سالها با اضافهوزن زندگی کردم. 😞 هر رژیمی که فکرش رو بکنی امتحان کردم… از حذف نون و برنج گرفته تا ورزشهای سنگین تو باشگاه! ولی نتیجه چی شد؟ هیچی! وزنم یا کم نمیشد، یا اگه کم میشد، زود برمیگشت. 😩
الان که خداروشکر توی بدن سبکتری زندگی میکنم 🙏 و از اون روزای سخت فاصله گرفتم، با تمام وجودم میفهمم چرا اونهمه تلاش بینتیجه بود.
چون اصلاً مراحل لاغر شدن رو نمیدونستم! تصورم این بود که فقط باید کالری بسوزونم یا کمتر بخورم، ولی واقعیت چیز دیگهایه…
وقتی مراحل لاغر شدن رو بشناسی، مسیرت روشن میشه✨، ذهنت باهات همراه میشه🧠❤️ و اونوقت بدنتم کمکم آروم میگیره و سبک میشه.
مراحل لاغر شدن اصولی
شاید وقتی اسم مراحل لاغر شدن اصولی رو میشنوی، ذهنت بره سمت آزمایش قند و چربی خون 🧪، محاسبهی BMI 📊، بعدشم انتخاب یه رژیم سخت و پر از محدودیت غذایی 🍽️ که باید مو به مو اجراش کنی!
اما اگه مسیر لاغری با ذهن رو انتخاب کردی، باید بدونی که اینجا داستان کاملاً فرق داره 😌🧠
تو این روش، خبری از رژیمهای خشک و سخت نیست. اینجا ما به جای کنترل غذا، ذهنمون رو آموزش میدیم. به جای دویدن روی تردمیل با اجبار 🏃♀️، یاد میگیریم چطور با لذت و آگاهی واکنش های رفتاریمون رو تغییر بدیم.
پس اگه میخوای از ته دل و برای همیشه لاغر بشی، لازمه مراحل لاغر شدن در لاغری با ذهن رو دقیق و با تعهد طی کنی.

🌱 مرحله اول: باور کن که میتونی لاغر بشی… از همینجا شروع میشه!
اغلب افرادی که وارد سایت «تناسب فکری» میشن، سالهاست درگیر چاقی و آزمون و خطای روشهای مختلف لاغری هستن.
از رژیمهای سختگیرانه 🍽️ گرفته تا ورزشهای سنگین 🏋️♀️، قرص و دمنوشهای جورواجور 🍵 و هر توصیهای که شنیده بودن…
اما نتیجه چی بود؟ یا اصلاً وزن کم نمیکردن، یا بعد از مدتی همه چیز برمیگشت سر جای اولش 😞
تکرار این تلاشهای بینتیجه، کمکم یه جملهی تلخ رو تو ذهنمون جا انداخته بود:
“من لاغر شدنی نیستم!” 💭
📌 سن که میره بالا… 📌 مشغلهها زیاد میشن… 📌 استرس و فشارهای روزمره هم اضافه میشن…
همه اینها دست به دست هم میدن تا بیشتر باور کنیم که انگار دیگه فرصت لاغر شدن رو از دست دادیم.
اما حقیقت یه چیز دیگهست…
🌟 اولین و مهمترین گام از مراحل لاغر شدن با ذهن اینه که باور کنی میتونی لاغر بشی.
یعنی چی؟ یعنی بهجای اینکه ذهنمون رو پر از شک و تردید کنیم، باید اول توی وجودمون یه “جرقهی باور” روشن بشه.
اگه تصمیم گرفتی لاغر بشی و وارد مسیر ذهنی لاغری بشی، بدون که اولین و اساسیترین قدم اینه که:
خودت رو لایق، توانمند و شایستهی تناسب اندام بدونی. چون بدون این پایهی ذهنی محکم، بقیهی مراحل لاغر شدن هم شکل نمیگیرن.
پس بیا همینجا، همین الان، اون “جرقهی باور” رو توی وجودت روشن کن ✨🔥
و با عشق و ایمان، قدم بذار توی مسیر زیبای لاغری با ذهن.
باید به خودت بگی:
اون لحظهای که این جمله رو با تمام وجودت حس کنی، بدون که تازه مسیرت شروع شده… و دیگه هیچ چیزی جلو رشد و سبکیِ تو رو نمیگیره 🌈🌟

💡 مرحله دوم: چشمپوشی از وضعیت موجود!
یکی از اشتباههای رایجی که خیلی از ما در مسیر لاغری مرتکب میشیم اینه که بیش از حد به وضعیت فعلی بدنمون خیره میشیم 👀
جلوی آینه میایستیم، شکم رو نگاه میکنیم، پهلوها رو میگیریم، روی ترازو میریم و بعد تو ذهنمون یه سری جملهی ناامیدکننده شروع به چرخیدن میکنه:
❓ «اصلاً چطور قراره این همه چربی آب بشه؟»
❓ «یعنی واقعاً ممکنه فقط با یادگیری مراحل لاغر شدن ذهنی لاغر بشم؟»
❓ «شرایط من با بقیه فرق داره… شاید این روش روی من جواب نده!»
❓ «من خیلی چاقم… دیگه از حد گذشته…»
و این فکرها مثل خوره میافتن به جون انگیزهمون 😣 تا جایی که نهتنها ذوق یادگیری از بین میره، بلکه یه حس بیفایده بودن هم به وجود میاد 😔
اما بیا یه چیز مهم رو با هم مرور کنیم:
📍 وضعیت فعلی ما فقط نتیجهی افکار، احساسات و عادتهاییه که سالها تکرارشون کردیم.
نه جادو بوده، نه سرنوشت… فقط حاصل باورها و تصمیمهای قبلی ماست 🧠➡️🏃♂️
پس اگه اون افکار و باورها ما رو چاق کرده، میتونیم با مراحل لاغر شدن ذهنی، یک مسیر برعکس بسازیم… از چاقی به سمت تناسب و سبکی 💃🌿
✋ اما شرطش اینه که از وضعیت فعلی چشمپوشی کنیم.
یعنی چی؟ یعنی به جای زل زدن به عدد ترازو یا اندازه شکم، تمرکز کنیم روی چیزی که میخوایم بشه نه چیزی که هست.
مثل یه نقاش که هنوز بومش سفیده ولی توی ذهنش تابلو رو کامل میبینه 🎨
🔑 پس مرحله دوم از مراحل لاغر شدن اینه که تصمیم بگیری دیگه به وضعیت فعلیات به عنوان یه واقعیت قطعی نگاه نکنی.
تو هنوز در ابتدای راهی.
همونطور که چاق شدنت مرحلهمرحله اتفاق افتاد، لاغر شدنت هم مرحلهمرحله خواهد بود.
من دارم با یادگیری مراحل لاغر شدن، بهسمت بدن دلخواهم حرکت میکنم.» 🚀

🧠 مراحل چاق شدن، از ذهن شروع میشه نه از شکم!
خیلی وقتها فکر میکنیم چاق شدن از وقتی شروع شد که شکممون اومد جلو یا دیگه لباسهای قدیمی اندازهمون نشدن…
اما واقعیت یه چیز دیگهست! چاقی مثل یه داستان چهار مرحلهایه که از درون ذهن شروع میشه و آخرش میرسه به جسم 😮
مرحله ۱: ورود افکار چاقکننده
وقتی مدام شنیدی که:
🍽 «باید بشقاب خالی بشه» 🍰 «غذا گناه داره دور ریخته بشه» 🥺 «اگه نخوری ضعیف میشی»
یا از کودکی با دیدن اطرافیان چاق، ذهنت یاد گرفته که «چاق بودن طبیعیه»… همونجا، اولین جرقههای چاقی در ذهن زده شده.
مرحله ۲️⃣: شکلگیری نگرش و انتظار چاقی
وقتی اون افکار تکرار میشن، کمکم به یه باور تبدیل میشن. دیگه ناخودآگاهت اینو میپذیره که «من چاق میشم»، «من استعداد چاقی دارم»، «لاغری کار سختیه» و …
مثل یه پیشبینی که ذهن داره براش برنامهریزی میکنه 🔮
مرحله ۳️⃣: تغییر رفتار و عادتها
بعد از مدتی، اون باورها توی رفتارت هم خودشون رو نشون میدن:
🍟 بیشتر غذا میخوری 😩 با استرس به غذا پناه میبری 😴 بیتحرک میشی 📺 پرخوری جلوی تلویزیون برات عادی میشه
و همهی اینا کمکم سبک زندگیات رو تغییر میده.
مرحله ۴️⃣: نتیجه نهایی = چاقی جسم
حالا همه چی دست به دست هم داده تا جسمت هم تغییر کنه. این همون مرحلهایه که روی ترازو دیده میشه، یا جلوی آینه حس میکنی.
❗ اما یادت باشه: چاقی فقط ظاهر قضیهست؛ این مرحله آخره، نه اولش!

🧠 لاغری با ذهن یعنی شروع از جایی که همه چیز آغاز شده…
اگه سالهاست رژیم گرفتی، ورزش کردی، دمنوش خوردی یا حتی عمل کردی و بازم به وزن دلخواهت نرسیدی، وقتشه با اصولیترین مسیر آشنا بشی: مراحل لاغر شدن با ذهن ✨
اما شاید بپرسی: از کجا باید شروع کنم؟ 🤔
✨ جوابش سادهست: «دوره ورود به سرزمین لاغرها» 🚪
یه دوره فوقالعاده که مثل یه قطبنما مسیر ذهنی لاغر شدن رو با زبونی آسون، شیرین و قابل درک برات باز میکنه.
توی این دوره یاد میگیری اصلاً چرا چاق شدی و چطور میتونی به کمک ذهنات دوباره خودت رو متناسب کنی 💖
📚 همه مراحل لاغر شدن از پایه توش گفته شده، با تمرینهایی که کمک میکنه قدمبهقدم ذهنتو با مسیر لاغری هماهنگ کنی.
خیلی از شرکتکنندهها بعد از همین دوره، برای اولین بار حس کردن که واقعاً ممکنه بدون زجر و فشار، لاغر بشن! 😍
با هر روزی که میگذره، یه لایه از اضافهبار ذهنی رو کنار میزاری، سبکتر میشی، آزادتر، شادتر…
پس اگه آمادهای به جای جنگیدن با جسم، همراهی با ذهنت رو تجربه کنی… 👣 بیا با هم، آروم و با عشق، مراحل لاغر شدن رو طی کنیم.



✍️ تمرین آموزشی مراحل لاغر شدن 📖
یکی از مهمترین کارهایی که برای موفقیت در مسیر مراحل لاغر شدن باید انجام بدی، اینه که هر روز با آگاهی، خودتو با ذهن لاغر هماهنگ کنی 💫
برای اینکه بتونی از مسیرت نتیجه عالی بگیری، پیشنهاد میکنم این مراحل رو با دقت انجام بدی:
- 📖 اول، محتوای نوشتاری این جلسه رو با دقت بخون
- 🎥 بعدش ویدیوی آموزشی رو با تمرکز ببین
- 📝 و در نهایت، پاسخهات رو به صورت انشایی در بخش نظرات همین صفحه بنویس
سؤالاتی که باید بهشون پاسخ بدی:
- 💭 بهنظرت باورت به توانایی لاغر شدنت چقدر تو نتیجه گرفتن تأثیر داره؟
- 🧠 استفاده مکرر از رژیم و روشهای مختلف، قدرت لاغر شدنت رو تقویت کرده یا تضعیف؟ چرا؟
- 🔁 مراحل چاق شدنتو بررسی کن؛ چطور افکار و عادتها باعث شدن چاق بشی؟
- 🧩 چطور میتونی با منطق خودت اثبات کنی که توانایی اجرای مراحل لاغر شدن و تغییر کردن رو داری؟ از تجربیاتت در موفقیتهای دیگه کمک بگیر.
- 🗺️ درباره توضیحات مراحل لاغر شدن توی این جلسه چه برداشتی داشتی؟
- 📌 از ویدیو چه نکاتی یاد گرفتی؟ یه تمرین کاربردی برای خودت طراحی کن و اینجا بنویس.
🗣️ حالا نوبت توئه!
با عشق و صداقت، نوشتههات رو تو بخش نظرات همین صفحه با ما به اشتراک بذار.
هر جملهات یه قدم نزدیکتر شدنه به تناسب اندامی که لایقشی 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.13 از 76 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



من رویای متناسب شدن رو دارم و جز شجاعترین افراد روی زمین هستم .(چرا ؟؟چون من سالها هست دارم تلاش میکنم از خیلی راه ها لاغر بشم و خواستم با چنگ و دندون لاعری رو به دست بیارم ولی حالا با راه صحیحش که آشنا شدم دارم لاغری رو بدون سختی به دست میارم و زمین نمیشینم تا متناسب ۵۹ کیلویی بشم )
من جز افرادی هستم که اضافه وزن داشتم و همیشه به دنبال راهی برای از بین بردن چاقی بودم و من هیچ وقت چاقی خودم رو نپذیرفتم هر چند دکترها گفتن اما من به دنبال متناسب شدن بودم و من بارها رژیم گرفتم و به دنبال لاغری بودم و حالا من متوجه میشم که اصلا فرد شکست خورده ای نبودم چون کسی که شکست مبخوره دیگه لاغری رو دنبال نمیکنه ولی من همیشه دنبال کردم پس من انسان شجاعی هستم .(من از وقتی که ازدواج کردم چاق شدم و بیش از ده بار رژیم گرفتم و تونستم متناسب بشم اما دوباره برگشتم به جای اولم چون راه غلط بوده نه اینکه من ناتوانم و یا لاغری سخت هست نه چون راه غلط بوده هیچ وقت در لاغری همیشگی نموندم و در یه مقطعی به دستش اوردم )
ما هر سفری که بخواییم بریم باید لوازم سفر با خودمون ببریم و خودمون رو مهیا کنیم برای این سفر و مهمترینش این هست که خودمون رو باور کنیم و به خودمون برچسب نزنیم که تو نمیتونی لاغر بشی و یا تو لاغر بشو نیستی و ….(من قبلا که رژیم میگرفتم و لی نتیجه برام همیشگی نبود فکر میکردم نمیتونم و یا بدنم یه چیزی کمتر داره یا بیشتر داره مثلا اشتها فکر میکردم من چون اشتها ی زیادی دارم پس چاقم اما متناسب اشتها نداره پس لاعر هست و همین برچسب زدنها نمیزاشت من نتیجه بگیریم و در نهایت همیشه با حسرت به متناسبها نگاه میکردم که خوش به حالشون من چرا اینطور نیستم و چرا من نمیتونم لاغر بشم و لاغر بمانم )
و اگر تو با برچسب من نمیتونم وارد دوره بشی اصلا نتیجه نمیگیری و به این فکر کن تو در زندگیت این همه کارها انجام دادی و به خودت تبریک بگو و بگو من تونستم پس لاغری رو هم میتونم انجام بدم مثلا تو اگر مدرک لیسانس داری همین خودش کلی توانمندی هست ولی وقتی به لاغری میرسی احساس ناتوانی میکنی اینها همه برچسبهای دروغی هستن که خودت و دیگران به تو زدن و تو اونها رو بردار تا انگیزه پیدا کنی (من در زندگیم خیلی کارها تونستم انجام بدم که نشان از توانمندی من و جسم من هست و این خودش نشان میده که من انسان توانمندی هستم من کلی مدرکها دارم مثل ارایشگری و گلسازی و دورهای کامپوتر و رانندگی و …. در ضمن من در زمینه ی لاغری بارها رژیم گرفتم و لاغر و خوش اندام شدم ولی دوباره من چاق شدم بیش از ده با ر تونستم متناسب بشم و بار اخر بعد از زایمان دومم حدود ۳۵ کیلو کم کردم و اینها نشان میده چقدر من انسان توانمندی هستم و من لایق جسم لاعر و خوش اندام هستم )
مهمترین وسیله برای رفتن به سفر لاغری احساس توانمندی هست که بگی من میتونم لاِغر بشم و بگو من این همه مدت تلاش کردم و غلط بوده حالا اومدم از راه درست لاغر بشم .و نگو من این همه مدت نتونستم لاعر بشم پس با این روش هم نمیتونم لاعر بشم این غلطه چون شکستهای قبلی رو دارین در این مسیر میارین پس برچسبهای اشتباه رو برداریم و یکم به خودمون احترام بزاریم و برای خودمون ارزش قایل باشیم (واقعا من تلاش کردم اخه مگه تلاش چیه ؟؟من ورزش منظم رژیم منظم میگرفتم و عالی میشدم اما چون ذهنم متناسب نبود دوباره چاق میشدم و فکر میکردم توانایی لاغر شدن ندارم هر چند این اواخر که تند و تند رژیم میگرفتم و چاق و لاغر میشدم شک کرده بودم یعنی چی تا کی باید اینطور بخورم و ورزش سنگین ،برای لاعری بکنم این راهش نیست و خیلی از خودم میپرسیدم آخه چرا اینطور هست تا کی باید نخورم ولی نمیدونستم چه راهی درسته تا با این مسیر درست شدم )
من اینقدر دارم با وجدان کار برای اطرافیان انجام میدم ولی وقتی به خودمون میرسیم میگم من نمیتونیم لاغر بشم این حرف به خاطر کمبود عزت نفس هست که از بچگی زدن تو سر ما و اون افراد هم قبلا تو سر خودشون زدن بنابراین خود باور ی خیلی مهم هست و اینکه بگی من میتونم لاغر بشم یکی از مهمترین لوازم این سفر هست (من میتونم لاغر بشم چون دارم آموزش میبینم و عمل میکنم به آموزشها و هر روز یک قدم برمیدارم برای خودم و تمرینها رو انجام میدم و و وقت میزارم برای گوش دادن و خوندن و نوشتن پس اگر ذهنم با خواستم هماهنگ بشه نتیجه خیلی راحت به وجود میاد ) .
ما وقتی میخواییم بریم سفر از چند روز قبل مرخصی میگیریم و سایل رو جمع میکنیم پس حالا چرا برای سفر لاغری ما مهیا نمیشیم سفر از این مهمتر ؟؟؟
برچسب من نمیتونم رو بزار کنار و به خودباوری برس و اگر گفت تو نمیتونی هیچی نگو بهش و بگو من این راه رو میرم ببینم چی میشه .(من همیشه گفتم ارامش و ازادی و احساس خوبی که از این مسیر گرفتم به کل اون استرسها و حال بد روحی و جسمی من ارزش داره پس اگر دهنم گفت انگار تو نمیتونی و نتیجه نمیگیری بهش میگم همین دو موردش که بی نهایت ارزش داره پس مسیر رو ول نمیکنم و هر روز یه قدم هم بر میدارم تا بلخره ببینیم چی میشه بد که نمیگدره هیچ تازه خیلی هم مسیر عالی هست پس من میخوام در این مسیر باشم و چه بخوام چه نخوام متناسب ۵۹ کیلو میشم )
خودت رو لایق متناسب شدن نمیدونی اگر میگی نمیتونم لاغر بشم (من قبلا خیلی میگفتم من نمیتونم چون باورهایی داشتم و افکاری داشتم که خیلی به این من نمیتونم لاعر بشم داشت کمک میکرد مثلا بارها شنیده بودم چون این قرصها رو میخوری نمیتونی لاغر بشی چون اشتهات زیاده نمیتونی لاغر بشی چون رژیم خسته ام میکرد و یه جاهایی کم میوردم و مبخوردم میگفتم من نمیتونم لاعر بشم پس من خودم رو لایق ندوستم و برچسب زدم اما حالا میگم من لایق لاغری هستم چون هیچ کدوم از این افکار مانع من نیستن )
باید در خودت انگیزه ایجاد کنی .
چرا از لاغری میترسیم ؟چون همیشه با رنج و سختی لاغر شدیم ولی در این روش لاغری با ذهن هیچ سختی وجود نداره و فقط با قدرت ذهن هست .(من هم قبلا که اسم لاغری میومد فقط به رژیم و باشگاه و محدودیتاش و عرق ریختنهاش فکر میکردم ولی حالا میگم که نه این روش لاغری جدید هست و هیچ سختی و کار خاصی نداره و ما راحت در خونه ی خودمون با دیدین و شنیدن و نوشتن و البته عمل کردن به اونها متناسب میشیم )
لاغری با ذهن یه معجزه هست که بدون رژیم سنگین و ورزش و عرق من لاغر میشم
بعضیا میپرسن چطور مگه میشه با فکر لاغر شد ؟؟؟؟ جواب اینکه آخه مگه من کاری رو بدون فکر انجام میدم همین حرف زدنها از روی فکر هست ولی یه سری کارهای جدید با در گیری فکر بیشتر هست ولی اگر کارهای ما قدیمی تر باشه و تکراری باشه دیگه به فکر نیاز نیست و انجام میشه .(من خیلی از کارهای روتین رو بدون اینکه فکر کنم دارم انجام میدم مثلا بخوام مسواک بزنم میدونم باید برم داخل روشویی و مسواک رو بردارم با خمیر دندون دوندنهام رو بشورم و اصلا نیاز به فکر کردن نداره ولی اگر کار حدیدی باشه مثلا یه آدرس حدید که بخوام به خونه ی شخصی و یا جایی برم اول باید فکر کنم از کجا برم به کحا برسم پس باید اینقدر این آموزشها برای ما تکرار بشن که ذهن بدون فکر کردن دستور درست صادر کنه )
و تمام فعالیتها تحت کنترل مغز هست
من چاقی رو یاد گرفتم مگه میشه کاری رو بدون یاد گرفتن انجام بدین
یه سری کارها فابریکی هستن و یه سری آموزش دیدنی هستن مثلا ضربان قلب و نفس کشیدن و پلک زدن و سلولسازی و … فابریک هستن ولی زبان مادری رو یاد گرفتن و نقاشی کشیدن و یا …همه آموزش دیدنی هستن (من دارم لاغری رو آموزش میبینم و اینقدر باید برام تکرار بشه که خود به خود ذهن ما دستور خوردن در جهت لاغری صادر کنه و دیگه جایگزین اموزشهای چاقی من بشن پس هر چقدر زودتر ذهنم در مسیر لاعری قرار بگیره من زودتر لاغر میشم )
ما به دلایل مختلف تصمیم به آموزش میگیریم
مثلا از بچگی بارها گفتن باید غذا بخوری که قوی بشی و بزرگ بشی و یعنی خوردن رو میارن در کنار قوی شدن و بزرگ شدن که رویای هر بچه ای هست .و این لذت قوی شدن رو با خوردن هماهنگ میکنن و اینطور تصویر ذهنی غلط ایجاد میشه و همین باعث میشه رفتار ما عوض بشه و زیادتر بخورم به خاطر تشویقای بقیه که بخور تا سالم بشی و بزرگ بشی و قوی بشی و دیگه تمام .(و واقعا لاعری با ذهن فقط ما رو لاغر نمیکنه بلکه فرزندان ما و خانواده ی ما هم در مسیر لاعری قرار میگیرین من خودم با این آموزشها دیگه اصلا به بچه هام زور نمیگم بخور در حالی که قبلا در خوردن خیلی از این تعریفا داشتم )
و چاقها همیشه یا سیر هستن و یا در حال خفگی هستن و نمیدونن گرسنگی چی هست ؟
رفتار ما بر اساس تصوبر ذهنی من هست و نه بر اساس علاقه ی من نیست
تصویر ذهنی که افراد لاغر از خودشون دارن تصویر لاغری هست و هیچ وقت باور نمیکنه که میتونه چاق بشه و یا امکان نداره که میتونه چاق بشه،(منم قبلا تصاویر ذهنیم چاق شده بود که همش دستور خوررن داشتم و اسمش رو گداشته بودم اشتهام زیاده ولی حالا که در مسیر درست هستم اصلا همچین حرفی نمیزنم هر وقت گرسنه هستم میگم حتما بدنم نیازه داره و میخورم و هر وقت سیریم میگم اصلا به هیچ ماده ی غدایی احتیاج نداره و نمیخورم و دستورهای مغزیم برای خوردن بهتر شدن که قطعا این نشان میده تصویر ذهنیم بهتر شده )
فرد لاغری که زیاد میخوره بسیار خطر ناک هست چون اگر باورهاش تغییر بکنه سریع چاق میشه و طی یه مدت کلی اضافه وزن پیدا مبکنه چون تصویر ذهنیش تغییر میکنه
خیلیها فکر میکنن چون کم کاری تیرویید دارن چاق میشن پس تصویر ذهنیشون عوض میشه و بعد رفتارها تغییر میکنه و چاق میشه و حالا من میخو ام با رژیم جلوی این چاقی رو بگیریم مثل اینه که بخو اییم جلوی کار قلب رو بگیریم نمیتونیم پس با رژیم هم نمیتونیم جلوی خوردن خودمون رو بگیریم چون دستور از مغز میاد نمیشه جلوش رو بگیریم .(واقعا راه های قبلا خیلی به نظرم مسخره میان و اصلا انگار من نبودم که از اینکارها کردم و خیلی تو نستم اونها رو فراموش کنم و به جاش آموزشهای جدید رو قرار بدم که لاغری رو یاد بگیریم )
من خودم آخرین بار عالی وزن کم کردم در حد ۳۵ کیلو کم کردم و بسیار متناسب شدم با رژیم گرفتن و ورزشهای منظم تونستم موفق بشم تا اینکه از زبان دکتر شنیدیم که کم کاری تیرویید داری و مشکل هورمونی دارم و باعث شد من در طی چند هفته کلی از وزنم رو اضافه کنم چون تصویر ذهنیم چاق بود و من با اضافه وزنم خیلی بهم ریختم چون با رنج و سختی در کلی زمان من تونستم لاغر بشم و در عرض چند هفته سه یا چهار کیلو از وزنم برگشت و همینطور که زمان میگذشت چاقی من هم داشت بیشتر میشد چون ذهنم مملو ار فرمولهای چاق کننده بود و من داشتم به زور کنترلش میکردم و وقتی یکم خسته میشدم تمام رفتارهای گذشته ی من برمیگشت و کاملا متوجه شدم که رفتارهای چاقی با رژیم و قرص و جراحی از بین نمیره و این روشها باعث میشه همیشه من د ر رنج و سختی باشم
ولی لاغر شدن به شکنجه و سختی نیست فقط باید تصویر ذهنی و فرمولها تغییر کنن تا ما لاغر بشیم .
من درک کردم صحیح لاغر شدن به چه شکل هست و به دنبال راه پیچیده و سخت نیستیم
من با برداشتن برچسبها و با این خود باوری که من میتونم لاغر بشم و لاغر شدن آسانترین کار دنیا هست دارم مسیرم رو ادامه میدم .
قبلا با چاقی چقدر در حال بد روحی و جسمی بودیم و همیشه چاقی با ما بود و همراه ما بود که این رنج بزرگی بود برای ما ولی لاغر شدن خیلی راحتتر از چاقی هست چون داریم با هر بار وزن کم کردن سبکتر میشیم و راحتتر میشیم و این راحت هست و هر روز احساس من بهتر میشه و من مشتاقتر میشم و نتایج رو در روحیه و رفتار و جسمم دارم میبینم پس این راحت هست و چاقی سخت هست (من اولین تغییری که در خودم حس کردم احساسم عالی شد و آرامشم عالی شد و حال روحیم بهتر شد و کم کم نتایج هم به وجود اومدن )
چند کیلو باید کم کنی مهم نیست به این فکر نکن
فقط شروع کن و برو جلو موفق میشی پس کار رو برای خودت سخت نکن و بگو من باید یک کیلو کم کنم و اگر شروع شد همچنان ادامه پیدا میکنه ..
شروع لاغری با این دورها با تغییر احساس هست چون تصویرهای ذهنی من عوص شده که احساسم بهتر شده و اگر تصویر عوض بشه رفتارهام تغییر میکنه پس خیلی مهم هست
اگر راست میگن چاقها حالشون رو خوب کنن ولی نمیتونن چون ذهنشون پر از تصویر های غلط هست .(پس این حال خوب کلی ارزش داره و نتیجه ی یه سری تغییرهای درونی ما هست و نتایج بزرگی به دنبال میاره و من هم قطعا نتیاج بهتری در روزهای آینده خواهم گرفت )
فرد متناسب اگر با فرد جاقی زندگی کنه و به چاقی اون فرد توحه کنه داری تصویر ذهنی میدی به ذهنت و ذهن فکر میکنه این شکم تو هست و این چاقی تو هست و تو را کاملا هماهنگ با تصویر میکنه و گرنه عقل میگه اون شکم و چاقی اون فرد هست به تو چه ربطی داره ولی اگر تو با دیدن چاقی کسی حالت بد میشه ذهن فکر میکنه چاقی مال تو هست
پس هر کلیپ و عکسی رو نگاه نکن ذهن اصل رو از بدل تشخصی نمیده وتو به این چاقی گرفتار میشی (من عمدا در هر جمعی به دنبال اون متناسبها میگردم علاوه بر اینکه رفتارشون رو نگاه میکنم اون لاغری جسمشون رو هم تحسین میکنم و میگم منم به زودی هنچین جسمی خواهم داشت )
ما انتطار نداریم با شروع دورها سریع تغییر کنیم ولی با استمرار و تکرار ما به نتیجه میرسیم .
وقتی ذهن تغییر میکنه و به آرامش میرسه همه چیز حتی چهره و لبخند و رنگ پوست شاداب تر میشه .
تصویر ذهنی جیز عجیبی نیست هر چیزی رو که هر روز داری میبینی و بهش توجه میکنی تصویر میشه .
بلخره من یه روزی در تناسب اندام بودم ولی اون رو رد کردم پس الانم نباید از دیدن خودم بدم بیاد و حالم بد بشه با خودم باید در صلح باشم و بگم من دوباره برمیگردم به خود متناسب خودم
حرف صحیح داره خودش گسترش پیدا میکنه بدون تبلیغ و کار خاصی مثل خیلی از کتابها که به راحتی مشهور میشن بدون تبلیع خاصی
و توجه کردن به اندام زیبا خیلی خوبه ولی بدون حسرت باید باشه و نگو خوش به حالش چون با حسرت یعنی اون میتونه من نمیتونم و با شادی نگاه کن و بگو اون تو نسته منم میتونم .(من قبلا خیلی حسرت میخوردم و میگفتم خوش به حالت که لاغری و خودم رو لایق داشتن جیم لاعر نمیدونستم اما الان فقط تحسین میکنم نه تنها لاعری بلکه هر موفقیت فردی رو تحسین میکنم هر زیبایی رو تحسین میکنم چون خودم رو لایق داشتن تمام اونها میدونم و حق خودم در این دنیا میدونم )
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوب و هم فرکانسی خودم
من خودم در گذشته که در حال تلاش و مبارزه برای لاغری بودم و میخواستم با چنگ و دندون لاعری رو به دست بیارم فکر میکردم آدم شکست خورده ای هستم و احساس ناامیدی و یاس میکردم اما حالا بعد از مدتها در سایت بودن متوجه شدم که نه خیر من آدم بسیار شجاع و با اراده ای هستم که بارها برای لاغری تلاش کردم و اگر چه لاغری ماندگار نبود ه اما دوباره برای به دست آوردن اون تلاش میکردم پس من الان با افتخار در این سایت به همه ی دوستانم و خودم میگم فروغ تو جز با اراده ترین و شجاع ترین افراد بودی و هستی چون من در ۱۸ سال دوم زندگیم که چاق شدم اون رو نپدیرفتم و بارها رژیم گرفتم و خودم رو لاغر کردم و به هدفم رسیدم حالا اگر نتیجه ماندگار نبوده مشکل از من نبوده مشکل از راه و روش غلط بوده پس بارها به خودم میگم من آدم توانایی هستم که چندین بار تونستم خودم رو لاغر کنم من در سال ۸۳ در سال ۸۶ در سال ۹۰ در سال ۹۳ و در سال ۹۴ وتا سال ۹۸ که به این سایت هدایت بشم من بارها و بارها رژیم گرفتم و خودم رو متناسب کردم و این کم کاری نیست و هر بار در حد ۳۰ و ۲۵ و یا ۱۸ کیلو و ….. من وزن کم کردم و این واقعا توانایی و شجاعت و اراده میخواد پس بازم میگم دم خودم گرم که فقط در این یک مورد این همه پشتکار داشتم و هر بار شکست خوردم ناامید نشدم و دوباره تلاش کردم بماند در بقبه زمینه ها هم من کلی توانایی دارم در زمینه کامپیوتر و رانندگی و ارایشگری و گلسازی و آشپزی و خانه داری و ….. من کلی مهارت دارم و مدرک از فنی و حرفه ای دارم که واقعا کم چیزی نیستن .
من دیدم و نگاهم به خودم واقعا تغییر کرده و من بعد از مدتها در سایت بودن یاد گرفتم کلی به خودم احترام بزارم و برچسب خوب بزنم مثلا من بارها میگم من ادم توانمندی هستم من آدم با تعهدی هستم من ادمی هستم که در هر کاری پشت کار زیاد دارم و تا به نحو احسن تمومش نکنم زمین نمیشینم من ….
پس من عاشق این ورزن جدید خودم هستم و از نگاه جدید خودم به خودم دارم لذت میبرم و با حال خوب بهتری دارم این مسیر زیبا رو طی میکنم و دارم خودم رو و جسمم رو همزمان در این سایت تغییر میدم و لذت میبرم .و هر چقدر کار کنم روی خودم در این زمینه بازم کم هست چون اعتماد به نفس من و عزت نفس عالی من پایه ی تمام موفقیتها هست و من در این زمینه کلی تغییر کردم ولی هنوزم باید عالیتر بشم و تغییر کنم و بهتر و بهتر بشم .
من همین الان که نگاه به خودم میکنم انگیزه ی بیشتر میگیریم و بهتر این راه رو ادامه میدم چون من با چندین ماه در سایت بودن کلی تونستم وزن و سایز کم کنم و این کم چیزی نیست برای کسی که سالها در رنج و سختی بود و نمیتونست حتی وزنش رو ثابت نگه داره نه اینکه کم کنه فقط ارزو داشتم دیگه وزنم بالاتر نره و اما هر ماه بالاتر میرفت و عصه میخوردم و کاری نمیتونستم بکنم و شاهد چاقتر شدن خود م بود حالا میبینم که بدون رنج و سختی و بدون اینکه هیچ کار خاصی بکنم و هیچ محدودیتی داشته باشم در کمال آزادی و راحتی دارم روز به روز متناسب تر میشم استاد همین دو روز پیش بود که بعد از دیدن اون فایل شما که کلی تی شرت رنگی خریده بودین و من واقعا لذت بردم اون صحنه رو دیدم منم به همچین خریدی البته برای دخترم هدایت شدم و دخترم کلی لباسهای خونگی شیک و رنگا رنگ از یه مرکز خرید که کلی از لباسهاش رو آف زده بود خرید و همه هم سایز مانکن و سایزهای کوچیک نهایتا لارج بودن و من خوشحال شدم که تونستم این همه خرید زیاد و زیبای رنگی رنگی یک جا برای دخترم داشته باشم و مطمعنم این اتفاق قشنگ رو خودم جذب کردم و من فقط یکی از تی شرتهای دخترم رو که سایز لارج بودو برای خودش یکم آزاد بود به تنم امتحان کردم و دیدم چقدر قشنگ به تنم نشست و چقدر قشنگ اندازم بود و واقعا لذت میبرم که میتونم از خریدهای دخترم منم به تنم کنم یعنی احسنت میگم به خودم که اینقدر عالی پیشرفت کردم و تیشرت سایز لارج عالی و قشنگ تنم رفت و اصلا تنگ و چسبون بی حدی نبود فقط از بالاتنه برای من یکم اندامی تر بود که اصلا زننده هم نبود و کلی ذوق کردم و گفتم تو میتونی تو باید ادامه بدی عشقم بازم با پشتکار ادامه بده در نهایت میتونی یه سایز کوچیکتر هم امتحان کنی .پس من توانمندم من خود باوری دارم که میتونم جسم دلخواهم رو خلق کنم بدون اینکه من زجر و سختی بکشم .
من وقتی نگاه به رفتارهای غذایی گذشته ی خودم میکنم میبینم اصلا اون آدم گدشته نیستم و من کلی رفتار جالب و جدید دارم که واقعا نمیدونم چی شده فقط با بودن در سایت در من به وجود اومدن همین دیشب بعد از ادامه ی خریدهای رنگی برای دخترم و یه مقدار کم برای خودم و پسرم به پیشنهاد همسرم رفتیم بیرون که پیتزا بخوریم ولی من زیاد گرسنه نبودم دو برش،و نصفی خوردم و دیگه نخواستم که بخورم پیتزا بود ولی من نمیخواستم بخورم منی که قبلا وقتی پیتزا بود و اون رو میدیدم این حرفها نبود و فقط باید میخوردم اما دیشب نتونستم بخورم چون عصری حدودای ساعت شش من یکم گرسنم بود و یک کلوچه خورد ه بودم و انگار دیگه شب نمیتونستم از اون بیشتر پیتزا بخورم و رها کردم و ادامه ندادم و واقعا من بسیار رفتار غدایی ام تغییر کرده چرا ؟؟چون مدتها هست در سایت هستم و دارم لاغری رو یاد میگیریم و نگاهم و رفتارم تغییر کرده و دیگه من نمیتونم زیاد بخورم و یا پرخوری کنم هر چند این اواخر اینقدر زود به نقطه ی سیری میرسم که خیلی وقتها تا شروع میکنم در حد چهار پنج لقمه ( اینطوریا )دیگه باید حواسم رو بدم که از این به بعد اگر ادامه بدم فشار شکمی رو حس میکنم و یه وقتهایی ادامه نمیدم و یه وقتهایی با خوردن یکی دو لقمه بعد از اون که ادامه میدم سریع فشار شکمی رو حس میکنم که دارم روی خودم کار میکنم که دیگه این کار رو نکنم .
یکی دیگه از مزیتهای لاعری با ذهن این هست که دخترم هم کلی متناسب تر شده و خیلی کمتر از قبل دخترم غدا میخوره چرا ؟؟چون دیگه اجبارش نمیکنم باید غدات رو تا اخر بخوزی و اگر نخورد دعواش نمیکنم و اگر نخورد دیگه نمیگم بدنت ضعیف میشه و مریض میشی و … خیلی راحت برش میدارم حتی پسرم چقدر تغییر کرده و منی که قبلا باید خودم حتما بهش غدا میدادم تا خیالم راحت باشه خوب خورده و به اندازه ای که من دوست دارم خورده ، دیگه این کار رو نمیکنم کاملا این کار رو رها کردم و گذاشتم به عهده ی خودش که هر چقدر جسمش نیاز داره بخوره و دیگه به زور غذا وارد بدن اونها نمیکنم و خیلی وقتها چه دخترم چه پسرم میخورن یه وقتهایی کمتر میخورن یه جاهایی اصلا نمیخورن دیگه اجبارشون به خوردن نمیکنم و اذیتشون نمیکنم و اونها بسیار متناسب تر و خوش اندام تر شدن خود دخترم وقتی نگاه به عکسهای گدشته ی خودش میکنه میگه چقدر چاقتر از حالا بودم و گفت انگار صورتم قشنگتر بوده ولی من گفتم نه همین الانم تو زیبایی گول این حرفها رو نخور انصافا هم راست میگه تا قبل از ورودم به سایت دخترم چاقتر از حالا بوده چون من در مسیر نبودم و همیشه زیاد عدا خوردن اونها رو به مادری لایقتر بودن خودم ربط میدادم و خیلی پارامترهای دیگه که قوی میشین و زود بزرگ میشین و یا سلامت تر میشین و …..اما حالا هرگز همچین کاری نمیکنم و اتفاقا به دخترم گفتم این همه خریدهای عالی و راحت و سریع و بدون محدودیت تو به خاطر اندام عالی تو هست و من بسیار لذت بردم چون اگر چاق بودی امکان نداشت هر لباسی رو خوشت میومد به راحتی برداری و بخری اول باید میدید اندازت میشد یا نه ؟؟اما دخترم دیشب خیلی راحت هر چیزی رو خوشش میومد راحت برمیداشت پس خوشحالم که مادری اگاه و دانا هستم و در مسیر درستم .
من در مسیر درستم چون رفتارم و تصویر ذهنی ام تغییر کرده و من طبق اموزشها یاد گرفتم هیچ وقت برای فلان بهانه غذا نخورم ،من فقط میخورم که نیاز بدنم رفع بشه و این خیلی برای من ارزشمند هست و جلوی خیلی از الکی خوردنهای من رو گرفته و دیگه هر خوراکی که در اطرافم بود من بر نمیدارم که بخورم و خیلی خیلی دستورهای خوردن من که از طرف مغز من صادر میشد در گدشته که بخور دیگه نیست و ….. کمتر شده و من لذت میبرم که خود به خود فقط با بودن در سایت از ریشه داره مشکل من برطرف میشه یعنی دستور خوردن در بدن من کم شده که منم کمتر میخورم نه اینکه دستور خوردن زیاد باشه و من باهاش بجنگم که نمیشه خورد نه واقعا دستورهای خوردن کم شده و اونم بیشتر در مواقع گرسنگی هست پس هیچ اعصاب خوردی در کار نیست فقط حال خوب و ارامش دارم و روز به روز هم دارم متناسبتر میشم و لدت میبرم چون من خودم قبلا این تجربه ی بین دستور خوردن که از مغز میاد بخور و طبق برگه ی رژیم که نباید بخورم رو ،زیاد داشتم و واقعا تا یه حدی آدم میتونه با این ناهمانگی به زندگی ادامه بده و یه جاهایی دیگه تسلیم ذهن چاق میشه و زیاده روی میکنه و حرص، ولع شدید پیدا میکنه چون دستورهای مغزی من که با رژیم عوض نشده بودن و من داشتم فقط خوردن خودم رو کنترل میکردم و اگر رهاش میکردم دوباره همون مقدار خوردن دوران چاقی شاید بیشتر رو هم تجربه میکردم و سریع چاق میشدم .و من به اون سبک لاعر شدن رو دوست نداشتم چون همش رنج و سختی و محدودیت و اعصاب خوردی و استرس بود و اصلا ارزشی نداشت و تازه نتیجه هم ماندگار نبود .من الان از این سبک خوردن و زندگی کردن دارم لدت میبرم و بارها به خودم میگم لاغر شدن خیلی راحت و اسان هست چون من هر ماه از ماه پیش دارم سبکتر میشم و دارم اصولی لاغر میشم و چقدر من خوشحالم در این مسیرم من وظیفه دارم بنویسم و از نتایجم بگم تا در دل دوستانم انگیزه پیدا بشه و ادامه بدن و ناامید نشن به خدا نتیجه میده فقط کافیه هر روز در مسیر باشیم خود به خود خوردن شما کم میشه من خودم کسی هستم که به تناسب ایده الم خیلی نزدیکم در یک قدمی اون هستم و به زودی در سرزمین لاغرها ساکن میشم .ممکنه هنوز کمی چاقی با من همراه باشه ولی برام مهم نیست چون میدونم اطمینان دارم این مهمان ناخوانده ای هست که از بدن من بیرون میره همانطور که کلی از اون چاقی از جسم من تا حالا بیرون رفته پس من عاشق جسم خودم هستم .
چند نکته :
*من تصویر ذهنی لاغری از خودم دارم که حالم رو خوب میکنه و حال خوب من و رفتار متفاوت من به خاطر همین تصویرهای ذهنی لاغر خودم هست .
*من تمام تمرکزم و توجهم رو باید بر روی افراد لاغر بزارم و به اندام زیبای اونها نگاه کنم( اما بدون احساس حسرت که بگم خوش به حالش که اینقدر لاعر هست ) این جمله یعنی اون فرد میتونه لاعر بشه و لی من نمیتونم و این حسرت تو رو از هدف دور میکنه و اگر از اندامی چاقی خوشم نیومد به اون توجه نمیکنم و نگاه نمیکنم و براش ترحم و دلسوزی نمیکنم و احساس بد و افسوس براش نمیخورم چون همون مورد وارد زندگی خودم میشه .
*وقتی من به ارامش برسم همه چیز من تغییر میکنه حتی چهره ی من و سلامتی من و ….
*من اگر الان چاقم باید مسولیت چاقی خودم رو بپذیرم و از خودم بدم نیاد و با خودم در صلح باشم و بگم من یه روزی در وزن ۵۹ کیلو بودم و دوباره میخوام به اون وزن برگردم اون حق من هست پس با آموزشهای استاد من دارم لاغری رو یاد میگیرم و رفتارهای درست پیدا میکنم تا به لاغری دوباره هدایت بشم و در واقع این آموزشها مثل جی پی اس لاغری هستن که ما رو به سمت لاغری هدایت میکنن .
لاغر شدن با این آموزشها خیلی راحت و آسان هست و من به راحتی به وزن دلخواهم میرسم