0

کاهش وزن با قدرت ذهن یک روش زندگی است

کاهش وزن با قدرت ذهن
اندازه متن

بعضی جمله‌ها رو اون‌قدر از اعضای سایت شنیدم که از همون کلمه‌ی اول می‌دونم آخرش به کجا ختم می‌شه. یکی از پرتکرارترین‌هاش اینه: «من لاغر می‌شم، ولی دوباره وزنم برمی‌گرده». بعضی‌ها ده بار، بعضی‌ها بیست بار این چرخه رو تجربه کردن و حالا دیگه حتی وقتی وزن کم می‌کنن، از همون روز اول منتظرن که برگرده.

من این چرخه رو خوب می‌شناسم، چون نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. هر بار با یه تصمیم محکم شروع می‌کردم، چند کیلو کم می‌کردم و بعد بدون اینکه بفهمم چی شد، همه‌چیز برمی‌گشت سر جای اول. اون موقع فکر می‌کردم مشکل از اراده‌ی منه. سال‌ها بعد، وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فهمیدم مشکل جای دیگه‌ای بود.

تو این جلسه می‌خوام تجربه و دیدگاهم رو درباره‌ی کاهش وزن با قدرت ذهن با شما به اشتراک بذارم. اول ببینیم چرا وزن بعد از رژیم برمی‌گرده، بعد چاقی رو مثل یه زبان نگاه کنیم که یاد گرفته شده، و بگم اولین تغییرها توی خودم کجا دیده شدن. آخر سر هم یه تمرین ساده بهتون معرفی می‌کنم که کمک می‌کنه «زبان چاقی» خودتون رو بشناسید.

کاهش وزن با قدرت ذهن و بازگشت وزن بعد از رژیم

🔁 چرا وزن بعد از رژیم برمی‌گرده؟

ذهن ما دو بخش داره. یه بخش آگاهه؛ همونی که تصمیم می‌گیره، هدف می‌ذاره و شب قبل از شروع رژیم با هیجان می‌گه «از فردا همه‌چیز فرق می‌کنه». بخش دیگه ناخودآگاهه؛ همونی که بیشتر رفتارهای روزمره‌ی ما رو بدون اینکه بهشون فکر کنیم اجرا می‌کنه.

رژیم فقط با بخش آگاه ذهن ارتباط می‌گیره. بهش می‌گه چی بخور، کی بخور و چقدر بخور. ولی بخش ناخودآگاه هنوز همون برنامه‌های قدیمی رو داره: وقتی خسته‌ای بخور، وقتی تعارف کردن حتماً بردار، وقتی ناراحتی برو سراغ یخچال. چند هفته اراده‌ی آگاه جلوی این برنامه‌ها رو می‌گیره، ولی اراده مثل باتری می‌مونه که وقتی فول شارژ باشه با قدرت کار رو شروع می‌کنه، ولی به مرور خالی می‌شه و دیگه توان اولیه رو نداره. ولی برنامه‌های ناخودآگاه چون با اراده در ارتباط نیستن، هیچ‌وقت خسته نمی‌شن و همیشه آماده اجرا شدن هستند.

برای همینه که یه مهمونی، یه روز پرفشار یا یه دلخوری کوچیک کافیه تا همه‌چیز به هم بریزه. اون لحظه بخش آگاه کنار می‌ره و ناخودآگاه دقیقاً همون کاری رو می‌کنه که سال‌ها یاد گرفته. وزن هم برمی‌گرده، چون اون چیزی که وزن رو می‌سازه ذهن ناخودآگاهه که با رژیم گرفتن و ورزش کردن هیچ تغییری درش ایجاد نمی‌شه.

کاهش وزن با قدرت ذهن یعنی به‌جای اینکه هر روز با ناخودآگاه بجنگیم، برنامه‌های ناخودآگاه رو عوض کنیم. وقتی ناخودآگاه عوض بشه، رفتارها هم بدون جنگ عوض می‌شن و وزنی که کم می‌شه دیگه دلیلی برای برگشتن نداره.

ذهن ناخودآگاه و کاهش وزن با قدرت ذهن

🗣️ چاقی مثل یه زبانه

یادته زبان مادریت رو چطور یاد گرفتی؟ کلاس نرفتی، مشق ننوشتی و امتحان ندادی. فقط سال‌ها حرف زدن اطرافیانت رو شنیدی و تکرار کردی، تا جایی که امروز بدون یه لحظه فکر کردن حرف می‌زنی.

چاق شدن هم دقیقاً همین‌طوری یاد گرفته می‌شه. هیچ‌کس تصمیم نمی‌گیره چاق بشه. ما رفتارهای چاقی رو از اطرافمون می‌بینیم، می‌شنویم، تکرار می‌کنیم و کم‌کم این رفتارها اون‌قدر طبیعی می‌شن که انگار جزئی از ما هستن. من اسم این رفتارها رو «زبان چاقی» گذاشتم.

یکی از عادت‌های زبان چاقی من این بود که همیشه ته‌مونده‌ی غذای بقیه رو می‌خوردم. سر سفره، هر چی توی بشقاب دیگران می‌موند، می‌کشیدم سمت خودم. حتی یه وقت‌هایی که می‌رفتم فست‌فودی و هنوز غذای نفرات قبلی روی میز بود، اگه حس می‌کردم مثلاً اون دو سه تیکه پیتزا دهنی نشده، قبل از اینکه گارسون برای تمیز کردن میز بیاد، می‌خوردمش. اون موقع اصلاً این کار به نظرم عجیب نبود؛ برای من یه رفتار عادی بود، مثل حرف زدن به زبون مادری.

آدم‌های متناسب هم مثل ما مغز و معده و اشتها دارن. فرقشون اینه که این زبان رو یاد نگرفتن. برای همین براشون خیلی عادیه که نصف غذاشون رو توی بشقاب بذارن و پاشن، و ذهنشون حتی به ته‌مونده‌ی غذای بقیه فکر هم نمی‌کنه.

زبان لاغری رو می‌شه یاد گرفت

هر زبانی که یاد گرفته شده، می‌شه یه زبان دیگه هم کنارش یاد گرفت. مغز ما تا آخر عمر توانایی یاد گرفتن داره؛ آدم‌هایی رو دیدیم که توی چهل یا پنجاه سالگی یه زبان خارجی یاد گرفتن و راحت باهاش حرف می‌زنن.

یاد گرفتن زبان لاغری هم از همون راهی اتفاق می‌افته که زبان چاقی یاد گرفته شد: شنیدن و تکرار. وقتی آگاهی تازه‌ای رو بارها می‌شنوی و تمرین‌ها رو تکرار می‌کنی، کم‌کم برنامه‌های تازه‌ای توی ناخودآگاه ثبت می‌شن. اولش باید بهشون فکر کنی، ولی بعد از مدتی خودشون اجرا می‌شن؛ درست مثل کسی که یه زبان جدید یاد گرفته و یه روز می‌بینه حتی خواب‌هاش رو هم به همون زبون می‌بینه.

اینجا یه تفاوت مهم با رژیم هست. توی رژیم، تو هر روز باید با خودت بجنگی و جلوی خودت رو بگیری. ولی وقتی زبان لاغری رو یاد گرفتی، دیگه جنگی در کار نیست؛ رفتار لاغر برات همون‌قدر طبیعی می‌شه که رفتار چاق قبلاً طبیعی بود.

یادگیری زبان لاغری با ذهن

🌱 اولین تغییرها کجا دیده می‌شن؟

خیلی‌ها فکر می‌کنن اولین نشونه‌ی موفقیت باید روی عدد ترازو دیده بشه. ولی تجربه‌ی من چیز دیگه‌ای بود. اولین تغییر، توی رفتارم بود؛ اون هم جایی که اصلاً انتظارش رو نداشتم.

مغازه‌ی کناری من یه سوپرمارکت بود و من هر روز کلی خوراکی ازش می‌خریدم و می‌خوردم. هر چیز جدیدی هم که می‌آورد، حتماً باید تستش می‌کردم. چیپس جدید، شکلات جدید، نوشیدنی جدید؛ فرقی نمی‌کرد. ولی بعد از مدتی که با ذهنم کار کردم، دیدم دیگه ترغیب به این کار نمی‌شم. یه روز به خودم اومدم و دیدم مدت‌هاست سراغ هله‌هوله نرفتم، بدون اینکه کسی جلوم رو گرفته باشه یا خودم رو مجبور کرده باشم.

تغییر روی بدن دیرتر خودش رو نشون داد. حدود یه سال بعد، نتیجه به شکلی شد که سروصدای اطرافیانم بلند شد و یکی‌یکی بهم می‌گفتن «لاغر شدی! چی‌کار کردی؟». و جالب اینجا بود که من هیچ‌کدوم از کارهایی که قبلاً برای لاغری می‌کردم رو انجام نداده بودم.

این ترتیب رو بدونی خیلی کمکت می‌کنه. توی کاهش وزن با قدرت ذهن اول ذهن عوض می‌شه، بعد رفتار و آخر از همه بدن. اگه این ترتیب رو ندونی، ممکنه بعد از چند هفته بری روی ترازو، تغییری نبینی و فکر کنی این روش هم جواب نداده؛ در حالی که تغییرهای اصلی داشتن توی رفتارت اتفاق می‌افتادن.

توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو قدم‌به‌قدم طی می‌کنیم؛ با فایل‌های صوتی که آگاهی تازه رو وارد ذهنت می‌کنن و تمرین‌هایی که با تکرارشون، زبان لاغری توی ناخودآگاهت ثبت می‌شه. خیلی از کسایی که این مسیر رو رفتن، داستان و عکس تغییرشون رو توی آلبوم شگفتی‌سازان گذاشتن.

🧭 وقتی از خودت راضی نیستی

از وقتی لاغری با ذهن رو شروع کردم، بعضی جاها از عملکرد خودم ناراضی بودم. روزهایی بود که حس می‌کردم می‌تونستم بهتر عمل کنم، یا دیدم یه رفتار قدیمی دوباره سر و کله‌اش پیدا شده. ولی هیچ‌وقت به مسیری که در پیش گرفته بودم شک نکردم. نگرش من همیشه این بوده که مسیرم درسته و من باید بهتر عمل کنم.

این دقیقاً برعکس نگاهیه که توی سال‌های رژیم داشتم. اون موقع با یه بار خراب کردن برنامه‌ی رژیم، کل برنامه رو کنار می‌ذاشتم و می‌گفتم «این رژیم هم به درد من نمی‌خوره». یعنی هر لغزش، دلیلی می‌شد برای اینکه مسیر رو عوض کنم و از اول یه روش دیگه رو امتحان کنم.

توی کاهش وزن با قدرت ذهن، لغزش بخشی از یاد گرفتنه. کسی که زبان جدید یاد می‌گیره هم وسط حرف زدن گاهی کلمه‌ی زبان مادریش از دهنش می‌پره بیرون؛ ولی به‌خاطر این، یاد گرفتن رو ول نمی‌کنه. همین که بفهمی کجا زبان قدیمی برگشته، یعنی داری زبان جدید رو یاد می‌گیری.

✍️ تمرین: زبان چاقی خودت رو بشناس

  1. یه برگه بردار و سه تا از رفتارهای «زبان چاقی» خودت رو بنویس؛ رفتارهایی که بدون فکر و خودکار انجام می‌دی. مثل همون ته‌مونده خوردن من یا تست کردن هر خوراکی جدید.
  2. جلوی هر رفتار بنویس این رفتار از کجا و از کی یاد گرفتی؛ از خانواده، از دوست‌ها یا از عادت‌های خودت.
  3. به یه آدم متناسب که می‌شناسی فکر کن و بنویس اون توی همون موقعیت چی‌کار می‌کنه. لازم نیست ازش تقلید کنی؛ فقط ببین که یه زبان دیگه هم برای همون موقعیت وجود داره.
  4. از فردا، هر بار که یکی از این رفتارها رو توی خودت دیدی، فقط توی ذهنت بگو «این زبان چاقیه». لازم نیست جلوی خودت رو بگیری یا خودت رو سرزنش کنی.
  5. آخر هفته ببین چند بار این رفتارها رو «دیدی». همین دیدن، اولین قدم یاد گرفتن زبان جدیده.

شاید اولش فکر کنی فقط دیدن یه رفتار چیزی رو عوض نمی‌کنه. ولی رفتاری که دیده می‌شه، دیگه مثل قبل خودکار نیست. من هم یه روز همین‌طوری متوجه شدم که سال‌هاست دیگه ته‌مونده‌ی غذای دیگران رو نخوردم.

📝 برام بنویس

یکی از جمله‌های «زبان چاقی» خودت چیه؟ رفتاری که سال‌هاست بدون فکر انجامش می‌دی؟ تو هم مثل من وزن کم کردی و دوباره برگشته؟ تجربه‌ات رو توی قسمت نظرات برام بنویس.


اگه از شرکت‌کننده‌های دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها هستی، بنویس اولین تغییری که توی رفتارت دیدی چی بود؛ شاید تجربه‌ی تو انگیزه‌ی شروع کاهش وزن با قدرت ذهن یه نفر دیگه بشه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.51 از 100 رای

https://tanasobefekri.net/?p=9793
104 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا خراسانی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۷ ۱۰:۰۰
      مدت عضویت: 825 روز
      امتیاز کاربر: 26180 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

      روز یک تکرار 

      با سلام 

      ما همون‌طور که زبان مادری رو یاد گرفتیم به راحتی زبان چاقی رو یاد گرفتیم. همانطور که برای یادگیری زبان فارسی نباید از والدین گلگی داشت برای یادگیری زبان چاقی نباید کسی رو مقصر دونست. من با شرکت در این دوره به راحتی زبان لاغری رو یاد میگیرم.

      در گذشته بارها اقدام به لاغری کرده بودم اما خودم به تنهایی بدون جلب رضایت ذهن ناخودآگاه و با استرس و فشار عصبی اما اینبار با کسب رضایت ذهن ناخودآگاه با اشتیاق و با لذت در کنار زندگی روزمره م دارم زبان لاغری رو یاد میگیرم و چقدر عالیه که بدون هیچ فشاری رفتارم در مواجه با غذا تغییر کرده و به مرور لباسم گشاد شدن من تا کسب نتیجه عالی ادامه خواهم داد.خدایا هزاران مرتبه شکر بابت هدایتم در این دوره.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۵:۳۶
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 619 کلمه

      به نام قادر مطلقم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و همه دوستان 

      چاقی یک روش زندگی است 

      چاق شدن مثل یادگیری زبان مادری یا زبان فارسی، در من به آرامی و به مرور زمان اتفاق افتاده.

       من نمی‌تونم دیگران رو به خاطر این چیزی که یاد گرفتم سرزنش کنم  ولی می‌تونم خودم زبان جدیدی رو یاد بگیرم  که اون زبان لاغریه.

       و با یادگیری  زبان لاغری و تلاشی که می‌کنم به زبان لاغری میتونم مسلط بشم .

      من تلاش می‌کنم زبان لاغری رو به خوبی یاد بگیرم تا برای باقی عمرم جسم جدیدی برای خودم بسازم و از بقیه عمرم لذت ببرم.

       من هر چیزی در زندگیم یاد گرفتم ،از طریق آموزش و تکرار و تکرار اون آموزش در زندگی ام بوده.

        پس یادگیری لاغری هم باید از همین راه انجام بشه.

       از طریق تکرار کردن و استمرار داشتن و عمل کردن .

      چون من در زندگیم هر چیزی رو یاد گرفتم بارها در رفتارم بهش عمل کردم و این عمل کردن باعث شده که من هیچ وقت اون کار رو فراموش نکنم.

       مثل رانندگی کردن که یادش گرفتم .

      من حتی اگر سال‌ها رانندگی نکنم ،ولی به محض نشستن پشت فرمان ماشین مجدداً رانندگی یادم میاد و به راحتی رانندگی می‌کنم.

       پس من باید لاغری رو هم به اطلاعات دائمی مغزم تبدیل کنم ،تا بتونم برای همیشه متناسب بشم .

      من تصمیم قاطع خودم برای متناسب شدن رو گرفتم و با نهایت انگیزه و عشق دوره‌هام رو ادامه میدم و بارها و بارها تکرارشون می‌کنم و هیچ عجله‌ای برای لاغر شدن ندارم، چون تمام آنچه که ممکن بوده با لاغر شدن به دست بیارم رو ،همین الان دارم، حتی بیشتر از اون موقع.

       پس من با ذهنی آرام اطلاعات لاغر کننده رو در ذهنم تقویت می‌کنم و می‌دونم به راحتی لاغر میشم و گذر زمان هیچ اهمیتی برام نداره .

      چون من دارم لاغری رو زندگی می‌کنم .

      من واقعاً نمی‌دونم چندم ماه یا حتی چند شنبه است،پس زمان واقعاً برام اهمیتی نداره .

      مهم حال خوب منه .

      من می‌خوام با حال خوب زندگی کنم.

       زندگی کردن با حال خوب بزرگترین نعمته .

      اینم خیلی خوب می‌دونم که همه چیز در جهان باید روند تکاملی خودش رو طی کنه و بدن من باید فرصت داشته باشه آشغال‌هایی که من در طی سال‌ها واردش کردم و حذف و دفع بکنه .

      من تو این دوره تحت فشار رژیم و ورزش و دارو نیستم، تحت هیچ محرومیت و محدودیت و فشاری نیستم، که بخوام لحظه شماری بکنم، تموم بشه .

      من توی این دوره دارم زندگی معمولی خودم رو انجام میدم کنار اون با حال خوب لاغر هم می‌شم ،هرگز گرسنگی نکشیدم، ورزش نکردم ،دارو نخوردم ،خیلی خوب هم دارم لاغر می‌شم و این معجزه این دوره است.

       توی رویاهام همیشه این آرزو رو داشتم که ای کاش بشر به چنان پیشرفتی برسه که یک دستگاهی ساخته بشه، که بدون رژیم و ورزش و دارو آدم وارد اون دستگاه بش،ه هر سایز و هر مدلی که می‌خواد و هر حالی که می‌خواد بشه و خارج بشه .

      فکر نمی‌کردم خداوند به این زودی پاسخ این آرزوی منو بده این دوره همون دستگاه رویایی منه که با وارد شدن بهش بدون هیچ رنج و محدودیت و محرومیتی و با احساس‌هایی فوق‌العاده و با تغییراتی شگفتانه تبدیل به همون چیزی میشم که سال‌ها آرزوش رو داشتم.

       من با هماهنگ کردن ذهن ناخودآگاهم با هدفم به سرعت و راحت لاغر میشم، بدون هیچ فشار عصبی در کمال آرامش و با لذت در حال لاغر شدن هستم .

      من با هماهنگ کردن ارکان وجودیم جسم و ذهن و روحم به تعادل و تناسب در زندگیم رسیدم و هر روز این تعادل و تناسب و آرامش در من بیشتر و بیشتر می‌شه .

      من الان دارم رویای لاغریم رو زندگی می‌کنم .

      من ایمان دارم اینجام چون خدادوستم داشته و هدایتم کرده.

       خدای مهربانم از تو برای توجهات ویژه ات به خودم بسیار سپاسگزارم.

       استاد ارجمند از شما برای این آموزش ممنونم.

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره اقاپور
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۱۳:۳۳
      مدت عضویت: 2618 روز
      امتیاز کاربر: 18149 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 28 کلمه

      خیلی عالیه .من الان متوجه میشم که چرا قبلا ها ویا حالا  اینقدر فشار برای لاغر شدن میکشیدم چون ذهن ناخودآگاهم در خلاف مسیر لاغری من بوده .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۰۵/۱۰ ۱۱:۲۱
      مدت عضویت: 897 روز
      امتیاز کاربر: 7275 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 131 کلمه

      سلام استاد عزیز

      چاقی من با ذهن چاق شروع شد و ایشالا با ذهن لاغر متناسب میشم 

      در گذشته که باور ای اشتباه داشتم و رژیم های غلط و نادرست میکرفتم فقط جسمم رنج میکشید و ذهنم نمیخاست من لاغربشم و باهم همسو نبودن ودوجهت مخالف میرفتن ودررنتیجه هیچوقت تغییر نمی‌کردم و اگر هم تغییری میکزدم سریع برمیگشت و به حالت اولیه خودش که دوست داشت برمیگشت ومن بازه هم تلاش می‌کردم برای راهی پیدا کردن برای متناسب شدن ب لطف خدای مهربان آشنایی با قدرت ذهن و مطالب که در این دوره یاد گرفتم معمابرایم حل شد و براحتی بدون ترس از چاقی وبر حسب نیاز جسم غذا میخورم و اصلا وابدا رنج نمی‌کشم چون جسم و ذهن هردو در یک جهت پیش میرن و در نتیجه متناسب شدن رو هدیه میگیرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ط.ه
      ۱۴۰۳/۰۴/۰۹ ۲۲:۴۶
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      با سلام خدمت استاد عزیزم 

      ممنونم  از توضیحات داده شده خیلی تاثیر گذار هستن وقتی که ما رژیم گرفتیم فقط جسم رو تحت فشار قرار دادیم و ذهن همون چاقی رو ادامه می‌داده کاملا موافقم خیلی رژیم گرفتم هر بار با اعصاب خوردی بر میگشتم سر خانه اول 

      ولی این دوماه اصلا گرسنگی نکشیدم هر چی دوست داشتم به موقع و به اندازه و هنگام گرسنگی خوردم و اصلا اذیت نشدم و شاد و سرحال شدم من یک شبه چاق نشدم پس عجله ندارم دوباره تکرار میکنم تا تبدیل به عادت بشه و لاغری رومثل خیاطی و آرایشگری یاد بگیرم و هنرش رو در زندگیم اجر  کنم انشاله به امید خدا ادامه میدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه صدقی
      ۱۴۰۳/۰۴/۰۷ ۰۸:۲۷
      مدت عضویت: 1056 روز
      امتیاز کاربر: 4591 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 245 کلمه

      دقیقا همینطوره و برای من تجربه باعث شد که قبول کنم که واقعا یادگرفتن لاغری با ذهن مثل چاق شدن و زبان یاد گرفتن باید روند خودش رو طی کنه باید مداوم باشه باید یک مدت طولانی هدفم باشه و براش تلاش کنم وگرنه دوباره برمی‌گردم دقیقا مثل یادگیری زبان جدید من حدود 5سال بابت یادگیری انگلیسی وقت گذاشتم و با اینکه مدرک نهایی هم گرفتم بعدش اگر به کل از محیط دور بشم و هیچ تمرینی نکنم خیلی ضعیف میشم و به محض اینکه دوباره یه مدت کوتاه نه مثل یادگیریش 5 سال وقت بذارم مثلا با چندماه تمرین و تکرار دوباره برمیگرده دانش زبانم و لاغری هم همینه چون من زمستان 1402 شروع کردم و تو 40 روز اول خیلی عالی تمرین هارو انجام دادم و نتیجه هم دیدم و مشکلاتی پیش اومد و من مجبور شدم متوفق کنم و خب هدف من دیگه نبود و به راحتی دوباره برگشتم به خونه اول و الان مجدد تصمیم گرفتم که از اول شروع کنم و دیگه مثل قبل نمی‌خوام توجیح کنم که با چندماه من قرارها تا آخر عمر لاغر بمونم و تصمیم گرفتم حداقل دوسال کامل تا جاییکه میتونم 90٪ وقتم رو بذارم برای این روش و بعد دوسال هم قطع نکنم و مثلا ۵۰٪ وقتم رو بذارم و کلا هیچوقت قطع نکنم تمرین هارو چون نمیشه نتیجه ۲۸سال باور چاقی رو یهو از بین برد حداقل نصف اون زمان باید تلاش کنم تا مثل چاقی برام به یه باور عمیق تبدیل بشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۱ ۱۰:۲۳
      مدت عضویت: 1291 روز
      امتیاز کاربر: 13085 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 473 کلمه

      سلام استاد 

      چاقی یک روش زندگی است 

      دقیقا ما از بچگی زبان فارسی را به همراه زبان چاقی از خانواده و اطرافیان یاد گرفتیم و جالب اینجاست که کم کم این ذهن ناخوداگاه ما به زبان چاقی عادت کرد چون دراطراف خود افراد چاق زیاد میدیدم پس دیدن و شنیدن و تکرار آن رفتارها خیلی در عمل و رفتار ما می تواند تاثیر بگذارد و کم کم ما به این چاقی عادت کردیم و روزبه روز با لذت خوردن زیاد خود را چاق تر کردیم و چون فرمول اینکه من اگر آب هم بخورم چاق میشوم را درذهن خود پررنگ کرده بودیم روزبه روز من چاق تر میشدم و ان را یک امر عادی درزندگی میدانستم و جالبه چون از انواع روشها در طول این 46 سال استفاده کرده بودم و نتیجه دائمی نداشت براین باور پافشاری میکردم که من ارثی چاقم 

      ولی خداراشکر من از بین این طایفه ی چاق ، من برای اولین نفرانتخاب شدم تا بتوانم این باور اشتباه را در ظاهرم نشان بدهم و باعث انگیزه ی افرادی که دوست دارند از چاقی خلاص بشوند بشوم و چقدر لذت بخش است که وقتی افرادی تورا ببینند به تو بگویند چقدر لاغر شدی و زیبا شدی و جالبه دراین روش من هنوز از کسی افکار منفی دریافت نکردم که چرا می خواهی لاغر شوی – تولاغر بشو نیستی – پوست صورتت زشت میشود – همیشه صحبتهای بوده که باعث انگیزه بیشتر برای ادامه مسیر داشتم و این یک نشانه است چون درروشهای قبلی با یک حرف دیگران روش را رها میکردم چون حس من خوب نبود و منتظر بودم تا کسی چیزی بگوید تا این روش را رها کنم 

      خدارا شکر دراین مسیر یاد گرفتم لذت خوردن را با لذت نخوردن بیش از اندازه جابه جا کنم و همین یک کار در لاغری من تاثیر بسیار زیادی دارد و من روزبه روز متناسب تر میشوم چون پرخوری با سرزنش و احساس بد همراه بود ولی الان به اندازه خوردن با اعتماد به نفس که من خودم برای خودم تصمیم گرفتم همراه است و این کار علاوه براحساس خوب داشتن باعث ایجاد انگیزه بیشتر دراین مسیر میشود .

      استاد من هرروز با شور و شوق که امروز دراین مسیر یک مطلب جدیدی یاد میگیرم و روز خود را شروع میکنم و چقدر خوشحال هستم الان درشرایطی هستم که خدارا شکر میتوانم هم به آرامش برسم و هم به متناسب شدن نزدیک می شوم من از شنبه همین هفته چون هوای یزد بعد از بارندگیها بسیار عالی شده به پیاده روی میروم و خدارا شکر بدون خستگی و عرق ریختن و با احساس خوب دوباره به محل کار برمیگردم و چقدر بابت این موضوع خوشحالم و انشاالله به امید خداوند این کار ادامه داشته باشد چون اصلا با فشار و زور این را انجام نمیدهم و با احساس خوب و دیدن گیاهان و گلها در مسیر لذت میبرم و از خودم راضی هستم و احساس خوبی دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Zizi
      ۱۴۰۳/۰۲/۰۳ ۰۰:۰۷
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 193 کلمه

      سلام و شب خوش 

      بعلت بعضی گرفتاری های زندگی تایم های شخصی ام بهم ریخته. ولی همچنان متعهدانه دارم ادامه میدم. یک دفتر تهیه کردم و ازش کمک میگیرم تا دفعات گوش دادن فایلهامو درش یادداشت کنم که فراموش نکنم. البته فراموش نمی کنم اما دوست دارم نظم داشته باشه.

      اینبار که تصمیم به تناسب اندام دارم دیگه تنهایی این کار رو نمی کنم بلکه اینار ناخودآگاهم هم همراه هست و ما با هم در یک مسیر گام برداشتیم. گاهی اوقات یادمان می رود با هم هستیم اما اینقدر می رویم تا یادبگیریم دست در دست هم از زندگی لذت ببریم. 

      مطالب زیر برام جالب بود

      ۱. ما زبان فارسی رو با رنج یادنگرفتیم همین طور زبان چاقی رو . ولی برای یادگیری یک زبان دیگر باید استمرار داشته باشیم و تکرار کنیم. البته در حقیقت بخواهیم فکر کنیم زبان فارسی رو هم با تکرار یادگرفتیم. یادگیری هرچیزی با تلاش و پشتکار میسر می شود ان شاءالله. 

      ۲. در این مسیر چون ناخودآگاهمان هم با ما هم مسیر هست دیگر تنها نیستیم . عصبی نمی شویم و در دو جهت مخالف گام بر نمی داریم

      ۳. سرعت متناسب شدن بیشتر از سرعت چاقی هست 

      با آرزوی سلامتی و شادی 🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۴۰۲/۱۱/۱۴ ۰۶:۲۹
      مدت عضویت: 2434 روز
      امتیاز کاربر: 42264 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 547 کلمه

      به نام خداوند هستی بخش 

      با سلام ودرود به افراد متناسب سایت تناسب فکری و استاد عزیز و گرامی 

      چاقی یک روش زندگی است 

      بله همانطور که ما از بچگی چاقی رو یاد گرفتیم زبان فارسی رو  هم یاد گرفتیم 

      و هیج کار خاصی برای یادگیری انجام ندادیم 

      آموزش دیدیم و به مرور زبان فارسی رو یادگرفتیم 

      چون زبان مادریمونه 

      و چاقی هم همین طور بهمون یاد دادن و ما هم باورش کردیم که اره چاقی ارثیه 

      افراد چاق زیباترن 

      آدم باید بخوره تا بدن سالم تری داشته باشه 

      مردها از زن های جاق خوششون میاد 

      چاقی یه شخصیت دیگه ای داره 

      چاق شدن خیلی زیباست آدم باید جاق باشه نا انرزی بیشتری داشته باشه برای زندگی برای بچه هاش 

      همه رو یاد گرفتیم و باورش کردیم و الان شدیم همینی که الان هستیم 

      تفاوت بین ما و افراد متناسب در اینه که افراد لاغر اینا رو باور نکردن عمل نکردن بهش 

      و متناسب موندن 

      من میخاستم زبان انگلیسی زو پیش برادر همسرم یاد بگیرم 

      برادر همسرم گفتن که باید سه سال وقت بزاری و آموزش ببینی و بعدش هم تو محیطی باشی که صحبت کنی و یادت نره 

      چون زبان انگلیسی یه چیزیه که وقتی یادش گرفتی باید صحبت کنی اگه صحبت نکنی فراموش میکنی و یادت میره 

      دقیقا مثل زبان لاعری که ۱۲ هفته باید آموزش ببینیم ک بعد توی محیطش باشیم تا فراموشش نکنیم 

      چون ذهن اگه رهاش کنی میره سرجای اولش 

      من توی این مدت ۱۲ هفته آموزش می بینیم و بعد دوره رو تکرار میکنم و آموخته های که یاد گرفتم رو عملی میکنم تا  عادت من بشه 

      و توی این محیطی که الان هستم میمونم تا به وزن دلخواهم برسم 

      چه محیطی بهتر از اینجا راحت و به آسونی با چند تا فایل گوش دادن و نوشتن و خوندن نوشته های دوستان 

      میتونم به وزن دلخواهم برسم 

      من یاد گرفتم که عجله نکنم به مرور با احساس خوب و استمرار داشتن آموزش ببینم 

      اگه عجله کنم خسته میشم و دوره رو رها میکنم 

      مثل قبلا میشه که 

      بارها تصمیم میگرفتم که لاعر بشم ولی بعد از مدتی خسته میشدم همش تو سختی بودم 

      چون موافقت ذهن ناخوادگاهم رو جلب نکرده بودم 

      ذهن ناخوادگاهم اصلا خبر نداشت 

      خودم تنهایی تصمیم می گرفتم که باید لاغر بشم 

      به همین دلیل تمام مدت تو سختی و زجر بودم و خسته میشدم و ادامه نمی‌دادم 

      اما الان فرقه من و ناخوادگاهم همراه همیم تا جسمم رو متناسب کنم 

      و به اون وزنی که میخام برسم

      پس عجله کردن یعنی ایست کردن در هر شرایطی که باشی 

      من ادامه میدم آموزش دیدن رو و عملی میکنم 

      من باور دارم که  تنها راه متناسب شدن و متناسب موندن همین روش ذهنی  هستش

      تو باشگاهمون افراد لاغر زیادی هستند که تلاش می‌کنند چند کیلو از وزنشون رو زیاد کنن همراه خودشون خوراکی دارن و در حال ورزش کردن میخورن 

      ولی فایده ای نداره که چون یاد نگرفتن که پرخوری کنن یاد نگرفتن همراه هر کی میخاد غذا بخوره غذا بخورن یادنگرفتن از همه کانال ها غذا بخورن یاد نگرفتن از هر نوع غذا بچشن یاد نگرفتن سیر شدن یعنی تا خفگی غذا خوردن یادنگرفتن ته مونده ی فرزندشون بخورن باور نکردن وقتی باردار بشن چاق میشن باور نکردن چاقی ارثیه و هزار و یک دلیل دیگه و در صورتی هم 

       موافقت ذهنشون زو جلب نکردن 

      تصمیم با خودشون بوده 

      و ذهن ناخوادگاه اصلا خبر نداره 

      و بعد از مدتی خسته میشن و به وزن قبل برمیگردن 

      درست برعکس ما افراد چاق هستن 

      پس تنها راه برای به هدف رسیدن در هر کاری 

      آموزش دیدن هستش و ادامه دادن 

      تا به رویای خودمون متناسب شدن برسیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بانوی بهار
      ۱۴۰۱/۱۰/۰۲ ۱۶:۱۰
      مدت عضویت: 2470 روز
      امتیاز کاربر: 26378 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 924 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      چاقی یک روش زندگی است؟

      در خانه ی عمه ام درخت های زیادی هست ولی از بین درخت ها درخت خرمالویی بود که بسیار بزرگ بود با وجود اینکه حیات خانه گود بود و اتاق ها یک و نیم متر بالاتر بودن ولی این درخت آنچنان رشدی کرده بود که به اندازه دو سه متر از سقف خونه هم بالاتر رفته بود. از اونجایی که یک جدول آبی از توی خونه عمه ام میگذشت کل درخت ها با اون جوی که از صد ها خونه میگذشت تا به اونجا میرسید آبیاری می شد و از آب خونه خودش محروم بودن .به واسطه ی همین درخت کم ثمر و میوه های بسیار کوچولو داشت . بعد از فوت عمه ام داداشم روش آبیاری عوض کرد و  کل درخت های خونه رو هرس کرد و برید و از نو رشد کردن .

        وجود ما هم  مثل همون  درخت خرمالو در یک باغ بزرگ هستیم که سال ها باغبون بهش سر نزده و هر کسی که رد شده  یک کمی آب یا کود بهش داده واین درخت هم روند رشد خود در پیش گرفته و هر سال رشد کرده و بزرگ شده. از اونجایی که این آب و کود یکسان نبوده و از چندین منبع مختلف به درخت ها رسیده برخی از این منبع ها ناخالصی هایی داشته که باعث شده  آفاتی  نصیب درخت ها شده و در اثر این آفات  خیلی از درخت ها شاخه و برگ هایشان خشک شده و ثمر ده نیستن .

      از این درخت های خرمالو ۳۲ ساله فقط ۱۲ تا شاخه اش ثمر ده هست و بقیه خشک شده .

      تازه همین ۱۲ تا شاخه ثمر ده هم ثمره هاش کوچیک هست و اگه تا چند روز اول نخوری  . بدرد خوردن نمیخورد و معمولا له میکنه و میریزه .الان بعد از این همه مدت باغبون یاد درخت هاش افتاده و اومده تا درخت هاش رو از نو بهشون برسه تا رشد و نمو پیدا کنن .

      حالا این باغبونی که سال ها از درخت هایش غافل بوده به خوبی می داند که درخت ها این همه سال در اثر نا ملایمت ها و ناخالصی ها ضربه خوردن و برای اینکه دوباره مثل روز اول درشت و آبدار و پرثمر باشن باید هم هزینه و هم زمان بگذارد .

      حالا این آب و کودی که مردم به این درخت دادن همان باورهای منفی هست که در مورد چاقی داشتن و ما بر اساس اون باورها رشد پیدا کردیم و در مهمونی ها و مراسم ها و … حسابی پر خوری کردیم و گرم به گرم به وزن خودمون اضاف کردیم و باعث شد که اضافه وزن سرتا پای ما را بگیرد و شاخه های اعتماد به نفس و روحیه و حال خوب و انگیزه و لیاقت و … وجودیمون خشک بشه ما در جنبه های مختلف زندگی رشد و پیشرفت نکنیم .

      حالا ما اون باغبونی هستیم که تازه ما یاد گرفتیم که این همه سال از بدن خودمون غافل بودیم و بهش نرسیدیم .

      گام اول اینه که ما مسئولیت این اضافه وزن و غفلت و خشک کردن نیروی امید و انگیزه  خودمون رو برعهده بگیریم

      گام دوم اینه که شروع به هرس کردن درخت کنیم یعنی باورهای اشتباهی که منجر شده این همه سال راه رو اشتباه برویم حذف و جا برای باورهای مثبت و شاخه های جدید نو شکفته باز کنیم تا با مراقبت های ما به شکوفایی برسند و ثمر ده باشند.

      گام سوم اینه که اصلا در این راه عجله نکنیم و چون سالهای غفلت ما در برابر این آگاهی تازه خیلی زیاده ، عقل و منطق هم حکم میکنه برای نتیجه گیری باید صبور باشیم تا این روش جدید مراقبت در وجود درخت رخنه بکنه و باعث رشد و نمو اون بشه .

      پارسال، اولین سالی بود که درخت خرمالو زندگی جدیدش شروع شده بود و با اینکه سه تا شاخه جوون بیشتر نداشت تقریبا ۱۰ کیلو ثمر متوسط  داد و امسال یعنی دومین سال ثمر دهی  اش در کمال ناباوری ۹۰ کیلو ثمر با سایز بزرگ داد .طوری که اینقدر از این میوه درخت ما بخشیدیم و نصیب اکثر دوستان و آشنایان شد .دهان همه ی اطرافیان از ثمر دهی این درخت از تعجب باز‌ مانده بود و حیرت کرده بودند.

      راز موفقیت این درخت هرس شدن و رسیدگی و عجله نکردن بود.

      این درخت شاید توی کل عمرش روی هم رفته اینقدر ثمر نداده بود که امسال ثمر داد.

      حکایت زندگی ما و دوره تناسب فکری دقیقا مثل این درخت هست . وقتی بتونیم مسئولیت چاقی رو بپذیریم و  باورهای صحیح رو جایگزین باورهای اشتباه کنیم و در زندگی روز مره عملی شون کنیم ، در این راه هم عجله نکنیم اینقدر به سرعت شکوفا می شویم که جبران همه ی این سال ها می شود و از یادمون میره که کی بودیم .

      هم خودمون به آرامش و  رشد و شکوفایی و پیشرفت می رسیم و هم خیر و منفعت وجودیمون به اطرافیانمون میرسه و باعث میشه همگان از وجود ما نفع ببرند و پا در عرصه خود سازی و موفقیت و پیشرفت بگذارند.

      و به واسطه ی ای حال خوب ما هزاران نفر مسیر زندگیشون عوض میشه و به بهترین نحو ممکن زندگی جدیدی برای خودشون می سازند.

      حالا درختی که این همه سال به درستی هرس شده و رسیدگی شده و هرسال پر بار تر از سال قبل بوده ، هیچ وقت نمیتواند حال و روز این درخت را بفهمد .

      لذتی که نصیب این درخت شده فقط خود درخت درک میکند نه درختانی که این همه سال از این درخت غافل بودن  و هیچ درکی از حال و روزش ندارند .

      و این لذت بخش ترین لحظه ی زندگی هست که خدا اینقدر عزیزت کنه که وجودت آرامش بخش دیگران بشود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 70 از 14 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید