تا حالا فکر کردی زندگی با طعم خدا چه شکلیه؟ 🌸✨
یعنی زندگیای پر از آرامش، شادی، سلامتی و نزدیکی عمیق به خداوند ❤️.
خیلی وقتا ما دنبال خوشبختی میگردیم، اما نمیدونیم راز شیرینی زندگی درست همین نزدیکی به خداست.
این دوره آموزشی مثل یه سفره 🍯 پر از طعمهای دلنشینه که اگه قدمبهقدم همراه بشی، کمکم طعم تازهای از زندگی رو میچشی.
پس اگه آمادهای از تکرارهای تلخ گذشته جدا بشی و یه دنیای تازه رو تجربه کنی، بیا با هم شروع کنیم 🚀🌿.
زندگی شما چه طعمی دارد
این دوره آموزشی فقط یه سری حرف خشک و رسمی نیست 😊.
اینجا من بهعنوان کسی که خودم در مسیر تجربهی زندگی با طعم خدا قدم گذاشتم، تمرینهایی رو بهت میدم که باعث رشد آگاهی و تغییر واقعی در زندگیم شدن و مطمئنم برای تو هم همین اثر رو خواهند داشت 🌿✨.
شاید اول راه، نتیجهها برات مبهم باشه 🤔 اما اگه روی شک و تردیدهای ذهنت پا بذاری و قدمبهقدم همراه من حرکت کنی 🚶♂️، در پایان این سفر خودت رو آدم دیگهای میبینی.
افکار، نگرشها و حتی عملکردت تغییر میکنه و وقتی به عقب نگاه کنی، میفهمی همهاش به خاطر محتوای دوره زندگی با طعم خدا بوده 🌸.
پس انتخاب با توئه 🎯:
میخوای شرایطت رو تغییر بدی و شیرینی طعم تازهای رو بچشی؟ 🍯 یا مثل خیلیها دست روی دست بذاری و منتظر شانس و تغییر اوضاع بمونی؟
اگر دلت میخواد واقعاً حضور خدا رو حس کنی و اون نزدیکی زیبایی که در قرآن وعده داده شده (“فَإِنِّي قَرِيبٌ” – من نزدیکم) رو تجربه کنی 💖، کافیه همراه من باشی و تمرینها رو با دل انجام بدی.
برای شروع این مسیر به این سوال فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این صفحه دیدگاه خود را ثبت کنید.
زندگی شما چه طعمی دارد؟!

شاید این سؤال برات پیش بیاد: 🤔
«واقعاً زندگی با طعم خدا چه معنایی داره؟» یا «من چطور بفهمم زندگیم چه طعمی داره؟»
برای اینکه جواب این سؤال رو بهتر درک کنی، یه نکته مهم رو یادت باشه 👇
طعم زندگی تو همون احساسات غالبیه که هر روز تجربه میکنی. این احساسات، همون چیزی هستن که مشخص میکنن زندگی با طعم خدا رو چقدر تجربه میکنی یا هنوز راه طولانی داری.
فرض کن توی یه شهر گرمسیر زندگی میکنی ☀️🌴 بیشتر روزهای سال دما بالای ۳۰ درجهست. شاید بعضی روزا خنکتر باشه، اما چون گرما غالبه، میگی آبوهوای اینجا گرم و تابستونیه.
زندگی ما هم همینه! اگر در بیشتر وقتها احساسات غالب تو منفی باشن (مثل استرس، ناراحتی یا نارضایتی)، یعنی طعم زندگیت دلچسب نیست و هنوز به تجربه واقعی زندگی با طعم خدا نرسیدی.
ولی اگر بیشتر لحظاتت همراه با آرامش، شادی و رضایت باشه، یعنی طعم زندگی تو شیرین و نزدیک به زندگی با طعم خدا است.
حالا بیا این موضوع رو در جنبههای مختلف زندگی بررسی کنیم ✨
طعم زندگی در آرامش درونی 🌿: آیا بیشتر وقتها حس آرامش داری یا استرس و نگرانی؟
طعم زندگی در نزدیکی به خدا ❤️: چقدر احساس میکنی با خدا همراهی و همقدمی؟
طعم زندگی در روابط 🤝: خانواده، دوستان و همکارانت بیشتر چه احساسی رو در تو ایجاد میکنن؟
طعم زندگی در سلامتی جسمی 🏃♂️🍎: آیا بدنت همراه خوبیه برات یا بیشتر وقتا اذیتت میکنه؟
طعم زندگی در شادی درونی 😍: چقدر میتونی بیدلیل بخندی و حال خوب داشته باشی؟
طعم زندگی در ثروت و آزادی مالی 💰: حس فراوانی داری یا بیشتر با کمبود و نگرانی مالی روبهرویی؟
طعم زندگی در رسیدن به آرزوها 🌟: آیا بیشتر خواستههات محقق میشن یا مدام حس میکنی ازشون فاصله داری؟
حالا نوبت توئه! ✍️
یه نگاه دقیق به زندگیت بنداز، همه این جنبهها رو بررسی کن و برام توی بخش نظرات همین جلسه بنویس که الان طعم زندگی تو چه شکلیه؟
با خودت صادق باش و هر جنبهای که حس میکنی هنوز جای پیشرفت داره، مشخص کن. این تمرین باعث میشه در مسیر واقعی زندگی با طعم خدا قدم برداری و به آرامش و شادی بیشتری دست پیدا کنی. 💫

زندگی با طعم خدا 🌸✨
یه لحظه همهچیز رو بذار کنار… موبایل، کار، دغدغهها و حتی فکرای جورواجور ذهنت.
حالا فقط به این عبارت فکر کن:
زندگی با طعم خدا 🌿💫
چند ثانیه به خودت فرصت بده و سعی کن تجسم کنی:
اگه واقعاً توی لحظههای زندگیت در حال تجربهی زندگی با طعم خدا باشی، چه حسی داری؟
شاید سبکتر نفس بکشی 😌، شاید آرامشی عمیق توی قلبت جاری بشه 💖، شاید دنیارو روشنتر ببینی…
ولی خیلی مهمه که بدونی 🚫 هیچ محدودیتی برای تصور کردن وجود نداره.
اون صدای ذهنی که هی میگه «این غیرممکنه»، «این فقط خیالپردازیه» یا «اصلاً همچین چیزی وجود نداره» رو فعلاً خاموش کن 🔇.
این تمرین، نه خیالبافی و نه توهمه؛ این تمرین یه جور یادآوریه… یادآوری اینکه تو یک مخلوق الهی هستی که مستقیم و بیواسطه توسط خدا آفریده شدی 🙏.
و به همین دلیل، حق طبیعیته که تصور کنی زندگی با طعم خدا برای تو چه شکلی باید باشه.
🌼 حالا شاید ذهنت یه تصویر متفاوت نشونت بده.
مثلاً فکر کنی زندگی با طعم خدا یعنی پر از امتحانهای سخت، چالشها و تجربههای ناخوشایند.
هیچ ایرادی نداره! همین تصویر رو دنبال کن، بذار کامل بشه و بعد ببین در دل اون سختیها چه زیبایی و معنایی پنهان شده.
حالا قدم بعدی رو بردار 👣:
خودتو در شرایطی ببین که داری زندگی با شرایط دلخواهت رو تجربه میکنی.
مثلاً صبح که بیدار میشی، اولین احساست آرامشه… قلبت پر از اطمینانه که خدا همین نزدیکیهاست ❤️. یا وقتی با اطرافیانت ارتباط میگیری، حتی در لحظههای سخت، شیرینی حضور خدا رو زیر زبانت حس میکنی.
تصور کن توی همین شرایط، دیگه منتظر خوشبختی توی آینده نیستی ⏳، چون همین حالا داری شیرینی زندگی رو مزهمزه میکنی.
💡 پیشنهاد میکنم تجربهی این تجسم رو بنویسی.
هم برای خودت مثل یه ردپا میمونه، هم وقتی با بقیه به اشتراک بذاری، باعث میشه انرژی و انگیزهی بیشتری بگیری. بخش نظرات همین جلسه بهترین جاییه برای نوشتن این تجربه.
یادت باشه… هر لحظه که به خدا نزدیکتر میشی، معنای تازهای از زندگی کشف میکنی 🌹.

تعهد اجرای دوره آموزشی ✍️💫
تا حالا فکر کردی چرا بعضی آدمها وسط راه جا میزنن و بعضیا تا آخر میمونن و نتیجههای عالی میگیرن؟ 🤔
فرقشون فقط توی یه چیزه: تعهد!
تعهد یعنی قولی که به خودت میدی و پاش وایمیسی 💪.
یعنی حتی وقتی سخت شد، حتی وقتی حوصلهت سر رفت، حتی وقتی صد تا بهونه سراغت اومد، باز هم میگی: «من متعهد شدم و ادامه میدم» 🙏.
اگر برای ادامهی این مسیر قشنگ تعهد ندی، خیلی راحت ممکنه وسط راه خسته بشی و از تجربهی شیرین زندگی با طعم خدا جا بمونی 🍯🌸.
اما وقتی با دل و جان متعهد بشی، هر قدمی که برمیداری تبدیل میشه به یه قدم مطمئنتر به سمت آرامش، شادی و نزدیکی به خدا 💖.
✍️ نوشتن تعهد یه قدرت جادویی داره.
وقتی چیزی رو فقط توی ذهنت میگی، ممکنه فراموش بشه یا کمرنگ بشه.
ولی وقتی روی کاغذ مینویسی، انگار یه پیمان واقعی میبندی. اون نوشته همیشه مثل یه یادآور مهربون همراهته.
حتی اگه یه روز خسته شدی یا مسیر رو رها کردی، کلمات تعهدت دوباره جلوی چشمت میان و صدات میزنن:
🔔 «هی! یادت نره به چی قول دادی!»
خداوند هم توی قرآن یه حقیقت طلایی رو به ما یادآوری کرده:
أَلا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ 🌟
(آگاه باشید که وعدهی خدا حق است).
پس وقتی خداوند همیشه به عهدش وفاداره، ما هم باید یاد بگیریم به قولهامون پایبند باشیم.
و نکتهی قشنگ اینجاست: حتی اگه جایی کم آوردی یا کوتاهی کردی، خدا تو رو تنها نمیذاره. همون خدایی که «صاحب وفای به عهد» هست، دستتو میگیره، مسیر رو نشونت میده و بهت قدرت میده تا دوباره برگردی 🌿.
پس همین حالا تصمیم بگیر:
🔹 متعهد میشم که تا آخر این مسیر همراه باشم.
🔹 متعهد میشم که تمرینها رو با عشق و توجه انجام بدم.
🔹 متعهد میشم که برای تجربهی شرایط بهتر در زندگی به قولی که به خودم میدم وفادار بمونم.
این تعهد، نه فقط یه نوشته، بلکه چراغ راهته در روزایی که ذهن یا شرایط میخوان تو رو از مسیر دور کنن 🕯️.
✍️ تمرین آموزشی و فرم تعهد 📖
برای انجام عالی تمرین جلسه آموزشی مقدمه دوره زندگی با طعم خدا، ابتدا توضیحات نوشتاری آموزشی را با دقت مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را با تمرکز تماشا کنید و بعد به سوالات مطرح شده در بخش نظرات به صورت شرح انشایی پاسخ دهید.
طعم زندگی خود در جنبههای مختلف بر اساس تقسیمبندی پیشنهادی در توضیحات نوشتاری را شرح دهید و در ذهن خود تجسم کنید زندگی با طعم خدا چگونه میباشد.
📝 تعهد شما برای تجربه زندگی با طعم خدا
دوست عزیز! برای تجربه واقعی زندگی با طعم خدا و موفقیت در این دوره، لطفاً تعهد خود را با پر کردن جاهای خالی بنویسید و سپس در بخش نظرات ثبت کنید. ✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.05 از 285 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نامخدایی مهربان
سلام استاد عطار روشن ودوستان هم مسیر
ارزوز گذشته برحسب اتفاق هدایت شدم به این بخش با خواندن متن جرغه تو ذهنم زده شد که باید این بخش برای حس حال و درک بهتر و بالاتر رفتن سطح اگاهی خودم انجام بدم پس تعهد میدم که گام به گام بخش زندکی با طمع خدا و به امید خدا درادامه بخش زندگی با ارده خدا و زندکی با کمک خدا رو پشت هم انجام بدم و انشالله روی تعهد خودم باقی باشم و حس روحی بار اولم بازم برام تکرار. بشه امین
از روز کذشته ذهنم درگیر این ۷ بخش طمع زندکی با خدایی خودم فکر کردم بخش بزرکی از این ۷ قسمت درحال ترمیم خوب هست بعضی بسیار رشت کسترش داشته از توجه درست خودم بعضی درحال رشت بود یی زمانی از کم شدن توجه خودم تو همون سطح مونده و طمع کلی حساب می کردم که باید باشه که حس من بهتر بشه
شما با به روز رسانی متن که بابتش از شما سپاس گزار هستم این بخشی کلی ذهن من به ۷ قسمت درست تقسیم کردید برام بیشتر شیرین شد که خودم تو این ۷ بخش درخواست چه طمعی درخواست دارم بهش فکر کنم
طمع زندکی بخش ارامش دورنی
با وارد شدن به سایت و دریافت اکاهی درست وکار روی خودم و همین دوره و دورره خدا هرکز دیر نمیکند بد از دوره ورد به سرزمین لاغرها ارامش خوبی در من ساخته شد وطمع این بخش بعضی زمان عالی عطر رنگ بویی خدایی داره و ارامش من افزایش میده و لذت بودن تو ارامش دورنی خودم همون اویل برای اظرافم حای تعحب بود دوست داشتم انها ارامش دورنی من داشته باشن
طمع زندکی بخش ارتباط با خدای عزیزم
وفتی ارامش بهبود پیدا کرد خودم تو پناه خداوند یافتم زمامی که به این ارامش و پناه توجه کامل دارم طمع های عالی این ارتباط،واقعا گوارهست وفتی توجه میره سمت اطزافم از طمع مزه این ارتباط،کاسته میشه پس هرجی هست تو بخش،خودم باید درست باشه تا طمع ارتباط با خدایی خودم همبشکی باشه
طمع زندکی بخش شادی دورن
وفتی ارامش کامل شد ارتباط تو بخش خدایی خودم بهبود دادم ارتباط با بیرون هم ترمیم درست پیدا کرد هر چرخ دنده تو جای خودش قرار گرفت کلی باور اشتباه تو این بخش بود که کاسته شد شادی دورنم واقعی شد و زمان ها زیادی حس شادی دورنم دارم
طمع زندکی بخش سلامت جسم
توجه کل روز گذشته شب توهمین بخش،دور می زد که طمع این بخش چه عطری داره عطر اون واقعی خدای کردم اولین وبهترین عکس العمل دیدم دست کزاشتم روی مفصل زانوم وبرای نعمت به این بزرگی که میشد تا حالا نداشته باشم سپاس کزاری کردم حسمنسبت بهش توبخش،خوبش بردم
دو روز پیش منرل اقوام مهمان بودیم از وضعیت بیماری فردی که چاق هست درست مثل سابق من چاقی زیاد مشکل زانو داشت وبرای ترمیم دوعمل تعویض مفصل وعمل معده برای کاهش وزن انجام دادم طی این مدت که من روی خودم دارم کار میکنم ومشکلاتم تبدیل به مسئله قابل ترمیم تبدیل کردم شرایط روحی و جسمی وارتباط با خدای خودم حال خوب درحال افزایش هست
این خانم مشکلات انقدر افزایش پیدا کرده که کاربه بستری دائمی تو جا شده زانوی عمل شده از استخوان جدا شده و درجال حاضر زانویی نیست منتظر هستن عفونت کاهش پیدا کنه
بعد از چندماه بستری تو رختخواب بازم عمل مفصل برای بار دوم براش انجام بشه و انتظار که شرایط،کمی شاید بهتر بشه
وفتی تقاوت خودم با همبن فرد در همین مدت دیدم سپاس گزازی و تشکر از خالقم عزیزم که عطر سلامت به وجودم زده این بخش به شکل درست واقعی و با احساس بهبود درست قرار گرفته
تازه یی صحنه جالبتر داشتم فردی که چندین سال از من بزرگتر هست تو شرایط عالی جسمی وطبیعت حسم خودش قرار داره هم زمانی عالی باهش حس از دریافت خوب سلامتی جسمی درمن افرایش درست داد با این مهمانی تو جنبه
تقاوت زمانی که میشد تو این مسیر نباشم به ذهنم یاد اور شدم و هم تو زمینه لاغری و سلامتی بهبود با عطر طمع خدای زده شده باید با حس خوب کار کنمکه به دریافت درست طییعت جسم لاغری و سلامتی که میوه لاغری حتما سلامتی هم هست با عطر خدای عزیزم بهش برسم امین
طمع زندکی بخش ارتباط
این بخش تو همون مراحل اول بهبود درست پیدا کرد دریافت عالی با عطر خدای داشتم که افزایش خوبی پیداکرده مزه عطر اونبیشتر زمان حسش می کنم
طمع زندکی بخش ثروت و دارای وازادی مالی
این طمع توهمین جند سال افرایش خیلی خوبی داشته ایده خرید داشتم که با هزینه کم انجام شده با پول که من دادم و حالا میشه کفت پول پرداخت شده هیچ نبود ولی به ثروت برای من تبدیل شده زمانی اگه خواستم که از نظر مالی خیلی بهبود یافته تری قرار دارم
و ضعییت مالی خوبی برام رقم زده شده که بازم از عطر زندکی با خدای خودم هست حتی بعضی زمان با اجبار برای من انجام شد و همون زمان من به خداوند توکل کردم سکوت انجام دادم اجازه دادم اونفرد این کار انجام بده چون متوجه شدم خودم قادر نیستم انجامش بدم این فرد مامور انجام این کاربرای افزایش ثروت ودارای من هست خودم دخالت ندادم
خدای من بهواسطه همین فرد پول و دارایی من افزایش چشم کیری داد شاید ماه ها وسال ها با کار زیاد بخش کوچک از این ثروت ودارای قادر نبود داشته باشم
توکل کامل و اطمینان به قدرت خدای عزیزم کسترش دادن تو هرحنبه به شیوه زندکی من تو منزل خودم راحت اسون دارایی و ثروت مالی من افزایش خوبی پیدا کرده و ازادی مالی من افزایش خوبی عالی داشته
میشد کفت چیزی که چندسال قبل شاید به این میلیون به زر ومی رسید در حال حاضر حساب از دستم در رفته فکر کنم بالاتر از چندین میلیارد افرایش قیمت داشته شاید بیشتر خیلی راحت اسون
درصورتی که با شرایط من این خرید های مامور داشت انجام شد مناصلا هیج مغازه نرفتم ازمنزلم خارج نشدم فقط،عکس یا فیلم توگوشیم دیدم انتخاب خودم بود با هزینه کم اون روز زمان اون فرد برام خرید انجام داد این عطر خدای در زندکی من نباشه چی می توانه باشه
طمع زندکی بخش رسیدن به اروزها
کلی اروز داشتم تو هربخش بهشون رسیدم عطر حضور قدرتی بی نهایت خدایی خودمو هم زمان کاملا حسش کردم واروزهای که فبل از ورد به سایت یی ارزو بود که محال بود انجام بشه دل خوش بودم اروزش دارم ولی حالا دارمشون چون مراحل رسیدن بهش امورزش دیدم احراش کردم طمع زندکی با خداوند بزرگ بیشتر بهش توحهدرست کامل انجام دادم ازمرحله اروز خارج شد وبه دریافت خوبش، هم رسیدم و دارم بازم می رسم
با نکاه کلی به این لیست ۷ قسمتی متوجه شدم طمع کلی تغیبر خوب داشته تغیبرات خوبی کرده ازتوجه خوب رشت داشته و باعث شده تغیبرات خوبی هم انحام بشه طی این ۳ سال خورده ای با شروع دورهای رایکان دوره ورد سرزمین و همه اکاهی هر بخش تو سایت و دورها حساب می کنم و به سال چهارم داره میرسه
غبارهای که بین بود کمتر شده و ارتباط بهتری انجام میشه وشده طمع اونزمان عالی دوست داشتنی هست این ۷ بخش برای خودم یادداشت کنم که تغیبرات کلی من بهتر بیشتر رشت کنه سطح طمع زندگی با خداوند بیشتر باشه امین
درساخل ارامش الهی قرار بکیریم
من، فاطمه ترحمی تبریزی، متعهد میشوم که تمامی جلسات آموزشی دوره زندگی با طعم خدا را با دقت و توجه کامل انجام دهم.من متعهد میشوم که تمرینها را قدم به قدم انجام دهم و با ایمان و ارادهی قلبی، تجربه شیرین زندگی با طعم خدا را در زندگی روزمره خود پیاده کنم.
تاریخ: ۱۴۰۴/۱۲/۲۶ من ورود به این دوره رو هدایتی از طرف پروردگار میبینم و خوشحالم و مطمئنم که لحظه به لحظه حواسش بهم
هست و هیچوقت منو تنها نزاشته و نمیزاره
از خدای بزرگ بابت استاد روشن سپاس گزارم
و از خداوند بزرگ میخوام همه ی مردم دنیا رو در پناه خودش حفظ کنه
آمین آمین 🙏🏻
سلام خدای خوبم
من لیلا دمیرچی ۶۴ ساله متعهد میشوم که تمامی جلسات اموزشی دوره زندگی با طعم خدا رو با دقت و توجه کامل انجام دهم.
من متعهد میشوم که تمرین ها رو قدم به قدم انجام دهم و با ایمان واراده قلبی،تجربه شیرین زندگی با طعم خد را در زندگی روزمره خودپیاده کنم
تاریخ ۲۳/۱۲/۱۴۰۴
این تعهد نامه رو در حالی مینویسم که جنگ بر کشورم ایران تحمیل شده
اکثرا در حال افسردگی و بیحالی هستم به خاطر مسئله جنگ
قبل از اینکه تعهد نامه رو بنویسم استاد عزیز برای اینروزا که وضعیت جنگی است فایل آموزشی بسیار عالی ارسال کردند
با مطالعه فایل آموزشی ویژه تصمیم جدی گرفتم در دوره زندگی با طعم خدا شرکت کنم
از خدای بزرگ میخوام که دراین راه بهم کمک کنه که دراین مسیر ثابت قدم باشم
خدای مهربونم ازت بابت همه چیز ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام با یاد خدا
من در تاریخ دیماه چهارصد و چهار متعهد میشم زندگی با طعم خدا رو با استاد و سایر دوستان شروع کنم و این انرژی گروهی رو حس کنم
واقعا در شرایطی هستم که ذهنم پر شده از دلار صدوپنجاه هزار تومانی و اخبار و جنگ و اعتراضات و سرکوب
پس مطمئنا این فایل باید بدست من مبرسیده در این زمان خاص
من در شرایط روحی روانی خیلی خوبی به سر نمیبرم راستش و کمی ناامید به آینده ای روشن و دلخواه هستم
امید به خدا دارم با گوش دادن و عملکرد به این فایلها مسیر درست رو طی کنم و طعم زندگی به خدا رو بچشم ✨🌱
( به نام خدای مهربان و بخشنده)
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
من از خوندن متن فهمیدم که
ما می خواهیم به خدا برسیم اما نمیدانیم که خدا درست بغل ما وایساده است و ما نمیدانیم و دنبالش میگردیم.
و از فایل فهمیدم که مثلا من یک روز داشتم برای مدرسه خوراکی می بردم نون خامه ای بود چون خانممون به کلاس ما قرار بود پخش کنه اما روز قبل آن روز هی به این فکر میکردم که کسی دلش نخواد و دقیقا آن روز که داشتم می بردم یک بچه به من خیره شده بود و از من چشم بر نمی داشت من فهمیدم دلش می خواد
من فهمیدم به هرچه فکر کنی همون اتفاق برات می افتد.
ما نباید به چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده فکر کنیم اینطوری باعث اتفاق افتادن آن فکر میشود
پس تصمیم میگیرم که به چیزی که اتفاق نیفتاده و شاید قرار نیست اتفاق بیفته فکر کنم
من، ، متعهد میشوم که تمامی جلسات آموزشی دوره زندگی با طعم خدا را با دقت و توجه کامل انجام دهم.
من لیلا بوجارنژاد متعهد میشوم که تمرینها را قدم به قدم انجام دهم و با ایمان و ارادهی قلبی، تجربه شیرین زندگی با طعم خدا را در زندگی روزمره خود پیاده کنم.
تاریخ:1404/9/6
( پایان).
نشان های دریافت شده
سلام،من امشب بعدمدتها اومدم ،درواقع یک نیروی منوهدایت کردکه این فایل هاروشروع کنم به گوش دادن خواست خدای مهربان بوده واین فایل پراز نکات الهی وچقدرحال دل ماروخوب میکنه اسم های فایل چقدرزیبا زندگی باطعم خدا ،چقدرزندگیم باطعم خداست ایاهمش درغالب حرف هست یاعمل کردن ،استادعزیز شما یک روزی به کمک قدرت خداطعم زندگیت روتغییردادی وحال درون وبیرونتونوعالی کردین دوری کردین ازافکارمنفی وبه اون خواسته های قلبیتون رسیدین ،منم میخوام دوربشم ازافکارواخبارمنفی وازادمهای سمی کسایی که حال ماروبدمیکنن وطعم زندگی روتلخ میکنن ومن.میخوام طعم زندگیم عالی بشه به خواسته هام برسم خودموباکسی مقایسه نکنم من قبلا توفضای مجازی یک سری مطالب میخوندم وچقدرحالم بدمیشدوچقدراسترس میگرفتم به لطف خدا دیگه دنبالش نمیکنم کمترمیرم توگوشی بیشترکارهاموانجام میدم چقدرارامش دارم ولی نرسیدن به یک سری خواسته خیلی عصبی میشم ومیگم چراشرایط فراهم نمیشه هرچه بیشترفکرمیکردم انگاردورمیشدم ازهمچی دیدم جز ناراحتی سودی بحالم نداشته گفتم بخداتوکل میکنم به ازداشته هام لذت میبرم تا ببینم کی رسیدن به اون ارزوهابرام اجرامیشه بدن من بایدطعم لذت باخدابودن روبچشه چرامن هرروزکه بیدارمیشدم بیماروافسرده بی حس وحال وخواب خوب نداشتن ،باخودم گفتم بیام روش زندگیموتغییربدم وبالذت بدوراز بی حسی وعصبانیت زندگی کنم چراوجودم پرنشده ازارامش وصبر،عجول نبودن ،من ازامشب ۷،۸،۱۴۰۴ تعهدمیدم تااخرمسیر همراه وهمپاباشم واززندگی باطعم خدارودنبال کنم ولدت ببرم
برداشت من از مقدمه دوره «زندگی با طعم خدا»
وقتی اولین فایل شنیداری و نوشتاری مقدمه این دوره را شنیدم و خواندم، چیزی درونم تکان خورد. احساس کردم سالهاست در جستجوی همین نگاه تازه به زندگی بودهام؛ نگاهی که زندگی را نه به عنوان مجموعهای از مشکلات و کمبودها، بلکه به عنوان هدیهای الهی و آمیخته با حضور خداوند به من معرفی میکند.
در بخش شنیداری، توضیح داده شد که هرکدام از ما طعمهای متفاوتی از زندگی را چشیدهایم: طعم شادی، طعم شکست، طعم امید و حتی طعم ناامیدی. اما نکته اصلی این است که تمام این طعمها وقتی معنا پیدا میکنند که رنگ و بوی الهی داشته باشند.
در واقع، زندگی با طعم خدا یعنی اینکه در هر تجربهای، چه شیرین و چه تلخ، حضور خدا را احساس کنیم.
این نکته ساده، اما بسیار عمیق است؛ چون وقتی حضور خدا را در دل رنجها هم ببینیم، آن رنجها دیگر به شکل قبل ما را نمیشکنند، بلکه به درسی و نوری تبدیل میشوند که مسیر ما را روشنتر میکند.
از محتوای نوشتاری این را فهمیدم که دوره بر چهار رکن اصلی زندگی متمرکز است: جسم، خانه، روابط و شغل.
این تقسیمبندی ساده به من کمک کرد که نگاه مشخصی به ابعاد زندگیام بیندازم. وقتی به جسمم فکر کردم، متوجه شدم که سالها با خستگی و سنگینی بدن کنار آمدهام و آن را بخشی طبیعی از زندگی میدانستم.
اما آموزش به من یاد داد که جسم من میتواند طعم دیگری هم داشته باشد؛ طعم سبکی، سلامت و انرژی الهی.
در ذهنم تجسم کردم که اگر بدنم با طعم خدا همراه باشد، هر سلولم پر از انرژی مثبت میشود، و این انرژی در تمام کارها و احساساتم جریان پیدا میکند.
در مورد خانه، همیشه فکر میکردم خانه فقط یک محل برای خوابیدن و استراحت است. اما در توضیحات دوره، خانه به عنوان فضایی معرفی شد که باید مأمن آرامش و عشق باشد.
با خودم فکر کردم خانهای که با طعم خدا همراه باشد، چه ویژگیهایی دارد؟ دیدم که چنین خانهای میتواند پر از نور، آرامش و حس امنیت باشد؛ جایی که با ورود به آن، اضطرابها پشت در میمانند و من حس میکنم به آغوش خدا بازگشتهام.
روابط یکی از چالشهای بزرگ زندگی من بوده است.
بارها طعم تلخ دلخوری، سوء تفاهم و فاصله را چشیدهام. اما برداشت من از محتوای این جلسه این بود که روابط با طعم خدا یعنی روابطی که در آن احترام، عشق، همدلی و صداقت جریان دارد.
تجسم کردم که اگر خداوند در روابط من حضور داشته باشد، هر کلمهای که میگویم رنگی از محبت خواهد داشت و هر ارتباطی فرصتی برای تجربه عشق الهی خواهد بود.
این نگاه باعث شد به جای تمرکز بر کمبودها و مشکلات روابط، به این فکر کنم که من چه نقشی در ایجاد طعم الهی در ارتباطاتم دارم.
اما بخش چهارم یعنی شغل، شاید یکی از مهمترین قسمتهای این جلسه برای من بود. من همیشه شغلم را وسیلهای برای درآمد میدیدم، چیزی که باید انجام شود تا زندگی بچرخد. اما در آموزش شنیدم که شغل هم میتواند طعمی الهی داشته باشد؛ یعنی کاری که نه تنها برای گذران زندگی، بلکه برای رشد، خدمت و تجربه رضایت درونی انجام میشود.
وقتی این را شنیدم، انگار دریچهای تازه باز شد. تجسم کردم که اگر کارم با حضور خدا همراه باشد، دیگر یک وظیفه خستهکننده نخواهد بود، بلکه فرصتی است برای لذت بردن و اثر گذاشتن بر جهان.
برداشت کلی من از محتوای شنیداری این بود که زندگی با طعم خدا یک انتخاب است. انتخابی که باید هر روز و در هر لحظه آن را آگاهانه انجام داد.
اینکه به جای تمرکز بر مشکلات و نداشتهها، چشمم را به نعمتها و زیباییها باز کنم. در واقع، حضور خدا چیزی نیست که در دوردستها باشد، بلکه همین حالا در درون و بیرون من جاری است؛ کافی است انتخاب کنم که آن را ببینم.
در بخش نوشتاری، تمرینهایی مطرح شد تا این نگاه از حالت تئوری به عمل برسد. تمرین نوشتن طعم زندگی در جنبههای مختلف باعث شد با خودم صادق شوم .
من مجبور شدم بنویسم که اکنون زندگی من چه طعمی دارد و در آینده چه طعمی میخواهم بچشم.
این تمرین ساده، اما بسیار اثرگذار بود؛ چون مرا وادار کرد تا از سطح فکر بیرون بیایم و تصویر واضحی بسازم.
وقتی نوشتم “میخواهم خانهام طعم آرامش داشته باشد”، در ذهنم تصویری از خانهای آرام و روشن نقش بست که حتی بوی خوش آن را حس میکردم. همین تصویرسازی به من امید داد و حس کردم این آینده چندان دور از دسترس نیست.
یکی دیگر از نکاتی که در آموزش به آن اشاره شد، اهمیت سپاسگزاری بود.
وقتی شاکر باشیم، در واقع طعم الهی زندگی را پررنگتر میکنیم. سپاسگزاری یعنی دیدن نعمتها در همین لحظه و اعتراف به اینکه خداوند همیشه با ماست.
درک این موضوع برای من نقطه عطف بود، چون متوجه شدم بسیاری از نارضایتیهای من فقط به خاطر تمرکز روی نداشتهها بوده است.
حالا فهمیدم که اگر نگاه خود را عوض کنم، همان زندگی که الان دارم هم میتواند طعم خدا داشته باشد.
برداشتی که از فایلها گرفتم این است که این دوره به دنبال تغییر بیرونی فوری نیست، بلکه به دنبال تغییر درونی و عمیق است. یعنی اول باید درون من تغییر کند تا بیرونم تغییر کند.
من باید یاد بگیرم که در درون خود طعم خدا را حس کنم، سپس این طعم در جسم، خانه، روابط و کارم تجلی خواهد یافت.
در پایان مقدمه، حس کردم این دوره برای من یک دعوت است؛ دعوتی برای تجربه یک زندگی تازه. نه زندگیای بدون مشکل، بلکه زندگیای که در آن مشکلات هم رنگ خداوند را دارند و من میتوانم از دل سختیها هم شیرینی بچشم.
برای من، این برداشت به معنای شروع یک سفر است؛ سفری به سمت خود واقعیام و ارتباطی عمیقتر با خداوند.
مهمترین نتیجهای که گرفتم این بود که زندگی با طعم خدا یعنی «انتخاب مداوم حضور خداوند در هر لحظه». این حضور همان چیزی است که زندگی را از حالت عادی و خستهکننده به تجربهای شیرین، پرمعنا و الهی تبدیل میکند.
سلام دوست عزیزم،
این کلام تو فقط یک نوشته نیست؛ نقشهی راه زندگی جدیدته!
همین که فهمیدی منبع اصلی شادی و معنا بیرون از تو نیست، بلکه باید طعم خدا رو در درونت حس کنی، بزرگترین قدم رو برداشتی. وقتی این طعم درونی وجودت رو پُر کنه، محاله که در کار، روابط یا خونهات نمود پیدا نکنه. این یه قانون جهانه، از درون به بیرون!
دعوت به یک زندگی متفاوت
اینکه این دوره رو یک “دعوت برای تجربه یک زندگی تازه” دیدی، نشوندهنده بصیرت توئه. زندگیای که توصیف میکنی، زندگی بدون مشکل نیست، بلکه زندگی با توانایی عبور از مشکلاته! همونجا که میگی: “میتونم از دل سختیها هم شیرینی بچشم” یعنی اون آرامش درونی و اون طعم خدا، بهت چنان قدرتی میده که زاویه دیدت رو عوض کنی و هر سختی رو فرصتی برای نزدیکتر شدن به اون منبع ببینی.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
سلام استاد عزیز .🌹
از پیام دلگرمکنندهتون خیلی ممنونم. هر جمله شما باعث شد دوباره باور کنم که طعم خدا درون من جاریه و زندگیم میتونه شیرین و پرنور باشه. ممنون که راهنمای من هستید و انرژی میدید. ☀️
تمرینات
زندگی من در بخشهای مختلف طعمهای گوناگونی داشته است. وقتی به جسم خود نگاه میکنم، گاهی طعم خستگی و سنگینی را تجربه کردهام؛ اما در عمق جانم میدانم که حقیقت جسم من، سبکی، شادابی و انرژی سرشار است.
من تجسم میکنم که بدنم با طعم خدا یعنی بدنی سبک، سالم و سرشار از نشاط که با هر حرکت، آرامش و قدرت الهی را احساس میکند.
در این حالت، سلامتی من یک موهبت الهی است و هر سلول بدنم با یاد خداوند تازه و پرانرژی میشود.
خانه من نیز طعمهای مختلفی را داشته است. گاهی طعم خانهام در گذشته، پر از دغدغهها و تنشها بوده است، اما رؤیای من خانهای است با طعم خدا؛ جایی که وقتی پا در آن میگذارم، بوی آرامش و امنیت فضا را پر میکند. دیوارهای خانهام سرشار از انرژی مثبت هستند، نور خداوند در هر گوشه میتابد و فضای خانه من مأمن آرامش، محبت و همدلی است. خانهای که هر لحظه حضور در آن مرا به یاد نعمتهای خداوند میاندازد.
روابط من نیز طعمهای گوناگونی داشته است. گاهی طعم تلخی سوءتفاهم و فاصله را چشیدهام، اما در زندگی با طعم خدا، روابط من آمیخته با محبت، احترام، صداقت و همدلی خواهد بود. روابطی که در آن شنیدن و فهمیدن ارزشمند است و لبخند و آرامش میان ما جاری است. وقتی طعم خدا در روابط من جاری باشد، دیگر هیچ قضاوت و دلخوریای باقی نمیماند و عشق الهی در نگاه و کلام ما جریان دارد.
شغل و کار من نیز بخشی از زندگی من است که طعمهای مختلفی داشته. گاهی با حس اجبار و کسالت همراه بوده، اما من تجسم میکنم که کار من با طعم خدا، یعنی شغلی که عاشقانه انجامش میدهم، کاری که در آن احساس مفید بودن، اثرگذاری مثبت و رضایت واقعی را تجربه کنم. در این حالت، شغلم فقط یک منبع درآمد نیست، بلکه بستری است برای خدمت، رشد و خلق ارزش.
کار من با طعم خدا یعنی هر روز با شوق از خواب برخاستن و با حس رضایت به پایان رساندن روز.
وقتی همه این بخشها را در ذهن خود کنار هم قرار میدهم، تصویر روشنی از زندگی با طعم خدا به دست میآید.
زندگی با طعم خدا یعنی در هر لحظه، حضور خداوند را در جسم، خانه، روابط و کارم احساس کنم. یعنی شادی و آرامش نه از بیرون، بلکه از درونم بجوشد و همه ابعاد زندگیام رنگ و بوی الهی بگیرد.
من متعهد میشوم که در این مسیر، هر روز با دقت به آموزشها گوش دهم و تمرینها را انجام دهم. متعهد میشوم که خواستهها و رؤیاهایم را با وضوح و جزئیات بنویسم و با ایمان و سپاسگزاری در مسیر تحقق آنها حرکت کنم. متعهد میشوم که هر روز زمانی را به تجسم زندگی با طعم خدا اختصاص دهم، حتی اگر اندک باشد.
متعهد میشوم که در سختیها و تردیدها خودم را قضاوت نکنم و با صبر و امید ادامه بدهم. متعهد میشوم که در هر شرایطی شکرگزاری کنم و نعمتهای زندگیام را ببینم.
با این تعهد، با این ایمان و با این انتخاب، من میدانم که تجربه واقعی زندگی با طعم خدا در انتظار من است. خداوند همیشه همراه من است و من شایسته آنم که زندگیام در تمام جنبهها رنگ و بوی الهی داشته باشد.
سلام و درود فراوان
قبل از اینکه ادامه مطلب رو بخونم در جواب سوال که استاد پرسیدن زندگی شما چه طعمی دارد ؟
باید بگم زندگی من همین الان طعم نگرانی دارد طعم استرس را دارد هر چقدر هم بخصوص در این چند وقت اخیر به خدای خودم نزدیک بشم و اون نزدیکش رو حس کنم و آرام بگیرم نتونستم مثل قبلا ظاهرا میگفتم خدا اما حسش نمیکردم جالبه در دو سه رو اخیر قبل از شروع مدارس تو ذهنم گذشت خدایا میخوام بهت نزدیک بشم میخوام با تو و در کنار تو آرامش داشته باشم حتی برای این منظور رفتم زندگی با کمک خداوند و زندگی با اراده خداوند رو باز کردم اما نتونستم بخونم و تمرکز کنم نمیدونم حس میکنم این بروز رسانی زندگی با طعم خدا برای من فرستاده شده باشه چون احساسم فرق داره انشا اله با ادامه دادن این دوره به هدفم برسم
آیا بیشتر وقت ها آرامش داریریا استرس و نگرانی؟
من علی رعم اینکه مدام میگم همه چی رو دادم دست خدا توکل بر خدا اما بیشتر اوقات استرس و نگرانی دارم .
در زندگی چقدر حس میکنی با خدا همراهی و هم قدمی؟
من در زندگی به ندرت حس میکنم با خداوهمراهم همین امروز میگفتم خدایا دستام رو محکم تو دستت بگیر سعی میکردم تجسم کنم خدا و دستاش رو تو دستام حسش کنم اما نشد .
خانواده و دوستان و همکارانم له شدت در من احساس منفی و ناارامی و نگرانی و نا امیدی و یاس ایجاد میکنند شاید بهانه باشه استاد اما من فکر میکنم همین اطرافیان باعث شدن هنوزبه هدفی گه خواستم نرسیدم چون هر جا برم باید از اونجا فرار کنم یه مدت تاثیری ندارن اما انگار اونها لز من قوی ترن چون من فقط با خدا قوی میشم که اون هم دو روز نزدیکم و ۲۰ روز احساس دوری دارم از این حالت خسته شدم
طعم زندگی در سلامتی تا حدود زیادی حس میکنم به همراه خوبیه درسته هنوز متناسب نشدم اما چاق تر نشدم نسبت به قبل احساس سبکتری دارم بدنم رو دوست دارم بیشتر روحم نا آرام و بیقراره.
من اصلا نمیتونم بی دلیل بخندم و حال خوب داشته باشه و فکر میکنم دلیل اصلیش جیب خالی و کمبود مالی باشه
من در زندگی به شدت احساس کمبود و محدودیت مالی دارم و همین الان که دوم مهر هست تمام حقوق برا بدهی رفته خودم موندم با کلی بدهی دیگه و خرج روزانه ام هم صفر خب استاد همین موضوع حال من رو خراب میکنه هر ماه قرض و قرض و قرض دیگه رو به کسی جز خدا ندارم خدا رو در این مورد خیلی صدا زدم و میزنم منتظر جوابشم
من تز آرزوهام فاصله دوری ندارم چون به خدا اعتماد دارم و یقبن دارم کمکم میکنه و این من هستم که هنوز راه نزدیک شدن به خدا رو بلد نشدم حس دوری از آرزوهام ندارم چون خدا من رو دوست داده و تنها نمیذاره
بعد از خوندن این مطالب باز هم میگم زندگی من بیشتر با طعم نگرانی و کمبود مالی همراه خلا پول خیلییییییی اذیتم میکنه و همین آرامشم رو گرفته شادابی من و همسرم رو گرفته…
چنو وقت پیش تو کانال های ایتا پیشنهاد خرید دوره با هوش مصنوعی و دوره ادمینی برای کسب در آمد شد استاد اول گفتمشاید این راهی که خدا نشونم داده اما پول پرداخت دوره رو نداشتم از طرفی نمیدونستم اعتماد کنم یا نه نمیدونستم با کی مشورت کنم در نهایت هیچ کاری نکردم هنوز هم نمیدونم در این زمینه اگه مبشه من رو راهنمایی کنید .
من وقتی تجسم کنم زندگی ام طعم خده رو داره صبح با لبخند و آرامش عمیق درونی از خواب بیدار میشم خده رو بابت تمام نعمتهایی که بهم داده تشکر میکنم از وجودهمسرم تشکر میکنم از وجود بچه هام تشکر میکنم از منزلی که خدای مهربان بهم هدیه داد از وجود مادرم تشکر میکنم از وجود برادرای عزیز و مهربانم از وجود همکاران خوبم هز وجود همسایگان عالی ام هز وجود وسایل منزلم فریزر و یخچال و جارو بدقی و لباسشویی و ظرفشویی و مبلمان و خوراکی های تو یخچال و کابینت از داشتن ظرفهای ریبایی که دارم از وجود کولر ی که دارم از لباس ها و کفش های خودم و بچه هام از وجود فرش و ماشین همسرم ووووو چقدر نعمت که خده بهم داوه ککمن اون ها رو امری عادی میدانم سپاسگزاری کردم نور تلهی را در خانه ام میبینمدنور خدا را در وجود خودم حس گردم فراوانی پول رو تجسم کردم چقدر زیبا بود هیچگونه بدهی نداشتم به راحتی از پس خرج روزانه و مایحتاج بچه هام و خودم و همسرم به راحتی بر میایم انقدر پول دارم که ماشین رو عوض میکنیم خونه رو عوض میکنیم بچه ها به راحتی ازدواج میکنن خدای مهربان خرج عروسی بچه هام و عروس های گلی رو به من داده خیلی راحت وآسان همه چیز رو به من داد نور به زندگی ام داو آرامش فراوانی نعمت و محبت و مهربانی و صبر زیبا هدیه دادوا بدای چند لحطه حالم خیلی خوب شد و بی اختیار لبخند رو لبام جادی شد خدایا بابت این لبخند زیبا سپاسگزارم
من، زینب ابراهیمی__________، متعهد میشوم که تمامی جلسات آموزشی دوره زندگی با طعم خدا را با دقت و توجه کامل انجام دهم.من متعهد میشوم که تمرینها را قدم به قدم انجام دهم و با ایمان و ارادهی قلبی، تجربه شیرین زندگی با طعم خدا را در زندگی روزمره خود پیاده کنم.
تاریخ: __۱۴۰۴/۰۷/۰۲________
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
هرآنچه دارم از آن اوست
سلام به استاد عزیزم و دوستان گلم
زندگی با طعم خدا
مقدمه و تعهد نامه من
من می خواهم زندگی با طعم خدارو تجربه کنم پس دست از زندگی با طعم جامعه بر میدارم
چون این همه سال با زندگی باطعم جامعه رو تجربه کردم چی برای من داشت ؟
جز نگرانی و فشار واحساس ترس و استرس وبی ایمانی وتجربه های بد انتظارم بدتر شدن اوضاع
ومن می ترسیدم جز احساس بد و بیماری واز دست دادن لحظه های زندگیم چیزی برام نداشت پس من این مسیر رو رها میکنم
ودوست دارم زندگی با طعم خدارو تجربه کنم
وباید شرایطم رو تغییر بدم اول از همه باید از نظر ذهنی و جسمی شخصیتم رو تغییر بدم
من باید نگرشم وشخصیتم رو تغییر بدم وبعد رفتاروکارهای وتمریناتی انجام بدم که دیگران انجام نمیدن
من زهره متعهد هستم و تمام جلسات دوره زندگی با طعم خدارو با دقت و توجه کامل انجام بدم
من متعهد میشم تمرینات قدم به قدم انجام بدم وبا ایمان واراده قلبی تجربه شیرین زندگی با طعم خدارو در زندگی روز مره خود پیاده کنم
در تاریخ ۱۴۰۴/۷/۱ متعهد شدم
وبا ایمان واطمینان حرکت رو شروع میکنم
طعم زندگی الآن من خیلی نوسان احساسی داره ساعتی که در سایت هستم احساسم خوب ولی در بعضی ساعت و روزها احساس ترس از آینده و شرایط مالی واز دست دادن سلامتی در من ایجاد میشه و حال دلم بد میشه
بیشتر این حس بد به خاطر مرور افکاری هستش که در ذهنم فرمول هاش از خانواده و جامعه وگذشتگان به من رسیده وباید در لحظه،زندگی رو زندگی کنم ولی من یا در آینده هستم که ترس به سراغم میاد یا در گذشته که غم به سراغم میاد خدارو شکر با گذشتم کنار آمدم و در صلح هستم دیگه ناراحت و غمگین و هیچ کینه ای ندارم ولی بازم جای بهبود داره ولی درباره آینده و اوضاع مالی و سلامتی ترس سراغم میاد
ونگرش درستی به خودم وتوانمندیم ندارم حالم رو بد میکنه
پس در طی زندگیم احساس ام بهتر از چند سال پیش شده ولی جاداره بهتر بشه ودر باره روابط هم همین طور باید بهبود بدم ودر باره تجربه ثروت و روان تر شدن اوضاعی مالی در زندگیم هم باید تغییرات اساسی بدم چون طعم شیرین خداوند در زندگیم خیلی کم وبه سختی دارم تجربه میکنم ودر باره نزدیکی خداوند هم باید بیشتر احساس حمایت وهدایت خداوند رو در قلبم پررنگ کنم
پس من در طول زندگیم فقط به زبان گفتم خدا با من هستش ولی درواقع این یک حرف بوده نه طعمه شیرین خداوند در زندگیم
چون من آرامش محض و نزدیکی تنگا تنگی با خداوند رو حس نکردم فقط طوطی وار حرف زدم و طوطی وار واجبات رو انجام دادم حس نزدیکی که کل زندگیم طعم آرامش و آزادی و فراوانی و احترام و سلامتی ومعنویت رو نچشیدم والان تجربه این که زندگی با طعمه خدا چگونه هستش رو میخوام در ذهنم ترسیم کنم
وای فکر کن خداوند نزدیکترین کسی هستش که تورو در آغوش گرفته وهر لحظه حمایت وهدایت میکنه حس آرامش محض میکنی پراز نشاط و شادی درون هستی که نمیشه وصفش کرد انگار روی آسونی انگار بالاتر از هر چیز ارزشمندی که در جهان هستش واحساس قدرت و توانمندی میکنی احساس آزادی و فروتنی وتجربه کردن هر خواسته رو داری احساس میکنی همه چیز در اختیار وتجربه توی چون خدا حامی تو هستش حس سلامتی در تمام اعضای بودنت رو داری حس جوانی سر شار میکنی اصلا حس جاودانگی داری اصلا هیچ ترس و استرس و اضطراب از آینده نداری اصلا هیچ غم وغصه کینه در قلبت معنی نداره هر آنچه که هستش سر تا سر عشق زیبایی و سلامتی وفراونی ودر یک کلمه آرامش وآسون شدن برای اسونیهاس
چقدر طعم شیرینی بود وقتی در آرامش خداوند داری از زندگیت از عزیزان واز تمام داشته های لذت میبری وای چقدر خوش طعم بود
دوست دارم این طعمه جز زندگیم باشه
فکر کن بتونی زندگی با طعم خداوند رو تجربه کنی چقدر درک کردنش آدم رو به آرامش میرسونه حالا اگه تجریش کنی چقدر انسان توانمندی میشی که از احساس خوب خداوند سر شار شدی وهر کار و اقدامی وهر فکری که داری رنگ وبو و طعم خدارو میده چقدر انرژی وفرکانست بالا میره وقتی این طور زندگی رو تجربه کنی انگار خود خدا رو داری تجربه میکنی چقدر زیباست وقتی به هر چیزی که در ذهنت دوستش داری رو در زندگی مادیت تجربه وخلقش کنی اونم با کمک خدا با آرامش وبه راحتی وآسونی
سپاس فراوان از استاد عزیزم
خدایا شکرت
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده در شب ظلمانی ماه نشانم بده