0

مهمترین عامل تغییر زندگی

اندازه متن

تا همین چند سال قبل زندگی برای من معنی و مفهوم دیگری داشت.

تصور می کردم زندگی مانند داستانی است که من و اعضای خانواده ام شخصیت های آن هستیم و درد و رنج هایی که متحمل می شویم سختی هایی است که در زندگی همه انسانها وجود دارد.

تصور می کردم داستان زندگی هر خانواده ای از قبل نوشته شده است و هر انسانی که به جمع آن خانواده اضافه شود باید بر اساس داستان آن خانواده زندگی کند.

از این رو برای من طبیعی بود که شرایط زندگی ام مانند پدرم باشد و از نشانه های واضح آن کارمند بودن من در چندسال گذشته و دو برادر دیگرم است.

آنچه در تمام سال های حضورم در خانه پدری دیده بودم تکرار روند ثابت روزانه بود به همراه گله و شکایت برای مسائل کوچک و بزرگی که در زندگی مان رخ می داد.

به نظر می رسید تمام تلاش پدرم در زندگی این بوده است که کارمند دولت شود و پس از آن با خیال راحت از اینکه هر ماه دستمزد دریافت می کند، روزهای زندگی را سپری کرده و عمر را به پایان برساند.

روند زندگی من تا 35 سالگی دقیقا به همین شکل بود. پس از بالا و پایین شدن های بسیار صاحب مغازه ای شده بودم که نتیجه آن درآمدی در حد گذران زندگی به شکل سختگیرانه بود.

نکته حالب توجه اینکه من در ابتدا صاحب شغل دولتی شدم چون سال ها از پدرم شنیده بودم اگر کارمند بودن تضمین تداوم زندگی است اما رویای من از کودکی آرزوی داشتن کار آزاد را داشتم تصور می کردم افرادی که مغازه دارند اوضاع زندگی بهتری دارند.

رویای من به حقیقت تبدیل شد و پس از 8 سال کارمند بودن، تصمیم گرفتم از محل کار خود استعفاء داده و وارد کسب و کار آزاد شدم. سالها تلاش کردم اما هرگز شرایط زندگی من تغییر نکرد.

آن زمان اطلاعی از الگوهای ذهنی یا شکل گیری باورها نداشتم و نمی دانستم ذهن ناخودآگاه من روی زندگی در شرایط مشابه با خانواده ام تنظیم شده است. از این رو هرچه تلاش می کردم اوضاع زندگی من بهتر از دوران کارمندی نمی شد.

شرایط به همین شکل می گذشت تا در سال 1393 و در سن 35 سالگی با موضوع “قانون جذب” آشنا شدم.

برای اولین بار درباره قانون جذب و تغییر زندگی از زبان “استاد عباس منش عزیز” با این مباحث آشنا شدم و از آن روز مسیر زندگی من تغییر کرد.

هرچه بیشتر ادامه دادم موضوعات بیشتری برای من واضح شد.

اینکه چرا هرکاری می کنم، زندگی من تغییری نمی کند، چرا هرچه از خدا می خواهم انگار صدای مرا نمی شنود و بسیاری از مسائل دیگر که هر کدام مانند سدی مانع ورود جریان خوشبختی به زندگی من می شدند.

پس از تحقیق و مطالعه فراوان به این نتیجه رسیدم که تنها عاملی که می تواند زندگی من را دگرگون کند “ذوق و شوق” داشتن برای زندگی کردن است.

چیزی که در زندگی خودم و گذشتگانم ندیده بودم.

والدینم سال ها مشغول تکرار یک روند ثابت روزانه بودند، اطرافیانم به همین ترتیب زندگی می کردند و اکنون هم که به زندگی بسیاری از انسانها توجه می کنم به همین شکل زندگی می کنند.

من هم سال ها بود که ذوق و شوقی برای زندگی کردن نداشتم و فقط روزها را می گذراندم به امید اینکه شاید فردا معجزه ای رخ دهد و شرایط زندگی من تغییر کند.

زمانی که درک بهتری از قانون جذب و تغییر زندگی پیدا کردم به این نتیجه رسیدم که زندگی خودبخود تغییر نمی کند اگر من همان آدم گذشته باشم. به این نتیجه رسیدم که اگر می خواهم شرایط متفاوت در زندگی را تجربه کنم ابتدا باید خودم را تغییر داده و انسان متفاوتی شوم.

مطمئن شدم تنها راه متفاوت شدن، ایجاد “شور و شوق” زندگی کردن در خودم است.

درک کردم قانون جذب، نیرویی نیست که با مطالعه یا تکرار عبارت های تاکیدی فعال شده و شرایط عالی را وارد زندگی من کرده و زندگی مرا دگرگون کند بلکه قانون جذب، سیستمی است که من را به سمت شرایط بهتر جذب و هدایت می کند.

من، در چه صورت به سمت شرایط بهتر هدایت می شوم؟ زمانی که در شرایط بهتری زندگی کنم.

چگونه در شرایط بهتری زندگی کنم، من که موقعیت زندگی کردن در شرایط بهتر را ندارم؟

با داشتن شور و شوق برای زندگی کردن در همان شرایطی که دارم می توانم انگیزه و انتظار زندگی در شرایط بهتر را در خودم ایجاد کنم.

در این صورت قانون جذب به شور و شوق من برای داشتن زندگی بهتر پاسخ داده و مرا به سمت شرایط بهتر هدایت و جذب می کند.

قانون جذب چیزی را به سمت شما هل نمی دهد و شما نمی توانید با قانون جذب شرایطی را وارد زندگی خود کنید بلکه به عقیده من قانون جذب مانند جاده ای است که هر انسانی را به سمت خواسته اش هدایت می کند.

“ذوق و شوق” داشتن زبان گفتگو با قانون جذب است. به اندازه ای که ذوق و شوق زندگی کردن و تجربه شرایط جدید را داشته باشید، قانون جذب شما را به سمت شرایط جدید هدایت می کند. در واقع شما را جذب شرایط جدید می کند نه اینکه شرایط جدید را جذب زندگی شما کند.

بسیاری از افراد با این تصور که با استفاده از قانون جذب می توانند شرایط دلخواهشان را وارد زندگی شان کنند مباحث مربوط به قانون جذب را دنبال می کنند و این در حالی است که بسیاری از این افراد هرگز شرایط زندگی شان تغییر نمی کند چون این قانون نمی تواند چیزی را وارد زندگی شما کند، فقط می تواند شما را به سمت آنچه می خواهید هدایت و راهنمایی کند.

برای تغییر شرایط زندگی نیاز به حرکت کردن و عمل کردن است چرا که اگر مقصد به شما نشان داده شود اما حرکت و اقدامی از سوی شما صورت نگیرد جایگاه شما تغییر نخواهد کرد.

از آنجا که عامل اصلی تغییر زندگی حرکت و اقدام کردن است بنابراین مهمترین عامل تغییر زندگی داشتن “ذوق و شوق” زندگی کردن است. چرا که اگر شما ذوق و شوق زندگی کردن داشته باشید به منظور کشف کردن و تجربه کردن آماده حرکت کردن خواهید بود و الا اگر بهترین شرایط برای شما فراهم شده باشد اما شما ذوق و شوق و انگیزه حرکت کردن نداشته باشید هرگز زندگی شما تغییر نخواهد کرد.

اهمیت موضوع ذوق و شوق داشتن سبب شد که در این فایل آموزشی درباره این موضوع مهم برای همراهان عزیزم صحبت کنم.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.48 from 27 votes

https://tanasobefekri.net/?p=32372
برچسب ها:
13 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار پونه عدل تهرانی
      1402/11/13 05:57
      مدت عضویت: 1651 روز
      امتیاز کاربر: 14515 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 539 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      وقت بخیر عزیزان 

      من قبلا یه مدتی خیلی شور وشوق داشتم وقتی می رفتم سر کار با اینکه کارم هم خیلی سخت بود دوست داشتم میامدم خونه تازه کارامو می کردم خیلی ذوق داشتم ولی این دو ساله که نمی رم سرکار هر روز اصلا نمی دونم چیکار کنم صبح که بلند می شم یه روزهایی که برنامه ای ندارم ولی بعضی روز ها خودم و مجبور می کنم کارام و می کنم و می رم مثلا پیاده روی بعد وقتی میام حالم خیلی بهتر میشه من صبح ها باید حتما از خونه برم بیرون حالا مثلا اگه فقط برم تو حیاطم بشینم خوبه خیلی برام . 

      یه وقتها چرا نمی دونم اصلا فکر که می کنم یادم نمیاد من هیچ وقت انقدر شور و شوق داشته باشم ولی می دونم اگر باشه همه چی بهتر می شه .روزهایی که آدم حالش خوبه احساسش خوبه همه چی خوب پیش می ره .منم حالا سعیم و می کنم ولی نمی دونم چرا الان که کار نمی کنم اوضاع فرق کرده مثلا هفته پیش خودم و مجبور کردم تنهایی برم کوه و وقتی رفتم واقعا لذت بردم و خوشحال شدم از اینکه رفتم . 

      و مثلا از چیزهایی که دارم هر چند وقت یه بار مثلا کیفم و عوض می کنم . یادمه من واقعا الان که فکر می کنم بعد از این همه وقت من همش منتظر بودم همه چی تموم بشه مثلا دخترم کوچیک بود منتظر بودم بره مدرسه . دبستان …. بعد این طور یعنی همش منتظر تموم شدن مقطعی بودم و به مقطع بعدی فکر می کردم .

      حالا هم سعی می کنم در لحظه باشم و لذت ببرم . شور داشته باشم . یه موقع ها دارم و یه موقع هم خودم و مجبور می کنم .

      هر روز صبح اون عبارت های زندگی با اراده خدا و تکرار می کنم با خودم که شور و شوق من برای زندگی همسو با اراده خداوند است و هر آنچه باعث تر و نگرانی من می شود واقعی نیست .و بقیه جملاتش .

      فکر کی کنم یه سری از غذاهایی که جدیدا درست می کنم و یاد گرفتم چون شور وشوقش و داشتم خیلی خوب می شه مثلا اش رشته دیگه می بینم از همه بهتر می شه و دیگدیگه اش های بقیه به دهنم خوشمزه نمیاد .

      مثلا من دارم تمرین می کنم هر وقت می رم حموم یاد بچه گی هام میافتم که با مادر بزرگم می رفتیم حموم نمره و ما رو می شست و منتظر دلاک می شد تا بیاد و همچین کیف می کرد البته همچنان از حموم لذت می بره چن سال پیش که خونه مامانم بود  روزهای حمومش از شب قبل بغچه می چید حوله و وسایل و می زاشت و با شوق و ذوق همه کارهاش همینطوره یعنی از اون ابی که میامد از دوش کیف می کرد و تا موقعیکه می خواست خودشو خشک کنه و مثلا یه موقع ها من موهاشو سشوار می کشیدم و کرم می زد خیلی کیف می کردم می دیدمش همیشه کیف می کرد از همه چی .نمی دونم چرا واقعا الان آدم‌ها اینجوری شدن . 

      خدایا من هم دوست دارم با شور وشوق زندگی کنم هدایتم کن هر روز بتونم شوق داشته باشم و زندگی کنم مرا در مسیرهای شاد قرار بده . شور زندگی بهم بده .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1402/07/11 13:54
      مدت عضویت: 1592 روز
      امتیاز کاربر: 26201 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,121 کلمه

      به نام خدای مهربانم  که هر لحظه هادی و حامی من هست .

       سلام و درود من شاد و پر انرژی در مسیر رسیدن به اهدافم و تحقق رویاهام دارم قدم برمی دارم 

      من تا به الان حدودا ۳۸ سال عمر با عزت و عمر با شکوه از خدا گرفتم و هیچ وقت  مورد خاصی در زندگی من نبوده یا حد اقل من یادم نمیاد هر چه بوده مسایل  روزمره و عادی و پیش پا افتاده بوده  که در زندگی همه ی ما  بوده و هنوزم در زندگی خیلی ها هست و نمیدونم و یادم نمیاد چقدر زندگی ذوق و شوق داشتم اما در کل ادم درونگرا و  آرام و  عاطفی و خونسردی بودم و تا حدودی هم خجالتی بودم و اتفاقا خیلی اوایل ازدواجم کلاس های مختلف رفتم و خودم رو سرگرم میکردم و چون من جز افرادی هستم که در هر کاری که شروع کنم پشتکار دارم تمام کلاسها رو تا اخر میرفتم و حتی مدرک فنی و حرفه ای  اونها رو  هم میگرفتم اما ذوق و شوق خاصی برایبیشتر ادامه دادن و درامد زایی خاصی از  هیچ کدوم نداشتم  یعنی باید بگم میرفتم که سرگرم بشم و خلاصه زندگی میکردم و زندگی ارام و بدون دغدغه ای  به لطف خدا داشتم  اما از وقتی با این مسایل ذهنی اشنا شدم انگار در  وجود من طوفان شد بی تاب یادگیری بودم و هر روز برای اگاهی های جدید ذوق و شوق داشتم و  هنوزم دارم و اصلا فرد دیگه ای شدم در تمام جنبه ها متحول شدم اصلا من برای لاغر شدن وارد سایت شدم اما با مسایلی اشنا شدم که سالها از خدا میخواستم  در درک اونها کمکم کنه بی حد مشتاق یادگیری بودم و هستم و فکر کنم تک تک کامنتهای من گواه این حرفم هستن و یادم میاد چطور درها برای من باز شدن فقط بگم قبل ورودم داخل این  سایت چند ماه قبلش  عضو چند کانال تلگرام بودم با عنوان انرژی مثبت و و چند کانال روانشناسی …که  محلق شدنم به اونهام  به خاطر این بود که یکی از اون کانال ها مال دختر خالم بود و خودش عضوم کرده بود و بقبه هم به خاطر این بود که  به روانشانسی  یکم علاقه داشتم  بعد وارد سایت شدم و نمیدونم چطور    بود  یادم نمیاد خیلی اتفاقی وارد کانالی شدم که درمورد همین قانون جدب اموزش میداد و همونجا بازم  خودم نمیدونم چطور در حالی که ذوق و شوق یادگیری لاغری و این مسایل رو  در سایت تناسب فکری داشتم با استادی در زمینه ی  خود شناسی اشنا شدم که با دوره های ایشون بسیار متحول شدم و بسیار با ذوق بیشتر و انگیزه ی  بیشتر در این سایت استاد عطار روشن راهم رو ادامه دادم و زندگی با طعم خدا رو گوش دادم و انگار که من هر دقیقه رو هزار بار زندگی میکردم و دیگه انگار اگاه بودم و بیدار شده بودم و چنان دوق و شوق برای زندگی  داشتم که خدا خودش شاهده  سه سال کرونا رو من بدون ذره ای دلواپسی و ناراحتی و بیماری پشت سر گداشتم و اصلا کاری به اطرافم نداشتم مهم خودم و حال خوبم بود که به شدت دنبال اون بودم و هنوزم  هستم و چنان هم موفق شدم که زندگیم در تمام جنبه ها تغییر کرد و دیگه من هیچ ربطی به گذشته ی خودم نداشتم .

       دیگه من با لذت و شوق غدا میخوردم و خررید میکردم و اهنگ گوش میدادم و دوش میگرفتم و تفریح میکردم و  سفرهای مختلفی رو تجربه می کردم چقدر به جمع های خوبی دعوت شدم و دورهمی های عالی داشتم و …چقدر  من عاشق خودم شدم و انگار تازه خودم رو پیدا کرده بودم و با دوق و شوق هر لحظه با خودم عشق می کردم و زندگی می کردم و اینقدر لذت بردم که نفهمیدم چطور این چهار سال یعنی از سال ۹۸ تا ۱۴۰۲ گذشت تا چند وقت پیش که  یه مشکل کوچک کمی من رو درگیر کرد و من اینقدر با صبر و حوصله و  با ارامش و اگاهی و با اموزشها.  با این قضیه جلو رفتم که در نهایت بهترین نتیجه رو گرفتم و اما یکم ارامشم خدشه دار شده بود یکم ترس و نگرانی داشتم حال خوبم مثل فبل نبود  تا اینکه بازم با عشق به همین راه و اگاهی ها ش و  من دوباره با تکرار و استمرار  تونستم خودم رو و حال خوبم رو و انگیزه و اشتیاقم رو  مثل قبل پیدا کنم و خدا شاهده قدر تک تک لحظات زندگیم رو انگار بیشتر میدونم و سعی میکنم از تک تک لحظاتم لذت ببرم و هر یک لحظه  رو زندگی کنم و هیچ زمانی رو به بطالت نگذرونم و میخوام بگم  این ذوق و شوق همیشه با من بوده و هست که باعث استمرارم در این مسیر شده اتفاقا دیروز به  قدری خلوت زیبایی با خودم داشتم که نگو و همون باعث شد   انرژی جسمی من بالا بره  و حالم بسیار  خوب بود که میتونم به جرات بگم  بهترین بهترین روز زندگی من بعد از اون قضیه بود و مطمعنم از این به بعد هر روز همون قدر عالی و خوب خواهم بود چون دوست دارم همینقدر با عشق و انرژی و انگیزه زندگی کنم اتفاقا من هم دیشب ساعت سه شب خوابیدم اما ساعت هشت صبح دیگه بیدار بودم و نمیتونستم بیشتر  بخوام و خیلی با ذوق پا شدم و به سمت تکرار دوره ام رفتم و فایلم رو گوش دادم و نوشتم و چون من خانم خانه داری هستم میخوام همینجا بگم از وقتی در میسرم  نه تنها بدون حس بد و قربانی بودن کارهای روتین ام رو انجام میدم بلکه با حس خوب و ذوق و شوق که خدایا ممنونم که بازم زنده ام و  فرصت زندگی دارم و توانایی جسمی دارم و  اینکه خدایا شکرت که کلی نعمت دیگه در زندگی  دارم که میتونم کارهام رو به درستی انجام بدم .دارم زندگی میکنم 

      من با  دیدن کوچکترین صجنه ها در زندگی ام ذوق میکنم و مطمعنم این ذوق و شوق من  در مسیر زندگیم باعث شگفتی ساز شدن من در تمام جنبه های زندگیم میشه من تمرین میکنم با صدای قلبم زندگی کنم یعنی حتی برای اینکه چه لباسی بپوشم به ندای درونم گوش میدم  و چقدر همیشه نتیجه برام عالی میشه در خرید کردن هام همینطور در تصمیم گیری هام همینطوز و ….من همیشه دوست دارم با صدای قلبم هر کاری رو هر چند کوچک انجام بدم و از نتیجه اش ذوق کنم .

      خدایا شکرت که  انتخاب شدم تا  این اگاهی ها رو بشنوم و دیگه مثل قبل زندگی نکنم چون زنده ام  بلکه از روی ذوق و شوق و عشق زندگی کنم  نه اینکه بخوام ادا در بیارم بلکه این ذوق و شوق من  درونی هست و فقط،خودم میدانم چه حالی دارم و همیشه  به خودم میگم به قول استاد اگر اینها در وجود من نباشه من هیچ فرقی با اون شخص مرده در زیر خاک ندارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/03/10 17:42
      مدت عضویت: 403 روز
      امتیاز کاربر: 44685 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 443 کلمه

      سللم برخدای کا تناسب جسم وسلامتی روبه من بخشید حمد سپاس 

      سلام براستاد وهمه افرادی هم مسیر 

      انگیزه واشتیاق وشور شوق رو نمیشه ازبیرون انتظار داشته باشیم اگه به این شکل همه افرا جامعه همه درشادی فراون بودن نه به شکل حالا که بیشترمردم درحالت عصبی هستن 

      وفتی خوب دقت میکنیم بعضی افراد ازدورن شاد وخوشحال هستن محیط شاید بعضی زمام به این افراد تاثیر بزاره ولی زمان بیشتری شادوخوشحال هستن  چون این نشاط وشور وشوق ازمنبی دورنی انهارسرچشمه میگیره هرکجا که باشن 

      منبع انرژی وشادی هستن 

      بازم افرادی هستن توبهترین محیط وشادترین محیط هم زندگی وهم رفت امد دارن ولی بازم همیشه وبیشترین زمان ناراحت وعصبی هستن چون این شادی ازبیرون ومحیط هستن ازدرون این افراد نیست 

      هرکاری اگه توش انگیزه واشتیاق نباشه دراثر مرورزمان دراون فرد حالتیاس به وجودمیاد بعد نامیدی ودراخر کنارکذاشتن اون هدف که اول به نظر خیلی شور وشوق داشتن ولی بعده متوجه میشی که اون زپان اون ازهیجان بوده نه علاقه 

      من بارهابه افرادیکه به منزل‌ما دررفت امدن بودن با دیدن گل گیاه من ابزارعلاقه به نگهداری داستن وازمن گل یاگیاه  گرفتن تا یی مدت داشتن خوب نگه داری میگردن ولی بعد از مدت همه گیاهن ازدست دادن چرا 

      اول اگاهی درستی نداشتندچون شور شوق من وعشق به گل گیاهدرونی  نداشتن نتواستن ادامه داده وهمون گیاه که من به انها دادم من هم دارم برای انها خراب ولی برایمن به چندین گیاه جدید تبدیل شد این اولین نشانه شور شوق من نسبت به داشتن گیاه هست که دروجوداون افرا به اندازه من نبود چون با دیدن احساس گردن که میتوان انجام بدن من امکانش براش قراردادم ولی نتیجه چیزی جز خراب شدن نبود 

      پس درنظر من حتی توتناسب جسم هم داشتن شوروشوق هم درماندن وهم درنتبجه گرفتن واستمراداشتتن جداب کو هست درصورتی که با نشدن این علاقه نمیشه تومسیر بود وادامه داداگه به حالت هیجانی اقدام برای بودن دراین مسیر کنن چون جواب گو نیست من ساعت ۵یا شاید۴ وفتی ازخواب بلند میشم جرا اولین کارم بعداز بیدلرشدن بعدازنمازم فوری بی هدردادن زمان شروع برنامه ومروو همه تمریناتی که هرروزباید انجامشون بدم اگه شور شوق نداشته باشه اول صبح هرکاری دیگرانجام میدم‌ جززاینکارچون میتوانم هزارتا بهانه برای خودم درمدلهای مختلف بتراشم که نخوام انجام بوم یا به ییدساعت دیگه خلاصه هرکاری که به انجام ندان تمام بشه پس اون شور شوق که امروز چی میخو ام بادبگیرم چی میخو ام تمرین کنم اول اموختم به رفتاروبعدبه عمل تبدیل کنم بر ای رسیدن به هدف چون بهترین نتیحه شوروشوق من است پس همه مورارد دربودن هدف وعلاقه اشتیاق وشور شوق خلاصه میشه هرکدوم ازاینه نباشه  نیجه هم اگه بگیریم اون فقزدرزمان کم ماندگارهست توطول زمان اثرش ازبین رفته وبازگشت به عقب رو شاهد خواهیم بود ویا نتیجه نگرفتن خلاصه میشه 

      خدا پشت وپنا هتون یاحق حق نگه دارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fariba
      1401/11/06 15:24
      مدت عضویت: 488 روز
      امتیاز کاربر: 13845 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 439 کلمه

      من در طول روز یک سری از کارهایی رو که دوست دارم انجام میدم اما هیچ وقت به این توجه نداشتم که باید با ذوق وشوق ادامه بدم و برای انجام کارهام با ذوق و شوق داشته باشم ،

      یک زمانی من انجام کار های خوب خودم حتی در طول روز حس انجامش رو ندارم و باید این اگاهی رو داشته باشم و من این آگاهی رو نداشتم که باید با ذوق و شوق در طول روز انجام بدم من از امروز که این فایل رو گوش دادم تصمیم گرفتم که از فردا و از همین حالا شروع کنم به انجام کارهای خودم با ذوق  و شوق و احساس خوب و الان که به این آگاهی رسیدم که میتونم کارهای خودم رو با ذوق و شوق بالایی انجام بدم از این به بعد تمام کارهای کوچک و بزرگ خودم را با ذوق و شوق بیشتری انجام میدم مثل از خواب بیدار شدن از خواب بیدار میشم هستیم گرفتم با یک احساس درونی خوب و با ذوق و شوق و ادامه به زندگی بیدار بشن و روزم رو باشو گذاری احساسات خوب و طعنه‌های بسیار خوبی شروع کنم 

      الان که این فایل رو گوش دادم و به این آگاهی درباره زهرا داشتن برای ادامه زندگی رسیدم خیلی احساسی بهتری دارم و از همین حالا تصمیم گرفتم که کارهای خودم را حتی کوچکترین کار مثل شانه زدن موهای خودم را با ذوق و شوق بیشتری انجام بدم و در نهایت به آنچه در طول روز توجه کنم و احساس خوبی نشان بدم بیشتر از زندگی لذت میبرم و نتیجه خوبی خواهد داشت ،

      من مدتهاست که به موسیقی علاقه مند هستم و دوست دارم که از این به بعد برای انجام تمرینات خودم با ذوق و شوق بیشتری تمرینات خودم را انجام بدم،همین تمرینات فایل های خوب هم میتوانم با ذوق و شوق بیشتری انجام بدم ، می خواهم از این به بعد یک انسان کاملاً با ذوق و شوقی باشم و در طول زندگی امید و انرژی خوبی رو نسبت به محیط اطرافم داشته باشم، 

      خیلی خوشحالم از تغییرات خودم تا به الان و خیلی این فایل برای من مفید بود و از این پس به ذوق و شوق بیشتری اهمیت میدم و در تمام کارهای خودم دقت می کنم تا برای کارهایم وقت بگذارم و ذوق و شوق داشته باشم،

      اما اینکه از سوق شوق حرف میزنیم این نیست که ادای آن را در بیاریم باید از درون خودمون این کار را انجام بدیم و تصمیم بگیریم که کارهای روزانه خودمان را با ذوق و شوق بیشتری انجام بدهیم تا از زندگی لذت بیشتری ببریم،

      همچنین برای شما هم مسیری آن خوب و عزیزم ذوق و شوق داشتن رو ارزو مندم ،

      با تشکر از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 14535 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 329 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز.

      شور و شوق داشتن نکته بسیار مهمی بود که در این فایل خداوند برای من فرستاد .مدت زیادی بکد اصلا علاقه ای به کارم نداشتم و به زور برای اینکه فقط غیبت نکرده باشم سر کار حاضر میشدم و عملا کار نمی کردم به هر بهانه ای از زیر کار سر باز می زدم و حتی پیش می اومد علی رغم میل باطنی فایل ها را در محل کار و بجای انجام کارم انجام میداوم و این کار باعث شده بود که حتی هز گوش دادن فایل و انجام تمرینات هم احساس خوبی نداشتم و احساسم خوب نبود چون عذاب وجدان داشتم کار اصلی خودم رو انجام نداوم و ممکن زیر سوال برم و یادم اومد تمرینی که داشتم فکر کنم روز ۵ یا ۶ تکرار بود راهکارهای احساس خوب ؟

      جواب من به خودم این بود که هر گاری رو به جای خود و در زمان خود به بهترین شکل انجام بدم دراین صورت حال و احساسم خوب هست .اما عمل نمی کردم و همان روال که احساسم رو بد می کرد ادامه دادم. نمیدونستم چکار کنم از خدا کمک خواستم با خدای خودم به زبان خیلی ساده و روان حرف زدم و امروز به شکل معجزه آسایی به این فایل هدایت شدم و با اینکه دوره ها و تمرینات خودم رو داشتم و اصلا بنا نبود  این صفحه از سایت رو باز کنم اما خدا رو شکر تلنگری به من زده شد که به لطف خدا با تغییر دادن و داشتن  شور و شوق و حرکت کردن در مسیر رسیدن به  هدفم تلاش خواهم  کرد و  نتایج عالی را کسب میکنم.

      باز هم در همین جا برای خودم تکرار میکنم زینب جان در مسیری که هدایت شدی باید شور و شوق داشته باشی و حرکت کنی عمل کنی فقط فایل گوش نده مقطعی حالت خوب مبشه فایده نداره عمل کن و همیشگی حالت رو خوب کن و احساس  و رضایت عالی از خودت داشته باش .

      زینب جان بهترین خودت باش.

      خدایا ممنون و سپاسگزارم

      استاد عزیزم ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1400/11/28 22:54
      مدت عضویت: 1624 روز
      امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      یادم اوایل دوره به قدری ذوق داشتم که ساعت پنج صبح از خواب بیدار میشدم وقتی که فایل گوش میدم قشنگ تو زمانی که بیست دقیقه فایل کلی شکمم میره تو و سبک میشم شاید تعجب کنید ولی این اتفاقی که برای من میوفته مخصوصا فایلهای جدید

      وقتی دوره را ادامه میدم کلی اشتهام کم میشه و یک مسیر ارام کاهش سایز در طی مسیر عادی زندگیم به دست میاورم مرحله به مرحله لباسهام اندازم میشه و الان کتی که ۱۸ سال پیش خریدم اندازم شده و شلوارش هم داره اندازه می شه این عالی عالی

      استاد ممنون میشم فایلی در مورد تاثیر قدرت ذهن بر سلامتی توی سایت بزارید

      من باری بیدار شدن شور و شوق دارم برای اماده کردن صبحانه برای تهیه ناهار برای خانه تکانی برای تمام اتفاقات تکراری برای اجرای میثاق نامه کلی شور و شوق دارم برای خربد برای خوردن یک دمنوش کنار همسرم شور و شوق دارم

      استاد من ادم خیلی موفق و ثروتمندی میشناسم که برای دو تا دونه نارنج کلی شوق و ذوق داشت

      استاد دقیقا وقتی ذهنت برات مثالهای خوبی میاره تا با هم هم مسیر بشی مثالهای عکس میاد

      فردی میشناسم اصلا به صفت ذوق داشتن معروف برای هر چیز بیش از اندازه هیجان زده میشه ولی متاسفانه همیشه شکست های عجیبی میخوره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      1400/11/07 17:00
      مدت عضویت: 1651 روز
      امتیاز کاربر: 17768 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 692 کلمه

      سلام به استاد همیشه خندان 

      سلام به همگی 

      استاد عزیزم این فایل هم خیلی عالی بود واقعا شور وشوق مرا برای ادامه ی مسیرم بیشتر کرد.خیلی عالی بود .چقدر شور وشوق میتونه کارها رو برای آدم لذت بخش بکنه .من تصمیم گرفتم ازین به بعد شورواشتیاقم رو حفظ کنم وبا اشتیاق فراوان همه کارهام رو انجام بدم .خونه داری بچه داری همسر داری گوش دادن فایلها کتاب خوندن نوشتن وخیلی از کارهای دیگه ام رو .استاد یه جایی گفته بودن هر جایی الآن هستین بهترین خودتون باشید واون کار رو به بهترین شکل انجام بدین .حتی خونه داری 

      استاد منم خیلی وقتها به درس دخترم با اجبار و عذاب روحی انجام میدادم ولی از یه جایی به بعد دیگه با خودم تصمیم گرفتم این کار رو با عشق انجام بدم و این کارم کردیم وخیلی خوب موفق شدیم بهترین کاردرستی ها و بهترین گلیپ ها و آزمایشات رو با دخترم ضبط کردیم .قبلا من خیلی عصبی میشدم می‌گفتم وقتم داره تلف میشه همزمان با درس دخترم فایل گوش میدادم همش سرش داد میزدم ولی یع حسی بهم گفت قرار نیس چند کار رو باهم انجام بدی از یک ساعت یا دو ساعت درس خوندن با دخترت لذت ببر وفقط روی یک کار تمرکز کن ومن این رویه رو پیش گرفتم .

      حالا هم تو خیلی از کارهام تمرکز بر یک کار میکنم به خصوص موقع غذا خوردن فقط تمرکزم روی غذاست تصمیم گرفتم با آرامش آگاهی غذا بخورم تا از غذا خوردن لذت ببرم.ولی در سایر کارهام سعی میکنم هندزفری تو گوشم باشه مثلا کارهای خونه واقعا من بعد دوره خیلی عاشقان ه تر وبا علاقه هر کاری رو میکنم کارهای خونه پختن غذا یا حمام یا رسیدگی به حیوانات یه عشقی در درونم هست .

      دیروز رفتم طبقه اول خونمون به خاطر کچ کاری کثیف ونامرتب شده بود اونجا رو برای اجاره گذاشتیم رفتم با عشق تمیز کردم خیلی عالی شد چند ماهه خالی هست و مستاجر نتونستیم جذب کنیم .همسرم زیاد به خونه نمیرسه چند ماهه جاهاییش گچ کاری میخواست به خاطر زردی رطوبت ها من بهش گفتم به خونه برس تا مستاجر خوب بیاد چون خونه آماده نیس مستاجر نمیاد باید همه چی برای اومدن مستاجر آماده باشه بالاخره آورد کچ کاری کرد بعد سه چهار ماه منم که دیروز تمیز کردم دیشت مشاور املاک برای دیدن خونه یه مستاجر آورد واقعا حسم خوب بود موقع تمیز کردن وشب یک خانواده اومدن دیدن 

      مهم نیس بپسندن همینه که بعد تمیز کاری و شور وشوق من برای آماده کردن اومدن ببینن خیلی خبر خوبیه برای من و میبینم که قانون داره کار میکنه .ومن قانون رو بلدم و عمل میکنم .

      یا چند سال پیش مرغهامون تخم نمیزاشتن فصل تخم گذاری بود منم اون موقع تازه با قانون آشنا شده بودم به همسرم گفتم مرغها جای تخم گذاشتن ندارن ده تا جا برای تخم گذاشتن مرغها درس کرد من سال اولم بود مرغ نگه می داشتم جاها که درس شد مرغها هر روز تخم میکردن یعنی اون بهار تابستان بیست تا مرغ این قدر تخم گذاشتن که من هم به درآمد رسیدم هم می خوردیم هم فروختم هم بخشیدم هر روز با عشق و ذوق میرفتم غذا می ریختم باقی غذاها مون حتی پوست سیب زمینی پیاز هم میخوردن هر روز تخم مرغ داشتیم واقعا خیلی برام شگفت انگیز بود واقعا اوایل آشناییم با قانون خیلی نتایج شگفت انگیز گرفتم تو سال اول چون خیلی ذوق داشتم .

      هم برای خودم محصول تولید کردم هم فروختم هم دوره هایی و جذب کردم تخم مرغ فروختم هم لاغر شدم اون سال بدون هیچ دوره فقط عبارات تاکیدی درس کرده بودم برای خودم خیلی هدایا گرفتم اولین سال حالا میفهمم اون نتایج فقط به خاطر شور وذوقم بود ودیگر هیچ ذ

      رفته رفته همه چیز برام عادی شد و شور وشوقم رو از دست دادم و نتایجم رو ندیدم واینکه به امید نتیجه ادامه دادم و شور وشوق اولیه ام رو از دست دادم چون به خاطر نتیجه گوش دادم .

      ولی از امروز دوباره با این فایل شور وشوق م زیاد شد وبه خودم قول میدم با عشق و علاقه وشور و ذوق دورهای لاغری وخلق آرزوها رو ادامه بدم و چشم از نتیجه واخر کار بردارم ومطمئنم با این طرز نگرش و رفتار نتایج خود به خود آشکار میشه 

      ممنونم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار darya.69.ft
        1401/10/29 14:31
        مدت عضویت: 1459 روز
        امتیاز کاربر: 613 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 95 کلمه

        سلام دوست عزیز 

        چقدر خوب ذوق و شوق را در زندگیتون پیاده کرده بودید .

        بهتون تبریک میگم و کاملا باهاتون موافقم وقتی شوق و ذوق داشته باشیم تمام کارها برایمان آسان می شود و بدون اینکه گذر زمان را متوجه بشویم کارها به اتمام می رسد و نتیجه های شگفت انگیزی نصیبمون می شود . طوری که شادی و نشاط سراسر وجودمون رو می گیرد و ما روحیه می گیریم برای کارهای بعدی.

         و روزهای پیش رو با لذت شروع می کنیم و با موفقیت به اتمام می رسانیم.

        همیشه در مسیر موفقیت باشید 😊

        ایام به کامتون خوش🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته هاشمی
      1400/11/07 10:43
      مدت عضویت: 1595 روز
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 7 کلمه

      بسیار عالی خداوند حفظتون کنه استاد عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1400/11/07 01:43
      مدت عضویت: 1592 روز
      امتیاز کاربر: 26201 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,649 کلمه

      سلام  و درود بر استاد گرامی و دوستای هم مسیرم 

      چقدر  استاد عزیز   حرف های شما رو درک کردم چقدر برام قابل لمس بودن چقدر برای من آشنا هستن چقدر شبیه زندگی من هستن  .

      چون من از وقتیکه در دوره ها هستم  و اصلا با این مباحث آشنا شدم یعنی ارسال ۱۳۹۸ من در  هر لحظه از زندگیم شور و شوق دارم بارها شده کمبود خواب دارم و ظهر هنگام درس دادن به پسرم خواب آلودم  اما به محض تمام شدن درسهای اون به عشق آموزشها و شور و شوق بودن در سایت  من وارد این سایت میشوم  و با لذت مینویسم و  اصلا  انگار اون موقع خواب از سر من میپره و یا اگر خیلی کمبود خواب داشته باشم  وسط کامنت نوشتن ممکنه یه دقیقه چشمام روی هم بره اما با اون حالت ذوق و شوق بیدار میشم و دوباره به نوشتم ادامه میدم ،بارها شده همسرم این حالت من رو دیده و به من گفته خب  چرا اینطور میکنی بخواب ؟؟؟؟  ولی من خوابیدن رو انتخاب نکردم و با عشق و با اون حالت خواب آلودگی  نوشتم  و از بودن در سایت بیشتر از خوابیدن  لذت بردم برای همین این کار رو انتخاب کردم    و دقیقا یکی از تغییرات قابل لمس منم در این مسیر این هست که من شب در هر ساعتی که بخوابم ولی  صبح ،زود با شور و شوق از خواب بلند میشم و زندگیم رو شروع میکنم و. اصلا انگار دوست دارم که بیدار بشم و  یه صبح دل انگیز دیگه رو در این دنیا ببینم ،انگار حتی اگر خودمم بخوام بخوابم اون اشتیاق و اون شادی درونی مانع از این کار من میشه و من با سرزندگی و حس خوب, به زندگی  کردن و لذت بردن از هر چیزی مشغول  کارهام میشم. انگار داخل دلم امید هست نور و روشنایی هست انگار دلم قرص که آینده برای من زیبا هست و امروز  هم ،یه روز زیبا  خواهد بود  و این حرفها رو کسی داره میزنه که تا چند سال پیش نمی‌دونستم صبح زود یا حتی  صبح دیر چطور هست و من هیچ وقت این موقع روز  رو در زندگیم نمی‌دیدم و معمولا  تا ظهر در رختخواب بودم و اگر به هر علتی باید صبح زود پا میشدم حالم بد بودو  عصبانی بودم اما حالا ۱۸۰درجه تغییر کردم من هر روز صبح رو لمس میکنم با تک تک سلولهام زندگیش میکنم  اونم با حال خوب و لذت با شور و شوق و اشتیاق  و همین  جا باید بگم و اعتراف کنم من ،من قبلی نیستم میفهمم که خوابم میاد اما نمیتونم بخوابم همون اشتیاق سوزان  رو که میگن من دارم و حتی تا این حد که از چشمام اشک میاد از شدت بیخوابی ولی دوست ندارم بخوابم می‌خوام به یادگیری  این قوانین جهان مسلط بشم  اصلا تمام ساعتهای روزم  کامل مشخص شده و برنامه ریزی شده هست که درچه ساعتی چه فایلی گوش بدم و حاضر نیستم حتی یک دقیقه از وقتم بیهوده تلف بشه و اصلا مثل قبل تفریح ها و حرف زدن های آلکی  و در جمع بودنهای الکی  به  من حال نمیده و من فقط شور و شوق کار کردن روی خودم  رو دارم و همین اشتیاق باعث شده  که من هر روز با عشق هندزفری رو داخل گوشم بزارم و با عشق کارهای منزل و وظایف روزانه ام رو انجام بدم  منی که قبلاً از انجام کارهای منزل  گله و شکایت داشتم حالا با عشق همه رو انجام میدم منی که قبلاً به بعضی افراد حس خوب نداشتم حالا با عشق با همه رفتار میکنم حتی با حیوانات هم مهربان‌تر شدم ترسم از اونها کمتر شده و به اونها عشق میدم منی که از گربه ها متنفر بودم حالا از دیدنشون و عشق دادن به اونها لذت میبرم  فقط  با عشق  رفتار میکنم  و  حتی تا جایی که همسرم متعجب شده که در من چه اتفاقی افتاده که دیگه نمی‌ترسم  و دیگه کم چیزی میتونه  من رو اذیت کنه و حالم رو بد کنه و اصلا  از این جنس اتفاقها هم در زندگی من کم شده پس    من ،به خودم به زندگی به اطرافیانم  به نعمت‌هایی که در زندگی دارم  با عشق به اونها نگاه میکنم و لذت میبرم و از زنده بودنم نهایت استفاده رو میکنم و من  بارها به خودم  میگم  به پاس قدر دانی از خدای خودم که یک  فرصت  دیگه داده تا من یک روز دیگه در این دنیا باشم باید با حال خوب و  با عشق زندگی کنم … .

      همین یه ماه پیش بود که به اجبار  به خاطر شرایط,این بیماری کرونا  و حضوری شدن مدارس برای امتحانات ،  مسولیت رفت و آمد فرزندانم به مدرسه  به من داده شد و اولش  همسرم گفت میتونی  این کار رو بکنی و من   مقاومت کردم ولی بعدش به خاطر دوست ،دخترم که اصرار کرد پذیرفتم و اما دیگه  از همون شروع کار نگرشم رو تغییر دادم و  با عشق این مسولیت جدید رو انجام میدم و اصلا گله و شکایتی ندارم و برعکس خوشحالم  که این قضیه  باعث شد من صبح زود از خونه بیرون برم و مناظر زیبای زمستانی رو مثل هوای  بارون و  مه و ابری و … رو ببینم  و  از زندگیم و از خودم لذت ببرم   تازه بعدش که بیام خونه با خوشحالی فایلهای دلخواهم رو گوش میدم و لذت میبرم که یه وقت اضافه تر برای کار کردن روی خودم پیدا کردم در صورتی که اگر قبلاً بود  فقط به همسرم  غر میزدم که من این کار رو نمیکنم  این وظیفه ی  من نیست باید سرویس بگیری و ازاین حرفها ولی چون من تغییر کردم  و  افکار و شخصیت  من تغییر کرده پس من  با عشق دارم زندگی میکنم و این کارو انجام میدم  و تازه خوشحال هم هستم و حتی بارها شده در یک روز دخترم رو بردم و یه ساعتی رو جلوی در  مدرسه منتظر بودم تو هوای عالی زمستانی و قدم زدم و فایل گوش دادم  تا کلاس دخترم تموم بشه و دوباره بیارمش خونه  و بعد اومدم خونه پسرم رو آماده کردم اون رو بردم و   بازم داخل مدرسه منتظرش موندم و دوباره آوردمش خونه و بعد ناهار درست کردم و  کارهای خونه رو انجام دادم و بعد شروع به تدریس اون کردم و ….و این همه نشون میده من با عشق دارم زندگی میکنم و گرنه امکان نداشت در گذشته  من این همه کار با هم انجام بدم اونم به بهترین شکل ممکن طوری که الان  همیشه  خونه ی من از تمیزی  برق میزنه  غذاهای با کیفیت و دلخواه خانوادم رو  درست میکنم پسرم  رو با عشق و بدون اعصاب خوردی به بهترین شکل درس میدم  و بارها  به خودم میگم باید از یادگیری  و این همه هوش پسرم لذت ببرم و شاکر خدا برای داشتن این چنین فرزندانی باشم  در حالی که میبینم بقیه ی مادرها از تدریس آنلاین  چقدر غر میزنن و احساس ناراحتی دارن  ولی من تمام آزمایشهای علوم پسرم  رو علاوه بر تدریسش  با هم انجام میدیم و …. و برای همین  بارها مورد تشویق و محبت معلم پسرم قرار گرفتم و اینها همه به خاطر عشقی هست که  به زندگیم و خانوادم دارم   و مطمعنم جهان دریافتیم  و شرایط من رو تغییر خواهد داد و جایگاه من رو تغییر خواهد داد و  البته دارم میبینم چقدر برخورد همسرم و اطرافیانم با من تغییر کرده از وقتیکه من تغییر کردم و من از وقتی که دارم با عشق زندگی میکنم  دنیای من تغییر کرده من بارها شده همون اول صبح که از خواب پا میشم از شدت عشق و اشتیاق قبل از پلی فایل دلخواهم یه آهنگ شاد و پر انرژی گوش میدم و اینقدر با اون آهنگ  حالم دگر گون میشه که شاید حتی از شدت اشتیاق اشک شوق بریزم و یا گاهی اوقات کلی با اون آهنگ. شادی میکنم و یا سپاسگزاری داشته هام رو  میکنم  و داخل دفترم مینویسم و لذت میبرم  بستگی به اون روزم داره ببینم چی دوست دارم. همون  رو انجام میدم و مطمعنم این کار شور و شوق  واشتیاق من به زندگی هست  چون من حس  و حالم  برای زندگی کردن تغییر کرده و من دیگه با حس خستگی و بی حوصلگی و سر اجبار  در خونه کار نمیکنم و بر عکس گذشته ام باید بگم  حتی  من  هر روز  یه لباسی  رو  که دوست دارم  با یه رنگ خاص که دوست دارم  می‌پوشم  و یه مدل مو که دوست دارم برای خودم استفاده میکنم م حتی عطرهای خوشبو میزنم و بهترین صندلهای   روی فرشی طبی رو می‌پوشم و بهترین نرم کننده ها به دست و صورتم میزنم ناخن‌هام رو خودم  مرتب  میکنم و  سوهان میکشم و به مراتب میبینم شرایط زندگی من داره تغییر می‌کنه و من هر روز اعتماد به نفسم و روابطم و آرامشم و حالم بهتر شده چون با عشق دارم زندگی میکنم. و  یکی دیگه از تغییرات جدید من در این راه  این هست که  دوست دارم به خودم و اطرافیانم  کمک کنم پس هر کاری از دستم بر بیاد برای همسر و فرزندانم با عشق انجام میدم برای مادرم و خواهرانم  و خانواده ی همسرم و دوستام و …..انجام میدم و بازخورد بسیار خوبی از  طرف  اطرافیانم دارم می‌گیرم و همه هم به من متقابلاً عشق میدن که خیلی این حس رو دوست دارم و وقتی به خودم میام میبینم اطراف من رو فقط ادمهای خوب  و اتفاقهای خوب  و شرایط خوب و فقط خوبیها  …. پر کرده  حتی کلی نتایج جدید  از تغییر جسمم دارم  چون دارم با شور و شوق هر روز داخل سایت تناسب فکری میام. و می‌نویسم و لذت میبرم و ردپاهای  من گواه  این حرفم هستن حتی اگر سایت رو فیلتر کنند بازم من با عشق خواهم آمد و خواهم نوشت و مطمعنم نتیجه این همه تعهد و شور و شوق من سلامتی و تناسب اندام بیشتر هست .

      من ذوق و شوق یادگیری. دارم و برای خودم ارزش قایلم  و هر روز به خودم ورودی خوب میدم  و لذت میبرم   مثل غذای خوب که میخورم .

      من دارم به بهترین شکل زندگی میکنم و مطمعنم جهان به بهترین شکل پاسخ من رو میدهد و  اتفاقا    میبینم که زندگی من  داره به بهترین شکل تغییر می‌کنه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار آرامش
        1401/01/25 12:16
        مدت عضویت: 905 روز
        امتیاز کاربر: 4848 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 30 کلمه

        سلام دوست عزیزم

        از خوندن نوشته شما لذت بردم. با نوشته زیباتون شور و اشتیاقتون به من هم منتقل شد. 

        انشاالله که روز به روز بیشتر به خواسته های دلتون برسید. 

        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      1400/11/06 18:42
      مدت عضویت: 981 روز
      امتیاز کاربر: 1306 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 326 کلمه

      ذوق و شوق در این مسیر اون کبریت اخر ک میزنی ب هیزم و آغشته ب نفت
      هیزم هس نفت هس ولی تا اون کبریت نزنی اون نمیسوزه شعله ور نمیشه تو هم گرما شو حس نمیکنی
      یادمه قبل اینک بیام سایت از مطالب چن تا استاد از اینستا بر میداشتیم و همزمان کتاب و قران میخوندن رو خودم کار میکردم ولی از لاغری با ذهن اطلاعی نداشتم موقعی ک همه خواب بودن پیاده روی میکردم
      الان هم ک وارد سایت شدم از تموم زمانهام ک میتونم بزارم رو سایت میام و سعیم ب اینک یاد بگیرم
      حتی شده روزهایی ک اصلا حال ندلشتم اما اومدم اگه شور و شوقی نباشه اون حالم بهانه ای میشه برام
      شده مهمون بودم کار داشتم اما یجوری سعیم ب فعالیت بوده
      دنبال بهانه برای برار نبودم بلکه با تموم وجودم اودم با عشق
      اصلا احساس خستگی دلزدگی نداشتم از تکرار مطالبی میشنوم

      یادمه مارفته بودیم برای خواهرم لباس عروس ببینیم
      تقریبا تموم پاساژها لبای عروس بود ولی از میون اون همه مغازه فقط یک نفر خانوم اونقدر با شوق و اونقدر باعلاقه توضیح میداد و وقت میزاشت ک کلا من عاشق اخلاقش شدم
      با شوق و دوق هر کدوم ک ماگفتیم پوشوند شرایطشو توضیح داد خلاصه برا کارش وقت گذاشت و کارش براش تکراری نبود
      در حالی ک من ی کفش میخواستم بگیرم فروشنده اونقدر برخورد بدی داشت ک من نخریدم
      این نشون میده علاقه و عاشق بودن چقدر فرق داره
      من قبل اینک اینجا باشم همیشه حوصله ام گردگیری خونه سرمیرف یعنی باتموم زورم خودمو وادار میکردم ک تمیز کنم
      اما الان ن خودم پا میشم کارمو میکنم
      قبلا از ترس بقیه یکی بیاد و فلان انجام میدادم اما الان ن
      قبلا ک رژیم میگرفتم از روی اجبار بود دلم میخواست لاغر شم ولی خسته بودم از نخوردن حسرت نتیجه نگرفتن
      اما اینجام با تمام وجودم
      ادامه میدم چن من ایمان دارم ک دیدن رنگین کمان نصیب کسایی میشه ک تا اخر باران بشینن خسته نشن ایمان داشته باشن و صبر کنن وقت بزارن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار گلستان
        1402/04/07 09:36
        مدت عضویت: 291 روز
        امتیاز کاربر: 1200 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 89 کلمه

        سلام دوست خوبم! 

        نوشته شما عالی بود !

        حالم رو خیلی خوب کرد. 

        من هم موقع خرید به این موضوع دقت کردم؛ از رفتار بعضی فروشنده ها حس خوب میگیرم و به اصطلاح همیشه می گم :این آدم به کارش دل داده وعاشق کارشه و حتما از اون خرید میکنم.

        تعبیرتون درباره ی دیدن رنگین کمان ، اشک تو چشمام جمع کرد :دیدن رنگین کمان نصیب کسانی میشه که تا آخر باران بشینن وخسته نشن و ايمان داشته باشن و وقت بزارن. 

        ممنونم که این حس زیبا رو به من هم منتقل کرديد. 

        پایدار باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم