یکی از غالب ترین افکار و نگرش های محدود کننده در ذهن بشر، کم بود است. کم بود پول، کم بود فرصت های شغلی، کم بود همسر، کم بود مشتری، کمبود هر چیزی که برای خوشبختی به آن نیاز داریم.
برای تجربه زندگی بهتر یکی از مهم ترین اقداماتی که باید انجام شود اصلاح نگرش کمبود و جایگزین کردن نگرش فراوانی و بی نهایت بودن خداوند است.

گستردگی نگرش کمبود
با یک تفکر ساده و سطحی می توان به عمق و گستردگی این نگرش ویرانگر در ذهن بشر پی برد.
آخرین باری که درباره کمبود صحبت کرده، شنیده یا فکر کرده اید چه زمانی بوده است؟
به احتمال خیلی زیاد همین چند ساعت یا حتی چند دقیقه قبل بوده است.
صحبت ها و اطلاعاتی که در هر لحظه از زندگی در قالب جملات زیر وارد ذهن ما می شوند:
- کمبود نفدینگی داریم، پول دست مردم نیست.
- کمبود آب داریم، امسال هم خشکسالی اعلام شده.
- کمبود دارو داریم، مگه دارو گیر میاد!
- کمبود غذا داریم، برنج کم شده، روغن کم شده، شکر کم شده، …. کم شده.
- کمبود نیروی کار داریم، مگه نیرو گیر میاد، آدم ها تنبل شدن کار نمی کنند.
- کمبود برق داریم، باید صرفه جویی کنیم که برای روزهای گرم برق ذخیره کنیم.
- کمبود دختر و پسر واسه ازدواج هست. مگه دختر یا پسر خوب برای ازدواج گیر میاد!
- کمبود جای پارک هست، انقدر خیابون ها شلوغه که حتی یک جای پارک پیدا نمی شه.
- کمبود مشتری، مگه مشتری هست، مغازه ها از صبح تا شب مگس می پرونند.
می توان بی نهایت عبارت مختلف و مشابه با موارد ذکر شده را به این لیست اضافه کرد که هر روز از طریق مختلف می شنویم و درباره آنها صحبت می کنیم که باعث ایجاد احساس ترس و نگرانی در ما می شود.
جالب توجه اینکه وقتی بخواهیم درباره فراوانی صحبت کنیم باز هم به شکلی ماهرانه باعث تقویت نگرش کمبود در ذهن خود می شویم و این از نبوغ ذهن بشر است.
- انقدر تاکسی ها زیاد شده که دیگه مسافر گیرشون نمی یاد.
- انقدر بیماری ها زیاد شده که دیگه تخت خالی تو بیمارستان ها گیر نمی یاد.
- انقدر مسافر زیاد شده که هیچ نوع بلیطی گیر نمیاد.
- انقدر در این شغل دست زیاد شده که هرکی وارد این شغل بشه ورشکست می شه.
- انقدر مهندس فلان زیاد شده که کار گیرشون نمی یاد.
- انقدر مطب پزشک زیاد شده که دیگه مجوز تاسیس مطب نمی دن.
- انقدر درخواست برای خرید خودرو زیاد شده که تا دو سال بعد هم نوبتت نمیشه.
این لیست را هم می توان تا بی نهایت برای موضوعات مختلف ادامه داد.
با اندکی فکر کردن متوجه می شوید که آخرین باری که مشابه این عبارت ها را شنیده یا به کار برده و یا حتی در ذهن خود مرور کرده اید مربوط به چند ساعت قبل یا حتی چند دقیقه قبل می شود.
همین چند دقیقه قبل در تماس تلفنی به همسرم گفتم که انقدر مسافر زیاده که تا آخر این ماه هیچ بلیطی وجود نداره. این در حالی است که اگر از اشخاصی که در حوزه حمل و نقل فعالیت می کنند درباره شرایط کسب و کارشان سوال کنی احتمالا درباره نبود مشتری و کسادی بازار کار صحبت خواهند کرد.
اگر پاسخ شما این باشد که دنیای اطراف من سرشار از کمبودهاست بنابراین با نگاهی ساده و گذرا به شرایط و امکانات اطراف خود متوجه خواهید شد که همه چیز در اطرف شما در طی ده سال گذشته بیشتر از قبل شده است.
تعداد میوه فروشی ها بیشتر شده است پس قطعا تولید میوه هم بیشتر شده است.
تعداد نانوایی ها بیشتر شده است پس قطعا تولید و عرضه نان بیشتر شده و شغل نانوایی گسترش پیدا کرده است.
تعداد خانه ها و مجتمع های مسکونی اطراف محل سکونت شما بیشتر شده است پس قطعا قدرت خرید و تقاضای مردم بیشتر از قبل شده که خانه ها ساخته می شوند.
همه چیز به نسبت ده سال قبل در اطراف شما بیشتر شده است حتی اگر عقیده داشته باشید در زندگی شخصی شما همه چیز از پول و شرایط و امکانات کمتر از قبل شده است.
اگر پاسخ شما این باشد که دنیای پیرامون من جهان فراونی هاست پس چرا در زندگی شخصی خود نشانه ای از فراوانی و وفور نعمت ها را مشاهده نمی کنید؟
مساله اصلی این است که جهان مادی بر مبنای ویژگی بی نهایت بودن خداوند در هر حال هر سال نسبت به سال قبل گسترده تر و پیشرفته تر خواهد شد اما هر انسانی بر مبنای نگرش و عقیده خود درباره فراوانی یا کمبود از دنیای پیرامون خود سهم می برد.
ممکن است نگرش شما این باشد که انقدر مسافر زیاد شده که تا چند ماه آینده بلیط پیدا نمی شود. یا آنقدر مسافر زیاد است که حتی تاکسی تلفنی یا اینترنتی به سختی گیر می آید، اما خود شما یا در نزدیکان شما فردی به دلیل نگرش کمبود و نبود مسافر و کساد بودن بازار، شغل رانندگی را رها کرده و هم اکنون بی کار می باشد.
نکته جالب توجه و پنهان از نظر انسانها اینکه دنیای مادی با برخورداری از ویژگی بی نهایت بودن خداوند برای رشد و پیشرفت به مشارکت و حضور همه انسان ها نیاز ندارد.
فقط چند درصد از انسانها برای رشد و پیشرفت دادن دنیای مادی کفایت می کنند.
به همین دلیل است که حتما با من هم عقیده هستید که هر ساله ثروتمندان، ثروتمند تر و فقیران فقیرتر می شوند چون افرادی که چه آگاهانه و چه ناآگاهانه نگرش های مبنی بر فراوانی دارند همواره در جهت رشد و پیشرفت دنیای مادی حرکت می کنند و خداوند همیشه یار و یاور آنهاست.

بی نهایت بودن خداوند
خداوند منبع بی نهایت ثروت و فراوانی است بنابراین او نمی تواند فقر و کمبود را در جهان گسترش دهد.
به همین دلیل است که هرچقدر هم افراد فقیر در جهان زیاد و زیادتر شوند باز هم جهان مادی به واسطه نگرش عده کمی از ساکنین خود می تواند به شکل قابل توجهی رشد و گسترش پیدا کند.
به همین دلیل است که افراد موفق و ثروتمند که نگرشی بر مبنای بی نهایت بودن خداوند و فراوانی دارند هر ساله به اندازه ده، بیست یا صد سال انسان دیگر ثروت و دارایی به داشته های او اضافه می شود.
کار و تلاش فیزیکی به تنهایی نمی تواند منجر به دریافت ثروت و فراوانی بی نهایت خداوند شود. اگر به این شکل بود کارگران معدن که سخت ترین شغل دنیا را به عهده دارند باید ثروتمندترین انسان های جهان مادی بودند درصورتی که اینگونه نیست.
نگرش انسان ارتباط مستقیم و بی واسطه با خداوند و کائنات دارد و نیروی حاکم بر جهان مادی بر مبنای نگرش هر انسان از داشته ها و شرایط خود وارد زندگی او می کند.
اگر به زندگی کودکان یا حتی دوران کودکی خود توجه کنید متوجه می شوید که کودکان خیلی راحت تر از افراد بزرگسال به خواسته های خود می رسند.
شاید تصور کنید به این دلیل است که خواسته های بزرگی ندارند و همه خواسته هایشان در حد یک اسباب بازی یا خوراکی است. درحالی که این نگرش صد در صد اشتباه است.
خواسته ها از نگاه انسانی به بزرگ و کوچک یا دست یافتنی و دست نیافتنی تقسیم می شوند درحالی که از نظر و نگاه خداوند خواسته ها هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند.
برآورده کردن همه خواسته ها برای خداوند جزئی از جزء هم محسوب نمی شود.
کودکان به واسطه نداشتن نگرش های مبنی بر کمبود بر خواسته ها و علایق خود هم به شکل فیزیکی و هم به شکل ذهنی پافشاری می کنند و جهان هستی به طریق مختلف خواسته هایشان را محقق می کند.
چند ماه قبل دخترم آیدا درخواست سه چرخه صورتی رنگ برای بازی کردن داشت و من به دلیل نداشتن فضای بازی در آپارتمان خواسته او را محقق نکردم.
مدت ها هرجا سه چرخه می دید درباره داشتن آن و بازی کردن با آن صحبت می کرد و از من می خواست که برای او سه چرخه صورتی بخرم.
بعد از مدت کوتاهی ما با خانواده ای دوست شدیم و رفت و آمد خانوادگی بین ما شکل گرفت. اولین باری که ما را به ویلا باغ خود دعوت کردند، همان سه چرخه صورتی در محوطه باغ وجود داشت و الان مدت هاست آیدا صاحب آن دوچرخه در فضای بزرگ برای بازی کردن شده است.
یاصلا تعجبی ندارد حتی اگر فکر کنید که خداوند برای تحقق درخواست آیدا برای داشتن سه چرخه صورتی رنگ مقدمات آشنایی ما با آن خانواده را محقق کرده است. چون همین الان که در حال نوشتن این عبارت ها هستم این نگرش در ذهن من مرور شد که هیچ بنده ای حتی پدر، نمی تواند مانع تحقق خواسته کودکان شود.

اگر فکر می کنید برای داشتن زندگی بهتر و احساس خوشبختی به داشتن برخی امکانات و شرایط نیاز دارید و اتفاقا آنها را در لیست درخواست خود از خداوند ثبت کرده اید یا بعنوان درخواست یا دعا به خداوند عرضه کرده اید باید آگاه باشید که اگر نگرش شما درباره دنیای مادی بر مبنای کمبود باشد هرگز خواسته های شما برآورده نخواهد شد چون شما انتظار برآورده شدنش را ندارید.
فردی که نگرش کمبود در ذهنش ایجاد شده است مانند این است که درهای زندگی اش را به روی بی نهایت بودن خداوند و دریافت نعمت ها بسته است و هرچه وسایل در خانه داشته را پشت آن درها تلمبار کرده است تا مبادا کسی بتواند آن در را باز کند.
اگر خودمان با افکار و نگرش هایمان درهای زندگی مان را به روی خداوند و ورود نعمت ها ببندیم خداوند هیچ اصراری برای باز کردن آن درها ندارد. در این صورت ما از پنجره شاهد بی نهایت بودن خداوند و وفور نعمت ها در اطراف خانه و محیط زندگی خود هستیم ولی نشانه ای از آن نعمت ها را در خانه و زندگی خود مشاهده نمی کنیم.
من و شما تنها افرادی نیستیم که درهای زندگی خود را به روی بی نهایت بودن خداوند و نعمت های الهی بسته ایم بلکه تقریبا همه انسان ها به نوعی درهای ورود نعمت و فراوانی را به روی خود بسته اند.
شاید خواسته شما داشتن فلان مدل ماشین باشد و بارها آن ماشین را زیر پای دیگران دیده باشید. این به آن معنی است که شما درهای ورود این نعمت را به روی خود و زندگی تان بسته اید همچنین به این معنی است که آن فردی که ماشین مورد علاقه و رویاهای شما را سوار شده است نسبت به آن وسیله یا نعمت نگرش کمبود نداشته است اما قطعا درباره موضوعات دیگری در زندگی نگرش کمبود را دارد و خیلی وقت ها احساس بدبختی و ناامیدی می کند.
باید ایمان خود به بی نهایت بودن خداوند را در وجودتان ایجاد و تقویت کنید و تا آخر عمر به این کار مشغول باشید. چون به محض اینکه سر خود را برگردانید یا گوش به حرف دیگران دهید قطعا نگرش های متفاوت درباره کمبودها و نقص ها در زندگی وارد ذهن و وجودتان خواهد شد.
بنابراین تقویت نگرش فراوانی کار یک روز و یک ماه و سال نیست بلکه باید همیشه تا روزی که زنده هستیم این موضوع مهم را مدنظر داشته باشیم.
هر انسان درعین حالی که در دنیای مادی و در کنار دیگر انسانها زندگی می کند اما در واقع در یک دنیای شخصی و یکتا از دیگران مشغول زندگی کردن است.
هر انسانی بر مبنای نگرش و انتظاری که از زندگی دارد در حال زندگی در دنیای مادی است. بنابراین تعجبی ندارد که در یک خیابان دو مغازه کنار هم که کسب و کار مشابه دارند یکی شلوغ و پر برکت است و دیگری خلوت و در حال رکود.
شرایط فیزیکی و تجربه زندگی هر انسانی بر مبنای نگرش هایی که در ذهن خود دارد رقم می خود و مسئول رقم زدن شرایط زندگی بر اساس نگرش ها خداوند، حاکم بی چون و چرای جهان هستی است.
باید این نگرش را در وجود خود ایجاد کنید که خداوند از هرآنچه شما می خواهید یا نیاز دارید که وارد زندگی تان شود بسیار فراوان دارد و به هر مقداری که دوست دارید می تواند از آن نعمت وارد زندگی شما کند.
میزان دریافت نعمت ها و برخورداری از فراوانی دنیای مادی هیچ ارتباطی به میزان تقدس یا با خدا بودن شما ندارد.

شاید تصور کنید که من انسان باخدایی نیستم یا اعمال و واجبات دینی ام را به درستی انجام نداده ام و به این دلیل خود را لایق یا مستحق دریافت فراوانی از سمت خداوند ندانید. درحالی که خداوند انسانها را بر مبنای ویژگی اعمال یا انجام واجبات و مستحبات مورد رحمت و نزول فراوانی به زندگی آنها قرار نمی دهد.
بلکه هر انسانی به اندازه ای که بی نهایت بودن خداوند را باور کرده باشد به همان اندازه از دریای بی کران نعمت های الهی بهره خواهد برد.
به همین دلیل است که در اطراف خود انسان های که از نظر شما بسیار باخدا هستند وجود دارند که بسیار فقیر هستند.
همچنین افرادی را می شناسید که از نظر شما بی خدا هستند اما بسیار غنی و ثروتمند هستند.
افرادی هم وجود دارند که از نظر شما باخدا هستند و بسیار ثروتمند هستند و افراد بی خدای فقیر و درمانده هم سراغ دارید که همیشه فکر می کردید به خاطر بی خدا بودنشان مورد عذاب و خشم الهی واقع شده اند.
در واقع هیچ معیار رفتاری، ظاهری یا … وجود ندارد که خداوند بخواهد انسانها را بر اساس آن به دو گروه لایق و نالایق برای دریافت نعمت های خود تقسیم بندی کند. بلکه هرچه هست مربوط به نگرش هر انسان درباره فراوانی یا کمبود در دنیای مادی است.
از آنجا که هر نگرشی درباره دنیای مادی داشته باشید همان نگرش را درباره خالق آن دنیا خواهید داشت بنابراین نگاه کمبود داشتن به زندگی منجر به شکل گیری نگاه کمبود نسبت به خداوند می شود.
بنابراین حتی در شرایطی که خداوند وعده داده است همه درخواست ها را اجابت می کند اگر نگرش و انتظار شما نسبت به خداوند و زندگی بر مبنای کمبود و نقص باشد شرایط و فرصت دریافت نعمت های الهی را با دستان خود از بین خواهید برد و درهای ورود نعمت را به شکل محکم در برابر خداوند می بندید.
باید این نگرش را در خود ایجاد کنید که:
- نعمت های خداوند همیشه به دنبال من می آیند و منتظر باز شدن درهای زندگی ام هستند تا وارد زندگی من شوند.
- من به یاری خداوند در زمان مناسب و مکان مناسب در همزمانی درست برای دریافت نعمت های الهی قرار می گیرم.
وقتی به بی نهایت بودن خداوند در داشته ها و لطف و محبت به خود ایمان آورید درهای ورود نعمت ها را به روی خود باز خواهید کرد و آن زمان از تجربه نعمت هایی که به دنبالتان می آیند و حتی از حضور شما در زمان مناسب سبقت می گیرند و زودتر از شما آنجا حاظر خواهند بود.
حتما بارها تجربه کرده اید که خواسته شما به شکل غیرمنتظره برآورده شده باشد.
شاید در ذهن و قلب خود قصد فروش ماشین یا خانه خود را کرده باشید و قبل از اینکه به بنگاه املاک یا خودرو مراجعه کنید فردی در مسیر زندگی شما قرار می گیرد و خودش درباره خرید خانه یا ماشین با شما صحبت می کند.
همین چندماه قبل بود که یکی از مدل های خودرو داخلی را ثبت نام کردم و اتفاقا نسخه فول اتوماتیک را خریداری کردم. این درحالی بود که دوستان بنگاهی عقیده داشتند فروش این مدل بسیار سخت است و مشتری خیلی خاص دارد.
من صحبت های آنها را می شنیدم اما در قلبم به ویژگی بی نهایت بودن فرصت ها و مشتری ها در دایره قدرت الهی فکر می کردم و بسیار آرام و مطمئن بودم.
بعد از تحویل ماشین چند روز آن را نگه داشتم و رانندگی با ماشین جدید را تجربه کردم. روز پنجشنبه تصمیم قطعی برای فروش خودرو گرفتم و یک آگاهی فروش در یکی از برنامه های معمول ثبت کردم. روز شنبه قبل از ظهر انسانی دوست داشتنی تماس گرفت و در کمتر از ۳۰ دقیقه ماشین به بالاترین قیمت و ساده ترین شکل بدون انجام برخی مرسومات معامله انجام شد.

حتما شما هم تجربیات مشابه از برآورده شدن خواسته ها یا نیازهایتان را در زندگی به خاطر دارید. در همه این موارد شما به صورت ناآگاهانه به منبع بی نهایت نعمت ها و فرصت های الهی وصل شده اید و به ساده ترین شکل ممکن نیاز و درخواست شما اجابت شده است.
ممکن است در مراجعه به یک اداره یا بانک با فردی مواجه شده باشید که به شکل معجزه وار به شما کمک کرده است تا فرایند موردنظر در کمترین زمان و به ساده ترین شکل ممکن انجام شود به شکلی که باورتان نمی شد کاری که به نظر سخت و طولانی می آمد به این راحتی انجام شده باشد.
اگر فردی نوبت خود را به شما داده است، اگر به محض رسیدن به محل مورد نظر جای پارک مناسب برای شما خالی شده است، اگر در بهترین زمان ممکن فردی که باید ملاقات می کردید در جلوی شما ظاهر شده است، اگر آنچه قصد فروشش را داشته اید به راحتی به فروش رفته است و اگر آنچه قصد خریدش را داشته اید به شکل معجزه وار مراحل خرید آن طی شده است و اگر هر تجربه مشابه این در زندگی خود و اطرافیانتان سراغ دارید فقط به دلیل برخورداری انسان از ویژگی بی نهایت بودن خداوند است.
ممکن است دقیقا همان وسیله ای که نیاز داشته اید را به شکل هدیه دریافت کرده باشید.
ممکن است همان مطلب یا موضوعی که تمایل به دانستن و یادگیری اش را داشته اید به شکل معجزه واری در مسیر زندگی شما قرار گرفته باشد.
ممکن است بعد از حضور در مهمانی متوجه شده باشید فردی که از روبرو شدن با آن دل خوشی نداشته اید به هر دلیلی نتوانسته است در مراسم حضور پیدا کند.
شاید در لحظه ای که در خیابان نیاز به کمک و یاری داشته اید انسانی همچون فرشته به سمت شما آمده و یاری تان کرده باشد.
ممکن است در جهت تحقق خواسته شما تبصره یا قانونی وضع شده باشد که یکی از موانع پیش روی شما برداشته شده باشد.
حتی ممکن است فردی به هر دلیل از سمتی عزل یا به سمتی منصوب شود و همین فرایند باعث سهولت در پیشبرد اهداف شما شود.
ممکن است به خاطر اینکه دیر به مقصد می رسید نگران و مضطرب شده باشید اما بعد از رسیدن متوجه می شوید که به هر دلیلی فرایند مورد نظر با تاخیر مواجه شده است.

باید به بی نهایت بودن خداوند در همه مسائل زندگی ایمان و اعتقاد داشته باشید.
با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار قرار گرفتن انسان های فوق العاده در مسیر زندگی تان را داشته باشید که به شما کمک می کند تا به آرزوهایتان برسید.
با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار مواجه شدن با شرایط فوق العاده و خاص در مسیر زندگی تان را داشته باشید.
با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار آسان شدن کارها و روان شدن چرخ زندگی تان را در وجودتان نهادینه کنید.
با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار وفور مشتری در کسب و کارتان را در وجودتان نهادینه کنید.
با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار دریافت عشق و محبت از انسانها را در وجودتان نهادینه کنید.
باید با ایمان به بی نهایت بودن خداوند نگرش های جدیدی همسو با خواسته ها و آرزوهای خود در وجودتان ایجاد کنید و همیشه بر عقیده خود ثابت قدم باشید.
زمانی که توانستم به لطف خدای مهربان بدهکاری های چندین ساله را در کمتر از یک سال تسویه کنم ایده حذف کردن دسته چک و خرید و فروش چکی در ذهنم شکل گرفت.
زمانی که به این ایده عمل کردم و به مشتری هایی که چندین سال بود به شکل نسیه یا چکی از من خرید می کردند شیوه جدید فروش اجناس را اعلام می کردم باعث ایجاد ناراحتی و دلخوری آنها میشد.
در طی چند روز بیشتر مشتری هایی که با چند سال کار کردن دور من جمع شده بودند دیگر به مفازه من مراجعه نمی کردند و تردد افراد در کسب و کار من به شدت کمتر از قبل شد.
در ذهنم انبوه افکار و نجواهای ذهنی مرور می شد که مرا سرزنش می کرد که با یک حرکت اشتباه و احمقانه هرآنچه در طی چند سال ساخته بودم را خراب کردم. اما من با تکرار نگرش بی نهایت بودن خداوند خودم را آرام می کردم و در قلبم نور امید ایجاد می کردم که خداوند از دریای بی نهایت خود مشتری های نقد زیادی به سمت من هدایت می کند.
شاید حدود دو ماه فروش مغازه من به این دلیل که دیگه نسیه نمی فروختم کاهش چشمگیری پیدا کرد اما بعد از آن به مرور ورود مشتری های جدید به کسب و کار من شروع شد.
از یک نفر و سپس دو نفر و به همین شکل ادامه پیدا کرد و در کمتر از سه ماه بعد فروش مغازه من بیشتر از قبل شده بود با این تفاوت عظیم که فقط نقد می فروختم و خبری از فروش نسیه و چکی نبود.
هنگامی که ایده آموزش لاغری با ذهن در ذهن من شکل گرفت در کنار کار مغازه داری تمام وقت آزادم را صرف رشد و گسترش آموزش های لاغری با ذهن می کردم و به مرور در طی چند ماه این موضوع به درآمد اولیه رسید که حدود ۱۰٪ فروش مغازه می شد.

زمانی که ایده جمع کردن مغازه و ادامه دادن آموزشی لاغری با ذهن با تمرکز بیشتر در وجودم شکل گرفت به نظر تصمیم عجیب و ترسناکی بود. چون تازه بعد از چند سال کار کردن در مغازه فروش آن به شکل قابل توجهی بهتر شده بود و هر ماه داشتم پیشرفت می کردم.
اما وقتی به ایده جمع کردن مغازه و چسبیدن به کسب و کار مجازی فکر می کردم قلبم باز می شد، احساس فوق العاده ای داشتم در حالی که درآمد کار مجازی بسیار کمتر از فروش مغازه بود اما باز هم با تکیه بر بی نهایت بودن خداوند تصمیم گرفتم به الهام قلبی خودم عمل کنم و در عرض ۳۰ روز مغازه رو جمع کردم.
همه اجناس را به هر قیمتی که مشتری می خواست می فروختم چون تصمیم قاطع گرفته بودم که دیگر نمی خواهم در شغل ابزار و یراق فعالیت کنم و تا آخر عمر می خوام در حوزه آموزش لاغری با ذهن و تغییر زندگی فعالیت کنم.
پس از جمع کردن مغازه باز هم ورودی مالی من به شدت افت کرد چون درآمد کسب و کار مجازی یک دهم فروش مغازه بود. اما همیشه با فکر کردن به بی نهایت بودن خداوند در تحقق خواسته های من با احساس و اشتیاق هر روز در مسیر هدفم حرکت کردم.
از قبل این تجربه را داشتم که وقتی مشتری های چکی و نسیه را از اطراف خودم دور کردم و در حالی که هیچ ایده ای برای جذب مشتری های نقد نداشتم، چگونه خداوند افراد جدید را به سمت من هدایت کرد که هم نقد خرید می کردند و هم مبلغ خرید آنها بیشتر از مشتری های نسیه ای بود.
نجواهای ذهنی همیشه به من می گفت که قضیه فروش اینترنتی با مغازه تفاوت داره و اون اتقاق خوش آیند در کسب و کار مغازه در فروش اینترنتی تکرار نخواهد شد.
اما در اصلاح نگرش ها درباره خداوند باید همیشه این موضوع را به خاطر داشته باشید که مهم نیست نجواهای ذهنی به چه شکل و با چه منطقی سعی در ایجاد استرس و ناامیدی در شما می کنند، مهم این است که ما همیشه باید بر نگرش های صحیحی که درباره خداوند در وجود خود ایجاد کرده ایم ثابت قدم باشیم.
بی نهایت بودن خداوند یکی از قوی ترین نگرش هایی است که به من کمک کرد تا در مسیر تحقق آرزوهایی که تحقق هر کدام از آنها محال ممکن بود به حرکت خود ادامه دهم و به مرور یکی یکی آرزوهای خود را به واقعیت تبدیل کنم.
اکنون نوبت شماست که نگرش بی نظیر بی نهایت بودن خداوند را در قلب و ذهن خود ایجاد و بر آن پافشاری کنید.
مهم نیست خواسته شما چیست چون هر خواسته ای داشته باشید آن خواسته در مقایسه با بی نهایت بودن خداوند جزئی از جزء هم نیست. برآورده کردن خواسته های ما برای خداوند هیچ چیز نیست. به شرط عمل، به شرط ایمان و به شرط استقامت بر نگرش های صحیح درباره خداوند.

تمرین:
۱- برداشت خود از آگاهی که دریافت کردید را در بخش نظرات ثبت کنید.
۲- مواردی که در زندگی خودتان یا اطرافیان به خاطر دارید که بی نهایت بودن خداوند سبب آسان شدن کارها و تحقق خواسته هایتان شده است.
هرچقدر موارد بیشتری را در زندگی خود به خاطر بیاورید که خداوند خواسته شما را به ساده ترین شکل ممکن برآورده کرده است باور شما نسبت به بی نهایت بودن خداوند بیشتر خواهد شد.
این تمرین به شما کمک می کند که نگرش بی نهایت بودن خداوند را در وجود خود پررنگ تر کنید تا در مواقعی که تحت تاثیر و فشار افکار منفی و نجواهای ذهنی قرار می گیرید با تکیه بر این نگرش بی نظیر ایمان و اشتیاق خود برای ادامه دادن را حفظ کنید.
۳- در ذهن خود رسیدن به خواسته هایتان را با تکیه بر بی نهایت بودن خداوند آسان کنید.
به این شکل که اگر دوست دارید فلان ماشین را داشته باشید در ذهن خود رسیدن به آن ماشین را ساده کنید.
مهم نیست افکاری که برای ساده کردن تحقق خواسته های خود استفاده می کنید از نظر منطقی صحیح باشند یا خیر چون خداوند عاری از منطق انسانی است.
هر منطقی که در ذهن شما تثبیت شود به سیستم جهان هستی و خداوند منتقل می شود. به همین دلیل است که دو نفر با منطق متفاوت یکی به راحتی به خواسته خود می رسد و دیگری هرگز به همان خواسته نمی رسد.
علت تصمیم خداوند یا صلاح و خیر بنده ها نیست بلکه فقط تفاوت در منطق رسیدن به خواسته هاست.
بنابراین رسیدن به خواسته های خود را در ذهنتان کوچک، آسان و پیش پا افتاده کنید.
زمانی که من دوست داشتم ماشین بهتر داشته باشم در همان روزهایی که حتی یک سوم یا چهارم پول آن ماشین را نداشتم هربار که در خیابان با آن ماشین برخورد می کردم در ذهنم به خودم می گفتم که رسیدن به این خواسته از نظر خداوند هیچ چیز نیست.
من فقط یکی دو متر با این ماشین فاصله دارم و برداشتن این فاصله برای خداوند هیچ کاری ندارد.
هربار که در حال رانندگی در کنار آن ماشین قرار می گرفتم به خودم می گفتم ببین چقدر بهش نزدیک شدی؟! فقط دو متر دیگه باقی مونده که از پشت فرمون این ماشین به پشت فرمون اون ماشین منتقل بشی و انجام این انتقال برای خداوند هیچ کاری ندارد.
به این شکل یک بازی ذهنی برای خودم ایجاد کرده بودم که با هر بار مواجه شدن با خواسته هایم رسیدن به آنها را در ذهنم با اتکا به بی نهایت بودن خداوند ساده و آسان می کردم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.46 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
همه چیز نگرش هست.
هر خواسته ای که داشته باشیم هر چقدر هم قوی باشه باید اول باید ببینیم نکرشمون نسبت به بدست آوردن اون چیه؟ آیا قابل دسترس هست ؟ یا نگرش کمبود داریم؟
اغلب ما نگرش کمبود داریم .مثلا نقدینگی خیلی کم شده یا اکثر مردم فقط پول باندازه معاش دارن چون اوضاع اقتصادی خیلی بد شده .
در حالیکه اگه بهتر نگاه کنیم الان نسبت به ده سال قبل آپارتمان های بیشتر با قیمتای خیلی بالاتر خرید فروش میشه تعداد نانواییها پاساژها فروشگاههای زنجیره ای حتی بانک ها خیلی بیشتر شده .هر روز به تعدادممدل ماشین ها اضافه میشه هر روز برندهای جدید وارد بازار میشن و چقدددر مشتری ها خرید می کنن . الان نزدیک به ایام عید خیابان ها ومراکز خرید چنان شلوغ شده که تردد مشکل شده
اینها همه بخاطر فراوانی آیت فقط باید نکرشمون رو اصلاح کنیم زاویه دید رو اصلاح کنیم و نیمه پر لیوان ببینیم
خودمن در اور گفتگوهای اطرافیان ذهنم پر از کمبود بود ولی با دقت به اطراف نگاه کردم ومقایسه با چند سال قبل واقعا الان وقوع نعمت هست افراد مثبت در هر شرایطی فراوانی روتجربه می کنن. حتی در اوضاع وخیم اقتصادی که خیلی ها در اثر نگرششونهر روز فقیرتر میشن.
چونهمهچیز نگرش هست.رهن ما پر از افکار محدود کننده مربوط به ثروت سلامتی موقعیت روابط و غیره هست و با همین افکار میخوابم پیشرفت کنیم ولی امکانپذیر نیست تلاش بیهوده می کنیم جون پیشرفت اول باید تومغز اتفاق بیوفته
اول باید مثل خدا فکر کتیم و با توجه به صفت بی نهایت بودن خداوند دسترسی به خواسته رو برای خودمون آسون کنیم جون قرار نیست خودمونچیزی بدیت بیاریم قراره با کمک خداوند بدست بیاد با توکل و اعتماد به او که برآورده کردن خواسته از هر نوعی واسش هیچی نیست
برای خداوند خواسته بزرگ کوچیک فرقی نداره و این دیته بندی ها مربوط به منطق بشر هست ولی خداوند منطق انسانی نداره بپس با خیال راحت طبق منطق الهی همه چیز رو ساده ودر دسترس بدونیم که خداوند از هزاران راه شگفت انگیز که اصلا به ذهن ما نمیرسه میتونهما رو به خواستهمون برسونه.خدایا شکرت بخاطر داشتنت و شکر بخاطر صفت های نیکویت
من از خداوند سلامتی کامل جامع خواستم در صورتی که امرپز وقتی نگرش وافما م رونیبت به سلامتی بررسی کردم هزاران فکر منفی ومحدودکننده در ذهنم بود که باید اونها اصلاح بشن تا خداپند درهای سلامتی رو به روم باز کنه ومیدونمکه با این افکار محدود کننده که پس ذهنم مخفی هستن هرگز به خواسته ام نمیرسم.
باید ذهنم سراسر افکار سلامتی و بهبود باشه در اینصورت به بدنمکمک کردم که قدرت ترمیمش رو بالا ببره و همونطور مه بیمار شد خودش خودش رو ترمیم کنه چون بزرگترین دکتر درونمن هست خدایی که از وقتی یه تک سلولی بودم این بدن رو هدایت کرد تا بزرگ شد رشد کرد و سال ها به بهترین شکل کار کرد و حالا همون خدای هدایتکر درون که تمام علم و آگاهی های دنیا رو درونخودش داره براحتی و به سادگی طبق برنامه ووظیفه الهیش به ترمیم و اصلاح بدنم میپردازه ومنو تبدیل به سالم ترین و با نشاط ترین پر انرژی ترین انسان مطابق با افکار ونکرشم می سازه.
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد من دیروز وقتی این دست نوشته رو خوندم گفتم باید رفتارم مورد برسی قرار بدم ببینم چقدر درباره کم بود فکر میکنم یا توجه میکنم دیدم خیلی دارم بهش توجه میکنم گفتن بریم یکشنبه بازار گفتم بریم چکار منکه پول ندارم میریم اونجا یه چیزی میبینم دوستش دارم پول ندارم نمیتونم تهیه اش کنم اونوقت اعصابم خورد میشه ولش کن نمیخواد بریم کنسل شد و ما سه شنبه بازار و چهارشنبه بازار هم داریم کرج رفتن گاهی ا وقات داریم این فقط یک مورد از ت جه کردن من به کم بود
استاد ایده خیلی عالی بود که کم بود اینجوری اولش نوشتید احساس میکنم بیشتر معنی کم بود درک کردم اون روزا فکر میکردم کمبود فقط چیزهایی که من تو زندگی ندارم ولی الان سطح بالاتری از او نو درک کردم
استاد خیلی در طول یک روز به کم بود توجه کردم گفتن فلان غذا بذار گفتن اینو ندارم دخترم گفت برای عید چی خریدی گفتم هیچی خلاصه توجه زیادی کردم به کم بود اما امروز سعی کردم که خیلی توجه نکنم اولش یادم میرفت وقتی میگفتم یادم میافتاد بعد گفتم که نه یعنی الان نیاز ندارم تهیه کنم
بعدش خیلی در مورد فراوانی نعمت از شما شنیدم یاد گرفتم دیدم اون روزا یعنی تا چند ماه پیش خیلی تکرارش میکردم که همه چیز فراوانی وقتی میرفتم فروشگاه رفاه اینو بگم که فروشگاه رفاه محله ما خیلی بزرگ فقط یک قسمتش بگم شاید ۱۰۰ مار بیشتر باشه فقط تنقلات ناسالم اونم تو دکورهای دو طرفه است کلی وسیله چیده شده میدیدم که مثلا بیسکویت بایگت که پن دوست دارم کلی تنوع داره در طعمهای مختلف در اندازهای مختلف بعد مارکهای مختلف یعنی همون بیسکویت کاری نهای دیگه بنام دیگه ای تولید کردن هست
بعد گفتم ببین فقط این یک مدل بیسکویت یک ردیف پر کرده درستکه تکراری هستن ولی تنو عشون هم زیاد به ذهنم میگفتم با خودم مرور میکردم یا هر مواد غذایی دیگه ماکارانی همین طور سس همین طور رب همین طور و…بود که همه نشان از فراونی و برکت و نعمت خدا وند
استاد میدونید چیه این فکر یا نگرش ویرانگر در من خیلی قوی من ناخواسته همش دارم بهش فکر میکنم از ذهنم رد میشه
اما نظر سنجی
من هر دو مورد قبول دارم میگم صحیح چرا چون دارم در دنیای اولی زندگی میکنم حالا نه به این حادی وقتی فکر میکنم و حرف میزنم میبینم همش تقریبا یه جورایی نشان از کم بود داره وقتی بگذشته خودم فکر میکنم وقتی ماه رمضانها رو یادم میاد کلا این نظر در من قوی میشه
و اما دنیای دوم دنیای فراونی وفور نعمت بینهایت بار به توان هزار هزار هزار قبول دارم چون دارم با چشمان خودم میبینم که فروشگاه میرم ماشالا سبد خرید انسانها داره سر ریز میکنه دارم میرم فروشگاه کلی از تنوع انواع محصولات میبینم از آبنبات چوبی گرفته تا قهوه و نسکافه دوغ سس برنج روغن و….تموم بشه اینا نشان از فراوانی وفور نعمت
تو خیابون راه میرم دنیای ماشینهاست انواع و اقسام ماشینها در طرحها و رنگهای مختلف که نمیتونی بشماریشون دوباره از پیاده رو راه میری انواع مغازها و انواع شغلها تکراری نانوایی در یک محله همه مدل ۱۰۰ قدم جلوتر بازم هستن دیگه براتون بگم انواع کفش انواع لباس خلاصه به هر چیزی نگاه کنم حتی سنگ به وفور یافت میشه در طرحها و اندازهای مختلف اینا همه بخشی از بعمتهای خدا ند هستند که به وفور یافت میشن
به طبیعت میری انواع گونه های پرندگان حشرات انواع گیاهان انواع درختان انواع میوها خلاصه به هر چیزی نگاه کنم نشان از قدرت و بزرگی عظمت و شکوه جلال و جبروت خداوند رو با چشمانم مشاهده میکنم اینو نگفتم انواع انسانها هر کدام به یک شکل حتی انسانهای دو قلو سه قلو همسان هم نیستن که یه تفاوتی بینشون نباشه خلاصه به هر چی نگاه میکنم تنوع میبینم که نشان از فراوانی برکت خدایا شکرت خدایا کمکمکن تا بینهایت بودن تو خدای بزرگمدرک و احساس کنم با تماموجودم
میدونید استاد وقتی فکر من تمرکز من توجه من بر روی کمبود
من هیچ وقت نعمتهای الانم با ده سال پیش مقایسه نمیکنم من همش دارم میگم چند سال هیچ نعمتی وارد زندگی من نمیشه و نعمتهای مثل نون آب و برق گوجه و خیار یخورده بر نج و روغن که میگم این نعمتها که خدا ند برای همه این مقدار نعمت در نظر گرفته من ذهنم ر وی کمبود هیچ وقت نمیتونم وفور نعمت ببینم ولی خدایی وقتی میرم بیرون اینها به کرار وفور نعمتها رو میدیدم حالا چند وقتی بود که این موضوع فراموشم شده بود
وگرنه منم دارم میبینم در اطراف ما وقتی میرم بیرون میگم عه ببین اینجا نون تافتون باز شده عه اینجا دو تا دارو خانه کنار هم باز شده یکی برای انسانها و یکی برای حیوانات خانگی اینها رو میبینم ولی چون توجهم خیلی روی کم بود ناخداگاه اونها خیلی به چشمم نمیاد اصلا یادم نمیافته که اینها وفور نعمت فراوانی
اینو یکم درک کردم که بر مبنای نگرش و عقیده خود نسبت به فراوانی یا کمبود از دنیای پیرامون سهم میبرد اینو کاملا میپذیرم واقعا تصمیم گرفتم دیگه نگاهم به کم بود اصلاح کنم خیلی بده که نگاه من بر مبنای کمبود باشه سعی میکنم نگاهم توجه مو بدارم روی فراوانی و وفور نعمت
استاد این موضوع ربطی به درسمون نداره ولی الان یادم افتاد میگم امروز روز سختی رو گذروندم پر از افکار منفی و هر چی فکر کردم نتونستم متوجه بشم چرا در این همزمانیها قرار گرفتم
استاد کوکی خودم که خیلی یادم نمیاد خواسته ای داشته باشم بچه قانعی بودم ولی کودکی فرزندان خودم بخوبی بیاد دارم هر چیزی میخواستن فورا فراهم بود حالا اگر خوراکی بود اگر دوچرخه چیزی بود یکم طول میکشید من میرفتم تهران تهیه میکردم اسکیت خواستن سریع رفتم میدون منیریه تهران بورس لوازم ورزشی بهترین تهیه کردم دوچرخه خواستن رفتن پیش دوست همسرم بهترین تهیه کردم مخصوصا برای دختر ا ولم واقعا بهترین بود چون فقط یک نمونه آورده بود به شیشه مغازه اش نصب کرده بود دخترم گفت همین میخوام همسرم با ضمانت همسایه که دوستش بود تهیه کرد بعد پولشو داد خلاصه میگمکه واقعا آرزوهاشون زود برآورده میشه
استاد الان که خاطره سه چرخه دار شدن آیدا خانم خوندم یادم افتاد که من بچه بودم اسکیت برد خیلی دوست داشتم و پسر همسایه مون داشت انسان استادی بود در استفاده کردن از اون هر وقت من میرفتم خونه خواهرم با بچه ها میومدیم کوچه ایشون متوجه میشد اسکیتشو میداد به ما تا ما بازی کنیم بلد که نبودیم مینشستیم روی ا ن نوبتی بازی میکردیم بعدا میبردیم بهش میدادیم اینجوری آرزو من برآورده شد یادم میاد که اون زمان اصلا فکر کم بود نداشتم
من میخوام نگرش از کم بود تغییر بدم جایگزین بینهایت و وفور نعمت کنم و میخوام تمام درهای زندگیم باز کنم تا خدا وند از هر دری که دوست داشت نعمت وارد زندگیم کنه
درست مثل من که دارم وفور نعمت تنوع کالا ها رو میبینم در دنیای مادی ولی بخاطر افکار و نگرش ام و توجهم به کم بودها نشانی از وارد شدن نعمت به خانه من مشاهده نمیشود
استاد من خیلی وقت پیش آرزوی داشتن ماشین ۲۰۶ سفید داشتم ولی اصلا نگرش کم بود رو نسبت به ماشین نداشتم ولی نگرش کم بود پول خیلی داشتم و فکر کنم اگر نگرش کمبود چیزی نداشته باشید ولی کلا نگرش کمبود داشته باشید بازم نتونم اون ماشین تجربش کنم و اولش انتطار داشتنشون داشتمبعدش شنیدم که فکر کنید الان اون ماشین دارید بعد یه مدت هم اینجوری فکر کر دم ولی هیچ اتفاقی نیافتاد
استاد چند روز پیش رفته بودم بازار نزدیک خونمون یک خیابونی در دو طرف خیابون بساط میکنن دارم گفت مامان وایسا من اینجا خرید کنم ایشون میخاست تنقلات بخره رفت اتفاقا این آقا بخاطر اینکه قیمت اجناسش مناسب جنسش هم تازه است خیلی مشتری داره همیشه یعنی هر یکشنبه تا آخرین بیسکویت یا هر چیزی رو میفروشه من ایستاده بودم تا دخترم خرید کنه میدیدم نگاه کسبهای دور ورو بر ا ون آقاهه رو همه داشتن با حسرت به اون آقا و فروشش و مشتریانش آقا نوبت منه آقا نوبت منه نگاه میکردن اونجا متوجه شدم که افکار این آقا بر مبنای رشد و پیشرفت افکار ا ونا بر مبنای اینکه مشتری نیست کسی کدو و بادمجون نمی خره ایناست اون موقع هنوز موضوع بینهایت بودن خداوند یاد نگرفته بودم و مطمئن بودم که اینها همه تقریبا افکار مشابه هم دارن ا ن آقا هم افکار خودشو داره
اتفاقا این نگرش داشتم که وقتی ماشینی میدیدم که خوشم میومد میگفتم چون من از این ماشین خوشم میاد به این معنی است که خدا ند یکی از ا نها رو برای من در نظر گرفته ه به موقع بهم میده و گاهی هم نگرش ب روی بود
به کرار میشناسم افرادی که از نظر من انسانهای با خدایی نیستن البته از نظر من چند سال قبل اما بهترین شرایط زندگی دارن تمام انسانهایی که در خارج از کشور زندگی میکنن ببخشن دوستانم که در حال حاظر در خارج از کشور زندگی میکنن
چون عقیده داشتم که اونها چطور که روسری سرشون نمیکنم همیشه با لباسی راحت در معابر عمومی حاضر میشن چرا انقدر در رفاه هستند و چون خیلی از دوستان بچه هام در خارج هستند میان کرج تعریف میکنن از اومدن به کرجشون با پولشون لدت میبرن یه خاطره خیلی خوبی برای همیشه در ذهن خودشون و خانواده شون بجا میزارن میگفتم چطور اونها اینجوری هستند راحت هستن آنقدر در رفاه آن من لباسم پوشیده است آنقدر در سختی همیشه برام این سوال بوده اما الان چند ساله بهتر شدم درکشون میکنم که هر کس بسته به افکارشون که دارن چطور زندگی میکنن همسرم نگاهش اینه که اونها آدمهای خیلی خوبی هستن با خدا هستن شاید نماز نخونن و روزه نگیرن اما سرشون تو زندگی خودشون به کسی کاری ندارن برای همین خدا بهشون بیشتر میده
بله افرادی هم میشناسم که با خدا هستن بسیار هم ثروتمند هستند و هیچ وقت فکر نکردم افراد فقیر بخاطر بی خدایشان فقیر هستند یا مورد خشم خدا ند قرار گرفتن شاید قبلنا این نگرش داشتم ولی یادم نمیاد من از وقتی موضوع دنیای قبل از تولد یاد گرفتم هیچ وقت فکر نکردم که انسانها مورد خشم خدا قرار میگیرن یا انسانهای فقی بی خدا هستند میدونید استاد به نظر من شاید انسانها در ظاهر از اسم خدا استفاده نکنن یادی از خدا نکنن ولی در باطن حتما خدا رو دوست دارن گاهی که خوشحال هستن سپاسگزاری میکنن گاهی هم ناراحت هستن به خدا شکایت کنن
بله خیلی تجربه کردم فردی ن بت خود رو به من داد چ ون بچه گریه میکرد فردی به شل معجزه وار اومد خونه من و خرید اینم تجربه کردم لباسی نیاز داشتم دخترم کادو تولد بهم هدیه داد و اینم تجربه کردم که دوست دارم زبان انگلیسی آموزش ببینم دخترم استاد خودشونو به من معرفی کرد که من بتونم ازش کمک بگیرم آموزش ببینم
استاد خیلی سختم که قبول کنمو انتطار قرار گرفتن انسانهای فوق العاده در مسیر زندگیم داشته باشم تا به من برای تحقق آرزوهایم کمک کنن چون خداوند با رها به شکلهای مختلف این موضوع به من یاد آوری کرده حتما میپذیرم و میگم خدای خوب و مهربونم ممنونم که انسانهای شریف و فق العاده ر و در مسیر زندگی من قرار میدی تا به من کمک کنن برای تحقق آرزوهایم خدایا شکرت
استاد گفتم ولی یکم سختم همش احساس گدایی دارم
من هم سعی میکنم با ایمان به خدا و به بینهایت بودن خداوند ا تمام نگرشهایی که نوشتید در وجودم ایجاد کنم پافشاری کنم تا در قلب و ذهنم ایجاد بشه خیلی اونها دلنشین امیدوار کننده بود برای شما جواب داده حتما برای منم جواب میده
من سلامتی و تناسب اندام ایداالم میخوام و میخوام که خ آوند ا نو به من هدیه کنه تناسب اندام من و هدیه کردن اون به من برای خدا ند هیچ چیزی نیت همون طور که به خیلی از دوستان من اونو هدیه کرده خدایا برای هدیه سلامتی و تناسب اندامم بینهایت سپاسگزارم
من مشتری های پولدار راحت پول خرج کن میخوام که برای شغل پن ارزش قائل هستند من ایمان دارم به بی نهایت بودن خدا وند و مطمئنم که خدا وند بهترین مشتریها را به سمت من هدایت میکند مطمئنم که مشتریان خوب تناسب اندام ایده الم در دو قدمی من هستند و خدا ند با چند همزمانی من را به آنها میرساند خدایا متشکرم
سلام استاد
من به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم و بارها در زندگیم معجزاتی از خداوند دیدم
استاد من تا سال ۹۷ پراید داشتم بعد با وام ماشین ۴۰۵ slxاسم نوشتم مبلغ ۳۰۰۰۰۰۰۰ تومان هرچه به همسرم گفتم پراید را داشته باشیم من ۴ فرزند دارم و دوتا آنها بزرگ هستند قبول نکرد که نه من نمی توانم بیمه دوتا بپردازم و فروخت به خواهرش و سه ماه بعد شوهرم ماشین را روشن گذاشته بود که درب مغازه ای چک بده ماشین را دزد برد بسیار ناراحت بود و من بیشتر که حالا با ۴ فرزند که ۳تای آنها به مدرسه می بردم در زمستان چیکار کنم و چند بار بهش گفتم حالا دیدی کاش ماشین پراید را نفروخته بودیم به زور ظرف یک هفته یک پراید خریدیم دو برابر قیمت ماشین قبلی و ۴۵ روز بعد ماشین ما با در کرمان با مواد گرفتند و در موقع کرونا ما هیچ کس را نداشتیم آنجا و هیچ کجا هم جا به ما نمی دادند تا اینکه یک نفر همسایه ی حاج قاسم سلیمانی ۳ شب ما را در منزلش جا داد و این کار فقط توسط خداوند انجام شد و الان دوستان خیلی خوبی براي هم هستیم و توسط یک نفر دیگر کاملا غریبه به صورت معجزه آسایی ماشین ما بعد۵ بار مراجعه به کرمان آزاد شد صحیح و سالم و ما دوباره صاحب دوماشین شدیم و این کار خدا بود والان هردو را داریم شکر خدا و اگر ماشین ما را دزد نمی برد ما الان دوتا نداشتیم
همان پراید اولی را ۷۰۰۰۰۰۰میلیون اسم نوشته بودم ولی معمولی و جالبه دیر آمد و گفتند باید نوع ماشین راعوض کنید من دوباره ۱۴۱ انتخاب کردم و بعد از چند روز پراید فرمون هیدرولیک که جدید بود آمد و جالبه ضبط ماشین سی دی خور بود که برای اولین بار روی ماشین پراید گذاشته بودند و این کار خدا بود که ماشین دیر بیاید با دوتا آپشن جدید 🤲🤲🤲
تولد فرزند چهارم با سن بالا و با انواع بیماریها در حالی که من ۴ ماهه باردار بودم و خبر نداشتم ووقتی در باشگاه حالم بد شد و شب به دکتر مراجعه کردم و متوجه شدم باردارم و فرزندم پسر است ابتدا باور نمی شد و نذر کردم سالم باشد اسمش را ابوالفضل بگذارم و از خدای خودم ممنون هستم که فرزندان سالم به من داده است که با دیدن آنها شاد می شوم و خداراشکر میکنم و خیلی این اتفاقات خوب درزندگی است که اگر خواسته باشم بگم یک کتاب می شود پس معلوم میشود که در همه حال خداوند با ماست و در این دنیا فراوانی است و ما باید با توکل به خداوند هرروز را بهتر زندگی کنیم و خداوند هر سال بهتر و بهتر از سالهای قبل نعمت را به انسانها و جهان عرضه می کند واین یعنی بی نهایت بودن خداوند
ما باید به خداوند ایمان داشته باشیم که فقط فراوانی دست خداست و با با ایمان به فراوانی توسط خداوند می توانم درب نعمتها را به روی خودم بگشایم و دیگران هیچ کاری نمی توانند برای من انجام دهند چون خودشان هم مخلوق خدا هستند و محتاج خداوند
ما باید در سختی ها فقط به یاد خدا نباشیم باید در خوشی ها هم و در هر شرایطی سپاسگزار او باشیم که شکر گذاری یک نوع عبادت است و نعمت ما را روز به روز زیادتر می کند نوع و میزان برآورده شدن حاجات ما برای خداوند ذره ای تفاوت ندارد .
نشان های دریافت شده
به نام خدای بینهایت
من به بینهایت بودن خداوند ایمان و باور دارم .
خداوند بینهایت است به شرط این که باور کنیم .به شرط اینکه ایمان بیاوریم به بینهایت بودن خداوند .
استاد درین قسمت از بینهایت بودن خداوند سخن گفتن وچه زیبا گفتن جایی که گفتن ما درهای فراوانی وبینهایت بودن خداوند را محکم بستیم وپشت در فراوانی وسایل زیادی تلمبار کردیم تا فراوانی نتواند به هیچ وجه وارد زندگی ما شود خود ما مانع ایجاد کردیم در برابر فراوانی خداوند وجهان هستی بااین حال از خداوند گله میکنیم کو فراوانی کو پول کو جهان فراوانی درحالیکه کافیه اون موانع رو از سر راه بینهایت بودن خداوند برداریم تا فراوانی به زندکی ما جریان پیدا کنه .
ما باید در زندگی خودمان واطرافیان و جهان هستی دنبال فراوانی بگردیم تا فراوانی وبینهایت بودن خداوند رو باور کنیم.
اول باید در زندگی خودمان فراوانی رو پیدا کنیم من خدای درونم هنگام خوندن مطالب این قسمت گفت که فراوانی رو در زندگی خودت ببین وبا گذشته ی نه چندان دور خودت مقایسه کن تا ایمان بیاوری .
منم میخوام به یاد بیارم وبنویسم شاید کمی برای من تلخ باشه مرور گذشته ولی میخوام به یاد بیارم و سپاسگزار فراوانی در زندگیم باشم.
من با اینکه در کودکی در خانواده فقیری بزرگ شدم با اینکه ده تا بچه بودیم وپدر مهربانم که مسافر بهشت شده کارگر بود ولی همواره غذا برای خوردن داشتیم و در فراوانی وبرکت زندگی میکردیم خداوند به پول پدرم برکت میداد وما همیشه در خرید برای خوردن مشکلی نداشتیم وپدرم چون عاشق غذا بود همواره برای خانه خوراکی ومیوه های اعیانی میخرید مادرم هر سال تابستان به اندازه یکسال دوسال آینده رب گوجه و گندم آسیاب شده درست میکرد وما تمام سال برنج وروغن وگوشت داشتیم برای خوردن ولی حیف هموراه در خانه جنگ ودعوا بود وهیچ وقت شاکر بودن رو یاد نگرفتیم.
حالا که میبینم تو جامعه امروز ماها به خاطر مخارج بچه از بچه دار شدن وتامین معاش دوتا بچه میترسیم و نمیخوایم بچه بیاریم در حالی که اونزمان که خیلی فراوانی نبود ما در تهیه غذا به مشکل برنمیخوریم واز بقیه اطرافیان خود هم بهتر امرار معاش میکردیم وبهتر میخوردیم وهم همگی تپل و خوشگل بودیم. پس این نشان از بینهایت بودن خداوند داره که روزی ده تا بچه رو راحت میداد.
یادمه پدرم همیشه نون زیاد میخرید وما تاشب اونارو تموم میکردیم یا مادرم همش در نونوایی بود وما چون زیاد بودیم چند نوبت نون میگرفت وخواهر برادرهامو میبرد برای هر کدوم نون زیاد میگرفت وتا ظهر تو نونوایی بود وهمیشه هم تو نونوایی دعوا میشد .
اونموقع نونوایی کم بود مثل حالا نبود اینم نشون میده در جهان فراوانی زندکی میکنیم الان بری خیابون در فاصله ی چند متری نونوایی های مختلفی هست لواش بربری سنگگ ومیبینی که نونها جلوی نونوایی تلمبار شده به خصوص نون لواش که تا دلت بخواد هست
در مورد لباس وکیف وکفش ولی همواره در خانه ما بساط گریه وناله بود چون فاصله سنی کمی داشتیم واکثرمون مدرسه میرفتیم در تامین لباس دچار مشکل میشدن خانواده .
به نظر من هزینه خورد وخوراک ما چون زیاد بود وهممون نسبتا اضافه وزن داشتیم البته نسبت به بقیه هم سن وسالهامون کمی درشت تر بودیم چاقی ما از دوران اخر دبیرستان شروع شد. همه پولهای پدرم صرف خرید خوراک میشد .یادمه کیف مدرسه دخترهارو مادرم چون خیاطی بلد بود میدوخت ومن با ناراحتی وخجالت زیاد به مدرسه میرفتم وکیفمو از بقیه قایم میکردم بچه ها میگفتن ها کیفت خوشگله ولی من خیلی خجالت میکشیدم .
یادمه حتی مادرم جای مدادی هم تو کیفهامون میدوخت واقعا ماهر بود وخوب میدوخت ولی چون بقیه کیف بازاری میبردن ما رومون نمیشد ببریم وگریه میکردم.
همیشه اول سال والبته بگم چون مادرم مارو در مدرسه مرکز شهر ثبت نام کرده بود وهمه بچه های پولدار اونجا بودن خیلی ازوالدین اونها معلم دکتر یا کارمند یا فرزند شهید بودن ما اونجا خیلی احساس بدی داشتیم وقتی اونارو میدیدیم وکاملا تو مدرسه تابلو بودیم ودرمون پایین بود ازبس خجالتی بودیم .
یادمه من چندسال با کفش سیاه پلاستیکی قدیم ازونا بود به مدرسه میرفتم اونها هم ارزانترین کفشهای آن دوران بود به هر حال خواستم بگم اوضاع اینطور بود ولی خدارو شکر من حالا راحت پنج شش جفت کفش تازه دارم که خیلی نپوشیدم یا لباسهای جورواجور ومانتوها وشلوار های متنوع دارم وجا برای نگهداری واویختنشون ندارم یا کیفهای متنوع دارم وخیلی هاشونم هم هدیه دادم پس این فراوانی وبینهایت بودن خداوند رو میرسونه .
یا چندسال پیش من مرغو خروس وغاز و اردک نداشتم مادرشوهرم اینا نگه میداشتن ولی من علاقه نداشتم ولی خداوند خودش از جایی که فکرشم نمیکردم هم منو علاقه مند به نگهداری حیوانات کرد وهم خودش این حیوانات اهلی رو به من رسوند وهم غذاهاشونو خودش میرسونه ومرغهای من همیشه غذا دارن خیلی از همسایه های ما هزینه خوراک مرغ نداشتن و دیگه نگه نمیدارند ولی خداوند مهربان روزی بیست سی تا مرغ منو همیشه میفرسته
یا من دوتا گربه دارم تازگی ها اومدن اطرافیان همش میگن ببرید ول کنید جای دیگه نیان این همه گرونی هست به اینها باید همش غذا بدی همه چیز نمیخورن وهمش گیر میدن به ما ولی خداوند خودش روزی این گربه هارو میده حتی از وقتی گربه ها اومدن روزی ما زیاد شده
یا من آروزی داشتن تخم مرغ طبیعی داشتم چون مادرشوهرم اینا داشتن وبه ما هم بعضی وقتها میدادن چند ساله سراسر سال تخم مرغ محلی دارم وبعضی وقتها هم میفروشم حتی تخم غازو اردک هم درین چند سال خوردیم وهم جوجه کشی کردیم خداروشکر .
یا منم گوشت مرغ واردک وغاز محلی دوست داشتم تا قبل ازدواج ازین جور چیزهای محلی نخورده بودیم ولی از وقتی ازدواج کردم خیلی وقتها مرغ وخروس محلی وغاز واردک خوردیم یادمه پارسال نزدیک پنجاه شصت تا مرغ گوشتی پرورش دادیم وهمشو خوردیم یا امسال هم اینطور از بیرون زیاد نخریدیم یا پدر همسرم چون سیده همش از روستا وپنیر روغن زرد وکره محلی وماست وگاو وگوسفند هدیه ونذر میدن وما خیلی وقتها از روستایی ها بیشتر ازین جور چیزها میخوریم خداروشکر درحالی که من در خانوداه پدریم ازین جور چیزها نخورده بودم . اینها فراوانی وبینهایت بودن خداوند رو میرسونه .
یادمه ما اوایل ازدواج نون نمیتونستیم بخریم ومن حامله بودم چون خونه ساخته بودیم خیلی بدهکار بود همسرم از خونه مادرشوهرم نون میآورد.
پدرشوهرم همواره نان تازه میگرفت ومن همش حسرت میخوردم چون همسرم هميشه نات لواش میگرفت ونمیتونست نون تازه بربری وسنگگ بگیره مدتی هم بود چون با خانواده همسرم قطع رابطه کرده بودم به همسرم گفته بود نون وغذانبر پایین خودت بخور خودش بخواد میاداینجا میخوره. من اونموقع حامله بودم خیلی ناراحت بودم وحساس شده بودم. ولی همسرم غذایی که از شرکت میدادن نمیخورد وبرای من میاورد یا یادمه گوشت یخ زده خریده بود به تکه های خیلی کوچک تقسیم کردیم گذاشتیم فریزر .
ولی حالا همیشه خونمون پر نون تازه هست فریزمون پر نون سنگگ وبربری هست ماشین همسرم همیشه پر نون هست چون به گاوها وغازها ومرغهامون هم نون میریزیم بعضی وقتها. حتی سگمون چندساله نون تنوری گرم میخوره خیلی وقتها .
وما همیشه نون فراوان داریم ویا ما تا الان یک روز نشده که گوشت نخورده باشیم تا یخچالمون خواسته خالی بشه من از خدا خواستم یخچالمون رو پراز مرغ وگوشت کنه وهمیشه پر کرده اینها فراوانی نیس پس چیه این خدای بینهایت نیست پس کیه
خیلی مثالها هست که میتونم بزنم: از عشق وعلاقه فراوانی که از همسرم ودخترم واطرافیان بعد آشنایی با خداوند جدید نصیبم شد همسرم تک پسره وبه شدت وابسته والدین واونا هم وابسته ی این سالها بود همش خونه مادرشوهرم غذا میخورد روز وشب با دخترم اونجا بودن تا هفت سالگی دخترم از صبح تا دوازده شب اونجا بود خیلی وقتها عمه اش میومد میبرد دخترم رو چون بچه دار نمیشد یا همسرم وقتی از سر کار میومد دخترم رو میبرد بالا اونجا ناهار یا شام میخوردن ومن با دخترم تلفنی حرف میزدم وعمه هاش میگفتن چرا همش مادرت زنگ میزنه یا اگر میخواستم برم بیارمش وگریه میکرد پدرشوهرم که خیلی دخترم رو خیلی دوست داشت با من دعوا میکرد وداد وفریاد میکرد یا اگر به زور هم دخترم رو نگه میداشتم خونه اینقدر اذیتم میکرد مجبور میشدم بفرستم بره بالا یا همسرم بعضی مواقع که میومد خونه ناهار بخوره پدرشوهرم زنگ میزد یا از پنجره صدا میکرد همسرم رو میگفت چرا نیومدی ناهار بیا ناهار بخور یا اونها توحیاط کباب درست میکردن و برای من نمی آوردن و میخوردن ومیگفتن خودش بیاد بخوره .
ولی حالا بعد آشنایی من با خداوند بینهایت وباور به بینهایت بودن خداوند همسرم ودخترم پیش من هستن وهمسرم به خانواده اش سر میزنه ومیاد خونه پیش منو دخترم وتلويزيون میبینه یا حرف میزنیم قبلا همسرم پنج کلمه حرف نمیزد وهمیشه سکوت میکرد جواب منو هم نمیداد وبهم میگفت لال شو چقدر حرف میزنی خونه ناهار وشام میخوره البته اونجاها میخوره چون شکمو هست دوجا میخوره هر جا غذاش گوشتی باشه اونجا میخوره یا اگر بالا بخوره غدای منو میبره شرکت میخوره ومن دیگه اصلا ناراحت نمیشم وغر نمیزنم یا دیگه خیلی وقتها برای اونها کاری میکنه یا وسایل براشون میخره ونصف میکنه ناراحت نمیشم یا وقتی به اونها محبت میکنه حسودی نمیکنم وگله نمیکنم قبلا همش دعوا داشتم وگله میکردم وداد میزدم وقتی از سر کار میومد البته غرزدنهام خیلی کم شده چون به فراوانی بینهایت خداوند تا حدودی باور کردم که همه ی این نتایج اومد.اگر بیشتر باور کنم چه میشود.
من واقعا از همسرم نامید شده بودم وتامرز طلاق ودادگاه هم رفته بودیم ولی خداروشکر به جدایی نرسید ومن ازآن روزهای جدایی که پنج شش ماه طول کشيد معجزات فراوان دارم که خداوند کارهای منو انجام میداد ان شاءالله حتما در قسمتهای بعد جاش بود مینویسم .
از دخترم نگم براتون که چقدر عاشق منه ومنو دوست داره ویک رفیق دوست داشتنی برای من هست وتا من نگم جایی نمیره از من اجازه میگیره به من کمک میکنه به من انگیزه وانرژی مثبت میده وقتی ناراحتم با حرفهاش به من امید میده منو میبوسه بغل میکنه پولهایی که جمع میکنه میده به من باهم خرج میکنیم الان یازده سالشه ولی خیلی بزرگه واقعا دل بزرگ وانرژی مثبت زیادی داره وحالش خوبه همیشه ومن عاشقشم ا خداروشکر که باور به بینهایت بودن خداوند کار خودشو کرد وما الان یک خانواده ی سه نفره ی شاد وخوشبخت وصمیمی وخوشحاایم وباهم در کارها با عشق همکاری میکنیم .
نمیدونم ديگه چی بنویسم فعلا اینجا کامنتم رو تمام میکنم وبا صدای بلند میگویم من به بینهایت بودن خداوند در تمام زمینه ها ایمان دارم. من به فراوانی پول ایمان دارم .
من به بینهایت بودن عشق به فراوانی عشق ایمان دارم
من به فراوانی شغل وکار ودر امد ایمان دارم
من به فراوانی ایده های ثروت ساز ایمان دارم
من به فراوانی مشتری ایمان دارم
من به فراوانی در جهان هستی ایمان دارم
من عاشق خدای بینهایت هستم که از بینهایت راه بینهایت فراوانی رو وارد زندگیم میکند به راحتی برای خدا هیج کاری نداره همه کارها براش مثل آب خوردن هست اگر ایمان بیاوریم
نشان های دریافت شده
سلام برخالق بی. همتایی من.
سلام استاد وهمه هم مسیران
من بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم
حدود ۱۵ سال پیش همسرم قصد خرید زمین روداشت که فضایی بیشتری رو داشته باشه تا منزلمون رو جابجا کنیم عبد رفتیم متزل مادر جاریم همسرم به مادر جاریم گفت که دلش میخواد یی زمین بزرکتری رو برای خرید پیدا کنه مادر جاریم گفت که متزل بغلی که ازقضا منزل دوست صمیمی همسر بو د به شکل وارث آماده فروش هست کسی خریداری نداره خیلی وفت هست که منزل گذاشتن برای فروش این شکل این زمین قسمت ما شد حتی روزه که همسرم رفت بنگاه برای خرید چون تعداد وارث زیاد بود. حتی همسر اول به خودشون پشناهد داد که یگی از وارث این خرید رو انجام بدن ولی آنها به اتفاق های رضایت دادن که زمین ر.ا به همسرم بفرشن حتی جندین باره اقدام. کرده بودن تو بنگاه فروش به هم خورده بود
در کمال رضایت این خرید صورت گرفت و ما صاحب متزل بزرکتری شدیم اون درشکل که تو تصور من همسرم به این شکل نبود حتی همسر دلش می خواست خونه مادرجاریم رو خرید کنه اون به شکل وارث بود و خونه بهتری قسمت ماشد.
من به این کمبودهای به شکل فبل اون تون ندارم ولی بخش دوم بهش توجه داشتمکه بارون کمهست دعا داشتم که باران بیاد حتی آمروز دختر ازشهر قمکه جای کم آبی هست زنک زده و گفت به قدر ی بارش برف داشتن که جای حرکت تو بیرون نیست گفتم چقدر این جمله استا د درست هست هی میکن آب کمه هی میگن خشک سالی خواهد شد هی میگن این خواهد شد آن خواهد شد اصلا توسیستم خداوند مهربان این همه سال ابن جهان رو افریده بی هیج کم کاستی به من وشما رسیده از ما هم رعدخواهد شد ساله های زیادگ ی بعد از ما هم به همین شکل تازه با کسترش بهتربی به اینده خواهد رسید
حالا هی بیگم این خواهدشد اون خورده شد تو . قانون خداوند هیج تغییر ایحاد.نخواهد شد این همه تو ذهنم ما از قرار داره از کمبودها تبودن کسترش توهر بخش
همسر شب فبل داشت می گفت که زمان قدیم امکانت مثال حالا نبود واین زمان بهتر هست من بهش گفتم تو همون زمان هم اگه دبد بهتری رو داشته باشیم بازماون کسترش به شکل بیشتر نسبیت به ده سال فبل بوده اون کسترش همون زمان هم بوده اگه ،این کسترش ایحاد نمشد حالا اون به شکل ،بهتری ،بیشتری به این زمان انتقال نمیافت، به شکل عفب نشینی، بود .
ولی به این شکل نیست پس کسترش فراونی تو زمان هی تکرار میشه یادم هست زمانی که من ۱۴ساله بودم برای خرید نون تو محله ما سختی زیادی بود صف خرید نان بسیار زیاد بود باید ساعتهای توصف بودیدم تا نان خرید کنیم تازه اون زمان جمعیت درتهران کم بود ولی حالا از هر دو تا خیابا ن رعدکنی تعداد نانوایی هست
اول بسیار زیادشده ه تازه هم تنوع هست هم جمعیت بسیار کسترش یافته و نان هم هست پس من به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم
همین مسیر من ازهمون بی نهایت بودن خداوند به رسید من فقط گفتم که خدای کمک کن از هر روش که بشه من لاغربشم خداوند من از روی بی نهایت خودش به کلی کامل راحت آسون فقط فکر این ایده داد که تو گوکل بنویسم آیا کسی با ذهن لاغرشده ه همین اون تازه با شک نوشتم واین سایت برای باز شد مسبر همه جیده شده بوده خداوند صبرکرد تو،زمانش که م ن دیگه به حالت تسلیم درامدم. با در خواستم اون فرانی روبه یی چشم به هم زدن برای ایجاد کرد
من حدود یی سالی بود که داشتم تو ،مدلهای فراوان شکلهای عجبی قریب دنبال راهکار برای ورن کم گردن می کشتم اصلا تصور نداشتم فقط بی جمله بنویسم دریچهی اطلاعات عالی به من ازفراوانی اگااهی داده بصه امروزداشتم فکرمی کردم اگه من حتی دیگه دوران نخوام تکرار کنم و بازم بخوام آگادهی خوب به ذهنم بدم اول کلی توقسمت رایگان فایل برآماده هست. کلی مسر هنوزهست که من هنوزنشده اون مسیرهار رو طی کمنم
اگه بخوام دوره تهیه وکنم کلی دروه است که آنها رو تهیه کنم پس بهانه نباید. داشته باشم که اون. کسترش به این شکل در،من ایحاد، خواهد شد من به فراوانی خداوند تو بخش آگاهی ر سانی ایمان دارم تو هر،بخش وفتی دید رو عوض کنی کلی فرانی اپ هست اصلا چیزی به اسم کمبود نیست تو،طیبعت از درختان فراوان هست ازکل گیاه فراوان هست از،بارش برف هست همه وهمه اون فراونی رو دارن فریاد دمیزنن فقط نگاه ما آیراد. داره که به درکش نمیرسیم اون به جشم مانع می بینیم همین ترافیک کل فراونی قدرت خداوند درش هست ولی وفتی ما تو این، محیط قرار دار یم،،هی همه از کله وشکایت از مشگلات ترافیک صحبت داران نه از بودن فراوانی وسایل نقلیه که هر لحظه بخواهیم ماشینی آماده هست که بشه خودمون به یی مکان دیگه برسونم
ولی ذهنم من جی میگی وای تهران شعر شلوغی شده نه جای پارک ماشین هست تازه دود هست هوا هم که با این فراوانی خراب شده از بودن همون فراونی خداوند کلی کله شکایت هم داریم به جای فشار به امرط ی که راهکاربرای بهبود وکسترس داده بشه کلی افکار مشکل داده رو تا جامعه پخش گرده اون کسترش رو به شکل خوب بهش دید پیدا نمکنیم میشه ازاین فراونی به شکل بهتر هم دید هم استفاده کرد اگه تو بخش کشترش به شکل بهبود باشیم
من دوماه پیش دلم هوای زیارت داشت اول به خاطر وضعیتم کمی نگران بودم به همسر گفتم که من با شما میام شما برد زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی من تو ماشین نزدیک حرم هستم با همسرم رفیتم ی اول مسیر شلوغ بود راه زیادی دور بودتا حرم همسرم چرخید
من بهش گفتم، یی آدرس جدید به من دادن که حرم نزدکتر هست ولی ،آمروز جمعه هست شاید جای نباشه برای پارک ماشین ولی همسرم کفت بریم بینم جطور میشه جمعیت زیادی در حال برکشت بودن از میان جمعیت رفیتم تا اخر حد با کمال تعحب یی حای که آخرین بخش ماشنها میشد یی جا بود همسرم ماشین رو همون جا پارک کرد .
ولی من بازم بهش گفتم اون اسرا که بیا یی کاریش می کنم رفت یی ولیجر برای من گرفت بهش گفتم تو یخاطر بیماری قندی که به چشمت آمپول زدی من سوارنمیشم چشمت دچار مشکل میشه اگه بخوای من هل بدی همون زمان یی جوان گفت بیارش من کمکت میکنم اون بتده خدا تا دم حرم کمک منکرد من تا نزدیک صحن برد موقع برگشت اهم تعداد انسانی که اشنایتی باهوشن نداشتیم ازدهمون خدایی که ازبی نهایتش میشه به هر بنده برسه بازم آنان کمک همسرم کردم تا دم ماشین این کمک به شکلهای مختلف به همسر و من شد حتی وفتی فرزندانم متوجه شدن که جندین نفر این کمک از انجام دادم از اون بی نهایت خدایی به شکلی که وتو ذهن من اصلا قزلر. نداشت ولی خداوند همه رو بی کم کاست هم جا وهم افراد رو آماده با من هم زمانی خوبی رو به من داد حتی وفتی سوار رماشین شدم اول از این کمکهای که به این شکل یا با در خواستم کمک کم به من وهمسرن شد یا خودشون بی گفتن آنان کمک کردن از کاره خداوند هست که به شکلهای انحام میده که تو تصور اون فرد هم نیست من از خالقم برای بینهایت تو هربخش تشکر وسپاسگزار، هستم که این چنین به انواع مختلف به هرفرد می رسد باید تو مرور افکار دقت انجام بشه که این بی نهایت خداوند هست هرکجا به شکلی هست اونوقت باید دردل ایحاد بشه که هست به اون افراد هم میرسه باید یقین واطمبنان روقویی کرد
که خداوند به شکل بینهایت دستش بازهست به شکل های که درتصویر هیج فردی نیست بهش ازاون بینهایت قسمت میکنه تا کارش راه بیفته و در بهبود جهان اون سهم داشته باشه
حدا پشت وپنا. هتون یا حق. حق. نگه دارتون
نشان های دریافت شده
به نام خدای نور 🌟
درود و احترام خدمت استاد عزیزم و هم کیهانی های هم مسیر و نازنین 🌟
خدایا بابت فرصت طلایی حضورم در این دوره شگفت انگیز سپاسگزارم….🦋
خدایا بابت هدایتم به این بهشت زیبا سپاسگزارم
خدایا بابت آگاهی هایی که هر روز در من عمق بیشتر می گیرند سپاسگزارم 🦋
★☆گام یازدهم: به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم…★☆
هر وقت حرف از بی نهایت بودن خداوند میشه، یاد این نیایش ملاصدرا میفتم…که چقدر قشنگ و باجزیات و کامل و جامع، بی نهایت بودن خداوند رو به تصویر کشیده….:
“خداوند بینهایت است و لامکان و بی زمان
اما به قدر فهم تو کوچک میشود
و به قدر نیاز تو فرود میآید
و به قدر آرزوی تو گسترده میشود
و به قدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود…
پــدر و مادرمیشود یتیمان را ..برادر میشود محتاجان برادری را …
همسر میشود بی همسران را.
طفل میشود عقیمان را
امید میشود ناامیدان را.
راه میشود گمگشتگان را.
نور میشود در تاریکی ماندگان را.
عصا میشود
پیران را.
عشق میشود محتاجانِ به عشق را…
خداوند همه چیز میشود همه کس را.
به شرط اعتقاد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.
بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا!
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،
و زبانهایتان را از هر گفتار ِناپاک،
و دستهایتان را از هر آلودگی در بازار…
و بپرهیزید از ناجوانمردیها، ناراستیها، نامردمیها …”
واقعا اگر ما آدمها به جای کشمکش و بحث های بیهوده بر سر خرافات و دین ها و کی مسلمانه کی نیست، کی معتقد تره کی نیست، کی بهشتیه کی نیست، وقت و انرژی مون رو صرف این میکردیم، که خدا رو بشناسیم، حقایق رو بشناسیم، و این رابطه رو با خداوند محکم و نزدیک کنیم چقدر چقدر خوشبخت تر بودیم.
یادمه در یکی از فایل ها استاد عزیز گفتن (نقل به مضمون) :
“ما اگر هیچ شناختی از خدا نداشتیم خیلی خوشبختر بودیم! ”
واقعا این خدای محدودی که ما تا به الان شناختیم، این خدای انسانی که فقط خردمندیش به دو سه قدم فراتر از خرد و عقل بشری میرسید، ریشه ی تمام باورهای نادرست ما، ترس ها و عذاب وجدان ها و احساس گناه ماست…! که جز محدودیت و دست و پا زدن در مشکلات هیچ برای ما نداشته…
و زندگی هر کداممون از همونجایی تغییر کرد که اینجا هدایت شدیم و راه درست، خدای واقعی، خدای خدا نه خدای انسانی رو شناختیم. و سعی در شناختش داریم…
وقتی السای امسال رو با پارسال مقایسه میکنم، زمانی که تازه مسیرم رو شروع کرده بودم و هنوز باورهای قبلی و قدیمی رو در وجودم داشتم، و اون گنجی که امسال در سینه دارم، و تمام تغییرات و پیشرفت هام ، احساس میکنم اگر تا پایان عمرم هم خدا رو شکر کنم کمه! و حق مطلب رو ادا نکردم.
خدای پارسال من، علاوه بر تمام ویژگی های انسانیش، علاوه بر غضب و خشمی که داشت، بسیار محدود و خسیس هم بود!
خدای قطره چکونی بود که به اندازه ی یه راه باریکه به من رزق میداد و بیشتر از اون رو از قصد نمیداد! چون تا پایان زندگی منو دیده بود و میدونست من ظرفیت ثروت، موفقیت، خوشبختی، و آرامش رو ندارم… (چه باورهای شرمگینانه ای داشتم واقعا….😁)
خدای پارسال من، خدایی بود که برای بعضی بندگانش بی نهایت بود چون صلاح اون بنده میدونست که بهش ثروت بده، ولی برای من خدای زحمت بود که باید چقدر زحمت میکشیدم و سخت تلاش میکردم تا آی عالم یه روزی یه رزقی داشته باشم….! اونم بر اساس دلخواه خود خدا! بدون اینکه کاری به من داشته باشه! خودش باید صلاح میدید…!! باید خواسته های من با چرتکه و صلاح و مصلحتش هماهنگ میشد!
هرچه در مسیر پیش تر آمدم، خدا رو بی نهایت تر دیدم و فهمیدم…
و هرچه خدا رو بی نهایت تر و وسیع تر و گسترده تر دیدم بیشتر پیشرفت کردم و مدارها رو با سرعت بیشتر طی کردم…
من پا به پای خدا، و خدا پا به پای من رشد کردیم.
من وسیع تر شدم، باورهام گسترده تر و مثبت تر شد، و خدا درونم بیشتر وسعت گرفت. .و بی نهایت تر شد…
و اولین نشانه ها از راه رسید….
از یکی دو درصد پیشرفت مالی من شروع شد…
از 10 -20 گرم لاغری من شروع شد..
و من و خدا ، دست در دست هم رشد کردیم و شاخ و برگ گرفتیم…
رسیدیم به این مرتبه ای که الان هستم ..:
خدایی دارم درونم بی نهایت و بی انتها…که -من- هم جزیی از اون هستم با تمام ویزگی ها! چرا که خدا با تمام ویژگیها و صفاتش در منه…!
و نکته ی جالبی که تازگیا کشفش کردم درونم اینه که:
جای هیچ عجله ای نیست!
جای هیچ دستپاچه شدنی نیست!
همه چی به قاعده و نظم خودش داره پیس میره.
من زمانی که 1% پیشرفت مالی داشتم، به نظرم خدام بی نهایت بود، الان که بیش از 10 برابر پارسال همین موقع پیشرفت مالی دارم، بازم خدام بی نهایته.
پس این صفت بی نهایت بودن خداوند معادل با درک و گسترش میدان دید و فکر ما تعریف میشه. طبیعتا خدا از چیزی که الان فکر میکنم و انتظار دارم بازم بی نهایت تره. پس من تا وقتی در این مسیر به پیش میرم، خدای بی نهایت تر و قشنگ تری میشناسم.
پس همچنان من و خدام، پا به پای هم، دست در دست هم، با هم گسترش و رشد پیدا میکنیم. خدایی که با تمام صفات و ویژگی هاش در منه، من رو از اونچه خودم لایق میدونم، لایق تر می دونه. اما به اندازه ی ظرف فهم و درک من میشه…! هیچ اصراری نداره به من بزرگی و بی نهایت بودنش رو ثابت کنه!منتظره تا من به اون درک برسم که خدای من چقدر بی نهایته…
در من بنده نیز، هیچ اتفاقی یک شبه نمیفته، باید گام به گام رشد کنم و ظرف درونم گسترش پیدا کنه، و مدارها رو دونه به دونه طی کنم. پس نگرانی معنایی نداره.
بلاخره یه روزی ، به اون مدار و جایگاهی که میخوام مبرسم. و هرسال ده ها برابر بیشتر پارسال رشد میکنم. و مطمانم همونطور که بی نهایت بودن خداوند امسال، با بی نهایت بودن خداوند پارسال برای من فرق داره، سال آینده هم تعریف بی نهایت بودن خداوند با امسال برای من تغییر کرده. و گسترش و رشد چندین برابری کرده.
پس من با تعهد، امید، اشتیاق، انگیزه، جلوتر و جلوتر میرم، قدم هام رو معقول تر و اگاه تر بر میدارم، نگاهم رو ار خداوند بر نمیدارم…خدایی که خودش هم داره سخاوتمندانه پا به پای مخلوقاتش گسترش و رشد پیدا میکنه….و ایمان صد در صد دارم هر خواسته ای رو در زمان مقرر و الهی خودش تجربه میکنم که :
“خداوند هرگز دیر نمی کند…” 🦋
خدایا به اندازه ی ، اندازه ی بی نهایتت شکر….(من این سطرها رو که داشتم می نوشتم، یه جوری خدا رو با تمام قلب و روحم حس کردم که اشک از دیدگانم جاری شد… حال معنوی عجیبی امشب تجربه کردم)
استاد عزیزم نور باشید و روشنی راه مون
سپاسگزارم از شما استاد آگاه و روشن ، پیغمبر اعجاز زندگی ما که مسیر خوشبختی رو به ما نشون میدین.
الهی همیشه نور و امید در قلب تون رقصان و تابان باشن
الهی سایه تون برقرار 🌟🦋
نشان های دریافت شده
سلام به همه
واقعا اگر بشود بر بی نهایت بودن خداوند اعتمادکرد همه چیز حل خواهد شد دیگر نگرانی وجود ندارد اینکه هرآنچه خواسته دارییم برآورده کردن ان توسط خدا هیچی نیست
چه بسیار مواردی که خداوند براحتی کارهایم راحل وفصل کرده
وهم اینک در آستانه قرارگرفتن وهدایت شدن به یک شغل عظیم وپردرآمدهستم بلطف خدا که تحققش بسیار ازدید من شاید براحتی صورت نگیرد اما یقین دارم برای خداوند مثل آب خوردن است تحققش
خدایا شکرت
همین امروز کاری اصلا نشد را به تو سپردم وتو چنان رفع ورجوع کردی که هنگ کردم برای دقایقی فهمیدم اگر به تو بسپارم چقدر همه چیز راحت وسهل صورت میگیرد
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدای بخشنده
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
قدم ۱۱ :
✓ به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم ✓
فوق العاده عالی بود نوشته های امروز استاد و خیلی به دلم نشست .
دقیقا اینگونه است که در بین اکثر افراد تنها بحث های کمبود و بد بودن شرایط زندگی از هر لحاظی رد و بدل میشه و بسیار کم هستند افرادی که از ته دل به خداوند باور داشته باشند و از هیچ چیزی نترسند و امیدوارانه صحبت کنند .
من خودم واقعا تغییر کردم و بسیار بسیار باورم به بی نهایت بودن خداوند بیشتر شده و مطمئنم در زمان خودش هر آرزویی که دارم برآورده میشه .من باور دارم خداوند هر آرزویی و هر نیازی که دارم بسیار فراوان دارد و میتواند به هر اندازه ای وارد زندگی من کند .
با اینکه قبلا استاد در مورد اینکه میزان تقدس بودن و با خودا بودن فرد هیچ ارتباطی با برآورده شدن آرزوهایش و ثروتمند بودنش ندارد صحبت کرده بودند اما خیلی برایم تازگی داشت و جالب بود ، اکثرا تصورم ما این بوده که هر چقدر به خدا نزدیک تر بشیم از لحاظ معنوی ،بیشتر آرزوهامون برآورده میشه ولی در واقع اگر درست فکر کنم میفهمم که در کل، نماز خوندن ، روزه گرفتن یا هر کدوم از واجبات خوبیش تنها بخاطر خود شخص هست یعنی خدا نیازی به عبادت من نداره ،منم که از این کار آرامش میگیرم .
این مطالب کمک میکنه که اگر از هر نظری کمبودی در خودمون احساس میکنیم باز هم خودمون رو لایق بهترین زندگی بدونیم و منتظر فراوانی نعمت باشیم تا بهترین نعمت ها به سمتمون بیاد .
✓من به بی نهایت بودن خداوند در همه ی مسائل زندگی ایمان و اعتقاد دارم .من انتظار دارم انسانهای فوق العاده ای در مسیر زندگیم قرار میگیرند و به من کمک میکنند تا به همه ی آرزوهایم برسم .
من چون به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم انتظار مواجه شدن با شرایط فوق العاده و خاص را در مسیر زندگیم دارم .
من انتظار آسان بودن کارهایم و روان شدن چرخ زندگیم را در وجودم دارم .من انتظار عشق و محبت را از سوی انسانها دارم .
من نگرش های جدیدی همسو با خواسته هایم در وجودم ایجاد کرده ام و همیشه بر عقیده ام ثابت قدم هستم .✓
نکته ی بسیار مهم :✓✓✓من هر خواسته ای داشته باشم در مقایسه با بی نهایت بودن خداوند جزئی از جزء هم نیست و برآورده کردن خواسته من برای خداوند هیچ چیزی نیست ، به شرط عمل ، به شرط ایمان و به شرط استقامت بر نگرش های صحیح درباره ی خداوند ✓✓✓
/من این ایمان قوی به بینهایت بودن خداوند رو در مامانم میبینم و بارها شده گفته که نگران نباش کار نیست خدا درستش نکنه ، مثلا ۳۵سال قبل در سن یک سالگی داداشم که نیاز به عمل داشت خیلی مطمئن از اینکه خوب میشه پاهاش در تبریز بردنش برای عمل و شکر خدا این خواسته ش برآورده شد .بارها شده در زندگیش آرزو کرده و ایمان داشته که خداوند خیلی نعمت و فراوانی داره و تا جایی که یادمه اکثر خواسته هاش برآورده شدن چون باورش به خداوند و اجابت کردنش زیاده ./
{بعضی وقتها خواسته هایی داشتم از خدا که از نگاه من برآورده کردنش خیلی عجیب و سخت بوده در حالی که برای خداوند که این همه نعمت داره خیلی راحت و سریع برآورده ش کرد ، موفقیت هایی که در دوران دانشجویی و سالهای بعدش داشتم واقعا برام واضح تر میکنه که چقدر خداوند بی نهایت است .ایجاد یه زندگی مشترک جدید و کاملا متفاوت با زندگی پر از کابوس گذشته م ، برای من بی نهایت بودن خداوند رو کاملا واضح کرد و خداوند چقدر راحت این تغییرات رو در عرض یک سال ایجاد کرد ،من شکرگذارم ، سپاسگذارم .}
✓ جمله ی خداوند عاری از منطق انسانیست برای من بسیار مهمه و جای فکر کردن داره ✓
خواسته ی رسیدنم به وزن ایدهآل ۶۵کیلوگرم ، برای خداوند بسیار راحت و پیش پا افتاده است ، هزاران فرد بوده اند که خواهان لاغرشدن بودند و خیلی راحت به آرزوشون رسیدن چون برای خدا کاری نداره ، خیلی هم خوشحال میشه من رو در این حالت کاملا سالم و متناسب و سرحال ببینه .آرزوی سلامتی من ،برای خداوند خیلی آسونه چون میتونه با یه ماده ی غذایی ، با یه دارو کاری کنه که وجودم ، جسمم سرشار از انرژی مثبت بشه ، تک تک سلولهای بدنم سالم بوجود بیان و هر قسمتی مشکل داشت ، ترمیمش کنند ، برای خداوند بی نهایت و سرشار از نعمت و فراوانی بسیار ساده ست .داشتن درآمد ماهانه که اصلا برای خداوندی که این همه پول رو راحت گذاشته دست تعداد زیادی از افراد و هر روز بیشتر هم میفرسته براشون هیچ چیزی نیست و میتونه راحت برای منم بفرسته و از طریقی، یه شانسی ایجاد میشه و کلا تغییرات بزرگی در زندگیم رخ میده ،هر چیزی هم بنظرم لازم بود میخرم و به بقیه ی خواستههام هم میرسم خیلی آسون ،این همه ماشین داده به بنده هاش و همشون آرزوی این افراد بودن پس به منم راحت میتونه ماشین خوب بده و دنیا پر از بهترین ماشین هاست ، برای من نباشه برای کی باشه ، منم که لایق بهترین زندگی هستم 🙂
همین الان خداوند از طریق این سایت بی نظیر به من آرامش ، حس و حال خوب ، انرژی مثبت ، رفتار غذایی صحیح ، کنترل ذهن ، احساس ارزشمندی ، اعتماد بنفس ،عزت نفس و ایمان بیشتر به خدای بی نهایتم رو داده ،پس هر چیزی که بخوام راحت بهم میده .
✓ سپاسگذارم خدای خوبم ✓
« ممنونم استاد گرامیم »
باسلام خدمت شما استاد عزیز
خوندن نوشتههای زیبای این قسمت از زندگی با کمک خداوند من دریافت کردم که من هم شاید ندانسته اما به فراوانی نعمتهای خداوند ایمان داشتم شاید به خاطر اینکه دوست نداشتم مثل دیگران کمبودها رو به راحتی قبول کنم و خداوند و قدرتش را زیر سوال ببرم یعنی خداوند جهان رو با کمبود خلق کرده است و آیا نمیتواند با اراده خودش فراوانی را به ارمغان بیاورد،
و از خوندن این نوشتهها نگرش من باز هم مثل همیشه بالاتر رفت و ذهنم با یک آگاهی خوب دیگر مواجه شد که من هم به فراوانی نعمتهای خداوند در زندگی خودم ایمان دارم ایمان به مهربانی خداوند ایمان به بخشندگی خداوند و ایمان به فراوانی نعمتهای زیبای اون،
یکی از فراوانیها در زندگی من رسیدن به خونه مورد علاقهای بوده که سالها دست مستاجر بوده و ما در شهرستان زندگی میکردیم و هر بار که به شهرمان میآمدیم دوست داشتیم که برگردیم و در خونه خود زندگی کنیم،
پس از یه سال یا دو سال که به طور دقیق هم یادم نیست میتونم بگم که ما با احساس خوبی اساس کشی کردیم و آمدیم به خانهای که دوست داشتیم و منتظرش بودیم،
همین یعنی رشد و فراوانی که به یک مرحله بالاتر برسیم و من به اتاق دلخواه خودم رسیدم ،
یکی دیگه از فراوانیهای نعمتهای خداوند در زندگی من داشتن انواع لباس است من همیشه از خرید لباس لذت میبرم،از پوشیدن لباسهای زیبا و اینکه تناسب اندام دارم و مثل مدلها لباس بپوشم لذت میبرم از رنگهای شاد لباسها لذت میبرم و اینکه میتونم همیشه با مقدار مناسبی هزینه کردن به لباسهای دوست داشتنی خودم دست پیدا کنم این رو یک فراوانی میدونم،
اما کمبودها و باورهایی که ما درباره کمبود آب کمبود برق یا هر چیزی که در رابطه با نعمتهای خداوند در جهان میشنوم و میبینم باعث تعجب من میشه که چرا انسانها از روی ناآگاهی این حرفها را میزنند یا کمبودها رو که از نگرش اونها سرچشمه میگیره به خداوند و وصل میکنند،
مثلاً من همین دیروز از زبان مادربزرگ خودم شنیدم که خدایا شکرت بارون میباره که کشاورزان در کم آبی هستیم و خیلی خوب است که بارش باران باعث زیاد شدن آب میشود،اما مادربزرگ عزیزم همیشه به موقع نماز و واجبات دینی خودش را به موقع انجام میدهد و همیشه به خدا ایمان دارد اما این حرف از نگرش اشتباه او بود که به فراوانی نعمتهای خداوند حتی درباره فراوانی آب در کره زمین شک دارد،
یا مثلاً در افکار و رفتار پدر خودم میبینم که ثروت و پول را کم میداند و همیشه میگوید انقدر تلاش کردم باز هم یک سری افراد هستند که از من پولدارتر و درآمد شغلی بیشتری دارند،اما من با این همه آگاهی و مهارت هنوز هم نمیتوانم به ثروت دلخواه خودم برسم،
این ذهنیت و نگرش شک و تردید درباره نعمت خداوند یعنی ثروت را میرساند که پدر من دوست دارد اما با افکار اشتباهی نمیداند که چگونه باید ثروت بیشتر و فراوانی نعمت را از خداوند درخواست کند،
اما در آخر خود من و نگرش و ذهنیتی که درباره نعمتهای خداوند در زندگی میدانم و دیدهام این گونه است که همه چیز با اراده و کمک خداوند زیباتر میشود و خداوند همیشه در فراوانی و نعمت بین هیچ انسانی تفاوت قائل نمیشود و همیشه لطف و محبتش را به بندگان خوبش میفرستد من هم دوست دارم که با ایمان به فراوانی نعمتهای خداوند زندگی زیباتری تجربه کنم که پر از دن به خواستهها و تجربه هدفهام باشه ،
و من میدانم که در جهانی که خداوند خالق اوست هیچ کمبود و فقری درباره نعمتهای الهی وجود ندارد و کمبود در ذهن ما شکل میگیرد و من توانستم با تغییر باورهای خودم به فراوانی نعمتهای خداوند ایمان بیاورم و سپاسگزار همه نعمتها در زندگی خودم هستم،خدایا شکرت
باتشکر ازشما
بنام بخشنده مهربانی که بخشنده بودن را بر خودش واجب کرده،
و درود و رحمت و برکت و نیکی و خیر پاک خداوند و آگاهی های زیباتر و نورانی تر از سوی خدا به قلب شما استاد گرامی هر لحظه جاریتر و سرشارتر،
خدایا ممنونم ازت هزاران بار تا بی نهایت بار،
استاد ممنونم ازتون هزاران بار تا بی نهایت،
درود و سلامتی و حال خوب و برکت و نعمت و فروانی در هر زمینه و دو جهان جاری به زندگی شما فریبای نازنینم دختر گل زیبا چقدر خالصانه زیباست ایمانت به خدا دلم آرامشی گرفت از نوشته هات چقدر زیبا از اتفاقا گفتی و از لباسهای زیبای که نعمت هستن واقعا و برکت و فروانی خدایا شکرت بخاطره خواندن این مطالب دوستانم که دارم درون خودمو هر روز روشنتر میبینم الهی شکرت بابت این بنده های پاکت و زیبا ایمان،
🧚🧚🧚دوست خوبم لذت بردم و واقعا راهنمایی و درس گرفتم از متن زیبایت انشاالله برکت خدا در زندگیت هر لحظه جاری باش و در شگفتی سازان خدا و سایت استاد ببینمت.🌸🌸🌸
سلام دوست عزیزم
نمیدونی چطور در قلبم احساس عمیق خوشحالی رو وارد کردی ،
با خوندن پاسخ به دیدگاه خودم از طرف شما بسیار خوشحال شدم و قلبم در اون لحظه که متن نوشته شما رو خوندم به لرز افتاد از اون لرز های که قلبت میلرزه و پایین میریزه ،
خیلی حس خوبی داشت نوشته هاتون
دوست قشنگم ممنون از شما که روزم رو ساختی و باعث لبخندم شدی
روزم رو چند برابر زیبا کردی و پر از حس زیبا درونم با نوشته ی شما شکل گرفت
ممنون ازت دوست عزیزم
موفق باشی در این مسیر خوب و بینهایت
بنام الله یکتا و
درود رحمت خدا بر استاد گرامی،
من خدا رو زیبا وبه سادگی در نوشته هاتون حس کردم و نزدیکی خدا رو در زندگی عادیمون آسان و خیلی نزدیک بهمون نشان دادید دختر گلم ،برای من ن پسته آن به این خاطر برام ارزشمند اومد حتی خدا رو به اسانی و نزدیک حتی در لباسهای زیبات دیدی،
من همیشه چون خدا رو دور دیدم فکر کردم خدای فرداها و آینده ها و موفقیتهای بزرگ من ،اگر اون اتفاق بیفته خدا اونجاست خدا حتما تو اون اتفاق فقط، در صورتیکه با خوندن نوشته شما به این سادگی و راحتی خدارو آسان و نزدیک دیدم من واقعا ممنونم و بازم سپاسگزارم از خدا و هدایت بی نظیر و با عظمت و فوقالعاده اش،و از بنده های خوبش مثل شما عزیزم،
استاد از شما هم بخاطره این محیط عالی که باعث تقویت ایمان و موفقیت ما در همه زمینه ها میشود ممنونم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
اصلا مهم نیست که خواسته ی شما چیست خواسته شما در مقایسه با بی نهایت بودن خداوند جزئی از جزء هم نیست . به نظر من کل این متن در همین یه جمله خلاصه میشه یعنی برای رسیدن به خواسته هامون باید این باور و دیدگاه رو داشته باشیم که اینقدر خداوند بزرگ که خواسته ما در برابرش هیچ چیز نیست یعنی برآورده کردن خواسته ما برای خداوند کاری نداره خداوند بی نهایته !!!!! یعنی چی ؟ یعنی از هرچیزی به اندازه بی نهایتش وداره یعنی اگر تمام انسان های روی زمین رو هم ثروتمند کنه بازم چیزی از دارایی هاش کم نمیشه ،اگر به همه ی انسان های ساکن زمین سلامتی بده خزانه سلامتی ش خالی نمیشه و ………. اگر اینجوری ویژگی های خداوند رو برای خودمون حلاجی کنیم و قشنگ و موشکافانه در موردش فک کنیم دیگه برآورده شدن خواسته مون رو دور از دسترس و سخت نمیدونیم .
حالا چرا ما از این دریای بی کران بهره یی نبردیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به قول استاد بخاطر اینکه درهای زندگی مون رو با باور ها و نگرش هامون به روی ورود نعمت های بی نهایت خداوند بستیم اصلا مهم نیست چقدر خداوند بی نهایت ،مهم اینکه که ما چشم دیدن این بی نهایت بودن رو داریم یا نه ؟ درها رو برای ورود این نعمت ها باز میکنیم یا نه ؟ خداوند به زور و اجبار چیزی رو وارد زندگی کسی نمیکنه باید ازش بخوای اندازه برزگیش ازش بخوای . موقع در خواست کردن به کوچیک بودن خودمون توجه نکنیم که باعث بزرگ نشون دادن خواسته مون میشه به بزرگی و بی نهایت بودن خدا توجه کنیم تا خواسته مون کوچیک و قابل دسترسی بشه. خواسته ما هر چیزی باشه در برابر بزرگی و بی نهایت بودن خداوند چیزی نیست با این دیدگاه هر خواسته ای رو فقط از خداوند درخواست کنیم و برآورده شدنش رو قطعی و حتمی بدونیم و با آرامش منتظر دریافت خواسته مون باشیم.
بنام مهربان عاشق ما که دلش میخواد ما همیشه در مارو نعمت و لذت باشیم چون در بهشت بودیم باید در بهشت هم باشیم و بهشت هم برویم،
و درود و رحمت و آگاهی و سعادت و نعمت و برمت خداوند هر لحظه جاری به زندگی شما استاد بی نظیر،
و هزاران درود بر دوست خوب عزیزم
من خیلی خوشحال شدم متن شما رو خوندم و لذت بردم از اینکه نوشتید خواسته خود را کوچک ببینیم در برابر بزرگی خدا و از خزانه سلامتی خدا اگر سلامتی بخواهیم کم نمیشود و من خواهان اول عشق و خشنودی خدا هستم و بعد سلامتی و بعد ثروت و آگاهی و سعادت در همه زمینه ها شاید هم همه اینها رو با هم همزمان بخواهم در هر صورت از الرحمن و الرحیم همیشه میخواهم بنده خودشهیتم خودشمرا آفریده و درگاه او را دارم فقط برای تمام خواسته هام با عزت و بی منت پس از او میخواهم همه چی به فراوانی و بس.
به امید دیدنتون در شگفتی سازان و شنیدن متنهای پر از شادیتون در برآورده شدن تمام خواسته هاتون الهی آمین.