0

صلح با عادت مورد نظر (گام دوم – 2)

اندازه متن

چند بار تصمیم گرفتی یه عادت بد رو کنار بذاری؟ مثلا کمتر پرخوری کنی، شب‌ها زودتر بخوابی، یا دیگه از روی عصبانیت رفتار نکنی؟

📍 این جلسه ادامه مستقیم گام قبل است؛ اگه مزایای انتخاب عادتت رو هنوز مشخص نکردی، بهتره اول از اونجا شروع کنی.

اما یه جای راه، باز هم همون رفتار تکرار شد… و دوباره شروع شد: خشم، سرزنش، ناراحتی از خودت 😣

حالا وقتشه یه راه متفاوت رو امتحان کنی:

در صلح بودن با عادت‌ها 👉

در این جلسه، می‌خوام با زبون ساده برات توضیح بدم که چرا مبارزه با خودت کارساز نیست و چطور با ذهن آروم و پذیرش، می‌تونی عادت‌هات رو برای همیشه تغییر بدی.

در صلح بودن با عادت ها‍

شناسایی عادت بدون قضاوت 🕵️‍♀️🧘‍♂️

اولین قدم برای هر تغییری، شناخت عادته.

اما خیلی از ما این شناخت رو با قضاوت، شرم و سرزنش قاطی می‌کنیم 😓

کافیه دوباره یه رفتار تکراری ازت سر بزنه — مثلاً پرخوری، تنبلی، یا عصبانیت — و فوری با خودت بگی:

❌ «باز خراب کردم!»

❌ «من هیچ‌وقت درست نمی‌شم!»

❌ «چرا انقدر بی‌اراده‌م؟»

اما این نوع نگاه فقط تو رو از خودت دورتر می‌کنه…

✅ تو اومدی اینجا تا در صلح بودن با عادت‌ها رو یاد بگیری؛ یعنی دیگه نمی‌خوای با خودت بجنگی.

🪞 تصور کن جلوی آینه وایسادی و داری خودت رو نگاه می‌کنی. به جای فریاد زدن سر خودت، فقط خودت رو نگاه می‌کنی.

همین دیدن بی‌قضاوت، اولین نشونه صلحه ✨

در صلح بودن با عادت‌ها یعنی با خودت مثل یه دوست رفتار کنی، نه یه دشمن.

مثل یه معلم مهربون که وقتی شاگردش اشتباه می‌کنه، تحقیرش نمی‌کنه… بلکه با حوصله کمکش می‌کنه درس رو بفهمه 📚💛

✍️ این عبارت رو بنویس تا حسابی در ذهنت حک بشه:

«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»

و یادت باشه:

تغییر از لحظه‌ای شروع می‌شه که خودت رو همون‌طوری که هستی ببینی و بپذیری.

🌿 چون تو لایق صلحی… حتی با عادت‌هایی که دوستشون نداری.

💡 اگه دوست داری این مهارت «صلح با عادت» رو به‌صورت کامل و قدم‌به‌قدم با تمرین‌های عملی یاد بگیری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.

احساساتت تصمیم‌گیرنده واقعی هستن 🎭

تا حالا شده یه لحظه از شدت عصبانیت حرفی بزنی یا کاری بکنی که بعدش با خودت بگی:

«ای کاش اون حرفو نمی‌زدم…»

یا مثلاً بری سمت یخچال، یه دل سیر بخوری و بعدش حسرت بخوری که چرا دوباره کنترل از دستت خارج شد؟ 😓

💥 وقتی عصبانی یا مضطربی، مغزت می‌ره روی حالت «هشدار!»

در این حالت، عقل و منطق کم‌کم خاموش می‌شن و احساسات فرمان رو در دست می‌گیرن.

هرچی بیشتر بجنگی، بیشتر مغزت احساس خطر می‌کنه… و این یعنی تکرار همون عادت‌ها بدون اینکه فرصت فکر کردن داشته باشی.

💡 اما اگه به خودت یادآوری کنی:

🌀 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»

یه فضای امن و آروم توی ذهن‌ت ایجاد می‌کنی.

و توی این فضاست که مغزت می‌تونه از حالت دفاعی خارج بشه و منطقی‌تر تصمیم بگیره 🧘‍♀️

هر بار که وسوسه می‌شی برگردی به یه رفتار قدیمی،

به‌جای جنگیدن، فقط با آرامش بگو:

🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»

هر بار که احساس کردی می‌خوای خودتو سرزنش کنی،

یادآوری کن:

✨ «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم» ✨

✨ این جمله، مثل یه آغوش ذهنی‌ـه… بهت یادآوری می‌کنه که تو در مسیر رشدی، نه در مسیر تنبیه.

✅ و یادت باشه:

احساساتت اگر درست دیده و پذیرفته بشن، دشمن نیستن… راهنما هستن.

🌈 چون تو در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی، تصمیم‌هات هم هر روز آرام‌تر و آگاهانه‌تر می‌شن.

در صلح بودن با عادت‌ها یعنی چی؟ 🕊️

یعنی با خودت آشتی کنی…

نه به این معنا که از رفتار اشتباهت خوشحال باشی، بلکه یعنی بدون خشونت، بدون شرمندگی، بدون سرزنش، فقط بپذیری که این رفتار الان بخشی از توئه.

✅ در صلح بودن با عادت‌ها یعنی وقتی یه کار تکراری انجام دادی، به‌جای اینکه خودتو بکوبی، آروم بگی:

«باشه… این الان بخشی از منه. ولی قراره کم‌کم تغییر کنه. من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»

هر بار که بعد از یه رفتار احساس خشم یا نفرت از خودت می‌کنی، در واقع داری با خودت می‌جنگی.

و یادت باشه:

⚔️ هیچ‌کس با جنگیدن با خودش به صلح نمی‌رسه…

🌱 هیچ‌تغییری توی زمین خشونت‌آمیز رشد نمی‌کنه.

ولی وقتی خودتو با همه نقص‌هات، با همه رفتارهایی که هنوز اصلاح نشده، بپذیری، یه چیز عجیب اتفاق می‌افته:

💫 ذهنت آروم می‌شه… کنترل به‌جای اینکه توی دست عادت باشه، کم‌کم میاد سمت خودت.

✨ هر بار که جمله‌ی زیر رو با خودت تکرار کنی، در واقع داری انرژی جنگ رو خاموش می‌کنی و انرژی آرامش رو روشن:

🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.» 🌿

🧘‍♀️ پذیرش یعنی قدرت.

وقتی بپذیری، بدون اینکه حتی فشاری وارد کنی، قدرت از عادت گرفته می‌شه و به سمت خودت برمی‌گرده.

قدرتی که از جنس آگاهی، مهربانی و انتخابه… نه اجبار و ترس.

و تو لایق این قدرتی 💚

آموزش ذهنی

آموزش ذهن؛ دیدن، فکر کردن، نوشتن 🧠✍️

اگه بخوای یه عادت رو واقعاً تغییر بدی، فقط تصمیم گرفتن کافی نیست.

تو نمی‌تونی یه‌شبه فرمان ناخودآگاه رو عوض کنی. چون اون‌جا سال‌ها اطلاعات، احساسات و الگوهای تکراری ذخیره شده.

✅ برای اینکه تغییر وارد ناخودآگاهت بشه، باید سه گام ساده ولی مهم رو بارها تکرار کنی:

۱. دیدن یا شنیدن 🎧👁️

یعنی آموزش ببینی، گوش بدی، آگاه بشی.

هر چی بیشتر درباره عادت‌هات بدونی، بیشتر متوجه می‌شی که چرا انجامشون می‌دی و چطور می‌تونی تغییرشون بدی.

🌀 یادت باشه:

«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»

و همین یادگیری، خودش یه پیروزیه!

۲. فکر کردن 🤔🧩

فقط شنیدن کافی نیست. باید با خودت خلوت کنی، به اونچه شنیدی فکر کنی.

توی ذهنت مرور کنی:

«این عادت از کجا اومده؟ چرا تکرارش می‌کنم؟ چه احساسی بعدش دارم؟»

اینجا هم یادت باشه که فکر کردن بدون قضاوت، یعنی همون در صلح بودن با عادت‌ها 💗

۳. نوشتن ✍️📒

نوشتن یعنی ثبت آگاهی‌ها، مرور احساسات و ساختن مسیر جدید ذهنی.

وقتی چیزی رو می‌نویسی، در واقع به ذهن ناخودآگاه می‌گی:

“این برای من مهمه. لطفاً ذخیره‌اش کن.”

📝 تمرین روزانه بنویس:

«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم و هر روز بیشتر خودم رو می‌فهمم.»

این سه گام ساده، پایه‌ی آموزش ذهن هستن.

تو هر بار که ببینی، فکر کنی و بنویسی، یه قدم دیگه به تغییر پایدار نزدیک‌تر می‌شی 🌱

و این‌طوریه که آرامش جای خشم رو می‌گیره، و به‌جای جنگیدن با خودت، با خودت همراه می‌شی ✨

قدرت واقعی در صلح کردنه، نه جنگیدن 💪🕊️

❌ سال‌ها با چاقی جنگیدی…

❌ با پرخوری درگیر شدی…

❌ بارها با خودت عهد بستی که دیگه «نمی‌خورم»، «شروع می‌کنم»، «از فردا رژیم!»

ولی هر بار بعد از چند روز، برگشتی سر نقطه‌ی اول…

چرا؟ چون روش کار اشتباه بوده.

راهت همیشه از جنس نبرد بوده، نه پذیرش.

در تمام اون سال‌ها داشتی تلاش می‌کردی که با عادت‌هات بجنگی، نه اینکه باهاشون در صلح باشی.

✅ اما حالا وقتشه یه مسیر تازه رو تجربه کنی:

🌱 مسیر در صلح بودن با عادت‌ها

یعنی چی؟

یعنی به‌جای جنگیدن با پرخوری، فقط ببینیش.

یعنی وقتی وسوسه می‌شی چیزی بخوری که نمی‌خوای، نگـی:

«من آدم ضعیفی‌ام!»

بلکه بگی:

🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»

💡 وقتی رفتار اشتباهت رو بدون قضاوت، بدون خشم، فقط مشاهده می‌کنی، یه اتفاق عجیب می‌افته:

🧠 ذهن ناخودآگاهت کم‌کم متوجه می‌شه که دیگه این رفتار، لازم نیست تکرار بشه.

چون دیگه باهاش نمی‌جنگی؛ بلکه آروم‌آروم داری جاشو با آگاهی و پذیرش پر می‌کنی.

«در مسیر در صلح بودن با عادت ها بهتر است به مفاهیم ساده اما علمی در تغییر عادت‌ها مراجعه کنیم تا فهمیم چرا صرف اراده کافی نیست.»

🎯 در صلح بودن با عادت‌ها یعنی قدرت داشتن بدون فریاد

یعنی حرکت به‌سمت تغییر، بدون تنبیه

یعنی فهمیدن اینکه:

«من می‌تونم تغییر کنم، چون خودم رو همون‌طور که هستم پذیرفته‌ام.»

✨ این یعنی رهایی واقعی…

رهایی از چرخه‌ی تکرار – خشم – قضاوت – شکست

و ورود به چرخه‌ی جدید:

🔁 مشاهده – پذیرش – آموزش – تغییر

و تو این قدرت رو داری…

چون حالا دیگه می‌دونی مسیرت از جنس صلح و آگاهیه، نه اجبار و تنبیه.

💬 فقط کافیه هر روز با خودت تکرار کنی:

🌟 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.» 🌟

صلح، مسیری برای تغییر پایدار

تا اینجا با هم دیدیم که تغییر واقعی از دل آرامش میاد، نه فشار…

از درک و پذیرش، نه قضاوت و سرزنش.

سال‌ها با عادت‌هات جنگیدی…

نتیجه چی شد؟ تکرار پشت تکرار، خستگی، ناامیدی، و گاهی تنفر از خودت 😞

اما حالا وقتشه یه مسیر جدید رو انتخاب کنی:

🌿 در صلح بودن با عادت‌ها

وقتی می‌گی:

✨ «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»

در واقع داری به مغزت یاد می‌دی که دیگه لازم نیست برای تغییر، رنج بکشه…

لازم نیست با خودت بجنگی تا بهتر بشی.

بلکه می‌تونی با مهربونی، آگاهی و تمرین، قدم‌به‌قدم رشد کنی.

📝 تمرین پایانی امروز:

یک دفتر یا برگه بردار و بنویس:

  1. یکی از عادت‌هایی که هنوز داری و ازش ناراضی هستی.
  2. احساسی که معمولاً بعد از انجام اون عادت داری.
  3. حالا چند جمله با این ساختار بنویس:

«من این رفتار رو می‌بینم.

من خودم رو قضاوت نمی‌کنم.

من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»

🌈 این جمله رو هر روز، حتی اگر فقط یک دقیقه وقت داشتی، با صدای بلند بخون یا بنویس.

چون هر بار که تکرارش می‌کنی، یه آجر از دیوارهای جنگ با خودت پایین میاد، و یه گام به سمت صلح درونی نزدیک‌تر می‌شی.

💬 یادت نره…

صلح با خودت، هدیه‌ایه که فقط خودت می‌تونی به خودت بدی 🎁

و تو لایق آرامش، رشد، و تغییر پایدار هستی… چون تو

🌟 در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی 🌟

اگر تجربه‌ای از این مسیر داری یا این مقاله برات الهام‌بخش بود، حتماً توی نظرات بنویس؛ صدای تو برای ما مهمه ❤️

✍️ در ادامه، می‌ریم سراغ گام سوم: انعطاف در انتخاب.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.31 از 88 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22346
174 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۴/۰۲/۱۹ ۱۲:۴۵
      مدت عضویت: 796 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,095 کلمه

      عادات زیادی وجود داره که من دلم می‌خواد ترکشون بکنم یا اینکه جایگزینش بکنم 

      چون خوب جایگزین کردن مطمئناً بهتره 

      یعنی من همیشه سال‌ها می‌گفتم که چه آدم بی‌اراده‌ای هستم 

      مثلاً می‌گفتم چرا انقدر گوشی دست می‌گیرم 

      بعد خودم مجبور کردم گوشی رو بذارم کنار می‌گفتم خب که چی بشه الان الان چیکار کنم مثلاً 

      بعد دیدم مشکل اینکه جایگزین مناسب براش پیدا نکردم 

      یعنی مثلاً الان که شروع کردم یوگا و مدیتیشن انجام میدم حدوداً روزی ۲۰ دقیقه وقتمو می‌گیره 

      نمیگم اینترنت نرم 

      خود به خود وقتی میرم سراغ اونا ۲۰ دقیقه از وقتی که قبلاً برای اینترنت می‌ذاشتم رو گذاشتم برای اون کار 

      در نتیجه به نظر من به جای ترک عادت ما باید دنبال جایگزینی باشیم اول ۳۰ دقیقه میری اینستا 

      این بار ۲۰ دقیقه میری اینستا ۱۰ دقیقه پادکست گوش میدی 

      دفعه بعدی می‌بینی ۱۰ دقیقه رفتی اینستا ۱۰ دقیقه پادکست گوش دادی ۱۰ دقیقه اومدی مثلاً اینجا مطلب نوشتی 

      خود به خود همه چی درست میشه 

      و اما در مورد مسئله عادت: 

      من برای چاق شدنم عادات بسیار زیاد نادرستی داشتم 

      که اول از همه باید بگم که من این عادات رو داشتم یعنی تقصیر هیچکس نیست و تعهدش رو ۱۰۰ درصد می‌پذیرم 

      درسته که توی بچگی پدر من اصرار داشت که بخور بخور بخور اما وقتی بزرگتر شدم این خودم بودم که تصمیم گرفتم بیشتر از نیاز بدنم بخورم 

      و اما عادات :

      ۱. ریزه خواری 

      ۲. وعده غذایی اصلی رو کم خوردن و بعد سراغ هله‌هوله رفتن 

      ۳. تند غذاخوردن 

      ۴. آب کم خوردن 

      ۵.همه چی باهم خوردن 

      ۶. ته مونده غذاها رو خوردن مثلا غذای بچه بجای اینکه بریزم دور یا برش دارم برای یک ساعت بعدش

      ۷. تموم  کردن غذام به زور چون اسرافه یا گوشت توشه🥲

      ۸. افراط و تفریط با رژیم سخت و بعد ول کردن رژیم و انتقام با پرخوری 

      ۹. جمع نکردن خوراکی بعد از خوردن و موندش دم دست ( خدایی این خیلی تاثیر داره چون جلو چشمه هربار رد میشی یه دونه برمی‌داری) 

      ۱۰. حالا که دیگه صبح زیاد خوردم پس امروز خراب شده پس تا شب همین فرمون میرم 

      ۱۱. اضطراب و بی برنامگیم که دست داد به دست افسردگی و خودش واقعا کورتیزول ترشح می‌کنه و عامل چاقیمه

      ۱۲. نداشتن تحرک 

      ۱۳. نخوردن میوه و سبزیجات 

      ۱۴. ترس از اینکه اگر کم بخورم گشنه میشم اگر گشنه بشم زخم معده میگیرم!!! ( بچه ها واقعا حرف پدر و مادر رو باور می‌کنن…) 

      باز هم هست ولی طولانی میشه….

      برای تمام این‌ها دلیل دارم من فایل‌های چالش رو گوش دادم خیلی فکر کردم 

      می‌تونم برای تک تک این عادت‌ها بگم که چی پشتش بود و اون موقع چه فایده‌ای برام داشت مثلاً فرض کنید تند غذا خوردن. 

      صبح‌ها باید می‌رفتم مدرسه بنابراین باید تند غذا می‌خوردم که به سرویس برسم از اون طرف بعد از ظهرا کلاس فوق العاده داشتیم باید تند غذا می‌خوردم که هم به ناهار برسم هم به نماز 

      از اون طرف شب چون خیلی گشنه بودم خوابمم میومد تند غذا می‌خوردم که فقط زودتر تموم شه بخوابم پس تند غذا خوردن به من کمک می‌کرد که زودتر به کار بعدی برسم 

      انگار که خود غذا خوردن کار مهمی نیست و یه اجباره 

      همین جا لازمه یه نکته بگم که من کلاً آدم عجولی هستم و به خاطر همین هم همیشه کارهامو نصف نیمه ول می‌کنم میرم سراغ کار بعدی و به خاطر همین هم خیلی آدم بی‌ دقتی هستم و اینکه با اینکه از صبح تا شب کار می‌کنم وقتی کسی میاد خونمون فکر می‌کنه از صبح تا حالا هیچ کاری نکردم 

      به خاطر همین مشکل عدم تمرکزمه 

      سر غذام تمرکز ندارم یعنی می‌خورم بعد بلند می‌شم بعد دوباره می‌بینم سیر نشدم دوباره گشنمه دوباره ناخنک می‌زنم دوباره می‌بینم ای بابا آب نخورده بودم….

      در صورتی که می‌تونم یک بار بشینم در آرامش غذام رو بخورم انرژی رو به بدنم برسونم بالاخره غذا خوردنم یه کاره 

      حتماً که نباید هسته اتم بشکافی که کار مهم بکنیم 🤔🤣

      همین عادت ریزه‌خواری هست…

      راستش من خیلی آدم اجتماعی بودم بعد دوران راهنمایی رفتم یه مدرسه‌ای که یه مقداری بچه‌هاش یه جوری بودن زیادی باکلاس بودن😏 زیاد باهام صمیمی نشدن…

      بعد من خیلی زنگ‌های تفریح احساس تنهایی می‌کردم 

      از طرفی هم از صبح زود تا ساعت ۲ اینا مدرسه بودیم 

      مجبور بودم هی ریز ریز ریز چیز بخورم که هم تنهاییمو پر کنم هم تا موقع ناهار گرسنه نشم 

      بعداً این عادت ریزه.خواری یه جاهای دیگه هم تو زندگی به کارم اومد

      یه مدت به خاطر دانشگاه تنها زندگی می‌کردم بعد از دانشگاه میومدم حال نداشتم غذا درست کنم یا از قبلشم انقدر استرس درس و اینا داشتم حال نداشتم غذا درست کنم 

      ریزه‌خواری‌ها اون موقع کمکم می‌کرد مثلاً الان یه کیک و شیر بخورم یه ساعت بعد یه کاسه تخمه بخورم یه ساعت بعدش موز بخورم دوباره بیام به پفک ناخنک بزنم 

      خیلی برام مهم بود که مورد تحسین پدر و مادرم قرار بگیرم و یکی از مواردی که پدر و مادرم همیشه بهم اصرار داشتن این بود که حتی یه دونه برنج هم اگه تو بشقابت بمونه اون دنیا میری جهنم به خاطر اینکه می‌خواستم آدم خوبی باشم و اسراف نکنم و نرم جهنم خب همیشه فکر می‌کردم خیلی اخلاق خوبی دارم که غذام رو تا ته می‌خورم.‌. 

      من تمام عادات اشتباهم رو با آغوش باز می‌پذیرم مطمئنم اون موقع با اون دانشی که اون زمان داشتم 

      فکر می‌کردم که دارم کار درستی رو انجام میدم

      بنظر خودم داشتم بهترین کار رو انجام می‌دادم …

      الان هم با توجه به دانشی که به دست آوردم با توجه به آموزه‌های استاد 

      کارهایی را انجام میدم که فکر می‌کنم درسته…

      پس برای اولین بار در مورد عادات هم بدون عذاب وجدان صحبت کردم 

      عادات بوده به خاطر اینکه اون طرز فکر بوده 

      طرز فکرم عوض بشه عاداتم عوض میشه عادات جدید به وجود میاد عادات غلط خود به خود از بین میره….

      راستش از این چالش خیلی خوشم اومد

      هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که چاقی برای من چه فایده‌ای داره 

      مثلاً بعضی از هم سنهام هستند که خیلی هم لاغرن..

      اما چربی خون دارند. یا مثلاً چون چاق نمیشن دیگه فست فود و هله‌وهوله زیاد می‌خورن…

      عذر می‌خوام عذر می‌خوام یه بنده خدایی بود خیلی لاغر بود چسبندگی روده گرفته بود از بس از این مواد چیپس و پفک و فست فود خورده بود 

      یا مثلاً کسی رو می‌شناسم که از بس شیرینی و شکلات می‌خوره چربی خون بالا گرفته با اینکه خیلی خیلی لاغره 

      یعنی همه چیز که چاقی و لاغری نیست 

      شاید اصلاً یه دوره‌ای تو زندگیم چون تو بچگی لاغر بودم فکر می‌کردم اگه چاق باشم قدرتمندم 

      چون چاق بودم سالم بودم 

      مواد غذایی رو می‌خوردم همه جور غذایی می‌خوردم بد غذا نبودم که هی ایراد بگیرم 

      حتی خیلی از دوستام تو بارداریشون فشار خون و دیابت بارداری گرفتند اما من چون از قبلش چاق بودم و می‌خواستم وزنم زیاد بالا نره و از دیابت بارداری و فشار خون و اینا می‌ترسیدم خیلی رعایت می‌کردم آخرم خدا یه بچه سالم و خوب بهم داد تازه خودم هم اضافه وزن پیدا نکردم. برگشتم همون ۸۲ خودم…

      خدارو شکر که با این سایت آشنا شدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم