0

مزایای عادت موردنظر (گام دوم – ۱)

تغییر عادت با قدرت ذهن
اندازه متن

🔁 تغییر عادت‌های رفتاری شاید در نگاه اول سخت و حتی ترسناک به نظر برسه 😰 اما وقتی با چراغ آگاهی 🧠 و نیروی پذیرش ذهنی 🤲 همراه بشه، همه‌چی اون‌قدر آسون می‌شه.

طوری که با خودت می‌گی:

«ای بابا! چرا زودتر شروع نکردم؟ 😄»

تو این دوره قراره قدم‌به‌قدم یاد بگیریم چطور با تغییر عادت با قدرت ذهن، یه مسیر تازه 🌱 برای رهایی از رفتارهای آزاردهنده‌ بسازیم؛

تغییر عادت با قدرت ذهن سه نکته طلایی داره:

✨ درک لذت پنهان پشت هر عادت

🧩 پذیرش مسئولیت رفتارها

☮️ رسیدن به صلح درونی

آماده‌ای که شروع کنیم؟ 😌💪

چرا فکر می‌کنیم اسیر عادت‌ها هستیم؟ 🌀

بسیاری از ما وقتی متوجه تکرار یک رفتار آزاردهنده می‌شیم، به خودمون می‌گیم:

«من گرفتار این عادتم… نمی‌تونم تغییرش بدم.» 😣

این جمله ساده، در واقع تبدیل می‌شه به یک باور محدودکننده.

اما حقیقت اینه که:

🔸 هیچ عادتی زورکی تکرار نمی‌شه.

🔸 ما خودمون انتخاب می‌کنیم اون رفتار رو بارها انجام بدیم.

این یعنی تغییر عادت با قدرت ذهن، از همین لحظه‌ای شروع می‌شه که این باور رو کنار بذاریم.

قدم اول: مسئولیت رو بپذیر 😌🪞

وقتی می‌گی «من نمی‌تونم این عادت رو ترک کنم»، در واقع داری اختیار رو به بیرون از خودت می‌دی.

اما وقتی بگی:

✨ «این منم که این رفتار رو بارها تکرار کردم.»

✨ «قدرت تغییرش هم دست خودمه.»

اون‌وقته که تغییر عادت با قدرت ذهن واقعاً ممکن می‌شه.

قدم دوم: صلح با عادت 🤝

شاید عجیب به نظر برسه، ولی قدم دوم اینه که با رفتاری که اذیتت می‌کنه، آشتی کنی!

چطوری؟

📍 برگرد به گذشته و ببین چرا اون رفتار برات لذتبخش بوده.

📍 چه چیزی باعث شده بارها تکرارش کنی؟

📍 آیا هنوز هم همون لذت رو می‌ده یا فقط از روی عادت انجامش می‌دی؟

وقتی به جای سرزنش، به لذت پنهان پشت رفتار نگاه کنی، خشم و عذاب وجدان جاش رو به درک و پذیرش می‌ده.

یک مثال واقعی از عادت شیرین اما دردسرساز! 🍵🌰

روزی از روزها توی خونه‌ی یکی از بستگان، چای رو با ترکیب خرما، گردو و کنجد خوردم. طعمش فوق‌العاده بود! فردای اون روز همون ترکیب رو با علاقه تهیه کردم و کم‌کم این شد عادت روزانه‌ام.

اما بعد از مدتی، وقتی بیرون از خونه بودم و اون ترکیب رو نداشتم، چای برام بی‌مزه شد… حتی ناراحت می‌شدم که بدون اون ترکیب باید چای بخورم.

اینجا بود که فهمیدم:

🔍 «من اسیر چای نبودم… اسیر اون حس لذت و تکرار شده بودم.»

و این مثال کوچیک نشون می‌ده که چطور تکرار، حتی از لذت هم می‌تونه درد بسازه.

قدم سوم: الگو رو بشکن ✂️🔁

عادت‌ها مسیرهایی هستن که در ذهنمون حک شده‌ان. اما خبر خوب اینه که:

ذهن انعطاف‌پذیره و با تکرار رفتار جدید، مسیر جدید می‌سازه.

یعنی:

🔁 رفتار قدیمی ← آگاهانه متوقف کن

🆕 رفتار جایگزین ← با لذت و آگاهی انتخاب کن

🧠 تکرار کن ← مسیر جدید در ذهنت ساخته می‌شه

و این یعنی باز هم تاکید می‌کنیم:

تغییر عادت با قدرت ذهن، نه فقط ممکنه، بلکه لذت‌بخشه!

قدم چهارم: تکرار آگاهانه رفتار جدید 🔄🌟

برای جایگزینی یک عادت، کافیه:

  1. اون رو با رفتاری که هنوز لذت داره جایگزین کنی
  2. حواست باشه هر بار با آگاهی انجامش بدی
  3. به خودت بابت تغییر، بازخورد مثبت بدی

✅‌ مثلا اگه عادت به پرخوری در شب داری، می‌تونی با نوشتن حس و حالت بعد از پرخوری، آگاهانه مسیر فکری‌ت رو رصد کنی.

قدم پنجم: عادت جدید رو با تصویر ذهنی قوی تقویت کن 🧘‍♀️🌈

ذهنت به تصویرها پاسخ می‌ده.

هر روز چند لحظه وقت بذار و خودت رو در حال انجام رفتار جدید، با حس خوب، تجسم کن.

مثلاً بگو:

🧠 «من دارم عادت‌های سالمی رو انتخاب می‌کنم.»

🌿 «هر روز در حال رشد و تغییرم.»

💪 «تغییر عادت با قدرت ذهن در من در حال رخ دادنه.»

این عبارت‌های تاکیدی به مرور ذهن ناخودآگاهت رو همراه می‌کنن 💫

جمع‌بندی: تغییر عادت از ذهن شروع می‌شه، نه از زور و اجبار 🎯

وقتی باور کنی که اسیر عادتی نیستی، و خودت انتخاب کردی اون رفتار رو تکرار کنی، تازه در جایگاه قدرت قرار می‌گیری. از همون‌جا می‌تونی آگاهانه مسیر جدید بسازی.

✅ به خاطر داشته باش:

تغییر عادت با قدرت ذهن، ساده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی؛ فقط کافیه از درون شروع کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.37 از 119 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22344
240 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 564 کلمه

      با سلام و سپاس خدمت استاد عزیزم و همراهان خوبم عادت هایی که دوست دارم که ترک بشن:                                           1_ اضافه خواری                       2_ تند خوردن غذا

      این عادتها واقعا برام لذت بخش بودن و هستن یا اصن گاهی اوقات واقعا دلم میخواد زود سیر نشم تا بتونم بیشتر بخورم در عین اینکه لذت بخش هستن مثل دو روی سکه اند و آزار دهنده هم هستند، خصوصا زمانیکه جلوی آینه میریم و طبقه هایی از چربی رو مشاهده میکنیم یا لباس دلخواهمونو نمیتونیم بخریم یا اگه ام خریدیم راضی نمیشیم که به خودمون بگیم این لباس بهمون میاد.. خلاصه برای اینکه بخوایم عادتامونو تغییر بدیم (عادتهایی که دوست نداریم) به عادتهایی که میخوایم، باید ببینیم و کندوکاو کنیم که چرا ما اونارو تکرار میکنیم؟، و پس از بررسی متوجه میشیم حتما تکرارشون لذتهایی در پی داشته انقد که خواستیم تکرار کنیم در غیر این صورت عادتهای زیاد مطلوبی هستند که خیلی از انسانها اونهارو نه تنها تکرار نمیکنن حتی به مرحله یک هفته انجام و تکرار نمیرسونن مثل سالم خواری، کتاب خواندن مستمر، ورزش مستمر و مفید و…. لذتی که بعضی از کارها دارند به قدریه که مغز تمایلی به تغییر اون نداره و حتی با گذر زمان یادآوری میشه… مثلا من میخوام به اندازه غذا بخورم و یه مدتی مثلا یکماه خوب و درست رفتار میکنم اما همچنان نجواهای منفی ذهن دارن میگن بخور بیشتر بخور حالا چی میشه مگه و… لذتی که اون عادت میده بسته به تکرارش قدرت هم همراش هست ( مراجعه کنید به کتاب قدرت عادت چارلز داییگ) . لذت و سرخوشی که اضافه خواری بهم میده واقعا خیلیه 

      1_ حس گرسنگیمو برطرف میکنه

      2_ از اینکه احساس سیری کامل بعد از اضافه خواری میکنم واقعا لذت بخش

      3_ یه حس اطمینان چند ساعته به من میده که برای چند ساعت لازم نیست که من چیزی بخورم

      4_ احساس شادی و رضایت میده مثلا دارم یه فیلم نگاه میکنم و با خوردن احساس لذت بیشتری دارم

      5_ وقتی یه جاهایی استرسی میشم، یه جاهایی حرف اشتباهی میزنم یا کار اشتباهی انجام میدم مثل مسکن عمل میکنه انگار با خوردن، درد ناشی از کار اشتباه به حداقل میرسه

      6_ فکرم راحت و برای چند ساعتی به چی بخورم چی نخورم، کی بخورم فکر نمیکنم

      7_ یک حس اطمینان میده که تو غذاتو خوردی و فعلا نیاز نداری پس کاراتو میتونی بهتر انجام بدی

      8_ یک حالتی از آرامش ذهنی رو بهم میده که وصفش یه مقدار سخته و فقط میتونم بگم بعد از خوردن حالم خوب میشه

      تند غذا خوردن هم یسری لذتهایی برای من داره:

      1_ زودتر به خواستم (غذا) میرسم

      2_ با تند غذا خوردن درد ناشی از گرسنگی ( که اغلب درد روانی) کمتر میشه و زودتر رفع میشه

      3_ شاید هم تو ذهن من اینجوریه که میشه بیشتر غذا خورد

      4_ یادمه بچه که بودم آروم غذا میخوردم و همه به من میگفتن که هنوز غذاتو نخوردی، زشته همه منتظر تو هستن و من از این بابت ناراحت میشدم و وقتی بزرگتر شدم و کم کم به مرحله اضافه وزن رسیدم تند تند غذامو میخوردم که بقیه نگن که چقد غذا میخوره 

      5_ یجورایی انگار مغز گول میخوره و من  میتونم غذای بیشتری بخورم.

      امیدوارم در این مسیر زیبا به لطف پروردگارم و توضیحات مفید استاد همه ی ما بتونیم به خواستمون که موفق شدن در ترک یا تغییر عادت هستش برسیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mohammadmahdiebrahimi@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۳۰ ۲۱:۱۲
      مدت عضویت: 1728 روز
      امتیاز کاربر: 393 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 243 کلمه

      با سلام خدمت اسناد عزیز و سایر دوستان.   ممنونم استاد از این فایل زیبا . این ماییم که اصرار به انجام آن رفتار داریم داریم نه اون عادتی که منجر به تکرار ان رفتار شده است. من از چاقی لذت بردم چون هر کس من رو می دید می گفت چه صورت  تپل وقشنگ و زیبایی داری و ذوق زدم که چقدر خوبه که چاق هستم  .عادت اینکه زیاد ناهار می خوردم تا حد خفگی مزیتی گه برای من داشت خیلی از خوردنش لذت می بردم و بعدش راحت میخوبیدم . چای خورن عصر با خرما و یا کیک و کلوچه عادت هر روز من شده بودو من از خوردن کیک و کلوچه لذت می بردم .ساعت ها تو گوشی دور میزدم تا کارهام رو انجام ندم مثل غذا درست کردن و کار بانکی و اداری و..

      …هر شب بعد از خوردن شام حتما باید تنقلات مثل تخمه و   پفک و…. مصرف میکردم و از خوردن آن ها واقعا لذت می بردم. باقیمانده غذای بچه ها رو باید می خوردم با این توجیه که اگه دور ریخته بشه گناه می کنیم و بسیار خوشحال بودم که با این کار گناه نمی کنم.همین موضوع  در مورد ته دیگ هم بود.از اینکه بعداز ظهر حتما باید دو ساعت بخوابم.از خوابیدن زیاد بعدازظهر لذت می بردم. اینکه اصلا تا سوپری هم نمی رفتم و صبر می کردم حتما حتما همسرم بیاد که بره خریدکنه و من از این بهانه برای بیرون نرفتن لذت می بردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mohammadmahdiebrahimi@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۸ ۱۴:۴۹
      مدت عضویت: 1728 روز
      امتیاز کاربر: 393 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 192 کلمه

      با سلام به استاد عزیز و سایر دوستان همراه. من از ناهار خوردن زیاد تا حد خفگی ِخیلی بدم میاد  و اگه هر روز نه اکثر اوقا ت پرخوری میکنم که با این فایل زیبا آموختم چطکر آن را اصلاح کنم ارتباطم را با ناهار زیاد صمیمی کرده و با او دوست می شوم . دوم اینکه هر روز عصر چه گرسنه باشم چه نباشم باید تا حد سیری خرما یا کیک یا شکلات با چای بخورم سوم اینکه تنقلات بخصوص به پفک علاقه زیادی دارم که این عادت نیز باید ترک شود و چهارم اینکه کارهایم را  مثل بانک و آرایشگه و.. خیلییی به تعویق میندازم که باید این رفتار هم اصلاح بشه چون از شون متنفر هستم و با اون کارها  رابطه دوستانه برقرارکنم نمیدونم در این زمینه برداشتم درست بوده یا نه در خصوص تر ک عادت خوردن و آداب غذایی کاملا قابل درک هست اما آیا این مطلب رو میتونم به کارهای روزمره ربط بدم ؟ و اینکه هر وقت نان تازه باشد هر نوع نانی که باشد لواش و یا  تافتون  یت سنگک بربری و… تا حد خفگی میخورم و از این کار نیز در عذاب هستم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۵ ۰۹:۵۷
      مدت عضویت: 2214 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 378 کلمه

      سلام براستادعزیز ودوستان همراه

      فکرکنم چهارماهه پیش بود که من باراولی که داشتم این فایل رو گوش میدادم وتمرینشو انجام دادم .

      رفتاری که دوست نداشتم این بود که با یک استکان چای کلی ساقه طلایی میخوردم طوری که من ماهی ۱۵ تا و سالی ۱۷۹ تا بسته ساقه طلایی میخوردم و این رفتار رو نمیتونستم ترک کنم .

      اثلا بدون اون چایی برام مزه نداشت .

      تا اینکه به این قسمت آموزش رسیدم و تمریناتشو انجام دادم.

      یادم میاد موقع خوردن صبحونه بودم یک دونه  ساقه طلایی رو گرفتم ومیخاستم با چای بخورم قبل از خوردن عمیقا نگاش کردم با محبت باعشق که اینهمه سال تو به هم انرژی دادی وطعم خوردن چای رو برام لذت بخش کردی و من همش ازت بدم میومد ازش معذرت خواهی کردم بغض گلویم رو گرفت و بیسکویت را بردم پیش نایلکسی که پر بود داخلش بسته های ساقه طلایی. و بهش گفتم نگاه کن من اینهمه ازت دارم وهست پس فراوونیه اگه تموم شد قول میدم بازم بخرم .

      وکلی ازش تشکر کردم .

      اون روز حس عجیبی داشتم وهمون یک دونه رو خوردم و دهنم بسته شد . وهرسری چشم به بسته های ساقه طلایی میافتاد لبخند میردم و به خودم میگفتم اینهمه دارم و کمبود نیست .

      به طرز عجیبی روزهای بعد دیدم مصرفم هر روز کمترمیشد و من هر روز موقع خوردن ساقه طلایی خوب نگاش میکردم ولبخند میزدم . حس خوبی بهش پیدا کردم .

      کم کم دیدم اصلا میلی به خوردنش ندارم . چندتاش مونده بود که نخوردم و سری جدید رفتم کلوچه خریدم وطعم بیسکویت در دهنم کلا تغییر کرد.

      چون از بس شنیده بودم ساقه طلایی بیسکویت رژیمی هست واین باور باعث شده بود میلم به خوردنش زیاد بشه و یک عادت غیرقابل ترک بشه تو ذهنم .

      منی که سال ۱۷۰ یا۱۸۰ بسته ۱۰ تایی شو  میخوردم نه تنها لاغرنشدم بلکه قندم رفته بود بالا. 

      اون سری که آزمایش گرفتم هم قند وهم چربی به شدت اومد پایین . بدون اینکه حتی یک دونه قرص بخورم .

      الان میخام عادت کیک خوردن روزانه ام که با چایی هست رو تغییر بدم . چون چای رو به خاطر کیکش دوست دارم نه هیچی .

      الان میخام چای بخورم باعشقم کیک .

      که مزه خوبی به خوردن میده

      انرژی بالایی داره

      سبک وراحته واحتیاج به نون نداره

      سریع میخورمش

      روش پلاستیک داره بهداشتیه.

      سیرم میکنه تا ناهار. 

      باخوردنش احتیاج به قند ندارم

      من وکیک خوشمزه ام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریماه فقری
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۱ ۰۹:۵۳
      مدت عضویت: 2009 روز
      امتیاز کاربر: 13280 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 250 کلمه

      خب من عادت پرخوری را انتخاب کرده بودم اما الان که دقت میکنم اینکه غذای موردعلاقمو بیشتر میخور برام لذت بخشه و از اینکه طعم غذا رو بیشتر احساس میکنم هم لذت میبرم و از اینکه تا چندساعت بعد پرخوری کردن سیر هستم و معدم پره  و احتیاج نیست هی برم سر یخچال لذت میبرم از اینکه گرسنه نمیشم هم لذت میبرم پرخوری باعث میشه من هیچ موقع احساس گرسنگی نکنم و از این اتفاق لذت میبرم 

      و یکی از مزایاش اینه که غذامو تا ته میخورم و باقی مانده نمیمونه و اینکه بعد از اینکه غذا تموم شد حسرت اینکه از غذا کم خوردم رو ندارم چون یبار یه غذای خیلی خوشمزه تو مهمونی بود و من ازش خیلی کم خوردم و بعدش غذا تموم شد احتمالا از اونجا تصمیم گرفتم بیشتر بخورم که بعدا حسرت نداشته باشم و احساس خفگی کردن هم برای من لذت بخشه اینکه تا حد خفگی چیز‌بخورم و کلا جویدن و خوردن هم‌برام لذت بخشه و برای من خوابیدن بعد ناهار با شکم پر خیلی لذت بخش عه و احساس میکنم اگه بیشتر بخورم انرژی بیشتری هم‌خواهم داشت و این برام لذت بخشه

      من از زیاد خوردن لذت میبرم چون باعث میشه حواسم از مشکلات اطرافم پرت شه 

      اینکه از غذام هیچی باقی مانده نمونه هم برام واقعا لذت بخشه یادمه یبار توی بچگی داشتم‌خاله شادونه میدیدم و اکن گفت که همیشه باید یجوری غذاتونو بخورین که یدونه برنج هم نمونه و من از اینکه به حرفش گوش دادن و هیچی غذا تو بشقابم نمیمونه لذت میبرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hosynzadh66@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۰۶ ۱۰:۵۰
      مدت عضویت: 1761 روز
      امتیاز کاربر: 281 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 65 کلمه

      سلام 

      گام دوم لذت های من از این رفتار های که انجام دادم

      اول واقعا خوردن برای من لذت داره 

      دوم خوردن غذا زیاد سیر میشم تا وعده بعدی و ریزه خواری ندارم

      سوم ازتون تند خوردن لذت میبرم و اینجوری طعم غذا متوجه میشم

      چایی فقط با قند و ۵شش تا خرما میچسبد

      غذا نونی و ابکی که با نون میخوری واقعا خوشمزه یه 

      من فقط از غذا خوردن لذت میبرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azamhoseinzadeh0180@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۰۴ ۰۶:۰۴
      مدت عضویت: 1754 روز
      امتیاز کاربر: 389 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 213 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز و همراهان گرامی 

      چالش من اینو نخوردم 

      مزیت های عادت من که خوردن ناهار زیاد بود

      نکته اول من خودم زیاد می خوردم من خودم همین جا و همین امروز مسئولیت خودم رو قبول می کنم هیچ کس به زور به من ناهار نداده هیچ غذایی خودش وارد دهان من نشده این خود من بودم که نهار خیلی می خوردم 

      نکته دوم به صلح رسیدن با رفتار و عادت از طریق ذکر مزیت های اون 

      مزیت خوردن نهار زیاد 

      ۱. سیر شدن بود من تا شب دیگه گشنه ام نمیشد و دیگه سر یخچال نمی‌رفتم غذا بخورم باز عذاب وجدان بگیرن

      ۲. انرژی تا شب داشتم که کارهامو بکنم فعالیت داشته باشم چون هر بار که رژیم می گرفتم اصلا در نهار سیر نمی‌شدم و تاشب خسته و گشنه بودم.

      ۳. خواب بعد نهار می چسبید خسته از مدرسه میام نهار رو کامل می خورم و بعد خواب واقعا می چسبه

      ۴. در کنار خانواده همه با هم دور سفره غذا خوردن می چسبید و من هم خیلی می خوردم

      ۵. نهار ما نونی هست و هر موقع نون تازه بود بیشتر میخورم چون نون تازه مزه اش رو بیشتر دوست دارم

      ۶. چون قبلا فکر میکردم نون به اندازه برنج چاق نمی کنه پس عیب نداره بیشتر بخورم چاق نمیشم و خودم رو با نون سیر می کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

      من وقتی غذا میخورم خیییلی خوشحال میشوم

      وقتی صبحانه میخورم دوباره بعد از خوردن صبحانه دوست دارم چیزی بخورم و این کار حس شادی بهم میده

      وقتی بعد از ناهار دوباره شیرنی و غذایی میخورم حس شادابی بهم دست میده و دوباره این روند ادامه داره تا بعد از شام و من قبل از غذا حس شادی و انرژی زیادی دارم و بوی غذا منو سرحال میکنه احساس میکنم زندگی زیبا میشه وقتی غذای خاصی درست میکنم لحظه شماری میکنم که غذا بپزه و حتی من بعضی موقع عا انقد لذت میبرم از خوردن که غذایی که هنوز جا نیوفتاده رو هم میخورم خلاصه تا به سفره برسه غذا من سیر میشم ولی تا غذا رو میزارم رو سفره دوباره شروع به خوردن میکنم و خیلی حس خوبی بهم دس میده و شاد میشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tahere.norani
      ۱۴۰۰/۰۹/۱۶ ۰۸:۳۷
      مدت عضویت: 2065 روز
      امتیاز کاربر: 1025 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 103 کلمه

      به نام خدا
      مزایای عادت خوردن کیک و شیرینی همراه با قهوه یا تنها برای من طعم خوشمزه ی این مواد، احساس لذت از خوردنشون، احساس شکستن محدودیت خوردنشون، داشتن و انجام کاری لذتبخش برای ادامه ی روز، هیجان خوردن خوراکی های خوشمزه، رفع احساس گرسنگی، رفع فشار ذهنی که همش میگه بخور بخورش، باید بخوریش🤣🤣 احساس گرما و ارامش، رفع خستگی و دادن انرژی، رفع احساس نیاز به خوردن یک چیز شیرین، لذت بردن از خوردن این خوراکی ها از طعمشون از بافتشون از بوی خوبشون، بیشتر خوردن این خوراکی ها در ذهن من برابر با لذت و آرامش و طعم فوالعادشون است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Afsaneh
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۷ ۱۰:۲۶
      مدت عضویت: 1884 روز
      امتیاز کاربر: 2205 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 530 کلمه

      بنام رب فرمانروایی جهانیان

      سلام به استاد و دوستان زیبانگرشم

      عادتهام چه جوری شکل گرفتند 

      من عادت ترس و عذاب وجدان بعد غذاخوردن رو میخواستم ترک کنم خب این عادت چطور در من ایجاد شد 

      از بچگی همش شنیده بودم و یا تو همه رژیمها ذکر شده که باید کم غذا بخوریم غذا باعث چاقی میشه زیاد نخور ک چاق میشی خب این حرفا ازبس شنیدم و تکرار شدن برام تبدیل به باور شدن 

      اما من که غذاهای که دوست داشتم و از خوردنشون لذت میبردم رو بعضا بیشتر میخوردم بااینکه اون خوراکی یا غذا در اون لحظه خوردن خیلی برام لذت بخش بود اما ترس چاق شدن و عذاب وجدان بعدش باعث میشد خودمو سرزنش کنم و استرس چاقی درمن باشه درسته همون لحظه لذت میبردم اما بعدش حس منفی داشتم و چون این ذهن ما میره دنبال لذتهای آنی همش اون لذت آنی درمن ایجاد میشد و باعث میشد برم سمتش و این لذتهای آنی باعث میشد تکرارش کنم 

      که این تکرارهای لذت آنی از غذاها باعث عادت در من شد مثلا من ساندویچ خیلی دوست دارم یا غذاهای سرخ کردنی دوست دارم اما همش اون حس منفی چاق شدن هم کنارش داشتم و اینکه هرروز بیشتر داشتم چاق میشدم خیلی فشارروحی برام داشت 

      الان اگه بگم از مزایاهای اون عادتهای ترس و عذاب وجدان 

      الان که دارم مینویسم متوجه شدم که من قبلا خیلی زیاد میخوردم اون غذاهای موردعلاقهمو اما این ترس باعث شد تو عین خوردن مواظب اندامم باشم یا الان خوردنم کمتر شده 

      یا اینکه دیگه بخاطر ترسه مواظبم دارم چی وارد معده ام میکنم مثلا قبلا عصرونه کیک شکلاتی با چای میخوردم الان چای با قند میخورم 

      یا اینکه من قبلا وقتی میخوردم سنگین میشدم و بعد غذا خوابم میومد اما این عادت ترس باعث میشد سریع بعده غذا نخوابم ازترس چاق شدن 

      اگه دقت کنم اون عذاب وجدان برام یه هشداردهنده بود که با غذاخوردن زیاد دارم به معده ام فشارمیارم 

      یا هشدار دهنده هست که وقتی بعد غذا میخوابم بعدش کسل میشم و مواظب باشم 

      و اگه جنبه مثبتشم نگاه کنم این عادتها برام مضر نیستن بلکه این نگرش من بوده که اونا رو مضر میدیده 

      وقتی غذا درحده نیاز میخورم معده ام اذیت نمیشه و حس سبکی دارم که باعث میشه بعده غذا نخوابم 

      هرچند هنوز تو ذهنم فرمولهای اشتباهی هست یکیش که الان بیحالم باید حتما یه چیزی بخورم که سرحال بشم 

      و یه چیزی که متوجه شدم من بیحال بودم باخودم گفتم برم بجای اینکه کیک یا یه چیز شیرین بخورم بجاش آب بخورم وقتی آب خنک خوردم کلا بدنم انگار شاداب وسرحال شد پس میتونم کنار حذف کردن عادتهای بد که هرچند با نگاه خودمون فک میکنیم بد هستن بلکه همه چیز توش خیر هس میتونم هم به مزیدهای عادتهامون توجه کنیم و باهاشون دوست بشیم هم میتونیم جایگزین کنیم با عادتهای مثبت تر 

      مثه اینکه وقتی حس میکنی گرسنه یا خسته هستی اولش بریم آب گوارا بخوریم خودمون حس میکنم که اون حس خسته چقدر سریع از بین میره 

      یا وقتی بعده غذا خوردن سریع خوابم میاد بیام بجای خوابید یه آب بصورتم بزنم و آهنگ شاد بزارم تا سرحال بشم اگه فقط بخواهیم عادت های کوچیک و مثبت تو زندگیمون تکرار کنیم و نگرش مونا به همه چی مثبت کنیم بنظرم زندگی برامون گلستان میشه خدایاشکرت به این افکار مثبت هدایتم میکنی 

      درپناه الله مهربانم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا