بسیاری از انسانها تصور می کنند برای تغییر زندگی باید عوامل و امکانات مختلفی در اختیار داشته باشند و به همین دلیل هرگز انتظار تغییر شرایط زندگی خود را ندارند.
شاید عوامل مختلف تا حدودی در مسیر تغییر زندگی موثر باشند اما مهمترین عامل که در نبود آن هرگز موفق به تغییر شرایط زندگی خود نخواهید شد ذوق و شوق داشتن است.
داستان زندگی
تا همین چند سال قبل زندگی برای من معنی و مفهوم دیگری داشت.
تصور می کردم زندگی مانند داستانی است که من و اعضای خانواده ام شخصیت های آن هستیم و درد و رنج هایی که متحمل می شویم سختی هایی است که در زندگی همه انسانها وجود دارد.
تصور می کردم داستان زندگی هر خانواده ای از قبل نوشته شده است و هر انسانی که به جمع آن خانواده اضافه شود باید بر اساس داستان آن خانواده زندگی کند.
از این رو برای من طبیعی بود که شرایط زندگی ام مانند پدرم باشد و از نشانه های واضح آن کارمند بودن من در چندسال گذشته و دو برادر دیگرم است.
آنچه در تمام سال های حضورم در خانه پدری دیده بودم تکرار روند ثابت روزانه بود به همراه گله و شکایت برای مسائل کوچک و بزرگی که در زندگی مان رخ می داد.
به نظر می رسید تمام تلاش پدرم در زندگی این بوده است که کارمند دولت شود و پس از آن با خیال راحت از اینکه هر ماه دستمزد دریافت می کند، روزهای زندگی را سپری کرده و عمر را به پایان برساند.
روند زندگی من تا ۳۵ سالگی دقیقا به همین شکل بود. پس از بالا و پایین شدن های بسیار صاحب مغازه ای شده بودم که نتیجه آن درآمدی در حد گذران زندگی به شکل سختگیرانه بود.
نکته حالب توجه اینکه من در ابتدا صاحب شغل دولتی شدم چون سال ها از پدرم شنیده بودم اگر کارمند بودن تضمین تداوم زندگی است اما رویای من از کودکی آرزوی داشتن کار آزاد را داشتم تصور می کردم افرادی که مغازه دارند اوضاع زندگی بهتری دارند.
رویای من به حقیقت تبدیل شد و پس از 8 سال کارمند بودن، تصمیم گرفتم از محل کار خود استعفاء داده و وارد کسب و کار آزاد شدم. سالها تلاش کردم اما هرگز شرایط زندگی من تغییر نکرد.
اهمیت الگوهای ذهنی
آن زمان اطلاعی از الگوهای ذهنی یا شکل گیری باورها نداشتم و نمی دانستم ذهن ناخودآگاه من روی زندگی در شرایط مشابه با خانواده ام تنظیم شده است. از این رو هرچه تلاش می کردم اوضاع زندگی من بهتر از دوران کارمندی نمی شد.
شرایط به همین شکل می گذشت تا در سال ۱۳۹۳ و در سن ۳۵ سالگی با موضوع “قانون جذب” آشنا شدم.
برای اولین بار درباره قانون جذب و تغییر زندگی از زبان “استاد عباس منش عزیز” با این مباحث آشنا شدم و از آن روز مسیر زندگی من تغییر کرد.
هرچه بیشتر ادامه دادم موضوعات بیشتری برای من واضح شد.
اینکه چرا هرکاری می کنم، زندگی من تغییری نمی کند، چرا هرچه از خدا می خواهم انگار صدای مرا نمی شنود و بسیاری از مسائل دیگر که هر کدام مانند سدی مانع ورود جریان خوشبختی به زندگی من می شدند.
پس از تحقیق و مطالعه فراوان به این نتیجه رسیدم که تنها عاملی که می تواند زندگی من را دگرگون کند “ذوق و شوق” داشتن برای زندگی کردن است.
چیزی که در زندگی خودم و گذشتگانم ندیده بودم.
والدینم سال ها مشغول تکرار یک روند ثابت روزانه بودند، اطرافیانم به همین ترتیب زندگی می کردند و اکنون هم که به زندگی بسیاری از انسانها توجه می کنم به همین شکل زندگی می کنند.
من هم سال ها بود که ذوق و شوق برای زندگی کردن نداشتم و فقط روزها را می گذراندم به امید اینکه شاید فردا معجزه ای رخ دهد و شرایط زندگی من تغییر کند.
زمانی که درک بهتری از قانون جذب و تغییر زندگی پیدا کردم به این نتیجه رسیدم که زندگی خودبخود تغییر نمی کند اگر من همان آدم گذشته باشم. به این نتیجه رسیدم که اگر می خواهم شرایط متفاوت در زندگی را تجربه کنم ابتدا باید خودم را تغییر داده و انسان متفاوتی شوم.
مطمئن شدم تنها راه متفاوت شدن، ایجاد “ذوق و شوق” زندگی کردن در خودم است.
درک کردم قانون جذب، نیرویی نیست که با مطالعه یا تکرار عبارت های تاکیدی فعال شده و شرایط عالی را وارد زندگی من کرده و زندگی مرا دگرگون کند بلکه قانون جذب، سیستمی است که من را به سمت شرایط بهتر جذب و هدایت می کند.
من، در چه صورت به سمت شرایط بهتر هدایت می شوم؟ زمانی که در شرایط بهتری زندگی کنم.
چگونه در شرایط بهتری زندگی کنم، من که موقعیت زندگی کردن در شرایط بهتر را ندارم؟
با داشتن شور و شوق برای زندگی کردن در همان شرایطی که دارم می توانم انگیزه و انتظار زندگی در شرایط بهتر را در خودم ایجاد کنم.
در این صورت قانون جذب به ذوق و شوق من برای داشتن زندگی بهتر پاسخ داده و مرا به سمت شرایط بهتر هدایت و جذب می کند.
قانون جذب چیزی را به سمت شما هل نمی دهد و شما نمی توانید با قانون جذب شرایطی را وارد زندگی خود کنید بلکه به عقیده من قانون جذب مانند جاده ای است که هر انسانی را به سمت خواسته اش هدایت می کند.
“ذوق و شوق” داشتن زبان گفتگو با قانون جذب است.
به اندازه ای که ذوق و شوق زندگی کردن و تجربه شرایط جدید را داشته باشید، قانون جذب شما را به سمت شرایط جدید هدایت می کند. در واقع شما را جذب شرایط جدید می کند نه اینکه شرایط جدید را جذب زندگی شما کند.
بسیاری از افراد با این تصور که با استفاده از قانون جذب می توانند شرایط دلخواهشان را وارد زندگی شان کنند مباحث مربوط به قانون جذب را دنبال می کنند و این در حالی است که بسیاری از این افراد هرگز شرایط زندگی شان تغییر نمی کند چون این قانون نمی تواند چیزی را وارد زندگی شما کند، فقط می تواند شما را به سمت آنچه می خواهید هدایت و راهنمایی کند.
برای تغییر شرایط زندگی نیاز به حرکت کردن و عمل کردن است چرا که اگر مقصد به شما نشان داده شود اما حرکت و اقدامی از سوی شما صورت نگیرد جایگاه شما تغییر نخواهد کرد.
از آنجا که عامل اصلی تغییر زندگی حرکت و اقدام کردن است بنابراین مهمترین عامل تغییر زندگی داشتن “ذوق و شوق” زندگی کردن است. چرا که اگر شما ذوق و شوق زندگی کردن داشته باشید به منظور کشف کردن و تجربه کردن آماده حرکت کردن خواهید بود و الا اگر بهترین شرایط برای شما فراهم شده باشد اما شما ذوق و شوق و انگیزه حرکت کردن نداشته باشید هرگز زندگی شما تغییر نخواهد کرد.

اهمیت ذوق و شوق در زندگی
ذوق و شوق، شعلهای است که به زندگی ما معنا و انگیزه میبخشد. این احساس مثبت نه تنها به ما انرژی میدهد، بلکه به ما کمک میکند تا به اهدافمان دست پیدا کنیم و از زندگی لذت بیشتری ببریم.
چرا ذوق و شوق مهم است؟
✅ انگیزه و حرکت به سوی اهداف:
ذوق و شوق، نیروی محرکهای است که ما را به سمت اهدافمان سوق میدهد. وقتی به کاری علاقهمند هستیم، با اشتیاق بیشتری برای رسیدن به آن تلاش میکنیم.
✅ خلاقیت و نوآوری:
افرادی که با ذوق و شوق به کارهایشان میپردازند، اغلب ایدههای جدید و خلاقانهای دارند. زیرا با علاقه و کنجکاوی بیشتری به دنبال راه حلهای نو میگردند.
✅ ارتباطات بهتر:
اشتیاق و انرژی مثبت، جذابیت افراد را افزایش میدهد و به آنها کمک میکند تا روابط اجتماعی قویتری برقرار کنند.
✅ سلامتی بهتر:
مطالعات نشان دادهاند که افراد با روحیه مثبت و پرشور، کمتر دچار بیماریهای روحی و جسمی میشوند.ی
✅ رضایت از زندگی:
وقتی به کاری که انجام میدهیم علاقهمند هستیم، احساس رضایت و خوشحالی بیشتری میکنیم.
چگونه ذوق و شوق خود را حفظ کنیم؟
- کشف علایق جدید: به دنبال فعالیتهای جدید و هیجانانگیز باشید.
- گذراندن وقت با افراد مثبتاندیش: بودن در کنار افرادی که انرژی مثبت دارند، میتواند به شما انگیزه دهد.
- یادگیری مداوم: یادگیری چیزهای جدید، ذهن شما را فعال نگه میدارد و به شما حس رضایت میدهد.
- تعیین اهداف واقعبینانه: اهدافی را برای خود تعیین کنید که قابل دستیابی باشند و به شما انگیزه دهند.
- تقدیر از موفقیتهای کوچک: هر پیشرفت کوچکی را جشن بگیرید.
- مراقبت از خود: تغذیه سالم، ورزش منظم و خواب کافی به شما انرژی میدهند.
چه عواملی باعث کاهش ذوق و شوق میشوند؟
- استرس و فشار روانی: استرس زیاد میتواند باعث کاهش انرژی و انگیزه شود.
- تکرار روزمرگی: انجام کارهای تکراری و روتین میتواند باعث خستگی و بیحوصلگی شود.
- مقایسه خود با دیگران: مقایسه خود با دیگران میتواند باعث احساس کمبود و ناامیدی شود.
- ترس از شکست: ترس از شکست میتواند مانع از تلاش کردن شود.
در نهایت، ذوق و شوق یک نیروی درونی است که با پرورش و مراقبت میتواند تقویت شود. با ایجاد تغییراتی مثبت در زندگی خود، میتوانید شعلهی ذوق و شوق را در دل خود روشن نگه دارید و از زندگی لذت بیشتری ببرید.
اهمیت موضوع ذوق و شوق داشتن سبب شد که در این فایل آموزشی درباره این موضوع مهم برای همراهان عزیزم صحبت کنم.
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.17 از 95 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام
ذوق و شوق در زندگی گام ۲۱
وقتی کلمه ذوق و شوق در زندگی و یا احساس خوب میاد من فکر میکردم مثلا باید بخندی خوش حال باشی و برقصی یعنی جوری باشه که دیگران ببینن فلانی چقدر سر حاله انگار هیج غمی نداره ولا چه خوبه خدایا چرا من ایجوری نیستم و از وقتی چندین فایل در این زمینه گوش دادم که استاد تاکید میکنه ذوق و شوق داشتن به رقص و پایکوبی نیست به اون حس درونت هست که می بینی مثلا حالت خوبه سبکی کارات خوب پیش میره صبح که از خواب بلند میشی احساس خوبی داری امیدواری شکرگزاری بهتری انجام میدی دلت آروم هست خیلی مواقع اینو تجربه کردم که وقتی از خواب بیدار شدم سبک بودم یه لبخند آرومی رو لبهام بوده شکر گزاری مو خوب انجام میدادم دلم آروم بود به چیز خاصی فکر نمیکرد امیدوار و سرحال صبحانه آماده میکردم صورتم میخندید با همسرم رفتار خوبی داشتم احساس آرامش سر تا پای وجودم را فرا میگرفت و الان فهمیدم این همان ذوق و شوق زندگی هست و نتیجه اش را هم دیدم پس ذوق و شوق درونی داشتن رکن اصلی در زندگی هست و اما برعکسش و گاهی در افرادی دیدم که خنده های مصنوعی داشتن شوخی های الکی جنب و جوش رقص همه مشخص بود بیرونی هست و طرف داره تظاهر میکنه یه آدم شاده درونش فوق العاده داغونه
داره به قول خودمون خودشو گول میزنه و اینو زیاد دیدم و متوجه شدم تفاوت بین ذوق و شوق در ونی و یا از طریق دنیای پیرامون و سعی میکنم جز اون دسته باشم که همیشه درون زیبایی دارن و نیازی به دنیای پیرامون نیست با یه چیز خیلی کوچک هم شادن و خوش حال و از زندگی و زنده بودنشون لذت میبرن .
ایشالا .
نشان های دریافت شده
گام ۲۱ اهمیت ذوق و شوق
سلام بر لبخند و شور و هیجان
و لبخندهای شاد استاد روشن عزیز که بهمون شور زندگی و فایل گوش دادن و رشد میده
ذوق و شوق همون کبریت آخره که به هیزم آماده میزنیم تا آتش زندگیمون روشن بشه و گرما بخش وجودمون بشه چقدر این جمله یکی از کامنتا به دلم نشست و قشنگ بود
من وقتی برای اولین بار از پاشنه کش خیلی بلندی که تازه خریدیم استفاده کردم چنان ذوقی از خودم نشون دادم که همسرم از خنده روده بر شده بود اونم جلوی واحد آپارتمان فکر کنم همه ی همسایه ها صدای ذوق کردن منو شنیدند که چون قبلا پاشنه کش مون خیلی خیلی کوتاه بود باید هر دفعه دولا میشدم و خیلی سختم بود ولی اینبار با استفاده از یک پاشنه کش یک متری چقدر من ذوقیدم
میخندیدم و خوشحال بودم و همش میگفتم چه کیفی میده خدااااا چقدر راحته دوست داشتم هی کفشم رو از دوباره بپوشم و ذوق کنم
نمیدونم شاید اون زمان ده هزار تومان خریده بودیمش و قیمتی نداشت ولی من دوستش داشتم و به اصطلاح توصیفی همسرم خر کیف شدم
آره گاهی ذوق میتونه از کوچکترین داشته ها و کارهامون باشه مثل شانه کردن و پریشون کردن موهامون در باد
مثل وقتی که دستامو از پنجره ماشین بیرون میارم تا باد بخوره و کف دستامو رو به خورشید میگیرم
مثل وقتی کله ی کچلم رو دوران شیمی از پنجره بیرون میاوردم که کله م باد و آفتاب بخوره دوست داشتم بهم حس خوبی میداد حس رهایی …مجبور نبودم خودمو با کلاه گیس خفه کنم
میخوام ازین به بعد یک انسان کاملا با ذوق و شوق بیشتری بشم و در طول زندگیم امید و انرژی خوبی رو بهمه و محیط اطرافم بدم جوری که همه دوست. داشته باشند کنار من باشند
من با ذوق و شوق صبح از خواب پا میشم دوشمو میگیرم قهوه مو درست میکنم و در بهترین حالت انرژیم میام فایل گوش میدم
از وقتی سکوت و مدیتیشن در تنهایی رو تمرین کردم و تونستم مخمخه های ذهنیم رو کمتر کنم صدای قلبم رو بهتر شنیدم و حالا برای انجام هر کاری به صدای قلبم هم گوش میدم و نتیجه عالی میشه
انرژی ما واگیر داره چه مثبت چه منفی
واسه همین باید حواسمون باشه چه چیزی و چه کسی رو به فضای خودمون راه میدیم
کلام انسان روح وجودشه
واسه همینه که تو گروه وقتی شهپر بانو صحبت میکنه همه مسخ و سراپو گوش میشیم یا وقتی فرزانه جون اون مدیتیشن قشنگ رو برامون با صدای روح انگیز خودش فرستاد همه یه طوری شدیم
کلمات صداهایی هستند که توسط ارتعاشات افکارمون ایجاد میشوند
هر کلمه ای که از دهانت خارج میشود باید غنی شده توسط ارتعاشات اصیل روحت باشه تا به دل بشینه
و من یه چیزی رو خیلی خوب فهمیدم که ثروتمند بودن فقط به پول داشتن نیست
از نظر من استاد روشن انسان فوق العاده ثروتمندیه
در اندیشه های عالی ش
در لبخند زدن هاش در شروع فایلها
در شادی کردن و در ذوق و شوق موقع ضبظ فایلها
در مهربان بودن و عشق الهی ورزیدن
در عشق ورزیدن به خانواده ش و در آغوش گرفتن فرزندانش
در فایلهای رایگانش در سایت
چه خوبه آدم در همه چیز ثروتمند و غنی باشه نه فقط مال و اموال
امیدوارم یه روزی منم مثل استادم به بالاترین رهایی ها برسم
بالاترین رهایی آزاد شدن از نظرات دیگران
روزی که بتونیم بدون وابستگی به نظرات دیگران از خودمون و فردیتمون لذت ببریم ،آن روز روز رهایی مونه
بعضی روزا به قول شهرزاد جون گروهمون درد و مشکل در زندگی همه مون پیش میاد تو زندگی منم خیلی هست
من فهمیدم
درد در زندگی اجتناب ناپذیره اما درد کشیدن یه انتخابه
همون طوری که الان لاغر شدن برامون یه انتخابه
بهش فکر کنید …
در آخر میخوام متنم رو با این جمله ای که باهاش زندگی میکنم به پایان ببرم
زور خدا از همه بیشتره ،همه برات نخوان خدا برات بخواد کافیه
بچه ها یه چیزی بگم فقط نخندیدا مخصوصا اکبرآقا نخنده من تازه فهمیدم اون بالای متن گزینه هایی داره که من میتونم قسمتهایی از نوشته مو بولد یا کج راه کنم و نمیدونید چه خر کیفی شدم الان که ازش استفاده کردم
چرا من اون بالا رو ندیده بودم اینم از ذوق من
نشان های دریافت شده
سلام مژگان عزیز باز هم مثل همیشه لذت بردم از متن زیبایی که نوشتی
براوووووو
نشان های دریافت شده
سلام بر دوستان وهم مسیران نازنین
ذوق وشوق و تاکید استاد براهمیت آن
که براستی حفظ آن حداقل در تمام یا اکثر اوقات زندگی کاریست سخت اما باتمرین وممارست وپی بردن به اهمیت آن شدنی است
وحلقه گمشده قریب به اتفاق ما انسانهاست
خوب بیاد دارم که درسی سالگی شروع به آموختن هنر کردم وچنان سرشار از ذوق واشتیاق بودم که اگرچه طبق روند اصولی ۱۵ سالی دیرآمده بودم اما با استمرار ونزدیک به ۱۰ سال آموزش دیدن وتمرین خودرابه سطح قابل قبولی رساندم
و چه روزهایی که بخاطر عدم ذوق وشوق آسیب دیدم
سپاس از شما بابت این آگاهی ناب و درجه یک
سلام استاد
شور و شوق داشتن درهرکاری بسیار مهم و حیاتی است چون وقتی در هر کاری شور و شوق داشته باشیم انگیزه برای انجام کارها در ما زیادتر میشود و با افزایش انگیزه ، امید و رسیدن به هدف درما شکل میگیرد
ما درهرکاری موفق بودیم و به ان هدف رسیدیم در رسیدن و انجام ان کار بسیار شور و شوق و امید داشتیم وگرنه دروسط راه با اولین مانع بهانه میاوریم و ان کاررا رها میکردیم و اصلا کاری را انجام نمی دادیم
بارها شده بود برای گرفتن رژیم و یا رفتن به باشگاه ابتدا با شور و شوق شروع میکردیم ولی چون امید و انگیزه ی کافی برای ادامه مسیر نداشتیم با اولین احساس خستگی و یا حرف دیگران بهانه میاوریم و ان را رها میکردیم ولی الان وقتی نگاه میکنیم می بینیم برای یادگیری و انجام کارهایی که انگیزه داشتیم در بدترین شرایط ان را انجام دادیم . به عنوان مثال
من تا قبل از ازدواج اصلا به فکر یادگیری رانندگی نبودم بعد از ازدواج همسرم خواست یاد بگیرد و با اولین دعوت برای یادگیری من ان را قبول کردم با اینکه در ماه اخر بارداری بودم من دقیق یادمه یک روز موقع ناهارخوردن همسرم گفت میخواهم بروم اموزش رانندگی ماشین یاد بگیرم تو هم میخواهی بیایی و من هم با خوشحالی گفتم اره چرا که نه شوهرم خندید و گفت من شوخی کردم تو با این شرایط سخت چطور میخواهی رانندگی یاد بگیری برای خودت و بچه خطرناکه، بگذار بعد از به دنیا امدن بچه و من گفتم نه من هم میایم چون شما با من هستی و مواظب من هستی اصلا سخت نیست و من دیگه کوتاه نیامدم چون میدانستم وعده به آینده شاید این کار دیگر انجام نشود و با شور و شوق و انگیزه و امید برای رانندگی ثبت نام کردم و بار اول ایین نامه قبول شدم و داخل شهر بار اول چون نگفته بودم باردارم و با کمی معطلی پارک دوبل را انجام دادم رد شدم ولی بار دوم به سرهنگ گفتم و او با تعجب گفت حالا اینقدر واجب بود این رانندگی دراین شرایط و من گفتم من با همسرم دارم یاد میگیرم و نمیخواهم از او عقب تر باشم و سرهنگ خندید و گفت باشه ولی من تمام کارهایی که برای قبولی باید انجام بدهند از شما میگیرم اگر درست انجام دادی قبول میشوی من هم گفتم باشه ولی اگر سریع انجام ندادم ردم نکنید و سرهنگ رسولی (هنوز بعد از 25 سال اسمش یادمه ) گفت باشه و تمام امتحان را انجام دادم و قبول شدم دقیقا یادمه چهارشنبه بود من امتحان دادم و قبول شدم و شنبه رفتم زایمان و پسرم به دنیا امد و خدارا شکر هیچ مشکلی هم نداشت و الان خودش راننده ی ماهری شده است حتی بهتر از من
ووقتی به موفقیت هایی درزندگی نگاه کنیم میبینیم که چقدر شرایط سختی را با شور و شوق پشت سر گذاشتیم که وقتی به ان فکر میکنم چون الان ان شور و شوق را ندارم شاید اگر الان بود هرگز حاضر نبودم دوباره ان شرایط سخت را تجربه کنم .(مثل درس خواندن تا کارشناسی ارشد – یاد گیری رانندگی – یادگیری آشپزی – یادگیری قالی بافی – یادگیری شغل – یادگیری بعضی از هنرهایی که دوست داریم و….)
شور و شوق باعث افزایش موارد ذیل میشود
1- انگیزه و حرکت به سوی هدف 2- خلاقیت و نوآوری 3- ارتباطات بهتر 4- سلامتی بهتر 5- رضایت از زندگی 6- سپاسگزاری از خداوند برای رسیدن به اهداف
پس ما باید بدانیم برای رسیدن به هرهدفی که میخواهیم دران موفق شویم علاوه بر تصمیم قاطع شور و شوق است که مثل بنزین وسیله مارا روشن و گرم نگه میدارد و مارا به سمت جلو میبرد در غیر اینصورت ما با اولین مانع از خرکت بازمی ایستادیم . برای متناسب شدن هم باید دراین مسیر با شور و شوق صبح وقتی از خواب بیدار میشویم ابتدا سپاسگزاری کنیم برای اینکه بتوانیم یک روز جدید را اغاز کنیم و با شور و شوق فراوان میثاق نامه را جلو آیینه بخوانیم و با شور و شوق فایل ها را گوش کنیم و مطالب ان را درک و درزندگی روزمره خود به کار ببریم و بدون سختی و با امید به متناسب شدن دراین مسیر با احساس خوب به سمت جلو حرکت کنیم .
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
انسان باید حی باشد منظور از حی این نیست که نفس بکشه بلکه باید زنده باشه زنده یعنی با اون چیزی که داره خودش رو بسازه نه اینکه حالا بره یه چیزی بخره حالش خوب بشه و خب شور و شوق داشتن یعنی زنده بودن یعنی بتونی با اون چیزی که داری خودت رو خوشحال کنی حالت رو خوب کنی نه اینکه بخواهیم با عوامل بیرونی شور و شوق داشته باشی چون خیلی زود از بین میره
اتفاقا امروز رفتم آرایشگاه خانوم آرایشگر وقتی رنگ موهای من رو گذاشت میرفت مینشست و تو گوشیش بود دوباره میومد چک میکرد و دوباره میرفت مینشست کار من ۴ ساعت طول کشید و این خانوم هیچ کاری نکرد برای ارایشگاهش من همش با خودم میگفتم وای اگر این آرایشگاه از من بود الان این میزو میزاشتم اون طرف، اون سطل و خالی میکردم،پرده رو میکشیدم و….. ولی چرا اون خانوم اون طوری نبود چون هیچ ذوق و شوقی برای کارش نداشت و اگر حرفی هم بین خودش و شاگردش زده میشد همش گرونی و چرا بچه ها آنلاین هستن چیزی متوجه نمیشوند و از این جور حرفهای ناامید کننده بود
حالا چه جوری شور و شوق رو در خودمون به وجود بیاریم شاکر باشیم شکر گذار زندگیمون باشیم در مبحث متناسب شدن شکر گذار بدنمون باشیم ما سالم هستیم حالا یه خورده چاقیم
انگیزه نداریم شور و اشتیاق نداریم انگار آسمون به زمین اومده حالا چاقیم دیگه ولی تو راهیم،تو مسیریم ،تو گروه دوره همی لاغری بعضی دوستان دوره رو دارن بعد هی میگن من هم از شنبه میخوام شروع کنم بعد من میگم وای اینا دوره رو کامل دارن چرا نشسته ان؟ چون من مرحله ی دوم دوره هستم و انشالله که میتونم بقیه ی دوره رو هم تهیه کنم
ولی این و میخوام بگم که این دوره خیلی خوبه مرتب، منظم من اگر جای دوستان بودم دوره تموم میشد دوباره از اول دوباره از اول حتی اگر متناسب شدی برای اهداف دیگه درستش کن خیلی باحاله چون خیلی به آدم انگیزه میده درسته انگیزه باید درونی باشه ولی خب این دوره چیز دیگه ایست
به هر حال سعی کنیم زنده باشیم و زندگی رو زندگی کنیم
خدایا شکرت ۲۲۰
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
شور و شوق یا ذوق و شوق داشتن کلماتی هست که بار مثبتی دارن،همینکه ادا میشن انگار ی موج مثبت و پر از حس خوب رو له آدم منتقل میکنن.این ی میل درونیه،ی نیروی درونیه که باید به صورت خودجوش به قلیان برسه،چطور باید اتفاق بیفته؟؟با مرور افکار خوب،با مرور اتفاقات خوبی که در گذشته داشتیم،و با نگاه کردن به آینده که فردا چطور باشه من حالم خوبه؟؟من ماه بعد یا سال بعد کجا و در چه شرایطی باشم خوشحال ترم؟؟با اینجور سوالات میشه شوق و ذوق رو درون خودمون برای رسیدن به خواسته هامون فعال کنیم.و برای رسیدن به اون هدف باید تمام احساس خوبمون رو بذاریم یعنی صد خودمون رو بذاریم تا رسیدن به اون خواسته یا هدف مسیرش کوتاه تر و راحت تر باشه.درباره خود من ،بر اساس نیازم توی محل کارم من باید کار با کامپیوتر رو کاملا مسلط باشم و چون علاقه به انجام کارم داشتم برای یادگیری نرم افزارهای کامپیوتر،از طریق آموزش مجازی رو شروع کردم،منی که تا معلم بالا سرم نباشه حاضر نیستم کتاب و جزوه رو ورق بزنم چه برسه به یادگیری ولی القصه من با آموزش مجازی یکی از نرم افزارهای پر کاربرد رو صفر تا صد آموزش دیدم و برای انجام این کار هر روز ی زمانی رو اختصاص میدادم و کار میکردم و نتیجه ش شد ترقی و پیشرفت توی محل کارم،شوق داشتن یعنی همینه،یعنی تو بدون اینکه هزینه کنی یا بخوای مسافتی رو طی کنی که کلاس بری توی محل کار یا خونه از راه دور و به راحتی با باز کردن چند تا سایت اون چیزیو که خواهانش هستی رو یاد بگیری و توی کار موفق تر بشی،از این نمونه ها زیاد دارم که با شوق و ذوق انجامشون دادم و لذتش رو بروم یا ی زمانی که تدریس کردم،با عشق با علاقه با حال خوب سالها کار مورد علاقه مو انجام دادم و نتیجه ش درآمد خوب و احساس خوب بود برای من.یا توی مثالهای کوچیکتر توی خونه من عاشق درست کردن کیک خانگی هستم و چون با عشق و علاقه و دقت بالا انجامش میدم همیشه کمکهای خوشمزه و خوش طعنی و عطر درست میکنم و همه عاشق کمکهای من هستن.الهی شکر.یاد دوست استاد افتادم که ایشون سالها توی محل کارشون با علاقه و با عشق کار کردن و نتیجه ش شد مدیر شدنشون.اینها تنها بخشی از کارهای مورد علاقه ما بوده که نتایج خوبی هم داسته،شاید هر روز دارم با عشق میرم سرکار و لذت میبرم از جواب دادن به مشتری ها،در آینده ای نزدیک اتفاقات عالی تری توی محل کارم بیفته،کی میدونه؟؟خداوند هیچ عملی رو بدون جواب نمیذاره،من انتظار پیشرفت خودمو توی محل کارم دادم چون با عشق دارم و با لذت دارم انجامش میدم.من صبحها چنان شوری برای کارم دار که خدا میدونه و من منتظر دریافت جوابهای خوب از انجام کار عالیم هستم.الهی شکر از این آگاهی جدید و ناب.
یا حق
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و راضی بودن و خلق کردن
سلام خدامی مهربون
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد منم خیای دوست دارم که بهتر زندگی کنم دوست دارم ذوق و شوق داشته باشم برای انجام هر کاری
من احساس میکنم موضوع ذوق و شوق خیلی خوب درک نکردم شاید علتش خستگی باشه
استاد من الان یه جورایی بنایی دارم و فعلا ارک و اوپن کندیم تا بتونیم آشپزخونه رو با ام دی اف که نه با نترون کابیت کنیم
استاد یادم وقتی عضو این سایت شدم یکی از آرزوهای من این بود که بتونم کابینتهای خونم عوض کنم همه رو ام دی اف کنم
و الان یواش یواش دارم این آرزوم تجربه و زندگی میکنم اسناد دلم میخواد من هر خواسته ای که داشتم خیلی طول نکشه تا تجربش کنم و خدای شکر که دارم این خواسته ام تجربه و زندگی میکنم
و موضوع ذوق و شوق خیلی دوست دارم خوشحال باشم که داره تغییر و تحولی در زندگیم ایجاد میشه اما خانم فریبکار مگه میذاره
اجازه نمیده من خوشحال باشم من و همسرم با هم اپن برداشتیم خوب خیلی سخت بود باید با پتک میزدیم خرابش میکردیم
و این کارو انجام دادیم اما خانم فریبکار نمیذاره من از این گارم لذت ببرم میگه دیدی دیدی دامادت خونه بود صدای پتک هم میشنید اما حتی به روی خودش هم نیاورد
حتی نگفت من برم کمکش کنم مفت و مجانی تو خونه تو زندگی میکنه اما حاضر نیست بیاد یکم کمک کنه به خیال خودش داره کابینت میکنه بزرگترین کمک دیگه
در صورتیکه خودت پول همه چیز دادی و اینا و بیشتر از اینا اعصاب منو خورد میکنن و این خیلی بد من نتونستم لذت ببرم
من امروز یه قسمت اپن خودم ریختم زمین همسرم نخاله ها رو جمع کرد ریخت تو گونی
بجای اینکه خوشحال باشم که تی ول آفرین به تو فکر هم نمیکردم بتونی اپن خراب کنی خوشحال باشم که تنهایی پتک زدم ریختم افکار منفی سراغ من میاد نمیذاره از اون کاریه انجام دادم نهایت لذت ببرم
الان یادم افتاد که خیلی به خانم فریبکار توجه نکنم باید این کارو انجام بدم
همش تمرکز منو میبرد به حرفهای این و اون اینو گفت شنیدی منظورش این بود دوست نداری تو بری خونش تا خونت ساخته بشه
من گفتم نه من دوست دارم کم کم پیش برم ببینم الان ارک خراب شد الان اوپن خراب شد کم کم لذت ببرم خوشحال باشم بعد کابینها برداشته میشن و بعد باید رنگ بشن
میدونید استاد دلم میخواست یه خونه خالی بود ما میرفتیم اونجا وسایلهامم میبردم اونجا تا اینجا خلوت باشه راحت کار انجام بشه
اینجوری سخت همه وسایلشان دور و برت باشن تو هم این وسط زندگی کنی
و اینم بکم استاد که واقعا همین طور همه ناراحتی ما یا من بخاطر اتفاقات زندگی دیگران نمیگیم چه فکری داشته چه عقیده داشته چقدر به خدای خودش ایمان داشته که الان داره این شرایط تجربه میکنه میگیم طفلک فلانی مریض تو بیمارستان هر کسی یه چیزی میگن فلان ویروس جدید گرفته گفتن از کرونا بدتر همه میمرن و…..
و اینو گفتم تلنگری شد برای خودم من چه فکری دارم من چقدر ایمانم به خدا زیاد من چه عقیده ای دارم
من به خدا ایمان دارم که خدا کمکم میکنه و همه کارها رو انجام میدیم تموم میشه
تا حالا که اینجوری شد فلانی گفت ما یکماه خونمون اینجوری بود من و همسرم فکر نمیکردیم بتونیم اوپن خراب کنیم کنیم سخته ولی وقتی وارد کار شدیم دیدیم آنقدر هم که فکر میکردیم سخت نبود
الان فکر میکنیم چطور نخاله ها برت بیرون از خونه ما داریم خودمون کارها رو انجام میدیدم ولی نخاله ها رو باید کارگر بیاد ببره
همسرم میگه یکساعت کار داره اونم میره دیگه تصمیم گرفتم که حرف خانم فریبکار گوش ندم و حالم بد نکنم
من فکر میکردم دیگه من پیشکسوت شدم خانم فریبکار خیلی با من کاری نداره
ولی نه شرایطش پیش نیومده بود الان خیلی راحت داشت اعصابم خورد میکرد ولی دیگه سعی میکنم توکلم به خدا بدم بخدا بسپارم مسائل تا کابینت زده بشه
خدایا شکرت که به من کمک میکنی و منو همراهی و هدایت میکنی مراقب من هستی تا من هم خواستهام تجربه و زندگی کنم
و سعی میکنم از الان هر کاری که انجام میدم با ذوق و شوق انجام بدم و بهتر انجامش بدم تا جهان هم به من پاسخ متفاوت بده
خدایا میدونی من خیلی دوست دارم بهتر و راحتر زندگی کنم خدایا از تو میخوام به من کمک کنی راه و روش بهتر زندگی کردن به من بگی تا منم بتونم بهتر زندگی کنم
خدایا خیلی دوست دارم هر کاری که انجام میدم با ذوق و شوق انجام بدم خدایا از تو میخوام به من کمک کنی تا بتونم هر کاری با ذوق و شوق بهتر انجام بدم و لذت ببرم خوشحال بشم که خدایا من هم تونستم این کارو به راحتی انجام بدم
و خدایا شکر میکنم که منم تونستم اوپن خراب کنم خدایا شکرت که توانایی انجام هر کاری در من بوجود آوردی من حتی میتونم کارهای مردونه هم انجام بدم همون طور که قبلا انجام میدادم جعبه های گیلاس آلبالو ۱۵ کیلویی بلند میکردم تا ماشین میبردم خدایا شکرت
استاد میدونید منم دلم میخواست که صبح زودتر از خواب بیدار بشم الان ساعت ۸ بیدار میشم و چون از رختخواب جدا نمیشم دوباره خوابم میبره
من یه دورهای از زندگیم آرزو داشتم صبح زود بیدار بشم از خواب الان بیدار میشم ولی میگم حالا بلند میشم دیگه معلوم نیست که بلند میشمم ساعت چند بشه
و گفتم من خواستهام تجربه کردم آلان باید خواسته جدیدم اجرا کنم که خدایا من میخوام ساعت ۷ صبح که بیدار میشم از رختخواب بیرون برم دیگه تا شب نخوابم و تا بتونم یه روز خوب و عالی سرشار از اتفاقات خوب تجربه و زندگی کنم الهی آمین
و تصمیم گرفتم دیگه به خانم منفی باف توجه نکنم هر کاری انجام میدم بهتر انجام بدم از انجام اون نهایت لذت ببرم خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
وقت بخیر عزیزان
من قبلا یه مدتی خیلی شور وشوق داشتم وقتی می رفتم سر کار با اینکه کارم هم خیلی سخت بود دوست داشتم میامدم خونه تازه کارامو می کردم خیلی ذوق داشتم ولی این دو ساله که نمی رم سرکار هر روز اصلا نمی دونم چیکار کنم صبح که بلند می شم یه روزهایی که برنامه ای ندارم ولی بعضی روز ها خودم و مجبور می کنم کارام و می کنم و می رم مثلا پیاده روی بعد وقتی میام حالم خیلی بهتر میشه من صبح ها باید حتما از خونه برم بیرون حالا مثلا اگه فقط برم تو حیاطم بشینم خوبه خیلی برام .
یه وقتها چرا نمی دونم اصلا فکر که می کنم یادم نمیاد من هیچ وقت انقدر شور و شوق داشته باشم ولی می دونم اگر باشه همه چی بهتر می شه .روزهایی که آدم حالش خوبه احساسش خوبه همه چی خوب پیش می ره .منم حالا سعیم و می کنم ولی نمی دونم چرا الان که کار نمی کنم اوضاع فرق کرده مثلا هفته پیش خودم و مجبور کردم تنهایی برم کوه و وقتی رفتم واقعا لذت بردم و خوشحال شدم از اینکه رفتم .
و مثلا از چیزهایی که دارم هر چند وقت یه بار مثلا کیفم و عوض می کنم . یادمه من واقعا الان که فکر می کنم بعد از این همه وقت من همش منتظر بودم همه چی تموم بشه مثلا دخترم کوچیک بود منتظر بودم بره مدرسه . دبستان …. بعد این طور یعنی همش منتظر تموم شدن مقطعی بودم و به مقطع بعدی فکر می کردم .
حالا هم سعی می کنم در لحظه باشم و لذت ببرم . شور داشته باشم . یه موقع ها دارم و یه موقع هم خودم و مجبور می کنم .
هر روز صبح اون عبارت های زندگی با اراده خدا و تکرار می کنم با خودم که شور و شوق من برای زندگی همسو با اراده خداوند است و هر آنچه باعث تر و نگرانی من می شود واقعی نیست .و بقیه جملاتش .
فکر کی کنم یه سری از غذاهایی که جدیدا درست می کنم و یاد گرفتم چون شور وشوقش و داشتم خیلی خوب می شه مثلا اش رشته دیگه می بینم از همه بهتر می شه و دیگدیگه اش های بقیه به دهنم خوشمزه نمیاد .
مثلا من دارم تمرین می کنم هر وقت می رم حموم یاد بچه گی هام میافتم که با مادر بزرگم می رفتیم حموم نمره و ما رو می شست و منتظر دلاک می شد تا بیاد و همچین کیف می کرد البته همچنان از حموم لذت می بره چن سال پیش که خونه مامانم بود روزهای حمومش از شب قبل بغچه می چید حوله و وسایل و می زاشت و با شوق و ذوق همه کارهاش همینطوره یعنی از اون ابی که میامد از دوش کیف می کرد و تا موقعیکه می خواست خودشو خشک کنه و مثلا یه موقع ها من موهاشو سشوار می کشیدم و کرم می زد خیلی کیف می کردم می دیدمش همیشه کیف می کرد از همه چی .نمی دونم چرا واقعا الان آدمها اینجوری شدن .
خدایا من هم دوست دارم با شور وشوق زندگی کنم هدایتم کن هر روز بتونم شوق داشته باشم و زندگی کنم مرا در مسیرهای شاد قرار بده . شور زندگی بهم بده .
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
سلام و درود من شاد و پر انرژی در مسیر رسیدن به اهدافم و تحقق رویاهام دارم قدم برمی دارم
من تا به الان حدودا ۳۸ سال عمر با عزت و عمر با شکوه از خدا گرفتم و هیچ وقت مورد خاصی در زندگی من نبوده یا حد اقل من یادم نمیاد هر چه بوده مسایل روزمره و عادی و پیش پا افتاده بوده که در زندگی همه ی ما بوده و هنوزم در زندگی خیلی ها هست و نمیدونم و یادم نمیاد چقدر زندگی ذوق و شوق داشتم اما در کل ادم درونگرا و آرام و عاطفی و خونسردی بودم و تا حدودی هم خجالتی بودم و اتفاقا خیلی اوایل ازدواجم کلاس های مختلف رفتم و خودم رو سرگرم میکردم و چون من جز افرادی هستم که در هر کاری که شروع کنم پشتکار دارم تمام کلاسها رو تا اخر میرفتم و حتی مدرک فنی و حرفه ای اونها رو هم میگرفتم اما ذوق و شوق خاصی برایبیشتر ادامه دادن و درامد زایی خاصی از هیچ کدوم نداشتم یعنی باید بگم میرفتم که سرگرم بشم و خلاصه زندگی میکردم و زندگی ارام و بدون دغدغه ای به لطف خدا داشتم اما از وقتی با این مسایل ذهنی اشنا شدم انگار در وجود من طوفان شد بی تاب یادگیری بودم و هر روز برای اگاهی های جدید ذوق و شوق داشتم و هنوزم دارم و اصلا فرد دیگه ای شدم در تمام جنبه ها متحول شدم اصلا من برای لاغر شدن وارد سایت شدم اما با مسایلی اشنا شدم که سالها از خدا میخواستم در درک اونها کمکم کنه بی حد مشتاق یادگیری بودم و هستم و فکر کنم تک تک کامنتهای من گواه این حرفم هستن و یادم میاد چطور درها برای من باز شدن فقط بگم قبل ورودم داخل این سایت چند ماه قبلش عضو چند کانال تلگرام بودم با عنوان انرژی مثبت و و چند کانال روانشناسی …که محلق شدنم به اونهام به خاطر این بود که یکی از اون کانال ها مال دختر خالم بود و خودش عضوم کرده بود و بقبه هم به خاطر این بود که به روانشانسی یکم علاقه داشتم بعد وارد سایت شدم و نمیدونم چطور بود یادم نمیاد خیلی اتفاقی وارد کانالی شدم که درمورد همین قانون جدب اموزش میداد و همونجا بازم خودم نمیدونم چطور در حالی که ذوق و شوق یادگیری لاغری و این مسایل رو در سایت تناسب فکری داشتم با استادی در زمینه ی خود شناسی اشنا شدم که با دوره های ایشون بسیار متحول شدم و بسیار با ذوق بیشتر و انگیزه ی بیشتر در این سایت استاد عطار روشن راهم رو ادامه دادم و زندگی با طعم خدا رو گوش دادم و انگار که من هر دقیقه رو هزار بار زندگی میکردم و دیگه انگار اگاه بودم و بیدار شده بودم و چنان دوق و شوق برای زندگی داشتم که خدا خودش شاهده سه سال کرونا رو من بدون ذره ای دلواپسی و ناراحتی و بیماری پشت سر گداشتم و اصلا کاری به اطرافم نداشتم مهم خودم و حال خوبم بود که به شدت دنبال اون بودم و هنوزم هستم و چنان هم موفق شدم که زندگیم در تمام جنبه ها تغییر کرد و دیگه من هیچ ربطی به گذشته ی خودم نداشتم .
دیگه من با لذت و شوق غدا میخوردم و خررید میکردم و اهنگ گوش میدادم و دوش میگرفتم و تفریح میکردم و سفرهای مختلفی رو تجربه می کردم چقدر به جمع های خوبی دعوت شدم و دورهمی های عالی داشتم و …چقدر من عاشق خودم شدم و انگار تازه خودم رو پیدا کرده بودم و با دوق و شوق هر لحظه با خودم عشق می کردم و زندگی می کردم و اینقدر لذت بردم که نفهمیدم چطور این چهار سال یعنی از سال ۹۸ تا ۱۴۰۲ گذشت تا چند وقت پیش که یه مشکل کوچک کمی من رو درگیر کرد و من اینقدر با صبر و حوصله و با ارامش و اگاهی و با اموزشها. با این قضیه جلو رفتم که در نهایت بهترین نتیجه رو گرفتم و اما یکم ارامشم خدشه دار شده بود یکم ترس و نگرانی داشتم حال خوبم مثل فبل نبود تا اینکه بازم با عشق به همین راه و اگاهی ها ش و من دوباره با تکرار و استمرار تونستم خودم رو و حال خوبم رو و انگیزه و اشتیاقم رو مثل قبل پیدا کنم و خدا شاهده قدر تک تک لحظات زندگیم رو انگار بیشتر میدونم و سعی میکنم از تک تک لحظاتم لذت ببرم و هر یک لحظه رو زندگی کنم و هیچ زمانی رو به بطالت نگذرونم و میخوام بگم این ذوق و شوق همیشه با من بوده و هست که باعث استمرارم در این مسیر شده اتفاقا دیروز به قدری خلوت زیبایی با خودم داشتم که نگو و همون باعث شد انرژی جسمی من بالا بره و حالم بسیار خوب بود که میتونم به جرات بگم بهترین بهترین روز زندگی من بعد از اون قضیه بود و مطمعنم از این به بعد هر روز همون قدر عالی و خوب خواهم بود چون دوست دارم همینقدر با عشق و انرژی و انگیزه زندگی کنم اتفاقا من هم دیشب ساعت سه شب خوابیدم اما ساعت هشت صبح دیگه بیدار بودم و نمیتونستم بیشتر بخوام و خیلی با ذوق پا شدم و به سمت تکرار دوره ام رفتم و فایلم رو گوش دادم و نوشتم و چون من خانم خانه داری هستم میخوام همینجا بگم از وقتی در میسرم نه تنها بدون حس بد و قربانی بودن کارهای روتین ام رو انجام میدم بلکه با حس خوب و ذوق و شوق که خدایا ممنونم که بازم زنده ام و فرصت زندگی دارم و توانایی جسمی دارم و اینکه خدایا شکرت که کلی نعمت دیگه در زندگی دارم که میتونم کارهام رو به درستی انجام بدم .دارم زندگی میکنم
من با دیدن کوچکترین صجنه ها در زندگی ام ذوق میکنم و مطمعنم این ذوق و شوق من در مسیر زندگیم باعث شگفتی ساز شدن من در تمام جنبه های زندگیم میشه من تمرین میکنم با صدای قلبم زندگی کنم یعنی حتی برای اینکه چه لباسی بپوشم به ندای درونم گوش میدم و چقدر همیشه نتیجه برام عالی میشه در خرید کردن هام همینطور در تصمیم گیری هام همینطوز و ….من همیشه دوست دارم با صدای قلبم هر کاری رو هر چند کوچک انجام بدم و از نتیجه اش ذوق کنم .
خدایا شکرت که انتخاب شدم تا این اگاهی ها رو بشنوم و دیگه مثل قبل زندگی نکنم چون زنده ام بلکه از روی ذوق و شوق و عشق زندگی کنم نه اینکه بخوام ادا در بیارم بلکه این ذوق و شوق من درونی هست و فقط،خودم میدانم چه حالی دارم و همیشه به خودم میگم به قول استاد اگر اینها در وجود من نباشه من هیچ فرقی با اون شخص مرده در زیر خاک ندارم .
نشان های دریافت شده
سللم برخدای کا تناسب جسم وسلامتی روبه من بخشید حمد سپاس
سلام براستاد وهمه افرادی هم مسیر
انگیزه واشتیاق وشور شوق رو نمیشه ازبیرون انتظار داشته باشیم اگه به این شکل همه افرا جامعه همه درشادی فراون بودن نه به شکل حالا که بیشترمردم درحالت عصبی هستن
وفتی خوب دقت میکنیم بعضی افراد ازدورن شاد وخوشحال هستن محیط شاید بعضی زمام به این افراد تاثیر بزاره ولی زمان بیشتری شادوخوشحال هستن چون این نشاط وشور وشوق ازمنبی دورنی انهارسرچشمه میگیره هرکجا که باشن
منبع انرژی وشادی هستن
بازم افرادی هستن توبهترین محیط وشادترین محیط هم زندگی وهم رفت امد دارن ولی بازم همیشه وبیشترین زمان ناراحت وعصبی هستن چون این شادی ازبیرون ومحیط هستن ازدرون این افراد نیست
هرکاری اگه توش انگیزه واشتیاق نباشه دراثر مرورزمان دراون فرد حالتیاس به وجودمیاد بعد نامیدی ودراخر کنارکذاشتن اون هدف که اول به نظر خیلی شور وشوق داشتن ولی بعده متوجه میشی که اون زپان اون ازهیجان بوده نه علاقه
من بارهابه افرادیکه به منزلما دررفت امدن بودن با دیدن گل گیاه من ابزارعلاقه به نگهداری داستن وازمن گل یاگیاه گرفتن تا یی مدت داشتن خوب نگه داری میگردن ولی بعد از مدت همه گیاهن ازدست دادن چرا
اول اگاهی درستی نداشتندچون شور شوق من وعشق به گل گیاهدرونی نداشتن نتواستن ادامه داده وهمون گیاه که من به انها دادم من هم دارم برای انها خراب ولی برایمن به چندین گیاه جدید تبدیل شد این اولین نشانه شور شوق من نسبت به داشتن گیاه هست که دروجوداون افرا به اندازه من نبود چون با دیدن احساس گردن که میتوان انجام بدن من امکانش براش قراردادم ولی نتیجه چیزی جز خراب شدن نبود
پس درنظر من حتی توتناسب جسم هم داشتن شوروشوق هم درماندن وهم درنتبجه گرفتن واستمراداشتتن جداب کو هست درصورتی که با نشدن این علاقه نمیشه تومسیر بود وادامه داداگه به حالت هیجانی اقدام برای بودن دراین مسیر کنن چون جواب گو نیست من ساعت ۵یا شاید۴ وفتی ازخواب بلند میشم جرا اولین کارم بعداز بیدلرشدن بعدازنمازم فوری بی هدردادن زمان شروع برنامه ومروو همه تمریناتی که هرروزباید انجامشون بدم اگه شور شوق نداشته باشه اول صبح هرکاری دیگرانجام میدم جززاینکارچون میتوانم هزارتا بهانه برای خودم درمدلهای مختلف بتراشم که نخوام انجام بوم یا به ییدساعت دیگه خلاصه هرکاری که به انجام ندان تمام بشه پس اون شور شوق که امروز چی میخو ام بادبگیرم چی میخو ام تمرین کنم اول اموختم به رفتاروبعدبه عمل تبدیل کنم بر ای رسیدن به هدف چون بهترین نتیحه شوروشوق من است پس همه مورارد دربودن هدف وعلاقه اشتیاق وشور شوق خلاصه میشه هرکدوم ازاینه نباشه نیجه هم اگه بگیریم اون فقزدرزمان کم ماندگارهست توطول زمان اثرش ازبین رفته وبازگشت به عقب رو شاهد خواهیم بود ویا نتیجه نگرفتن خلاصه میشه
خدا پشت وپنا هتون یاحق حق نگه دارتون