0

من به قدرت تغییر ذهن خود ایمان دارم (قدم ۲۰)

تغییر ذهن
اندازه متن

انسان‌ها در مدت زندگی خود تلاش زیادی برای تغییر شرایط زندگی شان انجام می‌دهند. اما بیشتر آنها نتیجه قابل توجهی کسب نمی‌کنند.

این به آن دلیل نیست که آنها استعداد یا توانایی یا شانس کمتری دارند بلکه به این دلیل است که تلاش آنها برای تغییر شرایط زندگی منجر به تغییر ذهن شان نمی‌شود.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 44 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.57 از 56 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42787

44 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

44 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۵/۰۱/۱۴ ۲۱:۰۵
      مدت عضویت: 2294 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 4,034 کلمه

      با نام یاد خدا

      عرض ادب و احترام خدمت استاد و همسفرانم در این مسیر الهی

      حالمو بهتر کن 

       زندگی با طعم خدا 

       ایمان به قدرت برای تغییر ذهن  

                     ■■■■■■■

      استاد عزیز بابت  تهیه و تنظیم‌ این مقاله فوق العاده ارزشمند بی نهایت از شما سپاسگزارم …چند روزی بود به مسائل نگران کننده ای در حوزه روابط خانوادگی فکر می کردم  حالمو بد کرده بود دنبال راه حل می گشتم  امروز از آگاهی این مقاله زیبا  گره ذهنیم برطرف شد …

      ■ تغییر بیرونی کافی نیست

      آدم‌ها توی زندگی خیلی تلاش می‌کنن شرایطشون رو عوض کنن، ولی بیشتر وقت‌ها نتیجه چشمگیری نمی‌گیرن. دلیلش کمبود استعداد یا شانس نیست، بلکه اینه که تغییرهای بیرونی، تا وقتی ذهن عوض نشه، اثر موندگار ندارن.

      ■تغییر از داخل شروع می‌شه

      ممکنه ظاهر، لباس، محل زندگی، شغل، رابطه یا حتی روش دعا کردن عوض بشه، ولی اگه محتوای ذهن تغییر نکنه، خیلی زود همون شرایط قبلی دوباره برمی‌گرده. چون دنیای بیرون معمولاً خودش رو با درون آدم هماهنگ می‌کنه.

      ■تکرار چرخه‌های قدیمی

      خیلی‌ها بارها محل کار، کسب‌وکار یا حتی همسرشون رو عوض کردن، ولی باز هم از نتیجه راضی نیستن. این یعنی مسئله اصلی جای دیگه‌ست و با عوض کردن موقعیت‌ها، ریشه مشکل برطرف نمی‌شه.

      ■پاداش‌های کوچک دنیای بیرون

      اگه تمام انرژی فقط صرف تغییر آدم‌های اطراف و شرایط بیرونی بشه، نهایتش چند تا تشکر، یه هدیه کوچیک یا یه پاداش موقت نصیب آدم می‌شه. این چیزها زودگذره و نمی‌تونه آرامش واقعی بسازه.

      ■پاداش واقعی برای تغییر ذهن

      وقتی تمرکز روی تغییر ذهن گذاشته بشه، نتیجه‌اش فقط از آدم‌ها و شرایط نیست، بلکه از طرف خدا می‌رسه. این پاداش عمیق‌تر و بزرگ‌تر از چیزیه که از دنیای بیرون به دست میاد و با هیچ دریافت معمولی قابل مقایسه نیست.

      ■نگرش ذهنی و نتیجه زندگی

      هر نگرشی که توی ذهن شکل می‌گیره، بالاخره یه واکنشی توی دنیای بیرون درست می‌کنه. یعنی فکر و نگاه آدم بی‌اثر نمی‌مونه و خودش رو به شکل اتفاق‌های زندگی نشون می‌ده.

      ■عمل صالح از نگاه درست شروع می‌شه

      تو قرآن خیلی روی عمل صالح تأکید شده، اما اصل ماجرا فقط انجام یه کار ظاهری و مذهبی نیست. عمل صالح وقتی ارزش داره که از یه نگرش درست و آگاهانه بیاد، نه فقط از روی عادت یا فرهنگ.

      ■نیت درست، نتیجه درست

      کمک کردن به دیگران وقتی از باور درست به ارزش انسان‌ها بیاد، با کمکی که فقط از ترس بلا یا برای ثواب ظاهری انجام می‌شه فرق زیادی داره. ظاهر کار یکیه، ولی اثر و نتیجه‌شون زمین تا آسمون با هم فرق داره.

      ■فکرها از کارها اثرگذارترن

      چون تعداد فکرهایی که توی ذهن می‌چرخن خیلی بیشتر از کارهاییه که انجام می‌شه، مسیر کلی زندگی بیشتر با همون فکرها و نگرش‌ها ساخته می‌شه تا با رفتارهای پراکنده.

      ■غفلت از نقش ذهن

      بیشتر آدم‌ها چون ناخودآگاه این نگرش‌ها توی ذهنشون شکل می‌گیره، فکر می‌کنن اتفاق‌های زندگی ربطی به خودشون نداره و همه‌چیز یا از سر اجباره یا تقصیر بقیه‌ست. برای همین هم کمتر سراغ تغییر ذهن می‌رن.

      ■مقصر دانستن دیگران

      همین ناآگاهی باعث می‌شه خیلی‌ها دیگران، شرایط زمانه یا حتی سرنوشت رو عامل وضعیت خود بدونن. وقتی ریشه ماجرا دیده نشه، تلاشی هم برای تغییرش شکل نمی‌گیره و همون شرایط قبلی مدام تکرار می‌شه.‌■چرا تغییر دادن سخته؟‌یکی از باورهای ذهنی اینه که نتیجه کارهای آدم فقط توی دنیای بعد از مرگ دیده می‌شه، در حالی که قرآن به نتیجه اعمال توی همین دنیا هم اشاره کرده. در واقع، آدم پاداش یا تاوان نگرش‌ها و رفتارهاش رو همین‌جا هم تجربه می‌کنه.‌■لطف خدا، نه بی‌نظمی دنیا‌اگه یه فکر اشتباه یا کار نادرست انجام شد و فوری اتفاق بدی نیفتاد، این نشونه بی‌نظمی دنیا نیست؛ بیشتر وقت‌ها یعنی لطف و عفو خدا شامل حال آدم شده. اما اگه خطاها زیاد و تکراری بشن، دیگه عذاب الهی هم می‌تونه سر برسه.‌■وقتی زمان نتیجه می‌رسه‌وقتی وقت مجازات برسه، دعا و گریه به‌تنهایی چیزی رو عوض نمی‌کنه، مگر اینکه اصلاح واقعی اتفاق افتاده باشه. داستان حضرت یعقوب هم نشون می‌ده که اثر بعضی نگرش‌ها و خطاها می‌تونه مدت‌ها ادامه پیدا کنه.‌■مشکل ماندگار، نشانه اصلاح نشدن‌خیلی وقت‌ها آدم با یه مشکل درگیره و هر کاری می‌کنه ازش بیرون نمیاد. این موندن توی مشکل، لزوماً به معنی بی‌توجهی خدا نیست؛ ممکنه یعنی هنوز تغییری درون آدم شکل نگرفته.‌■تغییر از دل سختی می‌گذره‌برای عوض شدن نتیجه زندگی، باید فکرها و نگرش‌های ذهنی اصلاح بشن. این کار معمولاً راحت نیست، چون آدم هم‌زمان هم درد شرایط فعلی رو تحمل می‌کنه، هم باید روی تغییر درونش کار کنه.‌■نمونه چاقی و رابطه‌کسی که با چاقی درگیره یا رابطه‌اش با همسرش به هم ریخته، وقتی می‌خواد از راه تغییر ذهن اوضاع رو بهتر کنه، کار ساده‌ای در پیش  نداره. چون هم رنج وضعیت فعلی هست، هم باید با صبر و آگاهی روی تغییر درون کار کنه‌■صبر یعنی ایستادن و اصلاح کردن‌صابر بودن یعنی آدم در برابر سختی‌ها فقط تحمل نکنه و منفعل نمونه؛ بلکه خودش رو به خدا بسپره و هم‌زمان برای تغییر ذهن و نگرش‌هاش قدم برداره. همین صبرِ همراه با حرکت، ارزش واقعی داره.‌■علت موندن در شرایط نامناسب‌گاهی موندن توی یه شرایط دردناک، خودش می‌تونه آدم رو به سمت یه مرحله تازه از زندگی ببره.‌■رها شدن از شرایط بد

      برای رها شدن از یک شرایط بد، فقط عوض کردن ظاهرِ زندگی کافی نیست. آدم باید از درون خودش شروع کنه و وابستگی‌ها، فکرهای تکراری و نگاه‌های غلطش رو کم‌کم کنار بذاره. تا وقتی ذهن همون ذهن قبلی باشه، خیلی از مشکلات فقط شکل عوض می‌کنن، نه اینکه واقعاً از بین برن.

      آدمی که مدام از رنج، بیماری، کینه، خشم یا ناراحتی حرف می‌زنه، در واقع داره همون فضا رو توی ذهن خودش زنده نگه می‌داره. برای همین، رهایی واقعی یعنی اینکه آدم یاد بگیره کمتر درگیر گذشته و خطاها و دردها بشه و بیشتر روی اصلاح نگاه و فکر خودش کار کنه.

      ■پاک‌سازی درون

      آدم باید یاد بگیره همون‌طور که ظاهرش رو مرتب می‌کنه، درونش رو هم تمیز کنه. پاک‌سازی درون یعنی کم‌کردن خشم، نفرت، حسرت، خودسرزنشی و قضاوت. این چیزها شاید از بیرون دیده نشن، ولی خیلی عمیق‌تر از خطاهای ظاهری روی زندگی اثر می‌ذارن.

      وقتی ذهن از این فکرهای منفی خالی‌تر بشه، آدم آرام‌تر می‌شه، واکنش‌هاش بهتر می‌شه و کم‌کم شرایط بیرونی هم شروع می‌کنه به تغییر کردن.

      ■نگاه به زندگی

      زندگی فقط مجموعه‌ای از اتفاق‌های بیرونی نیست. هرچیزی که می‌بینیم، می‌شنویم، می‌گیم و در ذهنمون تکرار می‌کنیم، روی مسیر زندگیمون اثر می‌ذاره. برای همین، باید حواسمون به گوش، چشم و دل‌مون باشه.

      اگر آدم یاد بگیره بهتر ببیند، بهتر بشنود و بهتر فکر کند، خیلی از مشکلاتش کم می‌شه. چون بخش زیادی از رنج‌ها از همین ورودی‌های ذهنی شروع می‌شن.

      ■جمع‌بندی این بخش

      در نهایت، اصل ماجرا اینه که تغییر واقعی از درون شروع می‌شه. تا وقتی آدم از شرایط بد، از افکار منفی، از کینه‌ها و از وابستگی‌های ذهنی‌اش جدا نشه، همون چرخه‌ها ادامه پیدا می‌کنن.

      اما وقتی تصمیم بگیره درونش رو اصلاح کنه، کم‌کم از همان جایی که قبلاً نقطه ضعفش بود، نقطه قوتش ساخته می‌شه. این‌جاست که زندگی طعم تازه‌ای پیدا می‌کنه و آدم حس می‌کنه واقعاً در حال تغییر کردنه.

      ■رها کردن شرایط فعلی

      رها کردن شرایط بد یعنی هم‌زمان که توی اون شرایط هستی، وابستگی ذهنی‌ات بهش رو کم کنی. اولین قدم اینه که درباره‌اش حرف نزنی، بعد کمتر بشنوی، و در مرحله بالاتر، کمتر درباره‌اش فکر کنی.

      ■مسئولیت‌پذیری در استفاده از امکانات

      آدم باید مسئول گوش، چشم، زبان، بدن و فکر خودش باشه. یعنی بدونه چی می‌شنوه، چی می‌بینه، چی می‌گه، چه واکنشی نشون می‌ده و چه فکرهایی رو توی ذهنش نگه می‌داره.

      ■رسیدن به خواسته، به هر قیمتی نه

      قرار نیست برای رسیدن به هدف، هر حرفی زده بشه یا هر کاری انجام بشه. بعضی چیزها رو نباید گفت، بعضی چیزها رو نباید شنید، بعضی چیزها رو نباید دید، و از همه مهم‌تر، بعضی فکرها رو نباید بارها و بارها توی ذهن چرخوند.

      ■تغییرِ واقعی باید همیشگی باشه

      تا وقتی تغییر فقط موقتی باشه و به حالت عادت همیشگی تبدیل نشه، نه روی درون آدم اثر عمیق می‌ذاره و نه روی زندگی بیرونش. تغییر واقعی یعنی ذهن و رفتار، توی حالت عادی هم عوض شده باشن.

      ■حس‌های خوبِ مناسبتی کافی نیست

      خیلی‌ها توی موقعیت‌های خاص حال و هوای معنوی می‌گیرن؛ مثلاً توی احیا، سفر زیارتی یا مسجد. اما اگر بعدش دوباره همون آدم قبلی بشن، یعنی اون حال خوب فقط موقتی بوده و هنوز تغییر اصلی اتفاق نیفتاده.

      ■عبادتِ مقطعی، تحولِ دائمی نمی‌سازه

      توبه، دعا، نذر، گریه و حضور توی مراسم مذهبی خوبن، اما تا وقتی به تغییر درونیِ ماندگار نرسن، زندگی رو زیر و رو نمی‌کنن. ظاهر عبادت هست، ولی اگر ذهن همون ذهن قبلی بمونه، نتیجه هم همون نتیجه قبلی می‌مونه.

      ■خدا به حال لحظه‌ای جواب نمی‌ده، به ریشه‌ها جواب می‌ده

      اگر مدام دعا شده و نتیجه‌ای دیده نشده، مشکل لزوماً از بی‌توجهی خدا نیست. مسئله اینه که دعا از همون ذهن و نگرشی بیرون اومده که قبلاً هم اون شرایط نامطلوب رو ساخته بوده.

      ■احساس خوب کافی نیست، تغییر درون لازمه

      خیلی وقت‌ها آدم فکر می‌کنه چون توی مراسم مذهبی حال خوبی داشته، حتماً مورد رضایت خداست. اما اگر فردای اون روز همون فکرها، عادت‌ها و رفتارهای قبلی ادامه پیدا کنن، یعنی فقط احساس عوض شده، نه نگرش پایه‌ای.

      ■تغییر واقعی توی روزمره معلوم می‌شه

      نشونه اصلی دگرگونی این نیست که توی روزهای خاص آدم حالش خوب باشه. نشونه واقعی اینه که توی زندگی عادی، رفتار، واکنش و فکرها عوض شده باشن. همین‌جا معلوم می‌شه تغییر، واقعی بوده یا فقط احساسی و مقطعی.

      ■منطقِ تداوم در تغییر ذهن

      اینکه مدتی روی خودتون کار کرده‌اید اما هنوز تغییر بیرونی چشمگیری ندیدید، لزوماً یعنی توی مسیر اشتباهی نیستید. خیلی وقت‌ها فقط یعنی تغییرهای جدید هنوز به حالت پیش‌فرض ذهن تبدیل نشدن.

      ■پایداری مهم‌تر از مقدار تلاشه

      مهم نیست چقدر مطالعه کرده‌اید، تجسم کرده‌اید یا دعا و نیایش کرده‌اید؛ مهم‌تر اینه که چقدر تونسته‌اید به  عادت‌های قبلی برنگردید. چون تغییر واقعی وقتی شکل می‌گیره که رفتار تازه، به حالت طبیعی و همیشگی شما تبدیل بشه.

      ■تغییر ذهن برای لاغری و هر موضوع دیگه

      توی موضوع لاغری هم همین‌طوره. خیلی‌ها مدتی با آموزش‌ها نتیجه خوب می‌گیرن، اما چون مسیر رو رها می‌کنن، دوباره به الگوهای قبلی برمی‌گردن و همون نتایج قبلی تکرار می‌شه.  

      یعنی نتیجه پایدار، فقط وقتی می‌مونه که تغییر ذهنی پایدار شده باشه.

      ■متناسب بودن هم یک الگوی ذهنیه

      آدم‌های متناسب معمولاً همیشه متناسب می‌مونن، نه به این دلیل که ذاتاً برترن، بلکه چون توی ذهنشون الگوی دیگه‌ای ثبت نشده. اون‌ها به شکل ثابت و تکرارشونده‌ای زندگی می‌کنن و همین عادت، نتیجه پایدار می‌سازه.

      ■آموزش، مثل یاد گرفتن زبان جدیده

      کسی که با تغییر ذهن از چاقی به تناسب می‌رسه، شبیه کسیه که دو تا زبان بلده. تا وقتی به «زبان لاغری» فکر و عمل کنه، نتیجه‌اش تناسبه؛ اما اگر دوباره به «زبان چاقی» برگرده، همون نتیجه قبلی هم برمی‌گرده. این انتخاب با خود فرده، و ربطی به دوره  آموزشی نداره.

      ■اگر گاهی اشتباه کردید، یعنی شکست نخورده‌اید

      وقتی توی مسیر تغییر هستید، ممکنه گاهی لغزش داشته باشید و موقتاً به رفتارهای قبلی برگردید. این اشکال بزرگی نیست، چون چیزی که سرنوشت شما رو تعیین می‌کنه، حالت پیش‌فرض و غالب ذهن شماست، نه یه اشتباه مقطعی.

      پس مسئله اصلی این نیست که هر روز بی‌نقص باشید؛ مسئله اینه که کم‌کم یه الگوی تازه بسازید تا ذهن شما روی همون حالت جدید بمونه.  هرچه این حالت جدید پایدارتر بشه، نتیجه‌های زندگی هم پایدارتر خواهند شد.

       تغییر واقعی از «آگاه شدن» شروع می‌شه، نه از بی‌نقص شدن.

      استاد میگن  وقتی تصمیم گرفتم دیگه گله و شکایت نکنم، روزهای اول بارها می‌دیدم که ناخودآگاه دارم همون کار قبلی رو تکرار می‌کنم. اما به محض اینکه متوجه می‌شدم، سعی می‌کردم جلوی خودم رو بگیرم و برگردم به مسیر درست.

      در  دم، کلامم را متوقف می‌کردم.

      این روند مدتی ادامه داشت تا کم‌کم گله و شکایت‌های ناخودآگاه من کمتر و کمتر شد. بعد از مدتی دیگر به شکل عادی و بدون مراقبت مداوم، گله و شکایت نمی‌کردم. انگار زبان شکایت از وجود من پاک شده بود. این یعنی حالت پیش‌فرض من تغییر کرده بود.اما در سال‌های اخیر گاهی پیش آمده که متوجه شده‌ام دارم گله و شکایت می‌کنم. همان لحظه، صدای شیطان در ذهنم می‌گفت: «ببین هنوز تغییر نکردی. تو یه  شکست خورده ای. توانایی نداری و تلاشت بی‌فایده بوده .»

      در حالی که باید آگاه باشیم: اگر اشتباه کردی، مهم نیست؛ مهم اینه که اشتباه، عادت تو نشه  اینکه گاهی گله و شکایت می‌کنم و بلافاصله متوقفش می‌کنم، اشکالی نداره   اشکال از جایی شروع می‌شه که گله و شکایت، رفتار همیشگی من بشه …

      از اینجا به بعد می خوام به زبان کتابت   صحبت کنیم  :  

      بسم الله الرحمن الرحیم‌

      برای فردی که سال‌ها افکار و واکنش‌های غذایی اشتباه داشته و با لاغری با ذهن آشنا می‌شود نیز همین‌طور است. او ممکن است گاهی خطا کند، اما این خطاها تا زمانی که به عادت تبدیل نشده‌اند، سرنوشت او را تعیین نمی‌کنند.

       استاد می فرمایند  من قبلاً آدمی عصبی و پرخاشگر بودم و نسبت به خیلی از رفتارهای همسر و فرزندانم واکنش تند نشان می‌دادم. روزی تصمیم گرفتم خودم را تغییر دهم و دیگر انسان واکنشی نباشم. بعد از مدتی توانستم این تغییر را در خودم ایجاد کنم. اما این به این معنا نیست که دیگر هرگز عصبانی یا پرخاشگر نشدم؛ بلکه به این معناست که در بیشتر مواقع آرامش و واکنش مناسب داشتم و اشتباهاتم در برابر رفتارهای درست، بسیار کم شدند. بنابراین آن اشتباه‌های گاه‌به‌گاه دیگر بر سرنوشت من اثر تعیین‌کننده نداشتند.

      این یکی از بهترین راه‌ها برای بررسی رشد درونی است:اگر تصمیم به تغییر گرفته‌ای و به مرور می‌بینی اشتباهاتت کمتر و کمتر می‌شوند، یعنی در مسیر درست هستی. فقط باید ادامه بدهی.

      مهم نیست که هنوز گاهی اشتباه می‌کنی؛ مهم این است که دفعات تکرار اشتباهات گذشته، رو به کاهش باشد.  وقتی یک عادت از حالت پیش‌فرض تو خارج شد، یعنی تغییر آغاز شده است. از آن‌جا به بعد فقط باید با تمرین، تکرار و استمرار، حالت جدید را تثبیت کنی….

      ■نگرش‌های بنیادی

      ■نگرش اول:همیشه تقصیر من است

      در هر شرایطی که قرار گرفته‌اید، مسئولیت آن با شماست.

      اگر کسی به شما بی‌احترامی کرد و باعث عصبانیت شما شد، باز هم تقصیر شماست.  اگر همسرتان بداخلاقی کرد، پرخاشگری کرد یا رفتاری انجام داد که شما را خشمگین کرد، باز هم تقصیر شماست.  

      حتی اگر در خیابان در حال قدم زدن بودید و از آن‌طرف خیابان، دعوای دو نفر باعث شد سنگی به سر شما بخورد، باز هم از این نگاه، مسئولیت آن با شماست.

      شاید پذیرش این موضوع ساده نباشد، اما برای رسیدن به آرامش، خوشبختی و تسلط بر افکار و واکنش‌های درونی، راه دیگری وجود ندارد.

      ( استاد انگار دارید این  کلمات  مقدس رو تشریح می کنید که  میگه متاسفم  لطفا منو ببخش متشکرم دوستت دارم …ما با گفتن و درک عمیق این جملات  ضمن ابراز تاسف  به خداوند اعلام می کنیم که مسئولیت صد در صد چیزهایی که تجربه  می کنیم  می پذیریم و در خواست عفو و بخشش و پاکسازی داریم  … 

      ■  نگرش دوم:هر کس در هر شرایطی است، حقش همان است….

      اگر فردی را دیدید که در شرایطی بسیار بهتر از شما زندگی می‌کند و ذهنتان پر شد از این‌که «این عدالت نیست»، یادتان باشد که او دقیقاً در جای درست خودش قرار دارد و حقش همان است.

      اگر فردی را دیدید که در شرایطی نامناسب و تأسف‌برانگیز زندگی می‌کند و دیدن او قلب شما را به درد آورد، باز هم یادتان باشد که او دقیقاً در جای درست خودش قرار دارد و حقش همان است.

      شما هم در هر شرایطی که هستید، دقیقاً در جای درست خودتان هستید و آنچه تجربه می‌کنید، سهم فعلی شماست.

      (  استاد من با باور اینکه در این شرایطی که در رابطه با دختر و نوه  و دامادم دارم  حقمه وسهم فعلی منه  خیلی کمک می کنه که خیلی  آرامتر باشم‌   شرایطی که بسیار نگران کننده اس و گاهی آنقدر غمگین میشم که بغض گلومو  می گیره و دلم می خواد ساعتها گریه کنم بلکه کمی از رنج درونم کاسته بشه …وقتی انگشت اتهام به سمت خودم باشه بهتر قضیه ارو می تونم مدیریت کنم  … و به احساسات منفیم غلبه کنم …درست مثل کسی باید باشم که  سهوا  لیوان شیشه ای از دستش افتاده  شکسته  و طبیعیه که خودشو باید مقصر ببینه نه شخص دیگه  … من مقصر این به همریختگی روابط نیستم اما  مسئولیت صد در صد اعلام و درخواست پاکسازی از خداوند به عهده منه …مقصر بودن من از این جهته  که  نسبت به اطلاعات ورودی  ذهنم  آگاه نبودم  خاطرات و باورهایی رو در ذهنم ساخته و پرداخته کردم‌ که باز پخش این باورها  شرایط در حال حاضره من و دخترم  نوه ام و دامادمو  بوجود آورده  …پس باید  تکرار کنم متاسفم  لطفا منو ببخش  متشکرم  دوستت دارم‌)

      استاد در بخش دیگر  ادامه دادن اگر از شرایط خود راضی نیستید، تنها راه‌حل، تغییر ذهن و نگرش‌های درونی است. راه دیگری وجود ندارد.

      شما نمی‌توانید به کسی کمک کنید تا در شرایط بهتری قرار بگیرد، اگر همان افکار و نگرش‌های قبلی را همچنان در ذهنش تکرار می‌کند

      .(  استاد  درست مثل  رابطه  من و دخترم  که خیلی سعی کردم  خیلی تلاش کردم  خیلی پول خرج کردم که در شرایط بهتری  قرارش بدم چه محبتها که نکردم  چه از خودگذشتگی ها که نکردم‌ اما  نشد که نشد  بدتر هم شد  الان ۴۰  روزه  ازش خبر ندارم  چون همه ارتباطات رو قطع کرده  جواب هیچکس رو نمی ده هی می خوام سرزنشش کنم  بگیرمش به باد انتقاد و خشم  ولی وقتی می بینم دارید میگید  باید خودمو مقصر بدونم  زبان به کام می گیرم  میگم خدایا  خودت  شفاشون بده  بچه من  دخترش  همسرش  مشگل  دو قطبی  دارن  شاید واقعا  این همه نامهربانی که در حق من می کنن  مریزن  دست خودشون نیست  شاید خودشون هم از این اتفاقات  ناراحتن  اما بلد نیستن رفتار درست و منطقی از خودشون نشون بدن   توی این شرایط بحرانی که همه سعی می کنن کدورتهارو کنار بگذارن و از حال و روز هم خبر بگیرن خیلی بی خبر موندن از بچه ها برام  سخت و طاقت فرساست ..)

      به همین شکل، هیچ‌کس هم نمی‌تواند شما را به شرایط بهتر برساند، مگر اینکه خودتان افکار و نگرش‌های درونی‌تان را تغییر دهید.

      «زندگی با کمک خداوند» راهی برای تغییر ذهن، تغییر افکار و اصلاح نگرش‌های بنیادی است.

      این نگرش‌ها، وقتی در ذهن نفوذ کنند، بدون نیاز به تصمیم‌های لحظه‌ای، کم‌کم افکار و واکنش‌های شما را تغییر می‌دهند.  واکنش‌های احساسیِ سطحی جای خود را به واکنش‌های عمیق درونی می‌دهند و همین، مسیر دگرگونی در زندگی را باز می‌کند.

      تمام این آگاهی‌ها در این جلسات وجود دارند، اما اگر شما تصمیم واقعی برای تغییر نداشته باشید، بی‌اثر خواهند ماند.

      اگر به آنچه دریافت می‌کنید ایمان نداشته باشید و بر اساس آن عمل نکنید، آگاهی به‌تنهایی هیچ قدرتی برای تغییر زندگی شما ندارد.

      همان‌طور که خداوند با همه قدرت بی‌نهایت خود، بدون خواست و انتخاب انسان، او را مجبور به تغییر نمی‌کند، هیچ تحولی هم بدون تصمیم و مسئولیت‌پذیریِ خودِ شما آغاز نخواهد شد.

      پاسخ به سوالات مطرح شده 

      ۱- نگرش شما درباره قدرت ذهن چیست؟

      قدرت ذهن یکی از اصلی‌ترین نیروهای اثرگذار در زندگی انسانه. من اینو فهمیدم که  ذهن فقط محل فکر کردن نیست، بلکه منبع شکل‌گیری احساس، واکنش، رفتار و در نهایت شرایط زندگی ماست. هرچه نگرش‌های ذهنی ما قوی‌تر و پایدارتر باشن اثرشون در زندگی بیرونی هم بیشتر دیده می‌شه  . ذهن می‌تونه ما رو  به سمت آرامش، موفقیت و تناسب هدایت کنه یا برعکس، باعث تداوم شرایط نامطلوب بشه بنابراین قدرت ذهن ، واقعی است و نمی‌توان  اونو نادیده گرفت.

      ۲- از چه زمانی با این موضوع آشنا شده اید و چقدر به این تاثیر قدرت ذهن در زندگی ایمان دارید؟

      من از زمانی با این موضوع آشنا شدم که متوجه شدم بسیاری از شرایط زندگی من فقط به عوامل بیرونی مربوط نیست، بلکه به افکار و نگرش‌های درونی من هم ارتباط دارن در ابتدا شاید فقط در حد آگاهی ذهنی به این موضوع نگاه می‌کردم، اما با تجربه  فهمیدم که هرچه افکار و باورهای من تغییر کرده، نتایج زندگیم هم تغییر کرده‌. الان ایمان دارم که قدرت ذهن در زندگی بسیار مؤثره، البته به شرطی که این آگاهی فقط در حد دانستن باقی نمونه و به عمل و تکرار تبدیل بشه

      ۳- مثال هایی از زندگی خود یا اطرافیانتان شرح دهید که ارتباط داشتن قدرت ذهن با اتفاقات زندگی را اثبات می کند.

      من اینجا از تجربه خود استاد نام می برم . مثلاً زمانی که  مدام گله و شکایت می‌کردن، شرایط زندگی‌شون هم بیشتر به سمت نارضایتی می‌رفته. اما وقتی تصمیم گرفتن شکایت را کم کنن و افکارشون را کنترل کنن، آرام‌آرام حس درونشون هم بهتر شد.  یا در موضوع خشم، زمانی که نسبت به رفتار همسرشون واکنش تند نشان می‌دادن، رابطه اشون هم تنش‌دار می‌شد. اما وقتی نگرششون تغییر کرد و مسئولیت واکنش خودشون  را پذیرفتن، رابطه‌ اشون هم بهتر شد.  در اطرافیانم هم دیده‌ام کسانی که دائم از زندگی خودشون ناامید و ناراضی‌اند، معمولاً همان شرایط رو  تکرار می‌کنن؛ اما کسانی که امید، نظم فکری و آرامش بیشتری دارن، کم‌کم شرایط بهتری را تجربه می‌کنن

      ۴- نگرش شما درباره تغییر ذهن چیست؟ آیا تغییر کردن برای شما سخت است؟!

      نگرش من درباره تغییر ذهن این است که تغییر واقعی از ذهن شروع می‌شه و اگر ذهن تغییر نکنه، تغییر بیرونی پایدار نخواهد بود. تغییر ذهن یعنی اصلاح عادت‌های فکری، واکنش‌های درونی و نگرش‌های بنیادی.  

      بله، تغییر کردن در ابتدا   سخته، چون ذهن به عادت‌های قبلی وابسته است و مقاومت می‌کنه اما با تکرار، تمرین و آگاهی، این سختی کمتر می‌شه. من اینو فهمیدم که سختیِ تغییر، نشانه اشتباه بودن مسیر نیست؛ فقط نشانه اینه که ذهن قبلی هنوز پررنگه و باید با استمرار، نگرش جدید رو جایگزین کرد.

      ۵- مثال هایی از زندگی خود یا اطرافیانتان شرح دهید که مقاومت کردن دربرابر تغییر کردن را نشان می دهد.

      یکی از نمونه‌های واضح در زندگی خود استاده که وقتی تصمیم گرفت کمتر گله و شکایت کنه، بارها ناخودآگاه به همون رفتار قبلی برگشت. این نشون می‌ده که ذهن  در برابر تغییر مقاومت می‌کنه.  در موضوع لاغری هم همین‌طور بوده ؛ خیلی‌ها با آموزش‌ها نتیجه می‌گیرن، اما چون به عادت‌های قبلی برمی‌گردن، دوباره شرایط گذشته تکرار می‌شه  در اطرافیانم هم دیدم کسانی که می‌دونن یک عادت براشون خوب نیست، اما چون سال‌ها باهاش زندگی کردن ترکش براشون سخته. این همون مقاومت ذهن در برابر تغییره

      ۶- به نظر شما علت تداووم در شرایط زندگی چیست؟ شرح دهید.

      علت تداوم در شرایط زندگی، پیش‌فرض‌های ذهنی و عادت‌های درونی ماست. تا وقتی نگرش‌های اصلی ما تغییر نکنه، شرایط هم همان‌طور باقی می‌مونه یا دوباره تکرار می‌شه…  اگه فردی مدام دیگران رو مقصر بدونه، مسئولیت نپذیره و همون افکار قبلی رو تکرار کنه همون شرایط قبلی هم ادامه پیدا می‌کنه.  بنابراین تداوم شرایط زندگی بیشتر به ذهن و الگوهای فکری ما مربوطه تا صرفاً اتفاقات بیرونی. برای تغییر شرایط، باید اول ریشه‌های ذهنی رو تغییر داد.

      ۷- نگرش شما درباره تغییر ذهن چیست؟ تجربه شما درباره تغییر موقتی و دائمی ذهن چیست؟!

      نگرش من اینه که تغییر ذهن اگر موقتی باشه، اثر عمیق و پایدار در زندگی نداره. تغییر واقعی زمانی اتفاق می‌افته که یک نگرش جدید به حالت پیش‌فرض ذهن تبدیل شه.  این تجربه خود استاده  که گاهی در موقعیت‌های خاص، مثل مراسم مذهبی یا لحظه‌های احساسی، احساس تغییر داشتن؛ اما چون این تغییر به زندگی روزمره و رفتار عادی  منتقل نمی‌شد، موقتی باقی می‌موند.  در مقابل، وقتی یک رفتار یا نگرش رو با تمرین و تکرار ادامه داده‌، آن ویژگی کم‌کم  نهادینه شده و به بخش دائمی‌تری از شخصیت ایشون تبدیل شده . پس تفاوت اصلی بین تغییر موقت و دائمی در استمرار و تثبیت اون هست.

      ۸- تجربه شما از تاثیر قدرت ذهن در لاغری چیست؟! شرح دهید.

      تجربه  نشون داده که لاغری فقط به غذا خوردن مربوط نیست، بلکه به نگرش ذهنی نسبت به غذا، بدن و خودمان هم وابسته است. وقتی ذهن فرد چاق بر اساس عادت‌های قبلی کار می‌کنه، حتی اگر رژیم بگیره، ممکنه دوباره به شرایط قبلی برگرده  اما وقتی ذهن تغییر می‌کنه و فرد یاد می‌گیره مثل یک انسان متناسب فکر و عمل کنه، نتایج هم کم‌کم تغییر می‌کنن.  هر زمان افکار و واکنش‌های غذایی‌ اصلاح شده‌، تناسب بیشتری را تجربه کردیم. به همین دلیل باور دارم قدرت ذهن در لاغری بسیار مهم و تعیین‌کننده است.

      ۹- واکنش شما به اشتباه‌ کردن در زندگی چگونه است؟ آیا اشتباه‌ کردن باعث ناامیدی شما می شود؟!

      امروز واکنش من به اشتباه کردن این است که آن را به‌عنوان بخشی از مسیر یادگیری می‌بینم، نه نشانه شکست. اگر اشتباه کنم، سعی می‌کنم سریع متوجه  بشوم و دوباره به مسیر درست برگردم.  در گذشته شاید اشتباه کردن باعث ناامیدی‌ام می‌شد، چون فکر می‌کردم  هنوز تغییر نکرده‌ام. اما الان می‌دونم مهم نیست که گاهی اشتباه رخ بده؛ مهم اینه که اشتباه به عادت تبدیل نشه.  پس اشتباه کردن برای من پایان راه نیست، بلکه نشانه‌ای است که باید آگاه‌تر و ادامه‌دارتر عمل کنم.

      ۱۰- درک و برداشت خود درباره نگرش های بنیادین را شرح دهید و مثال بزنید.

      نگرش‌های بنیادی یعنی باورهای ریشه‌ای و اصلی‌ای که ذهن و رفتار ما رو در زندگی هدایت می‌کنن. اگر این نگرش‌ها درست باشند، افکار و واکنش‌های ما هم به‌مرور درست می‌شن و زندگی‌مون تغییر می‌کنه  مثلاً نگرشی مثل «همیشه تقصیر من است» به این معناست که باید مسئولیت شرایط خودم رو بپذیرم و دیگران را مقصر همه‌چیز ندونم.  یا نگرش «هر کس در هر شرایطی است، حقش همان است» کمک می‌کند به جای قضاوت دیگران، بفهمم هر فرد نتیجه افکار و نگرش‌های خودش رو تجربه می‌کنه. 

       من نظر استاد رو تایید می کنم که نگرش‌های بنیادی، پایه‌های اصلی شخصیت و سرنوشت انسان هستند و اگر تغییر کنند، بسیاری از جنبه‌های زندگی هم تغییر می‌کنند

                       《  پایان    》 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید