایجاد میشد و قشنگ حس میکردیم خداوند دوست نداره اون وام در اون زمان که افکار ما صحیح نیست بدست بیاد و در آخر بعد چند ماه بیخیالش شدیم و خیلی به آرامش رسیدیم چون واقعا اذیت میشدیم با این جریاناتش ،اصلا زندگیمون رو تقسیم کرده بودیم به دو بخش ، قبل گرفتن وام و جریاناتش و بعد اون :))
✓ خلاصه خدایا شکرت برای نعمت هات.✓
«استاد گرامیم سپاسگذارم »
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️❤️
سلام
زندگی با کمک خداوند: گام سوم : وفادار بودن خداوند
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
من ایمان دارم که خداوند به وعده خود عمل میکند فقط من باید در میسر باشم صبر و تحمل داشته باشم ، شکر گزار و از زندگیم راضی باشیم و در سمت رسیدن به اهدافم در حرکت باشم
قبلاً فکر میکردم که اگه خواسته و یا آرزویی دارم باید با حالت گریه و زاری و التماس از خداوند طلب کنم و اگر خداوند خودش صلاح بدونه خواسته و آرزوی منو برآورده میکنه و اگرم صلاح ندونه خب دیگه من نباید اعتراضی داشته باشم چون حتماً حکمت خداوند در این بوده که من به اون خواسته و آرزوم نرسم و همچنین بسیار شنیده بودم که ما چون گناه کار هستیم پس خودمون صلاحیت نداریم که مستقیم و بدون واسطه چیزی رو از خداوند بخواییم و باید امامان و پیامبران و معصومین را واسطه قرار بدیم تا به احترام اونا خداوند خواسته مونو برآورده کنه و خداوند هرچه دیرتر خواسته کسی و برآورده کنه یعنی اون شخص و بیشتر دوست داره و در نزد خداوند عزیزتره و خداوند برای اینکه صدای اون شخص و بیشتر بشنوه دیرتر جواب میده تا اون شخص بیشتر در خونه خدارو بزنه و بیشتر خداوند و صدا بزنه و بسیار شنیده بودم که انسان باید در زندگی به کم قانع باشه پس فکر میکردم که اصلاً کار درستی نیست که آدم زیاده خواه باشه و انسانی خوب و محترمه که به کم قانع و راضی باشه به خاطر همین هیچ وقت به خودم اجازه نمیدادم که از خداوند چیزهای زیادی بخوام چون یاد گرفته بودم که تو این دنیا هرکسی بیشتر سختی بکشه و در شرایط سخت تری زندگی کنه خداوند بیشتر دوسش داره و در عوض اون دنیا جایگاه اش میشه بهشت و هر کس در این دنیا در شرایط بهتری باشه و در ناز و نعمت زندگی کنه خداوند چون دوسش نداره در این دنیا به حال خودش رهاش کرده و اون دنیا جایگاه اش میشه دوزخ و آتش جهنم
ولی در این مسیر یاد گرفتم که اگه من میخوام از زندگی و زنده بودنم لذت ببرم باید شاد باشم و برای شاد بودن باید از طعم نعمت های خوب خداوند در این دنیا بچشم و هر چه از نعمت های بیشتری برخوردار شوم خوشحالم تر و شکر گزارتر میشم و در صف دریافت معجزات الهی بیشتری قرار میگیرم و بسیار ، بسیار خوشحالم که خداوند از من بیشتر میخواهد که من در این دنیا شاد باشم و به همه خواسته ها و آرزوهام برسم و ایمان دارم که خداوند به عهد و پیمانش وفاداره ، اصلا پادشاه و صاحب تموم این دنیا خداست و خواسته های من دربرابر دارایی خداوند هیچ و ناچیزه و اگه من یک قدم به سمت خواسته ام بر دارم خداوند صدها قدم برای من بر می داره
چیزهایی که من در این مسیر میخونم و میشنوم برای ذهنم خیلی تازگی داره و جایگزین کردن این آموزش ها و پذیرش اونا یکمی براش سخته انگار ذهنم نمیخواد آموزشهای قبلی شو به راحتی رها کنه درست مثل آموزشهای جدید لاغری که پذیرش شون برای ذهنم سخته مثل ژنتیکی و ارثی نبودن چاقی همین یک فرمول کلی برای من زمان برد تا ذهنم بلاخره با کلی دلیل و منطق و نمونه های بسیار زیاد در بین دوستان و آشنایان و اقوام پذیرفت و این فرمول در ذهنم شکسته شد که چاقی ارثی نیست
به خاطر همین چندین بارمطالب جدید و میخونم و فایل ها روگوش میدم و در ذهنم تجزیه و تحلیل شون میکنم و چقدر این آموزشهای جدید به جان و دلم میشینه و این خدایی که تازه دارم باهاش آشنا میشمو بیشتر از اون خدای قبلی دوست دارم
احساس میکنم اون خدای قبلی رو که بهم معرفی کرده بودن خیلی ازم دور بود و فقط جای اون در ذهنم تو آسمونا اون دور دستا بود و من از روی ترس و وحشت دوست داشتم و از روی ترس نماز میخوندم و روزه میگرفتم و به خاطر ترس از عذاب دوزخ سعی میکردم که بنده خوبی باشم
ولی خدایی که تازه دارم میشناسمش بهم خیلی نزدیکه اصلا تو قلبمه همیشه در دسترسه اصلا بعضی مواقع دستمو میزارم روی قلبم و باهاش حرف میزنم و حس میکنم که اونم باهام حرف میزنم و جواب مو میده حس میکنم که بی قید و بند عاشقمه و میخواد که من شاد و خوشبخت باشم و میخواد که من تا زمانی که من مهمان و مسافر این دنیا هستم باید مثل مهمان و مسافر بهم خوش بگذره و من عاشق این خدا هستم و عاشقانه میپرستمش به خاطر خودش نه از روی ترس
الان دیگه خجالت نمیکشم که خواسته و آرزوهای زیادی داشته باشم
خودمو لایق برخوردار بودن ازتمام نعمت های خوب الهی میدونم و ایمان دارم که خداوند همه این امکانات و آفریده تا من لذت بیشتری از مدت زمان زنده بودنم در این دنیا ببرم
پس مستقیم و بدون واسطه با خدای خودم راز و نیاز میکنم و خواسته و آرزوهام و فقط و فقط از خودش میخوام و هیچ امیدی به احدی غیر خودش ندارم و تنها توکل و امیدم به خداست
من ایمان دارم که خداوند هوامو داره و خودش مسیر و در جهت هموار کردن خواسته های من صاف و هموار میکنه
خدا خودش گفته ای بنده من تو بخواه تا من اجابت کنم پس دیگه من چه غصه ای دارم
وقتی خداوند خودش در قرآن گفته که به عهد و پیمان خود پایند باشید پس صد در صد خودش به عهد و پیمانش وفادارترینه
من امیدم به خداست و ایمان دارم که خداوند امیدمو نام امید نمیکنه
خدایا ممنونم که منو در مسیر درک این آگاهی های ناب قرار دادی
پس خودت در این مسیر کمکم کن
ممنون استاد از زحمات بیدریغ تون
نشان های دریافت شده
به نام خدای وفا دار
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوب معنوی
قدم دوم : وفا داری خداوند
من سالهاست که قرآن میخوندم قبلا مدام کلاس قرآن میرفتم تا بتونم قرآن را به شکل تلفظ صحیح عربی بخونم چون زیاد تو جلسات مذهبی شنیده بودم اگه میخای بری بهشت باید حتما قرآن را عربی با تلفظ درست خوب بلد باشی ، منم کلاسهای مختلف قرآن را شرکت کردم و هر جا ختم قرآن بود میرفتم که هم ثواب ببرم هم تو خوندن خیلی خوب بشم در حدی بود که قرآن را مثل کتاب فارسی براحتی و خیلی آسون با تلفظ صحیح میخوندم ولی هیچ وقت به معنی فارسی توجه نمیکردم ، بعد از اینکه با قانون جذب آشنا شدم و خدا را به شکل دیگه ای جدای از مذهب شناختم دوباره شروع کردم به قرآن خوندن چون از خوندنش خیلی لذت میبردم و تا حدودی معنی اصلی کلمات عربی را میفهمیدم و به معنی فارسی هم توجه میکردم ، دیدم خداوند خیلی از وفا داری و وفای به عهد صحبت کرده اما درکش نمیکردم وقتی مطلب قدم دو را چندبار خوندم و فکر کردم دیدم خیلی جاها تو زندگیم خدا واقعا به عهدش وفا کرده و من حالا فقط باید این وفاداری را باور کنم
من باید باور کنم که خدا تمام آرزوهای منو به محض اینکه درخواست کردم برآورده کرده ، پس چرا من به یه سری از آرزوهام نرسیده بودم ، چون باور نداشتم ، چون از بچگی شنیده بودم نباید زیاد از خدا چیزهای مادی بخای ، نباید اینقدر طمع کار باشی و دنبال مال دنیا باشی ، نباید دنیا پرست باشی ، خدا خوشش نمیاد به فکر آخرتت باش ، ساده زندگی کن و هر چی داری بیشتر به دیگران ببخش ، من از این خدا فقط چیزهای کوچیک و ساده برای گذران زندگی درخواست میکردم و می ترسیدم بیشتر بخام حتی می ترسیدم آرزوی بزرگ داشته باشم چون فکر میکردم از خدا دور میشم و عاقبتم به جهنم ختم میشه ( خدایا شکرت بابت این آگاهیها ) الان میتونم براحتی درخواستهای زیادی از خدا داشته باشم .
( من به وفاداری خدا ایمان دارم )
خداوند وعده داده من دعای درخواست کننده را اجابت میکنم ، نگفته چه دعایی ، نگفته چه شخصی با چه ویژگیهایی ، نگفته درخواست کوچیک یا بزرگ ، یا اگه زن باشه یا مرد باشه برای خدا فرقی نمیکنه ما چه درخواستی داشته باشیم یا تو چه شرایطی هستیم ، اون پاسخ میده و حتما اجابت میکنه ، خودش وعده داده ، ویژگی خداوند ( وفای به عهد ) پس من باور میکنم ، چون همهی خواسته ها و آرزوهای ما برای خداوند ارزشمنده و در یک سطح هستن حتی برای خدا مهم نیست درخواستهای ما مفیده یا مضر ، انسانها را نجات میده یا اونها را میکشه ، خدا فقط پاسخ میده .
وقتی که دچار مشکلی میشیم دوست داریم زود برطرف بشه پس درخواست میکنم که زودتر از اون شرایط خلاص بشیم مثلاً اگه بیماریم دوست داریم به سلامتی برسیم یا اگه بدهکاریم میخایم پول داشته باشیم و بدهی را زود پرداخت کنیم و یا حتی اگه بخایم یه چیز بهتر داشته باشیم مثل ماشین بهتر یا خونه بهتر یا اندام لاغر و غیره ، کلا ما همیشه در حال درخواست کردن هستیم چه آگاهانه چه ناآگاهانه ، خدا هم همیشه پاسخ میده ولی ما باور نداشتیم ، اما حالا باور دارم که میتونم بدون احساس گناه و شرمندگی ، هزاران درخواست از خدا داشته باشم و چون اجابت میکنه پس من با اشتیاق منتظر دریافت هستم و هر روزم را به شوق اینکه آرزوم برآورده شده را شروع میکنم و با شادی و احساس خوب زندگی میکنم چون خداوند مسئول کاشتن بذر امیدواری در قلبهای ماست
( من به وفاداری خدا ایمان دارم )
نومیدی از تحقق خواسته ها
ما حق داریم هر خواسته ای از خدا داشته باشیم ، خداوند هم همه را اجابت میکنه ولی زمان بندی خدا با زمان بندی ما انسانها فرق داره یا شکل برآورده کردن آروزها به اون مدلی که ما میخایم نیست ، چون خدا عجله ای کار نمیکنه ، خدا که انسان نیست ، یک سیستم که با قوانین مخصوص خودش کار میکنه ، تو این موقع ذهن منفی باف ما مشغول میشه و ما را نگران و ناامید میکنه که خدا آرزوی منو برآورده نکرده ، هواسش به من نیست یا اینکه من بنده ی گناهکاری هستم و خدا به من توجهی نداره ، یا اینکه من لیاقتشو ندارم ، بعد دلسرد و ناامید میشیم و دیگه شوق و اشتیاقی نداریم و ایمانمونو از دست میدیم و میگیم خدا به وعده ش عمل نکرد ، دست از تلاش برمیداریم و از دنبال کردن آرزومون دلزده و ناامید میشیم ، در این حالت باید هم چنان ایمان داشته باشیم ، توکل کنیم ، ناامید نشیم اگه ما چیزی نمیبینیم دلیل بر این نیست که خدا کاری انجام نداده ، مثل بذری که توی خاکه و ما نمیبینیم اون زیر چه اتفاقی میوفته ولی بعد از مدتی میبینیم که سبز شده و از خاک بیرون اومده ، باید وفا داری خدا را باور کنیم و با اشتیاق منتظر برآوردن آرزومون باشیم باید این فاصله زمانی را با صبر و امید سپری کنیم و مطمئن باشیم که حتما برای ما خیره و خداوند میخاد چیزی فراتر از انتظار مون بهمون بده نباید به وعده ی خدا شک کنیم چون هیچ غیر ممکنی برای خدا وجود نداره ، ما باید سهم خودمونو انجام بدیم ، انگیزه داشته باشیم و کارهای لازم را برای رسیدن به خواسته هامون انجام بدیم ، نباید از رحمت خدا ناامید بشیم و در زمره ی کافران قرار بگیریم ، خداوند همیشه یاری رسان ماست و همیشه هدایت و حمایت مون میکنه ، ناامیدی فقط فقط کار شیطانه .
(( من به معجزات الهی ایمان دارم _____ من به وفاداری خداوند ایمان دارم _____ من به خدا توکل میکنم ____ خداوند به من امنیت و آرامش میده ))
سوال
۱_نگرش شما درباره درخواست کردن چه بوده آیا خود را لایق درخواست کردن از خداوند میدانستید ؟
من در گذشته نگاه انسانی به خدا داشتم و سعی میکردم با عبادتهای مختلف اونو از خودم راضی کنم تا شاید یکی از خواسته های منو برآورده کنه و چون خودم را انسان گناهکاری میدونستم به دلیل خوب انجام ندادن واجبات و مستحبات ، خودمو لایق درخواست کردن از خداوند نمیدونستم و چون میترسیدم که دنیاپرست بشم و برم جهنم پس سعی میکردم درخواستهای خیلی کم و کوچیکی از خدا داشته باشم و بیشتر چیزهایی که دارم را ببخشم ، اما حالا نگرشم تغییر کرده چون فهمیدم که خدا انسان نیست و سیتمیه که کارش اجابت کردن درخواسته و براش هم هیچ فرقی نداره که درخواست چیه یا کیه ، پس بهش اعتماد میکنم و بینهایت درخواست میکنم چون اون بینهایته و وفاداره .
( من به وفا داری خدا ایمان دارم )
۲_مواردی که در زندگی خود یا اطرافیانتان رخ داده که خداوند فراتر از انتظار عمل کرده که مسائل یا خواسته ها را برآورده کرده است ؟
من یه مبلغ بزرگی به مادرم بدهکار بودم ، تصمیم گرفتم زود این بدهی را بدم تنها فکری که داشتم سرویس طلامو بفروشم ، برای من بدهی دادن مهمتر از طلا داشتن بود ، گفتم خدایا میسپارم به تو میخام طلای من به مبلغی فروش بره که هم بدهیمو بدم هم دو سه تومن هم پول برام بمونه وقتی رفتیم طلافروشی و طلای منو قیمت کرد از مبلغی که شنیدم تعجب کردم باورم نمیشد که قیمتش اینقدر بالا باشه من تونستم با اون قیمت هم بدهیمو بدم هم یه سرویس کوچیکتر بردارم هم دقیقا حدود ۳ تومن پول برام باقی موند و من تا دو سه روز همه ش خدا را شکر میکردم و میگفتم خدایا تو فراتر از انتظار من عمل کردی
۳_ مثالهایی از وفا دار بودن خداوند در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کنید و بنویسید ؟
من خونه مو فروخته بودم و یک ملک نیمه کاره خریده بودم و باید خونه را تحویل میدادیم و میخاستیم یکسال بریم اجاره نشینی ، من اصلا دنبال خونه نگشتم و سپردم به خدا ، گفتم خونه باید با پای خودش بیاد همون مدلی که دوست دارم و تو همین محله که نزدیک باشگاهم باشه ، اینو صبح به خدا گفتم و رفتم باشگاه ظهر که اومدم املاکی سر خیابونمون زنگ زد و گفت همین حالا یک خونه سر کوچه میخاد خالی کنه صاحبش یکساعت پیش اومد گفت براش مستاجر پیدا کنیم من بعد از باشگاه رفتم خونه را دیدم همون مدلی که میخاستم و سر کوچه اصلی با ویو پارک و نور بسیار زیاد ، عصر هم قردادشو نوشتیم و چند روز بعدش هم اسباب کشی کردم خیلی ساده و راحت و این اتفاق فقط کار خدا بود که با این سرعت برای من خونه پیدا کرد ، من که دنبال خونه هم نرفتم ، این مثال ایمان منو به وفا داری خداوند محکمتر میکنه
( من به وفا داری خداوند ایمان دارم )
۴_مثالهایی پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهیهای این قسمت برای شما واضح شد که چرا به خواسته ی خود رسیدید در حالیکه از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به آرزوهایی نرسیدید که رسیدن به تقریبا در دسترس بود ؟
لاغری با ذهن واقعا از نظر خودم و دیگران محال بود ، خیلی چیزها را قبول داشتم که میشد با ذهن انجام داد و بهش رسید ولی لاغر شدن با ذهن را غیر ممکن میدونستم چون تجربه های گذشته ام نشان میداد که برای لاغر شدن نباید خورد ، خوردن خیلی چیزها ممنوعه و اگه میخای لاغر بشی باید تا آخر عمرت حالت رژیم داشته باشی و ورزش سخت انجام بدی ، میگفتم مگه میشه فکر کرد و لاغر شد ولی همیشه میگفتم بلاخره علم پیشرفت میکنه و یه دارو یا دستگاهی اختراع میشه که منو براحتی با خوردن لاغر کنه و هیچ وقت ناامید نشدم ، از اونجا هم که خدا اشتیاق منو دید هدایتم کرد به سایت تناسب فکری ، من سه ساله که ساکن این سرزمین هستم و نتیجه ی خیلی خوبی گرفتم ، لاغری شدن با خوردن به راحتی و آسونی ، اما در مورد خواسته های که ساده تر بودن و بهشون نرسیدم دیدم من در مورد اونا نتونستم اعتماد کنم به خدا ، شدیداً احساس نیاز داشتم و بهشون چسبیده بودم و خیلی عجله میکردم و میخاستم تو زمان خاصی بهشون برسم ، حال و احساسم خوب نبود ، اضطراب و استرس داشتم ، رها نبودم برای همین بهشون نرسیدم ، خداوند راه رسیدن به خواسته ها را همیشه در آرامش بهمون میگه ( خدایا شکرت بابت این آگاهی )
نشان های دریافت شده
به نام خداوند دل های پاک
که نامش بود در دلت تابناک
به نام کسی که تو را آفرید
سر آغاز عشقست و نور امید
سلام عرض ادب خدمت استاد گرانقدر و دوستان همراه عزیز در این مسیر پر پر از معجزه و شگفتی
۱. با توجه به آگاهی که از مطالعه این نوشته دریافت کردید دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.
من از دریافت این آگاهی خیلی خوشحالم چون یکسری ابهامات ذهنی که از زمان کودکی تا به امروز داشتم رو حل کرد
چون همیشه با خودم فکر می کردم چرا خدا جوابمو نمیده یا هر چی ازش بعضی چیزا رو می خوام انگار صدامو نمی شنوه !
با خوندن این مطالب متوجه شدم هیچ کدوم این حرفایی که از بچه گی باور کرده بودم درست نیست
خدای من به عهد خودش وفا می کنه و
(من به وفاداری خداوند ایمان دارم)
خدا همیشه به ما نزدیکه و هیچ چیزی نمی تونه باعث دوری ما از خدا بشه
برای خدا فرقی نمی کنه که خواسته و آرزوی ما منفی باشه یا مثبت
به نفع ما باشه یا ضرر ما
منطقی باشه یا غیر منطقی
درست باشه یا غلط
خوب باشه یا بد
مرد باشیم یا زن
بچه باشیم یا بزرگسال
بزرگ باشه یا کوچک
کم باشه یا زیاد
تعداد خواسته ها و آرزوهامون محدودیتی نداره
برای خدا فرقی نمی کنه ما ازش یه آپارتمان ۵۰ متری تو منطقه پایین شهر یک شهر کوچک بخوایم یا یه قصر چند هزار متری تو منطقه بالاشهر یک شهر بزرگ !
ولی برای پله اول باید سعی کنیم خواسته مون برای خودمون منطقی و دست یافتنی باشه و زیاد دور از ذهن و دست نیافتنی نباشه
از مطالب این جلسه اینطور برداشت کردم که هر چقدر بیشتر و بزرگتر از خدا بخوایم برد کردیم و خدا برای ما هیچ گونه تعداد آرزو و محدودیت خاصی نگذاشته
درک کردم که خدا به اندازه ی تمام انسانها نعمت روی زمین گذاشته و هیچ انسانی بعدا نمی تونه از خدا گله و شکایت کنه که چرا از نعمتها محروم بوده چون خودش نخواسته
خدا گفته خواسته ی انسانها رو اجابت می کنه و اگر کسی از خدا چیزی بخواد بهش میده ولی اگر انسانی از خدا نخواد خدا رهاش می کنه و اینجا خود اون شخص ضرر کرده که از خدا خواسته ای نداشته وگرنه خدا بین بنده هاش هیچ گونه فرقی نگذاشته
حتی خواسته های نادرست و ناپسند رو اجابت می کنه یعنی اگر آرزوی شخصی یک اسلحه باشه که بتونه باهاش مردم زیادی رو قتل و عام کنه خدا اجابت می کنه !
گاهی اوقات هنوز زمان براورده شدن یک آرزو یا خواسته نرسیده و خدا بهتر می دونه که چه زمانی اون آرزو به شما داده بشه براتون بهتره اما برخی اگر کمی زمان رسیدن به خواسته یا آرزوشون به تعویق بیفته از رحمت خداوند نا امید میشن و شیطان بهشون غلبه می کنه و انواع فکرهای نا امید کننده بهشون نفوذ می کنه
خداوند هیچوقت به بنده هاش صدمه ای نمیزنه ولی اکثر افراد وقتی دارن به سزای اعمال خودشون می رسند فکر می کنن عذاب الهی بهشون نازل شده !
خداوند همیشه یار و یاور و حامی بنده هاشه و اگر آسیبی بهشون میرسه از اعمال خودشونه نه عذاب الهی که از سمت خدا بهشون رسیده باشه
باید چند تا نکته رو همیشه با خودمون تکرار کنیم و به خودمون یادآوری کنیم
*چه کسی میتونه به جز خدا به من کم کنه ؟
*من به معجزات الهی ایمان دارم.
*من به وفاداری خدا ایمان دارم.
*من مطمئنم که خدا منو نا امید نمی کنه.
*من به زمان بندی خدا برای رسیدن به خواسته هام ایمان دارم.
*خواسته های من هر چقدر از نظر من بزرگ باشند برای خدا بسیار ناچیزند.
*تمام آرزوهای من جزء بسیار کوچکی از این جهان هستند.
*تحقق آرزوهای من در برابر بزرگی و عظمت و توانایی خدا خیلی ناچیزند.
*اگر ما همیشه به خدا توکل کنیم و به وفاداری خدا ایمان قلبی داشته باشیم خدا تمام غیر ممکن ها رو برای ما ممکن می کنه و همیشه راهی جلوی پای ما قرار میده که مشکلمون خیلی راحت حل بشه.
*خدا همیشه برای هر مسئله در زندگی ما راه حل مناسب داره.
*خدا از عقل و آگاهی خودش در وجود من قرار داده تا بتونم بهترین تصمیم رو برای حل مسائل زندگی بگیرم.
*خدا از آرامش بی نهایت خودش در وجود من قرار داده تا در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی آرامش داشته باشم.
*شجاعت توکل به خدا رو در تمام مسیر زندگی داشته باشید و همه چی رو به خودش بسپارید.
*نگرانی و اضطراب این رو نداشته باشید که به آرزوهاتون می رسید یا نه
همیشه یادتون باشه تا خدا نخواد برگ از درخت نمیفته خدا همه موجودات هستی رو تحت کنترل خودش داره و به عهدش وفا می کنه پس
به وفاداری خداوند ایمان داشته باشید.
خدا هرگز خلاف وعده ای که داده عمل نمی کنه
۲. نگرش شما درباره درخواست کردن از خداوند چه بوده است ؟ آیا خود را لایق درخواست کردن و برآورده شدن خواسته هایتان می دانید ؟ در اینباره شرح دهید.
من خیلی راجع به خدا افکار اشتباهی داشتم و در یک خانواده و محیط فوق العاده مذهبی در شهر قم به دنیا آمدم که همش ما رو از خشم و غضب خدا می ترسوندن و مادربزرگم همیشه می گفت اگه یک تار موهات رو نا محرم ببینه تو جهنم از همون یه تار مو آویزونت می کنن
یا می گفت وقتی می خوای با مرد نا محرم حرف بزنی باید صداتو کلفت کنی و دو تا آلوچه بندازی گوشه لپت که صدات نازک نباشه !
با خودم فکر می کردم صدام بالا نمیره چون اون زمان نگاهم به خداوند فرق داشت و فکر می کردم خدا بیشتر توی آسمون هاست و از همونجا همه ی ما رو زیر نظر داره !
و وقتی دعایی می کردم که مستجاب نمیشد به خودم می گفتم حتماً من گناهکارم که خدا دعام رو مستجاب نمی کنه پس باید دست به دامن ۱۴ معصوم و واسطه های بی گناه با آبرو بشم که وساطت منو پیش خدا بکنن چون فکر می کردم چون من گناهکارم دعام بالا نمیره ولی اونا پیش خدا آبرو دارن و وقتی از خدا بخوان خدا روشون رو زمین نمیندازه !
تازه فکر می کردم اونا خودشونم به خاطر آبرویی که پیش خدا دارن به عنوان پاداش قدرت اینو دارن که حاجت بنده های خدا رو بدن دارن مخصوصاً اونایی که نسبت بهشون ارادت بیشتری دارن !
ولی حالا فهمیدم که چقدر تفکرم نسبت به خدا و چهارده معصوم و پیامبرا اشتباه بوده حالا فهمیدم که اگر من توبه کنم خدا منو می بخشه و نیازی به واسطه نیست
حالا دیگه می دونم برای حرف زدن با خدا نیازی نیست زمان و مکان خاصی باشه مثلاً من قبلاً فکر می کردم اگه می خوام دعام حتماً بالا بره و اجابت بشه باید روز عرفه و شبای قدر با همه ی نیرو و توانم زار بزنم تا اول خدا منو ببخشه و از گناهایی که در طول سال کردم پاک بشم
بلکه بعد خدا صدای منو بشنوه و دعای من توسط ملائکه مهر و امضا بشه و خدا رو یک کارفرما می دیدم که اون نامه هایی که ملائکه امضا کردن رو یکی یکی می بینه و اگر تا اون زمان پاک مونده باشیم و گناه جدیدی نکرده بودیم که اون امضای ملائکه خط بخوره خدا هم تایید می کنه و تاریخ میزنه که حاجت این بنده رو در فلان تاریخ بدید البته اگر خودش با گناهاش باعث خط زدنش نشه !
همیشه نا امید بودم و خودم رو به خاطر کوچکترین اشتباهاتم سرزنش می کردم و می گفتم بفرما تو اون روز دوباره حواست نبود داشتی یه ترانه ی قدیمی اونور آبی رو زمزمه می کردی بعد توقع داری دعات خط نخوره و خدا جوابتو بده ؟
تو دیگه چه رویی داری ! دیروز نماز صبحت قضا شد باز توقع داری خدا ببخشدت ؟
تو اصلاً فهمیدی نماز ظهرت رو چطوری خوندی ؟ یا همش حواست به همه جا بود الا نمازت ؟ اصلاً نمازت بالا نرفته بدبخت خورده به کمرت ! یا به قول مامانم نماز تو قبول نیست فقط داری عین کلاغ نوک به زمین می زنی !
به خودم می گفتم خودت فهمیدی چی خوندی که توقع داری خدا فهمیده باشه ؟
چند تا جمله رو حفظ کردی بلغور کردی چهارتا دولا راست شدی و نوک به زمین زدی خیال کردی شق القمر کردی !
بشین تا خدا حاجتتو بده
بعداً که بزرگتر شدم همش می رفتم به مجالس روضه که یک خانم سخنران استاد دانشگاه بود که توی دانشگاه درس الهیات تدریس می کرد و از حرفاش خیلی خوشم اومد
گفت خدا به بنده هاش از مادر مهربانتره ولی اگه حاجتی داشتید و خدا بهتون نداد چند حالت داره
یا صداتونو خیلی دوست داره و می خواد بیشتر صداتونو بشنوه برای همین می ترسه حاجتتون رو بده که دیگه باهاش حرف نزنید اتفاقاً حاجت بنده ای گناهکارشو میگه زود بدید که این بره فقط دهنش بسته بشه نمی خوام صداشو بشنوم !!!
یا اینکه شما یه حاجتی دارید که به صلاحتون نیست و برآورده شدنش به ضررتون تموم میشه
یا خدا می خواد به جاش چندین برابرشو اون دنیا بهتون بده و …
۳. مواردی که در زندگی خود یا اطرافیانتان رخ داده است و خداوند فراتر از انتظار بندگان عمل کرده و مسائل یا خواسته ها را برآورده کرده است را بنویسید.
من زمانی که مجرد بودم هرگز فکر نمی کردم همسری به این خوبی نصیبم بشه و چون اکثر مردهای فامیل و اطرافیان خودم رو دیده بودم تفکر خوبی راجع به ازدواج نداشتم ولی همش دعا می کردم همسر من با همه مردهایی که توی زندگیم دیدم فرق داشته باشه
حامی من باشه ، دوستم داشته باشه و تمام کمبودهایی که توی زندگیم داشتم رو جبران کنه
واقعاً همسری که خدا به من داد شد الگوی تمام مردهای فامیل طوری که تمام زنهای فامیل دوست داشتن همسرشون مثل همسر من باشه و مرتب از گوشه و کنار به گوشمون می رسید
زمانی که ما ازدواج کردیم همسرم ۱۹ سالش بود اما به لحاظ عقلی خیلی بیشتر از سنش نشان میداد و به هیچ کس اجازه دخالت در زندگیمون رو نمی داد
و همیشه خودش در زندگی تصمیم گیرنده بود و حرف اول و آخر رو خودش میزد
همسر من کاملاً خودساخته بود و از بچه گی روی پای خودش ایستاده بود و کار کرده بود ، من از خدا خواسته بودم همسرم دوستم داشته باشه اما عشق و احترام بین من و همسرم در بین دوستان و فامیل و اطرافیانمون مثال زدنی شد
همیشه مثل کوه پشتم بود و به هیچ کس اجازه نمیداد بهم زور بگه
همیشه از خودش گذشت تا من و فرزندانم در رفاه و آسایش کامل باشیم
هر چی که توی کودکی برام حسرت بود برام فراهم کرد
و تا به امروز که ۱۸ سال از زندگی مشترکمون می گذره هیچ وقت قهر و دعوامون به بیش از یک روز نکشیده و هیچ وقت دعوامون به بیرون از خونه کشیده نشدو …
قبلاً برای رشته ام که طراحی و دوخت بود گفتم من فقط از خدا خواستم که کمکم کنه توی درسام موفق بشم و خودم رو ثابت کنم اما خدا کاری کرد که نه تنها توی کاپشن دوزی توی کل کشور اول شدم بلکه باعث افتخار بابام و مدرسه و حتی استانمون شدم
زمانی که کرونا شیوع پیدا کرد مغازه و کسب و کار همسر من مدتها کاملاً تعطیل شد چون همسرم مغازه استریو ظروف کرایه داره و کارش کلاً مربوط به جشنها و مراسمات و کلاً تجمعات بود که دیگه برگزاری کل مراسمات تعطیل شده بود و همسر من در طول این مدت خیلی به مشکل برخورد و تمام چک ها و قسط هاش و اجاره مغازه و انبار و … روی هم جمع شده بود و نمی تونست پرداخت کنه
در اون زمان من و دو دختر بزرگترم شروع کردیم به شکر گزاری به این نیت که همسرم بتونه اجاره های عقب افتاده و قسط و چکهاش رو پاس کنه و از خدا خواستم کمک کنه که همسرم دیگه بابت این قسط و چکها حرص و جوش نخوره اما خدا برای ما فراتر از اینها رو رقم زد و با اینکه کاسبی کاملاً خوابیده بوچند تا قرارداد پر سود بست و به طرز معجزه آسایی از کسانی که خیلی وقت بود پول طلب داشت و حتی با زور هم نتوانسته بود طلبش رو زنده کنه خودشون پول رو با سود این مدت واریز کرده بودند و از همسرم معذرت خواهی کرده بودن حلالیت طلبیده بودندو این امر باعث شد نه تنها همسرم تمام طلب های عقب افتاده رو بده بلکه کلی وسیله گرون که لازم داشتیم مثل یخچال ساید بای ساید و ماشین لباسشویی بوش و تلویزیون بزرگتر و بهتر با میزش و چندین لوازم برقی عالی دیگه هم به صورت نقد خریدیم
بعد از اون دوباره یک دوره دیگه شکرگزاری انجام دادم و کلی طلا خریدم طلاهایی که در اون زمان واقعاً مثل معجزه بود
بعد از اونم دوباره طلاها رو فروختیم و در یکی از روستاهای نزدیک شهرمون یک زمین ۱۷۹ متری خریدیم و ساختیم و زیباتر و بهتر از تصورم شد
۴. مثال هایی از وفادار بودن خداوند در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کرده و شرح دهید
مثالهایی که در جواب سوال قبل و گام قبلی زدم همه نشانه وفاداری خدا بود
موارد دیگه ای هم هست مثل اینکه من از بچه گی صدای خوبی داشتم و حتی می تونستم صدای بعضی از خواننده های زن رو تقلید کنم و مثل خودشون بخونم و تا زمانی که راهنمایی بودم بابام هی ازم می خواست جلوی فامیل بخونم که استعدادمو نشونشون بده و گاهی بچه ها زنگهای تفریح یا بیکاری دورم جمع می شدن و من براشون ترانه های درخواستی اجرا می کردم
ولی از اینکار احساس گناه می کردم و عذاب وجدان داشتم و فکر می کردم عقوبت سنگینی در انتظارمه و هر چند وقت یکبار توبه می کردم و به خودم و خدا قول می دادم دیگه ترانه های اونور آبی گوش ندم و نخونم اما بعد مدتی گاهی دوستام هی اصرار می کردند و خودمم دوست داشتم به خاطر صدام مورد تحسین و توجه قرار بگیرم
و چون خیلی تنها بودم و راه دیگه ای برای جلب توجه بلد نبودم این کارو می کردم که دوستان بیشتری پیدا کنم
تا اینکه یک روز که مثل همیشه داشتم برای بچه ها می خوندم دبیر دینی و قرآنمون که اصلیت پدرش آمریکایی بود و مادرش ایرانی بود و همه شون مسیحی بودند و این خانم ما مسلمان شده بود و کل خانواده تردش کرده بودند
و به تنهایی به ایران اومده بود و زن یک جانباز ۷۰ درصد شده بو و کل داستان زندگیش رو برای ما تعریف کرده بود صدای من رو شنید و من رو برد توی اتاق مشاور مدرسه و باهام بیش از یک ساعت حرف زد و ازم خواست اینبار توبه واقعی کنم و دیگه توبه ام رو نشکنم
من هم قبول کردم و طبق گفته هایدبیرمون که خیلی دوستش داشتم توبه کردم و با خدا معامله کردم و از اون به بعد فقط قرآن و تواشیح و سرود و ترانه های مجاز می خوندم و من اون زمان از خدا خواستم کمکم کنه
و خدا واقعاً کمکم کرد و با اینکه بعضی وقتا خیلی اذیت می شدم و به خاطرش توسط بابام تنبیه می شدم ولی بازم همه تلاشم رو کردم که قولم رو و توبه ام رو نشکنم و خدا خیلی در این راه کمکم کرد
همه علاقه ام به خواندن رو گذاشتم روی سرود و تواشیح و قرآن بعد از اونم توی سرود و تواشیح و قرآن مقام آوردم
توی دبیرستان سرودمون توی جشنواره اول شده بود ولی فقط به خاطر آهنگش که لایت ترکی داشت دوم شدیم
بعداز اون خودم شدم مربی سرود و می رفتم توی مدرسه خواهرم که ۷ سال از خودم کوچکتر بود باهاشون برای جشنواره سرود تمرین می کردم که چند بار مقام آوردن و سال سوم دبیرستان اول شدند و بردنشون مشهد
تمام این موفقیت ها به خاطر وفاداری خدا بود من در تمام این سالها جز خدا یار و یاوری نداشتم و جز خدا از کسی چیزی در این باره نخواستم و همیشه خدا بود که کمکم می کرد.
۵. مثال هایی در زندگی خود پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهی های این قسمت برای شما واضح شده است که چرا به خواسته خود رسیدید در حالی که از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به برخی آرزوها نرسیدید که رسیدن به آن تقریباً در دسترس بود.
سرتاسر زندگی من پر از این مثالهاست در هر مرحله از زندگیم فقط وقتی از خدا می خواستم کمکم کنه
خدا بهم کمک می کرد و اون کار به بهترین شکل انجام می شد
و خودم فکر می کنم برای بعضی از آرزوهام که بهش نرسیدم حتماً هنوز زمان رسیدن من به اون آرزو نرسیده
یا اونطوری که باید باور نداشتم که رسیدن به این خواسته ممکنه
شاید رسیدن به اون خواسته رو خیلی غیر ممکن می دونستم مثلاً من برای تناسب اندام و لاغری از همون سنین نوجوانی تا به امروز دعا کردم ولی هیچ وقت جوابی نگرفتم و علتش رو نمی دونم اما امیدوارم که در ادامه شما استاد عزیز راهنماییم کنید
یا چندین حاجت خیلی مهم دیگه هم داشتم که بی نهایت براش دعا کردم اما جوابی نگرفتم
همیشه با خودم فکر می کردم شاید به خیر و صلاحم نبوده ولی الان که مطالب شما رو خوندم که گفتید حتی اگه آرزو به ضررتون باشه هم برآورده میشه فهمیدم علت این نمی تونه باشه
شاید من آرزوی خودم رو خیلی دست نیافتنی می دیدم و نعوذبالله قدرت خدا رو در حد آرزوی خودم بزرگ نمی دیدم !
بارها فکر کردم و از خودم و خدا علتش رو پرسیدم ولی هنوز نتونستم جوابی برای این سوالا پیدا کنم
می دونم شناختم از خدا هنوز کافی و درست نیست ولی افرادی رو دیدم که راجع به لاغری مدتها مثل من تلاش می کردن اما نتیجه نمی گرفتن و به قول خودشون بدون اینکه کار خیلی خاصی بکنن یکدفعه متوجه شدن دارن لاغر میشن و من اینو میذارم به حساب خدا
چون هر چی فکر کردم براش دلیل منطقی دیگه ای پیدا نکردم چون خود اون فردم نمی دونست داره چه اتفاقی براش میفته که هی داره لاغرتر میشه !
آخه این شخصی که میگم حتی از مسائل ذهنی هم هیچ اطلاعاتی نداره وقتی بقیه ازش می پرسیدن که برای لاغری چکار کردی می گفت هیچی نه غذام کمتر شده و نه تحرکم بیشتر شده !
هیچ کاری نمی کنم قبلاً خیلی تلاش می کردم تا یکم وزن کم کنم الان بدون اینکه کاری کنم همه میگن چقدر جمع و جور شدی ! فکر کنم شانس بهم رو کرده !
اول فکر می کردم حتماً قبلاً خیلی به لاغری چسبیده بوده و علت لاغر نشدنش همین بوده ولی از حرفاش فهمیدم خودشم الان عجله داره فلان لباس مال فلان مراسم اندازه اش بشه !
آخه مگه میشه تفکر یک آدم یه دفعه خود به خود عوض بشه ؟ که بگم افکارشو تغییر داده هنوزم نظرش بود که سس و نوشابه و برنج و … چاق می کنه ولی می خورد و می گفت نمی تونم جلوی خودمو بگیرم !
خیلی دلم می خواد بیشتر بفهمم علت این چیزا رو متوجه بشم امیدوارم در ادامه جواب سوالاتمو بگیرم.
با آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه شما عزیزان خدا نگهدار
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
تمرین اول:
توجه به آگاهی که از مطالعه این نوشته دریافت کردید دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.
من از فایل امروز چند نکته ی خیلی مهم برداشت کردم
۱_ همیشه توی زندگی هر انسانی یه مشکلاتی به وجود میاد حالا به هر دلیلی که اون فرد حل شدن اون مشکل یا رسیدن به آسایش یا رسیدن به هرچیزی براش میشه آرزو یا خواسته حالا انسان ها برای رسیدن به خواستشون به ۳ دسته تقسیم میشن :
دسته ی اول : خیلی عجولن و تا میبینن این روش زود جواب نمیده میرن سراغ روش دیگه ای
دسته ی دوم : همیشه دو دلن و بلا تکلیف نمیدونن و شک دارن که آیا این روش جواب میده یانه
و دسته ی آخر: حاضرن برای رسیدن به خواستشون دست به هرکاری بزنن و استمرار کافی رو دارن و از خدا میخوان این خیلی مهمه من توی دیدگاه قبلیم مفصل راجب از خدا خواستن توضیح دادم ولی الانم یه توضیح کوچیک میدم ، خدا انتظار داره تو از خودش بخوای مثلا یک فردی ۲۰ میلیون تومان به یک نفر بدهکاره و به هر دری میزنه تا پول جور کنه اما نمیدونه که پشت همه ی اون درهای بسته یه دری هست که همیشه به روت بازه و هر وقت که بخوای میتونی واردشی و مشکلاتت رو با صاحب اون در درمیون بزاری و مشکلاتت رو حل کنی! اون فرد میره دستشو جلوی بنده ی خدا دراز میکنه ! خدا میگه چرا تا وقتی که من هستم به بنده ی من رو میندازی و من و از یاد میبری!؟ اگر خدا بعضی از خواسته های شما رو اجابت نمیکنه حتما درست نخواستید وگرنه خدا براش کاری نداره که چیزی که شما ازش خواستید رو بهتون بده خدا اون قصری که یک نفر توی ۵ سال میسازه رو توی ۵ ثانیه بهت میده فقط کافیه بخوای هر آدمی توی این دنیا یه سهمی داره که اون حقشه حالا یکی داره حقش و میگیره و شکرگزاره و خوشبخته یکی فقط داره نفرین ناله میکنه و بدبخته و میزاره حقش پایمال شه! خدا یه سفره ی عظیم پهن کرده از غذاهای رنگارنگ و خوش رنگ و بو و میگه بیاین هرچی میخواید بردارید اونجوری هم نیست که تموم شه و به یکی نرسه خدا جلوی تورو نگرفته که از غذاهای اون سفره نخوری و لذت نبری این خودتی که جلوی خودت و گرفتی
۲_ من باید چه باورهایی نسبت به خداوند داشته باشم؟
۱_من به معجزات الهی باور دارم.
۲_من به وفاداری خداوند ایمان دارم.
۳_من اطمینان دارم خداوند مرا مایوس نخواهد کرد.
۴_من باور دارم زمان همه امور در اختیار خداوند است.
۵_تحقق آرزوهایم هرچقدر که از نظر من بزرگ باشند برای خداوند هیچ چیز نیستند.
۶_همه خواسته ها و آرزوهای من جز بسیار ریزی از این جهان هستند.
۷_تحقق آرزوهای من در برابر عظمت و توانمندی خداوند هیچ چیز نیست.
۳_ آیا خدا همیشه به من وفادار هست؟
بله ، این ما انسان ها هستیم که گاهی اوقات خدا رو از یاد میبریم و به بنده ی خدا پناه میاریم و زمانی که از بنده ی خدا بدی میبینیم به خدا شکایت میکنیم! خدا میگه بیا پیش خودم کدوم بنده ی من بهتر از من میتونه به تو کمک کنه؟ جواب این سئوال واضحه خدا قدرت متلقه هیچ انسان و حیوان و …. از او بالاتر نیست! هیچ کس نیست و نخواهد بود درسته که انسان اشرف مخلوقاته ولی خالق این مخلوق یگانه خداییست که همیشه یار و نگهدار اوست خدا همیشه به ما انسان ها وفاداره چه توی خوشی ها چه توی ناخوشی ها خدا اینطوری هم نیست که بگه چون تو با فلان بنده ی من دعوا کردی من کمکت نمیکنم یا چون تو به من پشت کردی دیگه کمکت نمیکنم من قهرم ، برو پیش همون بنده ی من ببینم به کجا میرسی نه! این خلق و خو ی انسانیه خدا انقدر بخشنده است که حتی در مُخَیره ماهم نمیگنجه و درکش برای ما انسان ها خیلی سخته
تمرین دوم:
نگرش شما درباره درخواست کردن از خداوند چه بوده است؟ آیا خود را لایق درخواست کردن و برآورده شدن خواسته هایتان می دانید؟ در اینباره شرح دهید.
من فکر میکنم من لایق رسیدن به تمام آرزوهام هستم اگر یک نفر توی دنیاهم بتونه موفق بشه پس منم میتونم اگر خود شما استاد تونستید موفق بشید و به خواسته هاتون برسید منم میتونم اگر بیلگیدس تونسته پول ترین فرد جهان بشه منم میتونم از عدالت خدا به دوره که یک استعداد رو به یک بنده بده ولی به یکی دیگه نده! خدا همه ی استعداد هارو توی وجود همه انسان ها گذاشته حالا یکی استعدادش رو کشف کرده یکی نکرده پیشنهاد میکنم کتاب نیمه ی تاریک وجود از خانم دبی فورد رو تهیه کنید و مطالعه کنید چون اینطوری حتی با رفتاهای منفی خودتون هم کنار میاید و خودتون رو به راحتی میپذیرید من زمانی که این کتاب رو مطالعه میکردم تونستم به خودم رجوع کنم و ببینم خودم چی هستم؟ بشینید فکر کنید و این چندتا سئوال رو از خودتون بپرسید : آیا من هیچ نقصی ندارم؟ خیر هیچ انسانی بی نقص نیست . آیا من اجازه ی قضاوت دیگران رو دارم؟ خیر تنها قاضی خداست و فقط اجازه ی قضاوت با خداست . آیا من اجازه ی توهین به دیگران رو دارم؟ خیر چون من هر بدی ای به دیگران بکنم به خودم بر میگرده و به ضرر خودمه من وقتی این کتاب رو خوندم آگاهی خیلی بالایی کسب کردم راجب خودم
و اینکه من باور دارم که هر لحظه دارم پیشرفت میکنم و در راه رسیدن به خواسته هام هستم و به زودی زود به تمام آرزوهام میرسم.
تمرین سوم :
مواردی که در زندگی خود یا اطرافیانتان رخ داده است و خداوند فراتر از انتظار بندگان عمل کرده و مسائل یا خواسته ها را برآورده کرده است را بنویسید
۱_ من توی دیدگاه قبلیم گفتم که ما یخچالمون خراب شده بود و خیلی نیاز به یخچال داشتیم مادرم سالیان سال آرزوی یخچال ساید بای ساید رو داشت ولی شرایطش رو نداشتیم و توی اوج کرونا به برادر و خواهراش گفت که میخوایم یخچال ساید بای ساید بخریم خب اونا باور نمیکردن و مسخره میکردن و شوخی میکردن و اصلا باورشون نمیشد و مادرم بهشون گفت بشینید ببینید توی همین اوضاع من یخچال ساید بای ساید میخرم و ما همینطور شکرگزاری میکردیم و بالاخره یخچال ساید بای ساید دوو با بزرگترین فضا رو خریدیم و حتی خودمون هم باورمون نمیشد که تونستیم همچین یخچالی بخریم
تمرین چهارم
مثال هایی از وفادار بودن خداوند در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کرده و شرح دهید.
مثال های خیلی زیادی راجب وفاداری خداوند توی زندگیم دارم که دلم نمیخواد خیلی مسئله رو باز کنم ولی دوتا مثال میزنم
۱_ زمانی که مادرم امیدی به لاغری نداشت و از خداوند درخواست مسیری بهتر کرد و خداوند این مسیر رو رو به رو ی ما قرار داد
۲_ زمانی که بعد از رفتن دوستهام امیدی به پیدا کردن دوست جدیدی داخل مدرسه نداشتم و یه مدت تنها بودم
تمرین پنجم ( آخر )
مثال هایی در زندگی خود پیدا کنید که بعد از دریافت آگاهی های این قسمت برای شما واضح شده است که چرا به خواسته خود رسیدید درحالی که از نظر خود و دیگران محال بود و چرا به برخی آرزوها نرسیدید که رسیدن به آن تقریبا در دسترس بود.
من درحال حاضر فقط یک مثال یادم میاد ولی فکر کنم کافی باشه:
مادربزرگم که طبقه ی اول خونمون زندگی میکرد (الان فوت کردن) مخالف بود که ما خونه رو عوض کنیم و همیشه میگفت: من با رخت سفید اومدم توی این خونه با کفن سفیدم از این خونه بیرون میرم و روی حرفش پافشاری میکرد هرچقدر هم بقیه اصرار میکردن قبول نمیکرد ! و ما زمانی که با شکرگزاری آشنا شده بودیم و شکرگزاری میکردیم نظر مادربزرگم عوض شد تا جایی که خودش میرفت و دنبال خونه میگشت! ولی متاسفانه بنا به دلایلی خونه مون رو عوض نکردیم ما شکرگزاری رو بعد از اینکه فهمیدیم قراره خونه عوض بشه خیلی دیگه مثل قبل با دل و جون انجام نمیدادیم و به همین دلیل خرید خونه لغو شد!
امیدوارم که یه روزی تمام مردم کره ی زمین آگاه بشن و بتونن زندگی خوبی داشته باشن با آرزوی موفقیت برای شما دوستان عزیزم خدانگهدار
نشان های دریافت شده
به نام انرژی برتر جهان هستی
ایمان داشتن به صفات و ویژگی های خداوند میزان توکل و انتظار ما را از خداوند شکل میدهد نه نماز و روزه گرفتن ها و ترس هایمان که همین انجام واجبات و مستحبات خودش ترس ایجاد میکند که بالاخره خدا از من راضی شد یا نه و این خود یک مانع بزرگ برای تحقق خواسته های ماست.
خداوند به عهد خود وفادار است و به خاطر همین زمانی که ما را وارد این دنیای مادی کرد یه کارت عابر بانک نداد دستمون که بگه برات لازم میشه نه کاملا مجهز به روح و جسم و ذهن وارو این دنیای مادی شدیم یعنی برای پیشرفت همین ها لازم هستند و میتوانیم مجهز به همین سه مورد به همه چیز برسیم برای این انرژی قدرتمند درخواست کننده چه زن باشد چه مرد چه قد کوتاه باشد چه قد بلند چه سیاه چه سفید هر جوری باشی خداوند درخواست ما را اجابت میکند زیرا خداوند به عهد خود وفادار است.
من قبل از اینکه خداوند را به این شکل بشناسم برای درخواست کردن ساعت مشخص یا روز مشخص تعیین میکردم بعد اول باید پاکیزه باشیم و وضو بگیریم بعد نماز بخونیم و آخر نماز بین دو تا صلوات درخواست رو از خداوند بخواهیم آخرش هم میگفتیم آمین ولی بعد از نماز اون ایمان نبود چون شروع میکردم به نذر کردن که دعا برآورده بشود نه خبری از آرامش بود نه ایمان در واقع من از ویژگی ها و صفات خداوند فقط این رو یاد گرفته بودم که از خدا باید ترسید!!! زیرا اگر از ما ناراحت شود دعای ما را برآورده نمیکند و در طول زندگی به جای شور و اشتیاق و لذت از زندگی باید ترس از خدایی را داشته باشیم که بالاخره از ما راضی شد یانه بلکه لطف اون هم شامل حال ما بشه و یک نسیم خوشبختی به زندگی مابوزد، من قبلا شب ها از ترس جهنم و بهشت حتی خواب درستی هم نداشتم و در استرس بودم و دائم در حال نماز و روزه و قرآن خواندن بودم و هیچ گونه آرامشی نداشتم و دائم در حال ذکر گفتن بودم و وقتی تصور من از خدا این چنین بود این انرژی در زندگی من معلوم بود که دیگه به شکلی در میومد هر چیزی رو که میخواستم باید زحمت میکشیدم تا بدست بیارم آخرش هم لذتی نداشت انگار خسته میشدم و از خواسته دلزده میشدم از بس در اون زحمت بود حتی در بدست آوردن خواسته ترس از دست دادنش رو داشتم که مبادا خدا از من راضی نیست و اون رو از من میگیره ولی بعد از شناخت خداوند به شکلی متفاوت از قبل آرامشی در وجودم شکل گرفت که تا مدت ها من فقط داشتم گریه میکردم که چرا خدا رو اینطور به ما معرفی کردند و زمان برد تا تونستم بپذیرم جور دیگر هم میشود زندگی کرد و خدا را شناخت که حتی این شناخت خدا هم باز هم میتوان جور دیگر باشد زیرا خداوند محدودیتی ندارد و شاید ده سال دیگر نسلی دیگر خدا را جور دیگر بشناسند از ویژگی های خداوند نامحدود بودن است و این زیبایی و فراوانی در همهی جنبه های زندگی را نشان میدهد که فکر میکنی آخر خط زندگیت هستی ولی در واقع شروع یک انقلاب بزرگ در زندگیمان هست و این یعنی ادامه دادن با ایمان به این انرژی برتر…
من معجزات زندگی رو در زندگی خودم و دیگران دیدم وقتی دیدم که برادرم و زن برادر به آخر خط رسیدند ولی خدا در زندگی اونها معجزه کرد و بچه وارد زندگیشان کرد و شروع یک زندگی جدید بود و یک فصل جدید در زندگی آنها شروع شد.
من پدرم دچار سانحه شد و آتش سوزی در محل کارشان ایجاد شد همه فرار کردند ولی پدر موند تا آتیش رو خاموش کنه و این کار انجام شد ولی خودش در یه گودال افتاد و یهو با اینکه همه فرار کردند ولی یه نفر برگشت و پدرم رو نجات داد واگر فقط یه دقیقه این کار رو انجام نمیداد معلوم نبود چی میشد و زنده بودن پدرم مثل یک معجزه بود.
وفاداری به خداوند در زندگی یعنی من به این انرژی قدرتمند که نمیبینم فقط حس میکنم و صدایی خاموشی که با من صحبت میکند وقبلا من میگفتم حس ششم ولی الان متوجه شدم این صدای خدای مهربانی که تا الان در آسمان ها دنبالش میگشتم ولی در وجودم جریان داشت همیشه به من میگه چکار کنم و من الان بهتر این صدا رو درک میکنم که گاهی هم وقتی آرامش نداشته باشم این صدا رو نمیشنوم، من خواستم برم مسافرت شهر دیگر و داشتم وسایل رو جمع میکردم که خواستم خارج بشم یهویی یه صدایی گفت شناسنامه ها رو نبردی و من گفتم واقعا و رفتم شناسنامه ها رو برداشتم و گفتم خدایا مرسی که هوای من رو داری.
من درس خون بودم و پشت کنکوری بوده ام و همه اطرافیان من رو مسخره میکردن که نمیتونی دانشگاه دولتی قبول بشی بیخیال شو چقدر درس میخونی ولی واقعا ایمان داشتم که قبول میشم و وفاداری به عهد خداوند در وجود من بود و درس خوندم و اعلام نتایج من با رتبه عالی در دانشگاه دولتی قبول شدم و باعث تعجب همه شد.
من ورزشکار بودم حرفه ای و از لحاظ جسمانی قوی و سالم هستم و انتظار همه از من بود که تا ازدواج کنم بچه دار بشم ولی من در این مورد انگار خدا رو گم کرده بودم از این دکتر به اون دکتر از این عطاری به اون عطاری ولی نتیجه نمیداد واین همه بچه در اطراف من است ولی من نمیتوانم باور کنم که خدا هم میتونه به من بدهد و من از این مورد ضربه خوردم که به وفاداری خداوند ایمان نداشتم.
من به وفاداری خداوند برای اینکه شوهر کار عالی داشته باشی ایمان داشتم و اجراشده است همچنین به ماشین خوب و خرید خونه درربهترین منطقه و شاغل شدن خودم و مسیر پولسازی در زمینه شغلی که دوست دارم رو ایجاد کردم زیرا خداوند در خلق این موقعیت ها به خودم خیلی نزدیک میبینم و در زندگیم خلق شد و الان متوجه شده ام که من ایمان به خدا در خلق بچه در زندگی نداشتم و ایمان به خدا در خلق ماشین شخصی برای خودم نداشتم و ایمان به خدا در خلق شغل پولساز به خودم نداشتم یعنی خودم را لایق دریافت این نعمت ها نمیدانم والله برای خداوند ایجاد یک درخت با یک جنگل که تفاوتی ندارد بارش نعمت الهی همیشگی است مشکل از ظرف وجودی من است.
من به وفاداری این انرژی برتر ایمان دارم.
من به معجزات الهی در زندگیم باور دارم.
نشان های دریافت شده
ب نام پروردگار عشق
خدای من همان پروردگاری ک در تمام زندگی مرا حمایت و هدایت کرده است.من شاید برای خواسته هایم کمتر ب خداوند توجه کردم ولی خداوند توجهش رو از من دور نکرده شاید من خودم رو لایق نمیدونم ولی خداوند مرا لایق میدونه شاید من خودم رو لایق ندونستم ولی خداوند مرا لایق دانسته.من خودم رو بی ارزش دونستم ولی خداوند ب من ارزش داده من خودم رو خطاکار دونستم ولی خداوند مرا خطاکار نمیدونه من خودم رو گناهکار دونستم ولی خدا مرا گناهکار نمیدونه.
من فکر میکنم خدا ب من وفادار نیست ولی خداوند وفادار ترین وفا کنندگان است من فکر می کنم مجرم هستم ولی خداوند مرا مجرم نمیدونه من نا امید شدم ولی خدا امیدش رو از من دور نکرده من شدیدا غمگین شدم ولی خداوند مرا غمگین نمی کند.من شاید اعتمادم را ب خدا از دست دادم ولی خدا اعتمادش رو از من دور نمی کنه شابد اون جور ک باید من خدارو دوست نداشتم ولی خداوند من رو دوست داشته و دارد خداوند عاشق بندگانش است خداوند عاشق من است ومن الان میگم ک من خداوندگار خودم رو دوست میدارم من عاشق خداوند خودم هستم.
من عشق زمینی ندارم پس خداوند عشق اسمانیم رو دوست میدارم من باید عاشق خداوند خودم باشم چون خداوند خیلی منو دوست داره.چون هر عشق زمینی ممکنه روزی از بین بره ولی تنها عشقی ک از اول تا ابد وجود دارد عشق خداوند ب بندگانش است خداوند بی حدو حسر بندگانش رو دوست می دارد.پس من پیش از پیش باید ب خداوندگار خودم اعتماد داشته باشم پس من لایق خواسته هایم هستم من حتما ب ارزوهایم میرسم چون خداوند وفادار است چون خواسته من در برابر قدرت خداوند بسیار بسیار ناچیز است چون خداوند برایش کاری ندارد ک خواسته های مرا برآورده کند.
مثلا در مورد خواهرم،با اینکه هم دچار بیماری بود وهم اینکه در زندگی مشکلات خیلی زیادی رو پشت سر گذاشت از زندگیش متارکه کردولی او بسیار معلم موفق و وظیفه شناسی است الان نزدیک بازنشستگیش است.خوب سختیهای خیلی زیادی رو پشت سر گذاشته ولی ب نظرم الاان در کارش خیلی موفق است خیلی سفرهای داخلی رفته سقر سوریه رفتع سفر مکه رفته یک بار سفر کربلا پیاده روی اربعین رفته ی خونه از خودش داره خوب دلش خیل می خواست ک ماشین داشته باشه و خواست بخره ولی چون گواهی نامه نداره واقعا چن ساله همش دوب شک ماشین بخره با نه ومن خودمم همین من دوست دارم فلان ماشین مورد علاقه ام داشته باشم ولی فکر کنم خیلی از رانندگی کردن بترسم دقیقا میدونم خواهرم هم خیلی می ترسه بخاطر همین در این مورد هنوز اقدام نکرده.
من خودم در حالی ک شدیدا ب یک ماشین نیاز دارم ولی نمیدونم مشکل رانندگیش رو چکار کنم، انشالله ک خدای من خداوند خوب هم همه چی رو با هم فراهم میکنه از نظر مالی هم خواهرم وضعش خوبه یعنی نیازمند ب دیگران نیست حساب بانکیش هم مقدار قابل توجهی هست خیلی از هزینه های ساختمان مارو اول خواهرم پرداخت می کنه کلا خیل برای خونه ما هزینه می کنه و نکته قابل توجه اینه که تمام این چیزا ب حمایت مثلا خانواده ام نبوده وهمه وهمه رو با زحمت خودش بدست آورده واین چیزها برای من چیزی فراتر از انتظار بوده ک خداوند ب زندگیش وارد کرده.
ولی اون چیزی ک تو حساب من هست با کمک پدرم بوده ومن تونستم اون رو زیادش کنم ولی با اینکه زحمت و تلاش خودم نبود ولی چیزی فراتر از انتظارم است.من خیلی خوشحال هستم من الان خیلی خوشحال هستم چون تقریبا بده کاری خاصی پدر مادرم ندارند ب غیر مقداری بانکی ک تموم میشه وازینکه خودم هیچ بده کاری ندارم ب کسی خیلی خوشحال هستم ازینکه قسط بانکی خودم ندارم خیلی خوشحال هستم.سالهای قبل بخاطز وامهای مکرر و قرضهایی ک پدر مادرم می گرفتند خیلی خیلی نگران بودم ولی الان اون نگرانیها رو ندارم.درسته ک تا الان ب بعضی خواسته هام نرسیدم ولی زندگیم مطمعنم خیلی از افراد دیگر بهتر است و خوب خیلی خواسته ها از خداوند دارم ولی مهمترین مهمترین خواسته ام تناسب اندام و رسیدن ب وزن ایده و آل و سلامتی است ک میدونم خداوندگار عشقم یکی یکی منو ب خواسته هام می رسونه.امسال تابستون ی جلسه بانگی بین فامیلمون باز کرده بودیم اصلا قرار نبود من عضو شوم من نمی خواستم شرکت کنم ولی توفیق اجباری شد و اسم منو نوشتند ولی با کمال تعجب و ناباوری دومین جلسه اسم من وام افتاد من همین جوری ب ذهنم آوردم اگه قراره برم ی جای برای درمان،اسمم بیفته البته من همین جوری ب ذهنم اوردم ک برم تهران ولی با کمال ناباوری این وام بیست میلیونی اسمم افتاد اینقدر ذوق ژده شده بودم ک حد نداشت.
داشتم از خوشحالی و تعجب شاخ در میآوردم واقعا این مورد برام معجزه بود ک بدون اینکه من خیلی از خداوند درخواست کنم چیزی خیلی فراتراز انتظارم بوده.
امضاء خداوند پای تک تک آرزوهاتون باشه.
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
واقعا استاد درست میگن که ایمان داشتن به خداوندفقط نماز خواندن و روزه گرفتن وانجام واجبات دینی نیست ایمان داشتن یعنی اینکه ما به همه صفاتی که خداوند در مورد خودش در قرآن آورده ایمان داشته باشیم و به معنای واقعی کلمه هرکدوم از این صفات رو درک کنیم .وقتی خداوند بارها در قرآن به وفاداری خودش اشاره کرده و در مسائل مختلف تاکید کرده که به عهد خودش وفا میکنه آیا ما کسی سراغ داریم که بیشتر از خداوند سر حرفش بمونه و به اون چیزی که گفته عمل کنه؟نه نداریم خداوند مقتدر مطلق، برای آفریدن ما و این جهان هدف داشته و همه چیز رو طبق قانون خودش اداره میکنه .خداوند دروغگو نیست که وعده الکی بده و سر قول و حرفش نمونه چون خودش رو اینجوری به ما شناسونده .پس. با این اوصاف وقتی ما بدونیم که وفادار مطلق راستگوی مطلق طرف حساب ماست چقدر دلمون قرص میشه چقدر با اطمینان میتونیم ازش درخواست کنیم و مطمین باشیم به اجابت کردنش .قبل از این به طور ناخودآگاه فک میکردیم که خدا براساس مصلحت به درخواست های ما جواب میده و ما حق نداریم که زیاد از خداوند درخواست داشته باشیم چون خداوند فقط به خواسته بنده های خوبش جواب میده ما که بنده خوبی نبودیم و کار خوب انجام ندادیم پس خدا به خواسته ما توجهی نداره یا اصلا خجالت میکشیدم که خواسته داشته باشیم در واقع با این دیدگاه مون عادل بودن خداوند رو زیر سوال میبریم خداوند به بنده خوب و بدش توجه داره ما همیشه فک میکردیم که آدم بد رو خدا ول میکنه به حال خودش ولی این دیدگاه مون هم اشتباه بوده انسان بد هم بدون یاری و کمک خداوند نمیتونه کاری از پیش ببره و قدرتی از خودش نداره چون این جهان و قوانینش در دستان خداوند و تا خدا نخواد برگی از درخت نمیوفته پس خداوند براساس اینکه انسان چه راهی برای خودش در نظر گرفته به خواسته هاش پاسخ میده و خودش تفکیک نمیکنه که این درخواست خوبه یا اون یکی بد هیچ جبر و اجباری در کار نیست خداوند رحمان و رحیم یعنی هم مهربان و هم بخشنده و در عین حال عادل و در عین حال دقیق و حسابگر . پس خواسته ما چه خوب باشه چه بد توسط خداوند پاسخ داده میشه بدون توجه به عاقبت کارمون اینجاست که آدم بد و خوب از هم جدا میشن من در گذشته فک میکردم که آدم های که راه نادرست رو انتخاب میکنن دیگه خداوند کاری به کارشون نداره ولی الان متوجه شدم که ما انسان ها چه خوب چه بد از خودمون هیچ قدرتی نداریم و بدون خداوند هیچیم پس آدم بد هم با کمک خداوند زندگی شو پیش میبرند ، فقط خدا این موهبت رو به ما داده که قدرت انتخاب داریم که کدوم وری باشیم راه راست و درست یا کج و نادرست.انتخاب با ماست ……….
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و مهربونم و دوستان گرامی
استاد چقدر زیبا برامون در مورد وفاداری خداوند توضیح دادید من ۳ بار این متن رو خوندم و میخوام بازم مطالعه اش کنم هر بار میخونم انگار اولین باره دارم میخونمش در عین حال که به ساده ترین و سلیس ترین شکل ممکن نوشتید اما چقدر پرمغزه چقد عمیقن این مطالب.
این نکته خیلیی عالی بود که ایمان به خدا ربطی به انجام واجبات و مستحبات نداره در واقع ایمان به خدا به این معناست که ما چقدر ویژگی ها و صفات خداوند رو باور داریم و متعاقبا به میزان باورمون عملکرد ما و میزان انتظارمون از خداوند تغییر میکنه میزان آرامشون هم بستگی به میزان باور ما به صفات و ویژگی های خداوند هست.
استاد منِ سابق اصلا خودم رو لایق برآورده شدن خواسته هام از جانب خدا و نزدیک بودن به خدا نمیدونستم و فکر میکردم برای درخواست کردن از خدا خیلییی باید خواهش و التماس کنم خیلییی باید گریه کنم خیلیی باید نماز بخونم متوسل بشم به ائمه و ذکرهای خاصی به تعداد خاصی بخونمتاااا شاید خدا دلش به رحم بیاد و خواسته منو اجابت کنه ولی در عین حال ته دلم اصلا قرص نبود که خواسته ام اجابت بشه و خدا رو کلا دور میدیدم حس میکردم یه جورایی رها شدم تو زندگی فقط اون شخصی که خانوادگی اوضاع و شرایطش بهتره کلا شرایط امنی تو زندگی داره و محکوم به پذیرش شرایط زندگیم هستم.
برای همین اکثرا تو حال خوب نبودم احساس امنیت و آرامش نداشتم اما الان طرز فکرم خیلییی بهبود پیدا کرده خیلیی امیدوارترم و میدونم که خداوند همواره پاسخ میده منتها میزان دریافت پاسخ از جانب من میزان اعتماد و اطمینان و باور من به خداوند هست به هر میزانی که باورم تقویت بشه میزان دریافتی من از جانب خدا بیشتر میشه.
خیلیی از تعریفی که در مورد وفاداری خداوند به وعده اش لذت بردم درک جدیدی پیدا کردم اینکه خداوند همواره وفادار هست و یکی از وعده هایی که خداوند داده اینه که خواسته های مارو صرف نظر از هررر چیزی همواره بدون قضاوت پاسخ میده این نگاه چقدررر برامون نگرش جدید و بکری هست استاد چقدر امیدوار کننده اس. آدم احساس امنیت پیدا میکنه متوجه میشیم که همه چیز به ما بستگی داره به میزانی که ما تغییر کنیم میزان دریافت پاسخ از جانب ما هم تغییر میکنه و این عااالیه
استاد بارزترین و پررنگ ترین دریافت پاسخ خدا برای من هدایت شدنم به سایت شما هست من وقتی که تسلیم خدا شدم و از تقلای جسمی و فکری دست برداشتم و خدارو صاحب راه حل های بیشمار دونستم هدایت شدم یعنی اوضاعم طوری بود که هدایت شدم به این باور که بابااا خدااایا تو صاحب هزاران راه حل هستی برای هر شخصی متناسب با اون فرد راه حل داری و گفتم آقاجان من نمیدونم ولی میخوام لاغر شم و لاغر بمونم من زندگی رو با این چربی ها نمیخوام این زندگی با این حجم ترس از چاقی و این جسم با این شکل برای من لذت بخش نیست فقط میدونم تو با این قدرتت برای من راه حلی داری که بتونم بپذیرمش چون آخرین بار راه حلی رو میخواستم پیش ببرم که بشدددت برام سخت بود و نمیتونستم بپذیرمش گفتم خدایا تو قطعا میتونی یه راه حل آسون بهم نشون بدی و الا این زندگی برای من ادامه دادنش با این شرایط سخته میخوام لذت ببرم از زندگی اما اینجوری نمیتونم پس دیگ این من و این تو!
و استااد به راااحت ترین شکل همون شب هدایت شدم و جالبش اینه که من صدایی رو شنیدم که گفت گوش کن مگه نگفتی هدایتم کن همینه که الان خواهرت بهت گفت و شنیدی همینه و من بلافاصله اومدم تو گوگل سرچ کردم و از اون روز من مستمر دارم اموزش هارو دنبال میکنم و فراتر از خواسته ام رو دریافت کردم یعنی خدا گف نه فقط لاغری بلکه یادته قبلنااا فلان خواسته و فلان خواسته و….. ازم میخواستی همه رو باهم از این طریق بدست بیار
همیشه این جریان هدایت برای من معجزه اس و یادآوریش برام به شددددت لذت بخشه و ایمانم رو تقویت میکنه
البته در سال های گذشته من با توجه به شرایطم قبول خودم در کنکور کارشناسی رو هم پاسخ خدا میدونم چون شرایط خوندنم خیلی سخت بود و همواره از خدا میخواستم کمکم کنه تمرکزم بالا بره و به تایم و تلاشم برکت بده و نتیجه عااالی شد و قطعا موارد دیگه ای هم هست اما از وقتی تصمیم قطعی برای تغییر خودم گرفتم و میخواستم تغییرم از مسیری باشه که بشدت برام دلپذیر و لذت بخش باشه خدا منو به این سایت هدایت کرد و من هر روز رو دارم لذت میبرم استاد شما شخصی هستید که خیلیییی از آموزش هاتون لذت میبرم خیلییی پذیرش آموزش ها از شما برام راحته خیلییی با شیوه آموزشی تون با روش آموزشی تون اوکی هستم همیییشه به خواهراممیگم خدا به دلپذیرترین شیوه هدایتم کرد هم لاغری که از راه آسون میخواستمو نشونم داد و هم اینکه شدیدااا میخواستم از لحاظ شخصیتی و فکری تغییر کنم باز هم همینجا بهم داد یعنی گف نه تنها لاغری بلکه تغییر تو همه جنبه های زندگیت که ازم میخواستی رو بهت میدم یعنی خدا تغییر شخصیت و نگرشم به زندگی رو از مسیر مهم ترین خواسته ام یعنی لاغری قرار داد فکرشو بکنید کی میتونست اییینقدر هوشمندانه به درخواستم پاسخ بده این معجزه رو همیشه ستایش و سپاس میگم خدا همواره فراتر از انتظارمون به ما پاسخ میده
خدارو شکر که در این زمان من در این سایت هستم و دارم از برکات این آموزش ها استفاده میکنم.
راااستی من بلاخره تونستم با غلبه بر ترسم به خواسته قلبیم عمل کنم و موهامو کوتاه کنم😊
استاد خداقوت بهتون میگم امیدوارم همیشه سایه تون مستدام باشه
همیشه ازتون سپاسگذارم که بلافاصله به ایده ها و الهاماتتون عمل میکنید اینو بدونید ایده هایی که به شما الهام میشه مسیر هدایت هزاران نفر دیگه هست
هیچ وقت خسته نشید همیشه باشید همیشه بمونید
دوستتون دارم