بسیاری از انسانها تصور می کنند برای تغییر زندگی باید عوامل و امکانات مختلفی در اختیار داشته باشند و به همین دلیل هرگز انتظار تغییر شرایط زندگی خود را ندارند.
شاید عوامل مختلف تا حدودی در مسیر تغییر زندگی موثر باشند اما مهمترین عامل که در نبود آن هرگز موفق به تغییر شرایط زندگی خود نخواهید شد ذوق و شوق داشتن است.
داستان زندگی
تا همین چند سال قبل زندگی برای من معنی و مفهوم دیگری داشت.
تصور می کردم زندگی مانند داستانی است که من و اعضای خانواده ام شخصیت های آن هستیم و درد و رنج هایی که متحمل می شویم سختی هایی است که در زندگی همه انسانها وجود دارد.
تصور می کردم داستان زندگی هر خانواده ای از قبل نوشته شده است و هر انسانی که به جمع آن خانواده اضافه شود باید بر اساس داستان آن خانواده زندگی کند.
از این رو برای من طبیعی بود که شرایط زندگی ام مانند پدرم باشد و از نشانه های واضح آن کارمند بودن من در چندسال گذشته و دو برادر دیگرم است.
آنچه در تمام سال های حضورم در خانه پدری دیده بودم تکرار روند ثابت روزانه بود به همراه گله و شکایت برای مسائل کوچک و بزرگی که در زندگی مان رخ می داد.
به نظر می رسید تمام تلاش پدرم در زندگی این بوده است که کارمند دولت شود و پس از آن با خیال راحت از اینکه هر ماه دستمزد دریافت می کند، روزهای زندگی را سپری کرده و عمر را به پایان برساند.
روند زندگی من تا ۳۵ سالگی دقیقا به همین شکل بود. پس از بالا و پایین شدن های بسیار صاحب مغازه ای شده بودم که نتیجه آن درآمدی در حد گذران زندگی به شکل سختگیرانه بود.
نکته حالب توجه اینکه من در ابتدا صاحب شغل دولتی شدم چون سال ها از پدرم شنیده بودم اگر کارمند بودن تضمین تداوم زندگی است اما رویای من از کودکی آرزوی داشتن کار آزاد را داشتم تصور می کردم افرادی که مغازه دارند اوضاع زندگی بهتری دارند.
رویای من به حقیقت تبدیل شد و پس از 8 سال کارمند بودن، تصمیم گرفتم از محل کار خود استعفاء داده و وارد کسب و کار آزاد شدم. سالها تلاش کردم اما هرگز شرایط زندگی من تغییر نکرد.
اهمیت الگوهای ذهنی
آن زمان اطلاعی از الگوهای ذهنی یا شکل گیری باورها نداشتم و نمی دانستم ذهن ناخودآگاه من روی زندگی در شرایط مشابه با خانواده ام تنظیم شده است. از این رو هرچه تلاش می کردم اوضاع زندگی من بهتر از دوران کارمندی نمی شد.
شرایط به همین شکل می گذشت تا در سال ۱۳۹۳ و در سن ۳۵ سالگی با موضوع “قانون جذب” آشنا شدم.
برای اولین بار درباره قانون جذب و تغییر زندگی از زبان “استاد عباس منش عزیز” با این مباحث آشنا شدم و از آن روز مسیر زندگی من تغییر کرد.
هرچه بیشتر ادامه دادم موضوعات بیشتری برای من واضح شد.
اینکه چرا هرکاری می کنم، زندگی من تغییری نمی کند، چرا هرچه از خدا می خواهم انگار صدای مرا نمی شنود و بسیاری از مسائل دیگر که هر کدام مانند سدی مانع ورود جریان خوشبختی به زندگی من می شدند.
پس از تحقیق و مطالعه فراوان به این نتیجه رسیدم که تنها عاملی که می تواند زندگی من را دگرگون کند “ذوق و شوق” داشتن برای زندگی کردن است.
چیزی که در زندگی خودم و گذشتگانم ندیده بودم.
والدینم سال ها مشغول تکرار یک روند ثابت روزانه بودند، اطرافیانم به همین ترتیب زندگی می کردند و اکنون هم که به زندگی بسیاری از انسانها توجه می کنم به همین شکل زندگی می کنند.
من هم سال ها بود که ذوق و شوق برای زندگی کردن نداشتم و فقط روزها را می گذراندم به امید اینکه شاید فردا معجزه ای رخ دهد و شرایط زندگی من تغییر کند.
زمانی که درک بهتری از قانون جذب و تغییر زندگی پیدا کردم به این نتیجه رسیدم که زندگی خودبخود تغییر نمی کند اگر من همان آدم گذشته باشم. به این نتیجه رسیدم که اگر می خواهم شرایط متفاوت در زندگی را تجربه کنم ابتدا باید خودم را تغییر داده و انسان متفاوتی شوم.
مطمئن شدم تنها راه متفاوت شدن، ایجاد “ذوق و شوق” زندگی کردن در خودم است.
درک کردم قانون جذب، نیرویی نیست که با مطالعه یا تکرار عبارت های تاکیدی فعال شده و شرایط عالی را وارد زندگی من کرده و زندگی مرا دگرگون کند بلکه قانون جذب، سیستمی است که من را به سمت شرایط بهتر جذب و هدایت می کند.
من، در چه صورت به سمت شرایط بهتر هدایت می شوم؟ زمانی که در شرایط بهتری زندگی کنم.
چگونه در شرایط بهتری زندگی کنم، من که موقعیت زندگی کردن در شرایط بهتر را ندارم؟
با داشتن شور و شوق برای زندگی کردن در همان شرایطی که دارم می توانم انگیزه و انتظار زندگی در شرایط بهتر را در خودم ایجاد کنم.
در این صورت قانون جذب به ذوق و شوق من برای داشتن زندگی بهتر پاسخ داده و مرا به سمت شرایط بهتر هدایت و جذب می کند.
قانون جذب چیزی را به سمت شما هل نمی دهد و شما نمی توانید با قانون جذب شرایطی را وارد زندگی خود کنید بلکه به عقیده من قانون جذب مانند جاده ای است که هر انسانی را به سمت خواسته اش هدایت می کند.
“ذوق و شوق” داشتن زبان گفتگو با قانون جذب است.
به اندازه ای که ذوق و شوق زندگی کردن و تجربه شرایط جدید را داشته باشید، قانون جذب شما را به سمت شرایط جدید هدایت می کند. در واقع شما را جذب شرایط جدید می کند نه اینکه شرایط جدید را جذب زندگی شما کند.
بسیاری از افراد با این تصور که با استفاده از قانون جذب می توانند شرایط دلخواهشان را وارد زندگی شان کنند مباحث مربوط به قانون جذب را دنبال می کنند و این در حالی است که بسیاری از این افراد هرگز شرایط زندگی شان تغییر نمی کند چون این قانون نمی تواند چیزی را وارد زندگی شما کند، فقط می تواند شما را به سمت آنچه می خواهید هدایت و راهنمایی کند.
برای تغییر شرایط زندگی نیاز به حرکت کردن و عمل کردن است چرا که اگر مقصد به شما نشان داده شود اما حرکت و اقدامی از سوی شما صورت نگیرد جایگاه شما تغییر نخواهد کرد.
از آنجا که عامل اصلی تغییر زندگی حرکت و اقدام کردن است بنابراین مهمترین عامل تغییر زندگی داشتن “ذوق و شوق” زندگی کردن است. چرا که اگر شما ذوق و شوق زندگی کردن داشته باشید به منظور کشف کردن و تجربه کردن آماده حرکت کردن خواهید بود و الا اگر بهترین شرایط برای شما فراهم شده باشد اما شما ذوق و شوق و انگیزه حرکت کردن نداشته باشید هرگز زندگی شما تغییر نخواهد کرد.

اهمیت ذوق و شوق در زندگی
ذوق و شوق، شعلهای است که به زندگی ما معنا و انگیزه میبخشد. این احساس مثبت نه تنها به ما انرژی میدهد، بلکه به ما کمک میکند تا به اهدافمان دست پیدا کنیم و از زندگی لذت بیشتری ببریم.
چرا ذوق و شوق مهم است؟
✅ انگیزه و حرکت به سوی اهداف:
ذوق و شوق، نیروی محرکهای است که ما را به سمت اهدافمان سوق میدهد. وقتی به کاری علاقهمند هستیم، با اشتیاق بیشتری برای رسیدن به آن تلاش میکنیم.
✅ خلاقیت و نوآوری:
افرادی که با ذوق و شوق به کارهایشان میپردازند، اغلب ایدههای جدید و خلاقانهای دارند. زیرا با علاقه و کنجکاوی بیشتری به دنبال راه حلهای نو میگردند.
✅ ارتباطات بهتر:
اشتیاق و انرژی مثبت، جذابیت افراد را افزایش میدهد و به آنها کمک میکند تا روابط اجتماعی قویتری برقرار کنند.
✅ سلامتی بهتر:
مطالعات نشان دادهاند که افراد با روحیه مثبت و پرشور، کمتر دچار بیماریهای روحی و جسمی میشوند.ی
✅ رضایت از زندگی:
وقتی به کاری که انجام میدهیم علاقهمند هستیم، احساس رضایت و خوشحالی بیشتری میکنیم.
چگونه ذوق و شوق خود را حفظ کنیم؟
- کشف علایق جدید: به دنبال فعالیتهای جدید و هیجانانگیز باشید.
- گذراندن وقت با افراد مثبتاندیش: بودن در کنار افرادی که انرژی مثبت دارند، میتواند به شما انگیزه دهد.
- یادگیری مداوم: یادگیری چیزهای جدید، ذهن شما را فعال نگه میدارد و به شما حس رضایت میدهد.
- تعیین اهداف واقعبینانه: اهدافی را برای خود تعیین کنید که قابل دستیابی باشند و به شما انگیزه دهند.
- تقدیر از موفقیتهای کوچک: هر پیشرفت کوچکی را جشن بگیرید.
- مراقبت از خود: تغذیه سالم، ورزش منظم و خواب کافی به شما انرژی میدهند.
چه عواملی باعث کاهش ذوق و شوق میشوند؟
- استرس و فشار روانی: استرس زیاد میتواند باعث کاهش انرژی و انگیزه شود.
- تکرار روزمرگی: انجام کارهای تکراری و روتین میتواند باعث خستگی و بیحوصلگی شود.
- مقایسه خود با دیگران: مقایسه خود با دیگران میتواند باعث احساس کمبود و ناامیدی شود.
- ترس از شکست: ترس از شکست میتواند مانع از تلاش کردن شود.
در نهایت، ذوق و شوق یک نیروی درونی است که با پرورش و مراقبت میتواند تقویت شود. با ایجاد تغییراتی مثبت در زندگی خود، میتوانید شعلهی ذوق و شوق را در دل خود روشن نگه دارید و از زندگی لذت بیشتری ببرید.
اهمیت موضوع ذوق و شوق داشتن سبب شد که در این فایل آموزشی درباره این موضوع مهم برای همراهان عزیزم صحبت کنم.
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.17 از 95 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و راضی بودن و خلق کردن
سلام خدامی مهربون
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد منم خیای دوست دارم که بهتر زندگی کنم دوست دارم ذوق و شوق داشته باشم برای انجام هر کاری
من احساس میکنم موضوع ذوق و شوق خیلی خوب درک نکردم شاید علتش خستگی باشه
استاد من الان یه جورایی بنایی دارم و فعلا ارک و اوپن کندیم تا بتونیم آشپزخونه رو با ام دی اف که نه با نترون کابیت کنیم
استاد یادم وقتی عضو این سایت شدم یکی از آرزوهای من این بود که بتونم کابینتهای خونم عوض کنم همه رو ام دی اف کنم
و الان یواش یواش دارم این آرزوم تجربه و زندگی میکنم اسناد دلم میخواد من هر خواسته ای که داشتم خیلی طول نکشه تا تجربش کنم و خدای شکر که دارم این خواسته ام تجربه و زندگی میکنم
و موضوع ذوق و شوق خیلی دوست دارم خوشحال باشم که داره تغییر و تحولی در زندگیم ایجاد میشه اما خانم فریبکار مگه میذاره
اجازه نمیده من خوشحال باشم من و همسرم با هم اپن برداشتیم خوب خیلی سخت بود باید با پتک میزدیم خرابش میکردیم
و این کارو انجام دادیم اما خانم فریبکار نمیذاره من از این گارم لذت ببرم میگه دیدی دیدی دامادت خونه بود صدای پتک هم میشنید اما حتی به روی خودش هم نیاورد
حتی نگفت من برم کمکش کنم مفت و مجانی تو خونه تو زندگی میکنه اما حاضر نیست بیاد یکم کمک کنه به خیال خودش داره کابینت میکنه بزرگترین کمک دیگه
در صورتیکه خودت پول همه چیز دادی و اینا و بیشتر از اینا اعصاب منو خورد میکنن و این خیلی بد من نتونستم لذت ببرم
من امروز یه قسمت اپن خودم ریختم زمین همسرم نخاله ها رو جمع کرد ریخت تو گونی
بجای اینکه خوشحال باشم که تی ول آفرین به تو فکر هم نمیکردم بتونی اپن خراب کنی خوشحال باشم که تنهایی پتک زدم ریختم افکار منفی سراغ من میاد نمیذاره از اون کاریه انجام دادم نهایت لذت ببرم
الان یادم افتاد که خیلی به خانم فریبکار توجه نکنم باید این کارو انجام بدم
همش تمرکز منو میبرد به حرفهای این و اون اینو گفت شنیدی منظورش این بود دوست نداری تو بری خونش تا خونت ساخته بشه
من گفتم نه من دوست دارم کم کم پیش برم ببینم الان ارک خراب شد الان اوپن خراب شد کم کم لذت ببرم خوشحال باشم بعد کابینها برداشته میشن و بعد باید رنگ بشن
میدونید استاد دلم میخواست یه خونه خالی بود ما میرفتیم اونجا وسایلهامم میبردم اونجا تا اینجا خلوت باشه راحت کار انجام بشه
اینجوری سخت همه وسایلشان دور و برت باشن تو هم این وسط زندگی کنی
و اینم بکم استاد که واقعا همین طور همه ناراحتی ما یا من بخاطر اتفاقات زندگی دیگران نمیگیم چه فکری داشته چه عقیده داشته چقدر به خدای خودش ایمان داشته که الان داره این شرایط تجربه میکنه میگیم طفلک فلانی مریض تو بیمارستان هر کسی یه چیزی میگن فلان ویروس جدید گرفته گفتن از کرونا بدتر همه میمرن و…..
و اینو گفتم تلنگری شد برای خودم من چه فکری دارم من چقدر ایمانم به خدا زیاد من چه عقیده ای دارم
من به خدا ایمان دارم که خدا کمکم میکنه و همه کارها رو انجام میدیم تموم میشه
تا حالا که اینجوری شد فلانی گفت ما یکماه خونمون اینجوری بود من و همسرم فکر نمیکردیم بتونیم اوپن خراب کنیم کنیم سخته ولی وقتی وارد کار شدیم دیدیم آنقدر هم که فکر میکردیم سخت نبود
الان فکر میکنیم چطور نخاله ها برت بیرون از خونه ما داریم خودمون کارها رو انجام میدیدم ولی نخاله ها رو باید کارگر بیاد ببره
همسرم میگه یکساعت کار داره اونم میره دیگه تصمیم گرفتم که حرف خانم فریبکار گوش ندم و حالم بد نکنم
من فکر میکردم دیگه من پیشکسوت شدم خانم فریبکار خیلی با من کاری نداره
ولی نه شرایطش پیش نیومده بود الان خیلی راحت داشت اعصابم خورد میکرد ولی دیگه سعی میکنم توکلم به خدا بدم بخدا بسپارم مسائل تا کابینت زده بشه
خدایا شکرت که به من کمک میکنی و منو همراهی و هدایت میکنی مراقب من هستی تا من هم خواستهام تجربه و زندگی کنم
و سعی میکنم از الان هر کاری که انجام میدم با ذوق و شوق انجام بدم و بهتر انجامش بدم تا جهان هم به من پاسخ متفاوت بده
خدایا میدونی من خیلی دوست دارم بهتر و راحتر زندگی کنم خدایا از تو میخوام به من کمک کنی راه و روش بهتر زندگی کردن به من بگی تا منم بتونم بهتر زندگی کنم
خدایا خیلی دوست دارم هر کاری که انجام میدم با ذوق و شوق انجام بدم خدایا از تو میخوام به من کمک کنی تا بتونم هر کاری با ذوق و شوق بهتر انجام بدم و لذت ببرم خوشحال بشم که خدایا من هم تونستم این کارو به راحتی انجام بدم
و خدایا شکر میکنم که منم تونستم اوپن خراب کنم خدایا شکرت که توانایی انجام هر کاری در من بوجود آوردی من حتی میتونم کارهای مردونه هم انجام بدم همون طور که قبلا انجام میدادم جعبه های گیلاس آلبالو ۱۵ کیلویی بلند میکردم تا ماشین میبردم خدایا شکرت
استاد میدونید منم دلم میخواست که صبح زودتر از خواب بیدار بشم الان ساعت ۸ بیدار میشم و چون از رختخواب جدا نمیشم دوباره خوابم میبره
من یه دورهای از زندگیم آرزو داشتم صبح زود بیدار بشم از خواب الان بیدار میشم ولی میگم حالا بلند میشم دیگه معلوم نیست که بلند میشمم ساعت چند بشه
و گفتم من خواستهام تجربه کردم آلان باید خواسته جدیدم اجرا کنم که خدایا من میخوام ساعت ۷ صبح که بیدار میشم از رختخواب بیرون برم دیگه تا شب نخوابم و تا بتونم یه روز خوب و عالی سرشار از اتفاقات خوب تجربه و زندگی کنم الهی آمین
و تصمیم گرفتم دیگه به خانم منفی باف توجه نکنم هر کاری انجام میدم بهتر انجام بدم از انجام اون نهایت لذت ببرم خدایا شکرت